﻿WEBVTT

00:00:02.507 --> 00:00:04.958
هر دوي شما قبلاً مردهاي بد ديدين

00:00:04.960 --> 00:00:07.478
مردي که قراره باهاش
ملاقات کنيم، خودِ شيطان‌ـه

00:00:07.480 --> 00:00:09.038
مايکل گِري

00:00:09.040 --> 00:00:12.158
تو تمام پول پسرخاله‌ت رو با
احمق‌بازي در آمريکا به باد دادي

00:00:12.160 --> 00:00:17.158
و آرتور شلبيِ عزيز بيچاره... نگران
اينه که همسرش هيچ‌وقت برنگرده

00:00:17.166 --> 00:00:19.800
وقت اين هم فرا مي‌رسه

00:00:19.801 --> 00:00:23.640
يه گلوله هست، و روـش
اسم مک‌کاورن حک شده

00:00:27.333 --> 00:00:31.078
...خواستار جنگ‌ـي
جنگ هم گيرت مياد

00:00:31.080 --> 00:00:32.798
من با «دوستان» صحبت کردم

00:00:32.800 --> 00:00:34.598
يکي از «دوستان» يه مَرده

00:00:34.600 --> 00:00:37.678
بدون چشم‌ـهاش مي‌ميره

00:00:37.680 --> 00:00:40.158
اين دست‌ها متعلق به شيطان‌ـه

00:00:40.160 --> 00:00:44.120
به محض اين‌که بچه‌ام اولين نفس‌ـش رو
بکشه... من و تو ديگه کاري با هم نداريم

00:00:45.280 --> 00:00:47.198
و تو پادشاه مي‌شي

00:00:55.500 --> 00:00:59.000
 Anna Calvi - Papi Pacify

00:01:13.560 --> 00:01:15.000
شاد يا غمگين، تامي؟

00:01:16.001 --> 00:01:26.001
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:41.040 --> 00:01:42.320
آقاي شلبي

00:01:44.560 --> 00:01:48.600
گلوله‌هاي من بي‌قرار اين هستن
که وارد سرِ کوليانه‌ت بشن

00:01:50.920 --> 00:01:53.638
 ما تا زانو غرق در خون «فنيان»‌ها هستيم

00:01:53.640 --> 00:01:56.238
 تسليم شويد وگرنه خواهيد مُرد

00:01:56.240 --> 00:02:00.318
 ما پسرانِ بيليِ «بريگتن دِري» هستيم

00:02:35.160 --> 00:02:37.278
مي‌دونيد، باعث افسوس‌ـه

00:02:37.280 --> 00:02:39.560
من دنبال اين بودم که شما رو بکُشم

00:02:40.600 --> 00:02:43.280
پشت يه صف خيلي طولاني ايستاديد
<c.colorffff80>[ خيلي‌ها هستن که مي‌خوان من رو بکُشن ]</c>

00:02:44.720 --> 00:02:46.960
پرچم سفيد من، پرچم آتش‌بس‌ـه

00:02:48.080 --> 00:02:50.080
ولي پرچم شما بيشتر پرچم تسليم‌شدن‌ـه

00:02:51.840 --> 00:02:57.038
،هر چي که شما بگي، آقاي مک‌کاورن
رنگ‌ها يکسان هستن، نتيجه هم يکسان‌ـه

00:02:57.040 --> 00:02:59.238
معتقدم که ما دوستان مشترکي داريم

00:02:59.240 --> 00:03:00.798
بهتره جنگ‌ـمون رو موکول کنيم به بعد

00:03:00.800 --> 00:03:03.318
برادرتون يه نارنجک دستي براي من به‌جا گذاشت

00:03:03.320 --> 00:03:04.758
گفت از جانب‌ـش عذرخواهي کنم

00:03:04.760 --> 00:03:07.758
شما براي من مين‌هاي زميني گذاشتيد

00:03:07.760 --> 00:03:10.678
که من هم به‌خاطرش عذر مي‌خوام

00:03:10.680 --> 00:03:12.838
پس آتش‌بس

00:03:12.840 --> 00:03:17.678
پيام‌تون مي‌گفت که شما مي‌خوايد
آتش‌بس بين‌ـمون رو با يه تجارت تضمين کنيد

00:03:17.680 --> 00:03:21.318
از اون‌جايي که من و شما مرداني با منافع
،و شبکه‌هاي توزيع مشابه هستيم

00:03:21.320 --> 00:03:26.198
پيش خودم گفتم شايد بتونيم از توافق موقت‌ـمون
در جهت سود مشترک استفاده کنيم

00:03:26.200 --> 00:03:31.158
شما در يه محوط پُر از ضايعات فلزي و کالاهاي دزدي
ايستاديد و مثل يه سياست‌مدار صحبت مي‌کنيد

00:03:31.160 --> 00:03:34.078
نه، هيچ چيزي اين‌جا دزدي نيست، آقاي مک‌کاورن

00:03:34.080 --> 00:03:36.520
چارلي صرفاً وسايل رو قبل از
اين که گُم بشن، پيدا مي‌کنه

00:03:39.040 --> 00:03:42.838
ماهيت معامله در پيشنهادم توضيح داده شده

00:03:42.840 --> 00:03:50.038
من براتون يه سوئيت در هتل «ميدلند» رزرو کردم. اگر
هر چيزي توي اين شهر نياز داشتيد، فقط اسم من رو بياريد

00:03:50.040 --> 00:03:52.200
پس مي‌خوايد من رو تحت تأثير
قرار بديد، آقاي شلبي؟

00:03:53.440 --> 00:03:55.200
عسايا

00:03:58.000 --> 00:04:06.598
.همچنين توي پاکت يه چک 500 پوندي هست؛ براي همسرتون
،مي‌تونه ازش براي خريد يه لباس مشکي استفاده کنه

00:04:06.600 --> 00:04:12.678
يک اسب مشکي با يال‌هاي مشکي کرايه کنه، تا يه
گاري مشکي که جنازه‌تون داخل‌ـش هست رو بِکشه

00:04:12.680 --> 00:04:15.600
در صورتي که مفاد آتش‌بس رو نقض کنيد

00:04:16.880 --> 00:04:20.960
حالا، لطفاً، توي شهري که مفتخر به
نمايندگي‌ـش هستم، خوش بگذرونيد

00:04:44.760 --> 00:04:49.798
«اين هفته، موفق شدم با افرادي در تيم‌هاي «يورک» و «لينکلن‌سيتي
ارتباط برقرار کنم. منظورم اينه که اونا تيم‌هايي هستن که مي‌بازن

00:04:49.800 --> 00:04:52.198
متقاعدشون کردم

00:04:52.200 --> 00:04:54.358
درست، يالا، يالا، عجله نکن

00:04:54.360 --> 00:04:57.118
همم

00:04:57.120 --> 00:04:59.678
.با دروازه‌بان‌هاشون ارتباط برقرار کردم
همه‌شون گفتن 5 پوند کافي‌ـه

00:04:59.680 --> 00:05:01.640
...من

00:05:03.640 --> 00:05:09.878
به اعضاي تيم «ترانمره راورز» نامه نوشتم، چون
تلفني که توي خون من گذاشتين، ديگه کار نمي‌کنه

00:05:09.880 --> 00:05:12.998
پس من به يه تلفن ديگه نياز دارم -
باشه -

00:05:13.000 --> 00:05:22.078
به محض اين‌که درست‌ـش کرديم، بعد هم اسامي
و شماره‌هاي داورهاي ليگ دست اول رو خواهيم داشت

00:05:22.080 --> 00:05:24.638
ليگ دست اول؟ -
آره -

00:05:24.640 --> 00:05:27.518
لعنتي، لعنتي، لعنتي، لعنتي

00:05:27.520 --> 00:05:29.478
يالا، يالا، يالا

00:05:29.480 --> 00:05:32.358
گوش کن، گوش کن چي مي‌گم. بيخيال

00:05:32.360 --> 00:05:34.118
نيازي به اون نيست، همم؟

00:05:34.120 --> 00:05:35.398
آره

00:05:35.400 --> 00:05:38.038
ما بهت نياز داريم تا بفهمي
اونا از چي خوش‌ـشون مياد

00:05:38.040 --> 00:05:40.120
مي‌دوني، چي به هيجان‌شون مياره

00:05:41.200 --> 00:05:44.678
چون خيلي‌هاشون مرفه‌ان. يه
پنج پوندي براشون هيچي نيست

00:05:44.680 --> 00:05:47.038
ما بهت نياز داريم که بفهمي اونا
واقعاً دوست دارن چه بازي‌اي کنن

00:05:47.040 --> 00:05:48.358
بله

00:05:48.360 --> 00:05:50.558
ببين، چون مي‌تونيم همون رو بهشون عرضه کنيم

00:05:50.560 --> 00:05:52.278
...اوه، آره. شرکت انحصاري شلبي

00:05:52.280 --> 00:05:57.078
ما مي‌تونيم هم چيزهاي دوست‌داشتني‌اي
که آدم‌ها دوست دارن رو بهشون عرضه کنيم

00:05:57.080 --> 00:05:58.558
هممم؟

00:05:58.560 --> 00:06:03.880
ما همچنين مي‌تونيم محافظت از چيزهايي
که دوست ندارن رو بهشون عرضه کنيم

