﻿WEBVTT

00:00:10.949 --> 00:00:16.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:30.950 --> 00:01:32.386
‫سلام

00:01:32.410 --> 00:01:34.386
‫ببخشید. می‌دونم دیره

00:01:34.410 --> 00:01:37.056
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، آره، خوبم

00:01:37.080 --> 00:01:39.636
‫فقط کابوس دیدم

00:01:39.660 --> 00:01:42.306
‫زمستون بود و من تو یه زمین بودم

00:01:42.330 --> 00:01:45.016
‫دست یه... دختر کوچولو رو گرفته بودم

00:01:45.040 --> 00:01:46.556
‫انگار خواهرم بود

00:01:46.580 --> 00:01:48.976
‫برف شروع به باریدن کرد، هیجان زده بودم

00:01:49.000 --> 00:01:52.676
‫بعد یهویی زبونم رو گاز گرفتم...

00:01:52.700 --> 00:01:55.596
‫و گلوم آتیش گرفت. خاکستر شد

00:01:55.620 --> 00:01:58.266
‫بال یه هواپیما نزدیکمون افتاد زمین

00:01:58.290 --> 00:02:02.636
‫برگشتم و دیدم صورت خواهرم محو شده

00:02:02.660 --> 00:02:04.926
‫وای، مامان جون،
‫بقیه‌ش رو نمی‌خوام بگم

00:02:04.950 --> 00:02:06.426
‫فقط نگرانت می‌کنه

00:02:06.450 --> 00:02:08.346
‫اگه بخوام نگران بشم، میشم

00:02:08.370 --> 00:02:11.532
‫لازم نیست مراقب احساسات من باشی

00:02:12.500 --> 00:02:15.660
‫- اجازه دارم نگرانت باشم؟
‫- منظورت چیه؟

00:02:18.250 --> 00:02:21.660
‫یعنی، انتظار نداشتم این وقت شب جواب بدی

00:02:22.244 --> 00:02:25.580
‫هیچ بهونه‌ای ندارم برای بیدار بودنم به جز...

00:02:26.950 --> 00:02:28.386
‫کتاب‌های «عذاب‌ها.

00:02:28.410 --> 00:02:30.580
‫لحظات نیمه‌شب مجنون»

00:02:31.500 --> 00:02:35.222
‫«یک غم القا شده» نوشته سی.اس.لوئیس

00:02:36.160 --> 00:02:40.596
‫خب، اگه بخوام دقیق‌تر بگم ان.دبلیو.کلرک
‫[نام یک نویسنده]

00:02:42.000 --> 00:02:45.096
‫با اینکه میگن طرف خرمذهبی بوده

00:02:46.750 --> 00:02:49.410
‫ولی چیزای معنی‌داری درمورد فقدان نوشته

00:02:53.750 --> 00:02:55.033
‫گریه هم می‌کنی؟

00:02:56.000 --> 00:02:58.250
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم گریه کردنت رو تصور کنم

00:03:00.080 --> 00:03:01.790
‫منم همینطورم

00:03:02.370 --> 00:03:04.846
‫یادته با یه دختره قرار می‌ذاشتم؟

00:03:04.870 --> 00:03:06.676
‫- اهمم
‫- اون اینطوری بود

00:03:06.700 --> 00:03:10.136
‫می‌تونست تو یه لحظه مود عوض کنه.

00:03:10.160 --> 00:03:11.766
‫با هم دعوامون می‌شد

00:03:11.790 --> 00:03:15.426
‫مثل ابر بهار گریه می‌کرد

00:03:15.450 --> 00:03:18.386
‫یه حس آزادی داشت، مثل...

00:03:18.410 --> 00:03:20.620
‫واقعا یه چیزیش می‌شد

00:03:22.000 --> 00:03:23.306
‫یه بار گفت، «ال...

00:03:23.330 --> 00:03:26.148
‫تا حالا به این فکر کردی که آدم سنگدلی هستی؟»

00:03:26.790 --> 00:03:29.096
‫ولی من سنگدل نیستم!

00:03:29.120 --> 00:03:30.976
‫نه، عزیزم

00:03:31.000 --> 00:03:33.176
‫نیستی. خدا نکنه.

00:03:33.200 --> 00:03:35.676
‫بهش گفتم «ببین، وقتی تو گریه می‌کنی...

00:03:35.700 --> 00:03:39.266
‫وقتی یه رودخونه درست می‌کنی
‫من اونو احساس می‌کنم»

00:03:39.290 --> 00:03:42.386
‫بهش اشاره می‌کنم چون...

00:03:42.410 --> 00:03:43.806
‫واقعا همین حس رو پیدا می‌کنم

00:03:43.830 --> 00:03:46.636
‫ولی نمی‌دونم چطوری به اونجا برسم. هیچوقت نمی‌تونم

00:03:46.660 --> 00:03:49.306
‫می‌دونی...

00:03:51.290 --> 00:03:54.346
‫- اوه، لعنتی. باید برم
‫- نه صبر کن

00:03:54.370 --> 00:03:57.846
‫خیلی سریع. قبل از خواب چندبار نفس عمیق بکش

00:03:57.870 --> 00:04:02.596
‫چهار شماره دم، هفت شماره نگه دار،
‫تو هشت شماره بازدم کن

00:04:02.620 --> 00:04:05.040
‫تو بهترینی

00:04:22.000 --> 00:04:23.886
‫سلام جیمز

00:04:23.910 --> 00:04:26.266
‫دکتر بروک تیلر هستم
‫پیغامت رو درمورد...

00:04:26.290 --> 00:04:29.096
‫تغییر ساعت امروز عصر گرفتم

00:04:29.120 --> 00:04:32.976
‫یه افتتاحیه امروز دارم، یکی هم هفته بعد

00:04:33.000 --> 00:04:35.016
‫الان دارم میام جلسه مشاوره‌م ولی...

