﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:12.650 --> 00:00:15.990
‫کالزون، پارمزان بادمجون،
‫پیتزای قارچ. بدون صدف

00:00:16.070 --> 00:00:18.330
‫اسپاگتی، لازانیا. بدون صدف

00:00:18.410 --> 00:00:21.120
‫انقدر رسیدهای رستوران رو نگاه کردیم دارم گرسنه میشم

00:00:21.200 --> 00:00:24.000
‫- میشه امشب بریم رستوران؟
‫- ممکنه اونا مادرت رو کشته باشن، در نتیجه خیر

00:00:24.080 --> 00:00:25.540
‫تازه غذاشم خوب نیست

00:00:26.500 --> 00:00:30.090
‫اگه یه سوال پسرونه ازت بپرسم
‫قول میدی ضایع‌بازی درنیاری؟

00:00:30.170 --> 00:00:32.550
‫- قول میدم
‫- یه پسری تو مدرسه هست به اسم "اِسوِن"

00:00:32.630 --> 00:00:33.510
‫لیاقتت بیشتر از اینه

00:00:35.260 --> 00:00:36.680
‫خیلی‌خب، از الان

00:00:36.760 --> 00:00:38.530
‫باهام قرار گذاشته،
‫امروز میخوایم بریم قهوه بخوریم

00:00:38.600 --> 00:00:42.180
‫به اریک که از من خوشش میاد و
‫ممکنه ناراحت بشه، بگم؟

00:00:42.270 --> 00:00:44.390
‫یا اینکه بهش نگم و ازش قایم کنم

00:00:44.480 --> 00:00:46.904
‫چون اسون جذابه و یه سال تابستون تو یونان گیتار زده؟

00:00:47.060 --> 00:00:48.560
‫خب بذار یه سوال ازت بپرسم

00:00:48.650 --> 00:00:51.313
‫اسون میدونه من و مادرت همش
‫دنبال آدم برای کشتن میگردیم؟

00:00:51.320 --> 00:00:52.360
‫بابا

00:00:52.440 --> 00:00:55.740
‫خیلی‌خب. اریک دوست توئه
‫و اگه از زبون یه نفر دیگه بشنوه

00:00:55.820 --> 00:00:58.120
‫خیلی بیشتر اذیت میشه،
‫پس باید بهش بگی

00:00:58.530 --> 00:01:00.790
‫ممنون بابا. در کمال تعجب، خوب راهنمایی کردی

00:01:01.160 --> 00:01:02.968
‫نمیشد فقط ازم تعریف کنی، نه؟

00:01:03.160 --> 00:01:04.410
‫بنظرم بیشتر از این پررو میشی

00:01:05.790 --> 00:01:07.960
‫سلام بچه‌ها.
‫چه خبر از رسیدها؟

00:01:08.040 --> 00:01:12.300
‫این آخریه. پیکاتای مرغه

00:01:12.380 --> 00:01:14.550
‫مثل اینکه نقد من رو دربارش نخوندی

00:01:14.630 --> 00:01:17.090
‫"اگه ادویه دوست دارین،
‫برید یه فیلم برادران مارکس رو ببینین

00:01:17.180 --> 00:01:19.930
‫چون تو این پیکاتا ادویه پیدا نمیکنین!"

00:01:24.310 --> 00:01:25.140
‫خیلی‌خب

00:01:25.810 --> 00:01:28.940
‫خب، شبی که تو جاپوپو غذا خوردیم،
‫صدف غذای ویژه‌شون بود

00:01:29.020 --> 00:01:30.367
‫و فقط سه نفر سفارش دادنش

00:01:30.820 --> 00:01:33.610
‫تو، رامونا و یه بابایی به اسم "اد تون"

00:01:33.690 --> 00:01:35.900
‫سرهنگ اد تون

00:01:35.990 --> 00:01:37.570
‫مجرد، بازنشسته

00:01:37.660 --> 00:01:40.830
‫و فکر میکنه منظور از عکس پروفایل
‫عکس نیم‌رخه

00:01:40.910 --> 00:01:43.620
‫اگه اونم از مرگ برگشته باشه، بدون شک
‫اون صدف‌ها منشأ این قضیه‌ان

00:01:43.700 --> 00:01:46.660
‫ممکنه تو و رامونا تصادفی بوده باشین
‫ولی سه نفر تصادفی نیست

00:01:47.120 --> 00:01:49.830
‫باریکلا بچه‌ها. این خیلی خبر مهمیه!

00:01:49.920 --> 00:01:53.250
‫اگه بدونیم مشکل از صدف‌هاست،
‫میتونیم جلوی پخش شدنش رو بگیریم

00:01:53.340 --> 00:01:55.210
‫میتونیم به معنای واقعی دنیا رو نجات بدیم!

00:01:55.300 --> 00:01:56.880
‫همش به ما بستگی داره!

00:01:56.970 --> 00:01:59.140
‫پس بریم اد تون رو پیدا کنیم!

00:01:59.220 --> 00:02:02.350
‫- امروز مناسب نیست
‫- چی؟ عزیزم، پای دنیا وسطه

00:02:02.430 --> 00:02:05.470
‫با کارل جلسه داریم، با اون سرمایه‌گذاره هم که کار داریم

00:02:05.560 --> 00:02:06.430
‫آره ولی...

00:02:07.560 --> 00:02:10.310
‫- آخه دنیا!
‫- بابا راست میگه. آخه چی میتونه

00:02:10.400 --> 00:02:12.230
‫مهمتر از نجات...

00:02:12.310 --> 00:02:15.280
‫یا خدا، اسون ـه!
‫سلام، قایق‌سواری چطور بود؟

00:02:15.360 --> 00:02:16.190
‫اسون کیه دیگه؟

00:02:16.280 --> 00:02:18.110
‫یه پسر که قراره دل اریک رو بشکنه

00:02:18.200 --> 00:02:20.490
‫واقعاً بنظرم باید امروز با اد تون صحبت کنیم

00:02:20.570 --> 00:02:22.530
‫قطعاً باید بریم، ولی فردا

00:02:22.620 --> 00:02:24.790
‫چون اگه امروز به اون جلسه نرسیم

00:02:24.870 --> 00:02:27.160
‫کارل بزرگترین پروژه‌ی عمرمون رو ازمون میگیره

00:02:27.250 --> 00:02:30.040
‫ولی اگه اد وحشی شده باشه
‫و امروز مردم رو آلوده کنه

00:02:30.120 --> 00:02:31.710
‫توسعه مسکن به چه دردی میخوره

00:02:31.790 --> 00:02:34.670
‫وقتی چند تا ارتش از لات و لوت‌های گوشتخوار
‫دارن تو خیابون رژه میرن؟

00:02:34.750 --> 00:02:38.090
‫- جفتمون دلایل خوبی داریم
‫- فکر نمیکنم جفتمون دلیل خوبی داشته باشیم

00:02:38.340 --> 00:02:39.680
‫خیلی‌خب، این چطوره؟

00:02:39.760 --> 00:02:43.350
‫تو برو با اد صحبت کن، و اگه از مرگ برگشته باشه
‫میفهمیم که مشکل از صدف‌هاست