00:06:05.040 --> 00:06:10.200
اگر يه وقت دست‌تون به
...خانواد من بخوره... هر وقتي

00:06:12.840 --> 00:06:15.118
يورک

00:06:15.120 --> 00:06:16.960
لينکلن

00:06:20.400 --> 00:06:22.878
ترانمره راورز، همم؟

00:06:22.880 --> 00:06:24.400
اوهوم

00:06:26.280 --> 00:06:28.480
خداحافظ، فين -
خداحافظ، برادر -

00:06:30.840 --> 00:06:32.480
گُه توش

00:06:50.840 --> 00:06:55.760
.چيزي نيست، خانم کانرز
مي‌تونين ادامه بدين. برادرم‌ـه

00:06:57.400 --> 00:07:00.158
خب بهم بگين چطور اتفاق افتاد؟

00:07:00.160 --> 00:07:03.078
اونا طبق پايين خوابيده بودن

00:07:03.080 --> 00:07:10.280
،و بعد شوهرم مست‌وپاتيل... از مِي‌خون «مارکويس» اومد خونه
با اين‌که تازه هم شغل‌ـش رو از دست داده. ما هيچ پولي نداريم

00:07:11.440 --> 00:07:13.840
بگذريم، اون اومد توي تخت‌خواب

00:07:14.920 --> 00:07:18.158
ولي طبق پايين، اونا حتماً يه
صدايي شنيدن. بيدار شدن

00:07:18.160 --> 00:07:20.040
شروع کردن به سروصداکردن

00:07:21.520 --> 00:07:26.320
...اونا شوهرم رو بيدار کردن، و
وقتي اون مست‌ـه، نبايد بيدارش کني

00:07:27.680 --> 00:07:29.960
و بعدش چي شد، خانم کانرز؟

00:07:31.640 --> 00:07:33.158
...اون

00:07:33.160 --> 00:07:34.998
...اون

00:07:35.000 --> 00:07:36.440
اون رفت طبق پايين

00:07:38.960 --> 00:07:41.878
اونا رو کُشت

00:07:41.880 --> 00:07:44.598
خفه‌شون کرد، هر 3‌تاشون رو

00:07:46.240 --> 00:07:52.998
و شما... شما، شما امروز جنازه‌شون
رو با خودتون آوردين اين‌جا؟

00:07:53.000 --> 00:07:55.080
به‌عنوان مدرک، آقاي شلبي

00:08:08.600 --> 00:08:12.040
آوازخوندن اونا تنها چيز قشنگ توي زندگي من بود

00:08:13.800 --> 00:08:16.600
...برام مهم نيست که شوهرم کتک‌ـم مي‌زنه

00:08:18.040 --> 00:08:19.560
ولي اين نه

00:08:21.880 --> 00:08:23.278
خانم کانرز

00:08:23.280 --> 00:08:25.558
ما آدرس شما رو داريم

00:08:25.560 --> 00:08:28.638
با شوهرـتون صحبت خواهيم کرد

00:08:28.640 --> 00:08:34.598
«اين برادرم که اين‌جاست امروز به بازار «بول رينگ
مي‌ره، و براي شما سه تا سحر طلايي جديد مي‌خره
<c.colorffff80>[ مرکز خريدي بزرگ در مرکز بيرمنگام که «بالرينگ» هم خطاب مي‌شود ]</c>

00:08:34.600 --> 00:08:40.518
و دم درب خونه‌تون بهتون تحويل مي‌ده -
با همون رنگ و... مي‌دونين، همون پرها -

00:08:40.520 --> 00:08:43.480
:اسم 3تاي جديد رو مي‌ذارم
توماس، آرتور و فين

00:08:44.760 --> 00:08:46.598
اين باعث مي‌شه شوهرم درنگ کنه

00:08:46.600 --> 00:08:48.360
حتي وقتي مست باشه

00:08:49.480 --> 00:08:50.840
روز به‌خير، آقاي شلبي

00:08:52.000 --> 00:08:53.518
مراقب خودتون باشين، خانم کانرز

00:08:53.520 --> 00:08:54.680
خداحافظ

00:08:58.560 --> 00:09:02.958
من نمي‌دونم چطور اين کار رو
!مي‌کني، تام. واقعاً نمي‌دونم

00:09:02.960 --> 00:09:05.480
ياد مي‌گيري، آرتور

00:09:06.680 --> 00:09:13.678
.اون زن، طبق پايين خونه‌ش فقط دو تا اتاق داره
شوهرش شغل‌ـش رو از دست داده و اون رو کتک مي‌زنه

00:09:13.680 --> 00:09:20.040
و با اين وجود، چيزي که اون رو وادار به ملاقات
با نمايند مجلس‌ـش مي‌کنه، فنچ‌هاش هستن

00:09:21.960 --> 00:09:24.078
حالا، به اون مي‌گن سياست، آرتور

00:09:24.080 --> 00:09:25.838
باب علاق من نيست

00:09:25.840 --> 00:09:27.118
بگذريم، ببين

00:09:27.120 --> 00:09:28.678
ليست بازنده‌ها

00:09:28.680 --> 00:09:30.758
چقدر از فوتبال به دست آورديم؟

00:09:30.760 --> 00:09:34.238
.اين هفته ده هزار پوند
فين آينده‌دار نشون مي‌ده، تام

00:09:34.240 --> 00:09:37.920
شايد بهتر باشه بذاريم‌ـش روي
مسابقات اسب‌دواني. فقط يه ايده‌ست

00:09:40.760 --> 00:09:42.198
فين؟ -
بله؟ -

00:09:42.200 --> 00:09:44.640
سفارش وقت نهارـت -
بيارش داخل -

00:09:51.800 --> 00:09:54.720
تامي، نفر بعدي مي‌خواد هر دوي شما رو ببينه

00:09:56.440 --> 00:09:59.080
چهره‌ش رو مي‌شناسي؟ -
نه، چيني‌ـه -

00:10:00.440 --> 00:10:02.240
يه چيني توي مِي‌خون ما؟

00:10:05.920 --> 00:10:07.040
...تام

00:10:08.320 --> 00:10:09.560
خيلي‌خب

00:10:11.040 --> 00:10:12.480
به آرومي، ميکي، بذار بياد داخل

00:10:15.920 --> 00:10:20.680
سه‌تا پرند کوچولو، هان؟
تامي، فين و آرتور

00:10:27.880 --> 00:10:30.160
آقاي توماس

00:10:32.520 --> 00:10:35.198
آقاي آرتور

00:10:41.920 --> 00:10:44.000
اسم من «برليانت چانگ»ـه
<c.colorffff80>[ چانگِ زيرک ]</c>

00:10:46.120 --> 00:10:50.038
برليانت چانگ که مُرده

00:10:50.040 --> 00:10:51.760
شايد

00:10:53.120 --> 00:10:56.198
بعضي وقت‌ها برام سؤال مي‌شه
که: «آيا اين‌جا بهشت‌ـه»؟

00:10:59.120 --> 00:11:01.678
...بوـش که به بهشت نمي‌خوره

00:11:01.680 --> 00:11:04.360
پس بايد بگم که زنده مونده‌ام

00:11:07.880 --> 00:11:10.720
مگي چي شد پس؟ -
از من خوش‌ـت نمياد؟ -

00:11:13.240 --> 00:11:15.080
من از همه‌چيز خوش‌ـم مياد

00:11:17.520 --> 00:11:21.480
من از گاييدن همه‌چيز خوش‌ـم مياد

00:11:27.840 --> 00:11:31.120
بهتره جواب تلفن رو بدين، آقاي شلبي

00:11:35.240 --> 00:11:37.358
ميکي، اون تلفن رو همين‌الآن بيار اين‌جا

00:11:40.160 --> 00:11:41.358
الو؟

00:11:41.360 --> 00:11:43.200
<i>آرتور، آرتور</i>

00:11:45.040 --> 00:11:48.998
من يه خانم رو همراه يه اسلحه
به دفتر برادر کوچيکه‌تون فرستادم

00:11:49.000 --> 00:11:51.000
روبه‌راهي، فين -
<i>روبه‌راه‌ـم، روبه‌راه‌ـم</i> -

00:11:53.600 --> 00:11:55.440
<i>چه کوفتي داره اتفاق مي‌اُفته؟</i>

00:11:59.440 --> 00:12:01.960
مي‌خواي دوباره بميري، چانگ؟ ها؟

00:12:04.040 --> 00:12:05.318
خوبه

00:12:05.320 --> 00:12:07.318
اسلحه‌ها نشونه گرفته شدن

00:12:07.320 --> 00:12:09.878
حالا هم ما متمرکزـيم

00:12:09.880 --> 00:12:11.798
لحظه، الآن خالص‌ـه

00:12:11.800 --> 00:12:14.158
خلوص ضرورتي نداره

00:12:14.160 --> 00:12:16.878
خودنمايي ضرورتي نداره

00:12:16.880 --> 00:12:19.080
...اونا گفتن: «تامي شلبي

00:12:20.160 --> 00:12:22.400
«اون در به کوبيده‌شدن نياز پيدا مي‌کنه

00:12:24.400 --> 00:12:27.000
وقتي از اون در اومدي داخل، باز بود

00:12:28.320 --> 00:12:33.838
نيازي نيست براي جلب توجه من، کاري
انجام بدي. حالا، دقيقاً چي مي‌خواي؟

