﻿WEBVTT

00:00:05.000 --> 00:00:10.099 line:20%
به دلیل شباهت رنگ پس زمینه با زیرنویس، تعدادی
از زیرنویس ها را در این قسمت مشاهده خواهید کرد

00:00:14.214 --> 00:00:16.650
معمولاً ، حدودِ ساعت 6، بیدار میشم

00:00:18.986 --> 00:00:21.955
ولی داشت بارون میومد
تو خونه داشتم به صدای بارون گوش میدادم

00:00:24.525 --> 00:00:25.859
تمام شب میبایست بارون اومده باشه

00:00:29.930 --> 00:00:34.701
با این فکر و خیال نمیتونم دراز بکشم تو تختم
گرچه شب ها اینکار رو میکنم

00:00:39.406 --> 00:00:41.275
فکر کنم "باربارا" هم همینطوریه

00:00:49.049 --> 00:00:50.049
...وکیله

00:00:51.218 --> 00:00:53.754
نمیدونم. فکر کنم که داره خوب پیش میره گرچه

00:00:54.221 --> 00:00:56.456
ولی زمان میبره
همه چیز زمان بره

00:01:01.228 --> 00:01:02.228
فقط دووم بیار

00:01:03.564 --> 00:01:05.432
این همه ی کاریه که باید بکنی، فقط دووم بیار

00:01:38.065 --> 00:01:41.501
فکر کنم آدمایی که به ناحق زندانی شده اند

00:01:41.568 --> 00:01:43.770
شبیه کارگرای معدن هستند

00:01:43.837 --> 00:01:47.040
زمانی که یه انفجاری صورت میگیره تو معدن

00:01:47.107 --> 00:01:49.276
و اون زیر گیر میافتند

00:01:50.344 --> 00:01:53.947
و خب، تو میتونی باهاشون ارتباط برقرار کنی

00:01:54.715 --> 00:01:59.319
ولی میدونی که در نهایت
اکسیژنشون تموم خواهد شد

00:02:03.090 --> 00:02:06.660
و خب، تو هم یه جورایی درگیر هستی
میدونی، درگیرِ اونا

00:02:08.128 --> 00:02:10.764
تلاش میکنی  دوباره بهشون  قوت قلب بدی
تلاش میکنی بهشون امید بدی

00:02:20.407 --> 00:02:22.743
وقتی یه نفر رو اونطوری ترک میکنی

00:02:23.610 --> 00:02:29.580
همش احساس میکنی که داری برشون میگردونی
به اون پایین، میدونی ،زیرِ زمین

00:02:31.818 --> 00:02:36.389
و خب، اون احساس واقعاً وحشتناک بهت دست میده

00:02:36.957 --> 00:02:40.060
که ممکنه به موقع نتونی انجامش بدی

00:02:40.127 --> 00:02:42.729
یا تلاش هات برای نجاتشون

00:02:43.897 --> 00:02:45.132
ممکنه جواب نده

00:03:49.856 --> 00:03:55.456
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:56.780 --> 00:03:59.080
<c.colorff80ff><i>"دکتر"کارل رایک
DNA مشاورِ قضایی</i></c>

00:03:59.306 --> 00:04:01.541
لوله برای خون گرفتن آوردی؟-
بله-

00:04:01.608 --> 00:04:05.445
از اونجایی که به جدا کردن مدارک عادت دارم
.از اینرو لوله ی نمونه گیریِ خون رو آوردم

00:04:05.512 --> 00:04:06.346
.عالیه

00:04:06.413 --> 00:04:09.883
.یه سرنگ ِ دیگه و چندتایی سوزن آورده ام

00:04:09.950 --> 00:04:11.952
و البته ،همشون میرن داخل این محفظه

00:04:12.018 --> 00:04:13.587
که کاملاً ضدضربه است

00:04:13.653 --> 00:04:14.653
OK, perfect.

00:04:14.677 --> 00:04:25.577
<c.colorff80ff><i>در هشتم دسامبر 2016(18 آذر 1395)،سه ماه و نیم بعد از درخواست "کتلین" برای انجام آزمایشات علمی،او
و دکتر"رایک" برای دریافت 9 فقره از مدارکی که ایالت برای واگذاریشون موافق کرده بود، حرکت کردند</i></c>

00:04:25.600 --> 00:04:30.198
<i>A10: نمونه گرفته شده از سی دی
A12: نمونه گرفته شده از پشت صندلی شاگرد</i>

00:04:25.601 --> 00:04:30.198
<i>A6: لکه خون جدا شده از صندلی ماشین
A8: نمونه گرفته شده از کنار استارت ماشین
A9: لکه خون جدا شده از صندلی شاگرد</i>

00:04:30.199 --> 00:04:34.599
<i>A7: خرده خون های روی زیرپایی
ID: نمونه گرفته شده از ضامن کاپوت
C: سوئیچ ماشین</i>

00:04:30.197 --> 00:04:34.599
<i>نمونه گرفته شده از مدافع در سال 1996 : شیشه نمونه</i>

00:04:44.151 --> 00:04:48.054
یه جورایی مثل تیر در تاریکیه
چون این چیزا به مدت ده سال اون جا بودند

00:04:48.121 --> 00:04:52.092
دقیقاً نمیدونیم که در چه وضعیتی قرار دارن

00:04:52.926 --> 00:04:55.595
نه نمیدونیم-
هیچ ایده ای نداریم-

00:04:56.129 --> 00:04:58.465
بنابراین، ابتدا ، قسمت بریده شده از پارچه صندلی رو داریم

00:04:58.532 --> 00:04:59.566
بعدش نمونه گرفته شده رو خواهیم داشت

00:04:59.633 --> 00:05:01.535
بعد دومین قسمتِ بریده شده رو میگیریم

00:05:01.601 --> 00:05:05.405
و بعد نمونه ی لکه خون گرفته شده از جعبه سی دی اونجاست

00:05:05.472 --> 00:05:06.306
..سوئیچ

00:05:06.373 --> 00:05:09.009
نمونه ای که از ضامن کاپوت گرفته شده؟

00:05:09.075 --> 00:05:13.547
از اینکه چه چیزی خواهیم دید هیجانزده ام
چون تا الان داشتیم براساس معاملات این کار رو انجام میدادیم

00:05:13.613 --> 00:05:15.615
طبق مشاهده این عکس ها-
درسته-

00:05:19.920 --> 00:05:21.888
خب، شما میری داخل

00:05:21.912 --> 00:05:24.754
<c.colorff80ff><i>"آزمایشگاه جنایی ایالت "ویسکانسن</i></c>

00:05:21.955 --> 00:05:24.758
من با دادستان ویژه منتظر میمونم

00:05:24.825 --> 00:05:27.360
چون نمیخوایم چیزی رو آلوده کنیم

00:05:27.427 --> 00:05:28.427
خیر

00:05:30.851 --> 00:05:38.851
<c.colorff80ff><i>"شری کالهین" DNA دکتر"رایک" به همراه سرپرست اجرایی واحد
به مدت 2 ساعت ، مشغول جدا سازی نمونه های مدارک بودند</i></c>

00:05:53.553 --> 00:05:54.553
...خـــب

00:05:55.722 --> 00:05:57.424
هشت تا قطعه شو گرفتم

00:05:57.490 --> 00:06:00.293
بخاطر اینکه ، یادت میاد، یکی از اونا جدا سازی نشده بود

00:06:00.360 --> 00:06:01.194
بله

00:06:01.261 --> 00:06:04.898
خب، هر کدوم از اونا به صورت جداگانه
مهر و موم و برچسب گذاری شده بودن

00:06:04.965 --> 00:06:07.500
و سپس من اونارو تو پاکت قرار دادم

00:06:07.567 --> 00:06:10.103
و اون پاکت رو در یک پاکت دیگه قرار دادم

00:06:10.770 --> 00:06:11.638
که الان همراهم هست

00:06:11.705 --> 00:06:12.705
بله

00:06:12.739 --> 00:06:18.311
یک لوله ی 2-میل از خون بود A7 خب ،مورد

00:06:18.378 --> 00:06:24.551
و داخل اون لوله ی آزمایش، تعداد
کمی،در حقیقت، یک میلیمتری

00:06:24.985 --> 00:06:27.954
یا شاید یک و نیم میلیمتری از خرده های خون وجود داشت

00:06:28.021 --> 00:06:31.324
تقریباً هفت تا از اون خرده های خون وجود داشت

00:06:31.725 --> 00:06:35.195
که بهترین نمونه های خونِ موجود در مدارک حساب میشن

00:06:35.262 --> 00:06:38.398
به منظور هرگونه آزمایش اضافی
که ممکنه بخوای انجام بدی

00:06:39.032 --> 00:06:40.867
به نظر میرسه که کافی باشه

00:06:40.934 --> 00:06:41.934
...من

00:06:42.402 --> 00:06:45.171
بعید میدونم اونقدری باشه که
بشه باهاش کاری انجام داد

00:06:45.238 --> 00:06:46.940
باشه-
خیلی کوچک هستن-

00:06:47.007 --> 00:06:48.842
بسیار خب-
ام-

00:06:48.909 --> 00:06:51.711
ولی حداقل میدونیم وضعیتمون چطوریه-
میدونیم که چی در اختیار داریم-

00:06:51.778 --> 00:06:53.713
قبلاً نمیدونستیم با چی سر و کار داشتیم ، و حالا

00:06:53.780 --> 00:06:55.758
حالا میدونیم. و سوئیچِ ماشین رو داریم-
حالا میدونیم-

00:06:55.782 --> 00:06:57.660
کلید مطمئناً اونجاست-
بله-

00:06:57.684 --> 00:07:00.720
و فکر کنم این... نمونه ضامن کاپوت رو داریم

00:07:00.787 --> 00:07:01.787
صحیحه

00:07:02.656 --> 00:07:08.528
و یه چیز جالب بهت بگم
اینکه اون آزمایشگاه هیچ عکسی نگرفت

00:07:08.595 --> 00:07:11.698
خب، اون مدارک رو قبل از اینکه
بریم اونجا بازرسی کرده بود

00:07:11.765 --> 00:07:13.767
و جزئیات رو روی پلمپ ها نوشته بود

00:07:13.833 --> 00:07:17.037
ولی اینکه عکسی که از اقلام بخواد گرفته شده باشه، وجود نداشت

00:07:17.103 --> 00:07:18.905
هیچ عکسی از پلمپ ها  اونجا بود

00:07:20.273 --> 00:07:21.951
یه جورایی غیر عادیه، اینطور فکر نمیکنی؟

00:07:21.975 --> 00:07:22.975
چرا

00:07:25.378 --> 00:07:28.315
در توضیحات گفته شده که این 4 مرتبه باز شده بوده

00:07:29.249 --> 00:07:30.884
چهار مرتبه ؟

00:07:31.318 --> 00:07:34.521
باید اسامیِ تحلیلگر
 و تاریخشون روی هر پلمپ باشه

00:07:51.571 --> 00:07:52.739
اونجا، نمیدونم

00:07:53.907 --> 00:07:55.775
یه چیزی میبینم، اینم از این

00:07:56.409 --> 00:07:59.813
یه سری چیزای نارنجی رنگی درطول لبه ها گسترده شده

00:07:59.879 --> 00:08:02.115
توی این عکس نمیتونید خیلی واضح ببینیدشون

00:08:03.550 --> 00:08:06.219
شبیه نقطه های نسبتاً سفید معلوم شدن-
آره-

00:08:06.619 --> 00:08:07.859
باید از فیلتر استفاده بشه

00:08:08.688 --> 00:08:11.449
اینا قطعاً قسمت هایی که روش باقی موندند هستند-
شاید بخاطر مواد شیمیاییه-

00:08:13.226 --> 00:08:16.396
الان میتونید رنگِ نارنجی رو ببینید
الان میتونی ببینی

00:08:16.463 --> 00:08:18.832
سمت دیگرش رو هم به همین شکل انجام میدیم

00:08:18.898 --> 00:08:20.400
نارنجی یا سبز؟

00:08:20.467 --> 00:08:23.036
خب، اینجا به نظر سبز رنگ میاد
گرچه نارنجیه

00:08:28.608 --> 00:08:34.748
بیشترین چیزی که امکان نقدِ
مستقیم بهش وجود داره، سوییچ هست

00:08:34.814 --> 00:08:38.518
و دلیلش اینه که ، اون مدرکی
هست که توسط ایالت ارائه شده بود

00:08:38.585 --> 00:08:44.090
خب، سوییچ تا بعد از چندین مرتبه
جستجوی تریلر"ایوری"پیدا نشده بود

00:08:44.157 --> 00:08:46.192
همه ی اونا بسیار مشکوک بود

00:08:46.259 --> 00:08:51.231
ولی مهمتر از اون
استیون ایوری" روی اون کلید هست" DNA مربوط به

00:08:53.066 --> 00:08:56.002
زمانی که سوییچ به دستم رسید
داخل یک پاکت قهوه ایِ پلمپ شده بود

00:08:56.636 --> 00:09:05.944
<c.colorff80ff><i> 23فوریه 2007 ،دادگاه استیون DNA شری کالهین" سرپرست واحد  </i></c>

00:08:56.636 --> 00:08:57.637
من بازش کردم

00:08:59.906 --> 00:09:01.041
دستکش دستم بود

00:09:01.641 --> 00:09:05.945
و قسمت فلزیِ سوییچ رو در با یک دستم گرفتم

00:09:06.012 --> 00:09:07.847
و قسمت مشکی رنگ رو نمونه گیری کردم

00:09:08.848 --> 00:09:10.283
بذارید نشونتون بدم

00:09:10.350 --> 00:09:15.255
این قسمت مشکیِ پلاستیکی سوییچ رو توسط
گوش پاکن استریل شده،نمونه گیری کردم

00:09:16.256 --> 00:09:19.059
هیچ گونه اثری از لکه ی قابل مشاهده ای وجود نداشت

00:09:19.826 --> 00:09:24.364
خارج کنم یا خیر DNA پس مهمتر دونستم که ببینم میشه ازش

00:09:24.431 --> 00:09:26.900
که ممکن بود بر اثرِ تماسِ احتمالی ، باقی مانده باشه

00:09:27.367 --> 00:09:33.737
و آیا شما اطلاعات بدست آمده از
 نمونه ی گرفته شده از این کلید رو

00:09:33.740 --> 00:09:38.078
گرفته شده از DNA با اطلاعاتِ بدست آمده از
استیون ایوری" مقایسه کردید؟"