00:02:43.760 --> 00:02:47.520
‫و اگه وحشی باشه با هم میریم اونجا
‫و تبدیلش میکنیم به یه مُرده‌ی عادی

00:02:47.600 --> 00:02:50.140
‫در این حین هم من جلسه‌ی کارل رو میرم

00:02:50.230 --> 00:02:53.690
‫حرف کشتن آدما اومد وسط یادم افتاد
‫که نباید تنهایی بری با کارل صحبت کنی

00:02:53.770 --> 00:02:55.360
‫نگران نباش. یه نقشه دارم

00:02:55.440 --> 00:02:59.530
‫میخوام مثل شیلای قدیمی رفتار کنم که
‫سرحال و سنگین و رنگین بود

00:02:59.610 --> 00:03:02.450
‫و هیچوقت موقع خوردن کبد یه مرد
‫به ارگاسم نرسیده

00:03:04.830 --> 00:03:07.450
‫اینطور که تو نگاه میکنی
‫یعنی قبلاً این رو بهت نگفته بودم

00:03:08.040 --> 00:03:11.040
‫نه، گفتی. فقط همیشه زبونم بند میاد

00:03:12.555 --> 00:03:18.055
‫ترجمه از: حسین
‫H o s s e i n T L

00:03:18.840 --> 00:03:21.430
‫فکر میکنی میتونی پیش کارل
‫ادای شیلای قدیمی رو دربیاری؟

00:03:21.510 --> 00:03:23.640
‫فکر کنم، ولی شاید حق با تو باشه

00:03:23.720 --> 00:03:25.800
‫شاید زیادی خطرناکه و منم نباید برم

00:03:25.890 --> 00:03:28.100
‫- واقعاً فکر میکنم بهترین کار همینه
‫- گول خوردی مادرخراب

00:03:28.180 --> 00:03:30.890
‫اون شیلای قدیمی و سازگار بود.
‫میترکونم

00:03:31.190 --> 00:03:33.190
‫- سلام بچه‌ها
‫- سلام ان

00:03:33.270 --> 00:03:35.650
‫هی، جول، تو رقصنده‌ی خوبی هستی، نه؟

00:03:36.110 --> 00:03:38.360
‫- نه. کی گفته؟
‫- خودت گفتی

00:03:38.980 --> 00:03:42.110
‫یادته عزیزم، برا همین بود که
‫خونه‌ی آقای نوواک رو بهم ریختی

00:03:42.200 --> 00:03:44.490
‫چون داشتی به مادربزرگش رقص یاد میدادی

00:03:44.570 --> 00:03:48.660
‫البته. گیج شدم چون گفتی
‫رقصنده‌ی خوبی هستم

00:03:48.740 --> 00:03:49.660
‫چون نیستم

00:03:49.750 --> 00:03:51.620
‫من یه رقصنده‌ی محشرم

00:03:52.040 --> 00:03:56.040
‫سالسا، تانگو و اونای دیگه‌ای که میشناسم

00:03:56.460 --> 00:03:59.260
‫عالیه! تولد لیسا نزدیکه
‫منم میخوام ببرمش رقص

00:03:59.340 --> 00:04:01.543
‫عاشق تانگو ـه ولی من
‫هیچیش رو بلد نیستم

00:04:01.550 --> 00:04:02.590
‫میتونی یادم بدی؟

00:04:03.300 --> 00:04:05.300
‫مسئله اینه که یکم سرم شلوغه

00:04:05.390 --> 00:04:08.100
‫- آره، خیلی سرش شلوغه
‫- آره

00:04:10.310 --> 00:04:12.520
‫- مطمئنی؟
‫- اوهوم

00:04:13.560 --> 00:04:16.440
‫میتونم هر وقت خواستی بیام،
‫هر موقع که وقت داشتی

00:04:19.110 --> 00:04:21.900
‫- باشه
‫- عالیه. امشب ساعت 6 چطوره؟

00:04:23.360 --> 00:04:25.280
‫- باشه
‫- ساعت 9 مطالعه‌ی انجیل دارم

00:04:25.360 --> 00:04:28.830
‫- سه ساعت کافیه؟
‫- باشه

00:04:29.240 --> 00:04:32.040
‫عالیه. امشب می‌بینمت.
‫خدافظ شیلا

00:04:32.540 --> 00:04:33.370
‫خدافظ ان

00:04:36.290 --> 00:04:38.540
‫- چه گوهی خوردی؟
‫- باهاش حرف میزنم استرس میگیرم

00:04:39.710 --> 00:04:41.590
‫گفتی سرت شلوغه منم پشتت دراومدم

00:04:41.670 --> 00:04:43.132
‫فقط کافی بود همون رو بگی

00:04:43.170 --> 00:04:45.340
‫من نگرانتم که میخوای با اد تون بدون من حرف بزنی

00:04:45.430 --> 00:04:49.100
‫اون یه سرهنگه ولی از اونجایی که تو با
‫همین مأمور گارسیا خودت رو باختی

00:04:49.180 --> 00:04:50.373
‫معلومه با نظامی‌ها مشکل داری

00:04:50.890 --> 00:04:52.890
‫بنظرم دلیلش اینه که یه بابای
‫بی‌رحم و زورگو داری

00:04:53.480 --> 00:04:56.480
‫- میشه لطفاً پای پدر رو به این قضیه باز نکنیم؟
‫- اینجوری که تو جلوی ان رنگت پرید

00:04:56.560 --> 00:04:58.940
‫اگه جلوی سرهنگ "تون" اینجوری کنی
‫و اونم وحشی باشه

00:04:59.020 --> 00:05:01.213
‫یهو میبینی دل و روده‌ات رو بعنوان گردنبند انداخته گردنت

00:05:02.360 --> 00:05:05.450
‫خیلی‌خب. فقط خونه‌اش رو زیر نظر میگیرم
‫ببینم چی دستگیرم میشه

00:05:06.030 --> 00:05:08.280
‫قول میدم همون بزدلی باشم که تو میخوای

00:05:08.370 --> 00:05:09.330
‫مرسی

00:05:10.700 --> 00:05:13.160
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- تو هم همینطور. کارل رو نکش

00:05:13.250 --> 00:05:15.040
‫باشه. تو هم نذار اد بکشدت

00:05:15.120 --> 00:05:16.120
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

00:05:17.670 --> 00:05:20.420
‫بسیارخب. این عکس ماهواره‌ای اونجاست

00:05:20.880 --> 00:05:24.010
‫بنظرم اون تیکه‌ی مات یه تریلر ساخت و سازه

00:05:25.090 --> 00:05:27.970
‫یا یه جعبه کفش.
‫این مقیاسش حالیم نمیشه

00:05:28.430 --> 00:05:31.720
‫خب اون که زمینه، شایدم گریوی

00:05:32.310 --> 00:05:34.390
‫شاید بهتره محض احتیاط با خودمون بیسکوییت ببریم

00:05:35.520 --> 00:05:37.303
‫خاموش کردن یه مرکز شکست هیدرولیکی سخته

00:05:37.310 --> 00:05:38.690
‫اگه ندونیم داخلش چیه

00:05:38.770 --> 00:05:40.110
‫عکس بهتری لازم داریم

00:05:40.190 --> 00:05:42.070
‫خب نمیتونیم یهو بریم اونجا که.
‫می‌بیننمون

00:05:42.650 --> 00:05:45.030
‫- میدونی لباس خاکی چیه؟
‫- خودت فرض کن نمیدونم

00:05:45.110 --> 00:05:47.820
‫یه لباس استتاره که تک‌تیراندازها
‫از خس و خاشاک اون محل درست میکنن

00:05:47.910 --> 00:05:50.120
‫و باعث میشه تو اون محیط دیده نشن

00:05:50.200 --> 00:05:53.700
‫اگه امروز بعدظهر چند ساعت وقت داری
‫میتونیم برگ‌های خاکی جمع کنیم...