00:04:35.040 --> 00:04:37.830
‫بهم زنگ بزن که زمان جلسه‌ت رو هماهنگ کنیم

00:05:18.620 --> 00:05:20.926
‫سلام مامیتا
‫یه لحظه صبر می‌کنی؟

00:05:20.950 --> 00:05:22.516
‫یه کم دستمون اینجا بنده

00:05:22.540 --> 00:05:25.266
‫باید به جرمی داروهاشو بدم. اشکالی نداره؟

00:05:25.290 --> 00:05:27.176
‫مشکلی نیست. هروقت راحت بودی

00:05:27.200 --> 00:05:28.950
‫باشه. خوبه. خوبه

00:05:34.410 --> 00:05:42.410
‫« ترجمه از فـرزانـه و مهـرداد »
‫<c.cyan>.:: Mehrdadss &amp; Farzaneh ::.</c>

00:05:45.528 --> 00:05:49.332
<font color=#FF8000>‫ «الادیو - هفته اول» </c>

00:05:52.910 --> 00:05:55.306
‫خب اومدم. ممنون

00:05:55.330 --> 00:05:56.516
‫خواهش می‌کنم

00:05:56.540 --> 00:05:57.926
‫این مادرقحبه‌ها واقعا فکر می‌کنن...

00:05:57.950 --> 00:05:59.726
‫دارن هتل پنج ستاره اداره می‌کنن

00:05:59.750 --> 00:06:02.945
‫سنگ مرمر آشپزخونه اینجا از واتیکان بیشتره

00:06:02.969 --> 00:06:05.950
‫دستگاه اسپرسو‌سازش هم برند ویکتوریا آردینوـه

00:06:06.870 --> 00:06:08.602
‫نمی‌شناسم

00:06:09.436 --> 00:06:11.596
‫20 هزار دلار قیمتشه دادا

00:06:11.620 --> 00:06:13.556
‫این همه خرج داروهای جرمی میشه ولی بازم...

00:06:13.580 --> 00:06:16.346
‫پول دارن بابت این چیزا بدن

00:06:16.370 --> 00:06:18.176
‫- جای باحالیه
‫- الادیو...

00:06:18.200 --> 00:06:20.426
‫باید ازت عذرخواهی کنم

00:06:20.450 --> 00:06:22.726
‫از من؟ برای چی؟

00:06:22.750 --> 00:06:25.266
‫دیشب نباید تلفنت رو جواب می‌دادم

00:06:25.290 --> 00:06:26.976
‫نه، خوشحالم جواب دادی

00:06:27.000 --> 00:06:29.096
‫کابوس دیده بودم دیگه

00:06:29.120 --> 00:06:31.790
‫اون موقع، تو یه زندگی دیگه...

00:06:32.143 --> 00:06:33.274
‫باید به مامانم زنگ می‌زدم

00:06:33.298 --> 00:06:35.056
‫اگه به جای من به مادرت زنگ می‌زدی

00:06:35.080 --> 00:06:36.463
‫چی می‌شد؟

00:06:37.660 --> 00:06:40.596
‫خب، تو فلوریدا ساعت 5 صبح بود

00:06:40.620 --> 00:06:43.976
‫یه ساعت دیگه میره قفسه‌های مغازه رو می‌چینه

00:06:44.000 --> 00:06:46.790
‫آخرین بار که باهاش حرف زدی کی بود؟

00:06:48.000 --> 00:06:50.660
‫تقریبا 4-5 ماه پیش

00:06:51.500 --> 00:06:53.386
‫کووید گرفت

00:06:53.410 --> 00:06:55.806
‫یه دکتر از بیمارستان تامپا جنرال بهم زنگ زد

00:06:55.830 --> 00:06:57.806
‫گفت «مامانت حالش خیلی بده

00:06:57.830 --> 00:07:00.226
‫نه در حد ونتیلاتور، ولی مریضه»

00:07:00.250 --> 00:07:02.596
‫پس گشتم یه پرواز پیدا کنم

00:07:02.620 --> 00:07:05.790
‫آقا و خانم دی‌مارکو راضی نبودن برم ولی...

00:07:06.750 --> 00:07:10.371
‫به هر حال که نشد برم

00:07:10.395 --> 00:07:11.976
‫تا اون موقع، مامانم خودش بهم زنگ زد

00:07:12.000 --> 00:07:15.516
‫گفت لازم نیست بیای. مشکلی ندارم

00:07:15.540 --> 00:07:17.830
‫- حالش خوب بود
‫- حتما سخت بوده...

00:07:18.660 --> 00:07:20.450
‫که کمکت رو نخواد

00:07:24.160 --> 00:07:26.426
‫می‌خوام رابطه درستی باهاش داشته باشم دادا

00:07:26.450 --> 00:07:28.516
‫ناسلامتی مامانمه

00:07:28.540 --> 00:07:30.636
‫ولی باید دو طرفه باشه

00:07:30.660 --> 00:07:32.516
‫می‌دونی، هردومون باید اینو بخوایم

00:07:32.540 --> 00:07:36.231
‫و رابطه‌ش با خواهرت چطوره؟

00:07:36.790 --> 00:07:38.516
‫قبلا بهش اشاره نکرده بودی

00:07:38.540 --> 00:07:40.926
‫ازت بزرگتره یا کوچیکتر؟

00:07:40.950 --> 00:07:42.404
‫خواهر؟

00:07:43.160 --> 00:07:45.031
‫تو خوابم بود

00:07:45.620 --> 00:07:47.476
‫خواهر که ندارم

00:07:47.500 --> 00:07:49.846
‫مامانم قبل از من یه بچه مرده به دنیا آورده بود

00:07:49.870 --> 00:07:51.540
‫به تو هم اینو گفته بود؟

00:07:52.500 --> 00:07:55.096
‫تا چند سال نگفت

00:07:55.120 --> 00:07:59.346
‫ولی، یه روز که تقریبا 6 سالم بود

00:07:59.370 --> 00:08:01.306
‫رفتم تو آشپرخونه و از مامانم پرسیدم

00:08:01.330 --> 00:08:02.476
‫خواهرم کجاست

00:08:02.500 --> 00:08:06.096
‫مامانم گفت: «تو که خواهر نداری»

00:08:06.120 --> 00:08:08.597
‫منم گفتم: «یادمه که مرده»

00:08:09.290 --> 00:08:12.766
‫- چی باعث شد اینو بگی؟
‫- به خدا اگه بدونم

00:08:12.790 --> 00:08:15.226
‫می‌دونی... یه چرندیاتی هست...

