﻿WEBVTT

00:00:04.020 --> 00:00:09.650
‫آه، کی فکرشو می‌کرد اندوور-ساما که به زودی
‫قهرمان نامبروان میشه بیاد خواستگاری دختر ما.

00:00:09.650 --> 00:00:12.150
‫تو خواب و خیالم هم فکرشو نمی‌کردم.

00:00:12.150 --> 00:00:14.740
‫واقعاً باعث افتخاره که اینجایین!

00:00:14.740 --> 00:00:19.790
‫ماها، یعنی خانواده‌ی هیمورا تاریخچه‌ی غنی و طولانی‌ای داریم،

00:00:19.790 --> 00:00:26.540
‫پس فکر کنم لایق بودیم که عروسی
‫در خور یه قهرمان رده‌بالا پرورش بدیم.

00:00:26.540 --> 00:00:29.550
‫اون زن عینهو یخ بود.

00:00:29.550 --> 00:00:33.130
‫اون ازدواج جوری ترتیب داده شده بود
‫که یه ازدواج برنامه‌ریزی شده باشه،

00:00:33.130 --> 00:00:35.630
‫اما در واقع یه ازدواج برای کوسه بود.

00:00:35.630 --> 00:00:40.510
‫تو این نوع از ازدواج عروسی انتخاب می‌شه
‫که کوسه‌ی فرد رو ارتقاء یافته به نسل بعد منتقل کنه،

00:00:40.510 --> 00:00:43.730
‫هدف از ازدواج هم صرفاً تولد بچه‌ یا بچه‌هاشونه.

00:00:43.730 --> 00:00:45.890
‫این چیزی بود که خودم می‌خواستم.

00:00:45.890 --> 00:00:48.150
‫اگه کوسه‌ی آتش من...

00:00:48.150 --> 00:00:52.360
‫با کوسه‌ی خاندان هیمورا ترکیب می‌شد،

00:00:52.360 --> 00:00:56.860
‫امیدوار بودم بچه‌ای به دنیا بیاد
‫که بتونه از آلمایت پیشی بگیره.

00:00:56.860 --> 00:01:01.790
‫با اینکه خاندان هیمورا زمانی شهیر و برجسته بودن،
‫اما اون موقع خیلی اوضاع خوبی نداشتن.

00:01:01.790 --> 00:01:06.710
‫به خاطر پرستیژ قهرمان شماره 2 و
‫شیربهایی که برای عروس پرداخت می‌شد،

00:01:06.710 --> 00:01:10.920
‫پدرش خیلی راحت به خواستگاری من جواب مثبت داد.

00:01:13.090 --> 00:01:16.470
‫خودش هم می‌تونست منو رد کنه.

00:01:16.470 --> 00:01:21.100
‫اگرچه، اون دختر، با اینکه می‌دونست این ازدواج برای کوسه‌ست،

00:01:21.100 --> 00:01:24.270
‫به خاطر خانواده‌ش قبول کرد که زن من بشه.

00:01:29.730 --> 00:01:32.020
از گل خوشت میاد؟

00:01:32.020 --> 00:01:35.570
‫بله، همه‌شون قشنگن.

00:01:35.570 --> 00:01:40.950
‫قوی بود... اما انگار با تلنگر آب می‌شد و از بین می‌رفت...

00:01:43.790 --> 00:01:50.130
ر-ری... تو... حالت... خوبه؟

00:01:50.750 --> 00:01:52.710
‫اصلاً خوب نیستم.

00:01:52.710 --> 00:01:54.130
‫برای همین اومدم.

00:01:54.670 --> 00:01:57.010
‫اونی که بیشترین زجرو می‌کشه تو نیستی.

00:01:57.470 --> 00:02:01.100
‫چون فقط تو نبودی که اون بچه رو ندیدی.

00:02:09.180 --> 00:02:16.180
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:16.820 --> 00:02:19.360
تو دنیایی بدون سفیدی و سیاهی

00:02:19.360 --> 00:02:21.990
در اعماق نفرت همچنان ضجه برپاست

00:02:21.990 --> 00:02:25.280
قدرتی برای توقف هم وجود نداره

00:02:25.280 --> 00:02:27.040
فقط به سوی دوردست می‌تازیم

00:02:27.040 --> 00:02:29.040
تنها، بی‌حوصله و پرخاشگر

00:02:29.040 --> 00:02:30.830
گرفتار تقلا تو یه بن‌بست

00:02:30.830 --> 00:02:33.920
آیا هنوز هم راه رستگاری هست

00:02:33.920 --> 00:02:36.670
تو این راه پر مشقتی که داری طی می‌کنی

00:02:36.670 --> 00:02:41.630
وقتی که در آستانه‌ی تسلیمی و چاره نداری

00:02:41.630 --> 00:02:44.180
من اونجام تا دستتو بگیرم

00:02:45.100 --> 00:02:50.600
تک تکِ احساساتمون به ما چسبیدن و ول نمی‌کنن

00:02:50.600 --> 00:02:54.100
به هر قیمتی می‌خوام کنارت باشم، حتی اگه بیهوده باشم

00:02:54.100 --> 00:02:56.110
به این می‌گن قهرمان

00:02:56.110 --> 00:03:01.110
تک تک دعاهامون، دونه دونه همین‌جا معلقن و گم نمیشن

00:03:01.110 --> 00:03:04.990
برای همین هرچقدر بخورم زمین، دوباره پا میشم

00:03:04.990 --> 00:03:07.120
بذار قدرت زندگی شعله بکشه

00:03:07.120 --> 00:03:11.370
با فریاد، یه روح داره پاسخ احساساتتو می‌ده

00:03:11.370 --> 00:03:15.330
دیگه تردید بسه، باید بریم سمت جایگاه حقیقی

00:03:15.330 --> 00:03:17.090
یالا، راه بیفت

00:03:33.100 --> 00:03:35.310
‫بدجوری کباب شدم...

