﻿WEBVTT

00:00:00.323 --> 00:00:19.323
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:19.347 --> 00:00:26.347


00:00:48.840 --> 00:00:51.040
.خوب یادت باشه

00:00:51.080 --> 00:00:53.120
...قدم به قدم

00:00:53.160 --> 00:00:55.440
.درباره‌اش حرف زدیم

00:00:55.480 --> 00:00:58.200
،دستگیرمون می‌کنن
.حق و حقوق‌مون رو می‌خونن

00:00:59.120 --> 00:01:00.800
.حرفمون رو از بَریم

00:01:00.840 --> 00:01:04.440
.هزاران بار مرور کردیم و حی و حاضریم

00:01:05.880 --> 00:01:09.080
بدون حضور وکیل هیچی نگو. باشه؟

00:01:10.640 --> 00:01:13.640
.و یادت باشه... اوضاع دست توئه

00:01:14.760 --> 00:01:17.720
.بعد نوبت به بازجویی میرسه

00:01:17.760 --> 00:01:20.600
،تلاش می‌کنن گیجـت کنن
.اما این اجازه رو بهشون نده

00:01:24.280 --> 00:01:29.320
.ساده و آروم داستان‌مون رو بگو

00:01:31.720 --> 00:01:33.920
.نمی‌خواد داستان‌بافی کنی

00:01:35.000 --> 00:01:37.400
.فقط حقیقت رو بگو

00:01:44.080 --> 00:01:46.920
.سلام، خانم ادواردز

00:01:46.960 --> 00:01:50.320
.سلام، سوزان ادواردز هستم
...شما به‌عنوان

00:01:50.360 --> 00:01:53.320
.بله. داگلاس هیلتون هستم
.امشب اومدم تا کمکتون کنم

00:01:53.360 --> 00:01:56.200
خوبه، چون مطمئنم شنیدید که من و شوهرم

00:01:56.240 --> 00:01:58.800
.خودمون رو توی دردسر انداختیم

00:01:58.840 --> 00:02:02.600
.می‌دونم وحشتناک به‌نظر میرسه -
...سوزان. سوزان، ببخشید، می‌تونم -

00:02:02.640 --> 00:02:06.240
،برای همین، به‌خاطر خودش هم شده
.همه باید از اول حقیقت رو بدونن

00:02:06.280 --> 00:02:09.760
.سوزان، این تماس خصوصی نیست
.من هنوز وکالتتون رو بر عهده نگرفتم

00:02:09.800 --> 00:02:11.440
،الان می‌خوام این کار رو کنم

00:02:11.480 --> 00:02:13.560
...راهنمایی‌تون می‌کنم و بعد می‌تونم

00:02:13.600 --> 00:02:16.280
منطقیـه؟ -
درسته. بله، ببخشید، سنم بالا رفته دیگه -

00:02:17.560 --> 00:02:22.320
.ساده و آروم داستان‌مون رو بگو

00:02:23.280 --> 00:02:25.560
.نمی‌خواد داستان‌بافی کنی

00:02:26.640 --> 00:02:29.120
.فقط حقیقت رو بگو

00:02:46.000 --> 00:02:50.000
ترجمه از مـحـمـدعـلـی

00:03:36.200 --> 00:03:37.880
.ممنون

00:03:58.560 --> 00:04:01.600
.صبح بخیر، سوزان -
.برگشتی -

00:04:01.640 --> 00:04:03.680
شب خوبی رو سپری کردی؟ -
.خودت که می‌دونی -

00:04:03.720 --> 00:04:08.160
.درسته. شب اول افتضاحه
.انتظار آدم رو می‌کشه

00:04:08.200 --> 00:04:10.080
.آره. و پیش کریس هم نیستم

00:04:10.120 --> 00:04:13.600
.با این‌که آخر راهروئه. خیلی عجیبـه

00:04:13.640 --> 00:04:16.080
.آره. ولی خیلی طول نمی‌کشه

00:04:16.120 --> 00:04:17.400
.ببخشید

00:04:17.440 --> 00:04:19.400
.ممنون

00:04:21.880 --> 00:04:23.960
...داگلاس، یه سوالی داشتم

00:04:24.640 --> 00:04:26.120
...توصیه‌ای که کردی

00:04:26.160 --> 00:04:28.760
.این‌که به پلیس چیزی نگیم

00:04:28.800 --> 00:04:30.800
واسه اینه‌که حرفمون رو باور نداری؟

00:04:30.840 --> 00:04:35.000
،نه. فقط اوضاع پیچیده نشه
.تا دچار اشتباه نشیم

00:04:35.920 --> 00:04:40.040
راستش رو بخوای، وظیفهٔ من
.این نیست که نظر بدم

00:04:40.080 --> 00:04:42.560
.وظیفه‌ام کمک به شماست

00:04:42.600 --> 00:04:45.600
،پس، وقتی پلیس ازم سوال پرسید
بهشون توجه‌ نکنم؟

00:04:45.640 --> 00:04:48.400
فقط بهشون بفهمون
.که ترجیح میدی جواب ندی

00:04:48.440 --> 00:04:50.800
.عمده مردم میگن: حرفی ندارم

00:04:50.840 --> 00:04:54.760
.درباره هیچ‌چیز حرفی ندارم
.حداقل تا وقتی اطلاعات بیشتر بدست بیاریم

00:04:56.560 --> 00:04:59.360
باید یادت باشه، فقط تا امشب وقت دارن

00:04:59.400 --> 00:05:02.000
دایرهٔ دادرسی سلطنتی رو متقاعد کنن
برای برنده شدن تو دادگاه

00:05:02.040 --> 00:05:04.920
.یا تمدید بازداشت، مدرک کافی دارن

00:05:04.960 --> 00:05:07.920
،اگه شما و کریس چیزی بهشون نگید
.احتمال داره آزادتون کنن

00:05:07.960 --> 00:05:10.480
.نمی‌تونم قول بدم، ولی شدنیـه

00:05:10.520 --> 00:05:13.040
.باشه. پس بگم حرفی ندارم

00:05:13.080 --> 00:05:16.760
و چطور به کریس بگیم
که این نقشهٔ جدیدمونه؟

00:05:17.440 --> 00:05:19.920
.من... نمـ... نمیگیم

00:05:21.240 --> 00:05:26.640
پلیس چندان خوشش نمیاد
.مظنون‌ها استراتژی‌شون رو یکی کنن

00:05:26.680 --> 00:05:29.920
آخه کریس هیچ‌وقت چیزی نگفت
.«که بگم «حرفی ندارم

00:05:29.960 --> 00:05:32.200
.توافق کردیم که داستان‌مون رو بگیم

00:05:32.240 --> 00:05:36.200
اگه فکر می‌کردیم چیزی واسه قایم کردن داریم
.هیچ‌وقت خودمون رو تحویل نمی‌دادیم

00:05:36.240 --> 00:05:38.280
...باشه

00:05:42.320 --> 00:05:44.040
...بذار بهت بگم

00:05:45.040 --> 00:05:47.360
...چطوره

00:05:48.920 --> 00:05:51.400
.یه بیانهٔ کوتاه بنویسیم

00:05:52.480 --> 00:05:54.160
.فقط ملزوماتش رو بگو

00:05:54.200 --> 00:05:57.880
،داستانت رو از زبون خودت بگو
.خیلی کوتاه باشه، که من می‌خونم

00:05:57.920 --> 00:05:59.560
...و بعدش -
.میگم: حرفی ندارم -

00:05:59.600 --> 00:06:02.520
.فهمیدم. باشه

00:06:03.320 --> 00:06:06.440
.خب، شروع کن، هرچی ساده‌تر بهتر

00:06:06.480 --> 00:06:08.760
...باشه

00:06:08.800 --> 00:06:10.720
،روز قبل مرگ بابا و مامانم

00:06:10.760 --> 00:06:12.640
...از ایستگاه ویکتوریا کوچ

00:06:12.680 --> 00:06:15.000
.تا منسفیلد بلیط اتوبوس نشنال اکسپرس گرفتم

00:06:15.040 --> 00:06:18.080
...مسیر ۵۴۰ بود
...اون‌موقع بود که

00:06:18.120 --> 00:06:20.160
.سوزان، عذرخواهی می‌کنم
میشه یه‌کم آروم‌تر بگی؟

00:06:20.200 --> 00:06:23.320
.ببخشید. ببخشید -
.نمی‌خواد اسم مسیر و این چیزا رو بگی -

00:06:23.360 --> 00:06:25.320
.مسائل مهم رو بازگو کن -
.باشه -

00:06:36.000 --> 00:06:38.000
[ ایستگاه ویکتوریا کوچ ]

00:06:48.080 --> 00:06:50.640
سلام. حالت چطوره؟ -
.بی قرارم، رفیق -

00:06:50.680 --> 00:06:52.400
واقعا؟ مضطربی؟

00:06:52.440 --> 00:06:56.080
.نه، مضطرب نیستم. بی قرارم
.با هم فرق دارن

00:06:56.120 --> 00:06:59.760
مثل این می‌مونه که یه‌کم شلوارم رو قهوه‌ای کرده باشم
.ولی در عین حال هیجان زده هم هستم

00:06:59.800 --> 00:07:01.680
.خسته نباشی، رفیق

00:07:01.720 --> 00:07:05.000
پونزده سال گذشته، زمان زیادیـه
.تا داستان‌شون رو یکی کنن