00:08:15.250 --> 00:08:17.016
‫که مردم میگن...

00:08:17.040 --> 00:08:19.346
‫بچه‌ها اون دنیا رو می‌تونن ببینن؟

00:08:19.370 --> 00:08:20.817
‫خب...

00:08:21.250 --> 00:08:23.096
‫مامانم رو ‌ترسوند

00:08:23.120 --> 00:08:26.226
‫برای همین از اون موقع فاصله‌ش رو از من حفظ می‌کرد

00:08:26.250 --> 00:08:29.676
‫- و فکر می‌کنی دلیلش اینه
‫- یعنی...

00:08:29.700 --> 00:08:31.596
‫دوست دارم فکر کنم به خاطر حرفای احمقانه‌م بوده

00:08:31.620 --> 00:08:35.272
‫- نه اینکه خودمو دوست نداشته
‫- منظورم اینه که...

00:08:35.308 --> 00:08:37.886
‫وقتی بچه هستیم، درک نمی‎کنیم تو دنیای...

00:08:37.910 --> 00:08:40.211
‫والدینمون چی می‌گذره

00:08:40.660 --> 00:08:42.596
‫پس اگه یه مادر از فرزندش کنار بکشه

00:08:42.620 --> 00:08:45.676
‫اصلا ربطی به اون بچه یا...

00:08:45.700 --> 00:08:47.370
‫کاراش نداره

00:08:48.580 --> 00:08:51.596
‫- خب، می‌خوای چیکار کنی؟
‫- خب، گوش کن

00:08:51.620 --> 00:08:55.096
‫در آینده می‌تونی در مواقع اضطراری باهام تماس بگیری

00:08:55.120 --> 00:08:59.830
‫ولی بیا... فعلا همینطوری پیش بریم، اوکی؟

00:09:02.750 --> 00:09:04.290
‫دادا، اینکارو نکن

00:09:05.250 --> 00:09:06.596
‫چیکار؟

00:09:06.620 --> 00:09:08.949
‫خرابش نکن

00:09:09.660 --> 00:09:12.266
‫گفتی هروقت لازمت داشتم بهت زنگ بزنم

00:09:12.290 --> 00:09:14.136
‫- و منم زدم
‫- درسته

00:09:14.160 --> 00:09:15.956
‫بازم معذرت می‌خوام

00:09:16.450 --> 00:09:18.306
‫به عنوان درمان‌گرت، تعیین خط قرمزها...

00:09:18.330 --> 00:09:20.466
‫به عهده منه و...

00:09:20.492 --> 00:09:23.004
‫بهتره در آینده اینطوری پیش بریم

00:09:24.080 --> 00:09:26.466
‫می‌دونی، فکر کنم فقط به یه معرف نیاز دارم

00:09:27.080 --> 00:09:28.926
‫حتما یه روانپزشک خوب سراغ داری، آره؟

00:09:28.950 --> 00:09:30.476
‫بله

00:09:30.500 --> 00:09:32.636
‫ولی چرا فکر می‌کنی به روانپزشک نیاز داری؟

00:09:32.660 --> 00:09:34.182
‫به خاطر بی خوابیم

00:09:34.660 --> 00:09:36.643
‫کابوس‌ها...

00:09:37.370 --> 00:09:38.976
‫دادا، شش روزه درست نخوابیدم

00:09:39.000 --> 00:09:40.806
‫شش روز؟

00:09:40.830 --> 00:09:42.596
‫دیشب چی؟

00:09:42.620 --> 00:09:43.998
‫نفس عمیق کشیدی

00:09:44.022 --> 00:09:45.476
‫- تا چهار...
‫- آره، آره، سعی کردم، خب؟

00:09:45.500 --> 00:09:47.476
‫اولش خوب بود، بعد دیگه نه

00:09:47.500 --> 00:09:48.697
‫بسیارخب

00:09:50.000 --> 00:09:51.670
‫یه روش دیگه رو امتحان می‌کنیم

00:09:55.450 --> 00:09:57.700
‫فقط باید حواسم به کارام باشه دادا

00:09:59.120 --> 00:10:02.476
‫کارای مهمیه

00:10:02.500 --> 00:10:04.266
‫اگه قرص‌های جرمی رو یادم بره

00:10:04.290 --> 00:10:07.160
‫یا وقتی رو صندلیش نیست حواسم از توپ پرت بشه

00:10:08.540 --> 00:10:10.540
‫فقط فکر می‌کنم دارو بهتر جواب میده

00:10:11.250 --> 00:10:12.556
‫یعنی، چرت می‌زنم

00:10:12.580 --> 00:10:14.386
‫چند ساعت اینجا، چند ساعت اونجا، ولی...

00:10:14.410 --> 00:10:17.678
‫مثل یه آهنگه که بی هوا قطع میشه
‫می‌پره

00:10:17.736 --> 00:10:19.886
‫و تو می‌ترسی کمبود خواب...

00:10:19.910 --> 00:10:21.676
‫روی وظایفت تاثیر بذاره

00:10:21.700 --> 00:10:24.016
‫ببین، من کارامو تو خواب هم می‌تونم انجام بدم

00:10:24.040 --> 00:10:26.016
‫خب، می‌تونم تلفنی از یه کافی نت تو پاکستان...

