﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.640
‫[آنچه گذشت]

00:00:01.640 --> 00:00:02.890
‫ما می‌دونیم کی بن رو کشتـه.

00:00:02.890 --> 00:00:03.980
‫فکر می‌کنید کار کی بوده؟

00:00:03.980 --> 00:00:05.730
‫دونا!
‫تهیه کننده محبوب من!

00:00:05.730 --> 00:00:07.730
‫اون صدای عجیب شب افتتاحیـه.

00:00:07.730 --> 00:00:09.650
‫یکی داشته اونجا کاغذی چیزی رو تیکه تیکه می‌کرده.

00:00:09.650 --> 00:00:11.990
‫وای خدا!
‫من می‌دونم این چیـه.

00:00:11.990 --> 00:00:14.950
‫این نقد مکسین از نمایش منـه.

00:00:14.950 --> 00:00:18.330
‫بیا اینطوری بگیم که دست دونا به نقد رسیده

00:00:18.330 --> 00:00:22.120
‫نقدی که بن رو نقطه ضعف نمایش معرفی کرده.

00:00:22.120 --> 00:00:24.080
‫نگاهـش به مرگ موش افتاده.

00:00:24.080 --> 00:00:26.290
‫و ایده مسموم کردن بن به سرش زده.

00:00:26.290 --> 00:00:29.210
‫برو به رتخکنـت.
‫با خودت هم خوب باش.

00:00:29.210 --> 00:00:31.130
‫تا بعد از نمایش هیچی نمی‌خورم.

00:00:40.180 --> 00:00:41.980
‫کمکـم کنید...

00:00:42.980 --> 00:00:47.980
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:48.270 --> 00:00:50.400
‫مردم همیشه از من می‌پرسن

00:00:50.400 --> 00:00:53.110
‫کار یک تهیه کننده چیـه؟

00:00:54.030 --> 00:00:57.570
‫دوست دارم جوابـم این باشه "من تهیه می‌کنیم."

00:00:57.570 --> 00:01:00.580
‫این به این معنی نیست که فقط
.پولـش رو می‌دم، گرچه اینـم هست

00:01:01.700 --> 00:01:04.710
‫من کسی هستـم که باعث خلق یک کار میشه.

00:01:05.460 --> 00:01:07.540
‫این کاری هست که همیشه
‫دوست داشتم انجامـش بدم.

00:01:07.540 --> 00:01:09.420
‫کاریـه که همیشه انجامـش دادم.

00:01:09.420 --> 00:01:13.380
‫خب، بهش بگو اگه نمی‌تونه یه آهنگ بنویسه
‫که شبیه به کارهای "اندرو لوید وبر" باشه

00:01:13.380 --> 00:01:15.510
‫می‌رم سراغ یکی دیگه.

00:01:15.510 --> 00:01:17.720
‫به خود اندرو وبر پدرسگ زنگ می‌زنم.
‫اون، کارل.

00:01:17.720 --> 00:01:19.720
‫خانم، حالا لازمه که فشار بدید.

00:01:19.720 --> 00:01:21.760
‫من باید برم.
‫فقط انجامـش بده.

00:01:23.560 --> 00:01:25.810
‫من نه‌تا جایزۀ تونی بردم.

00:01:26.640 --> 00:01:29.310
‫34 تا نمایش برادوی خلق کردم.

00:01:29.310 --> 00:01:30.770
‫اما اگه یکی ازم بپرسه

00:01:30.770 --> 00:01:33.900
‫کدوم یکی از چیزهایی که ساختم
‫مورد علاقه خودم هست.

00:01:34.440 --> 00:01:36.400
‫میگم نمایش ماما میا.

00:01:36.400 --> 00:01:39.870
‫به راحتی مسیر تمام حرفۀ‌ام رو عوض کرد.

00:01:41.030 --> 00:01:44.330
‫این یه شوخی بود. تهیه کننده‌ها می‌تونن شوخ باشن.
‫مردم متوجه این نمیشن.

00:01:44.950 --> 00:01:46.460
‫من مامانیـت هستم.

00:01:47.580 --> 00:01:50.540
‫برای مابقی زندگیـت ازت مراقبت می‌کنم.

00:02:00.350 --> 00:02:01.850
‫هی، کارل.

00:02:02.390 --> 00:02:04.890
‫بهش بگو که اسم آهنگ

00:02:04.890 --> 00:02:07.810
‫باید "برای مابقی زندگیـت" باشه.

00:02:07.810 --> 00:02:11.440
‫درمورد یه پدر و مادره که دارن
‫یک زندگی برای بچه‌شون تصور می‌کنن.

00:02:15.110 --> 00:02:18.360
‫وقتی که این کار رو شروع می‌کنید

00:02:18.360 --> 00:02:21.240
‫کسی نمیگه تهیه کنندگی چقدر
‫می‌تونه کار پرثمری باشه.

00:02:22.740 --> 00:02:25.950
‫یا خطرناک.

00:02:25.950 --> 00:02:27.870
‫آره، اما من فقط باید...
‫همه‌تون از دیدن‌مون غافل‌گیر شدید...

00:02:27.870 --> 00:02:29.830
‫- من می‌دونم تو کی هستی، می‌دونی.
‫- نه.

00:02:29.830 --> 00:02:31.460
‫این خیلی هیجان انگیزه!

00:02:31.460 --> 00:02:34.710
‫دعوت شدن به اتاق فکری مثل این

00:02:34.710 --> 00:02:36.550
‫و تماشای کار کردن شماها رو میگم.

00:02:36.550 --> 00:02:39.050
‫از نظر من شبیه بودن داخل اون مستنده‌ست،

00:02:39.050 --> 00:02:41.180
‫مثل تماشای "پل مک‌کارتنی"
‫موقع نوشتن مستند "بازگشت" می‌مونه.

00:02:41.180 --> 00:02:44.890
‫واسه همین هم بهمون میگن
‫رولینگ استونزِ جنایت حقیقی دیگه.

00:02:44.890 --> 00:02:47.020
‫- نه، اون مستند درمورد...
‫- بیتلزه! داشتم شوخی می‌کردم.

00:02:47.020 --> 00:02:50.190
‫- اوه، باشه.
‫- بابت دیروز ممنونـم.

00:02:50.190 --> 00:02:53.020
‫که جلوم رو گرفتید که
‫به قتل بن اعتراف نکنم.

00:02:53.020 --> 00:02:55.730
‫خب، ما می‌دونیم که فقط داشتی
‫تلاش می‌کردی از دیکی مراقبت کنی،

00:02:55.730 --> 00:02:57.490
‫پسرت.

00:02:58.490 --> 00:03:00.490
‫و ممنون که برام سند گذاشتید.

00:03:00.490 --> 00:03:01.910
‫- من برات ضمانت گذاشتم.
‫- بله.

00:03:01.910 --> 00:03:03.280
‫اما وقتی گفتن که کارت امریکن اکسپرس
رو قبول نمی‌کنن

00:03:03.280 --> 00:03:04.700
.کمکـت کردم ویزات رو پیدا کنی

00:03:05.370 --> 00:03:08.620
‫هرکاری برای تو می‌کنم عشقـم.

00:03:08.620 --> 00:03:10.580
‫عشقولی من.

00:03:10.580 --> 00:03:13.080
.سگ کوچولوی عروسکی من

00:03:14.840 --> 00:03:17.130
‫اَه.
‫یعنی آدم این شکلی میشه؟

00:03:17.130 --> 00:03:18.510
‫تو تابرت رو "سگ کوچولوی عروسکی" صدا نمی‌کنی؟

00:03:18.510 --> 00:03:21.300
‫من همون تابرت هم کم وقت می‌کنم
‫صداش کنم.

00:03:21.300 --> 00:03:24.350
‫همون مستندسازه؟
‫تو و اون...

00:03:24.350 --> 00:03:25.430
‫اوه...

00:03:25.430 --> 00:03:27.520
‫- چقد ناز!
‫- ممنون، همینطوره.

00:03:28.600 --> 00:03:30.770
‫راجع‌به دونا مطمئن هستیم؟

00:03:30.770 --> 00:03:33.940
‫توی شب افتتاحیه، دست دونا
‫به یک نقد رسیده

00:03:33.940 --> 00:03:36.320
‫نقدی که نمایش رو با خاک یکسان کرده!

00:03:36.320 --> 00:03:37.480
‫خشن‌ترین نقد تاریخ...

00:03:37.480 --> 00:03:40.070
‫چارلز، من تا همیجاش هم توی این فصل
‫شش‌‌تا حمله قبلی داشتم.

