﻿WEBVTT

00:00:05.706 --> 00:00:07.878
... آنچه گذشت

00:00:08.609 --> 00:00:12.369
ما اونجا خوابیده بودیم رو در رو
همدیگه رو مثل بچه دبیرستانی ها نوازش می کردیم

00:00:12.446 --> 00:00:14.913
یه چیزی که خیلی برای من واضح هست

00:00:14.962 --> 00:00:16.365
تو با بیمار من خوابیدی

00:00:16.384 --> 00:00:18.706
اون متعلق به تو نیست
مرد فوق العاده ای هست

00:00:18.763 --> 00:00:20.414
تو تختخواب شاید کم بیاره اما

00:00:20.478 --> 00:00:22.726
فکر می کنم باهاش رابطه عشقی فوق العاده ای دارم

00:00:23.057 --> 00:00:26.404
داری میگی وقتی داشتم به آلکس می دادم انگار
واقعا داشتم به تو می دادم؟

00:00:26.427 --> 00:00:28.589
بیشتر اینجوری بود که انگار
ببین چی رو از دست دادی پاول، تو یه

00:00:28.662 --> 00:00:30.154
ترسویی، احمقی

00:00:30.182 --> 00:00:33.972
پاول اگه یه چیزی بوده که بدون ایما و اشاره
گفته باشم

00:00:34.001 --> 00:00:35.305
اینه که می خوامت

00:00:36.104 --> 00:00:39.782
صمیمیت زیادی بین زوج های سراسر دنیا هست

00:00:39.873 --> 00:00:41.345
درست نیست؟

00:00:41.375 --> 00:00:43.390
من این صمیمیت رو انکار نمی کنم

00:00:43.411 --> 00:00:45.467
اینجا صمیمیتی هست یا نه؟

00:00:46.013 --> 00:00:46.761
آره

00:00:47.455 --> 00:00:48.356
هست

00:01:34.087 --> 00:01:38.652
لورا ... هفته پنجم

00:01:40.445 --> 00:01:45.259
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:45.283 --> 00:01:50.097


00:01:56.784 --> 00:01:57.894
ببخشید

00:02:05.993 --> 00:02:07.730
لورا فکر می کنم که

00:02:08.562 --> 00:02:11.449
باید درباره جزئیات اصلی
خاتمه پیدا کردن دوره درمانیت

00:02:12.625 --> 00:02:13.982
حرف بزنیم

00:02:14.368 --> 00:02:18.497
ما البته هنوز متوقفش نمی کنیم
اما به تدریج باید فکر کنیم

00:02:18.572 --> 00:02:20.838
ما باید چیزی رو که چی بهش میگیم
یه .. خط زمانی

00:02:21.407 --> 00:02:22.299
رو بسازیم

00:02:22.510 --> 00:02:23.436
خط زمانی نمی خوایم

00:02:23.548 --> 00:02:24.924
ما امروز تموم می کنیم

00:02:28.048 --> 00:02:30.852
آره امروز
جلسه آخرمون هست

00:02:42.196 --> 00:02:43.364
خوبه

00:02:44.665 --> 00:02:45.578
حس خوبی میده

00:02:47.968 --> 00:02:49.642
رفع کردن، گمونم

00:02:51.739 --> 00:02:54.474
یه کمی نگران و عصبی بودم که می خواستم بگم
اما الان که گفتمش، حس بهتری دارم