00:09:38.144 --> 00:09:39.179
بله، مقایسه کردم

00:09:40.180 --> 00:09:41.681
تمام 15 شاخصه

00:09:42.615 --> 00:09:45.218
اینها الگو هایی از هرکدام
از این شاخصه ها هستند

00:09:45.285 --> 00:09:47.153
و میتونید ببینید که در تمام این الگو ها

00:09:47.220 --> 00:09:49.556
اطلاعاتِ بدست آمده از نمونه مدرک

00:09:49.622 --> 00:09:51.291
با اطلاعاتِ موجود از "استیون ایوری" مطابقت میکنه

00:09:52.592 --> 00:09:55.462
خب، زمانی که این نمونه که از سوییچ
بدست آمده بود را آزمایش کردید

00:09:55.528 --> 00:09:57.163
شما از تمامِ گوش پاکن استفاده کردید، درسته؟

00:09:57.230 --> 00:09:58.230
بله

00:09:58.465 --> 00:10:01.701
آخه معمولاً، تلاش بر اینه که گوش
پاکن رو نصف کنید و آزمایش کنید

00:10:01.768 --> 00:10:04.037
نصفش استفاده بشه
نصف دیگه اش بمونه برای بعد

00:10:04.104 --> 00:10:09.075
...خب، من احساس کردم که، اِم
"برای چیزی که  ما بهش میگیم"وسیلهِ لمس شده

00:10:09.976 --> 00:10:16.649
ام، و هیچ نشانه ی قابل مشاهده ای مبنی بر وجود
مایعات بدن انسان- مانند خون -درش قابل مشاهده نیست

00:10:17.417 --> 00:10:21.121
خب، بله، احتمالاً  مقدار
کمی برای شروع در اختیار داشم

00:10:21.454 --> 00:10:22.388
بسیار خب

00:10:22.455 --> 00:10:25.158
اگه بتونید به نوشته هاتون نگاه کنید
که شاید بهتر به یاد بیارید

00:10:25.225 --> 00:10:28.061
اگه بتونید ارزیابیتون بر اساس نوشته هاتون

00:10:28.128 --> 00:10:33.233
یافت شده از روی سوییچDNA در مورداینکه مقدار
چقدر بوده، بهم بگید

00:10:33.299 --> 00:10:37.604
ارزیابی من 0.17 نانوگرم

00:10:38.404 --> 00:10:39.772
در یک هزارم لیتر هست

00:10:39.839 --> 00:10:44.310
مشکوکه DNA چیزی که در مورد
مقدار بدست آمده ی اون هست

00:10:44.377 --> 00:10:46.312
تماسی بوده DNA چون گفته بود که

00:10:46.379 --> 00:10:48.882
و دکتر"رایک" احساس کرد، فقط با نگاه کردنِ بهش

00:10:48.948 --> 00:10:55.121
روی سوییچ DNA که مقدار
اینکه صرفاً بگیم بر اثر لمس کردن بوده، بسیار زیاد بود

00:10:55.188 --> 00:11:01.094
ای در اختیار نداشت DNA اما مدافع ،هیچ کارشناسِ

00:11:01.161 --> 00:11:02.729
که شهادت اون خانم رو تکذیب کنه

00:11:04.364 --> 00:11:07.734
علاوه بر این، خیلی سخته که
بخوای اونطوری منظورت رو برسونی

00:11:07.800 --> 00:11:11.037
چون شهودِ ایالت ، هرگز زیر بار هیچ حرفی نمیرن

00:11:11.104 --> 00:11:15.508
و شما هم در واقع دانشِ تخصصی ای در اون زمینه ندارید
که بخواید اشتباه اون فرد رو ثابت کنید

00:11:18.111 --> 00:11:20.813
پس، یه بار دیگه، هیئت منصفه اونجا نشسته

00:11:20.880 --> 00:11:25.919
بدون هیچ راهی،هیچ ایده ای
هیچ زمینه ای برای متوجه شدنِ اینکه

00:11:25.985 --> 00:11:27.187
معنیش چی هست؟

00:11:27.253 --> 00:11:28.755
اینکه هیچ مخلوطی وجود نداشته یعنی چی؟

00:11:28.821 --> 00:11:32.492
کسی که صاحبِ سوییچ بوده DNA اینکه
روی سوییچ وجود نداشته یعنی چی؟

00:11:33.459 --> 00:11:34.727
مطالعاتی وجود داره

00:11:34.794 --> 00:11:39.132
که بیانگر این هست که
آخرین فردی که یه شیء رو  لمس میکنه

00:11:39.199 --> 00:11:43.469
باقی مانده در اون شیءDNA ممکنه بخش زیادی از
رو از خودش باقی گذاشته باشه، درسته؟

00:11:43.536 --> 00:11:44.536
بله

00:11:45.104 --> 00:11:47.424
ولی اغلب، زمانی که اون اتفاق میافته
درش وجود دارهDNAباز هم مخلوطی از

00:11:47.473 --> 00:11:50.009
و مقدار کمی از شخص دیگری که ازش
استفاده کرده هم درش وجود داره، درسته؟

00:11:50.777 --> 00:11:54.080
نه، موافق نیستم

00:11:54.781 --> 00:11:56.616
بسیارخب-
در بعضی از موارد، بله-

00:11:57.383 --> 00:12:02.053
اگه کسی رو داشته باشید که "قابلیت جای گذاری" خوبی داشته باشه
زیادی از خودش به جا بذارهDNA و

00:12:02.222 --> 00:12:04.791
زمانی که چیزی رو لمس میکنه...
بسیاری از مطالعات اینو نشون میده که

00:12:04.857 --> 00:12:08.761
برای آخرین کسی هست که اون رو برداشته،DNA که

00:12:09.395 --> 00:12:12.699
زیادی از خودتون بجا نذاریدDNA اگه
در اونصورت ، اصلاً چیزی پیدا نخواهید کرد

00:12:14.000 --> 00:12:19.138
به مدت چند سال، مدت ها پیش در علوم جنایی

00:12:19.205 --> 00:12:22.242
این فرض وجود داشت

00:12:22.307 --> 00:12:26.212
<c.colorff80ff><i>افرادی که در تمام مایعات بدنشان ، ژنِ خونِ قابل شناسایی یافت میشود</i></c>

00:12:22.308 --> 00:12:26.212
که برخی افراد وجود داشتند که بهشون میگفتند
"secretors"*

00:12:26.279 --> 00:12:28.781
و افرادی که از اون دسته از افراد، نبودند

00:12:29.682 --> 00:12:32.852
و مشخص شد که اون روش تقسیم بندی افراد

00:12:32.919 --> 00:12:34.554
هیچگونه مبنای علمی نداره

00:12:34.621 --> 00:12:38.891
حرف مزخرفی بوده و میتونیم نادیده اش بگیریم

00:12:38.958 --> 00:12:43.696
اما اون ایده ترویج پیدا کرد،چون چیزی بود که مردم نوشته بودند

00:12:43.763 --> 00:12:46.199
و چیزی بود که مردم برای سالهای
زیادی بهش اعتقاد داشتند

00:12:46.266 --> 00:12:50.136
و به همین دلیل فکر میکنم که برخی از اون تفکرِ اشتباه

00:12:50.203 --> 00:12:53.773
همچنان وجود داره
"در قالبِ "قابلیتِ جاگذاری" و "عدم قابلیتِ جایگذاری

00:12:53.840 --> 00:12:56.943
و اینکه  چه کسی میتونسته اول باشه
و آیا اونها مقدار بیشتری به جا گذاشته اند

00:12:57.010 --> 00:12:58.911
،جواب اینه که
هیچ ربطی به اینجور چیزا نداره

00:13:01.948 --> 00:13:05.585
یه ماشین کاملاً یکسان فراهم شده بود

00:13:06.352 --> 00:13:09.188
و سوییچِ یکسان فراهم شده بود

00:13:10.390 --> 00:13:14.127
به منظور ساخت مجددِ چیزی که ایالت گفته بود

00:13:14.193 --> 00:13:18.998
ای که جمع آوری شده بود DNA در رابطه با مقدارِ

00:13:20.099 --> 00:13:24.937
خانم"زلنر" پیش آقای"ایوری" در زندان رفت

00:13:25.004 --> 00:13:27.540
و توانسته بود که یک سوییچ رو هم بیاره

00:13:28.141 --> 00:13:31.411
و از آقای"ایوری" بخواد تا سوییچ رو نگه در دستش نگه داره

00:13:31.477 --> 00:13:33.713
برای مدت 12 دقیقه

00:13:34.747 --> 00:13:40.386
 DNA پس، ما میتونستیم محاسبه کنیم که چه مقدارِ
از یک کلیدِ مشابه ، بدست می آوریم

00:13:40.453 --> 00:13:43.423
به همون مقدار زمانی که تصور میکردیم
نگه داشته شده بود

00:13:43.489 --> 00:13:45.358
توسط همون شخص

00:13:47.160 --> 00:13:53.900
ایالت به مقدارِ 0.17 نانوگرم/هزارمِ لیتر ، رسیده بود

00:13:53.966 --> 00:13:59.372
ای که ما از کلیدِ موردِ آزمایش جمع آوری کردیم DNA مقدار

00:13:59.439 --> 00:14:03.276
ای بود که DNA یک دهم یا کمتر از اون

00:14:03.343 --> 00:14:07.180
آزمایشگاهِ "ویسکانسن" از کلیدشون بدست آورده بودند

00:14:08.014 --> 00:14:11.150
نه50% کمتر،نه 80%، بلکه 100% کمتر

00:14:12.385 --> 00:14:15.254
چرا ما تا این حد ،کمتر جمع آوری کردیم؟

00:14:15.321 --> 00:14:17.824
شاید اون مقدار تخصص رو نداشتیم

00:14:17.890 --> 00:14:22.462
یا شاید کلید داستانِ متفاوتی داشته

00:14:22.528 --> 00:14:26.198
نسبت به اینکه  به سادگی
توسط اقای"ایوری" نگه داشته شده

00:14:28.434 --> 00:14:33.940
آقای "بیوتینگ" ،معتقد هستم که
این تصور رو داشتن که، بذار بگیم

00:14:34.707 --> 00:14:39.112
که این ایده رو بهتون بدن که شاید
مامورها یه مسواک رو برداشتند

00:14:39.178 --> 00:14:43.249
و یه جورایی ،مسواکِ آقای "ایوری" رو روی کلید میکشیدند

00:14:43.316 --> 00:14:47.920
سر از اون کلید درآورده DNA و اونطوری بوده که

00:14:47.987 --> 00:14:52.158
عقل سلیم باید اینو بهتون
بگه که اینجور نظریه ها

00:14:52.225 --> 00:14:53.993
که "نظریات شیطنت آمیز" نامگذاری شدند

00:14:54.060 --> 00:15:00.533
یا برای کسانی که سررشته حقوقی ندارند،برای افرادی مثل شما
با عنوانِ "چیز های موذیانه" گفته میشه

00:15:00.600 --> 00:15:04.404
چیزیه که شما احتمالاً باید نادیده اش بگیرید

00:15:04.470 --> 00:15:06.639
چون اگه مسواکِ آقای "ایوری" رو بردارند

00:15:06.706 --> 00:15:10.810
و شروع کنن به کشیدنش روی کلید
بعد اینطوری پشتشون قایمش کنن

00:15:10.877 --> 00:15:12.812
یه جورایی شبیه کارتون به نظر میرسه

00:15:12.879 --> 00:15:17.617
چیزی که به هیچ وجه باورکردنی نیست

00:15:18.384 --> 00:15:22.922
آیا میتونید باعثِ تقویتِ موردی از مدارک
با مالیدنش روی نمونه گیرِ دهان

00:15:22.989 --> 00:15:26.025
یا گوش پاکن، یا مسواک بشید؟

00:15:26.092 --> 00:15:30.463
و پاسخ اینه که، اون وسیله ها میتونن
باشند DNA منبع بسیار خوبی از

00:15:30.530 --> 00:15:36.135
رو به سادگی و به سرعتDNA میتونید مقدار زیادی از
انتقال بدید

00:15:36.202 --> 00:15:39.806
توسط مالیدنِ یک شیء از مدارک
بر روی هر کدام از اونها

00:15:41.707 --> 00:15:43.776
موضوع تکرار شونده در پرونده

00:15:43.843 --> 00:15:47.914
و چیزی که بسیار مشکوکه و زنگ خطر محسوب میشه

00:15:47.980 --> 00:15:52.118
اینه که هرگز ، هیچ چیز مخلوط شده ای
بر روی هیچ کدام از اقلام وجود نداره

00:15:59.992 --> 00:16:01.160
پس، مجدداً

00:16:01.761 --> 00:16:07.600
نمیتونیم عینِ همون چیزی که ایالت
ادعا کرده اتفاق افتاده بازسازی کنیم

00:16:07.667 --> 00:16:10.036
و باید میتونستیم که اون کار
رو خیلی راحت بازسازیش کنیم

00:16:10.102 --> 00:16:11.971
دوباره و دوباره

00:16:12.038 --> 00:16:18.544
پس، چطوری میتونیم این همه خطای
علمی رو در یک پرونده داشته باشیم؟

00:16:28.968 --> 00:16:35.368
<c.colorff80ff><i>14فوریه 2017(26 بهمن 1395)
"مباحثه شفاهی در پرونده"برندن" ،در مقابل دادگاهِ متحده در"شیکاگو</i></c>

00:17:06.092 --> 00:17:09.128
توقع نمیره که "برندن دسی" امروز در دادگاه ببینیم

00:17:09.195 --> 00:17:12.899
به جاش، "لارا نایرایدر" به همراه مرکز محکومیت های نادرستِ جوانان

00:17:12.965 --> 00:17:14.233
از جانبِ او مباحثه خواهد کرد

00:17:14.300 --> 00:17:15.735
دفتر کل دادستانی ایالت

00:17:15.801 --> 00:17:18.471
وکیلِ دادگستری" لوک برگ" را مسئول این پرونده کرده است

00:17:19.695 --> 00:17:25.295
<c.colorff80ff><i>"لوک بِرگ"
"معاون دادستانی کل "ویسکانسن </i></c>

00:17:35.365 --> 00:17:38.165
<c.colorff80ff><i>"رابرت دِووراک"
"وکیل "برندن</i></c>

00:17:38.190 --> 00:17:41.561
اولین دستورِ کارمون اینه که
بفهمیم هیئتِ قضاتمون چه کسانی هستند

00:17:42.361 --> 00:17:44.497
فکر کنم میتونه نقش تعیین کننده ای داشته باشه

00:17:50.221 --> 00:17:54.521
<c.colorff80ff><i>"سروان "مارک ویگرت
"سرپرست تحقیقات کلانتریِ شهرستان"کالموت</i></c>