00:05:53.790 --> 00:05:55.660
‫امروز یه قرار دارم

00:05:57.370 --> 00:05:59.580
‫- چی؟
‫- شرمنده. نباید اینجوری میگفتم

00:05:59.670 --> 00:06:02.800
‫با خودم گفتم بهتره از خودم بشنوی
‫نه کس دیگه‌ای

00:06:02.880 --> 00:06:07.420
‫- یه پسری هست، اسون
‫- حله. حله

00:06:07.880 --> 00:06:10.034
‫منظورت همون اسون خوشتیپه که
‫به برنامه "صبح بخیر آمریکا" دعوت شد

00:06:10.090 --> 00:06:12.180
‫بعد از اینکه برادرش رو از دست یه کوسه نجات داد؟

00:06:12.260 --> 00:06:15.020
‫یا یه اسون بی‌خطر دیگه که تا حالا
‫ندیدم و اسمش هم به گوشم نخورده؟

00:06:15.470 --> 00:06:17.350
‫- داری ضایع رفتار میکنی
‫- اصلاً هم ضایع نیست

00:06:17.940 --> 00:06:19.730
‫تازه شنیدم کوسه اونقدرام گنده نبوده

00:06:19.810 --> 00:06:23.940
‫مطمئنی مشکلی با این قضیه نداری؟
‫چون، میدونی، اگه مشکلی داری...

00:06:25.280 --> 00:06:28.820
‫پس... میتونم...

00:06:32.320 --> 00:06:34.903
‫خیلی‌خب، فکر میکردم میپری وسط حرفم
‫ولی بهرحال باهاش میرم بیرون

00:06:34.910 --> 00:06:36.040
‫بایدم بری، صد درصد

00:06:36.120 --> 00:06:39.670
‫وقتی من با رامونا رفتم بیرون تو برام
‫خوشحال شدی، منم الان برای تو خوشحالم

00:06:39.750 --> 00:06:41.243
‫چون اگه زندگی یه چیز رو یادم داده باشه

00:06:41.250 --> 00:06:43.540
‫اینه که احساسات بشر باید با انصاف همراه باشن

00:06:44.380 --> 00:06:47.260
‫خب، خیلی ممنون سعی کردی
‫اوکی باشی ولی نتونستی

00:06:47.630 --> 00:06:49.630
‫تخصص خودمه

00:07:00.940 --> 00:07:05.110
‫صبح بخیر کارل.
‫سر راه وایسادم و برات قهوه گرفتم

00:07:05.190 --> 00:07:06.440
‫بدش به من

00:07:06.900 --> 00:07:11.160
‫چند تا هم از این شیرینی دانمارکی‌هایی
‫که دکترت برات قدغن کرده برات آوردم

00:07:11.240 --> 00:07:14.530
‫ای دختر شیطون

00:07:14.620 --> 00:07:17.450
‫

00:07:17.540 --> 00:07:20.040
‫خیلی خوبه. بیا با هم شیطونی کنیم

00:07:20.290 --> 00:07:23.460
‫آخه نمیتونم. یه رژیم جدید گرفتم.
‫فقط میتونم گوشت بخورم

00:07:23.830 --> 00:07:29.010
‫- احمقانه‌ست. بیا بابا، یکی بردار
‫- به معنای واقعی روت بالا میارم

00:07:31.010 --> 00:07:33.760
‫خیلی‌خب. بشکنه این دست که نمک نداره

00:07:34.930 --> 00:07:37.350
‫خیلی‌خب، سرمایه‌گذار امروز بعدظهر میاد اینجا

00:07:37.430 --> 00:07:39.810
‫که ایده‌های کلیِ شش تا خونه‌ی اول رو بشنوه

00:07:40.100 --> 00:07:43.190
‫آره میدونم کارل. داری متنی رو
‫میخونی که خودم برات نوشتم

00:07:44.270 --> 00:07:46.440
‫وای! مثل اینکه امروز از دنده چپ بلند شدی

00:07:46.520 --> 00:07:48.530
‫یه گوشتی چیزی بخور

00:07:48.610 --> 00:07:51.530
‫کسی نمیخواد اسم تو رو از زیر متن پاک کنه، خب؟

00:07:52.740 --> 00:07:54.410
‫- به هر حال...
‫- "به هر طریق"

00:07:56.830 --> 00:07:59.080
‫وقتی دخترا میگم "به هر طریق" خوشم میاد، بانمکه

00:08:00.250 --> 00:08:02.830
‫- عه، به هر طریق...
‫- حالا شد

00:08:02.920 --> 00:08:04.750
‫یه مقدار تحقیق کردم

00:08:04.830 --> 00:08:07.750
‫و فکر کردم شاید بتونیم این خونه‌ها رو

00:08:07.840 --> 00:08:11.800
‫با یه نگرش پایدارتر نسبت به اون چیزی
‫که تو سانتا کلاریتا میبینیم بسازیم

00:08:11.880 --> 00:08:14.340
‫یه مقاله‌ای تو نیویورک‌تایمز چاپ شده
‫در مورد خونه‌های هوشمندانه

00:08:14.430 --> 00:08:16.010
‫همینجا حرفت رو قطع میکنم

00:08:16.090 --> 00:08:18.350
‫مردم پایداری رو به تخمشون هم نمیگیرن

00:08:18.430 --> 00:08:20.060
‫اونا جعبه‌های بژ بزرگ میخوان

00:08:20.350 --> 00:08:24.020
‫در واقع، با توجه به این تحقیقات
‫خیلی از خریداران جدید خونه...

00:08:24.100 --> 00:08:25.270
‫شیلا

00:08:25.650 --> 00:08:26.480
‫

00:08:29.610 --> 00:08:32.320
‫ما با جعبه‌های بزرگ و بژ پول درمیاریم

00:08:32.400 --> 00:08:33.950
‫تو هم اگه میخوای نقش داشته باشی

00:08:34.030 --> 00:08:38.080
‫کارت اینه که لبخند بزنی و
‫حرفای من رو تأیید کنی

00:08:38.160 --> 00:08:38.990
‫مفهومه؟

00:08:39.870 --> 00:08:40.700
‫کاملاً

00:08:40.990 --> 00:08:42.540
‫پس بذار لبخندت رو ببینم

00:08:45.870 --> 00:08:47.170
‫یالا، بزرگتر

00:08:49.170 --> 00:08:50.000
‫دندونات رو بیشتر نشون بده

00:08:52.050 --> 00:08:53.130
‫بهتر شد

00:08:54.510 --> 00:08:57.510
‫پناه بر خدا. چشمت چرا اونجوری شد؟

00:08:58.350 --> 00:08:59.180
‫وای دهنتو!

