﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:10.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:10.150 --> 00:00:11.810
‫عمو مایت...

00:00:15.710 --> 00:00:17.650
‫توشینوری...

00:00:17.650 --> 00:00:19.200
‫به هر شکلی که رخ بده،

00:00:19.680 --> 00:00:23.100
‫مرگِ اون به نقطه‌ی عطف این دوره تبدیل می‌شه.

00:00:29.680 --> 00:00:30.870
‫نه!

00:00:32.210 --> 00:00:34.180
‫دیگه بس کن!

00:00:36.120 --> 00:00:37.220
‫یه نفر...

00:00:39.280 --> 00:00:40.370
‫نجاتش بده!

00:01:06.340 --> 00:01:12.050
در برابر این صدای انفجارِ وحشی و دیوانه‌وار

00:01:12.680 --> 00:01:18.390
قلب و ذهنم مثل دیوار، هم آرومه هم استوار

00:01:19.060 --> 00:01:24.770
شاید این‌همه نویز شروع به جرقه‌زدن کردن که

00:01:25.480 --> 00:01:30.480
هیچی این اطراف نیست، جز سکوت فراگیر

00:01:31.650 --> 00:01:37.280
داستان ما مثل یه سکه‌ست که مدام می‌چرخه

00:01:37.660 --> 00:01:43.330
شکاف پیدا می‌کنه و از همونجا رخنه می‌کنه

00:01:43.580 --> 00:01:50.670
اگه بخوایم تو ذهنمون انقلاب به پا کنیم، آزمون و خطا لازمۀ کاره

00:01:51.170 --> 00:01:56.840
باید مثل اون خطاهای استراتژیک، منفی‌ها رو مثبت بخونیم

00:01:57.470 --> 00:02:03.770
همیشه نمی‌شه همه‌چی رو با حرکات عادی وصل کرد

00:02:03.770 --> 00:02:10.900
گاهی چیزا در موازات همن و باید برای اتصالشون یه حرکت نو زد

00:02:11.530 --> 00:02:14.400
یه حرکت مقــدّسـ

00:02:14.780 --> 00:02:17.450
یـه صـدای بیــ ـصــدا

00:02:18.030 --> 00:02:21.160
اونــ روز فــــرا رســیــــــــدهـ

00:02:24.290 --> 00:02:29.130
اونــ روز فــــرا رســیــــــــدهـ

00:02:53.570 --> 00:02:54.860
‫اگه با همین وضع ادامه بدی...

00:02:54.860 --> 00:03:00.350
‫با یه شرور روبه‌رو می‌شی و به شکلی ناجور و وحشتناکی می‌میری!

00:03:04.230 --> 00:03:05.380
‫باد...

00:03:07.140 --> 00:03:09.710
‫باد... وزیدن گرفته بود.

00:03:15.330 --> 00:03:16.910
‫عجب هواییه.

00:03:17.420 --> 00:03:19.940
نظرت چیه امروز کیک بپزیم؟

00:03:27.070 --> 00:03:28.680
‫یالا! یالا!

00:03:29.020 --> 00:03:32.220
‫ضرب‌الاجل امروز از بحرانِ اون سر دنیا خیلی مهم‌تره، الاغ!

00:03:33.790 --> 00:03:37.730
‫این توده‌ی رعد و برقی عظیم داره جریانای جوی رو بهم می‌زنه.

00:03:37.730 --> 00:03:38.840
‫اوی، مریل!

00:03:39.510 --> 00:03:42.570
‫سوتی‌ای که موقع پخش دادیم،
‫همین الان تو اینترنت آپلود شد.

00:03:43.300 --> 00:03:49.230
‫ابر کومولونیمبوس بزرگی که ناگهانی بالای ژاپن ظاهر شد،
‫هنوز با سرعت در حال رشده.

00:03:49.700 --> 00:03:54.670
‫ این توده ممکنه همراه جت استریم حرکت کنه
‫و روی آب‌وهوای آمریکای شمالی هم اثر بذاره.