00:12:39.240 --> 00:12:41.880
آتيش داري، آقاي شلبي؟

00:12:46.320 --> 00:12:50.198
...اگر اتفاقي براي برادرم بي‌اُفته، چانگ

00:12:50.200 --> 00:12:52.440
تو مي‌ميري

00:13:06.080 --> 00:13:10.000
اگر امروز اين‌جا بميري، ما جنازه‌ـت رو دمر با دست‌هاي
قطع‌شده چال مي‌کنيم. مستقيم مي‌ري جهنم

00:13:10.001 --> 00:13:14.840
.آئين و تشريفات برام اهميتي نداره
من آدم خرد‌گرايي هستم، آقاي شلبي

00:13:16.000 --> 00:13:21.360
خب، به دوست‌ـت پشت تلفن بگو اسلحه‌اش
رو بذاره زمين تا ما بتونيم صحبت کنيم

00:13:27.760 --> 00:13:29.918
شليک نکن، برادر

00:13:29.920 --> 00:13:31.680
شليک نکن

00:13:35.720 --> 00:13:37.078
من روبه‌راه‌ـم

00:13:37.080 --> 00:13:38.758
<i>اون به سقف شليک کرد</i>

00:13:38.760 --> 00:13:40.758
فين روبه‌راه‌ـه

00:13:40.760 --> 00:13:42.080
فين سالم‌ـه

00:13:49.640 --> 00:13:52.398
!دستورت رو بهم بگو

00:13:52.400 --> 00:13:55.198
!دستورت رو بهم بگو، تامي
آره يا نه؟

00:13:55.200 --> 00:13:57.120
آروم باش

00:13:59.520 --> 00:14:01.920
گفتم، آروم باش

00:14:16.240 --> 00:14:20.080
مي‌تونم يه چيزي از جيب‌ـم در بيارم، آقاي شلبي؟

00:14:52.720 --> 00:14:57.398
اين خالص‌ترين مُرفين‌ـيه
که تا حالا وارد اروپا شده

00:14:57.400 --> 00:15:01.518
نه نمکي، نه آردي، نه دروغي

00:15:01.520 --> 00:15:03.560
حقيقت خالص

00:15:04.600 --> 00:15:09.278
از يه کشتي به اسم «کپيتال» اومده، از شانگهاي

00:15:09.280 --> 00:15:11.758
يک هفته پيش در «پاپلار» پهلو گرفت
<c.colorffff80>[ ناحيه‌اي در لندن ]</c>

00:15:11.760 --> 00:15:17.920
.کارگرهاي بارانداز به زور اسلحه نگه داشته شده بودن
چيني‌ها زير نور فانوس‌ها، بار کشتي رو خالي کردن

00:15:19.280 --> 00:15:24.238
يه سرکارگر در اسکله تخمين زد
که حدود 7 تُن جنس بوده

00:15:24.240 --> 00:15:27.280
من همون موقع يه يادداشت برداشتم

00:15:31.040 --> 00:15:33.238
با همون سرکارگر صحبت کردم

00:15:33.240 --> 00:15:35.758
...و به اين نتيجه رسيدم که

00:15:35.760 --> 00:15:39.040
...هفت تُن کريستال مُرفين خالص، ارزشي

00:15:41.120 --> 00:15:49.238
حدود يک ميليون و 190 هزار پوند
در بازارهاي بين‌المللي داره

00:15:53.080 --> 00:15:55.000
رکود بزرگ، همم؟

00:15:56.360 --> 00:15:58.198
وال‌استريت

00:15:58.200 --> 00:16:00.960
حالا همه‌ـمون گوش‌به‌زنگِ فرصت‌ها هستيم

00:16:06.720 --> 00:16:09.888
چه کوفتي داره اتفاق مي‌اُفته؟ -
چه بازي‌اي داري در مياري؟ -

00:16:09.889 --> 00:16:13.478
فين، ما در حال پيش‌بُرد يک تجارت هستيم

00:16:13.480 --> 00:16:15.400
!اون زن يه اسلحه روي سرِ وامونده‌ام گذاشت

00:16:16.760 --> 00:16:18.598
اما شلوارت خُشکه

00:16:18.600 --> 00:16:19.878
به خودت نشاشيدي

00:16:19.880 --> 00:16:22.038
به خودش نشاشيده، آرتور -
آفرين، فين -

00:16:22.040 --> 00:16:25.598
تو يه مشاجره با يه خانم داشتي
و به خودت نشاشيدي

00:16:25.600 --> 00:16:29.118
و اين آرتور که اين‌جاست بهم مي‌گه که بايد
تو رو بذاريم روي مسابقات اسب‌دواني

00:16:29.120 --> 00:16:31.878
در نهايت امروز داره به يه روز خوب براي -
!تو تبديل مي‌شه، فين      - اون رو بده بهم

00:16:31.880 --> 00:16:33.558
!هي

00:16:33.560 --> 00:16:37.118
هميشه‌ جنده‌هايي که مياري رو دم در تفتيش کن

00:16:37.120 --> 00:16:39.358
اگر اون جنده رو توي خيابون
ببينم، زخمي‌ـش مي‌کنم

00:16:39.360 --> 00:16:41.718
آره، خيلي‌خب، باشه، يالا

00:16:47.480 --> 00:16:49.400
اين يه هديه‌ست، آقاي شلبي

00:16:52.360 --> 00:16:54.400
نشانه‌اي از حسن نيت

00:17:04.520 --> 00:17:06.680
مي‌ندازم‌ـش توي کانال آب

00:17:09.040 --> 00:17:11.920
هدف کانال‌ها هستن. درسته، چانگ؟

00:17:12.944 --> 00:17:15.944
 Jehnny Beth - I'm The Man

00:17:38.760 --> 00:17:42.118
ببخشيد که جلسه رو اين‌جا برگزار کردم. اما
موقعيت مکاني هم بخشي از معامله‌ـست

00:17:42.120 --> 00:17:45.198
چه معامل وامونده‌اي؟

00:17:45.200 --> 00:17:48.158
چه حسي داره که دوباره
توي لجن پابرهنه باشي، پال؟

00:17:48.160 --> 00:17:50.918
.حس جووني بهم مي‌ده
چه معامل وامونده‌اي؟

00:17:50.920 --> 00:17:54.158
چهار قايق. چهار روز

00:17:54.160 --> 00:18:02.918
از کانال «گرند يونيون» از «پاپلار» تا اين‌جا. نيمي از محموله
زغال‌سنگ‌ـه و در زير زغال‌سنگ‌ها، کريستال مُرفين خالص

00:18:02.920 --> 00:18:05.118
مُرفين؟

00:18:05.120 --> 00:18:07.478
من عليه‌ـش رأي مي‌دم

00:18:07.480 --> 00:18:11.758
اونا نمي‌تونن از جاده‌ها برن، چون راننده‌هاي
چيني توسط پليس متوقف مي‌شن

00:18:11.760 --> 00:18:15.558
اونا نياز دارن که از لندن خارج‌ـشون کنن، چون
تمام انبارها توسط گمرک، تجسس مي‌شن

00:18:15.560 --> 00:18:18.998
هفت تُن براي سن‌فرانسيسکو‌ئه

00:18:19.000 --> 00:18:22.078
ولي کشتي‌اي که قراره از ليورپول به
اون‌جا بره تا هفت روز ديگه حرکت نمي‌کنه

00:18:22.080 --> 00:18:24.238
اونا به يه جاي امن براي نگه‌داشتن‌ـشون نياز دارن

00:18:24.240 --> 00:18:28.078
تنها کاري که ما بايد انجام بديم اينه که از طريق
کانال بياريم‌ـشون و يه هفته اين‌جا نگه‌ـشون داريم

00:18:28.080 --> 00:18:31.438
،اما ما با چيني‌ها سروکله نمي‌زنيم
تام. بابا هميشه اين رو مي‌گفت

00:18:31.440 --> 00:18:37.638
،از خودت بپرس، اون در عوضِ روندن چهار قايق توي کانال
بدون اين‌که هيچ ايست بازرسي‌اي جلوـش رو بگيره

00:18:37.640 --> 00:18:39.600
بيخيال 250هزار پوند مي‌شد؟

00:18:41.440 --> 00:18:43.878
من عليه‌ـش رأي مي‌دم، تام. هوم؟

00:18:43.880 --> 00:18:45.478
پالي؟

00:18:45.480 --> 00:18:48.118
‏‏‏250هزار پوند

00:18:48.120 --> 00:18:51.838
اين نصف اون پولي‌ـه که
مايکل در شيکاگو از دست داد

00:18:51.840 --> 00:18:54.998
من ازش درخواست مي‌کنم که
مسئوليت اين کار رو برعهده بگيره

00:18:55.000 --> 00:18:58.238
جايگاه مايکل دوباره در شرکت تثبيت مي‌شه؟

00:18:58.240 --> 00:19:00.520
زمان قرنطينه‌ـش تمام مي‌شه

00:19:05.960 --> 00:19:07.438
درباره‌ـش فکر کن، برادر

00:19:07.440 --> 00:19:12.360
چهار قايق که از شکاف اين‌جا راهي
مي‌شن، با بوي دود زغال و گوشت کبابي

