﻿WEBVTT

00:00:05.673 --> 00:00:07.958
...آنچه گذشت

00:00:08.776 --> 00:00:10.384
خانودشون رو از بین بردم

00:00:10.444 --> 00:00:12.603
دارلین قبل از این که بره ویسکانسین بهم گفت

00:00:12.646 --> 00:00:16.701
.به این خاطر میره که می دونه منم از "دیانا"مراقبت می کنم

00:00:16.750 --> 00:00:19.237
.به "سای" اعتماد نداشت ولی به من اعتماد داشت

00:00:19.287 --> 00:00:21.634
.بهم اعتماد داشت ولی من از بین بردمش

00:00:21.689 --> 00:00:23.672
....یه شب

00:00:26.194 --> 00:00:28.340
اتفاق افتاد

00:00:28.396 --> 00:00:31.360
تفریبا دوباره سکس داشتیم ولی اون گفت که باید دیگه این کار رو نکنیم

00:00:31.399 --> 00:00:34.983
گفتش که زندگی جفتمون رو از بین می بره اگر به بیرون درز پیدا کنه

00:00:35.035 --> 00:00:38.129
.بگو دیگه! اون سعی کرده خودش رو بکشه یا نه

00:00:38.172 --> 00:00:41.265
تفاوتی وجود داره بین این که مراقب نباشی یا

00:00:41.309 --> 00:00:43.354
بخوای خودکشی کنی

00:00:52.653 --> 00:00:53.618
سلام

00:00:54.288 --> 00:00:56.444
.مطمئنم دلربا شدم

00:01:01.695 --> 00:01:04.245
هنوزم برام نصف شبه

00:01:04.298 --> 00:01:06.993
کاملا خسته شدم

00:01:07.034 --> 00:01:10.584
.دیشب توی یه پارتی توپی بودم

00:01:10.638 --> 00:01:12.465
.همین جوری ادامه داشت

00:01:12.506 --> 00:01:17.115
کل شب رو بیدار بودم و بعدش پیاده تا اینجا اومدم

00:01:17.178 --> 00:01:19.069
،بدون غذا، بدون خواب

00:01:19.113 --> 00:01:21.746
دیگه تموم شدم

00:01:22.850 --> 00:01:26.905
تا حالا تو عمرم انقدر ننوشیده بودم

00:01:26.954 --> 00:01:30.260
...اون جا یه نفری بود، یه نفر جدید

00:01:30.858 --> 00:01:33.054
چشم خمار

00:01:33.727 --> 00:01:37.989
همین جوری با شات های "تاکیلا" می چرخید
مجبورم می کرد بخورشمون

00:01:38.031 --> 00:01:41.158
...من باید

00:01:42.703 --> 00:01:46.196
.نمی دونم
.تا حالا تو عمرم این جوری مست نشده بودم

00:01:53.908 --> 00:02:02.547
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:02.571 --> 00:02:07.871


00:02:07.880 --> 00:02:09.433
- ترجمه نشده -

00:02:12.099 --> 00:02:13.731
باید درشون بیارم. اشکال نداره؟

00:02:14.202 --> 00:02:18.261
نه اصلا، دستات سالم شدن

00:02:18.306 --> 00:02:21.102
دیوونه کنندست که یه نفر چه قدر زود به چیزا عادت می کنه

00:02:21.141 --> 00:02:24.528
وقتی دستام توو گچ بود، این جوری بود که انگار قسمتی از من هستند، می دونی؟

00:02:25.913 --> 00:02:28.980
انگار یه هیولا به دنیا اومدم

00:02:29.016 --> 00:02:34.195
حالا، دو روزه که بازشون کردم، این جوری که، گچ گرفتی؟  کدوم گچ؟

00:02:36.357 --> 00:02:37.004
.اوه...نمی تونم باور کنم خریدمشون

00:02:38.926 --> 00:02:41.618
...کفشایی خریدم که اساسا نباید می خریدم و، حالا که خریدم

