﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:02.890
چند روز پیش از آغاز جنگ

00:00:03.250 --> 00:00:06.310
‫مجبوریم تو تابوت آسمونی حساب شیگاراکی رو برسیم.

00:00:06.310 --> 00:00:08.600
‫یعنی تو محوطه‌ی یو.ای.

00:00:08.600 --> 00:00:11.530
‫اگه برسه به زمین، تار و پودِ نقشه‌مون از هم درمی‌ره.

00:00:11.530 --> 00:00:14.950
‫کرده تو تار و پودِ پارچه‌ی جین، بیرونم نمی‌کشه.

00:00:14.950 --> 00:00:19.790
چون مثل نبرد جاکو، اون‌جوری می‌ریم تو موضع ضعف، درسته؟

00:00:19.790 --> 00:00:21.350
‫مدام در موردش می‌شنوم.

00:00:21.350 --> 00:00:23.770
‫نه، موضوع اینه که هدفمون همونه.

00:00:23.770 --> 00:00:25.980
موضوع اینه که از چی محافظت می‌کنیم؟

00:00:27.310 --> 00:00:29.780
‫داریم سریع همه‌ی اون منطقه رو تخلیه می‌کنیم؛

00:00:29.780 --> 00:00:31.710
یعنی قراره از ساختمونا محافظت کنیم؟

00:00:31.710 --> 00:00:35.470
‫کارمون بیخ‌دارتر از اونیه که بخوایم نگران ساختمونا باشیم.

00:00:36.200 --> 00:00:40.320
‫وقتی محلِ نبرد با دابی رو تو کامینو انتخاب کردیم، این‌جوری بود.

00:00:40.860 --> 00:00:44.340
‫ولی الان، بالاترین اولویت ما، حفاظت از جون مردم و آینده‌ست.

00:00:44.820 --> 00:00:46.530
‫یالا بریم سر اصل مطلب!

00:00:46.860 --> 00:00:49.880
‫بدبختیمون، همون هرج و مرجیه که تو وجود شیگاراکی موج می‌زنه.

00:00:50.370 --> 00:00:52.730
‫اگه با همون آل‌فوروان طرف بودیم، بازم بهتر بود...

00:00:52.730 --> 00:00:56.480
‫آخه به عنوان یه ارباب، به رعیت نیاز داره تا حکومت کنه.

00:00:56.480 --> 00:01:01.580
‫ولی شخصیت شیگاراکی جوریه که باید
‫میزان ویرونی رو خیلی بالاتر بگیریم.

00:01:01.580 --> 00:01:06.000
‫درسته... حالا که قدرت و نفرت شیگاراکی داره به اوج می‌رسه،

00:01:06.310 --> 00:01:10.780
‫ممکنه که عطشِش برای نابودی،
‫دامن خودِ زمینو هم بگیره.

00:01:11.910 --> 00:01:14.560
‫باید وضعیتمون بعد از پیروزی رو هم در نظر بگیریم.

00:01:14.560 --> 00:01:16.760
‫اگه مقاومت کنیم و این بلا رو هم رد کنیم...

00:01:16.760 --> 00:01:18.790
‫باید یه زمین محکم برامون بمونه که روش زندگی بسازیم.

00:01:19.480 --> 00:01:21.510
‫چیزی که قراره ازش محافظت کنیم...

00:01:23.350 --> 00:01:29.060
در برابر این صدای انفجارِ وحشی و دیوانه‌وار

00:01:29.690 --> 00:01:35.400
قلب و ذهنم مثل دیوار، هم آرومه هم استوار

00:01:36.070 --> 00:01:41.780
شاید این‌همه نویز شروع به جرقه‌زدن کردن که

00:01:42.490 --> 00:01:47.490
هیچی این اطراف نیست، جز سکوت فراگیر

00:01:48.660 --> 00:01:54.290
داستان ما مثل یه سکه‌ست که مدام می‌چرخه

00:01:54.670 --> 00:02:00.340
شکاف پیدا می‌کنه و از همونجا رخنه می‌کنه

00:02:00.590 --> 00:02:07.680
اگه بخوایم تو ذهنمون انقلاب به پا کنیم، آزمون و خطا لازمۀ کاره

00:02:08.180 --> 00:02:13.850
باید مثل اون خطاهای استراتژیک، منفی‌ها رو مثبت بخونیم

00:02:14.480 --> 00:02:20.780
همیشه نمی‌شه همه‌چی رو با حرکات عادی وصل کرد

00:02:20.780 --> 00:02:27.910
گاهی چیزا در موازات همن و باید برای اتصالشون یه حرکت نو زد

00:02:28.540 --> 00:02:31.410
یه حرکت مقــدّسـ

00:02:31.790 --> 00:02:34.460
یـه صـدای بیــ ـصــدا

00:02:35.040 --> 00:02:38.170
اونــ روز فــــرا رســیــــــــدهـ

00:02:41.300 --> 00:02:46.140
اونــ روز فــــرا رســیــــــــدهـ

00:02:53.020 --> 00:02:56.030
منطقه‌ی تخلیه‌ی اضطراری مدرسه‌ی شیکتسو

00:02:56.050 --> 00:03:04.050
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:05.190 --> 00:03:06.370
‫ایزوکو...