00:18:01.145 --> 00:18:07.315
<c.colorff80ff><i>"تیم وکالت "برندن</i></c>

00:18:20.139 --> 00:18:22.139
<c.colorff80ff><i>"خانواده "تریسا هالباک</i></c>

00:18:52.663 --> 00:18:57.363
<c.colorff80ff><i>"کن کرتز"
دادستان سابق</i></c>

00:19:07.813 --> 00:19:09.115
"صبح شما هم بخیر "ریچل

00:19:09.181 --> 00:19:13.119
بله، ما بیرون ساختمان دادگاه فدرالِ
شیکاگو" در مرکز شهر هستیم"

00:19:13.185 --> 00:19:16.689
جایی که دادگاه استیناف ،پرونده"برندن دسی" را بررسی خواهد کرد

00:19:16.756 --> 00:19:21.360
سؤال مهم اینه که، آیا محکومیت"دسی" لغو خواهد ماند؟

00:19:32.338 --> 00:19:35.508
"قاضی"راونِر":صبح همگی بخیر، صبح بخیر آقای"برگ

00:19:36.008 --> 00:19:37.375
لوک برگ":با احترام به دادگاه"
صحبت هام رو شروع میکنم

00:19:37.376 --> 00:19:39.612
برندن دسی" انتخاب کرد که اعتراف کند"

00:19:40.112 --> 00:19:44.749
تا تصاویر وحشتناکی از "تریسا هالباک" را که
وی را زجر میدادند ،منتشر سازد

00:19:44.850 --> 00:19:47.853
بازجویان وی را تشویق کردند
تا این اطلاعات را ارائه دهد

00:19:47.920 --> 00:19:50.356
ولی هیچگونه فشار نادرستی به وی وارد نکردند

00:19:50.423 --> 00:19:52.725
قاضی راونر: آقای "برگ" ،کمک کنید
 تا متوجه بشم

00:19:52.792 --> 00:19:57.096
اگر یک مامور پلیس به کسی که
...در حال بازجویی شدن هست ،بگوید

00:19:57.163 --> 00:20:00.566
"همه چیز رو امروز بگو و این قضیه تموم میشه"

00:20:00.633 --> 00:20:05.004
یک آدمِ معمولی چه فکری می کند ؟

00:20:05.071 --> 00:20:09.141
آیا این فکر رو میکنه که
"میتونم برم خونه،تموم شد"

00:20:09.642 --> 00:20:13.245
حالا فرض کنید که اون شخص یک فردِ معمولی نیست

00:20:13.312 --> 00:20:18.017
بلکه یک فردِ 16 ساله با بهره
هوشیِ فوق العاده پایین هست

00:20:18.084 --> 00:20:21.320
کسی که بسیار تأثیر پذیر است

00:20:21.721 --> 00:20:24.590
...."برگ": فکر کنم نه فردِ معمولی و نه "دسی"

00:20:24.657 --> 00:20:28.360
از اون گفته ها ،این رو برداشت نمیکنه که
میتونه بره خونه

00:20:28.427 --> 00:20:31.464
اگر اون حرف، 20 مرتبه تکرار شده باشه چی؟

00:20:31.530 --> 00:20:33.666
30مرتبه چطور؟

00:20:33.733 --> 00:20:37.870
هیچ کدام از گفته های بازجویان
در حقیقت، قولِ بخصوصی رو نداده بود

00:20:37.937 --> 00:20:39.605
در قبال همکاری کردن

00:20:39.672 --> 00:20:42.675
قاضی "ویلیامز":چطور میگید که بازجویان
به حالت اجبار،عمل نکرده اند

00:20:42.742 --> 00:20:45.845
زمانی که به وضوح خودشون رو ناراحت جلوه میدادند
وقتی که او مقاومت میکرد

00:20:45.911 --> 00:20:47.747
یا  با جزئیات کلیدی مخالفت میکرد

00:20:47.813 --> 00:20:51.550
"و بعد با گفتنِ"الان باورت میکنیم
ابراز خرسندی میکردند؟

00:20:51.617 --> 00:20:53.652
منظورم اینه که
فکر کنم اگر فیلم رو ببینید

00:20:53.719 --> 00:20:56.155
مقدار بسیار کمی از ناراحتی یا
خرسندی ،از خودشون نشون داده اند

00:20:56.222 --> 00:20:57.582
فیلم رو تماشا کرده ام

00:20:57.623 --> 00:21:01.193
و زمان هایی وجود داشت، برای من
که به نظر ناراحت و کلافه می آمدند

00:21:01.260 --> 00:21:03.262
در مواجهه با جواب ها و مقاومتش

00:21:03.329 --> 00:21:04.930
دغدغه اصلیشون ،حقیقت بود

00:21:04.997 --> 00:21:07.600
....پیامِ اصلی ای که به "دسی" فرستادند این بود که

00:21:07.666 --> 00:21:10.536
صادق باش، حقیقت رو بگو"
"هیچ چیزی رو از خودت در نیار

00:21:10.603 --> 00:21:15.274
به نظر من
فقط یک اتفاق باعث شد

00:21:15.341 --> 00:21:19.979
،فقط یک اتفاق نیاز بود که گفتنش
،باعثِ آلوده شدنِ اعتراف بشه

00:21:20.045 --> 00:21:21.914
"میدونی، "کی به سرش شلیک کرد؟

00:21:21.981 --> 00:21:23.883
به نظرت اون قابل قبوله؟

00:21:23.949 --> 00:21:25.618
البته، بهتر است که

00:21:25.684 --> 00:21:27.686
مظنون، خودش اون اطلاعات رو بده

00:21:27.753 --> 00:21:29.255
ولی این همیشه امکان پذیر نیست

00:21:29.321 --> 00:21:31.090
و خیلی منطقی به نظر میاد

00:21:31.157 --> 00:21:34.160
که چرا "دسی" در اون لحظه نمیتونست
به اون واقعیت فکر کنه

00:21:34.226 --> 00:21:37.730
مکالمه ای که داشتند ، درباره اتفاقاتی بود که در اتاق خواب افتاده بود

00:21:37.797 --> 00:21:39.899
بازجویان از قبل نمیدانستند که

00:21:39.965 --> 00:21:41.734
به سرِ اون در پارکینگ شلیک شده بود

00:21:41.801 --> 00:21:43.602
پس، زمانی که درباره ی سر، سوال پرسیدند

00:21:43.669 --> 00:21:47.173
دسی" نمیتونست به شلیک کردن فکر کنه"
چون هنوز ذهنش تو اتاق خواب بود

00:21:47.239 --> 00:21:48.841
جایی که بقیه اتفاق ها رخ داده بود

00:21:48.908 --> 00:21:52.845
خب، میخوام ازتون بپرسم که
...آیا موافقید که سِن ، فاکتورِ وابسته ای هست

00:21:52.912 --> 00:21:55.648
در مطمئن شدن برای اینکه
آیا اعتراف به صورت داوطلبانه صورت گرفته؟

00:21:55.714 --> 00:21:56.649
...موافق هستم ، اما

00:21:56.715 --> 00:21:59.318
دیوان عالی گفت که
اعترافاتِ نوجوانان

00:21:59.385 --> 00:22:01.787
باید با توجهِ ویژه ای ارزیابی شود

00:22:01.854 --> 00:22:05.457
خب من میخوام بدونم که تصمیمِ دادگاهِ استیناف
...ویسکانسن" دقیقاً در کجا"

00:22:05.524 --> 00:22:09.929
سنِ "دسی" رو مدنظر قرار داده
و در کجا بهش توجهِ ویژه ای شده

00:22:09.995 --> 00:22:11.797
سنِ "دسی" در نظرات ثبت شده

00:22:11.864 --> 00:22:13.032
بله،ثبت شده

00:22:13.098 --> 00:22:17.369
ولی توجهِ ویژه ،باید چیزی بیشتر از ثبت
شدن در لیست باشه، اینطور فکر نمیکنید؟

00:22:17.436 --> 00:22:20.506
گفته شد که این تصمیم ، بر اساسِ
تصمیمِ دادگاه گرفته شده است

00:22:20.573 --> 00:22:23.175
و در تصمیم گیریِ دادگاه، زمانِ
زیادی در رابطه با سنِ متهم صرف شد

00:22:23.242 --> 00:22:26.579
از اینرو فکر کنم، مخصوصاً بر اساس رایِ تجدیدِ نظر
نمیتوانید فرض کنید که

00:22:26.645 --> 00:22:29.915
"دادگاهِ استینافِ"ویسکانسن
سن رو مدنظر قرار نداده باشه

00:22:29.982 --> 00:22:31.851
چی....چیشد؟... اوه عذر میخوام

00:22:31.917 --> 00:22:33.786
قاضی "همیلتون": در طولِ نوار مربوط به اعتراف

00:22:33.853 --> 00:22:38.390
آقای "دسی"جزئیاتِ زیادی رو فاش میکنند
که خودشون منبع گفته هاشون هستند

00:22:38.457 --> 00:22:41.994
..طرف مقابل ،اون گفته ها رو

00:22:42.061 --> 00:22:45.531
به عنوان جزئیاتِ جنایت ، به اطلاع عموم رسانده بود

00:22:45.598 --> 00:22:47.933
فکر کنم فقط به قسمت های کوچکی
از اون جزئیات اشاره شد

00:22:48.000 --> 00:22:52.271
حقایقِ کمی از اون جزئیات وجود داره
که میدونیم توسط ماموران پلیس ارائه شده بود

00:22:52.338 --> 00:22:54.306
اما دربارهِ بیشترِ اون جزئیات ، اینطور نبوده است

00:22:54.373 --> 00:23:01.778
اما  آیا هیچ مدرکِ فیزیکی از تجاوز
یا جراحتِ روی گلو ،وجود داشته؟

00:23:01.814 --> 00:23:04.583
اه، خیر، بدلیل اینکه جسد کاملاً نابود شده بود

00:23:04.650 --> 00:23:08.754
پس، اون جزئیات، فقط از اعترافِ "دسی" آورده شده بودند؟

00:23:09.521 --> 00:23:10.723
درسته، بله

00:23:10.789 --> 00:23:12.992
و تا قبل از اون زمان، رسانه ای نشده بودند

00:23:13.058 --> 00:23:14.769
درسته-
بله-

00:23:14.793 --> 00:23:18.998
حالا، بدیهی است که در لفافه ،وعده
هایی جهت تخفیف داده شده بود، درسته؟

00:23:19.064 --> 00:23:21.133
فکر کنم که حتی به صورت تلویحی
هم وعده ای داده نشده بود

00:23:21.200 --> 00:23:24.637
حتی هم اگه شده بود،اخطار های بخصوصی وجود داشت
که با هرگونه مفهومی در اون رابطه تناقض داشت

00:23:24.703 --> 00:23:26.972
.اما بذارید تکرار کنم
چیزی رو که در تجدید نظر نوشته شده

00:23:27.039 --> 00:23:30.676
خب، شما در هر پرونده ای
عواملی خواهید داشت که در جهت های مختلفی به هم میرسند

00:23:30.743 --> 00:23:33.846
،و از اونجایی که این حرفِ درستی هستش
ذهنِ منطقی قطعاً میتونه تفاوتش رو متوجه بشه

00:23:33.913 --> 00:23:36.215
ذهن منطقی قطعا میتونه نتیجه بگیره که

00:23:36.282 --> 00:23:38.951
اعتراف "دسی" داوطلبانه انجام شده

00:23:39.018 --> 00:23:41.353
حقوق شهروندی وی براش قرائت شده
گرچه اگر هم نشده بود

00:23:41.420 --> 00:23:43.822
به مدت 3 ساعت در طول روز ازش مصاحبه شده بود

00:23:43.889 --> 00:23:45.691
غذا و استراحت بهش پیشنهاد داده شده بود

00:23:45.758 --> 00:23:48.460
هم او و هم مادرش به مصاحبه رضایت داده بودند

00:23:48.527 --> 00:23:50.162
برگه ی حقوقِ شهروندیش رو امضا کرده بود

00:23:50.229 --> 00:23:51.897
بارها در مقابل گفته های ماموران مقاومت کرده بود

00:23:51.964 --> 00:23:54.600
هیچ گونه مدرکی از اینکه برخلاف خواسته
 خودش کاری صورت گرفته، وجود نداره

00:23:54.667 --> 00:23:56.502
هیچ چیزی که برخلاف قانون باشه صورت نگرفته

00:23:56.568 --> 00:23:58.837
و تمامِ دادگاه های قبلی ،از رای ایالت ،حمایت میکنند

00:23:58.904 --> 00:24:00.506
از "دسی" حمایت نمیکنند

00:24:00.572 --> 00:24:03.742
بسیار خب، اوه، خانم"نایرایدر"؟

00:24:05.210 --> 00:24:08.147
برندن دسی" 16 ساله ،با محدودیت های ذهنی"

00:24:08.213 --> 00:24:10.916
با اعتماد به وعده ی واهیِ تخفیف، اعتراف کرد

00:24:10.983 --> 00:24:15.387
:اون وعده این بود که
"تو از اینکه ممکنه دستگیر بشی ،ترسیدید"

00:24:15.955 --> 00:24:19.058
"ولی:"فکر میکنم که مشکلی برات پیش نیاد،باشه؟

00:24:19.124 --> 00:24:21.160
"لازم نیست نگران چیزی باشه"

00:24:21.226 --> 00:24:22.594
بهش گفتند که وعده هاشون حقیقت داره

00:24:22.661 --> 00:24:26.498
:حتی اگه
اظهارنامه ای بر ضدِ خودت بنویسی"

00:24:26.966 --> 00:24:28.767
"که باعث بشه ،انگار بیشتر درگیر این ماجرا دست داشتی

00:24:28.834 --> 00:24:30.234
میخوام ازتون بپرسم

00:24:30.269 --> 00:24:33.939
آیا بازجویان از محدودیت های ذهنی و احساسی اون آگاه بودند؟

00:24:34.006 --> 00:24:36.408
و اگر جوابتون خیر هست، آیا اصلاً این موضوع اهمیتی داشته؟

00:24:36.942 --> 00:24:40.045
نمیدونم که از بهره هوشی او اطلاع داشتند یا خیر

00:24:40.112 --> 00:24:43.449
ولی حتی اگر هم میدونستند ، اهمیتی نداشت

00:24:43.515 --> 00:24:45.918
...سوال در مورد داوطلبانه بودنِ این قضیه

00:24:45.985 --> 00:24:48.020
درباره ی اینکه شرایطِ ذهنی افسران چگونه بوده، نیست

00:24:48.087 --> 00:24:51.490
سوال اینه که ، چه پیامی به "برندن دسی" رسانده شده بود