00:10:26.040 --> 00:10:29.476
‫خوابم رو برات تعریف کنم

00:10:29.500 --> 00:10:31.516
‫بیدار بشم، جرمی رو از تختش بیارم بیرون

00:10:31.540 --> 00:10:33.766
‫بذارمش رو صندلیش، صبحونه بخوریم

00:10:33.790 --> 00:10:35.806
‫با هم ریک و مورتی یا هرچیز دیگه نگاه کنیم

00:10:35.830 --> 00:10:37.846
‫تا وقتی که پی‌تی گایز شروع بشه

00:10:37.870 --> 00:10:40.016
‫نگران اینا نیستم

00:10:40.040 --> 00:10:41.886
‫نه که خودخواه باشم

00:10:42.149 --> 00:10:43.939
‫بیشتر نگران خودمم

00:10:45.120 --> 00:10:47.136
‫حال خوبی ندارم

00:10:47.160 --> 00:10:48.766
‫خب، ممکنه به دارو نیاز داشته باشی

00:10:48.790 --> 00:10:51.136
‫ولی بعد از دو جلسه

00:10:51.160 --> 00:10:53.870
‫هنوز من به نتیجه درستی نرسیدم

00:10:56.370 --> 00:10:57.661
‫یعنی چی؟

00:10:57.685 --> 00:10:59.476
‫برای اینکه ارجاعت بدم به روانپزشک

00:10:59.500 --> 00:11:01.620
‫اول باید بیشتر درموردت بدونم

00:11:02.910 --> 00:11:06.370
‫دلیل این بی خوابیت یه چیزی باید باشه

00:11:06.910 --> 00:11:08.318
‫قشنگ گفتی

00:11:09.000 --> 00:11:10.620
‫خوشم اومد

00:11:12.080 --> 00:11:13.476
‫بیشتر بگو

00:11:13.500 --> 00:11:16.405
‫قشنگ دوست داری. باشه. یونگ میگه:

00:11:16.429 --> 00:11:19.620
‫«بدون درد، هیچ آگاهی‌ای به وجود نمیاد»

00:11:20.160 --> 00:11:21.873
‫لعنتی

00:11:22.370 --> 00:11:25.056
‫دوست دارم فکر کنم این نقل قول ربطی به بی خوابی داره

00:11:25.080 --> 00:11:26.476
‫شاید...

00:11:26.500 --> 00:11:29.082
‫درمورد سختی به خواب رفتن نیست

00:11:29.107 --> 00:11:32.176
‫شاید، ما بیدار می‌مونیم که...

00:11:32.200 --> 00:11:35.410
‫جلوی چیزی رو که قراره بعدش باهاش روبرو بشیم رو بگیریم

00:11:36.410 --> 00:11:39.660
‫وقتی رویاها تموم بشن...

00:11:40.830 --> 00:11:42.393
‫واقعیت جاشون رو می‌گیره

00:11:44.790 --> 00:11:46.204
‫لعنت

00:11:49.417 --> 00:11:50.426
‫ببخشید

00:11:50.450 --> 00:11:52.120
‫همه چی مرتبه؟

00:11:53.290 --> 00:11:55.056
‫آره، خانم دی می‎خواد کارم که اینجا تموم شد...

00:11:55.080 --> 00:11:56.783
‫یه نگاه به جعبه کابل بندازم

00:11:58.040 --> 00:12:00.476
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم
‫یه کاریش می‌کنم

00:12:00.500 --> 00:12:02.560
‫اینم بخشی از شغلته؟

00:12:02.597 --> 00:12:05.596
‫می‌دونم تو پرستار جرمی هستی

00:12:05.620 --> 00:12:08.806
‫ولی فکر می‌کردم مراقبت پزشکی در اولویته

00:12:08.830 --> 00:12:09.926
‫هست

00:12:09.950 --> 00:12:12.766
‫ولی خب این آدما آشنا هستن دادا

00:12:12.790 --> 00:12:14.726
‫می‌خوان کمکشون کنم

00:12:14.750 --> 00:12:17.306
‫یعنی، اگه اینجا نبودم هیچ پولی نداشتم

00:12:17.330 --> 00:12:20.886
‫صاحبکارم برام از دکتر تیلر وقت مشاوره گرفته

00:12:20.910 --> 00:12:23.226
‫چون می‌دونستن نمی‌تونم بخوابم و...

00:12:23.250 --> 00:12:25.596
‫- میشینم تلویزیون می‌بینم
‫- خیلی خب

00:12:25.620 --> 00:12:28.476
‫ولی باید درمورد دارو شفاف باشم

00:12:28.500 --> 00:12:30.226
‫من روانپزشک‌های زیادی رو تو این شهر می‌شناسم

00:12:30.250 --> 00:12:32.636
‫که به خاطر یه دل درد بهت والیوم میدن

00:12:32.660 --> 00:12:34.016
‫ولی من اینکارو نمی‌کنم

00:12:34.040 --> 00:12:37.226
‫- پس اگه این یه جور تله‌س...
‫- تله؟

00:12:37.250 --> 00:12:38.870
‫من درد دارم

00:12:39.830 --> 00:12:41.306
‫من که بهت گفتم

00:12:41.330 --> 00:12:43.636
‫خوابم نمی‌بره. حالمو گرفته

00:12:43.660 --> 00:12:45.926
‫بی خوابی مثل تب‌ـه، نه خود بیماری

00:12:45.950 --> 00:12:48.886
‫یه جور نشونه‌س، خب؟

00:12:48.910 --> 00:12:51.726
‫و منم اصلا مخالف دارو درمانی نیستم.

00:12:51.750 --> 00:12:53.846
‫ولی وقتی بی رویه تجویز بشه

00:12:53.870 --> 00:12:57.136
‫مثل... مه تو یه جاده‌ی کوهستانیه

00:12:57.160 --> 00:12:59.330
‫متوجه منظورم میشی؟

00:13:00.750 --> 00:13:02.200
‫- Untranslated Line -

00:13:04.500 --> 00:13:06.806
‫ولی ازت می‌خوام صبور باشی، چون این کار...

00:13:06.830 --> 00:13:09.176
‫نه جذابه و نه سریع

00:13:09.200 --> 00:13:11.346
‫ولی اگه به این روش اعتماد کنی...

00:13:12.619 --> 00:13:13.806
‫الادیو

00:13:13.830 --> 00:13:17.386
‫تو بیست سال سابقه بروز بدرفتاری

00:13:17.410 --> 00:13:20.016
‫و روان رنجوری و تحریک پذیری...

