﻿WEBVTT

00:00:09.050 --> 00:00:12.887
‫ اگر هفت بار به خاطر اون
خواسته‌های شهوانی‌ـت ردت نکردم

00:00:12.971 --> 00:00:14.723
‫پس یه بار هم ردت نکردم.

00:00:14.731 --> 00:00:16.317
‫- خب...
‫- اگر من جای تو بودم، هالی

00:00:16.341 --> 00:00:19.844
‫این مرد رو می‌گرفتم
.و اخته‌ش می‌کردم

00:00:21.062 --> 00:00:22.439
‫اوه و هالی عزیزم...

00:00:22.522 --> 00:00:23.773
‫  - شب به خیر
‫- ممنون

00:00:23.857 --> 00:00:26.537
‫یا مغازه‌ی مشروب فروشی
‫مکس میاد و می‌برتت خونه

00:00:26.568 --> 00:00:28.168
‫به خاطر اون همه بدهی سر مشروب.

00:00:28.528 --> 00:00:30.947
‫و آقای کربی بیکر

00:00:31.281 --> 00:00:33.491
‫مدیر اجرایی خوب املاک ما

00:00:34.659 --> 00:00:35.785
‫املاک بیکر

00:00:36.995 --> 00:00:37.995
‫صداقت

00:00:38.329 --> 00:00:40.999
‫صداقت از سال 1938

00:00:43.710 --> 00:00:44.836
‫منشی‌ـت

00:00:44.919 --> 00:00:46.629
‫گلادیس ویلمت بیچاره

00:00:47.088 --> 00:00:48.882
‫خیلی ناگهانی مجبور شد از شهر بره

00:00:50.133 --> 00:00:52.927
‫مجبور شد یه دکتر خیلی
‫خاص رو تو سین‌سیناتی ببینه

00:00:54.596 --> 00:00:57.474
‫می‌دونم، می‌دونم شباش خیلی گرمن

00:00:57.557 --> 00:01:00.685
‫اون ویلی مری بیچاره مجبور شد بره
‫تا اون تیرگی پوستش کمی بهتر شه

00:01:15.540 --> 00:01:25.540
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:44.518 --> 00:02:46.718
‫ « ویچیتا، کانزاس »

00:02:56.926 --> 00:02:57.926
‫کارآگاه درواتزکی؟

00:02:59.137 --> 00:03:00.137
‫بیل تنچ

00:03:00.388 --> 00:03:04.100
‫برنی، بچه‌هام میگن شبیه پلیسام

00:03:04.726 --> 00:03:05.643
‫مگه همه‌مون شبیه نیستیم؟

00:03:05.727 --> 00:03:07.395
‫من از این طرف میرم

00:03:07.979 --> 00:03:09.659
‫مظنونین‌تون کیان؟

00:03:09.731 --> 00:03:11.149
‫هیچکس.

00:03:11.232 --> 00:03:12.358
‫یا همه.

00:03:13.109 --> 00:03:16.195
‫ولی هربار که یه نامه‌ی جدید ‫می‌گیریم،
.جزئیات جدیدی گیرمون میاد

00:03:16.237 --> 00:03:18.740
‫در حال حاضر سعی داریم ماشین
‫زیراکسی که استفاده می‌کنه رو

00:03:18.823 --> 00:03:23.077
‫توسط علامت‎‌هایی که لبه‌ی کاغذ
‫مونده و پخش جوهر ردیابی کنیم.

00:03:23.161 --> 00:03:24.370
‫کار پیشرفته‌ای‌ـه.

00:03:24.787 --> 00:03:28.549
‫یه پلیس 20 ساله دارم که تو خیابون کار می‌کنه
‫و از مسئول کپی تونر رو بیشتر می‌شناسه.

00:03:28.967 --> 00:03:30.919
‫شاید هم دوباره داریم
.وقتمون رو تلف می‌کنیم

00:03:31.002 --> 00:03:33.046
‫وقتی رسیدیم ایستگاه پلیس
‫می‌تونی نامه‌ها رو ببینی.

00:03:33.129 --> 00:03:34.923
‫هیچکدوم از صحنه‌های
‫جرم قابل دسترسی هستن؟

00:03:35.006 --> 00:03:36.841
‫همه‌شون. هنوزم خالی‌ان.

00:03:37.091 --> 00:03:39.469
‫ولی تو چند سال اخیر چیزای به درد
‫بخور زیادی ازشون گیرمون اومد.

00:03:39.552 --> 00:03:41.846
‫خیلی کمک می‌کنه که عکسا رو
‫روی اون پس زمینه بذاری

00:03:42.513 --> 00:03:43.513
‫اگر اشکالی نداره.

00:03:44.432 --> 00:03:47.310
‫پس بهتره از اول شروع کنیم، اوترو.

00:03:49.145 --> 00:03:50.230
‫راه‌مون یه کم طولانی‌ـه.

00:03:50.813 --> 00:03:52.732
‫امیدوارم با کمی ویلی
‫نلسون مشکلی نداشته باشی.

00:03:53.524 --> 00:03:54.567
‫اصلاً.

00:04:11.960 --> 00:04:13.544
‫اجمور شمالی، 803

00:04:14.379 --> 00:04:15.546
‫خونه‌ی اوترو

00:04:16.756 --> 00:04:20.551
‫ژانویه 1974 ‫دقیقاً دو ماه قبلش
.به خونه اسباب‌کشی کردن

00:04:22.303 --> 00:04:23.471
‫روز مدرسه بود

00:04:23.554 --> 00:04:25.274
‫تمام صبح همسایه‌ها
در رفت و آمد بودن

00:04:26.557 --> 00:04:29.727
‫یکیشون حتی دید بی‌تی‌كی با ماشین
‫خانوادگی از اینجا دور شد

00:04:35.650 --> 00:04:36.985
‫خانمای اینجا میان خونه

00:04:37.068 --> 00:04:39.637
‫اولین کار چک کردن تلفن‌هاست
‫تا ببینن هنوز کار می‌کنن...

00:04:39.904 --> 00:04:41.030
پنج سال گذشته

00:04:56.504 --> 00:05:00.466
‫فکر می‌کنیم از اینجا وارد شده. ‫دو تا بچه
داشتن ناهارشون رو درست می‌کردن

00:05:00.550 --> 00:05:03.043
‫سومین بچه که ازشون
‫بزرگ‌تر بود قبلاً رفته بود

00:05:04.971 --> 00:05:06.764
‫پنج تا بچه تو این خونه داشتن؟

00:05:07.265 --> 00:05:08.474
‫ارتشی بازنشسته شده

00:05:08.850 --> 00:05:10.101
‫به این خونه‌ها عادت داره.

00:05:14.856 --> 00:05:17.984
‫هیچکس به زور وارد نشده، وقتی ما
‫رسیدیم اینجا سگ تو حیاط بود.

00:05:18.067 --> 00:05:21.612
‫معنی نداره که وارد خونه‌ای
‫با یه مرد بالغ و سگ بشی.

00:05:21.696 --> 00:05:22.697
‫هیچیش معنی نداره.

00:05:23.114 --> 00:05:24.991
‫پول رو از کیف ‌پول
،اوترو برداشت

00:05:25.074 --> 00:05:28.161
‫کیفش رو خالی کرد و ساعت
‫خلبانی آقای اوترو رو دزدید.

00:05:28.244 --> 00:05:31.748
‫- ولی مشخصاً انگیزه‌ش دزدی نبوده.
‫- گواهینامه‌ها هم نبودن.

00:05:31.831 --> 00:05:33.791
‫ - آره
‫ - داشته سوغاتی می‌برده.

00:05:35.168 --> 00:05:37.920
‫و از اولین قتلش هم
.می‌دونست چی می‌خواد

00:05:54.729 --> 00:05:57.815
‫پس پدره همینجا، به
‫پایه‌ی تخت بسته شده بود.

00:05:58.024 --> 00:06:01.069
‫گزارش پلیس نوشته با کیسه‌ی
پلاستیکی و یه تیشرت خفه شده بود؟

00:06:01.152 --> 00:06:02.704
‫بعدتر، متوجه شدیم
.توش سوراخ بود

00:06:02.728 --> 00:06:04.981
‫آقای اوترو تونسته بود
.با دندونش پاره‌ش کنه

00:06:05.156 --> 00:06:06.908
‫قاتل کیسه‌ی پلاستیکی رو درآورده

00:06:06.991 --> 00:06:09.577
‫تیشرت رو گذاشته روی سرش
‫تا دیگه نتونه پاره‌ش کنه

00:06:09.660 --> 00:06:11.579
‫و بعد کیسه رو، روش کشیده.

00:06:12.413 --> 00:06:13.539
‫دردناکه.

00:06:15.666 --> 00:06:17.210
‫و خانم اوترو روی تخت بوده.

00:06:18.836 --> 00:06:20.463
‫علامت‌های بند روی
‫پوستش دو تا بود.

00:06:20.546 --> 00:06:22.933
‫حتماً یه بار بازشون کرده،
پس ‫مجبور شده دوباره ببندتش.

00:06:22.957 --> 00:06:25.543
‫فکر می‌کنیم چون اولین
‫بارش بوده، خرابش کرده.

00:06:26.260 --> 00:06:28.270
‫بچه‌ها حتماً اینجا بودن

00:06:30.431 --> 00:06:33.267
‫باید همه‌چیز رو دیده باشن

00:06:43.736 --> 00:06:45.696
‫کوچیک‌ترین پسر رو
روی ‫زمین پیدا کردیم

00:06:46.155 --> 00:06:47.323
‫خفه شده.

00:06:47.407 --> 00:06:49.200
‫دوتا تیشرت و یه کیسه

00:06:49.450 --> 00:06:52.203
‫پس قاتل یاد گرفت،
.دیگه ریسک نکرد

00:06:52.745 --> 00:06:55.915
‫حتماًً دختر کوچیکه رو هم آورده
‫اینجا، نمی‌تونسته تنها بذارتش.

00:06:55.998 --> 00:06:59.043
‫یه صندلی اینجا بود، با
تو‫رفتگی‌های عمیق روی فرش.

00:06:59.127 --> 00:07:01.796
‫فکر می‌کنیم نشسته تا
‫مرگ پسره رو ببینه.

00:07:02.639 --> 00:07:03.840
‫چه قدر طول كشیده

00:07:03.923 --> 00:07:05.383
‫بین 4 تا 6 دقیقه.

00:07:21.315 --> 00:07:23.395
‫من و همکارم اول صحنه
.رو بررسی کردیم

00:07:23.776 --> 00:07:25.445
‫این پایین کاملاً تاریک بود.

00:07:26.446 --> 00:07:29.073
‫دنبال نور می‌گشت که به
‫یه چیزی برخورد کرد

00:07:30.616 --> 00:07:32.577
‫همون موقع دختر
.کوچیکه رو پیدا کردیم

00:07:33.035 --> 00:07:35.103
‫که از این لوله
.حلق‌آویز شده بود

00:07:43.296 --> 00:07:44.714
‫اوه خدای من

00:07:49.385 --> 00:07:52.045
‫چه بلایی سر بچه‌های
بزرگ‌تر اوترو اومد؟

00:07:52.088 --> 00:07:53.623
‫امکانش هست بتونم
‫باهاشون صحبت کنم؟

00:07:53.806 --> 00:07:55.826
‫فامیلاشون تو آلباکرکی
‫اومدن و بردن‌شون.

00:07:55.850 --> 00:07:57.727
‫نمیذارن بچه‌ها بخشی از این
‫فاجعه رو دوباره به یاد بیارن.

00:07:57.810 --> 00:07:59.121
‫اونا جسدها رو پیدا کردن.

00:07:59.145 --> 00:08:00.354
‫طناب‌ها رو از گردن

00:08:00.438 --> 00:08:02.539
‫ پدر و مادرشون باز کردن،
‫سعی کردن نجات‌شون بدن.