00:07:52.800 --> 00:07:57.440
.ساده و آروم داستان‌مون رو بگو

00:07:58.480 --> 00:08:00.840
.نمی‌خواد داستان‌بافی کنی

00:08:01.680 --> 00:08:04.280
.فقط حقیقت رو بگو

00:08:05.480 --> 00:08:08.880
،در آخر هفتهٔ مرگ پدر و مادرم
،در تاریخ می ۱۹۹۸

00:08:08.920 --> 00:08:11.560
،زمانی که همسرم، کریستوفر
،در خانه‌مان در لندن بود

00:08:11.600 --> 00:08:14.680
یک بلیط اتوبوس به مسیر ۴۵۰

00:08:14.720 --> 00:08:16.960
از لندن به مقصد منسفیلد گرفتم
...و به دیدن پدر و مادرم رفتن

00:08:17.000 --> 00:08:21.520
.اون زمان اسم جاده ۴۵۰ بود
.ممکنه الان تغییرش داده باشن، هر روز یه چیزی رو عوض می‌کنن

00:08:22.320 --> 00:08:25.240
یک بلیط اتوبوس به مسیر ۴۵۰

00:08:25.280 --> 00:08:29.160
از لندن به مقصد منسفیلد گرفتم
.و رفتم خونه مامان و بابام

00:08:29.200 --> 00:08:31.240
،آماده‌ام که بگم، اولا

00:08:31.280 --> 00:08:34.720
.من مسئول مرگ پدرم، ویلیام ویچرلی، نیستم

00:08:34.760 --> 00:08:37.840
،معتقدم که مادرم، پاتریشیا ویچرلی
.به او شلیک کرده است

00:08:37.880 --> 00:08:42.120
،این رو می‌گویم که در حقیقت
،به مادرم شلیک کردم و ناچارا او را مصدوم کردم

00:08:42.160 --> 00:08:44.360
.اما تنها پس از تحریک شدید

00:08:44.400 --> 00:08:46.920
.در آن زمان وضعیت روحی بسیار متزلزلی داشتم

00:08:46.960 --> 00:08:49.440
می‌خواهم کاملا این قضیه
را شفاف کنم که همسرم

00:08:49.480 --> 00:08:52.480
کریستوفر ادواردز دخالتی
.در مرگ پدر و مادر من ندارد

00:08:52.520 --> 00:08:55.080
اون تنها یک هفته پس از حادثه

00:08:55.120 --> 00:08:57.320
.از من خبر فوت آن‌ها را شنید

00:08:57.360 --> 00:08:59.000
.امضا شده و تاریخ خورده

00:08:59.040 --> 00:09:03.160
قبلا گفتم، دست‌خط منـه
.ولی حرف‌های موکلمه

00:09:03.200 --> 00:09:06.920
.ممنون، آقای هیلتون
سوزان، این حرف‌های توئه؟

00:09:06.960 --> 00:09:10.320
این نوشته دقیقا محتوای
بیانیه شما رو نشون میده؟

00:09:10.360 --> 00:09:12.200
.حرفی ندارم

00:09:12.240 --> 00:09:14.800
.بسیار خب، سوزان
...اگه به آخر بیانیه برم

00:09:14.840 --> 00:09:16.840
این امضای توئه؟ -
.حرفی ندارم -

00:09:16.880 --> 00:09:19.800
.ایرادی نداره، سوزان، می‌تونی جواب بدی -
.ببخشید. بله، امضای منـه -

00:09:19.840 --> 00:09:23.440
.بسیار خب، سوزان
.بیانیه‌ات خیلی مفید بود

00:09:23.480 --> 00:09:26.880
،خب، گفتی کِی رفتن دیدن والدینت

00:09:26.920 --> 00:09:30.440
کجایِ منسفیلد می‌نشستن؟ -
.بن‌بست برکستون ۵ -

00:09:30.480 --> 00:09:34.000
،و اون زمان، ۳۹ سالت بود
و داشتی ۴۰ ساله می‌شدی؟

00:09:34.040 --> 00:09:35.800
.بله -
.حرفی ندارم -

00:09:35.840 --> 00:09:38.920
،باز باید تاکید کنم
...تصمیمش کاملا با خودته

00:09:38.960 --> 00:09:40.880
توصیه‌ام یادت باشه

00:09:40.920 --> 00:09:43.000
که همه سوال‌ها
.رو با «حرفی ندارم» جواب بده

00:09:43.040 --> 00:09:45.280
.حرفی ندارم -
.متوجه‌ام گیج شدی، سوزان -

00:09:45.320 --> 00:09:48.160
.من و وکیلت اهداف متفاوتی داریم

00:09:48.200 --> 00:09:50.960
ولی من فقط قصد دارم چند تا
.حقیقت به شدت ابتدایی رو روشن کنم

00:09:51.000 --> 00:09:54.280
.بنابراین، اگه می‌خوای، می‌تونی جواب بدی

00:09:54.320 --> 00:09:55.760
بسیار خب؟

00:09:56.520 --> 00:09:59.600
.میگی کریستوفر ادواردز همسرته
کی ازدواج کردید؟

00:09:59.640 --> 00:10:00.840
.حرفی ندارم

00:10:00.880 --> 00:10:02.800
می‌تونم بپرسم چرا می‌خندی؟

00:10:02.840 --> 00:10:04.920
.خب... حرفی ندارم

00:10:10.880 --> 00:10:13.560
چند تا فعالیت مالی یه‌کم مشکوک
،رو کشف کردیم

00:10:13.600 --> 00:10:15.360
،که ساندرا داره بررسی‌شون می‌کنه

00:10:15.400 --> 00:10:19.040
...و ظاهرا با جرارد دپاردیو دوست بودن

00:10:19.080 --> 00:10:21.800
.حالا به هرچیزی که مرتبطـه

00:10:24.160 --> 00:10:26.240
.دوباره سلام -
تموم کردی؟ -

00:10:26.280 --> 00:10:31.040
.بله. ممنون. ببخشید
.کلا صبحونه رو دوست ندارم

00:10:31.080 --> 00:10:33.320
،ولی از آشپز تشکر کن

00:10:33.360 --> 00:10:36.280
یا هر کی که غذاهای نیمه‌آماده
.رو حاضر می‌کنه

00:10:36.320 --> 00:10:38.960
چون تخم‌مرغ هم‌زده زیاد درست کردنش
کار هرکسی نیست، درسته؟

00:10:39.000 --> 00:10:42.120
معمولا سفت میشن، نه؟ -
هنوز چاییت تموم نشده؟ -

00:10:42.160 --> 00:10:45.680
.چرا، تموم شده. ممنون

00:11:04.600 --> 00:11:05.800
الان؟

00:11:06.324 --> 00:11:08.924
نه. عاشق شدم و درد داره

00:11:11.000 --> 00:11:12.800
عشق دردناکه؟

00:11:13.924 --> 00:11:15.524
.آره، عشق دردناکه

00:11:18.048 --> 00:11:20.048
،مثل پرندهٔ شکاری
...بالای سرمون ایستاده

00:11:21.372 --> 00:11:23.772
.انگار تهدیدمون می‌کنه

00:11:25.000 --> 00:11:27.400
.ولی در عین حال نوید خوشبختی میده

00:11:30.500 --> 00:11:32.300
...خیلی زیبایی، النا

00:11:33.424 --> 00:11:35.424
.انقدر زیبا که نگاه کردنت دردناکه

00:11:35.448 --> 00:11:37.448
.دیروز، گفتی شادی بود

00:11:39.072 --> 00:11:41.072
.شادیه و دردناک

00:11:58.280 --> 00:12:00.520
.خیلی خوب بود
.انتظارش رو نداشتم

00:12:00.560 --> 00:12:02.160
واقعا؟ -
.نه -

00:12:02.200 --> 00:12:05.160
.اول شما -
.ممنون -

00:12:12.000 --> 00:12:13.480
!منم

00:12:19.000 --> 00:12:21.500
...من حق عشق ورزیدن رو ندارم
.حق عشق ورزیدن و عشق ورزیده شدن

00:12:22.923 --> 00:12:25.323
...ولی اگه بگم دوستت دارم

00:12:27.380 --> 00:12:29.680
چرا گوش نمیدی؟

00:12:33.304 --> 00:12:36.004
کریس، حس می‌کنم کل زندگیم
.تو رو می‌شناختم

00:12:39.000 --> 00:12:42.700
،سوزان، دوست دارم مشارکت کنم
.اما فرانسوی بلد نیستم

00:12:52.800 --> 00:12:55.320
چطوری انقدر دیر شد؟
!آخرین قطار رو از دست دادم

00:12:55.360 --> 00:12:58.000
...خب، با اتوبوس برو. یا کمک می‌کنم تاکسی بگیری -
!همین الانش خیلی دیر شده -

00:12:58.040 --> 00:12:59.880
واسه چی انقدر ترسیدی؟
.دنیا که تموم نشده

00:12:59.920 --> 00:13:02.920
!می‌دونم احمقانه‌ست
.ولی روال مخصوص خودمون رو داریم

00:13:02.960 --> 00:13:06.320
معمولا موقع خواب یه لیوان شکلات داغ می‌خوریم
.و درباره روزمون حرف میزنیم

00:13:06.360 --> 00:13:08.360
.از بچگی این کار رو انجام می‌دادیم
.وقت قصه‌ست

00:13:08.400 --> 00:13:10.680
.به بابا و مامانم نگفتم دیر میام

00:13:10.720 --> 00:13:13.000
،پس منتظرم نشستن
.می‌خوان برن بخوابن

00:13:13.040 --> 00:13:15.920
.خب زنگ بزن -
.اگه خواب باشن، بیدارشون می‌کنم -

00:13:15.960 --> 00:13:18.040
...باشه. نظرت چیه، اگه می‌خوای

00:13:18.080 --> 00:13:20.120
،اگه مامان و بابات اذیت نمیشن

00:13:20.160 --> 00:13:23.680
.می‌تونی امشب خونهٔ من بمونی
...من

00:13:23.720 --> 00:13:26.240
.نه، کاری نمی‌کنم

00:13:26.280 --> 00:13:29.360
.ولی... مامانم خونهٔ من می‌مونه
.رو مبل می‌خوابه

00:13:29.400 --> 00:13:31.440
...داستانش مفصله ولی

00:13:31.480 --> 00:13:35.080
.ولی، بگذریم، من رو زمین می‌خوابم
.می‌تونی تو اتاق من بخوابی