00:02:43.431 --> 00:02:56.176
اونا جوریت می کنن که بخوای بالا بیاری، مگه نه؟

00:02:56.344 --> 00:03:02.567
.تقصیر تو که من اونا رو خریدم، می دونی
چرا؟

00:03:02.650 --> 00:03:03.868
.مامانم هفته پیش من رو برد خرید

00:03:05.619 --> 00:03:08.883
فکر کردم که سعی داره مادرانه یا یه چیزی تو این مایه ها باشه

00:03:08.956 --> 00:03:15.380
کاشف به عمل اومد که اونجا به این خاطر بودیم که تو بهش گفته بودی
.می خواستم خودم رو بکشم

00:03:15.404 --> 00:03:16.604
این چیزی که من گفتم نیست، سوفی

00:03:16.628 --> 00:03:18.428
آره حالا هرچی
نه، سوفی

00:03:18.452 --> 00:03:20.009
راستش، من هرگز اینو نگفتم

00:03:20.033 --> 00:03:22.020
.حالا هر چی

00:03:22.069 --> 00:03:24.568
باشه

00:03:24.605 --> 00:03:26.746
به هر حال، منم این ژاکت رو برداشتم

00:03:27.308 --> 00:03:29.792
این چیزه ارتشی، البته که اون متنفر بود

00:03:30.611 --> 00:03:34.229
بعدش، به عنوان تنبیه، بهم گفت باید چیزی رو انتخاب کنم که زنونه تر باشه

00:03:35.649 --> 00:03:42.913
اون کفشای باربی رو برداشت در حالی که من تو پیشخون آرایش گاه داشتم وانمود می کردم دارم اوغ می زنم

00:03:43.023 --> 00:03:48.798
،اگر می دونستم تو بهش زنگ زدی
هرگز به خرید نمی رفتم

00:03:48.929 --> 00:03:52.196
.و بعدش تعجب کرد که چرا از سالن فرار می کنم تا باهاش باشم

00:03:52.266 --> 00:03:53.248
،منظورم اینه، بدون اون بودن

00:03:53.501 --> 00:03:55.692
تا می شه ازش فاصله بگیرم

00:03:56.670 --> 00:03:59.786
.تولد قبلیه من بهم  یه دونه کرست داد

00:03:59.873 --> 00:04:02.575
کرست برای تولدم؟

00:04:02.610 --> 00:04:05.280
مثل این که تبدیل به ذغال بشی

00:04:05.346 --> 00:04:07.966
بدتر از این که ذغال بشی
حداقل می تونی ذغال رو آتیش بزنی

00:04:08.835 --> 00:04:10.086
(خندیدن)

00:04:10.751 --> 00:04:14.828
. . . از ااون چیزای عجیبو غریب با چرخش و پردار. می دونی

00:04:16.924 --> 00:04:20.542
نصف کرست، نصف ماشین

00:04:20.594 --> 00:04:25.792
.اون دوست داره من هم یه جورایی از اون تشویق کننده ها باشم

00:04:25.899 --> 00:04:28.173
می دونی چرا اون از این که من ژیمناستیک کارم متنفره؟
چرا؟

00:04:28.221 --> 00:04:30.614
به خاطر سینه هام
اوه

00:04:30.658 --> 00:04:33.700
.فکر می کنه که مانع رشدشون می شه

00:04:33.741 --> 00:04:36.512
"سینه هات رشد نمی کنن. از بدنت متنفر می شی"

00:04:36.551 --> 00:04:39.546
".زشت می شی. فقط این چیزا براش مهمه"

00:04:40.448 --> 00:04:42.790
بخواد یا نخواد من چار تیکه استخون رشد می کنم

00:04:43.617 --> 00:04:46.790
،پس من سینه های بزرگ نخواهم داشت
کی براش اهمیت داره؟

00:04:47.755 --> 00:04:50.048
،باید برات خیلی سخت باشه
همیشه دوری کردن از مادرت

00:04:53.226 --> 00:04:55.132
.اتفاقا برعکسش، ازش لذتم می برم

00:04:56.930 --> 00:04:59.215
اوه، واقعا؟ چرا؟

00:05:00.968 --> 00:05:06.027
.چند دقیقه پیش گفتی که تو از سالن فرار می کردی برای اینکه با اون باشی

00:05:09.176 --> 00:05:13.865
چه قدر فوق العاده، دکتر فروید
هر منظوری که شما از حرف های من برداشت کردی

