﻿WEBVTT

00:00:06.500 --> 00:00:07.583
‫چیکار کردی استیون؟

00:00:08.050 --> 00:00:10.540
‫[آنچه گذشت...]

00:00:10.541 --> 00:00:13.333
‫بلد نیستم وقایع اخیر رو توضیح بدم.

00:00:13.416 --> 00:00:16.416
‫- آخه تو کی هستی؟
‫- من خادم خونسم. کالبدشم.

00:00:16.708 --> 00:00:20.375
‫از افراد آسیب‌پذیر محافظت کرده
‫و احکام عدل خونس رو اجرا می‌کنیم.

00:00:20.625 --> 00:00:23.541
‫خونس ملت رو خیلی دیر مجازات می‌کنه.

00:00:23.833 --> 00:00:26.152
‫آموت با ریشه‌کن کردن
‫تصمیمات خبیثانه،

00:00:26.176 --> 00:00:28.041
‫مسیر نیکی رو نمایان می‌سازه.

00:00:28.125 --> 00:00:29.166
‫آموت رو پیدا کردیم.

00:00:29.916 --> 00:00:31.828
‫وقتی ملت
‫کرور کرور و بی‌رحمانه...

00:00:31.852 --> 00:00:33.583
‫دنیا رو مملو از گناه می‌کنن،

00:00:33.833 --> 00:00:36.500
‫حقشونه که ایشون اعمالشون رو قضاوت کنه.

00:00:36.583 --> 00:00:37.958
‫بقیه خدایان چی؟

00:00:38.083 --> 00:00:40.333
‫همین‌جوری دست رو دست می‌ذارن
‫که یکی آموت رو رها کنه؟

00:00:40.416 --> 00:00:42.175
‫واسه تشکیل جلسه با خدایان،

00:00:42.199 --> 00:00:43.958
‫باید خشمشون رو برانگیزیم.

00:00:44.500 --> 00:00:46.259
‫آموت رو محرمانه دفن کرده بودن.

00:00:46.283 --> 00:00:48.041
‫حتی خدایان هم جاش رو بلد نیستن.

00:00:48.208 --> 00:00:49.621
‫ولی حتما یکی
‫اطلاعاتی داشته دیگه.

00:00:49.645 --> 00:00:51.458
‫یکی داشته.
‫طرف مدجایی به نام سنفوئه.

00:00:51.708 --> 00:00:54.625
‫اگه تابوت‌دان سنفو رو پیدا کنی،
‫مقبره‌اش رو هم پیدا می‌کنی.

00:00:54.958 --> 00:00:57.333
‫نقشه‌ی چیز به شدت عظیمیه.

00:01:00.166 --> 00:01:03.541
‫اگه از شکل آسمون
‫تو همون روز خبر نداشته باشیم،

00:01:03.625 --> 00:01:04.708
‫بدبخت می‌شیم.

00:01:05.291 --> 00:01:09.125
‫خدایان که حبسم کردن،
‫به مارک بگو آزادم کنه.

00:01:16.625 --> 00:01:19.750
‫- مارک؟
‫- می‌خوام مسئله‌ای رو به خاطر داشته باشی:

00:01:19.916 --> 00:01:21.965
‫من با عذاب و شکنجه تو شکل گرفتم.

00:01:21.989 --> 00:01:23.458
‫پیروزیم رو مدیون خودتم.

00:01:25.000 --> 00:01:40.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:32.200 --> 00:01:39.200


00:02:02.900 --> 00:02:17.900


00:02:55.708 --> 00:03:00.250
‫استیون. بلند شو. بجنب.
‫بلند شو دیگه!

00:03:55.550 --> 00:03:56.900
‫یکی رو در حین فرار دیدم!

00:03:59.500 --> 00:04:01.400
‫اطراف وانته رو بگردین.

00:04:21.000 --> 00:04:22.300
‫ظاهرا مرده.

00:04:33.600 --> 00:04:34.500
‫دور بزن! دور بزن!

00:04:34.700 --> 00:04:35.850
‫اوناهاش!

00:05:18.166 --> 00:05:19.208
‫چیه؟

00:05:37.708 --> 00:05:40.958
‫دیگه نباید وقت تلف کنیم.
‫حتما هارو داره برمی‌گرده مقبره‌اش.

00:05:42.833 --> 00:05:45.375
‫ببین، اگه همین‌طور باشه،
‫باید مارک کمکمون کنه، خب؟

00:05:46.250 --> 00:05:47.833
‫کاملا درسته. دیدی؟
‫خودش درک می‌کنه.

00:05:48.500 --> 00:05:50.375
‫- نه.
‫- نه؟

00:05:50.958 --> 00:05:56.125
‫نه. آخه جریان از این قراره
‫که من و مارک قراری گذاشته بودیم...

00:05:56.875 --> 00:06:00.333
‫که وقتی کارش با خونس تموم شد،
‫کلا بذاره و بره.

00:06:00.458 --> 00:06:01.779
‫ولی تو قرارمون
‫ذکر نکرده بودیم...

00:06:01.803 --> 00:06:03.791
‫جناب‌عالی لیلا و خودمون رو
‫به کشتن بدی، مگه نه؟

00:06:03.958 --> 00:06:06.291
‫- من چنین کاری رو برنمی‌تابم.
‫- با هم قرار گذاشته بودین؟

00:06:07.500 --> 00:06:09.458
‫قرار گذاشتین که دیگه تو زندگی من
‫نقشی نداشته باشه؟

00:06:11.125 --> 00:06:15.000
‫اون‌وقت به نظرتون بهتر نبود
‫من هم از قرارتون خبر داشته باشم؟

00:06:17.500 --> 00:06:19.083
‫وای.

00:06:20.416 --> 00:06:23.750
‫خب، مگه خودش از قبل
‫باهات قطع رابطه نکرده بود؟

00:06:25.750 --> 00:06:29.875
‫آره. اصلا مهم نیست.
‫بهترین خصوصیتش زرهش بود دیگه، مگه نه؟

00:06:30.041 --> 00:06:31.333
‫زرهش رو هم که دیگه نداشت.

00:06:31.416 --> 00:06:33.384
‫استیون، زود باش
‫جسممون رو بهم بده.