00:02:54.533 --> 00:02:55.147
رهایی

00:02:56.744 --> 00:02:59.107
شاید یه کمی خستگی

00:03:02.216 --> 00:03:03.548
... و

00:03:05.853 --> 00:03:07.260
و غم
تو چی؟

00:03:07.988 --> 00:03:09.341
تو چه حسی داری؟

00:03:10.658 --> 00:03:13.275
ببخشید
برای من خوب نیست که بپرسم؟

00:03:13.527 --> 00:03:16.391
نه کاملا خوبه -
... خوبه پس -

00:03:17.394 --> 00:03:18.482
بهم بگو

00:03:21.869 --> 00:03:22.620
خب

00:03:23.395 --> 00:03:26.135
راستش رو بگم
یه کمی شوکه شدم

00:03:26.474 --> 00:03:28.128
شوکه
خب دیگه چی؟

00:03:29.009 --> 00:03:31.379
خب منم احساس غم می کنم

00:03:33.581 --> 00:03:34.485
درسته

00:03:34.582 --> 00:03:36.882
آره غمگینم
باور نمی کنی؟

00:03:36.945 --> 00:03:39.395
به نظر که اینجوری نمیاد
انگار که تو

00:03:39.508 --> 00:03:41.869
از یه بار سنگین رو دوشت
رها شدی

00:03:41.955 --> 00:03:42.624
این

00:03:42.789 --> 00:03:44.809
که انگار یه لقمه که تو گلوت گیر کرده رفته پایین

00:03:44.858 --> 00:03:47.108
ببین، من برای دیدن این چیزا تمرین دیدم
یادته؟

00:03:47.595 --> 00:03:51.001
ناظر تنفسی
بخش اول تو بیماران بیهوشی

00:03:54.134 --> 00:03:55.368
یالا
بزار بره

00:03:56.103 --> 00:03:57.151
بیرون بده

00:04:01.942 --> 00:04:02.480
نه؟

00:04:03.911 --> 00:04:04.758
... خب

00:04:06.246 --> 00:04:07.906
شاید دکتر بدیم

00:04:13.954 --> 00:04:15.293
خب هفته ات چطور بودش؟

00:04:18.359 --> 00:04:20.553
درباره هفته ام نپرس
وحشتناک بودش

00:04:22.229 --> 00:04:23.737
چطور؟

00:04:27.167 --> 00:04:28.809
جمعه تو اتاق عمل بودم و

00:04:29.136 --> 00:04:31.041
یه دختر 15 ساله بود

00:04:31.572 --> 00:04:35.294
تو گونه اش تومور داشت

00:04:35.443 --> 00:04:36.540
چیزی نبود
خوش خیم بودش

00:04:36.732 --> 00:04:37.502
درست میشد

00:04:38.346 --> 00:04:39.776
و همه چیز عالی پیش میرفت

00:04:39.828 --> 00:04:42.132
درست؟
هیچ مشکلی برای بیهوشی نبودش

00:04:42.950 --> 00:04:46.120
و توجه من رفت پیش مشاور عمل

00:04:46.286 --> 00:04:48.413
و عمل سریعتر از زمان نرمال تموم شد

00:04:48.989 --> 00:04:49.991
ساده بودش

00:04:50.724 --> 00:04:52.853
و من موندم باهاش که هنوز بیهوش بودش

00:04:53.394 --> 00:04:55.829
پرسیدم چی کار باید کنم

00:04:55.996 --> 00:04:59.046
هرگز تو همچین وضعیتی نبودم
با مریضی که هرگز بیدار نمیشه

00:04:59.066 --> 00:05:00.732
و اونا بهم گفتن

00:05:00.968 --> 00:05:02.127
ببرش اتاق ریکاوری

00:05:03.003 --> 00:05:04.053
لوله های تنفسی هنوز بهش وصل بود

00:05:04.126 --> 00:05:05.890
و من گمون کردم که باید اونا رو جدا کنم

00:05:06.006 --> 00:05:07.597
وقتی بیدار میشه

00:05:10.110 --> 00:05:11.652
دختر خوشگلی بودش

00:05:12.880 --> 00:05:14.165
اسمش میشل بود

00:05:15.649 --> 00:05:19.004
قبل از عمل با مادرش حرف زده بودم
که بهم گفته بود

00:05:19.042 --> 00:05:22.287
از نه سالگی تقاضای این عمل رو داشته

00:05:22.956 --> 00:05:24.998
اونا پیشنهاد داده بودند مدتی بگذره

00:05:25.726 --> 00:05:27.045
و چطور می ترسید

00:05:28.328 --> 00:05:30.155
فقط می خواست این تموم بشه

00:05:30.431 --> 00:05:32.360
اون تومور گنده از صورتش خارج بشه

00:05:37.304 --> 00:05:40.809
و ناگهان دیگه نفس نکشید
نمی دونستم چی شده پاول

00:05:41.742 --> 00:05:45.053
بردمش ریکاوری و دو دقیقه بعدش کبود
شده بود منظورم اینه

00:05:45.295 --> 00:05:46.615
اچستون اون

00:05:47.286 --> 00:05:50.006
دستیار جراحه
من رو هل دادو شروع کرد بهش مشت زدن

00:05:50.183 --> 00:05:52.793
به سینه هاش
اصلا نمی دونستم چی شده پاول

00:05:53.654 --> 00:05:56.687
لوله ها رو ازش جدا کردن دوباره نفس کشید
همه چیز خوب شد