00:19:14.240 --> 00:19:21.358
و تو به کدوم يکي از رفيق‌هاي کولي چارلي براي يه
محموله به ارزش يک ميليون پوند اعتماد داري، تام؟
<c.colorffff80>ديديکوي» به کولي‌هايي گفته مي‌شود که مخلوطي» ]
[ از خون رمانيايي و غير رمانيايي در رگ‌هاي خود دارند</c>

00:19:21.360 --> 00:19:24.960
من قبلاً تدارک کار رو ديدم. بايد به
يه جلسه برم. بيايد رأي‌گيري کنيم

00:19:26.480 --> 00:19:28.840
افراد موافق

00:19:38.440 --> 00:19:45.478
پيشنهاد تصويب شد. آرتور، به چارلي بگو قبل از تاريک
شدن هوا، 4تا قايق و 4 تُن زغال سنگ لازم داريم

00:19:45.480 --> 00:19:46.960
اونا امشب به سمت جنوب حرکت مي‌کنن

00:19:48.440 --> 00:19:53.038
«و يادت نره بري بازار «بول رينگ
و اون سه‌تا فنچ رو بگيري، آرتور

00:19:53.040 --> 00:19:54.240
بله، تامي

00:19:55.240 --> 00:19:56.520
!گُه بگيرن

00:20:11.280 --> 00:20:13.480
چي شنيدي، پال؟

00:20:14.880 --> 00:20:17.200
...مردي که ناکارش کردي، رفت پيش پليس

00:20:19.040 --> 00:20:20.440
ولي ما قضيه رو فيصله داديم

00:20:23.760 --> 00:20:24.840
ليندا باهاش بود؟

00:20:26.440 --> 00:20:29.598
اگر بوده، تقصير توئه، آرتور

00:20:29.600 --> 00:20:33.398
اما اونا گفتن صورت‌ـش ان‌قدر بد بريده
شده بوده که سخته بهش نگاه کني

00:20:33.400 --> 00:20:35.880
پس من که مي‌گم نه

00:20:36.880 --> 00:20:42.238
اين رو هم مي‌گم که وقت‌ـش
رسيده که بيخيال ليندا بشي

00:20:42.240 --> 00:20:44.360
...يکي ديگه رو پيدا کن

00:20:45.480 --> 00:20:47.960
که شايد بتونه آتش دروني‌ـت رو خاموش کنه

00:20:59.960 --> 00:21:01.760
ولي نمي‌تونم، پال

00:21:04.240 --> 00:21:06.080
!منِ وامونده نمي‌تونم

00:21:09.640 --> 00:21:11.240
و موضوع همين‌ـه

00:21:12.640 --> 00:21:15.080
موضوع همين‌ـه

00:21:29.080 --> 00:21:30.798
ويسکي؟

00:21:30.800 --> 00:21:32.080
ممنون، نه

00:21:43.440 --> 00:21:47.958
بنا به دلايلي که نمي‌تونم فاش کنم، من
بايد جيمي مک‌کاورن رو زنده نگه دارم

00:21:47.960 --> 00:21:51.198
ولي من ديگه يه زمان و مکان
براي قتل‌ـش در نظر گرفتم

00:21:51.200 --> 00:21:53.558
مي‌دوني؟

00:21:53.560 --> 00:21:57.078
يه کوچ باريک کنار يه رستوران ساحلي

00:21:57.080 --> 00:22:00.438
يه دختر به اسم کارن، که از جيمي
متنفرـه، لوـش خواهد داد

00:22:00.440 --> 00:22:05.318
صداي جرثقيل‌ها و بالاکِش‌ها هم هست
که پيچيدن صداي شليک رو پوشش بده

00:22:05.320 --> 00:22:07.798
يه بنتلي هم دارم که باهاش فرار کنم

00:22:07.800 --> 00:22:09.998
جنگ با «پسران بيلي» به بعد موکول شده

00:22:10.000 --> 00:22:16.358
.ما آتش‌بس اعلام کرديم. قراره با هم تجارت کنيم
وقتي اون تجارت به پايان رسيد، اون مال توئه

00:22:16.360 --> 00:22:21.038
مي‌توني انتقام مرگ پسرت رو به هر
روشي که صلاح مي‌دوني، بگيري

00:22:21.040 --> 00:22:23.078
منظورت اينه هر وقت که «تــو» بگي

00:22:23.080 --> 00:22:28.200
،وقتي اون ثانيه‌شمار کوچيکي که داري رو چک کني
همون که باهاش چرخش زمين رو هم کنترل مي‌کني

00:22:29.240 --> 00:22:31.438
آره

00:22:31.440 --> 00:22:33.478
و بعدش تو ازدواج مي‌کني
و سروسامون مي‌گيري

00:22:33.480 --> 00:22:35.760
ازدواج؟ ازدواج با کي، آقاي شلبي؟

00:22:38.240 --> 00:22:40.478
فقط اجازه بده متوجه صحبت‌ـت بشم

00:22:40.480 --> 00:22:43.600
منظورت اينه که پالي بخشي از اين توافق‌ـه؟

00:22:44.880 --> 00:22:46.640
آره

00:22:50.280 --> 00:22:54.238
خب، يا خداوند آسماني، تامي
شلبيِ صاحب نشان لياقت

00:22:54.240 --> 00:22:56.678
خودشيفتگي تو حدي نداره؟

00:22:56.680 --> 00:23:00.000
به گمون‌ـم اين روزها بهش مي‌گن
عزت نفس». من کتاب مي‌خونم»

00:23:00.001 --> 00:23:08.558
روي تخت پادشاهي‌ـت مي‌شيني و به پالي گِري، کسي که ازت
بسيار سَرتره فرمان مي‌دي که کِي مي‌تونه ازدواج کنه و کِي نمي‌تونه

00:23:08.560 --> 00:23:10.958
اوه، نه، اون تحت فرمان خودشه

00:23:10.960 --> 00:23:13.118
اون راهبردهاي خاص خودش رو داره

00:23:13.120 --> 00:23:14.918
و ما هم‌خون هستيم

00:23:14.920 --> 00:23:19.758
اون با تو ازدواج خواهد کرد، ولي فقط اگر قبول کني
که هر گونه حمله به مک‌کاورن رو به بعد موکول کني

00:23:19.760 --> 00:23:21.558
تا اين تجارت به پايان برسه

00:23:21.560 --> 00:23:25.998
پس اون يه عروس کولي جوون‌ متعلق به
توئه که مي‌خواي دودستي تقديم‌ـش کني

00:23:26.000 --> 00:23:29.798
البته که جوون‌ـه، وقتي پابرهنه
روي سنگ‌فرش‌ها باشه

00:23:29.800 --> 00:23:36.333
پس جهيزيه چي مي‌شه، آقاي شلبي؟ اگر قراره همه‌چي طبق رسم و رسوم
...انجام بشه، خب، مي‌دوني، چندتا کُرّه اسب رنگارنگ هم اضافه کن يا

00:23:36.334 --> 00:23:38.598
يه مراسم توي خون من برگزار مي‌شه

00:23:38.600 --> 00:23:40.238
تو هم دعوتي

00:23:40.240 --> 00:23:43.198
پالي هم اون‌جا خواهد بود

00:23:43.200 --> 00:23:47.878
شمع و ويولن و رقص هم هست

00:23:47.880 --> 00:23:53.358
پالي مي‌خواد که به روش درست‌ـش ازش خواستگاري
کني، و بعد اون بهت شرايط پذيرفتن درخواست رو مي‌گه

00:23:53.360 --> 00:23:56.480
دعوت از تو براي اين منظور، ايد پالي بود

00:24:03.160 --> 00:24:06.278
نمي‌توني بخوني؟ -
نمي‌خونم -

00:24:06.280 --> 00:24:09.398
درياچ قو»ـه» -
رقص باله؟    - آره -
<c.colorffff80>[ يکي از مشهورترين و پُرنمايش‌ترين باله‌هاي جهان ]</c>

00:24:09.400 --> 00:24:11.718
ظاهراً در مورد عشق‌ـه

00:24:11.720 --> 00:24:14.118
...پالي مي‌گه که، فعلاً

00:24:14.120 --> 00:24:15.640
عشق بايد بتونه خون‌خواهي رو مغلوب کنه

00:24:21.300 --> 00:24:24.800
<c.red>توماس شلبيِ صاحب نشان لياقت، نمايند مجلس</c> »
« <c.red>شما را به اجراي خصوصي «درياچ قو» دعوت مي‌نمايد</c>

00:24:33.500 --> 00:24:37.500
 Hotel Lux - The Last Hangman

00:24:38.960 --> 00:24:46.598
در نتيج طمع و زياده‌خواهيِ تعداد کمي از
بانک‌داران، سرمايه‌گذاران و ديگر قماربازان سُست‌عنصر

00:24:46.600 --> 00:24:53.358
اين سند جامع، استدعاي مداخل حکومت
،در تمامي نواحي زندگي اقتصادي داره