00:24:51.557 --> 00:24:53.425
و آیا باعث انجام کاری
برخلافِ میلش شده؟

00:24:53.492 --> 00:24:54.994
ببینید، من تمامِ اون نوارهارو مشاهده کردم

00:24:55.060 --> 00:24:56.929
اینکه کاری برخلاف میلش کرده باشه
درش ندیدم

00:24:56.996 --> 00:25:06.034
این اعتراف درموردِ بریده شدن گلوی خانم "هالباک" بعد از تجاوز؛
از کجا سرچشمه گرفته بود؟

00:25:06.271 --> 00:25:08.216
مطمئن نیستم که سوالتون رو متوجه شده باشم

00:25:08.240 --> 00:25:09.985
منبعِ جدیدِ دیگه ای که نداشته ،درسته؟

00:25:10.009 --> 00:25:11.110
خیر ، عالیجناب

00:25:11.176 --> 00:25:14.513
پس ،یا از خاطراتِ "دسی" بوده یا از تخیلاتش

00:25:15.514 --> 00:25:17.383
تو رسانه نبوده ، درسته

00:25:17.449 --> 00:25:19.618
یا از خاطراتش  هست یا از تخیلاتش

00:25:19.685 --> 00:25:21.353
و همون لحظه هست که

00:25:21.420 --> 00:25:24.123
بازجویان دارن تلاش میکنند
که وادارش کنند تا اون رو بگه

00:25:24.189 --> 00:25:27.760
خب،واضح است که تا اونجای کار خیلی داشته مقاومت میکرده

00:25:27.826 --> 00:25:31.697
داره داستان های متناقضی رو تعریف میکنه که با عقل جور در نمیاد

00:25:31.764 --> 00:25:33.532
اونا هم ازش میخوان که حقیقت رو بگه

00:25:33.599 --> 00:25:37.469
که در نهایت ،به طور بسیار آهسته و عذاب آور نتیجه داد
اما داوطلبانه انجامش داد

00:25:38.337 --> 00:25:40.339
عالیجناب، با کمال احترام ،مخالفم

00:25:40.406 --> 00:25:45.544
هر مرحله از اون اعتراف
هر نقطه ی ابتدایی اون سناریو

00:25:45.611 --> 00:25:47.046
نتیجه ی پیشنهاد هایی که داده شده

00:25:47.112 --> 00:25:50.382
این حقیقته که بعد از ارائه ی اون سناریو ها توسط بازجویان

00:25:50.449 --> 00:25:53.085
به "برندن" اجازه دادند تا به داستان نظم بده

00:25:53.152 --> 00:25:56.355
مثل چی؟
"مثلاً اینکه بهش گفتند" رفتی داخل؟

00:25:56.422 --> 00:25:58.290
رفتی داخل خونه؟"  ، بله"

00:25:58.357 --> 00:26:03.160
و بعد ، شما آنها رو مسئول
تمامِ جزئیاتی که بعدش میگه، میدونید؟

00:26:03.462 --> 00:26:05.931
من اون ها رو مسئول  اینکار نمیدونم
ولی دارم این نکته رو بهش اشاره میکنم

00:26:05.998 --> 00:26:09.268
که اتفاقاتی که افتاد بدلیل این بود که
آنها از وعده های واهی و نادرست استفاده کردند

00:26:09.334 --> 00:26:12.604
که با خوراندنِ حقیقت در تک تکِ
مراحلِ تعیین کننده اعتراف ،ترکیب شده بود

00:26:12.671 --> 00:26:14.373
منظورتون از "خوراندنِ حقیقت" چیه؟

00:26:14.440 --> 00:26:18.343
گمون میکنم که با اون کلمه، از
همون مراحلِ ابتدایی مصاحبه مشکل دارم

00:26:18.410 --> 00:26:21.547
"حتماً . "فکر کنم که تو به خانه ی "استیون ایوری" رفتی

00:26:21.613 --> 00:26:23.415
قسمتی از ضمیمه شماره 54

00:26:23.482 --> 00:26:26.685
"به اون اتاق برگشتی"
قسمتی از ضمیمه 61

00:26:26.752 --> 00:26:30.489
آیا اون ازت خواست تا به "هالباک" تجاوز کنی"؟"
ضمیمه شماره 60

00:26:30.556 --> 00:26:33.959
"وقتی مرد، اونجا بودی"
ضمیمه شماره 67

00:26:34.026 --> 00:26:36.328
بعد از اینکه اونا قدمِ اول رو بهش میدن

00:26:36.395 --> 00:26:39.798
بهش اجازه میدهدند تا بقیه داستان رو از خودش دربیاره

00:26:39.865 --> 00:26:41.467
و او در اون لحظات چیکار میکنه؟

00:26:41.533 --> 00:26:45.003
اطلاعاتی رو ارائه میده که به طورِ قابلِ اثبات ، حقیقت ندارند

00:26:45.204 --> 00:26:48.474
...آیا هیچ گونه مدرکِ فیزیکی که

00:26:48.540 --> 00:26:50.843
دسی" رو به قتل مربوط کنه وجود داره؟"

00:26:50.909 --> 00:26:56.479
خیر، عالیجناب
چیزه دیگه ای که به غیر از خورانده شدنِ حقایق در طول بازجویی اومده باشه، وجود نداره

00:26:56.515 --> 00:26:58.884
انتظار دارم که اظهار نظر ایالت رو بشنوید

00:26:58.951 --> 00:27:02.788
که او ،آنها رو به سمت گلوله داخل پارکینگ راهنمایی کرده

00:27:03.555 --> 00:27:04.490
مسئله اون نیست

00:27:04.556 --> 00:27:08.927
برندن" در ابتدا ، تیراندازی رو در کنارِ آتش توصیف کرده بود"

00:27:08.994 --> 00:27:10.462
...و ماموران بهش میگن

00:27:10.529 --> 00:27:14.032
چون میدونن.اونها قبلاً تعداد 10 پوکه در اون پارکینگ پیدا کرده بودند

00:27:14.099 --> 00:27:17.139
بهش میگن" نه ، نه "برندن". ما میدونیم که یه اتفاقی
"تو اون پارکینگ افتاده

00:27:17.169 --> 00:27:19.471
"میخوایم که در موردِ پارکینگ باهامون صادق باشی"

00:27:19.538 --> 00:27:23.208
و اون زمان هست که قتل رو به داخل پارکینگ انتقال میده

00:27:23.275 --> 00:27:27.412
بعد آنها پارکینگ رو جستجو میکنند و این گلوله رو پیدا میکنند

00:27:27.479 --> 00:27:30.282
این حرفهای "برندن دسی" رو تائید نیمکنه

00:27:30.716 --> 00:27:32.985
بلکه گزارشِ بازجویان رو تائید میکنه

00:27:33.051 --> 00:27:35.454
"ممنون. آقای "برگ

00:27:35.521 --> 00:27:38.557
میشه لطفا به آقای "برگ" 3 دقیقه دیگه زمان بدید

00:27:40.659 --> 00:27:44.763
جزئیاتی که "دسی" ارائه داد
...ِبیشترشون بیانگر

00:27:44.830 --> 00:27:46.665
خاطراتِ اون از "تریسا" هستند

00:27:47.533 --> 00:27:49.468
"اون به یاد می آورد که جیغ میزد" کمکم کن

00:27:49.535 --> 00:27:52.304
و دیدن بدن عریان اون در
حالی که به تخت بسته شده بود

00:27:52.371 --> 00:27:54.840
او بیاد می اورد که گریه میکرده و
ازش درخواست میکرده که دست نگه داره

00:27:54.907 --> 00:27:56.408
در حالی که داشته بهش تجاوز میکرده

00:27:56.475 --> 00:27:59.845
او نفس کشیدنِ وی را بخاطر می آورد
بعد از اینکه "ایوری" به شکم اون چاقو زد

00:27:59.912 --> 00:28:02.848
و اینکه همچنان برای نفس کشیدن تقلا میکرده
بعد از اینکه گلوش رو برید

00:28:03.482 --> 00:28:07.219
بیاد میاره که شکمش تکون نمیخورد وقتی
که داشتند از پارکینگ بیرون میبردنش

00:28:07.653 --> 00:28:10.956
و بوی تعفنِ او را در حالی که داشت میسوخت بیاد می آورد

00:28:11.023 --> 00:28:13.125
هیچ کدوم از اون خاطرات در
ذهن وی جاسازی نشده اند

00:28:13.192 --> 00:28:14.793
اونها خالص و حقیقی هستند

00:28:15.227 --> 00:28:18.463
دسی" میخواست اونارو بیرون بریزه"
و این کار رو بصورت داوطلبانه انجام داد

00:28:18.931 --> 00:28:22.267
از این دادگاه درخواست میکنم
که دستور بی سابقه ی دادگاهِ ناحیه را لغو کند

00:28:27.206 --> 00:28:31.710
دادگاهِ فدرال به نوعی یک محل مقدس هست

00:28:31.777 --> 00:28:37.149
جایی که درکل، بهترین وکیل ها آموزش میبینند

00:28:37.216 --> 00:28:42.387
بحث هایی که اونجا مطرح میشه  سطح بالایی دارند

00:28:43.922 --> 00:28:46.391
جایگاه بسیار محترمی هستش

00:28:47.726 --> 00:28:52.130
و فکر کنم وقتی مباحثه ای در دادگاه در حال انجام است

00:28:52.764 --> 00:28:57.436
سطحش بسیار بالا بوده و باید به
روندِ اجرای اون احترام گذاشته بشه

00:28:58.570 --> 00:29:02.975
و بعد وقتی که داشتیم میامدیم پایین
و اونجا هیاهویی بر پا بود

00:29:03.842 --> 00:29:06.812
و من ازش گذر کردم و رفتم اونطرف که ببینم چه خبره

00:29:08.513 --> 00:29:11.883
دیدم که "کن کرتز" یک کنفرانس خبری برگزار کرده بود

00:29:15.520 --> 00:29:20.626
اسم من"کن کرتز" هست. بنده دادستان
ویژه سابق در پرونده "دسی" هستم

00:29:20.692 --> 00:29:23.929
بنده امیدوارم، از طرف ایالت

00:29:23.996 --> 00:29:27.566
که این تصمیم اثبات خواهد کرد

00:29:28.367 --> 00:29:32.304
"چیزی را که دادگاه ایالتی"ویسکانسن

00:29:32.871 --> 00:29:35.374
به طور مداوم در این پرونده بهش پایبند بوده

00:29:35.440 --> 00:29:40.878
مبنی بر اینکه هیچگونه ترغیبِ
نامناسب ،یا اجبار، وجود نداشته

00:29:41.446 --> 00:29:45.717
اگه میخواست کنفرانس خبری برگزار کنه
....و همه ی ما هم میدونیم که کنفرانس هاش به چه شکل پیش میره

00:29:45.784 --> 00:29:48.387
اگه میخواد همچین کاری انجام بده
بره از طرف خودش اینکار رو انجام بده

00:29:48.987 --> 00:29:51.723
نیاد تو حوزهِ دادگاه فدرال

00:29:51.790 --> 00:29:56.695
و دادگاه استینافِ فدرال اینکار رو انجام بده
و گند بزنه به جریان کار دادگاه

00:30:01.967 --> 00:30:04.970
میشه حروف اسمتون رو بگید؟-
کرتز. ک ، ر ، ت ، ز-

00:30:05.037 --> 00:30:06.571
و عنوانِ شغلیتون رو مجدد بگید

00:30:07.205 --> 00:30:09.374
بنده دادستان سابقِ شهرستان"کالموت" هستم

00:30:09.441 --> 00:30:14.645
من دادستانیِ هر دو پرونده "استیون
ایوری" و "برندن دسی" رو در اختیار داشتم

00:30:14.746 --> 00:30:18.216
کن" ، میتونی در مورد کتابت بهمون بگی؟"
شنیدیم که یک کتاب میخواید منتشر کنید

00:30:18.283 --> 00:30:20.564
بله، اینکار رو میخوام بکنم
گرچه امروز درباره اش صحبت نخواهیم کرد

00:30:20.619 --> 00:30:23.055
...امروز ، فکر کنم باید

00:30:24.656 --> 00:30:27.392
باید درباره این موضوعِ بسیار بسیار مهم تمرکز کنیم

00:30:27.459 --> 00:30:30.204
زمان برای صحبت کردن درباره موضوعات مختلف هست

00:30:30.228 --> 00:30:34.966
کن"، اگه محکومیت لغو بشه و"
بخوان دادگاه مجدد برگزار کنن

00:30:35.033 --> 00:30:39.004
بدون دراختیار داشتن اعتراف، آیا
مدرکی علیه "برندن دسی" در اختیارشون هست؟

00:30:39.071 --> 00:30:41.073
اگه بخواد دوباره دادگاه برگزار بشه؟

00:30:41.139 --> 00:30:43.642
بیاید فراموش نکنیم و خودمون رو گول نزنیم

00:30:43.709 --> 00:30:47.379
که ایالت شانس قابل توجهی نداره

00:30:48.080 --> 00:30:49.948
که بخواد به هدفش در این پرونده برسه

00:30:51.817 --> 00:30:53.285
آیا کتابت از مالِ"جری" بهتره؟
<c.colorff80ff><i>وکیل سابق استیون</i></c>

00:30:53.352 --> 00:30:54.686
آره، خیلی بهتره

00:31:00.410 --> 00:31:08.110
<c.colorff80ff><i>"سه روز پس از مباحثه شفاهی در پرونده"برندن
"سرپرستِ تحقیقات"تام فاسبِندِر" و"کن کرتز
حاضر شدند Dateline در برنامه تلویزیونی</i></c>

00:31:08.500 --> 00:31:10.836
شما در طول این هیاهو ،سکوت کردید

00:31:10.902 --> 00:31:12.671
دلیل اینجا اومدنتون امروز چیه؟

00:31:12.738 --> 00:31:15.574
من نهایتاً متوجه شدم که
یه نفر باید صحبت کنه در این مورد

00:31:15.640 --> 00:31:18.577
تا حقیقتِ اتفاقاتی که افتاده رو بیان کنه

00:31:20.479 --> 00:31:22.047
"چرای نمیشینی "برندن

00:31:24.916 --> 00:31:28.019
به این قضیه به عنوان یک اعترافِ اشتباه نگاه شده است

00:31:28.420 --> 00:31:31.189
شما بهش به عنوانِ یک اعترافِ اشتباه نگاه میکنید
یا یک اعترافِ واقعی؟

00:31:31.757 --> 00:31:33.225
فکر کنم که یک اعترافِ واقعی بود

00:31:33.892 --> 00:31:35.727
فاسبندر" در مقابل اتهاماتی"
که بهش وارد شد مخالفت کرد

