﻿WEBVTT

00:00:04.970 --> 00:00:07.390
‫تو چطور آدمی هستی، آقای میسن؟

00:00:08.240 --> 00:00:10.610
‫راستش، آه در بساط ندارم

00:00:11.490 --> 00:00:13.530
‫بذار بگم می‌خوام گذشته‌م رو جبران کنم

00:00:13.540 --> 00:00:15.410
‫« آنچه در پری میسن گذشت... »

00:00:15.420 --> 00:00:16.780
‫امیلی!

00:00:16.790 --> 00:00:19.950
‫محفل نورانی الهی شاید
‫قلباً صلاح تو رو نخواد

00:00:19.960 --> 00:00:22.780
‫- تا حالا از اونجا به من گزندی نرسیده
‫- ممنون

00:00:23.710 --> 00:00:26.660
‫این پرونده‌ها میزان بدهی کلیسا
‫رو چه مقدار برآورد می‌کنه؟

00:00:26.670 --> 00:00:29.390
‫بیشتر از ۱۰۰ هزار دلار

00:00:29.400 --> 00:00:32.330
‫آقای بگرلی، آیا اون مبلغ رو
‫به محفل نورانی الهی دادی؟

00:00:32.340 --> 00:00:33.710
‫خیر

00:00:34.220 --> 00:00:40.190
‫چارلی دادسن برای اخاذیِ
‫۱۰۰ هزار دلاری ربوده میشه

00:00:41.920 --> 00:00:44.640
‫نمی‌تونم برم رو جایگاه شهود.
‫میسن تیکه پاره‌م می‌کنه

00:00:44.650 --> 00:00:46.490
‫اگه نتونه پیدات کنه،
‫نمی‌تونه احضارت کنه

00:00:49.280 --> 00:00:51.060
‫نواک و سرکی

00:00:51.070 --> 00:00:52.768
‫یه بچه همراهشون بوده که
‫یه بند گریه می‌کرده

00:00:52.770 --> 00:00:56.070
‫ولی مردِ سومی با زنش پیداش شده
‫و بعدش دیگه خبری از گریه نبود

00:00:56.080 --> 00:00:57.520
‫اِنیس

00:00:57.530 --> 00:01:00.700
‫چه اتفاقی برای نوزادی میوفته که
‫از سینۀ مادرِ هروئینی شیر بخوره؟

00:01:00.710 --> 00:01:01.740
‫خفه میشه

00:01:01.750 --> 00:01:02.750
‫این کارو نکن

00:01:05.700 --> 00:01:06.710
‫بچه‌م

00:01:10.070 --> 00:01:11.170
‫چارلی دادسن زنده‌ست

00:01:11.930 --> 00:01:14.940
‫تو این کارو کردی. آلیس! آلیس!

00:01:21.100 --> 00:01:31.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:42.990 --> 00:01:44.828
‫۱۰ تا ماشین رو فرستادیم توی شهر

00:01:44.830 --> 00:01:46.480
‫دنبالش بگردن، مادر مک‌کیگن

00:01:46.490 --> 00:01:48.408
‫یه لباس سفید تنشه و دماغش خونیه

00:01:48.410 --> 00:01:49.500
‫مگه پیدا کردنش چقدر سخته؟

00:01:49.510 --> 00:01:51.088
‫لطفاً حرکت نکنید، خانم مک‌کیگن

00:01:51.090 --> 00:01:52.248
‫سریع‌تر بخیه بزنید

00:01:52.250 --> 00:01:54.760
‫اگه درست بخیه نشه،
‫جای زخمش می‌مونه

00:01:55.790 --> 00:01:57.540
‫می‌دونیم امیلی دادسن کجاست؟

00:01:57.550 --> 00:02:00.340
‫قبرستان بدجور شلوغ شد

00:02:01.950 --> 00:02:04.140
‫- کشیش سایدل؟
‫- نه

00:02:06.400 --> 00:02:08.600
‫محض رضای خدا،
‫بچه رو بیارید پیشم

00:02:12.340 --> 00:02:13.380
‫خیلی خب

00:02:14.340 --> 00:02:15.690
‫خیلی خب

00:02:15.700 --> 00:02:18.250
‫بیا. بیا

00:02:18.260 --> 00:02:19.480
‫آروم باش

00:02:25.890 --> 00:02:28.200
‫خواهر رو پیدا کنید

00:02:28.210 --> 00:02:30.190
‫امیلی دادسن رو هم باخبر کنید

00:02:30.200 --> 00:02:32.760
‫آروم باش. چیزی نیست

00:02:36.800 --> 00:02:38.640
‫هر بچه‌ای به مادرش نیاز داره

00:02:39.550 --> 00:02:40.570
‫مگه نه؟

00:02:46.070 --> 00:02:48.640
‫خانم پیت‌لیک قبول کرد

00:02:48.650 --> 00:02:52.350
‫باشه. من امشب تو اتاق هیزل می‌خوابم

00:02:52.360 --> 00:02:54.760
‫تو می‌تونی توی اتاق من بخوابی

00:02:56.170 --> 00:02:59.470
‫ببین، این برای ورم چشم‌هات خوبه

00:03:00.670 --> 00:03:03.710
‫- چشم‌هام برام مهم نیست
‫- می‌دونم

00:03:04.730 --> 00:03:07.690
‫ولی به این فکر کن که
‫توی دادگاه قشنگ نیست

00:03:07.700 --> 00:03:09.060
‫توی دادگاه؟

00:03:09.070 --> 00:03:12.890
‫البته، نه، نباید بذارید یه زن دیوونه،
‫شبیه دیوونه‌ها به‌نظر بیاد

00:03:16.150 --> 00:03:20.390
‫شاید بتونم با کرم‌پودر و کرم‌محوکننده‌
‫ورم چشمش رو روبراه کنم

00:03:24.560 --> 00:03:27.810
‫پسر من کجاست، خانم استریت؟

00:03:27.820 --> 00:03:30.220
‫چی سر جسدش اومده؟

00:03:30.230 --> 00:03:33.770
‫نمی‌دونم، من...

00:03:35.130 --> 00:03:36.880
‫به‌نظرم...

00:03:36.890 --> 00:03:42.400
‫به احتمال قوی جسدش رو
‫از داخل تابوت آوردن بیرون

00:03:42.410 --> 00:03:44.730
‫خیلی وقت قبل از یکشنبۀ پاک

00:03:44.740 --> 00:03:50.040
‫- خیلی وقت قبل از...
‫- شاید وقتی منو...

00:03:50.050 --> 00:03:54.050
‫- بفرستن زندان، راحت بشم
‫- محاکمه هنوز تموم نشده

00:03:56.760 --> 00:03:59.550
‫می‌دونم هیئت‌منصفه
‫منو مقصر می‌دونه، دلا

00:04:01.130 --> 00:04:02.970
‫می‌دونم چه نظری درمورد من دارن

00:04:05.220 --> 00:04:07.429
‫می‌دونی، شاید منم اگه جاشون بودم،
‫همچین فکری می‌کردم

00:04:10.450 --> 00:04:12.300
‫ولی می‌خواستم بچه‌مو از
‫چنگال مرگ پس بگیرم

00:04:15.050 --> 00:04:16.790
‫بیشتری از هر چیزی...

00:04:18.010 --> 00:04:20.830
‫توی دنیا می‌خواستم پسش بگیرم

00:04:22.380 --> 00:04:23.720
‫می‌دونم

00:04:30.010 --> 00:04:34.630
‫کاش قبل از این قضایا منو می‌شناختی

00:04:35.760 --> 00:04:37.720
‫چون به‌نظرم می‌گفتی که...

00:04:40.010 --> 00:04:42.170
‫مادر خوبی هستم

00:04:51.940 --> 00:04:54.130
‫از صمیم قلب قسم می‌خورید
‫که شهادت شما

00:04:54.140 --> 00:04:57.468
‫حقیقت و تمام واقعیت امر باشد
‫و چیزی جز حقیقت نباشد؟

00:04:57.470 --> 00:04:59.670
‫- سوگند یاد می‌کنی؟
‫- بله

00:05:00.970 --> 00:05:03.620
‫کارآگاه اِنیس

00:05:04.590 --> 00:05:06.368
‫- تا حالا کسی رو کُشتید؟
‫- اعتراض دارم

00:05:06.370 --> 00:05:09.320
‫- سؤالشون نامربوط و اذیت‌کننده‌ست
‫- اعتراض وارده

00:05:09.330 --> 00:05:11.320
‫جناب قاضی، آقای بارنز، مسئله‌ای نیست

00:05:11.330 --> 00:05:13.620
‫جوابش مثبته. وقتی خارج از کشور

00:05:13.630 --> 00:05:15.700
‫مشغول خدمت بودم، ۳ نفر رو کُشتم

00:05:15.710 --> 00:05:18.090
‫شما سرباز ارتش بودید؟

00:05:18.760 --> 00:05:20.290
‫مثل خودتون، آقای میسن

00:05:20.300 --> 00:05:22.690
‫و وقتی از جنگ برگشتین،
‫از مأموران گشتِ

00:05:22.700 --> 00:05:24.860
‫- ادارۀ پلیس لس آنجلس شدید؟
‫- به خدمت‌کردن اعتقاد دارم

00:05:24.870 --> 00:05:27.230
‫سرباز، پلیس ‌و الان هم کارآگاه

00:05:28.190 --> 00:05:30.528
‫اولین قتل‌تون رو با تفنگ
‫انجام دادید، یا از نزدیک؟

00:05:30.530 --> 00:05:33.530
‫- آقای میسن
‫- از سؤالم صرفنظر می‌کنم

00:05:33.540 --> 00:05:36.610
‫پس، اون شب که
‫گانن، سرکی و نواک

00:05:36.620 --> 00:05:38.270
‫جسد چارلی رو به
‫موکل من تحویل دادن،

00:05:38.280 --> 00:05:40.840
‫شما اولین کارآگاهی بودید که
‫سر صحنه حاضر شدید، درسته؟

00:05:41.620 --> 00:05:42.650
‫چارلی!

00:05:49.170 --> 00:05:52.280
‫بله. من توی تالار اِلکم بودم،

00:05:52.290 --> 00:05:54.240
‫که دست بر قضا یک ساختمون فاصله داشته

00:05:54.250 --> 00:05:56.190
‫با محلی که موکل‌تون در اونجا...

00:05:56.200 --> 00:05:57.540
‫چطوری گفتش؟

00:05:57.550 --> 00:05:59.120
‫در اونجا منتظر بوده

00:05:59.130 --> 00:06:01.128
‫پس، از تالارِ الک‌تون
‫سر و صداها رو می‌شنوید،

00:06:01.130 --> 00:06:02.468
‫و با عجله حرکت می‌کنید
‫به سمت پایین خیابون

00:06:02.470 --> 00:06:04.590
‫تا ببـینید کمکی ازتون برمیاد، که میاد

00:06:04.600 --> 00:06:06.710
‫من پلیسم، چه سر کار باشم، چه نباشم

00:06:06.720 --> 00:06:08.440
‫آدم‌ربا رو در حین ارتکاب
جُرم دستگیر کردید؟

00:06:08.450 --> 00:06:09.770
‫آدم‌رباها زرنگ بودن

00:06:09.780 --> 00:06:11.400
‫منطقۀ شلوغی رو انتخاب کرده بودن
‫که راه‌های فرار خوبی داشت...