00:06:33.408 --> 00:06:35.375
‫داریم مأموریتی انتحاری رقم می‌زنیم.

00:06:35.958 --> 00:06:38.375
‫به‌علاوه، خودم می‌شناسمش.
‫اگه باشه، می‌خواد تنهایی همه کارها رو بکنه.

00:06:38.625 --> 00:06:40.875
‫اون‌طوری نمی‌شه.
‫چنین کاری نمی‌کنیم.

00:06:41.541 --> 00:06:45.833
‫چنین کاری نمی‌کنیم.
‫خودم و خودت می‌زنیم به دل جاده.

00:06:47.125 --> 00:06:50.166
‫- بقیه مسیر رو پیاده می‌ریم.
‫- باشه، خیلی‌خب.

00:07:46.416 --> 00:07:49.500
‫اوناهاشن. بریم جلوتر.

00:07:50.833 --> 00:07:52.458
‫ظاهرا وارد مقبره شدن.

00:07:52.541 --> 00:07:54.833
‫باید راه دیگه‌ای پیدا کنیم
‫که زودتر به آموت برسیم.

00:08:10.916 --> 00:08:11.916
‫سلام.

00:08:19.291 --> 00:08:20.541
‫ببینیم تدارکاتی پیدا می‌کنیم یا نه.

00:08:41.208 --> 00:08:42.875
‫- ظاهرا ترسیدی.
‫- نه‌خیر.

00:08:43.291 --> 00:08:44.916
‫خب، به نفعته که بترسی.

00:08:45.000 --> 00:08:48.250
‫خونس که نباشه، زرهی نداریم،
‫ترمیم نمی‌شیم، قدرتی نداریم.

00:08:48.458 --> 00:08:50.134
‫آره، خیال می‌کردم
‫خبری از تو هم نباشه.

00:08:50.158 --> 00:08:51.833
‫خودت همین رو گفته بودی دیگه، مگه نه؟

00:08:52.125 --> 00:08:54.541
‫ولی لابد با بارو کردن حرف‌هات...

00:08:54.625 --> 00:08:56.083
‫نشون می‌دم چقدر احمقم.

00:08:56.166 --> 00:08:58.708
‫ببین، کاش می‌تونستم یهو ناپدید بشم.
‫جدی می‌گم.

00:08:58.916 --> 00:09:00.625
‫ولی متأسفانه هنوز هم هستم.

00:09:00.958 --> 00:09:02.844
‫اگه بخوای چنین کاری کنی،
‫حداقل باید به خاطر...

00:09:02.868 --> 00:09:04.333
‫لیلا هم که شده،
‫هوشمندانه عمل کنی.

00:09:04.583 --> 00:09:06.708
‫من تجربه چنین شرایطی رو دارم.

00:09:07.000 --> 00:09:10.166
‫من هم دارم. جسممون یکسانه دیگه، مگه نه؟

00:09:11.083 --> 00:09:13.416
‫تجربیاتت تو همین جسمه دیگه.
‫تو حافظه عضلانی نهفته شده.

00:09:13.500 --> 00:09:15.083
‫آها، مطمئن نیستم همین‌طور باشه. صرفا...

00:09:15.166 --> 00:09:17.208
‫- خب حالا.
‫- من هستم.

00:09:17.750 --> 00:09:19.625
‫- تنها نیستی.
‫- خودم می‌دونم تنها نیستم.

00:09:20.166 --> 00:09:22.208
‫خودم می‌دونم اصلا تنها نیستم.
‫لیلا همراهمه.

00:09:23.208 --> 00:09:25.333
‫- هوام رو داره.
‫- عاشق شدی؟

00:09:25.625 --> 00:09:26.833
‫عاشق همسرم شدی؟

00:09:26.916 --> 00:09:28.063
‫ممنونم که نگرانمونی رفیق.

00:09:28.087 --> 00:09:30.208
‫جدی می‌گم. ولی خودمون
‫بقیه‌اش رو ردیف می‌کنیم.

00:09:30.666 --> 00:09:32.125
‫استیون، قسم می‌خورم...

00:09:32.208 --> 00:09:33.404
‫اگه دستور تهیه شیک پروتئین...

00:09:33.428 --> 00:09:35.208
‫و این‌جور چیزها رو
‫لازم داشتم، خبرت می‌کنم.

00:09:35.333 --> 00:09:36.666
‫خودمون رو از پرتگاه می‌اندازم پایین‌ها!

00:09:56.458 --> 00:09:59.541
‫باید اعتراف کنم که کل عمرم
‫منتظر چنین کاری بودم.

00:10:00.083 --> 00:10:01.500
‫همین ماجراجوییمون رو می‌گم.

00:10:02.916 --> 00:10:06.416
‫- متوجهم. آدم دنبال کارهای نکرده است دیگه.
‫- آره.

00:10:11.708 --> 00:10:12.875
‫بوی خودش رو می‌دی.

00:10:14.916 --> 00:10:17.875
‫- البته باید هم بدی دیگه، مگه نه؟
‫- آره.

00:10:21.250 --> 00:10:23.250
‫مارک داره سعی می‌کنه
‫ازت مقابل خونس محافظت کنه.

00:10:23.833 --> 00:10:25.791
‫- چی؟
‫- واسه همین تو رو از خودش پس می‌زده.

00:10:26.541 --> 00:10:28.548
‫گمون می‌کنه خونس می‌خواد
‫تو رو کالبد خودش کنه،

00:10:28.572 --> 00:10:29.833
‫ولی نمی‌ذاره چنین کاری بکنه.

00:10:30.750 --> 00:10:33.166
‫چیزی نیست.
‫صرفا حس کردم بهتره خبر داشته باشی.

00:10:36.000 --> 00:10:37.000
‫شرمنده‌ام.

00:10:38.750 --> 00:10:40.416
‫واسه چی الان داری بهم می‌گی؟

00:10:42.666 --> 00:10:45.541
‫چه بدونم.
‫با خودم گفتم حق داری خبر داشته باشی.

00:10:48.500 --> 00:10:50.166
‫خب، تصمیمش که با خودش نبود.

00:10:51.666 --> 00:10:55.041
‫من دنبال محافظت نیستم.
‫دنبال صداقتم.