00:31:35.794 --> 00:31:40.599
اینکه او و همکارش به شکل نامناسبی
اون تفکرات رو در مغز "دسی" پرورانده بودند

00:31:40.665 --> 00:31:43.168
مثلا در رابطه با موضوعِ ضامنِ کاپوت

00:31:44.436 --> 00:31:47.036
زیر کاپوت چیکار کرد، اگه این کاری بوده که کرده؟

00:31:47.706 --> 00:31:48.940
برندن" چی گفت؟"

00:31:49.274 --> 00:31:52.310
"اوه، او درموردِ اینکه "استیون
اون زیر رفته بود موافقت کرد

00:31:52.377 --> 00:31:53.779
شما از کلمه ی "موافقت کرد" استفاده کردید

00:31:54.179 --> 00:31:55.680
بله-
پس، ابتدا شما بودید که اون موضوع رو پیش کشیدید-

00:31:55.747 --> 00:31:57.315
بله، بر این باورم

00:31:57.382 --> 00:32:00.218
و اون یکی از جاهایی هست که شما
رو زیر هجمه انتقادات قرار داده

00:32:00.285 --> 00:32:01.420
بله

00:32:01.486 --> 00:32:04.122
اینکه شما داشتید این چیز ها رو در مغز او فرو میکردید

00:32:04.856 --> 00:32:06.191
بله، اون چیزی هست که میگن

00:32:06.958 --> 00:32:10.695
و لحظه هایی وجود داره که ازش
مخصوصاً چیزهایی پرسیدیم، بله

00:32:11.129 --> 00:32:12.631
در مورد بهره هوشی او چطور؟

00:32:12.697 --> 00:32:16.501
چون، وقتی که بهش نگاه میکنی
میتونی تشخیص بدی که بهره هوشیِ پایینی داره

00:32:18.136 --> 00:32:19.371
...من ندا

00:32:19.438 --> 00:32:21.940
من بهره هوشی رو ارزیابی نمیکنم، منظورم اینه که
....من

00:32:22.507 --> 00:32:26.778
ولی میتونسیتد اینو تشخیص بدید که ،او
شبیهِ پسرای هم سن و سال خودش نبود

00:32:27.479 --> 00:32:29.314
بیشتر از لحاظ اجتماعی، شاید

00:32:29.381 --> 00:32:33.685
بنده نمیخوام در مورد متوسطِ هوش اجتماعی ورود کنم
ولی میتونست فکر کنه

00:32:34.419 --> 00:32:36.555
و خوب رو از بد تشخیص میداد

00:32:37.722 --> 00:32:40.459
ما با دادستان سابق"کن کرتز"صحبت میکنیم

00:32:40.525 --> 00:32:44.262
کسی که کتاب جدیدی نوشته است
...که از نظریه ی تحریک آمیزش در باره ی

00:32:44.329 --> 00:32:47.332
.اینکه "استیون ایوری" خودش را قاتل ساخته

00:32:47.399 --> 00:32:52.202
استیون ایوری" این اتفاقات رو از روز"
اولی که رفت زندان، پایه ریزی کرد

00:32:55.426 --> 00:33:02.726
<c.colorff80ff><i>در ذهن خودش، او "تریسا هالباک" رو از همون روزی کشت که
.بدلیل جرم تجاوزی که انجام نداده بود، به زندان افتاد
.و او را هر روز و به مدت 18 سال کشت</i></c>

00:33:02.747 --> 00:33:04.149
میگوید Dateline کرتز" به "

00:33:04.216 --> 00:33:07.586
او معتقد است که "استیون ایوری" برای "تریسا هالباک" کمین کرده بود

00:33:07.652 --> 00:33:09.921
در هفته های منتهی به قتل وی

00:33:09.988 --> 00:33:13.825
هرچه قدر به 31 اکتبر نزدیک میشویم

00:33:13.892 --> 00:33:15.994
میبینیم که رفتار "استیون" در حالِ تغییر است

00:33:16.018 --> 00:33:20.718
<c.colorff80ff><i>9اکتبر 2005،استیون یه جفت دست بند و پا بندِ نقرا ای خریداری کرده بود</i></c>

00:33:21.342 --> 00:33:27.833
<c.colorff80ff><i>صبح روز 10 اکتبر، یک روز بعد از اینکه "استیون ایوری" دست بند و پا بند ها را
خریداری کرد،"تریسا" رو به صورت مستقیم برای عکاسی به املاکش فراخواند </i></c>

00:33:22.434 --> 00:33:25.937
وی شروع به  گرفتن تماس های
مستقیم با "تریسا هالباک" میکند

00:33:26.004 --> 00:33:27.839
به جای اینکه از طریق دفتر
مجله با او ارتباط برقرار کند

00:33:28.663 --> 00:33:33.307
<c.colorff80ff><i>تریسا هالباک" کاملا با الگوی مورد نظرش هماهنگ بود"</i></c>

00:33:29.808 --> 00:33:31.368
چرا باید"استیون ایوری" همچین کاری انجام دهد

00:33:31.409 --> 00:33:34.579
وقتی که درشُرُفِ این بود که این
ثروت بادآورده عظیم رو بدست بیاره؟

00:33:34.646 --> 00:33:36.581
احتمالاً میلیون ها دلار

00:33:36.648 --> 00:33:39.017
.سوال بسیار خوبیه
میدونید، من نمیدونم

00:33:39.684 --> 00:33:43.121
.میدونیم که او یک بیمارِ روانی هست
...میدونیم که اون

00:33:43.188 --> 00:33:44.356
واقعا همچین چیزی رو میدونیم؟

00:33:44.422 --> 00:33:46.191
...من

00:33:46.258 --> 00:33:47.993
بذار بگیم من همچین چیزی رو میگم، خب؟

00:33:48.059 --> 00:33:50.729
یه جورایی از اعماق وجودم
به این قضیه اعتقاد دارم

00:33:52.063 --> 00:33:54.266 line:20%
شما تصویرِ بسیار حقیری از "استیون" نمایش دادید

00:33:54.332 --> 00:33:58.103 line:20%
ادعاهای قبلی درباره حمله جنسی و تجاوز رو مطرح میکنید

00:33:58.169 --> 00:33:59.938 line:20%
هیچ کدوم از اون ها تحتِ پیگرد قرار نگرفته بودند

00:34:01.206 --> 00:34:04.409 line:20%
به نظر میرسه که یک پرونده کاملاً شخصی براتون بوده باشه

00:34:04.476 --> 00:34:07.245 line:20%
حداقل شاید بعد ها براتون یه مقدار شخصی شد

00:34:07.312 --> 00:34:09.981 line:20%
...اگه به عقب برگردید، آیا فکر میکنید که میتونستید به این قضیه

00:34:10.048 --> 00:34:11.550 line:20%
نگاه حرفه ای تری داشته باشید؟

00:34:11.616 --> 00:34:15.487 line:20%
"در مقابل توصیفِ نکردنِ شخصیت"استیون
،به گونه ای که انجام داده اید؟

00:34:15.554 --> 00:34:20.592 line:20%
این ها همه ی بررسی هایی است که
بنده بعد از روشن شدن حقیقت انجام دادم

00:34:20.659 --> 00:34:22.937 line:20%
بعد از اینکه محکوم شد-
آیا اون زمان هم همینطوری فکر میکردید؟-

00:34:22.961 --> 00:34:25.397 line:20%
...اون زمان فکر میکردم که او

00:34:26.331 --> 00:34:27.799 line:20%
یه جورایی آدمِ بدی بود

00:34:27.866 --> 00:34:31.336 line:20%
او مطمئناً سابقه خشونت علیه زنان رو داشته

00:34:31.403 --> 00:34:36.508 line:20%
تقریباً به تمامِ کسانی که باهاشون
.رابطه داشته ، صدمه زده بود

00:34:36.575 --> 00:34:40.645 line:20%
بنابراین، براساسِ شخصیتش در اون زمان؛
با توجه به خشونت هایی که داشت

00:34:40.712 --> 00:34:42.747 line:20%
که البته اون رو به یک قاتل تبدیل نمیکنه

00:34:42.814 --> 00:34:46.585 line:20%
ولی خیلی از نظر شخصیتی
...یا تصمیمگیری فرقی با

00:34:46.651 --> 00:34:50.789 line:20%
 چیزی که الان هست؛نداشت
که نظرم اینه که یک بیمار روانی بوده

00:34:52.324 --> 00:34:56.294
فکر کنم،ام
...این واقعا بی سابقه است

00:34:58.129 --> 00:35:00.799
که آقای"کرتز" در سال 2017

00:35:01.366 --> 00:35:08.173
هنوز به نوعی مشغول به "تورِ تخریبِ شخصیتی"هستش

00:35:09.541 --> 00:35:11.576
در مورد جرائمی صحبت میکنه

00:35:11.643 --> 00:35:14.746
که آرزو میکنه "استیون ایوری" بهشون متهم و محکوم میشد

00:35:14.813 --> 00:35:15.947
ولی نشده نبود

00:35:16.681 --> 00:35:19.918
و فکر میکنم که یه جورایی نسبت بهش عقده پیدا کرده

00:35:19.985 --> 00:35:23.922
چون به نظرم او بیش از حد
....از چیزی که به عنوان

00:35:23.989 --> 00:35:30.161
خب، قطعاً از اینکه فقط بخواد به طرز
شگفت انگیزی بی ادبی باشه ، گذشته

00:35:31.930 --> 00:35:36.635
میدونید، انجام دادنِ کارهایی که
از نظر قاعده اخلاقی ،نادرست محسوب میشه

00:35:37.035 --> 00:35:41.706
تا همین الان هم واقعاً مزاحمت ایجاد کرده
..."در تلاش های آقای"ایوری

00:35:41.773 --> 00:35:46.011
برای درخواست از دادگاه ،جهتِ بررسی
نقض های صورت گرفته در قانون

00:35:46.511 --> 00:35:49.614
از اینرو ، اون مثل
پروانهِ اطرافِ شمع میمونه

00:35:50.682 --> 00:35:54.085
و نمیتونه پاشو از این پرونده بیرون بکشه

00:35:54.152 --> 00:35:57.822
و هرچقدر که بیشتر حرف بزنه
مهماتِ بیشتری بهمون میده

00:35:58.256 --> 00:36:03.428
چون اظهاراتِ بسیار زیادی رو بیان
کرده که کاملاً نادرست هستند

00:36:04.462 --> 00:36:06.182
آیا از "کتلین زلنر" میترسید؟

00:36:06.231 --> 00:36:11.136
.نه. من دیگه نقشی در این پرونده ندارم
چیزی نیست که باید ازش بترسم

00:36:11.536 --> 00:36:13.238
...دغدغه من

00:36:13.304 --> 00:36:15.073
..او میتونه-
بفرمائید-

00:36:15.140 --> 00:36:16.975
میتونه کارتون رو تحت الشعاع قرار بده

00:36:17.442 --> 00:36:21.212
اگه چیزایی که داره میگه ،صحیح باشه

00:36:21.279 --> 00:36:23.748
فکر میکنید که شانسی داشته باشه؟-
خیر-

00:36:28.119 --> 00:36:30.722
زمانی که به وظیفه یک دادستان در
برابر ایجادِ آرامش، نگاه میکنید

00:36:30.789 --> 00:36:35.193
و اینکه رفتار دادستان ها بعد از محکومیت
باید به چه شکلی باشه

00:36:35.260 --> 00:36:36.661
آنها باید بسیار محتاطانه عمل کنند

00:36:36.728 --> 00:36:39.497
خب، اگه آزادانه دارن درباره پرونده ای صحبت میکنند

00:36:39.564 --> 00:36:41.099
هدفشون چیه؟

00:36:41.166 --> 00:36:43.535
اینجا شخصی رو داریم که درباره
محکومیتی در گذشته ،در حال صحبت کردن هست

00:36:43.601 --> 00:36:47.472
کسی که دیگه دادستان نیست
و مشغول نوشتنِ کتاب هست

00:36:47.872 --> 00:36:51.176
و به نظر نمیاد که صرفاً از روی علاقه باشه

00:36:51.242 --> 00:36:54.879
که باعث بشه یه نفر بتونه بره بیرون و درباره ی
محکومیتی که در گذشته اتفاق افتاده ، صحبت کنه

00:36:54.879 --> 00:36:56.715
و به نظر میرسه که رویه ای وجود داره

00:36:56.781 --> 00:36:58.917
برای نقضِ قواعدِ اخلاقی

00:36:58.983 --> 00:37:01.419
یا اینکه وظیفه دادستانی
در قبال این مسائل چی هست

00:37:01.853 --> 00:37:06.591
اگه اون نقض ها خیلی فاحش باشند
 احتمالاً بتونیم از همون به عنوان اهرم فشار استفاده کنیم

00:37:21.606 --> 00:37:22.540 line:20%
اگه به گذشته برگردید

00:37:22.607 --> 00:37:26.745 line:20%
آیا در این پرونده ، چیز مشخصی وجود داره که
اون رو به شکل دیگه ای انجام میدادید؟

00:37:26.811 --> 00:37:28.847 line:20%
بدونید که الان چی کار میکردید؟

00:37:28.913 --> 00:37:29.913 line:20%
بله، مطمئناً

00:37:29.948 --> 00:37:31.816 line:20%
چیز بزرگی که انجام میدادم

00:37:31.883 --> 00:37:34.552 line:20%
این بود که
کنفرانس خبری در 2 مارچ رو برگزار نمیکردم

00:37:34.619 --> 00:37:39.591 line:20%
بعد از اینکه "برندن" اظهارنامه اش رو ارائه کرد
و بعد از اینکه بهش اتهام وارد شد

00:37:39.657 --> 00:37:44.729 line:20%
من اطلاعاتی که در شکایتش نوشته شده بود
 رو به صورت شفاهی اعلام کردم

00:37:44.796 --> 00:37:49.467 line:20%
ولی میتونستم و میبایست هم
فقط شکایت رو منتشر میکردم

00:37:49.534 --> 00:37:52.203 line:20%
و میذاشتم که خبرنگاران حقایق رو بازگو کنند

00:37:52.270 --> 00:37:53.838 line:20%
مجبور نبودم که خودم اونکار رو انجام بدم

00:37:53.905 --> 00:37:56.941 line:20%
....مطمئناً، اگه میخواستم دوباره اون کار رو انجام بدم-
چرا انجامش دادید؟-

00:37:57.008 --> 00:38:00.111 line:20%
من داشتم تلاش میکردم که اطلاعاتِ بیشتری رو
خارج از اذهان عموم نگه دارم