00:03:35.310 --> 00:03:37.780
‫هیچی حس نمی‌کنم.

00:03:37.780 --> 00:03:40.110
‫اون یارو بابای منه.

00:03:38.190 --> 00:03:41.320
دابی

00:03:38.190 --> 00:03:41.320
شــــــــرور

00:03:40.110 --> 00:03:43.740
‫اونم به خاطر همچین‌چیزایی نمی‌میره.

00:03:43.740 --> 00:03:49.790
‫حتی اگه خودش بخواد سقط شه هم، جایگاهش
‫به عنوان قهرمان نامبروان این اجازه رو نمی‌ده.

00:03:49.790 --> 00:03:53.290
‫تقریباً وقتشه که دوباره تو انظار عمومی ظاهر شه.

00:03:53.290 --> 00:03:56.040
‫کاش بتونم اون ریخت داغونشو زود ببینم.

00:03:56.040 --> 00:03:57.670
‫خیلی حال می‌ده.

00:03:57.670 --> 00:03:59.590
‫خیلی طول کشید تا به اینجا برسم.

00:04:00.170 --> 00:04:06.600
‫تودوروکی انجی، مامان، فویومی-چان، ناتسو-کون، شوتو...

00:04:07.470 --> 00:04:09.680
‫خوب منو تماشا کنین.

00:04:09.680 --> 00:04:12.020
‫از عمق جهنم.

00:04:12.020 --> 00:04:16.020
روش غلط اطفاء حریق

00:04:16.770 --> 00:04:18.570
‫هی! چرا آخه؟!

00:04:18.570 --> 00:04:22.110
‫امروز تعطیلی، چرا با من تمرین کوسه نمی‌کنی، بابا؟!

00:04:22.110 --> 00:04:24.740
‫برای چی یهویی می‌گی که نمی‌تونی؟!

00:04:24.740 --> 00:04:28.120
‫چند بار بهت بگم... به خاطر خودته!

00:04:30.950 --> 00:04:32.370
‫من دیگه برم...

00:04:34.210 --> 00:04:36.790
خیلی وضعیت عجیبیه، نه؟

00:04:36.790 --> 00:04:40.800
‫عناصر کوسه‌ش میل بیشتری سمت کوسه‌ی شعله دارن،

00:04:40.800 --> 00:04:44.630
‫ولی انگار از لحاظ فیزیکی بیشتر سمت مادرش کشیده شده.

00:04:44.630 --> 00:04:51.060
‫به عبارت دیگه، انگار بدنش انجماد و سرما رو بهتر از شعله تحمل می‌کنه.

00:04:51.060 --> 00:04:54.180
‫آه، انگار دنبال یه بچه‌ی طراحی‌شده بودین...

00:04:54.180 --> 00:04:56.980
‫ولی این تو این دوره و زمونه، حرام محسوب می‌شه،

00:04:56.980 --> 00:04:59.320
‫پس فکر کنم بهتره دست بردارین.

00:04:59.320 --> 00:05:04.360
‫در هر حال، تا می‌تونین به تویا-کون
‫اجازه ندین از کوسه‌ش استفاده کنه.

00:05:04.360 --> 00:05:07.280
‫در بدترین حالت، می‌تونه خودشو با شعله‌های خودش خاکستر کنه،

00:05:07.280 --> 00:05:09.070
‫امکان آسیب‌دیدگی خیلی بالاست.

00:05:10.120 --> 00:05:11.830
‫تویا...

00:05:11.830 --> 00:05:14.830
‫فکر کردم از آلمایت پیشی می‌گیری...

00:05:14.830 --> 00:05:18.540
‫آخه شعله‌هات از مال من قوی‌ترن.

00:05:18.540 --> 00:05:20.500
ولی آخه چرا؟

00:05:20.500 --> 00:05:24.090
دوباره شاهکار

00:05:20.500 --> 00:05:24.090
آلمـــــــایت

00:05:20.790 --> 00:05:24.090
‫امروزم 62 بخش رو نجات داده!

00:05:24.090 --> 00:05:25.550
‫تا وقتی آلمایتو داشته باشیم،

00:05:25.550 --> 00:05:30.970
‫امکان نداره اسیر دست شیطان شیم!

00:05:25.970 --> 00:05:30.970
فویومی-چان، فکر می‌کنی چرا دیگه نمی‌تونم با کوسه تمرین کنم؟

00:05:30.970 --> 00:05:31.970
‫چه‌می‌دونم...

00:05:31.970 --> 00:05:34.180
‫من فقط یه کوچولو سوختم، همین.

00:05:34.180 --> 00:05:36.100
واقعاً هیچیم نیست، می‌دونی؟

00:05:36.100 --> 00:05:39.770
‫من که خودم می‌دونم بدنم چقدر قویه!

00:05:39.770 --> 00:05:44.280
‫ولی منم دوست ندارم که بیشتر از این خودتو زخمی کنی!
‫دوست ندارم!

00:05:44.280 --> 00:05:46.030
‫فویومی-چان، تو که نمی‌فهمی!

00:05:46.030 --> 00:05:48.160
‫اصلاً زنا حالیشون نیست!

00:05:48.160 --> 00:05:50.950
‫ولی دلم برات می‌سوزه خب!

00:05:50.950 --> 00:05:52.870
‫من دیگه تصمیممو گرفتم.

00:05:52.870 --> 00:05:56.330
‫منم می‌خوام از اون بهتر شم!

00:05:56.330 --> 00:05:58.750
‫تقصیر خودته، باباخان!

00:06:01.170 --> 00:06:02.800
‫امکان نداره...

00:06:02.800 --> 00:06:05.550
‫این... دیگه زیادیه!

00:06:05.550 --> 00:06:07.300
‫خیلی ظالمانه‌ست!

00:06:07.300 --> 00:06:11.720
‫تویا همین الانش هم می‌دونه که چی از بچه‌ها می‌خوای.