00:08:02.565 --> 00:08:04.525
‫هرازچندگاهی فامیلاشون زنگ می‌زنن

00:08:05.193 --> 00:08:07.403
‫پنج سال گذشته...

00:08:07.487 --> 00:08:08.571
‫هیچی ندارم.

00:08:10.865 --> 00:08:12.509
‫فکر می‌کردیم درست

00:08:12.533 --> 00:08:13.976
‫اونور خیابون گیرش میندازیم.

00:08:14.059 --> 00:08:16.345
‫اولین هفته بعد از فاجعه‌ی
‫اوترو هیچکدوم‌مون خونه نرفتیم.

00:08:16.412 --> 00:08:18.831
‫از تمام عفو مشروطی‌ها،
‫مجرم‌های جنسی بازجویی کردیم.

00:08:18.915 --> 00:08:20.809
‫حتی من و همکارم سه شب
‫اول رو اون خونه موندیم.

00:08:20.833 --> 00:08:21.667
‫داخل خونه؟

00:08:21.751 --> 00:08:23.061
‫امیدوار بودیم قاتل برگرده.

00:08:23.085 --> 00:08:24.313
‫- چیزی دیدین؟
‫- هیچی.

00:08:24.337 --> 00:08:26.380
‫یه ماه بعد، دوباره
‫شب رو اونجا موندیم.

00:08:26.923 --> 00:08:27.798
‫با یه فرا- روان‌بین.

00:08:27.882 --> 00:08:31.427
‫قبل از اف‌بی‌آی با یوری گلر مشورت کردین؟
‫[ فرا- روان‌بین و شعبده‌باز معروف ]

00:08:31.511 --> 00:08:33.679
‫هرکاری بگی رو امتحان کردیم.

00:08:33.804 --> 00:08:35.681
‫بیچاره خیلی وحشت کرده بود.

00:08:35.765 --> 00:08:38.125
‫به محض اینکه صبح شد از اونجا رفت.

00:08:39.143 --> 00:08:40.353
‫پس حقیقت داره؟

00:08:40.436 --> 00:08:42.277
‫این آدما واقعاً به صحنه‌ی
جرم برمی‌گردن؟

00:08:42.313 --> 00:08:43.749
‫فقط داشتیم کاری رو عملی
‫می‌کردیم که همیشه شنیده بودیم.

00:08:43.773 --> 00:08:45.057
‫تو داستانای کارآگاهی قدیمی.

00:08:45.141 --> 00:08:46.776
‫فرد روانی احساس گناه
‫یا همچین چیزی می‌کنه،

00:08:46.859 --> 00:08:48.611
‫اد کمپر... قاتل دانشجویان دختر

00:08:48.945 --> 00:08:49.945
‫جدی؟

00:08:49.987 --> 00:08:54.116
‫بهمون گفت به صحنه‌ی جرم برگشته.
‫ولی به‌خاطر عذاب وجدان نبود.

00:08:54.534 --> 00:08:56.410
‫به نظرش اون مکان‌ها

00:08:56.494 --> 00:08:57.537
‫یه جورایی مقدس بودن،

00:08:57.620 --> 00:08:59.038
‫اگر بتونی تصور کنی.

00:08:59.121 --> 00:09:02.001
‫راستش رو بخوای این سؤال
رو ‫نپرسیدیم ولی باید بپرسیم.

00:09:03.125 --> 00:09:05.795
‫از نامه‌هاش برام بگو.
‫همه‌شون رو به مطبوعات فرستاد؟

00:09:05.878 --> 00:09:07.147
‫پلیسا واقعاً ترسیده بودن.

00:09:07.171 --> 00:09:09.131
‫هی با خودمون می‌گفتیم: " یعنی
‫می‌دونه کی مسئول تحقیقات‌ـه؟

00:09:09.173 --> 00:09:10.925
‫ممکنه بیاد سراغ ما؟ سراغ زنامون؟"

00:09:11.008 --> 00:09:13.511
‫یه گروهبان داشتم، 10 سال
‫سابقه‌ی کار، سرسخت.

00:09:13.594 --> 00:09:15.346
‫یه سال تمام با شاتگان
.روی مبل می‌خوابید

00:09:16.097 --> 00:09:18.099
‫بالاخره، اون و زنش نقل مکان کردن.

00:09:18.182 --> 00:09:20.502
‫تو این یه سال اخیر کلی نیروی
‫کار اصلی از دست دادیم.

00:09:20.518 --> 00:09:22.461
‫- شرط می‌بندم همینطوره.
‫- براشون سخته.

00:09:22.478 --> 00:09:24.830
‫اون خانمی که از دستش در رفت چی؟
‫می‌تونم با اون صحبت کنم؟

00:09:24.914 --> 00:09:27.583
‫آنا؟ روز بعدش از اونجا رفت.

00:09:27.858 --> 00:09:29.068
‫همه‌چیز رو پشت سرش ول کرد.

00:09:29.151 --> 00:09:31.271
‫- مبلمان، همه‌چیز.
‫- داره شهر رو تخلیه می‌کنه.

00:09:31.320 --> 00:09:33.447
‫کل شهر مثل شکار براش
‫پیچ و تاب می‌خورن.

00:09:34.115 --> 00:09:35.115
‫برادر کتی برایت،

00:09:35.157 --> 00:09:36.843
‫- اون هنوز اینجاست.
‫- هنوز اینجاست.

00:09:36.867 --> 00:09:39.495
‫فکر می‌کنیم برای همین بی‌تی‌كی هیچوقت
‫به عنوان قربانی خطابش نکرد.

00:09:39.745 --> 00:09:40.788
‫می‌دونست که یه شاهد جا گذاشته.

00:09:40.871 --> 00:09:43.311
‫اگر خودش بهش اشاره نمی‌کرد، هرگز
‫نمی‌تونستیم باهاش ارتباط برقرار کنیم.

00:09:43.374 --> 00:09:45.668
‫طرز کارش کلاً غلطه. بهش چاقو
‫زده بود، به کوین هم شلیک کرد.

00:09:46.085 --> 00:09:48.326
‫ولی حرومزاده اعتبار
.همه‌چیز رو می‌خواد

00:09:48.504 --> 00:09:49.922
‫دوست دارم با کوین صحبت کنم.

00:09:50.006 --> 00:09:52.800
‫سه تا تیر به صورتش خورد.

00:09:52.883 --> 00:09:55.803
‫- یه سال تمام تو بیمارستان بود.
‫- قابل... اتکا هست؟

00:09:57.805 --> 00:10:00.158
‫تمام چیزی‌ـه که داریم.

00:10:02.276 --> 00:10:04.332
‫می‌دونی، من قبلاً به عنوان
‫مأمور مخفی معامله‌ی

00:10:04.357 --> 00:10:06.329
‫مواد انجام دادم و جلف
‫بازیم از این کمتر بوده.

00:10:06.388 --> 00:10:08.516
‫نمی‌خواد در حال حرف
‫زدن با پلیس دیده بشه.

00:10:09.150 --> 00:10:12.194
‫هرچه‌قدر احساس امنیت
‫بکنه، بیشتر می‌مونه.

00:10:12.403 --> 00:10:15.406
‫کوین هم روزای خوبی داره و هم روزای بدی،
‫امیدوارم امروز روز خوبی باشه.

00:10:15.489 --> 00:10:16.729
‫- اون آماده‌ی شلیکه؟
‫- همیشه.

00:10:18.284 --> 00:10:20.244
‫نگران نباش، کوین آزارش
‫به یه مورچه هم نمی‌رسه.

00:10:20.953 --> 00:10:22.753
‫مسیح خودش برات
هدف‌گیری می‌کنه؟

00:10:23.873 --> 00:10:26.375
‫من یه نجارم. اگر با
‫یه شاتگان شلیک کنم

00:10:26.459 --> 00:10:28.859
‫وقتی‌ـه که هدف‌گیری اهمیتی نداره.

00:10:28.878 --> 00:10:31.172
‫در اون لحظه، از تمام کمکی
که ‫داشته باشم استفاده می‌کنم.

00:10:31.881 --> 00:10:33.801
‫- آدم‌مون همینه؟
‫- خودشه

00:10:34.091 --> 00:10:35.968
بهش می‌خوره 40 کیلو هم نباشه

00:10:36.052 --> 00:10:38.638
‫کلی وزن از دست داده، اعصابش
‫به‌خاطر تیر‌اندازی آسیب دیدن.

00:10:38.721 --> 00:10:39.972
‫یادت باشه به جلو نگاه کنی.

00:10:43.142 --> 00:10:44.602
‫هی کوین حالت چطوره؟

00:10:44.685 --> 00:10:47.229
‫میشه لطفاً، آینه رو برگردونی؟

00:10:50.149 --> 00:10:52.735
‫حا... حالم خوبه

00:10:53.861 --> 00:10:54.861
‫فکر کنم.

00:10:55.529 --> 00:10:58.741
‫این مأمور تنچ‌ـه، می‌خوام
‫بذارم ازت سؤال بپرسه.

00:10:58.824 --> 00:11:00.701
‫نمی‌دونم دیگه چی
‫می‌تونم بهتون بگم.

00:11:00.785 --> 00:11:02.244
‫ممنونم که اومدی، کوین

00:11:03.079 --> 00:11:05.373
‫کاری که می‌خوام بکنم اینه
‫که ازت یه سری سؤال بپرسم

00:11:05.456 --> 00:11:08.376
‫ممکنه بعضیاش رو قبلاًً شنیده ‫باشی،
.بعضیاشونم برات جدید باشن

00:11:08.459 --> 00:11:09.502
‫به داستانت گوش میدم

00:11:09.585 --> 00:11:11.921
‫ولی قراره روی رفتار
.مظنون تمرکز کنم

00:11:12.296 --> 00:11:14.507
‫ازت می‌خوام که کلی
.جزئیات بهم بدی

00:11:14.674 --> 00:11:16.801
‫همه‌چیز مهمه.

00:11:19.804 --> 00:11:20.804
‫خیلی‌خب.

00:11:22.098 --> 00:11:24.975
‫اون پنجشنبه، خواهرت ماشینش
‫رو توی حیاط جا گذاشت

00:11:25.059 --> 00:11:26.059
‫درسته؟

00:11:26.394 --> 00:11:29.146
‫تو ماشین بابا بودیم،
‫داشتیم می‌آوردمش خونه.

00:11:29.980 --> 00:11:31.232
‫وقتی به خونه نزدیک شدی

00:11:31.315 --> 00:11:33.609
‫چیز عجیب یا متفاوتی دیدی؟

00:11:33.693 --> 00:11:35.277
‫نه قربان

00:11:35.903 --> 00:11:38.906
‫من و کتی وقتی وارد شدیم
‫داشتیم می‌خندیدم و حرف می‌زدیم.

00:11:40.574 --> 00:11:41.575
‫بعد "اون" اومد بیرون.

00:11:42.368 --> 00:11:43.577
‫خشن بود؟

00:11:43.911 --> 00:11:45.705
‫به نظر عصبانی می‌اومد؟
بی‌اعصاب بود؟

00:11:45.788 --> 00:11:48.499
‫راستش فقط عادی بود...

00:11:48.833 --> 00:11:52.002
‫ولی یه جوری بود انگار
‫واقعاً تو وجودش بدجنسی‌ـه.

00:11:52.086 --> 00:11:55.339
‫لباساش رو یادته؟
‫اینکه جوری لباس پوشیده بود؟

00:11:55.548 --> 00:11:58.259
‫توصیفش کردم...

