﻿WEBVTT

00:00:00.126 --> 00:00:03.449
:آنچه در "انتقام" گذشت

00:00:03.473 --> 00:00:04.737
واي خدا

00:00:04.805 --> 00:00:06.502
پزشکي قانوني يه حادثه قلمدادش کردن

00:00:06.525 --> 00:00:09.113
اين بخش تاريک زندگيمون
ديگه تموم شده

00:00:09.136 --> 00:00:11.811
ما ميتونيم بگذريم ازش -
نميدونم که ميتونم يا نه -

00:00:11.834 --> 00:00:12.809
"بذار بره، "نيکو

00:00:12.832 --> 00:00:16.115
اون بخاطر  کشتن پدرم
و دروغ گفتن بهم در اون باره گناهکاره

00:00:18.795 --> 00:00:21.087
!اميلي" نکشش"
استحقاق مُردن رو نداره

00:00:21.108 --> 00:00:22.369
من خوابگردي ميکردم

00:00:22.387 --> 00:00:25.291
برو پيش  دکتر، قبل از اينکه کار ديگه ي بکني
که پشيمون بشي

00:00:25.874 --> 00:00:28.976
پس، تو زن اول "کنراد" هستي؟ -
ما همه توي زندگي اشتباهاتي ميکنيم، درسته؟ -

00:00:28.998 --> 00:00:30.638
اين خونه متعلق به منه

00:00:30.662 --> 00:00:33.844
اونجا مال منه، و ميخوام که تا آخر هفته تخليه ش کني

00:00:33.867 --> 00:00:36.111
جک"، من مادرتم"

00:00:36.136 --> 00:00:38.788
امز"، تو چت شده؟"
خوابگردي؟

00:00:38.812 --> 00:00:40.862
.بهت حمله کردم
زندگي "ايدن" رو بخطر انداختم

00:00:40.885 --> 00:00:43.069
نولان"، دارم دنبال افراد ناجوري ميرم"

00:00:43.093 --> 00:00:45.211
بايد چيکار کنم؟

00:00:51.885 --> 00:00:53.406
... ما زدگيمون رو صرف اين کرديم

00:00:53.429 --> 00:00:56.856
که تلاش کنيم چيزايي که برامون بيشتر اهميت دارن
... رو نگه داريم

00:01:03.282 --> 00:01:05.243
... افراد و چيزهايي رو نگه داريم

00:01:05.266 --> 00:01:08.155
که باور داريم که بدون اونها وجود نداشتيم

00:01:17.495 --> 00:01:20.813
ولي خاطرات ما بعضا خيال واهي ـه

00:01:21.951 --> 00:01:25.318
که از يه حقيقت خيلي ويرانگر محافظت ميکنه

00:01:44.360 --> 00:01:47.002
اونا روي پيشنهاد تماما نقدر فکر ميکنن؟

00:01:47.026 --> 00:01:49.809
بهشون گفتي که يه پسر کوچيک دارم؟

00:01:54.423 --> 00:01:55.496
باشه

00:01:55.515 --> 00:01:58.947
خب ... خدافظ

00:01:58.971 --> 00:02:02.000
توي اين بازار خونه پيدا کردن سخته، هان؟

00:02:02.024 --> 00:02:04.701
فقط ميخوام که زندگيم رو بگذرونم

00:02:04.724 --> 00:02:09.482
واسه همينه سه روزه جواب تلفنهام رو نميدي؟

00:02:09.505 --> 00:02:11.078
... جک"، من فقط"

00:02:12.992 --> 00:02:15.134
دوست دارم که حرفام رو بشنوي

00:02:32.246 --> 00:02:34.336
قبلا تو اين فکر بودم که چرا هيچوقت
... عکسي از نوزاديم

00:02:34.360 --> 00:02:36.908
با مامانم نديدم

00:02:36.931 --> 00:02:39.804
... خدافظي کردم و

00:02:39.827 --> 00:02:42.609
تو رو يه هفته بعد از روزي که
... اون عکس گرفته شده

00:02:42.633 --> 00:02:44.979
پيش پدرت گذاشتم و رفتم

00:02:45.003 --> 00:02:47.727
توي سالها يادگاريهايي برام فرستاد

00:02:47.750 --> 00:02:51.704
کارهاي هنريت و روبانهاي جايزه ات

00:02:55.689 --> 00:02:59.345
کاري کرد که بتونم تحمل دوري رو بکنم

00:03:02.898 --> 00:03:04.377
خوشحالم که کار رو واست آسون کرد

00:03:04.400 --> 00:03:06.552
"هيچوقت آسون نبود "جک

00:03:08.264 --> 00:03:09.722
... و من

00:03:10.761 --> 00:03:12.640
نميتونم که زماني رو که از دست داديم رو جبران کنم

00:03:12.663 --> 00:03:14.284
پس چرا الان تلاش ميکني؟

00:03:15.771 --> 00:03:17.794
پيچيده ست

00:03:17.818 --> 00:03:19.602
... خب

00:03:19.626 --> 00:03:23.378
فکر کنم که به نفع همه ست که
کاري به کار هم نداشته باشيم

00:03:37.460 --> 00:03:40.125
اون هيچوقت زندگي آسوني نداشت

00:03:40.149 --> 00:03:44.886
و البته، اشتباهاتي هم کرده

00:03:44.909 --> 00:03:46.729
ولي هميشه بيخيالش شده

00:03:46.753 --> 00:03:51.563
،و ما در کنارش مونديم
همونطور که اون در کنار ما موند

00:03:51.582 --> 00:03:53.672
"پس، به افتخار تو "جيمي

00:03:53.696 --> 00:03:55.316
که زود از پيش ما رفتي

00:03:55.340 --> 00:03:57.535
ولي ما ميدونيم که الان
با "پيتر" مقدس هستي

00:03:57.558 --> 00:03:58.979
نوش -
نوش -

00:03:59.003 --> 00:04:01.959
شما همه تون گول خوردين

00:04:03.221 --> 00:04:05.367
رفيق، تو حرفي واسه زدن داري؟

00:04:07.236 --> 00:04:09.867
جيمي برنن" يه تجاوزگر بود"

00:04:09.892 --> 00:04:12.627
و دقيقا حقش اينه که توي اونجايي باشه
که الان هست

00:04:12.642 --> 00:04:14.676
پوسيدن توي يه جعبه

00:04:25.385 --> 00:04:27.017
داري وسايلت رو جمع ميکني

00:04:27.041 --> 00:04:28.824
خوشحالم که ميبينم تسليم شدي

00:04:29.971 --> 00:04:32.144
خب، اين توي دايره لغات من نيست

00:04:32.162 --> 00:04:34.809
اينا فقط وسايل قرضي
واسه گالري "همتون آرت واک" هستن

00:04:34.831 --> 00:04:37.292
من اصلا قصد ندارم که جايي برم

00:04:37.316 --> 00:04:39.677
هنوزم اينجا متعلق به منه

00:04:39.702 --> 00:04:42.178
خب، ادعاي ضعيفيه

00:04:42.202 --> 00:04:45.126
همونطور که توي اين سالها
... نه پا توي اين ملک گذاشتي

00:04:45.149 --> 00:04:46.676
نه مالياتش رو پرداخت کردي

00:04:46.699 --> 00:04:49.624
اوه، وکلات بهت توصيه کردن
... که با ادعاي از اينجا رفتن من

00:04:49.649 --> 00:04:52.051
.دسترسي من رو انکار کني
هوشمندانه ست

00:04:52.118 --> 00:04:53.452
... ولي اگه وکيلت واقعا باهوش ميبود

00:04:53.520 --> 00:04:55.187
... "ميدونست که از اونجايي که "کنراد

00:04:55.255 --> 00:04:57.442
،مالکيت رو از من پنهان کرده بود
سرم کلاه رفته

00:04:57.460 --> 00:04:59.726
ده سال گذشته و تو هنوز هم ملعبه ي دست اوني

00:04:59.747 --> 00:05:01.499
... ويکتوريا"، من کسي هستم که"

00:05:01.522 --> 00:05:03.882
صاحب قانوني اين خونه ست

00:05:03.906 --> 00:05:06.167
که قصد دارم که با خاک يکسانش کنم

00:05:06.188 --> 00:05:07.955
"اوه، "استيوي

00:05:08.023 --> 00:05:13.192
،من و تو ميدونيم که تنها چيزي که با خاک يکسان ميشه
تويي