00:06:11.720 --> 00:06:17.100
‫مهم نیست چی بگم... هرروز با یه سوختگی جدید میاد پیشم...

00:06:16.680 --> 00:06:22.060
چرا آلمایت دل همه را برده؟

00:06:17.100 --> 00:06:19.850
‫حماقتش کاملاً به خود من رفته...

00:06:19.850 --> 00:06:23.150
‫فقط یه راه هست که بشه جلوشو گرفت.

00:06:23.150 --> 00:06:26.570
‫تویا نمی‌تونه از اون پیشی بگیره.

00:07:15.240 --> 00:07:18.410
‫بابا، منم می‌تونم از اون بهتر شم...

00:07:18.410 --> 00:07:22.880
‫آخه همین الانشم شعله‌های به این قوی‌ای دارم.

00:07:22.880 --> 00:07:25.210
‫همه‌ش دارم تمرین می‌کنم...

00:07:25.210 --> 00:07:26.800
‫من می‌تونم از پسش بربیام...

00:07:26.800 --> 00:07:30.970
‫من می‌تونم از اون بهتر شم.

00:07:30.970 --> 00:07:33.140
‫باید منو تماشا کنی.

00:07:34.550 --> 00:07:36.640
‫نمی‌شه! چرا نمی‌فهمی؟!

00:07:36.640 --> 00:07:40.060
‫چرا وقتی همه‌جات سوخته، بازم اینو نمی‌فهمی؟!

00:07:40.060 --> 00:07:43.190
‫تویا! باید اطرافتو هم ببینی!

00:07:43.190 --> 00:07:45.060
‫برو با فویومی و ناتسوئو بازی کن!

00:07:45.060 --> 00:07:47.360
‫برو تو مدرسه دوست پیدا کن!

00:07:47.360 --> 00:07:49.940
‫اگه قهرمان نشی هم باز یه دنیای بزرگ اون بیرون منتظرته.

00:07:49.940 --> 00:07:51.400
‫می‌فهمی که...

00:07:51.400 --> 00:07:54.410
‫به زودی همه‌ی اینا یادت می‌ره.

00:07:54.410 --> 00:07:57.790
‫همه‌ی بچه‌ها تو مدرسه می‌گن که می‌خوان قهرمان شن.

00:07:58.950 --> 00:08:01.370
‫ولی اونا هیچی حالیشون نیست.

00:08:01.370 --> 00:08:05.710
‫آخه من... پسر تو ام، بابا...

00:08:05.710 --> 00:08:07.210 line:20%
‫تویا... نباید داغ کنی...

00:08:06.380 --> 00:08:09.300
‫خودِ باباخان آتیش منو روشن کرده...

00:08:09.300 --> 00:08:11.590
‫من بیخیال نمی‌شم...

00:08:11.590 --> 00:08:15.680
‫نمی‌تونم بگم که این اتفاق نیفتاده...

00:08:15.680 --> 00:08:19.220
‫منو تماشا کن... اندوور!

00:08:21.140 --> 00:08:22.520
‫ببین!

00:08:22.520 --> 00:08:24.980
‫منو تماشا کن!

00:08:32.650 --> 00:08:38.240
‫از امروز، شوتو نباید نزدیک بقیه‌ی بچه‌ها باشه.

00:08:38.240 --> 00:08:41.250
‫من باید برم سر کار، پس وقت ندارم تمام مدت مراقبش باشم،

00:08:41.250 --> 00:08:44.040
‫ولی برای اون کار کمک استخدام می‌کنم.

00:08:44.040 --> 00:08:47.460
‫تو هم نباید بذاری تویا از جلوی چشمت دور شه.

00:08:47.460 --> 00:08:51.670
‫اون بچه... فقط می‌خواد که بهش امیدوار باشی.

00:08:51.670 --> 00:08:56.640
‫من فقط می‌تونم... دنیای یه قهرمانو نشون بدم.

00:08:56.640 --> 00:08:58.930
قهرمان؟

00:08:58.930 --> 00:09:01.350
‫به نظرت فقط فرار نمی‌کنی؟

00:09:09.150 --> 00:09:10.400 line:20%
‫داداش تویا!

00:09:10.320 --> 00:09:12.440
پسر دوم

00:09:10.320 --> 00:09:12.440
دختر ارشد

00:09:10.320 --> 00:09:12.440
فویومی

00:09:10.320 --> 00:09:12.440
ناتسوئو

00:09:11.440 --> 00:09:13.570 line:20%
‫بیا بازی کنیم!

00:09:12.440 --> 00:09:14.990
تویا

00:09:12.440 --> 00:09:14.990
پسر ارشد

00:09:13.570 --> 00:09:14.900 line:20%
‫باشه.

00:09:15.070 --> 00:09:16.320
‫بگیر!

00:09:18.160 --> 00:09:19.950 line:20%
تو خوبی؟

00:09:18.490 --> 00:09:19.910
شوتو

00:09:18.490 --> 00:09:19.910
پسر سوم

00:09:19.950 --> 00:09:21.620
‫شوتو، نگاشون نکن!

00:09:22.620 --> 00:09:25.460
‫دنیای اونا با دنیای تو فرق داره!

00:09:25.460 --> 00:09:29.380
نمی‌شه یکم با داداش تویا و اینا بازی کنم؟

00:09:29.380 --> 00:09:31.550
‫نمی‌شه... تو تمرین داری.

00:09:36.510 --> 00:09:39.300
‫خب... من اون موقع اشتباه می‌کردم.

00:09:39.300 --> 00:09:41.600
‫شوتو کار اشتباهی نکرده.

00:09:41.600 --> 00:09:44.100
‫ولی باباخانم اشتباه می‌کنه.

00:09:44.100 --> 00:09:47.100
‫ما برای اون شکست محسوب می‌شیم،
‫برای همین با ما حرف نمی‌زنه.

00:09:47.100 --> 00:09:50.150
‫خیلی عجیبه... بچه داری اما نمی‌خوای اونا رو...