00:06:11.410 --> 00:06:13.268
‫خب، آنچنان هم زرنگ نبودن.
‫چون فرداش کُشته شدن

00:06:13.270 --> 00:06:15.230
‫زرنگ بودن که اونجا رو انتخاب کردن

00:06:15.240 --> 00:06:18.940
‫و مطمئنم موکلتون نقش به‌سزایی
‫در این قضیه داشته

00:06:18.950 --> 00:06:20.940
‫این خانم خوب اشکش دم مشکشه

00:06:22.270 --> 00:06:24.280
‫جناب قاضی، ازتون می‌خوام
‫اعلام کنید کارآگاه اِنیس

00:06:24.290 --> 00:06:26.398
‫- یه شاهد معارضه
‫- اعتراض دارم، جناب قاضی

00:06:26.400 --> 00:06:28.860
‫اینجا فقط یه نفر معارضه

00:06:28.870 --> 00:06:31.840
‫رویه قضایی در این باره مشخصه، آقای بارنز

00:06:31.850 --> 00:06:34.600
‫در متن صحبت‌های دادگاه قید بشه
‫که شاهد معارض بوده

00:06:34.610 --> 00:06:35.629
‫ممنون، جناب قاضی

00:06:35.630 --> 00:06:38.130
‫کارآگاه اِنیس، وقتی که آدم‌رباها برای

00:06:38.150 --> 00:06:41.160
‫تقسیم باج دور هم جمع شدند،
‫از روی... کنجکاوی اینو می‌پرسم،

00:06:41.170 --> 00:06:45.230
‫به‌نظرِ شما جرج گانن،

00:06:45.240 --> 00:06:49.200
‫حسابدار خداترس و اسلحه‌به‌دست،

00:06:49.210 --> 00:06:53.100
‫چطور تونسته دو تا
‫هفت‌خط حرفه‌ای رو دور بزنه؟

00:06:55.230 --> 00:06:57.860
‫به‌نظرم غافلگیرشون کرده

00:06:57.870 --> 00:06:59.398
‫ولی چطور با شونۀ تیرخورده

00:06:59.400 --> 00:07:02.310
‫و لگنِ شکسته از اینور شهر
‫رفته اونور شهر؟

00:07:02.320 --> 00:07:04.610
‫- اعتراض دارم، آقای قاضی
‫- اشتباه کردم

00:07:04.620 --> 00:07:06.520
‫خیلی متأسفم

00:07:06.530 --> 00:07:08.110
‫کالبدشکافی‌ها رو قاطی کردم

00:07:08.120 --> 00:07:10.060
‫آقای میسن، در صورت تکرار...

00:07:10.070 --> 00:07:13.030
‫پس، گانن اسلحه‌به‌دست،
‫وقتی برمی‌گرده خونه‌ش،

00:07:13.040 --> 00:07:15.080
‫بابت کل این اتفاقات پشیمون میشه

00:07:15.090 --> 00:07:18.200
‫پول‌ها رو توی شومینه می‌سوزونه،

00:07:18.210 --> 00:07:22.380
‫یه نامۀ خودکُشی تایپ می‌کنه،
‫چاپش می‌کنه،

00:07:22.390 --> 00:07:25.590
‫بعدش با شاتگان یه تیر
‫توی سر خودش خالی می‌کنه

00:07:25.600 --> 00:07:27.270
‫چون...

00:07:27.280 --> 00:07:29.090
‫چون چی؟

00:07:29.100 --> 00:07:32.740
‫چون تفنگی که باهاش سرکی و
‫نواک رو کُشته بود، مزخرف بود؟

00:07:32.750 --> 00:07:35.610
‫من توی سَرِ گانن نبودم.
‫فقط گندی که بالا آورده بود رو دیدم

00:07:35.620 --> 00:07:37.528
‫ولی وقتی به چنین صحنۀ جرمی برخورد می‌کنی،

00:07:37.530 --> 00:07:39.188
‫تو رو یاد ۶ نفری که کُشتی نمی‌اندازه؟

00:07:39.190 --> 00:07:40.720
‫گفتم ۳ نفر، نه ۶ تا

00:07:40.730 --> 00:07:42.230
‫لطفاً از متن صحبت‌های دادگاه حذفش کنین

00:07:42.240 --> 00:07:45.060
‫دنور، آگست ۱۹۱۴،

00:07:45.070 --> 00:07:49.020
‫شما اعتصاب‌شکن شرکتی
‫به اسم سوخت و آهن کلرادو بودید

00:07:49.030 --> 00:07:50.248
‫داری از این شاخه به
‫اون شاخه می‌پری، میسن

00:07:50.250 --> 00:07:52.320
‫توی قتل‌عام لودلو باعث
‫کُشتار کارگرها شدی

00:07:52.330 --> 00:07:55.080
‫من از آمریکایی‌های واقعی که
‫کمونیست‌ها رو دوست ندارن، محافظت کردم

00:07:55.090 --> 00:07:58.030
‫این فهرستی از مدیران ارشد
‫شرکت سوخت و آهن کلرادوـه

00:07:58.040 --> 00:08:00.100
‫بی‌زحمت میشه این اسم رو
‫بلند برام بخونی؟

00:08:00.110 --> 00:08:02.590
‫- کدوم اسم؟
‫- اسمی که اینجاست

00:08:07.880 --> 00:08:11.440
‫- اریک کیو. سایدل
‫- اریک کیو. سایدل

00:08:11.450 --> 00:08:14.200
‫معاون رئیس ارشد سوخت و آهن کلرادو،

00:08:14.210 --> 00:08:17.480
‫که در حال حاضر مسئولیت امور مالیِ

00:08:17.490 --> 00:08:19.460
‫محفل نورانی الهی رو بر عهده داره،

00:08:19.470 --> 00:08:21.540
‫و رئیسِ جرج گانن بوده

00:08:21.550 --> 00:08:25.730
‫دو تا شاهد دارم که میگن
‫سرکی و نواک هم اون موقع

00:08:25.740 --> 00:08:27.400
‫در دنور بودن

00:08:27.410 --> 00:08:31.650
‫هر ۴ نفر، در آن واحد در یک جا بودن

00:08:31.660 --> 00:08:33.690
‫پس، کارآگاه اِنیس، بگو ببینم

00:08:33.700 --> 00:08:36.150
‫تجدید دیدارتون توی لس آنجلس چطور بوده؟

00:08:36.160 --> 00:08:38.248
‫- اعتراض دارم. سؤال جدال‌آفرین هست
‫- اعتراض وارده

00:08:38.250 --> 00:08:39.850
‫دو تا شاهد عینی دیگه دارم که

00:08:39.860 --> 00:08:41.530
‫تو رو توی فاحشه‌خانۀ
‫محلۀ چینی‌ها دیدن،

00:08:41.540 --> 00:08:45.040
‫به گفتۀ اونها، یه فاحشه
‫به اسم تانگ یین رو

00:08:45.050 --> 00:08:47.250
‫همراه خودت به یه راه‌سرا توی نیوهال بُردی

00:08:47.260 --> 00:08:49.560
‫فقط برای اینکه

00:08:49.570 --> 00:08:52.560
‫به چارلی دادسن شیر بده

00:08:52.570 --> 00:08:56.940
‫فاجعه اینجاست که این خانم جوان
‫انقدر به‌خاطر مصرف هروئین نشئه بوده

00:08:56.950 --> 00:09:00.470
‫که شیر مسمومش
‫باعث خفگی چارلی میشه

00:09:00.480 --> 00:09:02.208
‫- بیخیال. این حرف‌ها چرنده!
‫- این سوگندنامه‌‌ی

00:09:02.210 --> 00:09:04.720
‫یک كارآگاه‌ خصوصى‌
‫به اسم پیت استریکلنده

00:09:04.730 --> 00:09:06.550
‫طبق این، همون شبی که تانگ یین

00:09:06.560 --> 00:09:10.800
‫یکهو اُوردوز می‌کنه، تو هم
‫توی همون فاحشه‌خونه بودی

00:09:16.800 --> 00:09:20.300
‫بعدش رفیق قدیمیت، اریک کیو. سایدل،

00:09:20.310 --> 00:09:24.590
‫وقتی که قراره در رابطه با
‫مشکلات مالی محفل نورانی الهی

00:09:25.220 --> 00:09:27.540
‫شهادت بده،

00:09:27.550 --> 00:09:30.810
‫یهو ناپدید میشه

00:09:30.820 --> 00:09:36.270
‫سرکی، نواک، گانن،
‫اریک سایدل،‌ تانگ یین،

00:09:37.220 --> 00:09:38.550
‫چارلی دادسن

00:09:38.560 --> 00:09:41.940
‫و تنها کسی که تمام‌شون رو
‫بهم مرتبط می‌کنه

00:09:41.950 --> 00:09:45.260
‫کارآگاه جوزف اِنیسه

00:09:48.780 --> 00:09:50.770
‫جواب نمیده، میسن

00:09:50.780 --> 00:09:53.078
‫- تو چارلی دادسن رو دزدیدی
‫- اعتراف نمی‌کنه

00:09:53.080 --> 00:09:54.580
‫بالای جنازه‌ش وایسادی و گفتی:

00:09:54.590 --> 00:09:56.538
‫«خب، بیاید چشم‌هاشو بدوزیم
‫و پولمون رو بگیریم!»

00:09:56.540 --> 00:09:58.159
‫اون بچه قبلاً مُرده بود!

00:09:58.160 --> 00:09:59.539
‫اعتراف نمی‌کنه!

00:09:59.540 --> 00:10:01.020
‫هنوز کارم تموم نشده!

00:10:01.030 --> 00:10:03.700
‫هیچ شاهدی روی جایگاه اعتراف نمی‌کنه

00:10:03.710 --> 00:10:06.540
‫یه دلیلی داره که بارنز احضارش نکرده!

00:10:06.550 --> 00:10:09.830
‫هیچکس روی جایگاه شهود اعتراف نمی‌کنه

00:10:09.840 --> 00:10:12.940
‫خدای من. خیلی خب. باشه

00:10:12.950 --> 00:10:15.590
‫اگه مدارکم کافی نبود،
‫می‌تونم مدارک جزئی از خودم در بیارم

00:10:15.600 --> 00:10:18.610
‫چند تا از این مدارکت قانونیه؟

00:10:19.630 --> 00:10:20.630
‫دلا؟

00:10:20.640 --> 00:10:22.690
‫یکی رو از خودش درآورده
‫و دو تاشو هم سر هم کرده

00:10:23.770 --> 00:10:27.320
‫قاضی رایت نه نمیذاره به اِنیس
‫برچسب شاهد معارض بزنی،

00:10:27.330 --> 00:10:29.400
‫نه میذاره نصف این چرندیاتی
‫که الان گفتی رو

00:10:29.410 --> 00:10:31.360
‫- توی دادگاه بگی
‫- شاید بهتره بحثِ

00:10:31.370 --> 00:10:33.350
‫کالبدشکافی دوم رو پیش نکِشی

00:10:33.360 --> 00:10:35.190
‫تا حالا حس در هم شکستن
‫بهت دست داده؟

00:10:35.200 --> 00:10:36.320
‫- نه
‫- نه؟

00:10:36.330 --> 00:10:38.660
‫تو داشتی غرق میشدی.
‫من یه حلقۀ شنا پرت کردم طرفت

00:10:39.450 --> 00:10:40.880
‫بگو دیگه حرفی نداری

00:10:44.190 --> 00:10:45.440
‫چی؟

00:10:45.450 --> 00:10:48.500
‫هیئت‌منصفه رو درمورد ۱۰۰ هزار دلاری
‫که کلیسا برای قرض‌هاش

00:10:48.510 --> 00:10:50.250
‫لازم داشت، به فکر فرو بُردی

00:10:50.260 --> 00:10:52.060
‫دفتر کل رو که نشون میده

00:10:52.070 --> 00:10:55.220
‫دم دم‌های باج‌خواهی،
‫درآمد کلیسا از قِبَلِ «کمک‌های مالی»

00:10:55.230 --> 00:10:58.050
‫به ۱۰۰ هزار دلار نزدیک
‫شده بوده رو وارد بحث کردی

00:10:58.060 --> 00:11:00.020
‫دیگه کسی رو احضار نکن

00:11:00.030 --> 00:11:01.470
‫به این کار میگن بی‌خایگی

00:11:01.480 --> 00:11:03.220
‫بهش میگن شک منطقی

00:11:03.230 --> 00:11:05.320
‫خدای من. خیلی خب. باشه

00:11:05.330 --> 00:11:09.120
‫ببینید، می‌دونم همه‌مون یکشنبۀ پاکِ
‫فاجعه‌ای رو پشت سر گذاشتیم

00:11:09.130 --> 00:11:10.868
‫چیزی نمونده بود توی یه شورش کُشته بشیم

00:11:10.870 --> 00:11:12.420
‫ولی فردا باید بریم دادگاه

00:11:12.430 --> 00:11:16.690
‫اِنیس شاهدی رو کُشته که می‌تونه

00:11:16.700 --> 00:11:18.890
‫اونو به ارتکاب همون جُرمی که خودش

00:11:18.900 --> 00:11:21.660
‫درموردش تحقیق می‌کنه، متهم کنه!

