﻿WEBVTT

00:00:00.117 --> 00:00:02.406
‫[آنچه گذشت]

00:00:02.462 --> 00:00:05.131
‫بن؟ همه توی شب افتتاحیه دلهره می‌گیرن!

00:00:06.716 --> 00:00:08.843
‫- خوبم
‫- قرار بود نمایشت رو به باد انتقاد بگیرم

00:00:08.843 --> 00:00:12.097
‫این یکی... صرفاً اثرگذار نبود

00:00:12.097 --> 00:00:14.182
‫پلیس نیو‌یورک مادرخرابا

00:00:14.182 --> 00:00:16.183
‫کار اون یارو استاکره نبود

00:00:16.183 --> 00:00:18.979
‫قاتل یه نفر از افراد این اتاقـه

00:00:18.979 --> 00:00:21.439
‫ولی حتماً باید تو اون بازجویی‌ها باشیم

00:00:21.439 --> 00:00:24.359
‫صدای ترسناک شب افتتاحیه وقتی که

00:00:24.359 --> 00:00:26.403
‫پس یکی اینجا داشته یچیزی پاره می‌کرده

00:00:26.403 --> 00:00:28.446
‫باید این‌ها رو سرهم کنیم.
‫ شاید سرنخی توش باشه

00:00:28.780 --> 00:00:30.123
‫[مرگ موش]

00:00:28.947 --> 00:00:31.950
‫بازجویی رو توی نوار ضبط کردیم

00:00:31.950 --> 00:00:33.660
‫همه چی رو ضبط کردیم

00:00:33.660 --> 00:00:35.829
‫لازم نیست بهم توضیحی بدی

00:00:35.829 --> 00:00:37.706
‫خب یکم عجیبه کتابت

00:00:37.706 --> 00:00:40.750
‫اینا عکس‌های بن نیستن، عکس‌های دیکی‌ان

00:00:40.750 --> 00:00:44.588
‫ولی وقتی رفت، چند لحظه‌ی کوتاه،
‫احساس آزادی کردم

00:00:44.588 --> 00:00:46.131
‫بعدش هم که برگشت

00:00:46.131 --> 00:00:48.383
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم

00:00:48.383 --> 00:00:50.260
‫کل عمرت رو صرف مراقبت از بچه‌ت می‌کنی

00:00:50.260 --> 00:00:52.888
‫همه کار می‌کنی تا مطمئن شی حالش خوبه

00:00:54.931 --> 00:00:57.100
‫کار من بود، من بن رو کشتم

00:00:57.100 --> 00:00:59.853
‫ولش کنید! نمی‌تونید این کارو بکنید!

00:00:59.853 --> 00:01:01.354
‫خدای من

00:01:01.354 --> 00:01:03.732
‫الیور؟ چی شده؟ الیور! هی!

00:01:03.732 --> 00:01:05.150
‫به یکی زنگ بزنید! کمک بیارید!

00:01:05.627 --> 00:01:12.627
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:14.326 --> 00:01:15.785
‫وقتی ده سالم بود

00:01:15.785 --> 00:01:18.663
‫آینده‌ام برام خیلی واضح و مشخص بود

00:01:19.372 --> 00:01:21.124
‫با جاش هارتنت ازدواج می‌کنم

00:01:22.042 --> 00:01:25.545
‫دو تا بچه میاریم، ماشینمون هوندا آدیسیـه

00:01:27.130 --> 00:01:28.715
‫همچین زندگی بدکی نیست

00:01:30.133 --> 00:01:32.052
‫یکی داره میاد. فشار بده

00:01:32.052 --> 00:01:35.055
‫صبر کن، چخبره اینجا؟ یه اشتباهی شده

00:01:35.055 --> 00:01:38.683
‫اومدم ملاقات یکی از دوستام.
‫سکته‌ کرده بود

00:01:38.683 --> 00:01:41.061
‫نگران نباش. سر دو تا بچۀ اول کارت عالی بود

00:01:41.061 --> 00:01:43.396
‫فقط فشار بده. سه قلو داشتی

00:01:43.396 --> 00:01:45.440
‫نه من... سه قلـــو؟

00:01:45.440 --> 00:01:49.611
‫و حالا، بچۀ سوم!

00:01:50.612 --> 00:01:53.531
‫ولی خب مشکل فانتزی‌های بچه‌گانه این‌جاست

00:01:53.531 --> 00:01:55.408
‫تقریباً هیچوقت واقعی نمیشن

00:01:55.408 --> 00:01:57.285
‫تبریک میگم

00:01:57.285 --> 00:01:59.287
‫پادکستـه

00:01:59.287 --> 00:02:01.456
‫- واه!
‫- مامان!

00:02:01.456 --> 00:02:03.291
‫- واه! واه!
‫- میبل... میبل

00:02:03.291 --> 00:02:05.460
‫- میبل! میبل!
‫- واه!

00:02:05.460 --> 00:02:07.587
‫میبل!

00:02:07.587 --> 00:02:09.297
‫دکتر گفت می‌تونم مرخص شم

00:02:09.297 --> 00:02:11.299
‫- چی؟ نه، نه، نه، نه،
‫- آره

00:02:11.299 --> 00:02:14.094
‫ایشون 5 روز پیش سکته کامل کرده

00:02:14.094 --> 00:02:15.554
‫فوری میاریدش اینجا

00:02:15.554 --> 00:02:18.056
‫یه لوله می‌کنید توش که
‫ رگ‌های زنگ‌زده‌ش رو باز کنید

00:02:18.056 --> 00:02:19.808
‫- کسی نگفت زنگ‌ زدن
‫- حالا می‌خواین یهویی

00:02:19.808 --> 00:02:21.560
‫ولش کنید مرخص شه؟

00:02:21.560 --> 00:02:23.186
‫میبل من باید برگردم

00:02:23.186 --> 00:02:24.854
‫نمایشم دو روز دیگه باز میشه

00:02:24.854 --> 00:02:26.856
‫و ستارۀ برنامم داره محکوم به قتل میشه

00:02:26.856 --> 00:02:29.234
‫دکتر بهتر نیست برای اطمینان
‫چند تا دیگه آزمایش بگیرید؟

00:02:29.234 --> 00:02:32.028
‫بدنش به فنرگذاری واکنش خوبی نشون داد

00:02:32.028 --> 00:02:34.698
‫ولی خب مطمئنم شما حسابی ترسیدید

00:02:34.698 --> 00:02:36.199
‫من نترسیدم

00:02:36.199 --> 00:02:37.659
‫عه، اینطوریاست؟

00:02:37.659 --> 00:02:40.829
‫من تظاهر کردم بیهوش شدم که شنیدم یهو داد زدی

00:02:40.829 --> 00:02:42.872
‫« نمی‌تونم بذارم بمیره!

00:02:42.872 --> 00:02:45.625
‫برگرد پیشم مادرجندۀ مهربون!»

00:02:45.625 --> 00:02:47.377
‫برای پرستار‌ها داشتم نمایش بازی می‌کردم

00:02:47.377 --> 00:02:49.087
‫طرفدارامن خب. چیکار کنم؟

00:02:49.087 --> 00:02:50.672
‫چارلز هیدن سوج نباشم؟

00:02:50.672 --> 00:02:52.674
‫بسه. قبولش کن. خیلی وابستۀ‌ منی

00:02:52.674 --> 00:02:54.885
‫باورم نمیشه واسه همچین
‫ چیزی دلم تنگ شده بود

00:02:55.969 --> 00:02:58.013
‫یالا پاتنام، کلی کار باید انجام بدیم

00:02:58.013 --> 00:02:59.347
‫- آره، آره، آره
‫- بریم

00:02:59.347 --> 00:03:01.558
‫برای شروع

00:03:01.558 --> 00:03:05.395
‫اگه لورتا الکی اعتراف کرد که
‫از پسرش مراقبت کنه

00:03:05.395 --> 00:03:07.522
‫واسه این که آزاد بشه،

00:03:07.522 --> 00:03:09.691
‫نباید ثابت کنیم که پسرش قاتل اصلی بن‌ـه؟

00:03:09.691 --> 00:03:11.318
‫لورتا چند روزیـه که تو زندانه

00:03:11.318 --> 00:03:14.571
‫دوست دارم بدونم تا الان کچل کرده یا
 ‫حسابی تو باشگاه هیکلی شده یا نه

00:03:15.071 --> 00:03:18.074
‫نمی‌تونم بذارم محکوم به قتل بشه.
‫اون عشق زندگیمـه

00:03:18.074 --> 00:03:20.744
‫عشق؟ فکر می‌کردم فقط کس‌کلک بازی در میارید

00:03:20.744 --> 00:03:23.413
‫کس‌کلک بازی که در میووردیم

00:03:23.413 --> 00:03:25.457
‫خیلی هم در اوردیم

00:03:25.457 --> 00:03:28.501
‫یعنی یه کس‌کلکی میگم
‫یه کس‌کلک می‌شنوی

00:03:28.501 --> 00:03:30.795
‫- تو یه کس‌کلک بگو که نکرده باشیم
‫- خیلی‌خب بابا باشه، ممنون، کافیـه

00:03:30.795 --> 00:03:33.506
‫قول میدم کاری کنیم برگرده پیشت

00:03:33.506 --> 00:03:35.592
‫این‌که تا الان چند جای صورتش رو
‫تتو کرده هم مهم نیست

00:03:35.592 --> 00:03:37.677
‫چارلز از اون مصاحبه‌های پلیس که

00:03:37.677 --> 00:03:40.847
‫ماهرانه ضبط کردیم چیزی دستگیرت نشد؟

00:03:40.847 --> 00:03:42.474
‫راستش هنوز ندیدیمشون

00:03:42.474 --> 00:03:44.643
‫کل این مدت کنار تختت بودیم

00:03:44.643 --> 00:03:47.437
‫میبل می‌خواست صبر کنیم که
‫تو هم بتونی باهامون ببینی

00:03:47.437 --> 00:03:48.438
‫ای مهربون

00:03:48.438 --> 00:03:49.981
‫- اوخی!
‫- نه بابا فقط...

