﻿WEBVTT

00:01:17.638 --> 00:01:25.097
‫[در سال 2014، سوزان و کریستوفر ادواردز مجرم
‫به قتل شناخته شده و به حداقل 25 سال حبس محکوم شدند]

00:01:34.905 --> 00:01:40.959
‫[تا به امروز، همچنان بر بی‌گناهی خود پافشاری می‌کنند]

00:02:37.639 --> 00:02:50.835
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:46.836 --> 00:02:51.836


00:02:57.199 --> 00:03:06.199


00:03:27.640 --> 00:03:29.280
‫خیلی‌خب!

00:03:30.960 --> 00:03:33.880
‫خب برامون بگو امروز چی
‫تو رو به اینجا کشونده کریستوفر؟

00:03:33.920 --> 00:03:36.360
‫چی منو به اینجا کشونده؟ عه...

00:03:37.520 --> 00:03:39.240
‫خب...

00:03:40.920 --> 00:03:43.360
‫عه... هر کسی

00:03:43.400 --> 00:03:44.800
‫عه...

00:03:44.840 --> 00:03:48.080
‫کتاب خوندن رو دوست دارم
‫که خب منطقی هم هست

00:03:48.120 --> 00:03:49.960
‫بهرحال کتابدارم

00:03:50.000 --> 00:03:53.600
‫گمونم هر کسی که کتاب دوست داشته باشه

00:03:53.640 --> 00:03:55.760
‫فیلم دوست دارم

00:03:55.800 --> 00:03:57.440
‫عاشق سینما رفتنم

00:03:57.480 --> 00:03:59.800
‫مخصوصاً عاشق فیلمای قدیمی‌ام

00:03:59.840 --> 00:04:03.920
‫فیلمای عاشقانه دوست دارم،
‫فیلمای فرانسوی

00:04:04.480 --> 00:04:05.960
‫آها، عاشق وسترن‌های قدیمی هم هستم

00:04:06.000 --> 00:04:08.120
‫همیشه با پدربزرگم نگاه میکردم

00:04:08.160 --> 00:04:10.360
‫اون قدیمی‌هاش.
‫"بعضی‌ها داغشو دوست دارن"

00:04:10.400 --> 00:04:12.360
‫عصر طلایی

00:04:12.400 --> 00:04:14.960
‫البته از چیز خوشم میاد...
‫اسمش چی بود؟

00:04:15.000 --> 00:04:16.600
‫ژرارد دپاردو

00:04:16.640 --> 00:04:20.320
‫آره، یه چیزی داره که برام خیلی...

00:04:20.360 --> 00:04:22.400
‫جالبه

00:04:22.440 --> 00:04:24.360
‫فیلمای جان وین، عه...

00:04:25.080 --> 00:04:27.040
‫عاشق فیلم "نیمروز"ام

00:04:27.080 --> 00:04:29.080
‫هر فیلمی که گری کوپر توش باشه

00:04:32.480 --> 00:04:36.360
‫اگه ممکنه یکم بیشتر از خودتون برامون بگین

00:04:36.400 --> 00:04:38.240
‫اینکه کی هستین

00:04:38.280 --> 00:04:40.280
‫کی هستم؟

00:04:40.320 --> 00:04:44.040
‫آره، اینکه در اعماق وجودت کی هستی؟

00:04:48.000 --> 00:04:50.560
‫اعماق وجود یکم سخته، مگه نه؟

00:04:53.240 --> 00:04:54.960
‫عه...

00:04:55.760 --> 00:04:58.280
‫ببخشید

00:04:58.320 --> 00:04:59.840
‫عه...

00:05:00.720 --> 00:05:02.640
‫گمونم... عه...

00:05:06.240 --> 00:05:08.000
‫عجله نکن

00:05:09.320 --> 00:05:11.400
‫من... عه...

00:05:14.440 --> 00:05:16.680
‫ببخشید، انتظار نداشتم اینو بپرسین

00:05:16.720 --> 00:05:18.600
‫اشکالی نداره

00:05:34.760 --> 00:05:38.600
‫معمولاً خیلی مغرور و لجباز بود

00:05:39.920 --> 00:05:42.520
‫از خیلی جهات باهوش بود

00:05:42.560 --> 00:05:44.520
‫میتونست بره دانشگاه

00:05:44.560 --> 00:05:47.240
‫ولی انگیزه‌ش رو نداشت

00:05:48.120 --> 00:05:51.160
‫سخت‌کوش بود،
‫اما همیشه بازدهی خوبی نداشت

00:05:51.200 --> 00:05:53.080
‫اگه منظورم رو می‌فهمین

00:05:53.120 --> 00:05:56.920
‫و مادرش رو هم نمی‌خواست
‫تنها بذاره

00:05:56.960 --> 00:05:58.640
‫یا برادرش رو

00:05:58.680 --> 00:06:01.800
‫پس با مادرش صمیمی بود؟
‫و برادرش... دیوید بود؟

00:06:01.840 --> 00:06:03.000
‫بله

00:06:03.680 --> 00:06:05.600
‫بله، دیوید بود

00:06:06.520 --> 00:06:08.240
‫در مورد...

00:06:08.280 --> 00:06:11.680
‫رابطه‌ش با مقتول‌ها چی؟
‫ویچرلی‌ها رو میگم

00:06:11.720 --> 00:06:15.560
‫من فقط یه بار ویچرلی‌ها رو دیدم،
‫اونم تو عروسی

00:06:16.280 --> 00:06:18.080
‫حداقل مادره رو دیدم

00:06:18.120 --> 00:06:20.360
‫پدره رو زیاد خاطر ندارم

00:06:21.080 --> 00:06:24.080
‫اما کریس هیچوقت در مورد
‫اینجور چیزا با من حرف نمیزد

00:06:24.120 --> 00:06:27.520
‫حقیقتش، من و کریس کلاً
‫زیاد حرف نمیزدیم

00:06:28.480 --> 00:06:30.760
‫بعد از ازدواجش با سوزان...

00:06:31.720 --> 00:06:35.720
‫جفتشون تو دنیای خودشون غرق شدن

00:06:35.760 --> 00:06:37.200
‫چطور؟

00:06:37.240 --> 00:06:40.240
‫خب، هیچکدومشون به
‫این دنیا نمیخورن، مگه نه؟

00:06:42.160 --> 00:06:45.560
‫اگه بهم می‌گفتی با سفینه اومدن اینجا

00:06:45.600 --> 00:06:47.800
‫حرفت رو باور میکردم

00:06:48.560 --> 00:06:50.560
‫نگو که درست فهمیدم

00:06:50.600 --> 00:06:52.560
‫واقعاً فضایی‌ان؟

00:06:54.840 --> 00:06:57.040
‫خب این...

00:06:57.080 --> 00:06:59.440
‫شاید این سوال احمقانه بنظر بیاد

00:06:59.480 --> 00:07:02.320
‫ولی میشه در مورد کلمه‌ی
‫"شکننده" توضیح بدین؟

00:07:05.200 --> 00:07:09.000
‫کریس زیاد سوزان رو
‫حساس و شکننده توصیف میکنه

00:07:09.040 --> 00:07:12.120
‫تو ایمیل‌ها، تو مکالمات

00:07:13.600 --> 00:07:15.400
‫بله

00:07:17.040 --> 00:07:18.960
‫بله، درسته

00:07:19.000 --> 00:07:21.840
‫برام سواله که دلیلش چیه

00:07:25.160 --> 00:07:28.200
‫اگه میخوای پسرخونده‌ام رو بفهمی،
‫باید اینو بدونی

00:07:28.240 --> 00:07:31.080
‫که همیشه همچین کسی رو برای
‫خودش پیدا کرده

00:07:31.840 --> 00:07:34.200
‫یه آدم شکننده، به قول شما

00:07:34.240 --> 00:07:36.800
‫چه مادرش باشه، چه برادرش

00:07:39.720 --> 00:07:42.120
‫متأسفانه داستان من نیست
‫که بخوام تعریفش کنم

00:07:43.160 --> 00:07:46.160
‫اما جفتشون قبل از اینکه
‫زمانش برسه، مُردن

00:07:47.720 --> 00:07:49.560
‫اینطور بگم

00:07:50.760 --> 00:07:53.680
‫و برای کریس خیلی خیلی سخت بود

00:07:53.720 --> 00:07:55.760
‫بخصوص وقتی دیوید رفت

00:07:57.880 --> 00:08:00.680
‫تو عمرم ندیده بودم یه مرد
‫اینطوری زار بزنه

00:08:01.480 --> 00:08:03.360
‫خیلی ناراحت‌کننده بود

00:08:04.480 --> 00:08:07.200
‫یکی از معدود دفعاتی بود
‫که بغلش کردم

00:08:07.240 --> 00:08:11.240
‫خیلی از من گنده‌تره،
‫ولی خدا میدونه چقدر کوچیک بنظر میومد

00:08:16.040 --> 00:08:18.200
‫اما کریس اینه

00:08:19.800 --> 00:08:22.800
‫همیشه داره سعی میکنه
‫یکی رو نجات بده

00:08:25.520 --> 00:08:27.520
‫و هیچوقت هم موفق نمیشه

00:08:48.880 --> 00:08:51.080
‫میخوای یه فنجون قهوه برات بیارم؟

00:08:53.200 --> 00:08:56.640
‫نه، مرسی.
‫یه دقیقه دیگه خوب میشم

00:08:58.160 --> 00:08:59.640
‫باشه

00:09:00.800 --> 00:09:03.080
‫اگه نظرت عوض شد بگو

00:09:04.720 --> 00:09:06.960
‫آره لطفاً

00:09:09.120 --> 00:09:11.280
‫با دو تا قند، لطفاً

00:09:11.320 --> 00:09:14.120
‫- یه چیزی که انرژی بده
‫- الان میارم!