00:10:57.000 --> 00:11:01.541
‫- آره. درک می‌کنم.
‫- خودت این‌جوری هستی، مگه نه؟

00:11:03.416 --> 00:11:06.833
‫چه‌جوری؟ صداقت... بودنم رو می‌گی؟

00:11:09.041 --> 00:11:11.916
‫آره. صداقت بودنت رو می‌گم.

00:11:29.875 --> 00:11:30.916
‫آره.

00:11:34.333 --> 00:11:37.083
‫- من اول می‌رم پایین.
‫- خیلی‌خب. باشه. چه عالی.

00:11:37.166 --> 00:11:40.833
‫- بعدش طنابمون رو محکم می‌کنم.
‫- ممنون. با چی محکمش می‌کنی؟

00:11:43.375 --> 00:11:46.041
‫هنوز هم نمی‌فهمم
‫شوخی می‌کنی یا نه.

00:11:48.166 --> 00:11:49.500
‫خیلی‌خب.

00:11:57.333 --> 00:11:58.333
‫وای، پشم‌هام.

00:12:19.958 --> 00:12:21.958
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبِ خوبم. آره.

00:12:25.416 --> 00:12:26.416
‫خیلی‌خب.

00:12:26.500 --> 00:12:29.416
‫- بیا.
‫- کاش شاهد چنین اتفاقی نبودی.

00:12:29.500 --> 00:12:30.708
‫- درسته.
‫- ممنون.

00:12:31.333 --> 00:12:33.291
‫عه، وای، چه قشنگ.

00:12:35.750 --> 00:12:39.875
‫آره، خیلی... قشنگن، مگه نه؟
‫واقعا خیلی...

00:12:40.291 --> 00:12:44.958
‫- چندین قرنه که محافظ اینجان.
‫- دقیقا. ببین، اصلا نمی...

00:12:48.166 --> 00:12:50.833
‫اگه الان یهو زنده می‌شدن...

00:12:51.208 --> 00:12:53.833
‫و ازم معمایی می‌پرسیدن
‫که بذارن رد بشم، خیلی خوشحال می‌شدم.

00:12:54.208 --> 00:12:55.708
‫از ترس می‌ریدم به شلوارم،
‫ولی خیلی خوشحال می‌شدم.

00:12:58.666 --> 00:12:59.791
‫این چیه؟

00:13:03.125 --> 00:13:04.500
‫- تو کشیدیش؟
‫- چی؟

00:13:05.916 --> 00:13:07.973
‫آها. آره. به یاد پدرم کشیدمش.

00:13:07.997 --> 00:13:10.625
‫اگه می‌اومد اینجا،
‫خیلی خوشحال می‌شد.

00:13:10.958 --> 00:13:13.250
‫عه، جدی؟ عاشق تاریخ بود، مگه نه؟

00:13:13.458 --> 00:13:17.666
‫وضعش خیلی خراب‌تر بود.
‫باستان‌شناس هدفمندی بود.

00:13:18.000 --> 00:13:19.041
‫ایول.

00:13:22.166 --> 00:13:25.134
‫به نظرش می‌ارزید
‫در راه دست‌یابی...

00:13:25.158 --> 00:13:28.125
‫به چنین آرزویی جون بده.
‫جون هم داد.

00:13:33.041 --> 00:13:34.375
‫اِم...

00:13:34.458 --> 00:13:35.875
‫خیلی تسلیت می‌گم.

00:13:35.958 --> 00:13:38.875
‫- مرسی. نه بابا، اشکالی نداره.
‫- باشه.

00:13:39.458 --> 00:13:41.666
‫اشکالی نداره. پیش میاد دیگه.

00:13:41.875 --> 00:13:47.125
‫شرط می‌بندم اگه الان می‌دید
‫آرزوش رو اثبات کردی،

00:13:47.666 --> 00:13:49.666
‫از خوشحالی تو پوست خودش نمی‌گنجید.

00:13:51.875 --> 00:13:53.708
‫آره، گمون کنم همین‌طور باشه.

00:13:56.833 --> 00:14:00.000
‫خب، مرگ چندان بدی هم نیست، مگه نه؟

00:14:02.916 --> 00:14:03.958
‫بریم ببینیم بده یا نه؟

00:14:06.166 --> 00:14:08.916
‫باشه. باشه، بریم ببینیم بده یا نه.

00:14:09.875 --> 00:14:11.625
‫مرگ خیلی قشنگیه.

00:14:19.500 --> 00:14:20.750
‫چه عجیب.

00:14:25.666 --> 00:14:27.916
‫- هزارتوئه.
‫- هزارتوی شگفت‌انگیزیه.

00:14:28.666 --> 00:14:31.125
‫- نه، منظورم اینه که شش مسیر داره.
‫- آره، آره، آره.

00:14:31.750 --> 00:14:36.958
‫- درسته. شش مکان مختلف داره.
‫- اینجا به چی شلیک می‌کردن؟

00:14:49.250 --> 00:14:52.000
‫این سازه در اصل...

00:14:54.708 --> 00:14:55.958
‫نمادی محسوب می‌شه.

00:14:57.333 --> 00:14:59.750
‫- چشم حوروسه.
‫- اره.

00:15:01.541 --> 00:15:02.875
‫اینجا رو باش.

00:15:03.416 --> 00:15:04.750
‫- چی؟
‫- دیدی؟

00:15:05.500 --> 00:15:08.250
‫نماد سلطنتیه؛
‫نماد محافظت تو زندگی پس از مرگه.

00:15:08.875 --> 00:15:11.666
‫ساخت چنین جایی خیلی خرج برداشته‌ها.

00:15:14.458 --> 00:15:19.000
‫- آخرین کالبدش از فراعنه بوده.
‫- وای! کالبدش فرعون بوده.

00:15:19.458 --> 00:15:22.458
‫- خب، نظرت چیه؟ به نظرت نقشه است؟
‫- آره، خب...

00:15:23.291 --> 00:15:28.041
‫خیلی‌خب. چشم حوروس
‫چشم ذهن هم محسوب می‌شه، درسته؟

00:15:28.541 --> 00:15:31.250
‫شش حس انسان رو
‫با شش نقطه مختلفش ترسیم می‌کنه.