00:24:53.360 --> 00:25:00.518
به منزل نه‌تنها جامعه‌گرايي، بلکه
پروراندن جامعه‌گرايي ملي نوين هست

00:25:02.040 --> 00:25:08.958
و من معتقدم... معتقدم که رهبران حزب
خودم بسيار نابخرد بودن که ردّش کردن

00:25:52.080 --> 00:25:56.878
آخه چجوري يه گروه باله رو متقاعد
کرديد که بيان به خون کوفتي‌تون؟

00:25:56.880 --> 00:26:02.318
يه گروه رقص مستقله که تعهد داره
باله رو براي مردم به ارمغان بياره

00:26:02.320 --> 00:26:04.158
فلسفه‌مون يکيه

00:26:04.160 --> 00:26:05.438
من يه حامي‌ام

00:26:07.000 --> 00:26:09.600
کُلي هم پول بهشون دادم

00:26:10.760 --> 00:26:11.960
اوه

00:26:14.040 --> 00:26:17.680
و اين تاريخ، روز تولد همسرتونه

00:26:19.600 --> 00:26:21.558
آره

00:26:21.560 --> 00:26:23.640
جشن واسه اونه

00:26:26.080 --> 00:26:28.280
و باله دوست داره، همسرتون؟

00:26:35.360 --> 00:26:38.038
چرا نداشته باشه؟

00:26:38.040 --> 00:26:39.558
...آخه

00:26:39.560 --> 00:26:42.222
خب، مي‌دونيد، من يه
تحقيقاتي درباره‌ش کردم

00:26:43.840 --> 00:26:45.558
دربار گذشته‌ش

00:26:45.560 --> 00:26:48.680
اگه مي‌خوايد يه کادو براش
بخريد، الماس دوست داره

00:26:53.880 --> 00:26:58.878
حالا که قراره با همديگه دنيا رو فتح
کنيم، بايد رمز و رازي بين‌مون نباشه

00:26:58.880 --> 00:27:01.320
بايد از نقاط ضعف همديگه باخبر باشيم

00:27:03.520 --> 00:27:06.080
زن‌تون زندگي جالب توجه‌اي داشته

00:27:08.160 --> 00:27:13.080
شايد حتي ممکن باشه که، زماني که مرد جواني در
بيرمنگام بودم، اتفاقي باهاش ملاقات کرده باشم
<c.colorffff80>[ ايهام: آب‌ـم رو پاشيده باشم سر و روـش ]</c>

00:27:15.080 --> 00:27:18.600
من و دوست‌هام بعضي وقت‌ها
مي‌رفتيم به کاباره‌هاي جنوب شهر

00:27:19.600 --> 00:27:23.360
خب، اگه بجاش مياريد، شايد بتونيد
راجع به گذشته‌ها حرف بزنيد، هان؟

00:27:25.240 --> 00:27:30.720
شايد، اگه قبلاً با هم آشنا شده باشيم، من و
زن‌تون حتي بتونيم آشنايي‌مون رو از سر بگيريم

00:27:32.800 --> 00:27:34.960
من دعوت‌ـم که شب رو بمونم، درسته؟

00:27:36.960 --> 00:27:40.400
من هم تحقيقاتي کردم، جناب آزوالد

00:27:42.120 --> 00:27:43.278
آره

00:27:43.280 --> 00:27:51.878
دربار زن و خواهر کوچيک زن‌تون، و
،نامادري زن‌تون، بانو کورزون تحقيق کردم

00:27:51.880 --> 00:27:54.558
که همه‌شون رو مي‌کنيد

00:27:54.560 --> 00:27:58.800
اگر چنين چيزهايي روي يک قايق باريک اتفاق
ميوفتاد، پاي کليسا به ماجرا باز مي‌شد

00:28:00.480 --> 00:28:02.438
...اما

00:28:02.440 --> 00:28:04.680
روي يه قايق باريک اتفاق نميوفته

00:28:06.120 --> 00:28:11.478
نه. توي آپارتمان‌تون صورت
،مي‌گيره، توي عمارت اربابي‌تون

00:28:11.480 --> 00:28:16.840
،بعضي وقت‌ها حتي در دفترتون
اين‌جا در مجلس عوام

00:28:17.840 --> 00:28:20.358
،پس خبري از رمز و راز نيست. و، بله

00:28:20.360 --> 00:28:27.238
بله، شما دعوت‌ـيد که شب رو به همراه هرکس از
اعضاي خانواده‌تون که عنايت‌تون رو جلب مي‌کنه بمونيد

00:28:27.240 --> 00:28:31.520
حالا، اگه موردي نداره، من داشتم
مي‌رفتم، بايد درِ دفترم رو قفل کنم

00:28:42.160 --> 00:28:43.800
راست‌ـش، تنها ميام

00:28:45.360 --> 00:28:48.278
آدم در جامعه، طبق مهمان‌نوازي‌ـش قضاوت مي‌شه

00:28:48.280 --> 00:28:50.120
من توقع ماجراجويي دارم

00:29:00.960 --> 00:29:04.918
چه عياش‌هايي هستيم، مگه نه؟

00:29:04.920 --> 00:29:07.598
به‌مانند پرنده‌هاي آوازخوان
در مجلس چَهچَه مي‌زنيم

00:29:07.600 --> 00:29:12.360
و بعد، بعد از اون، خودمون رو در جسم
هرکس که ترجيح مي‌ديم، تسکين مي‌ديم

00:29:15.480 --> 00:29:18.640
دو مردي که براي آن‌ها منع، ممنوع‌ـه

00:29:20.480 --> 00:29:22.760
بايد جشن جذابي بشه

00:30:03.720 --> 00:30:07.238
بايد به نداهايي که
مي‌شنوي، گوش بدي

00:30:07.240 --> 00:30:08.958
کاري که بهت مي‌گن رو انجام بدي

00:30:11.680 --> 00:30:14.840
ديگه حتي مجبور نيستي چراغ رو
براي احضار غول چراغ جادو بمالي

00:30:17.320 --> 00:30:19.240
به‌خاطر سنگ آبي نبود، تامي
<c.colorffff80>اشاره به قسمت دوم از فصل سوم و گردن‌بند گريس که دوشس ]
[ تاتيانا گفت توسط يک کولي نفرين شده و سپس به گريس شليک شد</c>

00:30:20.680 --> 00:30:22.800
به‌خاطر تو بود

00:30:24.120 --> 00:30:27.040
به‌خاطر تو بود

00:31:40.200 --> 00:31:41.638
کيه؟

00:31:41.640 --> 00:31:45.160
.ماشين تامي‌ـه بيرون
خودشه. من مي‌رم در رو باز کنم

00:31:53.040 --> 00:31:54.558
چي شده؟

00:31:54.560 --> 00:31:56.878
چيزي نشده. روبه‌راه‌ـم

00:31:56.880 --> 00:31:59.160
بيا تو

00:32:01.120 --> 00:32:02.558
نوشيدني مي‌خواي؟

00:32:02.560 --> 00:32:04.718
نه -
نه؟ -

00:32:04.720 --> 00:32:11.038
نه. واسه مأمور اطلاعاتي، دربار
گفت‌وگوها با موزلي اطلاعات دارم

00:32:11.040 --> 00:32:14.598
قصد داره پيشنهاداتي در خصوص
کارهاي ساختمان‌سازي مطرح کنه

00:32:14.600 --> 00:32:16.758
...اون

00:32:16.760 --> 00:32:19.838
مي‌خواد کمونيست‌ها حزب
،جديدش رو برادرانه در نظر بگيرن

00:32:19.840 --> 00:32:23.438
که يعني فعاليت‌هاش حالا بخشي
از اختيارات رسمي‌ـته؟ آره؟

00:32:23.440 --> 00:32:26.398
آقاي شلبي، ساعت 2 نصف شبه. شما
هر زماني مي‌تونيد گزارش‌تون رو بديد

00:32:26.400 --> 00:32:29.000
چرا امشب رو نمي‌موني؟ -
نه -

00:32:32.920 --> 00:32:34.878
...شما دو نفر رو تنها

00:32:34.880 --> 00:32:36.598
بله، شب‌بخير

00:32:51.240 --> 00:32:55.038
من امشب روي يه پل ايستادم، ايدا

00:32:55.040 --> 00:32:56.360
و به پايين نگاه کردم

00:32:58.080 --> 00:33:02.798
و گريس اون‌جا بود... اما هنوز زنده بود

00:33:02.800 --> 00:33:04.758
تام، همچنان مخلوط افيون مصرف مي‌کني؟
<c.colorffff80>[ شربت ترياک ]</c>

00:33:04.760 --> 00:33:06.880
اسم قايقه «ژانويه» بود

00:33:09.080 --> 00:33:10.798
قايق بابامون

00:33:10.800 --> 00:33:13.558
.قايقي که من روـش به دنيا اومدم
ما هيچ‌وقت هيچي نداشتيم

00:33:13.560 --> 00:33:15.880
.ما هيچ‌وقت هيچي نداشتيم
و هيچ‌وقت نخواهيم داشت

00:33:19.600 --> 00:33:22.718
دکتر بروک گفت که تو اصلاً سر
قرار ملاقات‌ـت حاضر نشدي، تام