00:03:49.981 --> 00:03:51.483
‫نمی‌خواستم... این جوری نبود که

00:03:51.483 --> 00:03:54.236
‫مثلاً بگم «بیاین دست همو بگیریم و ببینیم»
‫فقط می‌خواستم که...

00:03:55.320 --> 00:03:56.446
‫خفه شو بابا

00:03:56.446 --> 00:03:59.532
‫خب، روی دیکی تمرکز کنیم

00:03:59.532 --> 00:04:02.160
‫لورتا به وضوح فکر می‌کنه که اون مقصره

00:04:02.160 --> 00:04:04.746
‫برای همین اعتراف کرد که ازش مراقبت کنه

00:04:04.746 --> 00:04:06.206
‫بن رو مسموم کردن و

00:04:06.206 --> 00:04:08.541
‫بعدش از حفره آسانسور پرتش کردن پایین

00:04:08.541 --> 00:04:12.295
‫ولی هنوز نمی‌دونیم وقتی مرد

00:04:12.295 --> 00:04:15.173
‫دستمال‌جیبی کی دستش بوده،
‫ممکنه دستمال دیکی بوده باشه

00:04:15.674 --> 00:04:19.261
‫می‌دونیم یکی روی آینه رختکنش
‫ با رژ لب نوشته «خوک عوضی»

00:04:19.261 --> 00:04:21.388
‫و ازش یه فیلمی داریم که با یه فرد نامعلوم

00:04:21.388 --> 00:04:23.223
‫داره بحث می‌کنه

00:04:23.223 --> 00:04:24.808
‫احتمالاً هم یه معشوقی بوده

00:04:24.808 --> 00:04:28.520
‫میشه یه لحظه وایسیم و از این‌که
‫ این صحبت‌هامون چقدر جادوییـه لذت ببریم؟

00:04:29.187 --> 00:04:32.899
‫این‌که سه تامون بالاخره بهم رسیدیم
‫مثل یه تیم داریم تحقیقات انجام می‌دیم

00:04:32.899 --> 00:04:36.361
‫میبل تو به پادکست وفادار موندی

00:04:36.361 --> 00:04:38.113
‫تو باید رهبری رو به دست بگیری

00:04:38.113 --> 00:04:40.115
‫فقط... رفیق جینگ‌ها برگشتن

00:04:40.115 --> 00:04:42.284
‫اوه! با این جمله باید شروع کنیم

00:04:42.284 --> 00:04:44.244
‫الان گفتی میبل باید رهبری کنه

00:04:44.244 --> 00:04:46.246
پیشنهاد هم نمی‌تونم بدم؟

00:04:46.246 --> 00:04:48.665
‫من به زور از چنگ مرگ در رفتم،
‫حالا تو منو ول نمی‌کنی؟

00:04:48.665 --> 00:04:50.875
‫اوه، واه، واه

00:04:50.875 --> 00:04:52.878
‫- واه، واه!
‫- واه،‌ واه!

00:04:52.878 --> 00:04:54.880
‫چقدر عجیبـه

00:04:54.880 --> 00:04:58.216
‫خیلی‌خب، باشه، رفیق جینگ‌ها برگشتن

00:04:59.551 --> 00:05:01.803
‫رفیق جینگ‌ها برگشتن

00:05:01.803 --> 00:05:04.055
‫شاید با یه گل بهار نشه

00:05:04.055 --> 00:05:06.641
‫ولی با سه تا گل میشه قاتل یه

00:05:06.641 --> 00:05:09.519
‫ ستارۀ شوم‌بخت سینما رو پیدا کرد

00:05:09.519 --> 00:05:12.188
‫به قسمت جدیدی از
‫ «فقط و فقط قتل‌های داخل ساختمان»

00:05:12.188 --> 00:05:15.191
‫- خوش اومدید
‫- عالیه

00:05:15.529 --> 00:05:48.529
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:05:51.374 --> 00:05:55.842
‫« فقط و فقط قتل‌های داخل ساختمان »

00:06:02.353 --> 00:06:05.822
‫ « این قسمت: سی »
‫ [فصل سوّم، قسمت نهم]

00:06:06.743 --> 00:06:10.288
‫بیاین از دیکی بدون این‌که
‫لو بدیم لورتا مادرشـه سوال بپرسیم

00:06:10.288 --> 00:06:11.998
‫- ما نباید همچین چیزی رو بهش بگیم
‫- درسته

00:06:13.458 --> 00:06:14.501
‫اوه!

00:06:17.712 --> 00:06:18.755
‫این مال توئـه

00:06:19.381 --> 00:06:21.341
‫چرا هنوز بسته‌هات رو اینجا می‌فرستن؟

00:06:21.341 --> 00:06:24.636
‫سرایدار کهن‌سالمون مشخصاً یادش رفته
‫من از بیمارستان مرخص شدم

00:06:25.178 --> 00:06:26.721
‫لستر که شش ماه ازت جوون‌تره

00:06:26.721 --> 00:06:29.432
‫«زود خوب شو و
‫ سریع برام بازیگر نقش اول زن پیدا کن

00:06:29.432 --> 00:06:30.934
‫ماچ و موچ، از طرف دانا»

00:06:32.102 --> 00:06:34.813
‫بازیگر نقش اول زن نیاز نمیشه

00:06:34.813 --> 00:06:35.814
‫خدای من

00:06:39.609 --> 00:06:40.902
‫لباس عروسی جوی

00:06:41.861 --> 00:06:44.351
‫به مامانش گفت لباسی که
‫خودش شب عروسیش پوشیده بود رو بفرسته

00:06:44.376 --> 00:06:46.491
‫که جوی بتونه واسه تا وقتی که
‫من و اون...

00:06:48.743 --> 00:06:50.245
‫- اینو می‌برم
‫- آره

00:06:51.413 --> 00:06:53.540
‫مامان جوی هنوز زنده‌ست؟

00:06:53.540 --> 00:06:55.792
‫آره. پدرش هم زنده‌ست. در واقع

00:06:55.792 --> 00:06:58.211
‫قرار بود همراه سگ‌ بچگیش دستش
‫رو تو عروسی بگیره

00:06:59.379 --> 00:07:01.756
‫بریم دیگه؟ وقت داره می‌گذره

00:07:01.756 --> 00:07:03.258
‫خب

00:07:07.596 --> 00:07:09.014
‫خب لورتا، هوم؟

00:07:09.014 --> 00:07:10.599
‫- فکرش هم نمی‌کردم
‫- آره

00:07:10.599 --> 00:07:12.058
‫ما هم همینطور

00:07:12.058 --> 00:07:14.477
‫یه چیز بامزه می‌خوای بشنوی؟
‫یه مدت کم فکر می‌کردیم که

00:07:14.477 --> 00:07:15.854
‫کار تو بوده

00:07:17.647 --> 00:07:19.149
‫جدی؟ واسه چی؟

00:07:19.149 --> 00:07:22.652
‫خیلی احمقانه‌ست. ما،‌ آم...

00:07:22.652 --> 00:07:25.572
‫- می‌دونستیم که کوبرو رو ازت دزدیده
‫- آره

00:07:25.572 --> 00:07:26.823
‫اوه

00:07:27.490 --> 00:07:29.492
‫لعنتی. واقعاً؟

00:07:30.577 --> 00:07:34.205
‫خب، آره ازش متنفر شدم

00:07:34.205 --> 00:07:37.876
‫آره و بعدشم بهم گفتی که
‫قضایا رو لاپوشونی می‌کنی

00:07:37.876 --> 00:07:41.504
‫پس یجورایی فکر کردم که
‫آزمایش خونش رو مخفی کردی ‫که

00:07:41.504 --> 00:07:43.673
 سم توی بدنش رو مخفی کنی

00:07:44.216 --> 00:07:45.508
‫آره همچین کاری کردم

00:07:46.134 --> 00:07:48.345
‫یعنی، وقتی این‌کار رو کردم
‫ نمی‌دونستم مسموم شده

00:07:48.345 --> 00:07:51.223
‫فقط می‌دونستم چیزای دیگه اون تو هست که
‫نمی‌خواد کسی بفهمه

00:07:52.265 --> 00:07:53.600
‫حرف‌هامو باور می‌کنید، مگه نه؟

00:07:53.600 --> 00:07:55.685
‫البته، آره

00:07:55.685 --> 00:07:57.354
‫فقط سر کنجکاوی می‌پرسم

00:07:57.354 --> 00:08:00.482
‫وقتی بن رو هل دادن و مرد
‫تو کجا بودی؟

00:08:00.482 --> 00:08:02.484
‫چون تو که واضحاً هلش ندادی

00:08:02.484 --> 00:08:05.946
‫همه‌ می دونن اینو. مگه این‌که...

00:08:05.946 --> 00:08:07.656
‫من از مهمونیتون زود رفتم

00:08:07.656 --> 00:08:11.201
‫از این‌که بن زنده شد خیلی ترسیده‌ بودم

00:08:11.201 --> 00:08:12.744
‫باید می‌زدم بیرون

00:08:13.912 --> 00:08:15.538
‫پس،‌ من...