00:15:31.541 --> 00:15:33.666
‫ابروش نمایانگر افکاره.

00:15:34.083 --> 00:15:39.000
‫مسلما مردمکش نماد بیناییه.
‫این نقطه نماد شنواییه.

00:15:39.416 --> 00:15:42.495
‫این نماد بویاییه.
‫این نماد لامسه است.

00:15:42.519 --> 00:15:45.083
‫این خط طولانی که تهش مواجه...

00:15:46.583 --> 00:15:47.666
‫هم نماد زبانه.

00:15:49.916 --> 00:15:53.000
‫کالبدش حرف‌های آموت رو بیان می‌کنه.

00:15:55.875 --> 00:15:56.958
‫درسته.

00:16:22.083 --> 00:16:23.416
‫وای.

00:16:23.500 --> 00:16:24.500
‫عه. روحانیان درگاه حکا هستن.

00:16:25.708 --> 00:16:28.166
‫از نقاب و حالت بدنشون مشخصه.

00:16:28.500 --> 00:16:31.333
‫حتما تو این مقبره دفنشون کردن
‫که از فرعونشون محافظت کنن.

00:16:33.208 --> 00:16:34.625
‫حکا دیگه چیه؟

00:16:35.041 --> 00:16:38.083
‫ساحرین اون موقع حکا خطاب می‌شدن.
‫چندین قرنه که همین پایین هستن.

00:16:38.291 --> 00:16:41.208
‫حتما این‌ها هم ارواح بدشانسی هستن
‫که مسیرشون بهشون خورده.

00:16:41.500 --> 00:16:43.208
‫که این‌طور. چه مرگ خارق‌العاده‌ای.

00:16:46.708 --> 00:16:50.416
‫وای خدایا. وای خدا.
‫خونش تازه است؟

00:16:51.333 --> 00:16:53.625
‫قطعات گوشت رو میز ریخته؟

00:16:58.041 --> 00:16:59.041
‫وای.

00:17:06.166 --> 00:17:07.458
‫- بریم جلوتر.
‫- باشه.

00:17:07.625 --> 00:17:08.958
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

00:17:10.125 --> 00:17:12.791
‫اِم، یه دقیقه وایستا. یه دقیقه وایستا.

00:17:14.708 --> 00:17:17.717
‫صرفا دارم مشاهداتم رو بیان می‌کنم؛

00:17:17.741 --> 00:17:20.750
‫آخه کلی خون و استخون این طرفی ریخته.

00:17:21.458 --> 00:17:26.375
‫اینه که به نظرم شاید
‫بتونیم از طریق دیگه‌ای...

00:17:28.083 --> 00:17:29.583
‫مثلا از طریق...

00:17:30.750 --> 00:17:32.666
‫اونجا بازه. می‌بینی؟

00:17:33.083 --> 00:17:34.250
‫آره.

00:17:34.333 --> 00:17:35.750
‫- بریم ببینیم چه خبره؟
‫- باشه. ببینیم چه خبره.

00:17:35.833 --> 00:17:37.375
‫- خیلی‌خب.
‫- خیلی‌خب. تو برو.

00:17:37.500 --> 00:17:38.500
‫- من برم؟
‫- برو.

00:17:38.583 --> 00:17:39.875
‫باشه، خیلی‌خب. باشه.

00:17:47.000 --> 00:17:48.416
‫- موفق شدم. رسیدم بالا.
‫- خوبی؟

00:17:48.500 --> 00:17:49.500
‫آره.

00:17:53.708 --> 00:17:58.833
‫خب، به نقل از متون باستانی،
‫آموت باید با مجسمه‌ای...

00:17:58.916 --> 00:18:00.458
‫به نام اوشابتی پیوند خورده باشه.

00:18:02.875 --> 00:18:05.875
‫- اوضاع چطوره؟
‫- اوضاع حرف نداره.

00:18:06.958 --> 00:18:12.416
‫ظاهرا این ظرف کانوبی رو تازه پر کردن،
‫کلی پوست مار هم هست،

00:18:12.958 --> 00:18:14.708
‫- ضمنا، ترمیم‌پذیری...
‫- استیون؟

00:18:15.000 --> 00:18:16.083
‫- استیون؟
‫- چیه؟

00:18:17.041 --> 00:18:18.041
‫خروجی رو پیدا کن.

00:18:18.165 --> 00:18:19.365
‫باشه.

00:18:24.333 --> 00:18:26.500
‫آره، آره. آره، می‌تونیم از این طرف بریم.

00:18:32.000 --> 00:18:33.583
‫- صدای هاروئه.
‫- دارن به چی شلیک می‌کنن؟

00:18:33.875 --> 00:18:34.916
‫نمی‌دونم.

00:18:37.583 --> 00:18:38.833
‫قایم شو. قایم شو.

00:20:35.041 --> 00:20:37.416
‫فرار کن! بعدا پیدات می‌کنم!

00:20:42.375 --> 00:20:45.041
‫لهش کردم. لهش کردم.

00:21:15.791 --> 00:21:16.791
‫استیون؟

00:24:31.458 --> 00:24:32.916
‫وای خدا جون.

00:24:34.958 --> 00:24:38.958
‫اولین کسی‌ام که میاد اینجا.
‫مقبره درخور فراعنه است.

00:24:40.916 --> 00:24:41.916
‫مقبره تحوتموس دومه.

00:24:44.000 --> 00:24:47.333
‫شاید هم مقبره نفرتیتی باشه.
‫وای، حتما مقبره شخص مهمیه.

00:24:48.375 --> 00:24:50.791
‫پس ازش لب گرفتی.

00:24:54.791 --> 00:24:56.791
‫این‌دفعه می‌خوای چیکار کنی؟
‫سعی کنی غرقمون کنی؟

00:24:57.083 --> 00:24:58.291
‫آره، بهتره همین کار رو بکنم.

00:24:59.250 --> 00:25:00.908
‫ولی علاوه بر لب گرفتن،

00:25:00.932 --> 00:25:03.500
‫بهش گفتی واقعا واسه چی
‫پسش می‌زدم.

00:25:04.375 --> 00:25:05.875
‫انتظار نداشتم بهش بگی.