00:11:59.009 --> 00:12:01.679
‫دستکش‌های گلف مشکی، ژاکت سبز

00:12:01.762 --> 00:12:03.264
‫ولی به نظر تو چطور بودن؟

00:12:03.889 --> 00:12:05.766
‫تمیز؟ کثیف؟ ارزون؟

00:12:06.892 --> 00:12:10.688
‫به نظر ارزون نمی‌اومد.

00:12:11.689 --> 00:12:12.940
‫ژاکتش ضخیم بود.

00:12:13.315 --> 00:12:14.315
‫خوب بود

00:12:15.943 --> 00:12:17.278
‫همه‌چیز تمیز بود

00:12:17.361 --> 00:12:18.404
‫کلی جیب داشت

00:12:18.988 --> 00:12:20.322
‫چیز دیگه‌ای گفت؟

00:12:21.031 --> 00:12:22.992
‫گفت یه مرد تحت‌تعقیب‌ـه

00:12:23.576 --> 00:12:24.577
‫گفت:

00:12:24.660 --> 00:12:27.913
‫"من تو کالیفرنیا تحت تعقیبم،
‫و باید خودم رو به نیویورک برسونم."

00:12:27.997 --> 00:12:29.165
‫ترسیده بودی،

00:12:29.248 --> 00:12:31.500
‫یا فکر می‌کردی داره
‫بهت راستش رو میگه؟

00:12:31.751 --> 00:12:33.991
‫فکر کردم فقط سرقته

00:12:34.170 --> 00:12:35.504
‫کلیدای ماشین رو بهش دادم

00:12:36.547 --> 00:12:38.716
‫فکر کردم دیگه چیزی که
.می‌خواد رو داره، پس می‌ره

00:12:39.925 --> 00:12:40.968
‫ولی اینطور نبود.

00:12:42.094 --> 00:12:43.846
‫مجبورت کرد کتی رو ببندی؟

00:12:43.929 --> 00:12:45.556
‫مجبورم... نکرد.

00:12:46.140 --> 00:12:47.933
‫- فقط بهم گفت.
‫- چطوری بهت گفت؟

00:12:48.184 --> 00:12:50.436
‫خیلی ساده

00:12:50.895 --> 00:12:53.230
‫باعث میشد همه‌چیز
‫منطقی به نظر بیاد.

00:12:53.522 --> 00:12:56.275
‫انگار که مثلاً اگر این‌کا‌رو
‫می‌کردیم، می‌رفت پی کارش.

00:12:56.817 --> 00:12:58.944
‫طنابی که تو رو باهاش
‫بست، از کجا آورد؟

00:12:59.236 --> 00:13:00.654
‫از تو جیبش.

00:13:02.323 --> 00:13:04.116
‫من کتی رو خیلی شل بستم.

00:13:05.576 --> 00:13:09.455
‫مجبورم کرد دراز بکشم،
‫دستام رو پشتم بست.

00:13:10.080 --> 00:13:11.457
‫پاهام رو بست به تخت.

00:13:11.540 --> 00:13:13.542
‫و وقتی دست و پاهات
‫رو بست چجوری بود؟

00:13:13.626 --> 00:13:16.545
‫نگران... یا عصبی بود؟

00:13:16.629 --> 00:13:18.339
‫اصلاً

00:13:18.672 --> 00:13:20.174
‫وقتی پاهام رو می‌بست نگاش کردم

00:13:20.800 --> 00:13:22.009
‫خیلی سریع گره می‌زد

00:13:22.092 --> 00:13:24.303
‫انگار که قبلاًً انجامش داده.

00:13:24.720 --> 00:13:26.514
‫خشن بود؟ عصبانی؟

00:13:26.972 --> 00:13:28.882
‫خیلی سفت دست
و پاهات رو بست؟

00:13:29.183 --> 00:13:32.353
‫تقریباً... ملایم بود.

00:13:32.436 --> 00:13:33.437
‫ملایم؟

00:13:33.521 --> 00:13:34.522
‫اینطور به نظر می‌اومد.

00:13:36.649 --> 00:13:40.277
‫یه بالش از رو تخت برداشت
‫و گذاشتش زیر سرم.

00:13:40.778 --> 00:13:41.904
‫جالبه

00:13:42.321 --> 00:13:44.615
‫می‌خوام بعداً راجع به اون
صحبت ‫کنم، ولی لطفاً ادامه بده.

00:13:44.698 --> 00:13:48.577
‫کتی رو به یه اتاق دیگه برد

00:13:49.620 --> 00:13:53.207
‫نمی‌تونستم بفهمم چه خبر بود

00:13:55.334 --> 00:13:57.294
‫بعد یه صداهایی شنیدم.

00:13:57.378 --> 00:13:58.796
‫چه صداهایی؟

00:14:01.090 --> 00:14:03.717
‫ناله نبود...

00:14:05.052 --> 00:14:07.012
‫تقریباً گریه‌های ریز بود.

00:14:09.557 --> 00:14:11.475
‫بعد کاملاً ساکت شد

00:14:14.812 --> 00:14:16.564
‫و دیگه نمی‌تونستم
.صداش رو بشنوم

00:14:19.692 --> 00:14:23.195
‫بعد خیلی ناگهانی یه رادیو
‫آورد تو اتاقم، با صدای بلند

00:14:23.487 --> 00:14:26.574
‫بعد یه چیزی دور گردنم
‫گذاشت و شروع کرد به کشیدن

00:14:26.782 --> 00:14:27.950
‫خیلی سریع بود.

00:14:28.033 --> 00:14:29.410
‫چیکار کردی؟

00:14:29.493 --> 00:14:31.871
‫فقط شروع کردم به لگد
‫زدن و پیچ و تاب خوردن.

00:14:32.580 --> 00:14:34.832
‫همون لحظه فهمیدم
.که می‌خواد بکشتم

00:14:35.040 --> 00:14:37.543
‫وقتی داشت خفه‌ـ‌ت
می‌کرد، چیزی گفت؟

00:14:38.586 --> 00:14:39.962
‫آه... نه.

00:14:42.548 --> 00:14:44.091
‫کوین، این مهمه.

00:14:44.675 --> 00:14:48.429
‫تو هر موقعی، وقتی داشت دست و پات
‫رو می‌بست یا وقتی داشت خفه‌ت می‌کرد،

00:14:48.929 --> 00:14:51.473
‫آلتش برجسته شده بود؟

00:14:51.849 --> 00:14:54.935
‫آم...

00:14:55.895 --> 00:14:57.021
‫نمی‌دونم.

00:14:57.313 --> 00:14:59.481
‫نمی‌تونستم ببینم.

00:14:59.565 --> 00:15:00.565
‫اشکال نداره.

00:15:00.983 --> 00:15:01.983
‫چطور در رفتی؟

00:15:02.484 --> 00:15:05.946
‫اینقدر وول خوردم،
‫که طناب پام شل شد.

00:15:06.196 --> 00:15:08.616
‫بلند شدم. دستام رو آزاد کردم،

00:15:09.450 --> 00:15:11.911
‫دیدم رفت سمت اسلحه

00:15:11.994 --> 00:15:13.078
‫رفتم سمتش تا برش دارم

00:15:13.537 --> 00:15:14.580
‫براش جنگیدیم

00:15:15.664 --> 00:15:17.750
‫برش گردوندنم

00:15:18.792 --> 00:15:23.005
‫دقیقاً نوکش سمت شکمش بود،
‫دوبار ماشه رو تا جایی که

00:15:23.088 --> 00:15:24.768
‫تونستم کشیدم، ولی کار نکرد.

00:15:24.798 --> 00:15:26.008
‫گذاشته بودش روی حالت ضامن

00:15:26.091 --> 00:15:28.011
‫اگر فقط می‌تونستم شلیکش
‫کنم همه‌چیز تغییر می‌کرد.

00:15:28.035 --> 00:15:30.071
‫هیچ راهی نبود تا اسلحه رو
‫از روی حالت ضامن برداری

00:15:30.095 --> 00:15:32.222
‫و بعد ماشه رو بکشی
‫و بهش شلیک کنی.

00:15:32.431 --> 00:15:34.141
‫فکر کنم تو دستام سر خورد

00:15:34.224 --> 00:15:37.061
‫چون دیگه دست
.اون بود و شلیک کرد

00:15:37.561 --> 00:15:39.480
‫اولین گلوله صورتم رو خراشید.

00:15:39.855 --> 00:15:42.858
‫دومی خورد کنار سرم

00:15:43.442 --> 00:15:46.362
‫همون موقع افتادم زمین.

00:15:46.695 --> 00:15:48.781
‫بیهوش شدی؟

00:15:50.908 --> 00:15:52.709
‫اصلاًً بیهوش نشدم.

00:15:53.494 --> 00:15:55.496
‫تمام مدت به هوش بودم.

00:15:57.498 --> 00:15:59.124
‫تصمیم گرفتم خودم
.رو به مردن بزنم

00:15:59.541 --> 00:16:03.087
‫- بعدش چی شنیدی؟
‫- کتی... ناله...

00:16:04.588 --> 00:16:06.090
‫شنیدم اون ناله می‌کرد.

00:16:06.799 --> 00:16:09.259
‫و من اونجا خودم رو به
‫موش‌مردگی زده بودم.

00:16:09.343 --> 00:16:10.469
‫اشکالی نداره، کوین

00:16:14.098 --> 00:16:18.102
‫حتماًً شنید تکون خوردم
‫چون دوباره اومد سمتم.

00:16:18.185 --> 00:16:20.789
‫بهم شلیک کرد، دندونام رو خرد کرد.

00:16:20.813 --> 00:16:23.816
‫بعد برگشت پیش کتی.

00:16:25.859 --> 00:16:27.736
‫به زور می‌تونستم بایستم

00:16:28.612 --> 00:16:30.739
‫صدای رادیو خیلی بلند بود

00:16:30.823 --> 00:16:32.366
‫همه‌جا خون بود

00:16:32.908 --> 00:16:35.452
‫اطراف رو نگاه کردم، می‌دونی،
‫دنبال یه چیزی که باهاش بزنمش،

00:16:35.536 --> 00:16:37.329
‫ولی فکر کردم...

00:16:37.871 --> 00:16:41.291
‫این بهترین فرصت
.برای پیدا کردن کمک‌ـه

00:16:41.709 --> 00:16:42.751
‫پس فرار کردی.

00:16:46.422 --> 00:16:48.674
‫  - آره
‫- بهترین کار رو کردی.

00:16:48.757 --> 00:16:50.509
‫می‌تونستم برگردم اون تو

00:16:50.592 --> 00:16:52.611
‫اونجوری هردوتون
.رو از دست می‌دادیم

00:16:56.974 --> 00:16:57.975
‫کوین، ممنونم.

00:16:58.767 --> 00:17:01.812
‫اگر چیز دیگه‌ای به ذهنت
‫می‌رسه، هر جزئیاتی...

00:17:01.895 --> 00:17:02.895
‫نه

00:17:03.731 --> 00:17:06.025
‫یه ساعت دستش بود.

00:17:06.984 --> 00:17:10.988
‫یه دونه از این بزرگ
.استیلی‌های ارتشی

00:17:22.124 --> 00:17:24.001
‫به این یکی شبیه بود؟

00:17:28.005 --> 00:17:29.131
‫مثل همین بود.

00:17:30.007 --> 00:17:31.341
‫ساعت جوزف اوترو

00:17:31.425 --> 00:17:34.136
‫همون خانواده‌ست، درسته؟
‫خودشه، مگه نه؟

00:17:34.219 --> 00:17:35.054
‫بی‌تی‌كی

00:17:35.137 --> 00:17:37.890
،‫پز یه قربانی پنجم هم می‌داد
‫ولی هیچوقت اسمش رو نگفت.

00:17:38.390 --> 00:17:39.475
‫فکر می‌کنیم کتی بود.

00:17:39.558 --> 00:17:41.935
‫بهت گفتم، قبلاًً این‌کا‌رو کرده.