00:09:37.840 --> 00:09:40.320
‫ژرارد دپاردوی عزیز

00:09:40.360 --> 00:09:43.120
‫من و شوهرم طرفداران پروپاقرص
‫کارهای شما هستیم

00:09:43.160 --> 00:09:45.440
‫به خصوص، آثار درام شما

00:09:45.480 --> 00:09:48.960
‫البته بنظر ما بازیگر کمدی
‫درجه یکی هم هستید

00:09:49.000 --> 00:09:52.760
‫این نامه را می‌نویسم که فروتنانه
‫از شما عکسی امضا‌شده بخواهم

00:09:53.720 --> 00:09:56.120
‫خیلی دوست دارم که آن را
‫به شوهرم، کریس، بدهم

00:09:56.160 --> 00:09:59.240
‫که روحیه‌اش عوض شود،
‫چرا که به تازگی داغ دیده

00:10:00.360 --> 00:10:03.720
‫چند ماه پیش به طرز غم‌انگیزی
‫برادر عزیزش، دیوید را از دست داد

00:10:03.760 --> 00:10:06.400
‫و از آن موقع هرگز تسلی نگرفته

00:10:07.640 --> 00:10:11.440
‫میدانم که پیام و هدیه‌ای از طرف شما،
‫به او قدرت می‌دهد

00:10:12.800 --> 00:10:15.480
‫ما در انگلستان زندگی میکنیم،
‫اما عاشق فرانسه‌ایم

00:10:15.520 --> 00:10:18.880
‫بنظر ما شما در رمانتیک‌ترین
‫کشور دنیا زندگی میکنید

00:10:20.160 --> 00:10:23.000
‫، آقای دپاردو<i> تشکر بسیار </i>پیشاپیش

00:10:23.040 --> 00:10:25.920
‫ارادتمند شما، سوزان ادواردز

00:10:33.440 --> 00:10:36.600
‫سوزان تو خونه پدر و مادرش تو منزفیلد ـه،
‫بدون کریس

00:10:36.640 --> 00:10:38.120
‫کریس تو لندنه

00:10:38.160 --> 00:10:40.960
‫مادرش، پاتریشا ویچرلی،
‫احتمالاً الکلی بوده

00:10:41.000 --> 00:10:44.440
‫پدرش، ویلیام، سوءاستفاده جنسی
‫از سوزان میکرده

00:10:44.480 --> 00:10:46.400
‫- طبق ادعای اون
‫- فرض کنیم درسته

00:10:46.440 --> 00:10:48.400
‫پاتریشا به شوهرش شلیک میکنه

00:10:48.440 --> 00:10:50.040
‫عصبی بوده. دعواشون شده

00:10:50.080 --> 00:10:53.560
‫بنگ، بنگ. سوال اول،
‫چرا پاتریشا تفنگ داره؟

00:10:53.600 --> 00:10:55.120
‫پاتریشا تفنگ رو میندازه

00:10:55.160 --> 00:10:56.640
‫سوزان برش میداره

00:10:56.680 --> 00:10:59.560
‫پاتریشا حرفای وحشتناکی
‫به سوزان میزنه، عصبیش میکنه

00:10:59.600 --> 00:11:01.920
‫- بازم بنگ بنگ
‫- اوپس، مامانه هم مرد

00:11:01.960 --> 00:11:05.600
‫بعدشم والدینش رو مثل دلمه
‫می‌پیچه تو پتو و یه هفته ولشون میکنه زیر تخت

00:11:05.640 --> 00:11:09.440
‫درسته قربان. بعد با اتوبوس برمیگرده لندن

00:11:09.480 --> 00:11:11.920
‫به شوهرش میگه پدر و مادرش
‫رفتن بلک‌پول

00:11:11.960 --> 00:11:13.760
‫برای همین باید مراقب خونه باشن

00:11:14.680 --> 00:11:17.200
‫یه راست برمیگردن منزفیلد.
‫فیش اند چیپس میزنن

00:11:17.240 --> 00:11:20.080
‫سوزان دیگه نمیتونه تحمل کنه.
‫رازش رو میگه

00:11:20.120 --> 00:11:23.160
‫شوهره یه چاله گنده میکَنه،
‫و جفت جسدها رو تو باغ چال میکنه

00:11:23.200 --> 00:11:25.000
‫و بنظر ما هم اینا همه...

00:11:25.040 --> 00:11:26.480
‫- شر و وره!
‫- خوبه

00:11:26.520 --> 00:11:28.800
‫خب، اول باید ثابت کنیم که اینا مزخرفاته

00:11:28.840 --> 00:11:31.760
‫بعد باید بفهمیم واقعاً چه اتفاقی افتاده

00:11:31.800 --> 00:11:34.400
‫از قبل برنامه‌ریزی شده بوده؟
‫آیا یه اقدام مشترک بوده؟

00:11:34.440 --> 00:11:36.840
‫اگه آره، چطور دایره ی دادرسی
‫سلطنتی رو قانع کنیم؟

00:11:36.880 --> 00:11:41.960
‫محض اطلاع، دارم مدارک
‫کاتالوگ اِی رو روی میز میذارم

00:11:42.960 --> 00:11:44.520
‫گری کوپر

00:11:45.280 --> 00:11:47.040
‫رئیس‌جمهور آیزن‌هاور

00:11:48.160 --> 00:11:49.640
‫جان وین

00:11:50.320 --> 00:11:52.200
‫کرک داگلاس

00:11:52.240 --> 00:11:54.160
‫سر وینستون چرچیل

00:11:54.200 --> 00:11:55.840
‫چارلز دو گل

00:11:55.880 --> 00:11:59.400
‫مکاتبه شخصی با ژرارد دپاردوی بازیگر

00:11:59.440 --> 00:12:02.400
‫آها بله، ژرارد.
‫لطفاً مراقب اونا باش

00:12:02.440 --> 00:12:04.480
‫باهاش دوستین، آقای ادواردز؟

00:12:04.520 --> 00:12:05.760
‫نه به اون صورت

00:12:05.800 --> 00:12:08.680
‫یه بار سوزان بهش نامه نوشت
‫و دیگه در تماس موندیم

00:12:09.600 --> 00:12:11.440
‫خیلی‌خب

00:12:11.480 --> 00:12:14.960
‫اینا همه افراد پرافتخاری‌ان، مگه نه؟

00:12:15.000 --> 00:12:16.960
‫افراد دلیر

00:12:17.000 --> 00:12:18.840
‫تو چطور بین اینا جا داری؟

00:12:18.880 --> 00:12:21.400
‫اینا تنها چیزایی‌ان که از فرانسه
‫با خودتون آوردین

00:12:21.440 --> 00:12:23.520
‫فقط همینا براتون مونده، مگه نه؟

00:12:23.560 --> 00:12:25.040
‫پولی که تو بانک نیست

00:12:25.080 --> 00:12:26.840
‫مایملک دیگه‌ای هم که ندارین

00:12:26.880 --> 00:12:28.840
‫نصفشون بدون اطلاعت خریده شدن

00:12:28.880 --> 00:12:31.120
‫اونم با کارت‌های اعتباری‌ای که
‫تو باید پرداختشون میکردی

00:12:31.160 --> 00:12:33.920
‫داشته با پولی که تو درآوردی
‫جنس بنجل می‌خریده

00:12:35.120 --> 00:12:36.800
‫ببین...

00:12:38.080 --> 00:12:41.640
‫اینا شاید به سلیقه شما نخوره،
‫ولی بنجل نیستن

00:12:41.680 --> 00:12:44.880
‫بعضی‌هاشون خیلی خواهان دارن
‫و خیلی کمیابن

00:12:46.000 --> 00:12:50.000
‫اتفاقاً سلیقه سوزان تو اینجور
‫چیزا حرف نداره

00:12:51.040 --> 00:12:53.040
‫700 پوند

00:12:54.200 --> 00:12:58.040
‫نمیدونم تو چقدر پول دادی،
‫ولی ما ارزش اینا رو 700 پوند تخمین زدیم

00:12:59.320 --> 00:13:02.680
‫متأسفانه ما تو تجارت به اینا میگیم

00:13:02.720 --> 00:13:05.240
‫یه مشت جنس بنجل به درد نخور

00:13:12.680 --> 00:13:14.640
‫دروغ میگی

00:13:33.520 --> 00:13:35.240
‫میخوای بدش به من

00:13:35.280 --> 00:13:36.960
‫نمیخواد عزیزم

00:13:37.000 --> 00:13:39.160
‫عه... بازم داریم، مگه نه؟

00:13:39.200 --> 00:13:41.040
‫تو کشوی ادویه

00:13:50.840 --> 00:13:53.480
‫اوه! گندش بزنن

00:13:54.240 --> 00:13:56.880
‫درش جدا شد.
‫ریخت زمین

00:13:56.920 --> 00:13:59.320
‫نه، نه، نه، تو راحت بشین
‫تخم‌مرغت رو بخور

00:13:59.360 --> 00:14:02.320
‫- خرابکاری خودمه
‫- خاک‌انداز زیر سینکه

00:14:03.960 --> 00:14:05.440
‫خوبی؟

00:14:06.280 --> 00:14:10.240
‫نه... تو کل سوراخ سمبه‌ها پخش شد

00:14:10.280 --> 00:14:14.120
‫- جاروبرقی میخواد
‫- نه، خودم انجام میدم. یکم شلوغ پلوغه

00:14:14.960 --> 00:14:16.880
‫من که بچه نیستم سوزان

00:14:16.920 --> 00:14:18.920
‫شلوغ پلوغ هم نیست

00:14:24.120 --> 00:14:25.640
‫اینا چی‌ان؟

00:14:29.080 --> 00:14:32.680
‫- این پول زیادیه سوزان
‫- سرمایه‌گذاریه. میتونیم بفروشیمش

00:14:32.720 --> 00:14:36.840
‫- مجله، مجله پیکچر شو، 400 پوند
‫- امضای گری کوپر پاشه

00:14:36.880 --> 00:14:39.240
‫موضوع این نیست!
‫ما این پول رو نداریم!

