﻿WEBVTT

00:00:08.246 --> 00:00:10.420
...یه کم دیر از سرِ کار برگشتم

00:00:10.863 --> 00:00:13.791
...ولی شام آورده بودم، اونم برای گیاهخواران

00:00:14.615 --> 00:00:15.980
.و اونجا نبود

00:00:16.470 --> 00:00:19.413
...یه بار دیگه میگم، "آنیتا"، چیزی که تو میگی

00:00:19.538 --> 00:00:21.932
...که انقدر درگیرِ کارت شدی

00:00:22.386 --> 00:00:26.021
.که "الین" احساس طرد شدن میکنه

00:00:27.279 --> 00:00:31.283
...و "الین" لحظه‌ای که فکر کردی پس زده شدی

00:00:31.619 --> 00:00:33.026
.رفتی پیش خانواده‌ت

00:00:33.280 --> 00:00:34.280
.دقیقاً

00:00:35.031 --> 00:00:39.031
...انگار حسش اینطوریه که درون یک چرخه گیر کردی

00:00:41.032 --> 00:00:41.882
."سلام، "پائول

00:00:41.909 --> 00:00:45.309
.والتر"، یه کم زود رسیدی، هنوز سرِ جلسه‌ایم"

00:00:45.781 --> 00:00:47.994
.وای خدا، شرمنده

00:00:49.123 --> 00:00:51.173
.برمیگردم -
.ممنون -

00:00:55.874 --> 00:00:57.924
شرمنده...کجا بودیم؟

00:00:58.501 --> 00:00:59.901
.تو یه چرخه گیر کرده

00:01:02.902 --> 00:01:10.902


00:01:10.902 --> 00:01:18.902
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:18.926 --> 00:01:22.726


00:01:22.816 --> 00:01:24.516
.راجع به چیزی که پیش اومد، شرمنده

00:01:25.814 --> 00:01:26.814
.پیش میاد

00:01:26.939 --> 00:01:30.152
.نفهمیده بودم که چقدر مریض دارین

00:01:30.846 --> 00:01:32.794
تمام وقت سرتون شلوغه، مگه نه؟

00:01:34.756 --> 00:01:35.756
...بالاخره اونا

00:01:36.574 --> 00:01:38.940
.دوشنبه بعد از ظهر مرخصم کردن

00:01:40.193 --> 00:01:41.893
.ممنون از کمکتون

00:01:46.018 --> 00:01:47.942
.کانی" و "ناتالی" اومدن دنبالم"

00:01:48.067 --> 00:01:50.317
.یه راست رفتیم سمت خلیج

00:01:50.944 --> 00:01:52.844
...یه چندتا آلونک اونجا دارم

00:01:53.281 --> 00:01:56.755
،کانی" دوست داره بهشون بگه مجموعه تفریحی"
."تو جزیره‌ی "شلتر

00:01:58.382 --> 00:02:00.591
...روندیم تا اونجا، یه روزِ گرم بود

00:02:01.556 --> 00:02:03.882
.اولین بادِ جنوبی سالِ جدید میوزید

00:02:04.007 --> 00:02:05.756
.دوشنبه روز قشنگی بود

00:02:05.881 --> 00:02:09.449
...خیلی قشنگه که سرما بالاخره

00:02:09.999 --> 00:02:10.999
.تموم میشه

00:02:11.260 --> 00:02:13.360
.البته همه‌چیز خیلی درهم و گِل‌مال بود

00:02:13.884 --> 00:02:17.737
.آب و هواش یه چند هفته‌ای از شهر عقب‌تره

00:02:18.196 --> 00:02:19.841
...برفا تازه آب شده بود

00:02:20.911 --> 00:02:23.373
.زمین کاملاً خیس بود

00:02:23.667 --> 00:02:26.582
...به نظرم اینکه بری بیرون، مخصوصاً بعد از چند هفته‌ی اخیر

00:02:27.593 --> 00:02:31.728
.حس خوبی میده

00:02:33.848 --> 00:02:36.039
.میشه اینم گفت -
...ولی -

00:02:37.720 --> 00:02:38.610
خوب نبود؟

00:02:38.826 --> 00:02:40.640
.خُب، نه، هوا حس خوبی میداد

00:02:40.765 --> 00:02:42.115
...فقط اینکه

00:02:44.077 --> 00:02:47.347
..."کانی" و "ناتالی"
...خیلی

00:02:48.391 --> 00:02:49.791
.با دودلی با من رفتار میکردن

00:02:50.973 --> 00:02:53.752
...یه استودیوی جداگانه نزدیک خونه‌ی اصلی وجود داره

00:02:53.877 --> 00:02:57.577
،که یه وقتا ازش به عنوان دفتر کار استفاده میکردم
...یا بعضی وقتا

00:02:58.124 --> 00:03:01.782
،وقتی بچه‌ها کوچیک‌تر بودن
.برای داشتن یه کم آرامش و سکوت اونجا میرفتم

00:03:01.907 --> 00:03:05.530
.میخواستم برم اونجا، ولی مدام ازم میپرسیدن چرا

00:03:05.911 --> 00:03:08.961
کاری بود که باید اونجا انجام میدادین؟

00:03:10.877 --> 00:03:12.751
.خُب، ترتیب یه سری از قبض‌ها رو بدم

00:03:12.876 --> 00:03:15.426
.ولی بیشتر برای این بود که میخواستم تنها باشم

00:03:15.691 --> 00:03:18.041
.میخواستم یه کم آرامش داشته باشم

00:03:18.440 --> 00:03:20.397
.این برای شما غیرعادیه

00:03:21.067 --> 00:03:24.252
،کانی" خیلی حرف میزنه"
...همیشه همینطوری بوده

00:03:24.377 --> 00:03:28.381
 ولی گمونم تو طول این سال‌ها فهمیدم
.که چطور حواسم رو پرت کنم