00:05:56.805 --> 00:05:57.879
خوب شدش

00:06:02.396 --> 00:06:04.358
چه احساسی داشتی توی

00:06:04.615 --> 00:06:05.858
... اون چند دقیقه وقتی که

00:06:07.401 --> 00:06:08.977
فوق العاده بود
هیچ وقت بهتر از این نبودم

00:06:09.087 --> 00:06:10.186
حس می کردم

00:06:10.270 --> 00:06:11.960
احساس کثافتی داشتم

00:06:12.573 --> 00:06:14.397
من به نظر شایسته میام پاول می دونی

00:06:14.675 --> 00:06:17.072
روپوش سفید، گوشی طبی، خودکار توی جیب

00:06:18.145 --> 00:06:21.925
شبیه اون دکترای تو داروخونه می دونی

00:06:22.282 --> 00:06:23.762
دست به کمر

00:06:24.552 --> 00:06:26.167
ابروهاشون رو با نگرانی بالا می ندازن

00:06:27.187 --> 00:06:29.366
لبخند قشنگ
من لبخند قشنگی دارم درسته؟

00:06:37.731 --> 00:06:38.423
... تو

00:06:38.597 --> 00:06:41.221
انتظار داری که اوضاع با یه مریض
هیچوقت بد پیش نره؟

00:06:41.268 --> 00:06:42.405
من افتضاح کار کردم

00:06:43.504 --> 00:06:44.969
اما این چیزیه که

00:06:45.338 --> 00:06:46.706
نتیجه گرفتی؟

00:06:47.174 --> 00:06:49.343
منظورم اینه نمی تونست چیز دیگه ای بشه
مثلا

00:06:49.470 --> 00:06:50.976
نمی دونم یه حمله آلرژیک

00:06:51.014 --> 00:06:53.419
افت فشار خون -
این همیشه مسئولیت منه پاول -

00:06:58.586 --> 00:07:01.754
یه کم بیشتر دربارش بهم بگو
درباره اون دختر

00:07:04.391 --> 00:07:05.610
حلقه مو داشت

00:07:08.762 --> 00:07:11.477
می تونستی از بین کلاه جرحی ببینی

00:07:12.533 --> 00:07:14.010
چی بهش میگن؟

00:07:14.088 --> 00:07:17.286
سنجاق سر، سنجاق سر کوچیکی
که موهاش رو پشت جمع کرده بود

00:07:17.839 --> 00:07:18.879
قدیمی بودش

00:07:18.906 --> 00:07:20.371
باید برای مادرش بوده باشه که

00:07:20.941 --> 00:07:22.448
از یه مغازه سمساری یا چیزی خریده باشه

00:07:23.677 --> 00:07:26.498
و دستای قشنگی داشت

00:07:26.847 --> 00:07:28.497
دستای فوق العاده ای داشت
منظورم اینه فقط یه دختر بچه بود

00:07:28.516 --> 00:07:30.823
و دستاش شبیه دستای زنا بود

00:07:32.419 --> 00:07:35.097
انگشت های بلند ناخن های کوچیک و قشنگ

00:07:36.156 --> 00:07:38.437
لعنتی، وقتی من همسنش بودم
همه ناخن هام رو می خوردم

00:07:38.458 --> 00:07:41.109
منظورم اینه کوتاه بودن و کثیف

00:07:41.288 --> 00:07:43.285
گمونم به خاطر اعصاب بودش -
چرا عصبی بودی؟ -

00:07:46.534 --> 00:07:47.829
... خب

00:07:48.074 --> 00:07:50.641
می دونی حدودای زمانی بود که
... مادرم مرد

00:07:54.041 --> 00:07:55.936
و کی مسئولیتت رو داشت؟

00:07:57.077 --> 00:07:58.806
منظورت چیه؟

00:08:00.614 --> 00:08:02.356
خب کی ازت مراقبت می کرد؟

00:08:02.983 --> 00:08:04.652
منظورت اینه که کی مراقب خوابیدنم بودش؟

00:08:05.318 --> 00:08:06.033
آره

00:08:07.588 --> 00:08:10.701
من اون دختر تو تخت جراحی نبودم پاول

00:08:11.391 --> 00:08:15.003
نه اینکه گفتی وقتی مادرت مرد تو

00:08:15.572 --> 00:08:17.419
یه جورایی مردی

00:08:17.531 --> 00:08:18.666
آره اما می دونی چیه؟

00:08:18.834 --> 00:08:19.859
اتفاقات لعنتی می افته

00:08:19.933 --> 00:08:22.875
زندگی منصف نیست
چی کار می خوای کنی، از خدا شکایت کنی؟