00:03:40.070 --> 00:03:43.160
‫میشه از این نقد تخمی بگذریم
‫و چیزایی که می‌دونیم رو مرور کنیم؟

00:03:43.740 --> 00:03:47.450
‫خیلی خب، دونا دیده نمی‌تونه
‫اجازه بده که اولین نمایش پسرش

00:03:47.450 --> 00:03:49.040
‫بخاطر بن به فنا بره.

00:03:49.040 --> 00:03:51.160
‫واسه همین نقد رو پاره می‌کنـه

00:03:51.160 --> 00:03:54.130
‫مرگ موش پیدا می‌کنـه،
یه کوکی رو سمی می‌کنـه

00:03:54.130 --> 00:03:55.590
‫و اون رو میده بهـش.

00:03:55.590 --> 00:03:57.750
‫کوکی‌ای که دونا مطمئن بوده

00:03:57.750 --> 00:04:00.670
‫بن بخاطر اختلال پرخوری عمیقی که داشته
‫نمی‌تونسه در مقابلـش مقاوت کنـه.

00:04:00.670 --> 00:04:03.380
‫و در واقع  رابطه ناسالم من به سس‌ها

00:04:03.380 --> 00:04:05.010
‫کمک کرد قضیه رو حل کنیم.

00:04:07.850 --> 00:04:09.680
‫ولـم کنید!
‫دارم حال می‌کنـم.

00:04:09.680 --> 00:04:10.890
‫کمک می‌گیرم.

00:04:10.890 --> 00:04:13.100
‫اما سم بن رو نکُشت

00:04:13.100 --> 00:04:15.940
‫به همین خاطر دونا یک قدم فراتر رفت.

00:04:15.940 --> 00:04:19.280
‫اون توی افترپارتی الیور
‫اون رو از چاله آسانسور هل داد.

00:04:19.280 --> 00:04:22.450
‫حتقیقاً این قدمـش زیاده روی بوده.

00:04:22.450 --> 00:04:24.610
‫- حتماً...
‫- مریض بوده.

00:04:26.320 --> 00:04:27.580
‫اون...

00:04:28.700 --> 00:04:30.160
‫مریضـه.

00:04:36.420 --> 00:04:39.170
‫و اگه زمان کمی برای مطمئن شدن

00:04:39.170 --> 00:04:42.340
‫از آینده پسرش داشته،
‫باید بهتون بگم

00:04:42.340 --> 00:04:45.470
‫که یک مادر به این خاطر
‫تقریباً هرکاری رو می‌کنـه.

00:04:45.470 --> 00:04:47.010
‫خوبـه، اما کافی نیست.

00:04:47.010 --> 00:04:49.350
‫هیچی برای ارتباط دادن دونا
‫به هل دادن نداریم.

00:04:49.350 --> 00:04:52.390
‫باید اعترافش رو ظبط کنیم.

00:04:52.390 --> 00:04:53.560
‫کارمون همینـه.

00:04:53.560 --> 00:04:55.600
‫و شب افتتاحیه...

00:04:55.600 --> 00:04:58.270
‫خب، بیایید نقشه رو مرور کنیم.

00:04:58.270 --> 00:05:00.480
‫بیایید با دسته گل شروع کنیم.

00:05:00.480 --> 00:05:03.030
‫- میشه اینا رو اصلاح کنیم؟
‫- آره. خیلی هل هلکی نوشتم‌شون.

00:05:03.030 --> 00:05:06.030
‫دیالوگ‌های الیور روی کارت سوم،
‫فکر می‌کنم من باید بگم‌شون.

00:05:06.030 --> 00:05:08.070
‫- فکر می‌کنی نمی‌تونم خودم بگم‌شون؟
‫- اوه نه، می‌تونی

00:05:08.070 --> 00:05:10.490
‫- اما فکر می‌کنم من می‌تونم بهتر اجراشون کنم.
‫- اینطوریـه؟ اون وقت از چه نظر؟

00:05:10.490 --> 00:05:12.540
‫خب باید خیلی واقعی و باورپذیر باشن،

00:05:12.540 --> 00:05:13.960
‫تجربۀ من توی این کار بیشتره.

00:05:13.960 --> 00:05:17.080
‫- همیشه اینطوریـه؟
‫- این یعنی توی اوج کار کردنیم.

00:05:17.960 --> 00:05:20.460
‫خب. فکر کردی که کی می‌خوای
‫به دیکی بگی؟

00:05:23.970 --> 00:05:26.220
‫می‌خوام تا شب افتتاحیه صبر کنم

00:05:26.220 --> 00:05:28.340
‫و بعد از اون بگم بهش.

00:05:28.340 --> 00:05:29.510
‫اوه هی!

00:05:30.470 --> 00:05:32.350
‫این مشتِ دیگه چه حرکتی بود.

00:05:32.350 --> 00:05:35.190
‫آره، عجیب بود.

00:05:35.190 --> 00:05:37.350
‫وقتی دیکی بعد از دستگیریم
‫به ملاقاتم اومد

00:05:37.350 --> 00:05:40.650
‫یه چیزی بهم نشون داد.
‫الان میارمـش.

00:05:40.650 --> 00:05:43.530
‫می‌دونی چیـه؟ به نظر باید
‫تمام دیالوگ‌های کارت نه تو رو حذف کنیم.

00:05:43.530 --> 00:05:46.110
‫اگه بخوایم دونا قبل از نمایش اعتراف کنـه

00:05:46.110 --> 00:05:48.450
‫باید یه جاهایی سکوت کنیم و توام عادت داری
‫تا کامل شیر یه دیالوگ رو تا ته ندوشی ول نمی‌کنی.

00:05:48.450 --> 00:05:50.780
‫من؟
‫شیر دیالوگ رو می‌دوشم؟

00:05:50.780 --> 00:05:52.540
‫اوه درسته. کارم همینـه.
‫آره.

00:05:52.540 --> 00:05:54.750
‫شیر همه‌چی رو می‌دوشم.
‫من رو نگاه کن.

00:05:54.750 --> 00:05:56.000
‫دارم شیر گاو رو می‌دوشم!

00:05:56.000 --> 00:05:58.330
‫شیر، شیر، شیر!
‫نگاه کنید دارم شیر...

00:05:59.330 --> 00:06:00.790
‫باشه. بیراه هم نمیگی.

00:06:00.790 --> 00:06:03.130
‫دیکی نگران بود که این من رو متهم کنـه، اما...

00:06:05.420 --> 00:06:08.340
‫این ممکن هست دونا رو
‫به هل دادن وصل کنـه؟

00:06:12.010 --> 00:06:14.470
‫چیـه؟
‫کارم رو خوب انجام دادم؟

00:06:14.770 --> 00:06:58.770
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:07:02.380 --> 00:07:06.760
‫ « این قسمت: شـب افـتـتـاحـیـه »
‫ [فصل سوّم، قسمت دهـم]

00:07:08.830 --> 00:07:12.830
‫کمک‌مان کن، جدعون. کمک‌مان کن، جدعون.
‫کمک‌مان کن، جدعون.

00:07:12.910 --> 00:07:15.910
‫- هوارد، داری چیکار می‌کنی؟
‫- می‌دونم زیاد با عقل جور در نمیاد

00:07:15.910 --> 00:07:18.870
‫اما فکر می‌کنیم که امشب باید
‫از هر کمکی که می‌شه استفاده کنیم.

00:07:18.870 --> 00:07:21.210
‫باشه، افتتاحیه مبارک!

00:07:21.210 --> 00:07:23.250
‫ما شما را خوش آمد می‌گوییم.
‫ما شما را خوش آمد می‌گوییم.

00:07:23.250 --> 00:07:25.090
‫ما شما را خوش آمد می‌گوییم.
‫ما شما را خوش آمد می‌گوییم.

00:07:34.100 --> 00:07:34.850
‫اهمم..

00:07:46.150 --> 00:07:47.400
‫سلام!
‫ببخشید که مزاحم شدم.

00:07:47.400 --> 00:07:50.570
‫دونا، یکی داشت دنبالـت می‌گشت.
‫ازم خواستن که این رو بهت بدم.

00:07:50.570 --> 00:07:52.280
‫آه...

00:07:52.280 --> 00:07:55.160
‫- چه لباسی!
‫- ممنون.

00:07:55.160 --> 00:07:56.270
[نقد جدید توی دفتر کی‌تی هست]

00:07:59.080 --> 00:08:01.580
‫من باید برم عزیزم.
‫اما اول...

00:08:01.580 --> 00:08:03.580
‫یکی رو لبات.

00:08:03.580 --> 00:08:05.380
‫اهم.

00:08:05.380 --> 00:08:07.710
‫و یکی هم کنار قبلـت.