00:25:06.875 --> 00:25:07.875
‫باشه.

00:25:08.958 --> 00:25:11.625
‫وای. اینجا رو باش.
‫چقدر یادگار مقدس اینجا هست.

00:25:13.625 --> 00:25:15.125
‫به زبان مقدونیه؟ نه بابا. چی؟

00:25:16.583 --> 00:25:20.000
‫امکان نداره. نباید این‌طور باشه.
‫امکان نداره این‌طور باشه. به زبان مقدونیه.

00:25:20.958 --> 00:25:22.500
‫ولی تنها فرعونی که...

00:25:23.458 --> 00:25:26.083
‫آخه خودش اصرار داشت مصری خطاب بشه.

00:25:28.166 --> 00:25:29.250
‫ولی...

00:25:34.875 --> 00:25:40.583
‫گمون کنم اینجا مقبره گم‌شده...

00:25:41.500 --> 00:25:43.333
‫اسکندر کبیر باشه.

00:25:56.458 --> 00:25:58.041
‫خیلی زیبا شکستش دادی.

00:26:00.375 --> 00:26:01.791
‫چرا کل مردان امثال تو...

00:26:03.208 --> 00:26:08.583
‫حس می‌کنن حتما باید
‫تحقیرآمیز و دل‌رحمانه صحبت کنن؟

00:26:14.000 --> 00:26:17.175
‫«صحبت به زبان غیرانگلیسی»

00:26:17.375 --> 00:26:18.666
‫«سَرگین کوچولوی خودم».

00:26:19.916 --> 00:26:22.166
‫پدرت همین‌طوری صدات می‌زد؟

00:26:23.500 --> 00:26:26.041
‫عبدالله الفولی رو می‌گم.

00:26:27.250 --> 00:26:31.333
‫یکی از بی‌نظریترین
‫باستان‌شناس‌های مصری بود.

00:26:35.083 --> 00:26:37.333
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد...

00:26:38.958 --> 00:26:41.791
‫اگه می‌دید جزو اولین کسانی بودی،

00:26:43.250 --> 00:26:47.208
‫که آنچه باور داشت رو به
‫جهانیان اثبات کردی.

00:26:49.000 --> 00:26:51.250
‫که خدایان مصری در میان ما هستند.

00:26:55.750 --> 00:26:57.041
‫ترازو...

00:26:58.375 --> 00:27:04.208
‫با آشکار ساختن لحظات گناه و درد
‫برای من، به قضاوت آن‌ها دست پیدا می‌کنه.

00:27:05.708 --> 00:27:07.041
‫شوهر تو هم...

00:27:08.708 --> 00:27:11.000
‫شدیدا در عذابه.

00:27:11.791 --> 00:27:14.625
‫دردش فراتر از تحمل هر انسانیه.

00:27:15.916 --> 00:27:17.708
‫ولی هنوز هم واقعیت رو بهت نگفته.

00:27:18.583 --> 00:27:20.500
‫تو که انگار خیلی
‫دلت می‌خواد بهم بگیش.

00:27:22.750 --> 00:27:27.291
‫پس چرا ساکتی؟ حرفت رو بزن.

00:27:30.625 --> 00:27:31.791
‫ترازوی اعمالش رو شاهد بودم.

00:27:33.250 --> 00:27:35.958
‫ترازو هم هیچ‌وقت اشتباه نمی‌گه.

00:27:43.541 --> 00:27:46.291
‫هیچ‌جوره راضی نمی‌شم
‫این تابوته رو باز کنم.

00:27:46.416 --> 00:27:49.458
‫نکنه می‌خوای هارو
‫زودتر به آموت برسه؟

00:27:49.541 --> 00:27:51.000
‫خب، خب، باشه.

00:28:11.000 --> 00:28:12.041
‫وای پسر.

00:28:13.958 --> 00:28:16.458
‫- پس اوشابتی کو؟
‫- خب...

00:28:16.791 --> 00:28:20.500
‫اگه می‌خواست تا ابد مخفیش کنه،
‫احتمالا می‌ذاشتش یه جایی که...

00:28:20.666 --> 00:28:22.541
‫به ذهن غارتگرهای معمولی خطور نکنه.

00:28:23.000 --> 00:28:24.125
‫پس به‌نظرت کجاست؟

00:28:26.916 --> 00:28:27.916
‫اِم...

00:28:33.375 --> 00:28:35.958
‫اسکندر صدای آموت بود.

00:28:41.458 --> 00:28:44.583
‫خیلی‌خب، یه کاری کنیم.
‫اینجا رو بگردیم.

00:28:46.916 --> 00:28:51.083
‫شرمنده. ای خدا، واقعا شرمنده‌ام.
‫ببخشید کبیرخان.

00:29:00.041 --> 00:29:02.875
‫خب دیگه. بازش کن.
‫شرمنده کبیرخان.

00:29:04.125 --> 00:29:05.791
‫شرمنده. واقعا روم سیاه.

00:29:09.416 --> 00:29:10.416
‫ای چندش!

00:29:11.166 --> 00:29:14.333
‫همینه. ببر داخل.
‫همه‌جاش رو بگرد پسر.

00:29:14.583 --> 00:29:15.583
‫ای...

00:29:20.083 --> 00:29:22.916
‫پدرت به دست مزدوران کشته شد.

00:29:24.000 --> 00:29:26.375
‫هیچ‌کسی هم اون‌ها رو نمی‌شناخت، مگه نه؟

00:29:28.791 --> 00:29:32.416
‫یعنی می‌گی مارک هم جزوشون بوده؟

00:29:33.333 --> 00:29:36.833
‫دقیقا. نظر خودت چیه؟

00:29:41.791 --> 00:29:45.583
‫مارک تمام جزئیات اون روز رو
‫به خاطر داره.

00:29:46.416 --> 00:29:48.583
‫تمام کسانی که مُردن رو یادشه.

00:29:50.791 --> 00:29:52.416
‫ولی یکی‌شون تو خاطرش حک شد.

00:29:54.041 --> 00:29:58.125
‫مردی که روسری فوشیا داشت.

00:29:59.583 --> 00:30:00.916
‫با طرح سَرگین‌غلتان.