00:08:23.436 --> 00:08:24.606
خب از کی شکایت می کردی؟

00:08:26.974 --> 00:08:27.757
تو

00:08:30.844 --> 00:08:32.588
نه شکایت از تو هم برای من مفید نبودش

00:08:34.081 --> 00:08:37.497
این مشکل من با روان شناسی هست پاول

00:08:37.618 --> 00:08:41.088
تو می گردی و می گردی و همه جور حقیقت
درباره خودت رو فاش می کنی

00:08:41.828 --> 00:08:45.692
و به همه نقاط دردناک زندگی دست می زنی
اما چه خوبی داره پاول؟

00:08:46.660 --> 00:08:50.420
جدی میگم. نمی خوام بدبین باشم
امروز چه خوبی برای من داشت

00:08:50.564 --> 00:08:52.105
که بدونم چقدر زجر کشیدم؟

00:08:52.966 --> 00:08:55.070
حالم بهم می خوره از اینکه اینقدر
برای خودم متاسفم

00:09:00.373 --> 00:09:04.070
از این حالت تخمی تاسف خوردن برای خودم متنفرم
یکی از چیزایی هست که ازش متنفرم

00:09:05.746 --> 00:09:06.765
دیگه از چیا متنفری؟

00:09:06.777 --> 00:09:07.883
لیستش طولانیه

00:09:08.381 --> 00:09:09.767
خب برای مثال

00:09:16.156 --> 00:09:18.117
املت ها -
املت ها -

00:09:18.191 --> 00:09:20.602
املت و همه جور تخم مرغ
اما بیشتر املت

00:09:21.595 --> 00:09:23.778
این چیزی بود که من و پدرم

00:09:23.897 --> 00:09:26.237
یه سال بعد از مرگ مادرم می خوردیم

00:09:30.938 --> 00:09:33.795
هنوز یادمه
اما به طرز بدی می دونی؟

00:09:34.908 --> 00:09:36.566
جلوی گاز واستادم

00:09:36.877 --> 00:09:41.397
تخم مرغ ها رو توی ماهیتابه می شکونم
همه چیز ساکته حرفی نیست

00:09:42.049 --> 00:09:43.841
پدرم اونجا میشینه

00:09:44.918 --> 00:09:47.247
... روزنامه می خونه یا چیز دیگه و من

00:09:48.899 --> 00:09:50.464
تخم مرغ ها رو با چنگال هم می زنم

00:09:52.225 --> 00:09:55.775
بعضی وقتا حتی روزنامه هم نمی خونه
... فقط

00:09:57.149 --> 00:09:59.876
اونجا نشسته و با یه نگاه تو خالی و گنگ
نگاه می کنه

00:10:02.950 --> 00:10:04.134
عادت کرده بودم

00:10:09.142 --> 00:10:11.138
تصور می کردم که ناپدید میشه

00:10:13.446 --> 00:10:16.398
چیز وحشتناکیه برای گفتن
نمی خواستم که بمیره

00:10:16.449 --> 00:10:18.443
فقط نمی خواستم اونجوری زندگی رو ادامه بدیم

00:10:19.753 --> 00:10:23.114
همه چیز غم انگیز و خفه بودش
نمی خواستم اونجا باشم

00:10:25.192 --> 00:10:26.367
... خب پس

00:10:27.360 --> 00:10:28.432
پس اومدی به کالیفرنیا

00:10:28.996 --> 00:10:32.246
آره -
پس یه مدتی رو اونجا بودی -

00:10:33.300 --> 00:10:36.292
چطور بود برگشتت به خونه بعد از اینکه زمانی رو

00:10:36.503 --> 00:10:37.537
دیوید و سیلیا گذروندی؟

00:10:38.806 --> 00:10:41.458
خب می دونی
نقشه هایی داری

00:10:42.810 --> 00:10:44.328
پر از چیزای مختلف

00:10:44.477 --> 00:10:47.129
فکر می کردم، لعنت
می تونم کاری کنم حس بهتری داشته باشه. می تونم