00:05:20.277 --> 00:05:22.111
نولان"؟" -
سلام -

00:05:22.179 --> 00:05:24.247
"يا خدا. دفعه ي بعد که خواستم توي "آرت واک
--- يه کار داشته باشم، لطفا

00:05:24.314 --> 00:05:25.815
دوباره اتفاق افتاد

00:05:25.883 --> 00:05:27.750
منظورت چيه؟ -
خودت چي فکر ميکني؟ -

00:05:27.818 --> 00:05:29.051
يه لحظه، من توي ملک "گريسون" بودم

00:05:29.119 --> 00:05:30.720
و لحظه ي بعد با اين توي دستم اومدم توي ايوانم

00:05:30.788 --> 00:05:32.807
چه غلطي کردي؟

00:05:32.831 --> 00:05:34.522
کنده کاري پدرم رو داغون کردم

00:05:34.545 --> 00:05:38.253
.حداقل يکي رو داغون نکردي -
اين بار آره -

00:05:38.276 --> 00:05:41.683
.فکر کردم که اين خوابگردي ها رو تحت کنترل گرفتي
آره، خودمم همين فکرو ميکردم -

00:05:45.383 --> 00:05:47.397
بايد يه فکر ديگه بکنم

00:05:49.300 --> 00:05:52.073
-- اميلي، شايد الان وقتشه که -
بهم نگو که برم پيش دکتر -

00:05:52.096 --> 00:05:54.053
خيلي خب پس من کمکت ميکنم

00:05:54.076 --> 00:05:56.025
.ما از شهر ميريم
هر جايي بخواي ميريم

00:05:56.048 --> 00:05:58.338
نه، بايد کاري که شروع کردم تموم کنم

00:05:58.362 --> 00:06:02.261
چطور ميتوني، اگه که حتي نتوني به خودت اعتماد کني؟

00:06:02.284 --> 00:06:04.881
ببين، واسه شروع، چرا اون چاقو رو زمين نميذاري؟

00:06:06.250 --> 00:06:08.118
نميشه بذاري که اين داغونت کنه

00:06:10.988 --> 00:06:12.738
نميذارم

00:06:14.457 --> 00:06:17.878
،"امز"
اميلي"، صبر کن"

00:06:17.902 --> 00:06:20.614
ميخواي چيکار کني؟ -
کاري که بايد از همون اول ميکردم -

00:06:22.304 --> 00:06:23.865
همه شون رو ميکشم

00:06:26.098 --> 00:06:30.443
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06:43.546 --> 00:06:46.819
.من خوبم -
نه "پاتريک" اوضاعت بده -

00:06:46.843 --> 00:06:48.721
چرا به مجلس سوگواري "جيمي" رفتي؟

00:06:48.745 --> 00:06:50.670
اونو پيش مردم افشا کردم
که آدم عوضي اي بوده

00:06:50.694 --> 00:06:53.429
و گذاشتي که يه مشت گردن کلفت
بزنن خوني ماليت کنن؟

00:06:53.452 --> 00:06:54.756
خودت رو بکشتن ميدادي

00:06:54.779 --> 00:06:56.934
خب، شايد بايد ميکشتنم

00:06:57.809 --> 00:07:00.665
واقعا اينو از ته دلت نميگي

00:07:00.688 --> 00:07:02.156
نميدونم که ته دلم چي ميگذره

00:07:02.168 --> 00:07:04.293
... بدون که دوستت دارم

00:07:04.317 --> 00:07:07.634
،اون "جيمي" به چيزي که حقش بود رسيد
و ما بايد به زندگيمون ادامه بديم

00:07:07.658 --> 00:07:09.747
نذار که خشمت تو رو از پا در بياره

00:07:12.108 --> 00:07:14.151
شايد ديگه دير شده

00:07:24.004 --> 00:07:26.047
... خب، از اونجايي که جواب تماسهام رو نميدي

00:07:26.071 --> 00:07:28.389
"فکر کردم که از اَپ "دوست سابق رو پيدا کن
استفاده کنم

00:07:28.412 --> 00:07:30.408
--- من فقط
سعي دارم از شهر خارج بشم

00:07:30.432 --> 00:07:33.018
ولي ميدونم چرا تو هنوز اينجايي

00:07:33.040 --> 00:07:34.481
اميلي" تو دردسر افتاده"

00:07:34.504 --> 00:07:36.501
ببين، اون تقريبا منو بکشتن داد

00:07:36.524 --> 00:07:39.043
،پس اگه دنبال من ميگردي که نجاتش بدم
شرمنده

00:07:39.062 --> 00:07:40.689
آدم نميتونه به کسي کمک کنه
که خودش نميخواد

00:07:40.713 --> 00:07:42.281
جدي؟
... چون از جايي که يادمه

00:07:42.304 --> 00:07:45.363
وقتي که "اميلي" نجاتت داد
... و تو رو به "تاکدا" آورد

00:07:45.387 --> 00:07:46.667
خيلي داغون بودي

00:07:46.690 --> 00:07:50.719
باور کن، اگه اون هنوز زنده بود، من ميرفتم پيشش

00:07:50.742 --> 00:07:52.551
تو تنها کسي هستي
که ميتوني بهش دسترسي پيدا کني

00:07:52.574 --> 00:07:53.880
... کسي نميتونه به "اميلي" دسترسي پيدا کنه

00:07:53.903 --> 00:07:55.817
.اون از هميشه قوي تر شده -
قوي بوده -

00:07:55.841 --> 00:07:58.248
.داغون شده
از کنترل خارج شده

00:07:58.271 --> 00:08:00.311
گفت که همه ي خانواده ي "گريسن" رو ميکشه

00:08:00.334 --> 00:08:02.424
.پس بذار اينکار رو بکنه
اگه من بودم همينکار رو ميکردم

00:08:02.436 --> 00:08:04.479
تو به حرفم گوش نميدي

00:08:04.503 --> 00:08:08.973
ميخواد کاري بکنه که ديگه به حالت اولش برنگرده

00:08:15.189 --> 00:08:17.890
غافلگير شدم که زنگ زدي

00:08:17.913 --> 00:08:21.452
خونواده ي "گريسن" به استفاده از
همون آدماي پير شهرت پيدا کردن

00:08:21.477 --> 00:08:25.522
اون کاراگاههاي خصوصي
به پدر مادر من وفادارن

00:08:25.545 --> 00:08:27.319
... من يکي رو لازم دارم که

00:08:27.343 --> 00:08:30.959
علاقه داشته باشه که
يه رابطه ي رو با حاکم جديد بسازه

00:08:30.983 --> 00:08:33.526
فکر کردم که ميخواي جاسوسي کسي رو بکنم

00:08:33.550 --> 00:08:35.881
فعلا آره

00:08:35.900 --> 00:08:39.869
فکر کنم که زنم رو ميشناسي

00:08:39.893 --> 00:08:43.324
،در يه زمان عجيبي غيبش زد
... و به خونه برنگشته

00:08:43.348 --> 00:08:46.084
و شايد با پدرم داره توطئه چيني ميکنه

00:08:46.107 --> 00:08:47.656
ميخواي که جاسوسي پدرت رو هم بکنم؟

00:08:47.680 --> 00:08:49.371
چون واسه اين يه نفر ديگه هم لازمه

00:08:49.394 --> 00:08:51.190
نه، يکي واسه اينکار هست

00:08:53.585 --> 00:08:55.405
.نه. نه. نه
لازم ندارم که درباره ش فکر کنم

00:08:55.428 --> 00:08:58.598
جوابم منفيه

00:08:58.622 --> 00:09:03.072
واسه تو خوشحالم که جواب مثبت بهت دادم

00:09:03.095 --> 00:09:04.281
اينا اون گزارشهايي ان که ميخواستي

00:09:04.304 --> 00:09:07.460
ولي دسترسي به بعضي از امور مالي
که ميخواستي رو نداشتم