00:09:50.150 --> 00:09:53.230
‫یه قهرمان نسل جدید این‌طوریه.

00:09:53.230 --> 00:09:55.820
‫اینو هزار بار گفتی.

00:09:55.820 --> 00:09:58.610
چرا اینا رو به آبجی نمی‌گی یه بار؟

00:09:58.610 --> 00:10:01.160
ناتسو-کون، فکر می‌کنی تقصیر منه؟

00:10:01.160 --> 00:10:05.200
‫بس کن! من دارم اینا رو به تو می‌گم،
‫چون فقط تو می‌تونی بفهمی!

00:10:05.200 --> 00:10:10.420
‫می‌فهمی دیگه؟! همه‌ی زنای این خانواده به‌دردنخورن!

00:10:10.420 --> 00:10:13.420
وایسا! تو دوباره می‌خوای بری کوهستان، مگه نه؟

00:10:13.420 --> 00:10:15.590
چرا نمی‌ری یه بارم که شده با همکلاسیات بازی کنی؟

00:10:15.590 --> 00:10:16.840
‫من نیازی به دوست ندارم!

00:10:16.840 --> 00:10:18.220
‫دنیامون فرق داره!

00:10:18.220 --> 00:10:23.350
تویا... تو واقعاً می‌خوای قهرمان شی؟

00:10:25.770 --> 00:10:32.150
‫از نظر من، بابات تو رو زنجیر کرده و داری زجر می‌کشی.

00:10:32.150 --> 00:10:37.360
‫تویا، دنیا پر از راه برای پیشرفته،
‫هزاران انتخاب داری.

00:10:37.360 --> 00:10:40.610
‫فقط باباتو نبین... برو بقیه‌ی دنیا رو هم ببین.

00:10:40.610 --> 00:10:43.580
‫اگه بری بیرون یه راه خوب برای خودت پیدا می‌کنی...

00:10:43.580 --> 00:10:46.000
تو چی حالیته، مامان؟

00:10:47.120 --> 00:10:49.420
‫نکنه کتاب روانشناسی و اینا خوندی؟!

00:10:49.420 --> 00:10:53.290
بابابزرگ و مامانبزرگ، چون فقیر بودن تو رو فروختن، مگه نه؟

00:10:53.290 --> 00:10:56.460
تو چاره‌ای جز گوش‌دادن به حرفاشون نداشتی، مگه نه؟

00:10:56.460 --> 00:10:58.010
‫تو...

00:10:58.010 --> 00:10:59.800
‫برای همینم من به دنیا اومدم...

00:11:01.800 --> 00:11:04.390
‫تو هم همدستشی، مامان.

00:11:05.600 --> 00:11:07.180
‫تو... یا...

00:11:09.020 --> 00:11:11.270
‫آتیش... خاموش نمی‌شه.

00:11:12.480 --> 00:11:14.980
‫از بچه‌های هم‌سن و سالم ریزه‌میزه‌تر بودم...

00:11:14.980 --> 00:11:18.400
ولی ‫بالاخره داشتم به سن بلوغ می‌رسیدم.

00:11:18.400 --> 00:11:24.660
‫همون‌طور که بدنم تغییر می‌کرد،
‫شعله‌های سرخم، کم‌کم آبی شدن.

00:11:24.660 --> 00:11:27.620
‫که این‌طور... اینم از عملکردای بدنیه پس...

00:11:27.620 --> 00:11:30.910
‫وقتی هیجانی می‌شم، یه پیوند مستقیم
‫با قدرت آتیشم به وجود میاد.

00:11:30.910 --> 00:11:36.130
‫خیلی محشره این...!
‫بابا کاملاً جا می‌خوره!

00:11:36.130 --> 00:11:42.180
آه، ولی... لعنتی... چرا وقتی هیجانی می‌شم گریه‌م میاد؟

00:11:44.680 --> 00:11:49.140
‫باباخان، سری بعد که مرخصی داشتی،
‫بیا نوک قله‌ی سِکوتو!

00:11:52.690 --> 00:11:54.150
‫سوختگی؟!

00:11:54.150 --> 00:11:57.400
‫رفته جایی که کسی تماشاش نمی‌کنه، تمرین کرده!

00:11:57.400 --> 00:11:59.320
‫تویا... تو بازمـ...

00:11:59.320 --> 00:12:02.240
‫خیلی خفن شده بودم! باید حتماً بیای!

00:12:02.240 --> 00:12:04.740
‫شاید به سطح شوتو هم برسم اصلاً!

00:12:04.740 --> 00:12:07.700
‫تازه فکر نکنم به آلمایتم ببازم!

00:12:07.700 --> 00:12:11.330
‫تازه باباخانم، این‌سری منو قبول می‌کنه!

00:12:11.330 --> 00:12:14.420
‫خیلی از اینکه به دنیا اومدم خوشحالم!

00:12:17.290 --> 00:12:19.380
‫برای چی جلوی تویا رو نگرفتی؟!

00:12:19.380 --> 00:12:20.670
‫مگه بهت نگفته بودم؟!

00:12:20.670 --> 00:12:22.590
‫مامانو اذیت نکن!

00:12:22.590 --> 00:12:24.720
‫بس کن! اذیتش نکن!

00:12:24.720 --> 00:12:25.970
‫شوتو، تو گمشو بیرون!

00:12:25.970 --> 00:12:27.470
‫اصلاً به تو ربطی نداره!

00:12:30.270 --> 00:12:33.350
تو چی حالیته، مامان؟

00:12:33.350 --> 00:12:36.690
‫ انتخابای من محدود بودن...

00:12:36.690 --> 00:12:40.400
‫ولی خودم تصمیم گرفتم و روی پای خودم حرکت کردم.

00:12:40.400 --> 00:12:42.150
‫حداقل...

00:12:42.150 --> 00:12:45.700
‫فکر می‌کردم که بتونم اون لبخندو حفظ کنم، ولی...