00:10:47.147 --> 00:10:48.305
اما نتونستم

00:10:48.949 --> 00:10:50.764
اون خونه شبیه یه سیاهچاله بود که

00:10:51.029 --> 00:10:52.116
من رو تو خودش می کشید

00:10:56.116 --> 00:10:57.190
به هر حال من

00:10:58.386 --> 00:11:00.256
شش ماه بعد دوباره دیوید رو دیدم

00:11:03.630 --> 00:11:06.823
اومده بود واشنگتن برای
یه پروژه بزرگ

00:11:08.335 --> 00:11:10.594
یه مدتی موندش
یه چند ماه

00:11:11.739 --> 00:11:14.616
فکر می کردم گفتی که
دیگه هرگز ندیدیش

00:11:16.844 --> 00:11:19.707
خب هرگز اونا رو ندیدم
اما دیوید رو دیدم

00:11:23.717 --> 00:11:25.487
تو هتل هی ادامز اتاق گرفت

00:11:26.253 --> 00:11:30.517
اما گهگاهی تو خونه ما می موند

00:11:31.992 --> 00:11:34.637
ماشین نداشت وقتی شب دیر میشد
می موند

00:11:35.462 --> 00:11:37.639
همیشه می گفت تاکسی بگیره
برگرده

00:11:38.966 --> 00:11:41.780
... اما پدرم می گفت نه از وقتی که

00:11:42.575 --> 00:11:46.025
تو اون تابستون من رو نگه داشته بودن

00:11:48.575 --> 00:11:50.278
منظورم اینه تنها بودش

00:11:52.312 --> 00:11:54.486
اما همون دیوید نبودش
می دونی

00:11:54.982 --> 00:11:57.324
با عینک آفتابی ری بن و تخته اسکی

00:11:57.450 --> 00:12:00.054
... اون شده بود یه وکیل با

00:12:00.619 --> 00:12:02.967
سه تا کت شلوار
یه مدل موی گرون قیمت

00:12:04.124 --> 00:12:05.969
و شکم ادمای میان سال

00:12:09.193 --> 00:12:11.786
البته هیچ مشکلی با برامدگی شکم نیست

00:12:17.570 --> 00:12:20.047
به هر حال
می اومد تو خونه مون

00:12:20.373 --> 00:12:22.810
برای شام تو اولین شب اقامتش تو شهر

00:12:22.943 --> 00:12:24.571
برادرم اولیور تو کالج بود

00:12:25.212 --> 00:12:29.253
فقط ما سه نفر بودیم
یه خانواده بزرگ شاد

00:12:30.450 --> 00:12:32.620
پدرم، دیوید و من

00:12:35.858 --> 00:12:38.706
چطور بودش
... اونجا نشستن

00:12:38.859 --> 00:12:40.778
... پدرت در یه طرف

00:12:41.528 --> 00:12:45.091
و نیک نولتی با شکم بزرگش تو یه سمت دیگه؟
(بازیگر میان سال هالیوود)

