﻿WEBVTT

00:00:10.480 --> 00:00:20.480
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:38.350 --> 00:00:40.140
‫- سلام
‫- سلاام

00:00:40.890 --> 00:00:44.520
‫- پرورش حلزون روبی اینجاست؟
‫- بله، روبی هم منم

00:00:44.600 --> 00:00:48.810
‫اوه، صبح بخیر... من اروین زویبین هستم.
‫آدرستو از "جپوپو" گرفتم

00:00:48.900 --> 00:00:51.980
‫- تو توزیع کننده‌ی حلزونی؟
‫- خب دارم سعی می‌کنم که باشم

00:00:52.070 --> 00:00:55.030
‫یه عملیات مامان-باباییه که بابا توش نیست.

00:00:55.110 --> 00:00:57.620
‫هرچند که یه صدای مزخرف بلندی
‫از ترق و تروق و گاز گرفتن دارن

00:00:59.530 --> 00:01:00.700
‫تو چیکار می‌کنی ارو؟

00:01:01.080 --> 00:01:04.330
‫خب من یه پرورش‌دهنده‌ی حلزون آماتورم.
‫اگه بخوای "حلزونیست" میتونی بگی.

00:01:04.830 --> 00:01:07.370
‫چنتا سوال درمورد پرورش حرفه‌‍ای داشتم

00:01:07.460 --> 00:01:11.090
‫مثلا اینکه تخم حلزوناتو از کجا میاری؟
‫چنتا پرورش دادی؟

00:01:11.170 --> 00:01:12.833
‫به کدوم رستوران‌های دیگه هم فروختیشون؟

00:01:12.840 --> 00:01:14.880
‫خب، خب،خب، یواش‌تر

00:01:14.970 --> 00:01:18.470
‫باید حلزون رو قبل از اینکه ‫بیرون
بیاد، بذاریش توی تشت آب داغ

00:01:20.010 --> 00:01:21.395
‫بیا بریم تو خونه

00:01:21.560 --> 00:01:25.100
‫خیلی دوست دارم بیام. ولی اول،
‫یه شیرینی دانمارکی می‌خوری؟

00:01:25.180 --> 00:01:27.650
‫نمی‌دونم چی می‌خوری یا چی
‫نمی‌خوری، ولی اینا خیلی خوبن

00:01:29.100 --> 00:01:32.900
‫نمی‌تونم، من رژیمم.

00:01:33.570 --> 00:01:34.400
‫متوجهم

00:01:38.860 --> 00:01:40.070
‫گور باباش

00:01:46.500 --> 00:01:47.460
‫خوشمزه‌س

00:01:47.670 --> 00:01:48.500
‫آره

00:01:51.130 --> 00:01:53.880
‫نگران شدی، بخاطر اینکه از
‫شیرینیت خوشم نیاد یا همچین چیزی

00:01:54.090 --> 00:01:55.420
‫خب من یه جوز هندی کوچولو توش گذاشتم

00:01:55.510 --> 00:01:57.970
‫و همیشه می‌ترسیدم از اینکه
‫یکی بگه: «وای!! جوز هندی؟»

00:01:58.590 --> 00:01:59.590
‫ازت خوشم میاد ارو

00:02:00.640 --> 00:02:02.560
‫زود باش. می‌خوام یه چیز خاص نشونت بدم

00:02:03.010 --> 00:02:05.060
‫بعدش شاید حلزونامو نشونت دادم

00:02:07.704 --> 00:02:12.171
‫رژیم غذایی "سنتا کلاریتا"

00:02:13.400 --> 00:02:15.530
‫کار آزاد خودتو شروع کردی ها؟

00:02:15.610 --> 00:02:17.990
‫هیجان‌انگیزه. برات دعا می‌کنم

00:02:18.360 --> 00:02:21.280
‫اوه، ممنون. واقعا به این کار نیاز دارم.

00:02:21.370 --> 00:02:24.540
‫شغل قبلیمونو ول کردم
‫چون رئیسم یه مادرجنده بود

00:02:24.620 --> 00:02:25.490
‫ببخشید. آشغال.

00:02:25.740 --> 00:02:27.960
‫رئیس کس‌کشم آشغال بود!

00:02:28.210 --> 00:02:30.120
‫اوه، آروم باشین دستای نارگیلی

00:02:30.710 --> 00:02:31.710
‫دستای نارگیلی؟

00:02:31.790 --> 00:02:34.090
‫آره این یه اصطلاحه برای کسایی
‫که خیلی محکم مشت می‌زنن

00:02:34.170 --> 00:02:37.380
‫میدونی بخاطر اینکه نارگیل خیلی سفته.
‫خودم ساختمش.

00:02:37.460 --> 00:02:41.390
‫خب بنظرم اون خیلی زود معروف
‫میشه چون توضیحش آسونه

00:02:41.550 --> 00:02:43.510
‫بنظرم شغل جدیدت خیلی‌خوب پیش میره

00:02:43.600 --> 00:02:48.230
‫چون از بیرون خیلی قوی و سرسختی،
‫و از درون شیرین و مهربونی.

00:02:48.310 --> 00:02:49.310
‫شبیهِ...

00:02:51.060 --> 00:02:53.810
‫خب می‌خواستم یه چیز دیگه بگم،
‫ولی بهترین مثال نارگیله

00:02:53.900 --> 00:02:57.110
‫بسیار خب، بذار ببینم دوباره چقدر توان داری

00:02:57.440 --> 00:02:58.900
‫به علاوه اینکه تو خیلی مشوقی

00:02:58.990 --> 00:03:01.410
‫تو باعث شدی من دوباره شروع کنم
‫برای "پیت" نقاشی بکشم

00:03:01.860 --> 00:03:04.030
‫تو خیلی فوق‌العاده‌ای شیلا

00:03:04.410 --> 00:03:05.950
‫اوه خیلی خوبه!

00:03:07.790 --> 00:03:09.460
‫ای وای خدا! حالت خوبه؟

00:03:10.830 --> 00:03:14.340
‫اوه پسر، ضربه‌ای که به
‫صورت می‌خوره خیلی درد داره

00:03:14.420 --> 00:03:18.710
‫- می‌خوای یکم یخ برات بیارم؟
‫- نه، الان بهتر شد

00:03:19.880 --> 00:03:21.800
‫خوشحالم که کار نقاشیـت خوب داره پیش میره

00:03:21.880 --> 00:03:23.930
‫دوست دارم ببینمش.
‫تو خونه‌ی لیزاست، درسته؟

00:03:24.140 --> 00:03:25.350
‫آره ولی اونقدرام خوب نیست

00:03:25.430 --> 00:03:28.600
‫مطمئنم که عالیه.
‫انقدر مثل... نباش

00:03:29.390 --> 00:03:31.100
‫تنها چیزی که به ذهنم میاد نارگیله

00:03:37.360 --> 00:03:41.360
‫یه زنجیره‌س.
‫اسمشو میذارم "اشیاء مشکوک"

00:03:51.790 --> 00:03:52.710
‫واو

00:03:54.641 --> 00:03:55.806
‫کتاب آشپزی ویرانگر

00:03:55.830 --> 00:03:57.500
‫بله؟

00:03:59.090 --> 00:04:01.380
‫- سلام ابی
‫- سلام اریک

00:04:01.760 --> 00:04:03.373
‫اومدم ببینم بابات برای پیدا کردنِ...