00:09:41.560 --> 00:09:43.180
‫اینجوری که چیزی دستگیرم نشد

00:09:44.270 --> 00:09:45.100
‫به درک

00:10:00.910 --> 00:10:02.700
‫- بله؟
‫- صبح بخیر

00:10:02.780 --> 00:10:04.370
‫من مارتین تیلور اسکوایر هستم

00:10:04.450 --> 00:10:07.540
‫و میخوام از یه غذاخوری محلی شکایت کنم

00:10:07.620 --> 00:10:09.000
‫اگه اخیراً اونجا غذا خوردین

00:10:09.080 --> 00:10:11.790
‫ممکنه از غرامتی که قراره پرداخت کنن سهم ببرین

00:10:11.880 --> 00:10:14.590
‫شرمنده پسرم، تا حالا اونجا نرفتم.
‫اگه اجازه میدی من دیگه...

00:10:14.670 --> 00:10:16.050
‫شما اد تون هستین، درسته؟

00:10:17.840 --> 00:10:20.180
‫- سرهنگ اد تون
‫- آخه...

00:10:24.640 --> 00:10:26.430
‫این رسید شماست، مگه نه سرهنگ؟

00:10:30.900 --> 00:10:33.980
‫آها، جاپوپو

00:10:34.070 --> 00:10:38.530
‫آره همون رستوران ایتالیایی تو "سولداد".
‫پاک یادم رفته بود

00:10:38.820 --> 00:10:40.780
‫عالی میشه اگه بتونم چند تا سوال ازتون بپرسم

00:10:41.200 --> 00:10:44.030
‫البته مارتین. بیا داخل

00:10:45.700 --> 00:10:48.910
‫نمیخوام مزاحم بشم.
‫میتونیم همینجا صحبت کنیم

00:10:49.210 --> 00:10:52.000
‫چرت نگو. در بازه هوای سرد میاد تو خونه

00:10:52.500 --> 00:10:53.750
‫بیا داخل

00:10:56.090 --> 00:10:57.090
‫باشه

00:11:02.090 --> 00:11:03.052
‫وضعت در حال بدتر شدن نیست

00:11:03.140 --> 00:11:05.510
‫- مطمئنی؟
‫- آره، خونت...

00:11:05.600 --> 00:11:08.480
‫یا همون ماده‌ی لزج سیاهت از وقتی اون سرم
‫رو بهت دادیم یه ذره هم تغییر نکرده

00:11:08.560 --> 00:11:09.390
‫اجازه هست؟

00:11:09.480 --> 00:11:11.400
‫خب خیالم راحت شد

00:11:11.480 --> 00:11:14.270
‫بنظر میرسه چشمت برگشته سر جاش.
‫خیلی خوبه

00:11:15.690 --> 00:11:17.730
‫

00:11:18.320 --> 00:11:19.150
‫فقط اینکه...

00:11:20.530 --> 00:11:22.160
‫دماغت رو دزدیدم

00:11:24.200 --> 00:11:27.950
‫اگه وضعم بدتر نشده پس
‫چرا چشمم اونجوری شد؟

00:11:28.040 --> 00:11:30.460
‫خب، متوجه شدم که ناخن‌هات هم میجویی

00:11:30.540 --> 00:11:32.710
‫- اضطراب داری؟
‫- یه ذره

00:11:32.790 --> 00:11:36.550
‫با رئیسم دارم رو یه پروژه کار میکنم و اونم
‫از اینکه من قلدر باشم خوشش نمیاد

00:11:36.630 --> 00:11:38.760
‫برای همین میخوام مثل شیلای قدیمی رفتار کنم

00:11:38.840 --> 00:11:42.970
‫در حالی که در حقیقت میخوام
‫فکش رو از جا دربیارم و تخماش رو بدم بخوره

00:11:43.680 --> 00:11:46.970
‫خب، مثل هر کس دیگه‌ای،
‫وقتی احساساتت رو سرکوب میکنی

00:11:47.060 --> 00:11:48.390
‫از راه‌های دیگه‌ای خودشون رو نشون میدن

00:11:48.470 --> 00:11:51.940
‫بعضیا کهیر میزنن یا هول میکنن
‫بعضیا تو سن پایین زونا میگیرن

00:11:52.020 --> 00:11:54.860
‫که در نتیجه دکتر ازشون میخواد برای
‫یه تحقیقات ویژه برن به ویرجینیا

00:11:56.400 --> 00:11:58.900
‫- شاید بهتر باشه از پروژه کناره‌گیری کنی
‫- نمیتونم

00:11:58.980 --> 00:12:00.400
‫چرا خب؟ پوله دیگه

00:12:00.490 --> 00:12:02.450
‫و هر کسی هم که پول داره
‫میگه پول اهمیت نداره

00:12:03.160 --> 00:12:04.240
‫از این چیزا فراتره

00:12:04.320 --> 00:12:07.490
‫اگه نتونم احساساتم رو کنترل کنم
‫پس یعنی نمیتونم تو دنیا کارایی داشته باشم

00:12:07.580 --> 00:12:10.160
‫نمیخوام تو کل زندگیم فقط
‫یه از مرگ برگشته باشم

00:12:11.370 --> 00:12:14.670
‫متوجهم. مثل اون بیلبورده که روش
‫عکس یه پیرمرد دوچرخه‌سوار رو زدن که داره میگه

00:12:14.750 --> 00:12:16.590
‫"من بیشتر از یه سندرم روده‌ی تحریک‌پذیرم"

00:12:17.460 --> 00:12:18.340
‫آره یه جورایی

00:12:18.420 --> 00:12:20.090
‫ما هم فکر میکردیم مامان‌بزرگم روده‌ی تحریک‌پذیر داره

00:12:20.170 --> 00:12:23.880
‫معلوم شد طبق گفته‌ی داروسازش فقط یه
‫"ریننده‌ی عبوس"ـه

00:12:24.470 --> 00:12:26.930
‫اریک، خیلی خاطرت رو میخوام
‫ولی این حرفات کمکی نمیکنه

00:12:27.010 --> 00:12:29.140
‫- باشه
‫- فقط باید جلوش رو بگیرم که معلوم نشه

00:12:30.270 --> 00:12:32.480
‫سر کار هم همه همین کارو میکنن

00:12:33.140 --> 00:12:35.350
‫فقط بگو که از این بدتر نمیشه

00:12:35.600 --> 00:12:38.320
‫احتمالاً خیلی هم بدتر میشه

00:12:38.400 --> 00:12:42.070
‫تا جایی که ما میدونیم، چشمت ممکنه بپره
‫بیرون و چشم یکی دیگه رو دربیاره