00:05:17.451 --> 00:05:19.768
...شاید معناش این باشه که

00:05:20.688 --> 00:05:26.666
.مهمه نیست من چه کار می کنم، من نمی تونم از دستش خلاص بشم

00:05:26.760 --> 00:05:29.104
اومم

00:05:29.129 --> 00:05:30.584
،شاید معناش این باشه که

00:05:31.732 --> 00:05:36.160
تا تو رو مورد توجه مادرت حفظ کنه

00:05:36.269 --> 00:05:39.752
تو احساس می کنی باید فرار کنی

00:05:42.142 --> 00:05:43.344
این اصلا منطقی نیست

00:05:43.777 --> 00:05:48.245
.تو مثل تخم مرغ شانسی می مونی
(هر دفعه یه چیزی می پرونی)

00:05:48.281 --> 00:05:55.326
تا حالا شده بوده قبلا کفشای این طوری بپوشی؟
اوه، آره، همیشه.منظورم اینه، مگه تو نمی پوشی؟

00:05:55.456 --> 00:05:58.568
این نوع پاشنه پشتت رو بالا می بره و به ساقه پاهات شکل می ده. و اون واجبه

00:06:00.928 --> 00:06:01.948
.من شدیدا بهت پیشنهاد می کنم تو هم یه جفت بگیری، پاول

00:06:03.096 --> 00:06:07.706
حتما یادم باشه اون کار رو بکنم

00:06:07.835 --> 00:06:11.134
خب چرا تو دیشب اونا رو پوشیدی؟

00:06:13.140 --> 00:06:15.753
نمی دونم

00:06:15.823 --> 00:06:19.001
واقعا؟  نظری نداری؟

00:06:19.079 --> 00:06:20.661
نه؟

00:06:21.336 --> 00:06:22.461
اومم

00:06:22.483 --> 00:06:27.383
تو من رو یاد کفشای "دروتی" انداختی

00:06:27.455 --> 00:06:29.674
دروتی" کیه؟  "
"The Wizard Of Oz" از فیلم
(فیلمی که در سال 1939 توسط مترو گلدوین ساخته شده)

00:06:29.723 --> 00:06:32.308
.اوه، یه جوری گفتی "دروتی"انگار که یکی از دوستاته

00:06:33.590 --> 00:06:35.813
چیزی مثل کفشای "دروتی"وجود نداره

00:06:35.863 --> 00:06:39.964
.دروتی"باحال بود.کفشای اون طرح قدیمی بودن"

00:06:40.067 --> 00:06:42.157
اوم

00:06:42.202 --> 00:06:44.645
اوه، نه
چیه؟

00:06:44.672 --> 00:06:46.716
"لطفا نگو"هیچ جا مثل خونه آدم نمی شه

00:06:46.740 --> 00:06:49.800
چون اگه بگی، شاید مجبور بشم رو همه جای مبلت بالا بیارم

00:06:50.827 --> 00:06:52.579
اون چیزی که من می خواستم بگم این بود که "درتی" متوجه شد می تونه بره خونه

00:06:54.882 --> 00:07:00.396
.هر موقع که بخواد، با یا بدون کفشاش

00:07:00.521 --> 00:07:02.239
چرا تو مثل بچه ها با من برخورد می کنی؟

00:07:02.292 --> 00:07:04.439
...من

00:07:04.492 --> 00:07:07.155
...من معذرت می خوام اگر

00:07:09.630 --> 00:07:11.676
"اگر این جوری به نظر اومد، "سوفی

00:07:11.732 --> 00:07:16.266
من واقعا قصدش رو نداشتم

00:07:16.369 --> 00:07:18.706
خب، هنوز ازت امتحان نگرفتن؟

00:07:18.739 --> 00:07:19.897
نه هنوز

00:07:20.741 --> 00:07:23.403
من یه احساس دارم که می گه تو امتحانت رو به خوبی می دی