00:08:17.791 --> 00:08:20.293
‫مست کردم، کت کوبرو بن رو پوشیدم و

00:08:20.293 --> 00:08:22.337
‫رفتم دنبال مواد و جنده

00:08:22.921 --> 00:08:25.131
‫- خب،‌ همه همین‌کار رو می‌کنن
‫- وای

00:08:25.131 --> 00:08:26.841
‫چرا اون فقط باید خوش بگذرونه؟

00:08:26.841 --> 00:08:28.802
‫بن به این چیزا علاقه داشت؟

00:08:28.802 --> 00:08:32.180
‫هر سه‌شنبه چندین ساعت غیب میشد

00:08:32.180 --> 00:08:35.684
‫و هر وقت ازش می‌پرسیدم می‌گفت
‫«خبرچین‌ها زخمی میشن»

00:08:36.726 --> 00:08:40.063
‫پس گوشیش رو ردیابی کردم و
‫رسیدم به یه جایی تو خیابون براودوی

00:08:40.063 --> 00:08:42.190
‫بین خیابون 35 و 36

00:08:42.190 --> 00:08:43.775
‫که می‌رفت با...

00:08:44.484 --> 00:08:47.612
‫«پنج‌جنده»ـش سکس کنه

00:08:47.612 --> 00:08:50.949
‫خیلی‌ هم با محبت صداشون میزدم

00:08:50.949 --> 00:08:53.618
‫حتی براشون بلیط شب افتتاحیه گرفته بود

00:08:53.618 --> 00:08:57.581
‫تریکسی، مریگولد، امرلد، دات و می‌می

00:08:57.581 --> 00:08:59.291
‫اینجا

00:09:03.712 --> 00:09:06.006
‫بیرون بودم و داد می‌زدم که

00:09:06.006 --> 00:09:08.091
‫برام پنج‌جنده رو بیارن

00:09:08.091 --> 00:09:10.260
‫کل شب رو اونجا خوابیدم

00:09:10.260 --> 00:09:11.761
‫یه سگ روم شاشید

00:09:12.929 --> 00:09:14.472
‫امیدوارم که سگ بوده باشه

00:09:15.307 --> 00:09:19.102
‫این مدرک اینه‌که وقتی بن کشته شد
‫تو آرکونیا نبودی

00:09:19.102 --> 00:09:21.479
‫پلیس‌ها اون عکس رو
‫بعد این‌که بهشون گفتم کجا بودم

00:09:21.479 --> 00:09:23.189
‫ از یه دوربین مدار بسته گرفتن

00:09:23.189 --> 00:09:24.858
‫ولی از اونجایی که صورتم کامل مشخص نیست

00:09:24.858 --> 00:09:26.902
‫خیلی براشون مدرک محکمی نبود

00:09:27.652 --> 00:09:30.655
‫فکر کنم باید خوشحال باشم که صدایی نیست

00:09:33.325 --> 00:09:35.619
‫اصلاً‌ باورم نمیشه کار لورتا بوده

00:09:36.036 --> 00:09:39.706
‫خب، ما خیلی هم فکر نمی‌کنیم که
‫واقعاً کار خودش باشه

00:09:40.582 --> 00:09:42.626
‫پس چرا باید اعتراف کنه؟

00:09:43.251 --> 00:09:45.670
‫- نمی‌دونیم
‫- آره بابا، بازیگر‌های تئاتر روانین

00:09:47.714 --> 00:09:48.840
‫یه لحظه صبر کنید

00:09:50.258 --> 00:09:51.968
‫اگه فکر می‌کنید قاتل بن هنوز آزاده

00:09:51.968 --> 00:09:53.970
‫احتمالاً باید به وکیلم زنگ بزنم

00:09:58.183 --> 00:10:00.101
‫هم

00:10:00.101 --> 00:10:02.062
‫بچه‌ها اگه حرف‌هاش راست باشن

00:10:02.062 --> 00:10:03.480
‫پس بن رو هل نداده

00:10:03.480 --> 00:10:06.650
‫این یعنی لورتا خودش رو واسه کسی تسلیم کرد که
‫اصلاً قتلی مرتکب نشده.

00:10:06.650 --> 00:10:08.235
‫اگه بتونیم سر موقع قاتل واقعی رو پیدا کنیم

00:10:08.235 --> 00:10:11.196
‫شاید بتونیم لورتا رو متقاعد کنیم که
‫اعترافش رو پس بگیره

00:10:11.196 --> 00:10:13.365
‫چارلز دادگاهش ساعت پنجه

00:10:13.365 --> 00:10:16.826
‫باید بفهمیم بن آخرین روز‌های عمرش
‫تا لحظه‌ای که به قتل رسید

00:10:16.826 --> 00:10:19.621
‫چی‌کار می‌کرده و چه ‌آدم‌هایی رو دیده

00:10:19.621 --> 00:10:22.290
‫من میگم از خیابون 35 براودوی شروع کنیم

00:10:22.290 --> 00:10:25.627
‫فقط این‌که بدون قرار قبلی
‫ نمی‌تونیم پاشیم بریم جنده‌خونه

00:10:28.171 --> 00:10:29.798
‫می‌دونم چی راست کارمونه

00:10:29.798 --> 00:10:32.092
‫هیچکس جلوی آدمی که نردبون دستشـه رو نمی‌گیره

00:10:32.092 --> 00:10:35.470
‫- باهاش هرجایی می‌تونی بری
‫- خب پس از بوقلمون رسیدیم به نردبون

00:10:35.470 --> 00:10:37.222
‫اگه کسی که نردبون دستشه کفش طبی و

00:10:37.222 --> 00:10:39.015
‫لباس جن ایرلندی تنش نباشه

00:10:39.015 --> 00:10:41.142
‫- این حقه خیلی بهتر جواب میده
‫- هم

00:10:41.142 --> 00:10:42.519
‫هی، هی اینجاست

00:10:44.187 --> 00:10:46.690
‫«خبرچین‌ها زخمی میشن»
‫(پارچه‌ها دوخته می‌شوند)

00:10:46.690 --> 00:10:50.402
‫- پارچه فروشیه که
‫- نه، نه، نه، نه. فقط ظاهرشه

00:10:50.402 --> 00:10:53.613
‫جنده‌خونه‌ها همیشه برای ساختن
‫مغازه ظاهریشون از شوخی استفاده می‌کنن

00:10:53.613 --> 00:10:55.991
‫این موضوع رو وقتی اشتباهی رفتم
‫تو یه کابینت فروشی که

00:10:55.991 --> 00:10:58.118
‫اسمش «کَس نبندد درِ من» بود، فهمیدم

00:10:58.118 --> 00:11:00.537
‫دنبالم بیاید! بذارید نردبون کارش رو بکنه

00:11:00.537 --> 00:11:02.497
‫یه لحظه وایسا! یه راه بهتر دارم

00:11:02.497 --> 00:11:04.082
‫هیچکس جواب نه به آدمی که
‫داره گریه می‌کنه نمیده

00:11:04.082 --> 00:11:06.501
‫یه صحنه توی قسمت 315 برازووس بازی کردم

00:11:06.501 --> 00:11:08.795
‫اسمش «دانشجوی مهمان قاتل» بود
‫قسمت خوبی بود

00:11:08.795 --> 00:11:11.298
‫و یه اشک کوچولو ریختم

00:11:11.298 --> 00:11:14.175
‫و اون هفته، نامه‌های هوادار‌های سر به فلک کشیدن

00:11:14.175 --> 00:11:16.094
‫اکثراً هم از طرف مرد‌ها بود.
‫می‌خواین بدونید چرا؟

00:11:16.094 --> 00:11:18.555
‫با احساسات درونیشون آشتیشون دادی

00:11:18.555 --> 00:11:20.140
‫بله

00:11:20.140 --> 00:11:21.933
‫بذارید یه امتحان بکنم. صحنه رو به من بسپرید

00:11:21.933 --> 00:11:23.643
‫نه، نه، نه، نه

00:11:23.643 --> 00:11:26.313
‫- اول من میرم
‫- بس کن!

00:11:27.480 --> 00:11:29.983
‫فقط اومدم یه لامپ عوض کنم!

00:11:29.983 --> 00:11:31.776
‫نه، نمیشه برید اون پشت

00:11:31.776 --> 00:11:33.820
‫البته که نه، رفیق

00:11:34.863 --> 00:11:37.282
‫همه می‌دونیم اون پشت چه خبره

00:11:37.282 --> 00:11:38.742
‫چشمک، چشمک

00:11:38.742 --> 00:11:40.994
‫ولی نردبونم رو دیدی؟

00:11:49.669 --> 00:11:51.213
‫ببخشید گریه‌م داره ناراحتت می‌کنه؟

00:11:51.213 --> 00:11:52.756
‫گریه نمی‌کنی که

00:11:52.756 --> 00:11:54.466
‫یه لحظه وایسا

00:12:00.305 --> 00:12:01.681
‫این یارو دلش از سنگه

00:12:01.681 --> 00:12:03.475
‫برای زیر چشم منتولی چیزی داری؟

00:12:03.475 --> 00:12:05.310
‫آره یه سطل منتول برات گذاشتم

00:12:09.981 --> 00:12:13.109
‫دست‌شویی می‌خوای؟
‫یکی اون پشت هست

00:12:13.860 --> 00:12:17.280
‫- اوه! خیلی ممنون. بیا برو
‫- ممنون

00:12:17.280 --> 00:12:18.281
‫اوه!

00:12:23.578 --> 00:12:25.664
‫پنج‌جنده شمایید؟

00:12:26.623 --> 00:12:28.208
‫لطفاً نادیده بگیرینش!

00:12:28.208 --> 00:12:31.002
‫ببخشید. ما دنبال یه تعداد خانم بودیم که

00:12:31.002 --> 00:12:32.837
‫احتمالاً بن گلنروی رو می‌شناسن

00:12:32.837 --> 00:12:34.381
‫- ولی الان می‌ریم دیگه
‫- ببخشید

00:12:34.381 --> 00:12:35.674
‫بنی!

00:12:35.674 --> 00:12:38.385
‫آره! می‌شناختیمش!