00:13:35.120 --> 00:13:38.520
.نمی‌تونم مجبورت کنم رو زمین بخوابی -
.نه، جدی میگم. خوشحال میشم -

00:13:38.560 --> 00:13:41.280
.صبح که شد، میرسونمت خونه

00:13:44.240 --> 00:13:46.240
.کریس

00:14:02.440 --> 00:14:04.760
،یک‌بار دیگه تایید می‌کنم

00:14:04.800 --> 00:14:09.120
کریس، راضی هستی بدون وکیل
این بازجویی رو ادامه بدی؟

00:14:09.160 --> 00:14:11.160
.راضی هستم

00:14:11.920 --> 00:14:14.040
به کسی نیاز ندارم که بدون هیچ شناختی ازم

00:14:14.080 --> 00:14:16.280
.بهم بگه کِی حرف بزنم و کِی حرف نزنم

00:14:17.040 --> 00:14:20.280
صحیح، متوجه‌ای می‌تونی هر وقت خواستی
نظرت رو عوض کنی؟

00:14:20.320 --> 00:14:22.440
.بهم گفتن

00:14:22.480 --> 00:14:25.280
.راستش، یه سره این رو میگن

00:14:25.320 --> 00:14:27.480
.درسته. ممنون

00:14:27.520 --> 00:14:30.280
.نمی‌تونم بگم نمی‌دونستم

00:14:30.320 --> 00:14:31.880
.صحیح، آقای ادواردز

00:14:31.920 --> 00:14:34.920
،قبل از شروع سوالات مشخص

00:14:34.960 --> 00:14:37.760
مسئله‌ای هست که بخواید
،همین اول بهمون بگید

00:14:37.800 --> 00:14:41.000
این‌‌که به چه دلیل اینجا هستید؟

00:14:41.040 --> 00:14:43.360
...بله. میگم. ممنون

00:14:43.400 --> 00:14:46.920
این پیگیری در ارتباط
.با اتفاقاتیـه که یادم میاد

00:14:46.960 --> 00:14:49.840
،توی تعطیلات آخر هفته ماه می ۱۹۹۸

00:14:49.880 --> 00:14:54.040
همسرم، سوزان ادواردز، از لندن بلیط گرفت
،تا بره دیدن پدر و مادرش

00:14:54.080 --> 00:14:56.520
.ویلیام و پاتریشیا ویچرلی، تو منسفیلد

00:14:56.560 --> 00:15:00.320
.من خونه‌مون، لندن، موندم

00:15:01.080 --> 00:15:04.360
...بعد من به همراهی همسرم به منسفیلد رفتم

00:15:04.400 --> 00:15:06.120
،آخر هفته آینده بود

00:15:06.160 --> 00:15:08.560
و اون‌موقع بود از این اتفاق
مصیبت‌وار مطلع شدم

00:15:08.600 --> 00:15:11.560
،که هفته پیش رخ داده

00:15:11.600 --> 00:15:14.320
.والدین همسرم فوت شدن

00:15:16.200 --> 00:15:18.200
،می‌خواستم به پلیس زنگ بزنم، البته

00:15:18.240 --> 00:15:20.440
ولی همسرم می‌تونه خیلی متزلزل باشه

00:15:20.480 --> 00:15:23.000
و من رو متقاعد کرد که هیچ‌کس

00:15:23.040 --> 00:15:25.960
پیچیدگی اتفاقِ افتاده

00:15:26.000 --> 00:15:28.000
و دلیل بی تقصیر بودن اون رو درک نمی‌کنه

00:15:28.040 --> 00:15:30.480
...اون موقع

00:15:30.520 --> 00:15:33.080
اون موقع بود که دست به کاری زدیم
...که خانواده‌های مرحوم از گذشته انجام می‌دادن

00:15:33.120 --> 00:15:36.720
،راستش هنوز توی نقاط مختلف دنیا انجام میدن
،اون‌ها رو دفن کردیم

00:15:36.760 --> 00:15:40.400
.با احترام، توی اقامتگاه‌شون

00:15:41.240 --> 00:15:43.120
.یا خونه‌شون، اینطور میشه گفت

00:15:43.160 --> 00:15:47.360
مسئله‌ای که من رو این همه سال عذاب میده

00:15:47.400 --> 00:15:50.600
اینه‌که اگه اون آخر هفتهٔ گذشته و نحس
،رو همراه همسرم رفته بودم

00:15:50.640 --> 00:15:53.400
،هیچ‌کدوم از این اتفاق‌ها نمیفتاد
،مطمئن باشید

00:15:53.440 --> 00:15:57.440
،و الان اینجا ننشسته بودیم
.من و شما آقایون اینجا نبودیم

00:15:58.280 --> 00:16:00.560
.درسته، سوال آخر

00:16:00.600 --> 00:16:02.680
احیانا یادتون هست شما و سوزان

00:16:02.720 --> 00:16:04.680
از چه شرکت اتوبوسرانی بلیط منسفیلد گرفتید؟

00:16:04.720 --> 00:16:06.400
.نشنال اکسپرس

00:16:06.440 --> 00:16:09.720
.جاده ۴۵۰، اون‌موقع اسمش ۴۵۰ بود

00:16:09.760 --> 00:16:12.480
،ممکنه الان تغییرش داده باشن
.هر روز یه چیزی رو عوض می‌کنن

00:16:12.520 --> 00:16:15.160
بسیار خب، فکر کنم
،مهم‌ترین بخشش رو حل کردیم

00:16:15.200 --> 00:16:18.560
خب... میریم استراحت کنیم
،و بعدا ادامه میدیم

00:16:18.600 --> 00:16:21.520
.اگه ایرادی نداره، آقای ادواردز -
.خوشحالم کمک می‌کنم -

00:16:21.560 --> 00:16:24.880
مثل زنش حرف‌های چرت زد
.و گفت خوشحالم کمک می‌کنم

00:16:24.920 --> 00:16:27.000
.تفاوتشون اینه‌که زنش وکیل گرفته

00:16:27.040 --> 00:16:29.320
درسته، ولی اعتراف کردن، مگه نه؟

00:16:29.360 --> 00:16:32.120
.نسبتا -
،کریستوفر عزیز -

00:16:32.160 --> 00:16:36.200
...اشتباه بزرگی مرتکب شدی به مادر -
!خفه شو، جرارد -

00:16:37.320 --> 00:16:39.520
قربان، به‌نظرتون اگه پرونده
رو ببریم دادگاه، چقدر حکم می‌گیرن؟

00:16:39.560 --> 00:16:42.640
،به قدر کافی حکم نمی‌گیرن. جدا از مسائل مالی
...هر کلاهبرداری که کردن

00:16:42.680 --> 00:16:44.800
،آره، باز دلقک بازی در بیار

00:16:44.840 --> 00:16:47.600
.انگار دفعه اول همه زدن زیر خنده

00:16:47.640 --> 00:16:50.840
سوزان به‌خاطر از دست دادن کنترلش
.و قتل شبه‌عمد برای شلیک به مامانش متهمه

00:16:50.880 --> 00:16:54.000
.با فرض این‌که «تحریک شدید» جواب بده

00:16:54.040 --> 00:16:56.040
پنج سال حکم می‌گیره؟

00:16:56.080 --> 00:16:59.040
.حداکثر هشت سال
.کریس هم یکی دوسال بیشتر حکم نمی‌گیره

00:16:59.080 --> 00:17:02.600
به جرم چی؟ -
.دخالت در وظایف پزشکی قانونی و اینطور مزخرفات -

00:17:02.640 --> 00:17:05.600
که اگه واقعا دو نفر رو کشته باشن
.همچین حکم بدی نیست

00:17:05.640 --> 00:17:07.400
.شاید بر خلاف انتظار خیلی احمق نباشن

00:17:07.440 --> 00:17:09.920
ولی داستان‌شون
تو دادگاه به کار نمیاد، درسته؟

00:17:09.960 --> 00:17:11.440
.با وجود جراحت گلوله

00:17:11.480 --> 00:17:13.600
،یه نفر تیراندازی کرده
.سوال اینه‌که کی بوده

00:17:13.640 --> 00:17:16.360
...به‌نظرم باید به مَرده فشار بیاریم -
قربان؟ -

00:17:16.400 --> 00:17:18.800
می‌خوام بدونم امکانش هست
یه چیزی رو امتحان کنیم؟

00:17:18.840 --> 00:17:21.400
.یه‌کم رو مخشون بریم -
.باشه -

00:17:21.440 --> 00:17:24.240
می‌تونم هر دو بازجویی
رو به عهده بگیرم، قربان؟

00:17:28.040 --> 00:17:30.880
امروز خیلی دل و جرئت پیدا کردی، نه، لنسینگ؟

00:17:33.320 --> 00:17:37.560
،این بیانیهٔ توئه، سوزان
.به‌عنوان مدرک ای‌ال-۰۶ برچسب خورده

00:17:37.600 --> 00:17:40.560
،خوشحالیم دست ماست
ولی درست بیان نمی‌کنه

00:17:40.600 --> 00:17:43.600
چطور والدینت از جراحت فوت کردن
و توی باغ‌شون دفن شدن، درسته؟

