﻿WEBVTT

00:00:11.219 --> 00:00:17.655
‫«سایه و استخوان»
‫[فصل دوّم، قسمت چهارم]

00:00:17.679 --> 00:00:24.679
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:27.736 --> 00:00:30.113
‫چرا همیشه مثل سیاستمدارها
‫رفتار می‌کنی نیکولای؟

00:00:31.406 --> 00:00:36.453
‫هم‌سفره شدنِ گریشاها با
‫سربازهای حقیقیِ اهل روکا یکم زیادیه برای ما.

00:00:37.037 --> 00:00:40.665
‫- اینجا همگیِ ما اهل روکا هستیم.
‫- نیازی نیست در مقابلشون باشیم.

00:00:40.749 --> 00:00:42.417
کریگن همون موقع که سعی داشت

00:00:42.500 --> 00:00:45.295
‫پدرم رو بکشه و کودتا به پا کنه،
‫باید فکر اینجاش رو می‌کرد.

00:00:47.213 --> 00:00:50.925
‫با این حال «سیاه‌زاده» نباشه،
‫رام کردن گریشاها کار راحت‌تریه.

00:00:51.009 --> 00:00:54.095
‫منظورت از «رام کردن»
‫همون «کشتن»ـه موی ساراویچ؟

00:00:54.179 --> 00:00:58.641
‫خائنینِ تاج و تخت به چنین سرنوشتی
‫دچار می‌شن خانم استارکوف.

00:00:58.725 --> 00:01:01.478
‫اگه «ارتش دوم» برای اطمینان از
‫وفاداریشون نیازی به رهبر وفادار

00:01:01.561 --> 00:01:03.855
‫به تاج‌وتخت داشته باشه،
‫من رهبریشون رو به عهده می‌گیرم.

00:01:10.528 --> 00:01:13.740
‫چرا باید باور کنم حتی ذره‌ای به
‫خاندانم وفاداری؟

00:01:22.665 --> 00:01:26.044
‫امروز سرآغاز دوره‌ای جدید
‫از همکاریِ بین

00:01:26.127 --> 00:01:27.962
خانوان ‫«لنتسوف» و گریشاهاست.

00:01:28.713 --> 00:01:32.175
‫با خرسندی نامزدی خودم و الینا استارکوف
‫رو اعلام می‌کنم،

00:01:32.258 --> 00:01:35.720
‫الینا استارکوف، داعی آفتاب
‫و رهبرِ جدیدِ ارتش دوم.

00:01:35.804 --> 00:01:39.641
‫متحد با همدیگه آیندۀ بهتری
‫برای روکا رقم می‌زنیم.

00:01:50.318 --> 00:01:51.736
‫یکم زیاده‌روی کردی.

00:01:52.779 --> 00:01:54.823
‫کم گفتن مگه چه فایده‌ای داره؟

00:01:57.700 --> 00:01:58.952
‫مسئولیتِ سنگینیه.

00:01:59.035 --> 00:02:00.662
‫از پسش برمیاد.

00:02:00.745 --> 00:02:04.040
‫داعی آفتاب بودن دال بر این نیست که
‫شما بتونی یه ارتش رو رهبری کنی.

00:02:04.124 --> 00:02:07.919
‫- یک سال هم نشده که گریشا شده.
‫- گریشا زاده می‌شی نه که ساخته بشی.

00:02:10.672 --> 00:02:13.466
‫- پس ازش پیروی نمی‌کنی؟
‫- معلومه که پیروی می‌کنم.

00:02:13.550 --> 00:02:17.387
‫اگه حرکتی نکنیم، توی دستۀ کریگن
‫قرار می‌گیریم و مثل خیانتکارها تحقیر می‌شیم.

00:02:18.304 --> 00:02:20.306
‫و ترجیح می‌دم که شکستش رو ببینم.

00:02:20.390 --> 00:02:22.267
‫از این بابت مطمئنی «سبوچکا»؟

00:02:22.350 --> 00:02:24.227
‫اتحاد نظامی رو درک می‌کنم،

00:02:24.727 --> 00:02:27.105
‫اما در دراز مدت چنین چیزی
‫برای جایگاهت خوبه؟

00:02:27.188 --> 00:02:29.649
‫به نفع من و همچنین روکاست، مادریا.

00:02:29.732 --> 00:02:32.944
‫اون یکی پسرت سخت در تلاشه که
‫این کشور رو به جنگ داخلی بکشونه.

00:02:33.486 --> 00:02:35.113
‫من قصد دارم سدّ راهش بشم.

00:02:35.196 --> 00:02:38.324
‫بهتره که برنامۀ چند تا
‫مراسم رسمی رو بریزم.

00:02:38.408 --> 00:02:39.909
‫الان وقت مهمونی گرفتن نیست.

00:02:39.993 --> 00:02:43.454
‫چنین مراسماتی برای ما مخاطره‌آمیزه،
‫کریگن تهدیدِ بزرگیه.

00:02:43.538 --> 00:02:45.081
‫تو یک وارثِ لنتسوفی.

00:02:45.748 --> 00:02:49.210
‫اگه جشنی نگیریم، به نظر میاد
‫که داریم چیزی رو مخفی می‌کنیم.

00:02:49.294 --> 00:02:51.713
‫کم‌جمعیت برگزار می‌کنمش،
‫فقط با فامیل‌های درجه یک.

00:02:55.466 --> 00:02:58.678
‫به خیاطم می‌گم یه لباس مناسب
‫برات آماده کنه.

00:03:04.017 --> 00:03:06.728
‫این زخم‌های ایجاد شده از مرزوست فرزندم،

00:03:07.520 --> 00:03:11.399
‫دوختنش فقط وقت تلف کردنه.
‫دیگه الان جزوی از وجودتن.

00:03:24.245 --> 00:03:25.288
‫داغون.

00:03:30.752 --> 00:03:33.880
‫رنج کشیدن کار آسونیه
‫و مفت نمی‌ارزه.

00:03:34.923 --> 00:03:36.925
‫مهم اینه که تو چه استفاده‌ای ازش می‌کنی.

00:03:47.268 --> 00:03:50.647
‫چرا موافقت کردی که ارتش دوم رو رهبری کنی؟
‫نامزدی برای محافظت از تو بود،

00:03:50.730 --> 00:03:53.775
‫- نه که باعث بشه بری خط مقدم.
‫- پس محافظت از گریشاهایی که نیازمندن چی؟

00:03:53.858 --> 00:03:55.985
‫چیزی نمونده که جنگ داخلی توی روکا رخ بده.

00:03:56.069 --> 00:03:58.905
‫کشتن گریشاها کارِ سربازهای مزدور نبود،
‫همش به دستور واسیلی بوده.

00:03:58.988 --> 00:04:01.115
‫رهبریِ ارتش دوم درش تغییری ایجاد نمی‌کنه.

00:04:01.199 --> 00:04:03.326
‫عوضش بیشتر مورد هدف قرار می‌گیری.

00:04:03.409 --> 00:04:06.329
‫همۀ گریشاها رو مورد هدف قرار دادن دیگه.
‫من فقط قصد داشتم امیدوارشون کنم.

00:04:06.412 --> 00:04:10.250
‫اگه می‌خوای به گریشاها کمک کنی،
‫باید روی پیدا کردن «مرغ آتشین» تمرکز کنیم.

00:04:10.333 --> 00:04:13.962
‫به محض اینکه «حصار» رو نابود کنی، علتِ
‫جنگ و تنفر از گریشاها، همگی از بین می‌رن.

00:04:14.045 --> 00:04:17.548
‫به محض اینکه حصار از بین بره،
‫یکی دیگه می‌تونه ارتش دوم رو رهبری کنه.

00:04:17.632 --> 00:04:19.842
‫نیکولای می‌تونه یه عروس جدید پیدا کنه.

00:04:19.926 --> 00:04:21.803
‫اما ما اومدیم اینجا که روکا رو متحد کنیم.

00:04:21.886 --> 00:04:23.346
‫تو بخاطر روکا به اینجا اومدی.

00:04:25.515 --> 00:04:26.849
‫من بخاطر تو اومدم.

00:04:29.686 --> 00:04:31.062
‫تو پرچم منی الینا.

00:04:31.145 --> 00:04:33.815
‫تو وطن منی نه این باتلاق.

00:04:42.240 --> 00:04:44.826
‫این باتلاق ارزش نجات دادن رو داره.

00:04:45.994 --> 00:04:49.247
‫باید بهش ایمان داشته باشم.
‫تو هم به من ایمان داشته باش.

00:04:50.081 --> 00:04:53.501
‫باور کن بعد از تموم این ماجراها
‫فقط خودم و خودت می‌مونیم،

00:04:53.584 --> 00:04:55.169
‫در مسیر اکتشاف در سرتاسرِ دنیا.

00:05:47.430 --> 00:05:50.933
‫ای احمق گستاخ، این کارت گناهه.

00:05:54.145 --> 00:05:56.439
‫خب تو که «تشدید کننده‌»ای.

00:05:57.273 --> 00:06:01.986
‫مطمئنا خودت می‌دونم که چقدر گریشاها
‫علاقمند به حتی ردپایی از قدرتِ شما هستن.

00:06:02.070 --> 00:06:05.490
‫چه چیز لایتناهیه؟ جهان...

00:06:05.573 --> 00:06:07.366
‫و طمعِ انسان‌ها.

00:06:08.159 --> 00:06:10.411
‫واقعا آموزش رو دوست داری مادر، درسته؟

00:06:12.830 --> 00:06:13.956
‫مربای انجیر.

00:06:16.084 --> 00:06:17.168
‫خیلی دوست داریش.

00:06:17.251 --> 00:06:20.338
‫فکر کردی با میوۀ پخته می‌تونی قانعم کنی؟

00:06:42.735 --> 00:06:43.735
‫ببریدش.