00:07:23.443 --> 00:07:27.431
منم همین انتظار رو دارم

00:07:27.515 --> 00:07:30.274
،پس، مادرت این کفشا رو برات خرید

00:07:30.350 --> 00:07:32.759
.تو ازشون متنفری ولی هنوز می پوشیشون

00:07:32.820 --> 00:07:34.465
چرا؟

00:07:34.488 --> 00:07:36.651
من کاملا یه بازنده ام

00:07:36.690 --> 00:07:40.862
"اما، هی، چرا به مادر من زنگ نمی زنی و بگی، سلام، مادر "سوفی

00:07:40.928 --> 00:07:41.676
،سوفی اون کفشایه باربی که براش خریدی رو می پوشه"

00:07:43.463 --> 00:07:46.484
به یه بار رفته، نصف تیم المپیک ژیمناستیک امریکا رو پیچونده"

00:07:46.534 --> 00:07:51.712
و حالا هم قراره خودش رو بکشه؟

00:07:54.575 --> 00:07:58.252
چرا در هر صورت این کار رو می کنی؟  چرا بهش زنگ می زنی؟

00:07:58.311 --> 00:08:01.694
چون من برای تو نگران بودم

00:08:01.782 --> 00:08:04.282
ناگهان همه حالا دیگه نگران من شدن

00:08:04.317 --> 00:08:05.510
به "سای" هم زنگ زدی؟

00:08:06.019 --> 00:08:10.503
اونم تبدیل شده به مادر بزرگم
اجازه بهم نمی ده تا تمرین کنم

00:08:10.591 --> 00:08:16.605
اون مجبورم می کنه تا با بچه های 10 ساله کلاس رو بگذرونم. واقعا مسخرست

00:08:16.697 --> 00:08:18.846
اوه، حالا یادم افتاد که چی می خواستم بهت بگم

00:08:18.866 --> 00:08:21.500
عجیبترین چیزی که اون روز تو سالن اتفاق افتاد

00:08:21.569 --> 00:08:26.348
،در عین این که تمرین نمی کردم
فقط با تماشا کردن مجذوب چیزا شده بودم

00:08:26.406 --> 00:08:29.110
به خاطر این که من این مشکل قدیمی با پنجه پام دارم

00:08:29.138 --> 00:08:31.950
.پنجه پام می ره لبه میله وقتی که قصد دارم یه حرکت سخت رو بزنم

00:08:31.979 --> 00:08:36.692
.به خاطر اینه که من طبیعتا زانو های شلی دارم
.زانوی من، شکلشون تو رفته ان

00:08:36.750 --> 00:08:41.120
.برای اینکه مستقیم به نظر بیان باید پاهام رو به سمت بیرون کج کنم

00:08:41.188 --> 00:08:43.714
.که برای "باله" خوبه ولی برای ژیمناستیک بده

00:08:44.858 --> 00:08:48.405
.فقط یکی از انگشت پاها در جای اشتباه قرار بگیره می تونه باعث از دست رفتن حرکت بشه

00:08:48.461 --> 00:08:50.938
.دارم درباره مدالها اینجا صحبت می کنم

00:08:50.998 --> 00:08:53.400
خب، به هر حال، من روی میله هستم، درسته؟

00:08:54.501 --> 00:08:56.548
،و دارم شبونه تمرین می کنم

00:08:56.604 --> 00:09:00.908
.گرچه بدنه من هنوز توانش رو نداره

00:09:00.974 --> 00:09:02.782
...مثل اینه که

00:09:02.810 --> 00:09:04.663
وقتی من بچه بودم و عادت داشتم به خودم گرسنگی بدم

00:09:05.646 --> 00:09:08.040
،و اوجا این دوران وجود داشت
،معمولا در صبح گاه

00:09:09.016 --> 00:09:12.685
.جایی که من واقعا، واقعا گرسنه بودم

00:09:12.786 --> 00:09:20.135
.می دونی، انقدر گرسنه بودم که فکر می کردم معدم شروع کنه به خوردن بقیه خودم