00:11:21.670 --> 00:11:23.650
‫نباید بذاریم قسر در بره!

00:11:26.070 --> 00:11:27.700
‫یالا!

00:11:27.710 --> 00:11:30.520
‫من...

00:11:30.530 --> 00:11:33.560
‫خب، گمونم بتونی...

00:11:33.570 --> 00:11:35.880
‫بحث شهادت‌نامۀ دنوور رو پیش بکِشی،

00:11:35.890 --> 00:11:39.280
‫اظهارات خواهر آلیس که
‫حرف‌های مستخدم زندان رو رد می‌کنن

00:11:39.290 --> 00:11:40.820
‫ولی بعد باید کاری کنی که بارنز

00:11:40.830 --> 00:11:43.430
‫تصریح کنه اظهارات مقبولن،
‫که محاله زیر بار بره

00:11:43.440 --> 00:11:45.050
‫بعدشم باید خواهر آلیس رو احضار کنی

00:11:45.060 --> 00:11:46.900
‫می‌تونی امیلی رو احضار کنی

00:11:49.880 --> 00:11:51.650
‫آره، بیا همین کارو کنیم

00:11:51.660 --> 00:11:54.980
‫بیا زنی رو احضار کنیم که
‫جسدِ در حال پوسیدن بچه‌ش رو

00:11:54.990 --> 00:11:56.528
‫در اختیار خواهر سِفیدپوشمون گذاشت

00:11:56.530 --> 00:11:59.460
‫احضارش کنیم تا بارنز عین آب خوردن
‫همۀ تقصیرها رو بندازه گردنش!

00:11:59.470 --> 00:12:01.360
‫حتماً همین کارو بکنیم

00:12:01.370 --> 00:12:03.900
‫با کمال احترام، دلا...

00:12:03.910 --> 00:12:06.270
‫اگه من وکیل پرونده بودم،
‫قبل از امیلی، اِنیس رو احضار می‌کردم

00:12:06.280 --> 00:12:07.708
‫منم دقیقاً می‌خوام همین کارو بکنم

00:12:07.710 --> 00:12:11.420
‫و از اونجایی که غرور ایشون

00:12:11.430 --> 00:12:15.090
‫دیگه قابل‌تحمل نیست،
‫شب خوبی رو براتون آرزو می‌کنم

00:12:21.130 --> 00:12:22.180
‫راست میگه

00:12:23.970 --> 00:12:25.650
‫بدون مدرک محکم،
‫نمی‌تونی متهمش کنی

00:12:26.530 --> 00:12:28.310
‫مدرک سفت و سختی هم علیهش نداری

00:13:05.800 --> 00:13:08.229
‫سا‌ل‌ها اینجا بودی

00:13:08.230 --> 00:13:10.190
‫می‌خوام ذهنم باز بشه

00:13:10.200 --> 00:13:11.530
‫اینطوری باز میشه؟

00:13:12.340 --> 00:13:14.170
‫خب، وقتی تو حرف بزنی نه

00:13:18.260 --> 00:13:21.370
‫به‌نظرم باید امیلی رو احضار کنی

00:13:23.050 --> 00:13:24.500
‫اون حق داره یه فرصت...

00:13:24.510 --> 00:13:26.150
‫اون حق داره بدون محکومیت
‫دادگاه رو ترک کنه،

00:13:26.160 --> 00:13:28.480
‫و اگه بشه، بره گوشۀ
‫یه تیمارستان‌ تر و تمیز و روشن

00:13:28.490 --> 00:13:30.720
‫تا حالا ندیده بودم اینقدر
‫فکرش باز باشه

00:13:31.990 --> 00:13:35.120
‫به‌خاطر شورش یه مقدار اذیت شده،
‫ولی می‌خواد حرف‌هاش رو بشنون

00:13:37.720 --> 00:13:40.360
‫دوست خودبزرگ‌بین لاشیت راست میگه

00:13:40.370 --> 00:13:44.800
‫باید بگم دیگه حرفی ندارم.
‫مدرکی علیه اِنیس نداریم

00:13:44.810 --> 00:13:47.080
‫همه چیز رو انکار می‌کنه.
‫منم میشم شبیه بدبخت بیچاره‌ها

00:13:47.090 --> 00:13:51.090
‫پس وایمیستم روبروی
‫بارنز و اون قاضی پیرسگ

00:13:51.100 --> 00:13:52.448
‫و میگم: «می‌دونید چیه؟ من تسلیمم.

00:13:52.450 --> 00:13:53.748
‫بیاید اعدامش کنیم و
‫بریم خونه شام‌مون رو بخوریم»

00:13:53.750 --> 00:13:55.220
‫من سعی کردم آماده‌ش کنم

00:13:57.380 --> 00:13:59.760
‫تو... چیکار...
‫سعی کردی آماده‌ش کنی؟

00:13:59.770 --> 00:14:02.280
‫حرف زدیم. الان آماده‌ست

00:14:03.550 --> 00:14:05.520
‫آماده‌ست بیاد روی جایگاه شهود

00:14:05.530 --> 00:14:07.440
‫تو و هیزل به این راه‌حل رسیدید؟

00:14:07.450 --> 00:14:09.810
‫- نه
‫- این خرد جمعی‌تونه؟

00:14:10.850 --> 00:14:14.240
‫خودم دیدم که چند تا مَرد رفتن
‫روی جایگاه شهود و خوار و خفیفش کردن

00:14:14.250 --> 00:14:15.700
‫سؤال‌های درستی ازش بپرس،

00:14:15.710 --> 00:14:17.148
‫- تا بفهمن ماجرا از چه قرار بوده
‫- قضیه همینه

00:14:17.150 --> 00:14:18.368
‫- ماجرا از همین قراره
‫- اونها بهش یه فرصت میدن

00:14:18.370 --> 00:14:21.170
‫این کار برای تو حکم یه جنگ رو داره.
‫این وسط امیلی چیکارست؟

00:14:21.180 --> 00:14:23.270
‫- نمایندۀ جناحته؟
‫- نه، منظورم این نیست، پری

00:14:23.280 --> 00:14:25.960
‫چرا، چون وقتی می‌بینی مَردها
‫یه زن رو خوار و خفیف می‌کنن،

00:14:25.970 --> 00:14:28.240
‫به خودت می‌گیری.
‫حدس بزن چی؟ در اشتباهی

00:14:28.250 --> 00:14:30.568
‫عزیزم، متأسفم که اینو به روت میارم،

00:14:30.570 --> 00:14:32.760
‫ولی اینکه یواشکی توی پانسیونت
‫با دوست‌دخترت که

00:14:32.770 --> 00:14:34.188
‫دست‌هاشو نشون این و اون میده
‫عشق و حال کنی،

00:14:34.190 --> 00:14:37.570
‫زمین تا آسمون فرق می‌کنه با اینکه
‫به جُرم قتل بچه‌ت برات پاپوش درست کنن

00:14:47.920 --> 00:14:49.870
‫فکر می‌کردی از
‫رابطه‌ت با هیزل خبر نداشتم؟

00:14:53.590 --> 00:14:54.710
‫انتظار داشتم بدونی

00:14:57.950 --> 00:15:01.130
‫فقط فکر نمی‌کردم اینطوری
‫بزنیش توی چشمم

00:15:11.050 --> 00:15:13.380
‫سؤال‌هاتو برات تایپ می‌کنم،

00:15:13.390 --> 00:15:17.400
‫تا اگه بیدار شدی و فهمیدی
‫من درست میگم... سؤالات آماده باشن

00:15:34.130 --> 00:15:35.990
‫دیگه خیلی نمونده

00:15:36.000 --> 00:15:38.580
‫روزنامه‌های اینجا که نوشتن
‫موکلِ سفیدپوست‌تون

00:15:38.590 --> 00:15:39.840
‫توی وضعیت بدیه

00:15:40.920 --> 00:15:43.000
‫اگه می‌دونی چرا می‌پرسی؟

00:15:43.010 --> 00:15:45.610
‫چون می‌خوام بدونم چه فکری
‫راجع‌بهش می‌کنی

00:15:45.620 --> 00:15:47.560
‫فقط می‌خوام به آخرِ خط برسه

00:15:47.570 --> 00:15:50.170
‫منم می‌خوام بدونم خونه‌م کجاست

00:15:50.180 --> 00:15:52.130
‫بسه، کلر، کافیه

00:15:53.110 --> 00:15:54.900
‫تو این یارو اِنیس رو نمی‌شناسی،

00:15:54.910 --> 00:15:56.670
‫اراده کنه می‌تونه جونت رو بگیره

00:15:58.220 --> 00:16:02.130
‫باید در امان نگهت می‌داشتم،
‫باید امنیت بچه‌مونو تأمین می‌کردم

00:16:03.630 --> 00:16:05.800
‫خب، امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

00:16:07.550 --> 00:16:08.650
‫آره

00:16:10.380 --> 00:16:11.760
‫عاشقتم، عزیزم

00:16:13.010 --> 00:16:14.550
‫شب بخیر

00:16:27.880 --> 00:16:30.670
‫پس بچهه به‌خاطر شیر خوردن از
‫سینۀ یکی دیگه خفه شده؟

00:16:32.720 --> 00:16:33.880
‫آره

00:16:35.590 --> 00:16:37.540
‫- فاحشهه مُرده؟
‫- اوهوم

00:16:37.550 --> 00:16:39.730
‫- سایدل چی؟
‫- اونم مُرده

00:16:41.720 --> 00:16:42.900
‫آره، احتمالاً

00:16:46.590 --> 00:16:48.560
‫ما دیر جنبیدیم

00:16:48.570 --> 00:16:50.460
‫اونم زرنگ بود

00:16:50.470 --> 00:16:52.159
‫دیگه تقریباً حرکتی برام نمونده

00:16:52.160 --> 00:16:54.230
‫تو از این حرف‌ها نمی‌زدی

00:16:54.240 --> 00:16:58.730
‫آره، خب، این بگاییِ وکالته

00:16:58.740 --> 00:17:00.760
‫ممکنه حق کاملاً با تو باشه،

00:17:00.770 --> 00:17:02.940
‫ولی اگه نتونی اثباتش کنی،

00:17:02.950 --> 00:17:05.480
‫اگه نتونی بگیریش توی دستت،

00:17:05.490 --> 00:17:06.970
‫انگار وجود نداره

00:17:09.380 --> 00:17:11.260
‫گفتی «تقریباً» حرکتی برات نمونده

00:17:13.670 --> 00:17:15.560
‫آره

00:17:17.300 --> 00:17:20.810
‫خب، انگار الان این کارآگاهِ
‫سیاهِ زبر و زرنگه طرفته

00:17:20.820 --> 00:17:22.108
‫نمی‌دونم چرا اونو نمیاری
‫روی جایگاه شهود

00:17:22.110 --> 00:17:24.270
‫نمی‌تونه شهادت بده

00:17:24.280 --> 00:17:26.470
‫کس دیگه‌ای هم ندارم

00:17:27.900 --> 00:17:30.670
‫پس می‌خوای بیخیال معذرت‌خواهی بشی؟

00:17:32.470 --> 00:17:33.810
‫«این کارو واسه‌م بکن، استریک»

00:17:33.820 --> 00:17:35.990
‫می‌دونم خیلی زحمت کِشیدی

00:17:38.330 --> 00:17:40.240
‫چند وقته یه جوری شدم

00:17:40.250 --> 00:17:41.830
‫شایدم از وقتی وکیل شدی اینجوری شدی

00:17:52.090 --> 00:17:53.600
‫خب، چه کنیم؟

00:17:59.650 --> 00:18:02.100
‫یک ساعت و نیمه
‫که غذا روی میز حاضره

00:18:02.110 --> 00:18:04.600
‫جلوتو که نگرفتم، بخور

00:18:04.610 --> 00:18:06.680
‫ناسلامتی روز بعد از کریسمسه ها

00:18:06.690 --> 00:18:08.688
‫- نمی‌فهمم
‫- درسته. درسته، امیلی

00:18:08.690 --> 00:18:10.860
‫روز بعد از کریسمسه.
‫یه روز معمولیه

00:18:10.870 --> 00:18:13.198
‫که باید توی مغازه
‫کارهای همیشگیمو انجام بدم، خب؟

00:18:13.200 --> 00:18:15.080
‫باشه. غذاتو... میذارم توی
‫یه بشقاب داخل فِر

00:18:15.090 --> 00:18:17.020
‫نه، بذارش تو یخچال.
‫دیر میام خونه

00:18:17.030 --> 00:18:18.110
‫چقدر دیر؟

00:18:22.400 --> 00:18:24.980
‫آره، امشب تک و تنهاییم

00:18:30.110 --> 00:18:31.480
‫لعنتی

00:19:02.830 --> 00:19:07.480
‫لاک‌پشت لاکِش همیشه پشتشه

00:19:07.490 --> 00:19:10.970
‫تا هر جا که میره، براش مثل خونه باشه

00:19:12.270 --> 00:19:14.560
‫آره

00:19:14.570 --> 00:19:16.670
‫ولی کی بیشتر دوستت داره؟

00:19:30.110 --> 00:19:33.220
‫بعد جرج بهت زنگ زد؟

00:19:34.970 --> 00:19:36.220
‫بله

00:19:38.390 --> 00:19:41.290
‫چی پشت تلفن بهت گفت؟

00:19:43.300 --> 00:19:45.110
‫گفت دلش خیلی برام تنگ شده،

00:19:45.120 --> 00:19:46.630
‫گفت خیلی عاشقمه

00:19:48.910 --> 00:19:50.560
‫آخه...