00:12:42.150 --> 00:12:44.280
‫شرایطت از نظر پزشکی خیلی پیچیده‌ست

00:12:44.360 --> 00:12:48.200
‫خب شاید اگه موهام رو یه مدل دیگه
‫درست کنم کسی نبینه

00:12:52.200 --> 00:12:54.290
‫آره بابا. همین جوابه

00:12:55.330 --> 00:12:58.000
‫پرسه زدن تو یونان و گیتار زدن مثل یه رویا بود

00:12:58.960 --> 00:13:03.260
‫یه ماه بعد، بیدار شدم و متوجه شدم
‫نصف دنیا رو گشتم

00:13:03.840 --> 00:13:05.840
‫و تمام مشکلاتم رو با خودم برده بودم

00:13:05.930 --> 00:13:08.090
‫آره هر جا که میری، خودتی و خودت

00:13:08.180 --> 00:13:09.930
‫آره. خلاصه رفتم خونه

00:13:10.930 --> 00:13:13.738
‫بعد از این که یه خانم پیر باعث شد
‫مست کنم، گیتارم رو تو قطار جا گذاشتم

00:13:15.890 --> 00:13:18.310
‫حالا هم که فقط یه پسرم که فقط از خودش حرف میزنه

00:13:18.730 --> 00:13:22.980
‫خب، ابی هموند، داستان تو چیه؟

00:13:24.650 --> 00:13:26.950
‫خب، بذار ببینم چی میتونم بهت بگم

00:13:27.490 --> 00:13:29.660
‫چی میتونم بهت بگم؟

00:13:30.490 --> 00:13:31.790
‫پدر و مادرم دلال معاملات ملکی‌ان

00:13:32.620 --> 00:13:35.250
‫یکی از همکاراشون یه مدت تو زیرزمین ما میموند

00:13:35.330 --> 00:13:37.540
‫خیلی شیطون بود. و...

00:13:37.620 --> 00:13:39.130
‫یه چیزی هم همین الان فهمیدم

00:13:39.210 --> 00:13:41.000
‫تو قرارها خیلی کسل‌کننده‌ام

00:13:41.290 --> 00:13:42.420
‫کسل‌کننده نیستی

00:13:42.500 --> 00:13:45.300
‫تو سینی غذا رو زدی تو صورت کریستین

00:13:46.170 --> 00:13:48.180
‫دختری که این کارو کرده حتما یه
‫داستانی برای گفتن داره

00:13:49.390 --> 00:13:50.680
‫آره، داره

00:13:51.100 --> 00:13:52.810
‫خب پس بگو. میخوام بشنوم

00:13:55.100 --> 00:13:57.520
‫خب اولش فقط ناراحت بودم

00:13:57.850 --> 00:13:59.560
‫دیدم که با جینی چیکار کرد

00:13:59.650 --> 00:14:01.610
‫و میدونستم کس دیگه‌ای کاری نمیکنه

00:14:01.690 --> 00:14:06.490
‫و بعد یه خشم ساکت و بیش از حد رو حس کردم

00:14:07.740 --> 00:14:11.120
‫اونقدر قوی بود که اون سینی رو
‫برداشتم بدون اینکه حسش کنم

00:14:11.950 --> 00:14:14.620
‫فقط به جینی و تمام دخترای دیگه‌ای
‫فکر کردم که کریستین میخواست

00:14:14.700 --> 00:14:16.710
‫در آینده باهاشون دیوث‌بازی دربیاره و...

00:14:17.580 --> 00:14:21.420
‫بعد یهو به خودم اومدم و صدای خوردن
‫اون پلاستیک سخت به صورتش رو شنیدم

00:14:22.540 --> 00:14:24.050
‫اون موقع بود که ترسیدم

00:14:24.130 --> 00:14:28.550
‫نه از اینکه کار اشتباهی کردم،
‫از این که زدنش چه حس خوبی بهم داد ترسیدم

00:14:31.390 --> 00:14:32.390
‫خدایا

00:14:35.680 --> 00:14:39.270
‫خلاصه اینم از من. از وقتی از یونان
‫برگشتی چیکارا میکنی؟

00:14:39.350 --> 00:14:42.440
‫عه نمیدونم. دوست دارم فوتبال بازی کنم

00:14:42.860 --> 00:14:44.270
‫عکاسی کنم

00:14:44.570 --> 00:14:47.820
‫- قایق‌سواری دوست دارم
‫- عکاسی؟ یعنی دوربین خوبی داری؟

00:14:49.110 --> 00:14:53.280
‫پس جاپوپو داشته صدف مسموم میفروخته.
‫وحشتناکه

00:14:53.370 --> 00:14:54.870
‫- آره
‫- حال همه خوبه؟

00:14:55.120 --> 00:14:56.660
‫بعضیا بدجور بدحال شدن

00:14:57.000 --> 00:14:59.460
‫واقعاً؟ چقدر؟ بالا آوردن؟

00:14:59.660 --> 00:15:01.920
‫بله، بالا آوردن اد. چطور؟ تو هم بالا آوردی؟

00:15:02.000 --> 00:15:06.000
‫نه. خدا رو شکر. از مسمومیت غذایی متنفرم

00:15:06.550 --> 00:15:08.920
‫خوب شد من صدف نخوردم مارتین

00:15:09.220 --> 00:15:13.050
‫- نخوردی؟ مطمئنی؟
‫- بله. من گیاهخوارم

00:15:14.300 --> 00:15:18.180
‫عجیبه چون رو رسید نوشته که
‫تو صدف سفارش دادی

00:15:21.390 --> 00:15:23.730
‫حتماً خانم که باهاش قرار داشتم
‫صدف رو سفارش داده. من سالاد خوردم

00:15:24.150 --> 00:15:28.860
‫- آها. قرار داشتی؟
‫- بله مارتین. آدمای هم سن و سال من هم قرار میذارن

00:15:29.650 --> 00:15:31.320
‫البته. درسته

00:15:31.780 --> 00:15:33.700
‫خب اون خانم بدحال شد؟

00:15:33.780 --> 00:15:36.410
‫نمیدونم. از اون شب دیگه خبری ازش ندارم

00:15:37.660 --> 00:15:39.960
‫تفاهم نداشتیم

00:15:40.750 --> 00:15:43.830
‫- خب میدونی الان کجاست؟
‫- "باربارا"؟

00:15:45.290 --> 00:15:48.800
‫شماره‌اش رو روی یه کاغذ نوشتم
‫که تو آشپزخونه‌ست

00:15:48.880 --> 00:15:51.760
‫چطوره باهام بیای تا بتونیم بیشتر گپ بزنیم؟

00:15:52.720 --> 00:15:56.140
‫آشپزخونه همینجاست، پشت این در

00:15:57.560 --> 00:16:01.100
‫نه. همینجا میمونم و ساعت‌هات رو تماشا میکنم

00:16:01.180 --> 00:16:04.900
‫مطمئنی؟ شیرینی دانمارکی درست کردم

00:16:04.980 --> 00:16:09.570
‫از سیب‌های تازه‌ی درخت حیاط پشتی
‫توش ریختم. خیلی خوشمزه‌ست