00:03:28.818 --> 00:03:30.568
.ولی اینبار این کارو نکردین

00:03:31.455 --> 00:03:34.416
.یه چیزی تو صداش اذیتم میکرد

00:03:34.817 --> 00:03:37.636
...بنابراین رفتم تو دفتر

00:03:37.761 --> 00:03:40.556
...چند دقیقه بعد یه نگاه انداختم

00:03:41.929 --> 00:03:45.279
و "ناتالی" رو دیدم که از پنجره اتاق خوابش
.داره زاغ سیاه منو چوب میزنه

00:03:45.443 --> 00:03:46.928
...هنوزم

00:03:47.317 --> 00:03:48.817
.هنوز احساس وظیفه میکنه

00:03:49.567 --> 00:03:52.817
.آره، انگار که یه پسر بچه‌م که یکی باید مواظبش باشه

00:03:52.942 --> 00:03:54.242
...یه بار بهم گفتین که

00:03:54.951 --> 00:03:57.805
...وقتی بچه بودین

00:03:58.314 --> 00:04:02.193
.شما دربرابر والدینتون احساس وظیفه میکردین

00:04:02.512 --> 00:04:04.112
...البته خیلی دل بهش ندادم

00:04:04.556 --> 00:04:07.949
.فقط مراقب یه چیزایی بودم
.جداً چیزی نیست که ارزش حرف زدن داشته باشه

00:04:08.322 --> 00:04:10.983
...خُب، وقتی دیدین "ناتالی" داره شما رو میپاد

00:04:11.108 --> 00:04:12.790
چیکار کردین؟

00:04:13.950 --> 00:04:14.950
.بهش چشم‌غُره رفتم

00:04:16.406 --> 00:04:19.597
...بعد حدود 10 دقیقه بعد برام چایی آورد

00:04:19.722 --> 00:04:21.472
.که ازش نخواسته بودم

00:04:22.228 --> 00:04:24.448
.و ازم خواست که میشه پیشم بشینه یا نه

00:04:24.573 --> 00:04:26.515
و چطور بود؟ -
.کوتاه -

00:04:27.512 --> 00:04:30.265
.دخترمه
.مشکلاتم رو باهاش درمیون نمیذارم

00:04:30.390 --> 00:04:32.449
.با این وجود، رابطه‌ی خوبی باهاش دارین

00:04:32.574 --> 00:04:36.318
.وقتی "رواندا" بود، تقریباً هر روز بهش ایمیل میزدین

00:04:38.264 --> 00:04:41.015
 به نظرم اگه باهاش یه کم بیشتر راجع به
...مسائلی که درگیرشونین باهاش حرف بزنین

00:04:41.140 --> 00:04:43.951
.کمتر احساس نگرانی کنه

00:04:44.520 --> 00:04:46.920
.خُب، حسِ حرف زدن نداشتم

00:04:47.392 --> 00:04:49.244
...رفتم تو یه اتاقک

00:04:49.369 --> 00:04:51.780
...و یه قیچی باغبانی بزرگ برداشتم

00:04:52.832 --> 00:04:56.544
...و شروع کردم به هرس کردن علف‌های کنار آب

00:04:56.952 --> 00:05:00.188
،شاخ و برگ درختا رو بُریدم
.و بوته‌ها رو مرتب کردم

00:05:00.909 --> 00:05:03.694
.و بدجور دستم رو بُریدم

00:05:06.328 --> 00:05:08.631
...تمام اون هرس کردنا

00:05:09.150 --> 00:05:12.430
.یه جورایی شبیه کاریه که ما اینجا میکنیم

00:05:15.282 --> 00:05:16.579
.منظورتون رو نمیفهمم

00:05:16.704 --> 00:05:19.457
...یه جورایی اوضاع رو سر و سامون میدیم

00:05:19.582 --> 00:05:23.399
،دیدتون رو نسبت به اینکه چطور اینجا رسیدین
.روشن میکنیم

00:05:25.081 --> 00:05:28.111
...بنابراین وقتی به آب شدنِ یخِ روابطتون اشاره کردین

00:05:28.281 --> 00:05:31.741
.فکرم رو معطوف شیوه‌ای که جلسه‌ی پیش تموم شد، کرد

00:05:34.268 --> 00:05:35.268
...میدونین

00:05:36.725 --> 00:05:40.208
 با وجود قرص‌ها و مشاورای
...جورواجوری که تو بیمارستان دیدم

00:05:40.456 --> 00:05:42.856
.مطمئن نیستم حتی یادم بیاد

00:05:43.455 --> 00:05:45.463
واقعاً یادتون نمیاد؟

00:05:46.893 --> 00:05:48.443
...به نظرم تاثیرگذار بود

00:05:48.594 --> 00:05:51.344
.با توجه به اینکه چقدر لحظه‌ی احساسی‌ای بود

00:05:53.066 --> 00:05:56.866
 خُب، میدونم که راجع به
.بیرون اومدن من از دیوونه‌خونه حرف میزدیم

00:05:59.354 --> 00:06:01.404
.بهتون دستگیره‌م رو نشون دادم

00:06:01.729 --> 00:06:04.929
 ،و وقتی بحث ترک اعتیاد "کانی" رو پیش آوردین
.عصبانی شدم

00:06:06.272 --> 00:06:09.157
...منظورم بعدشه، وقتی راجع به دو تا "والتر" حرف میزدیم