00:12:47.990 --> 00:12:51.330
‫نتونستم جلوشو بگیرم.

00:12:51.330 --> 00:12:54.670
‫خودت درستش کن! به من مربوط نیست!

00:12:56.420 --> 00:12:59.000
‫خودت درستش کن!

00:12:59.000 --> 00:13:03.920
می‌گم... الان... چی پشت چشماته؟

00:13:03.920 --> 00:13:06.510
‫با اون چشما نگام نکن...

00:13:07.260 --> 00:13:09.350
‫با اون چشما نگام نکن...

00:13:11.390 --> 00:13:13.060
‫با اون چشما...

00:13:17.690 --> 00:13:19.770
‫مجبور شدم تو بیمارستان بستری شم،

00:13:19.770 --> 00:13:22.530
‫و همون‌جا قضیه‌ی تویا رو شنیدم.

00:13:22.530 --> 00:13:26.910
‫بعد از اون هم، ذهنم کاملاً از هم پاشید.

00:13:28.070 --> 00:13:31.410
‫اشکا... نیاین! من گریه نمی‌کنم!

00:13:31.410 --> 00:13:33.960
‫تو نرفتی قله‌ی سِکوتو.

00:13:34.540 --> 00:13:40.670
‫اگه رفته بودم، فکر کنم فقط هیزم رو آتیش احساساتش می‌شدم.

00:13:40.670 --> 00:13:41.590
‫نه...

00:13:42.130 --> 00:13:45.340
انـــــــدوور

00:13:42.130 --> 00:13:45.340
آتش جهنمی

00:13:42.130 --> 00:13:45.340
قهـــــــرمان

00:13:42.210 --> 00:13:46.930
‫شایدم نمی‌دونستم که
‫چی قراره بهش بگم...

00:13:47.760 --> 00:13:49.890
‫باباخان.

00:13:49.640 --> 00:13:52.260
تودوروکی رِی

00:13:50.430 --> 00:13:52.270
‫منم همین‌طوری بودم.

00:13:56.480 --> 00:13:59.940
‫خیلی داغه! خاموش نمی‌شه!

00:14:04.110 --> 00:14:06.450
‫بد آتیشِ کوفتی بود.

00:14:07.110 --> 00:14:10.320
‫خب... هرچی بکاری، درو می‌کنی.

00:14:10.320 --> 00:14:14.790
‫آخه تو فقط یادم دادی که چطوری قدرت شعله‌هامو بیشتر کنم.

00:14:22.000 --> 00:14:26.550
‫اون روز... ای کاش می‌تونستم از خیر همه‌چی بگذرم...

00:14:27.680 --> 00:14:32.260
‫ولی بعد از اینکه تویا رو به کشتن دادم،
‫دیگه راه برگشتی نبود.

00:14:32.930 --> 00:14:37.140
‫تنها کاری که ازم برمیومد، تمرکز روی شوتو بود.

00:14:37.140 --> 00:14:40.650
‫همون‌طور که احساساتت تشدید می‌شد،
‫از من متنفرتر می‌شدی...

00:14:40.650 --> 00:14:45.150
‫حتی می‌تونستم اثری که روی بچه‌ها گذاشته بودی رو هم ببینم...

00:14:45.610 --> 00:14:50.570
‫حتی با اینکه داشتم از هم‌پاشیدنمونو می‌دیدم،
‫بیش از اون ترسیده بودم که بخوام کاری بکنم.

00:14:50.570 --> 00:14:54.330
‫تنها کاری که کردم...
‫این بود که فقط حضور داشته باشم...

00:14:54.660 --> 00:14:58.670
‫همه‌چی رو خودت شروع کردی،
‫دلیل تمام این مصیبت خودتی...

00:14:58.960 --> 00:15:02.920
‫ولی اگه منم می‌تونستم یکم تویا رو سر عقل بیارم...

00:15:03.250 --> 00:15:04.960
‫نیازی نبود که دابی ازش ساخته شه.

00:15:04.960 --> 00:15:08.550
‫شاید می‌تونستم یه بار برای شوتو هم سوبا درست کنم.

00:15:09.130 --> 00:15:10.470
‫مسئولیت این کار...

00:15:10.470 --> 00:15:12.720
‫فقط روی دوش تو نیست.

00:15:12.720 --> 00:15:14.350
‫حتی اگه روحت چند پاره شده باشه،

00:15:14.350 --> 00:15:16.850
‫کمکت می‌کنیم که سرِ پا شی.

00:15:16.850 --> 00:15:19.980
‫چاره‌ای جز جنگیدن با دابی نداری.

00:15:20.770 --> 00:15:25.150
تو... واقعاً... رِی هستی؟

00:15:25.820 --> 00:15:28.780
‫بچه‌مون که از خود ما بیشتر آسیب دیده...

00:15:28.780 --> 00:15:33.410
‫با اینکه حق داشت ازم متنفر باشه، دوباره «مامان» صدام کرد.

00:15:34.200 --> 00:15:36.910
‫اون توی دبیرستان U.A دوست پیدا کرد

00:15:37.290 --> 00:15:40.710
‫و خانواده‌مونو نجات داد.

00:15:41.040 --> 00:15:44.130
‫شوتو قهرمان خانواده‌ی ماست.

00:15:41.830 --> 00:15:45.090
تودوروکی شوتو

00:15:41.830 --> 00:15:45.090
نیمه‌یخ و آتش

00:15:45.790 --> 00:15:49.050
‫قبل اینکه بیایم اینجا، با مامان حرف زدم.

00:15:49.590 --> 00:15:52.550
‫فکر کردم دیگه نمی‌تونی بجنگی.

00:15:53.680 --> 00:15:56.640
‫فکر کردم چاره‌ای ندارم جز اینکه خودم انجامش بدم.

00:15:56.640 --> 00:15:59.770
‫اما انگار اینطور نیست.