00:19:50.570 --> 00:19:53.160
‫باید درک کنید، شوهر من...

00:19:53.170 --> 00:19:54.260
‫اعتراض دارم. اظهارات داستان‌‌واره

00:19:54.270 --> 00:19:57.420
‫خیلی... خیلی زود نوبت شما هم میشه

00:19:57.430 --> 00:19:59.470
‫ببـ... ببخشید، آقای قاضی؟

00:20:02.420 --> 00:20:04.099
‫ممنون. ببخشید

00:20:04.100 --> 00:20:07.980
‫داشتی... می‌گفتی... شوهرت...

00:20:10.340 --> 00:20:13.810
‫شوهر من هیچ‌وقت خونه نبود،

00:20:13.820 --> 00:20:16.730
‫وقتی هم که خونه بود...

00:20:16.740 --> 00:20:18.130
‫اصلاً...

00:20:20.110 --> 00:20:21.160
‫مهربون نبود

00:20:22.070 --> 00:20:23.770
‫اون تنها مردی بود که می‌شناختم،

00:20:23.780 --> 00:20:25.980
‫برای همین همیشه فکر می‌کردم...

00:20:25.990 --> 00:20:28.420
‫میونۀ زن و شوهرها اینطوریه

00:20:29.970 --> 00:20:32.270
‫ولی با جرج...

00:20:32.280 --> 00:20:34.590
‫حس می‌کردم...

00:20:36.410 --> 00:20:40.100
‫یه... انسانم

00:20:43.630 --> 00:20:45.390
‫ولی الان، می‌دونی که...

00:20:47.070 --> 00:20:48.940
‫تمامش دروغ بود

00:20:48.950 --> 00:20:50.800
‫دوباره اون جوکه رو برام تعریف می‌کنی؟

00:20:50.810 --> 00:20:53.600
‫تق، تق

00:20:53.610 --> 00:20:56.100
‫اون شب بیشتر از یک ساعت
‫منو پشت تلفن نگه داشت

00:21:08.260 --> 00:21:10.340
...و جرج بهم می‌گفت عاشقمه

00:21:11.670 --> 00:21:16.970
وقتی اونا دزدکی اومدن تو خونه‌ام
و پسرم رو دزدیدن

00:21:27.110 --> 00:21:28.560
‫این سؤال آخرمه

00:21:34.670 --> 00:21:37.780
‫امیلی، تو در دزدیده‌شدن
‫پسرت دست داشتی؟

00:21:47.170 --> 00:21:49.810
‫آقای میسن، من فهمیدم که

00:21:49.820 --> 00:21:53.840
‫توی زندگی فقط یه عشق داشتم،

00:21:55.030 --> 00:21:57.050
‫و اون متیو نبوده

00:21:58.880 --> 00:22:00.420
‫جرج نبوده

00:22:05.050 --> 00:22:06.170
‫بلکه...

00:22:09.380 --> 00:22:11.480
‫پسرم بوده

00:22:13.880 --> 00:22:15.250
‫اون...

00:22:17.670 --> 00:22:19.220
‫قلب من بود

00:22:22.420 --> 00:22:25.590
‫پس، نه، توی دزدیده‌شدنش دست نداشتم

00:22:31.090 --> 00:22:32.130
‫ممنون

00:22:34.880 --> 00:22:36.260
‫سؤال دیگه‌ای ندارم، آقای قاضی

00:22:37.090 --> 00:22:38.420
‫ممنون، امیلی

00:22:40.920 --> 00:22:44.290
‫«جرج، من رو ببر

00:22:44.300 --> 00:22:46.270
‫یه جزیره وسط اقیانوس،

00:22:46.280 --> 00:22:50.190
‫و قایقی که باهاش رفتیم اونجا
‫رو به آتش بکِش»

00:22:52.380 --> 00:22:56.020
‫حرف‌های احمقانۀ زیادی
‫توی اون نامه‌ها زدم

00:22:56.030 --> 00:22:57.640
‫دقیق‌ترش میشه این:

00:22:57.650 --> 00:22:59.930
‫«جرج، منو ببر به راه‌سَرای استار

00:22:59.940 --> 00:23:03.230
‫تا بتونیم سکس کنیم و
‫بتونم بچه‌مو ول کنم»

00:23:03.240 --> 00:23:05.180
‫- اعتراض دارم!
‫- وارده

00:23:05.190 --> 00:23:06.448
‫کاملاً درسته

00:23:06.450 --> 00:23:09.540
‫مورد اعتراض قرار گرفت، چون زننده‌ست

00:23:10.170 --> 00:23:13.940
‫یه زن متأهل که با معشوقش
‫توی یه اتاق زنا می‌کنه،

00:23:13.950 --> 00:23:17.690
‫اونم در حالی که بچه‌ش،
‫تنها عشق زندگیش،

00:23:17.700 --> 00:23:19.400
‫پشت دیوار اتاق گریه و زاری می‌کرده

00:23:19.410 --> 00:23:20.458
‫سؤالی مطرح شده، آقای قاضی؟

00:23:20.460 --> 00:23:22.580
‫بله

00:23:22.590 --> 00:23:26.260
‫وقتی توی راه‌سراها مشغول
‫سکس با جرج نبودی،

00:23:26.270 --> 00:23:28.980
‫درمورد پول شوهرت هم بهش گفتی،

00:23:28.990 --> 00:23:30.300
‫خانم دادسن؟

00:23:31.100 --> 00:23:33.840
‫نه. هیچ‌وقت... دربارۀ پول حرف نزدیم

00:23:33.850 --> 00:23:36.940
‫آره، ولی بهش گفتی متیو
‫پسر هرمن بگرلیه

00:23:36.950 --> 00:23:40.970
‫و از اون طریق فهمید که متیو
‫به پول دسترسی داره

00:23:40.980 --> 00:23:43.180
‫خب، فکر نمی‌کردم...

00:23:43.190 --> 00:23:45.440
‫- نفهمیدم که...
‫- خانم دادسن،

00:23:45.450 --> 00:23:47.980
‫آیا این واقعیت نداره که اگر جرج گانن

00:23:47.990 --> 00:23:50.760
‫اون مسائل رو درمورد متیو نمی‌دونست،

00:23:50.770 --> 00:23:54.840
‫هرگز برای صدمه‌زدن به
‫چارلی نقشه نمی‌کِشید؟

00:23:57.380 --> 00:24:00.700
‫مـ... متو... متوجه نمیشم

00:24:00.710 --> 00:24:03.660
‫خانم دادسن، اگه با
‫جرج گانن رابطه نداشتی،

00:24:03.670 --> 00:24:06.340
‫هرگز آدم‌ربایی‌ای اتفاق نمی‌افتاد

00:24:12.260 --> 00:24:14.230
‫بله، گمونم همینطوره

00:24:14.240 --> 00:24:16.720
‫بله، تو چارلی رو توی اتاقش ول کردی

00:24:16.730 --> 00:24:19.260
‫تا جواب تلفنِ معشوقت، جرج، رو بدی،

00:24:19.270 --> 00:24:24.270
‫درست همونطور که برای برای سکس باهاش
‫چارلی رو توی راه‌سرای اِستار ول کردی

00:24:24.280 --> 00:24:26.980
‫تو نتونستی جلوی آدم‌رباهایی که می‌خواستن

00:24:26.990 --> 00:24:29.890
‫چارلی رو بدزدن بگیری.
‫مگه نه، خانم دادسن؟

00:24:29.900 --> 00:24:31.640
‫اون زنگ زد تا حواسم رو پرت کنه

00:24:31.650 --> 00:24:34.790
‫ولی نتونستی جلوشون رو بگیری،
‫درسته یا نه؟

00:24:35.570 --> 00:24:36.689
‫- بله، ولی...
‫- بله

00:24:36.690 --> 00:24:38.940
‫می‌خواستی بچه‌ت رو از
‫سر راه برداری تا بتونی با

00:24:38.950 --> 00:24:44.160
‫این مرد مهربون که باعث شده بود
‫حس کنی انسانی، فرار کنی

00:24:44.170 --> 00:24:45.190
‫بس کن

00:24:45.200 --> 00:24:48.000
‫فرار کنین برین یه جزیره وسط اقیانوس

00:24:48.010 --> 00:24:52.000
‫و قایقی رو که باهاش
‫اومده بودین اونجا آتش بزنین

00:24:52.010 --> 00:24:53.928
‫- اعتراض دارم! اظهارات اذیت‌کننده‌ست!
‫- وارده

00:24:53.930 --> 00:24:56.019
‫توی محکمه که زمزمه کردی گناهکاری

00:24:56.020 --> 00:24:57.800
‫توی زندان که اعتراف کردی

00:24:57.810 --> 00:25:00.120
‫چرا همینجا رسماً نمیگی
‫گناهکاری که ثبت بشه؟

00:25:00.130 --> 00:25:01.228
‫- اعتراض دارم!
‫- آقای بارنز!

00:25:01.230 --> 00:25:03.690
‫لطفاً تمومش کنین، آقا.
‫خواهش می‌کنم، لطفاً

00:25:05.110 --> 00:25:08.420
‫مگر مرگ چارلی تقصیر تو نیست؟

00:25:09.290 --> 00:25:12.700
‫خانم دادسن، آیا این واقعیت نداره که

00:25:12.710 --> 00:25:14.820
‫اگر اون کارها رو نمی‌کردی،

00:25:14.830 --> 00:25:18.520
‫پسرِ دستۀ گُلـت چارلی، هنوز زنده بود؟

00:25:32.510 --> 00:25:35.390
‫بله. درسته

00:25:39.630 --> 00:25:42.970
‫خب، دیگه برای پسرت اشک نمی‌ریزی؟

00:25:47.800 --> 00:25:49.300
‫اشک‌هامو ریختم

00:26:02.800 --> 00:26:04.970
‫می‌تونین جایگاه رو ترک کنین، خانم دادسن

00:26:09.570 --> 00:26:12.520
‫آقای ناظم، لطفاً به خانم دادسن کمک کن

00:26:59.030 --> 00:27:01.510
‫امروز عجب نمایشی راه انداخته بودی، میسن

00:27:02.760 --> 00:27:03.980
‫قلب آدمو کباب می‌کرد

00:27:05.840 --> 00:27:09.890
‫تقریباً دلم داشت واسه اون
‫زنیکۀ قاتل می‌سوخت

00:27:09.900 --> 00:27:12.700
‫جفتمون می‌دونیم امیلی بی‌گناهه

00:27:13.380 --> 00:27:14.850
‫جداً؟

00:27:15.670 --> 00:27:18.850
‫جین، اون اول حرف‌هاش یه چیزی راجع‌به

00:27:18.860 --> 00:27:21.520
‫گرفتن قاتل واقعی چارلی نگفت؟

00:27:25.080 --> 00:27:27.200
‫اگه دوباره دستتو روی همکار من بلند کنی،

00:27:27.210 --> 00:27:30.450
‫لاشه‌ت که موش‌ها جویدنش
‫سر از فاضلاب در میاره

00:27:30.460 --> 00:27:32.720
‫- شیرفهم شد؟
‫- جین، ولش کن

00:27:35.890 --> 00:27:37.750
‫توی مراسم اعدام می‌بینمت

00:28:03.200 --> 00:28:07.220
‫تماس تلفنی. باربارا. عکس چارلی

00:28:07.230 --> 00:28:09.190
‫برگۀ باج‌خواهی

00:28:09.200 --> 00:28:10.890
‫نه، اول برگۀ باج‌خواهی

00:28:10.900 --> 00:28:13.010
‫اینم ۷۰۰۰ دلار به‌علاوۀ بدهیت
‫که پرداخت کردم،

00:28:14.260 --> 00:28:17.800
‫و آخرین بطری مسكالم...