00:08:08.630 --> 00:08:10.590
‫- از این کارا زیاد می‌کنیم.
‫- خیلی نازه.

00:08:10.590 --> 00:08:12.800
‫من دیگه برم تا نازتر نشده.

00:08:12.800 --> 00:08:14.680
‫اوه.

00:08:16.760 --> 00:08:18.890
‫حتماً باید بری روی فرش قرمز.

00:08:18.890 --> 00:08:20.640
یکم پودر بزن
‫داری برق می‌زنی.

00:08:23.650 --> 00:08:25.100
‫توجه.
‫ده دقیقه تا شروع.

00:08:25.100 --> 00:08:26.480
‫ده دقیقه تا شروع.

00:08:31.860 --> 00:08:33.490
‫غافل‌گیر شدی که ما رو دیدی، مگه نه؟

00:08:33.490 --> 00:08:36.030
‫یکم به نفس افتادی، دونا.

00:08:36.030 --> 00:08:39.410
‫حتماً خیلی هیجان داری
‫که اون نقد رو ببینی.

00:08:39.410 --> 00:08:42.370
‫درست مثل دفعه قبل.
‫درستـه.

00:08:42.370 --> 00:08:45.330
‫ما می‌دونیم که نقد خشن مکسین
.به دستت رسیده بوده

00:08:45.330 --> 00:08:47.250
‫بدترین نقد در تاریخ تئاتر.

00:08:47.250 --> 00:08:48.800
‫یه قتل عام.

00:08:48.800 --> 00:08:50.960
‫نقده گفته تو هیچ وقت نباید
‫به عنوان یک کارگردان

00:08:50.960 --> 00:08:52.260
‫- نزدیک برادوی بشی...
‫- باشه حالا.

00:08:52.260 --> 00:08:53.880
‫خیلی خب، شرمنده.
‫یا مسیح.

00:08:53.880 --> 00:08:55.180
‫بگو دونا.

00:08:55.180 --> 00:08:58.760
‫می‌تونیم تحریکـت کنیم به خوردن چیزی؟
‫شاید...

00:08:58.760 --> 00:08:59.970
‫یه کوکی؟

00:08:59.970 --> 00:09:01.930
‫نمی‌خواد.

00:09:01.930 --> 00:09:04.190
‫عجیبـه.
‫اصلاً هم معلوم نیست سمی شده.

00:09:04.190 --> 00:09:06.770
‫یا مسیح، دردآوره.

00:09:07.770 --> 00:09:09.900
‫شما فکر می‌کنید من بن رو مسموم کردم، درسته؟

00:09:09.900 --> 00:09:10.940
‫قضیه همینـه؟
‫عالیـه.

00:09:10.940 --> 00:09:13.490
‫بیایید کوتاهـش کنیم.
‫من انجامـش دادم.

00:09:15.200 --> 00:09:17.910
‫پس من دیگه چرا انقد متن نوشتم؟

00:09:21.080 --> 00:09:24.910
‫فقط محض روشن سازی می‌پرسم،
‫وقتی که میگی انجامـش دادی، منظورت اینـه...

00:09:24.910 --> 00:09:26.290
‫بن رو مسموم کردم.

00:09:26.290 --> 00:09:27.750
‫و وقتی که میگی بن رو مسموم کردی...

00:09:27.750 --> 00:09:31.170
‫میشه تمرکز کنیم رو چیزی که مهمـه؟
!یعنی آماده شدن برای شب افتتاحیـه

00:09:31.170 --> 00:09:32.420
‫کجاست؟

00:09:32.420 --> 00:09:35.720
‫میکروفن مخفی‌ای که برای
‫پادکست‌تون ازش استفاده می‌کنید رو میگم.

00:09:36.380 --> 00:09:38.090
‫زیر کوکی‌ها.
‫زیر کوکی‌هاست، نه؟

00:09:38.090 --> 00:09:40.180
‫این ایده خیلی خوبی بود،
‫اما...

00:09:40.180 --> 00:09:41.850
‫اینجاست.

00:09:43.270 --> 00:09:44.520
‫سلام.

00:09:46.060 --> 00:09:47.100
‫اوه.

00:09:47.100 --> 00:09:50.610
‫نقد مکسین نمایش رو از بین می‌برد.

00:09:50.610 --> 00:09:53.030
‫واسه همین برای خودمون یکم وقت خریدم.
‫تلاشـم بر کشتن بن نبود.

00:09:53.030 --> 00:09:54.990
‫فقط می‌خواستم از کار بندازمـش.

00:09:54.990 --> 00:09:57.200
‫البته اینـم سختِ که آدم دقیقاً

00:09:57.200 --> 00:10:00.280
‫بتونه تشخیص بده چه مقدار مرگ موش
‫برای یک مرد کشنده نیست.

00:10:00.280 --> 00:10:03.450
‫یه بن گلنروی چندتا موش حساب میشه؟

00:10:04.000 --> 00:10:07.750
‫به هر حال الیور، داری یک نمایش
‫موزیکال موفق راه می‌ندازی.

00:10:07.750 --> 00:10:10.250
‫- البته با تشکر از من.
‫- کاش به همین سادگی بود دونا

00:10:10.250 --> 00:10:14.050
‫اما می‌دونی که، زمان خریدن
‫تنها کاری نبود که کردی.

00:10:14.050 --> 00:10:16.590
‫تو بن رو به سمت مرگـش هل دادی.

00:10:16.590 --> 00:10:19.260
‫من به سمت چیزی هلـش ندادم.

00:10:19.260 --> 00:10:21.300
‫تلاش خوبی بود، اما ما این رو داریم.

00:10:22.390 --> 00:10:25.600
‫این دستمال پایین آسانسور
‫توی دست‌ بن بوده

00:10:25.600 --> 00:10:28.560
‫موقعی که داشته می‌افتاده،
‫از دست تو قاپیدتـش.

00:10:28.560 --> 00:10:32.110
‫خون خشک شده رنگ قهوه‌ای تیره
‫به خودش گرفته، اما این...

00:10:32.820 --> 00:10:34.820
‫جای رژ لب.

00:10:35.690 --> 00:10:37.570
‫خب، اینجا رو ببین.

00:10:37.570 --> 00:10:40.240
‫کاملاً هم‌رنگ مال توئـه.

00:10:44.120 --> 00:10:45.910
‫خب لعنت بهش.

00:10:46.450 --> 00:10:48.460
‫شما احمق‌ها مچـم رو گرفتید.

00:10:51.170 --> 00:10:52.670
‫من هلـش دادم.

00:10:53.880 --> 00:10:57.260
‫نمی‌تونستم ریسک دوباره بازی کردن اون

00:10:58.840 --> 00:11:00.340
‫و نابودی نمایش‌مون رو قبول کنم.

00:11:03.600 --> 00:11:05.430
‫من بن گلنروی رو کُشتم.

00:11:07.560 --> 00:11:10.060
‫- این رو ظبط کردی؟
‫- شِت. نه، حواسـم پرت شد.

00:11:10.060 --> 00:11:11.650
‫شرمنده. چی شد؟

00:11:11.650 --> 00:11:13.020
‫میشه دوباره بگه؟

00:11:13.020 --> 00:11:14.480
‫خب معلومـه گرفتم.

00:11:14.480 --> 00:11:16.190
‫خدا.

00:11:16.730 --> 00:11:18.950
‫تاحالا انقد راحت اعتراف نگرفته بودیم.

00:11:18.950 --> 00:11:22.030
‫معمولاً پیچیده‌تر و گیج کننده تر هستن.
‫میبل، انجامـش دادی!

00:11:23.740 --> 00:11:25.200
‫آره، من معرکه‌ام.

00:11:25.200 --> 00:11:27.500
‫پنج دقیقه تا شروع.

00:11:27.500 --> 00:11:29.910
‫میشه یه لطف در حقـم بکنید.

00:11:32.130 --> 00:11:34.340
‫الان به پلیس زنگ نزنید.

00:11:34.340 --> 00:11:36.420
‫من خودم رو تسلیم می‌کنم.

00:11:36.420 --> 00:11:38.380
‫بعد از اتمام نمایش.

00:11:38.970 --> 00:11:41.680
‫این اولین نمایش برادوی پسرمـه.

00:11:46.720 --> 00:11:49.560
‫من یه زن با سرطان پیشرفتۀ ریه هستم.

00:11:50.770 --> 00:11:53.020
‫ریسک فرارم وجود نداره.

00:11:53.020 --> 00:11:56.480
‫و دیگه بازیگر معروفی اینجا نیست
‫که بخوام بکشمـش.

00:11:56.480 --> 00:11:58.780
‫- به چالز توهین نشه البتـه.
‫- شد دیگه.