00:12:38.385 --> 00:12:41.846
‫گروه خیاطیمون سه‌شنبه‌ها اینجا جمع می‌شدن

00:12:41.846 --> 00:12:45.058
‫بنی می‌گفت خیاطی از

00:12:45.058 --> 00:12:47.561
‫مواد مخدر‌های خطرناک دور نگهش می‌داشت

00:12:48.311 --> 00:12:51.064
‫خیلی دلمون براش تنگ شده

00:12:53.316 --> 00:12:54.818
‫آخرین بار کی دیدینش؟

00:12:54.818 --> 00:12:56.653
‫اوه، آم...

00:12:56.653 --> 00:13:00.615
‫شب افتتاحیه بزرگ «جان کندن» بود

00:13:02.951 --> 00:13:06.246
‫کل شب رو بیدار موندیم و بهش کمک کردیم که

00:13:06.246 --> 00:13:10.041
‫این دستمال‌جیبی‌های خوشگل رو
‫ برای بازیگر‌ها و خدمه بدوزه

00:13:10.041 --> 00:13:11.877
‫همون‌طور هم دیالوگ‌هاش رو می‌خوند

00:13:12.377 --> 00:13:15.881
‫«همه‌ توی اون فانوس دریایی مردن پرستار

00:13:15.881 --> 00:13:19.801
‫پس قاتل یا تویی، یا من و یا اون بچه»

00:13:19.801 --> 00:13:25.140
‫«من جات بودم خیلی رو
‫ اون بچه حساب باز نمی‌کنم»

00:13:25.140 --> 00:13:28.268
‫می‌خواست براشون یه چیز خاص درست کنه

00:13:28.268 --> 00:13:30.228
‫یچیزی که مخصوص خودشون باشه

00:13:30.228 --> 00:13:33.189
‫می‌گفت با خیلی‌هاشون مثل

00:13:33.189 --> 00:13:36.109
‫یه تاپاله گاو تازه رفتار کرده بود

00:13:37.027 --> 00:13:40.196
‫اون دستمال جیبی‌ها رو سر موقع تموم کردیم

00:13:40.196 --> 00:13:42.866
‫و بنی رفت سمت سالن تئاتر

00:13:42.866 --> 00:13:43.992
‫مرسی، مرسی

00:13:43.992 --> 00:13:45.702
‫همتون رو تو سالن می‌بینم خانم‌ها

00:13:45.702 --> 00:13:47.495
‫- ما پشتتیم. خدافظ
‫- دوستتون دارم

00:13:47.495 --> 00:13:49.080
‫ولی یهو...

00:13:49.956 --> 00:13:51.958
‫می‌می، گوشیم

00:13:56.963 --> 00:13:59.216
‫ام، هی!

00:13:59.216 --> 00:14:01.509
‫منم، بنی

00:14:01.509 --> 00:14:02.969
‫آم...

00:14:02.969 --> 00:14:05.680
‫میاین نمایش رو ببینید؟

00:14:05.680 --> 00:14:08.183
‫واقعاً باید اینجا باشید

00:14:08.183 --> 00:14:11.895
‫تا الان اینقدر... تنها نبودم

00:14:11.895 --> 00:14:14.189
‫بن؟

00:14:14.189 --> 00:14:17.984
‫همه شب افتتاحیه استرس می‌گیرن!
‫می‌تونم باهات صحبت کنم

00:14:17.984 --> 00:14:19.569
‫اون منم درست قبل شروع نمایش

00:14:19.569 --> 00:14:21.363
‫من باید برم. لطفاً سریع بیاید

00:14:21.363 --> 00:14:24.574
‫دورم پر از آدم‌هاییه که بهشون اعتماد ندارم.
‫همشون می‌خوان منو بکشن

00:14:25.325 --> 00:14:28.370
‫شنیدن این حرف‌هاش خیلی سخت بود

00:14:28.370 --> 00:14:32.374
‫خیلی ذوق این رو داشت که نمایش رو ببینیم

00:14:33.875 --> 00:14:36.044
‫- خیلی‌خب. باشه. باشه
‫- ممنون

00:14:36.044 --> 00:14:38.255
‫- ببخشید
‫- ممنون. ببخشید. خیلی ممنون

00:14:39.297 --> 00:14:40.549
‫اوه اینم...

00:14:41.633 --> 00:14:44.261
‫یه هدیه برای شما. یه نردبون.

00:14:44.261 --> 00:14:45.554
‫خیلی ممنون!

00:14:45.554 --> 00:14:47.013
‫ببخشید بهتون گفتم جنده

00:14:47.013 --> 00:14:48.974
‫اشکال نداره

00:14:48.974 --> 00:14:50.725
‫من قبلاً جنده بودم

00:14:51.851 --> 00:14:55.063
‫خیلی‌خب. چه... جالب. خدافظ

00:14:56.064 --> 00:14:58.942
‫یعنی از زمانی که بن رسید سالن تئاتر و
‫خیلی هم خوشحال بود

00:14:58.942 --> 00:15:02.904
‫تا این‌که همچین پیامی با پریشونی بذاره
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:15:03.488 --> 00:15:05.949
‫اونم سی دقیقه بعدش، خب

00:15:05.949 --> 00:15:07.742
‫فکر می‌کرد کی می‌خواد بکشتش؟

00:15:07.742 --> 00:15:11.246
‫می‌دونم چجوری باید بفهمیم.
‫بازجویی‌ها.

00:15:11.246 --> 00:15:14.541
‫ویلیامز از هرکسی که اون شب با
‫بن صحبت داشت بازجویی کرد

00:15:14.541 --> 00:15:16.501
‫می‌تونیم از اون بازجویی‌ها استفاده کنیم که

00:15:16.501 --> 00:15:18.920
‫یه برنامه زمانی از اون 30 دقیقه درست کنیم

00:15:20.005 --> 00:15:23.842
‫آره! می‌دونستم دیگه وقتش بود یه نظر خوب بدی
‫چون از آخرین بارت 6 ماهی می‌گذره

00:15:23.842 --> 00:15:25.260
‫- ها؟
‫- وقتی گفتی که پول اشتراک

00:15:24.008 --> 00:15:25.236
‫[برنامۀ زمانی قتل بن]

00:15:25.260 --> 00:15:27.971
‫مجله دیجیتال نیویورکر رو نصف نصف بدیم

00:15:27.971 --> 00:15:29.764
‫- اون که ایدۀ خودت بود
‫- اوه خوبه

00:15:29.764 --> 00:15:32.601
‫پس بهم 32 دلار بدهکاری،
‫اون ساک‌دستی مفتی هم مال منه

00:15:32.601 --> 00:15:34.227
‫هیس، بچه‌ها

00:15:34.227 --> 00:15:35.687
‫اول کی‌تی میاد

00:15:36.563 --> 00:15:39.983
‫همۀ بازیگر‌ها باید نیم‌ساعت قبل از نمایش
‫توی سالن تئاتر باشن

00:15:39.983 --> 00:15:43.778
‫درست نیم ساعت قبل نمایش،
‫همه حی و حاضر باشن

00:15:43.778 --> 00:15:46.698
‫28 دقیقه نه، 29 هم نه، دقیق 30

00:15:48.366 --> 00:15:49.868
‫البته بن دیر کرده بود

00:15:53.038 --> 00:15:55.165
‫اینو ببین! برای همه هدیه اوردم

00:15:55.165 --> 00:15:58.126
‫کدوم گوری بودی؟ لباست رو عوض کن!

00:15:58.126 --> 00:15:59.377
‫برو!

00:15:59.377 --> 00:16:01.213
‫کی‌تی خوب بلده بزنه تو ذوق آدم

00:16:01.213 --> 00:16:04.299
‫یکی باید دربارۀ لحنش باهاش حرف بزنه

00:16:01.295 --> 00:16:02.295
‫[بن رسید]

00:16:05.091 --> 00:16:07.802
‫- پسر تهیه کننده بعدیـه
‫- اوه، کلیفـه

00:16:07.802 --> 00:16:11.097
‫بن رو بعد از اینکه کی‌تی سرش داد زد دیدم

00:16:11.806 --> 00:16:13.850
‫از لحنش خوشم نیومد

00:16:13.850 --> 00:16:16.519
اسمکری می‌خوری؟ خیلی خوبن

00:16:16.519 --> 00:16:18.188
‫مامان مخصوص سفارش داده

00:16:18.188 --> 00:16:20.232
‫جغجغه‌هاش رو ببین. اصلاً باورت میشه؟

00:16:20.982 --> 00:16:24.069
‫می‌دونی چیه؟ اینا رو از من دور کن.
‫من تا بعد از نمایش چیزی نمی‌خورم

00:16:25.362 --> 00:16:26.947
‫صبر کن! نه

00:16:27.822 --> 00:16:29.241
‫بذار بو کنم‌شون

00:16:30.367 --> 00:16:32.327
‫اوه خ...

00:16:32.327 --> 00:16:33.954
‫گفتم اینا رو از من دور کن!

00:16:34.829 --> 00:16:38.124
‫ببین گوش کن. ازت می‌خوام
‫سراغ 5 تا مهمون منو بگیری

00:16:38.124 --> 00:16:41.628
‫امرلد، تریکسی، مریگولد، دات و می‌می

00:16:42.295 --> 00:16:43.797
‫پنج‌جنده

00:16:45.006 --> 00:16:47.509
‫ببخشید من... اینجوری یادم مونده دیگه

00:16:48.426 --> 00:16:49.803
‫چارلز میشه یکم بری اونور؟

00:16:49.803 --> 00:16:51.972
‫- البته.
‫- مرسی

00:16:51.972 --> 00:16:54.474
‫خب اینم یچیز جدید.
‫بن از قبل از نمایش چیزی نخورده بود

00:16:54.557 --> 00:16:55.576
‫[صحبت با کلیف]

00:16:55.600 --> 00:16:57.227
‫بیاین ادامه بدیم

00:16:57.227 --> 00:16:59.354
‫قبول دارم از دست بن عصبانی بودم

00:16:59.354 --> 00:17:01.106
‫کدوم آدمی برای افتتاحیه دیر می‌کنه؟

00:17:01.106 --> 00:17:04.109
‫همیشه یه مشکلی داشت،
‫برای همین...