00:28:19.010 --> 00:28:20.880
‫- به‌خاطر بدموقع بودنش
‫- سرم شلوغه

00:28:22.010 --> 00:28:23.420
‫قیمت منصفانه‌ایه

00:28:24.630 --> 00:28:26.689
‫حتی از قیمتِ منصفانه هم بیشتره، جیگر

00:28:26.690 --> 00:28:28.739
‫یه دادخواست واسه متوقف کردنِ
‫قرارداد فروشت تنظیم می‌کنم

00:28:28.740 --> 00:28:30.449
‫یه دادخواست واسه به تعویق
‫انداختن انتقالِ سند ملک

00:28:30.450 --> 00:28:32.575
‫و یه دادخواست هم برای رفع
‫نواقصِ سندت تنظیم می‌کنم

00:28:33.590 --> 00:28:36.489
‫الان دیگه وکیلم. پس تو دادگاه می‌بینمت

00:28:36.490 --> 00:28:37.629
‫فقط پول رو بگیر

00:28:37.630 --> 00:28:39.199
‫خب، این یه توافق برقرار می‌کنه،

00:28:39.200 --> 00:28:41.130
‫پس چرا گورت رو گم نمی‌کنی

00:28:47.800 --> 00:28:50.670
‫تماس تلفنی. بارابا. عکسِ چارلی

00:28:52.050 --> 00:28:54.549
‫الان ۳۰ تا فرودگاه تو لس آنجلس هست

00:28:54.550 --> 00:28:56.799
‫وقتی این ممنوعیتِ کس‌شعر الکل تموم شه،

00:28:56.800 --> 00:28:58.569
‫فقط پنج تاشون می‌مونه

00:28:58.570 --> 00:29:01.390
‫من مهاجرِ غیرقانونی و زنم

00:29:03.470 --> 00:29:06.199
‫باید از بقیه‌شون جلوتر بمونم

00:29:19.530 --> 00:29:23.248
‫« خوش برگشتی چارلی »
‫« شورش کنارِ قبر دادسن. زنِ روحانی گم شده »

00:29:24.290 --> 00:29:26.010
‫بفرمایید

00:29:29.550 --> 00:29:31.529
‫کسی بازم نخود فرنگیِ می‌خواد؟

00:29:31.530 --> 00:29:33.010
‫من یکم می‌خوام

00:29:36.670 --> 00:29:38.388
‫نخود فرنگی‌ها محشرن، جون

00:29:39.230 --> 00:29:42.509
‫مرد فروشنده تو بازار می‌خواست
‫چندتا قوطیِ کهنه بهم بفروشه،

00:29:42.510 --> 00:29:44.929
‫ولی من ازش زرنگ‌تر بودم

00:29:44.930 --> 00:29:47.100
‫اینا از قوطی‌های تازه هستن

00:29:51.270 --> 00:29:53.710
‫آقای میسن گفت امروز کارم خوب بود؟

00:29:55.010 --> 00:29:57.319
‫به نظرش کارت عالی بود

00:29:57.320 --> 00:29:58.740
‫اون بالا درخشیدی

00:30:21.050 --> 00:30:23.599
‫« وحشت در انجلز فلایت »

00:30:27.010 --> 00:30:32.010
‫در پایان، خانم‌ها و آقایانِ عضو هیئت منصفه...

00:30:34.860 --> 00:30:37.479
‫آره. برای... خلاصه...

00:30:37.480 --> 00:30:38.530
‫خلا...

00:30:39.880 --> 00:30:43.739
‫در نهایت، خانم‌ها و آقایانِ عضو هیئت منصفه،

00:30:43.740 --> 00:30:46.029
‫آقای بارنز... آقای بارنز شما رو فریب داده...

00:30:46.030 --> 00:30:48.319
‫آقای بارنز شما رو فریب داده،
‫تردستی کرده

00:30:48.320 --> 00:30:50.649
‫اون کاری کرده شما به...

00:30:50.650 --> 00:30:52.420
‫همش یه تردستی بوده...

00:30:54.050 --> 00:30:56.069
‫آقای بارنز کاری کرده به امیلی نگاه کنید،

00:30:56.070 --> 00:30:58.220
‫در حالی که چیزی که باید بهش نگاه کنید...

00:31:03.430 --> 00:31:07.059
‫خانم‌ها و آقایانِ عضو هیئت منصفه،
‫در نهایت...

00:31:07.060 --> 00:31:12.140
‫در نهایت، همش بی‌نتیجه‌ست

00:31:22.450 --> 00:31:23.790
‫متأسفم، چارلی کوچولو

00:31:25.220 --> 00:31:26.590
‫نمی‌تونم این کارو بکنم

00:31:29.450 --> 00:31:33.870
‫چارلی دادسن...

00:31:53.530 --> 00:31:56.734
‫در بیست و ششم دسامبر ۱۹۳۱،

00:31:56.740 --> 00:31:58.730
‫روز بعد از کریسمس،

00:31:59.420 --> 00:32:02.009
‫مردی مخفیانه وارد منزلِ امیلی دادسن شد

00:32:02.010 --> 00:32:03.574
‫و بچه‌اش رو دزدید

00:32:04.380 --> 00:32:06.950
‫همه می‌دونیم بعدش چه اتفاقی افتاد

00:32:13.380 --> 00:32:14.749
‫من این عکس رو وقتی گرفتم

00:32:14.750 --> 00:32:18.710
‫که به عنوان کارآگاه راجع به
‫این پرونده تحقیق می‌کردم

00:32:20.220 --> 00:32:25.800
‫و غرق در ناباوری بالای سرِ
‫جسد چارلی وایساده بودم

00:32:28.010 --> 00:32:31.290
‫چون پسربچه‌هایی که این شکلی هستن...

00:32:33.170 --> 00:32:35.599
‫نباید به چنین عاقبتی دچار بشن

00:32:40.970 --> 00:32:43.649
‫پس چیکار می‌کنیم...

00:32:43.650 --> 00:32:47.110
‫وقتی اتفاقی به این وحشتناکی میوفته؟

00:32:49.070 --> 00:32:51.319
‫چون باید یه کاری بکنیم دیگه، درسته؟

00:32:51.320 --> 00:32:56.509
‫باید قادر باشیم حس کنیم که
‫می‌تونیم این مشکل رو حل کنیم

00:32:56.510 --> 00:32:57.920
‫بنابراین الان اینجا جمع شدیم

00:32:59.380 --> 00:33:01.389
‫شما در مقامِ هیئت منصفه،
‫و من الان در مقام وکیل،

00:33:01.390 --> 00:33:05.910
‫و همه‌مون با درموندگی می‌خوایم
‫این مشکل رو حل کنیم

00:33:05.920 --> 00:33:09.249
‫وقتی من این عکس رو گرفتم...

00:33:09.250 --> 00:33:11.989
‫هرگز چیزی بیشتر از این نمی‌خواستم

00:33:11.990 --> 00:33:14.459
‫که اشخاصِ مسئول رو پیدا کنم

00:33:14.460 --> 00:33:15.810
‫و مجبورشون کنم تقاص بدن

00:33:17.380 --> 00:33:22.479
‫من می‌خواستم... من می‌خواستم
‫انتقامِ چارلی رو بگیرم

00:33:22.480 --> 00:33:25.399
‫و می‌خواستم این انتقام رو به دستِ خودم بگیرم

00:33:25.400 --> 00:33:26.819
‫هنوزم می‌خوام

00:33:26.820 --> 00:33:30.449
‫و فکر می‌کنم... امیدوارم...

00:33:30.450 --> 00:33:32.910
‫بعد از این که هفته‌ها جلوی شما ایستادم،

00:33:32.920 --> 00:33:35.830
‫بدونید چه حسی داشتم

00:33:36.970 --> 00:33:38.380
‫چه حسی دارم

00:33:42.090 --> 00:33:45.301
‫ولی یه چیزی هست که شاید شما نمی‌دونید

00:33:46.630 --> 00:33:50.569
‫صادقانه میگم، اگه حتی یه لحظه فکر می‌کردم،

00:33:50.570 --> 00:33:53.509
‫که امیلی دادسن گناهکاره،

00:33:53.510 --> 00:33:55.709
‫خودم شخصاً اون رو پای چوبۀ دار می‌بردم

00:33:55.710 --> 00:33:58.949
‫اگه فکر می‌کردم راه حل این مشکل اینه،

00:33:58.950 --> 00:34:02.399
‫چاره‌ای نداشتم، چون من
‫الان نمایندۀ قانون هستم

00:34:02.400 --> 00:34:04.529
‫و قانون بهم میگه، اگه گناهکار باشی

00:34:04.530 --> 00:34:07.289
‫باید تقاصِ جرمت رو پس بدی

00:34:07.290 --> 00:34:10.109
‫امیلی دادسن بیگناهه

00:34:11.651 --> 00:34:14.319
‫دادستانِ بخش خیلی عالی تونسته...

00:34:14.320 --> 00:34:18.399
‫خیلی عالی تونسته با احساساتِ شما بازی کنه،

00:34:18.400 --> 00:34:20.539
‫با متوسل شدن به میلِ شما برای انتقام...

00:34:20.540 --> 00:34:24.069
‫شرمنده. میلِ ما برای انتقام

00:34:24.070 --> 00:34:27.190
‫اون فریاد اعتراضِ عمومی بلند کرده و بعدش...

00:34:29.130 --> 00:34:33.970
‫و دائماً به این زن حمله کرده

00:34:36.260 --> 00:34:38.170
‫برای چی؟

00:34:38.800 --> 00:34:40.739
‫برای داشتنِ یه رابطۀ مخفیانه؟

00:34:40.740 --> 00:34:43.979
‫ثابت کرده امیلی دخالتی تو نقشه کشیدن

00:34:43.980 --> 00:34:46.399
‫برای دزدیدنِ چارلی داشته؟ نه

00:34:46.400 --> 00:34:48.179
‫ثابت کرده که امیلی دخالتی

00:34:48.180 --> 00:34:50.970
‫تو قتلِ چارلی داشته، قتلِ پسر خودش

00:34:52.380 --> 00:34:53.779
‫نه، ثابت نکرده

00:34:53.780 --> 00:34:56.489
‫حقیقت اینه که ثابت نکرده،

00:34:56.490 --> 00:35:00.369
‫چون حقیقت اینه که اون دخالتی نداشته

00:35:00.370 --> 00:35:02.869
‫و دادستانِ بخش این رو می‌دونه

00:35:02.870 --> 00:35:04.549
‫و بنابراین به این زن حمله می‌کنه

00:35:04.550 --> 00:35:06.549
‫چون نمی‌تونه به این حقیقت حمله کنه

00:35:06.550 --> 00:35:09.010
‫که امیلی دادسن بیگناهه

00:35:15.260 --> 00:35:17.739
‫متنی که بالای سرِ قاضی رایت نوشته شده

00:35:17.740 --> 00:35:19.929
‫فرمان‌های این دادگاه هستن

00:35:19.930 --> 00:35:24.389
‫«حقیقت را بیابید، جویای عدالت باشید»
‫به این ترتیب،

00:35:24.390 --> 00:35:29.614
‫چون نمی‌تونید بدونِ دونستنِ حقیقت،
‫جویای عدالت باشید

00:35:30.510 --> 00:35:34.489
‫و اگه حقیقت به وسیلۀ حواس پرتی

00:35:34.490 --> 00:35:37.829
‫یا دروغ‌ها مخفی شده باشه،

00:35:37.830 --> 00:35:41.529
‫هرگز عدالت رو پیدا نمی‌کنید،
‫هرگز به عدالت دست پیدا نمی‌کنید،

00:35:41.530 --> 00:35:43.849
‫و بنابراین...