00:03:57.180 --> 00:04:00.040
‫مارتین، غذا آماده‌ستا!

00:04:00.040 --> 00:04:01.300
‫باشه!

00:04:03.250 --> 00:04:04.620
‫آلمایت...

00:04:06.060 --> 00:04:07.680
‫دوست ندارم بمیری.

00:04:09.060 --> 00:04:10.560
‫طبق گزارش مرکز هواشناسی کشور،

00:04:10.560 --> 00:04:15.060
‫جریان همرفتی‌ای که بر اثر افزایش‌های ناگهانی و هم‌زمان دما ایجاد شده

00:04:15.060 --> 00:04:20.660
با گردباد گرمسیریِ جنوب‌غربی به هم رسیدن

00:04:20.660 --> 00:04:24.450
‫تا یه توده‌ی رعد و برقی کومولونیمبوسِ بی‌سابقه شکل بگیره.

00:04:32.620 --> 00:04:36.750
‫دنیا... می‌تونه با قدرت یه نفر هم تغییر کنه.

00:04:57.550 --> 00:04:58.520
‫جغله...

00:04:59.050 --> 00:05:03.900
‫اگه دوباره تغییر دنده رو فعال کنی، نمی‌تونی از پس‌زدنش فرار کنی.

00:05:03.900 --> 00:05:06.580
‫وقتی یه راه برای پیروز‌شدن پیدا کردی، برو تو کارش.

00:05:12.770 --> 00:05:13.970
‫دنده‌ی دوم.

00:05:25.250 --> 00:05:28.340
به موقع نمی‌رسه... حالیت نیست؟

00:05:28.760 --> 00:05:35.790
‫مگه وقتی آلمایتو داخل خودت حس نمی‌کردی،
‫معنیش این نبود که اون هنوز زنده‌ست؟

00:05:36.220 --> 00:05:42.400
‫ولی حالا که کم‌کم داره درونت شکل می‌گیره،
‫به نظرت داستان عوض نشده؟

00:05:43.260 --> 00:05:46.940
‫وقتی اون یارو که به دنیا رویا نشون می‌داد، بمیره...

00:05:46.950 --> 00:05:50.410
‫اون رویا هم کله‌پا میشه و رنگ واقعیت به خودش می‌گیره.

00:05:59.440 --> 00:06:00.460
‫یه نفر...

00:06:02.650 --> 00:06:04.890
‫یه نفر با مشتای گره‌کرده‌ش...

00:06:05.890 --> 00:06:07.700
‫یه نفر با آهِ غلیظش...

00:06:09.420 --> 00:06:13.350
‫می‌خواستم آینده‌ای رو عوض کنم که تو توش می‌مردی،

00:06:13.680 --> 00:06:16.810
‫واسه همین دنبال راهی برای تغییرش بودم...

00:06:16.810 --> 00:06:21.320
‫ولی... به هر دری زدم بسته بود...

00:06:22.370 --> 00:06:26.680
‫ولی... میدوریا امروز نشونم داد.

00:06:27.290 --> 00:06:32.120
‫فکر کنم... به انرژی مربوط باشه...

00:06:32.740 --> 00:06:36.980
‫یه بینش قدرتمند که تردید به اون راهی نداره.

00:06:36.980 --> 00:06:40.030
‫یه انرژی که برای آینده بی‌تابی می‌کنه.

00:06:40.030 --> 00:06:43.470
‫البته این داستان فقط به میدوریا ختم نمی‌شه.

00:06:44.000 --> 00:06:48.140
‫همه به اون انرژی باور داشتن که تونستن اونو جمع کنن.

00:06:49.630 --> 00:06:50.510
‫یه نفر...

00:06:53.220 --> 00:06:56.550
‫یه نفر... با دعاش!

00:07:04.450 --> 00:07:07.190
‫چرا یه نخاله‌ی نفله مثل تو قوی‌تر شده...

00:07:07.190 --> 00:07:09.230
و آلمایت اونو به رسمیت شناخته...؟

00:07:09.230 --> 00:07:11.360
‫آخه چرا تو قوی شدی...