00:07:10.888 --> 00:07:12.890
‫با این دختره تیلر چیکار می‌کنی؟

00:07:13.975 --> 00:07:19.147
‫ایشون خیانتکاره و می‌تونه درس عبرت خوبی
‫برای کسانی باشه که بهم نارو می‌زنن.

00:07:19.230 --> 00:07:21.732
‫از زمان بچگیش بهت وفادار بوده،

00:07:21.816 --> 00:07:24.277
‫سال‌ها سوءاستفاده به دستور
‫تو رو تاب آورده،

00:07:24.360 --> 00:07:27.864
‫و حالا می‌خوای درس عبرتش کنی؟

00:07:29.490 --> 00:07:32.910
‫وای الکساندر، کِی قراره تمومش کنی؟

00:07:32.994 --> 00:07:38.040
‫زمانی‌که روکا مالِ من بشه تموم می‌شه
‫و الینا هم طرفِ منه.

00:07:38.541 --> 00:07:43.004
‫پس قراره ملت رو تار و مار کنی،
‫گریشاهارو ناقص و خویشاوندانت رو تکه تکه کنی؟

00:07:44.255 --> 00:07:48.092
‫من همه‌چیز رو از خودت یاد گرفتم.

00:07:50.720 --> 00:07:53.723
‫احمق بودم که فکر کردم می‌تونم
‫به سمتِ رستگاری بکشونمت.

00:07:53.806 --> 00:07:55.892
‫ایده‌های ماهرانه‌ات مالِ خودت مادر جان.

00:07:57.727 --> 00:07:58.853
‫دیگه خیلی دیره.

00:08:27.340 --> 00:08:28.340
‫کز؟

00:08:30.301 --> 00:08:31.302
‫کز!

00:08:33.137 --> 00:08:36.015
‫ویلن ترکیب رو آورده.
‫جسپر داره پُرشون می‌کنه.

00:08:36.098 --> 00:08:37.975
‫چند ساعت دیگه که کارها طبق روال انجام شد...

00:08:40.686 --> 00:08:43.564
‫دونستن اینکه توی سایه
‫همراهِ منی، برام مایۀ...

00:08:45.733 --> 00:08:46.776
‫آسودگیه.

00:08:46.859 --> 00:08:47.859
‫عمرا از دستش بدم.

00:08:59.664 --> 00:09:02.625
‫اگه نقشه جور دیگه پیش رفت،
‫یه قولی بهم بده.

00:09:05.336 --> 00:09:10.591
‫که در سریعترین زمان ممکن از شهر خارج بشی،
‫برادرت رو پیدا کنی و هرگز به اینجا برنگردی.

00:09:16.180 --> 00:09:19.141
‫فقط می‌تونم قول این رو بدم که
‫اون «پکا» واسه جونش بهم التماس خواهد کرد.

00:09:24.272 --> 00:09:27.775
‫اکثر جاها، جشن «سنکت امرنز» فقط یه
‫جشنوارۀ برداشت محصول به حساب میاد.

00:09:27.858 --> 00:09:28.985
‫نه تا این اندازه.

00:09:29.068 --> 00:09:32.029
‫توی برل، به حامی قدیسِ آبجوسازان
‫احترامی که لایقش هست رو دریافت می‌کنه.

00:09:32.113 --> 00:09:34.907
‫سنکت امرنز برای بیرون کردنِ موش‌ها
‫توی سیلوی غلات غرق شد.

00:09:34.991 --> 00:09:38.536
‫من از تعطیلاتی که با آبجوسرد و کمی
‫عشق و حال قاطی باشه، استقبال می‌کنم.

00:09:38.619 --> 00:09:39.453
‫وای مراقب باش!

00:09:39.537 --> 00:09:42.248
‫یکیش رو بشکنی،
‫باید 9 تا 12 ساعت

00:09:42.331 --> 00:09:43.499
‫جون بکنی.

00:09:43.583 --> 00:09:45.626
‫به روی چشم.

00:09:45.710 --> 00:09:48.462
‫خطر... عشق و حال.

00:09:50.131 --> 00:09:51.131
‫اوه!

00:09:52.383 --> 00:09:53.217
‫هممم.

00:09:53.301 --> 00:09:55.136
‫هرکسی با منقار جذاب نمی‌شه‌ها.

00:09:55.219 --> 00:09:56.470
‫بیا، نوبت توئه.

00:09:56.554 --> 00:09:57.680
‫آم...

00:09:57.763 --> 00:09:59.390
‫دستکش‌هات رو فراموش نکنی.

00:09:59.974 --> 00:10:00.974
‫اوه.

00:10:01.642 --> 00:10:02.476
‫عالی شد.

00:10:03.769 --> 00:10:04.854
‫کل صورتم رو می‌پوشونه.

00:10:04.937 --> 00:10:06.147
‫من که از قیافه‌ات خوشم میاد.

00:10:08.983 --> 00:10:09.859
‫سلام.

00:10:09.942 --> 00:10:12.612
‫انگار از پارسال تا حالا
‫کسی این‌ها رو نشُسته‌ها.

00:10:19.368 --> 00:10:21.245
‫- از هر نظر مثل خودشه؟
‫- اوهوم.

00:10:23.497 --> 00:10:24.497
‫خوبه.

00:10:26.000 --> 00:10:28.377
‫می‌خوای بگی بدون من از پسش برنمیای، درسته؟

00:10:28.461 --> 00:10:32.673
‫و حالت از وقت‌هایی که از همدیگه عصبانی هستیم، به هم می‌خوره
‫اما خب چه می‌شه کرد، برادرها دعوا میفتن دیگه.

00:10:33.549 --> 00:10:35.134
‫و زمانی‌که همۀ این داستان‌ها تموم شد،

00:10:35.217 --> 00:10:38.137
‫توی کلابی که من می‌گم
‫باید حضور پیدا کنید،

00:10:38.220 --> 00:10:40.765
‫چون وقتی‌که پکا بره،
‫کلش مال تو می‌شه.

00:10:41.766 --> 00:10:43.351
‫می‌خواستی همین رو بگی.

00:10:44.727 --> 00:10:45.727
‫درسته؟

00:10:47.897 --> 00:10:49.231
‫محدودیت هم داره.

00:10:49.815 --> 00:10:52.068
‫اما در کل آره، همه‌ش قبوله.

00:10:52.652 --> 00:10:54.028
‫پس بزنید بریم واسه پایین کشیدنِ پادشاه.

00:10:54.612 --> 00:10:55.655
‫نقشه اینه.

00:10:55.738 --> 00:10:58.949
‫جسپر و وایلن، باید
‫لباس‌های مبدل کمدی بروت

00:10:59.033 --> 00:11:01.494
‫و شیشه‌های ترکیب رو
‫بین همۀ درگ‌ها تقسیم کنن.

00:11:01.994 --> 00:11:04.955
‫گروهِ پر هاسکل، دیگه گروهِ ماست.

00:11:05.456 --> 00:11:08.834
‫تا غروب آفتاب، خیابون‌ها
‫از عیاش‌های سنکت امرنز پُر می‌شه.

00:11:08.918 --> 00:11:10.795
‫پوششی که نیاز داریم
‫رو برامون فراهم می‌کنن.

00:11:11.712 --> 00:11:15.383
‫به تموم تشکیلات پکا، کلاب‌ها
‫و فاحشه‌خونه‌هاش برید.

00:11:16.550 --> 00:11:18.636
‫فقط برای نابود کردنِ شهرتِ پکا.

00:11:20.179 --> 00:11:21.764
‫اینژ به هاربر پنجم می‌ره،

00:11:22.264 --> 00:11:23.682
‫و زمانی‌که این آشفتگی‌ها شروع شد،

00:11:24.183 --> 00:11:26.143
‫نامه رو به دستِ درشکه‌چیِ
‫پکا می‌ده.

00:11:29.688 --> 00:11:32.108
‫من و نینا ترتیبِ قصر امرلد رو می‌دیم.

00:11:32.191 --> 00:11:33.275
‫اونجا می‌بینمتون.

00:11:33.859 --> 00:11:34.777
‫بدون سوگواری.

00:11:34.860 --> 00:11:35.945
‫بدون تشیع.

00:11:38.823 --> 00:11:40.199
‫چرا این جملات رو می‌گید؟

00:11:40.282 --> 00:11:42.785
‫چرا نمی‌گید «موفق باشی» یا
‫«مراقب باش»؟

00:11:42.868 --> 00:11:44.829
‫می‌خوایم که انتظاراتمون رو پایین بیاریم.

00:11:50.543 --> 00:11:51.627
‫حرفی نمی‌زنی.

00:11:53.295 --> 00:11:54.296
‫حاضری؟

00:11:57.800 --> 00:11:58.884
‫مزخرفِ محض.

00:12:00.928 --> 00:12:02.638
‫تشدید کننده‌ی دومه.

00:12:04.390 --> 00:12:06.725
‫احضار با حضور اون گوزنه راحت بود.

00:12:06.809 --> 00:12:08.769
‫انگار که قراره آشفتگی رو مهار کنیم.

00:12:09.311 --> 00:12:11.147
‫عبور از حصار فاجعه بود.

00:12:11.230 --> 00:12:13.023
‫هی کمکت می‌کنیم.

00:12:13.107 --> 00:12:14.650
‫می‌تونم بزنمت

00:12:14.733 --> 00:12:17.194
‫- و بگم دخترکِ احمق.
‫- احتمالا به اونجام می‌رسیم.

00:12:17.278 --> 00:12:19.697
‫چطوریه که از تشدید کنندۀ دوم
‫خسته شدم

00:12:19.780 --> 00:12:21.866
‫و در همون حالم
‫منتظر سومیشم؟

00:12:21.949 --> 00:12:26.787
‫فعلا بیا روی چیزی که قابل حله تمرکز کنیم.
‫برای شروع روی هدف‌گیریت کار می‌کنیم.

00:12:29.832 --> 00:12:33.335
‫به عنوان رهبر ارتش دوم،
‫به چیزهای بیشتری نیاز دارم.