00:15:59.770 --> 00:16:02.390
‫هروقت گریه‌ت تموم شد، پاشو.

00:16:02.390 --> 00:16:05.270
‫همگی باهم می‌ریم تا تویا رو متوقف کنیم.

00:16:05.730 --> 00:16:08.230
‫شو... شوتو...

00:16:10.740 --> 00:16:12.660
‫شوتو...!

00:16:12.660 --> 00:16:16.740
‫شرمنده، گوش وایساده بودیم.

00:16:16.740 --> 00:16:21.460
‫اجازه می‌دین به سفر خانوادگیتون بپیوندیم؟

00:16:18.830 --> 00:16:21.460
هاکــــــــس

00:16:18.830 --> 00:16:21.460
بالهای درنده

00:16:18.830 --> 00:16:21.460
قهـــــــرمان

00:16:21.710 --> 00:16:24.420
‫بست جینیست... هاکس...!

00:16:24.750 --> 00:16:27.130
‫دیروز از بیمارستان مرخص شدم

00:16:27.130 --> 00:16:29.460
‫و یه اطلاعاتی جمع کــــ...

00:16:29.460 --> 00:16:32.300
‫من عمیقاً بابت عمل پسرم پوزش می‌خوام.

00:16:32.630 --> 00:16:33.470
‫عه؟!

00:16:33.470 --> 00:16:35.720
‫واسه این نیومدیم.

00:16:35.720 --> 00:16:37.430
‫لطفاً تمومش کنین، خانوم.

00:16:37.680 --> 00:16:40.600
‫فقط می‌خواستیم چندتا سؤال درباره‌ی دابی ازتون بپرسیم.

00:16:40.600 --> 00:16:42.980
‫با این حال گوش‌واستادن یه عمل از کتون‌به‌دوره.

00:16:42.980 --> 00:16:44.850
از کتون‌به‌دور چیه؟

00:16:45.060 --> 00:16:48.320
‫منبع رنجشش می‌تونه به راهنمایی برای نحوه‌ی برخورد باهاش تبدیل بشه.

00:16:46.440 --> 00:16:49.690
بــــــــــست‌جینیــــــست

00:16:46.440 --> 00:16:49.690
فایبر مستر

00:16:46.440 --> 00:16:49.690
قهـــــــرمان

00:16:48.320 --> 00:16:55.490
‫می‌تونیم ازش بپرسیم چجوری زنده مونده
‫و چطوری به دابی تبدیل شده.

00:16:55.490 --> 00:16:59.240
‫من قبلاً خیلی ویدیوهای قدیمی از شما می‌دیدم،

00:16:59.240 --> 00:17:04.420
‫ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم که سرسختیتونتو جوونی،
‫تبدیل به بهمنی که درگیرشیم، بشه.

00:17:04.420 --> 00:17:06.750
‫شوکه شدم.

00:17:06.750 --> 00:17:10.250
‫وقتی درمورد تویا-کون صحبت می‌کردین این موضوع مطرح نشد،

00:17:10.250 --> 00:17:13.090
ولی سوختگی صورت شوتو-کون هم کار اندوور-سان بوده؟

00:17:13.090 --> 00:17:13.880
‫تمومش کن.

00:17:14.170 --> 00:17:15.220
‫کار من بوده.

00:17:15.470 --> 00:17:18.050
‫ماما...

00:17:18.260 --> 00:17:23.180
‫با اینکه حق داشت ازم متنفر باشه، دوباره «مامان» صدام کرد.

00:17:23.180 --> 00:17:24.770
‫که اینطور.

00:17:25.310 --> 00:17:29.320
‫نتونستم با اون دوتا مقابله کنم.

00:17:30.070 --> 00:17:33.440
‫تسلیم شدم و رهاشون کردم.

00:17:33.440 --> 00:17:34.700
‫شوتو-کون.

00:17:35.320 --> 00:17:37.410
‫تو خیلی باحالی.

00:17:39.120 --> 00:17:42.120
‫اندوور-سان، بیرون، الان جهنمه.

00:17:43.120 --> 00:17:44.370
‫آره...

00:17:44.660 --> 00:17:49.340
‫شیگاراکی، دابی، توگا هیمیکو، اسپینر، اسکپتیک،

00:17:49.340 --> 00:17:53.260
‫و 132 عضو فراری جبهه‌ی آزادی.

00:17:53.260 --> 00:17:56.590
‫درضمن، هفت نوموی شبه‌های‌اِند هم هستن.

00:17:56.590 --> 00:17:58.640
‫این که کجان اصلاً مشخص نیست.

00:17:59.010 --> 00:18:03.220
‫علاوه‌براین، به‌جز تارتاروس، توی شش زندان دیگه هم رخنه شده،

00:18:03.220 --> 00:18:07.980
‫و حداقل 10،000 زندانی از زندان فرار کردن.

00:18:08.350 --> 00:18:11.730
‫ما همچنین توانایی دور هم جمع‌کردن قهرمانا رو از دست دادیم.

00:18:11.940 --> 00:18:14.690
‫قهرمانایی که فهمیدن باد کدوم‌طرفی می‌وزه،

00:18:14.690 --> 00:18:16.990
‫یکی پس از دیگری دارن استعفاء می‌دن.

00:18:17.200 --> 00:18:20.030
‫غیرنظامی‌هایی که دیگه ایمان کاملی به قهرمانا ندارن

00:18:20.030 --> 00:18:23.080
‫خودشون اسلحه به‌دست گرفتن و با شرورها می‌جنگن،

00:18:23.080 --> 00:18:25.830
‫و وضعیت فعلی طوریه که یه آسیب
‫باعث آسیب‌های بیشتری می‌شه.

00:18:26.210 --> 00:18:29.120
‫درحال حاضر، دولت درخواست تیم‌های
‫نجات و قهرمانا از کشورهای دیگه رو داره،

00:18:29.120 --> 00:18:31.290
‫اما از اونجایی که کمیته امنیت از کار افتاده،

00:18:31.290 --> 00:18:35.840
‫کاغذبازی مورد نیاز برای احضار قهرمانا انجام نمی‌شه.