00:07:11.360 --> 00:07:12.990
‫ولی من...

00:07:12.990 --> 00:07:16.050
‫ولی من... من...

00:07:17.140 --> 00:07:20.400
‫ولی چرا من بودم که به آلمایت پایان دادم؟!

00:07:32.440 --> 00:07:34.100
‫اگه جفتتون همدیگه رو قبول کنین...

00:07:34.100 --> 00:07:37.210
‫و تمرکزتونو بذارین روی قوی‌ترکردنِ اون یکی...

00:07:37.210 --> 00:07:40.270
‫می‌تونین ناجی باشین و برنده...
‫برنده باشین و ناجی...

00:07:40.270 --> 00:07:42.860
‫می‌تونین بزرگ‌ترین قهرمانا باشین.

00:07:43.170 --> 00:07:46.420
‫با-باکوگوی جوان!

00:07:47.150 --> 00:07:49.240
‫می‌بریم!

00:07:55.700 --> 00:07:58.550
قرار نبود... تموم شه؟

00:08:00.110 --> 00:08:01.550
‫نایت‌آی...

00:08:02.670 --> 00:08:06.780
‫چرا... همین‌جا باید تموم می‌شد، آلمایت.

00:08:07.930 --> 00:08:10.370
‫همین‌جا انتهای مسیرِ اون رویا بود.

00:08:11.130 --> 00:08:13.530
‫ولی سرنوشت بالا و پایین داره.

00:08:14.100 --> 00:08:17.290
‫در واقع، آخرِ رویای تو همونجا بود.

00:08:18.140 --> 00:08:21.790
‫ولی باز... یه قول باقی موند.

00:08:23.290 --> 00:08:26.040
‫تو باید سر قولت بمونی.

00:08:29.870 --> 00:08:34.500
‫منو بگو که فکر می‌کردم وقتی قدیمیا
‫مسئولیتو واگذار می‌کنن، می‌میرن.

00:08:35.470 --> 00:08:39.660
‫این چیزا... مال کتابای کمیکه... یاگی توشینوری.

00:08:41.320 --> 00:08:45.510
این خیالو وادار کردم که به من چی بگه آخه؟

00:08:47.200 --> 00:08:50.340
‫تو قهرمانی... آدمم هستی.

00:08:51.100 --> 00:08:53.170
‫فکر نکن به این راحتیا می‌میری.

00:09:01.310 --> 00:09:03.100
این نورا چین دیگه؟

00:09:03.720 --> 00:09:04.860
‫اون که...

00:09:05.210 --> 00:09:07.070
کوسه‌ی انفجار؟

00:09:10.130 --> 00:09:12.460
عه؟! اینو کجا دیدمش؟

00:09:12.460 --> 00:09:15.700
‫این همونه که لیگ اشرار دزدیدش.

00:09:19.490 --> 00:09:23.420
‫اوه، این همونه که تو جشنواره‌ی ورزشی مهارش کرده بودن!

00:09:23.420 --> 00:09:25.250
اسمش... چی بود؟

00:09:25.250 --> 00:09:25.750


00:09:26.670 --> 00:09:28.570
‫باکوگو!

00:09:43.950 --> 00:09:46.470
‫باکوگوی جوان...!

00:09:46.470 --> 00:09:48.100
‫حالت خوبه؟!

00:09:49.540 --> 00:09:54.240
‫اینو من باید بپرسم... پیرمرد زِواردررفته!
درستش زهوارـه

00:09:56.310 --> 00:09:59.700
‫اینو من باید از جفتتون بپرسم.

00:10:02.840 --> 00:10:04.310
‫اج‌شات!

00:10:04.710 --> 00:10:07.290
‫کاری کردم که خونای جمع‌شده تو بدنتو بالا بیاری.

00:10:07.660 --> 00:10:10.290
فکر کنم یکم بهتر شدی، درسته؟

00:10:17.710 --> 00:10:21.900
‫ا-اندام داخلیت... استخونای شکسته‌ت...