00:09:07.482 --> 00:09:10.801
.اوه، اشکال نداره عزيزم
خودم گيرشون ميارم

00:09:10.824 --> 00:09:12.081
کي پشت خط بود؟

00:09:12.104 --> 00:09:14.903
کسي نبود که برات جالب باشه

00:09:14.927 --> 00:09:17.616
بگو شايد برام جالب بود

00:09:17.639 --> 00:09:19.976
... نماينده ي يه صندوق تأمين سرمايه بود

00:09:19.995 --> 00:09:22.607
... که ميخواست سهامم رو توي "وولي" بخره

00:09:22.631 --> 00:09:26.038
با يه قيمت بالاي آماتوري

00:09:26.062 --> 00:09:27.905
و چرا بهش جواب منفي دادي؟

00:09:27.929 --> 00:09:29.858
... چون عزيزم، آدم نميتونه روي يه کاري که

00:09:29.882 --> 00:09:32.618
،در کنار دخترش کار ميکنه
قيمت بذاره

00:09:32.641 --> 00:09:37.002
و علاقه ي من در اين مجله تازه به نقطه ي اوج رسيده

00:09:37.025 --> 00:09:39.052
"حالا، همونطور که فرستاده ي "وولي
... امروز توي گالري "آرت ورک"ـه

00:09:39.075 --> 00:09:42.419
ميخوام که برم خونه و يه چيز خلاق تر کار کنم

00:09:42.442 --> 00:09:45.915
"بابايي، لطفا دوباره به هتل "سوت فورک
نگو خونه

00:09:45.939 --> 00:09:49.847
.منو عمگين ميکنه -
اوه، جدي؟ -

00:09:49.871 --> 00:09:52.493
خب، من سالهاست که اينقدر خوشحال نبودم

00:11:13.628 --> 00:11:15.636
داري چيکار ميکني؟ -
.نگران نباش. جات امنه -

00:11:15.659 --> 00:11:17.086
از طرف کي؟ -
.از طرف خودت -

00:11:17.154 --> 00:11:19.514
سعي کردي که بدون پشتيبان "کنراد" رو
توي سويتـش بکشي

00:11:19.536 --> 00:11:21.906
.بدون اينکه به خارج شدنت فکر کرده باشي -
.چاره اي نداشتم -

00:11:21.925 --> 00:11:25.243
چند بار بهم گفتي که قتل راه چاره نيست؟

00:11:25.266 --> 00:11:28.297
.ديگه راهي برام نمونده. "ايدن"،  دستام رو باز کن -
تو از جونت گذشتي -

00:11:28.320 --> 00:11:30.904
داري بدون نقشه توي تاريکي حرکت ميکني

00:11:30.928 --> 00:11:33.154
،وقتي که بهت تير خورد
يه چيزي رو توي مغزت آزاد کرد

00:11:33.177 --> 00:11:34.316
تو رو داره از پا در مياره

00:11:34.340 --> 00:11:35.960
و، چي، ميخواي که منو از اين حالت در بياري؟

00:11:35.984 --> 00:11:38.173
کاري ميکنم که کنترلش کني

00:11:40.805 --> 00:11:44.880
تاکدا" راههايي داشته که"
به ضمير ناخودآگاهت دسترسي پيدا کنه

00:11:51.848 --> 00:11:54.306
غلط ميکني اينکار رو بکني

00:11:54.324 --> 00:11:56.901
بعنوان مسئول هيئت آثار هنري سنتي

00:11:56.926 --> 00:12:00.303
ميخوام که از همه تون بخاطر مشارکتتون تشکر کنم

00:12:00.327 --> 00:12:03.955
،وظائفتون بهتون گفته شده
پس بياين يه برنامه ي بزرگ رو شروع کنيم

00:12:05.918 --> 00:12:07.539
من تازه توي لنگرگاه بودم

00:12:07.562 --> 00:12:09.713
"خيلي خوشگل بود "نولان

00:12:09.737 --> 00:12:13.242
ارزشش رو داره که "استفانو ليوني" رو
بعنوان مهمان ويژه داريم

00:12:13.266 --> 00:12:15.725
... بعنوان يکي از بانيان خير اصليش

00:12:15.737 --> 00:12:17.334
... فکر کردم که فقط مناسبه که

00:12:17.357 --> 00:12:20.469
از حضورش استفاده کنيم

00:12:25.293 --> 00:12:27.823
حسودي ميکني، "ويکي"؟

00:12:27.846 --> 00:12:31.860
منظورم اينه که، فرق من و تو توي دنياي هنر
همينه

00:12:31.879 --> 00:12:34.506
تو جمع آوري ميکني، و من ارتباط برقرار ميکنم

00:12:34.530 --> 00:12:38.285
راستش رو بخواي، سوپرايز شدم
که اصلا به اين جلسه اومدي

00:12:38.309 --> 00:12:40.518
... برعکس تو  من يکم علاقه به

00:12:40.537 --> 00:12:43.535
ناشي بازي با اين زنها رو دارم

00:12:43.559 --> 00:12:47.375
من اومدم که خصوصي با تو حرف بزنم

00:12:47.395 --> 00:12:51.015
خب، يه لحظه صبر کن
حالا که من آدمي ام که رُکي نيستم

00:12:51.039 --> 00:12:54.655
يعني، تو و امثال تو دوست دارين
به اين شکل باهام برخورد کنين

00:12:54.679 --> 00:12:58.978
اصلا ميدوني که چه عمل کينه توزانه اي
با پسرم کردي؟

00:12:59.001 --> 00:13:01.719
اميدوارم که يه شکاف خوب نشدني
بين شما دو نفر ايجاد کرده باشم

00:13:01.743 --> 00:13:04.869
خب، پس، نااميد ميشي که بفهمي
که نقشه ات موفق نبوده

00:13:04.892 --> 00:13:07.906
تنها فايده اي که ديدن پدرش داشت

00:13:07.918 --> 00:13:09.609
اين بود که "پاتريک" رو نابود کرده

00:13:09.632 --> 00:13:11.261
متاسفم

00:13:11.285 --> 00:13:14.763
انتظار داري که من احساس گناه کنم
که به "پاتريک" کمک کردم پدرش رو پيدا کنه؟

00:13:14.787 --> 00:13:18.515
جيمي برنن" آدم وحشي اي بود"

00:13:18.538 --> 00:13:21.274
... و "پاتريک" فهميد که

00:13:21.297 --> 00:13:24.127
در شرايط توصيف ناپذيري بدنيا اومده

00:13:25.842 --> 00:13:27.920
حقيقت رو از پسرم مخفي کردم

00:13:27.944 --> 00:13:31.325
،و الان، بخاطر کار بچه گانه ات
... بازيهاي کوته بينانه ات

00:13:31.349 --> 00:13:33.709
پاتريک" فکر ميکنه که ارزشش رو نداره"
که دوستش داشته باشن

00:13:36.616 --> 00:13:37.544
نميدونستم

00:13:37.567 --> 00:13:40.639
و با تکبري که تو داري، واست مهم نيست

00:13:40.658 --> 00:13:42.724
پسرم در لبه ي پرتگاه قرار گرفته

00:13:42.748 --> 00:13:44.039
زندگيش در خطره

00:13:44.063 --> 00:13:47.996
"و مقصر شماييد آقاي "راس

00:13:52.067 --> 00:13:53.934
مطمئن نيستم که چقدر ديگه طول ميکشه

00:13:53.958 --> 00:13:58.426
بيايد تو، در بازه

00:13:58.437 --> 00:13:59.870
صحيح

00:13:59.894 --> 00:14:02.677
مهم نيست که من چه تصميمي براي
ملک "گريسون" ميگيرم

00:14:02.697 --> 00:14:05.777
آماده ي تخليه ي اجباري هستم

00:14:05.800 --> 00:14:07.148
.