00:09:20.227 --> 00:09:21.441
و بعدش از بین می رفت

00:09:22.195 --> 00:09:25.848
ناگهان، مثل خاموش کردن کلید چراغ

00:09:25.933 --> 00:09:29.130
و من احساس کردم که روی ابرها غوطه ورم

00:09:29.169 --> 00:09:31.506
این بار با درد یکی بود

00:09:31.538 --> 00:09:33.374
،من کنارش زدم تا این که محو شد
کاملا ناگهانی

00:09:35.909 --> 00:09:39.096
و بعدش احساس کردم که اصلا بدنی ندارم

00:09:39.146 --> 00:09:46.610
.انگار که من در مرکز چرخش بودم

00:09:46.787 --> 00:09:49.546
بنابراین دیروز من قدم زنان رفتم سالن

00:09:49.589 --> 00:09:51.328
.و رفتم روی میله

00:09:51.358 --> 00:09:53.748
.همه شکه شده بودن و من این سکوت رو در اطرافم احساس می کردم

00:09:55.162 --> 00:09:57.708
.سوفی، مراقب باش، لطفا
،بعدش یه چیزی درون من

00:09:57.765 --> 00:10:01.400
"یه صدای کوچیک گفت، "اثبات کن

00:10:01.468 --> 00:10:03.576
بنابراین من اولین حرکت رو شروع کردم

00:10:03.603 --> 00:10:04.865
.اینجا، بهت نشون می دم
نه "سوفی"، لطفا مراقب باش

00:10:08.433 --> 00:10:09.989
. این خطرناکه
ترسو نشو "پاول". من خوبم

00:10:10.010 --> 00:10:19.710
خب بنابراین، من اولین حرکت رو شروع کردم

00:10:19.853 --> 00:10:23.179
،و وقتی برگشتم و پام رو نگاه کردم
اونها درست روی میله بودن

00:10:23.223 --> 00:10:24.209
چیزه مهمی نبود ولی من این رو نوعی نشانه دونستم

00:10:26.794 --> 00:10:30.477
.بعدش، همه گفتن که "سای"کاملا شوکه شده بوده و نمی تونسته نفس بکشه

00:10:30.530 --> 00:10:38.976
.خب، شرط می بندم همین طور بوده
و من یه پرش به سمت عقب زدم

00:10:39.106 --> 00:10:42.708
عالی فرود اومدم
باورنکردنی بود

00:10:42.743 --> 00:10:44.950
من برگشتم به سمت نیمکتا انگار که چیزه خاصی نبوده

00:10:46.113 --> 00:10:48.019
...من چشم همه رو از پشت احساس می کردم و می خواستم بچرخم و

00:10:51.051 --> 00:10:54.270
و چی؟
هیچی

00:10:54.354 --> 00:11:00.725
نه، یالا، بهم بگو

00:11:00.861 --> 00:11:03.245
،می خواستم با دوتا دستام بهشون بیلاخ بدم

00:11:03.296 --> 00:11:06.071
"مثل این که"همتون رو گاییدم و گوره بابای همتون

00:11:06.099 --> 00:11:07.830
(خندیدن)

00:11:07.868 --> 00:11:08.501
فکر می کردم که این جمله این جوری استفاده می شه
"گوره بابای همه کسو همه چیزت با هم"
(در جمله ای که سوفی به کار می بره از لغت ماهی و شنا کردن استفاده می کنه در صورتی که درستش استفاده کردن از لغت اسب و روندنش هست که یه اصطلاحه و پاول متذکر می شه)

00:11:12.172 --> 00:11:13.484
نه تو کتاب من

00:11:13.941 --> 00:11:24.378
تو کتاب من یه ماهیه

00:11:26.854 --> 00:11:28.419
چی شده، "سوفی"؟

00:11:29.256 --> 00:11:32.843
مشکل چیه؟
حالم خوب نیست

00:11:32.926 --> 00:11:35.500
یه ذره آب می خوای؟

00:11:35.562 --> 00:11:35.961
درد احساس می کنی؟

00:11:38.331 --> 00:11:39.591
.یه ثانیه صبر کن

00:11:40.333 --> 00:11:44.618
.فقط صبر کن، از بین میره

00:11:55.482 --> 00:11:59.538
"تمومش کن، "سوفی

00:11:59.619 --> 00:12:01.456
.تمومش کن
نه، چیه؟

00:12:07.227 --> 00:12:08.072
.سوفی"، بهم نگاه کن"