00:04:03.380 --> 00:04:04.688
‫توزیع‌کننده‌ی حلزون
‫کمک لازم داره یا نه

00:04:05.890 --> 00:04:07.593
‫نمی‌دونم شنیدی یا نه
‫ولی برای فهمیدن اسمش،

00:04:07.600 --> 00:04:10.100
‫مجبور شدم وارد یه
‫موش‌وگربه‌بازی خیلی خطرناک شم

00:04:10.180 --> 00:04:13.600
‫- تو موشه بودی، درسته؟
‫- من همچنین می‌خواستم بدونم بخاطر...

00:04:13.690 --> 00:04:16.360
‫اینکه تو ترکوندن تریلر
‫تنهات گذاشتم، عصبانی هستی؟

00:04:16.860 --> 00:04:20.730
‫پس وقتی منو "موش"
‫میدونی، یعنی هستی

00:04:20.820 --> 00:04:22.650
‫من عصبی نیستم، فقط سرم شلوغه.
‫باشه؟

00:04:22.740 --> 00:04:25.360
‫بابام خونه نیست، اگه می‌خوای
‫بفهمه که اینجا بودی،

00:04:25.450 --> 00:04:28.200
‫میتونی رو اُپن آشپزخونه با خورده‌ریزات، یه
‫ردی از خودت به جا بذاری. (منظورش مثه موشه)

00:04:28.830 --> 00:04:31.620
‫بسیارخب، من از انجام دادن
‫کارای غیرقانونی خوشم نمیاد

00:04:31.700 --> 00:04:34.160
‫ولی اگه تو بخوای اشکالی نداره،
‫من کاری ندارم

00:04:35.170 --> 00:04:38.000
‫تو میخوای مواد منفجره برای خودت بسازی؟
‫این دیوونگیه. تو چت شده؟

00:04:38.090 --> 00:04:39.550
‫من دارم تحقیق می‌کنم

00:04:39.630 --> 00:04:42.720
‫تو کنار کشیدی، پس دربارش
‫حق اظهارنظر نداری. فهمیدی؟

00:04:42.800 --> 00:04:44.340
‫هیچکس از آتیش‌زنِ صندلی عقب خوشش نمیاد

00:04:44.430 --> 00:04:45.510
‫بسیار خب

00:04:46.470 --> 00:04:49.043
‫فقط می‌خواستم بگم وقتی از سوخت هیدروکربنی...

00:04:49.050 --> 00:04:50.343
‫به عنوان کاتالیزور استفاده
‫می‌کنی، مراقب باش چون اون...

00:04:50.350 --> 00:04:52.470
‫از مواد سوخت‌پذیر دیگه فرّارتره.

00:04:52.560 --> 00:04:53.730
‫می‌دونم اریک

00:04:53.810 --> 00:04:56.400
‫اما بخاطر توضیحات موشیـت ممنونم

00:04:56.560 --> 00:04:58.980
‫خب منم می‌تونم اسم یه حیوون بذارم روت

00:04:59.480 --> 00:05:02.030
‫تو مثل یه حشره‌ی هندی هستی که
‫مستقیما به درون شعله پرواز می‌کنه

00:05:02.110 --> 00:05:05.490
‫که یه کتاب سال 1971 رو خونده و
‫فکر می‌کنه همه‌چیز رو می‌دونه

00:05:05.570 --> 00:05:08.160
‫آره خب دست‌کم حشره دوستایی داره
‫که میتونه بهشون اعتماد کنه

00:05:08.240 --> 00:05:10.153
‫که موقع بروز اولین مشکل در نمیرن.

00:05:10.160 --> 00:05:14.200
‫تو هیچی از حشرات نمی‌دونی.
‫هرچند که اون توضیح فوق‌العاده دقیقی بود

00:05:17.880 --> 00:05:21.750
‫- این حلزونارو ببین
‫- همشونو درست همینجا پرورش دادم

00:05:22.210 --> 00:05:24.134
‫اونا میگن نمی‌تونین تو بیابون
‫غذای‌دریایی محلی داشته باشین

00:05:24.170 --> 00:05:26.010
‫اما به اون مادرجنده‌ها ثابت
‫می‌کنم که اشتباه میکنن

00:05:26.510 --> 00:05:28.680
‫- نوشیدنی می‌خوری ارو؟
‫- نه همینجوری خوبه

00:05:28.760 --> 00:05:30.640
‫به اون مادرجنده‌ها ثابت کردی که اشتباه می‌کنن؟

00:05:30.720 --> 00:05:32.510
‫اینا رو به چندتا رستوران فروختی؟

00:05:32.850 --> 00:05:35.390
‫تا الان فقط به "جپوپو".
‫نمونه آزمایشی دادم بهشون

00:05:36.890 --> 00:05:40.400
‫وای خدای من. واقعا؟ فقط جپوپو؟
‫هیچکس دیگه از اینا نخورده هنوز؟

00:05:40.650 --> 00:05:43.320
‫نه، حتی خودمم نخوردم.
‫من آلرژی دارم

00:05:43.400 --> 00:05:48.820
‫جانور دریایی باعث میشه زبونم ورم کنه.
‫نه اینکه خودمم مخالف چیزایی باشم که ورم می‌کنن

00:05:48.910 --> 00:05:50.820
‫خب باشه

00:05:50.910 --> 00:05:53.540
‫گوش کن روبی، من می‌خوام همشونو بخر.
‫هر سه تا مخزنو.

00:05:53.620 --> 00:05:56.910
‫اوه، نه اینا برای فروش نیستن.
‫اینا حلزونای خونگی‌م هستن

00:05:57.000 --> 00:06:01.000
‫آره، اون کوینه،
‫اینا هم جیمز، الکس، پیتر...

00:06:01.090 --> 00:06:05.210
‫صبر کن. اگه اینا دوستاتن،
‫پس کدومارو به جپوپو فروختی؟

00:06:05.340 --> 00:06:06.420
‫اونایی که اون پشتن.

00:06:18.520 --> 00:06:20.150
‫یا عیسی مسیح!

00:06:21.440 --> 00:06:22.730
‫همشون از یه گونه‌ان

00:06:22.820 --> 00:06:25.650
‫برادرم دریاچه‌های عمیق
‫سرتاسر دنیا رو کاوش می‌کنه

00:06:25.820 --> 00:06:28.950
‫اون یکی از اون پفیوزای پولداریه
‫که سرگرمیای خطرناکی داره

00:06:29.030 --> 00:06:32.370
‫به‌هرحال، اون چنتا از اینا رو
‫تو غاری تو عمق 90 متری پیدا کرد

00:06:32.570 --> 00:06:36.200
‫میدونه من عاشق حلزونم. بخاطر همین چنتا دونه
‫از گمرک برام قاچاق کرد تا ازشون تولید کنم

00:06:36.950 --> 00:06:39.080
‫خانواده. بدون اونا چه میشه کرد؟

00:06:39.160 --> 00:06:42.000
‫- اون دریاچه کجا بود؟
‫- یه جا تو صربستان

00:06:42.500 --> 00:06:43.630
‫صربستان

00:06:46.420 --> 00:06:50.630
‫اسمشونو گذاشتم "گلرنگ‌های روبی".
‫مواظب باش، گاز می‌گیرن

00:06:55.350 --> 00:06:56.560
‫چنتا از اینا اینجا هست؟

00:06:56.770 --> 00:06:59.690
‫خب 6 ماه پیش، 4تا داشتم
‫ولی اونا عین چی تولیدمثل کردن

00:06:59.770 --> 00:07:01.440
‫و الان 5000تا دارم

00:07:02.810 --> 00:07:05.310
‫فردا می‌خوام اونارو به همه‌ی
‫رستورانای ایالت بفروشم

00:07:05.860 --> 00:07:07.150
‫وای خدای من!