00:10:21.900 --> 00:10:27.110
‫از بدنم استفاده کردم تا بخیه‌ی سبکِ هیدِن هاکامادا رو اجرا کنم؛

00:10:27.110 --> 00:10:29.700
‫اون بخیه‌ها به این راحتی باز نمی‌شن.

00:10:29.700 --> 00:10:35.030
‫ولی... هر نفسی که می‌کشی قراره بدجوری بهت درد بده.

00:10:35.030 --> 00:10:37.890
‫نباید خیلی ورجه‌وورجه کنی.

00:10:38.480 --> 00:10:40.070
‫می‌دونم.

00:10:41.470 --> 00:10:45.230
‫به خاطر زنده‌نگه‌داشتنم ممنونم... سنپای.

00:10:45.900 --> 00:10:49.420
‫من... وصله‌پینه‌ت کردم... فقط همین.

00:10:50.470 --> 00:10:55.670
‫اون موقع... می‌خواستم با زور، قلب و ریه‌هاتو راه بندازم، ولی...

00:10:56.350 --> 00:10:58.440
‫هرچی زور زدم، فایده نداشت.

00:10:58.750 --> 00:11:04.720
‫دوخت و دوز هزارلایه، از جونِ خودم تغذیه می‌کرد.

00:11:05.650 --> 00:11:07.600
‫درست اون موقع که به سرحدِ توانم رسیده بودم...

00:11:07.600 --> 00:11:12.730
‫همون موقع که باید بین زندگیِ خودم و تو یکی رو انتخاب می‌کردم...

00:11:15.640 --> 00:11:18.450
‫اونا پیداشون شد... خودشونو با جریانِ خونت رسوندن.

00:11:19.390 --> 00:11:20.950
‫قطره‌های عرق...

00:11:21.430 --> 00:11:27.130
‫درست قبل از مرگت، باکوگو...
‫اون قطره‌های عرق داشتن از بدنت تراوش می‌کردن.

00:11:31.240 --> 00:11:34.960
‫من فقط... دوختمت... همین.

00:11:35.420 --> 00:11:40.620
‫قدرتی که این‌همه صیقل دادی... تو رو برگردوند.

00:11:47.770 --> 00:11:52.770
‫تو نمی‌گفتی هم... خودم قرار بود قهرمانی بشم
‫که حتی از خودتم جلو می‌زنه!

00:11:55.000 --> 00:11:58.890
‫راستی... فکر کردم اون دوهوله، آل‌فوروانه که اون بالاست!

00:11:58.890 --> 00:12:01.450
‫کیه اون جغله...؟! پاره‌ش می‌کنم!

00:12:01.450 --> 00:12:04.250
‫خودِ آل‌فوروانه... جوان.

00:12:05.220 --> 00:12:07.780
‫به خاطر انعقاد خون... نمی‌تونم تکون بخورم.

00:12:08.290 --> 00:12:10.260
امکانش هست بیای اینجا؟

00:12:12.390 --> 00:12:13.290
‫دستمو بگیر.

00:12:21.030 --> 00:12:27.380
‫خب... راستش شاید دیگه کار نده...
‫ولی حداقل می‌تونه برات یه آتِل باشه.

00:12:38.910 --> 00:12:42.380
‫قدرت الله انفجارپور... داینامایت.
‫اینجا به جای دینامیت گفت داینامایت، یعنی مایتش از آلمایت اومده

00:12:44.890 --> 00:12:48.540
‫فکر کنم این تنها کمکیه که می‌تونم بهت بدم.

00:12:59.650 --> 00:13:00.750
چیکار کنم؟

00:13:01.270 --> 00:13:04.040
یعنی برم جون آلمایتو بگیرم؟

00:13:05.890 --> 00:13:08.760
‫نه! اون باشه واسه بعد!

00:13:09.130 --> 00:13:11.140
‫تا اینجاشو اومدم!

00:13:11.140 --> 00:13:13.590
‫اول باید برادرمو بگیرم!