00:17:42.019 --> 00:17:43.479
‫می‌دونست داره چیکار می‌کنه.

00:17:43.562 --> 00:17:45.689
‫من اونجوری که اونا
‫میگن آسیب مغزی ندیدم.

00:17:45.773 --> 00:17:47.483
‫- فقط خسته میشم.
‫- باورت داریم.

00:17:47.900 --> 00:17:50.486
‫ - و گیرش میندازیم.
‫ - بی‌صبرانه منتظرشم.

00:17:50.569 --> 00:17:52.404
‫ - منظورت چیه؟
‫ - صورتش رو دیدم

00:17:52.488 --> 00:17:53.781
‫اون می‌دونه من اینجام.

00:17:53.864 --> 00:17:56.625
‫هربار که وارد یه مغازه میشم،
‫هربار که کسی وارد اتاقی میشه

00:17:56.700 --> 00:17:58.994
‫- حتی تو کلیسا.
‫- این یارو کلیسا نمیره.

00:17:59.078 --> 00:18:01.278
‫ - کجا می‌ری، کوین؟
‫ - فقط... دور میشم.

00:18:11.131 --> 00:18:12.549
‫نمی‌تونم بگم سرزنشش می‌کنم.

00:19:41.597 --> 00:19:42.681
‫ننس؟

00:19:43.307 --> 00:19:44.933
‫- چی شده؟
‫- هیچی

00:19:45.017 --> 00:19:46.017
‫مشکلی نیست

00:19:46.643 --> 00:19:48.729
‫عزیزم، تو در پشتی
رو باز گذاشتی؟

00:19:49.438 --> 00:19:51.481
‫داشتم آشغالا رو می‌بردم بیرون،
‫برایان خوابش نمی‌برد.

00:19:51.565 --> 00:19:52.941
‫داری... داری میای بخوابی؟

00:19:53.525 --> 00:19:55.360
‫- به زودی میام.
‫- خیلی‌خب

00:20:22.679 --> 00:20:25.319
‫وندی تقریباًً برای اون
‫مصاحبه‌های جورجیا آماده‌ست.

00:20:25.474 --> 00:20:26.600
درسته

00:20:32.231 --> 00:20:34.233
‫- بی‌تی‌كی
‫- یه حیوون جدیده

00:20:34.316 --> 00:20:37.152
‫ - کلی مغایرت‌های جالب داره
‫- اجازه هست؟

00:20:43.450 --> 00:20:47.621
‫دختربچه رو به زیرزمین برده و
یه ‫اعدام تشریفاتی رو ترتیب داده.

00:20:48.455 --> 00:20:49.623
‫کلی وقت برده.

00:20:51.166 --> 00:20:52.668
‫ریسک بزرگی بوده.

00:20:53.052 --> 00:20:54.938
‫صحنه‌ی قتل اون تنها صحنه‌ای‌ـه
‫که توش آب منی پیدا شده.

00:20:54.962 --> 00:20:56.505
‫مشخصاً علاقه‌ی
.اصلی‌ـش همون بوده

00:20:56.588 --> 00:20:59.049
‫ بقیه‌ی ‫خانواده فقط...
خسارت جانبی‌ان

00:20:59.800 --> 00:21:02.678
‫انتظار داشته فقط مادر و
‫کوچیک‌ترین بچه خونه باشن.

00:21:03.178 --> 00:21:04.178
‫ولی یاد می‌گیره،

00:21:04.596 --> 00:21:06.598
‫بعد از اوترو‌ها، تمام
‫قربانی‌هاش زن بودن.

00:21:06.682 --> 00:21:09.643
‫هیچکدوم از مردها خونه نبودن،
‫به جز شاهدتون، برادر برایت

00:21:09.726 --> 00:21:10.886
‫انتظار کوین رو هم نداشت.

00:21:10.936 --> 00:21:14.189
‫پس بی‌تی‌كی طرز کارش رو عوض کرد،
‫برای همین به خواهره چاقو زد.

00:21:14.940 --> 00:21:17.818
‫چیزی که شگفت‌انگیزه، اینه که
‫با وجود اینکه سر قتل‌های...

00:21:17.901 --> 00:21:19.903
‫برایت و اوترو غافلگیر شده بود،

00:21:21.822 --> 00:21:24.574
‫یه جوری موفق شد وحشت
‫خودش رو مهار کنه.

00:21:24.658 --> 00:21:26.034
‫آدرنالین‌ـش رو تصور کن

00:21:26.118 --> 00:21:29.454
‫برای یه زن ریزاندام و یه دختربچه‌ی
‫11 ساله برنامه‌ریزی کردی،

00:21:29.538 --> 00:21:31.331
‫و کاملاًً ناگهانی صدای پارس سگ،

00:21:31.415 --> 00:21:34.001
‫یه بچه‌ی دیگه و یه گروهبان
‫ارتشی بازنشسته میاد.

00:21:34.459 --> 00:21:36.920
‫ولی فرار نکرد، از
‫وقتش استفاده کرد.

00:21:37.754 --> 00:21:39.339
‫شاید اوترو اولین قتلش نبود.

00:21:39.423 --> 00:21:41.550
‫مثل تازه‌کارا کلی اشتباه
‫داشت، اولین قتلش بود.

00:21:41.633 --> 00:21:44.594
‫ولی فکر می‌کنم به طور
‫استثنایی‌ای آماده بود.

00:21:44.678 --> 00:21:45.512
‫تمرین کرده بود؟

00:21:45.595 --> 00:21:48.265
‫یادته کمپر با عروسکا،
.حیوونا تمرین می‌کرد

00:21:48.465 --> 00:21:50.100
‫سال‌ها پیش خودش
‫خیال‌پردازی می‌کرد.

00:21:50.183 --> 00:21:52.185
‫پس می‌دونست
وقتی زمانش برسه

00:21:52.269 --> 00:21:53.562
‫دقیقاًً چطور انجامش بده.

00:21:53.645 --> 00:21:55.525
‫امکان نداره طرف‌مون
سابقه‌ی ‫جنایی نداشته باشه.

00:21:55.564 --> 00:21:56.864
‫آزار حیوانات،

00:21:56.906 --> 00:21:59.151
‫شاید دید زدن دخترای همسایه،
‫حمله به فاحشه‌ها.

00:21:59.234 --> 00:22:00.736
‫پس تا الان چی داریم؟

00:22:00.861 --> 00:22:03.238
‫مرد سفیدپوست، اواخر دوران 20
‫سالگی، یا اوایل دوران 30 سالگی.

00:22:03.322 --> 00:22:05.657
‫سابقه‌ی جنایی، احتمالش هست بقیه به‌خاطر
‫حمله‌ور شدن ازش شکایت کرده باشن.

00:22:05.741 --> 00:22:07.034
‫در بهترین فقط دبیرستان
‫رو تموم کرده.

00:22:07.117 --> 00:22:09.119
‫احتمالاً تو پیدا کردن یه
‫شغل رده‌بالا مشکل داره.

00:22:09.202 --> 00:22:12.122
‫کوین گفت سر و وضعش تمیز بود.
‫لباس‌هاش خوب بودن.

00:22:12.205 --> 00:22:13.874
‫نه عصبانی بود نه خشن.

00:22:13.957 --> 00:22:17.377
‫به اندازه‌ی قربانی‌ها معمولی
‫و برون شهری به نظر می‌رسه.

00:22:17.461 --> 00:22:19.830
‫با هرکسی که مصاحبه کردیم تو
‫یه خونه‌ی داغون بزرگ شدن

00:22:19.913 --> 00:22:21.648
‫و مجموعه‌ای از شکست
‫در بزرگسالی دارن.

00:22:21.731 --> 00:22:23.675
‫همه‌شون از لحاظ احساسی لطمه خوردن.

00:22:23.759 --> 00:22:27.095
‫تنها کسی که تونست شغلش رو نگه
‫داره برودوس بود و اونم کارگر بود.

00:22:27.179 --> 00:22:28.388
‫نامه‌هاش چی؟

00:22:28.472 --> 00:22:30.307
‫اونایی که به روزنامه می‌فرسته؟

00:22:32.809 --> 00:22:35.044
‫خودش رو با قاتل‌های
‫معروف هم‌سطح می‌دونه.

00:22:35.520 --> 00:22:38.273
‫"پسر سم"، "جک قصاب"
‫"تد از سواحل غربی"

00:22:38.357 --> 00:22:40.067
‫اون باید باندی باشه. گلتمن کیه؟

00:22:40.150 --> 00:22:42.778
‫هاروی. معروف به بستن و خفه
‫کردن خانما در دهه‌ی 50.

00:22:42.861 --> 00:22:45.113
‫- البته که اینو می‌دونی.
‫- داره راجع بهشون تحقیق می‌کنه.

00:22:45.197 --> 00:22:46.948
‫خودش رو مثل اونا جلوه میده.

00:22:47.032 --> 00:22:48.032
‫به این صفحه نگاه کن

00:22:48.241 --> 00:22:50.369
‫واقعاًً به خودش لقبای احتمالی میده

00:22:50.911 --> 00:22:52.037
‫"از اینا خوشم میاد.

00:22:52.287 --> 00:22:53.287
‫شما چطور؟

00:22:53.330 --> 00:22:55.499
‫خفه‌کننده‌ی بی‌تی‌كی

00:22:55.582 --> 00:22:59.002
‫خفه‌کننده‌ی ویچیتا،
‫جلاد ویچیتا"

00:22:59.086 --> 00:23:01.171
‫داره خودش رو برای
‫رسانه نامگذاری می‌کنه.

00:23:01.254 --> 00:23:04.549
‫مثل زودیاک، یا برکویتز که
‫اسم خودش رو گذاشت "پسر سم"

00:23:04.633 --> 00:23:08.178
‫برکویتز هم مطبوعات رو درگیر خودش کرد،
‫مستقیماًً برای جیمی برسلین نامه نوشت.

00:23:08.553 --> 00:23:11.223
‫برکویتز هم با حروف اول کلمات
‫برای خودش یه نماد درست کرد.

00:23:11.306 --> 00:23:13.350
‫توی هر نامه‌ای که
‫نوشت ازش استفاده کرد.

00:23:13.433 --> 00:23:14.433
‫درسته

00:23:15.102 --> 00:23:16.186
‫یه ضربدر بالاش داشت

00:23:18.271 --> 00:23:19.271
‫مثل این

00:23:20.816 --> 00:23:21.900
‫به یارو نگاه کن

00:23:27.739 --> 00:23:30.108
‫باید با "حیوان چاق" صحبت کنیم.
‫[ یکی از لقب‌های پسر سم ]

00:23:30.158 --> 00:23:33.036
‫این کاری‌ـه که الان می‌کنیم؟
‫زمان مصاحبه‌هامون رو تغییر می‌دیم

00:23:33.120 --> 00:23:34.579
‫تا تو تحقیقات جنایی
دیگه کمک کنیم؟

00:23:34.663 --> 00:23:36.540
‫چون تمام سوژه‌هامون مهم هستن.

00:23:36.623 --> 00:23:38.559
‫برکویتز از همون
اول تو لیست‌مون بود

00:23:38.583 --> 00:23:41.753
‫شاید، ولی باید راجع به اینکه کجای
‫آنالیزمون قراره بگیره صحبت کنیم.

00:23:42.021 --> 00:23:43.972
‫منظورم اینه که به صورت رسمی
‫تشخیص دادن مبتلا به اسکیزوفرنی‌ـه

00:23:44.056 --> 00:23:45.577
‫کمپر هم وقتی نوجوون
‫بود تشخیص دادن.

00:23:45.624 --> 00:23:48.793
‫باید حداقل این احتمال رو در نظر بگیریم
‫که برکویتز یه قاتل مبتلا به جنون ادواری‌ـه

00:23:49.136 --> 00:23:52.681
‫اون هیچکدوم از انگیزه‌های جنسی یا
‫روانی کمپر و برودوس رو نشون نمیده.