00:07:07.230 --> 00:07:10.490
‫روبی، گوش کن. تو نمی‌تونی اینا رو بفروشی.
‫اینا مردم رو مریض می‌کنن

00:07:10.570 --> 00:07:12.740
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟
‫جپوپو که شکایتی نداشت.

00:07:12.990 --> 00:07:14.200
‫اونا نمی‌دونستن

00:07:14.280 --> 00:07:17.950
‫بسیارخب، همین الان اگه من بخوام همه‌ی
‫این "گلرنگای روبی" رو بخرم چقدر میشه؟

00:07:18.120 --> 00:07:21.040
‫اونا رو به تو نمی‌فروشم.
‫خریدارهای من صف بستن.

00:07:21.120 --> 00:07:24.250
‫اگه این خوب پیش بره میتونم کارم
‫توی "مرکز خواب آپنیا" رو ترک کنم

00:07:24.330 --> 00:07:26.590
‫دیگه مجبور نیستم به اون
‫لعنتیای گوشتالو سیم ببندم و

00:07:26.670 --> 00:07:28.380
‫تمام شب خرخرشون رو گوش کنم‌

00:07:29.470 --> 00:07:32.550
‫اول از همه، این هرچی که
‫بشه، تو باید کارتو ول کنی

00:07:32.630 --> 00:07:35.600
‫و اینکه این حلزون‌ها خطرناکن.
‫اینا باید نابود شن.

00:07:36.390 --> 00:07:39.430
‫تو کی هستی؟
‫تو فروشنده‌ی حلزون نیستی

00:07:39.520 --> 00:07:42.810
‫تو برای "گوشت‌های دریایی بین‌المللی آکانا" کار می‌کنی؟

00:07:42.900 --> 00:07:45.650
‫اومدی منو گول بزنی اموالمو ازم بگیری؟

00:07:45.810 --> 00:07:49.230
‫نه روبی، اینجوری نیست.
‫تو منو جذب خودت کردی.

00:07:50.150 --> 00:07:50.990
‫برو بیرون

00:07:55.370 --> 00:07:57.030
‫شیلا به مشکل برخوردیم

00:07:57.160 --> 00:07:59.910
‫آره دقیقا. همین الان باید بیای خونه لیزا

00:08:00.000 --> 00:08:02.660
‫ان داره نقاشی می‌کنه و
‫داره همشونو کنار هم می‌ذاره...

00:08:02.750 --> 00:08:05.500
‫چشم‌انداز، مقیاس، عمق...

00:08:05.580 --> 00:08:07.670
‫خب اینجا هم یه مشکل داریم...

00:08:08.210 --> 00:08:10.090
‫- بهتر شد
‫- اون طرف بود

00:08:10.590 --> 00:08:11.720
‫بهتر شد

00:08:11.800 --> 00:08:13.260
‫حلزونای آلوده رو دیدم

00:08:13.510 --> 00:08:15.010
‫خونه‌ی روبی منبعشه

00:08:15.090 --> 00:08:18.100
‫واقعا جالبه عزیزم.
‫شنیدی من چی گفتم؟

00:08:18.180 --> 00:08:22.480
‫ان راه‌حلشو پیدا کرد.
‫با هنرمندی.

00:08:22.730 --> 00:08:24.100
‫منظورت بدون هنرمندیه

00:08:24.190 --> 00:08:26.560
‫ولی اون الان دقیقا کنارت
‫وایساده و ما به گا رفتیم؟

00:08:26.730 --> 00:08:29.820
‫آا..اره.
‫رسیدی اینجا می‌بینمت

00:08:30.650 --> 00:08:31.650
‫لعنت بهش

00:08:32.990 --> 00:08:35.570
‫بنزین هم باید بزنم.
‫لعنتی!

00:08:39.870 --> 00:08:41.500
‫سر این بحث کردیم مارشا

00:08:41.580 --> 00:08:44.670
‫وقتی می‌خوایم همزمان کارای زیادی
‫بکنیم، آخرش همه ناامید میشن

00:08:46.040 --> 00:08:49.710
‫تمام حرفم اینه که جشن بارداریه
‫خواهرمه و منم می‌خوام اونجا باشم

00:08:50.170 --> 00:08:53.220
‫این بچه‌ی سومشه مارشا.
‫جشن گرفتنش دیگه مسخره‌س

00:08:53.300 --> 00:08:56.260
‫و قبلا هم بهت گفتم که روزی
‫می‌رسه که من مجبورم برم ماموریت

00:08:56.340 --> 00:08:59.680
‫تو گفتی که خانواده‌ی بزرگ هم دوست
‫داری ولی اون روز به این زودیا نمی‌رسه

00:09:00.060 --> 00:09:03.100
‫میشه ادامه ندیم؟
‫فقط میشه دیگه لطفا ادامه ندیم؟

00:09:03.180 --> 00:09:06.190
‫متاسفم. من یه هدف مقدس دارم.

00:09:13.360 --> 00:09:15.490
‫واو. ببین چیکار کردی؟

00:09:15.570 --> 00:09:18.740
‫چه کاری کردی!
‫چه کاری کردی!

00:09:18.820 --> 00:09:21.160
‫جلوی سه‌پایه نقاشیم نشسته
‫بودم به افرادی فکر می‌کردم که

00:09:21.240 --> 00:09:22.971
‫اخیرا تو سنتا کلاریتا ناپدید شدن.

00:09:23.040 --> 00:09:25.830
‫بعد شروع کردم به کشیدن افراد
‫مفقود‌شده‌ای که به سمت "دن" پرواز می‌کردن

00:09:26.040 --> 00:09:27.170
‫چقدر جالب!

00:09:27.250 --> 00:09:30.380
‫بعد به انگشت "گری" که اونجا تو
اتاق دن پیدا شده بود، فکر کردم

00:09:30.460 --> 00:09:33.010
‫- بعدشم نقاشیش کردم
‫- چه جالب

00:09:33.210 --> 00:09:37.380
‫حس می‌کنم یه ارتباطی بین دن و ‫گری
وجود داره که ما هنوز نمی‌دونیم

00:09:38.840 --> 00:09:41.302
‫اما نتونستم بفهممش و یکم
‫استراحت کردم و جول رو کشیدم

00:09:41.470 --> 00:09:43.220
‫خیلی دلرباست. ممنونم

00:09:43.310 --> 00:09:46.690
‫- هی، چرا من؟
‫- آره. هی، چرا اون؟

00:09:46.770 --> 00:09:48.190
‫نمی‌دونم

00:09:48.270 --> 00:09:50.650
‫من داشتم اشیاء مشکوک رو
‫می‌کشیدم که به فکر...

00:09:50.730 --> 00:09:52.940
‫اون لبخند عصبی تو افتادم

00:09:54.940 --> 00:09:57.820
‫- آره خودشه
‫- من لبخند نمی‌زنم

00:09:58.360 --> 00:10:02.620
‫هی، این میلک‌شیک چیه؟
‫متفاوت و باحال و متفاوته.

00:10:02.830 --> 00:10:05.193
‫اوه، اون یه پیاله پر از استفراغه
‫که تو اپارتمان یه مردِ...

00:10:05.200 --> 00:10:07.660
‫صرب گمشده که بنظرم
‫به قتل رسیده، پیدا شده بود

00:10:08.170 --> 00:10:11.710
‫وای، تو همه‌جا داری قتل می‌بینی

00:10:12.750 --> 00:10:15.630
‫دارم فکر می‌کنم که شاید گری و دن...