00:14:09.865 --> 00:14:11.708
بعدا باهات تماس ميگيرم

00:14:11.732 --> 00:14:15.435
يه تماس از معاملات ملکيم بهم شد

00:14:15.458 --> 00:14:19.070
انگار که خونه امکان خريد داره
اگه بخوام بخرم

00:14:19.094 --> 00:14:20.103
عاليه

00:14:20.127 --> 00:14:23.154
،ازشون پرسيدم که چي نظر مالکان رو عوض کرده
... و

00:14:24.258 --> 00:14:27.555
... گفت که يکي يه ايميل از طرف من براشون فرستاده

00:14:27.579 --> 00:14:29.950
از يه وکيل سطح بالا

00:14:29.974 --> 00:14:34.721
يکي که درباره ي بچه هام حرف زده
و اينکه من استحقاق خونه ي روياييم رو دارم

00:14:34.744 --> 00:14:36.881
اونم بعد از زندگي سختي که داشتم

00:14:36.893 --> 00:14:39.908
.ميخواستم کمک کنم -
چرا؟ -

00:14:39.931 --> 00:14:41.364
... يعني، اگه بابام اين چيزا رو ببينه

00:14:41.387 --> 00:14:44.564
پس تو قبلا ميدونستي که ما دوران سختي داشتيم

00:14:46.388 --> 00:14:47.933
لطفا

00:14:49.223 --> 00:14:50.768
بذار فقط اين يه کار رو واست بکنم

00:14:50.791 --> 00:14:54.026
ميدوني که آخرين خاطره ام از زني که
منو بزرگ کرد چيه؟

00:14:56.341 --> 00:14:59.358
اون صبحونه ي بزرگي که واسم درست کرد

00:15:00.731 --> 00:15:04.583
تخم مرغ و بيکن و پن کيک بود

00:15:06.815 --> 00:15:08.400
و بستني

00:15:10.552 --> 00:15:11.690
... هيچوقت نفهميدم چرا

00:15:11.714 --> 00:15:15.637
تا وقتي که بابام بهم گفت
که اون ما رو ترک کرده

00:15:15.660 --> 00:15:17.340
من اين کار رو از روي حس گناه انجام نميدم

00:15:17.364 --> 00:15:20.052
بيخيال. چطور ميشه که نباشه؟

00:15:20.076 --> 00:15:23.234
،مگر اينکه تو واقعا از خونواده ي "گريسن" باشي
از اونجايي که اونا هيچوقت حس گناه رو ندارن

00:15:25.288 --> 00:15:27.155
من اصلا شبيه اونها نيستم

00:15:35.512 --> 00:15:38.612
متاسفم که همچين حسي داري

00:16:00.525 --> 00:16:04.712
ميدونم، تو سابقه ي طولاني اي داري
که توي خونه ي من پيدات بشه

00:16:04.780 --> 00:16:07.396
پس تصميم گرفتم که لطفت رو جبران کنم

00:16:07.420 --> 00:16:09.768
تازه، ميدونستم که فقط اينطوري
ميتونستم ببينمت

00:16:09.792 --> 00:16:11.562
نولان"، نبايد اينجا باشي"

00:16:11.585 --> 00:16:13.570
... ببين

00:16:13.593 --> 00:16:16.934
... ميدونم که ما با هم مشکل داشتيم

00:16:16.958 --> 00:16:19.435
... ولي، وقتي که اون حرف ناجور رو زدم

00:16:19.459 --> 00:16:21.426
اصلا نميدونستم که پدرت کي بود

00:16:21.449 --> 00:16:22.864
پس اگه ميدونستي، اون حرف رو نميزدي؟

00:16:22.888 --> 00:16:25.729
،"آره ... "پاتريک
اون حرف رو نميزدم

00:16:25.753 --> 00:16:27.634
... ولي دارم به اين فکر ميکنم

00:16:27.657 --> 00:16:31.955
که چي ميشه اگه هر چيزي
جلوي تو رو بگيره

00:16:31.978 --> 00:16:34.644
.درباره ي مرگ "جيمي" تو روزنامه خوندم
نميدونم، بايد بگيم کشته شده؟

00:16:34.667 --> 00:16:36.100
.اونا يه حادثه قلمدادش کردن -
ميدونم -

00:16:36.123 --> 00:16:39.205
"که تعبيرش اينه "پاتريک کشتش

00:16:39.229 --> 00:16:42.299
--- پس بذار ازت بپرسم
... چند نفر رو تو کشتي

00:16:42.323 --> 00:16:44.979
قبل از اينکه به "همپتون" بياي؟
چون من فکر ميکنم هيچي

00:16:45.003 --> 00:16:47.197
،همينجور واينستا و جوري رفتار کن که بيگناهي
هر دومون ميدونيم که نيستي

00:16:47.221 --> 00:16:50.306
من که خون کسي به گردنم نيست

00:16:50.329 --> 00:16:52.231
... صبر کن ببينم، "ويکتوريا" قرباني رو انتخاب ميکنه

00:16:52.255 --> 00:16:54.203
يا تو با مامانت کاري ميکني که مردم خوششون بياد؟

00:16:54.226 --> 00:16:56.320
،اصلا نميدوني که چه مشکلاتي رو پشت سر گذاشته
پس ديگه بهش حمله نکن

00:16:56.344 --> 00:16:59.209
وگرنه چي؟
بار ديگه منم حادثه ميبينم

00:17:01.908 --> 00:17:03.676
تو کاملا عوض شدي

00:17:04.978 --> 00:17:06.212
خودتم متوجهش نيستي

00:17:08.080 --> 00:17:10.249
،واقعا فکر ميکني که منو ميشناسي
مگه نه؟

00:17:12.371 --> 00:17:14.038
تو منو نميشناسي

00:17:15.618 --> 00:17:17.545
ميدونم که قبلا يه هنرمند بودي

00:17:17.557 --> 00:17:20.312
... آره، خب -
... و ميدونم که يه غرفه توي "آرت واک" داري -

00:17:20.335 --> 00:17:21.985
... که الان خاليه

00:17:22.009 --> 00:17:27.398
"و ميدونم که "استفانو ليوني
از خالي بودنش نااميد ميشه

00:17:27.421 --> 00:17:29.481
استفانو ليوني" قراره بياد اونجا؟"

00:17:31.512 --> 00:17:34.890
،اون زمان که با هم بوديم
خودم جورش کردم

00:17:34.913 --> 00:17:38.889
ميخواستم که غافلگيرت کنم

00:17:38.913 --> 00:17:41.089
... "پاتريک"

00:17:41.113 --> 00:17:46.536
-- چيزاي خوبي واست ميخواستم، و
-- بگو ديوونه ام

00:17:46.559 --> 00:17:49.577
هنوزم همينو ميخوام

00:17:49.601 --> 00:17:52.262
ولي از اونجايي که من يادم رفته
...  که تو نميتوني

00:17:52.286 --> 00:17:55.130
کاري رو بدون تاييد ويکتوريا بکني

00:17:55.154 --> 00:17:58.207
،من به "استفانو" ميگم که از اينکه نتونستي بياي
ناراحتي

00:18:07.119 --> 00:18:08.490
!اينکارت جواب نميده

00:18:08.513 --> 00:18:11.085
فقط با جدا کردن خودت از بدنت
اونوقته که ميتونيم روي ذهنت تمرکز کنيم

00:18:11.108 --> 00:18:13.246
،و با بازکردن اون
روي روحت تمرکز ميکنيم

00:18:13.269 --> 00:18:15.727
.تو هيچوقت مثل "تاکدا" نميشي -
فکر ميکني که دلم ميخواد اينجا باشم؟ -

00:18:15.795 --> 00:18:17.162
فقط به اين خاطر برگشتم
چون تو ما رو نابود کردي

00:18:17.229 --> 00:18:18.697
و نميذارم که بيهوده باشه

00:18:18.764 --> 00:18:20.532
.ازت کمک نخواستم -
خدا، تو چقدر نمک به حرومي -

00:18:20.599 --> 00:18:22.200
تو حتي نميدوني که هم پيمانانت کيا هستن

00:18:22.268 --> 00:18:24.469
.ولي ميدونم که دشمنانم کيا هستن -
کيا، خونواده ي "گريسن"؟ -

00:18:24.537 --> 00:18:26.538
پس چرا خوابگردت به اونها صدمه ميزنه؟

00:18:26.605 --> 00:18:28.373
،نه. بجاش
"مياي دنبال من و "نولان

00:18:28.441 --> 00:18:30.081
داري خشمت رو گمراه ميکني

00:18:30.104 --> 00:18:32.545
فکر کنم کسي که واقعا ازش عصباني هستي
خودتي

00:18:32.568 --> 00:18:33.930
ولي قبول نميکني

00:18:33.954 --> 00:18:36.537
برو به درک

00:19:02.834 --> 00:19:04.490
اميلي"؟"