00:23:52.764 --> 00:23:55.976
‫به اختیار خودش سمت ماشین‌ها رفته،
‫‫  5 بار شلیک کرده و بعد فرار کرده.

00:23:56.059 --> 00:23:58.019
‫فکر نمی‌کنم چیزی که به
‫زور 19 ثانیه طول بکشه

00:23:58.103 --> 00:24:00.021
‫به کسی لذت جنسی برسونه.

00:24:00.105 --> 00:24:04.443
‫خب، می‌دونیم بی‌تی‌كی
از برکویتز الهام گرفته

00:24:04.985 --> 00:24:07.737
‫و می‌دونیم بی‌تی‌كی برای
‫ارضای جنسی آدم می‌کشه.

00:24:08.196 --> 00:24:10.240
‫و فعاله، تا الان 7 بار عمل کرده

00:24:10.323 --> 00:24:11.491
‫و دوباره داره شکار می‌کنه.

00:24:12.033 --> 00:24:13.935
‫کسی از این پسرای جورجیایی
‫حاضرن مصاحبه کنن؟

00:24:14.019 --> 00:24:15.912
‫- هنس تو لیست اعدامه
‫- تو لیست "درخواست" برای اعدامه

00:24:15.996 --> 00:24:17.996
‫کلی وقت داریم، می‌تونیم
‫یه هفته عقب بندازیمش.

00:24:18.039 --> 00:24:19.517
‫من تحقیقات رو جمع و جور می‌کنم، گرگ

00:24:19.541 --> 00:24:22.442
‫- تو می‌تونی زمان پرواز‌ها رو تغییر بدی؟
‫- البته

00:24:31.970 --> 00:24:33.330
‫این کاری‌ـه که الان می‌کنیم.

00:24:35.724 --> 00:24:36.725
‫چیه؟

00:24:40.770 --> 00:24:42.689
‫بهت نمی‌خوره اینجور جاها بیای

00:24:43.106 --> 00:24:44.316
‫هولدن منو آورد اینجا

00:24:44.524 --> 00:24:46.676
‫به هولدن نمی‌خوره
.اینجور جاها بیاد

00:24:47.777 --> 00:24:50.271
‫ببین، من معمولاً به کسی که
‫بهم اعتماد کرده خیانت نمی‌کنم

00:24:50.363 --> 00:24:53.074
‫ولی وقتی هولدن اون
،دو روز غیبش زد

00:24:53.450 --> 00:24:54.868
‫به دیدن کمپر رفت.

00:24:54.951 --> 00:24:57.087
‫حالا، هر اتفاقی که حین
‫اون ملاقات افتاد باعث...

00:24:57.170 --> 00:24:58.505
‫حمله‌ی وحشت‌زدگی شد.

00:24:58.588 --> 00:25:00.924
‫- می‌دونستی؟
‫- خودم از بیمارستان آوردمش.

00:25:01.166 --> 00:25:03.847
‫خیلی متأسفم که بهت نگفتم.
‫فکر کردم آخرین چیزی که نیاز داریم

00:25:03.919 --> 00:25:05.980
‫اینه که هولدن باعث شه
همه ‫با احتیاط رفتار کنن.

00:25:06.004 --> 00:25:07.884
‫صادقانه بگم، بیل، ما
‫باید بهش توجه کنیم.

00:25:07.923 --> 00:25:11.384
‫یه حمله بهش دست داد، حتی دکتر هم گفت
‫حسش بدتر از چیزیه که به نظر میاد.

00:25:11.468 --> 00:25:13.678
‫وحشت‌زدگی شاید توسط چیزای
‫مهم و واقعی به وجود نیان

00:25:13.762 --> 00:25:15.438
‫ولی اثرات‌شون کاملاًً واقعی‌ـه.

00:25:15.497 --> 00:25:17.758
‫چه فکر می‌کنی هولدن لیاقت همدردی‌ـت
‫رو داره چه نداره، در هر صورت

00:25:17.766 --> 00:25:19.768
‫این می‌تونه عواقب جدی‌ای
‫برای ما داشته باشه.

00:25:19.851 --> 00:25:22.646
‫و عواقب فیزیکی خیلی
.مهمی برای اون

00:25:22.729 --> 00:25:23.730
‫درست میگی

00:25:24.648 --> 00:25:26.274
‫- گان راجع به این می‌دونه؟
‫- نه

00:25:26.525 --> 00:25:29.861
‫اون بصیرت و سرمایه‌ش رو، روی
معجزه‌ی ‫هولدن فورد سرمایه‌گذاری کرده.

00:25:29.945 --> 00:25:32.030
‫نمی‌تونستم بهش بگم پسر
‫شگفت‌انگیز داره دیوونه میشه.

00:25:32.113 --> 00:25:34.675
‫- شاید ما ارزش نجات دادن رو نداشته باشیم...
‫- سر مصاحبه با برکویتز

00:25:34.699 --> 00:25:36.451
‫باید خودت گفتگو رو جلو ببری.

00:25:36.535 --> 00:25:38.471
‫قراره با حساسیت
،زیاد وارد اونجا بشه

00:25:38.495 --> 00:25:41.689
‫در حالی که می‌دونه فقط یه شانس برای برقراری ارتباط
‫با قاتلی که عکسش رو مجله‌ی نیوزویک هست داره.

00:25:41.706 --> 00:25:44.668
‫قراره احساس اضطراب و آسیب‌پذیری بکنه،
و این ‫می‌تونه پیش‌زمینه‌ی یه حمله‌ی دیگه باشه.

00:25:44.751 --> 00:25:46.871
‫آخرین باری که با یه
‫قاتل سریالی تو اتاق بود

00:25:46.920 --> 00:25:48.964
‫آخرش به یه تخت بیمارستان
‫بسته بودنش. چیکار کنم؟

00:25:49.047 --> 00:25:49.881
‫مراقب نشانه‌ها باش

00:25:49.965 --> 00:25:53.260
‫جدا از نشانه‌های فیزیکی آشکار، یه
‫حمله می‌تونه ده‌ها علامت داشته باشه.

00:25:53.343 --> 00:25:56.137
‫پس اگر دیوونه، بیش از حد نگران
‫یا شکننده به نظر اومد...

00:25:56.221 --> 00:25:57.514
‫می‌خوای نمک معطر حمل کنم؟

00:25:57.597 --> 00:25:58.473
‫شوخی نیست!

00:25:58.557 --> 00:26:01.142
‫اگر یه نشونه دیدی،
‫از اونجا ببرش بیرون.

00:26:01.226 --> 00:26:04.646
‫حالا هر فکری که راجع به سلامتی هولدن می‌کنی،
‫اگر این مصاحبه با برکویتز رو خراب کنه،

00:26:04.729 --> 00:26:06.481
‫گان نسبت به سرمایه‌گذاریش
‫دچار تردید میشه.

00:26:07.023 --> 00:26:09.901
‫و از این به بعد، باید
‫بین‌مون شفافیت کامل باشه.

00:26:09.985 --> 00:26:12.195
‫هر اتفاقی که براش می‌افته، ما
‫هردو باید راجع بهش بدونیم.

00:26:12.279 --> 00:26:13.279
‫رابطه‌ی دوطرفه‌ست.

00:26:13.321 --> 00:26:14.239
‫قبوله

00:26:23.206 --> 00:26:24.332
‫نوشیدنی بعدی رو من می‌گیرم.

00:26:24.416 --> 00:26:26.334
‫- احساس می‌کنم بهت بدهکارم
‫- خودم می‌گیرم

00:26:30.964 --> 00:26:32.964
‫ - یه دور دیگه؟
‫- چه خوشگله!

00:26:33.466 --> 00:26:35.719
‫بله، ممنونم.

00:26:35.802 --> 00:26:37.012
‫بذار من برات بگیرم

00:26:37.345 --> 00:26:38.225
‫ولش کن، گری

00:26:38.305 --> 00:26:40.575
‫اونجا با ژنرال پاتن نشسته

00:26:40.599 --> 00:26:42.399
‫خب هی داری تلاش‌هام
‫رو خراب می‌کنی، کِی!

00:26:42.475 --> 00:26:45.979
‫یه وطن‌پرست آمریکایی غیور دیگه چطور می‌تونه
‫حقوقی که به سختی گیر آورده رو خرج کنه؟

00:26:46.062 --> 00:26:48.231
‫مطمئنم برای پیدا کردن ایده‌های
‫جدید به کمک لازم نداری.

00:26:48.315 --> 00:26:50.167
‫اگر قول بدم از اینجا می‌برمت بیرون

00:26:50.191 --> 00:26:51.860
‫و از این عوضی‌ها
دورت می‌کنم چی؟

00:26:51.943 --> 00:26:53.862
‫- اسمت چیه، تكاور؟
‫- اریک

00:26:54.237 --> 00:26:56.239
‫تازه به کوانتیکو اومدی، اریک؟

00:26:56.323 --> 00:26:57.240
‫بله خانم

00:26:57.324 --> 00:26:59.284
‫چرا تو اولین شب
سختم کمکم نمی‌کنی؟

00:26:59.326 --> 00:27:00.702
‫اوه اریک، "واقعاًً" تازه اومدی اینجا.

00:27:01.286 --> 00:27:03.238
‫این پسرا مجبورت کردن
‫این‌کا‌رو انجام بدی، مگه نه؟

00:27:03.321 --> 00:27:06.199
‫متأسفانه امشب قراره کاملاًً
‫تنهایی بری تو تخت.

00:27:06.750 --> 00:27:09.210
‫من برای یه تیم دیگه بازی می‌کنم...
‫" گرایشم یه چیز دیگه‌ست."

00:27:10.545 --> 00:27:11.588
‫اگر اون لزبین‌ـه،

00:27:11.671 --> 00:27:12.857
‫کریستی بینکلی و بروک
‫شلیدز هم همینطورن.

00:27:12.881 --> 00:27:15.041
‫- دوست دارم دعوا با بالش‌‌شون رو ببینم!
‫- بزنم به همون حساب قبلی؟

00:27:16.134 --> 00:27:17.510
‫نه این یکی رو خودم حساب می‌کنم.

00:27:21.598 --> 00:27:22.599
‫واقعاًً جواب داد؟

00:27:23.308 --> 00:27:24.768
‫مردم چیزی رو می‌بینن که
‫دل‌شون می‌خواد ببینن.

00:27:25.518 --> 00:27:26.954
‫اگر چیز دیگه‌ای خواستی خبرم کن.

00:27:26.978 --> 00:27:28.778
‫- ممنون
‫- ممنون که سر زدی

00:27:29.314 --> 00:27:31.316
‫چشاتون رو به جلو باشه، کرما

00:27:33.531 --> 00:27:34.878
‫« آتیکا، نیویورک »

00:27:34.903 --> 00:27:38.365
‫شش کشته، هفت زخمی.
.بزرگ‌ترین تعقیب در تاریخ آمریكا

00:27:38.448 --> 00:27:41.660
‫و میگه که یه شیطان در وجود سگ
‫همسایه باعث شد این‌کا‌رو بکنه.

00:27:41.743 --> 00:27:44.221
‫واقعاًً باورش داریم؟

00:27:44.245 --> 00:27:45.885
‫از نظر سطحی،
،جرم‌ها کاملاًً اتفاقی‌ان

00:27:45.955 --> 00:27:49.751
‫ولی... مطمئن نیستم اونطوری که
‫خودش تظاهر می‌کنه خل و چل باشه.

00:27:50.126 --> 00:27:52.253
‫الگوی کافی برای
‫نشون دادن قصدش هست.