00:30:02.375 --> 00:30:05.791
‫که دست‌ساز بود.
‫احتمالا کارِ دست دخترش بود.

00:30:15.041 --> 00:30:16.041
‫تموم شد؟

00:30:25.958 --> 00:30:27.625
‫امیدوارم بتونی هضمش کنی.

00:30:33.416 --> 00:30:34.500
‫چشم‌هاتو باز کن!

00:30:40.291 --> 00:30:42.666
‫قربان، یه مسیر دیگه پیدا کردیم.

00:31:02.041 --> 00:31:04.291
‫لیلا، اینجا رو باش. بُردیم.

00:31:07.416 --> 00:31:10.000
‫و تندیس اوشابتی می‌رسه به... خودمون.

00:31:11.416 --> 00:31:15.375
‫مجبور شدم دستم رو بکنم توی
‫حلق اسکندر کبیر، ولی پیداش کردم.

00:31:19.291 --> 00:31:20.333
‫حالت خوبه عزیزم؟

00:31:22.083 --> 00:31:23.166
‫صدام رو می‌شونه؟

00:31:24.250 --> 00:31:26.625
‫اسکندر رو می‌گی؟ فکر نکنم.
‫بشنوه که ترسناک می‌شه.

00:31:27.375 --> 00:31:30.125
‫چه بلایی سر پدرم اومد؟

00:31:32.625 --> 00:31:34.250
‫- با توئم.
‫- جان؟

00:31:35.208 --> 00:31:36.250
‫با توئم مارک!

00:31:42.875 --> 00:31:44.500
‫- بیا. زود، زود، زود.
‫ - نه.

00:31:44.666 --> 00:31:46.875
‫- باید زود بریم.
‫- مارک، نه. نه.

00:31:47.041 --> 00:31:49.666
‫- چه بلایی سر پدرم اومد؟
‫- گوش کن.

00:31:50.083 --> 00:31:53.916
‫الآن باید بریم. جون تو واست توضیح می‌دم.
‫ولی الان وقتش نیست.

00:31:54.083 --> 00:31:57.500
‫تو بودی که عبدالله الفولی رو کشتی؟

00:31:58.458 --> 00:32:01.958
‫معلومه که نه.
‫معلومه که نکشتم.

00:32:09.125 --> 00:32:10.250
‫ولی اونجا حضور داشتی.

00:32:11.791 --> 00:32:13.375
‫- اونجا بودی.
‫- من...

00:32:14.125 --> 00:32:15.458
‫آره، اونجا بودی.

00:32:17.291 --> 00:32:20.250
‫حضور داشتم. آره، بودم.

00:32:21.291 --> 00:32:26.291
‫آره. بعد چطوری مُرد؟

00:32:34.541 --> 00:32:36.166
‫همکارم طمع کرد و...

00:32:38.416 --> 00:32:40.291
‫همه‌رو توی محل حفاری اعدام کرد.

00:32:43.041 --> 00:32:47.125
‫سعی کردم پدرت رو نجات بدم.
‫ولی نتونستم. بعدم...

00:32:49.458 --> 00:32:54.708
‫نخواستی بکشیش. ولی یه قاتل رو
‫انداختی به جونش، درست نمی‌گم؟

00:32:57.000 --> 00:32:58.041
‫- آره.
‫- آره.

00:32:58.125 --> 00:33:00.166
‫منم با تیر زد.
‫اون‌شب، شب مرگم بود.

00:33:00.916 --> 00:33:04.333
‫ولی اون‌شب نمُردم.
‫با اینکه باید می‌مُردم.

00:33:07.833 --> 00:33:09.833
‫از همون اول که دیدمت
‫می‌خواستم بهت بگم.

00:33:11.208 --> 00:33:14.333
‫- آخه نمی‌دونستم...
‫- وای خدا.

00:33:19.458 --> 00:33:21.541
‫اصلا علت آشناییمون همین بود.

00:33:24.583 --> 00:33:26.583
‫اینکه جنابعالی عذاب‌وجدان داشتی.

00:33:31.041 --> 00:33:32.041
‫اومدن.

00:33:35.875 --> 00:33:40.000
‫- حتما یه راه خروج دیگه هم هست.
‫- برو پیداش کن. من معطلشون می‌کنم.

00:33:44.583 --> 00:33:45.625
‫بیایین دیگه!

00:33:56.708 --> 00:33:57.875
‫فقط خودتی؟

00:34:03.041 --> 00:34:04.458
‫جز این، سکوت را باقیست.

00:34:06.291 --> 00:34:12.750
‫اولین روزی رو یادمه که با آگاهی
‫بر نبودن خونس بیدار شدم.

00:34:14.333 --> 00:34:17.875
‫سکوتی رهایی‌بخش احساس کردم.

00:34:19.750 --> 00:34:20.875
‫الآن شدی یک مرد آزاده.

00:34:23.333 --> 00:34:27.750
‫و البته که آزاده بودن،
‫حق انتخاب به همراه داره.

00:34:29.666 --> 00:34:34.083
‫الآن هم باید تصمیم خیلی مهمی بگیری.

00:34:41.750 --> 00:34:42.750
‫خیلی‌خب.

00:35:31.541 --> 00:35:34.166
‫نمی‌تونم کسی که خودش رو
‫نجات نمی‌ده، نجات بدم.

00:36:50.416 --> 00:36:54.708
‫نترس راسر، چیزی نیست.
‫استخون‌های پوسیده که آزاری ندارن.

00:36:58.916 --> 00:37:02.458
‫خب، حداقل الآن می‌دونیم چی به سر
‫مونتالبان بخت‌برگشته اومد.

00:37:02.833 --> 00:37:06.541
‫آره، عاقبت همه طمع‌کارها همینه.

00:37:09.333 --> 00:37:12.833
‫- یعنی گنج ما هم دیگه پریده؟
‫- گمون نکنم.

00:37:14.375 --> 00:37:16.916
‫متوجه چیز عجیبی
‫توی اون مجسمه نشدی؟

00:37:17.666 --> 00:37:21.500
‫مجسمه کویول‌شاوکی،
‫خدای قمری آزتک‌ها.

00:37:22.458 --> 00:37:24.958
‫نه، من صرفا سعی می‌کنم
‫کارم رو درست انجام بدم.