00:12:35.546 --> 00:12:36.755
‫می‌خوام روش «کات» رو یاد بگیریم.

00:12:36.839 --> 00:12:39.967
‫این روشِ کریگن بود
‫که با ترس رهبری می‌کرد.

00:12:40.634 --> 00:12:42.219
‫تو می‌تونی با قلبت رهبری کنی.

00:12:42.761 --> 00:12:44.889
‫ارتش دوم واکنش بهتری بهش می‌ده.

00:12:44.972 --> 00:12:46.390
‫نکته خوبیه.

00:12:46.891 --> 00:12:49.143
‫اما من می‌گم کاملا ترس رو حذف نکنیم.

00:12:49.226 --> 00:12:52.229
‫نمی‌تونم بگم چند دفعه به دخترهام
‫نگاه انداختم

00:12:53.397 --> 00:12:54.440
‫و تغییر نظر دادم.

00:12:55.065 --> 00:12:58.402
‫نمی‌دونم روش کات چطوری جواب می‌ده،
‫این حرکت خفنیه از اتریالکی،

00:12:58.486 --> 00:13:01.280
‫اما می‌دونم چطوری قدرت
‫رو هدایت کنیم.

00:13:03.157 --> 00:13:04.867
‫کلا موضوع قصد و نیته.

00:13:05.493 --> 00:13:09.663
‫دوست دارم تصویر شخصی رو ببینم
‫که دلم می‌خواد له‌ش کنم.

00:13:11.540 --> 00:13:12.540
‫امتحانش کن.

00:13:18.631 --> 00:13:20.257
‫یادت باشه کی داره می‌رونه.

00:13:21.008 --> 00:13:22.008
‫نه نمی‌کنی.

00:13:22.468 --> 00:13:23.468
‫اونا خیانتکارن.

00:13:36.857 --> 00:13:40.528
‫خب روش کات نبود
‫اما تاثیرگذاره.

00:13:43.489 --> 00:13:46.700
‫می‌دونم، قصد مزاحمت ندارم،
‫اما خواستن که برید به اتاق تصمیم‌گیری.

00:14:08.305 --> 00:14:09.305
‫دیوید.

00:14:11.141 --> 00:14:13.060
‫عه پس می‌شناسیش.

00:14:14.019 --> 00:14:17.064
‫ادعا می‌کنه که از دستِ ارتشبد کریگنِ
‫زنده فرار کرده.

00:14:17.982 --> 00:14:21.360
‫بدون درگیری خودش رو تسلیم کرد.
‫این دستش بود.

00:14:21.944 --> 00:14:23.988
‫می‌گه یکی از دفاتر مروزوعاست.

00:14:24.613 --> 00:14:28.784
‫من خودم شخصا تشنۀ شنیدنِ باقی چیزهام،
‫اما اصرار داشت که فقط با خودت صحبت کنه.

00:14:28.868 --> 00:14:29.869
‫الینا...

00:14:31.871 --> 00:14:33.455
‫می‌دونم بهت ظلم کردم.

00:14:34.415 --> 00:14:36.542
‫لطفا باور کن که از اون کارم پشیمونم.

00:14:36.625 --> 00:14:40.588
‫می‌دونم که دلیلی برای شک کردن بهم نداری
‫اما من اصلا به ارتشبد کریگن وفادار نیستم.

00:14:41.171 --> 00:14:42.548
‫از ولکرا جون سالم به در برد؟

00:14:43.132 --> 00:14:44.132
‫متاسفانه بله.

00:14:44.592 --> 00:14:47.303
‫همچنین خبر داره که زنده موندی
‫و توی شرق روکایی.

00:14:47.386 --> 00:14:48.804
‫بگو کجاست.

00:14:49.847 --> 00:14:50.847
‫نه، نه، نه.

00:14:51.557 --> 00:14:54.268
‫فکر خیلی بدیه...

00:14:54.351 --> 00:14:57.438
‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی بهت اعتماد کنیم
‫مگر اینکه اطلاعاتی رو باهامون درمیون بذاری.

00:14:57.521 --> 00:14:59.565
‫روبه‌رو شدن باهاش مثل خودکشیه.

00:15:04.403 --> 00:15:07.656
‫کریگن از مرزوست استفاده کرد تا یه چیزی
‫توی حصار خلق کنه.

00:15:08.532 --> 00:15:11.785
‫موجوداتی دوبرابر انسان‌ها،
‫که زیر سلطه‌ش باشن.

00:15:14.038 --> 00:15:15.497
‫تماما سایه مانندن.

00:15:15.581 --> 00:15:17.791
‫نه نفسی برای قطع کردن دارن،

00:15:17.875 --> 00:15:20.628
‫نه قلبی برای ایستادن،
‫نه خونی برای ریختن، با این حال زنده هستن.

00:15:20.711 --> 00:15:22.379
‫زنده‌ان و می‌کشن.

00:15:25.174 --> 00:15:26.508
‫بهشون می‌گن «نیچویا».

00:15:27.259 --> 00:15:28.259
‫هیچی روشون اثر نداره.

00:15:29.970 --> 00:15:33.057
‫گلوله، خنجر و آتش، همگی
‫راحت ازشون رد می‌شن

00:15:33.599 --> 00:15:35.309
‫و خیلی راحت زیر نور آفتاب قدم برمی‌دارن.

00:15:35.392 --> 00:15:38.020
‫می‌ترسم مرزوست تنها روش برای
‫کشتنشون باشه.

00:15:39.855 --> 00:15:41.607
‫پس تو چطوری تونستی از اونجا فرار کنی؟

00:15:45.819 --> 00:15:46.819
‫جنیا.

00:15:50.908 --> 00:15:54.995
‫سعی کردیم با همدیگه فرار کنیم
‫اما... نیچویا سد راهمون شدن.

00:15:55.621 --> 00:15:59.249
‫خودش رو فدا کرد تا من بتونم خلاص بشم.

00:16:04.421 --> 00:16:06.173
‫نمی‌دونم زنده مونده یا نه.

00:16:07.508 --> 00:16:10.386
‫- یه جاسوس زیرک همیشه نقش قربانی‌ها رو بازی می‌کنه.
‫- نه، نه.

00:16:12.304 --> 00:16:14.056
‫راست می‌گی تولیا.

00:16:15.391 --> 00:16:18.018
‫به عنوان رهبر ارتش دوم،
‫تصمیم این موضوع روی دوش توئه.

00:16:24.024 --> 00:16:27.027
‫تو از همه بیشتر دیوید رو می‌شناسی.
‫نظرت چیه؟

00:16:28.904 --> 00:16:31.281
‫کریگن همشه نزدیکش نگه می‌داشت.

00:16:36.537 --> 00:16:37.955
‫ببریدش زندون.

00:16:47.965 --> 00:16:49.717
‫باید تنهایی صحبت کنیم، لطفا.

00:16:52.511 --> 00:16:53.511
‫البته.

00:17:01.603 --> 00:17:02.603
‫بهش اعتماد داری؟

00:17:03.439 --> 00:17:04.439
‫نمی‌دونم.

00:17:04.857 --> 00:17:06.316
‫کاملا نه.

00:17:07.568 --> 00:17:08.986
‫اون هیولاهای سایه‌ای...

00:17:10.070 --> 00:17:11.321
‫اما چرا باید دروغ بگه؟

00:17:13.532 --> 00:17:15.075
‫کریگن رو نباید دست کم گرفت.

00:17:15.159 --> 00:17:17.870
‫اما اگه این موضوع حقیقت داشته باشه،
‫باید مرغ آتشین رو شکار کنم.

00:17:17.953 --> 00:17:21.749
‫یا که می‌تونم از یک روش دیگه برای
‫تقویت قدرتم استفاده کنم.

00:17:21.832 --> 00:17:22.832
‫روش دیگه؟

00:17:22.875 --> 00:17:24.418
‫سازندۀ سربازهای سایه خودشه.

00:17:25.127 --> 00:17:26.127
‫شاید...

00:17:27.254 --> 00:17:30.257
‫شاید بتونم با خلق سربازهای روشنایی،
‫حصار رو نابود کنم.

00:17:30.340 --> 00:17:31.800
‫به وسیلۀ چی؟ مرزوست؟

00:17:32.301 --> 00:17:34.845
‫سیاه‌زاده با مرزوست درافتاد و
‫نتیجه‌اش شده حصار 400 ساله.

00:17:34.928 --> 00:17:36.972
‫حالا هیولاهایی داره که همراهیش می‌کنن.

00:17:37.556 --> 00:17:39.308
‫بهم وقت بده تا ردِّ مرغ آتشین رو بزنم.

00:17:39.391 --> 00:17:42.227
‫مرزوست همیشۀ یه تاوانی داره
‫که اصلا ارزش امتحان کردن نداره.

00:17:55.866 --> 00:17:57.534
‫الینا...

00:17:57.618 --> 00:18:00.454
‫باید بهشون بگی آزادم کنن.
‫اگه اجازه بدی می‌تونم کمک کنم.

00:18:00.537 --> 00:18:01.789
‫همه‌چیز به وقتش.

00:18:02.790 --> 00:18:03.874
‫باشه.

00:18:05.542 --> 00:18:07.544
‫می‌خوام بدونم مرزوست چطوری عمل می‌کنه.

00:18:08.087 --> 00:18:09.797
‫وای نه، نه، نه، نه.

00:18:12.132 --> 00:18:17.096
‫اگه به کریگن وفادار نیستی پس کمکم کن
‫راهی برای شکستش پیدا کنم.

00:18:17.179 --> 00:18:20.516
‫دفترچه جزئیاتی متعاقب،
‫یعنی تاوانش رو نشون نمی‌ده.

00:18:21.225 --> 00:18:22.976
‫داری سوال اشتباهی می‌پرسی.

00:18:23.936 --> 00:18:26.146
‫البته یه چیزی هست که باید بدونی.