00:17:05.402 --> 00:17:09.281
‫لورتا داشت تشویقم می‌کرد که ولش کنم

00:17:11.116 --> 00:17:13.118
‫من فقط...

00:17:13.118 --> 00:17:17.289
‫من فقط فکر می‌کنم که
‫لیاقتت خیلی بیشتره، می‌فهمی؟

00:17:17.289 --> 00:17:19.874
‫دستش رو ببین، آخی...

00:17:20.417 --> 00:17:22.502
‫از استرس کهیر زدی

00:17:22.502 --> 00:17:24.337
‫بهشون میگم «جای گاز بنی»

00:17:25.797 --> 00:17:28.633
‫اون کرم کورتیزونی که بهت دادم چی؟

00:17:28.633 --> 00:17:30.594
‫- از اون استفاده کردی؟
‫- آره کردم

00:17:30.594 --> 00:17:34.389
‫چطوری متوجه نشدیم که مادرشـه؟

00:17:34.389 --> 00:17:36.224
‫حس می‌کنم الانِ که بهش شیر بده

00:17:37.017 --> 00:17:39.185
‫لورتا زیبا نیست؟

00:17:40.020 --> 00:17:42.272
‫لیست چیزای مهمی که می‌خوای

00:17:42.272 --> 00:17:43.982
‫قبل از استعفا بگی رو نوشتی؟

00:17:43.982 --> 00:17:46.860
‫این کار همیشه به من که کمک می‌کنه

00:17:46.860 --> 00:17:48.153
‫البته. آره

00:17:48.153 --> 00:17:49.821
‫اوه، داره میاد

00:17:51.156 --> 00:17:53.199
‫- هی!
‫- شما بدبختـا دارید نامه می‌دید به هم؟

00:17:53.742 --> 00:17:56.244
‫خیلی خب، من برم گرم کنم

00:17:57.454 --> 00:17:59.080
‫توی صحنه تمرین درگیری می‌بینمت

00:18:01.041 --> 00:18:03.043
‫بدش!

00:18:06.379 --> 00:18:07.631
‫وایسا، این چیـه؟

00:18:09.758 --> 00:18:10.800
‫داری استعفا میدی؟

00:18:11.384 --> 00:18:13.845
‫می‌خواستم تا بعد از نمایش صبر کنم

00:18:19.643 --> 00:18:21.228
‫اون پُرت کرده

00:18:21.228 --> 00:18:23.313
‫چون لورتا رو که می‌شناسی،
‫اون...

00:18:23.313 --> 00:18:25.440
‫از همون روز اول داشت بین‌مون رو بهم می‌زد

00:18:25.440 --> 00:18:27.400
‫قضیه لورتا نیست!
‫تویی!

00:18:27.776 --> 00:18:31.404
‫من کل زندگیم رو درحال
‫خدمت به بن گلنروی بزرگ بودم!

00:18:31.404 --> 00:18:34.199
‫کسی که همه می‌دونن حضورش
‫آنچنان شادکام کننده نیست!

00:18:34.199 --> 00:18:36.159
‫گزینه چهار رو ببین

00:18:36.159 --> 00:18:37.160
‫خـ...

00:18:37.619 --> 00:18:39.663
‫می‌دونی چیـه؟ باشه
‫خیلی خب، باشه. برو

00:18:39.663 --> 00:18:41.081
‫به تخمـم نیست!

00:18:43.375 --> 00:18:45.335
‫بهرحال یه منیجر تخمی هستی

00:18:45.335 --> 00:18:47.254
‫و می‌دونی چیـه؟
‫تازه از نظر برادری، تخمی‌تر هم هستی

00:18:47.254 --> 00:18:48.672
‫می‌دونی که فکر می‌کنی
‫تو بودی که اینا رو بوجود آوردی

00:18:48.672 --> 00:18:50.590
‫اما من کوبرو هستم

00:18:52.926 --> 00:18:54.636
‫درواقع نه!
‫می‌دونی چیـه؟

00:18:54.636 --> 00:18:56.471
‫می‌دونی با این خیانت چیکار کردی؟

00:18:56.471 --> 00:18:58.390
‫من دیگه شدم نوبرو

00:18:58.390 --> 00:19:00.183
‫چون دیگه برادری ندارم

00:19:07.232 --> 00:19:10.110
‫لورتا داشت دیکی رو ترغیب
‫به رها کردن بن می‌کرد؟

00:19:10.110 --> 00:19:12.237
‫وای ویلا.
‫بعدی کیـه؟

00:19:12.237 --> 00:19:15.532
‫وقتی که بن رسید، من رفتم به دفتر
‫کی‌تی که جارو رو بیارم

00:19:16.366 --> 00:19:17.576
‫در قفل بود

00:19:17.576 --> 00:19:19.411
‫که به نظر عجیب بود

00:19:20.912 --> 00:19:22.706
‫عجیبـه.

00:19:28.545 --> 00:19:31.089
‫بزار ببینم با ریزه‌ها چیکار کرده.

00:19:32.966 --> 00:19:36.887
‫و این هوارد فرنسیس موریس
‫محشر بود

00:19:36.887 --> 00:19:38.430
‫که پرونده رو حل کرد

00:19:38.430 --> 00:19:39.973
‫ای فاک!

00:19:42.100 --> 00:19:43.935
‫هوارد میگه زمان بیشتری می‌خواد

00:19:43.935 --> 00:19:45.312
‫اگه اشتباه نکنم

00:19:45.312 --> 00:19:47.856
‫بعدش می‌رسیم به تمرین
‫صحنه درگیری بن و لورتا

00:19:47.856 --> 00:19:50.775
‫توی قرارمون درمورد این بهم گفت

00:19:50.775 --> 00:19:54.571
‫خب، بن من رو متهم کرد که
‫دارم تلاش می‌کنم برادرش رو ازش بدزدم

00:19:54.571 --> 00:19:56.239
‫و این اتفاق دقیقاً

00:19:56.239 --> 00:19:59.200
‫بعد از اینکه فهمید برادرش داره میره، رخ داد

00:20:03.788 --> 00:20:06.791
‫- دیر کردی.
‫- برو بابا. بیا انجامش بدیم

00:20:07.876 --> 00:20:10.086
‫کافیه، کاراگاه

00:20:10.086 --> 00:20:11.922
‫من اجازه نمیدم اون بچه رو ببرید

00:20:11.922 --> 00:20:14.049
‫تو فقط یک دایه هستی

00:20:14.049 --> 00:20:16.426
‫نمی‌تونی نگهش داری.
‫تو مادرش نیستی

00:20:16.426 --> 00:20:19.262
‫اون الان نیاز داره من مادرش باشم

00:20:19.262 --> 00:20:22.807
‫کار من همینـه که طوری ازش مراقبت کنم
‫انگار که از خون خودمـه!

00:20:22.807 --> 00:20:24.893
‫چقد این دیالوگ به صحنه میاد

00:20:24.893 --> 00:20:27.562
‫داری چیکار...

00:20:27.562 --> 00:20:29.648
‫از زندگی ما رو بیرون!

00:20:29.648 --> 00:20:30.899
‫- چی؟
‫- دارم جدی میگم!

00:20:30.899 --> 00:20:33.068
‫از برادرم دور بمون

00:20:34.110 --> 00:20:36.071
‫اون همیشه بهت وفادار بوده!

00:20:36.071 --> 00:20:37.280
‫اما تو مثل سگ باهاش رفتار می‌کنی!

00:20:37.280 --> 00:20:39.199
‫تو با دغل بازی وارد این نمایش شدی

00:20:39.199 --> 00:20:42.410
‫- نه! ولـم کم مرتیکه خوک
‫- هی، ببین

00:20:42.410 --> 00:20:43.578
‫من اینجام

00:20:43.578 --> 00:20:44.913
‫خدا، رنگ پریده‌ام

00:20:44.913 --> 00:20:46.081
‫چه خبره اینجا؟

00:20:46.081 --> 00:20:47.791
‫من این شکلی هستم؟

00:20:47.791 --> 00:20:49.501
‫اون بهم حمله کرد!

00:20:49.501 --> 00:20:51.878
‫چی؟ نه، نکردم.
‫داشتیم تمرین می‌کردیم

00:20:51.878 --> 00:20:54.798
‫- تو دخالت نکن اوزگل
‫- هی!

00:20:58.009 --> 00:20:59.386
‫این...

00:21:00.595 --> 00:21:02.097
‫صورتـم!

00:21:07.435 --> 00:21:08.979
‫هنوز هم باورم نمیشه که زدیش

00:21:08.979 --> 00:21:11.231
‫چرا روی تخته نمی‌نویسی دلیل خوبی داشته؟

00:21:11.231 --> 00:21:13.858
‫یا مثلا بنویسی "چالز به بن مشت زد
‫چون خودش باعثـش شد"؟

00:21:13.858 --> 00:21:16.611
‫بهرحال، اینجا جایی هست که جوی وارد میشه
‫تا کبودی رو کاور کنـه

00:21:16.611 --> 00:21:19.698
‫- کبودی‌ای که اونقدا هم بد نبود
‫- آره حالا آروم باش

00:21:19.698 --> 00:21:23.660
‫جوی رژلبـش رو توی رختکن بن جا می‌زاره، و...

00:21:24.619 --> 00:21:26.955
‫نفر بعدی که می‌بینتـش کیـه؟

00:21:29.082 --> 00:21:31.626
‫من بن رو دیدم، بله

00:21:31.626 --> 00:21:35.338
‫درست بعد از این که به کلیف
‫قوت قلب دادم

00:21:38.133 --> 00:21:40.218
‫انگار تو دلـم رخت می‌شورن.