00:03:10.640 --> 00:03:14.500
‫هدف فسادِ من اعماقه، نه سطح.

00:03:14.500 --> 00:03:18.720
‫همین‌طوری، یه تیکه از شیزوئوکا تو یه لحظه محو شد.

00:03:19.630 --> 00:03:23.830
‫این کشور 378،000 کیلومتر مربع مساحت داره.

00:03:23.830 --> 00:03:28.590
‫با این وضعیت، می‌تونم کلِشو
‫یه‌هفته‌ای بفرستم زیر آب.

00:03:29.420 --> 00:03:36.260
‫وقتی می‌گم همه‌چی رو نابود می‌کنم یعنی همین!
‫هیچ امیدی برای بازگشت باقی نمی‌ذارم!

00:03:40.990 --> 00:03:44.270
‫اگه از تغییر دنده، فا جین و حس خطر به صورت همزمان استفاده کنم،

00:03:44.270 --> 00:03:47.040
‫برعکس قبل می‌تونم وارد فاز هجومی بشم!

00:03:47.320 --> 00:03:49.690
‫باید خیلی زود یه راهی برای متوقف‌کردنش پیدا کنم!

00:03:52.440 --> 00:03:54.500
‫انگار سنسه مرد.

00:03:55.320 --> 00:03:58.990
‫اگه اون آفَتو کشته بودم، اینطوری نمی‌شد... مکافات.

00:04:00.060 --> 00:04:03.930
‫ولی خب... بگی‌نگی بدم نشد...

00:04:04.990 --> 00:04:07.520
‫آخه اون منو قوی‌تر کرد!

00:04:08.780 --> 00:04:12.090
‫البته تا حدی که بتونم به سرعت این پسره عادت کنم!

00:04:15.680 --> 00:04:18.870
یعنی هنوز اینقدر سریعی که انگشتامو بزنی؟

00:04:19.330 --> 00:04:20.200
‫ولی...

00:04:21.490 --> 00:04:24.030
‫جغله... شینوموری الان...

00:04:24.300 --> 00:04:26.150
‫احساس خطرت الان...

00:04:27.010 --> 00:04:30.350
یعنی تا کی می‌تونی دووم بیاری؟

00:04:30.960 --> 00:04:34.960
‫شرترین‌ شرور تاریخ

00:04:35.460 --> 00:04:39.220
چندین ثانیه قبل

00:05:01.860 --> 00:05:05.050
‫ولی... اوضاع‌ داره خیط و خیط‌تر میشه!

00:05:05.050 --> 00:05:07.660
‫هردفعه بهش حمله می‌شه، بازسازی می‌کنه.

00:05:07.660 --> 00:05:10.560
‫باید یه راهی پیدا کنیم که از این سد عبور کنیم!

00:05:16.810 --> 00:05:18.330
‫شینوموری-سان؟!

00:05:21.300 --> 00:05:24.050
‫نُهُمی رو... به شما سپردم!

00:05:30.810 --> 00:05:33.230
‫جغله... شینوموری-سان...

00:05:33.540 --> 00:05:35.940
‫کوسه‌ی احساس خطرت دزدیده شد!

00:05:36.370 --> 00:05:39.290
‫قدرتی که پشت سرهم به ارث رسیده...

00:05:39.290 --> 00:05:42.240
‫قدرتی که اون‌همه به سنسه دردسر داده...

00:05:42.710 --> 00:05:45.390
‫خب... البته من که روش وسواس ندارم...

00:05:45.390 --> 00:05:47.930
‫ولی اگه اجازه می‌ده لهت کنم، خوبه!

00:05:48.700 --> 00:05:50.460
‫صندلی شینوموری-سان...!

00:05:51.910 --> 00:05:54.970
‫نمی‌شه که... آخه همین‌جوری یهویی؟!

00:05:54.970 --> 00:05:57.710
‫زورکی خودشو چپوند اینجا!

00:05:57.710 --> 00:06:02.460
‫یعنی به همین راحتی... از اراده‌ی جمعیمون جلو زد؟!

00:06:04.140 --> 00:06:05.920
‫شلاق سیاه.

00:06:05.920 --> 00:06:08.090
‫فا جین، پلاس...

00:06:08.090 --> 00:06:09.600
تغییر دنده.

00:06:10.330 --> 00:06:11.800
‫زنجیر سیاه!

00:06:14.760 --> 00:06:18.100
‫عه؟ بیخود نبود که این‌همه جلوم دووم آوردی!