00:19:08.565 --> 00:19:10.139
... پدرم

00:19:12.317 --> 00:19:14.184
الکي مقصر شده

00:19:23.449 --> 00:19:25.497
"پال چارني"

00:19:25.515 --> 00:19:27.981
يا بايد الان بگم "سرورم"؟

00:19:28.005 --> 00:19:30.264
از استراحتتون قبل از ترم پاييز لذت ميبريد؟

00:19:30.287 --> 00:19:33.556
،استيوي"، راستش رو بخواي"
خبرهاي ناراحت کننده اي شنيدم

00:19:33.580 --> 00:19:36.863
من و "پال" داشتيم درباره ي برنامه هات
براي صاف کردن ملک "گريسن" حرف ميزديم

00:19:36.887 --> 00:19:39.211
درواقع نظرم عوض شد

00:19:39.235 --> 00:19:43.067
حالا من دارم فکر ميکنم
که بهتره بعنوان مرکز توانبخشي ازش استفاده کنم

00:19:44.690 --> 00:19:47.015
اون ملک يه گنجينه ي معماريه

00:19:47.038 --> 00:19:48.682
... و "پال" مسئول

00:19:48.706 --> 00:19:50.855
کميسيون تاريخي "ساوت همپتون"ـه

00:19:50.878 --> 00:19:53.746
ميخواد ببينه که اونجا قوانين ملي
ساختمانهاي مهم تاريخي رعايت ميشه

00:19:53.769 --> 00:19:56.329
که يعني نميشه بعنوان يه مرکز درماني
ازش استفاده بشه

00:19:56.352 --> 00:19:58.020
يا چيز ديگه اي

00:19:58.043 --> 00:20:02.456
يک ساختمان مهم تاريخي بايد
6معيار تاريخي داشته باشه

00:20:02.480 --> 00:20:03.771
تا بتونه ثبت بشه

00:20:03.795 --> 00:20:06.831
"بعيد ميدونم که ملک "گريسن
شرايط لازم رو داشته باشه

00:20:06.855 --> 00:20:10.287
مگر اينکه ميراث رسواييها در روزنامه
ارزش داشته باشه

00:20:10.311 --> 00:20:11.802
"مواظب باش "استيوي

00:20:11.825 --> 00:20:14.162
تو با رسوايي هم بيگانه نيستي

00:20:14.185 --> 00:20:17.091
توي دادگاه ميبينمت

00:20:17.115 --> 00:20:20.247
خب، انگار که فقط با من مبارزه نميکني

00:20:20.271 --> 00:20:22.532
جالبه. فکر نميکردم که اينقدر کمک لازم داشته باشي

00:20:29.872 --> 00:20:32.075
آماده ي حرف زدن هستي؟

00:20:34.260 --> 00:20:35.904
لطفا دست و پام رو باز کن

00:21:02.420 --> 00:21:04.967
همه ش بخاطر پدرم بود

00:21:07.256 --> 00:21:10.074
واسه همينه که اون کنده کاري اي
که واست درست کرده بود رو خراب کردي

00:21:14.770 --> 00:21:16.907
يا چيز بيشتري بود؟

00:21:19.101 --> 00:21:23.328
اون روزي که بردنش
داشت کنده کاري ميکرد

00:21:23.352 --> 00:21:26.428
چرا توي اون روز؟

00:21:26.452 --> 00:21:28.330
نميدونم

00:21:31.093 --> 00:21:34.185
فکر کنم که من بخاطر مسئله اي
توي دردسر افتادم

00:21:34.208 --> 00:21:35.582
مطمئني که تقصير تو بوده؟

00:21:35.594 --> 00:21:37.907
اميلي"، سعي کن يادت بياد"

00:21:46.345 --> 00:21:49.192
شب قبل از روزي بود
که اونو بردن

00:21:49.216 --> 00:21:50.682
"ويکتوريا"

00:21:52.040 --> 00:21:56.162
داشت ميگفت که ميخواد
باهاش فرار کنه

00:21:56.183 --> 00:21:59.926
پدرم منو نديد
ولي سايه ام رو ديد

00:21:59.949 --> 00:22:01.335
ويکتوريا" بهم نگاه چپ جپ کرد"

00:22:08.386 --> 00:22:10.320
از قبل اينو بهم گفتي

00:22:10.388 --> 00:22:12.122
اونقدر شجاع باش که بري توي عمق ذهنت

00:22:17.361 --> 00:22:19.496
ميدونستم که نميشه بهش اعتماد کرد

00:22:25.102 --> 00:22:27.537
فقط ميخواستم مطمئن بشم
که پدرم حالش خوبه

00:22:36.113 --> 00:22:37.547
"ديويد"

00:22:37.615 --> 00:22:39.482
!"ديويد" -
!برو بيرون -

00:22:41.752 --> 00:22:43.720
!نه -
!آماندا"، وايسا" -

00:22:43.788 --> 00:22:45.388
!نه -
!وايسا!  وايسا  -

00:22:45.456 --> 00:22:48.191
.هي، هي -
!بذار برم! سرم داد کشيدي -

00:22:48.259 --> 00:22:51.179
اون اينجا چيکار ميکنه؟
!ازش خوشم نمياد! اون ازم متنفره

00:22:51.202 --> 00:22:52.429
چرا اين حرف رو زدي؟

00:22:52.496 --> 00:22:53.697
تو هنوز اونو نميشناسي

00:22:53.764 --> 00:22:55.832
نه، الان بهش بگو که بره پي کارش

00:22:55.900 --> 00:22:58.001
."بهش نميگم "آماندا
دوستش دارم، تو هم بعدا ازش خوشت مياد

00:22:58.069 --> 00:22:59.669
نه، اون مامانم نيست

00:22:59.737 --> 00:23:03.039
.هي. هي
مامانت از بين ما رفته

00:23:03.107 --> 00:23:05.508
ويکتوريا"، بايد اينو قبول کني"

00:23:05.576 --> 00:23:08.044
چون ما قراره يه خونواده بشيم

00:23:11.015 --> 00:23:13.149
پدرم به آرزوش رسيد

00:23:15.286 --> 00:23:17.620
من الان ديگه يکي از "گريسن" ها هستم

00:23:18.989 --> 00:23:20.481
"اميلي"

00:23:22.441 --> 00:23:24.361
چرا پدرم بهم گوش نداد؟

00:23:26.988 --> 00:23:29.383
چرا؟

00:23:29.407 --> 00:23:31.391
همه چي ميتونست متفاوت باشه

00:23:33.770 --> 00:23:37.551
... همه چي ميتونست -
چيزي نيست -

00:23:47.853 --> 00:23:51.361
پاتريک"؟" -
سلام -

00:23:51.429 --> 00:23:54.231
،خب، بعد از امروز صبح
فکر نميکردم که بياي

00:23:54.298 --> 00:23:56.970
،خب، ميدوني
... فکر کردم اينکه خودم رو مجبور کنم که بيام بيرون

00:23:56.993 --> 00:23:59.217
شايد هر احساسي که دارم رو
تغيير بده

00:23:59.238 --> 00:24:01.293
... مهمه که خودت رو بخاطر گذشته شکنجه نکني

00:24:01.316 --> 00:24:05.304
... و توي حال زندگي کني

00:24:05.327 --> 00:24:07.878
چون هميشه مشکلاتي براي حل شدن پيدا ميشه

00:24:10.170 --> 00:24:11.732
مشکلي هست؟

00:24:11.755 --> 00:24:14.474
اوه، چيزي نيست که بخواي نگرانش باشي

00:24:14.498 --> 00:24:18.267
بيا روي قرار دادن اثر هنريت تمرکز کنيم، باشه؟

00:24:18.290 --> 00:24:20.739
مامان، چرا بهم نميگي که چه خبر شده؟

00:24:26.016 --> 00:24:28.770
"استيوي گريسن"

00:24:28.782 --> 00:24:30.649
... داره ثابت ميکنه که سرسخت تر

00:24:30.672 --> 00:24:31.961
از اون چيزي که فکر ميکردم
به دنبال خونه مونه

00:24:31.985 --> 00:24:33.817
تو انجمن شهر رو طرف خودت داري، درسته؟

00:24:33.840 --> 00:24:36.791
خب، اونا اصلا رقيب مسخره بازيهاي
قانوني اون نميشن

00:24:36.815 --> 00:24:38.827
"فکر کن که اون وقتي که اونو و "کنراد
... با هم بودن