00:21:40.218 --> 00:21:42.012
‫الانا دیگه نمایش شروع میشه

00:21:42.012 --> 00:21:44.556
‫هرچی داشتم رو گذاشتم روی این نمایش.
‫نیاز دارم که بترکونـه

00:21:44.556 --> 00:21:47.642
‫می‌ترکونـه.
‫من نمی‌زارم سقوط کنی عزیزکم

00:21:47.642 --> 00:21:49.811
‫یه بوس به مامانی

00:21:49.811 --> 00:21:51.187
‫هی!

00:21:51.187 --> 00:21:53.857
‫مهمون‌های من کجان؟
‫روی صندلی‌هاشون نیستن

00:21:53.857 --> 00:21:55.775
‫آره، فکر می‌کنم خیلی ترافیکـه

00:21:55.775 --> 00:21:57.944
‫توی سازمان ملل متحد یه خبرایی هست.
‫نمی‌دونم دقیق چی

00:21:57.944 --> 00:22:01.656
‫می‌دونی، من تا وقتی که همه با هم
‫خوب رفتار کنن، سیاست جهانی رو تحریم می‌کنم

00:22:02.866 --> 00:22:03.867
‫لعنت

00:22:03.867 --> 00:22:05.368
‫می‌خوام باهات روراست باشم، بن

00:22:05.368 --> 00:22:08.413
‫شب افتتاحیـه‌ست،
‫و تو شبیه کثافتی

00:22:08.413 --> 00:22:10.040
‫جاش معلومـه؟

00:22:10.040 --> 00:22:13.168
‫- چی؟
‫- قضیه چارلز و لورتاست

00:22:13.168 --> 00:22:14.794
‫دیگه کاری باهاشون ندارم!

00:22:14.794 --> 00:22:17.380
‫من که نمی‌دونم توی دل تو
‫چی می‌گذره عزیزم

00:22:17.380 --> 00:22:19.591
‫اما داری به خودت انرژی خوب نمیدی

00:22:19.591 --> 00:22:21.051
‫برو به رختکن خودت

00:22:21.051 --> 00:22:22.719
‫با خودت هم خوب باش

00:22:22.719 --> 00:22:26.223
‫هرکار که برای آماده شدنـت برای رفتن
‫روی صحنه لازم هست رو انجام بده

00:22:26.223 --> 00:22:28.141
‫خیلی خب

00:22:29.726 --> 00:22:31.770
‫اوه هی، تو اینجایی!

00:22:31.770 --> 00:22:33.605
‫آره، دیگه کدوم گوری می‌تونم باشم؟

00:22:33.605 --> 00:22:36.441
‫صحیح. خب، چطوره یکم صحنه‌های
‫پشت صحنه و اینا ریکورد کنیم؟

00:22:37.025 --> 00:22:39.653
‫ببین رفیق...
‫من که حیوون توی باغ وحشـت نیستم

00:22:39.653 --> 00:22:41.112
‫چی؟

00:22:41.112 --> 00:22:42.822
‫من دارم کارایی که بخاطرش
‫بهم پول میدی رو انجام میدم

00:22:42.822 --> 00:22:45.575
‫- می‌دونی چیـه؟ دیگه نه
‫- وایسا!

00:22:45.575 --> 00:22:48.161
‫بدش به من!
‫چرا گورتو گم نمی‌کنی؟

00:22:48.161 --> 00:22:50.956
‫می‌دونی چیـه؟
‫خوشحال میشم که این کار رو بکنم

00:23:00.590 --> 00:23:03.635
‫خب، بن دوربین تابرت رو می‌گیره

00:23:03.635 --> 00:23:07.055
‫و میبره به رختکنـش، جایی که در اون
‫با شخصی صحبت می‌کنـه

00:23:07.055 --> 00:23:08.473
‫نگاه کنید

00:23:10.100 --> 00:23:12.477
‫خیلی بدجور می‌خوامت

00:23:14.563 --> 00:23:16.856
‫اما تو حرفۀ من رو از بین می‌بری

00:23:17.899 --> 00:23:19.401
‫و منم بدم نمیاد

00:23:19.401 --> 00:23:21.236
‫داره با کدوم خری صحبت می‌کنـه؟

00:23:21.236 --> 00:23:23.613
‫همه رو بررسی کردیم

00:23:23.613 --> 00:23:26.908
‫دوستان من، این چیزیـه که بهش می‌گن
‫بن‌بست

00:23:30.912 --> 00:23:33.915
‫من به بن گفتم "می‌دونم چیکار کردی"

00:23:35.458 --> 00:23:37.460
‫اما چیز زیادی نمی‌دونستم

00:23:38.461 --> 00:23:41.464
‫برادرش داشت ترکـش می‌کرد

00:23:41.464 --> 00:23:42.966
‫من بهش مشت زدم

00:23:43.717 --> 00:23:46.344
‫چیزی نخورده بود

00:23:46.344 --> 00:23:49.723
‫خیاط های مسنـش هم توی
‫ترافیک سازمان ملل مونده بودن

00:23:49.723 --> 00:23:51.349
‫و حتی نمایش رو ندیدن

00:23:51.892 --> 00:23:53.393
‫و تمام این ها

00:23:53.393 --> 00:23:56.313
‫سی دقیقه قبل از اولین نمایش
‫برادویـش اتفاق افتادن

00:23:56.313 --> 00:24:00.108
‫اونـم درحالی که تمام شب رو بیدار مونده بود
‫و داشت برای همه دستمال جیبی درست می‌کرد؟

00:24:01.359 --> 00:24:02.861
‫وای خدای من

00:24:04.446 --> 00:24:08.366
‫این خود بن بود که برای اشک‌هاش
‫به یک دستمال نیاز داشت

00:24:09.159 --> 00:24:10.952
‫اوه خدا!

00:24:10.952 --> 00:24:12.120
‫اوه!

00:24:12.120 --> 00:24:15.373
‫وا مسیبتا!

00:24:20.837 --> 00:24:22.088
‫یکمی اومده

00:24:22.088 --> 00:24:24.216
‫- یخورده اومدا
‫- نه زیاد

00:24:24.216 --> 00:24:25.717
‫خداروشکر که تموم شد

00:24:28.470 --> 00:24:31.765
‫بن حتماً همون قبل از نمایش
‫توسط هرکی که داشته باهاش صحبت می‌کرده

00:24:31.765 --> 00:24:33.642
‫مسموم شده

00:24:33.642 --> 00:24:36.061
‫- اگه بتونیم بفهمیم...
‫- بیخیال

00:24:36.061 --> 00:24:38.063
‫وقتی نمی‌دونیم، نمی‌دونیم دیگه

00:24:38.063 --> 00:24:40.732
‫ببخشید الیور.
‫فکر نمی‌کنم بتونیم اینو رو به موقع

00:24:40.732 --> 00:24:43.109
‫برای آزادی لورتا حلـش کنیم

00:24:44.444 --> 00:24:45.946
‫چیزی نیست

00:24:47.072 --> 00:24:50.116
‫فکر می‌کنم قرار تنها و غمگین بمیرم

00:24:50.659 --> 00:24:53.662
‫می‌خوای بدون الان چطوری تونستم
‫اشک خودم رو در بیارم؟

00:24:54.537 --> 00:24:56.289
‫درمورد جوی فکر کردم

00:24:56.289 --> 00:24:58.833
‫لباس عروسیـش رو دیدم
‫که عین آینه دق اونجا افتاده

00:24:59.209 --> 00:25:01.336
‫شنیدم الان با بکیولا هست

00:25:01.336 --> 00:25:03.046
‫اسکات یا جف؟

00:25:03.046 --> 00:25:05.757
‫اسکات.
‫جف بکیولا کیـه؟

00:25:05.757 --> 00:25:07.884
‫اگه بحث بدبخت بودنـه

00:25:07.884 --> 00:25:10.554
‫از همه‌تون یک هیچ جلوئـم

00:25:10.554 --> 00:25:13.598
‫هنوز تکلیف زندگیم مشخص نیست

00:25:13.598 --> 00:25:17.310
‫این پرونده رو هم حل نکردم،
‫جایی هم برای زندگی ندارم

00:25:17.310 --> 00:25:18.687
‫هنوز سردرگمم

00:25:18.687 --> 00:25:21.106
‫قرار نیست که همه‌چی یهو بشه.
‫وقت داری هنوز

00:25:21.106 --> 00:25:23.608
این رو به میبل ده ساله بگو

00:25:25.151 --> 00:25:27.696
‫این "مَش" مال دوران بچگیمـه

00:25:29.072 --> 00:25:31.575
‫یه بازیـه که میگه در آینده چی میشید

00:25:32.534 --> 00:25:34.035
‫بهرحال، پیش بینی من این بود که

00:25:34.035 --> 00:25:36.746
‫که با "جاش هارتنت" ازدواج می‌کنـم

00:25:36.746 --> 00:25:38.832
‫دوتا بچه به دنیا میارم

00:25:38.832 --> 00:25:41.167
‫ماشینم هم یه هوندا اودیسه هست

00:25:41.585 --> 00:25:44.504
‫خیلی مطمئن بودم که این مش درسته

00:25:46.131 --> 00:25:50.051
‫از مامانـم قول گرفتم که وقتی
‫سی سالـم شد این رو برام بفرسته

00:25:50.051 --> 00:25:53.430
‫با یه زمان بندی دقیق، امروز به دستـم رسید

00:25:53.430 --> 00:25:54.890
‫وایسا

00:25:54.890 --> 00:25:57.017
‫یعنی داری میگی امروز تولد سی سالگیتـه؟

00:25:58.852 --> 00:26:01.688
‫و با درکنار ما بودن و دنبال سرنخ گشتن گدروندیش؟

00:26:01.688 --> 00:26:04.733
‫ راستـش چیز دیگه‌ای نبود که ترجیحـش بدم

00:26:07.444 --> 00:26:08.987
‫فکر می‌کنی اگه میبل ده ساله می‌تونست ببینه

00:26:08.987 --> 00:26:10.989
‫که زندگـیت چطوری شده
‫چی می‌گفت؟

00:26:10.989 --> 00:26:12.824
‫می‌رید به خودش

00:26:12.824 --> 00:26:15.493
‫اما از چی سر در میاورد آخه؟
‫از برند "وت سیل" خرید می‌کرد

00:26:15.493 --> 00:26:17.495
‫انجامـش دادم!