00:33:22.720 --> 00:33:24.278
نه

00:33:24.280 --> 00:33:27.078
چيزي توي دفتر‌ودستک‌ـش وجود
نداره که به درد مردي مثل من بخوره

00:33:27.080 --> 00:33:29.958
اونا از احساس گناه حرف مي‌زنن. خب؟

00:33:29.960 --> 00:33:31.998
احساس گناه! کدوم احساس گناه؟

00:33:32.000 --> 00:33:34.798
قايق مشکيه -
نه. نه، قضيه اون نيست -

00:33:34.800 --> 00:33:41.038
قضيه اون نيست. اون درست گفت. موزلي
.درست گفت. اون گفت: «منع براي ما ممنوع‌ـه

00:33:41.040 --> 00:33:44.958
.ما مي‌تونيم هر کاري بکنيم
«هيچي نمي‌تونه جلومون رو بگيره

00:33:44.960 --> 00:33:47.640
ولي بخشي ازم هست
که با خودم غريبه‌ست

00:33:49.480 --> 00:33:51.080
و هي خودم رو اون‌جا پيدا مي‌کنم

00:33:53.040 --> 00:33:55.160
و فقط «ژانويه» مي‌تونه من رو دور کنه

00:33:59.040 --> 00:34:01.320
دست‌کم بازم دکترها رو امتحان مي‌کني، تام؟

00:34:05.440 --> 00:34:07.718
خب، پس حداقل مُرفين‌ـت رو بنداز دور

00:34:07.720 --> 00:34:09.358
اونه که باعث خيالات‌ـت مي‌شه

00:34:09.360 --> 00:34:11.118
فقط... بندازش دور

00:34:11.120 --> 00:34:13.777
موقعي که باشه، عامل وسوسه‌ست. باشه؟

00:34:13.778 --> 00:34:15.520
چقدر برات مونده؟

00:34:16.720 --> 00:34:18.158
هفت تُن

00:34:18.160 --> 00:34:21.440
هفت تُن؟ -
آره -

00:34:26.880 --> 00:34:28.600
متنفرم که ته بکشه، ايدا

00:34:40.360 --> 00:34:42.280
يه لطفي در حق‌ـم مي‌کني؟

00:34:44.720 --> 00:34:47.518
،زماني که اون بچه‌ت به دنيا اومد

00:34:47.520 --> 00:34:50.080
از من دور نگه‌ش دار

00:35:05.120 --> 00:35:06.998
بال وامونده

00:35:07.000 --> 00:35:09.838
مي‌خواد يه نفر رو تحت تأثير قرار بده

00:35:09.840 --> 00:35:11.598
و من دعوت‌ـم؟

00:35:11.600 --> 00:35:12.840
تو و جينا

00:35:14.640 --> 00:35:17.438
چرا؟

00:35:17.440 --> 00:35:20.760
چون مي‌خواد اين فرصت رو
بهت بده که درست برگردي

00:35:32.440 --> 00:35:34.998
ترابري زغال‌سنگ؟ -
آره -

00:35:35.000 --> 00:35:39.080
تامي مي‌خواد اون حساب‌وکتاب‌ها
رو از سر بگيري و مديرعامل بشي

00:35:40.080 --> 00:35:43.640
پس از ديترويت برگشتم
که زغال بدم دست مردم؟

00:35:45.160 --> 00:35:51.238
،اولين تحويل عازم سن‌فرانسيسکوئه
...ولي اگه نتيجه‌بخش باشه

00:35:51.240 --> 00:35:53.960
تامي فکر مي‌کنه مي‌تونه
همين‌جا براش توزيع پيدا کنه

00:35:56.280 --> 00:35:59.200
...و اين... اين زغال

00:36:00.360 --> 00:36:02.280
سفيدِ يک‌دست‌ـه؟ -
نه -

00:36:03.520 --> 00:36:04.920
قهوه‌اي طلايي‌ـه

00:36:07.560 --> 00:36:08.600
گُه بگيرن

00:36:11.760 --> 00:36:14.158
اين فرصت‌ـته، مايکل

00:36:14.160 --> 00:36:21.720
توي اين بيشتر از تمام بخش‌هاي
ديگ کارمون روي همديگه، پوله

00:36:35.040 --> 00:36:37.278
تامي مي‌دونه مُرفين با آدم چي مي‌کنه

00:36:37.280 --> 00:36:39.878
تامي مي‌دونه ويسکي با آدم چي مي‌کنه

00:36:39.880 --> 00:36:42.000
واسه فروش‌ـش يه نشان لياقت گرفت

00:36:45.520 --> 00:36:47.080
با جينا صحبت مي‌کنم

00:36:48.440 --> 00:36:51.038
چي مي‌کني؟

00:36:51.040 --> 00:36:52.960
با همسرم مشورت مي‌کنم

00:36:54.320 --> 00:36:56.958
پدرت يه مدت کوتاه اين کار رو اداره کرد

00:36:56.960 --> 00:36:58.878
سال 1901

00:36:58.880 --> 00:37:00.758
و زغال حمل مي‌کرد. زغال واقعي

00:37:00.760 --> 00:37:02.518
فقط زغال

00:37:02.520 --> 00:37:08.878
و ناخن‌هاش و پلک‌هاش و گوش‌هاش
باهاش سياه شده بودن

00:37:08.880 --> 00:37:13.558
و کاسب‌کارها يه قيمت بهشون پيشنهاد
،مي‌دادن و بعد نصف اون قيمت رو مي‌دادن

00:37:13.560 --> 00:37:15.478
چون زورشون مي‌رسيد

00:37:15.480 --> 00:37:18.160
و اون اشتباه بود، مايکل

00:37:41.800 --> 00:37:46.320
...دست‌هات رو ببر لاش، کاري کن بره لاي پوست‌ـت

00:37:47.920 --> 00:37:51.440
و بعد ببين جينا مي‌ذاره دست بهش بزني يا نه

00:37:59.280 --> 00:38:03.400
به نظرم قهوه‌اي طلايي بيشتر به سليقه‌ش مي‌خوره

00:38:05.560 --> 00:38:08.760
مخصوصاً وقتي بهش بگي چقدر قراره در بياري

00:38:30.560 --> 00:38:36.318
حالا که با هم بده‌بستون داريم، بايد بپرسم، با
کدوم پا توپ رو شوت مي‌کنيد، آقاي شلبي؟

00:38:36.320 --> 00:38:38.718
من ديني ندارم

00:38:38.720 --> 00:38:40.280
بعضي شب‌ها، آرزو مي‌کنم که داشتم

00:38:41.480 --> 00:38:43.638
از قوم‌وخويش‌ـه؟

00:38:43.640 --> 00:38:46.118
آره

00:38:46.120 --> 00:38:48.678
و اون مرد ساده؟

00:38:48.680 --> 00:38:51.200
اون خيلي کم‌تر از اوني که در ابتدا
ممکنه فکر کني، ساده‌ست

00:38:53.080 --> 00:38:55.120
بهشون اعتماد داريد؟

00:39:00.440 --> 00:39:03.318
صحيح. پس من به انداز يه قايق برمي‌دارم

00:39:03.320 --> 00:39:04.718
نه

00:39:04.720 --> 00:39:08.558
واسه شروع 10 گوني، تا
بتوني بازار رو محک بزني

00:39:08.560 --> 00:39:10.758
بعدش به انداز يه قايق معامله مي‌کنيم

00:39:10.760 --> 00:39:13.438
هزين بارگيري هم نقدي حساب مي‌شه

00:39:13.440 --> 00:39:16.118
ده هزار پوند

00:39:16.120 --> 00:39:18.558
براي اون مبلغ، بايد چک بدم

00:39:18.560 --> 00:39:20.160
من چک قبول نمي‌کنم

00:39:23.360 --> 00:39:24.760
چک مي‌دم

00:39:28.360 --> 00:39:33.760
،اگه مورد ضمانت دوست‌مون در لندن
آقاي موزلي باشه، چک قبول مي‌کنم

00:39:46.080 --> 00:39:51.440
خب، کي فکرش رو مي‌کرد من با نخاله‌هاي
کاتوليک کولي وامونده دادوستد کنم؟

00:39:53.760 --> 00:39:57.118
آره، کي فکرش رو مي‌کرد، هان، چارلي؟

00:39:57.120 --> 00:39:59.318
کي فکرش رو مي‌کرد؟

00:39:59.320 --> 00:40:01.158
آره، ولي روال‌ـيد

00:40:01.160 --> 00:40:05.558
آره، تا وقتي روال‌ـم که ديگه روال نباشم

00:40:05.560 --> 00:40:07.680
بعدش ديگه واقعاً روال نيستم

00:40:09.240 --> 00:40:11.520
تحويل واسه هفت روز ديگه‌ست

00:40:13.880 --> 00:40:15.278
اگه چک تضمين بشه

00:40:15.280 --> 00:40:21.678
دوست‌هاي چيني‌تون توقع ندارن 7 تُني که از لندن
خارج مي‌شه، وقتي مي‌رسه ليورپول، هنوز 7 تُن باشه؟

00:40:21.680 --> 00:40:24.118
اون رو بسپريد به من، آقاي مک‌کاورن

00:40:24.120 --> 00:40:26.958
اوه، منظورتون اينه به قدري جسوريد
که از چيني‌ها دزدي کنيد؟