00:14:39.280 --> 00:14:42.360
‫هیچوقت همچین پولی نداشتیم.
‫من درآمدم براش کافی نیست

00:14:43.720 --> 00:14:45.600
‫می‌خواستم اونو بهت بگم

00:14:45.640 --> 00:14:48.240
‫"جناب ویچرلی عزیز..."
‫نامه برای پدرته

00:14:48.280 --> 00:14:51.120
‫- میتونم توضیح بدم
‫- "حال که در آستانه صد سالگی هستید

00:14:51.160 --> 00:14:53.640
‫ما در وزارت کار و بازنشستگی

00:14:53.680 --> 00:14:56.080
‫مایلیم در نشانی مذکور
‫با شما ملاقات کنیم

00:14:56.120 --> 00:14:58.560
‫تا مصاحبه‌ای رودررو داشته باشیم"!

00:14:58.600 --> 00:15:00.400
‫ولی اشکال نداره

00:15:00.440 --> 00:15:04.040
‫چطور اشکال نداره؟ بهشون گفتیم
‫پیش ما زندگی میکنه. ولی اینطور نیست، درسته؟

00:15:04.080 --> 00:15:06.400
‫آره ولی براشون نامه نوشتم
‫گفتم بندازن عقب

00:15:06.440 --> 00:15:08.320
‫مهم نیست چقدر صبر کنیم سوزان

00:15:08.360 --> 00:15:10.880
‫پدرت هیچوقت این مصاحبه رو نمیره، مگه نه؟

00:15:10.920 --> 00:15:13.240
‫- میدونم خودم
‫- فکر کردی تهش چی میشه؟

00:15:13.280 --> 00:15:16.320
‫ها؟ چرا این نامه رو از من مخفی کردی؟

00:15:18.200 --> 00:15:21.840
‫یه وسواسه. اینجوری با چیزایی که...

00:15:21.880 --> 00:15:24.440
‫انگار میخواد خوشبختی‌ای که
‫پدر و مادرش

00:15:24.480 --> 00:15:26.240
‫ازش دزدیدن رو پس بگیره

00:15:26.280 --> 00:15:29.040
‫ولی این مال وقتیه که بچه بوده...
‫سه دهه قبل

00:15:29.080 --> 00:15:30.720
‫الان یه زن بالغه

00:15:30.760 --> 00:15:33.040
‫گمونم داری عمداً مسئله رو ساده جلوه میدی

00:15:33.080 --> 00:15:34.920
‫تا تحریک شم و چیزی بگم

00:15:34.960 --> 00:15:37.440
‫اما واضحه که این تجربیات...

00:15:37.480 --> 00:15:39.320
‫نمیشه راحت بریزیشون دور

00:15:41.240 --> 00:15:43.240
‫تازه، ویلیام و پاتریشا

00:15:43.280 --> 00:15:45.200
‫هیچوقت دست از اذیت کردنش برنداشتن

00:15:45.240 --> 00:15:46.920
‫تو هر فرصتی که گیر آوردن

00:15:46.960 --> 00:15:48.840
‫خوشبختی رو ازش دزدیدن

00:15:48.880 --> 00:15:50.960
‫- حتماً ازشون متنفر بودی
‫- نه، سعی کردم نباشم

00:15:51.000 --> 00:15:53.280
‫خیلی سخت بود.
‫سعی کردم دخالت نکنم...

00:15:53.320 --> 00:15:55.560
‫پس چیکار کردن که
‫"خوشبختیش رو دزدیدن"؟

00:15:55.600 --> 00:15:57.440
‫بصورت زبانی اذیتش میکردن

00:15:57.480 --> 00:15:59.480
‫دائماً اعتماد به نفسش رو خراب میکردن

00:15:59.520 --> 00:16:02.080
‫و یه بار حتی به معنای واقعی
‫ازش دزدی کردن

00:16:03.120 --> 00:16:05.240
‫- حرفم اینه که...
‫- واقعاً ازش دزدی کردن؟

00:16:05.280 --> 00:16:07.680
‫آره به طریقی. این فقط
‫یه مثال کوچیکه

00:16:07.720 --> 00:16:09.440
‫اما منظورم اینه که خیلی...

00:16:09.480 --> 00:16:11.480
‫در کل خیلی...

00:16:11.520 --> 00:16:13.480
‫اصلاً باهاش خوب تا نکردن

00:16:13.520 --> 00:16:16.360
‫- ازش چی دزدیدن کریس؟
‫- ببین، "دزدی"...

00:16:16.400 --> 00:16:18.280
‫"دزدی" اغراق بود

00:16:18.320 --> 00:16:20.040
‫حرف من اینه که سوزان...

00:16:20.080 --> 00:16:22.440
‫در این حد بهش تسلط داشتن

00:16:22.480 --> 00:16:26.360
‫با اختیار خودش بهشون هدیه دادش

00:16:26.400 --> 00:16:29.320
‫چون میخواست اونا دوستش داشته باشن؛
‫چیزی که هیچوقت درک نکردم

00:16:29.360 --> 00:16:31.160
‫- هدیه‌ی چی؟
‫- خب، پول در اصل

00:16:31.200 --> 00:16:33.120
‫- این قضیه مال کِی بوده؟
‫- یادم نمیاد

00:16:33.160 --> 00:16:34.840
‫خیلی وقت پیش بود

00:16:34.880 --> 00:16:38.200
‫شاید اواخر دهه 80

00:16:38.240 --> 00:16:40.120
‫و پول نقد هم نبود

00:16:40.160 --> 00:16:42.720
‫ببین، یه خونه رو شریک بودن

00:16:42.760 --> 00:16:46.440
‫من و سوزان دیگه ازدواج کرده بودیم
‫برای همین رفتیم خونه من

00:16:46.480 --> 00:16:50.040
‫و اونا هم... یعنی ویچرلی‌ها...

00:16:50.760 --> 00:16:52.880
‫با خودشون گفتن بهتره که...

00:16:52.920 --> 00:16:55.840
‫سوزان سهمش رو بهشون تقدیم کنه

00:17:04.760 --> 00:17:07.160
‫چند سال قبلش سوزان
‫کمکشون کرده بود که بخرنش

00:17:07.200 --> 00:17:09.000
‫برای همین اسمش توی سندها بود

00:17:09.040 --> 00:17:11.480
‫- کمکشون کرد بخرن؟
‫- بله...

00:17:11.520 --> 00:17:12.640
‫سلام

00:17:12.680 --> 00:17:16.880
‫میراث پدربزرگش بهش رسیده بود

00:17:16.920 --> 00:17:18.400
‫پدربزرگ مادریش

00:17:18.440 --> 00:17:21.240
‫اصلاً همون پدربزرگه باعث شده
‫سوزان عاشق فیلم وسترن‌های قدیمی بشه

00:17:21.280 --> 00:17:22.880
‫خودش قهرمان جنگ بوده

00:17:22.920 --> 00:17:26.480
‫و به طرز عجیبی تقریباً همسن ویلیام،
‫یعنی باباش بود

00:17:26.520 --> 00:17:29.560
‫البته که ویلیام ازش بدش میومد،
‫ولی انگار ویلیام از همه بدش میومد

00:17:29.600 --> 00:17:31.560
‫ویلیام. خوشحالم می‌بینمت

00:17:31.600 --> 00:17:33.840
‫همچنین. همچنین

00:17:33.880 --> 00:17:35.560
‫بفرما داخل

00:17:36.240 --> 00:17:37.880
‫اوه

00:17:39.720 --> 00:17:43.600
‫پس مامانش خودش چیزی به ارث نبرد؟

00:17:43.640 --> 00:17:45.440
‫خب نه. نکته همینجاست

00:17:45.480 --> 00:17:48.480
‫گمونم بخاطر دشمنیش با ویلیام

00:17:48.520 --> 00:17:51.600
‫پدرش نمی‌خواست دست ویلیام
‫به اون پول برسه

00:17:51.640 --> 00:17:54.160
‫برای همین همه ارث برای سوزان گذاشت

00:18:06.760 --> 00:18:10.400
‫کریس، میتونی ویلیام رو ببری
‫یه شراب پورت مهمون کنی

00:18:14.040 --> 00:18:16.520
‫- ما شراب پورت نداریم
‫- حالا هر چی

00:18:16.560 --> 00:18:20.680
‫میدونی... ما دخترا رو تنها
‫بذارین که یکم گپ بزنیم

00:18:27.080 --> 00:18:29.680
‫زهرماریت چیه ویلیام؟

00:18:29.720 --> 00:18:31.640
‫زنم

00:18:38.360 --> 00:18:42.280
‫روحتم خبر نداره چقدر بده

00:18:42.320 --> 00:18:45.000
‫زندگیم نباید این شکلی میشد سوزان

00:18:45.680 --> 00:18:47.840
‫قبلاً دوست و رفیق داشتم

00:18:47.880 --> 00:18:49.960
‫قبلاً می‌خندیدم

00:18:50.000 --> 00:18:52.840
‫وای مامان. انقدرم بد نیست.
‫هنوز منو داری

00:18:52.880 --> 00:18:55.200
‫لامصب تو هیچی نمیدونی، سوزان

00:18:55.240 --> 00:18:57.280
‫تو فرار کردی.
‫من گیرش افتادم

00:19:01.000 --> 00:19:02.480
‫ببخشید

00:19:02.520 --> 00:19:05.480
‫نه، تو منو ببخش سوزان

00:19:05.520 --> 00:19:07.480
‫یه جوری شدم

00:19:16.120 --> 00:19:19.480
‫- عضوت چطوره؟
‫- خرابه

00:19:20.640 --> 00:19:25.240
‫پاتریشا با اون انگشتای خپلش
‫باهاش ور میره

00:19:28.080 --> 00:19:29.880
‫من میرم دستشویی

00:19:29.920 --> 00:19:32.160
‫- نمیخوای چیزی از بالا برات بیارم؟
‫- بازم؟

00:19:33.520 --> 00:19:37.920
‫مثانه‌ات اندازه موشه.
‫اونم موشِ خانوم

00:19:41.120 --> 00:19:42.720
‫اون پول مال من بود

00:19:42.880 --> 00:19:45.280
‫اون پدر من بود سوزان!