00:12:45.232 --> 00:12:46.821
چطور بودش؟ -
اولش -

00:12:47.234 --> 00:12:49.027
خجالت گمونم

00:12:51.371 --> 00:12:53.662
می دونی چطور همیشه حس می کنی یه بچه ای

00:12:53.773 --> 00:12:56.639
وقتی والدینت دور و اطرافت هستن؟
این اتفاق افتاد

00:12:59.546 --> 00:13:02.297
یادمه اسپاگتی داشتیم

00:13:02.415 --> 00:13:05.762
سخت تلاش می کردم نزارم رشته هاش بخوره
به چونه ام

00:13:07.955 --> 00:13:11.510
بعدش گمونم دیگه احساس خجالت نمی کردم

00:13:13.193 --> 00:13:14.411
چرا؟

00:13:20.567 --> 00:13:22.638
بعدها، بعد از اینکه من و دیوید عشق بازی کردیم

00:13:29.209 --> 00:13:30.433
من اغواش کردم

00:13:34.814 --> 00:13:35.988
لولیتا رو خوندی؟

00:13:36.332 --> 00:13:37.353
البته

00:13:38.318 --> 00:13:41.854
فوق العاده است چون بیشترش
برای من اتفاق افتاد

00:13:49.696 --> 00:13:53.251
اون شب وقتی برای شام اومد
پدرم هنوز سر کار بود

00:13:55.668 --> 00:13:57.335
روی مبل نشستیم

00:13:59.317 --> 00:14:00.546
و شروع کردیم

00:14:03.343 --> 00:14:04.711
ناخن هام رو لاک زده بودم

00:14:05.645 --> 00:14:09.428
و کاملا مشخص بود که
اون و سیلیا با هم مشکل دارن

00:14:09.682 --> 00:14:14.327
فقط این رو گفت که چرا نیومده باهاش به این سفر

00:14:16.256 --> 00:14:19.349
همین طوری روی مبل نشسته بودیم

00:14:20.260 --> 00:14:22.564
من یه سمت بودم
اون سمت دیگه

00:14:24.097 --> 00:14:25.795
... و من

00:14:26.946 --> 00:14:29.447
پاهام رو گذاشتم رو اون
تا ناخن هام خشک بشه

00:14:31.271 --> 00:14:32.862
و اون درباره من پرسید

00:14:33.640 --> 00:14:36.189
که چی کار می کنم
شروع کردم بهش درباره

00:14:36.322 --> 00:14:37.817
گروه رد هات چیلی گفتم

00:14:39.046 --> 00:14:41.149
خدایا، چقدر دوستشون داشتم

00:14:41.915 --> 00:14:44.257
وقتی شعرهاشون رو می خونی

00:14:44.384 --> 00:14:45.471
و تحلیلشون می کنی

00:14:45.552 --> 00:14:48.468
و شروع کردم به خوندنشون

00:14:52.225 --> 00:14:54.226
و دیوید هم شروع کرد به خوندن
خیلی بد بودیم

00:14:54.361 --> 00:14:56.308
منظورم اینه جیغ می کشیدیم

00:15:00.033 --> 00:15:02.149
... و بعدش حس کردم زیر پاهام

00:15:03.082 --> 00:15:04.269
سخت شده

00:15:07.874 --> 00:15:09.960
رو اونجا تاب می خوردیم

00:15:10.077 --> 00:15:12.468
ریتم شروعش رو می زدیم

00:15:13.846 --> 00:15:16.369
و من با پاهام می مالیدمش

00:15:17.150 --> 00:15:19.379
هر چند تا قبلش تو زندگیم اصلا انجامش نداده بودم
هرگز

00:15:21.688 --> 00:15:24.716
یه شورت گل گلی کوچیک داشتم

00:15:25.325 --> 00:15:27.877
دامنم رو با انگشت هاش بالا زد

00:15:30.030 --> 00:15:32.246
... و انگشت هاش شروع کردن به

00:15:33.300 --> 00:15:36.131
از رونم بالا و بالا رفتن

00:15:38.405 --> 00:15:41.664
ولووی بابام رو دیدم که تو خیابون اومدش

00:15:42.175 --> 00:15:43.961
پس رفتیم پیشش تا کمکش کنیم

00:15:44.993 --> 00:15:47.345
خرید کرده بود
یادم میاد بدجوری می خندیدم

00:15:47.469 --> 00:15:51.028
چون دیوید خریدها رو تو دستش گرفته بود
و شق کرده بودش

00:15:51.151 --> 00:15:54.059
مثل نوجوون ها دیوونه بودیم

00:15:57.524 --> 00:15:59.978
اون شب رو تو اتاق اولیور موند

00:16:01.995 --> 00:16:05.029
حدود ساعت 1 بلند شدم
چون خوابم نمیبرد

00:16:05.165 --> 00:16:06.187
راه افتادم

00:16:06.459 --> 00:16:08.957
رفتم راهروی خونه
اتاق اولیور پشت خونه بودش

00:16:10.203 --> 00:16:12.704
دیدم چراغ هاش روشنه

00:16:13.540 --> 00:16:16.987
و در باز بود و اون
منتظرم بودش

00:16:22.415 --> 00:16:24.564
و با هم عشق بازی کردیم
دوست داشتنی بود

00:16:26.586 --> 00:16:28.653
تو دو ماهی که تو شهر بودش

00:16:28.788 --> 00:16:31.044
تقریبا هر روز عشق بازی می کردیم
اغلب تو روزها

00:16:31.158 --> 00:16:33.541
وقتی پدرم سر کار بود
اما گهگاهی

00:16:33.660 --> 00:16:36.869
اگه مجبور نبودش که بره دادگاه تا عصر

00:16:37.385 --> 00:16:38.957
از مدرسه جیم می زدم

00:16:39.466 --> 00:16:41.394
بعضی وقتا می رفتم هتل گرون قیمتش

00:16:43.370 --> 00:16:45.093
احساس مهم بودن و بزرگ شدن داشتم

00:16:46.173 --> 00:16:49.453
با کفش های پاشنه بلند مامانم می رفتم تو لابی

00:17:00.587 --> 00:17:02.875
... هیچ وقت شده بود حس کنی این مرد

00:17:03.956 --> 00:17:06.248
دیوید داره ازت سواستفاده می کنه؟

00:17:07.827 --> 00:17:10.680
اون ازم سواستفاده نکردش
بهت که گفتم من اغواش کردم

00:17:12.465 --> 00:17:16.715
لولیتا تو کتاب همبرت رو اغوا می کنه
و فقط 12 سالش هست