00:06:18.630 --> 00:06:21.120
‫داره از حس خطر علیه خودم استفاده می‌کنه!

00:06:22.490 --> 00:06:24.960
‫تو بزرگترین سدی هستی که پیش روم دارم.

00:06:26.510 --> 00:06:28.160
‫اول تو رو نابود می‌کنم!

00:06:32.160 --> 00:06:35.900
‫ببینم... بازم منو به چشم یه آدم نگاه می‌کنی یا نه؟!

00:06:38.760 --> 00:06:42.410
گفتی... «وانمود نمی‌کنم که گریه‌تو ندیدم»؟

00:06:43.010 --> 00:06:46.340
‫هنوزم داری همونجوری فکر می‌کنی، میدوریا؟!

00:06:48.350 --> 00:06:50.100
‫خوب نگاه کن!

00:06:50.100 --> 00:06:52.600
‫من دیگه اونجا نیستم!

00:07:01.010 --> 00:07:05.060
‫اگه چندبارِ دیگه بخوام شلاق سیاهو دورِ
‫خودم بپیچم و تمرکزمو بذارم روی دفاع،

00:07:05.060 --> 00:07:07.570
‫بازم می‌تونم از آسیب کشنده جلوگیری کنم.

00:07:10.030 --> 00:07:14.250
‫ماسکی که آلمایت برش گردونده بود!

00:07:17.100 --> 00:07:22.290
‫تازه شروع کرده بودی اونو بزنی تا بتونی
‫وسط اون موجای سرکش نفس بکشی.

00:07:22.640 --> 00:07:25.250
ببین افتادی کجا.

00:07:27.270 --> 00:07:29.030
‫فوجی-سان...

00:07:29.750 --> 00:07:31.540
اینقدر نزدیکشم؟

00:07:33.020 --> 00:07:35.380
‫هر لحظه ممکنه تغییر دنده از کار بیفته.

00:07:35.380 --> 00:07:37.480
‫تنها چیزی که ازت گرفته شده، فقط یه کوسه‌ست.

00:07:37.480 --> 00:07:39.930
‫به نظر میاد تأثیری روی افزایش قدرت فیزیکیت نداشته.

00:07:41.390 --> 00:07:46.200
‫قدرتت با وان‌فورآل روی هم انباشته شده، نه با عاملای شخصی.

00:07:46.930 --> 00:07:49.110
‫فقط باید تا وقتی ریکاوری می‌کنی تاب بیاری.

00:07:50.160 --> 00:07:51.820
‫با اون قدرت کم...

00:07:51.820 --> 00:07:55.080
بهتر نیست تا قدرتشو داره فرار کنه؟

00:07:55.080 --> 00:07:56.260
‫اِن؟!

00:07:56.260 --> 00:08:00.950
‫اون موقع... قسر در می‌رفتیم چون احساس خطر باهامون بود.

00:08:01.430 --> 00:08:04.220
‫اگه نهمی دوباره حتی برای یه لحظه لمس شه...

00:08:05.270 --> 00:08:08.250
‫هیچ‌کدوممون دیگه نمی‌تونیم فرار کنیم!

00:08:08.620 --> 00:08:10.880
‫اگه همه‌مونو بگیره، کار تمومه!

00:08:13.220 --> 00:08:15.130
‫دارم می‌بینمت... روح!

00:08:15.830 --> 00:08:18.850
دارین در مورد فرار بحث می‌کنین؟

00:08:22.490 --> 00:08:26.090
‫شماها، قبلاً فرار کردین و قوی‌تر شدین...

00:08:26.090 --> 00:08:28.520
‫پس باید همینجا نابودتون کنم.

00:08:28.890 --> 00:08:31.340
‫هرجا که بهش پناه می‌برینو هم نابود می‌کنم.

00:08:32.570 --> 00:08:35.140
‫چون همچین افقی رو دارم مجسم می‌کنم.

00:08:36.310 --> 00:08:39.630
‫اسپینر حسابی با دیدنش ذوق می‌کرد.

00:08:41.100 --> 00:08:44.120
‫بعد از این که اونو نابود کردم...

00:08:45.310 --> 00:08:47.040
‫غرقش می‌کنم.

00:08:50.410 --> 00:08:51.530
‫جغله...

00:08:51.530 --> 00:08:54.190
‫این یارو... از قصد تو رو کشونده اینجا!

00:08:56.140 --> 00:08:59.840
‫اگه فساد به کوه برسه... فوران می‌کنه!

00:09:01.900 --> 00:09:06.530
‫یوئیچی-سان... اون یارو وارث آل‌فوروان نیست!

00:09:07.020 --> 00:09:08.730
‫داره از تخریب لذت می‌بره!

00:09:09.240 --> 00:09:10.730
‫تبدیل شده به مظهر ویرانی!