00:18:26.230 --> 00:18:28.816
‫نمی‌خواستم جلوی بقیه حرفی ازش بزنم.

00:18:30.150 --> 00:18:31.068
‫بگو.

00:18:31.151 --> 00:18:35.447
‫حتی الان هم ممکنه پیوندی
‫بین شما دو تا وجود داشته باشه.

00:18:36.073 --> 00:18:39.201
‫پیوندی مشترک که فرای حادثۀ حصار،
‫همچنان پابرجا مونده.

00:18:39.284 --> 00:18:40.953
‫من هیچ پیوندی با کریگن ندارم.

00:18:41.036 --> 00:18:42.371
‫خیلی مطمئن نباش.

00:18:43.455 --> 00:18:45.249
‫قطعه از دستش خارج شده،

00:18:46.083 --> 00:18:48.043
‫اما هنوز بقایای اون گوزن وجود داره.

00:18:50.254 --> 00:18:52.172
‫ازم درمورد یه ارتباط پرسید.

00:18:53.382 --> 00:18:55.384
‫ممکنه هنوز هم به طریقی
‫به همدیگه متصل باشید.

00:18:57.386 --> 00:18:59.054
‫ضربان قلبش ثابت بود.

00:19:00.639 --> 00:19:02.057
‫دروغ نمی‌گه.

00:19:05.227 --> 00:19:08.105
‫در حال گشتن دنبال سرنخی برای
‫پیدا کردن مرغ آتشین، مشغول مطالعه بودم

00:19:08.605 --> 00:19:10.858
‫که یهو یادِ افسانه‌ای درمورد
‫یک شمشیر از شوهان افتادم.

00:19:10.941 --> 00:19:13.986
‫- «نشنیر»، خنجر قدرتمند رو می‌گی؟
‫- درموردش می‌دونی؟

00:19:14.695 --> 00:19:17.030
‫البته که می‌دونم. افسانه‌ی اجدادیمونه.

00:19:17.114 --> 00:19:20.742
‫«فبریکیتور کو» از استخوان و چرخ دنده
‫ارتشی جاودانه ساخت...

00:19:20.826 --> 00:19:24.079
‫تا اینکه فبریکیتو نیر شمشیر نشنیر رو ساخت.

00:19:26.874 --> 00:19:29.126
‫«وقتی‌که نیر می‌جنگید،
‫شمشیرش چنان برق می‌زد

00:19:29.209 --> 00:19:31.962
‫که مردم سوگند می‌خوردند
‫در دستانش آذرخش قرار گرفته.»

00:19:32.045 --> 00:19:34.214
‫شمشیر تیزی که حتی سایه رو می‌بُره.

00:19:34.298 --> 00:19:37.718
‫یه داستان بچگونه‌ست.
‫اسطوره‌های فرهنگِ من بهترینن.

00:19:37.801 --> 00:19:39.261
‫«دوال دریایی» افسانه بود.

00:19:39.344 --> 00:19:42.472
‫گوزن هم افسانه بود اما تهش واقعی از آب دراومدن.
‫ارتش جاودان به دستش کشته شدن.

00:19:42.556 --> 00:19:45.559
‫ممکنه همون سلاحی باشه که برعلیهِ
‫هیولاهای کریگن بهش نیاز داریم.

00:19:45.642 --> 00:19:49.021
‫و براساس این کتاب توی «امرات جن» قرار داره.

00:19:51.315 --> 00:19:52.774
‫نه، شک دارم.

00:19:52.858 --> 00:19:55.277
‫شایعه شده که این شمشیر واقعی نیست.

00:19:55.360 --> 00:19:57.112
‫خیله‌خب، پس چطوری واقعیش رو پیدا کنیم؟

00:19:57.196 --> 00:20:00.073
‫کی پول و ابزار کافی برای
‫بدست آوردن سلاح‌های ارزشمند رو داره؟

00:20:01.783 --> 00:20:04.119
‫شمشیری که توی امرات جن هست
‫قطعا یه کپیه.

00:20:04.203 --> 00:20:07.623
‫شمشیر اصلی رو خیلی وقت پیش دزدیدن.
‫شک دارم اصلا از شوهان خارج شده باشه.

00:20:08.123 --> 00:20:11.501
‫اگه توی بازار سیاه به فروش گذاشته بودنش،
‫حتما استورم‌هوند درموردش می‌شنید.

00:20:12.461 --> 00:20:15.631
‫ممکنه تنها سلاحی باشه که بشه باهاش
‫موجودات سایه‌ای کریگن رو کشت.

00:20:16.798 --> 00:20:17.925
‫باید پیداش کنیم.

00:20:19.218 --> 00:20:21.470
‫درسته که شمشیر قدیمی و ارزشمندیه.

00:20:21.553 --> 00:20:23.513
‫اما دلیل نمی‌شه که داستانش واقعی باشه.

00:20:23.597 --> 00:20:25.515
‫بهتر از هیچ چیزه که.

00:20:25.599 --> 00:20:27.643
‫حرفت چقدر شبیه استورم‌هوند بود.

00:20:28.602 --> 00:20:30.771
‫اگه اینجا بود، حرفت رو تایید می‌کرد.

00:20:30.854 --> 00:20:33.440
‫گیج‌کننده‌ست، جوری ازش حرف می‌زنی
‫که انگار یکی دیگه‌ست.

00:20:33.523 --> 00:20:36.526
‫و حتما پیشنهاد می‌داد
‫دوستان مشترکمون توی کتردام

00:20:37.194 --> 00:20:39.112
‫بهترین گروه برای این کار هستن.

00:20:45.953 --> 00:20:47.788
‫به رئیست بگو چیزی که می‌خواد پیش منه.

00:21:03.637 --> 00:21:06.306
‫نتونستی با یه «قلب‌کوب» دربیفتی،
‫مگه نه برکر؟

00:21:07.683 --> 00:21:11.144
‫یه رئیس واقعی می‌دونه که چطوری
‫بذر وفاداری رو در قلب آدم‌هاش بکاره.

00:21:12.187 --> 00:21:15.023
‫- مگه نه آقایون؟
‫- همینطوره.

00:21:15.565 --> 00:21:17.526
‫باریکلا دخترجون. از اینجا به بعدش با من.

00:21:19.695 --> 00:21:20.695
‫هی!

00:21:20.737 --> 00:21:22.698
‫دست‌هات تکون بخوره از دستشون می‌دی.

00:21:22.781 --> 00:21:25.575
‫کاری می‌کنم بخاطر اینکه با من درافتادی،
‫پشیمون بشی.

00:22:15.625 --> 00:22:16.625
‫کسی نیست؟

00:22:17.127 --> 00:22:19.254
‫لطفا بهمون کمک کن.

00:22:22.382 --> 00:22:23.382
‫هی!

00:22:36.438 --> 00:22:39.691
‫چیزی نیست، از این کِشتی می‌برمتون بیرون.

00:22:40.859 --> 00:22:41.985
‫دنبالم بیاید.

00:22:42.778 --> 00:22:43.778
‫بیاید.

00:22:45.989 --> 00:22:47.199
‫بلندش کنید.

00:22:48.200 --> 00:22:50.160
‫یه قراری داشتیم.
‫من به قرارمون عمل کردم.

00:22:50.243 --> 00:22:52.079
‫به اون بحثم می‌رسیم.

00:22:52.162 --> 00:22:53.246
‫اول...

00:22:54.790 --> 00:22:57.292
‫باید از این موش جاسوس درس عبرتی بسازم.

00:22:58.168 --> 00:23:00.253
‫تقاص کارت رو پس می‌دی، جادوگر خائن!

00:23:00.337 --> 00:23:01.337
‫نه تقاصی در کار نیست.

00:23:13.517 --> 00:23:14.601
‫بعد از اینکه بزنمت،

00:23:15.894 --> 00:23:19.898
‫جسدت رو روی یه تیرک آویزون می‌کنم
‫تا یادآوری باشه...

00:23:21.441 --> 00:23:23.735
‫برای هرکسی که یادش می‌ره...

00:23:26.071 --> 00:23:27.948
‫من پادشاهِ این شهرم.

00:23:29.616 --> 00:23:30.867
‫ببینم چیکار می‌کنی.

00:23:35.372 --> 00:23:36.540
‫دیگه شرط‌بندی بسه.

00:23:37.124 --> 00:23:38.542
‫روی صورتت چیه؟

00:23:39.126 --> 00:23:40.126
‫وای نه!

00:23:42.671 --> 00:23:44.089
‫آبله گرفتن!

00:23:44.589 --> 00:23:45.589
‫آبله آتش!

00:23:47.050 --> 00:23:48.050
‫فرار کنید!

00:24:11.324 --> 00:24:12.450
‫آژیر برای چیه؟

00:24:12.534 --> 00:24:14.828
‫آبله آتشه پسر.
‫با یه کِشتی روکایی به اینجا رسیده.

00:24:41.688 --> 00:24:45.025
‫رئیس، آبله آتش برگشته.

00:24:45.108 --> 00:24:47.194
‫همه می‌تونیم صدای
‫آژیرهای کوفتی رو بشنویم ادیک.

00:24:47.277 --> 00:24:50.864
‫- امیدوارم چیز جدیدی برای گفتن داشته باشی.
‫- می‌گن که از «درکوناشا» وارد شده.

00:24:51.781 --> 00:24:53.450
‫- هاربور پنجم.
‫- آره.

00:24:53.533 --> 00:24:56.786
‫شورای جزر و مد بندر رو تعطیل کرده.
‫نه هیچ کشتیی وارد می‌شه و نه خارج.

00:24:56.870 --> 00:24:57.746
‫گندش بزنن!

00:24:57.829 --> 00:25:02.542
‫شی گفت مناژری و سوییت‌شاپ
‫بدجوری درگیر بیماری شدن.

00:25:03.335 --> 00:25:04.419
‫- سوییت شاپ؟
‫- بله.

00:25:04.502 --> 00:25:05.879
‫اون که نزدیکِ بندر نیست.