00:19:45.320 --> 00:19:48.840
‫بعضی وقتا میشی یه سلیطه‌ی بی‌فکر!

00:19:52.560 --> 00:19:54.240
‫ببخشید سوزان

00:19:55.160 --> 00:19:57.280
‫هیچوقت قصد اذیت کردنت رو ندارم

00:19:57.320 --> 00:19:59.400
‫خودت که میدونی، مگه نه؟

00:20:00.240 --> 00:20:01.720
‫میشه بهش فکر کنی؟

00:20:01.760 --> 00:20:04.400
‫که مادر بدبختت یکم به آرامش برسه

00:20:05.200 --> 00:20:07.360
‫فکر کن داری قرض میدی

00:20:08.480 --> 00:20:10.480
‫همین هم هست

00:20:10.520 --> 00:20:12.560
‫یه قرض ساده

00:20:16.120 --> 00:20:18.480
‫- پس سهمش رو داد؟
‫- بله

00:20:18.520 --> 00:20:20.160
‫و خونه چی شد؟

00:20:20.200 --> 00:20:22.120
‫متأسفانه خیلی قابل‌پیشبینیه

00:20:22.160 --> 00:20:24.320
‫جوهرش سند انتقال خشک نشده

00:20:24.360 --> 00:20:27.400
‫خونه رو فروختن،
‫سود خوبی هم به جیب زدن

00:20:27.440 --> 00:20:29.520
‫و رفتن منزفیلد

00:20:29.560 --> 00:20:31.040
‫- منزفیلد؟
‫- بله

00:20:31.080 --> 00:20:34.040
‫خدایا، حتماً خیلی حرصت دراومده

00:20:34.080 --> 00:20:36.360
‫خب، نه، حرصم درنیومد

00:20:36.400 --> 00:20:40.360
‫بیشتر میشه گفت تأسف خوردم.
‫ولی آدم سعی میکنه بهش غلبه کنه

00:20:42.160 --> 00:20:44.840
‫- لطفاً ازم عصبانی نشـ...
‫- چطور میتونی انقدر احمق باشی؟

00:20:44.880 --> 00:20:47.360
‫اون پول توئه! پول ماست!

00:20:47.400 --> 00:20:49.040
‫و گذاشتی مثل آب خوردن

00:20:49.080 --> 00:20:52.120
‫مثل همه چیزای دیگه ازت بگیرنش!

00:20:52.160 --> 00:20:53.920
‫قول دادن نفروشنش

00:20:53.960 --> 00:20:57.760
‫قولشون به هیچ دردی نمیخوره سوزان!
‫معلومه که می‌فروشنش!

00:20:57.800 --> 00:21:01.280
‫دروغگوئن!
‫کلاً خانوادگی دروغگو هستین!

00:21:01.320 --> 00:21:03.760
‫چرا هیچوقت برات عبرت نمیشه سوزان؟

00:21:06.640 --> 00:21:10.200
‫یه پیشنهاد. چطوره یکم
‫سرمون رو به یه چیز دیگه گرم کنیم؟

00:21:10.240 --> 00:21:12.520
‫میتونیم "آن چیست که" بازی کنیم...

00:21:12.560 --> 00:21:14.520
‫تو این اتاق کلا پنج تا شیء هست

00:21:14.560 --> 00:21:16.640
‫یا میتونیم ورق بازی کنیم

00:21:16.680 --> 00:21:18.320
‫ورق هم که ندارم

00:21:18.360 --> 00:21:20.240
‫یا میتونیم گپ بزنیم

00:21:20.280 --> 00:21:24.160
‫آخه اصلاً هدف اینه که حواست رو پرت کنیم،
‫برای همین...

00:21:24.200 --> 00:21:26.640
‫- زندگی خودت چی؟
‫- عه... آره

00:21:27.400 --> 00:21:29.280
‫آره، عه...

00:21:29.320 --> 00:21:31.960
‫یا میتونیم اون بازیه رو بکنیم که...

00:21:32.000 --> 00:21:34.920
‫حرف اول کلمه‌ات باید
‫حرف آخر کلمه‌ی قبلی باشه

00:21:34.960 --> 00:21:36.440
‫پدرت چجوریه؟

00:21:37.760 --> 00:21:39.320
‫عه...

00:21:40.760 --> 00:21:42.520
‫بابای من...

00:21:44.320 --> 00:21:46.520
‫بابای من زیاد پیشم نبود

00:21:46.560 --> 00:21:50.040
‫که خیلی هم کلیشه‌ای شده،
‫ولی خب حقیقته

00:21:50.880 --> 00:21:54.120
‫- مامانت چی؟
‫- عاشق مامانمم. حرف نداره

00:21:56.040 --> 00:21:57.680
‫زن هم داری؟

00:21:57.720 --> 00:22:00.040
‫یه دوست‌دختر دارم

00:22:03.040 --> 00:22:05.080
‫و میدونی چیه؟ راستش...

00:22:06.000 --> 00:22:08.360
‫دیشب که تو راه خونه بودم، داشتم...

00:22:08.400 --> 00:22:11.960
‫به نحوه حرف زدنت درباره
‫کریس فکر میکردم

00:22:15.440 --> 00:22:17.760
‫امیدوارم دوست‌دخترم هم
‫اینجوری از من حرف بزنه

00:22:19.400 --> 00:22:21.520
‫مثل تو که ازش حمایت میکنی و اینا

00:22:23.600 --> 00:22:26.240
‫نمیدونم والا

00:22:28.680 --> 00:22:31.080
‫واقعیه، مگه نه؟

00:22:33.880 --> 00:22:35.880
‫واقعاً دوستش داری

00:22:42.160 --> 00:22:44.200
‫ببخشید

00:22:45.000 --> 00:22:47.720
‫اونطور که امید داشتی
‫عمل نکرده بود

00:22:47.760 --> 00:22:50.880
‫می‌خواستی حق خودشو بگیره
‫ولی اون بازم عوض نشده

00:22:50.920 --> 00:22:53.520
‫نه، دلش می‌خواست.
‫سعیش رو کرد، ولی نتونست

00:22:53.560 --> 00:22:55.800
‫پس تو باید به جاش
‫از حقش دفاع میکردی

00:22:55.840 --> 00:22:58.160
‫من از کجا می‌دونستم ویچرلی‌ها
‫چی تو سرشونه

00:22:58.200 --> 00:23:01.280
‫نشستی با مردی که تو بچگی از زنت
‫سوءاستفاده جنسی کرده تلوزیون نگاه کردی

00:23:01.320 --> 00:23:03.040
‫در حالی که اونور مادرش
‫ارثش رو می‌دزدیده

00:23:03.080 --> 00:23:05.440
‫- اینطور خلاصه کردنش انصاف نیست
‫- و اون شب...

00:23:05.480 --> 00:23:07.280
‫که ویچرلی‌ها کشته شدن

00:23:07.320 --> 00:23:09.360
‫دقیقاً همین کارو کردی، مگه نه؟

00:23:09.400 --> 00:23:12.480
‫- گذاشتی سوزان تنها بره پیش پدر و مادرش
‫- نه، اینطور نیست

00:23:12.520 --> 00:23:15.440
‫گذاشتی تک و تنها بره منزفیلد

00:23:15.480 --> 00:23:18.480
‫پیش دو تا آدمی که
‫بیشتر از همه تو دنیا ازشون متنفره

00:23:18.520 --> 00:23:20.600
‫حالا ببین چه بلایی سرش اومد

00:23:20.640 --> 00:23:23.200
‫شاید همون موقع فهمیدی

00:23:24.560 --> 00:23:27.120
‫که سوزان قرار نیست عوض شه

00:23:28.200 --> 00:23:30.920
‫و نمیتونه یهو وایسه و از حقش دفاع کنه

00:23:30.960 --> 00:23:34.400
‫و همون موقع‌ست که می‌فهمی
‫تو باید این کارو بکنی

00:23:37.840 --> 00:23:41.400
‫اون هفته که ویچرلی‌ها کشته شدن
‫من تو منزفیلد نبودم

00:23:41.440 --> 00:23:44.600
‫کاش بودم. شاید می‌تونستم
‫جلوی این اتفاق رو بگیرم

00:23:44.640 --> 00:23:46.320
‫ولی تو دگنهام بودم

00:24:00.560 --> 00:24:02.440
‫برو بریم

00:24:13.440 --> 00:24:17.600
‫محض اطلاع،
‫دارم مورد پی‌دابلیو56 رو به مظنون نشون میدم

00:24:29.040 --> 00:24:32.000
‫امروز یه سر دیگه رفتم پیش
‫مادرخونده‌ات کریس

00:24:32.040 --> 00:24:35.480
‫و... اونم این جعبه عکس
‫رو بهمون قرض داد

00:24:41.480 --> 00:24:43.720
‫این مادرزنت، پاتریشاست؟

00:24:43.760 --> 00:24:45.160
‫بله؟

00:24:50.640 --> 00:24:52.440
‫ویلیام کجاست؟

00:24:53.920 --> 00:24:55.640
‫اون... نیومد

00:24:56.360 --> 00:25:01.080
‫موافق نبود که من با دخترش
‫ازدواج کنم... به هر دلیلی

00:25:03.640 --> 00:25:06.560
‫- و این... این برات سخت بود؟
‫- نه راستش

00:25:17.400 --> 00:25:19.360
‫این مامانت، اَنج ـه؟

00:25:20.560 --> 00:25:22.600
‫بله

00:25:22.640 --> 00:25:25.200
‫- اینم برادرت، دیوید ـه؟
‫- بله

00:25:27.960 --> 00:25:29.400
‫پس...