00:13:14.270 --> 00:13:19.480
‫به خاطر اون کار هم باید ذهن لجباز و
‫ بیش‌ازحد قویِ تومورا رو شکست بدم.

00:13:19.950 --> 00:13:23.810
‫باید کوسه‌های خودمو بدم به تومورا.

00:13:24.360 --> 00:13:30.710
‫اگه فقط منی که اونجاست، اون موقع ابتکار
‫عملو به دست گرفته بود، همه‌چی تموم بود!

00:13:31.360 --> 00:13:34.880
‫فکر می‌کردم هرچی بوده و نبوده رو پیش‌بینی کردم!

00:13:35.280 --> 00:13:41.120
‫بهترین مسیرا رو گلچین کردم تا به هدفم برسم.

00:13:41.120 --> 00:13:42.630
‫درسته...

00:13:42.630 --> 00:13:44.850
‫بی‌نهایت مسیر وجود داره.

00:13:45.120 --> 00:13:48.090
‫این داره خونمو به جوش میاره!

00:13:48.920 --> 00:13:53.060
‫هر چی سر راهم بوده، سنگ‌ریزه‌های کوچیکی
‫بوده که راحت می‌تونستم لگدشون کنم.

00:13:53.800 --> 00:13:57.310
‫مسیرم به سمت هدف، هیچ‌وقت لغزش نداشته!

00:13:57.630 --> 00:14:02.380
‫پس چرا... چرا این چرخ‌دنده‌ها اینقدر بد جا رفتن؟!

00:14:02.810 --> 00:14:07.070
‫باد... قرار بود به بادبانِ کشتی من بوزه!

00:14:12.340 --> 00:14:16.580
‫غولِ آخر بازیت منم... آل‌فوروان!

00:14:31.570 --> 00:14:34.460
‫اون نفله فعلاً کاری ازش برنمیاد...

00:14:34.460 --> 00:14:38.030
‫واسه همین اومدم تمومش کنم!

00:14:48.820 --> 00:14:51.650
‫گزارش از مقر فرماندهی به تمامی واحدها!

00:14:52.130 --> 00:14:56.040
‫قدرت‌الله انفجارپور ملقب به داینامایت
‫موفق شد آلمایت رو نجات بده!

00:14:59.520 --> 00:15:01.820
‫یه گزارش از تمام واحدا می‌خوام!

00:15:01.820 --> 00:15:02.840
‫چشم!

00:15:03.170 --> 00:15:06.550
‫شورشی که جلوی بیمارستان مرکزی جریان داشت، کاملاً سرکوب شده!

00:15:09.200 --> 00:15:11.300
‫سردسته‌شون، اسپینر، دستگیر شده!

00:15:11.670 --> 00:15:15.510
‫گروه پزشکی دارن به مجروحا می‌رسن،
‫بازداشتیا هم دارن منتقل می‌شن!

00:15:16.160 --> 00:15:19.190
‫های‌اِندهایی که تو جزیره‌ی اوکوتو بودن، خنثی شدن!

00:15:19.490 --> 00:15:23.320
‫نبرد تموم شده! تیم ریکاوری وارد صحنه شده!

00:15:23.320 --> 00:15:27.310
‫اوضاع تو محلِ جداسازی نیروهای دشمن هم تحت کنترله!

00:15:28.440 --> 00:15:32.120
‫نیروها در حال حاضر مشغول تخلیه‌ی مجروحا هستن!

00:15:32.450 --> 00:15:35.410
‫نبرد هنوز تو استادیوم ملی تاکوبا جریان داره!

00:15:36.640 --> 00:15:41.370
‫به نظر میاد که بچه‌ها مقابل کوسه‌ی فضاپرکنِ
‫گشلیِ متواری به مشکل خوردن!

00:15:41.770 --> 00:15:46.890
‫مستر اسکپتیک هم، همین الان داره توسط
‫ قهرمانایی که بازداشتش کردن منتقل می‌شه!