00:16:10.280 --> 00:16:11.400
‫میتونی شیرینی دانمارکی بخوری؟

00:16:11.490 --> 00:16:15.700
‫گیاهخوارم، هیولا که نیستم.
‫معلومه میتونم شیرینی دانمارکی بخورم

00:16:17.530 --> 00:16:21.830
‫دوست دارم اون شیرینی دانمارکی رو ببینم
‫و با هم بخوریمش

00:16:23.250 --> 00:16:25.750
‫یه جوری گفتی، ولی باشه

00:16:27.250 --> 00:16:29.500
‫شماره‌ی باربارا یه جایی همینجاهاست

00:16:30.050 --> 00:16:32.550
‫خب، اون شیرینی کجاست؟

00:16:32.630 --> 00:16:33.970
‫مثل اینکه گشنته

00:16:34.340 --> 00:16:36.340
‫روی میزه. خودت بردار

00:16:38.560 --> 00:16:40.930
‫هی اد، اون مشماها واسه چی‌ان؟

00:16:41.980 --> 00:16:43.770
‫ببخش به هم ریخته‌ست. من نقاشی میکنم

00:16:43.850 --> 00:16:45.980
‫- من رنگ ندیدم اینجا
‫- هنوز رنگ نخریدم

00:16:46.060 --> 00:16:48.650
‫- ولی مشما رو خریدی؟
‫- رنگی که من میخواستم رو نداشتن

00:16:48.730 --> 00:16:52.070
‫از نظر تو اشکالی نداره، آقایی
‫که همین الان اومدی تو خونه من؟

00:16:52.150 --> 00:16:54.860
‫فقط میخوام باهات شیرینی دانمارکی بخورم.
‫چرا نمیشه با هم شیرینی بخوریم؟

00:16:54.950 --> 00:16:58.240
‫گفتی ممکنه باربارا مسموم شده باشه.
‫منم میخوام شماره‌اش رو بهت بدم

00:16:58.320 --> 00:17:00.790
‫شرط میبندم تو زیرزمینمه.
‫بیا بریم تو زیرزمین

00:17:00.870 --> 00:17:02.200
‫من نمیام تو زیرزمینت

00:17:03.460 --> 00:17:06.830
‫با پله مشکل دارم.
‫سرگیجه شدید میگیرم

00:17:06.920 --> 00:17:09.250
‫اگه یه راست به ماشین لباسشویی نگاه کنم از حال میرم

00:17:11.300 --> 00:17:12.210
‫متوجهم

00:17:13.800 --> 00:17:16.890
‫اینکه گفتم "بیا بریم تو زیرزمین"
‫یکم ترسناک بود

00:17:17.470 --> 00:17:19.430
‫آخه... دفترم اونجاست

00:17:19.890 --> 00:17:21.930
‫دوباره بد گفتم. باید خودت بیای ببینی

00:17:24.020 --> 00:17:26.020
‫دوباره گفتم. الان برمیگردم

00:18:06.980 --> 00:18:09.020
‫چیز جالبی پیدا کردی؟

00:18:10.610 --> 00:18:12.820
‫خب این پروژه اعیونی‌تره

00:18:12.900 --> 00:18:15.240
‫ولی منظورم اینه که دلیلی نداره
‫چرخ رو دوباره اختراع کنیم

00:18:15.820 --> 00:18:20.120
‫دقیقاً. چرا کسی باید بخواد چرخ
‫رو دوباره اختراع کنه؟ چه حرف هوشمندانه‌ای!

00:18:20.740 --> 00:18:23.370
‫پس فقط خونه‌هایی رو میسازیم که
‫میدونیم مردم دوست دارن

00:18:23.450 --> 00:18:26.410
‫فقط بزرگتر میسازیمشون.
‫اینم برابره با سود بیشتر

00:18:26.500 --> 00:18:29.330
‫پول، پول، پول!
‫پوله که دنیا رو میچرخونه

00:18:29.420 --> 00:18:32.630
‫مثل یه چرخ. چرا دوباره اختراعش کنیم؟
‫به هر طریق، کارل؟

00:18:32.710 --> 00:18:35.050
‫ممنون شیلا.
‫در ضمن، مدل موهاتم خیلی دوست دارم

00:18:35.130 --> 00:18:37.380
‫مثل یه "جسیکا ربیت" در دسترسی

00:18:37.970 --> 00:18:41.640
‫عجب! واقعاً حرف زدن و البته خونه ساختن رو بلدی

00:18:42.300 --> 00:18:43.140
‫کارل

00:18:43.220 --> 00:18:47.180
‫وایسین ببینم. پس یعنی برنامتون اینه
‫که همون چیز قدیمی رو بسازین، فقط بزرگتر؟

00:18:47.810 --> 00:18:50.100
‫فهمیدی. تاد فهمید

00:18:50.190 --> 00:18:51.900
‫- خیلی باهوشه
‫- نمیدونم

00:18:52.480 --> 00:18:55.190
‫امیدوار بودم یه برنامه‌ی متفاوت و آینده‌نگرانه‌تر داشته باشین

00:18:55.280 --> 00:18:56.150
‫مثل اسنپ

00:18:57.280 --> 00:18:58.820
‫فقط از نوع خونه‌اش

00:19:02.910 --> 00:19:07.450
‫ما یه ایده‌ی مناسب محیط زیست دیگه
‫هم داریم که شاید نظرت رو جلب کنه

00:19:07.540 --> 00:19:09.330
‫عالیه. دوست دارم بشنوم
‫ولی یه دقیقه صبر کنین

00:19:09.410 --> 00:19:10.710
‫برادرم میخواد وصیت‌نامه رو به نفع خودش تموم کنه

00:19:17.170 --> 00:19:20.220
‫- این چه کاری بود شیلا؟
‫- چمیدونم، انگار یه نفر مُرده

00:19:20.300 --> 00:19:23.140
‫و برادرش میخواد بیشتر از حقش پول بگیره

00:19:23.220 --> 00:19:26.600
‫نه، منظورم اینه که چرا گفتی یه ایده‌ی دیگه داری؟

00:19:26.680 --> 00:19:30.100
‫چون داریم از دستش میدیم کارل.
‫اون یه چیز متفاوت میخواد

00:19:30.190 --> 00:19:31.980
‫برام مهم نیست اون چی میخواد

00:19:32.060 --> 00:19:34.610
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که از من حمایت کنی

00:19:34.690 --> 00:19:37.820
‫اگه نمیتونی این کارو بکنی پس برگرد
‫برو همون استخر بچه بفروش. فهمیدی؟

00:19:40.320 --> 00:19:41.740
‫بله کارل

00:19:41.820 --> 00:19:45.450
‫ما یه تیم هستیم شیلا.
‫و تو "تیم" هم "من"ـی وجود نداره

00:19:45.530 --> 00:19:49.080
‫یه "برام" هست و یه "هم" و یه "باش"

00:19:49.160 --> 00:19:53.670
‫و "فرمانبردار" و "خوردن" و "حصیر"

00:19:54.830 --> 00:19:55.880
‫متوجه هستی؟

00:19:56.340 --> 00:20:01.300
‫ببین، چون من اوضاع رو از همه‌ی زوایا میبینم.
‫بخاطر همینه که من رئیسم

00:20:01.380 --> 00:20:06.010
‫پس فرمانبردار شو
‫و برام یه هم‌تیمی باش

00:20:07.010 --> 00:20:08.100
‫باشه

00:20:08.970 --> 00:20:11.520
‫- ایناهاش! هی تاد
‫- شرمنده

00:20:12.520 --> 00:20:14.980
‫برادرم و پرستار پدرم فکر میکنن
‫از من باهوش‌ترن

00:20:15.480 --> 00:20:16.310
‫و نیستن

00:20:16.810 --> 00:20:19.070
‫خب، داشتیم میگفتیم که...