00:25:29.440 --> 00:25:33.480
‫من و اما حرف زدیم و دیدیم
‫نمی‌خوایم تو شرایطی قرارت بدیم...

00:25:33.520 --> 00:25:35.720
‫که طبیعتاً... خیلی دردناکه

00:25:35.760 --> 00:25:39.200
‫اما حس میکنیم این...

00:25:39.240 --> 00:25:41.440
‫گذشته، اسمش رو بذاریم

00:25:41.480 --> 00:25:43.360
‫ممکنه به پرونده مرتبط باشه

00:25:43.400 --> 00:25:46.200
‫مشکلی داره چند تا سوال دیگه
‫هم بپرسیم؟

00:25:49.720 --> 00:25:51.640
‫ببین، کریس، بابای منم الکلیه

00:25:51.680 --> 00:25:54.920
‫برای همین منم تو خانواده‌ام "شکننده" دارم

00:25:56.240 --> 00:25:58.680
‫و... بد برداشت نکن،
‫من بابام رو دوست دارم

00:25:59.720 --> 00:26:02.040
‫ولی خدا میدونه چقدر آدمو اذیت میکنه

00:26:03.320 --> 00:26:05.520
‫هر بار که تلفن زنگ میخوره

00:26:05.560 --> 00:26:07.520
‫میدونم یه داستانی پشتشه

00:26:08.960 --> 00:26:11.720
‫ولی میدونی چی بیشتر از همه عصبیم میکنه؟

00:26:12.520 --> 00:26:15.920
‫اینکه می‌بینم مامانم همه
‫انرژیش رو صرف نگرانی میکنه

00:26:17.400 --> 00:26:19.480
‫حتی دیگه با هم هم نیستن

00:26:19.520 --> 00:26:21.840
‫ولی بازم هر تصمیمی که میگیره

00:26:21.880 --> 00:26:24.040
‫حول محور اون و الکل خوردنش میچرخه

00:26:25.320 --> 00:26:27.560
‫و هزار بار هم بهش گفتم...

00:26:29.120 --> 00:26:31.080
‫ولش کن

00:26:31.760 --> 00:26:33.560
‫ارزشش رو نداره

00:26:34.840 --> 00:26:38.080
‫چون بعضی آدما کارشون از کمک کردن گذشته،
‫مگه نه؟

00:26:38.960 --> 00:26:41.160
‫بیا قبول کنیم

00:26:43.680 --> 00:26:46.280
‫انقدر سعی نکن به آدمایی کمک کنی
‫که نمیشه بهشون کمک کرد

00:26:48.200 --> 00:26:49.720
‫ببین جفتتون کارتون به کجا کشیده

00:26:58.680 --> 00:27:00.680
‫من قبول ندارم

00:27:03.400 --> 00:27:05.840
‫بنظرم هیچکس کارش از
‫کمک کردن نگذشته

00:27:07.040 --> 00:27:09.040
‫تو این دنیا هیچکس نیست
‫که نشه کمکش کرد

00:27:09.080 --> 00:27:12.240
‫اصلاً نکته این دنیا همینه

00:27:15.040 --> 00:27:17.040
‫نه مادرم...

00:27:17.080 --> 00:27:19.600
‫نه دیوید، و سوزان هم قطعاً نه

00:27:22.080 --> 00:27:25.320
‫نمی‌خواستم مادر یا برادرم رو نجات بدم

00:27:25.360 --> 00:27:27.400
‫سعی میکردم دوستشون داشته باشم

00:27:29.680 --> 00:27:32.960
‫برای سوزان هم همیشه این کارو کردم،
‫دوستش داشتم

00:27:35.360 --> 00:27:38.200
‫ولی چطور میخوای به هیئت منصفه
‫توضیح بدی که

00:27:38.240 --> 00:27:41.200
‫فردای روزی که کشته شدن
‫سوزان حسابشون رو خالی کرده؟

00:27:41.240 --> 00:27:43.280
‫کسی باورش نمیشه که تحریک شده

00:27:43.320 --> 00:27:45.520
‫دادگاه هر دو قتل رو
‫کار اون می‌بینه کریس

00:27:45.560 --> 00:27:48.240
‫و اینکه دوستش داری واقعاً
‫چیزی رو عوض نمیکنه

00:27:48.280 --> 00:27:50.160
‫به جفتشون شلیک نکرده.
‫نمی‌تونسته

00:27:50.200 --> 00:27:51.440
‫- چرا، می‌تونسته
‫- نه، نمی‌تونسته

00:27:51.480 --> 00:27:54.280
‫نوع زخم گلوله قویاً
‫اشاره میکنه که هر کی ویلیام رو کشته

00:27:54.320 --> 00:27:56.000
‫پاتریشا رو هم...

00:27:56.040 --> 00:27:59.120
‫نمیتونه کار اون باشه.
‫از تفنگ وحشت داره

00:28:03.160 --> 00:28:05.400
‫یعنی چی از تفنگ وحشت داره؟

00:28:08.960 --> 00:28:10.680
‫ای سوزان

00:28:21.600 --> 00:28:23.800
‫میدونم این حرفم چطور برداشت میشه

00:28:25.160 --> 00:28:27.480
‫ولی باید از زنم دفاع کنم

00:28:29.600 --> 00:28:31.640
‫میدونم نمیتونه جفتشون رو کشته باشه

00:28:31.680 --> 00:28:33.600
‫میدونم از تفنگ وحشت داره

00:28:33.640 --> 00:28:35.680
‫چون خودم قبلاً تو باشگاه تیراندازی بودم

00:28:36.800 --> 00:28:39.920
‫خودم تفنگ داشتم اصلاً.
‫دو تا پیستول داشتم

00:28:39.960 --> 00:28:42.560
‫که مدتها قبل از مرگ ویچرلی‌ها
‫از شر هر دوشون خلاص شدم

00:28:42.600 --> 00:28:44.280
‫حتی قبل از قانون دانبلین

00:28:44.320 --> 00:28:46.200
‫که بهرحال اون موقع مجبور میشدم
‫تحویلشون بدم

00:28:46.240 --> 00:28:49.120
‫ولی یکی دو بار سوزان
‫رو با خودم بردم تیراندازی

00:28:49.160 --> 00:28:54.800
‫ولی حتی نمی‌تونست به تفنگ دست بزنه،
‫چه برسه به اینکه شلیک کنه. پس میدونم...

00:28:54.840 --> 00:28:57.960
‫که هرگز نمی‌تونسته دو نفر
‫رو با تفنگ بکشه

00:28:58.000 --> 00:29:01.360
‫حتی به این فکر هم نمی‌تونست بکنه

00:29:01.400 --> 00:29:03.160
‫غیرممکنه

00:29:45.160 --> 00:29:49.360
‫پس تو اون آخر هفته‌ی وحشتناک ماه مِی،
‫که تنها بودی

00:29:49.400 --> 00:29:51.760
‫به گفته‌ی خودت. والدینت مُردن

00:29:51.800 --> 00:29:55.200
‫تو هم تا صبح بیدار و تو این فکر بودی
‫که چجوری از جسدها خلاص شی

00:29:55.240 --> 00:29:56.760
‫و تفنگه رو چیکار کنی

00:29:56.800 --> 00:29:58.480
‫تو اون خونه خوابیدی

00:29:58.520 --> 00:30:00.800
‫و بعد رفتی اون حساب بانکی رو باز کردی

00:30:00.840 --> 00:30:02.960
‫هضم این همه اتفاق خیلی سخته سوزان

00:30:03.000 --> 00:30:04.920
‫اونم برای فرد "شکننده‌"ای مثل تو

00:30:04.960 --> 00:30:07.000
‫میشه لطفاً برید سر اصل مطلب؟

00:30:07.040 --> 00:30:09.520
‫موکلم همین الانم خسته‌ست
‫چون کل روز منتظر مونده

00:30:09.560 --> 00:30:11.920
‫بنظرم حداقل میتونین خلاصه‌ش کنین

00:30:11.960 --> 00:30:15.120
‫سوزان، حرفم اینه که نمیتونیم
‫تصور کنیم که این کارا رو تنها کرده باشی

00:30:15.160 --> 00:30:18.600
‫بنظرمون کریس کمکت کرده.
‫پس یعنی اتهاممون قتل شبه‌عمد نیست

00:30:18.640 --> 00:30:20.920
‫قتل عمد رو پیشنهاد میکنیم.
‫برای جفتتون

00:30:20.960 --> 00:30:23.240
‫- نه
‫- بنظر ما کریس همون آخر هفته‌ی اول پیشت بوده