00:27:52.337 --> 00:27:55.090
‫همیشه به خانم‌ها، یا خانم‌هایی
‫که پیش یه مرد هستن شلیک می‌کنه.

00:27:55.173 --> 00:27:58.069
‫و وقتی به داخل ماشین‌ها شلیک می‌کنه، همیشه
‫به سمت صندلی مسافر تیراندازی می‌کنه.

00:27:58.093 --> 00:28:00.387
‫از این برای حمایت از فرضیه‌ی
‫"اتفاقی بودن قتل‌ها" استفاده می‌کنه

00:28:00.470 --> 00:28:03.765
‫نزدیک‌ترین سمت به پیاده‌ رو.
نه ‫برنامه‌ریزی می‌خواد، نه استراتژی.

00:28:03.848 --> 00:28:04.848
‫فقط شلیک می‌کنی.

00:28:05.141 --> 00:28:07.936
‫ولی تو زوج‌ها، معمولاً
‫مرد رانندگی می‌کنه

00:28:09.187 --> 00:28:12.273
‫هیچوقت سمت راننده شلیک
‫نمی‌کنه، همیشه سمتی که...

00:28:13.024 --> 00:28:14.442
‫خانم‌ها میشینن تیراندازی می‌کنه.

00:29:09.873 --> 00:29:12.333
‫تعجب کردم اف‌بی‌آی زودتر نیومد.

00:29:13.334 --> 00:29:16.212
‫شبی که دستگیر شدم،
‫شهردار به دیدنم اومد.

00:29:16.796 --> 00:29:19.007
‫نصف شب اومدم تو سلولم

00:29:19.090 --> 00:29:21.542
‫به محض اینکه تونستیم
‫وارد برنامه‌مون کردیمت

00:29:23.511 --> 00:29:25.346
‫پس با آدمای دیگه هم صحبت می‌کنین؟

00:29:25.430 --> 00:29:26.430
‫تعدادی

00:29:27.182 --> 00:29:28.933
‫ولی هیچکس کاری که
‫تو کردی رو نکرده

00:29:30.059 --> 00:29:32.312
‫تو کل یه شهر رو
بنده‌ی خودت کردی

00:29:33.188 --> 00:29:36.024
‫دخترا موهاشون رو کوتاه
‫می‌کردن تا تو متوجه‌شون نشی.

00:29:36.232 --> 00:29:37.650
‫دیسکو‌ها زود می‌بستن

00:29:38.026 --> 00:29:40.737
‫نیویورک بزرگ‌ترین گروه
‫نیرو‌ها رو جمع کرد.

00:29:41.696 --> 00:29:43.114
‫صدها سال دیگه

00:29:43.198 --> 00:29:45.909
‫مردم هنوزم اسم پسر
‫سم رو می‌شناسن.

00:29:47.243 --> 00:29:49.662
‫همیشه میگم، اگر می‌خوای
‫نقاشی رو یاد بگیری

00:29:50.914 --> 00:29:52.248
‫مستقیماً برو پیش هنرمندش.

00:29:53.958 --> 00:29:56.270
‫- یعنی چی؟
‫- تو خیلی معروفی

00:29:56.294 --> 00:29:58.797
‫یه قاتل تو کانزاس
.هست که طرفدارته

00:29:59.589 --> 00:30:01.424
‫به مطبوعات نامه می‌فرسته

00:30:01.508 --> 00:30:03.009
‫و راجع به تو می‌نویسه.

00:30:05.970 --> 00:30:09.140
‫- داره دستم می‌ندازه؟
‫- یارو تا الان 7 نفر رو کشته.

00:30:09.224 --> 00:30:11.142
‫حنی یه نماد ساخته.
بهش نشون بده

00:30:21.569 --> 00:30:22.569
‫اون چیه؟ ممه؟

00:30:23.029 --> 00:30:24.029
‫یه "بی" ‌ـه

00:30:24.864 --> 00:30:27.826
‫- کاملاًً تقلید کرده
‫- ما هم همین فکر رو می‌کنیم

00:30:30.245 --> 00:30:31.245
‫چطوری می‌کشت‌شون؟

00:30:31.955 --> 00:30:34.833
‫وارد خونه‌ها میشه، مردم
‫رو می‌بنده، خفه‌شون می‌کنه

00:30:35.500 --> 00:30:37.210
‫اسم خودش رو گذاشته "بی‌تی‌كی"

00:30:37.293 --> 00:30:38.586
‫یعنی"بستن، شکنجه، کشتن"

00:30:39.504 --> 00:30:41.172
‫دیوید، تو اسم خودت
رو چی گذاشتی؟

00:30:41.840 --> 00:30:43.758
‫" من پسر سم هستم

00:30:44.509 --> 00:30:47.220
‫برو بیرون و بکش! این دستور پدر سمه."

00:30:52.058 --> 00:30:55.103
‫مطبوعات به من می‌گفتن:
‫" قاتل کالیبر 44"

00:30:55.770 --> 00:30:58.356
‫یه تئوری مسخره‌ای
‫داشتن راجع به اینکه

00:30:58.439 --> 00:31:00.775
‫اسلحه یه جورایی
.نمادی از آلتم بود

00:31:02.235 --> 00:31:04.153
‫من یه قاتل دیوونه‌ی جنسی نیستم.

00:31:05.071 --> 00:31:07.782
‫به یه اسم نیاز داشتم
‫که واقعاًً نشون بده کی‌ام.

00:31:08.157 --> 00:31:11.452
‫که نشون بده توسط یه اهریمن
‫3000 ساله کنترل میشم.

00:31:12.537 --> 00:31:14.581
‫مردم باید بدونن شیاطین واقعی‌ان.

00:31:15.164 --> 00:31:17.834
‫فیلم "جن‌گیر" براساس
‫چیزهای واقعی‌ـه.

00:31:17.917 --> 00:31:19.043
‫تو جن‌گیر رو دیدی؟

00:31:19.919 --> 00:31:20.919
‫همه دیدن.

00:31:21.254 --> 00:31:24.382
‫قبل از قتل‌ها راجع به شیاطین
‫و جن‌گیری زیاد می‌خوندی؟

00:31:26.217 --> 00:31:27.218
‫شاید

00:31:27.302 --> 00:31:30.430
‫بیا بریم سر اولین قتل،
‫طرز فکرت برامون جالبه...

00:31:30.513 --> 00:31:32.598
‫تو به فرزندی قبول شدی، مگه نه؟

00:31:38.271 --> 00:31:41.774
‫آره، درست قبل از
،همه‌ی این داستانا

00:31:42.400 --> 00:31:44.360
‫دنبال مادر واقعی‌ـم گشتم.

00:31:44.444 --> 00:31:46.988
‫- فهمیدم که هیچوقت منو نمی‌خواست.
‫- حتماًً خیلی سخت بوده.

00:31:47.697 --> 00:31:50.325
‫مادر سرپرستم بهم گفت
‫که مادر واقعی‌ـم مُرده.

00:31:50.742 --> 00:31:53.360
‫معمولاًً این اتفاق سر بچه‌های
‫به فرزندی قبول شده می‌افته.

00:31:55.580 --> 00:31:56.956
‫خب، من نامشروع بودم.

00:31:57.749 --> 00:31:58.949
‫جفت‌شون دروغ گفتن.

00:32:00.668 --> 00:32:02.837
‫همون موقع بود که صداهایی شنیدم.

00:32:02.921 --> 00:32:04.130
‫"شیاطین"

00:32:06.966 --> 00:32:08.927
‫از کجا می‌فهمی که شیطان داری؟

00:32:09.177 --> 00:32:10.177
‫علامت‌‌هایی داره؟

00:32:12.680 --> 00:32:14.724
‫تسخیر شدن فقط

00:32:14.807 --> 00:32:16.517
‫چیزی نیست که
.از بیرون می‌بینی

00:32:17.518 --> 00:32:19.938
‫شکنجه‌ی درونی‌ـش وحشتناک‌ـه.

00:32:20.772 --> 00:32:23.066
‫شیاطین موجودات قدرتمندی هستن.

00:32:23.149 --> 00:32:26.569
‫از صدای خودت، از افکار خودت
‫بر علیه‌‌ـت استفاده می‌کنن.

00:32:27.195 --> 00:32:28.738
‫باعث میشن فکر کنی دیوونه‌ای

00:32:29.238 --> 00:32:32.325
‫وقتی به اندازه‌ی کافی قوی میشن،
‫اسم‌شون رو بلند فریاد می‌زنن.

00:32:32.408 --> 00:32:36.204
‫و وقتی این‌کا‌رو می‌کنن، اختیار
‫کامل‌ـت رو به دست آوردن.

00:32:36.496 --> 00:32:38.665
‫پس الان می‌دونی که یه شیطان داری

00:32:39.707 --> 00:32:40.707
‫چیکار کردی؟

00:32:41.793 --> 00:32:44.379
‫از شغلم استعفا دادم و خودم
‫رو تو آپارتمانم حبس کردم.

00:32:44.879 --> 00:32:47.674
‫برای یه ماه خونه موندم و
‫گوش دادم، آماده شدم...

00:32:47.757 --> 00:32:49.592
‫گوش دادی؟ دقیقاًً به چی؟

00:32:52.637 --> 00:32:54.222
‫همسایه‌ـ‌م، سم، یه سگ داشت

00:32:54.305 --> 00:32:56.182
،هر شب

00:32:56.265 --> 00:32:57.809
‫سگه زوزه می‌کشید.

00:32:58.142 --> 00:32:59.936
‫خفه نمیشد.

00:33:00.353 --> 00:33:02.313
‫هی می‌گفت به خون نیاز داره

00:33:02.397 --> 00:33:03.898
‫خون می‌خواست

00:33:05.400 --> 00:33:06.526
‫چاره‌ای نداشتم.

00:33:06.609 --> 00:33:10.154
‫اون نوشته‌های روی دیوار
‫آپارتمانت، اونا راجع به چی بودن؟

00:33:14.075 --> 00:33:16.744
‫گاهی صداها از داخل
.دیوارها می‌اومدن

00:33:17.203 --> 00:33:18.538
‫پس، از سگ نبودن؟

00:33:19.664 --> 00:33:21.265
‫فقط سعی دارم شفاف‌سازی کنم.

00:33:22.250 --> 00:33:23.394
‫شکنجه‌م دادن.

00:33:23.418 --> 00:33:25.420
‫حاضر بودم دیوارها رو خراب
‫کنم و دنبال‌شون بگردم.

00:33:25.503 --> 00:33:28.631
‫اون طرفای همون زمانی بود که فیلم
‫جن‌گیر رو دیدی و کتابات رو می‌خوندی؟

00:33:30.216 --> 00:33:32.010
‫- همون زمان بود.
‫- کنجکاوم

00:33:32.093 --> 00:33:34.554
‫تو سابقه‌ی شنیدن
،صداهای اهمرینی

00:33:34.637 --> 00:33:35.722
‫حمله‌های روانی داشتی.

00:33:36.431 --> 00:33:39.058
‫چرا با اقرار به دیوانگی،
به ‫دادگاه نگفتی که بی‌گناهی؟

00:33:39.142 --> 00:33:42.603
‫چرا بگی گناهکاری و شانس محاکمه رو به خودت ندی
‫در حالی که می‌تونستی شیاطین‌ـت رو توضیح بدی؟

00:33:42.687 --> 00:33:44.647
‫چون دیوونه نیستم.

00:33:44.897 --> 00:33:47.275
‫نمی‌تونم تظاهر به دیوونگی کنم.

00:33:48.192 --> 00:33:51.237
‫می‌دونم اشتباه بود، ولی
‫مجبورم کردن انجامش بدم.

00:33:51.320 --> 00:33:55.074
‫شنیدن صدای شیاطین یکی
‫از علائم حتمی دیوانگی‌ـه.