00:20:19.150 --> 00:20:21.570
‫وایسا. شیلا، داشتی میگفتی یه ایده‌ی دیگه داری؟

00:20:23.910 --> 00:20:25.870
‫بنظرم ایده‌ی درست همون ایده‌ی کارل ـه

00:20:25.950 --> 00:20:29.410
‫چون شنیدم نسل دهه هشتاد و نود
‫خونه‌های مناسب برای محیط زیست رو میخوان

00:20:29.490 --> 00:20:31.620
‫- داشتی همین رو میگفتی؟
‫- نه بابا

00:20:32.120 --> 00:20:33.580
‫مطمئنی؟ انگار همین رو میخواستی بگی

00:20:34.080 --> 00:20:34.920
‫نه

00:20:35.830 --> 00:20:39.590
‫ببین، تخصص شیلا توی بازار فروشه

00:20:39.670 --> 00:20:42.720
‫وقتی درباره مسائل مهم و بزرگ حرف میزنه

00:20:42.800 --> 00:20:44.510
‫نمیشه به حرفش گوش کرد

00:20:44.590 --> 00:20:47.760
‫تاد، پاشو بیا اینجا جلوی سه‌پایه.
‫بیا نشونت بدم حرفم چیه

00:20:48.640 --> 00:20:51.850
‫اون اَبَرحمام رو نگاه کن.
‫میتونی توش ماشین بشوری

00:20:51.930 --> 00:20:54.850
‫مردم فضا و تجمل میخوان

00:20:54.940 --> 00:20:58.190
‫من خیلی بیشتر از شیلا تو این کار بودم
‫و من میدونم چی فروش میره

00:20:58.270 --> 00:21:02.820
‫باور کن، خونه‌ی بزرگتر بهتره.
‫شیلا و محیط زیست کسشرش هم ول کن

00:21:06.110 --> 00:21:08.570
‫چرا داشتی فریزر من رو میگشتی مارتین؟

00:21:09.240 --> 00:21:12.120
‫داشتم دنبال بستنی میگشتم
‫که با شیرینیم بخورم

00:21:14.790 --> 00:21:16.080
‫اینم شماره باربارا

00:21:16.790 --> 00:21:20.090
‫انگار کنار تلفن بوده و بنظرم دیگه باید بری

00:21:20.880 --> 00:21:24.470
‫- ولی هنوز شیرینی نخوردیم
‫- میتونی شیرینیت رو با خودت ببری پسرم

00:21:25.840 --> 00:21:26.680
‫

00:21:28.930 --> 00:21:34.310
‫راستش، خیلی خوشحال میشم اگه با هم بخوریمش

00:21:35.890 --> 00:21:37.690
‫لازمه؟

00:21:37.770 --> 00:21:40.360
‫بله. شیرینی دانمارکی یه چیز مجلسیه

00:21:40.440 --> 00:21:42.070
‫تنهایی خوردنش مزه نمیده

00:21:44.650 --> 00:21:46.450
‫باشه مارتین

00:21:59.790 --> 00:22:00.710
‫لعنتی چقدر خوبه

00:22:01.710 --> 00:22:05.340
‫پسر، واقعاً خوشمزه‌ست

00:22:06.550 --> 00:22:09.720
‫ببین سرهنگ. شرمنده بابت کارام

00:22:10.510 --> 00:22:13.140
‫دیگه جلو دست و پات رو نمیگیرم.
‫ممنون بابت شماره باربارا

00:22:13.220 --> 00:22:15.310
‫خب، امیدوارم حالش خوب باشه

00:22:15.390 --> 00:22:17.560
‫آره منم همینطور

00:22:17.640 --> 00:22:19.850
‫خوشحال شدم دیدمت مارتین

00:22:27.780 --> 00:22:28.740
‫خدایا!

00:22:32.030 --> 00:22:34.370
‫- اون پوست رو لازم دارم
‫- تو روحت!

00:22:35.660 --> 00:22:36.500
‫خدایا!

00:22:47.670 --> 00:22:48.630
‫دنبال این میگردی؟

00:22:50.090 --> 00:22:50.930
‫دهنتو!

00:22:52.680 --> 00:22:54.180
‫اد، صبر کن

00:22:54.260 --> 00:22:56.600
‫اد، هی، آروم باش

00:22:57.020 --> 00:22:59.060
‫اد، لازم نیست این کارو بکنی

00:22:59.140 --> 00:23:01.900
‫من یه سرم دارم که میتونه
‫جلوی وحشی شدنت رو بگیره

00:23:09.530 --> 00:23:11.030
‫خیلی‌خب، این رو نخواستی پس

00:23:18.580 --> 00:23:20.250
‫یاد گرفتم

00:23:47.530 --> 00:23:48.610
‫تف توش

00:24:15.970 --> 00:24:22.270
‫♪ هیچوقت تابستون تو یونان نبودم ♪
‫♪ و گیتار زدن بلد نیستم ♪

00:24:23.100 --> 00:24:26.440
‫اسون خیلی از من باحال‌تره

00:24:27.020 --> 00:24:30.740
‫- ای کاش خودم هم شبیه عکس پروفایلم بودم
‫- هی!