00:11:58.780 --> 00:12:01.030
‫من بهت یه شانس دادم، الیور.

00:12:01.030 --> 00:12:03.620
‫من وقتی بهت یه شانس دادم
‫که هیچکس دیگه‌ای نمی‌داد.

00:12:05.410 --> 00:12:07.790
‫میشه این کار رو برام بکنی؟

00:12:15.000 --> 00:12:17.000
‫دوباره بگوش.

00:12:17.000 --> 00:12:20.260
‫واسه این میگم که شاید
‫جالباسی ظبطـش نکرده باشه.

00:12:24.720 --> 00:12:25.970
‫من انجامـش دادم.

00:12:26.970 --> 00:12:28.930
‫من بن گلنروی رو کشتم.

00:12:30.770 --> 00:12:33.980
‫بچه‌ها؟ آهای؟!
‫بچه‌ها!

00:12:36.480 --> 00:12:39.190
‫الیور، یه مشکل خیلی بزرگ داریم.

00:12:39.190 --> 00:12:41.990
‫- آمادگی جسمانی رو میگی؟
‫- آره، اونـم یه مشکل خیلی بزرگـه،

00:12:41.990 --> 00:12:44.610
‫اما این مشکل اون نیست.

00:12:44.610 --> 00:12:46.870
‫مشکل جاناتانـه.
‫نمی‌تونه ادامه بده.

00:12:46.870 --> 00:12:49.200
‫یه مشت قرص خورده
‫کاملاً از خود بی خوده.

00:12:49.200 --> 00:12:51.960
‫- بازیگر نقش اول به فنا رفته.
‫- یا مسیح.

00:12:51.960 --> 00:12:53.670
‫تو چرا جالباسی شدی؟

00:12:53.670 --> 00:12:56.380
‫هوارد، جاناتان باید بره روی صحنه!

00:12:56.380 --> 00:12:59.420
‫آخه کی رو توی پنج دقیقه
‫جایگزین بازیگر نقش اول کنیم؟

00:12:59.420 --> 00:13:00.840
‫نمی‌دانم.

00:13:00.840 --> 00:13:03.470
‫شاید شخصی که تمام
‫دیالوگ‌ها را بلد است.

00:13:03.470 --> 00:13:05.430
‫شخصی که تمام حرکات بدن
‫جاناتان را بررسی کرده است

00:13:05.430 --> 00:13:06.720
‫و لهجه‌اش را.

00:13:06.720 --> 00:13:09.560
‫شخصی که هیچ گاه به دنبال
‫معروفیت نبوده است

00:13:10.640 --> 00:13:13.810
‫اما مایل به پذیرفتن مسئولیت
‫پوشیدن کلاه کاراگاه می‌باشد.

00:13:16.600 --> 00:13:18.610
‫هوارد، حرفت همونـیِ که من فکر می‌کنم؟

00:13:22.360 --> 00:13:23.990
‫آها..

00:13:26.660 --> 00:13:27.660
‫ممنون.

00:13:36.120 --> 00:13:37.380
‫یکی از شما بو میده.

00:13:37.380 --> 00:13:38.590
‫- منم.
‫- اون
ه.

00:13:38.590 --> 00:13:40.130
‫از تئاتر متنفرم.

00:13:40.130 --> 00:13:42.840
‫فقط چون خیلی آدم حمایتگری هستم، اینجام.

00:13:43.590 --> 00:13:45.590
‫فکر می‌کنی قراره دوباره یکی بمیره؟

00:13:45.590 --> 00:13:47.590
‫حرفۀ الیور ممکنِ دوباره بمیره.

00:13:47.590 --> 00:13:50.100
‫از طرز فکرت خوشم میاد متیو برودرک.

00:14:13.810 --> 00:14:15.900
‫در گوشۀ دور افتاده‌ای از جهان

00:14:15.900 --> 00:14:17.900
‫در ظلمات شب

00:14:17.900 --> 00:14:21.860
‫فانوسی آن سوی اقیانوس ازدور نمودار می‌شود

00:14:21.860 --> 00:14:23.910
‫بدنی پیچیده در هم بر روی زمین است

00:14:23.910 --> 00:14:25.700
‫چه منظرۀ نامیمونـی

00:14:25.700 --> 00:14:27.950
‫ساحل نوا اسکوشیا پوشیده است

00:14:27.950 --> 00:14:29.620
‫از خون و اعضای بدن

00:14:30.620 --> 00:14:32.120
‫آیا آن صدای یک گریۀ دهشت انگیز بود

00:14:32.120 --> 00:14:35.540
‫یا نالۀ‌های کودکی مظلوم؟

00:14:35.540 --> 00:14:38.090
‫هرچه که هست روح را می‌لرزاند

00:14:38.090 --> 00:14:39.880
‫هنگامی که تاریکی حکم فرما می‌شود

00:14:39.880 --> 00:14:43.470
‫می‌تواند به راحتی تو را وحشی کند

00:14:43.470 --> 00:14:45.050
‫هنگامی که تو هستی یک...

00:14:45.050 --> 00:14:48.100
‫شب گرد

00:14:48.100 --> 00:14:50.310
‫تک و تنها در تاریکی

00:14:50.310 --> 00:14:52.520
‫عقلـت رو از دست میدی

00:14:52.520 --> 00:14:55.150
‫یک شب گرد

00:14:55.160 --> 00:14:57.120
‫اولین نمایش چهار ضربی برادوی.

00:14:57.120 --> 00:15:00.580
‫نه آواز داره، نه رقص،
‫نه کارگردانی، نه بازی.

00:15:00.580 --> 00:15:01.960
‫تو خیلی بامزه‌ای.

00:15:01.940 --> 00:15:05.200
‫شب گرد!

00:15:07.410 --> 00:15:11.080
‫موج‌ها به شدت به این فانوس
‫وهم آور برخورد می‌کنند

00:15:11.080 --> 00:15:14.870
‫در آن سه قلویی زندگی می‌کنند
‫که مادرشان به شکل مشکوکی کشته شده است

00:15:14.870 --> 00:15:16.670
‫و مظنونین عجیب هستید

00:15:16.670 --> 00:15:18.460
‫یک پاسبان
‫یک دایه

00:15:18.460 --> 00:15:22.090
‫آیا رازی را پنهان کرده اند؟

00:15:23.940 --> 00:15:25.820
‫- هی.
‫- هی.

00:15:25.820 --> 00:15:28.400
‫این صدای اعتراف دوناست.

00:15:28.400 --> 00:15:31.700
‫می‌خوام بگم خیلی خوشحالـم که تو
‫با رفیق‌های پیرت قضیه رو حل کردید.

00:15:31.700 --> 00:15:33.490
‫چون پادکست‌تون خیلی...

00:15:33.490 --> 00:15:35.620
‫- نگو نازه.
‫- این رو نمی‌خوام بگم.

00:15:35.620 --> 00:15:37.410
‫پادکست‌تون ناز نیست

00:15:38.160 --> 00:15:41.080
‫هرچند، خودت خیلی خیلی نازی.

00:15:41.070 --> 00:15:44.320
‫در بخشی که آن را نمایان نمی‌کنی

00:15:44.320 --> 00:15:46.910
‫آیا تو یک...

00:15:46.910 --> 00:15:49.370
‫شب گردی؟

00:15:49.370 --> 00:15:52.790
‫- آیا تو؟ آیا تو؟
‫- یک شب گردی؟

00:15:52.790 --> 00:15:56.750
‫- آیا تو؟ آیا تو؟
‫- یک شب گردی؟

00:15:56.750 --> 00:15:59.210
‫جسدی در هم پیچیده

00:15:59.210 --> 00:16:02.630
‫یک شب گرد!

00:16:02.650 --> 00:16:04.730
‫چه کسی آنجاست؟

00:16:09.530 --> 00:16:11.650
‫داری زیادی احساساتی میشی؟

00:16:11.650 --> 00:16:13.740
‫هرگز. من جز دسته از مردایی هستم
‫که دیگه نوع‌شون داره از بین میره.

00:16:13.740 --> 00:16:17.290
‫از اونام که احساسات خودشون رو
‫نشون نمیدن.

00:16:17.290 --> 00:16:19.250
‫من و لیام نیسون، مطمئن که فقط
‫ما دوتا موندیم.

00:16:20.160 --> 00:16:22.920
‫اما اگه از اونا بودم
.که احساساتـشون رو بروز میدن

00:16:22.920 --> 00:16:25.130
‫- وای خدا.
‫- شاید بهت می‌گفتم

00:16:25.130 --> 00:16:26.630
‫که واقعاً ازت خوشم میاد.

00:16:27.460 --> 00:16:29.550
‫بیشتر از هرکس دیگه‌ای.