00:26:17.495 --> 00:26:19.915
‫ تیکه‌ها رو چیدم!

00:26:19.915 --> 00:26:21.541
‫اما چسب زدنـش کلی طول کشید

00:26:21.541 --> 00:26:24.169
‫کور شدم اصلاً!
‫نمی‌تونم بخونمـش

00:26:24.169 --> 00:26:26.254
‫- نه، نه، اینجا. آره، اوکی
‫- اوه، اینجایی

00:26:29.925 --> 00:26:32.844
‫اوه خدا!
‫می‌دونم این چیـه

00:26:32.844 --> 00:26:34.971
‫- به همین سرعت؟
‫- نه، همین کلمه کافیـه

00:26:34.971 --> 00:26:36.139
‫کلمه‌ای که هیچ وقت یادم نمیره

00:26:36.139 --> 00:26:37.974
‫"نخوند"

00:26:37.974 --> 00:26:41.478
‫این نقد "مکسین" از نمایش منـه

00:26:41.478 --> 00:26:42.729
‫اما هیچ وقت منتشر نشد

00:26:42.729 --> 00:26:44.814
‫- چطوری یکی دستـش به اینا رسیده؟
‫- کلمه

00:26:44.814 --> 00:26:47.317
‫چشای خودم رو به چوخ دادم
‫و اون فقط یه کلمه لازم داشت

00:26:48.276 --> 00:26:50.487
‫- اون چیـه؟
‫- کاغذ پاره؟

00:26:50.487 --> 00:26:52.864
‫باید به هم وصل‌شون کنم

00:26:52.864 --> 00:26:54.950
‫ببینید چیکار کردید با من!

00:26:54.950 --> 00:26:56.576
‫آخ

00:26:56.576 --> 00:26:59.371
‫این نقد میگه که بن نقطه ضعف نمایش بوده

00:26:59.371 --> 00:27:03.041
‫اون گفته که بازیش به بی‌روحی
‫فانوسی بوده که روش وایساده بوده

00:27:03.583 --> 00:27:05.585
‫اگه یکی این رو اون شب خونده باشه چی؟

00:27:05.585 --> 00:27:08.380
‫شاید تصمیم گرفتن از شر بن خلاص بشن
‫تا نمایش رو نجات بدن

00:27:08.380 --> 00:27:10.590
‫کلی از حرفه‌ها وابسته به
‫موفقیت این نمایش بودن

00:27:10.590 --> 00:27:14.094
‫البته حرفه من نه. من به عنوان
یک کارکشته تلویزیون وارد این نمایش شدم

00:27:14.094 --> 00:27:16.596
‫- آره، و ممنون بابت خدمتت
‫- بچه‌ها؟

00:27:17.514 --> 00:27:19.057
‫انگیزه می‌تونه همین باشه

00:27:19.057 --> 00:27:21.017
‫حالا داریم به یه جایی می‌رسیم!

00:27:21.017 --> 00:27:22.435
‫باید یچیزی بخورم

00:27:22.435 --> 00:27:25.021
‫چارلز، خواهش می‌کنم که بگو
‫سس داری...

00:27:25.021 --> 00:27:27.107
‫فکر می‌کنم یخورده ماهی قرمز نروژی
‫توی یخچال باشه

00:27:28.984 --> 00:27:31.653
‫هی، اون نقد به بازی من اشاره‌ای کرده؟

00:27:31.653 --> 00:27:35.198
‫هان؟ اوه، نه.
‫هیچی

00:27:35.198 --> 00:27:37.117
‫جدی؟ درواقع من نقش مهمی داشـ...

00:27:37.117 --> 00:27:39.160
‫چارلز، نکن

00:27:41.746 --> 00:27:44.708
‫تولدت مبارک!

00:27:50.422 --> 00:27:52.007
‫- خیلی بد می‌خونی
‫- می‌دونی

00:27:52.007 --> 00:27:54.217
‫ممنون بچه‌ها

00:27:54.217 --> 00:27:55.468
‫بیا.
‫یه آرزو بکن

00:27:56.469 --> 00:27:59.222
‫هی، بیایید.
‫بشینید

00:27:59.639 --> 00:28:01.725
‫اینـم از این

00:28:01.725 --> 00:28:03.977
‫- تولدت مبارک
‫- ممنون

00:28:03.977 --> 00:28:06.479
‫سعی کردن ما رو از هم جدا کنن

00:28:06.479 --> 00:28:10.191
‫مجبورم کردن بچسبم به رژیمی که برای قلب مفیده

00:28:10.191 --> 00:28:11.985
‫اما تو راه برگشتـت به من رو پیدا کردی

00:28:11.985 --> 00:28:14.738
‫الیور، ادامه بده

00:28:14.738 --> 00:28:16.489
‫آره، چرا؟

00:28:16.489 --> 00:28:18.325
‫می‌دونم که توام حسـش می‌کنی

00:28:18.325 --> 00:28:21.369
‫تو من رو می‌خوای...
‫نه، تو نیاز داری که جرت بدم

00:28:21.369 --> 00:28:24.497
‫دلربای شیطون

00:28:24.497 --> 00:28:27.000
‫می‌دونم بن داشته با کی حرف می‌زده

00:28:28.084 --> 00:28:29.127
‫- وایسا
‫- اون رو بده به من!

00:28:29.127 --> 00:28:30.420
‫چرا گورتو گم نمی‌کنی؟

00:28:31.129 --> 00:28:34.132
‫می‌دونی چیـه؟
‫خوشحال میشم که این کار رو بکنم

00:28:53.568 --> 00:28:55.070
‫تو قرار نبود اینجا باشی

00:28:55.904 --> 00:28:57.906
‫جفت‌مون می‌دونیم که تو بدی

00:29:06.581 --> 00:29:08.583
‫خدا، من می‌خوامت

00:29:10.126 --> 00:29:12.128
‫خیلی بدجور می‌خوامت

00:29:14.089 --> 00:29:16.091
‫اما جفت‌مون می‌دونیم که تو حرفۀ من رو از بین می‌بری

00:29:18.885 --> 00:29:20.178
‫و منم بدم نمیاد

00:29:37.779 --> 00:29:38.613
‫اهـم!

00:29:39.239 --> 00:29:40.740
‫وای خدای من!

00:29:40.740 --> 00:29:42.659
‫اوه!

00:29:54.087 --> 00:29:55.839
‫الان چه غلطی کردی؟

00:29:58.633 --> 00:30:00.135
‫همه‌چی رو خوردی
‫(خراب کردی)

00:30:02.470 --> 00:30:04.180
‫تو حال بهم زنی

00:30:07.142 --> 00:30:08.643
‫حق با لورتا بود

00:30:08.643 --> 00:30:10.270
‫تو یه خوکـی

00:30:11.855 --> 00:30:13.899
‫یه خوک کوفتی!

00:30:15.525 --> 00:30:19.362
‫یه خوک کوفتی هستی.
‫تو...

00:30:19.362 --> 00:30:22.365
‫یه...
‫خوکی

00:30:23.700 --> 00:30:26.286
‫خوک!

00:30:26.286 --> 00:30:29.122
‫خوک!
‫یه خوک لعنتـی

00:30:34.002 --> 00:30:36.504
‫خوک تخمی!

00:30:54.689 --> 00:30:58.443
‫من ترکسی هستم.
‫لطفاً یه پیام بگذارید

00:30:58.443 --> 00:31:00.528
‫سلام!

00:31:00.528 --> 00:31:02.906
‫منم.
‫بنی

00:31:02.906 --> 00:31:04.407
‫آم...

00:31:04.407 --> 00:31:06.660
‫دارید می‌آید به نمایش؟

00:31:06.660 --> 00:31:09.371
‫واقعاً لازم دارم که اینجا باشید

00:31:09.371 --> 00:31:10.664
‫آه...

00:31:10.664 --> 00:31:13.583
‫هیچ وقت تاحالا انقد احساس تنهایی نداشتم

00:31:13.583 --> 00:31:16.002
‫بن!

00:31:16.002 --> 00:31:18.964
‫همه شب افتتاحیه استرس می‌گیرن!
‫می‌تونیم درموردش صحبت کنیم

00:31:18.964 --> 00:31:21.550
‫من باید برم.
‫لطفاً سریع خودت رو برسون

00:31:21.550 --> 00:31:24.511
‫دورم پر از آدمایی هست که نمی‌تونم
‫بهشون اعتماد کنم. همه‌شون می‌خوان بهم صدمه بزنن

00:31:38.316 --> 00:31:40.318
‫آه...

00:31:42.904 --> 00:31:43.905
‫من خوبم

00:31:44.781 --> 00:31:45.782
‫من خوبم

00:31:47.325 --> 00:31:50.328
‫تمام این مدت کسی که بن داشت باهاش
‫حرف میزد یه شخص نبود

00:31:50.328 --> 00:31:52.205
‫یه چیز بود

00:31:52.205 --> 00:31:55.166
‫اگه اون 30 دقیقه قبلـش
‫انقدر وحشیانه نبود

00:31:55.166 --> 00:31:57.085
‫شاید بن نیاز نداشت اون کوکی رو بخوره

00:31:57.085 --> 00:31:58.545
‫شاید هنوز هم زنده بود

00:31:59.337 --> 00:32:00.589
‫اون کوکی!