00:37:25.416 --> 00:37:27.375
‫تو دکتر استیون گرانتی.

00:37:30.500 --> 00:37:32.583
‫شاید باشم، ولی تو هم خوب جیگر داری.

00:37:33.458 --> 00:37:35.708
‫حالا ببینیم از این دوستمون
‫چی دستگیرمون می‌شه.

00:37:36.708 --> 00:37:41.083
‫شماره بعدی، بی-22ئه عزیزان.

00:37:41.416 --> 00:37:43.041
‫بی-22.

00:37:43.833 --> 00:37:47.708
‫گفتم بی-22. کسی بی-22 نداره؟
‫خجالت نکشین‌ها.

00:37:48.250 --> 00:37:51.583
‫بی-22. زودباشین دیگه.
‫چرا خوابتون بُرده؟

00:37:51.666 --> 00:37:56.333
‫بازی تازه جذاب شده. بی-22.
‫الآنه که یکی ببره، دارم حسش می‌کنم.

00:37:56.708 --> 00:37:58.125
‫امروز حالت چطوره دانا؟

00:37:58.791 --> 00:38:01.458
‫اگه چندتا عدد از ردیف «او» بخونه،
‫بهترم می‌شم.

00:38:01.875 --> 00:38:06.125
‫ادامه می‌دیم. جی-15.
‫کسی جی-15 داره؟

00:38:06.958 --> 00:38:12.125
‫جی 15؟ نبود؟ خب پس.
‫تی-16 ناز.

00:38:12.208 --> 00:38:14.791
‫تی-16 یا 16-تی.

00:38:16.125 --> 00:38:17.125
‫عجب.

00:38:17.583 --> 00:38:18.833
‫بده ببینم.

00:38:20.791 --> 00:38:24.208
‫خیلی قشنگ کشیدی.
‫خیلی خفنه.

00:38:25.625 --> 00:38:26.666
‫احسنت.

00:38:27.833 --> 00:38:31.458
‫حالا او-73 مهمونمون شده.
‫نبود. ادامه می‌دیم.

00:38:33.041 --> 00:38:35.666
‫بی-7 نبود؟ کسی نداشت؟ بی-7؟

00:38:39.708 --> 00:38:43.750
‫خب، مرد جوان. قفلش هم وصل کردم.
‫گذاشتمت جای مورد علاقه‌ات.

00:38:46.500 --> 00:38:50.083
‫ان-39. ان-39 نبود؟

00:38:50.541 --> 00:38:52.750
‫- فیلمه رو عوض کردم، خب؟
‫- ها؟

00:38:54.791 --> 00:38:59.291
‫این هفته پنج بار دیدیش.
‫خیلی نشستی پاش. خب...

00:39:03.916 --> 00:39:07.458
‫ترسوندمت؟ ای وای.
‫ببخشید. شرمنده.

00:39:07.541 --> 00:39:10.458
‫- آی-2، آی-2، آی-2 نبود؟
‫- اینجا رو باش.

00:39:10.583 --> 00:39:12.375
‫- برگه‌هاتون رو نشون بدین.
‫- بُردی که.

00:39:13.666 --> 00:39:15.333
‫- مطمئنم یکی بُرده.
‫- بُردیم.

00:39:15.416 --> 00:39:17.666
‫کسی نگفت دبرنا؟

00:39:17.750 --> 00:39:20.125
‫- دبرنا.
‫- اینم از برنده.

00:39:21.875 --> 00:39:24.000
‫این‌بار جایزه رو تقسیم می‌کنیم. قول می‌دم.

00:39:27.166 --> 00:39:28.208
‫استیون؟

00:39:31.500 --> 00:39:32.500
‫استیون؟

00:39:36.000 --> 00:39:37.166
‫استیون؟

00:39:46.041 --> 00:39:48.666
‫چیزی نیست. بیا، بلند شو.

00:39:49.708 --> 00:39:52.500
‫همینه. خیلی‌خب.

00:39:54.083 --> 00:39:56.333
‫مارک، نباید که از جات بلند بشی.

00:40:12.500 --> 00:40:15.750
‫می‌دونم خیلی واست دشواره...

00:40:16.166 --> 00:40:17.916
‫که بتونی واقعیت رو...

00:40:18.416 --> 00:40:21.583
‫از تصورات ذهنیت جدا کنی.

00:40:23.500 --> 00:40:28.791
‫امیدوارم ناراحت نشی که سرخود
‫فیلمی که آورده بودی رو قرض گرفتم.

00:40:29.416 --> 00:40:34.041
‫خیلی بامزه بود که دیدم
‫پخش‌کننده وی‌اچ‌اسم هنوز سالمه.

00:40:38.041 --> 00:40:43.041
‫گفتی چندبار این فیلمه رو دیدی؟
‫تقریبا؟

00:40:44.541 --> 00:40:45.541
‫هوم؟

00:40:48.666 --> 00:40:50.083
‫از شخصیت شروره خوشم اومد.

00:40:51.791 --> 00:40:56.333
‫«شاخه‌های درختی به بهشت می‌رسد...»

00:40:56.500 --> 00:40:58.125
‫«که در جهنم ریشه دوانده باشد.»

00:40:58.791 --> 00:41:03.750
‫جمله قشنگیه. آره. ولی طرح داستانش
‫خیلی صرف خدای قمری شده.

00:41:04.541 --> 00:41:06.708
‫گفته بودی خودت هم واسه
‫یه خدای قمری کار می‌کردی؟

00:41:08.500 --> 00:41:09.500
‫هوم؟

00:41:09.666 --> 00:41:11.500
‫از این شباهت چه نتیجه‌ای می‌گیری؟

00:41:11.791 --> 00:41:15.333
‫البته با توجه به کیفیت ساخت این فیلم،

00:41:15.458 --> 00:41:18.166
‫گمون نمی‌کنم مخاطب‌های زیادی دیده باشنش.

00:41:19.458 --> 00:41:22.625
‫نظر خودت چیه؟
‫یعنی تصادفیه؟

00:41:24.416 --> 00:41:26.791
‫فکر... نکنم...