00:17:19.539 --> 00:17:20.829
مشخصه که این رو بد می دونی

00:17:21.808 --> 00:17:22.878
آره بد می دونم

00:17:23.910 --> 00:17:26.532
چی شده پاول؟
داری روم قضاوت می کنی

00:17:26.679 --> 00:17:29.909
به خودت اجازه میدی که
سرگردون قوانین بشی

00:17:32.619 --> 00:17:34.360
خدایا خیلی بده
قبلا هرگز اینجوری نبودی

00:17:34.454 --> 00:17:38.613
مایلی که چیزی که تو ذهنت هست رو بگی -
تو هرگز قبلا این رو بهم نگفته بودی -

00:17:41.194 --> 00:17:44.902
این جلسه اخرمون هست
فکر می کردم حق تو هست که بهت بگم

00:17:46.466 --> 00:17:49.509
یادته گفته بودم اون مرد تو اون
جلسه اولین بارم بودش؟

00:17:50.900 --> 00:17:52.900
.آره

00:17:53.072 --> 00:17:54.766
دیوید اولین نفر بودش

00:17:59.112 --> 00:18:00.197
و متاسفم

00:18:02.482 --> 00:18:03.538
برای چی متاسفی؟

00:18:04.784 --> 00:18:06.128
برای دروغی که بهت گفتم

00:18:12.259 --> 00:18:15.025
من یه قربانی نیستم پاول
اینجوری نگام نکن

00:18:15.161 --> 00:18:16.869
من یه قربانی نیستم -
واقعا؟ -

00:18:17.006 --> 00:18:18.652
من رفتم تو تخت خوابش

00:18:19.266 --> 00:18:21.905
اون یه مرد 40 ساله بود
به خاطر خدا

00:18:24.237 --> 00:18:25.826
اون باید تو رو می فرستاد که بری

00:18:27.140 --> 00:18:29.858
اون خیلی آقا بودش

00:18:30.076 --> 00:18:33.194
آقا بود یا نه مهم نیست
اون 40 سالش بود

00:18:33.316 --> 00:18:36.809
یه مسئولیت اخلاقی داشت
بهتر رو می تونست تشخیص بده

00:18:37.984 --> 00:18:40.032
بزار ازت یه چیزی بپرسم

00:18:40.687 --> 00:18:41.914
... حس می کنی

00:18:43.723 --> 00:18:45.372
شده احساس خشمی نسبت به این
مرد داشته باشی؟

00:18:46.559 --> 00:18:49.330
ببین پاول همچین چیز مهمی نبودش

00:18:50.029 --> 00:18:52.661
اون بهم صدمه ای نزد
اصلا صدمه ای نزد

00:18:53.032 --> 00:18:55.007
این تجاوز نبودش -
پدرت کجا بود -

00:18:55.543 --> 00:18:56.827
تو اون موقع؟

00:18:59.639 --> 00:19:01.585
تو اتاق بغلی خواب بودش

00:19:01.741 --> 00:19:04.254
... آره اما تو اون دو ماهی که دیوید

00:19:05.057 --> 00:19:08.311
می اومدش، پدرت اصلا نفهمید
چی شده؟

00:19:08.948 --> 00:19:11.698
دپرس و غمگین بودش

00:19:13.853 --> 00:19:16.108
حتی یه سال از مرگ مادرم نگذشته بود

00:19:16.223 --> 00:19:18.182
یکی رو نیاز داشت که ازش محافظت کنه
و حدس بزن کی؟

00:19:18.291 --> 00:19:19.851
آره می فهمم

00:19:19.992 --> 00:19:22.940
اما بچه ها قرار نیست
از والدینشون مراقبت کنن

00:19:23.062 --> 00:19:26.352
این مسئولیتی هست که هیچ بچه ای سزاوارش نیست

00:19:28.201 --> 00:19:29.723
از پدرت عصبانی بودی

00:19:30.970 --> 00:19:34.152
که اونجا نبود که ازت محافظت کنه

00:19:34.915 --> 00:19:36.552
برای اینکه توجهی نمی کرد؟

00:19:40.146 --> 00:19:41.232
خشمی نبود؟

00:19:45.918 --> 00:19:48.787
بزار اینجوری بگم
الان می تونی با پدرت حرف بزنی

00:19:49.121 --> 00:19:50.145
چی بهش می گفتی؟

00:19:50.490 --> 00:19:53.325
من هیچی برای گفتن بهش ندارم

00:19:53.560 --> 00:19:55.942
اما برای یه لحظه تصور کن
اگه رو در رو بشی

00:19:56.463 --> 00:19:57.736
... و تو

00:19:58.738 --> 00:20:01.639
درباره این حادثه حرف بزنی

00:20:02.369 --> 00:20:04.425
چی بهش ممکن بود که بگی؟

00:20:04.704 --> 00:20:06.836
شده با پدرت اینجوری حرف بزنی؟

00:20:06.956 --> 00:20:08.000
کاش می تونستم

00:20:08.241 --> 00:20:11.476
چون نمی تونی با پدرت حرف بزنی
از من می خوای که حرف بزنم؟