00:09:13.220 --> 00:09:17.910
‫هرجوری هست هنوز بهم وصله... تمامش متصله...

00:09:18.910 --> 00:09:21.790
‫یه جایی داخل وجودت!

00:09:22.410 --> 00:09:25.830
من... نمی‌دونم برای اون عقل سلیم یعنی چی؟

00:09:26.530 --> 00:09:30.300
‫تو... هنوزم داره به چشم آدم به من نگاه می‌کنی؟!

00:09:36.770 --> 00:09:38.120
‫آدمی...

00:09:41.940 --> 00:09:43.220
‫آدم.

00:09:48.300 --> 00:09:49.810
‫درون من...

00:09:50.430 --> 00:09:53.450
‫وقتی فلج بودم و فقط به دفاع فکر می‌کردم...

00:09:53.780 --> 00:09:57.350
‫به ماهیچه‌هام فشار می‌آوردم تا با شلاق سیاه منعطف بمونن.

00:09:58.030 --> 00:10:00.290
‫پس تونستم تا لب مرز
‫نیرو ذخیره کنم...

00:10:00.290 --> 00:10:04.130
‫و با استفاده از فاجین... یه انفجار با هوا ایجاد کنم!

00:10:05.350 --> 00:10:09.180
‫دلاوِر اسمش!

00:10:27.110 --> 00:10:29.300
‫انگار تو اوجی، میدوریا!

00:10:29.820 --> 00:10:34.600
‫تونست منو همراه با اون حجم از زمین پس بزنه، تا جلوی فسادو بگیره.

00:10:34.930 --> 00:10:37.600
‫اگه بتونه واسطه‌ی انتقالِ عاملو حذف کنه...

00:10:37.600 --> 00:10:41.340
می‌تونه هرچقدر که می‌خواد جلوی فسادِ منو بگیره، ها؟

00:10:41.340 --> 00:10:44.410
‫ولی... این فقط موقتیه!

00:10:44.410 --> 00:10:46.900
‫تا دلت بخواد می‌تونم لمسش کنم!

00:10:48.770 --> 00:10:50.880
‫گرد و غبار پروپخش نمیشه.

00:10:55.860 --> 00:10:57.370
‫فهمیدم!

00:11:03.550 --> 00:11:06.880
‫دنده پایینِ تغییر دنده رو روی پرده‌ی دود اعمال کردم.

00:11:06.880 --> 00:11:08.510
‫کاری می‌کنم که انباشته شه.

00:11:08.510 --> 00:11:11.530
‫دیدشو کور می‌کنم و از شلاق سیاه استفاده می‌کنم.

00:11:11.530 --> 00:11:14.860
‫همینجوری باید حسِ خطر شیگاراکی رو از کار بندازم.

00:11:15.160 --> 00:11:17.100
‫و تو همون لحظه...

00:11:17.370 --> 00:11:22.080
‫تو نبرد با لِیدی ناگان فهمیدم تکیه کردن به حس خطر چه ریسکی داره!

00:11:22.490 --> 00:11:25.220
خودتو به این وضع انداختی تا فقط نیرو ذخیره کنی؟

00:11:25.220 --> 00:11:27.910
‫ولی... کاربر نهم...

00:11:27.910 --> 00:11:31.410
‫شیگاراکی می‌تونه با کوسه‌ی سرچ ردتو بزنه!

00:11:36.180 --> 00:11:38.020
‫من کور نیستم...

00:11:38.020 --> 00:11:40.590
‫هم جاتو می‌بینم... هم نقطه‌ضعفتو.

00:11:41.340 --> 00:11:44.890
‫تو... حتی نفستم بالا نمیاد...!

00:11:44.890 --> 00:11:47.380
‫تغییر دنده از کار افتاده! داره پس می‌زنه!

00:11:47.640 --> 00:11:52.680
‫دیگه نمی‌تونی همینجوری اون حمله‌های ذخیره‌شده رو ول بدی و شلیک کنی.

00:11:52.680 --> 00:11:56.430
‫داری تاندونا و عضلاتتو مستقیماً از درون تقویت می‌کنی.

00:11:56.950 --> 00:12:00.330
‫اینا رو میشه از اون شکل و شمایل زیر پوستت خوند.

00:12:01.050 --> 00:12:05.130
‫ضربه‌ی مستقیم، حتی می‌تونه واسه منم دردسرساز شه.

00:12:06.390 --> 00:12:10.530
حتماً سخته که بخوای از اون‌همه‌چیز محافظت کنی، مگه نه، میدوریا؟

00:12:11.560 --> 00:12:13.460
‫چند بار بگم...

00:12:14.000 --> 00:12:19.170
‫قرار نیست بیخیالِ اون بچه‌ی گریون بشم!

00:12:23.120 --> 00:12:27.680
‫مردم سعی می‌کنن دنیا رو با دید ناچیز خودشون تفسیر کنن.