00:16:31.380 --> 00:16:34.840
‫و ممکنِ بهت میگفتم که توی لس آنجلس
‫یک فیلم مستقل بهم پیشنهاد داده

00:16:35.390 --> 00:16:37.810
‫و تمام وجودم می‌خواد که

00:16:37.810 --> 00:16:40.390
‫ازت بخوام که باهام بیای.

00:16:41.600 --> 00:16:43.100
‫آخه، همش داری درمورد

00:16:44.270 --> 00:16:46.270
‫احساس سردرگمی یا گیر کردن حرف می‌زنی.

00:16:47.230 --> 00:16:48.570
‫این می‌تونه متفاوت باشه.

00:16:49.480 --> 00:16:51.490
‫- تابرت...
‫- وایسا، می‌دونی چیـه؟

00:16:51.490 --> 00:16:53.320
‫فقط درموردش فکر کن.

00:16:54.360 --> 00:16:55.370
‫اوکیـه؟

00:16:56.910 --> 00:16:58.620
‫- اوکی.
‫- اوکی.

00:17:00.410 --> 00:17:02.000
‫و..

00:17:02.000 --> 00:17:04.420
‫ممنون که از احساساتـت
‫چیزی نمیگی.

00:17:04.420 --> 00:17:06.830
‫- فکرشم نکن.
‫- خدایا، معرکه بود.

00:17:06.830 --> 00:17:09.590
‫حس می‌کنم دوباره 58 سالـم شده!

00:17:09.590 --> 00:17:12.550
‫- باید برم این رو ببینم. تو میای؟
‫- آره، یک دقیقه دیگه.

00:17:12.530 --> 00:17:16.410
‫هر طوفانی را تحمل خواهم کرد

00:17:16.410 --> 00:17:19.290
‫منتظر می‌مانم

00:17:19.290 --> 00:17:23.250
‫که شب را بازگردید...

00:17:23.250 --> 00:17:26.340
‫شب...
‫شب...

00:17:26.340 --> 00:17:30.130
‫عشق من یک فانوس است

00:17:32.800 --> 00:17:35.720
‫پس عزیزانم

00:17:35.720 --> 00:17:38.020
‫عزیزان من

00:17:38.020 --> 00:17:41.980
‫به دنبال روشنایی باشید...

00:17:44.730 --> 00:17:48.440
‫روشنایی...

00:18:11.860 --> 00:18:13.360
‫لورتا، اجرا...

00:18:13.360 --> 00:18:15.030
‫اجرات خیلی سوزناک بود.

00:18:15.030 --> 00:18:17.070
‫ممنونـم دیکی.

00:18:17.070 --> 00:18:19.780
‫باید یه چیزی رو بهت بگم.

00:18:23.750 --> 00:18:26.500
‫وقتی که من جوون بودم...

00:18:26.500 --> 00:18:28.960
‫آه...

00:18:28.960 --> 00:18:31.540
‫یه تصمیم گرفتم.

00:18:31.540 --> 00:18:34.710
‫از اون دسته از تصمیم هایی که

00:18:34.710 --> 00:18:37.180
.آدم از روی جوونی میگیره

00:18:37.180 --> 00:18:40.180
‫و من...

00:18:42.060 --> 00:18:44.850
‫من...

00:18:44.850 --> 00:18:47.770
‫بقیه زندگیـم برام سوال بود که...

00:18:47.770 --> 00:18:48.980
‫می‌دونم.

00:18:50.310 --> 00:18:51.860
‫من...

00:18:51.860 --> 00:18:53.980
‫خدای من، می‌دونستم.

00:18:53.980 --> 00:18:55.860
‫فکر می‌کردم انگار دارم روانی میشم.

00:18:55.860 --> 00:18:58.030
‫حس می‌کنم از وقتی که برای اولین بار
‫توی دورخوانی دیدمـت می‌دونستم.

00:18:58.030 --> 00:18:59.860
‫انگار...

00:19:02.910 --> 00:19:04.870
‫انگار تو برای من اومده بودی.

00:19:04.870 --> 00:19:06.750
‫مثل فانوس.

00:19:07.370 --> 00:19:08.710
‫مثل...

00:19:08.710 --> 00:19:10.920
‫نمی‌تونم توضیح
ش بدم.

00:19:10.920 --> 00:19:13.590
‫درست مثل داستان این موزیکال.

00:19:13.590 --> 00:19:16.920
‫اما، فقط...
‫می‌دونستم.

00:19:16.920 --> 00:19:18.510
‫می‌دونستی؟

00:19:18.510 --> 00:19:21.970
‫خب پس باید این رو هم بدونی که

00:19:21.970 --> 00:19:24.350
‫تمام این سال‌ها

00:19:24.350 --> 00:19:27.520
‫حتی قبل از این که ببینمت

00:19:27.520 --> 00:19:29.640
‫و بشناسمت

00:19:30.520 --> 00:19:34.440
‫کاری نبود که حاضر نباشم برات بکنم.

00:19:34.440 --> 00:19:36.530
‫هیچی.

00:20:08.980 --> 00:20:11.980
‫اوه! جاناتان!
‫هی، کلیف رو دیدی؟

00:20:13.400 --> 00:20:15.480
‫همم..

00:20:15.480 --> 00:20:16.770
‫کلیف...

00:20:20.470 --> 00:20:23.180
‫یا گوگولی

00:20:24.730 --> 00:20:26.390
‫اگه هیچکدوم از این‌ها
‫درست نباشه چی؟

00:20:27.850 --> 00:20:29.730
‫آیا بررسی من زیادی سرسری بوده است؟

00:20:29.730 --> 00:20:31.820
‫باید بیرون اتاق نوزاد را بگردم؟

00:20:31.820 --> 00:20:35.780
‫از کار هیچکدوم از سه‌قلوهای پیک ویک نباشه چی؟

00:20:35.780 --> 00:20:39.700
‫چه کسی انگیزه رعب آوری
‫داشته است که پنهانش کرده؟

00:20:39.700 --> 00:20:41.780
‫کی؟ کی؟
‫کی؟

00:20:41.780 --> 00:20:43.700
‫خب! من!

00:20:43.700 --> 00:20:46.160
‫تو رو!
‫انتخاب می‌کنم!

00:21:02.400 --> 00:21:05.910
‫وقتی که بچه بودم نمایش‌های مادرم رو
‫از این بالا تماشا می‌کردم.

00:21:07.490 --> 00:21:08.990
‫ساکت بود.

00:21:08.990 --> 00:21:10.500
‫نمی‌خواستم توی دست و پا باشم.

00:21:12.910 --> 00:21:15.460
‫شکلات قلمی با خودم می‌آوردم

00:21:15.460 --> 00:21:18.000
‫و جوری دست‌هام رو تکون می‌دادم
‫که انگار رهبر ارکستر هستم.

00:21:18.000 --> 00:21:20.090
‫مامانـت به قتل بن اعتراف کرد.

00:21:21.550 --> 00:21:24.470
‫می‌دونی.
‫تازه بهم گفت.

00:21:25.010 --> 00:21:26.970
‫اما کار اون نبود.

00:21:29.390 --> 00:21:31.140
‫یکی روی لب...

00:21:32.890 --> 00:21:34.310
‫یکی کنار قلب.

00:21:35.810 --> 00:21:39.110
‫دقیقاً همین کار رو، قبل از رفتن
‫از مهمونی الیور هم کرد.

00:21:39.110 --> 00:21:40.070
‫نکرد؟

00:21:40.070 --> 00:21:42.610
‫دستمال اون دست تو بود،

00:21:42.610 --> 00:21:45.490
‫و تو کنار آسانسور پیش بن بودی.

00:21:45.490 --> 00:21:47.240
‫چـ...
‫مرگ موش؟

00:21:50.160 --> 00:21:51.620
‫مطمئنی؟

00:21:53.200 --> 00:21:55.710
‫نه دکتر، بهتون اعتماد دارم، ما...

00:21:57.670 --> 00:21:59.090
‫ممنون.

00:22:03.090 --> 00:22:04.470
‫هنوز هم اینجایی!

00:22:04.470 --> 00:22:06.720
‫می‌تونست تم امشب همین جمله باشه اصلاً.

00:22:06.720 --> 00:22:09.640
‫نیم ساعت پیش رفتی یه زنگ بزنی.

00:22:09.640 --> 00:22:12.970
‫آره، دکترم بود.
‫طرف خیلی حرف می‌زنه.

00:22:12.970 --> 00:22:15.270
‫بیشتر درمورد برادرزاده‌اش میگه

00:22:15.270 --> 00:22:16.770
‫ ازم می‌خواد کمکـش کنم
‫به دانشگاه دارتموث بره،

00:22:16.770 --> 00:22:19.440
‫اونم با وجود نمره‌های افتضاحـش.