00:40:30.000 --> 00:40:33.160
يه‌جور آرزوي مرگ داريد، آقاي شلبي؟

00:40:51.440 --> 00:40:54.160
شبي با قبيله‌اي از کولي‌ها

00:40:57.080 --> 00:40:59.760
وقتي باروبُنه رو باز کردي، بايد يه
دختر برات تدارک ديده شده باشه

00:41:01.160 --> 00:41:05.640
آقاي شلبي يک جامعه‌گراست، و به
برابري خدمات براي تمام طبقات اعتقاد داره

00:41:16.320 --> 00:41:20.358
طبق دعوت‌نامه، سر ساعت
نُه يه وقفه صورت مي‌گيره

00:41:20.360 --> 00:41:22.720
مي‌گي که احساس خستگي
مي‌کني، و ما راهي مي‌شيم

00:41:23.760 --> 00:41:27.838
خب، اگه يه دوک ديدي، من رو بهش معرفي کن

00:41:27.840 --> 00:41:29.958
!خداي من، بالأخره

00:41:29.960 --> 00:41:31.920
يه چيزي که راجع به انگلستان دوست داري

00:41:34.960 --> 00:41:37.760
جينا، يه پيشنهاد بهم داده شده

00:41:40.360 --> 00:41:42.678
که برگردم به شرکت

00:41:42.680 --> 00:41:47.038
مايکل، ما توافق کرديم، بچه
نيويورک به دنيا مياد. يادته؟

00:41:47.040 --> 00:41:48.280
کارش ترابري‌ـه

00:41:49.400 --> 00:41:51.000
تأمين. حمل‌ونقل

00:41:53.280 --> 00:41:55.280
مُرفين

00:41:58.400 --> 00:42:00.840
تامي با ... ارتباط برقرار کرده -
!تامي -

00:42:02.320 --> 00:42:07.080
تامي با تأمين‌کننده‌هاي چيني‌اي که در تپه‌هاي
افغانستان کشتزار دارن، ارتباط برقرار کرده

00:42:08.160 --> 00:42:10.120
کيفيت خالص

00:42:11.200 --> 00:42:14.240
ما محموله مي‌گيريم و
مي‌فرستيم‌ـش به سرتاسر اروپا

00:42:15.960 --> 00:42:17.720
منظورت هروئين‌ـه؟

00:42:19.040 --> 00:42:20.920
آره

00:42:23.080 --> 00:42:25.998
و تو چقدر در مياري؟

00:42:26.000 --> 00:42:31.758
تخمين محتاطانه‌ش سالي سه تا محموله
،از شانگهاي‌ـه، هر محموله 7 تُن

00:42:31.760 --> 00:42:34.518
درآمد احتمالي تقريباً يک ميليون پونده

00:42:34.520 --> 00:42:37.318
سالانه

00:42:37.320 --> 00:42:38.960
شرکت سه ميليون پوند در مياره

00:42:43.080 --> 00:42:46.518
مي‌تونيم هر موقع دل‌مون خواست بريم نيويورک

00:42:46.520 --> 00:42:48.600
سوار بر هواپيماي واموند خودمون

00:42:51.480 --> 00:42:54.678
هميشه بايد برگرديم، درسته؟ -
آره -

00:42:54.680 --> 00:42:56.680
واسه سالي يه ميليون پوند، برمي‌گرديم

00:42:59.680 --> 00:43:02.358
اگه گير بيوفتي چي مي‌شه؟

00:43:02.360 --> 00:43:05.278
تامي دوست‌وآشنا داره

00:43:05.280 --> 00:43:08.440
،اگه جلوي کشتي گرفته بشه
چيني‌هان که اعدام مي‌شن

00:43:11.240 --> 00:43:12.880
بهش فکر کن، جينا

00:43:14.520 --> 00:43:16.400
...وقتي اسباب‌کشي کنيم خون خودمون

00:43:17.560 --> 00:43:21.400
اتاق سرگرمي‌مون دو برابر اين‌جا مي‌شه

00:43:25.320 --> 00:43:27.280
واقعاً مي‌شه؟

00:43:30.120 --> 00:43:35.200
مجلات مي‌گن که توي ده 1930
همه‌ش خطوط صاف، و سادگيه

00:43:36.760 --> 00:43:38.920
دکو مُرده
<c.colorffff80>اشاره به «آرت دکو» يا «هنر تزئيني»؛ سبک و ]
[ جنبشي هنري در معماري، هنرهاي تجسمي و طراحي</c>

00:43:41.400 --> 00:43:44.200
بضاعت‌مون به انداز دوک‌ها و دوشس‌ها مي‌شه

00:43:46.120 --> 00:43:47.878
...و شايد

00:43:47.880 --> 00:43:49.840
شايد يکي‌دوتا شاهدخت

00:43:51.600 --> 00:43:53.960
و نقاشي روي ديوار از تو مي‌شه

00:43:55.560 --> 00:43:58.758
،چون تامي شلبي ديگه رفته

00:43:58.760 --> 00:44:01.240
و مايکل گِري مونده که باله رو ترتيب بده

00:44:03.600 --> 00:44:05.640
تامي کجا مي‌ره؟

00:44:06.960 --> 00:44:09.120
جايي که بيشتر از هر جاي ديگه‌اي مي‌خواد بره

00:44:11.560 --> 00:44:13.000
اه

00:44:14.600 --> 00:44:16.678
اون‌جا

00:44:16.680 --> 00:44:18.958
يه لرد

00:44:18.960 --> 00:44:22.040
راست‌ـش، فکر کنم آقاي موزلي يه «بارونت» باشه
<c.colorffff80>[ «لقبي اشرافي بالاتر از «نايت/سلحشور» و پايين‌تر از «بارون  ]</c>

00:44:28.280 --> 00:44:30.640
اصلاً تامي کدوم خراب‌شده‌ايه؟

00:44:46.000 --> 00:44:47.198
...تامي

00:44:47.200 --> 00:44:49.678
خون خودمه

00:44:49.680 --> 00:44:51.078
زن خودمه

00:44:52.560 --> 00:44:54.680
معطل‌شون مي‌ذاريم

00:44:58.120 --> 00:45:00.040
جناب آزوالد

00:45:01.640 --> 00:45:04.358
حضورم اعلام نمي‌شه؟

00:45:04.360 --> 00:45:09.198
آقاي شلبي ازم خواستن که بهتون بگم که
ايشون سرشون با مهياسازي پذيرايي شلوغ‌ـه

00:45:09.200 --> 00:45:11.080
و به‌زودي بهتون ملحق مي‌شن

00:45:12.560 --> 00:45:15.638
،در اين بين، و مدت‌زماني که منتظر هستيد

00:45:15.640 --> 00:45:18.320
ما مُرفين، کوکائين و شراب برندي داريم

00:45:20.200 --> 00:45:26.240
،من مُرفين يا کوکائين مصرف نمي‌کنم
و برندي مال بعد از شام‌ـه، نه قبل‌ـش

00:45:27.800 --> 00:45:31.558
من همچنين گزينه‌هايي براي انتهاي شب دارم

00:45:31.560 --> 00:45:35.080
متوجه خواهيد شد که دوشيزه‌ها
برچسب اسم به لباس خواهند داشت

00:45:36.360 --> 00:45:42.158
ما اون‌ها رو به‌طور ويژه... براي مهمان‌هايي
استخدام کرديم که شب رو مي‌مونن

00:45:42.160 --> 00:45:44.678
...تمام چيزها در دسترسه

00:45:44.680 --> 00:45:46.800
به‌جز رقاص‌هاي باله

00:45:49.280 --> 00:45:51.080
و مي‌تونم بپرسم شما کي هستيد؟

00:45:53.160 --> 00:45:55.720
من ملکه‌اي در ميان کولي‌ها هستم

00:45:57.040 --> 00:45:59.480
و من هم در دسترس نيستم

00:46:09.000 --> 00:46:10.638
ليزي

00:46:10.640 --> 00:46:13.878
يه چيزي هست که راجع به امشب بهت نگفتم

00:46:13.880 --> 00:46:15.958
يه چيزي راجع به مهمون‌مون

00:46:15.960 --> 00:46:17.320
موزلي

00:46:19.920 --> 00:46:21.798
...احتمال‌ـش هست که

00:46:21.800 --> 00:46:23.798
که قبلاً باهاش ديدار کرده باشي

00:46:23.800 --> 00:46:25.440
قبل از کِي؟

00:46:27.000 --> 00:46:29.480
قبل از اين‌که کسي که هستي بشي

00:46:31.960 --> 00:46:34.958
اصلاً اون رو يادته؟

00:46:34.960 --> 00:46:36.680
اون تو رو يادشه؟

00:46:38.600 --> 00:46:41.678
،تنها چيزي که يادمه اينه که
شامپاين زيادي نوشيدم

00:46:41.680 --> 00:46:43.360
و پول نقد نمي‌گرفتم

00:46:46.600 --> 00:46:48.480
...ليزي

00:46:50.720 --> 00:46:55.558
يه کپه جنازه هست... که شناوره

00:46:55.560 --> 00:46:58.558
بذار برن، ليزي

00:46:58.560 --> 00:47:00.560
ول‌شون کن برن

00:47:03.800 --> 00:47:05.838
پس واسه همين من رو آوردي اين‌جا

00:47:05.840 --> 00:47:07.560
تا ادعاي مالکيت کني

00:47:09.480 --> 00:47:11.680
آره

00:47:14.480 --> 00:47:16.400
خب، به گمونم يه شروع‌ـه واسه خودش

00:47:18.440 --> 00:47:23.880
دست وامونده‌ش بهت بخوره
شکار جاني‌داگز مي‌شه

00:47:29.000 --> 00:47:30.880
زماني که رسيدم، بي‌رغبت بوديد

00:47:38.840 --> 00:47:43.518
در جامعه، به پيشواز مهمان
...مي‌رن، معطل‌ـش نمي‌ذارن