00:12:28.020 --> 00:12:33.180
‫برای اینکه خودشون رو راحت کنن،
‫واسه چیزایی که نمی‌فهمن دلیل می‌سازن.

00:12:34.290 --> 00:12:39.380
‫تو صرفاً می‌خوای منو تو دید کوته‌بینانه‌ی خودت جا بدی.

00:12:40.350 --> 00:12:42.150
‫می‌تونی ببینیش، نه؟

00:12:42.700 --> 00:12:45.660
‫همونطور که من می‌تونم اون اشباح رو ببینم.

00:12:46.150 --> 00:12:49.750
‫با وان‌فورآل، درون منو می‌بینی.

00:12:50.150 --> 00:12:54.870
‫برای همینم تونستی تو این دود پیدام کنی.

00:12:54.870 --> 00:12:56.650
‫خوب ببین.

00:12:57.130 --> 00:13:00.740
‫مدت‌ها پیش به اون بچه‌ی گریون غلبه کردم.

00:13:01.170 --> 00:13:06.070
‫ اون بچه تا جایی که تونست دیدشو وسعت داد و تبدیل به من شد!

00:13:07.220 --> 00:13:11.050
‫الانم دیگه چیزی جلومو نمی‌گیره!

00:13:15.360 --> 00:13:17.770
‫می‌خوام اون بچه رو نجات بدم.

00:13:21.770 --> 00:13:22.990
‫بیخیالش شو.

00:13:23.890 --> 00:13:27.650
‫بعضیا کارشون از نجات گذشته، ایزوکو-کون.

00:13:28.400 --> 00:13:32.900
‫برای فلسفه‌ی قهرمانانه‌ت، دیواری بلندتر از این آدم پیدا نمی‌شه.

00:13:32.900 --> 00:13:34.800
‫ این دیواریه که نیاز نیست ازش رد شی.

00:13:35.680 --> 00:13:38.430
‫باید انقدر محکم بزنیش که بدون هیچ ردی از بین بره!

00:13:38.430 --> 00:13:40.120
‫باید تحملش کنی، ایزوکو-کون!

00:13:40.120 --> 00:13:42.420
‫حتی بیشتر از قبل تو خودت بریز!

00:13:42.920 --> 00:13:44.410
‫نه.

00:13:45.220 --> 00:13:50.340
‫پس چرا اون گذشته‌ی دردناک رو توی قلبش نگه داشته بود؟

00:13:51.540 --> 00:13:54.850
‫صرفاً روش درپوش گذاشته بود.

00:13:55.590 --> 00:13:58.480
‫«تظاهر می‌کنی کسایی که نتونستی ازشون محافظت کنی رو نمی‌بینی،

00:13:58.480 --> 00:14:01.440
‫و کسایی که بهشون آسیب زدی رو می‌پوشونی.»

00:14:01.940 --> 00:14:07.450
‫تا وقتی که اون درپوش از بین نره... به زدنت ادامه می‌دم!

00:14:09.250 --> 00:14:11.320
‫برای همین مخالفش بودم.

00:14:12.520 --> 00:14:18.030
‫مجبوریم سرنوشت‌مون رو به کسی بسپریم که تصور احمقانه‌ی
‫نجات دشمن خونی‌مون رو تو ذهنش داره؟

00:14:18.700 --> 00:14:21.530
‫فکر می‌کردم این طرز فکر احمقانه‌ایه که صلح به‌بار آورده...

00:14:22.850 --> 00:14:26.220
‫ولی، حالا که از درون دیدمش، می‌فهمم.

00:14:26.900 --> 00:14:29.560
‫این چیزیه که این پسر بهش تکیه می‌کنه.

00:14:30.790 --> 00:14:35.670
‫اینکه حتی آدمای منفور، یا بی‌کوسه...

00:14:36.220 --> 00:14:40.940
‫تو اعماقِ سینه‌شون، مثل بقیه قلب دارن.

00:14:41.380 --> 00:14:42.970
‫می‌خوام بهش باور داشته باشم.

00:14:53.010 --> 00:14:56.250
‫از اینجور حرفای توخالی بدم نمیاد.

00:14:58.220 --> 00:15:00.700
‫کاری که بهت می‌گمو بکن.

00:15:02.100 --> 00:15:05.130
‫کاربر نهم، روت شرط می‌بندم.

00:15:06.510 --> 00:15:09.200
‫وان‌فورآل رو ول کن.

00:15:11.420 --> 00:15:12.260
‫کاربر دوم؟!

00:15:12.260 --> 00:15:13.240
‫چیکار...؟!

00:15:13.310 --> 00:15:14.240
‫استاد...

00:15:21.290 --> 00:15:22.370
‫استاد...

00:15:23.660 --> 00:15:25.710
‫یه بچه‌ی ناراحت دیدم.