00:30:23.280 --> 00:30:26.840
‫احتمالاً تنها آخر هفته هم بوده،
‫شما هم با هم کشتین‌شون و دفنشون کردین

00:30:26.880 --> 00:30:28.440
‫- نه!
‫- بر چه اساسی؟

00:30:28.480 --> 00:30:30.760
‫جفتتون حس میکردین که
‫از اون خونه سهم دارین

00:30:30.800 --> 00:30:32.560
‫- نه... خونه؟
‫- تو اج‌ور

00:30:32.600 --> 00:30:35.440
‫همون که ازت دزدیدن؛
‫به قول شوهرت

00:30:35.480 --> 00:30:37.920
‫بذار بگم تو گزارشمون چی می‌نویسیم

00:30:37.960 --> 00:30:39.720
‫ببینیم برات منطقیه یا نه

00:30:39.760 --> 00:30:42.640
‫- بیا سوزان
‫- ببخشید ولی اعتراض دارم

00:30:42.680 --> 00:30:44.600
‫- تو هم. از اینطرف
‫- کجا میرین؟

00:30:44.640 --> 00:30:46.920
‫- چه خبره؟
‫- دوربین رو بیارم اما؟

00:30:46.960 --> 00:30:48.720
‫- نه
‫- سوزان، لازم نیست دنبالشون بری

00:30:48.760 --> 00:30:50.160
‫- کجا میری؟
‫- سوزان

00:30:50.200 --> 00:30:52.280
‫زودباشین. مجبور نیستی باهاشون بری

00:30:52.320 --> 00:30:54.080
‫میتونی برگردی سوزان!

00:30:54.120 --> 00:30:55.920
‫- نه
‫- گرنت، بیا

00:30:55.960 --> 00:31:00.200
‫ببخشید. خانوم! نه!

00:31:00.240 --> 00:31:02.560
‫کجا میرین؟ نه!

00:31:02.600 --> 00:31:04.520
‫سوزان!

00:31:04.560 --> 00:31:08.480
‫صبحتون بخیر. از سری قبل
‫خیلی سرحال‌ترین‌ها

00:31:08.520 --> 00:31:11.120
‫نگو. می‌بینی چقدر بامزه‌ست؟

00:31:11.160 --> 00:31:13.400
‫من کجا وایسم؟

00:31:13.440 --> 00:31:15.360
‫یا... یا بشینم؟

00:31:15.400 --> 00:31:17.360
‫اینو بزنم؟

00:31:17.400 --> 00:31:19.960
‫نه، نمیخواد

00:31:23.320 --> 00:31:24.760
‫بیاین دنبالم

00:31:24.800 --> 00:31:27.360
‫نه، چون این مسخره‌ست.
‫عه سلام عزیزانم!

00:31:27.400 --> 00:31:29.160
‫چقدر خوشگل شدی

00:31:29.200 --> 00:31:30.760
‫بیا تو، بیا

00:31:30.800 --> 00:31:32.440
‫- سلام دخترم!
‫- گوه نخور بابا!

00:31:32.480 --> 00:31:34.560
‫نه. این حرف رو نمیزدم
‫چون من فحش نمیدم

00:31:34.600 --> 00:31:37.400
‫- ویلیام. خوشحالم می‌بینمت
‫- منم خوشحالم از دیدنت

00:31:37.440 --> 00:31:39.520
‫چرا انقدر دستم رو فشار میدی؟

00:31:39.560 --> 00:31:43.040
‫- بخاطر کاری که با زنم کردی
‫- این دیگه زیاده‌رویه، نه؟

00:31:43.080 --> 00:31:45.320
‫اصلاً اینطوری نبود. باور کن

00:31:45.360 --> 00:31:47.480
‫اینطوری نشد آخه!

00:31:53.840 --> 00:31:56.000
‫چقدر بهت بگم کریس نبود!

00:31:56.040 --> 00:31:57.800
‫- سلام عزیزم
‫- چیکار میکنی؟

00:31:57.840 --> 00:32:00.320
‫آقای ویچرلی، ببخشید آقا

00:32:00.360 --> 00:32:02.520
‫- میشه پاشین؟
‫- به روی چشم

00:32:02.560 --> 00:32:04.360
‫سوزان، اگه یکی‌تون برامون تعریف نکنین

00:32:04.400 --> 00:32:06.560
‫هیچوقت نمی‌فهمیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده

00:32:06.600 --> 00:32:08.120
‫آیا بهتون خوش می‌گذشته

00:32:08.160 --> 00:32:09.720
‫یا دعوا میکردین یا چی

00:32:09.760 --> 00:32:13.000
‫اما دیر یا زود، جفتشون
‫رو تو این اتاق گیر آوردین

00:32:13.680 --> 00:32:16.080
‫میشه اونو بهم بدین؟

00:32:17.640 --> 00:32:19.440
‫الان؟ آره؟

00:32:19.480 --> 00:32:21.760
‫- ویلیام و پاتریشای عزیز
‫- بله خانم؟

00:32:21.800 --> 00:32:25.920
‫- این مسخره‌ست
‫- میشه بری رو تخت و بخوابی؟ اینجوری منطقی‌تره

00:32:25.960 --> 00:32:28.160
‫نکته خوبی بود.
‫ممنون سرکار

00:32:28.960 --> 00:32:32.320
‫بنظرم پاتریشا احتمالاً
‫خواب سبکی داشته

00:32:32.360 --> 00:32:35.000
‫- بخاطر کمردردش
‫- آره، باشه

00:32:35.040 --> 00:32:37.160
‫خب، بفرما کریس

00:32:38.280 --> 00:32:39.960
‫اوه... شرمنده

00:32:40.000 --> 00:32:41.920
‫نه، نگرانش نباش

00:32:41.960 --> 00:32:43.680
‫صحیح، بله

00:32:51.280 --> 00:32:53.880
‫بنظر ما همون آخر هفته‌ی اول
‫کریس باهات بوده

00:32:53.920 --> 00:32:56.960
‫که احتمالاً آخر هفته دومی در کار نبوده؛
‫و با هم کشتین‌شون

00:32:57.000 --> 00:32:59.360
‫بعدشم، طی دو سه روز بعد،
‫جسدها رو دفن کرده

00:32:59.400 --> 00:33:01.120
‫نه، اون هفته بعدش بود

00:33:01.160 --> 00:33:03.440
‫آخر هفته‌ای که مسابقه ترانه‌نویسی
‫یوروویژن هم داشت

00:33:03.480 --> 00:33:05.480
‫چون بیدار موندیم که تو تلوزیون نگاهش کنیم

00:33:05.520 --> 00:33:08.080
‫تا همسایه‌هامون برن بخوابن
‫و بتونیم جسدها رو دفن کنیم

00:33:08.120 --> 00:33:10.800
‫نشون به اون نشون که اون سال
‫دانا اینترنشنال برنده شد...

00:33:10.840 --> 00:33:13.720
‫دانا اینتر...
‫بیخیال نمیشی، مگه نه؟

00:33:13.760 --> 00:33:16.880
‫کریس بهمون گفت که قبلاً
‫دو تا هفت‌تیر داشته

00:33:16.920 --> 00:33:20.640
‫- اتفاقاً کالیبر 38 هم بودن
‫- سوزان، میتونی پنج دقیقه مهلت بگیری که دربارش حرف بزنی

00:33:20.680 --> 00:33:22.920
‫اون مال خیلی وقت پیش بود.
‫از شرشون خلاص شده بود

00:33:22.960 --> 00:33:24.960
‫- میگه نمی‌تونستی تفنگ تحمل کنی
‫- آره، نمی‌تونستم

00:33:25.000 --> 00:33:27.440
‫- وحشت داشتم...
‫- وحشت داشتی. آره، اینم گفت

00:33:27.480 --> 00:33:29.640
‫حتی نمی‌تونستی لمسش کنی

00:33:29.680 --> 00:33:33.080
‫- بنظرت اینجوری نمیخواد بهمون بگه که خودش شلیک کرده؟
‫- نه!

00:33:33.120 --> 00:33:35.320
‫- مثل وقتی که به مادرخونده‌ش زنگ زد
‫- نه، نه!

00:33:35.360 --> 00:33:37.440
‫- به چیزی اعتراف نکرده!
‫- سوزان

00:33:37.480 --> 00:33:39.640
‫- چیه؟
‫- مطمئنی نمیخواد دربارش حرف بزنیم؟

00:33:39.680 --> 00:33:43.200
‫- چه فرقی به حالم میکنه؟
‫- میتونم راهنماییت کنم که چطور...

00:33:43.240 --> 00:33:45.360
‫- چطور چی؟
‫- خیلی صحبت‌ها داره میشه

00:33:45.400 --> 00:33:47.960
‫ما قاتل نیستیم!
‫داره به من میگه قاتل!

00:33:48.000 --> 00:33:51.600
‫نمیدونم چرا قضیه تفنگ‌هاش رو بهتون گفته.
‫اصلاً هوشمندانه نیست

00:33:51.640 --> 00:33:54.680
‫اما این بهت ثابت نمیکنه که
‫وقتی زنگ زد مادرخونده‌ش،

00:33:54.720 --> 00:33:57.160
‫که خیلی هم از خیانتش دلش شکست

00:33:57.200 --> 00:33:59.760
‫اینو نشون نمیده که چیزی برای
‫قایم کردن نداره؟

00:33:59.800 --> 00:34:03.640
‫و اگه میخوای بدونی تفنگه از کجا اومده،
‫مال پدرم بود

00:34:03.680 --> 00:34:05.880
‫و میدونم فکر میکنین دروغ میگم

00:34:05.920 --> 00:34:09.400
‫ولی خیلی به شمایل‌نگاری فاشیست‌ها
‫و نازی‌ها علاقه داشت

00:34:09.440 --> 00:34:11.360
‫- سوزان
‫- راستش رو میگم! باور کن!