00:06:09.282 --> 00:06:12.759
.اونی که شما میشناختین و اونی که نمیشناختین

00:06:14.686 --> 00:06:16.081
.درسته

00:06:17.498 --> 00:06:18.829
...به نظر کاملاً دگرگون شده بودین

00:06:18.997 --> 00:06:22.454
 وقتی راجع به دوباره ارتباط برقرار کردن
.با "والتر"ـی که گمشده بود، صحبت کردیم

00:06:24.200 --> 00:06:26.450
...ممکنه یه کم اشک ریخته باشم

00:06:27.483 --> 00:06:29.583
...ولی خسته بودم

00:06:30.331 --> 00:06:31.759
.و تحتِ فشار بودم

00:06:31.952 --> 00:06:33.647
...درک میکنم

00:06:33.772 --> 00:06:36.755
.ولی چیزی که من یادمه اینه که شما فقط یه کم اشک نریختین

00:06:37.700 --> 00:06:39.500
.با هق هق گریه میکردین

00:06:42.263 --> 00:06:43.713
چی شده، "والتر"؟

00:06:44.523 --> 00:06:45.873
کجا سِیر میکنی؟

00:06:46.515 --> 00:06:48.609
.یاد خوابی که این هفته دیدم، افتادم

00:06:50.579 --> 00:06:53.377
.آقای "دونالدسون" برای یه جلسه خبرم کرد

00:06:54.392 --> 00:06:56.292
.ولی تو یه دفتر نبود

00:06:57.848 --> 00:06:58.889
...تو

00:07:00.877 --> 00:07:02.794
.تو یه گاراژ قدیمی بود

00:07:04.578 --> 00:07:05.578
...داخل رفتم

00:07:06.656 --> 00:07:07.837
...دست دادیم

00:07:10.102 --> 00:07:12.388
...و بهم گفت که ردِ

00:07:13.577 --> 00:07:17.581
،منبع آلودگی رو گرفتن
.و ما اصلاً کار اشتباهی نکردیم

00:07:19.268 --> 00:07:23.272
...یه ازگلی از عمد محصول رو دستکاری کرده

00:07:23.939 --> 00:07:26.105
.و دوباره گذاشته سرِ جاش

00:07:27.769 --> 00:07:28.704
.ادامه بدین

00:07:28.829 --> 00:07:31.360
...احساس کردم ازم رفع اتهام شده و بعد

00:07:32.318 --> 00:07:34.236
...پیرمرد کاری کرد که هیچوقت انجام نداده بود

00:07:36.589 --> 00:07:37.789
.معذرت‌خواهی کرد

00:07:40.558 --> 00:07:42.640
...گفت که دست کشیدن از من

00:07:44.401 --> 00:07:47.158
...بزرگ‌ترین اشتباهی بود که تا به حال انجام داده

00:07:47.283 --> 00:07:49.834
.و اینکه ازم میخواد دوباره برگردم سر کارِ قبلیم

00:07:49.959 --> 00:07:52.410
.دوباره میشی، "والتر بارنت"، جناب مدیرعامل

00:07:54.583 --> 00:07:55.983
...سعی کردم جوابش رو بدم

00:07:57.408 --> 00:07:58.970
.ولی نمیتونستم حرف بزنم

00:08:03.779 --> 00:08:05.179
...دهنم رو باز کردم

00:08:07.060 --> 00:08:09.195
.ولی نتونستم چیزی به زبون بیارم

00:08:11.694 --> 00:08:13.244
.خیسِ عرق از خواب بیدار شدم

00:08:14.267 --> 00:08:18.073
.سعی کردم دوباره همون خواب رو ببینم، ولی نتونستم

00:08:18.666 --> 00:08:20.743
میخواستی اون مکالمه رو تموم کنی؟

00:08:22.282 --> 00:08:24.382
از اون خواب چی دستگیرت شد؟

00:08:25.408 --> 00:08:29.208
.خُب، گمونم میخوام فکر کنم که چنین گندی اصلاً اتفاق نیفتاده

00:08:30.471 --> 00:08:32.169
.میخوام زندگی قدیمیم رو داشته باشم

00:08:32.345 --> 00:08:33.345
واقعاً؟

00:08:34.658 --> 00:08:37.480
.چون گفتی نتونستی چیزی بگی

00:08:37.605 --> 00:08:40.381
...امکان داره که از برگشتنتون

00:08:40.853 --> 00:08:42.097
خیلی مطمئن نبودین؟

00:08:46.956 --> 00:08:48.270
.فقط میخواستم چونه بزنم

00:08:49.034 --> 00:08:50.034
.ممکنه

00:08:50.615 --> 00:08:52.321
...یا شاید الان با وجود زمانی که گذشته

00:08:52.446 --> 00:08:54.432
...درکِ بهتری از فشارِ عظیمی

00:08:54.557 --> 00:08:56.362
.که این همه وقت روتون بوده دارین

00:08:57.387 --> 00:09:00.574
.اصلاً حس نمیکردم که فشار رومه -
.درسته -

00:09:01.034 --> 00:09:03.118
.به نظرم در اصل احساسش نمیکردین

00:09:04.221 --> 00:09:07.223
به نظرم شما استثناً تونستین
.به احساساتتون غلبه کنین

00:09:07.348 --> 00:09:10.548
 این چیزی بود که هفته‌ی پیش
.داشتیم درموردش حرف میزدیم