00:25:07.505 --> 00:25:10.550
‫بیماری توی تمامیِ تشکیلاتتون اتفاق میفته.

00:25:11.885 --> 00:25:13.053
‫و فقط هم تشکیلاتِ شما.

00:25:14.846 --> 00:25:16.932
‫مسیر این واگیری مشخص خواهد شد.

00:25:17.641 --> 00:25:22.437
‫کشتیی از بندر شما این بیماری
‫رو به کلاب‌های شما کشونده.

00:25:23.772 --> 00:25:25.440
‫چیکار کردی پسر؟

00:25:26.566 --> 00:25:29.819
‫دروغ می‌گه. هیچکس نمی‌تونه یه زندانی
‫رو از هل‌گیت خارج بکنه.

00:25:29.903 --> 00:25:30.820
‫حتی پکا هم نمی‌تونه.

00:25:30.904 --> 00:25:32.739
‫ضربان قلبش تصدیقش کرد.

00:25:32.822 --> 00:25:34.407
‫اما اگه تحویل ندم، دیگه...

00:25:34.908 --> 00:25:36.952
‫می‌تونه به متایاس آسیب برسونه.

00:25:37.035 --> 00:25:38.328
‫به محض اینکه متایاس
‫رو از سر راه برداریم،

00:25:38.411 --> 00:25:41.122
‫می‌تونم به نگهبان‌ها رشوه بدم
‫که متایاس رو برای درگیری‌ها نبرن.

00:25:41.706 --> 00:25:45.418
‫اما لازمه که یه کاری برای انجام بدی
‫و باید کاملا طبیعی عمل کنی.

00:25:45.502 --> 00:25:47.879
‫یه چیزی می‌خوام که شبیه به آبله آتش باشه.

00:25:47.963 --> 00:25:49.756
‫پودری که بشه راحت پخشش کرد.

00:25:49.839 --> 00:25:55.053
‫خب همون ظاهر و حسش مثل همونه
‫اما بعد یکی دو روز از بین می‌ره.

00:25:55.136 --> 00:25:58.723
‫اما به اندازه کافی طول می‌کشه که
‫کسی باخبر نشه واقعیه.

00:25:59.975 --> 00:26:02.811
‫هیچ چیزی وجود نداره که بتونه
‫بیشتر از بیماری، یه مجمع‌الجزایر رو بترسونه.

00:26:04.896 --> 00:26:07.565
‫شورای بازگان یک
‫تحقیقات حسابی راه می‌ندازه.

00:26:07.649 --> 00:26:08.649
‫همم.

00:26:11.444 --> 00:26:12.696
‫توجه‌ام رو جلب کردی.

00:26:14.656 --> 00:26:18.118
‫اما ارزش اینم نداری که وقتم رو
‫صرف شلیک کردن یه گلوله به سرت بکنم.

00:26:18.201 --> 00:26:21.079
‫هاربور پنجم تعطیل بشه.
‫کسب و کارت آسیب می‌بینه.

00:26:21.162 --> 00:26:23.707
‫مشکلی برای کسب و کار من ایجاد نمی‌شه.

00:26:25.709 --> 00:26:26.709
‫همم.

00:26:27.210 --> 00:26:28.628
‫- اما تو؟
‫- اگه جات بودم، تجدید نظر می‌کردم.

00:26:30.588 --> 00:26:32.716
‫البته اگه می‌خوای شاهزاده کیلیشت
‫رو دوباره ببینی.

00:26:32.799 --> 00:26:33.967
‫اوه.

00:26:34.050 --> 00:26:36.511
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫دوباره منفجرش کنی؟

00:26:37.595 --> 00:26:39.389
‫باید حقه‌های جدیدتری یاد بگیری.

00:26:39.472 --> 00:26:42.142
‫اون یکی شاهزادۀ کیلیشت رو می‌گم.

00:26:43.685 --> 00:26:45.812
‫با موهای طلایی و علاقمند به شیرینی.

00:26:50.025 --> 00:26:51.025
‫البی.

00:26:57.157 --> 00:26:59.534
‫هرچیزی که دوست داری رو نابود می‌کنم برکر.

00:27:01.244 --> 00:27:03.163
‫حقه دوست داشتن چیزی نیست.

00:27:03.246 --> 00:27:05.707
‫اشتباه کردی گذاشتی
‫کسی بهت نزدیک بشه.

00:27:06.541 --> 00:27:10.587
‫کسی که حاضری همه‌چیزت رو بخاطرش فدا کنی
‫و باعث تضعیف شدنت می‌شه.

00:27:12.339 --> 00:27:13.882
‫پس فقط خودت رو می‌کشم.

00:27:13.965 --> 00:27:14.965
‫این کار رو بکن

00:27:16.551 --> 00:27:18.678
‫و ابدا پسرت رو به موقع پیدا نمی‌کنی.

00:27:19.471 --> 00:27:20.638
‫چیکار کردی؟

00:27:20.722 --> 00:27:21.848
‫خاکش کردم.

00:27:23.641 --> 00:27:24.934
‫زیر دو متر خاک.

00:27:28.063 --> 00:27:30.357
‫خیلی راحت توی جعبه رفت.

00:27:33.193 --> 00:27:34.569
‫حتی گریه هم نکرد،

00:27:36.571 --> 00:27:37.947
‫تا اینکه اینو ازش گرفتم.

00:27:39.616 --> 00:27:40.658
‫پسرم کجاست؟

00:27:41.785 --> 00:27:43.495
‫انتخاب‌های هوشمندانه‌ای داشته باش،

00:27:44.829 --> 00:27:47.457
‫و اینطوری ممکنه قبل از اینکه نفسش بند بیاد،
‫بتونی بهش برسی.

00:27:48.124 --> 00:27:52.003
‫ای آشغال برلیِ مزخرف.

00:27:52.504 --> 00:27:54.923
‫- چی از جونم می‌خوای؟
‫- می‌خوام که یادت بیاد.

00:27:55.006 --> 00:27:56.049
‫بیدار شو.

00:27:59.052 --> 00:28:00.178
‫چی رو یادم بیاد؟

00:28:00.261 --> 00:28:01.388
‫بیدار شو جوردی!

00:28:03.681 --> 00:28:05.266
‫حقه‌ای که به...

00:28:06.351 --> 00:28:08.686
‫- بیدار شو!
‫- ...به دو تا بچه کشاورز زدی.

00:28:11.356 --> 00:28:13.775
‫- دو تا یتیم.
‫- بیدار شو جوردی!

00:28:13.858 --> 00:28:17.404
‫قول دادی جایگزین خونواده‌ای
‫که از دست دادن بشی.

00:28:19.239 --> 00:28:21.366
‫و بعدش همه‌چیزشون رو
‫ازشون گرفتی.

00:28:22.992 --> 00:28:26.287
‫سرنوشتشون به وسط خیابون ختم شد
‫و هردوشونم مُردن.

00:28:27.872 --> 00:28:29.874
‫اما یکی از ما دوباره متولد شد.

00:28:36.840 --> 00:28:38.508
‫انقدر زیادن که نمی‌تونی به خاطر بیاری نه؟

00:28:40.844 --> 00:28:42.011
‫بذار کمکت کنم.

00:28:43.930 --> 00:28:46.224
‫جیکوب هرتزون.

00:28:52.063 --> 00:28:53.648
‫این موضوع مال خیلی وقت پیشه.

00:28:57.819 --> 00:28:59.738
‫پس تموم کارهات بخاطر این داستانه؟

00:29:00.739 --> 00:29:04.075
‫پس بخاطر همینم با اون چشم‌های سرشار
‫از خشمت با انزجار بهم نگاه می‌کنی؟

00:29:06.077 --> 00:29:10.707
‫شما دو تا بچه بودید که برحسب
‫اتفاق گیر من افتادید،

00:29:11.207 --> 00:29:13.793
‫وگرنه اگه من این کار رو نمی‌کردم،
‫یکی دیگه پیداش می‌شد.

00:29:13.877 --> 00:29:15.712
‫بد به حال البی که کار تو بود.

00:29:19.632 --> 00:29:23.261
‫هی... بهم بگو کجا پسرم رو پیدا کنم!

00:29:26.514 --> 00:29:28.183
‫یه معاملۀ ساده‌ست رولینز.

00:29:29.350 --> 00:29:30.935
‫اسم برادرم رو بگو

00:29:31.853 --> 00:29:33.146
‫تا پسرت زنده بمونه.

00:29:38.985 --> 00:29:40.361
‫یه سرنخ دیگه بدم؟

00:29:45.074 --> 00:29:47.035
‫به دخترت «سسکیا» می‌گفتی.

00:29:48.161 --> 00:29:49.913
‫ربان‌های قرمز روی موهاش می‌بست.

00:29:57.378 --> 00:29:59.047
‫خیله‌خب، دو... دو تا پسر اهلِ لیج.

00:29:59.672 --> 00:30:00.507
‫آره.

00:30:00.590 --> 00:30:02.675
‫پولتون خیلی کم بود.

00:30:05.386 --> 00:30:09.015
‫برادرت فکر می‌کرد که تاجره،

00:30:09.682 --> 00:30:11.893
‫می‌خواست مثل هر بچۀ دیگه‌ای
‫که پاش رو توی برل می‌ذاشت،

00:30:11.976 --> 00:30:13.144
‫فورا پولدار بشه.

00:30:13.228 --> 00:30:15.605
‫می‌خوام که اسمش رو بگی.

00:30:20.819 --> 00:30:22.111
‫- بجنب!
‫- من...

00:30:22.612 --> 00:30:24.823
‫اسمش رو یادم نمیاد!

00:30:27.033 --> 00:30:30.203
‫فقط پسرم رو می‌خوام.
‫تموم زندگیمه.

00:30:32.789 --> 00:30:34.874
‫هرچیزی که بخوای بهت می‌دم برکر.

00:30:39.879 --> 00:30:41.047
‫التماست رو می‌کنم.