00:38:00.178 --> 00:38:02.080 line:20%
اینکار به نظر یه مقدار غیر معمول میاد

00:38:02.147 --> 00:38:05.183 line:20%
ولی حقایقِ وحشتناکِ بسیار
زیادی در این پرونده وجود داشت

00:38:05.250 --> 00:38:07.819 line:20%
...که فکر کردم ارائه دادنشون توسط شخص بنده

00:38:07.886 --> 00:38:09.420 line:20%
اوضاع رو کنترل کنه

00:38:09.487 --> 00:38:13.057 line:20%
میتونستم که تأثیرش  منفیش رو در
خانواده و جامعه کم کنم

00:38:13.691 --> 00:38:18.163 line:20%
به مقدار بسیار زیادی هم برای اینکارم مورد
انتقاد قرار گرفتم.دلیلش رو هم میدونم

00:38:18.530 --> 00:38:19.931 line:20%
ولی اون تصیمیم رو گرفتم

00:38:19.998 --> 00:38:22.233 line:20%
تصمیمِ آگاهانه ای بود
که من انجامش دادم

00:38:22.300 --> 00:38:23.668 line:20%
میتونست به گونه دیگه ای انجام بشه

00:38:23.792 --> 00:38:35.692
<c.colorff80ff><i>در کتابِ او، "کن کرتز" نوشته است که بیانیه ای که
در دوم مارچ 2006 در کنفرانس خبری ابراز نموده بود
.تحت قوانینِ رفتارِ حرفه ای وکیل ، مجاز بوده است</i></c>

00:38:40.819 --> 00:38:45.190
شش ماه پیش
بعد از اینکه قضیه "لین" اتفاق افتاد

00:38:45.256 --> 00:38:49.093
استیون" درباره همه چیز خیلی ناراحت بود"

00:38:49.160 --> 00:38:53.498
عصبانی بود ، مضطرب بود
درهم شکسته شده بود

00:38:53.565 --> 00:38:58.036
و همون موقع بود که "استیون" تصمیم گرفت
منو از لیست ملاقات خارج کنه

00:38:59.304 --> 00:39:00.572
هنوز بهم زنگ میزد

00:39:00.939 --> 00:39:02.207
...فقط دیگه

00:39:02.273 --> 00:39:03.708
دیگه دعوا نکردیم

00:39:04.309 --> 00:39:06.344
ولی وقتی قطع کردم ،گریه ام گرفت

00:39:09.080 --> 00:39:11.115
الان چند ماهی میشه که باهم خوب بودیم

00:39:11.716 --> 00:39:16.120
همه ی اون اتفاقاتی که تو تابستان و پاییز
قبلی رخ داده بود رو پشت سر گذاشتیم

00:39:17.055 --> 00:39:18.323
ما دوستیم

00:39:19.090 --> 00:39:21.526
و کاریش هم نمیشه کرد

00:39:24.062 --> 00:39:25.330
سلام

00:39:25.396 --> 00:39:26.965
<i>سلام، چیکار داری میکنی؟</i>

00:39:27.031 --> 00:39:29.634
<i>او، نشستم اینجا و هیچ کاری هم نمیکنم</i>

00:39:30.468 --> 00:39:31.703
<i>آره، منم همینطور</i>

00:39:32.604 --> 00:39:34.639
<i>میدونی، هیچ کاری هم نیست که
بخوام انجام بدم این اطراف</i>

00:39:34.706 --> 00:39:35.707
میدونم

00:39:35.773 --> 00:39:39.210
<i>پس، فقط میرم غذاخوری یا کتابخونه</i>

00:39:39.878 --> 00:39:41.012
...آره، خب

00:39:41.079 --> 00:39:42.313
<i>یا برای ملاقات</i>

00:39:43.014 --> 00:39:46.517
مادر و پدرت اونجا بودن؟
یا فقط مادرت

00:39:46.584 --> 00:39:48.596
<i>نه ، نمیتونه راه بره-</i>
نه نمیتونه-

00:39:48.620 --> 00:39:49.454
میدونم

00:39:49.520 --> 00:39:51.890
آخرین باری که باهاش بودم
...پیش خودم فکر کردم: "پسر

00:39:52.824 --> 00:39:55.293
".نمیدونم چطوری میتونه با این وضیعتش تا زندان بیاد

00:39:55.360 --> 00:39:56.694
..این-
<i>آره-</i>

00:39:58.196 --> 00:40:01.132
زمانش داره نزدیک میشه
لازم نیست بخواد تا اونجا بیاد

00:40:01.966 --> 00:40:02.966
<i>آره</i>

00:40:03.601 --> 00:40:05.737
کتلین" سریعتر کار کن"

00:40:07.906 --> 00:40:08.906
<i>آره</i>

00:40:10.241 --> 00:40:13.811
کتلین" داره کاره فوق العاده شگفت انگیزی رو انجام میده"

00:40:13.878 --> 00:40:15.546
فکر نمیکنم میتونست بهتر از این کاری رو انجام بده

00:40:15.613 --> 00:40:18.416
در حقیقت، او حتی از اون چیزی که فکر میکردیم هم بهتر بود

00:40:18.483 --> 00:40:24.055
منظورم اینه که، هیچ سوراخی نیست که نگشته باشه
و منم عاشق همینم

00:40:24.889 --> 00:40:28.593
ولی مطمئنم که ایالت به این
راحتی شکست نخواهد خورد

00:40:28.660 --> 00:40:31.763
قراره بجنگن، دقیقاً شبیه چیزی که برای
برندن" اتفاق افتاد"

00:40:34.999 --> 00:40:39.237
و در پایان، "کتلین" پیروز خواهد شد
قسم میخورم که پیروز میشه

00:40:39.737 --> 00:40:41.105
ولی اینکه کِی؟یه داستانِ دیگه است

00:40:41.172 --> 00:40:44.175
فکر کنم بیشتر از چیزی که "استیون" فکر میکنه
طول بکشه

00:41:02.327 --> 00:41:03.628
<i>اون بیرون"ارل" رو دارم</i>

00:41:03.695 --> 00:41:04.862
<i>خیلی کمکم میکنه</i>

00:41:04.929 --> 00:41:06.631
<i>میدونی، درباره بابا و مامان</i>

00:41:07.198 --> 00:41:09.133
<i>پس، یه خرده فشار رو از روم کم میکنه</i>

00:41:09.200 --> 00:41:11.336
فقط باید نصفِ انسولین رو بزنی

00:41:11.402 --> 00:41:13.071
آره، میدونم-
همین-

00:41:13.871 --> 00:41:15.807
همین؟-
آره، تنها کاری که باید بکنی همینه-

00:41:15.873 --> 00:41:16.874
قرص نه؟

00:41:16.941 --> 00:41:19.243
خب، آره، قرصاتو که باید بخوری

00:41:19.310 --> 00:41:21.112
باید وجود نداره-
هان؟-

00:41:21.813 --> 00:41:23.214
اون تو رو بخون

00:41:23.281 --> 00:41:25.049
<i>:به "ارل" گفتم
.تو مسئولی"</i>

00:41:25.116 --> 00:41:27.118
<i>کمکشون کن. هرچیزی خواستن بهشون بده</i>

00:41:27.752 --> 00:41:30.455
<i>میدونی، مطمئن شو که مامان
"قرصاشو میخوره و اینجور چیزا</i>

00:41:30.521 --> 00:41:31.823
این یکی، باید یک سومش رو بزنی

00:41:32.857 --> 00:41:33.925
<i>آمپول هاش</i>

00:41:34.592 --> 00:41:37.128
اونیکی رو باید یک ششم رو بزنی

00:41:37.252 --> 00:41:45.852
<c.colorff80ff><i>برنامه ریزی شده که "دلورس" ،پروسه پزشکی ای رو داشته باشه
تا گردش خون در پاهاش بهبود پیدا کنه.اگه همه چیز خوب پیش بره
او میتواند عملِ پیوندِ زانو ،انجام دهد</i></c>

00:41:51.843 --> 00:41:53.511
همون روز عمل رو انجام میدن، درسته؟

00:41:53.878 --> 00:41:56.547
یا شب رو اونجا میمونی؟-
هان؟-

00:41:56.614 --> 00:41:58.249
شب رو اونجا میمونی؟

00:41:58.316 --> 00:42:00.385
امیدوارم که نه-
نمیدونی؟-

00:42:00.451 --> 00:42:02.453
شش ساعت، فکر کنم
قراره اونجا بمونم

00:42:04.789 --> 00:42:06.057
قبل از اینکه بتونم  راه برم

00:42:07.558 --> 00:42:08.836
و چی بهت گفتن؟

00:42:08.860 --> 00:42:12.764
گفتن قراره فقط رگ ها رو باز کنن؟

00:42:12.830 --> 00:42:15.800
یا قراره رگ مصنوعی برات بذارن؟

00:42:15.867 --> 00:42:19.737
قراره بازشون کنن، فکر کنم
تا مسیرشون باز بشه

00:42:19.804 --> 00:42:22.040
ها؟-
اینطوری مسیرشون باز میشه، فکر کنم-

00:42:22.507 --> 00:42:25.543
پس یه تغییراتی قراره انجام بشه

00:42:25.610 --> 00:42:28.579
ممکنه بتونی یه کارایی رو بعدش انجام بدی

00:42:29.347 --> 00:42:31.749
مثل چی؟-
خب، میتونی راه بری-

00:42:58.676 --> 00:42:59.844
صندلی چرخدار نیاز داریم

00:43:07.185 --> 00:43:08.352
من میبندمش

00:43:09.153 --> 00:43:10.153
بسیار خب

00:43:10.477 --> 00:43:17.177
<c.colorff80ff><i>،دلورس پیش از بازگشت به خانه
9ساعت در بیمارستان بستری شد</i></c>

00:43:18.396 --> 00:43:22.834
از امشب همه داروهات رو مصرف میکنی
به همون روال همیشگی

00:43:23.334 --> 00:43:26.137
باید اینارو هم امشب بخورم-؟
آره، هشتمی رو بخور-

00:43:26.204 --> 00:43:28.372
اوه، هشتمیه، این یکی تموم شده-
آره-

00:43:28.940 --> 00:43:30.541
باید پرش میکردی

00:43:32.043 --> 00:43:34.011
این نیست که-
بذا ببینم-

00:43:34.078 --> 00:43:37.582
دوباره همون کار رو کردی مامان
قرص های دیشب رو نخوردی

00:43:38.082 --> 00:43:39.350
نمیدونم، واقعا؟

00:43:40.551 --> 00:43:42.029
دیروز چهارشنبه بود

00:43:42.053 --> 00:43:45.156
آره، خب، قرص های دیشبِت رو باز نخوردی

00:43:47.191 --> 00:43:49.861
...شاید من-
الان نمیخواد بخوریشون-

00:43:50.628 --> 00:43:51.662
ولی بذار همینجا بمونن

00:43:51.729 --> 00:43:54.098
نمیخوان دوباره بیام ببینم که

00:43:56.000 --> 00:43:57.702
هفته دیگه خالی شده باشن

00:44:00.338 --> 00:44:02.673
باشه، میرم سراغ اینا پس-
آره-

00:44:03.608 --> 00:44:06.377
آره، امشب قرصای پنجشنبه رو بخور،امروز پنجشنبه است

00:44:06.444 --> 00:44:08.446
آره-
باشه-

00:44:11.449 --> 00:44:13.317
داره از دستش میده

00:44:14.652 --> 00:44:17.622
میدونی، منظورم حافظه و ایناست

00:44:21.292 --> 00:44:23.961
و "استیوی" هم خیلی از کارش مونده

00:44:25.229 --> 00:44:26.229
میدونی؟

00:44:30.735 --> 00:44:34.038
...نمیدونم
نمیدونم چی قراره اتفاق بیافته

00:44:43.014 --> 00:44:45.683
فقط آرزو میکنم یه چیزی هرچه سریعتر اتفاق بیافته

00:44:49.720 --> 00:44:52.723
تنها چیزیه که میتونم در این باره بگم، میدونی؟

00:45:02.033 --> 00:45:03.935
"مادر "برندن" ، "باربارا

00:45:07.405 --> 00:45:08.906
داره نابود میشه

00:45:10.541 --> 00:45:12.310
دقیقاً مثل مادرش

00:45:16.747 --> 00:45:19.517
برای "باربارا" اصلاً آسون نیست

00:45:36.567 --> 00:45:38.202
 مدافع به ما گفت

00:45:38.269 --> 00:45:41.706
که "استیون ایوری" کاپوت اون ماشین رو باز کرد

00:45:43.140 --> 00:45:44.208
ما از کجا میدونیم؟

00:45:46.277 --> 00:45:49.313
خب بر اساسِ اظهارنامه ی روز یکم مارچ

00:45:49.947 --> 00:45:51.482
اونا از کاپوت نمونه گیری کردند

00:45:52.116 --> 00:45:54.952
از اون کاپوت بدست آوردند DNA و اطلاعاتِ

00:45:55.353 --> 00:45:57.154
DNA اطلاعاتِ

00:45:58.122 --> 00:45:59.122
"از "استیون ایوری

00:46:00.391 --> 00:46:05.329
فقط قاتل و همدستش میدونستند

00:46:05.896 --> 00:46:06.896
که اونجا رو بررسی کنند

00:46:07.198 --> 00:46:09.867
چون ماموران انتظامی
قبلاً اونجا رو بررسی نکرده بودند

00:46:10.935 --> 00:46:15.206
و تا زمانی که او بهشون گفت
اونجا رو پیدا کردند

00:46:17.608 --> 00:46:19.377
نماینده ها دارن مسئله رو بزرگ جلوه میدن

00:46:19.443 --> 00:46:22.246
"خب، اونا بهش گفتند که اون رفته زیر کاپوت"

00:46:24.015 --> 00:46:27.285
خب، بیاید بگیم که حرفشون درسته

00:46:27.351 --> 00:46:28.919
پس مسئولیت چیه؟

00:46:30.288 --> 00:46:32.823
اونا رفتند و از کاپوت نمونه برداری کردند
و وای خدا، حدس بزن چی شد؟

00:46:32.890 --> 00:46:35.826
استیون ایوری" روی اون کاپوت بوده"DNA

00:46:41.666 --> 00:46:44.368
من درخواستی برای آزمایش علمی ارائه دادم

00:46:44.435 --> 00:46:47.204
که قادر باشیم با مدرک اصلی آزمایش انجام بدیم

00:46:47.271 --> 00:46:51.409
که در آزمایشگاهِ دکتر"رایک" انجام میشد

00:46:51.475 --> 00:46:56.547
پس، نمونه گرفته شده از ضامنِ کاپوت رو
که از دادستانی گرفته بودیم رو برداشتیم