00:17:43.640 --> 00:17:45.560
از موکل من سوالی دارید؟

00:17:45.600 --> 00:17:49.400
سوال که زیاده. اولین بار چطور متوجه شدی
که مادرت به پدرت شلیک کرده، سوزان؟

00:17:49.440 --> 00:17:51.400
کجا بودی؟ -
.حرفی ندارم -

00:17:51.440 --> 00:17:53.640
روز  بود یا شب؟ -
.حرفی ندارم -

00:17:53.680 --> 00:17:55.240
اسلحه چطور؟ اسلحه مال کی بود؟

00:17:55.280 --> 00:17:56.840
قبلا دیده بودی؟ -
.حرفی ندارم -

00:17:56.880 --> 00:17:58.840
بعدش با اسلحه چیکار کردی؟ -
.حرفی ندارم -

00:17:58.880 --> 00:18:00.760
با جنازه‌ها چیکار کردی؟ -
.حرفی ندارم -

00:18:00.800 --> 00:18:03.600
،توی لحاف پیچیدی‌شون
گذاشتی‌شون زیر تخت؟

00:18:05.120 --> 00:18:06.520
.حرفی ندارم

00:18:07.840 --> 00:18:10.960
حول و حوش ساعت دو صبح تماس گرفتی؟

00:18:11.000 --> 00:18:13.240
شاید با همسرت، کریستوفر؟

00:18:13.280 --> 00:18:15.920
کریس داره صحبت می‌کنه؟ وکیلش چی؟

00:18:15.960 --> 00:18:18.040
.نه، بگو حرفی ندارم -
!گفتی حرف نمیزنه -

00:18:18.080 --> 00:18:21.400
همسرتون ترجیح داد
.تا مشاورهٔ قانونی نگیره، خانم ادواردز

00:18:22.200 --> 00:18:24.480
بهش گفتید رایگانـه؟ -
.می‌دونه رایگانـه -

00:18:24.520 --> 00:18:27.600
.تصمیم گرفته همکاری کنه

00:18:27.640 --> 00:18:30.760
هر چیزی که تونسته
.رو به همکارهام گفته، سوزان

00:18:30.800 --> 00:18:33.240
،که یه‌کم من رو کودن جلوه میده
.راستش رو بخوای

00:18:33.280 --> 00:18:36.320
،من باید آدم باهوشـه باشم
ولی بیل و بن توی اون یکی اتاقـه

00:18:36.360 --> 00:18:39.440
یه عالمه حرف جالب و جذاب
.از شوهر دلربات می‌شنون

00:18:39.480 --> 00:18:43.120
جز این‌که شب حادثه اونجا نبود، بود، سوزان؟

00:18:43.160 --> 00:18:47.240
کم‌کم داریم فکر می‌کنیم
.امکان داره داستان‌بافی کنه

00:18:47.280 --> 00:18:50.000
می‌خوای حقیقت رو بدونیم، مگه نه؟

00:18:50.040 --> 00:18:52.480
...توصیهٔ من -
!تو گفتی حرف نمیزنه -

00:18:52.520 --> 00:18:55.680
،حالا داره یه کار دیگه انجام میده
.و منم یه کار دیگه، هماهنگ نیستیم

00:18:55.720 --> 00:18:58.280
.ببخشید -
...راستش... خیلی -

00:18:58.320 --> 00:19:00.480
...عجیبـه. کریس می‌دونه

00:19:00.520 --> 00:19:02.120
.کریس خیلی زرنگه. نگران نباش

00:19:02.160 --> 00:19:05.000
...شاید بخوای -
!نه، نمی‌خوام -

00:19:05.040 --> 00:19:07.920
خیلی‌خب، سوزان، میشه از اول شروع کنیم؟ -
.بله، البته -

00:19:07.960 --> 00:19:10.400
ممنون. بیا قدم به قدم
.تجزیه و تحلیل کنیم

00:19:10.440 --> 00:19:12.160
.خیلی جرئت داره

00:19:33.760 --> 00:19:36.880
می‌خوای یه‌کم تنهات بذارم؟

00:19:36.920 --> 00:19:39.280
یا می‌تونم نشونت بدم
...کجا هوای تازه بخوری

00:19:39.320 --> 00:19:41.440
.خوبم، ممنون

00:19:42.200 --> 00:19:43.720
.باشه

00:19:47.560 --> 00:19:49.520
.خیلی خوب داری پیش میری

00:19:49.560 --> 00:19:50.800
واقعا؟

00:19:50.840 --> 00:19:54.920
.آره. مطمئنا. فقط... قوی بمون

00:19:55.920 --> 00:19:58.400
.سعی کن گول نخوری

00:19:58.440 --> 00:20:00.080
.باشه

00:20:07.560 --> 00:20:12.560
.امروز ۳۱ اکتبر، ۲۰۱۳ هست
.ساعت ۱۳:۳۱ئه

00:20:12.600 --> 00:20:15.120
.از کریستوفر ادواردز بازجویی می‌کنیم

00:20:15.160 --> 00:20:17.240
.سلام، آقای ادواردز
حالتون چطوره؟

00:20:17.280 --> 00:20:22.320
بهتر از این نبودم. می‌تونم بپرس
اون دو تا افسر دیگه چی شدن؟

00:20:22.360 --> 00:20:24.880
.ظاهرا، یه اتفاق مهم‌تر افتاده

00:20:24.920 --> 00:20:27.640
.اگه ازم بپرسید، خیلی بی ادبیـه
...ولی بگذریم

00:20:27.680 --> 00:20:30.840
و بابت تهیهٔ گزارش تمام و کمال

00:20:30.880 --> 00:20:33.880
.از اتفاقات وحشتناک می ۱۹۹۸ ازتون تشکر می‌کنم

00:20:33.920 --> 00:20:36.440
.داستان خیلی غم‌انگیزیـه، آقای ادواردز

00:20:36.480 --> 00:20:38.800
.درسته. خیلی خوشحالم کمک‌ می‌کنم

00:20:38.840 --> 00:20:42.840
ایرادی نداره چند تا مورد رو بررسی کنیم؟ -
.ابدا، کاراگاه -

00:20:42.880 --> 00:20:45.280
.سوزان خونه والدینش، منسفلید بود

00:20:45.320 --> 00:20:48.320
.تو خونه‌تون لندن، شهرک دگنهام بودی

00:20:48.360 --> 00:20:50.400
.سوزان نصفه‌شب بهت زنگ میزنه

00:20:50.440 --> 00:20:53.120
جواب میدی. چی میگه؟

00:20:53.160 --> 00:20:56.920
.هیچی، راستش. نتونست چیزی بگه
.خیلی ناراحت بود

00:20:56.960 --> 00:20:58.280
برای چی ناراحت بود؟

00:20:58.320 --> 00:21:01.640
.بهت احتیاج دارم، کریس
.همه‌چیز بدون تو اشتباهه

00:21:01.680 --> 00:21:03.520
.خب، شب وحشتناکی داشت

00:21:03.560 --> 00:21:05.880
،مامانش دائم الخمر بود
.باباش آزارگر بود

00:21:05.920 --> 00:21:08.360
.داستان همیشگی، متاسفانه

00:21:08.400 --> 00:21:11.400
...نمی‌تونم منتظر بمونم برگردم
.تا برگردم لندن

00:21:30.760 --> 00:21:34.560
،و دفعه بعدی که دیدیش
سه‌شنبه آینده بود؟

00:21:34.600 --> 00:21:37.400
.بعد از تعطیلی عمومی -
.درسته -

00:21:37.440 --> 00:21:39.880
.توی ایستگاه ویکتوریا کوچ -
.درسته -

00:21:39.920 --> 00:21:42.600
،میگی درباره اتفاقی که افتاد چیزی نگفت

00:21:42.640 --> 00:21:46.520
اما متوجه نشدی که مثل همیشه نیست؟
رفتارش تغییر نکرده بود؟

00:21:46.560 --> 00:21:50.040
.چرا، عجیب شده بود... ساکت بود

00:21:51.240 --> 00:21:53.680
...گفت

00:21:53.720 --> 00:21:55.520
...چی گفت؟ گفتش

00:21:56.320 --> 00:22:00.000
.بدترین آخر هفته عمرم بود، کریس
.خیلی ترسناک بود

00:22:00.040 --> 00:22:01.840
.مشروب می‌خوام

00:22:01.880 --> 00:22:04.080
.که خیلی عجیب بود

00:22:04.800 --> 00:22:07.040
.تقریبا هیچ‌وقت مشروب نمی‌خوره

00:22:09.200 --> 00:22:11.600
.یادمه شراب پورت و برندی خواست

00:22:11.640 --> 00:22:13.640
پورت و برندی؟

00:22:13.680 --> 00:22:18.440
.آره. پورت و برندی. واسه اعصابش

00:22:18.480 --> 00:22:20.800
.یه شات برندی و یه شات و نیم پورت

00:22:20.840 --> 00:22:21.960
.باشه

00:22:23.000 --> 00:22:27.080
.خیلی‌خب. پورت و برندی
تو چی خوردی؟

00:22:27.120 --> 00:22:30.920
.خب، نمی‌خواستم مشروب بخورم

00:22:31.840 --> 00:22:34.600
.چایی خورده بودم. چایی ارل گری

00:22:34.640 --> 00:22:36.960
...خب، آخر هفتهٔ بعد رفتی

00:22:37.000 --> 00:22:39.160
،یه هفته بعد از این‌که سوزان رفته بود

00:22:39.200 --> 00:22:41.400
،یه هفته تمام هیچی نگفت

00:22:41.440 --> 00:22:44.760
.این‌که مامان و باباش رو کشته -
.این‌که مامانش، باباش رو می‌کشه -