00:09:10.863 --> 00:09:12.086
یادتون میاد؟

00:09:14.293 --> 00:09:15.293
...درسته

00:09:17.061 --> 00:09:20.800
.اینکه چطور "والتر" ضعیف نمیتونه فشار رو تحمل کنه

00:09:22.106 --> 00:09:24.085
...این هفته راجع به

00:09:24.210 --> 00:09:25.557
اون "والتر" فکر کردین؟

00:09:26.984 --> 00:09:28.134
اون پسربچه‌ی گمشده؟

00:09:29.675 --> 00:09:30.925
.نه، واقعاً نه

00:09:36.481 --> 00:09:39.396
.باعث شدین به پدرم فکر کنم -
پدرتون؟ -

00:09:41.639 --> 00:09:43.033
چی شد که اینطوری شد؟

00:09:43.202 --> 00:09:46.845
 همین چند لحظه پیش، وقتی زود اومدم
...و بی‌هوا وارد شدم

00:09:47.872 --> 00:09:51.876
.چهره‌تون جوری بود که منو یاد اون انداخت

00:09:52.503 --> 00:09:53.486
از چه نظر؟

00:09:53.611 --> 00:09:54.811
..."بعد از مرگ "تامی

00:09:57.162 --> 00:09:58.612
...بعد از اون حادثه

00:09:59.296 --> 00:10:03.045
.دیگه نتونست شبا بخوابه

00:10:04.230 --> 00:10:05.138
بیخوابی؟

00:10:05.306 --> 00:10:09.310
.آره، و شروع کرد به گرفتن شیفت‌های شبانه

00:10:10.361 --> 00:10:11.180
...و

00:10:12.326 --> 00:10:14.601
...و وقتی از کارخونه میومد خونه

00:10:14.726 --> 00:10:16.525
...نمیخواست مادرم رو بیدار کنه

00:10:16.693 --> 00:10:18.726
.بنابراین روی مبل میخوابید

00:10:19.913 --> 00:10:23.917
 و من میومدم طبقه‌ی پایین و
...میخواستم باهاش حرف بزنم، میدونی، راجع به

00:10:24.914 --> 00:10:26.164
...نمیدونم

00:10:26.587 --> 00:10:29.137
.روزِ قبل، اینکه  چه اتفاقی تو مدرسه افتاده

00:10:31.353 --> 00:10:33.053
.و اون نگاه رو بهم مینداخت

00:10:33.726 --> 00:10:35.226
میتونی توصیفش کنی؟

00:10:41.654 --> 00:10:43.970
...چطور میتونم از شرت خلاص شم"

00:10:44.998 --> 00:10:46.763
"بدون اینکه باعث بشه حس بدی داشته باشی؟

00:10:48.292 --> 00:10:51.976
.بیخیال، اشکالی نداره
.واقعاً میگم، سرت شلوغ بود

00:10:52.916 --> 00:10:56.273
،اگه جلسه‌ی من بود و یکی سرزده میومد داخل
.از کوره در میرفتم

00:10:56.793 --> 00:11:00.797
،ولی بازم، احساس میکنی پس زده شدی
.حتی طرد شدی

00:11:02.344 --> 00:11:03.444
.من زود اومده بودم

00:11:04.042 --> 00:11:06.889
.همونطوری که زود میرفتی بالای سرِ پدرت

00:11:07.231 --> 00:11:08.581
.خُب، کار حرف اول رو میزنه

00:11:08.843 --> 00:11:09.943
.زندگی همینه

00:11:12.920 --> 00:11:15.016
.مادرمم خیلی حضورش رو حس نمیکرد

00:11:15.875 --> 00:11:17.325
.بهش عادت کرده بود

00:11:19.043 --> 00:11:22.343
...از بیمارستان میومد خونه، پرستار بود

00:11:25.895 --> 00:11:28.045
.و براش "اُلدفَشِند" ردیف میکردم

00:11:28.758 --> 00:11:29.758
.میخوردیم

00:11:31.607 --> 00:11:33.107
.براش یکی دیگه درست میکردم

00:11:34.695 --> 00:11:37.946
.باید تکه‌های گیلاس و پرتقال رو درست کنار هم میذاشتم

00:11:38.868 --> 00:11:40.650
.بعد میرفت تو اتاقش

00:11:42.212 --> 00:11:43.962
...همیشه نگران این بودم که

00:11:45.554 --> 00:11:48.303
 ،وقتی داره رو تخت سیگار میکشه
...خوابش ببره

00:11:48.892 --> 00:11:51.468
...برای همینم یه سر بهش میزدم

00:11:51.593 --> 00:11:53.496
.و مطمئن میشدم که زیرسیگاری‌ها بیرون برن

00:11:54.204 --> 00:11:56.458
.این مسئولیت زیادی برای یه پسربچه‌س

00:11:57.353 --> 00:11:58.853
...گوش کن، اونا

00:11:59.586 --> 00:12:01.294
...نمیتونی سرزنشش کنی

00:12:01.590 --> 00:12:02.840
.هیچکدومشون رو

00:12:04.415 --> 00:12:07.968
.زندگیشون نابود شده بود -
...لازم نیست سرزنششون کنی -

00:12:08.144 --> 00:12:11.736
.تا تنهاییت رو درک کنم

00:12:12.792 --> 00:12:15.185
خیلی اندوهگین‌تر از این بودن
.که بخوان از من مراقبت کنن

00:12:16.598 --> 00:12:19.123
.مجبور بودم تمام چیزای بچگانه رو کنار بذارم

00:12:20.595 --> 00:12:23.715
راستش فکر میکنم اینطور باشه
...وقتی یه مرد بالغ شدم"

00:12:23.840 --> 00:12:25.978
."چیزای بچگانه رو کنار گذاشتم"