00:20:11.744 --> 00:20:12.989
این چیزی نیست که می خوام

00:20:13.613 --> 00:20:15.824
فکر می کنم مهمه

00:20:16.483 --> 00:20:19.050
که با پدرت درباره این حرف بزنی

00:20:19.886 --> 00:20:22.640
وقتی که هنوز ممکنه
نه به خاطر خودش

00:20:24.857 --> 00:20:25.926
برای خودت

00:20:27.260 --> 00:20:29.260
آره؟

00:20:30.930 --> 00:20:34.348
می تونم به غیر از آب چیزی بخورم؟

00:20:36.377 --> 00:20:37.956
سودا داری؟

00:20:41.274 --> 00:20:43.274
نمیدونم

00:20:45.244 --> 00:20:47.956
این همون قهوه ساز معروفه هان؟

00:20:48.147 --> 00:20:50.410
قهوه ساز مشهور آلکس اره

00:20:50.517 --> 00:20:51.878
چطور ازش استفاده می کنی؟

00:20:56.188 --> 00:20:57.205
ببخشید

00:21:02.695 --> 00:21:04.584
دیوونه قهوه است

00:21:06.899 --> 00:21:09.251
بوی خیلی خوبی میده
اینجور فکر نمی کنی؟

00:21:19.746 --> 00:21:21.686
می دونی اوضاع بین من و آلکس تموم شده

00:21:22.782 --> 00:21:24.004
من تمومش کردم

00:21:27.320 --> 00:21:28.666
راحت شدی؟

00:21:35.962 --> 00:21:37.354
خدایا
خودت رو نگاه کن

00:21:38.631 --> 00:21:40.934
چطور می تونی اینجوری زندگی کنی؟

00:21:41.501 --> 00:21:44.498
می تونی حرفی بزنی یا حرکتی نشون بدی؟

00:21:57.283 --> 00:21:59.836
می دونی شلنگ اشتباه به اون دختر وصل کردم

00:22:04.857 --> 00:22:07.081
مثل بالن بادش کردم

00:22:08.294 --> 00:22:10.635
و تقریبا کشتمش
می دونی چرا؟

00:22:14.367 --> 00:22:16.386
چون درباره تو فکر می کردم

00:22:18.938 --> 00:22:22.513
و فهمیدم چه تاثیر دیوونه واری روی من گذاشتی

00:22:24.276 --> 00:22:25.458
باید تموم میشد

00:22:34.320 --> 00:22:36.320
لارا، لارا

00:22:36.789 --> 00:22:38.683
می تونیم اگه بخوای
درباره این حرف بزنیم

00:22:38.791 --> 00:22:41.235
و چه ناگهانی درباره زمانت بخشنده شدی

00:22:46.766 --> 00:22:49.159
می دونی ماه ها داشتم فکر می کردم
این هفته دیگه

00:22:49.301 --> 00:22:50.848
همون دوشنبه است

00:22:51.904 --> 00:22:54.159
بهش میگم که دوستش دارم
اون بهم میگه دوستم داره

00:22:54.974 --> 00:22:58.636
و جلسه 50 دقیقه طول نمی کشه
برای همیشه ادامه پیدا می کنه

00:23:02.849 --> 00:23:06.219
و بعدش اون دوشنبه اومد
و من جرات گفتنش رو نداشتم

00:23:07.487 --> 00:23:11.138
و این جلسه تموم میشه
میرم بیرون و فکر می کنم

00:23:11.257 --> 00:23:12.257
لعنت بهش

00:23:13.460 --> 00:23:15.728
دوباره هیچی نگفتم

00:23:17.597 --> 00:23:21.146
حالا باید منتظر هفته دیگه بمونم
تا زندگیم شروع بشه

00:23:27.206 --> 00:23:28.559
نمی تونم ادامه بدم

00:23:30.677 --> 00:23:32.712
هر دقیقه اینجا بودن من رو متلاشی می کنه

00:24:21.272 --> 00:24:32.473
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:24:32.497 --> 00:24:43.698