00:15:47.190 --> 00:15:50.880
‫پروسه‌ی انتقال مردم به دبیرستان شیکتسو
‫توسط سیستم تخلیه یو.ای کامل شده!

00:15:51.310 --> 00:15:54.810
‫پرسنل اعزام شدن تا از مردمی که تو بخشای متوقف‌شده‌ی
‫سیستم تخلیه گیر کردن، محافظت کنن.

00:15:55.020 --> 00:15:57.430
‫اوضاع اطراف بیمارستان جاکو تحت کنترله!

00:15:58.090 --> 00:16:03.530
‫وضعیت کوروگیری... مثل وضعیت ایریزر هد و پرزنت مایک هنوز نامشخصه!

00:16:09.380 --> 00:16:12.830
‫لیدی ناگان... بعد از این جنگ تموم‌عیار...

00:16:12.830 --> 00:16:16.360
‫مجبوریم که به میدوریا ایزوکو ایمان داشته باشیم.

00:16:17.180 --> 00:16:19.790
‫لطفاً همراه ما مبارزه کن!

00:16:20.200 --> 00:16:23.410
‫میدوریا... ایزوکو...

00:16:33.970 --> 00:16:35.180
‫چه سرعتی!

00:16:35.940 --> 00:16:38.590
‫او-اون...

00:16:38.880 --> 00:16:40.820
‫تو آستانه‌ی مرگ بود...

00:16:40.820 --> 00:16:42.920
‫شاید فقط برای یه لحظه...

00:16:42.920 --> 00:16:46.600
‫ولی اینقدر سریع حرکت کرد که حتی شیگاراکی پیشش دست‌بسته بود.

00:16:47.220 --> 00:16:53.450
‫اون بچه... انگار به کشف یه چیزی تو وجودش نزدیک شده.

00:16:54.910 --> 00:16:57.640
‫انفجار کل بدنمو با درد یکی کرده!

00:16:57.640 --> 00:17:01.860
‫ولی... می‌خوام از این عوارض کوفتی استفاده کنم!

00:17:01.860 --> 00:17:05.580
‫بازم! تکون بخور! یالا!

00:17:06.500 --> 00:17:10.010
‫دیگه بسه... بعداً میام سراغت.

00:17:10.350 --> 00:17:16.010
‫گرفتار شدیم... انگار نمیشه از شرش خلاص شد... عین سوسک می‌مونه.

00:17:18.100 --> 00:17:20.150
‫خب، مهمم نیست.

00:17:21.980 --> 00:17:26.800
‫هرچقدر که لازم باشه... می‌کشمش و نابودش می‌کنم.

00:17:27.810 --> 00:17:31.950
‫تا اینجا تونستم با قدرت چهارم، فاصله‌مو حفظ کنم
‫و یه جوری کارو در بیارم، ولی...

00:17:32.400 --> 00:17:38.350
‫ولی باید با این بدنش چیکار کنم که می‌تونه
‫بازسازیش کنه و مرگ فوری تحمیل کنه؟

00:17:38.700 --> 00:17:40.700
‫هنوز جوابشو پیدا نکردم.

00:17:41.160 --> 00:17:43.740
‫اگه قدرت دومو فعال کنم، کارم تمومه.

00:17:43.740 --> 00:17:49.310
‫مهم نیست چقدر ازش استفاده کنم، لحظه‌ای که متوقف شم،
‫پس‌زنیش منو از کار میندازه.

00:17:50.130 --> 00:17:54.590
‫وقتی فعال شه، واقعاً دیگه تلاش آخره.

00:17:56.400 --> 00:17:59.450
‫فراتر برو!

00:18:03.370 --> 00:18:05.460
‫چی شد...؟ هنوز شخصیت دومم؟!

00:18:06.290 --> 00:18:08.480
‫قدرتش خیلی اذیت نمی‌کنه...

00:18:08.480 --> 00:18:11.570
‫اندازه‌ی اندوور یا دارک شدو ترسناک نیست.

00:18:11.570 --> 00:18:13.360
‫می‌تونم بذارمش برای بعد.