00:12:26.888 --> 00:12:28.347
.هنوز پسربچه بودی

00:12:29.361 --> 00:12:30.791
.خیلی از بچه‌ها ازین بدتراش رو هم گذروندن

00:12:31.744 --> 00:12:33.455
اصلاً خاطرات خوشی هم یادت میاد؟

00:12:34.345 --> 00:12:36.451
سه نفری دورهم وقت گذرونده باشین؟

00:12:36.830 --> 00:12:37.930
.نه خیلی

00:12:38.996 --> 00:12:41.946
.آخرهفته‌ها به ماشینش ور میرفت

00:12:42.654 --> 00:12:44.379
.خیلی ماشین پول‌ حروم‌کُنی بود

00:12:44.911 --> 00:12:47.061
گاراژ هم داشتین؟ -
.بله -

00:12:47.296 --> 00:12:48.913
.دزدکی از اونجا بهش نگاه میکردم

00:12:49.644 --> 00:12:52.430
.اون شما رو داخل راه نمیداد -
...بعد از یه مدت فهمیدم که -

00:12:52.599 --> 00:12:55.117
چطور روی سطل آشغال بایستم
.و از پنجره دید بزنم

00:12:56.239 --> 00:12:57.524
...معلوم شد

00:12:57.649 --> 00:13:00.273
...اکثر اوقات با ماشین ور نمیرفت

00:13:01.717 --> 00:13:02.717
...اون

00:13:03.136 --> 00:13:05.735
.به عکس "تامی" روی دیوار خیره میشد

00:13:10.041 --> 00:13:11.485
.یه بار متوجه من شد

00:13:13.300 --> 00:13:14.327
.افتضاح بود

00:13:14.888 --> 00:13:16.879
 ،میخواستین باهاش ارتباط برقرار کنین
...ولی احساس میکردین

00:13:17.004 --> 00:13:19.024
اون شما رو نمیخواد، درسته؟

00:13:20.870 --> 00:13:23.520
...پسرام هم همینطوری منو دید میزدن

00:13:25.589 --> 00:13:27.288
.وقتی آخرهفته‌ها کار میکردم

00:13:29.145 --> 00:13:30.895
...میخواستن بازی کنن

00:13:31.141 --> 00:13:32.591
...یا برن شنا

00:13:33.591 --> 00:13:35.223
.ولی من همیشه کار داشتم

00:13:36.462 --> 00:13:38.225
.شایدم منم همونطور نگاهشون میکردم

00:13:39.503 --> 00:13:42.328
 شاید به خاطر همینه که
.الان هیچ حرفی نداریم تا با هم بزنیم

00:13:42.912 --> 00:13:45.275
...میدونین، هنوز براش شناختنشون دیر نشده

00:13:45.443 --> 00:13:47.396
.و اینکه اونا شما رو بشناسن

00:13:48.225 --> 00:13:49.902
.فکر نمیکنم علاقه‌ای داشته باشن

00:13:50.208 --> 00:13:51.508
...شاید حسشون

00:13:51.938 --> 00:13:53.908
.نمیدونم، حس ترسه

00:13:54.077 --> 00:13:57.036
.بازسازی اون روابط کاریه که میتونیم اینجا بکنیم

00:13:57.205 --> 00:13:59.295
.گفتم که فکر نمیکنم علاقه‌ای داشته باشن

00:13:59.886 --> 00:14:02.588
...شما مشتاقِ حرف زدن با پدرتون بودین

00:14:02.713 --> 00:14:04.502
.راجع به چیزی که توی گاراژ دیده بودین

00:14:05.075 --> 00:14:06.992
.حقیقتش، هنوز راجع بهش خواب میبینین

00:14:07.390 --> 00:14:08.906
.هیچوقت درموردش حرف نزدیم

00:14:10.227 --> 00:14:12.257
...چند سال بعد اسباب‌کشی کردیم

00:14:12.674 --> 00:14:14.524
.به شهر معدنی کناری

00:14:16.228 --> 00:14:18.132
...مادرم نمیخواست بره، ولی

00:14:18.257 --> 00:14:20.396
...پدرم فکر میکردم بهتره که

00:14:20.521 --> 00:14:23.111
...دوباره از نو تو یه جای جدید شروع کنیم

00:14:23.944 --> 00:14:26.342
.بدون اینکه حضور "تامی" همه‌جا حس بشه

00:14:26.467 --> 00:14:28.121
و حسِ شما راجع بهش چی بود؟

00:14:29.308 --> 00:14:30.659
.ازم چیزی نپرسیدن

00:14:31.198 --> 00:14:32.613
...باید سخت بوده باشه، به عنوان یه بچه

00:14:32.781 --> 00:14:35.557
،که بدونی چه حسی داری
.ولی کسی چیزی راجع بهشون ازت نپرسه