00:13:20.040 --> 00:13:21.176
‫رو همه با هم داری

00:13:21.200 --> 00:13:22.911
‫چرا باید ساده باشه؟

00:13:23.500 --> 00:13:24.996
‫ساده به‌نظر می‌رسه؟

00:13:25.540 --> 00:13:27.386
‫البته که نه

00:13:27.410 --> 00:13:30.016
‫واسه همینه که اینجور چیزا زمان می‌بَره

00:13:30.040 --> 00:13:33.346
‫این یه روشِ نتیجه گرا نیست

00:13:33.370 --> 00:13:36.806
‫...وایسا ببینم، راست میگی؟ چون من

00:13:36.830 --> 00:13:38.806
‫کاملاً مطمئنم که همیشه‌ی خدا
‫یه مُشت مادر جنده

00:13:38.830 --> 00:13:40.886
‫میرن پیشِ روان شناس تا به نتیجه برسن

00:13:40.910 --> 00:13:42.636
‫و میگن: «وای شوهرم مُرده، پس

00:13:42.660 --> 00:13:45.346
‫من انقدر ناراحتم که
‫«نمی‌تونم با لیفتراک کار کنم

00:13:45.370 --> 00:13:48.226
‫به‌نظر می‌رسه بهبودی رو فقط

00:13:48.250 --> 00:13:50.556
‫تا اونجایی که به بهره‌وَریِ شغلیت

00:13:50.580 --> 00:13:53.426
‫مربوط میشه درک می‌کنی
‫مامیتا -

00:13:53.450 --> 00:13:56.096
‫خانواده‌ی دی‌مارکو
‫به کاری که انجام میدم احترام می‌ذارن

00:13:56.120 --> 00:13:57.846
‫می‌دونی، می‌تونستن برای قرنطینه شدن همراهشون

00:13:57.870 --> 00:14:00.615
‫هر کمکی بخوان ولی اینکارو نکردن. ازم سوال کردن

00:14:01.410 --> 00:14:04.226
‫پس می‌خوام بتونم عملکردِ خوبی داشته باشم

00:14:04.250 --> 00:14:06.386
‫برای کشفِ دلیلِ

00:14:06.410 --> 00:14:09.410
‫بی‌خوابیم ازم چی می‌خوای؟

00:14:11.080 --> 00:14:13.250
‫...خب، برای شروع

00:14:15.040 --> 00:14:17.886
‫می‌خوام بتونم بیشتر از یه سَر و صورت معلق

00:14:17.910 --> 00:14:19.806
‫در یه پس زمینه‌ی مجازی ببینمت

00:14:19.830 --> 00:14:22.596
‫چی، کافه‌ی لا هابانا رو دوست نداری؟

00:14:22.620 --> 00:14:24.426
‫توی مکزیکو سیتی؟

00:14:24.450 --> 00:14:26.926
‫اونجا رفتی؟ -
‫نه -

00:14:26.950 --> 00:14:30.016
‫ولی برام یه جای افسانه‌ایه

00:14:30.040 --> 00:14:33.136
‫...یه موضوع ادبی، می‌دونی

00:14:33.160 --> 00:14:35.386
‫...همه‌ی اون افراد اونجا می‌پِلِکیدن

00:14:35.410 --> 00:14:38.950
‫مارکِز، بولانیو، اوکتاویر پاز

00:14:40.200 --> 00:14:41.926
‫یه فهرستِ کُتُبِ بزرگ و عظیم

00:14:41.950 --> 00:14:44.226
‫ولی افسانه‌ش هنوزم منو تحت تاثیر قرار میده

00:14:44.250 --> 00:14:46.596
‫توی کالج یه کلاس راجع به مارکز داشتم

00:14:46.620 --> 00:14:50.226
‫اِرِنداریا و مادربزرگِ بی عاطفه‌ش» نااُمیدم کرد»

00:14:50.250 --> 00:14:53.426
‫ببین، نوشتن رو بَلَد بود. هیچ بحثی نیست

00:14:53.450 --> 00:14:54.886
‫ولی نمی‌تونم ارتباط برقرار کنم

00:14:54.910 --> 00:14:57.505
‫می‌دونی، توی دنیای من، جادو جایی نداره

00:14:58.160 --> 00:15:00.596
‫اگر قرار بود همین امروز چاقو بخورم

00:15:00.620 --> 00:15:03.056
‫خونم توی یه کوچه یا توی

00:15:03.080 --> 00:15:05.926
‫یه رودخانه یا زیرِ پای مادرم ریخته نمی‌شد

00:15:05.950 --> 00:15:07.640
‫یه گوشه از خونریزی می‌مُردم

00:15:08.410 --> 00:15:10.852
‫دیدگاهِ غیر عاطفی‌ایه

00:15:11.660 --> 00:15:14.306
‫کونِ لقش. هی، من
‫احساساتی و با عاطفه‌ترین مادر جنده‌ای هستم

00:15:14.330 --> 00:15:15.636
‫که تو زندگیت می‌بینی

00:15:15.660 --> 00:15:17.511
‫هوم

00:15:17.535 --> 00:15:19.766
‫حالا، بولانیو

00:15:19.790 --> 00:15:23.726
‫توی «نیویورکِر» یه مقاله‌ی قشنگ راجع بهش بود

00:15:23.750 --> 00:15:25.742
‫که با این عبارت شروع می‌شد

00:15:26.370 --> 00:15:28.953
‫«و بعدش، دیگه ندیدمش»

00:15:29.370 --> 00:15:32.636
‫آدم رو با یه شخصیت آشنا می‌کرد

00:15:32.660 --> 00:15:35.835
‫که با جزئیات و دلسوزیِ خاصی ارائه شده بود

00:15:36.500 --> 00:15:39.422
‫ولی دو صفحه بعد، خبری ازش نبود

00:15:40.700 --> 00:15:42.226
‫و این یه حیله نبود

00:15:42.250 --> 00:15:44.700
‫نحوه‌ی تجربه‌ش از دنیا بود

00:15:46.000 --> 00:15:47.450
‫می‌تونم باهاش ارتباط برقرار کنم

00:15:49.040 --> 00:15:52.330
‫به‌نظر می‌رسه داری درباره‌ی
‫به حالِ خود رها کردن صحبت می‌کنی

00:15:58.870 --> 00:16:00.806
‫نمی‌دونم قضیه اینه یا نه

00:16:00.830 --> 00:16:03.846
‫چرا اینکارو می‌کنی؟ -
‫چیکار؟ -

00:16:03.870 --> 00:16:06.926
‫وقتی که داری درباره‌ی
‫میزانِ غم و اندوهت صحبت می‌کنی

00:16:06.950 --> 00:16:08.556
‫یهو ساکت میشی

00:16:08.580 --> 00:16:11.621
‫منظورم اینه، اتفاق‌های بَدتر
‫برای آدمای بهتر میافته