00:15:27.360 --> 00:15:28.320
‫آلمایت.

00:15:29.080 --> 00:15:30.450
‫آلمایت!

00:15:31.310 --> 00:15:33.570
‫بخوابی مردی! به‌هوش بمون!

00:15:33.570 --> 00:15:36.500
‫بدون وسایل ارتباطی، نمی‌دونیم چه‌خبره،

00:15:36.500 --> 00:15:39.450
‫ولی احتمالاً میدوریا هنوز داره می‌جنگه.

00:15:40.210 --> 00:15:41.290
‫خواب دیدم؟

00:15:41.670 --> 00:15:44.460
‫نه، این حس...

00:15:45.220 --> 00:15:47.100
‫مثل اون‌موقع‌ست.

00:15:48.200 --> 00:15:50.690
‫با اینکه باید ازم دور باشه،

00:15:51.420 --> 00:15:53.530
‫ولی وان‌فورآل رو حس می‌کنم.

00:15:55.180 --> 00:15:57.630
‫اراده‌ش داره به درونم جریان پیدا می‌کنه.

00:16:00.440 --> 00:16:02.860
‫قدرتی که رفته رفته جمع کردیم...

00:16:03.610 --> 00:16:05.020
‫داره از هم می‌پاشه.

00:16:10.970 --> 00:16:12.900
اون چی بود الان؟

00:16:12.900 --> 00:16:15.320
‫چرا اون به ذهنم خطور کرد؟

00:16:16.040 --> 00:16:19.210
‫فکر می‌کردم کاملاً نابود شده باشی.

00:16:19.830 --> 00:16:22.880
‫تا وقتی که مردم به هم کمک کنن،

00:16:22.880 --> 00:16:26.090
‫کسی که اراده‌ی قهرمانی رو به ارث برده...

00:16:26.570 --> 00:16:30.790
‫نابود شده، ولی انگار هنوز آروم داره می‌سوزه!

00:16:39.020 --> 00:16:41.890
‫تو... می‌تونی یه قهرمان بشی.

00:16:42.350 --> 00:16:44.830
‫یعنی چی؟

00:16:45.350 --> 00:16:50.190
‫یعنی چی وان‌فورآل رو ول کنم، دومی؟!

00:16:50.800 --> 00:16:52.700
‫ذهنت رو آروم نگه دار.

00:16:52.700 --> 00:16:54.140
‫وگرنه می‌شنوه.

00:16:55.320 --> 00:16:59.250
‫اون توده‌ی سیاه درپوش‌مانندی که درون شیگاراکیه...

00:16:59.250 --> 00:17:02.900
‫اون تمام چیزاییه که درونش بوده،

00:17:02.900 --> 00:17:07.210
‫خشم، نارضایتی و خاطراتش.

00:17:07.210 --> 00:17:10.920
‫همه‌شون جذب هم شدن و تبدیل به یکی شدن.

00:17:11.800 --> 00:17:14.640
‫می‌شه گفت خود عزم‌ـشه.

00:17:14.640 --> 00:17:17.010
‫ذهنیتش، که با تنفر استحکام داده شده.

00:17:17.420 --> 00:17:20.410
‫ولی... یاگی یه روزنه پیدا کرده.

00:17:21.370 --> 00:17:25.690
‫احتمالاً زخم باقی‌مونده از مبارزه‌ش با استار اند استرایپ باشه.

00:17:26.530 --> 00:17:29.570
‫حتی کوسه‌ی بازیابیش هم نمی‌تونه کامل درمانش کنه.

00:17:29.570 --> 00:17:32.050
‫زخمیه که نه به بدنش، بلکه به ذهنش وارد شده.

00:17:33.740 --> 00:17:38.000
‫این... چه ربطی به وان‌فورآل داره؟

00:17:38.000 --> 00:17:41.720
‫شیگاراکی بعد از بلعیدن آل‌فوروان قوی‌ شد.

00:17:42.320 --> 00:17:45.370
‫اگه این زورآزمایی ادامه پیدا کنه، عمراً برنده شیم.

00:17:45.960 --> 00:17:48.120
‫برای همین از درون بهش حمله می‌کنیم.

00:17:49.000 --> 00:17:52.690
‫وان‌فورآل رو بهش منتقل می‌کنیم و به اون زخم می‌کوبیم.

00:17:53.280 --> 00:17:57.490
‫زخمش رو باز می‌کنیم و مستقیم به ذهنش حمله می‌کنیم.

00:17:57.930 --> 00:18:00.750
‫«انتقال میدیم»؟ «می‌کوبیم»؟

00:18:00.750 --> 00:18:03.550
‫وایسا! نمی‌فهمم داری چی می‌گی!

00:18:03.550 --> 00:18:06.490
‫اگه بدیمش بهش، صرفاً می‌تونه ازش استفاده کنه!