00:34:11.400 --> 00:34:13.520
‫تو یه قفسه کلکسیون داشت
‫که همه‌ش رو ریختیم دور

00:34:13.560 --> 00:34:15.440
‫چون خوشمون نمیومد تو خونه باشن

00:34:15.480 --> 00:34:18.720
‫برای همین همشون رو انداختیم رفت.
‫باور کنین. خواهش میکنم

00:34:24.280 --> 00:34:26.160
‫تموم شد؟

00:34:26.200 --> 00:34:28.560
‫حقیقتش، دیگه مهم نیست
‫من چی رو باور میکنم

00:34:28.600 --> 00:34:30.920
‫تا همینجا کافیه سوزان. ممنون

00:34:36.280 --> 00:34:37.960
‫میفتیم زندان

00:34:38.720 --> 00:34:41.880
‫من و کریسم میفتیم زندان
‫و دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی‌بینیم

00:34:42.640 --> 00:34:44.560
‫تو میتونی از پسش بربیای سوزان

00:34:44.600 --> 00:34:46.720
‫باید آرامشت رو حفظ کنی

00:34:46.760 --> 00:34:49.640
‫هنوز خود محاکمه مونده، خب؟

00:34:49.680 --> 00:34:52.360
‫- بهم اعتماد کن
‫- کِی دوباره کریس رو می‌بینم؟

00:34:52.400 --> 00:34:54.080
‫شاید یه مدت نبینیش ولی...

00:34:54.120 --> 00:34:55.960
‫اگه... اگه محاکمه اتفاق بیفته

00:34:56.000 --> 00:34:58.720
‫کاری میکنم یه وکیل خیلی خوب پیدا کنه و...

00:34:58.760 --> 00:35:01.160
‫اگه متهم بشین که
‫برین زندان

00:35:01.200 --> 00:35:02.800
‫برای جفتتون

00:35:02.840 --> 00:35:05.440
‫وقتی باهاش کنار بیای،
‫اونقدرم بد نیست

00:35:05.480 --> 00:35:09.240
‫خب؟ اتفاقاً اونجا خیلی
‫راحت‌تر از اینجا بودنه

00:35:09.280 --> 00:35:11.640
‫- فقط باید بهم اعتماد کنی...
‫- بهت اعتماد ندارم!

00:35:11.680 --> 00:35:13.760
‫جز کریس به هیچکس اعتماد ندارم

00:35:13.800 --> 00:35:17.760
‫قبوله. می‌فهمم.
‫و میدونم که ناراحتی. فقط...

00:35:17.800 --> 00:35:21.080
‫خیلی متأسفم، ولی باید
‫خودت رو کنترل کنی

00:35:21.120 --> 00:35:24.360
‫- می‌فهمم. باور کن می‌فهمم
‫- نمی‌فهمی!

00:35:24.400 --> 00:35:26.640
‫- نمی‌فهمی. چرا الکی میگی!
‫- سوزان، من...

00:35:26.680 --> 00:35:29.760
‫چرا جلوشون رو نگرفتی؟
‫هیچکاری نکردی!

00:35:30.880 --> 00:35:33.640
‫متأسفم که از وکالت من راضی نبودی

00:35:33.680 --> 00:35:36.480
‫اما این پرونده‌ی بزرگیه برای من، سوزان

00:35:36.520 --> 00:35:39.000
‫و نمی‌دونستم...
‫خبر نداشتم از قضیه خونه

00:35:39.040 --> 00:35:40.680
‫از حساب بانکی خبر نداشتم

00:35:40.720 --> 00:35:42.920
‫از تفنگ داشتن کریس خبر نداشتم

00:35:42.960 --> 00:35:46.520
‫- بهم نگفتی...
‫- قرار نبود بهت بگم خب. چرا باید بگم؟

00:35:48.520 --> 00:35:50.920
‫کریس احمق. چیکار داره میکنه؟

00:35:50.960 --> 00:35:54.040
‫دو روزه یه سره داره
‫بدون کمک بازجویی میشه

00:35:54.080 --> 00:35:56.040
‫سخته سوزان.
‫آدما طاقت نمیارن

00:35:56.080 --> 00:35:57.840
‫خیلی سخته

00:36:00.280 --> 00:36:01.760
‫خیلی‌خب، گوش کن

00:36:01.800 --> 00:36:03.960
‫من معمولاً اینو به کسی نمیگم

00:36:04.000 --> 00:36:07.640
‫حداقل به موکل‌هام،
‫چون بهش افتخار نمیکنم، ولی...

00:36:08.120 --> 00:36:11.800
‫اگه حالت رو بهتر میکنه،
‫من قبلاً زندان رفتم

00:36:11.840 --> 00:36:13.720
‫آره میدونم، ولی حقیقته

00:36:13.760 --> 00:36:17.600
‫و وقتی جوون‌تر بودم،
‫مسائل احمقانه‌ای پیش اومد

00:36:17.640 --> 00:36:20.880
‫دعوام شد و اینا،
‫ولی... ببین، مامانم رو داشتم

00:36:20.920 --> 00:36:24.760
‫و دوست‌دخترم بود،
‫همونطور که تو کریس رو داری

00:36:24.800 --> 00:36:27.520
‫- الانم اینجام
‫- ربطی نداره

00:36:28.640 --> 00:36:31.440
‫چی ربطی نداره؟

00:36:33.160 --> 00:36:35.880
‫این فرق داره!

00:36:35.920 --> 00:36:39.000
‫کریس تنها چیزیه که دوستش دارم
‫و نمیتونم از دست...

00:36:39.040 --> 00:36:42.040
‫نمیتونم از دستش بدم. نمیتونم

00:36:52.480 --> 00:36:55.480
‫خیلی‌خب!

00:36:55.520 --> 00:36:58.560
‫خیلی‌خب، آروم بگیرین.
‫عمراً من برقصم

00:36:59.360 --> 00:37:01.840
‫طبیعتاً پدرمون دراومده برای این پرونده

00:37:01.880 --> 00:37:04.280
‫از جمله همه شماهایی که پشت صحنه بودین

00:37:04.320 --> 00:37:05.880
‫ولی بنظرم همه موافقیم

00:37:05.920 --> 00:37:09.200
‫که کاراگاه لنسینگ و کاراگاه ویلکی
‫سرافرازمون کردن

00:37:09.240 --> 00:37:12.400
‫- مخلصیم کلانتر
‫- دمت گرم اِما. خایه‌هات فولادی‌ان

00:37:12.440 --> 00:37:16.320
‫الان میتونیم مطمئن باشیم که داستانی
‫که اون زوج خون‌آشام به خوردمون دادن

00:37:16.360 --> 00:37:19.240
‫همونقدر تخیلیه که بابانوئل تخیلیه

00:37:19.280 --> 00:37:21.800
‫البته تا جایی که ما میدونیم
‫بابانوئل کسی رو نکشته

00:37:21.840 --> 00:37:24.480
‫حداقل هنوز مچش رو نگرفتیم.
‫ولی جدا از شوخی

00:37:24.520 --> 00:37:27.360
‫امید داریم که بخاطر کار ما

00:37:27.400 --> 00:37:29.360
‫پرونده دو قتل حل شده

00:37:29.400 --> 00:37:32.280
‫و دو تا جنایتکار بی‌رحم
‫به سزای عملشون میرسن

00:37:32.320 --> 00:37:34.280
‫هدف هم همینه

00:37:34.320 --> 00:37:36.560
‫هر روز صبح به همین خاطر بیدار میشم

00:37:37.400 --> 00:37:39.520
‫و برای همینه که عاشق این شغلم

00:37:39.560 --> 00:37:42.440
‫اگه وکلا نرینن توش

00:37:42.480 --> 00:37:45.920
‫حق گفتی پال. الان دیگه
‫به اون پنگوئن‌های کلاه‌گیس‌دار بستگی داره

00:37:45.960 --> 00:37:48.360
‫برای همین خداد تومن پول میگیرن دیگه

00:37:48.400 --> 00:37:51.160
‫بگذریم. آفرین به همه

00:37:51.200 --> 00:37:54.920
‫چند تا نوشیدنی بخوریم.
‫پرونده بزرگی بود، اما میریم سراغ بعدی

00:37:54.960 --> 00:37:57.240
‫- ایولا!
‫- به افتخار عدالت!

00:37:57.280 --> 00:37:59.400
‫به افتخار عدالت!