00:16:12.330 --> 00:16:14.176
‫منظورم اینه، تو همینکارو می‌کنی

00:16:14.200 --> 00:16:16.750
‫دیشب، درباره‌ی غم و اندوه صحبت کردی
‫...ولی بعدش یهو

00:16:17.643 --> 00:16:18.853
‫ساکت شدی

00:16:21.080 --> 00:16:23.250
‫اخیراً پدرم رو از دست دادم

00:16:25.540 --> 00:16:27.160
‫گُه توش

00:16:29.040 --> 00:16:30.681
‫متاسفم

00:16:31.410 --> 00:16:33.580
‫داری از تصویر خارج میشی

00:16:34.330 --> 00:16:35.790
‫...اِ

00:16:36.870 --> 00:16:38.726
‫ببخشید

00:16:48.370 --> 00:16:50.176
‫اینجا قبلاً اتاقِ جِرِمی بوده

00:16:50.200 --> 00:16:51.926
‫قبل از اینکه اوضاع خراب بشه

00:16:51.950 --> 00:16:54.290
‫...هنوز یکم می‌تونست راه بره، پس اونا، می‌دونی

00:16:57.620 --> 00:16:59.596
‫بگذریم

00:16:59.620 --> 00:17:02.346
‫حالا اون توی یه سوئیتِ شیک و مجلل
‫توی طبقه‌ی همکف‌ــه

00:17:02.370 --> 00:17:04.346
‫و من توی موزه زندگی می‌کنم

00:17:04.370 --> 00:17:06.634
‫...انگار، نمی‌دونم

00:17:07.370 --> 00:17:09.806
‫آدمای احساساتی و با عاطفه‌ای هستن

00:17:09.830 --> 00:17:11.226
‫خانواده‌ی دی‌مارکو رو میگم

00:17:11.250 --> 00:17:13.120
‫درست مثلِ تو

00:17:14.790 --> 00:17:16.950
‫م... می‌دونم یه جورایی

00:17:17.620 --> 00:17:18.790
‫دارم مرموز رفتار می‌کنم

00:17:21.750 --> 00:17:23.580
‫و تو اشتباه نمی‌کنی

00:17:31.942 --> 00:17:33.596
‫غفلت یا بی مسئولیتی

00:17:33.620 --> 00:17:34.986
‫...جنابِ قاضی، 10 سال

00:17:35.010 --> 00:17:39.426
‫...قبلاً قراردادتون رو خوندم -
‫ریدم توش -

00:17:39.450 --> 00:17:43.096
‫،وقتی که توی کالج بودم
‫تشخیص دادن اختلالِ دو قطبیِ نوع اول دارم

00:17:43.120 --> 00:17:45.556
‫پس بنابراین، از همون موقع لیتیُم مصرف کردم

00:17:45.580 --> 00:17:47.346
‫هر وقت پول داشته باشم، می‌خرم

00:17:47.370 --> 00:17:49.266
‫و وقتی که پول نداشته باشم، نه

00:17:49.552 --> 00:17:51.766
‫می‌دونم باید ارزیابی کنی

00:17:51.790 --> 00:17:53.766
‫ولی همچین امکانی ندارم

00:17:53.790 --> 00:17:56.846
‫می‌خوای بهش بگی دنبالِ مواد بودن، بگو

00:17:56.870 --> 00:18:00.376
‫بدون لیتیُم، تنها راهی که

00:18:00.400 --> 00:18:01.636
‫می‌تونم یکم بخوابم

00:18:01.660 --> 00:18:03.476
‫هی، اِل! آقای دی‌مارکو

00:18:03.500 --> 00:18:04.886
‫!دارن با دفترِ لندن صحبت می‌کنن

00:18:04.910 --> 00:18:07.556
‫میشه صداشو کَم کنی؟

00:18:07.580 --> 00:18:09.306
‫!آره، آره، آره! ببخشید

00:18:12.250 --> 00:18:15.016
‫ببین، خانواده‌ی دی‌مارکو مثلِ خانواده‌م هستن

00:18:15.040 --> 00:18:16.636
‫...ولی این

00:18:16.660 --> 00:18:18.516
‫ولی این تشخیص چیزی نیست که وقتی

00:18:18.540 --> 00:18:21.476
‫،داری از بچه‌ی یه خانواده مراقبت می‌کنی
‫...اون خانواده ازش باخبر باشن، پس

00:18:21.500 --> 00:18:22.835
‫خبر ندارن

00:18:26.080 --> 00:18:29.700
‫و گفتی این تشخیص زمانی که کالج بودی داده شده؟

00:18:30.700 --> 00:18:32.178
‫بله خانم

00:18:32.950 --> 00:18:35.500
‫چه‌جور رفتاری از خودت نشون می‌دادی؟

00:18:36.250 --> 00:18:37.346
‫نمی‌دونم

00:18:37.370 --> 00:18:39.346
‫چه چیزی باعث اون تشخیص شد؟

00:18:39.370 --> 00:18:41.437
‫می‌خوای تا کجا برگردم عقب؟

00:18:42.290 --> 00:18:44.774
‫با خودته. از کجا می‌خوای شروع کنی؟

00:18:45.200 --> 00:18:47.516
‫چقدر وقت داری؟

00:18:47.540 --> 00:18:49.750
‫اجازه بده من نگران وقت باشم

00:18:53.040 --> 00:18:55.846
‫قبلاً یه جا توی شهرِ تَمپا کار می‌کردم

00:18:55.870 --> 00:18:58.426
‫خانه‌ی سالمندان، پیرِ سَگ بودنا

00:18:58.450 --> 00:18:59.846
‫فوق‌العاده بودن

00:18:59.870 --> 00:19:01.346
‫می‌دونی، مثلاً، بچه‌های دبیرستانی

00:19:01.370 --> 00:19:02.886
‫داستانِ خاصی ندارن

00:19:02.910 --> 00:19:05.346
‫هنوز اتفاقی توی زندگیشون نیافتاده
‫ولی اون مادر جنده‌ها؟