00:46:56.614 --> 00:47:00.151
و بعد دکتر"رایک" اون آزمایش
رو در آزمایشگاهش انجام داد

00:47:01.419 --> 00:47:05.122
در دنیای قضایی، فقط چهار مایع از بدن وجود داره

00:47:05.189 --> 00:47:09.894
ما میتونیم از خون، بزاق، منی ، یا ادرار آزمایش بگیریم

00:47:11.462 --> 00:47:13.964
و از اینرو، ما نمونه ای رو خارج کردیم

00:47:14.031 --> 00:47:18.035
از نمونه ای که بهمون داده بودند

00:47:18.102 --> 00:47:20.838
و چهار آزمایشِ مختلف انجام دادیم

00:47:20.905 --> 00:47:23.541
و تمام این چهار آزمایش منفی بودند

00:47:25.042 --> 00:47:27.812
آزمایشِ بزاق منفی بود

00:47:28.279 --> 00:47:31.682
چیزی که روی ضامنِ کاپوت قرار داده شده بود
بزاق نبود

00:47:33.384 --> 00:47:37.788
پس، بعدش خواستم تا آزمایش میکروسکوپی انجام بشه

00:47:40.491 --> 00:47:44.128
وقتی که توسط متخصصِ میکروسکوپی
روی اون آزمایش انجام شد

00:47:44.195 --> 00:47:49.900
ایشون تائید کرد که
اون نمونه کاملاً متفاوت بود

00:47:49.967 --> 00:47:54.305
با نمونه ای قبلاً برای مقایسه به دستش رسیده بوده

00:47:55.239 --> 00:47:58.476
نمونه ی او ، مستقیماً از ضامن کاپوت گرفته شده بود

00:47:58.542 --> 00:48:00.945
از همون نوع از ماشین

00:48:01.579 --> 00:48:04.548
روی اون قسمت های تیره ای وجود داشت

00:48:05.983 --> 00:48:10.755
و قطعاً شبیهِ نمونه ی "ایوری" از ضامن کاپوت ،نبود

00:48:14.558 --> 00:48:17.728
بعد از اینکه شما فرض کردید

00:48:17.795 --> 00:48:23.501
که شاید موردی از مدارک ، تقویت شده یا دستکاری شده

00:48:24.668 --> 00:48:26.737
سوال میشه که، چطوری همچین چیزی اتفاق افتاده؟

00:48:27.605 --> 00:48:32.510
و ما در مورد اینکه چطور میشه به صورت
فیزیکی، همچین کاری رو انجام داد بحث کردیم

00:48:32.576 --> 00:48:36.881
ولی روش دیگه اینه که ،برچسبِ اسمشون رو عوض کنی

00:48:39.583 --> 00:48:45.122
پس، از قسمتِ ناشناخته ای از پرونده
اطلاعاتی رو بدست میارن

00:48:45.189 --> 00:48:46.857
این اطلاعات برای چه کسی است؟

00:48:46.924 --> 00:48:49.660
خب شما نیاز به یک نمونه قانونی دارید
نیاز به یک مرجع دارید

00:48:49.727 --> 00:48:54.165
و خب، مرجع های قانونی از مدافع وجود دارند

00:48:55.032 --> 00:48:58.669
و بعد نمونه های اصلیِ گرفته شده از صحنه جرم وجود دارند

00:48:59.937 --> 00:49:02.273
اکثرِ نمونه ها ، گوش پاکن هستند

00:49:03.307 --> 00:49:08.078
فرض کنید در یک پرونده
گوش پاکنی که به عنوان مدرک مرجع شناخته میشه

00:49:08.145 --> 00:49:11.982
به صورت کامل ، داخلِ پاکت جا نمیشه

00:49:12.550 --> 00:49:14.919
و حالا شما برچسبِ جدیدی براش میزنید

00:49:14.985 --> 00:49:17.254
مدرک شماره 4

00:49:18.088 --> 00:49:22.693
...پس، حالا شما اون مدرکِ مربوط به مدافع رو

00:49:22.760 --> 00:49:26.464
صرفاً بر اساسِ اسمی که روی اون تغییر دادید ، شناسایی میکنید

00:49:26.530 --> 00:49:29.300
به صورت فیزیکی ،چیزی رو دستکاری نکردید

00:49:29.366 --> 00:49:33.471
فقط اسمش رو تغیر دادید
خیلی راهِ آسانی برای انجامش هست

00:49:33.537 --> 00:49:37.508
حالا شما یه نمونه اضافی دارید
شما باید اون رو از سیستم حذفش کنیم

00:49:38.242 --> 00:49:40.010
ولی همچین اتفاقی تو پرونده ها میافته

00:49:40.411 --> 00:49:44.315
پس، ما شروع به گشتنِ برای نمونه های دیگه کردیم

00:49:44.381 --> 00:49:48.486
که ممکن بود جایگزینِ نمونهِ ضامنِ کاپوت شده باشند

00:49:48.552 --> 00:49:50.087
!!!و سورپرایز

00:49:50.154 --> 00:49:55.259
متوجه شدیم وقتی که "استیون ایوری" بازداشت شده بود

00:49:55.326 --> 00:49:57.094
در ابتدا او به بیمارستان برده شده بود

00:49:57.161 --> 00:50:02.266
و نمونه هایی از بدنش گرفته شده بود

00:50:04.602 --> 00:50:07.771
دو نمونه از کشاله های ران "استیون ایوری" گرفته شده بود

00:50:08.739 --> 00:50:11.842
ویگرت" و"فاسبندر" حکم تفتیش داشتند"

00:50:12.977 --> 00:50:15.779
پرستار نمونه های ران پا رو برداشت و بعد یکی از اونا گفت

00:50:15.846 --> 00:50:21.185
"اوه، تو حکم ازمون خواسته نشده که نمونه ها رو برداریم"

00:50:22.286 --> 00:50:27.458
و گزارش کردند که پرستار اون نمونه ها رو در ظرف گذاشت

00:50:28.392 --> 00:50:32.329
گرچه پرستار هم گزارش نکرد
که اونا در نهایت تحویل داده شدند یا خیر

00:50:32.396 --> 00:50:36.267
خب، درجا متوجه میشید که یه جای کار میلنگه

00:50:38.636 --> 00:50:41.038
فکر کنم که اونا نمونه ها رو نگه داشتند

00:50:43.874 --> 00:50:48.546
از اینرو خواستم که روی فرمِ بازداشت ،تحقیقاتی صورت بگیره

00:50:48.612 --> 00:50:53.617
درباره اینکه روندِ تحویلِ نمونه های مربوط
به ضامنِ کاپوت، چگونه صورت گرفته بود

00:50:56.287 --> 00:51:00.190
افسرانی که عکاسی و نمونه گیری از
ضامنِ کاپوت رو انجام داده بودند

00:51:00.257 --> 00:51:01.825
"تایسون" و هاوکینز"

00:51:02.593 --> 00:51:05.563
نمونه ها رو به آزمایشگاه نبردند

00:51:05.629 --> 00:51:06.830
ویگرت" این کار رو کرد"

00:51:09.066 --> 00:51:11.302
ولی وقتی که "ویگرت" تحویلشون داد

00:51:11.368 --> 00:51:13.904
در فرمِ مربوط به انتقال

00:51:16.140 --> 00:51:17.875
اسمِ "هاوکینز" رو امضا کرد

00:51:20.244 --> 00:51:24.048
شاید دو تا "هاکینز" و تایسون" دیگه بودند

00:51:24.114 --> 00:51:26.517
که از ضامنِ کاپوت نمونه
برداری و عکاسی کردند

00:51:26.584 --> 00:51:32.323
ولی متعقدم که اون نمونه ،هرگز به
آزمایشگاه جنایی "ویسکانسن" نرسید

00:51:32.389 --> 00:51:35.392
فکر کنم "ویگرت" نمونه کشاله
ران پا رو باهاش عوض کرد

00:51:36.560 --> 00:51:40.864
درش وجود داشت DNA و بعد اون نمونه مقدار عظیمی از

00:51:40.931 --> 00:51:43.233
البته ،هرگز به ضامن کاپوت تماس نداشته

00:51:43.834 --> 00:51:47.504
هرگز در نزدیکی ماشین"تریسا" نبوده

00:51:47.571 --> 00:51:49.707
اونا فقط اسمِ نمونه رو عوض کردند

00:51:57.815 --> 00:51:58.882
سلام؟

00:51:58.949 --> 00:52:00.484
<i>سلام-</i>
سلام-

00:52:00.551 --> 00:52:02.820
چطوری؟-
<i>خوبم تو چطوری؟-</i>

00:52:02.886 --> 00:52:05.389
<i>کار میکنم و ریلکس میکنم یه خرده</i>

00:52:06.657 --> 00:52:09.426
<i>همین الان برنامه دکتر"فیل" تموم شد</i>

00:52:09.493 --> 00:52:11.762
<i>منظورم ،نه دکتر"آز" بود</i>

00:52:11.829 --> 00:52:12.730
اوه واقعاً؟

00:52:12.796 --> 00:52:13.664
<i>آره</i>

00:52:13.731 --> 00:52:15.299
کی مهمونشون بود؟

00:52:15.366 --> 00:52:16.867
<i>"کرتز" و "فاسبندر"</i>

00:52:16.934 --> 00:52:19.770
وای خدا، شوخی میکنی؟

00:52:19.837 --> 00:52:20.738
<i>نه</i>

00:52:20.804 --> 00:52:22.039
چی میگفتن؟

00:52:22.973 --> 00:52:27.711
<i>درباره تماس به "باربارا" صحبت میکردند</i>

00:52:27.778 --> 00:52:29.413
<i>درباره گلوله صحبت میکردند</i>

00:52:30.180 --> 00:52:31.180
خداا

00:52:31.782 --> 00:52:32.616
<i>آره</i>

00:52:32.683 --> 00:52:34.385
فقط همون دوتا بودند؟

00:52:34.451 --> 00:52:35.786
بیوتینگ" اونجا نبود؟"

00:52:35.853 --> 00:52:37.321
<i>نه فقط همون دوتا بودن</i>

00:52:37.388 --> 00:52:43.927
FBI دیروز داشتم با یه مامور اطلاعاتیِ بسیار معروف
صحبت میکردم

00:52:45.062 --> 00:52:47.898
کسی که درباره بسیاری از پرونده ها موفق بوده

00:52:47.965 --> 00:52:49.466
که بقیه نمیتونستند حلش کنند

00:52:49.533 --> 00:52:54.838
پس، او بهم اطلاعات بسیار زیادی رو درباره اینکه
چه کسی میتونسته قتل رو مرتکب شده باشه ،داد

00:52:54.905 --> 00:53:00.644
و اینکه ، اوه، چطوری میتونیم
اون شخص رو شناسایی کنیم

00:53:00.711 --> 00:53:02.813
با کمک از افرادی که اطرافشون هستند

00:53:02.880 --> 00:53:06.183
پس، به نظر تکنیک و روش خوبی برای استفاده می آمد

00:53:06.250 --> 00:53:09.153
<i>بسیار خب-</i>
آره، فکر کردم که خیلی مفید باشه-

00:53:09.219 --> 00:53:12.656
ولی یه چیزی دیگه؛
ما همه چیز رو به صورت پیش نویس در اختیار داریم

00:53:12.723 --> 00:53:16.493
فقط باید مجدداً ویرایش و بازسازیشون کنیم

00:53:16.560 --> 00:53:18.996
بذا ببینم؛
دارم تو درخواست میگردم

00:53:19.063 --> 00:53:21.799
بذا ببینم چیزِ دیگه ای مونده که خواسته باشم ازت بپرسم

00:53:22.566 --> 00:53:26.470
...چرا تو
اگه بتونی بهم جمعه دوباره زنگ بزنی

00:53:26.537 --> 00:53:28.505
سوالای بیشتری خواهم داشت، باشه؟

00:53:28.572 --> 00:53:31.008
<i>آره-</i>
پس بهتر نیست که همون موقع بهم زنگ برنی؟-

00:53:31.709 --> 00:53:34.311
<i>آره، وقتی برای استراحت رفتم بیرون،
میدونی، میتون اون کار رو کنم</i>

00:53:34.378 --> 00:53:36.313
آره، چون من منتظرتم

00:53:36.380 --> 00:53:38.482
باشه، همه چیز خوب به نظر میاد

00:53:38.549 --> 00:53:41.952
صحبت با اون مامور خیلی جالب بود

00:53:42.019 --> 00:53:45.155
<i>خوبه-</i>
همینطوره. میدونیم که تو نبودی، درسته؟-

00:53:45.222 --> 00:53:46.590
<i>آره، من میدونم</i>

00:53:46.657 --> 00:53:50.060
او هم میدونست، پس فقط میمونه که تورو
از اونجا بیاریم بیرون

00:53:50.127 --> 00:53:51.462
باشه، خب، روز خوبی داشته باشی

00:53:51.528 --> 00:53:54.164
منتظرم که جمعه باهات صحبت کنم

00:53:54.598 --> 00:53:57.301
<i>بسیارخب، ممنون، -</i>
خداحافظ، مراقبت کن-

00:54:00.397 --> 00:54:07.397
<c.colorff80ff><i>محققِ "کتلین" "استیو کِربی" به ملاقات "اسکات بلودُرن" رفت
او هم اتاقی "تریسا هالباک" در زمانِ مفقود شدن وی بود</i></c>

00:54:18.522 --> 00:54:20.457
ما امروز ساعت 7:30 رسیدیم اونجا

00:54:20.524 --> 00:54:23.660
ولی نمیخواستم که همون موقع زنگشون رو  بزنم

00:54:23.727 --> 00:54:25.295
میخواستم ببینم که رفت و آمدی انجام میشه یا نه

00:54:25.362 --> 00:54:28.265
تقریبا ساعت 8:20 بود که زنش اومد دم در

00:54:28.332 --> 00:54:31.368
گفت" مگه بهتون نگفته بود که
"نمیخواد باهاتون صحبت کنه؟

00:54:31.435 --> 00:54:36.006
من گفتم " بله ، ولی من یه چیزِ خیلی مهم میخواستم
"بهش بگم که لازم بود بشنوه

00:54:36.840 --> 00:54:39.109
و بعد رفت و مردِ اومد دم در

00:54:39.676 --> 00:54:42.813
یه مقدار سرد برخورد کرد ولی
مثلا اینکه بگم به نظر عصبانی باشه، نبود