00:22:19.440 --> 00:22:21.440
‫- به همین خیال باشه.
‫- دقیقاً

00:22:23.570 --> 00:22:25.570
‫عجب شبی.

00:22:27.610 --> 00:22:28.820
‫تو خوبی؟

00:22:29.370 --> 00:22:30.620
‫آره، خوبـم.

00:22:32.910 --> 00:22:34.040
‫نه.

00:22:34.040 --> 00:22:36.580
‫جواب آزمایشـم اومده.

00:22:36.580 --> 00:22:39.000
‫دکتر گفت که مرگ موش خورده بودم.

00:22:39.000 --> 00:22:40.540
‫وای خدای من!
‫چقد کثیف!

00:22:40.540 --> 00:22:42.670
‫آره همینطوره.
‫یه چیزایی دیگه هم توی خونم بوده

00:22:42.670 --> 00:22:45.670
‫هرمون رشدم، داروهای محرک
‫و مقدار کم ویاگرا

00:22:45.670 --> 00:22:47.300
‫همینـا احتمالاً جونـم رو نجات دادن.

00:22:47.300 --> 00:22:50.680
‫اما آخه چطوری من مرگ موش خوردم؟

00:22:50.680 --> 00:22:52.180
‫من که چیزی نمی‌خوردم.

00:22:55.100 --> 00:22:56.310
‫اون کوکی.

00:22:57.600 --> 00:22:59.810
‫- چی؟
‫- تنها چیزی بود که خوردم.

00:23:00.520 --> 00:23:01.770
‫یه اشمکری کوفتی.

00:23:01.770 --> 00:23:03.150
‫یه لحظه صبر کن.

00:23:03.150 --> 00:23:06.570
‫تو اونا رو به تئاتر آوردی، مگه نه؟

00:23:06.570 --> 00:23:09.280
‫من؟ نه.
‫از طرف مامان بودن.

00:23:09.280 --> 00:23:13.200
‫مسئولیت خرید خودکارهای قشنگ
‫از تیفانی با من بود.

00:23:16.700 --> 00:23:20.210
‫وایسا، مامانـت کوکی‌ها رو آورد؟

00:23:22.250 --> 00:23:24.380
‫من قبل از نمایش باهاش صحبت کردم.

00:23:24.380 --> 00:23:26.380
‫بهم گفت...
‫چی گفت؟

00:23:28.130 --> 00:23:31.760
‫"فقط برو به رختکنـت
‫و سعی کن با خودت خوب باشی."

00:23:31.760 --> 00:23:32.760
‫منم همین کار رو کردم.

00:23:34.140 --> 00:23:37.140
‫و کوکی اونجا بود

00:23:37.140 --> 00:23:38.140
‫ازم می‌خواست که بخورمـش...

00:23:45.360 --> 00:23:46.730
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:23:46.730 --> 00:23:48.950
‫هیچی عزیزم.
‫تهیه کنندگی.

00:23:49.610 --> 00:23:50.570
‫هنوز نقد رو نخوندی؟

00:23:50.570 --> 00:23:52.740
‫نه، اما مطمئنم که محشره.

00:23:54.370 --> 00:23:56.240
‫لعنت بهش.
‫مامانـت من رو مسموم کرده.

00:23:57.040 --> 00:24:00.750
‫هیچ وقت همچین کاری نمی‌کنـه.

00:24:00.750 --> 00:24:03.540
‫یعنی، شاید داشته از من مراقبت می‌کرده.
‫این کاریـه که می‌کنـه.

00:24:03.540 --> 00:24:06.050
‫اما چرا؟
‫من یه ستارۀ کوفتیم.

00:24:06.920 --> 00:24:08.380
‫مگر این که فکر می‌کرده من افتضاحـم.

00:24:10.300 --> 00:24:12.550
‫وای خدایا، فکر می‌کرده من افتضاحم!

00:24:12.550 --> 00:24:15.260
‫فکر می‌کرده دارم نمایش پسرش رو خراب می‌کنم.

00:24:15.260 --> 00:24:17.390
‫ستارۀ واقعیـش!

00:24:17.390 --> 00:24:19.310
‫و بخاطر همین سعی کرده من رو بکشـه؟

00:24:19.890 --> 00:24:21.440
‫پشمام!

00:24:22.560 --> 00:24:24.190
‫الان زنگ می‌زنم پلیس.

00:24:24.190 --> 00:24:27.320
‫قراره مامانت یه مدت طولانی‌ای نباشه، پسر جان.

00:24:28.610 --> 00:24:31.780
‫اسم من کلیفـه.
‫نه پسر جان.

00:24:31.780 --> 00:24:34.990
‫حتماً. چطوری باید زنگ زد پلیس؟
‫باید توی گوگل سرچـش کرد؟

00:24:34.990 --> 00:24:37.990
‫من چیزی بیشتر از پسر دونا هستم.

00:24:37.990 --> 00:24:39.700
‫من خودم شخصیت دارم،

00:24:39.700 --> 00:24:43.080
‫فکر و ایده دارم.

00:24:43.080 --> 00:24:44.750
‫مثلاً بهش گفتم که تو
‫برای نمایش مناسب نیستی.

00:24:44.750 --> 00:24:46.540
‫باید گوش می‌کرد.

00:24:46.540 --> 00:24:49.420
‫بهش گفتم که تو یک آدم معروفی

00:24:49.420 --> 00:24:51.630
‫که ربطی به برادوی نداره.

00:24:51.630 --> 00:24:53.180
‫بهش گفتم که تو افتضاحی.

00:24:53.180 --> 00:24:55.550
‫یه خودنما.

00:24:55.550 --> 00:24:58.390
‫چی گفتی؟

00:24:58.390 --> 00:25:00.180
‫یه خودنما.

00:25:00.180 --> 00:25:02.730
‫حرفت رو پس بگیر.

00:25:02.730 --> 00:25:04.100
‫خودنما.

00:25:06.940 --> 00:25:08.570
‫شب طولانی‌ای بوده.

00:25:08.570 --> 00:25:11.990
‫بهتره مراقب حرف زدنـت باشی.
‫پسر جان.

00:25:11.990 --> 00:25:14.070
‫جرات داری یبار دیگه بگو.

00:25:14.070 --> 00:25:16.370
‫درست میگم، نه؟

00:25:19.200 --> 00:25:20.200
‫برو عقب!

00:25:21.960 --> 00:25:24.670
‫یه قدم بیای طرف من،
‫خودم رو پرت می‌کنم پایین!

00:25:24.670 --> 00:25:26.420
‫این نمایش رو به گوه می‌کشم!

00:25:37.580 --> 00:25:40.330
‫وظیفۀ یک دایه در مقابل بچه‌ها

00:25:41.750 --> 00:25:45.550
‫این است که آن‌ها را قنداق شده
و امن در دامن خودش نگاه دارد

00:25:46.590 --> 00:25:49.340
‫با تندخویی و عزم راسخ

00:25:49.340 --> 00:25:52.140
‫دایه مبارزه خواهد کرد
‫دایه خواهد کُشت

00:25:52.930 --> 00:25:56.560
اگر به دایه ضربه‌ای بزنند، خشمگین خواهد شد

00:25:57.520 --> 00:26:00.310
و تو خرس خمشگین درونـم را

00:26:00.310 --> 00:26:02.860
بیدار کردی

00:26:02.870 --> 00:26:06.790
‫فقط یه حادثه بود.
‫نمی‌خواستم...

00:26:06.790 --> 00:26:08.790
‫کلیف، می‌تونی قضیه رو توجیح کنی

00:26:08.790 --> 00:26:12.510
‫بگو که بخاطر مادرت بوده
‫یا یه حادثه بوده، یا...

00:26:12.510 --> 00:26:14.090
‫نمی‌خواستم.

00:26:14.090 --> 00:26:15.800
‫بن باید از الان روی اون صحنه می‌بود.

00:26:15.800 --> 00:26:18.510
‫این باید لحظه اون می‌بود.

00:26:21.510 --> 00:26:23.100
‫چی؟

00:26:23.080 --> 00:26:25.500
‫یک دایه صبور است

00:26:25.500 --> 00:26:27.250
‫تو هیچ وقت جلوی من رو نمی‌گیری، دایه

00:26:27.250 --> 00:26:29.590
‫تا جای ممکن قوی و زیرک است

00:26:29.610 --> 00:26:32.070
‫نمی‌تونه اون باشه!