00:19:05.370 --> 00:19:08.596
‫بَد داستانایی داشتن. مثلاً

00:19:08.620 --> 00:19:10.596
‫یه پیرِ زَنِ اونجا بود

00:19:13.040 --> 00:19:15.726
‫بهم گفته بود با فِریدا کالو
‫[نقاش مکزیکی و یکی از زنان نامدار تاریخ هنر معاصر]

00:19:15.750 --> 00:19:18.386
‫نزدیکِ 5 سال رابطه داشته -
‫!نه بابا -

00:19:18.410 --> 00:19:20.846
‫نه، منظورم اینه خانمِ مورالِس داشت درباره‌ی

00:19:20.870 --> 00:19:22.076
‫مَمه خوردن و این داستانا حرف میزد

00:19:22.100 --> 00:19:23.676
‫قصدِ بی احترامی نداشتم

00:19:23.700 --> 00:19:25.556
‫یعنی عاشقش بودما

00:19:25.580 --> 00:19:28.056
‫یه جوری می‌خندیدیم که انگار اصلاً

00:19:28.080 --> 00:19:30.926
‫یادمه می‌رفتم تو اتاقش لَگَنِش رو عوض کنم

00:19:30.950 --> 00:19:33.726
‫و اون خودشو میزد به مُردن

00:19:33.750 --> 00:19:35.476
‫...می‌دونی، خیلی خفن بود، انگار

00:19:35.500 --> 00:19:38.096
‫و تا می‌رفتم دنبالِ پرستار

00:19:38.120 --> 00:19:41.426
‫«مثلِ تو فیلمِ «شب مُردگانِ زنده

00:19:41.450 --> 00:19:43.636
‫و می‌گفت، «دلت برام تَنگ شد»؟

00:19:49.080 --> 00:19:51.290
‫و بعدش یه روز، این اتفاق افتاده

00:19:52.580 --> 00:19:53.596
‫هوم

00:19:53.620 --> 00:19:56.056
‫و بعدش عاشقِ آقای رابینسون شدم

00:19:56.080 --> 00:19:58.386
‫عاشقِ خانمِ خانمِ فروغی شدم

00:19:58.410 --> 00:20:00.676
‫و این قضیه همینطور ادامه داشت

00:20:00.700 --> 00:20:02.596
‫شب، از پیشم رفتن

00:20:02.620 --> 00:20:04.056
‫...پس می‌دونی، من

00:20:04.080 --> 00:20:07.016
‫،بهش عادت کردم
‫...به خودم یاد دادم که... فکر نکنم

00:20:07.040 --> 00:20:10.596
‫«!وای چه رابطه‌ی جدید و خوبی»

00:20:10.620 --> 00:20:12.028
‫نه بابا

00:20:12.620 --> 00:20:15.516
‫همونجوری که بود باهاش کنار میومدم

00:20:15.540 --> 00:20:17.750
‫امروز هست، فردا نیست

00:20:19.620 --> 00:20:22.450
‫و اون موقع هم مشکلِ بی خوابی داشتی؟

00:20:23.950 --> 00:20:25.620
‫...نه، من

00:20:27.040 --> 00:20:29.306
‫وایسا ببینم... آره

00:20:29.330 --> 00:20:31.096
‫منظورم اینه، حالا که بهش فکر می‌کنم

00:20:31.120 --> 00:20:34.136
‫...داوطلب می‌شدم شیفتِ شب وایسم چون

00:20:34.160 --> 00:20:36.790
‫بهرحال نمی‌تونستم بخوابم

00:20:37.620 --> 00:20:39.926
‫چی باعث شد این سوال رو بپرسی؟

00:20:39.950 --> 00:20:43.426
‫اختلال خواب نشانه‌ی اصلی اختلالِ دو قطبی‌ــه

00:20:43.450 --> 00:20:44.976
‫و از اونجایی که تصمیم گرفتی

00:20:45.000 --> 00:20:46.806
‫داستانِ تشخیصِ بیماریت رو از اینجا شروع کنی

00:20:46.830 --> 00:20:49.000
‫برام سوال پیش اومد
‫اینجا یه ارتباطی وجود داره یا نه

00:20:51.160 --> 00:20:53.110
‫وقتی اینطوری میگی

00:20:53.950 --> 00:20:55.676
‫به گمونم دفعه‌ی بعدی که یادمه

00:20:55.700 --> 00:20:57.886
‫مشکلِ خواب داشتم زمانِ اسکندر بود

00:20:57.910 --> 00:20:59.716
‫چ... ببخشید چی؟

00:20:59.740 --> 00:21:01.516
‫عاشقِ یه پسرِ پاکستانی شده بودم

00:21:01.540 --> 00:21:03.886
‫بازی‌های ویدیویی طراحی می‌کرد

00:21:03.910 --> 00:21:07.136
‫منظورم اینه، یادم نمیاد
‫...شرکتِ راک‌استار بود یا نه

00:21:07.160 --> 00:21:12.426
‫...اون یه نابغه ولی معتاد بود. پس

00:21:17.000 --> 00:21:20.386
‫اِ... وایسا، آقای دی‌مارکوـه

00:21:20.410 --> 00:21:22.676
‫منظورم اینه، رابطه‌ی چندان جالبی باهاش ندارم

00:21:22.700 --> 00:21:25.638
‫پس معمولاً اینو جواب میدم. ببخشید

00:21:25.662 --> 00:21:27.556
‫باید یادم می‌موند جَکوزی رو براش روشن کنم

00:21:27.580 --> 00:21:29.370
‫و همیشه یادم میره

00:21:30.410 --> 00:21:33.346
‫بسیار خب

00:21:33.370 --> 00:21:35.410
‫حله. هستم

00:21:37.200 --> 00:21:39.596
‫به‌نظر میاد کارای زیادی داری

00:21:39.620 --> 00:21:41.726
‫نه، نه، خوبه. ولی بهرحال

00:21:41.750 --> 00:21:44.516
‫اسکندر اولین کسی بود

00:21:44.540 --> 00:21:46.476
‫که از تَهِ دل عاشقش بودم

00:21:46.500 --> 00:21:48.846
‫منظورم اینه، قشنگ‌ترین مغزِ دنیا رو داشت

00:21:48.870 --> 00:21:50.886
‫می‌خواستم توش شنا کنم

00:21:50.910 --> 00:21:55.080
‫ولی... کِتامین... بَده
‫[آرامبخشِ قوی]