00:10:15.710 --> 00:10:17.800
‫اصلا همدیگرو نمی‌شناختن

00:10:17.880 --> 00:10:21.430
‫و شاید یکی دیگه انگشت گری
‫رو کاشته تا دن رو مجرم کنه

00:10:21.510 --> 00:10:22.800
‫و هردوشون در واقع مردن

00:10:23.640 --> 00:10:26.600
‫و شخص مشابهی که اونارو کشت،
‫داره بقیه مردم رو هم میکشه

00:10:26.680 --> 00:10:29.310
‫مثل اون نازی گمشده یا صربستانیه

00:10:29.390 --> 00:10:33.230
‫ولی کی؟
‫کی می‌تونه همه‌ی این افراد رو بکشه؟

00:10:40.860 --> 00:10:44.120
‫من که میگم... فرضیه‌ت احمقانه‌س

00:10:44.490 --> 00:10:45.990
‫نمی‌خوام بی‌رحم باشم ولی

00:10:46.080 --> 00:10:49.620
‫قبل از اینکه مردم اینا رو ببینن و
‫درموردت نظر بدن، باید اینا رو بسوزونی

00:10:50.210 --> 00:10:54.170
‫آره... رئیسم هم نخریدشون.
‫و خیلی بی‌رحمانه بود.

00:10:54.250 --> 00:10:56.460
‫خب شاید باید به رئیست گوش کنی

00:10:56.550 --> 00:10:57.960
‫یه چیزی هست که اون رئیس شده

00:10:58.050 --> 00:11:01.130
‫متاسفم که بی‌رحم بنظر رسیدم
‫ولی ازت می‌خوام که درک کنی

00:11:01.390 --> 00:11:04.970
‫- هیچکس اینا رو نمی‌خره
‫- همش درمورد قتله، خیلی کسل‌کننده‌س

00:11:05.060 --> 00:11:06.770
‫شاید باید یه چیز بامزه بکشی

00:11:06.850 --> 00:11:09.430
‫- دوست دارم نقاشیت از یه بچه رو ببینم
‫- یا یه مارمولک

00:11:09.520 --> 00:11:12.940
‫- یا یه بچه مارمولک
‫- هیچکس بچه مارمولک نمی‌کشه

00:11:16.690 --> 00:11:17.820
‫خدا لعنتش کنه

00:11:17.900 --> 00:11:20.650
ان یه نقاش نازِیِ تو ویلچره که
نمی‌تونه راز ما رو افشا کنه

00:11:20.740 --> 00:11:22.860
‫خب، حداقل رئیسش حرفشو باور نمی‌کنه

00:11:23.240 --> 00:11:25.740
‫حالا با این باید چیکار کنیم؟

00:11:25.830 --> 00:11:29.700
‫نمی‌دونم. بنظرم فکر بدی
‫بود که اون بهت زل بزنه

00:11:29.790 --> 00:11:31.460
‫در حالی که می‌خواست راه‌حل
‫جنایتمون رو پیدا کنه

00:11:31.870 --> 00:11:34.460
‫همچنین از تو هم نقاشی نداریم

00:11:35.170 --> 00:11:38.960
‫اگه خریدن هنر راه خوبی برای خفه کردن ان نباشه چی؟
‫بعدش چی میشه؟

00:11:39.510 --> 00:11:41.380
‫- ما نمی‌تونیم بکشیمش
‫- می‌دونم

00:11:41.590 --> 00:11:44.590
‫- ما فقط آدمای بد رو می‌کشیم
‫- می‌دونم

00:11:45.180 --> 00:11:47.140
‫ولی اگه اون در خفا بد باشه چی؟

00:11:47.220 --> 00:11:49.600
‫اون مهربون بنظر می‌رسه، ولی همیشه
‫افرادی که کمترین انتظار ازشون میره

00:11:49.680 --> 00:11:50.890
‫بدترین کارها رو انجام میدن

00:11:51.310 --> 00:11:53.350
‫اون ماییم. تو داری
‫خودمونو توصیف می‌کنی

00:11:53.560 --> 00:11:55.650
‫آره، خیلی آشنا بنظر می‌رسید

00:11:55.730 --> 00:11:58.110
‫من از ان خوشم میاد.
‫اون دوستمه

00:11:58.190 --> 00:12:01.150
‫- اونو نمی‌کشیم
‫- نه، تو راست میگی. قضیه منتفیه.

00:12:01.820 --> 00:12:03.740
‫می‌تونیم کورش کنیم؟ میشه؟

00:12:03.820 --> 00:12:05.910
‫من نمی‌خوام دوستمو کور کنم

00:12:05.990 --> 00:12:08.370
‫به علاوه اینکه اون حتی
‫از کشتنش هم سخت‌تره

00:12:08.660 --> 00:12:13.000
‫آره، خیلی دقت می‌خواد،
‫ما هم که آدمای دقیقی نیستیم.

00:12:13.790 --> 00:12:17.250
‫متاسفم عزیزم.
‫اینا همش تقصیر منه

00:12:17.340 --> 00:12:18.550
‫نه عزیزم تقصیر تو نیست

00:12:18.630 --> 00:12:21.470
‫موضوع فقط ان نیست.
‫من گند زدم جول

00:12:22.380 --> 00:12:25.470
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم ولی اون شب تو جپوپو

00:12:25.550 --> 00:12:27.430
‫بنظرم حلزونا بوی بدی میدادن

00:12:27.510 --> 00:12:29.850
‫ولی اون‌موقع خیلی ترسو
‫بودم و شکایت نکردم

00:12:29.930 --> 00:12:31.270
‫تقصیر تو نیست

00:12:31.390 --> 00:12:34.390
‫- نباید می‌خوردمشون
‫- لطفا عزیزم، تقصیر تو نیست

00:12:34.480 --> 00:12:35.803
‫نباید اون شب می‌رفتیم بیرون

00:12:35.810 --> 00:12:38.610
‫- من باید آشپزی می‌کردم
‫- تو تماس کاری داشتی

00:12:38.690 --> 00:12:42.030
‫- باید می‌رفتیم بیرون
‫- درسته. تماس کاری

00:12:43.530 --> 00:12:45.570
‫احتمالا ریکـه.
‫زنگ زدم بیاد کمک

00:12:46.410 --> 00:12:47.780
‫اوه آره

00:12:48.990 --> 00:12:52.950
‫5000تا ازین حلزون‌های آلوده،
‫فردا دارن به فروش می‌رسن

00:12:53.370 --> 00:12:56.750
‫یعنی اگه ما کاری نکنیم،
‫دنیا تموم میشه.

00:12:58.290 --> 00:13:00.960
‫خب، لعنت بهش

00:13:05.090 --> 00:13:06.340
‫مشکل حل شد

00:13:06.430 --> 00:13:09.050
‫با یکی از دوستام تو
‫بخش بهداشت تماس گرفتم

00:13:09.140 --> 00:13:10.140
‫عالیه!

00:13:10.220 --> 00:13:12.640
‫من حتی نتونستم با یکی تلفنی صحبت کنم.
‫اون مرد چی گفت؟

00:13:12.720 --> 00:13:14.640
‫چرا فکر کردی اون مرده؟
‫تبعیض‌گر جنسی

00:13:14.940 --> 00:13:16.480
‫متاسفم. اون خانوم چی گفت؟

00:13:16.810 --> 00:13:20.230
‫اون مرده. ولی باید به تعصباتت فکر کنی.

00:13:20.320 --> 00:13:22.320
‫این تنها راهیه که دنیا می‌تونه تغییر کنه

00:13:22.690 --> 00:13:25.490
‫خوشحالم که اون بخش پلیسیت باعث
‫شد یه کلاس حسیاسیت برداری

00:13:25.570 --> 00:13:26.780
‫اما برای این‌چیزا من وقت ندارم

00:13:26.860 --> 00:13:30.990
‫برای احترام گذاشتن به تفاوت‌هایی که
‫ما رو عالی می‌کنن، همیشه وقت هست

00:13:32.370 --> 00:13:33.250
‫من نمره بیست گرفتم.