00:12:09.729 --> 00:12:14.529
.لطفا

00:12:17.537 --> 00:12:18.645
چی شده؟

00:12:22.776 --> 00:12:26.566
چی اونجا داره می گذره؟

00:12:26.613 --> 00:12:34.220
.بهم بگو

00:12:34.354 --> 00:12:38.403
نزدیکای "دو صبح"، من رو برد به اتاق خودش
کی این کار رو کرد؟

00:12:38.458 --> 00:12:40.258
"همون جدیده با "تاکیلا

00:12:40.961 --> 00:12:44.420
...اون اهل "مینیسوتا" یا "میشیگان" یا یه جایی، و

00:12:44.497 --> 00:12:47.905
اون یه ژیمناست بی نظیره

00:12:48.001 --> 00:12:49.074
اون می خواست سکس کنه

00:12:49.769 --> 00:12:52.613
اون نمی تونست "شق" کنه

00:12:52.672 --> 00:12:54.469
خیلی هم خسته بود

00:12:56.043 --> 00:12:58.182
و بعدش اون آماده شد و بعدش سکس داشتیم

00:12:58.245 --> 00:13:00.327
و من هیچی احساس نکردم

00:13:02.850 --> 00:13:03.902
مثل همیشه

00:13:04.852 --> 00:13:07.400
کاملا هیچی

00:13:11.258 --> 00:13:20.072
بعدش او گفت که من انگار کسی رو کردم که ازش سوء استفاده جنسی شده

00:13:20.300 --> 00:13:24.859
مردم آزار

00:13:24.905 --> 00:13:25.944
متاسفم، ادامه بده

00:13:26.206 --> 00:13:31.070
،رفتیم به خونه دخترا
اتاقی که بعضی اوقات توش می مونم

00:13:31.845 --> 00:13:36.635
سعی کردم بخوابم ولی نتونستم به حرفی که بهم زده فکر نکنم

00:13:36.716 --> 00:13:41.237
...ترسیدم که اگر خوابم ببره نتونم سره موقع پاشم بیام اینجا، بنابراین

00:13:41.288 --> 00:13:43.710
و وقتی چشمام رو بستم این عکس های وحشتناک رو دیدم

00:13:44.791 --> 00:13:48.862
چی؟
انگار. ... هر چی اطرافم بود داشت از هم می پاشید

00:13:48.929 --> 00:13:53.790
.می دونی،تجزیه شدن، تبدیل شدن به خاکستر درست جلوی چشمات

00:13:54.801 --> 00:13:57.150
.و من خودم رو مجبور کردم تا به یه چیزه زیبا و خوب فکر کنم

00:13:58.005 --> 00:14:01.560
.مثل یه مرتع در نور خورشید و برای اینکه اونجا حفظش کنم، اون عکس

00:14:03.977 --> 00:14:10.596
. اما به محض این که به خواب می رفتم اون مرتع از بین می رفت. وحشتناک بود

00:14:10.683 --> 00:14:17.201
. و بنا به دلایلی من رو یاد تصادفم می انداخت. نمی دونم چرا

00:14:17.257 --> 00:14:20.422
...ازش می ترسیدم، اگر خوابم می برد، رویایی درباره تصادف می دیدم، بنابراین

00:14:22.007 --> 00:14:26.706
،بلند شدم و خیلی اروم تا ایستگاه اتوبوس اومدم

00:14:27.914 --> 00:14:29.959
بعد از اون، در واقع، خودم رو آروم کنم

00:14:31.638 --> 00:14:35.292
.اتوبوس هنوز راه نیفتاده بود،خب من روی نیمکت نشستم

00:14:37.444 --> 00:14:38.673
آره؟  و چی؟

00:14:41.581 --> 00:14:46.016
تو چه فکری بودی وقتی روی نیمکت نشسته بودی؟

00:14:46.086 --> 00:14:54.840
.من تو فکر "دینا" بودم

00:14:54.928 --> 00:14:57.197
.نمی تونستم نفس بکشم

00:14:57.230 --> 00:15:00.106
،شب تصادف، وقتی خونه "دارلین" رو ترک کردم و سوار موتور شدم