00:14:38.031 --> 00:14:40.231
...تا چندوقت بعد از اسباب‌کشی

00:14:40.695 --> 00:14:41.945
...فرار میکردم

00:14:43.481 --> 00:14:45.031
.به سمت خونه‌ی قدیمی

00:14:47.594 --> 00:14:48.963
...سوار دوچرخه‌م میشدم

00:14:49.289 --> 00:14:51.035
...و میرفتم اونجا، نمیدونم

00:14:51.793 --> 00:14:53.760
.شاید برای اینکه بفهمم "تامی" منتظرمونه یا نه

00:14:55.849 --> 00:14:57.449
.دنیای بچه‌ها رو ببین

00:14:59.029 --> 00:15:00.933
وقتی به خونه سر میزدی، چیکار میکردی؟

00:15:02.723 --> 00:15:03.723
.هیچکار

00:15:04.879 --> 00:15:07.270
.ساعت‌ها اونجا مینشستم، منتظر بودم

00:15:09.213 --> 00:15:11.213
.اون هیچوقت برنگشت، البته

00:15:13.245 --> 00:15:14.745
...فکر میکنم شاید

00:15:15.026 --> 00:15:16.876
...شاید برنمیگشتین تا

00:15:17.391 --> 00:15:21.206
.دنبال "تامی" بگردین
.شاید دنبال یکی دیگه بودین

00:15:22.561 --> 00:15:23.455
کی؟

00:15:23.580 --> 00:15:26.227
.پسری که قبل ازینکه "تامی" کُشته بشه، بودین

00:15:29.683 --> 00:15:31.500
...شاید خونه‌ی قدیمی

00:15:31.933 --> 00:15:34.217
...تنها جایی بوده که میتونستین

00:15:34.385 --> 00:15:36.035
...چیزایی که از دست دادین رو حس کنین

00:15:36.717 --> 00:15:40.174
...صمیمیت رو با چیزی که از دست رفته احساس کنین

00:15:41.747 --> 00:15:43.697
...با برادرِ مُرده‌تون

00:15:45.322 --> 00:15:46.522
.با خاطراتتون

00:15:48.833 --> 00:15:50.833
."چیزی اونجا برات وجود نداشته، "والتر

00:15:51.375 --> 00:15:53.736
...چیزی به جز وظیفه و تنهایی

00:15:54.840 --> 00:15:56.334
.توی خونه‌ی جدید نبوده

00:16:05.520 --> 00:16:06.620
.نگران نباش

00:16:08.313 --> 00:16:09.694
.نمیخوام گریه کنم

00:16:11.334 --> 00:16:13.834
.میدونم که چقدر معذبتون کرد

00:16:14.649 --> 00:16:17.949
فکر کردی اینطور به هفته‌ی پیش واکنش نشون دادم، "والتر"؟

00:16:18.348 --> 00:16:19.178
."بیخیال، "پائول

00:16:19.772 --> 00:16:21.430
.نمیخواد تظاهر کنی

00:16:22.660 --> 00:16:24.764
.خودم میدونم غیرقابل تحمل بودم

00:16:26.121 --> 00:16:27.978
.میدونم چطور حالت رو بهم زدم

00:16:28.746 --> 00:16:30.356
چرا باید چنین حسی داشته باشم؟

00:16:32.410 --> 00:16:33.710
.من یه مرد بالغم

00:16:35.072 --> 00:16:36.674
.‏6سالم که نیست

00:16:37.728 --> 00:16:39.582
.و مردها گریه نمیکنن

00:16:41.035 --> 00:16:42.835
.الان البته گریه میکنن
...ولی

00:16:43.338 --> 00:16:45.287
.ولی وقتی من مرد میشدم، ازین خبرا نبود

00:16:45.456 --> 00:16:48.332
پدرت چنین چیزی رو یادت داده؟ -
.مجبور نبود -

00:16:48.727 --> 00:16:51.276
،جایی که من بزرگ شدم
.یه پسر وقتی رو به موت بود گریه میکرد

00:16:51.450 --> 00:16:52.978
وقتی "تامی" مُرد چی؟

00:16:53.103 --> 00:16:54.453
اونموقع گریه کردین؟

00:16:55.238 --> 00:16:56.319
.ناراحت بودم

00:16:57.889 --> 00:16:59.539
.میدونستم تقصیر من بوده

00:17:02.735 --> 00:17:04.700
.میلرزیدم

00:17:04.825 --> 00:17:06.475
.شایدم گریه کردم

00:17:09.945 --> 00:17:12.833
...چون پدرم، یادم میاد، منو بلند کرد

00:17:13.783 --> 00:17:15.701
.سخت تکونم داد

00:17:17.659 --> 00:17:19.509
..."گفت،"فکرشو هم نکن

00:17:19.764 --> 00:17:21.311
...جلوی مادرت"

00:17:22.107 --> 00:17:23.107
...حتی"

00:17:23.382 --> 00:17:24.382
...برای یه"

00:17:25.559 --> 00:17:26.559
".لحظه"

00:17:40.914 --> 00:17:43.864
...فکر میکنین از همون موقع

00:17:45.605 --> 00:17:47.055
یه کم خودتون رو سرکوب کردین؟

00:17:48.078 --> 00:17:49.128
...منظورتون اینه که

00:17:49.669 --> 00:17:51.519
اون یکی" والتر"ـه؟

00:17:52.476 --> 00:17:55.876
شاید خیلی منصفانه نباشه که
.از لفظ "اون یکی والتر" استفاده کنیم

00:17:57.913 --> 00:18:00.030
.واقعیت اینه که، اون یه بخشی از شماست

00:18:00.155 --> 00:18:02.763
...بخشی که برای یه مدت طولانی

00:18:04.008 --> 00:18:05.520
.جدا و نادیده گرفته شده

00:18:07.235 --> 00:18:08.803
...بدون اون مشکلی نداشتم

00:18:08.928 --> 00:18:10.628
این همه وقت، اینطور نیست؟

00:18:10.981 --> 00:18:12.249
.حتی از خوب هم بهتر

00:18:13.094 --> 00:18:15.669
."به چیزای فوق العاده‌ای تو زندگیتون رسیدین، "والتر

00:18:15.837 --> 00:18:18.147
پس چرا این جدایی چیز بدیه؟

00:18:19.192 --> 00:18:21.318
...سخته که زندگی رو پیش ببرین

00:18:21.443 --> 00:18:23.260
...اینکه کاملاً کامروا بشین

00:18:23.613 --> 00:18:25.213
... وقتی یه بخشی از

00:18:25.576 --> 00:18:28.464
.خودِ واقعیتون جدا افتاده

00:18:30.179 --> 00:18:32.439
...فکر میکنم اتفاقی که افتاد، این بود که بخش دیگر شما