00:26:32.070 --> 00:26:33.650
‫- تو مُردی.
‫- کلیف، چی شده؟

00:26:33.640 --> 00:26:37.010
‫دایه خونه رو تمیز نگه می‌داره

00:26:37.010 --> 00:26:39.220
‫من اون بچه‌ها رو می‌گیرم

00:26:39.220 --> 00:26:42.850
‫پس باید از روی نعش من رد بشی

00:26:44.000 --> 00:26:46.500
‫نمی‌تونم بزارم مامانـم گناهم رو گردن بگیره.

00:26:47.540 --> 00:26:49.540
‫من این کار رو کردم.

00:26:49.540 --> 00:26:51.960
‫من بن رو کشتـم...
‫نه!

00:26:51.960 --> 00:26:53.210
‫من بن رو کشتم.

00:26:53.210 --> 00:26:55.130
‫- چیزی نیست...
‫- نه، نکن!

00:26:55.130 --> 00:26:56.220
‫می‌پرم!

00:26:56.200 --> 00:26:58.790
‫به خاطر یک بچه

00:26:58.800 --> 00:27:01.100
‫نه!
‫کلیف، داری چیکار می‌کنی؟

00:27:01.080 --> 00:27:03.170
‫به خاطر یک بچه

00:27:03.170 --> 00:27:04.750
‫به جهنم میرم و بازمی‌گردم

00:27:04.770 --> 00:27:06.180
‫کلیف، بس کن!

00:27:06.180 --> 00:27:07.440
‫نه، نکن!

00:27:07.440 --> 00:27:09.150
‫می‌پرم!
‫واقعاً می‌پرم!

00:27:09.150 --> 00:27:10.980
‫یکی کمک کنـه!

00:27:12.110 --> 00:27:14.360
‫کسی تو سقفـه؟

00:27:14.360 --> 00:27:16.950
‫پاسبان مگه سه صحنه پیش نمُرد؟

00:27:16.950 --> 00:27:20.910
‫آره، اما مطمئـم که یک پاسبان نوا اسکوشیا
‫دقیقاً همینطوره می‌دوه.

00:27:20.910 --> 00:27:22.370
‫اوه...

00:27:22.370 --> 00:27:25.540
‫می‌دونستم! تمام مدت تو بودی!
‫تو قاتل هستی!

00:27:25.540 --> 00:27:28.540
‫من فقط قاتل نیستم.
‫پدر هم هستم!

00:27:28.540 --> 00:27:30.420
‫اوه، لعنت.

00:27:30.420 --> 00:27:32.000
‫- درسته!
‫- اونا بچه‌های من هستند.

00:27:32.000 --> 00:27:34.050
‫نمی‌تونی سر راه وایسی!

00:27:34.050 --> 00:27:36.010
‫باید از روی نعشم رد بشی.

00:27:37.780 --> 00:27:39.870
‫تا آخرین نفسی که دارم

00:27:39.870 --> 00:27:42.330
‫بخاطر بچه‌ها

00:27:42.330 --> 00:27:44.160
‫استوار می‌ایستم

00:27:44.160 --> 00:27:47.580
‫تو هیچ وقت من را شکست نخواهی داد

00:27:47.580 --> 00:27:49.130
‫برای یک بچه

00:27:49.130 --> 00:27:51.920
‫جرات تا مرگ رفتن را هم دارم

00:27:55.690 --> 00:27:57.400
‫- خدا، چقد پلـه.
‫- عقب وایسا!

00:27:57.400 --> 00:28:00.950
‫- کلیف! داری چیکار می‌کنی؟
‫- دور نگهش دار!

00:28:01.850 --> 00:28:03.140
‫بخاطر...

00:28:03.160 --> 00:28:06.290
‫امیدوارم بوسیدن مامانت از بین
‫میله‌های زندان رو دوست داشته باشی.

00:28:07.370 --> 00:28:10.150
‫راستـش احتمالاً خوشت میاد.
‫بچه جان.

00:28:10.230 --> 00:28:16.450
‫- بخاطر...
‫- بخاطر...

00:28:16.450 --> 00:28:20.410
‫بخاطر...

00:28:42.410 --> 00:28:44.240
‫بخاطر یک بچه.

00:28:49.370 --> 00:28:50.870
‫وای خدای من!

00:28:50.870 --> 00:28:52.170
‫خواهش می‌کنم دستت رو بده بهم!

00:28:54.920 --> 00:28:56.460
‫کلیف!
‫یا مسیح!

00:29:02.010 --> 00:29:04.340
‫خیلی خب.

00:29:08.220 --> 00:29:09.810
‫- چقد پله‌ست.
‫- آره واقعاً.

00:29:09.810 --> 00:29:12.560
‫- عقب وایسید!
‫- وای خدا!

00:29:12.560 --> 00:29:14.650
‫من نمیرم زندان!

00:29:14.650 --> 00:29:16.690
‫الیور، یه سوال بپرسم؟

00:29:16.690 --> 00:29:19.860
‫مردماهی‌ها توی "اسپلش" از
‫همچین ارتفاعی سقوط کردن؟

00:29:19.860 --> 00:29:21.570
‫نه، فکر می‌کنم تو یکم بالاتری پسر.

00:29:21.570 --> 00:29:24.700
‫و بدون درد مُردن؟

00:29:24.700 --> 00:29:25.700
‫اوه نه، نه.

00:29:25.700 --> 00:29:28.700
‫نمی‌دونی مرد‌ماهی‌ها چه فریادی زدن.

00:29:29.830 --> 00:29:31.370
‫به مادرم بگید که متاسفم.

00:29:31.370 --> 00:29:33.250
‫بگید که دوستـش دارم.

00:29:33.250 --> 00:29:36.250
‫بگید اون جعبه‌ای که زیر تختـم هست رو
‫بدون این که باز کنه بندازه دور.

00:29:36.250 --> 00:29:38.130
‫لطفاً خیلی هم اصرار کنید.

00:29:48.640 --> 00:29:51.180
‫مامان، قسم می‌خورم که یک حادثه بود.

00:29:51.180 --> 00:29:53.430
‫چیزی نیست عزیزم.
‫من هوات رو دارم.

00:29:53.430 --> 00:29:55.400
‫پرده رو ببندید!

00:30:00.480 --> 00:30:02.440
‫این عجیب‌ترین نمایشی هست
‫که تاحالا دیدم.

00:30:02.440 --> 00:30:06.700
‫من کارگردان نسخه اصلی بودم.
‫نسخۀ من حتی عجیب‌تر هم بود.

00:30:07.240 --> 00:30:09.620
‫خوشحالـم که توی این نمایش نیستم.

00:30:19.840 --> 00:30:21.710
‫دوستت دارم، مامانی.

00:30:26.720 --> 00:30:29.850
‫پردۀ آخر!
‫همه بیان پایین برای پردۀ آخر!

00:30:29.850 --> 00:30:32.060
‫- پردۀ آخر.
‫- خیلی خب، بریم.

00:30:32.060 --> 00:30:35.770
‫زود. زود.

00:30:49.530 --> 00:30:50.280
‫تعظیم!

00:31:18.560 --> 00:31:20.610
‫نقد مکسین به دستم رسید!

00:31:20.610 --> 00:31:22.730
‫خیلی خب.

00:31:23.190 --> 00:31:26.990
‫اگر بگویم که به نمایش
جان کندن شک داشتم

00:31:26.990 --> 00:31:29.610
‫کم لطفی خواهد بود، اما...

00:31:30.280 --> 00:31:31.780
‫وایسید.

00:31:31.780 --> 00:31:35.040
‫ازم می‌خواد برای خوندن ادامه اکانت بخرم.

00:31:35.040 --> 00:31:36.040
‫ناموساً؟

00:31:36.040 --> 00:31:38.080
‫فکر می‌کردم هنوز چهارتا
‫مقاله رایگانـم رو دارم.

00:31:38.080 --> 00:31:40.330
‫- کسی کارت همراهش هست؟
‫- باورم نمیشه.

00:31:42.540 --> 00:31:45.050
‫خیلی خب.
‫"اما کاشف به عمل آمد

00:31:45.050 --> 00:31:48.130
‫تحت کارگردانی برجستۀ الیور پاتنام

00:31:48.130 --> 00:31:50.340
‫- بله!
‫- ...حتی مسخره بازی‌های پشت صحنه

00:31:50.340 --> 00:31:53.350
‫به علاوه دیوانگی که از پاتنام الهام گرفته شده بود.

00:31:53.350 --> 00:31:57.140
‫این نمایش قدیمی کلیشه‌ای
‫شکل تازه به خود گرفت و مسحور کننده شد

00:31:57.140 --> 00:31:58.640
‫و به زندگی بازگشت!