00:22:44.800 --> 00:22:46.880
.و این‌که بعدش مامانش رو می‌کشه -
.تحریک شده بود -

00:22:46.920 --> 00:22:49.000
.تحریک شده بود. طبق حرف شما -
.طبق حرف سوزان -

00:22:49.040 --> 00:22:51.040
.طبق حرف هر دوتون
.خیلی هم خوب

00:22:51.080 --> 00:22:53.040
...ببین

00:22:53.080 --> 00:22:54.800
اینجا نمی‌شینم و وانمود کنم

00:22:54.840 --> 00:22:58.280
نمی‌دونم دفاع... تحریک‌پذیری بوده

00:22:58.320 --> 00:23:01.200
فکر کنم می‌گید: از دست دادن کنترل

00:23:01.240 --> 00:23:03.640
.قتل عمد رو به قتل شبه‌عمد کاهش می‌دین

00:23:03.680 --> 00:23:05.720
!خوب تحقیق کردی -
.بازم خوبه تحقیق کردم -

00:23:05.760 --> 00:23:07.640
،زن من رو به جرم قتل دستگیر کردین

00:23:07.680 --> 00:23:10.320
در حالی‌که حقیقت اینه‌که
.فقط و فقط زجر کشیده

00:23:10.360 --> 00:23:13.760
و فکر نمی‌کنم کسی به‌خاطر
زجر کشیدن باید بره زندان، درسته؟

00:23:13.800 --> 00:23:17.040
،و از بابت اون شب... نه، نه
،نمی‌تونه به هر دوشون شلیک کرده باشه

00:23:17.080 --> 00:23:20.280
چون نمی‌تونسته کاری کنه
.تا باباش آسیب ببینه

00:23:20.320 --> 00:23:22.360
.می‌شناسمش
.از تو بهتر می‌شناسمش

00:23:22.400 --> 00:23:24.560
.بدون اجازه باباش آب هم نمی‌خورد

00:23:29.160 --> 00:23:32.480
مشکل اینجاست، به‌نظر ما
...پدر و مادر خانم‌تون

00:23:32.520 --> 00:23:36.200
،هر دو از یه زاویه تیر خوردن
.شاید یه نفر بهشون شلیک کرده

00:23:37.560 --> 00:23:41.880
،خب، در این مورد چیزی نمی‌دونم
.ولی سوزان به من دروغ نگفته

00:23:44.480 --> 00:23:46.600
.خیلی‌خب. برگردیم به شما، آقای ادواردز

00:23:46.640 --> 00:23:50.440
جمعهٔ بعد، هر دوی شما
.به مقصد منسفیلد بلیط گرفتید

00:23:50.480 --> 00:23:54.240
درسته. جمعه، درست
.بعد این‌که کارم تموم شد

00:23:54.280 --> 00:23:56.920
و هنوز بهتون چیزی نگفته بود؟ -
.به اون‌جا هم میرسیم -

00:23:56.960 --> 00:23:58.880
.تا وقتی رسیدیم خونه چیزی نگفت

00:23:58.920 --> 00:24:01.000
.اول، ماهی و سیب‌زمینی خریدیم

00:24:01.040 --> 00:24:03.520
.همیشه جمعه‌ها ماهی و سیب‌زمینی می‌خوریم

00:24:03.560 --> 00:24:07.880
داشتم غذا می‌خوردم که دیدم
سوزان کم‌کم رفتارش عجیب میشه

00:24:07.920 --> 00:24:09.840
:و یه‌دفعه گفت

00:24:09.880 --> 00:24:13.480
.دیگه طاقت ندارم
.اون‌ها جایی نرفتن. طبقهٔ بالان

00:24:13.520 --> 00:24:15.600
و من گفتم: طبقه بالا چیکار می‌کنن؟

00:24:15.640 --> 00:24:17.720
چرا نیومدن پایین و سلام نکردن؟

00:24:17.760 --> 00:24:19.240
.همچین چیزی گفتم

00:24:19.280 --> 00:24:21.080
و بعدش حرفش رو دقیق یادم نیست

00:24:21.120 --> 00:24:23.600
...ولی بعدش همچین حرفی زد -
.چون مردن -

00:24:23.640 --> 00:24:26.640
...و من، گفتم

00:24:26.680 --> 00:24:28.160
منظورت چیه؟

00:24:28.200 --> 00:24:31.160
.عجیب و غیر قابل باوره

00:24:31.200 --> 00:24:33.400
اشتهام رو نسبت به روغن‌ماهی کوچک
.و سیب‌زمینی از دست دادم

00:24:33.440 --> 00:24:35.760
.و من عاشق روغن‌ماهی کوچک و سیب‌زمینی‌ام
.غذای محبوبمه

00:24:35.800 --> 00:24:37.200
پس مسئلهٔ مهمیـه؟

00:24:37.240 --> 00:24:39.720
.خب، از اون روز لب به روغن‌ماهی کوچک نزدم

00:24:39.760 --> 00:24:42.040
.فقط ماهی کاد می‌خورم -
بو نمیومد؟ -

00:24:43.200 --> 00:24:45.360
چی؟ منظورت اینه ماهی بو نمی‌داد؟

00:24:45.400 --> 00:24:47.880
.اون هفته هوا گرم بود
.بررسی کردیم

00:24:47.920 --> 00:24:50.240
درسته، ولی وقتی ماهی
.و سیب‌زمینی خوردیم شب بود

00:24:50.280 --> 00:24:53.120
نکته اینجاست که جنازه‌ها
.چند روز خونه بودن

00:24:53.160 --> 00:24:56.240
بابت تصویر ناخوشایندی که ترسیم می‌کنم
...عذرخواهی می‌کنم، بالاخره پدر و مادر زنت هستن

00:24:56.280 --> 00:24:58.480
.اما بوی خیلی گندی می‌دادن

00:24:58.520 --> 00:25:02.000
.من... آره، می‌دونم

00:25:02.040 --> 00:25:06.680
...یکی از
.اما، نه، بویی حس نکردم

00:25:06.720 --> 00:25:09.960
...ولی سوزان... سوزان گفت

00:25:11.720 --> 00:25:14.160
یا، فکر کنم بعدا گفت

00:25:14.200 --> 00:25:17.120
.که بوی گندی میاد

00:25:17.160 --> 00:25:23.160
.اما نه، من اون‌موقع بویی حس نکردم

00:25:25.840 --> 00:25:27.400
.راستش، توضیحش سخته

00:25:27.440 --> 00:25:30.080
،جز این‌که، البته
اون خونه همیشه

00:25:30.120 --> 00:25:33.240
به‌خاطر مامان و باباش
.به شدت بوی سیگار می‌داد

00:25:48.680 --> 00:25:50.400
!ساندرا

00:25:52.160 --> 00:25:53.880
!ساندرا

00:25:53.920 --> 00:25:56.280
اینجایی. دنبال من می‌گردی؟

00:25:56.320 --> 00:26:00.160
.بله، قربان. ببخشید -
.چرا معذرت خواهی می‌کنی؟ شنیدم اطلاعات خوبی پیدا کردی -

00:26:00.200 --> 00:26:02.760
.زود بگو. وسط بازجویی هستیم

00:26:02.800 --> 00:26:04.720
.صبح رفتم شهر، بانک

00:26:04.760 --> 00:26:06.640
.توی اتاق بایگانی -
.بایگانی بانک -

00:26:06.680 --> 00:26:10.360
همیشه جذابیت داره، نه؟ -
...آره! همیشه. آم -

00:26:10.400 --> 00:26:11.920
...ولی، بله -
.ببخشید -

00:26:11.960 --> 00:26:14.600
.این گزارش بانک برای حساب مشترکه

00:26:14.640 --> 00:26:16.480
.سوزان ادواردز و پاتریشیا ویچرلی

00:26:16.520 --> 00:26:18.280
...درسته. و اگه بالای برگه رو نگاه کنید

00:26:18.320 --> 00:26:20.400
.تاریخ افتتاح حساب رو زده

00:26:21.880 --> 00:26:25.280
.خوبه، ساندرا. خیلی خوبه
.باهام بیا

00:26:27.400 --> 00:26:29.920
!بیا دیگه! ای خدا
!نمی‌خورمت

00:26:31.160 --> 00:26:34.800
اول از همه، سوزان، می‌خوام تو
.رو به افسر ساندرا وینترز معرفی کنم

00:26:34.840 --> 00:26:35.920
.سلام

00:26:35.960 --> 00:26:39.280
افسر وینترز عضوی
.از دایرهٔ امور مالی قضایی هستن

00:26:39.320 --> 00:26:40.840
!شوهر من حسابداره

00:26:40.880 --> 00:26:45.440
میشه لطفا به این سند بانک نگاه کنی؟
.ساندرا، مدرک سی‌کی‌ای۰۴ رو بده

00:26:46.600 --> 00:26:49.080
به جا آوردی؟

00:26:49.120 --> 00:26:53.440
گزارش حساب بانکه که نشون میده
.به اسم خودت و مامانت حساب باز کردی

00:26:53.480 --> 00:26:56.000
میشه لطفا تاریخش رو بخونی؟
.سمت چپ نوشته

00:26:56.040 --> 00:26:58.560
.پنجم می -
.پنج می، ۱۹۹۸ -

00:26:59.480 --> 00:27:02.040
.با جزئیات بهم بگو

00:27:02.080 --> 00:27:04.760
.مامانت رو کشتی
.بابات هم مرده

00:27:04.800 --> 00:27:07.320
اسلحه رو دور انداختی و صبح سه‌شنبه
،اولین کاری که می‌کنی