00:24:31.740 --> 00:24:33.317
‫باید برات بگم با اسون چیکار کردیم

00:24:34.700 --> 00:24:39.200
‫ابی، نمیخوام احساساتم رو اونقدر مخفی کنم
‫که چشمام بزنن بیرون

00:24:39.290 --> 00:24:43.540
‫پس، خوشحالم که تو خوشحالی ولی
‫نمیخوام جزئیاتش رو بشنوم

00:24:43.620 --> 00:24:46.250
‫- قرار خوب پیش نرفت
‫- همه‌چی رو برام تعریف کن

00:24:46.670 --> 00:24:49.880
‫خب، اسون خیلی باملاحظه‌ست
‫و منم خیلی ازش خوشم میاد

00:24:50.130 --> 00:24:53.930
‫موهاش فوق‌العاده‌ست و یه جورایی
‫بوی ساحل تابستونی رو میده

00:24:54.010 --> 00:24:55.260
‫به نفعته زود اوضاع بیریخت شه

00:24:55.340 --> 00:24:57.140
‫- ولی نمیتونستم باهاش حرف بزنم
‫- آخیش

00:24:57.220 --> 00:24:58.923
‫نمیتونستم خود واقعیم رو براش توضیح بدم

00:24:58.930 --> 00:25:00.720
‫و وقتی گقتم، نتونست هضمش کنه

00:25:00.810 --> 00:25:03.770
‫میدونی، زندگیم اونقدر بزرگ و دیوونه‌وار شده

00:25:03.850 --> 00:25:07.940
‫که تنها کسی که میتونم باهاش حرف بزنم... خب، تویی

00:25:08.610 --> 00:25:12.570
‫خدایا، حتماً خیلی ناراحت و ناامید شدی که
‫نتونستی با اسون ارتباط برقرار کنی

00:25:12.940 --> 00:25:14.893
‫از زندگی عشقی افتضاح من
‫خیلی خوشحال میشی، مگه نه؟

00:25:14.900 --> 00:25:19.200
‫نه. نه. خیلی واست... ناراحتم؟

00:25:19.280 --> 00:25:20.160
‫بس کن

00:25:21.080 --> 00:25:24.330
‫خیلی‌خب نگاه کن، گفتم
‫اسون من رو ببره به اون مرکز

00:25:24.410 --> 00:25:27.040
‫یه دوربین خیلی گرون داشت برای همین
‫لازم نبود زیاد نزدیک اونجا شیم

00:25:27.330 --> 00:25:30.373
‫نگهبان‌ها فکر کردن ما فقط دو تا
‫نوجوونیم که داریم از هم عکس میگیریم

00:25:30.380 --> 00:25:32.550
‫قل از اینکه رو کاپوت مزداش
‫ترتیب هم رو بدیم

00:25:32.630 --> 00:25:36.220
‫- چی؟ آها باشه. انتقام گرفتی
‫- اوهوم

00:25:36.300 --> 00:25:39.220
‫بگذریم، این حصار رو نگاه کن.
‫اینجا یه درخت هست

00:25:39.300 --> 00:25:42.390
‫خیلی راحت میتونیم یه پتو بندازیم
‫روی این سیم خاردار و وارد شیم

00:25:42.470 --> 00:25:45.230
‫و این بیلبورد از بزرگراه هم دیده میشه

00:25:45.310 --> 00:25:46.657
‫اونجا حرفمون رو میزنیم

00:25:46.890 --> 00:25:49.480
‫عجب. واقعاً میخوایم این کارو بکنیم؟

00:25:49.770 --> 00:25:50.770
‫من که میخوام

00:25:51.940 --> 00:25:53.990
‫- پایه‌ای؟
‫- پایه‌ام

00:25:54.900 --> 00:25:58.570
‫عه این دقیقاً همون مکالمه‌ایه که
‫با اسون رو کاپوت ماشینش داشتم

00:25:58.660 --> 00:26:01.080
‫خیلی‌خب، میدونی چیه؟
‫اینجا تو اتاقم مهمونی مثلاً

00:26:04.120 --> 00:26:05.160
‫شیلا؟

00:26:06.330 --> 00:26:08.620
‫یارو رو پیدا کردم، و مشکل هم از صدف‌ها بوده!

00:26:09.130 --> 00:26:12.300
‫- عه ببین کی اومده
‫- ان اومده رقص یاد بگیره

00:26:12.380 --> 00:26:14.170
‫خلاصه خوش میگذره

00:26:14.420 --> 00:26:17.590
‫درباره صدف چی داشتی میگفتی جول؟
‫بنظر خیلی سراسیمه بودی

00:26:19.220 --> 00:26:23.850
‫ان، داشتم یه مسئله‌ی شخصی درباره
‫غذای دریایی رو با زنم مطرح میکردم

00:26:23.930 --> 00:26:27.230
‫- مشکلی داری؟
‫- نه، فقط عجیب بود، منم گفتم...

00:26:27.310 --> 00:26:29.190
‫عالیه. حل شد پس

00:26:29.270 --> 00:26:31.190
‫حالا میخوای تانگو رقصیدن رو یادت بدم؟

00:26:31.860 --> 00:26:33.070
‫من اینجوری تانگو میرقصم

00:26:36.030 --> 00:26:37.950
‫این حرکات شاید غیرعادی باشن

00:26:41.030 --> 00:26:42.330
‫ولی تو زمین رقص...

00:26:44.200 --> 00:26:46.660
‫تنها مسئولی که بهش تعظیم میکنم...

00:26:49.080 --> 00:26:50.120
‫ریتمه

00:27:00.630 --> 00:27:01.890
‫تانگو

00:27:03.850 --> 00:27:05.890
‫لیسا واسه تولدش مخلوط‌کن هم میخواست

00:27:05.970 --> 00:27:07.600
‫منم فقط همون رو براش میگیرم

00:27:07.980 --> 00:27:10.270
‫- شب بخیر شیلا
‫- خدافظ ان

00:27:11.940 --> 00:27:14.270
‫مخلوط‌کن میخوای بخری فقط "ویتامیکس".
‫همه‌چی رو ریز ریز میکنه

00:27:14.360 --> 00:27:16.150
‫میتونی باهاش توپ گلف رو مایع کنی

00:27:18.400 --> 00:27:20.910
‫خب...

00:27:21.530 --> 00:27:24.280
‫میدونم بهم گفتی با اد روبرو نشم
‫ولی شدم

00:27:24.370 --> 00:27:27.410
‫و از مرگ برگشته بود و بهم حمله کرد
‫ولی من وا ندادم

00:27:29.160 --> 00:27:30.250
‫و کشتمش

00:27:30.960 --> 00:27:32.913
‫بعد جسدش رو انداختم تو صندوق،
‫بردم به صحرا

00:27:32.920 --> 00:27:36.090
‫و اونجا دفنش کردم، ولی الان میدونیم
‫مشکل از صدف‌ها بوده

00:27:36.380 --> 00:27:38.960
‫فقط باید توزیع‌کننده غذاهای دریایی جاپوپو رو پیدا کنیم

00:27:39.050 --> 00:27:40.800
‫و شاید بتونیم جلوی این قضیه رو بگیریم

00:27:41.470 --> 00:27:42.510
‫خیلی خوبه عزیزم

00:27:43.930 --> 00:27:44.890
‫تو خوبی؟

00:27:45.760 --> 00:27:48.220
‫از مرگ برگشته بودن و موفق بودن تو شغل

00:27:48.310 --> 00:27:50.310
‫از اونی که فکر میکردم چالش‌برانگیزتره

00:27:50.390 --> 00:27:53.650
‫- یه اتفاقی برام افتاد
‫- وای نه. به کسی حمله کردی؟

00:27:54.060 --> 00:27:54.900
‫یه جورایی

00:27:56.520 --> 00:27:57.650
‫خودم

00:27:58.030 --> 00:27:59.030
‫تو روحش

00:27:59.631 --> 00:28:09.631
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.