00:15:01.468 --> 00:15:04.659
.خیلی ناگهانی نمی تونستم نفس بکشم

00:15:04.704 --> 00:15:08.396
گلوم بسته شده بود

00:15:08.441 --> 00:15:12.154
...اونجا یه نقطه کوره برا دور زدن در انتهای تپه هست. وقتی من

00:15:12.212 --> 00:15:15.925
.... رفتم دورش، یه ماشین سفید، تقریبا بهم زد و

00:15:15.983 --> 00:15:18.448
.یادم نمیاد، ادامه بده سوفی

00:15:18.485 --> 00:15:19.217
.چه اتفاقی با ماشین سفید افتاد؟ یادم نمیاد

00:15:21.221 --> 00:15:22.405
. لطفا. این مهمه. چیزه دیگه ای یادم نمیاد

00:15:25.025 --> 00:15:31.995
مجبور نیستی این کار رو تنهایی انجام بدی
منم نمی خوام

00:15:38.871 --> 00:15:44.934
ادامه بده

00:15:45.012 --> 00:15:46.086
صندلیم داشت آزارم می داد

00:15:49.149 --> 00:15:52.983
موتور "سای" بود،یه موتور مردونه،خب یه صندلیه باریک داشت

00:15:53.020 --> 00:15:57.791
به این خاطر اذیتم می کرد

00:16:00.060 --> 00:16:04.538
وقتی به نقطه کور پیچ رسیدم،یه ماشین سفید اومد نزدیک و تقریبا بهم زد

00:16:05.965 --> 00:16:07.425
روش براق بود بنابراین دید من رو کور کرد

00:16:07.456 --> 00:16:10.924
از سمت من منحرف شد و صدای بوق ماشین و ... خیلی عجیب بود

00:16:13.640 --> 00:16:14.831
جاده یه جورایی شروع کرد به سمت من اومدن

00:16:16.343 --> 00:16:18.951
...یه جورایی بهم خیلی سریع حمله کنه،مثل اینکه از جایی خیلی بلند بیافتم و

00:16:26.986 --> 00:16:28.110
می خواستمش

00:16:31.724 --> 00:16:34.521
می خواستم یه صدای خیلی بلند بووم بشنوم و بعدش می خواستم هیچی نشنوم

00:16:46.339 --> 00:16:47.767
دارم تلاش می کنم خودم رو بکشم

00:16:55.748 --> 00:16:58.828
من یه لعنتی عجیبم

00:17:06.826 --> 00:17:15.704
تو عجیبو غریب نیستی

00:17:20.107 --> 00:17:27.182
بعدش چی شد؟

00:17:27.247 --> 00:17:29.794
این جوری بود که انگار قبلا رخ داده باشه

00:17:31.851 --> 00:17:36.695
به محض این که ماشین سفید رد شد،می دونستم یه تصادف داشتم

00:17:36.756 --> 00:17:39.161
و فقط حس آرامش می کردم

00:17:40.127 --> 00:17:42.207
فرمان رو چرخوندم و یه کوچولو سمت چپ آسیب دیده بود

00:17:44.097 --> 00:17:49.714
یادم میاد فکر می کردم
" همین ضرب کم هم کافیه"

00:17:51.371 --> 00:17:54.210
بعدش تو خیابون روندم

00:17:55.308 --> 00:17:59.148
.محال بود ماشین دیگه ای به من نزنه
و احساس آزادی می کردم

00:18:00.180 --> 00:18:02.993
.آزاد و قوی

00:18:03.716 --> 00:18:04.835
و حجوم آدرنالین رو داشتم،انگار هیچ چیزی نمی تونه لمسم کنه

00:18:08.721 --> 00:18:13.935
اون دیگه چیه؟
شاید تو احساس می کردی تو در کنترل هستی

00:18:13.993 --> 00:18:22.704
بله
آره؟

00:18:26.339 --> 00:18:30.843
و بعدش من میونه جاده بودم و اون صدای گوشخراش اومد

00:18:30.943 --> 00:18:32.931
"و بعدش یه بووم و من یادم میاد به خودم گفتم "اوه

00:18:32.970 --> 00:18:36.721
"فقط "اوه

00:18:38.718 --> 00:18:40.875
و تو آسمون پرواز می کردم

00:18:40.920 --> 00:18:47.812
...دوباره ناگهانی نمی تونستم نفس بکشم،من همه هوا رو تو ریه هام داشتم و