00:27:07.360 --> 00:27:10.280
...بعد از تعطیلی عمومی
...ساعت ۹:۱۷ به‌صورت دقیق

00:27:10.320 --> 00:27:13.440
حساب بانکیت رو به حساب
به اسم خودت و مامانت زدی

00:27:13.480 --> 00:27:15.080
.و تقریبا نصف حساب رو برداشت کردی

00:27:15.120 --> 00:27:16.720
.نقد -
.نقد -

00:27:19.120 --> 00:27:22.680
.آره، یـ... یـ... یادم نمیاد

00:27:22.720 --> 00:27:25.960
.نیازی نیست یادت باشه
.توی برگه ثبت شده

00:27:27.360 --> 00:27:30.840
...خب، آره، گفتم که، اون

00:27:30.880 --> 00:27:35.440
.بعضی‌وقت‌ها صرفا آدم رو فریب میده

00:27:35.480 --> 00:27:37.080
.همه‌مون بعضی‌وقت‌ها این کار رو می‌کنیم

00:27:37.120 --> 00:27:39.480
.ولی این... این سخته

00:27:39.520 --> 00:27:43.440
.درست بعد از قتل‌هاست
.شنیعـه. مزدورانه‌ست

00:27:43.480 --> 00:27:47.160
،و بخوام باهات روراست باشم
.یه‌کم احمقانه‌ست

00:27:47.200 --> 00:27:50.800
...خب فکر می‌کنم واضحه خیلی -
مسئله ساده‌ست، کریس، درسته؟ -

00:27:50.840 --> 00:27:52.960
.دو نفر رو کشته و بعد رفته حساب باز کرده

00:27:53.840 --> 00:27:55.840
...خب، آره

00:27:57.920 --> 00:28:00.840
.فکر کنم واژه‌اش رو گفتی

00:28:00.880 --> 00:28:03.120
...مزدورانه‌ست. اما

00:28:06.000 --> 00:28:09.080
چیزی هست که بهمون نمیگی، کریس؟

00:28:09.840 --> 00:28:11.640
چیزی که می‌تونه به سوزان کمک کنه؟

00:28:11.680 --> 00:28:15.720
چون الان، تصویر خوبی
رو نشون نمیده، درسته؟

00:28:25.080 --> 00:28:26.640
...چیزه

00:28:28.240 --> 00:28:30.120
.موضوع شخصیـه

00:28:30.160 --> 00:28:32.080
شخصی؟

00:28:32.120 --> 00:28:33.920
.بذار بهت بگم موضوع شخصی یعنی چی

00:28:33.960 --> 00:28:36.760
،این‌که تو خونه خودت بهت شلیک کنن
یک هفته زیر تخت قایمت کنن

00:28:36.800 --> 00:28:39.360
.و پونزده سال توی حیاط خونه‌ات دفنت کنن

00:28:44.240 --> 00:28:48.200
می‌خوام ثبت بشه که به‌نظرم

00:28:48.240 --> 00:28:52.000
...حرفی که درباره سوزان زدم منصفانه نبود
.یا حرفی که تو زدی

00:28:53.360 --> 00:28:58.520
.مزدور خطاب کردنش خیلی بهش لطمه وارد می‌کنه

00:28:58.560 --> 00:29:00.200
برای چی؟

00:29:01.440 --> 00:29:05.640
...چون سوزان همیشه

00:29:07.440 --> 00:29:10.600
.مسائل بزرگ برای نگرانی داشت تا پول

00:29:37.680 --> 00:29:41.920
،خیلی‌خب. اگه واست سواله
.لحاف‌ها همین دیروز شسته شده

00:29:41.960 --> 00:29:44.200
.اینم حوله. مسواک

00:29:44.240 --> 00:29:46.640
ممنون. مطمئنی مشکلی نداره؟

00:29:46.680 --> 00:29:48.960
.آره، البته، آره
.آره، باعث افتخاره

00:29:49.000 --> 00:29:50.440
مامانت حالش خوبه؟

00:29:53.840 --> 00:29:55.640
.آره، خوبه

00:29:55.680 --> 00:29:57.960
...اون

00:29:58.000 --> 00:30:00.320
.فعلا حالش خوب نیست

00:30:01.280 --> 00:30:05.880
.خب، امشب خیلی بهم خوش گذشت، سوزان

00:30:05.920 --> 00:30:08.040
.منم

00:30:08.080 --> 00:30:11.040
.خوب بخوابی و صبح می‌بینمت

00:30:11.920 --> 00:30:13.920
.شب بخیر -
.شب بخیر، کریس -

00:30:35.000 --> 00:30:37.040
قهوه‌ات خوبه؟

00:30:37.080 --> 00:30:39.880
.همه‌چیز خوبه، مامان. ممنون
.خیلی خوبه

00:30:41.800 --> 00:30:44.480
.تو تخم‌مرغ پختن حرفه‌ای نیست

00:30:44.520 --> 00:30:47.080
.خیلی لطف کرد واسمون غذا درست کرد

00:30:47.120 --> 00:30:48.800
...اوه

00:30:50.400 --> 00:30:52.840
.ببخشید. واقعا باید برم

00:30:52.880 --> 00:30:54.440
.باشه

00:30:54.480 --> 00:30:57.120
.دستتون درد نکنه -
خوردین؟ -

00:30:57.160 --> 00:30:59.000
تموم کردین؟

00:31:00.400 --> 00:31:02.640
.چقدر دست و پا چلفتی‌ام

00:31:04.520 --> 00:31:06.200
به این زود میری، سوزان؟

00:31:06.240 --> 00:31:09.880
.ببخشید. خیلی خوش گذشت
.از مهمون‌نوازیتون خیلی ممنونم

00:31:09.920 --> 00:31:12.160
.میری برسونیش

00:31:12.200 --> 00:31:14.600
!چه خوب. جوونمردی هنوز نمرده

00:31:15.520 --> 00:31:17.960
.تازه تو اتاق جدا خوابیدین

00:31:18.000 --> 00:31:20.640
.کریستوفر، می‌دونم خجالت زده‌ات می‌کنم

00:31:20.680 --> 00:31:24.360
.ولی دربارهٔ سازمان دوست‌یابی درست می‌گفتم

00:31:24.400 --> 00:31:28.040
.فکر من بود
.ممکنه خودمم امتحان کنم

00:31:29.560 --> 00:31:31.480
.از آشنایی‌تون خوشوقتم شدم

00:31:31.520 --> 00:31:33.240
.همچنین، سوزان

00:31:33.280 --> 00:31:37.000
.و امیدوارم، دوباره همدیگه رو ببینیم

00:31:52.200 --> 00:31:53.720
.خیلی‌خب

00:31:53.760 --> 00:31:56.080
.ببین، شاید بهتر باشه اینجا خداحافظی کنیم

00:31:57.960 --> 00:32:00.160
.باشه. خداحافظ

00:32:04.720 --> 00:32:06.280
.خداحافظ -
.خداحافظ -

00:32:07.960 --> 00:32:10.600
!با مامانم آشنا شدی

00:32:10.640 --> 00:32:13.720
!از دستم خجالت کشیدی -
!سنتی‌ان دیگه -

00:32:13.760 --> 00:32:15.680
!شاید دفعه بعد

00:32:45.840 --> 00:32:47.760
میشه در رو باز کنید؟

00:32:47.800 --> 00:32:50.000
مامان؟

00:32:50.040 --> 00:32:52.920
بابا، لطفا، میشه در رو باز کنی؟
.می‌تونم توضیح بدم

00:34:49.880 --> 00:34:53.680
.ببخشید منتظرت گذاشتیم، سوزان
.می‌دونم روز طولانی بوده

00:34:53.720 --> 00:34:57.480
الان می‌خوایم دقیق شرح بدی
.اون شب چه اتفاقی افتاد

00:34:57.520 --> 00:34:59.800
...کریس نمی‌تونه بهمون بگه، چون

00:34:59.840 --> 00:35:01.880
.طبقه گفتهٔ هر دوتون، اونجا نبوده

00:35:01.920 --> 00:35:03.320
.فقط تو اونجا بودی

00:35:03.360 --> 00:35:06.920
.میگی که مامانت به بابات شلیک کرده

00:35:06.960 --> 00:35:10.040
چیزی نیست که هر روز اتفاق بیفته، درسته؟

00:35:10.080 --> 00:35:12.560
سوال واضح اینه‌که... چرا؟

00:35:12.600 --> 00:35:14.560
.حرفی نداره -
.اوه -

00:35:16.480 --> 00:35:20.000
فکر می‌کردم حرف زدن باهامون
.یه‌کم راحت‌تر شده باشه

00:35:20.720 --> 00:35:22.200
چه اتفافی افتاد، سوزان؟

00:35:22.240 --> 00:35:25.080
بحث یا اختلافی بین‌شون بود؟ -
.حرفی ندارم -

00:35:25.120 --> 00:35:28.640
وقتی بابات رو دیدی بی‌جون
روی زمین افتاده، چه احساسی داشتی؟

00:35:28.680 --> 00:35:31.600
.مامانت بهش شلیک کرده

00:35:31.640 --> 00:35:33.480
.حس افتضاحی داشتم. افتضاح

00:35:33.520 --> 00:35:35.240
.واکنش عادی‌ایـه، سوزان

00:35:35.280 --> 00:35:37.440
ولی با اون احساس چیکار کردی؟ -
.حرفی ندارم -

00:35:37.480 --> 00:35:39.480
با مامانت مقابله کردی؟ -
.حرفی ندارم -

00:35:39.520 --> 00:35:42.240
چی بهت گفت؟
.این سوال رو باید جواب بدی

00:35:42.280 --> 00:35:44.400
.مجبور نیستن جواب بدن
.درست نیست

00:35:44.440 --> 00:35:46.080
ولی اتفاق وحشتناکیـه، نه؟

00:35:46.120 --> 00:35:49.480
.دو نفر با شلیک گلوله مردن. والدینت -
.منظورم همین بود گولشون رو نخور -