00:41:30.000 --> 00:41:31.458
‫- چی؟
‫- فکر کنم یه نفر...

00:41:32.708 --> 00:41:36.541
‫- فکر کنم یه نفر...
‫- می‌دونم. واقعا هم شرمنده‌ام.

00:41:37.333 --> 00:41:40.708
‫ولی یادت نره به‌خاطر رفتار خودته
‫که بهت آرام‌بخش می‌زنن.

00:41:41.583 --> 00:41:43.583
‫اثراتش هم زودی از بین می‌ره.

00:41:44.750 --> 00:41:50.625
‫مارک، جهان ما یک جهان مادی نیست.
‫بلکه یک جهان ذهنیه.

00:41:51.666 --> 00:41:56.750
‫خب؟ ما صرفا قادر به
‫استنتاج غیرمستقیم...

00:41:56.875 --> 00:42:03.166
‫از ماهیت جهان هستیم.
‫مثلا، این خودکار رو درنظر بگیر. خب؟

00:42:04.000 --> 00:42:08.083
‫از ‌نظر من ابزار نوشتنه. خب؟

00:42:08.875 --> 00:42:13.291
‫ولی برای سگم، اسباب‌بازی جویدنیه.
‫جفت تصورات هم درست هستن.

00:42:14.208 --> 00:42:18.000
‫خب؟ صرفا بحث سر
‫تعریفات و دیدگاه‌هاست.

00:42:19.791 --> 00:42:25.375
‫من فقط ازت یه ارزیابی صریح
‫از وضعیتت می‌خوام.

00:42:37.458 --> 00:42:39.166
‫همه‌چی منو یاد...

00:42:41.916 --> 00:42:45.791
‫- منو یاد...
‫- یاد چی می‌ندازت؟

00:42:46.000 --> 00:42:47.000
‫هوم؟

00:42:49.583 --> 00:42:50.708
‫یاد گذشته‌ات؟

00:42:52.458 --> 00:42:53.625
‫یاد استیون؟

00:43:00.541 --> 00:43:01.958
‫می‌دونی استیون کیه؟

00:43:02.666 --> 00:43:07.291
‫معلومه که می‌دونم استیون کیه.
‫ولی مارک، الآن می‌خوام با خودت صحبت کنم.

00:43:07.583 --> 00:43:12.208
‫طی جلساتی که داشتیم متوجه یه
‫الگوی درحال توسعه شدم، خب؟

00:43:12.416 --> 00:43:16.916
‫هر بار که ازت سوال مستقیم می‌پرسم،
‫تأثیر عاطفی و برانگیخته شدن روت می‌ذاره.

00:43:17.000 --> 00:43:21.208
‫خیلی هم طبیعیه، خب؟ خیلی از آدم‌ها
‫وقتی ازشون می‌خوای...

00:43:21.416 --> 00:43:25.958
‫به درونی‌ترین تجربیاتشون فکر کنن،
‫که به هسته شخصیتشون فکر کنن،

00:43:26.041 --> 00:43:29.208
‫ترجیح می‌دن ازش فرار کنن.
‫کاملا قابل درکه.

00:43:32.125 --> 00:43:35.125
‫اگه نخوای به خودت کمک کنی،
‫پس از منم کمکی ساخته نیست.

00:43:37.166 --> 00:43:38.166
‫منو با تیر زدی.

00:43:43.791 --> 00:43:45.000
‫تو منو با تیر زدی.

00:43:46.416 --> 00:43:51.833
‫مارک؟ مارک؟ آروم. آروم باش.
‫اگه نتونی با آرامش بشینی و...

00:43:53.541 --> 00:43:56.000
‫اختیار احساساتت رو دستت بگیری... مارک.

00:43:57.333 --> 00:44:00.083
‫- مارک، گوش کن. می‌دونم...
‫- نه، برو عقب!

00:44:00.375 --> 00:44:03.125
‫از ته دل درک می‌کنم چه حسی داری.

00:44:03.958 --> 00:44:09.541
‫من هم سابقه بیماری روانی داشتم،
‫وقفه در آگاهی روانی رو تجربه کردم،

00:44:09.750 --> 00:44:12.625
‫حملات شیدایی، که منجر به افسردگی می‌شدن.

00:44:13.041 --> 00:44:14.958
‫- می‌دونم چه حسی داره.
‫- در رو باز کن.

00:44:15.083 --> 00:44:16.625
‫- ولی می‌شه درمانش کرد.
‫- می‌گم بازش کن!

00:44:16.791 --> 00:44:20.083
‫مطمئنم که می‌شه درمانت کرد.
‫مارک. مارک، خواهشا...

00:44:20.250 --> 00:44:21.291
‫گفتم برو عقب!

00:44:21.625 --> 00:44:23.750
‫مارک، اذیت نکن.
‫این‌طوری فقط...

00:44:27.416 --> 00:44:29.875
‫خب حالا، آروم بگیرینش.
‫اذیتش نکنین، باشه؟

00:44:35.333 --> 00:44:38.208
‫- خوبین؟ حالت خوبه؟
‫- آره.

00:45:17.583 --> 00:45:18.875
‫باز کنین!

00:45:18.958 --> 00:45:22.833
‫بذارین بیام بیرون! باز کنین! باز کنین!
‫خواهشا یکی نجاتم بده!

00:45:29.958 --> 00:45:31.000
‫استیون؟

00:45:32.916 --> 00:45:34.791
‫- مارک؟
‫- استیون؟

00:45:34.875 --> 00:45:35.916
‫مارک!

00:45:43.791 --> 00:45:46.541
‫- ولی آخه چه‌جوری؟
‫- نمی‌دونم.

00:45:47.666 --> 00:45:49.500
‫آخرین چیزی که یادته چی بود؟

00:45:50.166 --> 00:45:53.000
‫- هارو با تیر ما رو زد.
‫- آره!

00:45:53.583 --> 00:45:56.958
‫آره. دقیقا. دقیقا. خب دیگه...

00:45:57.208 --> 00:46:00.375
‫باید بزنیم بیرون.
‫بیا دنبالم، زودباش.

00:46:23.833 --> 00:46:34.833
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:46:35.166 --> 00:46:36.166
‫سلام.

00:46:39.708 --> 00:46:50.708
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.