00:24:38.850 --> 00:24:42.621
اون زمان فقط يه آدم معاشرتي بود
و از زندگي مرفه ـش لذت ميبرد

00:24:42.645 --> 00:24:44.679
چي اونو تغيير داد؟

00:24:44.747 --> 00:24:46.495
من

00:24:46.517 --> 00:24:49.253
،بعد از اينکه "کنراد" اونو بخاطر من ترک کرد
حتما يه زنگ بيدار باش براش بوده

00:24:49.276 --> 00:24:52.768
ولي اگه اون فکر ميکنه که من
... گستاخيش رو تحمل ميکنم

00:24:52.787 --> 00:24:55.817
کور خونده

00:24:55.840 --> 00:24:57.525
راههاي ديگه اي هست
که بتونم کارش رو حل و فصل کنم

00:24:57.543 --> 00:24:58.732
ميخواي چي بگي؟

00:24:58.755 --> 00:25:01.057
... که اگه من اين حيوون رو خلق کردم

00:25:01.080 --> 00:25:04.202
فکر نميکني که وقتشه که بکشمش؟

00:25:04.225 --> 00:25:06.815
مامان، ميخوام بدونم که
نقشه ات چيه

00:25:06.838 --> 00:25:08.529
الان نميخوام که جزييات رو بگم

00:25:08.553 --> 00:25:12.140
،امروز تو و کارت مهم هستين
خيلي خب؟

00:25:25.213 --> 00:25:29.105
بالاخره يادم اومد که در طول خوابگرديهام
چيکار کردم

00:25:30.611 --> 00:25:33.810
همه ش بخاطر اون خاطره بود

00:25:33.877 --> 00:25:36.961
واسه همينه که همه چي رو خراب ميکردم

00:25:36.970 --> 00:25:39.349
چون فکر نميکردي که پدرت ارزشش رو داشته

00:25:40.973 --> 00:25:44.554
،با تمام اتفاقاتي که سر پدرم افتاده
درک ميکنم

00:25:46.737 --> 00:25:49.544
تو تنها کسي هستي که ميدونستي
چطور منو نجات بدي

00:25:51.984 --> 00:25:55.532
.مطمئن نيستم که استحقاق نجات يافتن رو دارم -
استحقاقش رو داري -

00:25:55.555 --> 00:25:57.422
و همينطور پدرت

00:26:01.779 --> 00:26:04.080
... تنها اشتباهي که کرد اين بود

00:26:05.677 --> 00:26:08.131
عاشق يه زن ناجوري شد

00:26:17.725 --> 00:26:21.391
که يعني هنوزم بايد ثابت کنم گناهکار نبوده

00:26:21.415 --> 00:26:24.080
حالا اين همون "اميلي" ايه که ميشناختم

00:26:27.323 --> 00:26:29.681
حالا، تو چيزي رو که شروع کردي
رو تموم ميکني

00:26:29.749 --> 00:26:32.083
کاري ميکني که تقاص کارشون رو پس بدن

00:27:10.496 --> 00:27:12.773
ضربه هاي قلم يکم محکم بوده

00:27:12.797 --> 00:27:16.121
ولي فکر کنم که عمدي بوده

00:27:16.145 --> 00:27:19.534
آقاي "ليوني" باعث افتخاره که ميبينمتون

00:27:19.558 --> 00:27:22.387
و افتخار ميدي که جواب سئوالم رو بدي

00:27:22.411 --> 00:27:24.278
درسته

00:27:26.301 --> 00:27:28.837
-- راستش رو بخواي ميخواستم

00:27:28.861 --> 00:27:30.763
ميخواستم که رنگ رو روي بوم وارد کنم

00:27:30.786 --> 00:27:33.277
،که اينجوري هيچوقت يه اثر هنري خوب نميشه
درسته؟

00:27:33.301 --> 00:27:35.367
ولي استعدادش رو داري

00:27:37.839 --> 00:27:40.749
فهميدم که مسئول يه گالري هستي

00:27:40.817 --> 00:27:43.585
.بهمراه مادرم، بله
دارم

00:27:43.604 --> 00:27:46.034
... خب، پس، اين ممکنه که برات جالب نباشه

00:27:46.058 --> 00:27:50.016
ولي من دنبال يه کاراموز
واسه هنرکده ي "توسکان"ـم ميگردم

00:27:50.028 --> 00:27:52.447
حقوقش کمه و ساعت کارش طولانيه

00:27:52.470 --> 00:27:54.422
... من

00:27:54.445 --> 00:27:58.033
،نميدونم چي بگم -
فقط روش فکر کن -

00:28:18.824 --> 00:28:20.788
هي

00:28:20.856 --> 00:28:22.723
بالاخره حس حرف زدن پيدا کردي؟

00:28:23.807 --> 00:28:25.944
.آره -
خوبه -

00:28:25.968 --> 00:28:27.728
بيا اينجا

00:28:30.501 --> 00:28:33.648
،"ميدوني، "آماندا
ما همه اشتباهاتي ميکنيم

00:28:33.672 --> 00:28:36.933
متاسفم که دعوا کرديم
و تو ترسيدي

00:28:36.956 --> 00:28:39.607
هيچوقت نميخواستم که بترسي

00:28:42.132 --> 00:28:43.588
صحيح

00:28:46.929 --> 00:28:48.449
بابايي، داري چيکار ميکني؟

00:28:48.517 --> 00:28:50.597
الان بنظر خيلي بد بنظر مياد، درسته؟

00:28:50.620 --> 00:28:51.489
آره

00:28:51.513 --> 00:28:54.918
ولي تو و من ميتونيم هر مشکلي رو حل کنيم

00:28:57.195 --> 00:28:59.662
،وقتي که اين حکاکي تموم شد
... قراره که برامون يه ياداور باشه

00:28:59.686 --> 00:29:03.763
که هيچ اشتباهي ما رو از هم جدا نميکنه

00:29:03.787 --> 00:29:07.579
تا وقتي که هيچوقت يادت نره که دوست دارم

00:29:13.007 --> 00:29:14.241
اميلي"؟"

00:29:16.287 --> 00:29:18.111
جک"، سلام"

00:29:18.179 --> 00:29:20.330
... ميتونم

00:29:20.353 --> 00:29:22.584
ميتونم يه دقيقه باهات حرف بزنم؟

00:29:22.608 --> 00:29:25.407
البته

00:29:25.426 --> 00:29:28.403
،وقتي که مامانت پيداش شد
فرصت کردي که باهاش حرف بزني؟

00:29:28.425 --> 00:29:31.980
منظورم اينه که، صادقانه؟

00:29:32.003 --> 00:29:38.283
کاشکي اينجور بود

00:29:38.306 --> 00:29:40.197
چرا؟

00:29:43.142 --> 00:29:45.209
... چون مادر من برگشته

00:29:45.232 --> 00:29:47.517
و واقعا نميدونم که بايد چيکارش کنم

00:29:47.541 --> 00:29:49.929
چي؟

00:29:49.952 --> 00:29:51.838
تو 20 ساله که نديديش

00:29:51.850 --> 00:29:54.139
... در واقع،من درباره ي اون کسي که

00:29:54.162 --> 00:29:57.311
اين همه مدت بخاطر ول کردن
من و "دک" از دستش عصباني بودم، حرف نميزنم

00:29:57.334 --> 00:29:59.601
منظورت چيه؟

00:30:02.169 --> 00:30:06.103
استيوي گريسن" مادر واقعي منه"

00:30:09.093 --> 00:30:09.974
چي؟

00:30:09.997 --> 00:30:12.682
،اون با بابام رابطه ي نامشروع داشت
... از شهر رفته بود

00:30:12.705 --> 00:30:14.502
... حاملگيش رو از "کنراد" مخفي کرده بود

00:30:14.525 --> 00:30:16.862
بعد بابا مامانم منو بعنوان پسر خودشون بزرگ کردن

00:30:16.885 --> 00:30:20.477
استيوي گريسن"؟"