00:13:34.040 --> 00:13:35.830
‫بگذریم، دوستم هفته‌ی
‫دیگه یه نفرو می‌فرسته...

00:13:35.910 --> 00:13:37.783
‫- که مشکل حلزونت رو حل کنه
‫- هفته دیگه؟

00:13:37.790 --> 00:13:39.906
‫این که اصلا خوب نیست ریک.
‫من می‌خوام اون همین امروز حل بشه

00:13:39.960 --> 00:13:42.960
‫وای رفیق، چی...؟
‫مدت زیادیه که ما با هم دوستیم

00:13:43.050 --> 00:13:45.720
‫مطمئنم که این اواخر یه چیزیت شده

00:13:45.800 --> 00:13:47.430
‫چرا بهم نمی‌گی چی شده؟

00:13:49.840 --> 00:13:51.140
‫من فهمیدم حلزون‌های مضری هستن،

00:13:51.220 --> 00:13:54.270
‫و به عنوان یه شهروند مسئول،
‫حس می‌کنم که باید مداخله کنم.

00:13:58.190 --> 00:13:59.190
‫باشه، بهم نگو

00:14:01.110 --> 00:14:04.570
‫- متاسفم ریک
‫- من دارم سعی می‌کنم که دوستت باشم جول

00:14:05.320 --> 00:14:08.150
‫اما تو داری منو از خودت می‌رونی و
‫این داره قلبمو می‌شکنه

00:14:10.240 --> 00:14:13.660
‫لعنت به این کلاس حساسیت.
‫منو زیر و رو کرده

00:14:19.370 --> 00:14:22.090
‫ریک هیچ کمکی نکرد و
‫بنظرم ما شکست خوردیم

00:14:22.170 --> 00:14:23.500
‫متاسفم عزیزم

00:14:23.920 --> 00:14:26.670
‫حالا باید چیکار کنیم؟
‫ان وارد مشکل ما و

00:14:26.760 --> 00:14:30.180
‫ارتش حلزونای نمرده‌ای که
‫می‌خوان تمدن رو نابود کنن، شده

00:14:30.260 --> 00:14:34.510
‫اوه، راستی یادم رفت بهت بگم.
‫بنظرم باغبون‌مون یه شیلنگ دیگه دزدیده

00:14:34.600 --> 00:14:36.310
‫خدایا، پشت سر هم داره می‌باره!

00:14:36.810 --> 00:14:39.390
‫بسیار خب، در حال حاضر،
‫رئیس ان اونو جدی نمی‌گیره

00:14:39.480 --> 00:14:40.810
‫اما این حلزونا فردا پخش میشن

00:14:40.900 --> 00:14:43.110
‫ما باید این جنده‌های قرمز رو امشب نابود کنیم

00:14:43.270 --> 00:14:46.360
‫درسته!
‫چرا فکر می‌کنی اونا مونثن؟

00:14:47.360 --> 00:14:49.990
‫من فقط... نمی‌دونم
‫فکر کنم باید روش کار کنم

00:14:50.450 --> 00:14:51.740
‫تبعیض‌گر جنسی

00:14:51.950 --> 00:14:54.580
‫اوه تو حرفام با ریک رو شنیدی.
‫خوبه

00:14:56.660 --> 00:14:59.370
‫بسیار‌خب، برای اینکه 30 تشت
‫ حلزون رو با سرعت بکشی

00:14:59.710 --> 00:15:01.370
‫می‌خواستم از یه چیزی استفاده
‫کنم که راحت تو دسترس باشه

00:15:01.920 --> 00:15:04.590
‫اول فرستادن جریان الکتریکی
‫به آب‌نمک رو امتحان کردم

00:15:04.670 --> 00:15:07.300
‫اما دوست کوچولومون فقط لرزید و
‫بعدش یه چیزی پاشید

00:15:07.380 --> 00:15:10.340
‫- نمی‌خوام شرمنده‌ش کنم
‫- کاملا طبیعیه، ادامه بده

00:15:10.430 --> 00:15:11.640
‫بعد گذاشتمش تو ضدیخ

00:15:11.720 --> 00:15:13.753
‫که حلزون‌های معمولی رو
‫تو چندثانیه می‌کشت،

00:15:13.760 --> 00:15:15.260
‫ولی بازم تاثیر نداشت

00:15:15.350 --> 00:15:16.770
‫و حالا تو سفیدکننده‌‌ایه که...

00:15:16.970 --> 00:15:19.560
‫قدرت ضدعفونی کردن توالت
‫عمومی‌های استادیوم "داجر" داره

00:15:19.640 --> 00:15:22.730
‫اخیرا خروج منی حلزون از قشر
‫آزمایشگاهی رو یاد گرفتم

00:15:29.320 --> 00:15:32.240
‫- مشکل چیه قاتل‌های حلزون؟
‫- ضدیخ جواب نداد و

00:15:32.320 --> 00:15:34.363
‫مادرت می‌تونه راجع به
‫جریان الکتریکی بهت بگه

00:15:34.370 --> 00:15:35.678
‫همه چیز به سفیدکننده بستگی داره

00:15:35.780 --> 00:15:37.950
‫نگاه کنین، داره باز میشه.
‫وقتی می‌خوان بمیرن این کارو می‌کنن

00:15:46.750 --> 00:15:48.550
‫قطعا نمرده

00:15:57.470 --> 00:15:58.560
‫اوه!

00:16:00.850 --> 00:16:02.310
‫لعنتی!

00:16:02.390 --> 00:16:03.650
‫اوه!

00:16:06.310 --> 00:16:10.190
‫اون آقا یا اون خانوم داره اون
‫آقا یا اون خانوم رو می‌خوره

00:16:13.910 --> 00:16:15.780
‫پس سفیدکننده هم نتیجه نداد؟

00:16:18.200 --> 00:16:19.950
‫فکر می‌کنم گیم‌اُور شدیم

00:16:20.040 --> 00:16:22.540
‫برای آخرین شبمون رو زمین،
‫می‌خواین چیکار کنین؟

00:16:24.460 --> 00:16:25.790
‫من تا حالا انار نخوردم

00:16:25.880 --> 00:16:28.170
‫نمی‌دونم اریک. ولی اونا لکه میندازن
‫پس خیلی خیلی خطرناکن

00:16:29.380 --> 00:16:31.920
‫ببینین تو کتاب صربستانی چی پیدا کردم

00:16:32.010 --> 00:16:34.760
‫اونا "پوزیکا" رو سوزوندن
‫تا از شر ویروس خلاص شن

00:16:34.840 --> 00:16:36.970
‫شاید آتیش بتونه این پسرای کوچولو رو نابود کنه

00:16:37.050 --> 00:16:39.390
‫چرا فکر می‌کنی اونا مذکرن ابی؟

00:16:41.310 --> 00:16:43.940
‫خب، دماهای خیلی بالا
‫هرچیزی رو جزغاله می‌کنه

00:16:44.020 --> 00:16:45.770
‫زنده یا مرده، مذکر یا مونث.