00:18:13.840 --> 00:18:16.690
‫در برابر آلمایت چیزی نیست.

00:18:16.690 --> 00:18:22.570
‫اصلاً نباید ریسک کنم و به خاطر همچین
‫ نخاله‌ای بازم برم تو حالت برگردون.

00:18:22.570 --> 00:18:28.250
‫این پسره... ارزش نداره! دندون‌گیر نیست! هیچ اتصالی... نداره!

00:18:30.280 --> 00:18:32.250
‫حالا فهمیدم.

00:18:32.510 --> 00:18:33.900
‫داستان تو همین درده.

00:18:34.260 --> 00:18:39.710
‫دردی که انبارکردن قطره‌های عرق رو کف دستم، تو کل بدنم ایجاد می‌کنه!

00:18:40.230 --> 00:18:42.020
‫دردی که فوّاره می‌زنه!

00:18:42.260 --> 00:18:44.260
‫وقفه‌ای که بین دوتا تیرکشیدن ایجاد میشه!

00:18:44.610 --> 00:18:48.640
‫باید انفجار ثانویه رو با استفاده از درد زمانبندی کنم!

00:19:02.770 --> 00:19:05.610
‫ای وای!

00:19:05.610 --> 00:19:07.870
‫عجب جتی شدم!

00:19:08.820 --> 00:19:10.710
‫ترمز ندارم!

00:19:10.710 --> 00:19:13.010
‫چش شده این عوضی؟!

00:19:13.540 --> 00:19:15.490
‫هی... ایزوکو...

00:19:16.830 --> 00:19:20.640
من... هنوزم می‌تونم پا به پات بیام؟

00:19:25.930 --> 00:19:27.890
‫نمی‌دونم چرا، ولی...

00:19:29.450 --> 00:19:33.600
‫حس می‌کنم الان... می‌تونم ازت جلو بزنم.

00:19:34.990 --> 00:19:37.660
منطقه‌ی تخلیه اضطراری دبیرستان شیکتسو

00:19:41.180 --> 00:19:42.070
‫ببین.

00:19:42.350 --> 00:19:44.550
‫عزیزم... کاتسوکی‌ـه!

00:19:44.550 --> 00:19:45.400
‫نمی‌تونم.

00:19:45.700 --> 00:19:48.910
‫دلم نمیاد...! حریفش... اون هیولاست!

00:19:48.910 --> 00:19:50.930
‫در هر صورت باید ببینش.

00:19:52.120 --> 00:19:55.140
‫آخه... اون بچه الان...

00:19:56.020 --> 00:20:00.180
‫عین همیشه‌ش... اون لبخند بزرگو رو صورتش داره!

00:20:01.600 --> 00:20:03.140
چرا آخه؟

00:20:06.560 --> 00:20:10.600
آخه چرا دارم به این نخاله اینجوری واکنش نشون می‌دم؟

00:20:10.950 --> 00:20:14.600
‫چرا حسی که الان بهش دارم حتی از حسم به آلمایت شدیدتره؟!

00:20:19.940 --> 00:20:21.490
یوئیچی رو می‌خوای؟

00:20:22.830 --> 00:20:27.380
‫اگه یوئیچی رو می‌خوای... دیگه رفته...

00:20:28.470 --> 00:20:30.080
‫ارباب شیطانی.

00:20:32.440 --> 00:20:35.070
‫خودت بودی که کشتیش.

00:20:36.700 --> 00:20:39.920
‫که اینطور... شبیه اون یاروـه.

00:20:40.460 --> 00:20:45.070
‫این نفرت سرکوب‌شده...
‫داره خاطرات اون‌روزو زنده می‌کنه.

00:20:46.060 --> 00:20:48.190
‫درسته... عین همونه.

00:20:48.700 --> 00:20:50.540
‫این عین همون عوضیه!

00:20:51.190 --> 00:20:53.680
‫همونی که یوئیچی رو...

00:20:53.680 --> 00:20:55.050
‫برادر منو...