00:38:01.360 --> 00:38:03.480
‫دربازکن دست کیه؟

00:38:04.200 --> 00:38:06.120
‫آفرین

00:38:07.240 --> 00:38:10.400
‫"کریس عزیز، ممنون بابت
‫نامه‌ی محبت‌آمیزت

00:38:10.440 --> 00:38:14.160
‫عکس امضاشده‌ای که خواسته بودی
‫را در پاکت گذاشته‌ام

00:38:14.920 --> 00:38:18.000
‫در تصورم نمی‌گنجد که الان
‫چه دردی در وجود توست

00:38:18.040 --> 00:38:20.560
‫و ای کاش می‌توانستم دردت را از بین ببرم"

00:38:20.600 --> 00:38:22.880
‫- الو؟
‫- سلام بابا

00:38:25.800 --> 00:38:27.680
‫تویی اردکم؟

00:38:28.360 --> 00:38:30.000
‫آره. حالت خوبه؟

00:38:31.200 --> 00:38:33.400
‫آره، خوبم. تو خوبی؟

00:38:34.440 --> 00:38:36.040
‫آره

00:38:36.920 --> 00:38:38.920
‫چه سوپرایز قشنگی

00:38:40.280 --> 00:38:43.440
‫در زندگی، لحظات تاریکی هستند

00:38:43.480 --> 00:38:45.680
‫من هم در عمرم چنین لحظاتی
‫به کرار داشته‌ام

00:38:45.720 --> 00:38:49.800
‫اما میدانم که همیشه امید
‫و نقطه روشنی در این نزدیکی‌ست

00:38:50.640 --> 00:38:54.600
‫کریس عزیزم، طبیعی‌ست
‫که در لحظات سخت، محزون باشی

00:38:54.640 --> 00:38:56.520
‫اما نباید ناامید شوی

00:38:56.560 --> 00:39:00.480
‫برادر زیبایت، دیوید، در بهشت
‫و در میان فرشتگان است

00:39:00.520 --> 00:39:02.560
‫جایی که تنها نور هست

00:39:02.600 --> 00:39:05.280
‫تو هم دوباره آنجا او را خواهی دید

00:39:05.960 --> 00:39:07.840
‫لطفاً باز هم به من نامه بنویس

00:39:07.880 --> 00:39:09.960
‫خیلی خوشحال می‌شوم
‫که دوستت باشم

00:39:10.000 --> 00:39:12.760
‫ارادتمند تو،
‫ژرارد دپاردو

00:39:20.280 --> 00:39:22.280
‫باورم نمیشه

00:39:23.240 --> 00:39:28.200
‫باورم نمیشه که همچین کسی برای
‫کسایی مثل ما نامه بنویسه

00:39:28.240 --> 00:39:29.840
‫باورت میشه؟

00:39:29.880 --> 00:39:32.120
‫آره، خیلی غافلگیرکننده‌ست

00:39:33.160 --> 00:39:35.200
‫چه حرکت خارق‌العاده‌ای

00:39:35.240 --> 00:39:37.360
‫چه مرد خارق‌العاده‌ای

00:39:38.480 --> 00:39:41.520
‫آره. حالت رو بهتر کرد؟

00:39:43.080 --> 00:39:44.800
‫فکر کنم آره

00:39:46.120 --> 00:39:49.120
‫باعث شد حس کنم هنوز
‫خوبی تو دنیا هست

00:39:49.160 --> 00:39:51.480
‫و مهمه که اینو یادمون نره، مگه نه؟

00:39:51.520 --> 00:39:53.320
‫آره، صد درصد

00:39:53.360 --> 00:39:57.760
‫ژرارد دپاردو با امثال ما دوست شده

00:40:02.560 --> 00:40:04.600
‫میشه یه رازی بهت بگم؟

00:40:04.640 --> 00:40:06.560
‫راز؟

00:40:09.560 --> 00:40:11.680
‫وقتی بچه بودم...

00:40:11.720 --> 00:40:14.240
‫و بعضی وقتا که تنهایی میرفتم قدم بزنم

00:40:14.280 --> 00:40:17.080
‫که از دعوا کردن مامان و بابا فرار کنم

00:40:17.120 --> 00:40:19.760
‫یه اسبی بود که هرازگاهی میرفتم

00:40:19.800 --> 00:40:21.440
‫نگاهش میکردم

00:40:21.480 --> 00:40:23.920
‫هیچوقت هم نفهمیدم مال کیه

00:40:23.960 --> 00:40:27.480
‫ولی تو محدوده خودش کنار جاده
‫اینور اونور میرفت

00:40:27.520 --> 00:40:31.440
‫چمن میخورد
‫و روزش رو می‌گذروند

00:40:31.480 --> 00:40:34.240
‫و...
‫من بعضی وقتا باهاش حرف میزدم

00:40:34.280 --> 00:40:35.720
‫- جدی؟
‫- آره

00:40:35.760 --> 00:40:38.720
‫- بلند بلند؟
‫- آره، بهش میگفتم سوزان

00:40:38.760 --> 00:40:40.880
‫- نه بابا؟
‫- آره

00:40:40.920 --> 00:40:43.800
‫و می‌گفتم "سلام سوزان، حال و احوال؟

00:40:43.840 --> 00:40:45.880
‫اون علف خوشمزه نوش جونت

00:40:45.920 --> 00:40:48.120
‫امروز حسابی باد میادها، مگه نه سوزان؟"

00:40:48.160 --> 00:40:49.960
‫همچین چیزایی

00:40:50.000 --> 00:40:53.320
‫و وقتی برمی‌گشتم خونه،
‫اینجوری می‌نشستم روی کاناپه

00:40:54.000 --> 00:40:55.560
‫و پشتش رو نگاه میکردم...

00:40:55.600 --> 00:40:59.360
‫اونجایی که خطش به دیوار می‌رسه رو می‌بینی؟

00:40:59.400 --> 00:41:01.640
‫می‌بینی؟ مثل خط افق

00:41:02.640 --> 00:41:04.400
‫عه آره

00:41:04.440 --> 00:41:06.720
‫منم تصور میکردم که دیوار آسمونه

00:41:06.760 --> 00:41:10.760
‫و اینم همون زمین خاکی بزرگیه
‫که تو فیلما نشون میدن

00:41:10.800 --> 00:41:14.320
‫بعد تصور میکردم یه سوزان کوچولو

00:41:14.360 --> 00:41:17.800
‫ساعت‌ها و ساعت‌ها چهارنعل میره

00:41:18.680 --> 00:41:20.920
‫می‌نشستم و اینو تصور میکردم

00:41:20.960 --> 00:41:22.800
‫میتونی ببینی؟

00:41:26.680 --> 00:41:28.680
‫آره، میتونم

00:41:30.280 --> 00:41:31.800
‫آره

00:41:33.720 --> 00:41:36.360
‫این اسب زندگی منه، مگه نه کریس؟

00:41:39.120 --> 00:41:40.920
‫گمونم آره

00:41:42.760 --> 00:41:45.600
‫الانم از وقتی تو رو دیدم،
‫تو رو روی اسب تصور میکنم

00:41:45.640 --> 00:41:48.640
‫- من؟
‫- آره. منم باهاتم

00:41:48.680 --> 00:41:51.160
‫داریم تو دشت اسب‌سواری میکنیم

00:41:51.200 --> 00:41:53.120
‫باد میره تو موهامون...

00:41:53.160 --> 00:41:55.640
‫منم سفتِ سفت چسبیدم به تو

00:41:57.680 --> 00:41:59.440
‫بعدش چی میشه؟

00:42:00.240 --> 00:42:02.040
‫هیچی

00:42:02.080 --> 00:42:04.840
‫فقط سواری کن کریس. فقط سواری کن

00:42:08.600 --> 00:42:10.440
‫خب...

00:42:10.480 --> 00:42:13.080
‫متأسفانه من اسب‌سواری بلد نیستم

00:42:16.080 --> 00:42:18.520
‫ولی میتونم یاد بگیرم

00:42:26.284 --> 00:42:39.284
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:42:33.585 --> 00:42:39.285


00:42:40.840 --> 00:42:44.040
‫در سال 2005، آقا و خانم ادرواردز
‫امضای جعلی بر اسناد زدند

00:42:44.080 --> 00:42:47.640
‫و تقریباً همان روزها،
‫حساب بانکی این زوج خالی شد

00:42:49.000 --> 00:42:51.520
‫در سالهای بعد، خانه فروخته شد

00:42:51.560 --> 00:42:54.080
‫و منافع آن به نام آنها زده شد

00:42:54.120 --> 00:42:57.720
‫اونها پولی حدود
‫سیصد هزار پوند گرفته بودن

00:42:57.760 --> 00:43:01.440
‫و ظاهراً تا آخرین پنی اون رو خرج کرده بودن

00:43:01.480 --> 00:43:03.760
‫اما این حقه‌بازی آنها به این ختم نشد

00:43:03.800 --> 00:43:05.320
‫برای برملا نشدن کارشان

00:43:05.360 --> 00:43:07.200
‫دوستان و خانواده را نیز فریب دادند

00:43:07.240 --> 00:43:09.840
‫و گفتند که ویچرلی‌ها هنوز زنده‌اند

00:43:10.560 --> 00:43:14.680
‫در حالی که ویلیام و پاتریشا ویچرلی
‫13 سال قبل مرده بودند

00:43:16.160 --> 00:43:18.560
‫اما در نهایت خوش‌شانسیِ
‫آقا و خانم ادواردز پایان یافت

00:43:19.840 --> 00:43:23.040
‫در روز تولد صد سالگی ویلیام ویچرلی

00:43:23.080 --> 00:43:25.800
‫وزارت کار و بازنشستگی
‫برای او نامه‌ای نوشت

00:43:25.840 --> 00:43:27.960
‫و خواستند او را ببینند

00:43:28.000 --> 00:43:31.600
‫این دو قتل با هدف رسیدن
‫به پول انجام شدند

00:43:31.640 --> 00:43:33.280
‫به علت طمع

00:43:34.560 --> 00:43:37.400
‫ادواردزها اصرار دارند
‫که حقیقت را گفته‌اند

00:43:37.440 --> 00:43:40.080
‫اما پلیس می‌گوید از لحظه‌ای که
‫دستگیر شدند

00:43:40.120 --> 00:43:43.200
‫این زوج بی‌عاطفگی خود را نشان دادند

00:43:43.240 --> 00:43:44.960
‫کریستوفر و سوزان ادواردز

00:43:45.000 --> 00:43:47.880
‫در روز دوشنبه در برابر
‫قاضی دادگاه جزا حاضر خواهند شد