00:18:47.927 --> 00:18:48.420
.. . . و بعدش تو روی زمین بودی و

00:18:49.862 --> 00:18:52.212
. . . اونجا خوابیده بودی، یادت میاد چی

00:18:53.366 --> 00:19:01.851
چی تو ذهنت می گذشت؟

00:19:02.074 --> 00:19:05.848
که آخرش اون رو کشتم

00:19:05.912 --> 00:19:07.642
کی رو کشتی،"سوفی"؟

00:19:07.680 --> 00:19:08.881
اون چیزی رو که زمانی که فرود اومدم

00:19:13.186 --> 00:19:15.384
...کی

00:19:24.757 --> 00:19:26.739
کی رو کشتی "سوفی"؟
نمی دونم

00:20:14.524 --> 00:20:16.507
(در باز و بسته شد)

00:20:44.376 --> 00:20:46.360
(سرفه کردن)

00:20:51.088 --> 00:20:53.071
(سیفون توالت)

00:20:53.119 --> 00:20:53.463
سوفی"؟"

00:20:59.826 --> 00:21:01.326
سوفی" حالت خوبه؟"

00:21:01.361 --> 00:21:28.592
خوب می شم

00:21:42.034 --> 00:21:43.485
حالت بهتره؟

00:21:44.070 --> 00:21:47.198
فکر کنم برم خونه

00:21:47.273 --> 00:21:50.052
هنوز یه خورده زمان داریم

00:21:50.109 --> 00:21:51.832
آره، ولی واقعا خسته ام

00:21:52.545 --> 00:21:54.298
یه خورده بیشتر می تونی بمونی اگر دوست داشته باشی

00:21:54.914 --> 00:21:56.983
فکر می کنم برم خونه

00:21:57.917 --> 00:22:01.432
...ولی صبر کن،من یه کفش جادووی دارم

00:22:01.488 --> 00:22:06.640
که می تونم سه مرتبه کلیک کنم و ناگهانی همه کسایی که عاشقشونم کنارم هستن

00:22:08.828 --> 00:22:11.197
و توهم مثل "ویزارد" در "آز" هستی

00:22:11.230 --> 00:22:14.938
تو فکر می کنی همه چیز رو می دونی ولی تو هیچ چیزی نمی دونی

00:22:16.603 --> 00:22:18.937
.به اضافه این که تو همیشه پشت اون دیواری
کدوم دیوار؟

00:22:20.573 --> 00:22:23.646
بذار ببینیم تو هم می تونی جادو کنی

00:22:24.176 --> 00:22:25.577
من الان دارم به چی فکر می کنم؟

00:22:27.480 --> 00:22:29.870
نمی دونم "سوفی"، نمی تونم ذهن تو رو بخونم

00:22:32.284 --> 00:22:36.115
سعی کن

00:22:37.223 --> 00:22:40.236
لطفا سعی کن، آقای جادوگر

00:22:41.461 --> 00:22:46.225
از دستم به خاطر این که یاد تصادف انداختم عصبانی؟ همینه؟

00:22:46.298 --> 00:22:48.974
اون چیزی نبود که فکر می کردم. باختی

00:22:49.021 --> 00:22:52.128
حالت خوبه؟
یکی دیگه باید بیاد اینجا؟

00:22:52.170 --> 00:22:55.896
نه، نمیاد
حس دیدن کسِ دیگه ای رو ندارم

00:22:55.942 --> 00:22:58.703
.....من یه خورده برات نگرانم، لطفا
سوفی"، لطفا"

00:22:58.745 --> 00:23:02.902
من فکر می کردم زمان شلیک درسته
چه شلیکی؟ درباره چی صحبت می کنی؟

00:23:02.982 --> 00:23:06.559
...فکر می کردم مثل همیشه میان
کی؟

00:23:06.583 --> 00:23:08.030
مدل ها

00:23:09.054 --> 00:23:13.469
سوفی"، اوه خدا"

00:24:22.053 --> 00:24:23.735
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:24:23.759 --> 00:24:25.759