00:47:43.520 --> 00:47:45.798
که مثل يه سگ بي‌صحاب چرخ بزنه

00:47:47.320 --> 00:47:52.158
،قبل از اين‌که به ديگران ملحق بشيم
يه خرده کار دارم. يه امضا لازم دارم

00:47:52.160 --> 00:47:57.718
ضمناً، قضي برندي‌تون قبل از شام موجب تفريح و
سرگرمي منه، اما هيچ‌کدوم از دوشيزه‌ها جذاب نيستن

00:47:57.720 --> 00:47:59.920
و من از مصرف مواد بيزارـم

00:48:01.800 --> 00:48:04.000
راهبردهاتون خيلي واضح‌ـن

00:48:05.280 --> 00:48:11.078
من درگير يک معامله با جيمي
مک‌کاورن‌ـم، آشناتون از شمال

00:48:11.080 --> 00:48:13.118
روح‌ـمم خبر نداره کي رو مي‌گيد

00:48:13.120 --> 00:48:15.998
بهش اعتماد ندارم. مي‌خواد چک بده

00:48:16.000 --> 00:48:20.958
امضاتون رو به‌عنوان ضامن اون معامله، در صورت
اين‌که چک‌ـش نتونه محترم شمرده بشه لازم دارم
<c.colorffff80>[ اصطلاحي به معناي برگشت‌خوردن چک ]</c>

00:48:20.960 --> 00:48:23.478
مبلغ معامله ده هزار پونده

00:48:23.480 --> 00:48:25.278
و چي داره ازتون مي‌خره؟

00:48:25.280 --> 00:48:26.718
يه کارخون تقطير مشروب جين

00:48:26.720 --> 00:48:29.558
.داره يه قديمي‌ـش رو ازم مي‌خره
من هم يه جديدش رو مي‌خرم

00:48:29.560 --> 00:48:31.000
هوم

00:48:34.160 --> 00:48:38.558
پس، نه‌تنها آتش‌بس برقراره، بلکه
عملاً داريد با هم بده‌بستون مي‌کنيد

00:48:38.560 --> 00:48:41.200
آره. اما همچنان به چک‌هاش اعتماد ندارم

00:48:44.000 --> 00:48:48.958
اگه واسه ضمانت چکِ اين مرد امضا
بدم، اثباتي بر ارتباط بين من و اونه

00:48:48.960 --> 00:48:51.240
يه چيزيه که بعداً مي‌تونيد
ازش بر عليه‌ام استفاده کنيد

00:48:53.240 --> 00:48:55.640
چرا بايد بخوام عليه‌تون اقدامي بکنم؟

00:49:12.240 --> 00:49:14.360
نسبت به نقاط ضعف من کنجکاويد

00:49:16.480 --> 00:49:21.440
و پي برديد که کوکائين
نيست، دوشيزه‌ها نيستن

00:49:30.720 --> 00:49:37.080
ولي حالا پي مي‌بريد که نقطه‌ضعف من، تمايل به
اعتماد به آدم‌هاست. خودکار خدمت‌تون هست؟

00:49:53.120 --> 00:49:56.318
آقاي شلبي

00:49:56.320 --> 00:49:58.838
،مي‌دونم که تحصيلات کلاسيک نداشتيد

00:49:58.840 --> 00:50:03.598
ولي الآن متوجه شدم که شما تعادل بي‌نقصي
بين خدايان «ديونيسوس» و «آپولو» هستيد
<c.colorffff80>از خدايان اساطير يونان؛ به ترتيب ]
[ (خداي شراب، و خداي روشنايي (خورشيد</c>

00:50:03.600 --> 00:50:07.360
جنون نامعقولي که تحت
کنترل منطق و خودکاوي‌ـه

00:50:10.840 --> 00:50:13.838
با کار فردريک نيچه آشنايي داريد؟

00:50:13.840 --> 00:50:15.798
نه -
فرويد؟ -

00:50:15.800 --> 00:50:18.040
بله -
اه -

00:50:23.680 --> 00:50:25.878
بفرماييد

00:50:25.880 --> 00:50:27.800
ضمانت اعتمادتون

00:50:29.000 --> 00:50:32.320
حالا، شايد بتونيد من رو با
همسر شگفت‌انگيزتون آشنا کنيد

00:50:37.200 --> 00:50:39.198
پس، خبر داشتي؟

00:50:39.200 --> 00:50:40.998
از چي؟

00:50:41.000 --> 00:50:45.278
اوه، اين‌که مهمون ويژ امشب ممکنه
موقعي که ميزبان کاباره بودي کرده باشدت؟

00:50:45.280 --> 00:50:46.600
آره

00:50:48.360 --> 00:50:53.640
ليزي، اگه قرار باشه هر مردي که باهاش بودي
...رو از ليست مهمون‌هامون خط بزنيم

00:50:56.240 --> 00:50:58.278
آره يا نه؟ -
آره -

00:50:58.280 --> 00:50:59.680
گندش بزنن

00:51:03.240 --> 00:51:06.798
جناب آزوالد، ايشون همسر من، اليزابت‌ـه

00:51:06.800 --> 00:51:08.720
ليزي، جناب آزوالد موزلي

00:51:11.160 --> 00:51:13.358
،از اون‌جايي که به نظر مي‌رسه همه‌مون مي‌دونيم

00:51:13.360 --> 00:51:19.358
،و از اون‌جايي که دانايي به آدم اختيار مي‌ده
،مطمئن‌ـم، آقاي شلبي، در راستاي رابط صادقانه‌مون

00:51:19.360 --> 00:51:23.920
ناراحت نمي‌شيد اگر بگم که يک
بطري شامپاين و شبي مفيد بود

00:51:26.000 --> 00:51:28.800
راست‌ـش، شبي هدررفته بود

00:51:30.960 --> 00:51:33.118
!براي شامپاين و برندي‌اي که برام خريديد

00:51:33.120 --> 00:51:37.798
اون‌طور که خاطرم هست، مشروب بود
که کمي زودهنگام شما رو به خواب برد

00:51:37.800 --> 00:51:42.400
خانم‌ها و آقايون، رقص الآن شروع مي‌شه

00:51:46.880 --> 00:51:48.918
!آقاي موزلي

00:51:48.920 --> 00:51:51.838
اگه اجازه بديد، به سلامتي بنوشيم

00:51:51.840 --> 00:51:56.758
به سلامتي پايان معامله‌مون، و آغاز چيزي بيشتر

00:51:56.760 --> 00:51:58.880
تولدت مبارک، ليزي

00:52:02.720 --> 00:52:04.560
از اين طرف

00:52:08.500 --> 00:52:12.500
 Max Richter - Dona Nobis Pacem 2

00:53:19.500 --> 00:53:23.500
 Max Richter - Dona Nobis Pacem 1

00:53:31.840 --> 00:53:35.078
،پالي گِري، ملک کولي

00:53:35.080 --> 00:53:39.440
با منِ رعيتِ بي‌بضاعت ازدواج مي‌کني؟

00:54:36.280 --> 00:54:40.520
بيا قبل از اين‌که قو بميره، سکس کنيم

00:55:11.400 --> 00:55:14.480
شنيدم مناسبتي خانوادگي بود

00:55:18.360 --> 00:55:20.878
ببين، متأسفم، ليندا

00:55:20.880 --> 00:55:25.680
حيوونِ درون‌ـم... بيرون مياد
و من نمي‌تونم جلوش رو بگيرم

00:55:28.000 --> 00:55:29.438
گُه بگيرن، ليندا

00:55:29.440 --> 00:55:31.278
...بدون تو، نمي

00:55:31.280 --> 00:55:33.320
بيا داخل، لطفاً

00:55:35.240 --> 00:55:37.438
اسم‌ـش فردريک بود

00:55:37.440 --> 00:55:39.798
تنها کاري که کرديم حرف‌زدن بود، آرتور

00:55:39.800 --> 00:55:41.400
اون فقط گوش داد

00:55:42.560 --> 00:55:44.640
و حالا صورتي نداره

00:55:52.640 --> 00:55:56.160
اون همون‌قدر که تو باطناً زشتي، ظاهراً زشته

00:56:04.960 --> 00:56:09.640
الهي که شما پيکي بلايندرها
همه‌تون توي جهنم وامونده بپوسيد

00:56:21.160 --> 00:56:23.880
...آرتور

00:56:53.000 --> 00:57:03.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.