00:30:42.841 --> 00:30:43.841
‫واقعا؟

00:31:21.129 --> 00:31:25.633
‫اعتراف به قتل تانت هلین و کانستبل سمه.

00:31:29.262 --> 00:31:32.056
‫و واگذاریِ اینژ گافا.

00:31:43.818 --> 00:31:48.156
‫هر دو رو امضا بزن... اگه می‌خوای
‫پسرت رو زنده پیدا کنی.

00:32:24.734 --> 00:32:25.902
‫پسرم کجاست؟

00:32:30.365 --> 00:32:31.783
‫قبرستون بلک‌ویل.

00:32:35.119 --> 00:32:37.747
‫بهتره تموم نیروهات برای حفاری بیان
‫تا بتونی به موقع پیداش کنی.

00:32:54.639 --> 00:32:57.475
‫اگه کسی بتونه نشنیر رو پیدا کنه،
‫گمونم خودشونن.

00:32:57.558 --> 00:32:59.018
‫اعضای انجمن کلاغ‌ها، رفیق فابریکن.

00:32:59.102 --> 00:33:00.102
‫زرنگ هم هستن.

00:33:00.144 --> 00:33:03.022
‫با یه جور قطار مستحکم
‫تونستن از حصار رد بشن.

00:33:03.815 --> 00:33:05.608
‫آخرین باری که توی کتردام بودم،

00:33:05.692 --> 00:33:08.194
‫نتونستم برم کوپرام املت بزنم.

00:33:08.277 --> 00:33:10.029
‫اوه پس بخاطر این موضوع داوطلب شدی.

00:33:10.113 --> 00:33:14.117
‫من نباشم، کی می‌خواد جلوتون رو بگیره که
‫بخاطر شکمتون تا لبۀ پرتگاه پیش نرید؟

00:33:14.200 --> 00:33:16.160
‫فکر می‌کردم سر سومین صدا می‌ریم.

00:33:16.244 --> 00:33:19.580
‫تولیا سعی داره کل کتاب‌های شعرش
‫رو توی کیفش جا بده.

00:33:20.248 --> 00:33:21.248
‫کتاب شعر؟

00:33:22.875 --> 00:33:24.460
‫«دراز باد شبی که تاریکی‌اش...»

00:33:24.544 --> 00:33:27.005
‫نه! از این خبرها نیست.

00:33:30.425 --> 00:33:32.260
‫نشنیر سیاه رو برای الینا بیار.

00:33:34.345 --> 00:33:36.848
‫شعر «ربیناو کنتوس» بود.

00:33:36.931 --> 00:33:38.433
‫یک اثری حسابی.

00:33:38.516 --> 00:33:42.145
‫آره حالا بیا درمورد خوراکی‌هایی که قراره
‫از شوهان بیاری، صحبت کنیم.

00:33:42.228 --> 00:33:43.813
‫مالین اورتسو!

00:33:46.607 --> 00:33:47.734
‫فراری.

00:33:51.237 --> 00:33:54.824
‫سریعا به دادگاه پایگاه اولنسک تحویلش بدید.

00:34:04.959 --> 00:34:07.295
‫نظرت چیه موی میلایا؟ بهتر شد؟

00:34:10.256 --> 00:34:12.175
‫هنوزم نمی‌تونم دست‌هام رو تکون بدم.

00:34:12.258 --> 00:34:13.926
‫یه کرست دیگه میارم.

00:34:19.348 --> 00:34:20.516
‫خدایا!

00:34:26.481 --> 00:34:28.316
‫واسه این بندها، یه کمکی بهم بکنید.

00:34:28.399 --> 00:34:32.862
‫بااینکه اقرار می‌کنم در این زمینه ماهرم
‫اما گمونم کار درستی نباشه.

00:34:43.790 --> 00:34:46.709
‫ترجیح می‌دم واسیلی صدام کنی،

00:34:47.502 --> 00:34:49.087
‫حداقل وقتی‌که تنهاییم.

00:34:50.671 --> 00:34:53.382
‫چه کاری از دستم براتون برمیاد
‫موی سارویچ؟

00:34:54.092 --> 00:34:57.512
‫- برادرم رو با اسم صدا می‌زنی.
‫- با شرایط متفاوتی با همدیگه آشنا شدیم.

00:34:58.596 --> 00:35:02.391
‫بله شنیدم رفتارهاش برای
‫بعضی‌ها جذابه.

00:35:03.726 --> 00:35:05.186
‫اگه اجازه بدید، باید...

00:35:05.269 --> 00:35:09.649
‫باید بدونی که در هر صورت و با هر هدفی
‫همیشه پسر دوم باقی می‌مونه.

00:35:11.859 --> 00:35:13.361
‫فقط با من می‌تونی ملکه بشی.

00:35:15.696 --> 00:35:19.117
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم
‫که چنین قصدی ندارم.

00:35:20.701 --> 00:35:21.828
‫که اینطور؟

00:35:21.911 --> 00:35:24.372
‫نظراتتون درمورد گریشاها
‫رو به وضوح بیان کردید.

00:35:25.873 --> 00:35:27.750
‫چرا می‌خواید با من متحد بشید؟

00:35:27.834 --> 00:35:29.794
‫من روی حرفی که زدم هستم.

00:35:29.877 --> 00:35:34.257
‫خون مردم روکا دیگه از گروگانِ
‫ستمگرهای گریشایی بودن به جوش اومده.

00:35:35.883 --> 00:35:38.177
‫ظاهرا بعضی از گریشاها آدم‌های خوبی هستن.

00:35:40.179 --> 00:35:41.806
‫می‌تونی کمکم کنی این موضوع
‫رو حل و فصلش کنم.

00:35:41.889 --> 00:35:43.432
‫چطوری می‌خوای وقت بذاری برای این کار؟

00:35:44.642 --> 00:35:47.770
‫شنیدم توی کریوا خیلی سرتون شلوغه،

00:35:47.854 --> 00:35:50.857
‫با مسابقات اسب دوانی
‫و فاحشه خونه‌ها.

00:35:53.359 --> 00:35:57.363
‫چند تا متحدِ حقیقی داری خانم استارکوف؟

00:35:59.198 --> 00:36:00.491
‫چند تا گریشان دیگه.

00:36:02.243 --> 00:36:03.744
‫به عنوان رهبر ارتش دوم،

00:36:03.828 --> 00:36:07.039
‫به نظرم خوب باشه که فرماندۀ ارتش اول
‫رو در کنار خودت نگه داری.

00:36:11.085 --> 00:36:14.755
‫تو دختر باهوشی هستی،
‫به گزینه‌های روی میزت فکر کن.

00:36:20.887 --> 00:36:21.888
‫فعلا.

00:36:33.399 --> 00:36:34.609
‫به گشتن ادامه بدید!

00:36:35.443 --> 00:36:36.443
‫این یکی تازه‌ست!

00:36:36.485 --> 00:36:37.904
‫- کو؟
‫- اونجا!

00:36:37.987 --> 00:36:39.155
‫این طرف!

00:36:41.741 --> 00:36:45.620
‫یه بیل بهم بدید! یه بیل بهم بدید!
‫خواهش می‌کنم!

00:36:50.416 --> 00:36:51.542
‫پکا رولینز!

00:36:52.710 --> 00:36:54.837
‫پسرم کجاست؟

00:36:59.258 --> 00:37:02.053
‫شما بخاطر ارتباطتون با قتل
‫تانت هلین بازداشتید.

00:37:02.136 --> 00:37:03.136
‫خیله‌خب. بریم.

00:37:04.055 --> 00:37:07.558
‫پسرم کجاست؟ پسرم!

00:37:30.456 --> 00:37:31.457
‫همم.

00:37:32.250 --> 00:37:37.129
‫پس... پس، دوباره آزاد بودن
‫چه احساسی داره؟

00:37:37.213 --> 00:37:39.173
‫- شگفت‌انگیزه!
‫- عه؟

00:37:39.882 --> 00:37:43.219
‫انگار که دنیا پُر از احتمالاته.

00:37:45.221 --> 00:37:46.221
‫مثل چی؟

00:37:48.266 --> 00:37:51.519
‫یه شب عشق و حال توی شهر...
‫کلوب «کیوملس» جای باحالیه.

00:37:51.602 --> 00:37:54.605
‫و رفیقم پاپی،
‫توی «بلو پردایس» اجرای جدیدی داره.

00:37:56.107 --> 00:37:57.947
‫- که خیلی دوست دارم ببینم پس...
‫- اوه.

00:37:59.819 --> 00:38:01.279
‫می‌تونی باهام بیای.

00:38:05.658 --> 00:38:06.658
‫حتما.

00:38:06.701 --> 00:38:09.036
‫یه چیزیت شده.

00:38:13.040 --> 00:38:14.583
‫شبی که اولین بار همدیگه رو دیدیم،

00:38:15.710 --> 00:38:20.214
‫خب، من رفتم بخاطر اینکه فکر کردم
‫تو قراره چنین کاری بکنی.

00:38:20.298 --> 00:38:21.299
‫اوه.

00:38:23.426 --> 00:38:25.344
‫خب؟ خیله‌خب.

00:38:26.220 --> 00:38:30.141
‫نه. من... فقط فکر کردم شخصی مثل تو
‫دیگه چیزی نمی‌خواد.

00:38:32.643 --> 00:38:34.729
‫مخصوصا بعد از یک شب، بخاطر همینم...

00:38:35.521 --> 00:38:37.606
‫واسه همینم فکر کردم،
‫جلوی ضررهای بیشتر رو بگیرم به نفعمه.

00:38:39.108 --> 00:38:40.192
‫آره متوجه شدم.

00:38:42.320 --> 00:38:45.948
‫آره منظورم اینه که
‫شهرتم کاملا بی پایه و اساس نیست.

00:38:49.577 --> 00:38:51.037
‫من هرج و مرج رو دوست دارم.