00:33:55.158 --> 00:33:57.118
‫اونا "پیش" من اومدن،
‫از "طرف" من نمیان.

00:33:57.201 --> 00:34:00.121
‫متأسفم که هی تکرارش می‌کنم، ولی
‫این بخشی‌ـه که مردم رو جذب می‌کنه.

00:34:00.204 --> 00:34:04.459
‫می‌دونی، دو نفر دارن کتاب
‫می‌نویسن، همسایه‌ـ‌ت و یه یارویی

00:34:04.542 --> 00:34:06.736
‫که حالا به هر دلیلی مالکیت
‫تمام املاکت رو بهش دادی.

00:34:06.819 --> 00:34:08.421
‫داریم مراحل قانونی
.رو انجام می‌دیم

00:34:08.504 --> 00:34:10.556
‫این کتاب قراره مثل همبرگر‌
‫بزرگ مک‌دونالد معروف بشه

00:34:10.639 --> 00:34:12.975
‫مردی که با سگ‌ها حرف می‌زنه،
‫صدای شیاطین رو می‌شنوه

00:34:13.968 --> 00:34:16.028
‫کلی فروش میره، مرد

00:34:16.679 --> 00:34:19.182
‫اون درآمد حاصل از فروش
‫کتاب رو کسب می‌کنه، درسته؟

00:34:19.640 --> 00:34:22.477
‫- کسی که صاحب املاکت شده؟
‫- همونطور که گفتم، درگیر مراحل قانونی هستیم

00:34:22.560 --> 00:34:23.978
‫نمی‌تونم راجع به جزئیات صحبت کنم

00:34:24.062 --> 00:34:25.521
‫اوه شرط می‌بندم همینطوره

00:34:26.314 --> 00:34:29.484
‫صداها دوست ندارن با
‫وکیل‌ـت صحبت کنن، مگه نه؟

00:34:34.238 --> 00:34:37.575
‫چرت و پرته، نه؟

00:34:39.577 --> 00:34:41.412
‫صدایی نیست، اهریمنی نیست.

00:34:42.789 --> 00:34:43.789
‫سگ صحبت نمی‌کنه.

00:34:45.249 --> 00:34:48.044
‫یه فیلم دیدی، یه کتاب خوندی
‫و همه‌ش رو از خودت در آوردی.

00:34:48.127 --> 00:34:49.796
‫که اگر همه‌چیز به گوه کشیده شد...

00:34:50.213 --> 00:34:52.113
‫یه راهی برای فرار داشته باشی.

00:34:52.181 --> 00:34:54.061
‫می‌خوای تا ابد توی اف‌بی‌آی
‫به عنوان کسی شناخته بشی

00:34:54.092 --> 00:34:57.213
‫که گذاشت یه سگ لابرادور کاری کنه
‫تا آخر عمر مزخرفش بی‌افته زندان؟

00:35:00.139 --> 00:35:03.351
‫همه‌شون باور کردن دیوید، مگه نه؟

00:35:05.061 --> 00:35:06.270
‫حتی روان‌پزشک‌ها...

00:35:13.528 --> 00:35:14.987
‫خصوصاً روان‌پزشک‌ها.

00:35:16.656 --> 00:35:18.616
‫جهنم، خودمم یه
.کمی‌ـش رو باور کردم

00:35:19.992 --> 00:35:21.452
‫خیلی تأثیر‌پذیرم.

00:35:21.536 --> 00:35:23.204
‫دوست داشتی صدا بشنوی؟

00:35:23.287 --> 00:35:24.789
‫هی راجع بهشون می‌خوندم.

00:35:24.872 --> 00:35:26.999
‫یه جورایی با فانتزی‌هام گره خوردن.

00:35:27.083 --> 00:35:28.751
‫چه فانتزی‌هایی؟

00:35:28.835 --> 00:35:30.545
‫دخترها. انتقام

00:35:30.628 --> 00:35:32.713
‫من چیزی‌ام که بهش می‌گین:
‫" گرسنه‌ی جنسی خیالباف"

00:35:33.965 --> 00:35:35.800
‫اون... اون فقط منم.
‫اصلاًً بالینی نیست.

00:35:35.883 --> 00:35:38.803
‫- اون فانتزی‌ها کی شروع شد؟
‫- وقتی نوجوون بودم.

00:35:39.220 --> 00:35:42.223
‫ولی حتی الانم، بیشتر وقتم
‫رو به خیالبافی می‌گذرونم.

00:35:44.767 --> 00:35:47.436
‫قتل‌های من، جنسی نبودن.

00:35:48.062 --> 00:35:49.856
‫هیچوقت نمی‌خواستم
‫به کسی تجاوز کنم.

00:35:50.398 --> 00:35:51.691
‫فقط می‌خواستم بکشم‌شون.

00:35:52.233 --> 00:35:55.611
‫صداها بهم اجازه میدن کاری که
‫می‌خواستم بکنم رو توجیه کنم.

00:35:55.695 --> 00:35:57.613
‫چجوری پیداشون ‫می‌کردی؟
قربانی‌هات رو؟

00:35:58.239 --> 00:35:59.699
‫فقط شروع می‌کردم به رانندگی.

00:35:59.782 --> 00:36:01.659
‫- رانندگی؟
‫- تمام مدت.

00:36:01.742 --> 00:36:02.660
‫دنبال دخترا

00:36:02.743 --> 00:36:05.496
‫پس هیچکس رو از قبل
‫انتخاب و بررسی نکردی؟

00:36:05.580 --> 00:36:08.332
‫نه، هیچوقت نمی‌دونستم
‫قراره کی باشه.

00:36:08.791 --> 00:36:10.042
‫این کاری‌ـه که کانزاس می‌کنه؟

00:36:10.126 --> 00:36:11.669
‫از نامه‌هاش همین رو فهمیدیم.

00:36:11.752 --> 00:36:13.462
‫من فقط می‌روندم و می‌روندم...

00:36:13.546 --> 00:36:16.031
‫شرط می‌بندم کانزاس
.هم همین‌کارو می‌کنه

00:36:16.382 --> 00:36:18.176
‫باید یه ماشین خوب داشته باشی.

00:36:18.634 --> 00:36:19.760
‫و من ماهر بودم.

00:36:19.844 --> 00:36:21.846
‫نقشه‌ها و میان‌بر‌های
.فرار رو بلد بودم

00:36:21.929 --> 00:36:24.932
‫اسلحه‎م رو حمل می‌کردم، کلی
‫سکه برای پارکینگ داشتم.

00:36:26.017 --> 00:36:27.727
‫هیچوقت نمی‌دونی کجا
‫به دردت می‌خوره.

00:36:27.810 --> 00:36:29.746
‫از کجا می‌دونستی کدوم
‫شبا باید بری شکار؟

00:36:29.770 --> 00:36:32.190
‫ربطی به چرخه‌ی قمری داشت؟

00:36:32.273 --> 00:36:34.150
‫لعنت نه. هرشب می‌رفتم شکار.

00:36:34.233 --> 00:36:35.878
‫- هر شب؟
‫- همین رو می‌خواد.

00:36:35.902 --> 00:36:36.902
‫تعهد

00:36:37.236 --> 00:36:38.529
‫هر شب می‌ری بیرون...

00:36:38.613 --> 00:36:42.617
‫ولی شاید هر چند هفته
‫یه بار دختر مناسب رو

00:36:42.700 --> 00:36:44.452
‫تو مکان مناسب و زمان
‫مناسب پیدا کنی.

00:36:45.119 --> 00:36:47.079
‫هیچوقت نمی‌دونستم
‫دنبال چی می‌گردم،

00:36:47.997 --> 00:36:49.624
‫ولی وقتی می‌دیدمش
‫می‌دونستم می‌خوامش.

00:36:49.707 --> 00:36:51.083
‫تا حالا یادگاری هم برداشتی؟

00:36:51.751 --> 00:36:52.793
‫یه چیزی از صحنه‌ی جرم؟

00:36:52.877 --> 00:36:55.630
‫- شاید یه چیزی از خود دخترها؟
‫- نه، فرار می‌کردم.

00:36:57.590 --> 00:36:59.091
‫اون مقلد، اون چیزی برمی‌داره؟

00:36:59.425 --> 00:37:00.259
‫آره

00:37:00.343 --> 00:37:04.263
‫دیوید، تا حالا به هیچکدوم
‫از صحنه‌های جرم برگشتی؟

00:37:04.972 --> 00:37:05.972
‫همیشه

00:37:06.015 --> 00:37:08.935
‫به خاطر پشیمونی و
‫عذاب‌ وجدان بود؟

00:37:10.269 --> 00:37:11.103
‫نه

00:37:11.187 --> 00:37:13.564
‫اگر یه مدت چیزی گیرم نیاد
‫و پلیسا زیاد باشن...

00:37:13.648 --> 00:37:15.441
‫برمی‌گردم به جایی
.که کاری انجام دادم

00:37:15.524 --> 00:37:16.609
‫دوباره زندگی‌ـش می‌کنی.

00:37:18.402 --> 00:37:20.529
‫تک تک جزئیات رو

00:37:22.782 --> 00:37:26.452
‫گاهی روی خاک، جایی که مردن، غلت
‫می‌خوردم فقط برای اینکه حسش کنم.

00:37:27.787 --> 00:37:28.787
‫تو...

00:37:32.166 --> 00:37:34.168
‫خودارضایی کردی؟

00:37:34.752 --> 00:37:35.753
‫اوه آره

00:37:36.963 --> 00:37:38.506
‫ولی اونجا نه، تو خونه.

00:37:39.173 --> 00:37:43.261
‫دوباره میگم، هیچوقت راجع به
‫سکس با خشونت خیال‌بافی نکردم.

00:37:44.637 --> 00:37:46.264
‫این دوتا همیشه برام جدا بودن.

00:37:46.347 --> 00:37:47.431
‫البته

00:37:54.146 --> 00:37:57.566
‫حتی اگر طرف‌‌تون یادگاری بر می‌داره،

00:37:58.109 --> 00:38:00.319
‫تضمین می‌کنم که به
‫صحنه‌ی جرم برمی‌گرده.

00:38:01.320 --> 00:38:02.488
‫نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری.

00:38:04.115 --> 00:38:05.741
‫شاید فقط از اونجا
‫با ماشین رد میشه.

00:38:07.743 --> 00:38:08.743
‫شاید

00:38:12.373 --> 00:38:15.626
‫خودشیفتگی‌ـش باعث میشه قبول کنه
‫که داستان اهریمن ساختگی بود.

00:38:15.710 --> 00:38:19.297
‫فکر اینکه یه نفر دیگه از شهرت اون
‫سود می‌بره براش غیر قابل تحمل بود.

00:38:19.380 --> 00:38:20.464
‫غرایزت درست بودن.

00:38:20.548 --> 00:38:23.028
‫کسی که مبتلا به اسکیزوفرنی‌ـه نمی‌تونه
‫صداها رو روشن و خاموش کنه.

00:38:23.050 --> 00:38:25.303
‫قاتل روانی یا قاتل
تسخیر ‫شده، چه فرقی داره؟

00:38:25.386 --> 00:38:27.930
‫نمی‌تونه اینکه دیوونه
‫خطابش کنن رو تحمل کنه.

00:38:28.889 --> 00:38:30.349
‫شیاطین خاصش می‌کنن.

00:38:30.933 --> 00:38:33.185
‫رزمنده‌ای که با شیاطین
‫شکست‌ناپذیر مبارزه می‌کنه.

00:38:33.602 --> 00:38:34.812
‫دیوونه براش ضعیف‌ـه

00:38:34.895 --> 00:38:37.335
‫خیلی عجیبه که با وجود ظاهرش

00:38:37.398 --> 00:38:39.692
‫جرایمش "واقعاًً" روانی- جنسی هستن.