00:54:42.880 --> 00:54:44.548
به نظر مضطرب میومد؟

00:54:44.615 --> 00:54:46.984
آره، به نظر آشفته و پریشان میامد

00:54:47.551 --> 00:54:48.551
ام

00:54:48.752 --> 00:54:51.221
و اسم اون یکی پسره رو به سرعت گفت

00:54:51.288 --> 00:54:53.700
"هلیگس؟"-
که به نظرم جالب اومد، بله-

00:54:53.724 --> 00:54:55.204
خب ، به نظر جالب میومد

00:54:55.259 --> 00:54:57.227
چی شد که اسمش رو آورد؟

00:54:57.594 --> 00:55:01.165
زمانی که گفتم ،میخوایم اسم چند نفر رو لیست کنیم

00:55:01.231 --> 00:55:04.234
به عنوان مظنون های جایگزین
اینطوری بود که جمله روگفتم

00:55:04.301 --> 00:55:06.804
و او گفت "اوه" و بعد اسمِ اونیکی رو آورد

00:55:06.870 --> 00:55:08.438
جالبه-
بله-

00:55:09.006 --> 00:55:10.374
گفتم" قرار نیست از دستشون خلاص شی

00:55:10.440 --> 00:55:11.975
اونا میخوان این برگه ها رو ضمیمه کنن

00:55:12.042 --> 00:55:13.644
و به زودی رسانه ای خواهد شد

00:55:13.710 --> 00:55:15.179
"...و شما واقعا باید

00:55:16.013 --> 00:55:18.115
گفتم" همونطور که پلیس اومد باهاتون صحبت کنه

00:55:18.182 --> 00:55:19.862
و بهشون گفتید که نمیخواید صحبت کنید

00:55:19.917 --> 00:55:22.853
این حق رو دارید که با ما هم صحبت نکنید

00:55:22.920 --> 00:55:24.888
"ولی بعد ما مجبور میشیم ،کاری که باید رو انجام بدیم

00:55:25.589 --> 00:55:28.926
بعد گفت که میخواد بره والدینش رو ملاقات کنه

00:55:28.992 --> 00:55:30.727
و بعد من گفتم
"خب، دوشنبه چطوره؟"

00:55:30.794 --> 00:55:32.830
"گفت" چه ساعتی؟ هر موقع بعد از ساعت 6 اوکیه

00:55:32.896 --> 00:55:34.865
"گفتم" ساعت 6 اینجا خواهم بود-
-هممم

00:55:35.265 --> 00:55:37.968
چیزی که "بلودُرن" میگه و با عقل جور در نمیاد اینه که

00:55:38.035 --> 00:55:40.704
میگه که "تریسا" هرگز حتی یک
شب رو هم بیرون نمونده بوده

00:55:41.238 --> 00:55:43.874
و با اینحال او برای 3 شب گم شده بود

00:55:43.941 --> 00:55:45.442
آره، اونجا این رو گفتم

00:55:45.509 --> 00:55:48.412
سوالی در باره اینکه چرا تماس نگرفته بود کردم

00:55:48.478 --> 00:55:51.081
چرا...هیچکسی تماس نگرفت، آیا نگرانش بوده

00:55:51.148 --> 00:55:52.148
و همچین چیزایی

00:55:52.182 --> 00:55:53.417
آره

00:55:53.483 --> 00:55:55.819
11صفحه از نکاتِ گفتگو باهاش رو دارم

00:55:55.886 --> 00:55:57.788
پس اینا قراره طی مصاحبه باهاش پرسیده بشه

00:55:57.855 --> 00:56:01.358
اگه بیاد، تقریباً یه مصاحبه یک ساعت و نیمه میشه حداقل

00:56:01.425 --> 00:56:05.128
چیکار میکنیم اگه زنگ بزنه و بگه
"نمیخوام باهاتون صحبت کنم"

00:56:05.195 --> 00:56:07.798
بهش میگم که
متاسفم که میشنوم همچین چیزی میگی"

00:56:07.865 --> 00:56:10.067
ولی نمیتونی انکار کنی این قضیه رو
...یا میتونی

00:56:10.133 --> 00:56:11.869
میدونی، یا میتونی الان باهامون صحبت کنی

00:56:11.935 --> 00:56:15.606
یا در نهایت تحت سوگند باید به این سوالات جواب بدی

00:56:15.672 --> 00:56:17.841
و مجدد، میدونی که

00:56:17.908 --> 00:56:21.912
من هیچ نقشی در اینکه
"این قضیه ها چطوری قراره  رسانه ای بشه ، ندارم

00:56:21.979 --> 00:56:24.581
یه چیزی که دوست دارم بهش بگی اینه که
ما شروع کردیم به

00:56:25.015 --> 00:56:31.154
بررسی  یه لیست، احتمالاً  بگم، از پنج مظنون

00:56:31.855 --> 00:56:34.191
"مظنون های احتمالی تحتِ استانداردِ"دنی

00:56:34.858 --> 00:56:36.093
رفتیم سراغشون

00:56:36.159 --> 00:56:40.197
و افرادی که قانع کننده بودند و در پاسخ به سوالات همکاری داشتند

00:56:40.264 --> 00:56:44.534
و ما فکر کردیم که جواب ها با مدارکی که داریم هماهنگ هست

00:56:44.968 --> 00:56:47.104
اونوقت حذفشون کردیم از لیست

00:56:47.170 --> 00:56:49.573
در درخواستمون اسمی ازشون نمیبریم

00:56:49.640 --> 00:56:55.445
ولی برای ما... برای من، این یه زنگ خطر مهم به شمار میره
اگه کسی حاضر نباشه بشینه و صحبت کنه

00:56:55.512 --> 00:56:56.980
این همون چیزیه که امروز صبح بهش گفتم

00:56:57.047 --> 00:56:59.983
...گفتم"ببین، میخوایم باهات روراست باشیم و

00:57:00.050 --> 00:57:01.285
آره دقیقاً

00:57:01.351 --> 00:57:06.223
چون اگه این چیزهایی که هرگز بهشون
پاسخ داده نشده رو توضیح بده

00:57:06.290 --> 00:57:08.992
دقیقاً همونکاریه که میخوام انجام بدم

00:57:09.059 --> 00:57:13.463
چون نمیخوام اسم کسی رو ببرم که
که نتونیم به استاندارد ها مربوطش کنیم

00:57:25.087 --> 00:57:35.587
<c.colorff80ff><i>روز دوشنبه، محققِ "کتلین" به وی گزارش داد
که "اسکات" بعد از مشورت با یک وکیل، تصمیم گرفت
که برنامه ی مصاحبه را لغو کند</i></c>

00:57:47.764 --> 00:57:52.703
باید تقریبا 400 تا ماشین رو رد کنیم بره
تا اینجا بتونه به به کارش ادامه بده

00:57:52.769 --> 00:57:56.273
برای پرداخت قبض تلفن
برای پرداخت قبض برق

00:57:56.340 --> 00:58:00.677
و این چیزایی هست که باید هرچه سریعتر
ردشون کنیم برن

00:58:01.778 --> 00:58:06.183
فلزات و آلمینیوم و سیم ها و برنج، مس

00:58:06.249 --> 00:58:08.118
همه اون چیز هارو میتونیم بفروشیم

00:58:08.685 --> 00:58:11.655
اگه پولمون که از ماشین ها و اون چیزا درمیاریم، داشت تموم میشد

00:58:11.722 --> 00:58:15.292
اونوقت یه چیزی داریم که یه خرده خودمون
رو سرپا نگه داریم باهاش، میدونی

00:58:15.359 --> 00:58:16.893
وقتی همشون فروش بره

00:58:17.761 --> 00:58:18.761
میدونی؟

00:58:19.696 --> 00:58:22.733
الان یه بارکش اینجا داریم که جعبه دنده اش بیرونه

00:58:22.799 --> 00:58:26.136
نمیتونیم از پسِ هزینه های یه جعبه دنده جرثقیل بر بیایم

00:58:26.803 --> 00:58:28.972
نمیتونیم از پسِ هزینه های تعویض روغن لودر بر بیایم

00:58:29.039 --> 00:58:32.809
چون پول نداریم که بخوایم روغن لودر رو عوض کنیم، میدونی؟

00:58:32.876 --> 00:58:37.047
تاریخ مصرفشون تموم شده و هنوز 400$ کم داریم براشون

00:58:37.114 --> 00:58:39.616
آره، خیلی اوضاع استریسه هستش ، میدونی؟

00:58:40.350 --> 00:58:41.985
بابام نگران همه اوناست

00:58:42.386 --> 00:58:43.820
دوست داره که اینجا به کارش ادامه بده

00:58:43.887 --> 00:58:48.792
میدونی، چون او و بابابزرگم ،اینجا رو از صفر شروع کردند

00:58:52.229 --> 00:58:54.331
یادم رفته که کی اون عکس گرفته شده

00:58:56.366 --> 00:58:57.366
بذا ببینم

00:58:59.369 --> 00:59:02.706
خیلی بده که تاریخش رو پشتش
ننوشتم وقتی داشتم  میگرفتمش

00:59:05.675 --> 00:59:07.544
اوه، این عکس که برای "استیون"ـه

00:59:08.278 --> 00:59:11.448
خب، تقریباً 40 هکتار هست، میبینی؟

00:59:12.115 --> 00:59:14.985
تا این پایین میاد و بر میگرده به این سمت

00:59:16.153 --> 00:59:18.522
و تمامِ اینجاهارو شامل میشه، آره

00:59:19.956 --> 00:59:23.794
همه شو تو عکس جا ندادن.
یه خرده اینورش تو عکس نیافتاده

00:59:25.529 --> 00:59:27.631
از سال 1965 اینجا رو راه انداختم

00:59:28.565 --> 00:59:32.803
اولین جرثقیلم برای 1959 بود

00:59:32.869 --> 00:59:37.140
یا یه فورد دو دیفرانسیلِ دهه 60، میدونی

00:59:38.809 --> 00:59:41.011
یه طرف یه دسته وجود داشت

00:59:42.212 --> 00:59:43.480
ولی کار میکرد

00:59:44.347 --> 00:59:47.184
اون موقع ها یه چندتایی ماشین باهاش یدک میکشیدیم

00:59:48.151 --> 00:59:51.121
350تا 370 تا ماشین تو یه هفته

00:59:51.822 --> 00:59:53.957
عددیه واسه خودش

00:59:55.926 --> 00:59:56.960
...میدونم

00:59:58.328 --> 01:00:00.530
دلورس" راهنمایی میکرد"

01:00:01.198 --> 01:00:02.933
و منم با جرثقیل برش میداشتم

01:00:02.999 --> 01:00:06.136
یه موقع هایی با 5 تا ماشین میامدیم

01:00:06.203 --> 01:00:08.004
...تمام طول روز و

01:00:09.940 --> 01:00:11.374
تا زمانی که دیگه جون نداشتیم، میدونی؟

01:00:14.077 --> 01:00:15.745
کلی بیوکِ قدیمی

01:00:19.716 --> 01:00:20.716
آره

01:00:21.618 --> 01:00:25.522
<i>بابا همیشه یه اوراقی بزرگ میخواست</i>

01:00:25.589 --> 01:00:26.590
<i>یه گاراژِ اوراقیِ بزرگ</i>

01:00:29.059 --> 01:00:32.095
<i>یادم میاد وقتی که بابا تصادف کرد</i>

01:00:32.896 --> 01:00:34.364
<i>...فکر کنم سال 74 بود</i>

01:00:35.665 --> 01:00:36.766
<i>چون "چاکی" کار میکرد</i>

01:00:36.833 --> 01:00:38.235
<i>تو"همیلتون" کار میکرد</i>

01:00:38.835 --> 01:00:41.071
<i>ارل" خیلی بچه بود میدونی؟"</i>

01:00:41.638 --> 01:00:45.242
<i>"پس گفتم " خب، مدرسه رو بیخیال میشم و میرم کار میکنم</i>

01:00:45.308 --> 01:00:46.409
<i>تا موقعی که بهتر بشه</i>

01:00:47.310 --> 01:00:48.411
<i>پس ،همین کار رو هم کردم</i>

01:00:48.979 --> 01:00:51.081
<i>میدونی، باید نون آورِ خونه میشدیم</i>

01:00:51.748 --> 01:00:55.152
<i>مامان یه خرده کمکم میکرد و کارهای اداری رو انجام میداد</i>

01:00:55.819 --> 01:00:57.420
<i>همه چیز خوب پیش رفت</i>

01:00:59.756 --> 01:01:02.626
<i>فکر نکنم اصلاً وقتی که خیلی کوچیک بود رو یادم بیاد</i>

01:01:03.493 --> 01:01:06.730
<i>تمامِ زمین ها پر بود
به سختی هم نمیتونستی چیزه دیگه ای توش جا بده</i>

01:01:07.330 --> 01:01:12.035
<i>چون اون سال،میدونم که 3049 تا ماشین اوراق کردیم</i>

01:01:12.102 --> 01:01:15.038
<i>میدونی، و بازم به سختی جا پیدا  میشد اونجا اون زمان</i>

01:01:17.941 --> 01:01:20.277
وقتی "استیون" برای بار اول آزاد شد

01:01:20.343 --> 01:01:23.046
کار و کاسبی داشت خوب پیش میرفت

01:01:23.113 --> 01:01:25.315
منظورم اینه که پشت سر هم مشتری داشتیم اینجا

01:01:25.382 --> 01:01:26.683
داشتیم خیلی خوب کار میکردیم

01:01:27.217 --> 01:01:29.452
ولی وقتی بعدش اون اتفاقا افتاد

01:01:29.519 --> 01:01:32.455
عواقب بدی برامون داشت

01:01:45.168 --> 01:01:47.137
هی بهم میگفت که اوضاع بهتر میشه

01:01:47.804 --> 01:01:51.174
ولی، میدونی، چند سال شده، 12 سال شده

01:01:52.008 --> 01:01:53.109
و اوضاع بدتر هم شده

01:01:53.510 --> 01:01:54.510
میدونی

01:01:55.312 --> 01:01:58.848
بجز اون ،نمیدونم

01:01:58.915 --> 01:02:00.984
فکر کنم چیزی که به زودی بهمون آسیب میزنه

01:02:01.051 --> 01:02:03.420
اینه که ماشینی دیگه نمیمونه که بخوایم ردش کنیم

01:02:04.120 --> 01:02:09.192
و بعد، میدونی، در طول زمان، احتمالاً
کار و کاسبی مون رو از دست بدیم

01:02:09.259 --> 01:02:10.560
اگه اوضاع بهتر نشه

01:02:11.194 --> 01:02:12.194
آره

01:02:13.163 --> 01:02:14.163
آره

01:02:20.736 --> 01:02:27.736
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

01:02:27.811 --> 01:02:34.911
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.