00:16:45.850 --> 00:16:47.810
‫خب چرا کل مزرعه‌ی حلزون رو آتیش نزنیم؟

00:16:47.980 --> 00:16:50.980
‫شاید بخاطر اینه که درست کردنِ
‫آتیش بزرگ ترسناک و خطرناکه ابی

00:16:51.070 --> 00:16:54.280
‫خب اگه با هم همکاری کنیم و پشتیبان
‫هم باشیم اینطور نیست، اریک

00:16:55.360 --> 00:16:56.245
‫نمی‌تونم کمک کنم ولی شما دو تا

00:16:56.320 --> 00:16:59.490
‫دارین اسمای همدیگرو
‫گوشه‌دار و با لحن بدی میگین

00:16:59.580 --> 00:17:01.700
‫که ما، لعنت بهش، وقت نداریم بهش برسیم

00:17:02.200 --> 00:17:03.040
‫درسته

00:17:03.120 --> 00:17:05.290
‫پس آتیش کوچیک نداریم.
‫الان فصل آتیش‌سوزی‌های بزرگه

00:17:05.370 --> 00:17:08.750
‫و من تابحال خرابی‌های زیادی در "سنتا
‫کلاریتا" به بار آوردم، بدون آتیش زدنش

00:17:09.540 --> 00:17:12.670
‫روبی شب‌کاره. می‌تونیم بریم خونه‌ش
‫و حلزون‌ها رو بدزدیم

00:17:12.760 --> 00:17:15.130
‫و می‌تونیم یه جایی که بتونیم
‫کنترلش کنیم بسوزونیمشون

00:17:15.220 --> 00:17:17.930
‫- مثلا تو فِرمون.
‫- فر معمولی اونقدر داغ نمی‌شه که

00:17:18.010 --> 00:17:20.810
‫بتونیم اونارو به خاکستر تبدیل کنیم،
‫باید بالای 1500درجه باشه

00:17:20.890 --> 00:17:23.980
‫یه کوره‌ی بزرگ تو معدن "منو رنگ کن" هست.
‫من یه دوست دارم که اونجا کار می‌کنه

00:17:24.060 --> 00:17:26.980
‫کاملا قابل اعتماده. لحظه آخر جا نمی‌زنه.
‫می‌دونین یه دوسته.

00:17:27.060 --> 00:17:29.868
‫منظورت کسیه که بخاطر کاری که دوست
‫نداری، تحت فشار نمی‌ذارت که انجامش بدی؟

00:17:30.070 --> 00:17:31.940
‫یه چیزی بین این دوتا هست

00:17:32.280 --> 00:17:34.780
‫نوجوونن دیگه. حتی داستان
‫افسانه‌ای از خودشون می‌سازن

00:17:36.530 --> 00:17:41.280
‫بسیارخب، حلزونا، کلانتر ان،
‫و مشکلاتشون در مقابل باغبون

00:17:41.370 --> 00:17:43.073
درست به ترتیب اهمیت گفتم

00:17:43.080 --> 00:17:44.910
‫- موافقم
‫- حلزونا رو جمع می‌کنیم

00:17:45.000 --> 00:17:46.620
‫و شما رو پشت معدن "منو رنگ کن" می‌بینیم

00:17:46.710 --> 00:17:48.134
‫وقتی راه افتادیم بهتون پیام میدیم

00:17:48.290 --> 00:17:51.500
‫اگه مشکلی برای کوره بوجود اومد،
‫به ما بگین تا بریم سراغ نقشه‌ی ب

00:17:51.590 --> 00:17:54.920
‫- که...
‫- انار خوردن اریک رو تماشا می‌کنیم

00:18:08.480 --> 00:18:09.810
‫واو

00:18:09.900 --> 00:18:12.270
‫یه جورایی قشنگه

00:18:12.650 --> 00:18:15.610
‫به طور باورنکردنی‌ای دارم عرق می‌کنم

00:18:15.900 --> 00:18:18.820
‫آره، خب، اریک می‌خواست در
‫مقابل آلودگی ازت محافظت کنه

00:18:18.910 --> 00:18:22.740
‫موقعی که حلزون گازت بگیره یا
‫خدای نکرده آبشو بپاشه روت

00:18:22.830 --> 00:18:24.740
‫بدترین پورن دنیاست

00:18:30.670 --> 00:18:33.590
‫- تعدادشون خیلی زیاده
‫- باید شروع کنیم

00:18:33.670 --> 00:18:36.380
‫تا اومدن روبی فقط چندساعت وقت داریم

00:18:36.460 --> 00:18:40.840
‫فکر می‌کنم یه مورچه هم این تو، با خودم دارم

00:18:47.230 --> 00:18:49.640
‫به هر حال، دوستم که اینجا کار می‌کنه اسمش "اسوِن"ـه

00:18:49.730 --> 00:18:52.538
‫- باهاش مشکل پبدا نمی‌کنی؟
‫- قطعا فکرشو نمی‌کردی که باهاش خوب باشم

00:18:52.560 --> 00:18:54.223
‫یا اینو بخاطر اینکه شب
‫می‌خوای بری خونه گفتی

00:18:54.230 --> 00:18:56.320
‫- ولی آره من باهاش مشکلی ندارم
‫- باشه خوبه

00:18:56.400 --> 00:18:59.490
‫چون برای رسیدن به چیزی که
‫می‌خوایم، می‌خوام یکم لاس بزنم

00:18:59.700 --> 00:19:01.990
‫هرکاری می‌خوای بکنی بکن.
‫من مشکلی ندارم

00:19:02.070 --> 00:19:03.870
‫- باشه
‫- هی بچه‌ها متاسفم، اینجا بسته شده

00:19:04.370 --> 00:19:05.240
‫اوه

00:19:05.330 --> 00:19:06.160
‫سلام ابی

00:19:07.330 --> 00:19:09.500
‫- سلام اسون
‫- خدا لعنتش کنه

00:19:10.000 --> 00:19:13.670
‫می‌خواستم بدونم دوست داری
‫با هم یه فیلم ببینیم وقتی...

00:19:13.750 --> 00:19:15.130
‫کارت تموم شد

00:19:15.590 --> 00:19:17.590
‫آره حتما، اون چرا اینجاست؟

00:19:19.720 --> 00:19:22.140
‫اون داره یه پروژه‌ی فوق سری
‫ سفالگری رو انجام میده

00:19:22.220 --> 00:19:25.140
‫و من این رو لطف بزرگی می‌دونم اگه

00:19:25.220 --> 00:19:29.430
‫بهش اجازه بدی از کوره‌ی
‫داغ داغ‌تون استفاده کنه

00:19:30.100 --> 00:19:34.230
‫من و تو بهم آب-نبات و شکلات میدیم

00:19:34.310 --> 00:19:36.900
‫نه، من نمی‌تونم اونو با کوره تنها بذارم

00:19:36.980 --> 00:19:38.650
‫اگه کل اینجا رو بسوزونه چی؟

00:19:38.740 --> 00:19:41.240
‫منو دستگیر می‌کنن و دانشگاه
‫رو باید ببوسم بذارم کنار

00:19:41.490 --> 00:19:42.860
‫ولی منو ببوس و شروع کن

00:19:44.410 --> 00:19:46.280
‫ابی فکر نمی‌کنم این روشت جواب بده

00:19:48.120 --> 00:19:50.290
‫معذرت می‌خوام.
‫این قدرت جدید منه

00:19:50.710 --> 00:19:52.670
‫ببین اسون، من تو کلاس انگلیسیت بودم

00:19:52.870 --> 00:19:54.993
‫بقیه عمرتو باید تو این
‫معدن "منو رنگ کن" کار کنی،

00:19:55.000 --> 00:19:56.885
‫مگر اینکه یکی مقاله‌های دانشگاهت رو بنویسه

00:19:57.380 --> 00:20:01.050
‫که من این کار رو می‌کنم اگه
‫کلیدا رو بذاری و از اینجا بری.