00:38:39.775 --> 00:38:42.595
‫هی به این نکته اشاره می‌کرد
‫که فانتزی‌های جنسی‌ـش

00:38:42.678 --> 00:38:43.612
‫از خشونت‌ـش متفاوتن.

00:38:43.696 --> 00:38:45.573
‫دلش نمی‌خواست کسی فکر کنه
‫اسلحه‌ش نمادی از آلتشه.

00:38:45.656 --> 00:38:46.657
‫با این حال از یه
‫کالیبر 44 استفاده کرد.

00:38:46.741 --> 00:38:49.827
‫اون برمی‌گرده به چهره‌ی عمومیش
‫که با شخصیت خودش دچار تضاده.

00:38:49.910 --> 00:38:51.454
‫مجرمای جنسی منحرفن.

00:38:51.537 --> 00:38:52.788
‫اون یه نابغه‌ی شکنجه شده‌ست.

00:38:52.872 --> 00:38:55.374
‫وقتی رسانه این رو اشتباه متوجه
‫شد، خودش داستان رو درست کرد.

00:38:55.458 --> 00:38:57.877
‫پس راجع به شهرتش بیشتر
‫از قتل‌ها هیجان‌زده‌ست؟

00:38:57.960 --> 00:38:58.794
‫جفتشه

00:38:58.878 --> 00:39:00.362
‫قتل‌ها یه نوع مقدمه‌سازی
‫برای ارضا شدنش بودن،

00:39:00.446 --> 00:39:02.581
‫ولی به همون اندازه به اینکه چطور
‫به نظر میاد هم اهمیت می‌داد.

00:39:02.665 --> 00:39:05.134
‫اسم گذاشتن رو خودش،
‫برقراری ارتباط با رسانه.

00:39:05.217 --> 00:39:06.594
‫همه‌ش برمی‌گرده به کنترل

00:39:06.677 --> 00:39:08.846
‫و برکویتز نمی‌تونه رفتار
‫خانم‌ها نسبت به خودش رو

00:39:08.929 --> 00:39:10.806
‫یا جا افتادنش تو
‫خانواده‌ش رو کنترل کنه

00:39:10.890 --> 00:39:13.184
‫پس این آدم هیولا رو درست می‌کنه

00:39:13.267 --> 00:39:16.187
‫اما در واقعیت فقط یه پستچی
‫خنگ و بی دست و پاست.

00:39:16.270 --> 00:39:20.024
‫اگر با حرف برکویتز جلو بریم،
‫بی‌تی‌كی هر شب شکار می‌کنه.

00:39:20.107 --> 00:39:23.110
‫هیچکس نمی‌تونه شغل درست حسابی
نگه ‫داره، یه خانواده داشته باشه

00:39:23.194 --> 00:39:26.655
‫شکار کنه و به صحنه‌های جرم هم سر بزنه.
‫در بهترین حالت یه کار رده پایین داره

00:39:26.739 --> 00:39:28.949
‫- بدون هیچ رابطه‌ی واقعی‌ای.
‫- مطمئناًً با خانما نه.

00:39:29.033 --> 00:39:30.117
‫طبق حرف برکیوتز

00:39:30.201 --> 00:39:32.703
‫مجبور میشیم یه دسته‌بندی
‫کاملاًً جدید درست کنیم.

00:39:32.787 --> 00:39:35.599
‫داشتیم تحقیق می‌کردیم که قاتل‌ها پرونده‌های
‫خودشون رو تو رسانه‌ها دنبال می‌کردن یا نه

00:39:35.623 --> 00:39:37.049
‫همونطوری که کمپر می‌کرد.

00:39:37.132 --> 00:39:40.586
‫ولی الان باید این احتمال رو در نظر بگیریم
‫که تو رسانه افسانه‌های خودشون رو بسازن

00:39:40.669 --> 00:39:42.129
‫پس برکویتز، اون چجوری‌ـه؟

00:39:44.131 --> 00:39:47.551
‫مبتلا به اسکیزوفرنی نیست،
‫به هیچ وجه از قبل برنامه‌ریزی نمی‌کنه

00:39:47.635 --> 00:39:50.596
‫و برای وقتی که گرفتنش یه بهانه‌ی
‫مسخره‌ی ماوراء طبیعی آورد

00:39:50.679 --> 00:39:53.057
‫و مطمئناً جرایمش جنبه‌ی جنسی داره.

00:39:53.140 --> 00:39:54.600
‫سازمان‌یافته یا نه؟

00:39:54.683 --> 00:39:56.964
‫حالا که با سگ‌ها صحبت
‫نمی‌کنه بهش ترفیع میدی؟

00:39:57.186 --> 00:40:00.147
‫در کل میگم که بیشتر
‫سازمان‌یافته‌ شده‌ست تا نشده.

00:40:01.399 --> 00:40:02.399
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

00:40:12.785 --> 00:40:13.785
‫هی، بیل

00:40:15.204 --> 00:40:16.204
‫حالش چطور بود؟

00:40:17.081 --> 00:40:18.582
‫اولش یه‌کم حساس بود

00:40:18.666 --> 00:40:20.960
‫ولی بعد برگشت به همون
حالت ‫اعتماد به نفس کاذبش.

00:40:21.043 --> 00:40:24.713
‫- دیدیش قبلاًً
‫- هنوز حس می‌کنم باید مراقب باشیم.

00:40:25.214 --> 00:40:27.257
‫فکر می‌کنم برگشته به حالت قبلش.

00:40:31.512 --> 00:40:32.346
‫شب به خیر

00:40:32.430 --> 00:40:33.430
‫شب به خیر

00:41:13.804 --> 00:41:16.599
‫شب به خیر، ننسی تنچ خونه‌ست؟

00:41:17.433 --> 00:41:18.767
‫من همسرشم،
می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:41:18.851 --> 00:41:21.103
‫من کارآگاه اسپنسر از اداره‌ی
‫پلیس فردریکسبرگ هستم.

00:41:21.187 --> 00:41:22.354
‫مأمور ویژه تنچ هستم

00:41:22.438 --> 00:41:23.481
‫از اف‌بی‌آی

00:41:23.772 --> 00:41:25.140
‫چیکار می‌تونم
براتون انجام بدم؟

00:41:25.232 --> 00:41:27.776
‫واقعاًً متأسفم، کارآگاه آرت اسپنسر.

00:41:28.611 --> 00:41:32.448
‫خانم تنچ شما مسئول فروش ملک تو
‫خیابون سیماران کورت 1159 هستین؟

00:41:32.531 --> 00:41:33.449
‫بله

00:41:33.532 --> 00:41:36.702
‫باید بدونین که متأسفانه
.ملک یه صحنه‌ی جرمه

00:41:36.785 --> 00:41:39.914
‫- چی؟ دزدی شده؟
‫- نه یه...

00:41:41.665 --> 00:41:43.375
‫یه جسد تو گاراژ پیدا شده.

00:41:44.877 --> 00:41:46.170
‫اوه خدای من.

00:41:46.712 --> 00:41:48.714
‫داریم به عنوان پرونده‌ی
.قتل تحقیق می‌کنیم

00:41:49.048 --> 00:41:51.258
‫متأسفانه نمی‌تونم افشا...

00:41:53.260 --> 00:41:55.429
‫ببخشید

00:41:56.472 --> 00:41:57.348
‫می‌تونم بیام داخل؟

00:41:57.431 --> 00:41:58.431
‫البته

00:41:59.850 --> 00:42:02.636
‫- می‌تونم براتون یه لیوان آب بیارم؟ هرچیزی؟
‫- نه ممنون

00:42:02.645 --> 00:42:04.855
‫همین الان به خانواده‌ی
.قربانی خبر دادم

00:42:04.939 --> 00:42:06.565
‫- خیلی سخته
‫- خدای من

00:42:06.815 --> 00:42:08.275
‫ببخشید، چطور می‌تونیم کمک کنیم؟

00:42:09.068 --> 00:42:10.819
‫باید یه سری سؤال بپرسم.

00:42:10.903 --> 00:42:15.157
‫خانم، چه کسی دسترسی داره
‫یا اخیراً وارد ملک شده؟

00:42:15.824 --> 00:42:18.619
‫فقط من و صاحب ملک، فقط
دوبار ‫به مشتری‌ها نشونش دادم.

00:42:18.702 --> 00:42:20.943
‫یه گاوصندوق هست،
‫رمزش آدرس خیابون‌ـه

00:42:20.996 --> 00:42:22.540
‫می‌دونم خیلی امن نیست

00:42:22.623 --> 00:42:25.417
‫امکانش هست یکی از درها
به ‫اشتباه باز مونده باشه؟

00:42:25.501 --> 00:42:27.419
‫نه من خیلی مراقبم.

00:42:27.503 --> 00:42:29.505
‫حیاط چطور؟ گروه
‫خاصی براش دارین؟

00:42:29.588 --> 00:42:32.049
‫اون قرار بود من باشم ولی
‫متأسفانه هرگز فرصتش نشد.

00:42:32.841 --> 00:42:35.403
‫اسم تمام کسایی که تا به حال
‫به اونجا بردین رو نیاز دارم

00:42:35.427 --> 00:42:37.012
‫البته...

00:42:37.846 --> 00:42:38.973
‫لطفاًً بشینین.

00:42:48.023 --> 00:42:50.067
‫این یکی کمی شوکه‌‌ام کرد، مأمور تنچ

00:42:50.150 --> 00:42:51.735
‫بیل صدام کن، درک می‌کنم.

00:42:51.819 --> 00:42:54.280
‫من خودم تو یه واحد خاص
‫پرونده‌های قتل کار می‌کنم.

00:42:55.114 --> 00:42:57.241
‫چیزای زیادی دیدم که
‫شبا بیدار نگهم داشتن.

00:42:58.167 --> 00:42:59.593
‫چیزی هست که بخواین
‫در میون بذارین؟

00:42:59.677 --> 00:43:01.704
‫واقعاًً نباید راجع به
.جزئیات صحبت کنم

00:43:01.787 --> 00:43:02.787
‫درک می‌کنم

00:43:02.830 --> 00:43:04.456
‫نمی‌خواستم همسرتون رو بترسونم،

00:43:04.540 --> 00:43:07.876
‫ولی به کفشایی که آخرین بار تو
‫گاراژ پوشیده بودن نیاز دارم.

00:43:07.960 --> 00:43:10.546
‫کلی مدرک و سرنخ داریم و نیاز داریم
‫اون رو از مظنونین حذف کنیم.

00:43:10.629 --> 00:43:12.881
‫حتماًً، می‌تونم فردا
صبح براتون بیارمش؟

00:43:12.965 --> 00:43:14.049
‫اونجا هستیم.

00:43:14.133 --> 00:43:16.693
‫اینا اسم و شماره‌شونه،
‫همه‌شون به نظر خوب می‌اومدن.

00:43:16.719 --> 00:43:18.960
‫ممنونم خانم، به محض اینکه
‫چیزی فهمیدیم بهتون خبر میدیم.

00:43:18.971 --> 00:43:20.740
‫متأسفم که شب‌تون
.رو خراب کردم

00:43:20.764 --> 00:43:23.017
‫مشکلی نیست، اگر کاری از
‫دستم برمیاد بهم خبر بدین.

00:43:29.690 --> 00:43:30.524
‫وای

00:43:30.608 --> 00:43:31.608
‫می‌لرزید

00:43:31.650 --> 00:43:33.402
‫نمی‌تونم تصور کنم...

00:43:33.485 --> 00:43:35.112
‫وحشتناکه...

00:43:35.195 --> 00:43:37.990
‫این اتفاق این اطراف نمی‌افته...

00:43:38.407 --> 00:43:39.867
‫همه‌جا اتفاق می‌افته، ننس...

00:43:52.000 --> 00:43:57.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.