00:35:43.850 --> 00:35:47.965
‫هرگز اتفاقی که واسه چارلی
‫دادسن افتاد رو اصلاح نمی‌کنید

00:35:52.630 --> 00:35:55.329
‫من شبِ سال نو تو اون سردخونه ایستادم،

00:35:55.330 --> 00:35:57.070
‫و انتقامِ خونین می‌خواستم

00:35:59.010 --> 00:36:01.009
‫اما امروز به نمایندگی
‫از قانون اینجا ایستادم،

00:36:01.010 --> 00:36:04.770
‫و قانون بهم میگه که باید بهتر از این باشم

00:36:05.920 --> 00:36:09.109
‫همه باید بهتر از اون باشیم

00:36:09.110 --> 00:36:13.530
‫چون پای جونِ یه زن در میونه

00:36:16.510 --> 00:36:20.399
‫و در بیست و ششم دسامبر ۱۹۳۱،

00:36:20.400 --> 00:36:21.779
‫روزِ بعد از کریسمس،

00:36:21.780 --> 00:36:25.260
‫مردی وارد خونه‌اش شد و بچه‌اش رو دزدید

00:36:27.710 --> 00:36:29.260
‫اون قلبش رو دزدید

00:36:31.840 --> 00:36:33.490
‫و هرگز اون رو پس نمی‌گیره

00:36:34.830 --> 00:36:36.889
‫حقیقت اینه

00:36:41.260 --> 00:36:42.650
‫تنها چیزی که می‌خوام...

00:36:44.380 --> 00:36:50.990
‫اینه که شما همونقدری که در جستجوی
‫عدالت... صادق هستید، شجاع باشید

00:36:52.920 --> 00:36:53.970
‫ممنون

00:37:07.120 --> 00:37:10.039
‫حقیقت، آقای میسن؟

00:37:11.130 --> 00:37:13.426
‫خانم‌ها و آقایان، حقیقت اینه که...

00:37:14.170 --> 00:37:17.259
‫اون زن با کسی که چارلی رو دزدید سکس داشت

00:37:17.260 --> 00:37:21.349
‫و بچۀ خودش رو تو اتاقِ مجاور
‫در حال گریه رها کرده بود

00:37:21.350 --> 00:37:24.569
‫حقیقت اینه که به خاطر این جرائم دستگیر شده،

00:37:24.570 --> 00:37:27.519
‫و حقیقت آقای میسن اینه که...

00:37:27.520 --> 00:37:30.109
‫به این جرائم اعتراف کرده

00:37:30.110 --> 00:37:33.189
‫پس بله، خانم‌ها و آقایان لطفاً

00:37:33.190 --> 00:37:37.819
‫در جستجوی عدالت شجاع و صادق باشید

00:37:37.820 --> 00:37:43.079
‫و اون زن رو... گناهکار بشناسید

00:38:15.910 --> 00:38:17.449
‫غذا دادن به من وظیفۀ تو نیست

00:38:17.450 --> 00:38:19.149
‫اوه، می‌دونم

00:38:19.150 --> 00:38:22.369
‫یه انگیزۀ کاملاً انسان دوستانه بود

00:38:27.330 --> 00:38:29.089
‫ساعت‌هاست که تکون نخوردی

00:38:29.090 --> 00:38:30.430
‫فکرت مشغوله؟

00:38:34.010 --> 00:38:36.880
‫فکر می‌کنم بارنز وقتی امیلی رو جایگاه بود
‫خیلی بهمون ضربه زد

00:38:37.800 --> 00:38:38.880
‫درسته

00:38:40.340 --> 00:38:44.050
‫ولی اگه امیلی رو نمی‌بردیم رو جایگاه
‫شاید به روز سوم هم نمی‌رسیدیم

00:38:52.850 --> 00:38:54.489
‫می‌خوام بابتِ اون شب ازت معذرت بخوام

00:38:54.490 --> 00:38:55.929
‫نه، نخواه

00:38:55.930 --> 00:38:57.689
‫اگه قراره باهم کار کنیم،

00:38:57.690 --> 00:39:01.240
‫باید کسایی باشیم که بتونیم
‫هر از گاهی بد رفتاری کنیم

00:39:02.380 --> 00:39:05.819
‫تو... تو می‌خوای بیشتر همکاری کنیم؟

00:39:05.820 --> 00:39:08.630
‫شغل داشتن رو به بیکار بودن ترجیح میدم

00:39:11.420 --> 00:39:14.130
‫از هیزل خوشم میاد. خیلی

00:39:16.920 --> 00:39:20.720
‫اون خیلی نانازه. و به تو ربطی نداره

00:39:25.630 --> 00:39:27.760
‫بحث و بررسیِ امشب هیئت منصفه تمومه

00:39:31.450 --> 00:39:34.980
‫سه روز. فکر می‌کنی علامتِ خوبیه؟

00:39:36.880 --> 00:39:39.399
‫اگه ای.بی بود می‌گفت...

00:39:39.400 --> 00:39:41.739
‫«ترجیح میدم جای خودمون باشم تا اونا»

00:39:44.770 --> 00:39:46.920
‫فکر کنم با این لحن می‌گفت...

00:39:48.260 --> 00:39:50.199
‫«ترجیح میدم جای خودمون باشم تا اونا»

00:39:57.820 --> 00:39:59.419
‫تو کدوم گوری بودی؟

00:39:59.420 --> 00:40:01.709
‫دنبالِ خرگوش‌های شکلاتی عید پاک بودی؟

00:40:01.710 --> 00:40:03.489
‫چند روز مرخصیِ استعلاجی داشتم

00:40:03.490 --> 00:40:06.179
‫این هفته پنج شیفتِ کوفتی
‫سر کارت حاضر نشدی، دریک

00:40:06.180 --> 00:40:08.220
‫یه کارهایی داشتم، جو

00:40:09.470 --> 00:40:11.279
‫جو؟ کی رو جو صدا می‌کنی؟

00:40:11.280 --> 00:40:13.359
‫و چرا یونیفرمِ کوفتیت رو نپوشیدی؟

00:40:42.500 --> 00:40:44.630
‫همگی قیام کنید

00:40:49.840 --> 00:40:52.602
‫دادگاه مردم در مقابل امیلی دادسن
‫دوباره تشکیل جلسه میده

00:40:52.603 --> 00:40:54.312
‫جنابِ قاضی رایت ریاست رو به عهده می‌گیرن

00:40:55.610 --> 00:40:57.380
‫جنابِ قاضی، تمام اعضای هیئت منصفه حاضرن

00:41:12.880 --> 00:41:15.090
‫یادداشتی از طرفِ هیئت منصفه بهم داده شده

00:41:16.720 --> 00:41:18.963
‫من این یادداشت رو می‌خونم،

00:41:18.970 --> 00:41:21.029
‫بعدش چند کلام حرف می‌زنم،

00:41:21.030 --> 00:41:24.879
‫و نمی‌خوام در این حین هیچ اخلالی ایجاد شه

00:41:24.880 --> 00:41:26.720
‫مفهومه؟

00:41:33.970 --> 00:41:35.145
‫«ما تمام تلاشِ‌مون رو کردیم

00:41:41.230 --> 00:41:43.019
‫به بن‌بست رسیدیم»

00:41:43.020 --> 00:41:44.571
‫نظم رو رعایت کنید

00:41:44.572 --> 00:41:45.900
‫نظم رو رعایت کنید!

00:41:48.050 --> 00:41:50.720
‫«نمی‌تونیم تصمیمِ قاطعی بگیریم»

00:41:51.620 --> 00:41:54.420
‫بشینید سرِ جاتون!

00:42:00.320 --> 00:42:02.589
‫از تمامِ زحماتی که برای این
‫دادگاه کشیدید ممنونم

00:42:03.310 --> 00:42:05.279
‫سه هفته از خانواده‌هاتون دور بودید

00:42:05.280 --> 00:42:06.970
‫پنج روز بحث و بررسی

00:42:09.260 --> 00:42:11.619
‫جنابِ سخنگو، شما این یادداشت رو نوشتید؟

00:42:11.620 --> 00:42:12.719
‫بله، عالیجناب

00:42:12.720 --> 00:42:14.130
‫و می‌تونم فرض کنم

00:42:14.140 --> 00:42:16.179
‫سایرِ اعضای هیئت منصفه از محتوای
‫این یادداشت باخبرن؟

00:42:16.180 --> 00:42:18.729
‫بله، عالیجناب

00:42:18.730 --> 00:42:21.290
‫من عدمِ توافق اعضای هیئت منصفه اعلام می‌کنم

00:43:01.490 --> 00:43:03.559
‫بیا از اینجا بریم. یالا

00:43:03.560 --> 00:43:05.019
‫ما به سؤالی جواب نمی‌دیم

00:43:16.300 --> 00:43:18.739
‫به نوبت، آقایون. به نوبت

00:43:18.740 --> 00:43:21.542
‫بله. ما قطعاً برای این پرونده
‫تقاضای دادگاه مجدد می‌کنیم

00:43:21.543 --> 00:43:24.779
‫قطعاً، قطعاً. می‌تونید این
‫رو روی سنگ بتراشید

00:43:24.780 --> 00:43:26.169
‫آقای میسن، شما خوشحالید؟

00:43:26.170 --> 00:43:28.249
‫نه... نه، ما خوشحال نیستیم

00:43:28.250 --> 00:43:30.229
‫امیلی دادسن باید تبرئه می‌شد

00:43:30.230 --> 00:43:31.918
‫امیلی دادسن هرگز نباید دستگیر می‌شد

00:43:31.920 --> 00:43:34.089
‫خب، بذارید بهتون بگم. همیشه و تو هر دادگاهی

00:43:34.090 --> 00:43:35.699
‫یه عضو هیئت منصفۀ کله شق هست

00:43:35.700 --> 00:43:37.389
‫که قانون رو نمی‌دونه،

00:43:37.390 --> 00:43:40.960
‫و فکر می‌کنه وظیفۀ اونه با بقیه مخالفت کنه

00:43:40.970 --> 00:43:42.939
‫خب، تو دادگاه مجدد اتفاق نمیوفته

00:43:42.940 --> 00:43:44.599
‫این سیستم جواب داد؟ دقیقاً چجوری؟

00:43:44.600 --> 00:43:46.509
‫چون من اینجا یه موکلِ بیگناه دارم،

00:43:46.510 --> 00:43:49.409
‫که به طورِ غیرقابل انکاری توسط
‫این سیستم مورد آزار قرار گرفته،

00:43:49.410 --> 00:43:51.269
‫توسط اکثر روزنامه‌های شما،

00:43:51.270 --> 00:43:52.819
‫توسط این دادگاه،

00:43:52.820 --> 00:43:54.569
‫توسط پلیس‌ها!