00:30:20.489 --> 00:30:22.003
مطمئني؟

00:30:24.780 --> 00:30:26.553
ديگه چي گفت؟

00:30:27.808 --> 00:30:32.188
فقط، ميدوني، که براش سخت بوده
که منو رها کنه

00:30:32.211 --> 00:30:35.342
ولي مشخصه که يه چيزي رو مخفي ميکنه

00:30:35.366 --> 00:30:37.068
... و اگه اون اينقدر نزديک شده

00:30:37.092 --> 00:30:38.744
نميدونم چرا که همچين تلاشي ميکنه

00:30:38.760 --> 00:30:40.865
... خب، اگه اين حقيقت داشته باشه

00:30:42.447 --> 00:30:45.551
اون تنها والدي هست که داري

00:30:45.569 --> 00:30:48.873
،و درسته، اون سالها پيش اشتباهي کرده
... ولي

00:30:51.003 --> 00:30:53.411
شايد بايد بهش يه فرصت بدي

00:30:55.042 --> 00:30:58.283
فقط لطفا مواظب باش

00:31:15.940 --> 00:31:17.341
... "و، "جک

00:31:19.411 --> 00:31:23.166
ممنون که به منم فرصت دادي

00:31:23.189 --> 00:31:24.648
خيلي برام ارزش داشت

00:31:44.302 --> 00:31:47.720
مامان، گفتن اين حرف خيلي برام سخته

00:31:47.739 --> 00:31:50.585
... ولي

00:31:50.608 --> 00:31:53.711
،ميدوني که وقتي که تو صدمه ببيني
منم صدمه ميبينم

00:31:55.447 --> 00:31:58.052
،و مشکل اينجاست که
... وقتي که کسي بهت صدمه ميزنه

00:32:00.078 --> 00:32:02.273
من تبديل به کسي ميشم
که برام خيلي آشنا نيست

00:32:02.297 --> 00:32:04.751
... يکي که

00:32:04.774 --> 00:32:09.287
حمله ميکنه که از کسي که
خيلي براش ارزش داره، محافظت کنه

00:32:09.310 --> 00:32:11.829
و الان ميدونم که  اون پليدي از کجا مياد

00:32:11.852 --> 00:32:14.106
از طرف پدريم بهم رسيده

00:32:14.130 --> 00:32:17.159
،حس ميکنم که اگه اينجا بمونم
بقيه هم رنج ميبينن

00:32:19.869 --> 00:32:21.995
... بهم فرصت داده شده

00:32:22.018 --> 00:32:25.881
فرصتي که فکر کنم باعث بشه
که بهم افتخار کني

00:32:25.905 --> 00:32:29.137
ولي اين به اين معناست که
بايد از اينجا برم

00:32:29.160 --> 00:32:32.129
و بدم مياد که اينکاري که دارم ميکنم
رو بکنم

00:32:32.152 --> 00:32:34.985
ولي نميتونم تو چشمات نگاه کنم

00:32:35.008 --> 00:32:39.040
اگه نگاه کنم، دو دل ميشم

00:32:39.064 --> 00:32:41.917
اميدوارم که درک کني

00:32:44.384 --> 00:32:48.963
،خدافظ مامان
هميشه دوستت خواهم داشت

00:33:01.389 --> 00:33:03.502
اخبار رو شنيدي؟

00:33:03.526 --> 00:33:06.848
"پاسکال لِ مارشال"
داره از پاريس به اينجا مياد

00:33:06.872 --> 00:33:09.663
اوه، نميدونستم که
چه طرفدار پر و پا قرصي هستي

00:33:09.686 --> 00:33:12.701
... خب، نيستم، ولي اون يکي از غول هاي رسانه اي

00:33:12.724 --> 00:33:15.976
دنياست، و اون فردا به اداره ش ميره

00:33:16.000 --> 00:33:19.359
دقيقا روي برنامه ش

00:33:19.382 --> 00:33:21.825
"واسه همينه که اختيارات "مارگوس
رو زير سئوال بردي

00:33:21.848 --> 00:33:23.441
ميدوني که بايد بره پيش هيئت مديره

00:33:23.465 --> 00:33:25.541
که يعني ميدوه ميره پيش باباش

00:33:25.565 --> 00:33:27.663
و ميدونستم که تو نميتوني جلوي خودت رو بگيري
... که منو از طرف دخترش

00:33:27.686 --> 00:33:29.659
درگيرش بکني

00:33:29.682 --> 00:33:31.685
ولي چرا نميخواي که آقاي "لِ مارشال" بياد اينجا؟

00:33:31.708 --> 00:33:36.418
،"اوه، خب، "شارلوت
... ميتونستم بهت بگم

00:33:36.442 --> 00:33:39.018
... يا، اگه بخواي که کار قدرتمندان تجارت رو بدوني

00:33:39.042 --> 00:33:42.329
ميتوني کنار وايسي و تماشا کني

00:33:42.353 --> 00:33:44.149
قبوله

00:33:51.365 --> 00:33:52.891
"جک"

00:33:54.242 --> 00:33:55.642
... تنها چيزي که در دوران بچگيم نداشتم

00:33:55.710 --> 00:33:56.877
... وقتي بود که اوضاع واقعا داغون ميشد

00:33:56.945 --> 00:33:58.245
پس هر چي که بود
... که باعث شد بهمون نزديک نشي

00:33:58.313 --> 00:33:59.913
... بايد چيز بدي بوده باشه، ولي

00:34:01.549 --> 00:34:05.673
فکرکنم، ميخواستم که مطمئن بشم
که بخاطر من يا بابام نبوده باشه

00:34:05.697 --> 00:34:08.421
نبوده

00:34:21.061 --> 00:34:24.466
در واقع ميخواستم که از تو بخاطر کسي که بودم
مراقبت کنم

00:34:37.104 --> 00:34:39.018
... وقتي که اينجا زندگي ميکردم

00:34:39.041 --> 00:34:42.977
نميتونستم که بدون يه مشروب توي دستم
دووم بيارم

00:34:43.001 --> 00:34:47.651
بنابراين توي بار شما و پيش پدرت بودم

00:34:47.674 --> 00:34:52.606
ولي الان ديگه 20 ساله که لب به مشروب نزدم

00:35:03.975 --> 00:35:06.629
... قبلا

00:35:06.652 --> 00:35:09.118
... وقتي که اولين بار فهميدم حامله ام

00:35:09.141 --> 00:35:11.266
توي بازپروري بودم

00:35:12.476 --> 00:35:16.791
... ولي بعد از اينکه تو رو بدنيا آوردم، فهميدم

00:35:16.814 --> 00:35:21.110
،نميتونم که يه مادر خوب باشم
نه تا وقتي که وضعيت خودم رو مرتب کنم

00:35:21.134 --> 00:35:24.773
که از چيزي که انتظار داشتم
بيشتر طول کشيد

00:35:27.602 --> 00:35:30.087
30سال گذشته -
ميدونم -

00:35:30.110 --> 00:35:35.067
... همتون"ها کلي سنگ جلوي پام انداختن"

00:35:35.090 --> 00:35:37.968
مهمترين چيز، بودن "کنراد" و "ويکتوريا" بود

00:35:40.002 --> 00:35:43.540
... خب
پس ميتونم درک کنم

00:35:45.391 --> 00:35:47.760
ولي بازم، چرا الان اومدي؟

00:35:47.771 --> 00:35:49.850
... آماده بودم که با اونها و تو

00:35:52.104 --> 00:35:53.889
رودر رو بشم

00:36:00.358 --> 00:36:03.740
پس اين چي؟

00:36:03.763 --> 00:36:08.211
... اينکه فردا بياي به خونه ي من

00:36:08.223 --> 00:36:10.509
و رسما نوه ات رو ببيني؟

00:36:15.268 --> 00:36:17.271
خيلي دوست دارم

00:36:29.071 --> 00:36:35.359
... فکر کردم که "برونلو" مناسب باشه

00:36:35.382 --> 00:36:39.293
که فصل بعدي زندگي "پاتريک" رو پُر کنه

00:36:39.304 --> 00:36:44.694
لطفا دوباره از "استفانو" تشکر کن
که اين فرصت رو بهش داده

00:36:44.717 --> 00:36:48.979
اين تو بودي که بهش پيشنهادي دادي
... که نتونست قبولش نکنه، ولي