00:18:32.564 --> 00:18:34.526
...همونی که مسئولیت به عهده میگرفت

00:18:34.651 --> 00:18:36.732
...تمام این بارها رو به دوش میکشید

00:18:37.431 --> 00:18:39.652
...این همون بخشیه که هر از چندگاهی

00:18:39.777 --> 00:18:41.077
.ازش قدردانی شده

00:18:43.256 --> 00:18:45.900
 ،هرچی بار مسئولیت بیشتر میشده
.بیشتر تحسین میشدین

00:18:46.575 --> 00:18:49.870
،پدرت باید از اینکه نمیخواد نگران مادرت باشه
.خیالش راحت بوده باشه

00:18:50.299 --> 00:18:52.299
...و مادرت، تصور میکنم

00:18:52.792 --> 00:18:54.708
...چقدر برات مهم بوده که فقط بدونی

00:18:54.876 --> 00:18:56.919
.تو توی زندگیش بودی

00:18:59.943 --> 00:19:01.193
.اون حساس بود

00:19:02.215 --> 00:19:04.515
.کج دار و مریز رفتار میکردیم

00:19:06.141 --> 00:19:09.276
...پدرم و من تا دو روز قبل رفتنم

00:19:09.401 --> 00:19:11.183
."حتی بهش نگفتیم که دارم میرم "ویتنام

00:19:11.789 --> 00:19:13.039
...و تو

00:19:13.768 --> 00:19:15.954
.توی "ویتنام" هم یه قهرمان بودی

00:19:17.701 --> 00:19:19.552
.جیمز دونالدسون" قهرمان بود"

00:19:20.291 --> 00:19:21.741
.من فقط وظیفه‌م رو انجام دادم

00:19:22.329 --> 00:19:25.135
.ولی مطمئنم که ذاتاً رهبر بودی

00:19:25.260 --> 00:19:27.115
.و تو بحران و آشوب جنگ

00:19:27.283 --> 00:19:29.205
.مردم باید ازت الگو گرفته باشن

00:19:29.704 --> 00:19:32.770
.و حق داشتی چنین کاری بکنی
...از سنین پایین

00:19:32.895 --> 00:19:35.082
.برای چنین پیشرفتی آموزش دیده بودی

00:19:35.814 --> 00:19:39.130
.کمکم کرد نجات پیدا کنم -
.همیشه کمکت میکرد نجات پیدا کنی -

00:19:39.751 --> 00:19:40.823
.حتی موفقت میکرد

00:19:41.589 --> 00:19:43.382
.همینطوری تا بالاترین مرتبه‌ی حیطه‌ی کارت پیش رفتی

00:19:44.730 --> 00:19:45.930
...فقط اینکه

00:19:46.555 --> 00:19:48.695
واقعاً حیطه‌ی کاریت نبود، درسته؟

00:19:50.428 --> 00:19:51.778
منظورتون چیه؟

00:19:52.233 --> 00:19:53.483
.برای "جیمز" بود

00:19:54.374 --> 00:19:57.263
...تا به حال فکر کردین که چرا زندگی کاریتون رو

00:19:57.388 --> 00:19:59.564
وقف ساختن تجارت خونوادگی "دونالدسون" کردین؟

00:20:01.521 --> 00:20:04.671
...یه راه نجات بود که قبول کردین

00:20:05.250 --> 00:20:07.344
...همونطوری که از مادرتون پرستاری کردین

00:20:07.469 --> 00:20:08.469
...یا

00:20:09.142 --> 00:20:10.292
.همسرتون

00:20:12.180 --> 00:20:13.720
...میبینی، این تناقضه

00:20:13.845 --> 00:20:16.742
...کُلی وقت برای خونسردی و حفظ آرامشتون

00:20:18.037 --> 00:20:19.737
...تحسین شدین

00:20:21.060 --> 00:20:23.552
...فکر نمیکنین برای دیگران ارزشی داشته باشی

00:20:23.677 --> 00:20:25.240
.مگراینکه یه نقشی داشته باشی

00:20:26.630 --> 00:20:29.084
...حالا که به اتمام رسوندینش، پسرهاتون

00:20:29.337 --> 00:20:32.060
.نمیخوان بشناسنتون
.ناتالی" کاری به کارتون نداره"

00:20:32.185 --> 00:20:34.068
.من نمیخوام شما رو دمِ در ببینم

00:20:35.042 --> 00:20:37.342
...تنها راهی که بشه احساس پس زده شدن نداشت

00:20:38.150 --> 00:20:39.770
...اینه که با مسئولیت رو حمل کنی

00:20:40.294 --> 00:20:43.187
،و به این کار ادامه بدی
...حتی وقتی ذهنت و بدنت

00:20:43.312 --> 00:20:45.453
.فریاد میکشن که بس کنی

00:20:58.864 --> 00:21:00.636
الان بس کردم، درسته؟

00:21:02.273 --> 00:21:04.567
...والتر بارنت"، جناب مدیرعامل"

00:21:05.209 --> 00:21:06.209
.دیگه نیست

00:21:09.356 --> 00:21:11.176
...با مشکل خواب پیشت اومده

00:21:11.847 --> 00:21:14.871
.و هفته‌ها زندگیش از هم پاشیده بوده

00:21:16.476 --> 00:21:18.059
...فکر میکنم جفتمون میفهمیم که

00:21:18.227 --> 00:21:21.571
،زمانی که اومدی من رو ببینی
.هیچ راهی برای جلوگیری از ویرانی نبود