00:32:01.900 --> 00:32:04.820
‫- به همه تبریک میگم! از پسـش بر اومدم!
‫- آره!

00:32:06.530 --> 00:32:08.650
‫وای خدای من.
‫خدای من.

00:32:08.650 --> 00:32:10.910
‫- یا مسیح.
‫- خیلی خوشحالـم.

00:32:10.910 --> 00:32:13.830
‫شب افتتاحیه رویاهام

00:32:13.830 --> 00:32:15.540
‫با دختر رویاهام.

00:32:15.540 --> 00:32:16.870
‫و دوباره اینجاییم.

00:32:16.870 --> 00:32:20.080
‫- کنار پیانو.
‫- کنار پیانو.

00:32:22.210 --> 00:32:23.840
‫ممنونـم.

00:32:23.840 --> 00:32:25.880
‫نه، من ممنونـم.

00:32:25.880 --> 00:32:27.130
‫دارکین خوش شانس.

00:32:31.890 --> 00:32:32.840
‫هی.

00:32:32.840 --> 00:32:36.180
‫گری از نیواورلئان بود.
‫فمیلی برن یونیت.

00:32:36.180 --> 00:32:37.600
‫گفتن که مایلـن منتظرت بمونن.

00:32:38.350 --> 00:32:40.560
‫هنوز نمی‌دونم باید قبولـش کنیم یا نه.
‫اونا دوست دارن که تو

00:32:40.560 --> 00:32:42.150
‫نقش اصلی "هدا گابلر" رو بازی کنی.

00:32:42.150 --> 00:32:44.480
‫وای خدایا.

00:32:44.480 --> 00:32:47.280
‫نسخه انیمیشنی، همون که
‫درمورد بوقلمون‌هاست.

00:32:47.280 --> 00:32:49.740
‫باید این رو جواب بدم.
‫آره، دیکی هستم.

00:32:53.070 --> 00:32:55.580
‫- معروف شدیا.
‫- آره!

00:32:58.750 --> 00:33:02.330
‫گرچه مطمئن نیستم دلم بخواد
‫هیچکدوم از اون کارا رو قبول کنم.

00:33:03.630 --> 00:33:06.750
‫چون به معنی ترک کردن اینجا خواهد بود.

00:33:07.630 --> 00:33:10.420
‫همچنین به معنی دنبال کردن رویاهات.

00:33:11.510 --> 00:33:14.010
‫و یک شروع تازه با پسرت.

00:33:15.430 --> 00:33:17.430
‫- آره.
‫- و من از لس آنجلس خوشم میاد.

00:33:19.100 --> 00:33:20.350
‫برای مدت...

00:33:21.520 --> 00:33:23.060
‫کم.

00:33:23.060 --> 00:33:24.600
‫لعنتی.

00:33:24.600 --> 00:33:26.110
‫پاشید برید تو اتاق.

00:33:27.360 --> 00:33:31.030
‫اوه این رو ببین.
‫شراب قرمز کالیفرنیا.

00:33:31.030 --> 00:33:33.200
راستی، از موقعی که حرف زدیم

00:33:33.200 --> 00:33:34.700
‫درمورد یه شروع دوباره
‫توی مکان جدید رویا بافی کردی؟

00:33:34.700 --> 00:33:37.490
‫من کلی...

00:33:37.490 --> 00:33:39.240
‫- رویا دارم.
‫- جدی؟

00:33:40.410 --> 00:33:41.790
‫که این یعنی؟

00:33:46.420 --> 00:33:48.290
‫خب، تو درست میگی.

00:33:48.290 --> 00:33:50.800
‫من باید خودم رو آزاد کنم.

00:33:52.470 --> 00:33:55.930
‫اما این اتفاق باید اینجا بیوفته

00:33:56.930 --> 00:33:59.180
‫- توی نیویورک.
‫- آره.

00:33:59.180 --> 00:34:02.310
‫خب فکرش رو می‌کردم که
.این رو بگی. اشکال نداره

00:34:02.310 --> 00:34:05.600
‫اما می‌تونم به دیدنت بیام.
‫از لس آنجلس خوشم میاد.

00:34:05.600 --> 00:34:08.310
‫برای مدت کوتاه.

00:34:08.310 --> 00:34:10.610
‫آره، منم همینطور.

00:34:14.320 --> 00:34:16.320
‫تو انجامـش دادی!

00:34:17.320 --> 00:34:19.660
‫لس آنجلس، این شهر انقد خوبه

00:34:19.660 --> 00:34:21.830
‫که اسمـش رو گذاشتن لس آنجلس.
‫[شهر فرشتگان]

00:34:21.830 --> 00:34:24.870
‫- پس همه دارن میرن اونجا.
‫- اما ما توی نیویورک می‌مونیم.

00:34:24.870 --> 00:34:27.170
‫شاید بتونیم پروندۀ بازی چیزی پیدا کنیم.

00:34:27.170 --> 00:34:29.130
‫یه پرونده باز براتون دارم!

00:34:29.670 --> 00:34:30.840
‫سز!

00:34:30.840 --> 00:34:32.710
‫کجا بزارمـش، هان؟

00:34:32.710 --> 00:34:34.420
‫- اینـم از این.
‫- چطوری اومدی داخل؟

00:34:34.420 --> 00:34:36.220
‫کسی چه می‌دونـه؟
‫شاید از رو کلیدهاتون ساختم؟

00:34:36.220 --> 00:34:38.680
‫همونطور که گفتم، کی می‌دونه؟

00:34:38.680 --> 00:34:40.560
‫خیلی خب بیا عکس بگیریم.

00:34:40.560 --> 00:34:42.390
‫- عکس بگیریم. عاشق اینـام. خیلی خب.
‫- اوه آره.

00:34:44.140 --> 00:34:45.230
‫- نگاش کن.
‫- هی گوش کنید.

00:34:45.230 --> 00:34:47.730
‫یه چیزی هست که هروقت فرصت کردی
‫باید باهات درموردش صحبت کنم.

00:34:47.730 --> 00:34:49.270
‫- یخورده حساسـه.
‫- آره، البته.

00:34:49.270 --> 00:34:52.110
‫هی! خب، از اونجایی که داریم جشن می‌گیریم
‫من میرم طبقۀ بالا

00:34:52.110 --> 00:34:53.150
‫و یه بطری از

00:34:53.150 --> 00:34:57.360
‫شراب آرژانتینی انگور مالبک
‫محصول 1966 بیارم.

00:34:57.360 --> 00:34:59.450
‫مالبيسيتا ديل سييلو.

00:34:59.450 --> 00:35:02.700
‫اون سال فقط پنج‌تا بطری تولید شد
‫چون انگور ها خیلی ریز بودن.

00:35:02.700 --> 00:35:04.750
‫اوه!

00:35:05.870 --> 00:35:07.620
‫واو.

00:35:07.620 --> 00:35:10.130
‫الان یه پیام برانگیزاننده و رومانتیک
‫از طرف جو برام اومد.

00:35:10.130 --> 00:35:11.710
‫چی؟

00:35:11.710 --> 00:35:13.800
‫- چی گفته؟
‫- گفته...

00:35:13.800 --> 00:35:16.300
‫اسکات بکیولا سلام می‌رسونه.

00:35:16.300 --> 00:35:17.590
‫این که رمانیک نیست.

00:35:44.790 --> 00:35:47.540
‫و دکتر گفت "خیلی داغـه؟"
‫و اون گفت "نه، خیلی عالیـه!"

00:35:49.330 --> 00:35:50.920
‫کسی چارلز رو دیده؟

00:35:50.920 --> 00:35:53.000
‫نرفت بازم شراب بیاره؟

00:36:04.060 --> 00:36:05.560
‫هی، چرا انقد طولـش داده؟

00:36:05.560 --> 00:36:08.850
‫بهتره سز درحال خوردن
‫شراب‌هامون نباشه.

00:36:08.850 --> 00:36:11.690
‫- می‌دونستید که فقط پنج‌...
‫- پنج‌تا بطری توی دنیا وجود داره.

00:36:11.690 --> 00:36:13.310
‫بخاطر انگور های ریز.

00:36:13.310 --> 00:36:15.610
‫آره، قبلاً بیوگرافی شرابـش رو
‫برامون خوندی.

00:36:15.610 --> 00:36:17.490
‫عاشق اون قسمتـش هستم
‫که درمورد خاکـه.

00:36:17.490 --> 00:36:19.610
‫- مسحور کننده نیست؟
‫- آره، عالیـه.

00:36:42.610 --> 00:36:47.610
[پـایـان فـصـل سـوم]

00:36:47.634 --> 00:36:51.634
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:36:51.634 --> 00:37:35.634
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.