00:18:06.490 --> 00:18:09.090
‫صرفاً مثل شینوموری-سان بازیچه‌ش می‌شیم!

00:18:09.380 --> 00:18:11.680
‫دیدت نسبت به کلمه‌ی «انتقال» رو وسعت بده.

00:18:11.680 --> 00:18:12.860
‫نمی‌فهمی؟

00:18:14.110 --> 00:18:15.860
‫با تصویر بهش توضیح بدیم؟

00:18:16.690 --> 00:18:20.480
‫آه، خب پس ساده می‌گمش.

00:18:21.640 --> 00:18:26.750
‫اون دوست دوران کودکیت چطور چیزای دیگه رو بهت می‌ده؟

00:18:27.150 --> 00:18:28.740
‫اینو بگیر بذار سر قبرت!

00:18:31.080 --> 00:18:33.620
‫بسته به روش انجامش، طرف مقابل ممکنه زخمی هم بشه،

00:18:33.620 --> 00:18:35.500
‫یا خود شی‌ء ممکنه بشکنه.

00:18:36.040 --> 00:18:38.300
‫اینکار رو با وان‌فورآل می‌کنیم.

00:18:38.850 --> 00:18:41.420
‫ولی، تضمیمی نیست.

00:18:41.420 --> 00:18:43.230
‫برای همین اول با من امتحانش می‌کنیم.

00:18:43.230 --> 00:18:43.970
‫ها؟

00:18:44.330 --> 00:18:46.850
‫یکم پیش، فقط شینوموری-سان دزدیده شد.

00:18:47.200 --> 00:18:51.530
‫پس حتماً سیستمی برای انتقال جزئی وجود داره.

00:18:52.710 --> 00:18:55.700
‫ما عامل‌های کوسه‌ای هستیم که وان‌فورآل جذب کرده.

00:18:56.140 --> 00:18:58.200
‫همه‌مون بخشی از وان‌فورآلیم.

00:18:58.200 --> 00:19:03.490
‫و عامل‌های ویژه‌ای هستیم که هربار که به هم متصل شدیم، تقویت شدیم.

00:19:04.510 --> 00:19:07.490
‫اگه با یه قدرت شدید منو منتقل کنین،

00:19:07.490 --> 00:19:10.460
‫بدون اینکه قدرتم رو بهش بدم، می‌تونم حمله کنم.

00:19:11.240 --> 00:19:12.710
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

00:19:12.710 --> 00:19:14.240
‫پس از پرده‌ی دود استفاده کن!

00:19:14.240 --> 00:19:16.740
‫الان من بدردنخورترینم!

00:19:18.200 --> 00:19:21.310
‫نه، اول من می‌رم.

00:19:21.970 --> 00:19:24.870
‫ولی تغییر دنده برای این مبارزه حیاتیه!

00:19:24.870 --> 00:19:26.660
‫اگه شکست بخوری، شیگاراکی...

00:19:26.660 --> 00:19:29.060
‫اگه نهمی حرکت نکنه، می‌میره.

00:19:29.460 --> 00:19:32.570
‫اگه منو ول کنه، می‌تونه از شر پس‌زنی هم خلاص شه.

00:19:32.570 --> 00:19:35.320
‫در ضمن، اگه شیگاراکی ازم استفاده کنه،

00:19:35.320 --> 00:19:38.640
‫اون هم به همین وضعیت پس‌زنی دچار می‌شه.

00:19:40.110 --> 00:19:43.520
‫لیدر، من تمام مدت از دستوراتت پیروی کردم.

00:19:44.050 --> 00:19:46.680
‫ولی این‌بار ریسکش خیلی زیاده.

00:19:47.880 --> 00:19:49.170
‫واسه همین می‌گم قماره.

00:19:50.360 --> 00:19:52.760
‫ما تو دوره‌ی داغونی زندگی کردیم.

00:19:53.360 --> 00:19:57.310
‫چون مجبور بودیم، تصمیمات بی‌رحمانه‌ی زیادی گرفتیم.

00:19:58.790 --> 00:20:02.130
‫هیچی داغون‌تر از شرایط فعلی نیست.

00:20:02.130 --> 00:20:04.750
‫ولی با این‌حال، اون روحیه‌شو نمی‌بازه.

00:20:05.270 --> 00:20:08.440
‫می‌خوام باور داشته باشم حق با این پسره.

00:20:09.600 --> 00:20:12.690
‫آلمایت، این‌همه کار برام کردی...

00:20:13.560 --> 00:20:15.690
‫زیادی بهم لطف شد...

00:20:21.010 --> 00:20:26.540
‫حتی تو این وضعیت هم، دنبال قدرت نیست و از مرگ هم نمی‌ترسه.

00:20:26.940 --> 00:20:29.600
‫مهم نیست با چه وظیفه‌ی سختی روبه‌رو بشه...