00:43:54.570 --> 00:43:56.578
‫هی، اون امروز کجا بود، هولکام؟

00:43:57.250 --> 00:43:59.679
‫تو جای خالیش رو پر کردی؟

00:43:59.680 --> 00:44:01.569
‫راهت رو برو

00:44:01.570 --> 00:44:03.039
‫راهت رو برو، رفیق

00:44:03.040 --> 00:44:05.899
‫- راهت رو برو
‫- من تو این پرونده شکست نخوردم

00:44:05.900 --> 00:44:07.629
‫عدم توافق هیئت منصفه اعلام شد،

00:44:07.630 --> 00:44:11.859
‫و این هیچ تأثیری روی اعلام نامزدی
‫من برای شهرداری نخواهد داشت

00:44:11.860 --> 00:44:13.649
‫حالا، بذار یه سؤال ازت بپرسم

00:44:13.650 --> 00:44:16.989
‫قدم زدن با نصفِ یه مغزِ پوک چه حسی داره؟

00:44:16.990 --> 00:44:19.679
‫کدوم کُس کشی بهت پول میده؟

00:44:19.680 --> 00:44:22.989
‫خیلی خب. من خوبم. من خوبم

00:44:22.990 --> 00:44:25.109
‫فقط می‌خواستم این سؤال رو بپرسم

00:44:25.110 --> 00:44:26.519
‫امیلی حرفی برای گفتن در مورد

00:44:26.520 --> 00:44:28.269
‫اتفاقی که تو قبرستانِ اورگرین افتاد داری؟

00:44:28.270 --> 00:44:31.029
‫اتفاقی که تو قبرستانِ اورگرین افتاد
‫مایۀ ننگ بود،

00:44:31.030 --> 00:44:32.809
‫و منتظر می‌مونیم تا مأمورانِ پلیس

00:44:32.810 --> 00:44:35.769
‫جسد چارلی رو پیدا کنن و کسایی
‫رو که دزدیدنش دستگیر کنن

00:44:35.770 --> 00:44:36.989
‫و گفتید شما کی هستید؟

00:44:36.990 --> 00:44:38.910
‫ایشون دلا استریت هستن، شریکم

00:45:10.420 --> 00:45:12.740
‫سوارِ دوتا اتوبوس شدی؟

00:45:12.750 --> 00:45:14.400
‫همون کاری رو که گفتی کردم

00:45:20.260 --> 00:45:21.622
‫این نصفِ دیگه‌شه؟

00:45:30.970 --> 00:45:33.370
‫به دوتا عضو دیگۀ هیئت منصفه
‫هم همینقدر دادی؟

00:45:35.790 --> 00:45:36.949
‫چی؟

00:45:36.950 --> 00:45:39.029
‫دوتا عضو دیگۀ هیئت منصفه

00:45:39.030 --> 00:45:42.199
‫زنِ کتابدار و مردی که رانندۀ ترامواست؟

00:45:42.200 --> 00:45:43.890
‫از چی حرف می‌زنی؟

00:45:44.630 --> 00:45:46.739
‫ما از ساعت ۹ تا ۳ قرنطینه بودیم

00:45:46.740 --> 00:45:49.130
‫می‌خوام مطمئن شم به
‫اندازۀ اونا پول می‌گیرم

00:45:52.130 --> 00:45:53.690
‫من تنها کسیم که پول می‌گیره؟

00:45:54.420 --> 00:45:57.649
‫این یه ذره ضدحال نیست

00:45:57.650 --> 00:46:00.240
‫گمونم آخرش این زنه نیازی به من نداشت

00:46:02.090 --> 00:46:04.220
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی، رفیق

00:46:06.590 --> 00:46:08.649
‫شاید پنج و ده رو حدس می‌زدم،

00:46:08.650 --> 00:46:10.149
‫ولی عضو شمارۀ سه هیئت منصفه؟

00:46:10.150 --> 00:46:11.910
آخه، کی احتمالش رو می‌داد؟

00:46:11.920 --> 00:46:13.689
‫من صد به یک احتمالش رو می‌دادم،

00:46:13.690 --> 00:46:15.489
‫و بازم تهش بهت می‌گفتم پخمه

00:46:15.490 --> 00:46:16.899
‫من رو که گول زد

00:46:16.900 --> 00:46:19.319
‫به کیک‌تون دست نزدید، خانم دادسن

00:46:19.320 --> 00:46:21.109
‫بدجوری خوشمزه‌ست

00:46:21.110 --> 00:46:24.550
‫تو الان یه زنِ آزادی، امیلی. یالا

00:46:26.090 --> 00:46:28.099
‫هیچی مثل طعمِ آزادی نمیشه

00:46:30.660 --> 00:46:32.550
‫یه تیکه می‌خورید، آقای استریکلند؟

00:46:33.470 --> 00:46:35.010
‫راستش، می‌خوام یکم هوا بخورم

00:46:55.090 --> 00:46:56.399
‫« به بن‌بست رسید! »

00:47:19.990 --> 00:47:21.340
‫من...

00:47:23.300 --> 00:47:26.330
‫من میرم واسه همیلتون برگر کار کنم

00:47:28.920 --> 00:47:30.540
‫- چی؟
‫- دفترِ دادستان

00:47:31.470 --> 00:47:32.910
‫می‌دونی، شغلِ ثابت

00:47:33.590 --> 00:47:36.329
‫اوه، باشه. ببین، اگه می‌خوای منظوری برسونی،

00:47:36.330 --> 00:47:37.749
‫فقط رُک منظورت رو بهم بگو

00:47:37.750 --> 00:47:40.289
‫فکر کنم نشنیدی چی گفتم

00:47:40.290 --> 00:47:41.830
‫من میرم پیشِ برگر

00:47:43.470 --> 00:47:44.679
‫که چیکار کنی؟

00:47:44.680 --> 00:47:48.929
‫کارآگاه ارشد میشم. نشانم رو پس می‌گیرم

00:47:48.930 --> 00:47:52.899
‫اون می‌خواد با تعقیبِ پول‌ها
‫کلیسا رو محاکمه کنه

00:47:52.900 --> 00:47:55.469
‫اوه، منظورت پرونده‌ایه که
‫من جمع و جور کردم؟

00:47:55.470 --> 00:47:57.319
‫دلت خوشه ها

00:47:57.320 --> 00:48:00.170
‫- اصلاً متوجه نمیشی، نه؟
‫- چی رو متوجه نمیشم؟

00:48:01.470 --> 00:48:04.449
‫پیت، اگه کار لازم داری، بهت کار میدم

00:48:04.450 --> 00:48:05.690
‫حقوقت رو بگو

00:48:07.090 --> 00:48:09.619
‫پیت، من بهت نیاز دارم.
‫تو اصلاً برگر رو نمی‌شناسی.

00:48:12.380 --> 00:48:14.340
‫واقعاً باید خوشحال باشی، رفیق

00:48:16.130 --> 00:48:17.630
‫بردی

00:48:35.630 --> 00:48:37.630
‫خانم دادسن، چه کمکی ازم برمیاد؟

00:48:44.210 --> 00:48:45.760
‫از این طرف

00:48:48.170 --> 00:48:50.819
‫اون یه بار تو بچگی فرار کرد

00:48:50.820 --> 00:48:53.869
‫روز بعد با سرافکندگی برگشت

00:48:53.870 --> 00:48:57.319
‫چند خیابون اون‌طرف‌تر تو
‫یه درخت قایم شده بود

00:48:57.320 --> 00:49:00.380
هرگز این همه وقت بدونِ من نبوده

00:49:01.340 --> 00:49:04.649
‫اون تو آلباکرکی دیده شده

00:49:04.650 --> 00:49:08.149
‫خیلی شک دارم خواهر تونسته باشه تا اونجا بره

00:49:11.360 --> 00:49:15.869
‫خب، یکم از وقتِ خوابش گذشته،

00:49:15.870 --> 00:49:18.880
‫ولی فکر نکنم به خاطرش ازمون دلخور شه

00:49:19.950 --> 00:49:23.359
‫آره. آره، چارلی؟

00:49:28.220 --> 00:49:30.780
‫می‌خوام بغلش کنم

00:49:35.860 --> 00:49:38.880
‫البته. البته

00:49:40.310 --> 00:49:42.210
‫اون منتظرت بوده

00:50:01.220 --> 00:50:03.190
‫اون از چارلی کوچیک‌تره

00:50:05.400 --> 00:50:07.010
‫دستاش کوتاه‌ترن

00:50:09.990 --> 00:50:11.280
‫و چشماش قهوه‌این

00:50:15.910 --> 00:50:17.649
‫سلام

00:50:17.650 --> 00:50:20.790
‫سلام. این چطوره، هان؟

00:50:31.880 --> 00:50:33.640
‫فکر کنم لاک‌پشت رو دوست داره

00:50:40.090 --> 00:50:41.189
‫اوه...

00:50:44.110 --> 00:50:48.260
‫آره. آره

00:50:49.240 --> 00:50:52.630
‫آره

00:51:29.820 --> 00:51:31.610
‫واسه دیدنِ این خونه آماده‌ای؟

00:51:31.620 --> 00:51:33.609
‫مراقب قدمت باش، عزیزم. می‌دونی...

00:51:33.610 --> 00:51:38.509
‫و چطور به مدارکِ این تخلفِ مالی برخوردید،
‫آقای استریکلند؟

00:51:38.510 --> 00:51:41.626
‫به من سپرده شده بود مسئولِ امور مالی
‫کلیسا اریک سایدل رو تعقیب کنم

00:51:41.627 --> 00:51:42.629
‫اوهوم

00:51:45.950 --> 00:51:48.339
‫و سراسیمه از اون ماشین پیاده شدم

00:51:48.340 --> 00:51:51.610
‫و صدای گریه از وسط خیابون شنیدم

00:51:51.620 --> 00:51:53.149
‫و صدای این پسر بچه بود

00:51:53.150 --> 00:51:55.889
‫این پسر بچه داشت وسط خیابون گریه می‌کرد

00:51:59.360 --> 00:52:03.709
‫شما در جریانِ پروژه توسعۀ
‫وودلند ایکرز قرار گرفتید،

00:52:03.710 --> 00:52:07.239
‫که پوششِ مالیاتی برای کشیش‌های

00:52:07.240 --> 00:52:09.519
‫محفلِ نورانی الهی فراهم می‌کرد؟

00:52:09.520 --> 00:52:10.619
‫بله

00:52:10.620 --> 00:52:12.109
‫اونا فقط یه مشت کلاهبردارن

00:52:12.110 --> 00:52:13.939
‫که خودشون رو روحانی جا زدن

00:52:13.940 --> 00:52:15.989
‫و انواع و اقسام راه برای انجامش دارن

00:52:15.990 --> 00:52:24.709
‫« قیمت منصفانه بود. مراقبِ گاوها باش. »
‫« پری »

00:52:24.710 --> 00:52:26.779
‫و من این پسر کوچولو رو

00:52:26.780 --> 00:52:28.809
‫به آغوشِ این مادر برگردوندم.
‫مگه نه خواهر دادسن؟

00:52:28.810 --> 00:52:31.109
‫بله، درسته، مادر مک‌کیگن، و من بغلش کردم

00:52:31.110 --> 00:52:35.409
‫و می‌دونستم که اون پسرِ منه
‫که دوباره زنده شده

00:52:35.410 --> 00:52:37.569
‫دوباره زنده شده

00:52:37.570 --> 00:52:40.489
‫- از بهشتِ الهی اومده، درسته؟
‫- آره!

00:52:40.490 --> 00:52:41.649
‫- درسته؟
‫- آره!

00:52:41.650 --> 00:52:43.869
‫چون خدا می‌خواد ما این معجزات رو ببینیم

00:52:43.870 --> 00:52:45.509
‫خدا می‌خواد این معجزات رو ببینیم

00:52:45.510 --> 00:52:48.019
‫کدوم یک از شما یه معجزه رو تجربه کردید؟
‫دست‌هاتون رو بلند کنید.

00:52:48.020 --> 00:52:49.649
‫دارم با شما حرف می‌زنم

00:52:49.650 --> 00:52:52.780
‫وای پسر. ما چندتا مؤمن تو این جمع داریم

00:52:57.920 --> 00:53:00.699
‫من به تلفن‌ها جواب میدم،
‫دفتر رو جمع و جور می‌کنم،

00:53:00.700 --> 00:53:01.789
‫پرونده‌ها رو بایگانی می‌کنم،

00:53:01.790 --> 00:53:04.793
‫و وقتی با موکل‌هایی واست
‫یادداشت برداری می‌کنم

00:53:05.670 --> 00:53:08.149
‫من همۀ این کارها رو می‌کنم
‫چون فعلاً هیچ پولی نداریم

00:53:08.150 --> 00:53:10.760
‫ولی لحظه‌ای که پول دستمون بیاد،
‫یه منشی استخدام می‌کنیم.