00:38:52.913 --> 00:38:54.498
‫قمار روی زندگیم.

00:38:57.043 --> 00:38:58.586
‫اینکه ندونی چه اتفاقی در پیشه.

00:39:04.050 --> 00:39:06.135
‫ممکن بود که اون شب ترکت کنم.

00:39:07.970 --> 00:39:13.517
‫اما اون... مالِ وقتیه که هنوز چیزی ازت نمی‌دونستم.

00:39:14.685 --> 00:39:16.604
‫نمی‌تونم هیچ قولی بهت بدم.

00:39:18.773 --> 00:39:21.359
‫یا که پیش‌بینی کنم بینمون چه اتفاقی میفته.

00:39:24.362 --> 00:39:25.905
‫اما می‌تونم بگم که...

00:39:33.329 --> 00:39:34.580
‫دوست دارم بفهمم چی می‌شه.

00:39:42.046 --> 00:39:44.757
‫شاید اینو متوجه شده باشی،
‫اما سکوت...

00:39:44.840 --> 00:39:47.259
‫رو زیاد نمی‌پسندم.

00:39:59.563 --> 00:40:01.982
‫حتی بهتر از آخرین دفعه بود.

00:40:03.692 --> 00:40:05.486
‫شاید به یه یادآوریِ کامل نیاز داشته باشی.

00:40:22.837 --> 00:40:23.921
‫کجا بودی؟

00:40:25.673 --> 00:40:28.050
‫درکوناشا داشتن برده قاچاق می‌کردن.

00:40:28.551 --> 00:40:30.261
‫- باید آزادشون می‌کردم.
‫- نقشه داشتیم.

00:40:30.344 --> 00:40:32.763
‫غیرمنتظره بود.
‫باید در لحظه تصمیم می‌گرفتم.

00:40:32.847 --> 00:40:36.267
‫- غریبه‌ها رو به گروهت ترجیح دادی.
‫- نامه رو به درشکه‌چی رسوندم.

00:40:37.393 --> 00:40:39.311
‫نینا گفت همه‌چیز خوب پیش رفته.

00:40:39.395 --> 00:40:40.938
‫من خبر نداشتم که کجا بودی.

00:40:41.021 --> 00:40:43.524
‫اگه پکا یه قاتل برای کشتنت
‫اجیر می‌کردم خبردار نمی‌شدم.

00:40:43.607 --> 00:40:45.568
‫- خبر نداشتم اگه تو...
‫- من خوبم.

00:40:52.283 --> 00:40:53.409
‫صورتت...

00:40:55.411 --> 00:40:56.662
‫شرمنده که اونجا نبودم.

00:41:00.291 --> 00:41:02.376
‫نمی‌تونم یه حلقۀ ضعیف
‫توی گروهم داشته باشم.

00:41:02.918 --> 00:41:05.796
‫من یه حرکتی بدون مشورت باهات انجام بدم
‫می‌شم حلقۀ ضعیف؟

00:41:06.297 --> 00:41:08.966
‫- جدی که نیستی.
‫- باید بدونم که می‌تونم روی کلاغ‌هام حساب کنم.

00:41:09.633 --> 00:41:12.011
‫اگه نتونیم به همدیگه متکی باشیم،
‫هیچ چیزی نداریم.

00:41:12.094 --> 00:41:15.556
‫پس به همین راحتی... من حذفم؟

00:41:26.025 --> 00:41:27.025
‫آزادی.

00:41:30.362 --> 00:41:33.032
‫حالا همۀ برده‌های کرچ یه شبح دارن.

00:41:54.220 --> 00:41:55.846
‫فوق‌العاده شدی.

00:41:56.972 --> 00:41:59.850
‫مثل طلوع خورشید توی اولین روز از بهار.

00:41:59.934 --> 00:42:00.934
‫ممنونم.

00:42:01.560 --> 00:42:04.980
‫بعضی از گریشاهاتون لطف کردن
‫و کمکم کردن به جای اون لباس...

00:42:05.564 --> 00:42:08.817
‫گمونم چیزی دارم که زیباییتون رو کامل می‌کنه.

00:42:10.444 --> 00:42:11.444
‫یه هدیه.

00:42:15.991 --> 00:42:17.451
‫زمرد لنتسوف.

00:42:19.537 --> 00:42:21.413
‫«‫کم گفتن مگه چه فایده‌ای داره؟»

00:42:22.039 --> 00:42:23.749
‫عاشق وقت‌هاییم که جملاتم رو نقل قول می‌کنی.

00:42:24.583 --> 00:42:28.212
‫خوبه که بدونی وقتی این دستت باشه
‫و بهش مشت بزنی،

00:42:28.295 --> 00:42:29.922
‫احتمالا چشمم از حدقه دربیاد.

00:42:31.382 --> 00:42:33.133
‫و خیلی دوست دارم که این کار رو بکنی.

00:42:33.968 --> 00:42:36.679
‫منظورم دستت کردنشه، نه مشت زدن.

00:42:39.598 --> 00:42:40.598
‫اجازه هست؟

00:42:49.942 --> 00:42:50.942
‫آم...

00:42:51.402 --> 00:42:52.402
‫بله.

00:42:55.864 --> 00:42:58.826
‫مادرت خوشحال نمی‌شه که چنین
‫چیزی رو به یه شخص عوام دادی.

00:42:59.410 --> 00:43:01.870
‫اگه مادرم اونطور که ادعا داره،
‫مردم رو منفور می‌دونست

00:43:01.954 --> 00:43:03.872
‫من اینجا نبودم، درسته؟

00:43:06.125 --> 00:43:09.336
‫اگه می‌خوای یه ارتشی رو رهبری کنی، بهتره
‫که یاد بگیری چطور تفکراتت رو مخفی کنی.

00:43:10.879 --> 00:43:12.840
‫از این بابت مطمئن نبودم.

00:43:13.382 --> 00:43:15.384
‫از وقتی‌که بچه بودم
‫پچ‌پچ‌ها رو می‌شنیدم.

00:43:17.928 --> 00:43:19.930
‫اگه تکرارش کنی منکر می‌شم،

00:43:20.014 --> 00:43:23.017
‫اما حقیقتا اصلا برام مهم نیست
‫خون لنتسوفی داشته باشم یا نه.

00:43:23.100 --> 00:43:24.435
‫با توجه به درون همسریِ سلطنتی،

00:43:24.518 --> 00:43:27.062
‫گمونم حرومزاده بودن احتمالا
‫به نفعمه.

00:43:31.483 --> 00:43:35.946
‫خوبه که وقتی تنهایی،
‫دیگه تظاهر نمی‌کنی و خودتی.

00:43:36.780 --> 00:43:38.198
‫من یه شاهزاده‌ام الینا.

00:43:38.907 --> 00:43:41.785
‫خودم بودن رفتاریه که
‫نمی‌تونم زیاد ازش لذت ببرم.

00:43:45.956 --> 00:43:49.627
‫تاج و تخت برای واسیلی مثل یه اسباب‌بازی
‫جذاب واسش حکم جایزه رو داره.

00:43:50.961 --> 00:43:52.838
‫ولی تو واقعا به روکا اهمیت می‌دی.

00:43:54.089 --> 00:43:55.257
‫تو پادشاه خوبی می‌شی.

00:43:57.468 --> 00:43:59.178
‫شنیدنش از زبون تو،
‫خیلی برام ارزشمنده.

00:44:11.732 --> 00:44:14.276
‫الان قراره غیر قابل تحمل بشی دیگه نه؟

00:44:15.027 --> 00:44:17.112
‫خب همینجوریشم غیر قابل تحملم.

00:44:24.495 --> 00:44:27.247
‫یه دورهمی کوچک،
‫فکر خونواده‌ات بوده؟

00:44:27.790 --> 00:44:29.792
‫انتظار چنین چیزی رو نداشتم.

00:44:31.502 --> 00:44:32.502
‫مل کو؟

00:44:33.504 --> 00:44:35.255
‫هرچند حضور من خیلی واست مهم نیست،

00:44:35.339 --> 00:44:37.299
‫اما حداقل تظاهر کن که داری لذت می‌بری.

00:44:37.925 --> 00:44:41.220
‫بالاخره اون آهوی ژلاتینی جونش
‫رو فدای عشق و حال تو کرده.

00:44:43.013 --> 00:44:45.599
‫فقط... چنین کاری ازش بعیده، می‌دونی چی می‌گم؟

00:44:46.183 --> 00:44:48.227
‫بخاطر یکم دیر کردن نمی‌تونی
‫فکر بد بکنی که.

00:44:48.727 --> 00:44:50.688
‫احتمالا این داستان براش عذاب‌آور باشه.

00:44:51.522 --> 00:44:52.940
‫مطمئنم به زودی پیداش می‌شه.

00:44:53.023 --> 00:44:55.859
‫شاید پیشاهنگِ وفادار شما
‫زیاد مثل شما مشتاق

00:44:55.943 --> 00:44:57.444
‫خوشگذرونی نباشه.

00:44:58.028 --> 00:45:00.322
‫با اجازه‌تون موی ساراویچ.

00:45:12.793 --> 00:45:15.838
‫هی! بازم شامپاین می‌خوایم.
‫تو هم می‌خوری؟

00:45:15.921 --> 00:45:16.921
‫نه.

00:45:17.923 --> 00:45:18.923
‫یکم دیگه میام.

00:45:19.716 --> 00:45:21.593
‫- مل رو دیدی؟
‫- نه.

00:45:22.136 --> 00:45:26.598
‫خیاط شخصیم رو واسش فرستادم،
‫حتی تشکر هم نکرد.

00:45:28.016 --> 00:45:31.103
‫می‌دونی میلنکی، برای تجدید
‫نظر هنوزم دیر نشده‌ها.

00:45:31.603 --> 00:45:33.480
‫قرار شد مهمونی خودمونی باشه.