00:20:30.600 --> 00:20:34.000
‫توشینوری، بعد از این‌همه وقت،

00:20:34.630 --> 00:20:37.120
‫برای این بچه، وان‌فورآل...

00:20:37.790 --> 00:20:39.370
‫اینو آویزه‌ی گوشت کن.

00:20:40.590 --> 00:20:44.550
‫این قدرتیه که به‌خاطر تلاش‌هات به‌دست آوردی.

00:20:45.520 --> 00:20:49.510
‫... گنجیه که قهرمانی که بیش از همه تحسینش می‌کنه بهش داده.

00:20:51.010 --> 00:20:53.970
‫دارن چه زری می‌زنن؟

00:20:53.970 --> 00:20:57.170
‫بانجو، تا می‌تونی نزدیکش بمون.

00:20:57.170 --> 00:20:59.000
‫نباید شلاق سیاه رو از دست بده.

00:21:00.910 --> 00:21:01.980
‫بقیه‌ش با تو.

00:21:05.440 --> 00:21:08.660
‫خودتی و خودت. نصمیمت چیه، میدوریا ایزوکو؟

00:21:16.980 --> 00:21:18.520
‫انجامش می‌دم.

00:21:24.170 --> 00:21:26.130
‫همه‌تونو باهم می‌گیرم له می‌کنم!

00:21:30.660 --> 00:21:31.930
‫هوی هوی.

00:21:41.790 --> 00:21:43.480
‫اصلاً...

00:21:44.160 --> 00:21:47.120
‫شبیه قهرمانا نیستی.

00:21:50.000 --> 00:21:59.500
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:59.840 --> 00:22:05.470
زمان نداریم، داریم یه لحظه درخشش تو زندگی رو طی می‌کنیم

00:22:05.470 --> 00:22:09.100
ما به هم می‌رسیم ولی زود از هم جدا می‌شیم

00:22:09.100 --> 00:22:13.820
آه... باید یه چیزی بهت می‌گفتم، اما یادم نمیاد چی باید می‌گفتم

00:22:13.820 --> 00:22:18.740
پس بیا با همدیگه، همین امروز اونو به خاطر بیاریم

00:22:19.240 --> 00:22:22.490
با اینکه اینقدر برام مهم و باارزشه

00:22:22.490 --> 00:22:28.580
آخه چطوری باید درست و درمون هواشو داشته باشم و مراقبش باشم

00:22:28.580 --> 00:22:34.710
آه... فقط یه بار کافیه. فقط دلم می‌خواد حقیقتِ واقعی رو یه بارم که شده ببینم

00:22:34.710 --> 00:22:38.510
همه‌مون حبابیم... تو یه چشم‌بهم‌زدن زنده‌ایم

00:22:38.510 --> 00:22:43.220
یه حباب که تو یه لحظه دردِ ناگفته به دنیا اومده

00:22:43.220 --> 00:22:48.430
تو هم اونجایی، آره؟ من شنیدمش... داشتی حرف می‌زدی

00:22:48.430 --> 00:22:52.230
با اینکه ترک خورده، هنوز رنگی و سرزنده‌ست

00:22:52.230 --> 00:22:57.900
صدای آغاز... همون صدایی که از خاطرات تپنده زاده شده

00:22:57.900 --> 00:23:01.740
خب بیا... چیزی که دنبالش بودمو پیدا کردم

00:23:01.740 --> 00:23:06.990
حالا که تا اینجا اومدم حتماً باید لمسش کنم

00:23:07.370 --> 00:23:14.130
با تمام قدرت و شجاعتی که جمع کردم و تا الان تو دلم نگه داشتم

00:23:14.130 --> 00:23:18.630
من همینجا پیشِ روی زندگی تو وایسادم

00:23:20.630 --> 00:23:22.090
‫آنچه خواهید دید:

00:23:22.090 --> 00:23:24.880
‫وان‌فورآل رو به شیگاراکی منتقل می‌کنم...

00:23:24.880 --> 00:23:27.790
‫تا مستقیم به ذهنش حمله کنم.

00:23:27.790 --> 00:23:30.470
‫فقط همین راه برای برنده شدن مونده.

00:23:30.860 --> 00:23:35.630
‫به خاطرات، گذشته و اعماق آگاهی شیگاراکی برس.

00:23:35.930 --> 00:23:39.130
‫و درمورد خواستگاهش بفهم.

00:23:39.640 --> 00:23:42.790
‫قسمت بعدی، به‌زور بازش کن، میدوریا ایزوکو!

00:23:43.090 --> 00:23:46.760
‫دری که مقابلته سنگین و ضخیمه.

00:23:46.760 --> 00:23:48.300
‫فراتر برو...

00:23:48.300 --> 00:23:49.770
‫فراتر از بینهایت!

00:23:49.794 --> 00:24:01.794
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.