00:21:22.111 --> 00:21:24.161
میدونستی به اینجا میرسم؟

00:21:24.354 --> 00:21:25.954
...والتر"ـی که میشناختی"

00:21:26.354 --> 00:21:27.404
...قهرمان

00:21:28.237 --> 00:21:30.655
.تا وقتی که از لحاظ انسانی کشید، طفره رفت

00:21:30.961 --> 00:21:33.695
...اگه اینبار میتونست از پسش بربیاد

00:21:34.294 --> 00:21:35.410
.حتماً اینکارو میکرد

00:21:38.714 --> 00:21:40.974
به هرحال مهم نیست، مگه نه؟

00:21:42.602 --> 00:21:45.183
.جفتمون میدونیم دارین چی بهم میگین -
چی؟ -

00:21:46.297 --> 00:21:47.397
.از دست دادمش

00:21:47.767 --> 00:21:49.167
چی رو از دست دادی؟

00:21:49.654 --> 00:21:50.654
.زندگیم رو

00:21:52.629 --> 00:21:54.185
مگه همینو نمیگین؟

00:22:00.069 --> 00:22:01.519
...‏‏68سالمه

00:22:03.103 --> 00:22:06.330
...و حتی یه لحظه هم از زندگیم رو

00:22:06.455 --> 00:22:07.525
.به خاطر خودم زندگی نکردم

00:22:10.841 --> 00:22:13.030
باید چه غلطی بکنم؟

00:22:20.081 --> 00:22:21.706
میخوای چیزی بگی؟

00:22:24.104 --> 00:22:26.394
...فکر میکنم الان وقتشه که

00:22:26.519 --> 00:22:29.657
..."دست از مراقبت از دیگران برداری، "والتر

00:22:29.782 --> 00:22:31.466
...و شروع کنی به ارتباط دوباره برقرار کردن

00:22:32.087 --> 00:22:33.187
.با خودت

00:22:35.735 --> 00:22:37.617
تمام وقت این نقشه‌ت نبود؟

00:22:38.265 --> 00:22:41.054
که منو درهم بشکنی تا بهت وابسته بشم؟

00:22:41.179 --> 00:22:44.209
...این قضیه بیشتر از اینکه انتخاب آگاهانه‌ی من باشه

00:22:44.334 --> 00:22:46.022
.انتخاب خودت بود

00:22:48.013 --> 00:22:51.109
...ولی پناه‌هایی که کل زندگیتون شما رو دربر گرفته بود

00:22:51.234 --> 00:22:53.201
.بالاخره از بین میرن

00:22:53.860 --> 00:22:55.610
.الان دو تا انتخاب داری

00:22:56.079 --> 00:22:58.741
.میتونیم روی خودت متمرکز بشیم

00:22:59.538 --> 00:23:02.573
.رو تغییرات رفتاری ساده کار کنیم

00:23:03.165 --> 00:23:06.939
...جفتمون میتونیم با متخصص داروی روانیت صحبت کنیم

00:23:07.742 --> 00:23:11.092
 ،برگردونیمت به همون حالت مدیریتی
.طوری که همیشه اینکارو میکردی

00:23:11.969 --> 00:23:13.569
.یه روش معتبره

00:23:15.819 --> 00:23:16.645
یا؟

00:23:17.772 --> 00:23:19.762
.یه راه چالشی‌ترم هست

00:23:20.486 --> 00:23:22.036
...اگه بتونیم همین کاری که

00:23:22.216 --> 00:23:25.624
...الان میکنم رو ادامه بدیم، حتی تو این برهه از زندگیت

00:23:26.834 --> 00:23:28.521
...میدونم که میتونین به یه ارتباط جدید

00:23:28.646 --> 00:23:30.772
...با "کانی"، "ناتالی" و پسرا

00:23:32.148 --> 00:23:34.269
...و مهمتر از همه

00:23:34.394 --> 00:23:36.044
...با خودتون

00:23:36.169 --> 00:23:37.369
.دست پیدا کنین

00:23:39.342 --> 00:23:41.676
...و میتونیم اون بخش‌هایی از زندگیت رو کشف کنیم

00:23:41.801 --> 00:23:44.168
.که تازه شروع به پیدا کردنشون کردی

00:23:47.552 --> 00:23:50.357
."پام لبِ گوره، "پائول -
.70سال پیر نیست -

00:23:51.938 --> 00:23:53.438
...کار میبَره

00:23:53.828 --> 00:23:55.049
...یه درون‌نگریِ

00:23:56.411 --> 00:23:57.611
.صریح

00:23:58.480 --> 00:24:00.137
.و باید بیشتر بیای

00:24:00.462 --> 00:24:03.696
...واقعاً میخوای چند ساعتِ دیگه تو هفته رو

00:24:05.662 --> 00:24:07.478
با یه پیرمرد بگذرونی؟ -
...اگه میدونستم -

00:24:07.958 --> 00:24:10.396
...ارزش وقت گذاشتن برای خودم و خودت رو نداره

00:24:10.799 --> 00:24:11.799
.چنین پیشنهادی نمیکردم

00:24:12.374 --> 00:24:14.110
چرا ارزش وقت گذاشتن برای تو رو داره؟

00:24:16.031 --> 00:24:18.531
...چون خیلی آدما رو نجات دادی

00:24:20.085 --> 00:24:22.566
،میخوام پیشت باشم
...وقتی برمیگردی

00:24:23.202 --> 00:24:24.594
.تا خودت رو نجات بدی

00:24:36.083 --> 00:24:36.926
.باشه

00:24:39.792 --> 00:24:40.678
.باشه

00:24:48.247 --> 00:24:49.505
از کی شروع کنیم؟