00:20:57.270 --> 00:21:00.450
‫اگه فقط دستشو سمت برادرم دراز نکرده بود...!

00:21:27.720 --> 00:21:31.310
‫چیزی که بیشتر از همه ازش بیزارم...

00:21:34.510 --> 00:21:38.240
‫... تویی... درسته!

00:21:38.820 --> 00:21:42.320
‫همه‌ش تقصیر توـه، کودو!

00:21:42.340 --> 00:21:44.980
‫دیگه رد دادی، ها...؟ کصخل!

00:21:45.180 --> 00:21:49.550
‫به من می‌گن... باکوگو کاچّان!

00:21:49.570 --> 00:21:59.570
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:59.710 --> 00:22:05.340
زمان نداریم، داریم یه لحظه درخشش تو زندگی رو طی می‌کنیم

00:22:05.340 --> 00:22:08.970
ما به هم می‌رسیم ولی زود از هم جدا می‌شیم

00:22:08.970 --> 00:22:13.690
آه... باید یه چیزی بهت می‌گفتم، اما یادم نمیاد چی باید می‌گفتم

00:22:13.690 --> 00:22:18.610
پس بیا با همدیگه، همین امروز اونو به خاطر بیاریم

00:22:19.110 --> 00:22:22.360
با اینکه اینقدر برام مهم و باارزشه

00:22:22.360 --> 00:22:28.450
آخه چطوری باید درست و درمون هواشو داشته باشم و مراقبش باشم

00:22:28.450 --> 00:22:34.580
آه... فقط یه بار کافیه. فقط دلم می‌خواد حقیقتِ واقعی رو یه بارم که شده ببینم

00:22:34.580 --> 00:22:38.380
همه‌مون حبابیم... تو یه چشم‌بهم‌زدن زنده‌ایم

00:22:38.380 --> 00:22:43.090
یه حباب که تو یه لحظه دردِ ناگفته به دنیا اومده

00:22:43.090 --> 00:22:48.300
تو هم اونجایی، آره؟ من شنیدمش... داشتی حرف می‌زدی

00:22:48.300 --> 00:22:52.100
با اینکه ترک خورده، هنوز رنگی و سرزنده‌ست

00:22:52.100 --> 00:22:57.770
صدای آغاز... همون صدایی که از خاطرات تپنده زاده شده

00:22:57.770 --> 00:23:01.610
خب بیا... چیزی که دنبالش بودمو پیدا کردم

00:23:01.610 --> 00:23:06.860
حالا که تا اینجا اومدم حتماً باید لمسش کنم

00:23:07.240 --> 00:23:14.000
با تمام قدرت و شجاعتی که جمع کردم و تا الان تو دلم نگه داشتم

00:23:14.000 --> 00:23:18.500
من همینجا پیشِ روی زندگی تو وایسادم

00:23:19.960 --> 00:23:20.660
پـــــیــــــش‌نمایش

00:23:20.660 --> 00:23:21.960
‫آنچه خواهید دید:

00:23:22.330 --> 00:23:26.720
‫وسط نبرد، گذشته‌ی آل‌فوروان برای تسخیرِ روحش برمی‌گرده.

00:23:27.420 --> 00:23:31.990
‫خاطرات تولدش... یادِ روزگاری که قدرت می‌دزدید و برادری که قدرت نداشت.

00:23:32.480 --> 00:23:33.890
‫یه رویای دیوونه‌وار.

00:23:34.520 --> 00:23:38.480
‫چیزی که سد راه اون رویا شده، یه نور خیره‌کننده‌ست.

00:23:39.350 --> 00:23:41.640
‫قسمت بعدی: کوسه: انفجار!

00:23:42.080 --> 00:23:45.980
‫هویتزر کاملِ کاچّان در آستانه‌ی انفجاره.

00:23:46.690 --> 00:23:48.070
‫فراتر برو!

00:23:48.070 --> 00:23:49.420
‫فراتر از بینهایت!

00:23:49.444 --> 00:24:10.444
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.