00:35:49.520 --> 00:35:52.720
.اما توضیح کاملی نداره تا فقط بگی تحریک شدم

00:35:52.760 --> 00:35:55.200
.اگه جواب ندی، مردم جواب خودشون رو درست می‌کنن

00:35:55.240 --> 00:35:57.640
.مجبور نیستی چیزی بگی، سوزان -
.حرفی ندارم -

00:35:58.600 --> 00:36:02.200
.حساب بانکی که فردایِ قتل باز کردی، سوزان

00:36:02.240 --> 00:36:04.720
،مستمری‌هایی که گرفتی
،پول فروش خونه

00:36:04.760 --> 00:36:06.400
.بدهی‌هایی که باید صاف می‌کردی

00:36:06.440 --> 00:36:09.120
یه‌کم توضیح بهتری به‌نظر میرسه، نه؟

00:36:09.160 --> 00:36:11.880
...اونم برای کسی که اونجا نبوده
مسئله پول بوده؟

00:36:11.920 --> 00:36:15.240
هر چی نباشه، بیشتر از یه سال بود
،والدینت رو ندیده بودی

00:36:15.280 --> 00:36:17.280
.و یه دفعه اومدی دیدنشون

00:36:17.320 --> 00:36:19.120
.و بعد می‌میرن -
...اینطوری نبود، گفتم -

00:36:19.160 --> 00:36:20.720
.من الان پیش شوهرت بودم، سوزان

00:36:20.760 --> 00:36:23.400
می‌دونی برای توصیف رفتارت
در مورد حساب بانکی

00:36:23.440 --> 00:36:25.000
از چه واژه‌ای استفاده کرد؟

00:36:25.040 --> 00:36:26.680
.مزدور

00:36:26.720 --> 00:36:29.440
ببخشید، ولی فکر می‌کنم
.که هیئت منصفه موافق باشه

00:36:29.480 --> 00:36:31.400
.همچین حرفی نزده

00:36:31.440 --> 00:36:34.360
...ممکنه برای موکلم مفید باشه که -
.ضبط شده، سوزان -

00:36:36.480 --> 00:36:38.720
،کریس یه چیز دیگه هم گفته، سوزان

00:36:38.760 --> 00:36:42.840
که اگه مشکلی نداری
.می‌خوام ازت بپرسم

00:36:42.880 --> 00:36:46.040
گفت اون شب مامانت یه چیزی بهت گفته

00:36:46.080 --> 00:36:48.400
.که نمی‌دونستی

00:36:48.440 --> 00:36:51.000
مامانت اون شب بهت چی گفت؟

00:36:52.840 --> 00:36:54.720
...گفت

00:36:55.840 --> 00:36:57.840
...گفت

00:37:03.320 --> 00:37:05.040
.ببخشید

00:37:05.080 --> 00:37:07.520
حتما واسش خیلی سخت بوده
.که این رو بهتون گفته

00:37:07.560 --> 00:37:10.320
...میشه... ببخشید -
.چیزی نیست، آقا، توضیح میدم -

00:37:10.360 --> 00:37:12.120
.می‌دونم چقدر سخته

00:37:12.160 --> 00:37:15.080
...ولی بهتره -
.گفتم، توضیح میدم -

00:37:18.680 --> 00:37:22.320
،حتی وقتی خواب بودم
،صدای جیغ و فریاد رو می‌شنیدم

00:37:22.360 --> 00:37:24.120
.بگو مگو می‌کردن

00:37:24.160 --> 00:37:27.000
اما توی اون خونه
.چیز غیر معمولی نبود، به هیچ‌وجه

00:37:27.040 --> 00:37:30.520
،و همونطور که بهتون گفتم
...یه‌کم مشروب خورده بودم

00:37:30.560 --> 00:37:33.600
.یه‌کم بیشتر از حد معمول
.معمولا مشروب نمی‌خوردم

00:37:38.000 --> 00:37:40.080
.نمی‌دونم ساعت چنده
.شاید دو شب بود

00:37:40.120 --> 00:37:41.840
.با صدای شلیک بیدار شدم

00:37:41.880 --> 00:37:45.160
چند تا شلیک؟ -
.نمی‌دونم. خواب بودم -

00:37:45.840 --> 00:37:48.400
.شاید دو تا؟ یا یکی
.مطمئنم سه تا نبود

00:37:48.440 --> 00:37:50.400
یک یا دو؟ -
.آره -

00:37:51.600 --> 00:37:54.040
.و فورا می‌دونم که بابام مرده

00:37:54.080 --> 00:37:55.760
.نمی‌دونم چطوری می‌دونم، فقط می‌دونم

00:37:55.800 --> 00:37:57.480
.و مامانم با اسلحه بالای سرش ایستاده

00:37:57.520 --> 00:37:59.080
.پوکه‌های برنج روی زمین افتاده

00:37:59.120 --> 00:38:01.960
پوکه‌های برنج؟ -
.آره، فکر کنم فشنگ بود -

00:38:02.000 --> 00:38:03.760
و مشخصه از اون موقع که رفتم بخوابم

00:38:03.800 --> 00:38:05.280
.بیشتر مست بود

00:38:05.320 --> 00:38:07.960
!بعد یه همچین حرفی زدم: چیکار کردی؟ کشتیش

00:38:08.000 --> 00:38:09.880
.یه همچین چیزی گفتم
.آخه قضیه مال خیلی سال پیشه

00:38:09.920 --> 00:38:11.720
...و گفت
...نمی‌تونم دقیق بهتون بگم

00:38:11.760 --> 00:38:14.240
...ولی همچین حرفی زد
.مجبور بودم

00:38:15.560 --> 00:38:20.160
!دیگه طاقت نداشتم، سوزان
.نمی‌تونستم نگاهش کنم

00:38:20.200 --> 00:38:22.720
.یه حرف‌هایی این بین زد
بعدش رو کرد سمت من

00:38:22.760 --> 00:38:25.000
...و اسلحه رو سمتم گرفته بود و گفت

00:38:25.040 --> 00:38:29.320
،خدا می‌دونه چرا واست مهمه
،اونم بعد این همه زجری که که کشیدی

00:38:29.360 --> 00:38:31.320
.مرد کوتولهٔ کثیف

00:38:31.360 --> 00:38:34.360
.مرد خیلی وحشتناک

00:38:36.440 --> 00:38:39.640
.چه آدم چندش و حالم‌به‌هم‌زنی بود

00:38:40.360 --> 00:38:44.040
،بعدش اسلحه رو انداخت وسط تخت
.منم برداشتمش

00:38:44.080 --> 00:38:46.640
جوری باهام رفتار می‌کرد
.که انگار چشم دیدنم رو نداشت

00:38:46.680 --> 00:38:48.560
.ببخشید، سوزان -
بله؟ -

00:38:48.600 --> 00:38:50.480
چرا اسلحه رو برداشتی؟

00:38:50.520 --> 00:38:52.720
خب، اسلحه رو سمتم می‌چرخوند

00:38:52.760 --> 00:38:55.120
و مست بود و فکر کنم ترسیده بودم

00:38:55.160 --> 00:38:57.040
.که دوباره اسلحه رو برداره

00:38:57.080 --> 00:39:00.400
.بگذریم، بعدش حرف دلش رو زد

00:39:00.440 --> 00:39:01.840
.ازش متنفر بودم

00:39:02.680 --> 00:39:05.440
.سال‌های سال، ازش متنفر بودم

00:39:07.280 --> 00:39:09.440
.و از تو هم متنفرم

00:39:10.480 --> 00:39:14.480
،چون وقتی بهت نگاه می‌کنم
.می‌دونم سرشکسته شدم

00:39:15.520 --> 00:39:19.680
،تو رو سرشکسته کردم، سوزان
.خوب می‌دونم

00:39:25.080 --> 00:39:27.680
.می‌دونم باهات چیکار کرد

00:39:29.200 --> 00:39:31.960
.می‌دونستم و جلوش رو نگرفتم

00:39:32.840 --> 00:39:35.440
فکر می‌کنی من چه احساسی دارم؟

00:39:35.480 --> 00:39:39.440
می‌دونستی، مامان؟ می‌دونستی؟ -
.معلومه، از اول می‌دونستم -

00:39:39.480 --> 00:39:41.280
من مامانتـم، نه؟

00:39:41.320 --> 00:39:43.680
!اصلا دیگه من رو نمی‌خواست
.نمی‌تونست کاری کنه

00:39:43.720 --> 00:39:45.320
!حتی نمی‌تونست راست کنه

00:39:45.360 --> 00:39:47.480
پونزده سال سعی کردم
حرفش رو فراموش کنم

00:39:47.520 --> 00:39:49.960
،واسه همین نمی‌تونم دقیق بگم چی گفت
.اما همچین چیزی بود

00:39:50.000 --> 00:39:51.640
.متاسفم

00:39:53.160 --> 00:39:56.560
.خیلی متاسفم، سوزان

00:39:56.600 --> 00:39:58.360
.من هیولا نیستم

00:39:58.400 --> 00:40:00.520
.تلاشم رو کردم

00:40:00.560 --> 00:40:03.160
روزهای خوبی رو کنار هم داشتیم، نه؟

00:40:03.200 --> 00:40:05.120
.با این‌که بچه شری بودی

00:40:05.160 --> 00:40:07.360
همه فکر و ذکرم این بود
.که باید به شوهرم زنگ بزنم

00:40:07.400 --> 00:40:10.320
.حتی گفتم، باید به کریستوفر زنگ بزنیم
.می‌دونه چیکار کنه