00:20:02.470 --> 00:20:04.890
‫باشه. کارتون تموم شد بهم پیام بدین

00:20:08.390 --> 00:20:09.390
‫ممنون که اون کارو کردی

00:20:09.640 --> 00:20:11.310
‫- خواهش می‌کنم
‫- گوش کن

00:20:12.230 --> 00:20:16.270
‫من احمق بودم قبلا. تو در حق من خیلی لطف
‫می‌کنی ولی من اینو یه لحظه فراموش کردم

00:20:16.650 --> 00:20:19.610
‫- اشکالی نداره
‫- نه، من افراد زیادی رو دوست ندارم

00:20:19.690 --> 00:20:22.900
‫پس نمی‌تونم اونایی که خیلی
‫دوسشون دارم رو عصبانی کنم

00:20:25.160 --> 00:20:26.910
‫- پس آشتی؟
‫- آره

00:20:27.410 --> 00:20:28.740
‫"منو رنگ کن" خوبه

00:20:29.870 --> 00:20:32.660
‫اون یادم میندازه، لطفا، لطفا،
‫به کسی درمورد لاس زدنم چیزی نگو

00:20:32.830 --> 00:20:35.580
‫- نگران نباش، حتی نمی‌تونم توصیفش کنم
‫- حقمـه

00:20:39.590 --> 00:20:40.880
‫نصف راهو رفتیم

00:20:42.050 --> 00:20:46.430
‫- تو مرد خیلی خوبی هستی
‫- لازم نیست اینو بگی

00:20:46.890 --> 00:20:52.180
‫جدا تو بهترین شوهری هستی که ‫یه
زن نمرده دلش می‌خواست داشته باشه

00:20:52.770 --> 00:20:57.730
‫با نازی‌ها، قتل، پلیس‌های
‫مشکوک سر و کار داشتی

00:20:58.480 --> 00:20:59.980
‫و امروز بهترین دوستتو از دست دادی

00:21:00.070 --> 00:21:02.490
‫بخاطر اینکه من تو جپوپو حلزون سفارش دادم

00:21:03.070 --> 00:21:04.700
‫تو کار اشتباهی نکردی

00:21:04.780 --> 00:21:07.660
‫ببین صدف‌ها چقدر قرمزن.
‫باید متوجه می‌شدم

00:21:08.030 --> 00:21:12.120
‫اونا تو مارینارا (نوعی سس) خیس خورده بودن
‫و باتری شمع‌مون هم تموم شده بود

00:21:12.370 --> 00:21:14.960
‫من مرغ مارسالا می‌خواستم
‫ولی گارسون گفت

00:21:15.040 --> 00:21:18.420
‫«ما یه غذای ویژه داریم.» و احساس
‫منحصر‌بفرد بودن کردم، من خیلی احمقم

00:21:18.630 --> 00:21:20.420
‫- شیلا؟
‫- چیه؟

00:21:20.920 --> 00:21:22.880
‫تقصیر تو نبود. تقصیر من بود

00:21:24.340 --> 00:21:27.550
‫- درمورد چی داری حرف می‌زنی؟
‫- من دلیل مردن توام

00:21:34.270 --> 00:21:36.617
‫اون شب که رفتیم جپوپو، قرار بود من آشپزی کنم

00:21:36.690 --> 00:21:39.650
‫- آره ولی تو تماس کاری داشتی
‫- دروغ گفتم

00:21:40.060 --> 00:21:42.030
‫تو خونه نبودی، من یکم ماریجوانا کشیدم

00:21:42.110 --> 00:21:45.820
‫و بجای آشپزی، "شکست‌های سگ
‫حماسی" تو یوتیوب رو تماشا کردم

00:21:46.360 --> 00:21:51.410
‫بعدش دلم پیتزا خواست، بخاطر همین بهت گفتم
‫درگیر یه تماس کاری شدم و گفتم بریم بیرون

00:21:52.040 --> 00:21:58.330
‫پس همه‌ی اینا بخاطر این اتفاق افتاد که تو نشئه
‫بودی و می‌خواستی ویدیوی یه سگ احمق رو ببینی؟

00:21:59.670 --> 00:22:01.250
‫آره، تقصیر منه.

00:22:02.000 --> 00:22:03.000
‫وای خدای من

00:22:04.510 --> 00:22:05.720
‫یه دقیقه صبر کن

00:22:06.170 --> 00:22:09.010
‫- من اون ویدیو رو برات فرستادم
‫- تو فرستادی

00:22:09.090 --> 00:22:10.510
‫پس شاید تقصیر منه

00:22:10.890 --> 00:22:16.270
‫ولی "اِولین" اون ویدیو رو از سر کارش
‫فرستاده بود و مادرش اونو بهش داده بود

00:22:16.480 --> 00:22:18.390
‫پس میگی تقصیر مادر "اِولین"ـه؟

00:22:18.480 --> 00:22:20.730
‫شاید تقصیر اون سگه تو ویدیو باشه

00:22:20.810 --> 00:22:23.190
‫که فکر می‌کنه چرخش‌های
‫سریعی رو کفپوش انجام میده

00:22:23.520 --> 00:22:26.820
‫شاید تقصیر غارنشین‌هاست که تصمیم
‫گرفتن گرگارو به حیوون خونگی تبدیل کنن

00:22:26.900 --> 00:22:30.620
‫پس داری میگی که نقصیر همه‌س
‫ولی بیشتر تقصیر غارنشینائه

00:22:30.910 --> 00:22:33.200
‫نه، دارم میگم که تقصیر هیچکس نیست

00:22:36.080 --> 00:22:37.210
‫جول...

00:22:39.170 --> 00:22:40.750
‫تقصیر هیچکس نیست

00:22:42.790 --> 00:22:44.210
‫ممنونم

00:22:51.510 --> 00:22:55.350
‫دارم میام سراغتون.
‫حلزون-دزدای مادرجنده

00:23:00.980 --> 00:23:04.820
‫به علاوه شاید این اتفاق
‫خوبی باشه که برامون افتاده

00:23:05.820 --> 00:23:06.900
‫چرا خوب؟

00:23:07.070 --> 00:23:09.400
‫چون داریم سعی می‌کنیم
‫جلوی پخش شدنشو بگیریم

00:23:09.490 --> 00:23:11.530
‫شاید یه نفر دیگه اصلا اهمیتی نمی‌داد

00:23:11.740 --> 00:23:14.490
‫درسته، شاید ما آدمای خوبی هستیم

00:23:14.830 --> 00:23:16.330
‫همینجوری که هستیم رو
‫دوست دارم ادامه بدم

00:23:18.330 --> 00:23:20.040
‫ولی نه از جایی که من ایستادم

00:23:21.290 --> 00:23:24.420
‫اروین، توئه دزد مادرجنده!
‫از پرورشگاه من برو بیرون

00:23:24.540 --> 00:23:28.760
‫روبی، می‌تونم توضیح بدم.
‫تو این کیسه‌ها حلزون‌های بیشتری برات آوردم

00:23:29.880 --> 00:23:31.930
‫- مزخرف
‫- روبی به من گوش کن

00:23:32.010 --> 00:23:33.640
‫آیزاک داره سعی می‌کنه بگه...

00:23:33.970 --> 00:23:35.100
‫- اروین
‫- اروین

00:23:35.180 --> 00:23:37.720
‫اوه باشه، میدونین چیه؟
‫من حرفی نداشتم به‌هرحال

00:23:37.810 --> 00:23:40.770
‫اول، تو امروز صبح راحت اومدی
‫اینجا و سعی کردی گولم بزنی

00:23:41.020 --> 00:23:43.600
‫بعد دوتا نوکرات رو فرستادی
‫تا ازم پرس‌و‌جو کنن...