00:53:12.420 --> 00:53:15.449
‫اون موقع تو چیکار می‌کنی؟

00:53:15.450 --> 00:53:18.279
‫به تمامِ کارهای دیگۀ خودم ادامه میدم

00:53:18.280 --> 00:53:21.279
‫اجرای وصیتنامه‌ها، رسیدگی به توقیف املاک،

00:53:21.280 --> 00:53:23.849
‫کارهای روزمرۀ شرکتِ کوچیک

00:53:23.850 --> 00:53:24.989
‫متوجهم

00:53:24.990 --> 00:53:26.389
‫و وقتی دوباره بریم دادگاه،

00:53:26.390 --> 00:53:27.649
‫دادخواست‌ها رو واست می‌نویسم،

00:53:27.650 --> 00:53:30.189
‫شاهدها رو آماده می‌کنم،
‫و تو انتخابِ هیئت منصفه بهت مشاوره میدم

00:53:30.190 --> 00:53:32.149
‫این به نظر شبیه کارهای یه وکیل میاد

00:53:32.150 --> 00:53:33.859
‫که تا دو سال میشم،

00:53:33.860 --> 00:53:37.200
‫چون شهریۀ کلاس‌های شبانۀ
‫من تو کالج شهر رو میدی

00:53:38.840 --> 00:53:41.969
‫و وقتی تو آزمون وکالت قبول شم،
‫میسن و شرکا

00:53:41.970 --> 00:53:43.700
‫میشه میسن و استریت

00:53:47.260 --> 00:53:49.889
‫شما دوتا می‌دونید که یه موکل
‫تو اتاقِ بغلی منتظره؟

00:53:49.890 --> 00:53:51.918
‫- تقریباً کارمون تمومه
‫- آره. داریم مذاکره می‌کنیم

00:53:51.920 --> 00:53:54.049
‫بیشتر به نظر میاد داره حقت
‫رو می‌ذاره کف دستت

00:53:54.050 --> 00:53:55.969
‫حقوقی رو بهم میدی که ای.بی بهم می‌داد،

00:53:55.970 --> 00:53:57.279
‫بعلاوۀ بیست درصد

00:53:57.280 --> 00:54:02.249
‫و هر سود سه ماهه، شصت-چهل تقسیم میشه

00:54:02.250 --> 00:54:05.029
‫- نود-ده
‫- امم، شصت-چهل

00:54:05.030 --> 00:54:06.979
‫دوست دارم وقتی شما کاسبی رو می‌سازید

00:54:06.980 --> 00:54:08.649
‫- حقوقم رو نقدی بگیرم
‫- یه موکل منتظرمونه

00:54:08.650 --> 00:54:11.300
‫بیاید... بیاید بعداً در موردش چونه بزنیم

00:54:11.970 --> 00:54:13.019
‫خب موکل کیه؟

00:54:13.020 --> 00:54:15.899
‫زنی که ادعا می‌کنه خانمِ ایوا گریفنه

00:54:15.900 --> 00:54:18.629
‫- «ادعا می‌کنه»؟
‫- آره، به نظرم ریاکار میاد

00:54:18.630 --> 00:54:20.869
‫تمامِ گریفن‌های موجود تو دفتر
‫اسامی شهر رو بررسی کردم

00:54:20.870 --> 00:54:24.029
‫کلی گریفن هست، ولی کسی
‫به اسم ایوا گریفن نیست

00:54:24.030 --> 00:54:25.457
‫اصلاً تو رو می‌خوام چیکار؟

00:54:25.458 --> 00:54:27.089
‫منم به همین فکر می‌کنم

00:54:27.090 --> 00:54:29.230
‫تو خانم وکیلِ خیلی خوبی میشی

00:54:29.240 --> 00:54:32.084
‫من وکیلِ خیلی خوبی میشی،
‫بدونِ معرف

00:54:32.085 --> 00:54:33.670
‫آره، بدونِ معرف

00:54:36.450 --> 00:54:38.549
‫اون آدرسی رو که دنبالش می‌گشتی پیدا کردم

00:54:38.550 --> 00:54:39.670
‫اوه

00:54:42.420 --> 00:54:44.170
‫هزینه‌ها پشتش نوشته شدن

00:54:45.100 --> 00:54:46.429
‫رسید هم داری؟

00:54:46.430 --> 00:54:48.770
‫یا فقط می‌تونی به حرفم اعتماد کنی

00:54:50.020 --> 00:54:51.720
‫از این طرف، خانم گریفین

00:54:55.020 --> 00:54:57.230
‫شما آقای میسن هستید، همون وکیله؟

00:54:57.240 --> 00:54:59.029
‫بله. با دلا که آشنا شدید

00:54:59.030 --> 00:55:00.569
‫ایشون شریکِ دیگۀ من پول دریک هستن

00:55:00.570 --> 00:55:02.319
‫یکی از بهترین کارآگاه‌های شهر

00:55:02.320 --> 00:55:03.590
‫خوشوقتم

00:55:05.550 --> 00:55:08.583
‫خب، چی باعث شده به اینجا بیاید، خانم گریفین

00:55:13.050 --> 00:55:14.170
‫من تو دردسر افتادم

00:55:16.930 --> 00:55:18.920
‫و ایشون می‌تونن حق‌الوکاله رو بپردازن

00:55:20.450 --> 00:55:22.470
‫به جای درستی تشریف آوردید

00:55:23.340 --> 00:55:25.099
‫یه سقف روش می‌سازیم

00:55:25.100 --> 00:55:26.840
‫با فضای بازی بیشتر

00:55:28.170 --> 00:55:32.170
‫یه فوارۀ داخلی جدید. شاید چندتا از اون...

00:55:33.220 --> 00:55:35.510
‫اسمشون چی بود؟ آهان...

00:55:36.380 --> 00:55:38.709
‫- اون ماهی قرمزهای گُنده؟
‫- ماهیِ کوی

00:55:38.710 --> 00:55:39.860
‫آره؟

00:55:40.590 --> 00:55:42.359
‫نه، اون نیست

00:55:42.360 --> 00:55:44.489
‫ای کاش ذکاوتِ شما رو داشتم، آقای هاوارد

00:55:44.490 --> 00:55:46.119
‫شما مهارتِ خوبی تو این کار دارید

00:55:47.490 --> 00:55:51.489
‫پاکت رو می‌خواید، یا می‌خواید با سرمایه‌گذاری
‫تو خونه‌سازی دو برابرش کنید؟

00:55:51.490 --> 00:55:52.660
‫نظرت چیه، جین؟

00:55:53.590 --> 00:55:54.670
‫پاکت

00:55:55.590 --> 00:55:56.990
‫تو همیشه باهوش بودی

00:55:57.610 --> 00:55:59.920
‫- به وو سینگ سلام برسون
‫- حتماً

00:56:00.920 --> 00:56:02.709
‫با سرمایه‌گذاری دو برابرش کنیم، هان؟

00:56:02.710 --> 00:56:04.759
‫می‌تونستیم یه کاری باهاش بکنیم. کی می‌دونه؟

00:56:04.760 --> 00:56:06.550
‫گوش کن، جو...

00:56:07.840 --> 00:56:10.069
‫اگه اتفاقی برای من بیوفته،

00:56:10.070 --> 00:56:11.771
‫مطمئن شو مدی سهمم رو بگیره،

00:56:11.772 --> 00:56:13.559
‫- باشه؟
‫- البته

00:56:13.560 --> 00:56:15.949
‫و اگه خدا نکرده اتفاقی واست بیوفته،

00:56:15.950 --> 00:56:17.859
‫منم همین کارو می‌کنم

00:56:17.860 --> 00:56:22.230
‫ببین، می‌خوام بدونی که الین و بچه‌ها...

00:56:23.760 --> 00:56:25.076
اتفاقی براشون نمیوفته

00:56:32.830 --> 00:56:34.449
‫چه غلطی می‌کنید؟

00:56:34.450 --> 00:56:36.119
‫ولم کنید عوضی‌ها...

00:57:45.270 --> 00:57:46.510
‫شرمنده، جو

00:57:53.470 --> 00:57:55.899
‫بی‌زحمت حسابتون رو تسویه کنید

00:57:55.900 --> 00:57:57.319
‫شیفتم دیگه داره تموم میشه

00:57:57.320 --> 00:58:00.119
‫دیگه باید برم واسه اهلِ خونه غذا بپزم

00:58:00.120 --> 00:58:02.149
‫باقیش رو نگه دار

00:58:02.150 --> 00:58:04.670
‫- ممنونم
‫- خواهش

00:58:08.720 --> 00:58:09.931
‫سلام، عزیزم

00:58:29.380 --> 00:58:31.699
‫اینجا خیلی از گروه کُر دوره

00:58:31.700 --> 00:58:33.420
‫زیادم دور نیست

00:58:34.370 --> 00:58:36.609
‫یه صومعۀ قدیمی تو جاده هست

00:58:36.610 --> 00:58:38.999
‫گاهی اوقات میرم اونجا و دعا می‌کنم

00:58:39.000 --> 00:58:41.050
‫جوابی هم می‌گیری؟

00:58:43.760 --> 00:58:44.920
‫اخیراً نه

00:58:54.220 --> 00:58:56.949
‫یه تور جنوبِ آمریکا راه انداختن

00:58:56.950 --> 00:58:59.809
‫- « کلیسای تولد دوباره »
‫- تموکولا، انسینیتاس، اسکاندیدو
‫(شهرهایی در ایالتِ کالیفرنیا)

00:58:59.810 --> 00:59:02.420
‫تا جایی که شنیدم خیلی هم محبوبه

00:59:04.840 --> 00:59:08.820
‫تو این همه راه نیومدی که
‫این رو نشونم بدی، مگه نه؟

00:59:09.990 --> 00:59:11.860
‫من می‌دونم چارلی چطوری مُرده

00:59:12.970 --> 00:59:15.449
‫می‌دونم اِنیس یه گروه جمع کرد و دزدیدش

00:59:15.450 --> 00:59:17.889
‫می‌دونم که گانن قضیۀ بگرلی رو فهمید

00:59:17.890 --> 00:59:20.159
‫می‌دونم که سایدل یه بدهی صد هزار دلاری داشت

00:59:20.160 --> 00:59:21.630
‫که سعی داشت پرداخت کنه

00:59:22.550 --> 00:59:24.749
‫من همۀ اینا رو می‌دونم،

00:59:24.750 --> 00:59:27.769
‫- ولی نمی‌تونم ثابتش کنم
‫- دادگاه تموم شده، آقای میسن

00:59:27.770 --> 00:59:30.569
‫- شما بردی
‫- یه چیزی هست که می‌خوام بدونم

00:59:30.570 --> 00:59:32.972
‫این که من کلاهبردارم یا نه؟

00:59:34.550 --> 00:59:37.100
‫یه نفر جسد اون پسر بچه رو از گور بیرون آورد

00:59:38.380 --> 00:59:41.329
‫سوار کردنِ این حُقه اونم وقتی
‫همه نگاه می‌کنن کارِ سختیه

00:59:41.330 --> 00:59:42.810
‫حتی برای خدا

00:59:44.300 --> 00:59:46.861
‫واقعاً می‌خوای به خدا
‫ایمان داشته باشی، مگه نه؟

00:59:47.780 --> 00:59:53.230
‫مهم نیست چقدر سخت تلاش کنی،
‫هنوز امیدواری که اون بالاست

00:59:56.340 --> 01:00:00.149
‫یه بچه برای حمایت از کلیسای تو کشته شد

01:00:00.150 --> 01:00:03.780
‫پس داری بهم میگی که می‌تونی
‫به این ماجرا نگاه کنی

01:00:04.760 --> 01:00:06.330
‫و بازم ایمان داشته باشی؟

01:00:07.470 --> 01:00:09.509
‫تو می‌خوای همه چی رو بدونی، آقای میسن

01:00:09.510 --> 01:00:14.549
‫می‌خوای از همه چی سر در بیاری و اثباتشون کنی

01:00:14.550 --> 01:00:16.469
‫این کار تا حالا چقدر باعثِ آسایشت شده؟

01:00:16.470 --> 01:00:19.430
‫چه آرامشی واست داشته؟

01:00:24.330 --> 01:00:26.239
‫وقتی ناگهان اونجا دیدمت،

01:00:26.240 --> 01:00:28.329
‫فکر کردم شاید...

01:00:31.490 --> 01:00:33.950
‫شاید از تنها بودن خسته شدی

01:00:35.490 --> 01:00:37.411
‫شاید خسته شدم

01:00:40.550 --> 01:00:41.749
‫منم همینطور

01:00:49.920 --> 01:00:52.170
‫ولی ما همینجوری می‌مونیم، مگه نه؟

01:00:53.090 --> 01:00:54.300
‫تنها؟

01:01:00.510 --> 01:01:02.350
‫چرا اینطوریه؟

01:01:16.300 --> 01:01:17.530
‫خدافظ، پری

01:01:25.010 --> 01:01:26.370
‫صبر کن

01:01:28.990 --> 01:01:32.130
‫تو واقعاً فکر می‌کردی
‫می‌تونی چارلی رو زنده کنی؟

01:01:34.070 --> 01:01:35.880
‫آره، مگه غیر از اینه؟

01:02:15.708 --> 01:02:30.708
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.