00:45:34.106 --> 00:45:35.774
‫چند نفر رو دعوت کردی؟

00:45:36.608 --> 00:45:39.278
‫واسیلی موقع ارسال دعوتنامه‌ها
‫یکمی هیجان‌زده شد.

00:45:41.155 --> 00:45:44.450
‫باید بگم مهمان‌های کریوا رو تصدیق نمی‌کنم،

00:45:44.533 --> 00:45:48.996
‫اما اقرار می‌کنم جو تازه‌ای
‫از نشاط رو ایجاد کرده.

00:45:49.079 --> 00:45:52.791
‫موقعیتمون رو برای قماربازها و مفت‌خورهایی
‫که اسمشون رو گذاشتی دوست، آشکار کردی؟

00:45:52.875 --> 00:45:55.127
‫ببین این دزد دریایی چی می‌گه.

00:45:56.086 --> 00:45:57.421
‫داری خودت رو مسخره نشون می‌دی.

00:45:57.504 --> 00:45:59.131
‫سیاه‌زاده زنده‌ست.

00:45:59.214 --> 00:46:02.009
‫افشای موقعیت فعلیمون
‫خیلی خطرناکه.

00:46:02.092 --> 00:46:04.678
‫همۀ ما رو قربونیِ
‫غرور و حماقتت می‌کنی.

00:46:04.761 --> 00:46:07.556
‫پات رو از گلیمت درازتر کردی حرومزاده جان.

00:46:09.224 --> 00:46:10.225
‫توجه کنید!

00:46:17.900 --> 00:46:22.029
‫مایلم چند کلمه‌ای درمورد
‫برادرم نیکولای...

00:46:23.489 --> 00:46:24.907
‫صحبت کنیم.

00:46:24.990 --> 00:46:28.785
‫بله بله، همه می‌دونیم که پرمدعاست...

00:46:29.912 --> 00:46:33.123
‫...خودپسند و مردمیه.

00:46:34.708 --> 00:46:36.960
‫اما یه سری خصوصیت‌ها
‫هم داره که شما خبر ندارید.

00:46:39.379 --> 00:46:40.547
‫نامزدشون باید...

00:46:56.021 --> 00:46:57.731
‫نه قلبی داره و نه خونی.

00:46:57.814 --> 00:46:59.233
‫همۀ موجودات یه نقطه ضعف دارن.

00:47:07.908 --> 00:47:09.576
‫وای نه، عزیزم!

00:47:18.335 --> 00:47:19.586
‫جواب نمی‌ده!

00:47:25.634 --> 00:47:28.929
‫دیدی؟ باید پیش هم باشن تا بتونن
‫با طعمه‌شون ارتباط برقرار کنن.

00:47:29.012 --> 00:47:30.514
‫همون موقع آسیب‌پذیر می‌شن.

00:47:32.599 --> 00:47:33.599
‫نیکولای!

00:47:48.156 --> 00:47:49.074
‫من یه راه فرار بلدم.

00:47:49.157 --> 00:47:51.827
‫اگه اینا مال کریگن باشن،
‫حتما برای کنترلشون یه جایی همین نزدیکی‌هاست.

00:47:51.910 --> 00:47:53.620
‫اگه نزدیک باشه، شاید بتونیم
‫کارش رو تموم کنیم.

00:47:53.704 --> 00:47:55.998
‫نه، جای دیگه جمع می‌شیم
‫تا برای ضدحمله آماده بشیم.

00:47:58.667 --> 00:47:59.751
‫بجنبید! برید! برید!

00:48:26.153 --> 00:48:27.153
‫الینا کجاست؟

00:48:41.376 --> 00:48:43.754
‫خوشحالم که می‌بینمت الینا.

00:48:44.463 --> 00:48:47.174
‫- تو واقعی نیستی.
‫- دوال دریایی قوی‌ترت کرده.

00:48:48.133 --> 00:48:50.427
‫همیشه بهت گفتم که
‫سرنوشت دیگه‌ای در انتظارته.

00:48:51.762 --> 00:48:53.513
‫- قدرت بهت میاد.
‫- ازم فاصله بگیر.

00:48:53.597 --> 00:48:55.974
‫من سعی دارم در مقابل جنگیدن
‫ازت محافظت کنم.

00:48:56.058 --> 00:48:58.060
‫من رو از دوستانم دور کردی.

00:48:58.560 --> 00:49:00.354
‫- تا در امان باشی.
‫- تا بکشیشون.

00:49:01.480 --> 00:49:02.731
‫فقط لنتسوف‌ها.

00:49:03.440 --> 00:49:07.527
‫اما مخلوقاتم یکمی غیر قابل پیش‌بینی‌ان.

00:49:08.195 --> 00:49:09.488
‫مثل خودت دیگه.

00:49:10.113 --> 00:49:11.823
‫از ذهنم برو بیرون.

00:49:12.949 --> 00:49:14.576
‫چرا انقدر سخت می‌گیری؟

00:49:16.411 --> 00:49:18.789
‫فقط بخاطر اینکه برام مهمی
‫دارم این کار رو می‌کنم.

00:49:23.126 --> 00:49:24.544
‫بذار کمکت کنم.

00:49:26.380 --> 00:49:27.380
‫الینا!

00:49:36.682 --> 00:49:37.933
‫میام دنبالت.

00:49:47.192 --> 00:49:48.652
‫الینا.

00:49:54.449 --> 00:49:58.245
‫گریشاهای کریگن ساختمون رو محاصره کردن.
‫باید فورا از تونل‌ها بریم.

00:50:15.721 --> 00:50:16.721
‫خوبش کن.

00:50:23.687 --> 00:50:24.687
‫عقب بمون.

00:51:00.766 --> 00:51:01.766
‫بیا.

00:51:05.228 --> 00:51:06.396
‫باید مل رو پیدا کنیم.

00:51:06.480 --> 00:51:08.398
‫دیگه مسیری تا تونل‌ها نمونده.

00:51:08.482 --> 00:51:10.233
‫یه سری غار هست که می‌تونیم
‫اونجا مخفی بشیم.

00:51:13.987 --> 00:51:15.197
‫به کجا می‌رسه؟

00:51:15.280 --> 00:51:18.200
‫در امتداد همون راهرو
‫یه محل مخفی وجود داره.

00:51:18.283 --> 00:51:19.659
‫شما دو تا برید. ما ازتون محافظت می‌کنیم.

00:51:44.768 --> 00:51:45.768
‫آدریک!

00:51:57.823 --> 00:52:00.617
‫باید ببریمش پیش یه درمانگر.
‫خون زیادی از دست داده.

00:52:09.167 --> 00:52:11.294
‫- می‌بینیدش؟
‫- آره.

00:52:18.260 --> 00:52:20.804
‫قصدِ آسیب رسوندن بهتون رو ندارم.

00:52:21.680 --> 00:52:23.223
‫دیگه باید بدونی.

00:52:23.306 --> 00:52:25.475
‫شرمنده که اصلا حرفت رو باور ندارم.

00:52:25.559 --> 00:52:27.477
‫من همیشه درمورد مسائلی که
‫اهمیت داشت، باهات روراست بودم.

00:52:27.561 --> 00:52:29.145
‫مثل ساختن حصار؟

00:52:29.229 --> 00:52:31.147
‫درگیریت با حصار ساده‌لوحانه‌ست.

00:52:31.731 --> 00:52:34.317
‫نابود کردنش، مشکلات روکا رو برطرف نمی‌کنه.

00:52:34.401 --> 00:52:37.362
‫مدت‌ها قبل از اینکه حصار ایجاد بشه،
‫ازمون متنفر بودن و اذیتمون می‌کردن.

00:52:38.071 --> 00:52:39.197
‫من اونجا بودم.

00:52:40.574 --> 00:52:42.868
‫حالا لطفا تمومش کن.

00:52:44.202 --> 00:52:47.622
‫باهام بیا،
‫در کنار همدیگه حکومت می‌کنیم.

00:52:48.415 --> 00:52:50.959
‫قول دادم که دو تایی دنیا رو تغییر بدیم.

00:52:52.878 --> 00:52:54.588
‫و قصد دارم که سر قولم بمونم.

00:52:54.671 --> 00:52:56.464
‫قرار نیست چنین اتفاقی بیفته.

00:52:59.426 --> 00:53:01.428
‫به نظرت تهش چی می‌شه؟

00:53:02.762 --> 00:53:06.308
‫که تو و شاهزادۀ لنتسوفت
‫خوش و خرم می‌مونید؟

00:53:07.309 --> 00:53:10.353
‫پیشاهنگ وفادارت جلوی تاج
‫و تختت افتاده.

00:53:11.605 --> 00:53:14.566
‫خود واقعیت رو دیدم،

00:53:14.649 --> 00:53:16.318
‫و هیچوقت ازت رو برنگردوندم.

00:53:16.943 --> 00:53:17.944
‫هیچوقت هم این کار رو نمی‌کنم.

00:53:19.571 --> 00:53:20.947
‫اونا هم می‌تونن همچین ادعایی بکنن؟

00:53:21.656 --> 00:53:24.200
‫اونا آدم‌هایی نیستن که
‫درگیر قدرت و کنترل شده باشن.

00:53:24.284 --> 00:53:25.744
‫قدرت باید کنترل بشه.

00:53:26.286 --> 00:53:28.747
‫و داری بازی خطرناکی باهاش می‌کنی.

00:53:28.830 --> 00:53:31.124
‫نمی‌خوای حصار رو درهم بشکنم

00:53:31.207 --> 00:53:35.545
‫چون اگه این کار رو بکنم،
‫دیگه چیزی ازت باقی نمی‌مونه.

00:53:38.340 --> 00:53:39.341
‫هر طور مایلی.

00:53:59.194 --> 00:54:00.570
‫به نادیا و ادریک کمک کن!

00:54:06.201 --> 00:54:07.201
‫فرار کنید!

00:54:34.646 --> 00:54:38.066
‫الینا! بجنب، بجنب،
‫یالا باید بریم.

00:54:39.790 --> 00:54:46.790
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