00:40:10.360 --> 00:40:12.400
.بی‌خیال، سوزان

00:40:12.440 --> 00:40:14.320
.فکر می‌کنی اون فرق داره اما نه

00:40:14.360 --> 00:40:15.880
.بهت کمک نمی‌کنه

00:40:15.920 --> 00:40:18.960
.اونم یکیـه مثل بقیـه
.فقط تو رو واسه سکس می‌خواد

00:40:19.000 --> 00:40:22.040
نه، مامان! و بعد همینطور اشک میریختم
.و مدام من رو تحقیر می‌کرد

00:40:22.080 --> 00:40:24.880
!اون دوستت نداره
.قبل این‌که آسیب ببینی، قبول کن

00:40:24.920 --> 00:40:27.080
!هیچ‌کس تو رو دوست نداره -
!بس کن! لطفا بس کن -

00:40:27.120 --> 00:40:29.760
.خدا می‌دونه سعی کردم اما غیر ممکنه

00:40:29.800 --> 00:40:32.320
!عشق ورزیدن بهت غیر ممکنه -
!بس کن، مامان! بس کن -

00:40:32.360 --> 00:40:36.800
،با این زندگی کوچیک فلاکت زده‌ات
.به نفع همه بود اگه دنیا نمیومدی

00:40:40.920 --> 00:40:44.840
.می‌خوام مفهوم حرف‌هات رو تایید کنم

00:40:44.880 --> 00:40:48.560
میگی که بابات وقتی بچه بودی
ازت سوء استفاده می‌کرده؟

00:40:50.000 --> 00:40:52.040
.آره -
سوء استفادهٔ جنسی؟ -

00:40:52.960 --> 00:40:54.360
.آره

00:40:54.400 --> 00:40:57.440
و اون شب فهمیدی
که مامانت همیشه می‌دونسته؟

00:40:57.480 --> 00:40:59.400
.آره -
و تو هیچ‌وقت بهش نگفته بودی؟ -

00:40:59.440 --> 00:41:02.160
همیشه ترس تو دلم داشته
.بابام ممکنه چیکار کنه

00:41:04.200 --> 00:41:07.040
کل زندگیم رو صرف کردم
.تلاش کنم از بین بره

00:41:07.080 --> 00:41:10.920
به اون سال‌هایی فکر می‌کردم که
...از مدرسه میومدم و مامانم سر کار بود و بابام

00:41:12.040 --> 00:41:13.760
.و کریس، شوهرت

00:41:13.800 --> 00:41:16.400
مطمئنی توی قتل‌ها دست نداشت؟

00:41:16.440 --> 00:41:19.840
واسه این می‌پرسم چون سوراخ‌‌های گلوله
روی سینه مامان و بابات

00:41:19.880 --> 00:41:21.360
.به طرز جالب توجه‌ای شبیه بودن

00:41:21.400 --> 00:41:24.480
،و اون حساب بانکی
.انگار نقشه کشیده بودین

00:41:24.520 --> 00:41:29.360
،با وجود اطلاعات جدیدی که امروز متوجه شدیم
،بعضی از اون‌ها اهمیت بسیاری داره

00:41:29.400 --> 00:41:31.200
،همونطور که همکارم اشاره کرد

00:41:31.240 --> 00:41:35.080
درخواست می‌کنیم زمان بازداشت رو بیشتر کنیم
.تا بتونیم به بازجویی ادامه بدیم

00:41:35.120 --> 00:41:39.040
فقط قصد داریم قبل از ادامهٔ پرونده
.همه‌چیز رو واضح و شفاف بفهمیم

00:41:39.080 --> 00:41:42.440
،فکر می‌کنم خیلی واضح حرف زد
اینطور فکر نمی‌کنید؟

00:41:45.320 --> 00:41:47.680
مطمئنی کریس دخالتی نداشت؟

00:41:49.440 --> 00:41:51.400
بهت کمک کرد، نه؟

00:41:52.880 --> 00:41:54.880
.تصمیم گرفت ازت محافظت کنه

00:42:10.120 --> 00:42:11.880
سوزان؟

00:42:14.080 --> 00:42:16.400
.معلومه، همیشه ازم محافظت می‌کنه

00:42:18.480 --> 00:42:20.720
به‌خاطرت جنازه‌ها رو خاک کرد؟

00:42:21.520 --> 00:42:23.520
.آره، جنازه‌ها رو خاک کرد

00:42:24.280 --> 00:42:26.200
.آدم خیلی عاقلیـه

00:42:26.240 --> 00:42:28.760
.باید باشه، چون من نیستم، متوجه‌اید
.پس باید باشه

00:42:28.800 --> 00:42:31.520
...سوزان، اگه خواستی استراحت کنی -
.نمی‌تونستم به پلیس بگیم -

00:42:31.560 --> 00:42:34.360
این رو می‌دونست برای همین
.کنترل اوضاع رو به دست گرفت

00:42:34.400 --> 00:42:38.200
...پس... فکر اون بود

00:42:38.240 --> 00:42:40.240
تا جنازه‌ها رو دفن کنید؟

00:42:40.280 --> 00:42:42.160
.آره، فکر اون بود

00:42:43.200 --> 00:42:44.680
.به‌خاطر من این کار رو کرد

00:42:47.920 --> 00:42:52.600
تنها آدمیـه توی دنیا
.که به من احساس امنیت داده

00:43:16.280 --> 00:43:18.440
.حلش می‌کنیم

00:43:19.320 --> 00:43:22.240
.حق نداره تو رو خونه‌ات راه نده

00:43:26.080 --> 00:43:28.200
همیشه اینطوری رفتار می‌کنه؟

00:43:32.160 --> 00:43:34.680
.ایرادی نداره. مجبور نیستی بهم بگی

00:43:36.240 --> 00:43:38.160
...نه، من

00:43:38.200 --> 00:43:40.240
.می‌خوام بهت بگم

00:43:41.760 --> 00:43:43.880
چیه؟

00:43:47.720 --> 00:43:49.480
...آخه

00:43:50.360 --> 00:43:52.760
.هیچ‌وقت به کسی نگفتم

00:43:56.480 --> 00:43:59.680
...خب، هر چی که هست

00:44:01.360 --> 00:44:03.760
.بین خودمون می‌مونه

00:44:03.800 --> 00:44:06.680
.فقط من... و تو

00:44:10.000 --> 00:44:25.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:44:15.024 --> 00:44:20.024


00:44:37.120 --> 00:44:39.320
سوزان ادواردز خونه والدینش بوده

00:44:39.360 --> 00:44:41.400
.که با صدای شلیک بیدار شده

00:44:42.720 --> 00:44:44.760
.به اتاق‌خواب والدینش رفت

00:44:44.800 --> 00:44:47.280
.مادرش به پدرش شلیک کرده بود

00:44:47.320 --> 00:44:50.200
سوزان ادواردز ادعا کرده
،مشاجره بین‌شون شکل گرفته

00:44:50.240 --> 00:44:54.920
در این بین مادرش به او گفته که می‌دونسته
.پدرش سوزان را در بچگی مورد آزار قرار می‌داده

00:44:54.960 --> 00:44:59.160
.سوزان ادواردز به قتل شبه‌عمد اعتراف کرده -
.قتل شبه‌عمد - قتل شبه‌عمد -

00:45:00.080 --> 00:45:03.640
...او می‌گوید، کشتن مادرش -
.تحریک شده بود - تحریک شده -

00:45:03.680 --> 00:45:05.840
.تحریک شده -
.تا به او شلیک کند -

00:45:07.520 --> 00:45:10.320
خانوادهٔ ادواردز ادعا کردند
هفته آینده به خانه آمده

00:45:10.360 --> 00:45:12.480
و نشستن تا ماهی و سیب‌زمینی بخورن

00:45:12.520 --> 00:45:15.240
و مسابقه آواز یوروویژن
را از تلویزیون تماشا کنن

00:45:15.280 --> 00:45:19.240
زمانی که سوزان ادواردز ناگهان
.از دهانش پریده و گفته است: آن‌ها طبقه بالا هستند

00:45:19.280 --> 00:45:21.240
کریستوفر ادواردز گفت به طبقه بالا رفته

00:45:21.280 --> 00:45:24.400
،تا جنازه خانوادهٔ ویچرلی را پیدا کند
.آن‌ها زیر تخت بودند

00:45:24.440 --> 00:45:27.120
آن هم قبل این‌که دو جنازه را به پایین آورده

00:45:27.160 --> 00:45:29.000
.و در باغ دفنشان کند

00:45:29.040 --> 00:45:31.480
ولی دادستان‌ها می‌گویند
.تمامی این حرف‌ها دروغ است

00:45:32.240 --> 00:45:35.440
ادعا می‌کنند خانوادهٔ ادواردز با همدستی
.یک‌دیگر نقشه کشیدن تا خانواده ویچرلی را بکشند

00:45:35.480 --> 00:45:39.400
طی سال‌ها، خانواده ادواردز
.حساب بانکی این زوج مسن را خالی کردند

00:45:39.440 --> 00:45:44.400
سوزان و کریستوفر ادواردز هر دو
.به دفن جنازه‌ها و سرقت اعتراف کرده‌اند

00:45:44.440 --> 00:45:46.840
.اما هر دوی آن‌ها قتل را انکار کردند