00:23:43.980 --> 00:23:47.480
‫نصف راهو تا سر کار رفته بودم که
‫فهمیدم حلزونام ممکنه تو خطر باشن

00:23:47.570 --> 00:23:49.190
‫صبر کن، چی گفتی؟ "نوکر"؟

00:23:49.280 --> 00:23:51.780
‫چه نوکری؟
‫ما نوکر نداریم

00:23:53.910 --> 00:23:55.450
‫اوه!

00:23:55.530 --> 00:23:56.950
‫این چه گهی بود؟

00:24:02.500 --> 00:24:03.370
‫نزدیش

00:24:03.460 --> 00:24:05.840
‫ممنونم مارشا.
‫نظر فوق‌العاده‌ای دادی

00:24:06.420 --> 00:24:09.960
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- انگار یه بمب فرود اومد

00:24:10.050 --> 00:24:13.720
‫یا مسیح! فکر نمی‌کردم تجارت غذای
‫دریایی انقدر رقابت‌آمیز باشه

00:24:21.350 --> 00:24:22.350
‫خدایا...

00:24:23.940 --> 00:24:26.020
‫وای خدای من، نه!

00:24:28.610 --> 00:24:31.030
‫باشه، تموم شد.
‫من باختم، شما بردین

00:24:31.320 --> 00:24:33.860
‫لطفا، فقط حلزون‌های خونگیم رو عفو کنید

00:24:33.950 --> 00:24:36.490
‫- ما این کارو نکردیم!
‫- آره، ما آدمای خوبی هستیم

00:24:36.660 --> 00:24:39.200
‫- فکر کنم باید فرار کنیم
‫- موافقم

00:24:43.540 --> 00:24:46.710
‫خدای بزرگ، خوب از آب دراومد،
‫تو انجامش دادی

00:24:47.210 --> 00:24:50.710
‫حالا تنها کاری که باید بکنیم اینه که دنبال
‫افرادی که اون حلزون‌هارو خوردن و مردن بگردیم

00:24:50.840 --> 00:24:52.170
‫دقیقا

00:24:53.970 --> 00:24:55.180
‫به چی داری نگاه می‌کنی؟

00:24:55.260 --> 00:24:59.560
‫- تو. بیا بریم خونه و بچه بسازیم
‫- اگه واقعا نمی‌خوای این‌کارو بکنی، این حرفو نزن

00:24:59.640 --> 00:25:02.230
‫موقعی که نمی‌خوای عاشقت
‫باشم خوشگل بنظر نمی‌رسی

00:25:06.440 --> 00:25:09.070
‫- کدوم خری اون کارو کرد؟
‫- نمی‌دونم، ولی اونا جدین

00:25:09.150 --> 00:25:11.400
‫کسی تصادفی موشک‌انداز نداره

00:25:13.360 --> 00:25:15.610
‫فکر می‌کنی کار اون نوکرایی باشه
‫که روبی ازشون حرف میزد؟

00:25:15.700 --> 00:25:16.530
‫شاید

00:25:16.740 --> 00:25:20.200
‫خب، اگه اونا جریان حلزون‌هارو می‌دونستن،
‫چقدر طول می‌کشه تا ما رو پیدا کنن؟

00:25:20.280 --> 00:25:21.950
‫بجای این مکالمه میتونیم...

00:25:22.040 --> 00:25:24.040
‫- گورمونـو از اینجا گم کنیم بریم
‫- راست میگی

00:25:33.760 --> 00:25:35.050
‫- بفرما
‫- ممنونم

00:25:35.930 --> 00:25:38.510
‫به ابی پیام دادم و گفتم ما حلزون‌ها رو نابود کردیم

00:25:38.590 --> 00:25:42.390
‫- گفتی ما حلزون‌ها رو نابود کردیم؟
‫- آره، فکر کردم ما میتونیم برنده باشیم

00:25:42.470 --> 00:25:44.680
‫ما دنیا رو نجات دادیم. تقریبا.

00:25:44.770 --> 00:25:47.440
‫آره، تقصیر ما نیست که یکی
‫دیگه زودتر نجاتش داد

00:25:48.100 --> 00:25:49.190
‫ان هستم!

00:25:49.270 --> 00:25:50.270
‫لعنتی!

00:26:04.330 --> 00:26:05.960
‫- سلام ان
‫-سلام

00:26:06.040 --> 00:26:08.830
‫اومدم فقط ازتون تشکر کنم.
‫یادتونه شما رفقا بهم گفتین که...

00:26:09.130 --> 00:26:11.790
‫فرضیه‌م درمورد افراد گمشده نصفه و نیمه‌س؟

00:26:11.880 --> 00:26:14.170
‫آره یکم بی سر و ته بود

00:26:14.260 --> 00:26:17.170
‫خب، دیرباوری شما باعث
‫شد من عمیق‌تر فکر کنم

00:26:17.720 --> 00:26:21.300
‫و من بیشتر درمورد نازی گمشده فکر کردم
‫و به این نتیجه رسیدم که اون با...

00:26:21.390 --> 00:26:22.850
‫صبر کنید...

00:26:22.930 --> 00:26:24.680
‫دخترخاله‌ی گری قرار گذاشته بود.

00:26:25.060 --> 00:26:25.890
‫واو

00:26:25.980 --> 00:26:28.770
‫و دوتا نازی دیگه هم گم شدن

00:26:28.850 --> 00:26:30.270
‫واو

00:26:30.350 --> 00:26:34.690
‫آره. همش بهم ربط داره. به رئیسم گفتم و
‫اون ازم می‌خواد که برم به پلیس گزارش بدم

00:26:35.230 --> 00:26:36.820
‫- پلیس؟
‫- پلیس.

00:26:36.990 --> 00:26:40.160
‫آره، وقتی اون افراد درگیر موضوعی بشن،
‫دیگه هیچ توقفی در کار نیست

00:26:40.240 --> 00:26:43.950
‫پس تا هفته دیگه، یه گروه
‫کارآگاه روش کار کنن

00:26:44.120 --> 00:26:47.290
‫- ولی... ولی نقاشی مارمولک چی میشه؟
‫- آره

00:26:47.370 --> 00:26:49.540
‫- مارمولکای لعنتی کجان ان؟
‫- درست همینجا

00:26:51.710 --> 00:26:54.460
‫همونجوری که می‌خواستین یه بچه‌س.
‫به عنوان تشکر

00:26:54.550 --> 00:26:56.510
‫اگه بهم نگفته بودین که
‫چقدر فرضیه‌م ضعیف بود،

00:26:56.590 --> 00:26:59.680
‫می‌رفتم همونجوری به رئیسم می‌گفتمش
‫و ممکن بود اعتبارمو از دست بدم

00:27:00.930 --> 00:27:03.050
‫- قابلی نداشت
‫- به هر حال، من باید برم

00:27:03.140 --> 00:27:07.270
‫غسل تعمید لیزا فرداست و من دارم
‫یه لیست از دعاهای خفن درست می‌کنم

00:27:10.020 --> 00:27:11.400
‫می‌بینیمت عزیزم!

00:27:12.690 --> 00:27:14.480
‫- کارآگاه‌های قتل!
‫- میدونم!

00:27:14.570 --> 00:27:16.650
‫یادته یه ساعت پیش یه نفر
‫موشک پرتاب کرد سمتمون؟

00:27:16.730 --> 00:27:19.650
‫- آره
‫- چی میشد اگه اونا اوقات خوشمون بودن

00:27:31.626 --> 00:27:41.626
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.