00:32:02.591 --> 00:32:03.884
‫از طرف دونا بود

00:32:04.509 --> 00:32:07.137
‫میبل، اون نقد درمورد بازی بن چی می‌گفت؟

00:32:07.137 --> 00:32:10.390
‫می‌گفت که به بی‌روحی فانوس بوده.

00:32:10.390 --> 00:32:13.184
‫دونا توی تمرین موسیقی دقیقاً همین رو گفت

00:32:13.184 --> 00:32:15.186
‫اون نقد رو خونده بوده

00:32:15.186 --> 00:32:18.231
‫و می‌دونی، همیشه داشت درمورد ارتباطـش
‫با مطبوعات ور میزد

00:32:18.231 --> 00:32:21.484
‫شرط می‌بندم مخ یکی رو زده
‫تا براش یه نسخه جور کنـه

00:32:21.484 --> 00:32:23.612
‫یعنی چوب لا چرخ نمایش خودش گذاشته؟

00:32:23.612 --> 00:32:25.614
‫نمایش اون نبوده

00:32:27.115 --> 00:32:28.533
‫نمایش پسرش بوده

00:32:28.533 --> 00:32:30.785
‫اولین تولیدش

00:32:30.785 --> 00:32:32.662
‫و اگه مورد انتقاد قرار می‌گرفته

00:32:32.662 --> 00:32:35.165
‫ممکن بوده کار آخر پسره بشه

00:32:40.879 --> 00:32:44.174
‫پس بیایید بگیم دست دونا
‫به نقدی رسیده

00:32:45.175 --> 00:32:48.803
‫که داخلـش نوشته بوده که بن
‫نقطه ضعف نمایش هست

00:32:55.560 --> 00:32:56.811
‫عجیبـه

00:33:07.280 --> 00:33:09.532
نگاهـش افتاده به مرگ موش

00:33:12.410 --> 00:33:14.120
‫و بعدش کوکی

00:33:15.080 --> 00:33:17.666
‫و این ایده به ذهنـش رسیده
‫که بن رو مسموم کنـه

00:33:42.357 --> 00:33:45.026
‫کوکی رو واسـش گذاشته اونجا،
‫چون می‌دونسته که نقطه ضعفـش هست

00:33:45.026 --> 00:33:47.112
‫و می‌دونسته که از نظر روحی توی موقعیت بدی هست

00:33:47.112 --> 00:33:49.573
‫وسوسه معرکه

00:33:49.573 --> 00:33:52.742
‫حالا تنها کاری که باید می‌کرده
‫این بوده که مطمئن بشه اون کوکی رو می‌خوره

00:33:52.742 --> 00:33:56.413
‫برو به رتخکنـت.
‫با خودت هم خوب باش

00:33:56.413 --> 00:34:00.250
‫هرکار که برای آماده شدنـت برای رفتن
‫روی صحنه لازم هست رو انجام بده

00:34:00.250 --> 00:34:02.252
‫آره

00:34:04.379 --> 00:34:06.548
‫اوه هی، تو اینجایی!

00:34:06.548 --> 00:34:08.466
‫آره، دیگه کدوم گوری می‌تونم باشم؟

00:34:08.466 --> 00:34:10.051
‫صحیح. خب، چطوره یکم صحنه‌های

00:34:10.051 --> 00:34:11.344
‫پشت صحنه و اینا ریکورد کنیم؟

00:34:11.344 --> 00:34:14.556
‫ببین رفیق...
‫من که حیوون توی باغ وحشـت نیستم

00:34:14.556 --> 00:34:17.350
‫خب پس انگیزه که این نقد باشه رو داریم

00:34:17.350 --> 00:34:19.561
‫سلاح قاتل رو هم که داریم، یه کوکی

00:34:19.561 --> 00:34:22.022
‫و وقتی که کوکی جواب نمیده

00:34:22.022 --> 00:34:24.900
‫از چاله آسانسور هلش میده پایین

00:34:24.900 --> 00:34:27.027
‫شب مهمونی خیلی رفت و آمد داشت

00:34:27.027 --> 00:34:29.404
‫به راحتی می‌تونست جلوی قتل رو بگیره

00:34:29.404 --> 00:34:30.655
‫پس...

00:34:31.364 --> 00:34:33.783
‫ما قاتل رو پیدا کردیم، دونا

00:34:33.783 --> 00:34:35.493
‫که این یعنی می‌تونیم لورتا رو بیاریم بیرون!

00:34:35.493 --> 00:34:37.203
‫نمی‌دونم

00:34:37.203 --> 00:34:39.164
‫بیست دقیقه دیگه دادگاه داره

00:34:39.164 --> 00:34:40.874
‫و تا دادگستری کلی راهـه

00:34:40.874 --> 00:34:42.584
‫من که دیگه جونی برام نمونده

00:34:42.584 --> 00:34:44.920
‫و منم نمی‌تونم دوبار توی یک روز گریه کنم

00:34:44.920 --> 00:34:47.631
‫مگر این که به پدرم فکر کنم.
‫یا مادرم

00:34:47.631 --> 00:34:49.633
‫یا به هر لحظه دوران کودکیـم

00:34:50.759 --> 00:34:52.302
‫میبل، چی شده

00:34:52.302 --> 00:34:54.429
‫کسی جلوی یه عروس رو نمی‌گیره

00:34:59.601 --> 00:35:02.103
‫هنوزم نمی‌دونم چرا شماها لباس رسمی پوشیدید

00:35:02.103 --> 00:35:04.105
‫هیچ وقت یه شانس برای پوشیدن
‫لباس رسمیـم رو از دست نمیدم

00:35:04.105 --> 00:35:06.608
‫آخرین باری که من لباس رسمی پوشیدم
‫توی مراسم اسمی سال 1987 بود

00:35:06.608 --> 00:35:08.276
‫وایسا، وایسا!
‫این یعنی...هی!

00:35:08.276 --> 00:35:10.070
‫شماره تلفن بی‌بی نیوورتس!

00:35:10.070 --> 00:35:11.696
‫- اوه، اوه!
‫- وای، نه!

00:35:11.696 --> 00:35:13.406
‫یه عروس نیاز به تاکسی داره، لطفا

00:35:13.406 --> 00:35:16.451
‫- عروس نیاز به تاکسی داره
‫- وای ممنون

00:35:16.451 --> 00:35:19.120
‫- شما بیرون. شما داخل
‫- ممنون خانم

00:35:19.120 --> 00:35:20.330
‫این خیلی خوبـه

00:35:20.330 --> 00:35:22.040
‫می‌دونی وقتی داشتم شمع تولدم

00:35:22.040 --> 00:35:25.335
‫که داخل یه ظرف سس بود رو فوت می‌کردم
‫آرزوم چی بود؟

00:35:26.086 --> 00:35:27.087
‫دارید نگاهش می‌کنید

00:35:27.087 --> 00:35:28.129
‫ممنون...

00:35:28.964 --> 00:35:32.092
‫من و دوتا از بستی‌هام از این کارای قتلی بکنیم

00:35:32.092 --> 00:35:33.093
‫بریم، بریم، بریم!

00:35:33.093 --> 00:35:35.011
‫زندگی بدی نیست

00:35:35.011 --> 00:35:37.430
‫وایسید، آروم.
‫وقت قبلی دارید؟

00:35:37.430 --> 00:35:39.432
‫من عروسیمـه، خانم

00:35:39.432 --> 00:35:41.434
‫و شما دوتا چی؟
‫دوتا پدر هاشید؟

00:35:41.434 --> 00:35:43.436
‫درسته.
‫ما پدرهای عروس هستیم

00:35:43.436 --> 00:35:45.397
‫- باحاله‌ها
‫- پس داماد اون داخله؟

00:35:45.897 --> 00:35:48.775
‫آخه چرا همیشه باید دامادی باشه اصلاً؟

00:35:49.901 --> 00:35:51.903
‫- کلی مبارک باشه
‫- ممنون

00:35:55.407 --> 00:35:57.033
‫ایناهاش

00:35:57.033 --> 00:35:58.410
‫لورتا، وایسا!

00:36:00.662 --> 00:36:03.081
‫الیور، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:36:03.081 --> 00:36:05.417
‫اومدم که جلوت رو بگیرم.
‫به جرم اعتراف نکن

00:36:05.417 --> 00:36:08.670
‫وای ببین...
‫چقد نارنجی بهت میاد

00:36:08.670 --> 00:36:10.505
‫اوه!
‫جدی میگی؟

00:36:10.505 --> 00:36:12.799
‫ممنون

00:36:13.717 --> 00:36:15.969
‫توام خیلی خوب شدی‌ها

00:36:15.969 --> 00:36:17.596
‫واقعاً؟

00:36:17.596 --> 00:36:19.848
‫از این فاز قدیمی‌هاست.
‫من...

00:36:19.848 --> 00:36:21.141
‫ما می‌دونیم کی بن رو کشته

00:36:21.850 --> 00:36:23.268
‫تو فقط برای نجات دیکی اعتراف کردی

00:36:23.268 --> 00:36:24.936
‫اما کار اون نبوده.
‫ما می‌تونیم ثابت کنیم

00:36:24.936 --> 00:36:28.148
‫- باید بهم اعتماد کنی.
‫- می‌کنم

00:36:28.148 --> 00:36:31.526
‫ بهت اعتماد دارم.
‫من فقط...

00:36:31.526 --> 00:36:34.529
‫تا حالا دیگه زیادی جلو اومدم

00:36:37.991 --> 00:36:39.492
‫فکر می‌کنید کار کی بوده؟

00:36:39.492 --> 00:36:41.703
‫الیور؟

00:36:46.625 --> 00:36:49.085
‫ای داد بیداد

00:36:49.085 --> 00:36:56.085
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:36:56.109 --> 00:37:18.109
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.