00:18:36.510 --> 00:18:39.760
‫همه‌ی اینا فقط توی دو روز اتفاق افتاده.

00:18:39.760 --> 00:18:44.810
‫همونطور که همسرتون گفتن، شما چاره‌ای جز جنگیدن ندارین.

00:18:44.970 --> 00:18:46.730
‫درضمن، ما هم همین‌وضعیتو داریم.

00:18:46.730 --> 00:18:48.060
‫مسئولیت وضعیت فعلی،

00:18:48.060 --> 00:18:50.270
‫بارِ قهرمان شماره یک نیست که تنهایی به‌دوش بکشدش.

00:18:50.270 --> 00:18:52.980
‫و این فقط واسه خانواده‌ی شما نیست.

00:18:53.360 --> 00:18:55.820
‫چرا...؟ چی می‌گی؟

00:18:56.610 --> 00:19:00.450
‫حتی اگه چیزایی که دابی درباره‌ی خانواده‌ی تودوروکی گفت درست باشه،

00:19:00.450 --> 00:19:02.700
‫مطمئنم الان همه‌چی متفاوته.

00:19:02.700 --> 00:19:07.040
‫من می‌خوام از کسایی حمایت کنم که در تلاشن تا کار درست رو انجام بدن!

00:19:07.330 --> 00:19:11.170
‫بنابراین، بیاین یه تیم از سه قهرمان برتر داشته باشیم!

00:19:11.710 --> 00:19:15.130
‫من قبلاً زندگیمو روی هاکس شرط بستم.

00:19:15.130 --> 00:19:18.050
‫به راه‌رفتن توی راهروهای جهنمی عادت دارم.

00:19:18.300 --> 00:19:20.680
‫ببینین، با خانواده‌تون و ما...

00:19:20.680 --> 00:19:22.640
‫آیا بارتون کمی سبک‌تر نمی‌شه

00:19:22.640 --> 00:19:24.760
‫و فکر نمی‌کنین که می‌تونین دوباره سرِ پا شین؟

00:19:27.470 --> 00:19:29.350
‫چرا...

00:19:29.350 --> 00:19:30.640
‫آره.

00:19:31.900 --> 00:19:35.280
‫فقط تا وقتی که داداش تویا رو متوقف کنیم.

00:19:36.400 --> 00:19:37.820
‫آره...!

00:19:40.320 --> 00:19:41.360
‫حالا، برای شروع کار.

00:19:41.360 --> 00:19:44.200
‫اول، باید به عموم توضیح بدیم.

00:19:44.200 --> 00:19:48.000
‫بعد از اتهامات دابی، ما نمی‌تونیم ازش اجتناب کنیم.

00:19:48.000 --> 00:19:50.750
‫تقریباً بهش فکر کردم که چطوری می‌تونیم پاسخ بدیم،

00:19:50.750 --> 00:19:53.250
‫ولی هنوز یه‌چیز وجود داره که برام واضح نیست.

00:19:54.380 --> 00:19:57.510
‫«وان‌فورآل» چیه؟

00:19:57.800 --> 00:20:01.340
‫حالا که بهش اشاره کردین، قبلاً...

00:20:01.340 --> 00:20:02.840
‫وقتی اون داشت با شیگاراکی می‌جنگید،

00:20:02.840 --> 00:20:05.600
‫اندوور یه‌چیزی درباره‌ی «وان‌فورآل» گفت.

00:20:05.600 --> 00:20:07.180
‫می‌دونین اون چیه؟

00:20:07.180 --> 00:20:11.850
‫ربطی به اون ابرشرور، آل‌فوروان داره؟

00:20:11.850 --> 00:20:13.400
‫«وان‌فورآل.»

00:20:13.400 --> 00:20:17.900
‫باید حقیقتی که پشتش نهفته‌ست رو پیدا کنیم.

00:20:19.860 --> 00:20:21.530
‫ببخشین که از خط شخصی استفاده می‌کنم.

00:20:21.530 --> 00:20:25.030
‫ممکنه شیگاراکی دنبال من باشه!

00:20:28.160 --> 00:20:30.040
‫دکو...؟

00:20:30.080 --> 00:20:32.160
باکوگو کاتسوکی

00:20:30.080 --> 00:20:32.160
انفجار

00:20:30.450 --> 00:20:32.170
‫دکو، نفله‌ی عوضی!

00:20:32.670 --> 00:20:39.140
‫چرا وقتی تو تمرگیدی من باید بیدار باشم؟!

00:20:33.870 --> 00:20:34.500
‫ داد نزن!

00:20:34.500 --> 00:20:37.170
‫وقتی این یارو بیداره وقتی برای ناراحت‌بودن نیست.

00:20:37.290 --> 00:20:39.000
‫ببخشید، سو. ممنون!

00:20:39.000 --> 00:20:40.970
‫بالأخره رفتن...

00:20:41.090 --> 00:20:44.430
‫وقتی جراحتشو دیدم، فکر کردم بد باشه، ولی...

00:20:41.970 --> 00:20:45.220
ایدا تِنیــــا

00:20:41.970 --> 00:20:45.220
موتــور

00:20:41.970 --> 00:20:45.220
اوراراکا  اوچاکو

00:20:41.970 --> 00:20:45.220
گرانش صفر

00:20:44.430 --> 00:20:46.800
‫از همیشه پرسروصداتره.

00:20:47.220 --> 00:20:48.260
‫نماینده!

00:20:48.640 --> 00:20:51.390
‫توکویامی و کامیناری هم می‌تونن مرخص بشن!

00:20:48.760 --> 00:20:52.020
جیرو   کیوکا

00:20:48.760 --> 00:20:52.020
سوکت هدفون

00:20:51.390 --> 00:20:53.480
‫واقعاً؟ این که عالیه!