00:21:55.950 --> 00:21:57.926
‫می‌دونی، آخر هفته‌ها رو با ذوق و شوق

00:21:57.950 --> 00:22:01.476
‫توی وانِ حمام براش کتاب می‌خوندم

00:22:01.500 --> 00:22:03.726
‫و تمامِ کتاب‌های کلاریس لیسپکتور

00:22:03.750 --> 00:22:05.306
‫پِتریشیا اسمیت

00:22:05.330 --> 00:22:08.056
‫و تقریباً تمام کتاب‌های
‫اکتاویا باتلر رو خونده بودیم

00:22:08.080 --> 00:22:12.726
‫منظورم اینه، همه چیز
‫آرامش‌بخش بود تا اینکه یهو دیگه نبود

00:22:12.750 --> 00:22:14.386
‫منظورم اینه، با یه شدتی

00:22:14.410 --> 00:22:16.476
‫...گرفتارِ کِتامین شده بود که

00:22:16.500 --> 00:22:19.226
‫یه شب، می‌دونی از رستورانِ

00:22:19.250 --> 00:22:22.226
‫این-ان-اوت غذا گرفته بودم

00:22:22.250 --> 00:22:23.516
‫و رفتم دَمِ خونه‌ش

00:22:23.540 --> 00:22:25.016
‫و دیدم قفل عوض شده

00:22:25.040 --> 00:22:27.450
‫گوشیش رو جواب نمی‌داد

00:22:28.790 --> 00:22:30.096
‫و چند روز بعد

00:22:30.120 --> 00:22:32.910
‫...تماس‌هام دیگه روی پیام صوتی نمی‌رفت و خب

00:22:35.830 --> 00:22:37.750
‫«و بعدش، دیگه هیچوقت ندیدمش»

00:22:40.080 --> 00:22:42.052
‫دیگه نخوابیدم

00:22:43.080 --> 00:22:46.120
‫،چهار روز بعد
‫تشخیصِ اختلالِ دو قطبیم خودشو نشون داد

00:22:46.700 --> 00:22:48.290
‫متوجهم

00:22:50.790 --> 00:22:54.830
‫خب، من... هنوز نمی‌تونم
‫به طور رسمی درباره‌ش صحبت کنم

00:22:55.830 --> 00:22:58.660
‫ولی بی خوابیت به‌نظرم منطقیه

00:23:00.410 --> 00:23:02.120
‫منظورت چیه؟

00:23:03.620 --> 00:23:05.500
‫به‌نظر میاد رنج دیده‌ای

00:23:12.000 --> 00:23:13.330
‫هی

00:23:15.950 --> 00:23:17.450
‫حالت خوبه اِل؟

00:23:19.290 --> 00:23:22.160
‫من پیشتم. همینجام

00:23:24.160 --> 00:23:27.120
‫کمکت می‌کنم درست بشه

00:23:30.500 --> 00:23:32.476
‫ازم مراقبت می‌کنی؟

00:23:32.500 --> 00:23:33.854
‫البته

00:23:34.700 --> 00:23:37.149
‫...من برای همین -
‫...نه، منظورم اینه -

00:23:38.040 --> 00:23:39.500
‫مراقبتِ جِدی رو میگم

00:23:41.160 --> 00:23:43.516
‫می‌دونم دیشب راجع به اینکه دلم می‌خواست

00:23:43.540 --> 00:23:46.700
‫می‌تونستم با مامانم صحبت کنم
‫یه چیزایی گفتم ولی به تو زنگ زدم

00:23:48.290 --> 00:23:49.950
‫ب... برام مثلِ اونی

00:23:51.000 --> 00:23:53.806
‫نه توی دنیای واقعی و این حرفا

00:23:53.830 --> 00:23:57.290
‫...می‌دونم تو مامانم نیستی ولی تو

00:23:58.410 --> 00:24:01.006
‫کارهایی رو انجام میدی
‫که یه مادر باید انجام بده

00:24:01.790 --> 00:24:05.886
‫،توجه می‌کنی
‫باهات حرف می‌زنم، احساس می‌کنم مهم‌ام

00:24:07.160 --> 00:24:11.100
‫پس شاید بتونه رابطه‌مون این شکلی باشه؟

00:24:11.620 --> 00:24:15.516
‫...می‌دونی، معالجه ولی... همینطور

00:24:15.540 --> 00:24:18.040
‫...نمی‌دونم، مسخره به‌نظر می‌رسه

00:24:19.500 --> 00:24:20.901
‫مثلِ خانواده باشیم؟

00:24:27.290 --> 00:24:29.556
‫!هی جِرمی! جِرِمی

00:24:29.580 --> 00:24:31.540
‫!جِرِمی، داداش خوبی؟

00:24:34.830 --> 00:24:37.251
‫...ببخشید. یه مشکلی پیش

00:24:37.700 --> 00:24:40.846
‫ای... خوب بود، جِدی میگم

00:24:40.870 --> 00:24:44.383
‫هفته‌ی بعد باهات صحبت می‌کنم، باشه؟ -
‫آره. مشکلی نیست -

00:25:40.159 --> 00:25:45.159


00:26:10.159 --> 00:26:15.159
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:27:33.160 --> 00:27:36.636
‫تمام این صحبت‌ها راجع به گذشته
‫و زخم‌های روانی و این حرفا

00:27:36.660 --> 00:27:38.636
‫از آخرین باری که حرف زدیم خوابم بهتر نشده

00:27:38.660 --> 00:27:39.767
‫بَدتر شده

00:27:43.080 --> 00:27:45.870
‫زندگی کردن با خانواده‌ی دی‌مارکو سخته؟

00:27:46.580 --> 00:27:49.556
‫زندگیِ من توی این خونه
‫براساسِ یه داستان بوجود اومده

00:27:49.580 --> 00:27:50.516
‫اینو می‌دونم

00:27:50.540 --> 00:27:52.676
‫من دوستشون نیستم. کارگرم

00:27:52.700 --> 00:27:55.226
‫خیلی عصبانی هستی اِلادیو

00:27:55.250 --> 00:27:56.575
‫بیشتر از این حرفاست