00:36:49.002 --> 00:36:52.975
... در واقع، حتي بدون اينکه بهش پول بدي هم

00:36:52.998 --> 00:36:55.370
اون فکر ميکرد که پسرت استعداد داره

00:36:55.394 --> 00:36:58.041
البته که استعداد داره

00:36:58.065 --> 00:37:02.586
شايد الان، "پاتريک" بتونه از اون
... قلب پر از کينه و صدمه

00:37:02.609 --> 00:37:07.141
،که در طول اين مدت که اينجا بوده داشته
خلاص بشه

00:37:07.159 --> 00:37:10.740
ويکتوريا"، نقشه ات جواب داد"

00:37:10.763 --> 00:37:14.204
تو کار درستي انجام دادي

00:37:14.227 --> 00:37:17.929
... "حالم رو بد ميکنه که تنها نجات "پاتريک

00:37:17.953 --> 00:37:19.526
... اين بود که بذارم فکر کنه که من يه هيولا بودم

00:37:19.550 --> 00:37:23.248
که ميخواسته که "استيوي گريسن" بميره

00:37:23.271 --> 00:37:27.616
چيه؟ پاسخ دفاعي نداشتي؟ -
لازم نيست -

00:37:27.639 --> 00:37:31.396
تو گذاشتي کمکت کنم که قلبت رو بشکني

00:37:31.420 --> 00:37:33.714
بهم نگو که قلب تو هم صدمه نديده

00:37:36.800 --> 00:37:38.948
"به سلامتي "پاتريک

00:37:41.836 --> 00:37:43.738
به سلامتي پسرم

00:37:53.073 --> 00:37:56.502
فکر کنم که اطلاعاتي از همسرم داري

00:37:56.525 --> 00:37:59.955
،همونطور که کاري کردي باور کنم
سخت نبود که ردش رو بگيرم

00:37:59.979 --> 00:38:02.476
اون با پدرم نبود؟

00:38:02.499 --> 00:38:04.648
فکر کنم که تئوري اشتباهي رو امتحان کردي

00:38:04.671 --> 00:38:07.496
اون در واقع وارد اتاقش توي "سوت فورک" شده

00:38:07.520 --> 00:38:09.580
چرا؟ -
نميدونم برنامه ش چي بوده -

00:38:09.603 --> 00:38:11.737
،يه 30 ثانيه بعدش
يکي اومد دنبالش

00:38:11.749 --> 00:38:13.602
پريدم پشت يه ديوار تا منو نبينه

00:38:13.625 --> 00:38:16.237
چند لحظه بعدش اونا رفتن

00:38:16.256 --> 00:38:17.493
پس گمشون کردي؟

00:38:17.517 --> 00:38:20.732
من از ورودي خدمه بيرون رفتم
و وقتي که با ماشين داشت ميرفت پلاکش رو ديدم

00:38:20.755 --> 00:38:23.033
مشخصات رو به چند تا از بچه ها
... توي پليس دادم

00:38:23.057 --> 00:38:26.065
،و چند ساعت بعد
ماشينش رو پيدا کردن

00:38:35.228 --> 00:38:37.209
قبلا اونو ديدي

00:38:38.973 --> 00:38:41.881
و هيچوقت فکر نميکردم که
از ديدن دوباره ش خوشحال بشم

00:38:47.725 --> 00:38:50.085
خوشحالم که اوضاعتون درست شد

00:38:50.108 --> 00:38:54.887
بالاخره، فهميدم که چرا ترسيده بود

00:38:54.911 --> 00:38:58.839
معلوم شد که يه قبلا دائم الخمر بوده
و خوب شده

00:38:58.862 --> 00:39:00.666
از خونواده ي "گريسن" خوشش نمياد

00:39:02.061 --> 00:39:05.046
خب، خوبه که حرفاش رو بهت زده

00:39:05.070 --> 00:39:07.332
.

00:39:07.348 --> 00:39:10.930
خودش رو کثيف کرده

00:39:10.954 --> 00:39:14.072
."شب بخير "اميلي -
شب بخير -

00:39:20.556 --> 00:39:22.423
سلام -
سلام -

00:39:22.447 --> 00:39:24.570
داري کلبه رو تعمير ميکني؟

00:39:24.593 --> 00:39:28.468
.نشانه ي خوبيه
حالت چطوره؟

00:39:28.492 --> 00:39:30.218
بهترم

00:39:30.241 --> 00:39:33.265
آره، فکر کنم که بالاخره تونستم
کنترل اوضاع رو بدست بگيرم

00:39:33.288 --> 00:39:36.447
حالا که شيطانت رو فرستادي بره

00:39:36.470 --> 00:39:39.112
دني" نفر بعديه؟"

00:39:39.135 --> 00:39:42.235
... نه تا وقتي که بدونم قدم بعديم چيه

00:39:42.258 --> 00:39:45.746
ولي خوبه که يه پناهنده از ملک "گريسن" داشته باشم

00:39:47.458 --> 00:39:50.440
... پس

00:39:50.464 --> 00:39:56.916
اينو بعنوان هديه ي خونه حساب کن

00:39:56.928 --> 00:39:59.147
... و

00:39:59.170 --> 00:40:04.627
فقط با دست تو باز ميشه

00:40:07.861 --> 00:40:09.695
"ممنون "نولان

00:40:11.831 --> 00:40:14.664
... واسه اين

00:40:14.687 --> 00:40:17.136
و اينکه "ايدن" رو فرستادي بره
ممنونم

00:40:18.424 --> 00:40:21.233
تقريبا همه چي رو از دست دادم

00:40:21.257 --> 00:40:24.943
آره، اميدوار بودم که اون توي اين موقعيت سخت
بهت کمک کنه

00:40:24.967 --> 00:40:28.235
پس، فکر کنم که بايد بخاطرش بنوشيم

00:40:28.258 --> 00:40:31.311
نظرت چيه که جين مارتيني بخوريم؟

00:40:33.130 --> 00:40:34.631
جين مارتيني؟

00:40:34.699 --> 00:40:36.366
معلوم شد که يه قبلا دائم الخمر بوده
و خوب شده

00:40:36.434 --> 00:40:38.201
نفسش بودي جين رو ميداد

00:40:47.282 --> 00:40:49.219
،کساي زيادي به ديدنم نميان
... ولي وقتي کسي مياد

00:40:49.243 --> 00:40:52.215
بهم يه اميد ميده
(1997)

00:40:55.727 --> 00:40:58.780
چون فکر ميکنم که شايد
... تو از اون در وارد ميشي

00:40:58.804 --> 00:41:00.985
و منو بخشيدي

00:41:01.052 --> 00:41:02.920
امروز اين اميد رو دارم

00:41:14.972 --> 00:41:16.473
"آقاي "کلارک

00:41:16.540 --> 00:41:20.664
من يه وکيل هستم و به پرونده ي شما علاقمندم

00:41:20.688 --> 00:41:22.120
ميخواستم که حرفش رو باور کنم

00:41:22.132 --> 00:41:24.910
... ولي وقتي که بوي جين رو توي نفسش حس کردم

00:41:24.933 --> 00:41:26.283
... چند روز بعد فهميدم که

00:41:26.307 --> 00:41:29.413
بخاطر مشروب خوردن
از شغل وکالت محروم شده

00:41:29.437 --> 00:41:33.405
ولي هنوزم قدر اون لحظه اميد رو
که اون روز داشتم، رو ميدونم

00:41:33.429 --> 00:41:36.643
"چون اون اميد، تويي "آماندا

00:41:36.666 --> 00:41:37.770
هميشه تو بودي

00:41:37.793 --> 00:41:39.262
بيا بنوشيم

00:41:42.040 --> 00:41:44.154
امز"؟"

00:41:44.177 --> 00:41:45.868
چي شده؟

00:41:47.019 --> 00:41:48.512
يه وکيل محروم شده

00:41:51.425 --> 00:41:54.585
"فکر کنم که "استيوي گريسن
به ديدن پدرم توي زندان رفته

00:41:56.959 --> 00:41:59.260
فکر ميکني که چي ميخواسته؟

00:41:59.284 --> 00:42:01.971
نميدونم

00:42:01.994 --> 00:42:05.716
ولي با اسراري به اينجا اومده

00:42:05.740 --> 00:42:08.279
من تک تک اسرارش رو کشف ميکنم

00:42:11.291 --> 00:42:16.553
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.