00:20:53.690 --> 00:20:56.940
‫اوراراکا، بدن میدوریا خوبه، نه؟

00:20:57.520 --> 00:20:59.400
‫اینطور شنیدم، ولی...

00:21:00.690 --> 00:21:02.490
‫نگرانم...

00:21:04.910 --> 00:21:06.160
‫سلام.

00:21:06.620 --> 00:21:09.200
‫قدرت‌الله انفجارپور ملقب به دینامیت.

00:21:09.200 --> 00:21:09.990
‫روبه‌راهی؟

00:21:09.990 --> 00:21:11.540
‫روبه‌راه به‌نظر میام؟!

00:21:11.950 --> 00:21:14.870
‫می‌خوایم با میدوریا ایزوکو-کون صحبت کنیم.

00:21:14.870 --> 00:21:18.840
‫همین الان، آلمایت گفت تنهاشون بذاریم.

00:21:18.840 --> 00:21:20.550
‫آلمایت گفت؟

00:21:20.550 --> 00:21:24.630
‫اندوور-سان گفت شیگاراکی دنبال میدوریا-کون بوده.

00:21:24.630 --> 00:21:27.970
‫اگه آلمایتو به این معادله اضافه کنیم...

00:21:27.970 --> 00:21:31.810
‫آخه... «وان‌فورآل» چی می‌تونه باشه؟

00:21:31.850 --> 00:21:35.140
آلمــــــــــــــایت

00:21:31.850 --> 00:21:35.140
وان فور آل

00:21:31.850 --> 00:21:35.140
قهـــــــرمان

00:21:33.600 --> 00:21:35.520
‫میدوریای جوان...

00:21:35.520 --> 00:21:42.440
‫می‌تونم حسش کنم... منِ درونِ این جوان... منِ درون وان‌فورآل...

00:21:42.440 --> 00:21:46.530
‫الان، داری با کاربرای قبلی صحبت می‌کنی، درسته؟

00:21:49.950 --> 00:21:54.200
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:21:50.410 --> 00:21:54.200
راهمونو باز می‌کنیم

00:21:59.920 --> 00:22:08.260
Bokura wa itsudemo kodoku no soba de shoujiki nan da na

00:21:59.920 --> 00:22:08.260
ما همیشه طرف تنهای قصه بودیم ولی با خودمون صادق بودیم

00:22:09.260 --> 00:22:15.560
Namida wo koraete egao wo nakushiteta

00:22:09.260 --> 00:22:15.560
مدام جلوی اشکامون سد بستیم و لبخندمونو گم کردیم

00:22:15.560 --> 00:22:25.320
Honno sukoshi no kyoufu de kokoro kudakete shimaisou

00:22:15.560 --> 00:22:25.320
کافیه یه نسیم آروم بوی ترسو بیاره، تا قلبامون هزار تیکه شه

00:22:25.320 --> 00:22:35.910
Tachiagatte hashiridase mae ni shika susumenain da

00:22:25.320 --> 00:22:35.910
پاشو و راه بیفت، فقط می‌تونیم رو به آینده حرکت کنیم

00:22:35.910 --> 00:22:46.210
Kizutsukenai kizutsukanai sono te wa mou hanasanai

00:22:35.910 --> 00:22:46.210
نه آسیب بزن، نه آسیب ببین؛ نذار این دستا دوباره رها شن

00:22:46.210 --> 00:22:51.970
Itsudemo kiseki wa okoseru to shinjiteitai

00:22:46.210 --> 00:22:51.970
من دوست دارم، به امکان معجزه در هر ثانیه فکر کنم و باور داشته باشم

00:22:51.970 --> 00:22:57.930
Kanashimi ni sayonara wo suru no sa

00:22:51.970 --> 00:22:57.930
با غم و اندوه، همین الان خداحافظی کن

00:22:57.930 --> 00:23:03.190
Hora, kowaku wa nai kodoku janai yo boku tachi wa

00:22:57.930 --> 00:23:03.190
ببین... نیازی نیست بترسی چون ما تنها، تنهاهای روزگار نیستیم

00:23:03.190 --> 00:23:11.910
Kitakaze ga fuite kirihirake unmei wo ima

00:23:03.190 --> 00:23:11.910
باید منتظر بمونیم باد شمال بوزه تا سرنوشتمونو با دستای خودمون حکاکی کنیم

00:23:11.910 --> 00:23:16.990
Tsukinukero

00:23:11.910 --> 00:23:16.990
راهمونو باز می‌کنیم

00:23:19.920 --> 00:23:21.920
پیـــــــــــــــــــــــش‌نمایش

00:23:20.750 --> 00:23:22.840
‫آنچه خواهید دید.

00:23:22.840 --> 00:23:27.880
‫درحالی که به خواب ادامه می‌دم، به دنیای وان‌فورآل هدایت می‌شم.

00:23:27.880 --> 00:23:31.720
‫نسل‌های گذشته‌ی کاربران، رازهایی رو به اشتراک می‌ذارن.

00:23:31.720 --> 00:23:34.050
‫و بعد، ازم می‌پرسن:

00:23:34.050 --> 00:23:37.470
‫«می‌تونی شیگاراکی تومورا رو بکشی؟»

00:23:37.470 --> 00:23:39.390
‫من قطعاً...

00:23:40.190 --> 00:23:43.730
‫قسمت بعد، «میدوریا ایزوکو و شیگاراکی تومورا.»

00:23:43.730 --> 00:23:45.770
‫اصل و نسبم مورد آزمایش قرار گرفته.

00:23:45.940 --> 00:23:49.950
میدوریا ایزوکو و شیکاراکی تومورا

00:23:45.940 --> 00:23:49.950
قسمت
بعـــــــــدی

00:23:46.570 --> 00:23:47.860
‫فراتر برو!

00:23:47.860 --> 00:23:48.900
‫فراتر از بینهایت!