﻿WEBVTT

00:00:51.340 --> 00:00:54.309
میدونی چرا امشب گفتم بزنی کنار؟

00:01:13.584 --> 00:01:16.319
شبی که این ماشین رو دزدیدیم یادته؟

00:01:16.386 --> 00:01:19.289
بعد از مهمونی فارغ‌التحصیلی بود دیگه؟

00:01:19.355 --> 00:01:21.491
من یادمه؟

00:01:21.493 --> 00:01:23.595
آره . یادت میاد؟

00:01:23.661 --> 00:01:27.732
وقتی که بابام گیرم انداخته بود

00:01:27.799 --> 00:01:31.803
نتونست کمربند رو کنترل کنه
و زد سیاه و کبودم کرد

00:01:31.869 --> 00:01:35.540
هنوزم زخمش رو کونمه -
مزخرفه -

00:01:35.607 --> 00:01:38.242
کدوم قسمتش؟ -
زخمه -

00:01:38.309 --> 00:01:39.744
فکر می‌کنم باید متوجه‌ـش می‌شدم

00:01:39.811 --> 00:01:43.180
خب ، شاید اگر...میدونی؟
ما همیشه باید وقتی

00:01:43.247 --> 00:01:45.416
چراغ‌ها روشن هستن لخت باشیم

00:01:45.517 --> 00:01:48.352
یا حتی روی تخت

00:01:48.419 --> 00:01:51.823
هی ، به نظرت بابات به این خاطر عصبانی شد
چون که تو همینطوری ماشین رو بردی

00:01:51.889 --> 00:01:55.959
یا اینکه به‌خاطر بودن با من بردیش؟

00:01:58.195 --> 00:02:01.165
فکر می‌کنم اون فکر می‌کرد
من توی این ماشین می‌میرم

00:02:01.232 --> 00:02:04.569
یا یه نفر دیگه رو می‌کشم

00:02:04.636 --> 00:02:06.037
نمیدونم بابا

00:02:06.103 --> 00:02:09.641
شاید زیادی فیلم لاتی دیده

00:02:09.707 --> 00:02:11.876
تو این فکر بودم که اگه میدونست

00:02:11.943 --> 00:02:15.179
باید این خوشگله رو بعد از مرگ مادرم
تمام‌وقت ماشین‌سواری بدم

00:02:15.246 --> 00:02:19.188
تو یه...تو یه "کاتلس سیریا" چی می‌گفت

00:02:19.984 --> 00:02:23.186
معتقدم که اونا بهش میگن تمسخر

00:02:24.726 --> 00:02:26.724
باید برم خونه

00:02:29.160 --> 00:02:30.461
مشکلی واست پیش نمیاد؟

00:02:30.562 --> 00:02:33.230
من هیچ‌وقت مشکلی واسم پیش نمیاد

00:03:18.876 --> 00:03:20.712
«خدا لعنت‌ـت کنه «شانون

00:03:37.862 --> 00:03:40.210
مامان‌بزرگ ، همه چیز روبراهه؟

00:03:40.258 --> 00:03:45.302
«نه . «تِیلور» ، منم . منم «پیت

00:03:46.859 --> 00:03:48.229
خدای من

00:03:48.272 --> 00:03:51.747
هر وقت که این شماره رو می‌بینم
فکر می‌کنم یه اتفاق بد افتاده

00:03:51.772 --> 00:03:54.812
میدونی ، پدربزرگ یه
<i>حمله قلبی چیزی دیگه بهش دست داد</i>

00:03:54.879 --> 00:03:57.815
تِیلور»...ببین ، دلیل اینکه بهت زنگ زدم»

00:03:57.882 --> 00:04:03.387
اینه که حس بعدی راجبه اون
اتفاقی که امروز عصر افتاد دارم

00:04:03.454 --> 00:04:06.299
و تو این فکر بودم که شاید خریدن
...یه آبجو واست می‌تونه

00:04:06.324 --> 00:04:08.358
میدونی ، یه معذرت‌خواهی قابل قبول باشه

00:04:12.664 --> 00:04:14.766
خارجی یا داخلی؟

00:04:38.800 --> 00:04:58.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05:04.615 --> 00:05:08.352
کارولینا»ـی دلبر»

00:05:08.419 --> 00:05:11.388
راجبه کاخی که می‌خوام واسه خودمون
تو «بمبئی» بسازم بهت چیزی گفتم؟

00:05:12.706 --> 00:05:14.356
هفته پیش یه برنامه دیدم

00:05:14.391 --> 00:05:17.628
«جوری نشون میداد که انگار «بمبئی
پر از میلیاردر و آشغال‌جمع‌کن‌ـه

00:05:17.729 --> 00:05:19.396
جوری میگی که انگار چیز بدیه

00:05:19.463 --> 00:05:21.005
...خب

00:05:21.030 --> 00:05:23.768
احتمالاً تو بهشت کارگران
دوره‌ی جوونی‍ت رو ترجیح میدی؟

00:05:23.835 --> 00:05:26.603
تمام چیزی که از "ورشو" یادمه
مردمیه که تو صف وایستادن

00:05:26.628 --> 00:05:28.723
«آقای «موکِرجی

00:05:28.748 --> 00:05:31.375
محبت کردین که وقت گذاشتین
و برگشتین به میزهای ما

00:05:31.442 --> 00:05:36.180
می‌بینی «والی»؟ این کشور هنوز
به «کارداشیان»ها نباخته

00:05:36.247 --> 00:05:40.051
هنوزم قهرمانانی هست که بلدن
یه‌کم احترام نشون بدن

00:05:40.117 --> 00:05:41.218
از اینطرف

00:05:44.521 --> 00:05:46.090
رفیق جینگم «ادی» کجاست؟

00:05:46.157 --> 00:05:48.525
متأسفانه واسه‌ـش یه کار مهم خانوادگی
پیش اومد

00:05:48.592 --> 00:05:50.227
از شنیدنش متأسفم

00:05:50.294 --> 00:05:52.830
امیدوارم به محضرش برسونی که -
براش بهترین‌ها رو آرزومندم
البته -

00:05:52.897 --> 00:05:54.591
خیلی‌خب ، با سیب‌زمینی سرخ كرده
ازتون پذیرایی می‌کنیم

00:05:54.598 --> 00:05:58.770
«و البته «پاپی ون وینکل

00:05:59.804 --> 00:06:01.773
یه نشان دوست‌داشتنی

00:06:01.839 --> 00:06:06.366
اما متأسفانه مربی‌ـم مجبورم کرده
که به پرهیز کردنم پایبند باشم

00:06:06.778 --> 00:06:12.316
میدونی ، اگه به خودم اجازه چاق شدن بدم
اون‌وقت دخترها فقط واسه پولم من رو می‌خوان

00:06:12.383 --> 00:06:15.252
خب پس با بازی‌ـت تنهات میذاریم

00:06:17.710 --> 00:06:19.991
بابت ویسکی

00:06:20.057 --> 00:06:22.193
نگو که دارایی‌تون در حدیه که

00:06:22.259 --> 00:06:25.262
از هزینه خرید نوشابه الکلی‌
که هیچ‌وقت مُخَمِر نشه برمیاین

00:06:51.515 --> 00:06:54.706
برای چند ماه گذشته فقط منتظر بودم
تا یه اتفاق بد دیگه‌ای بیوفته

00:06:54.731 --> 00:06:58.295
"میدونی ، مثلاً "وقتی بفهمه چی‌کار می‌کنه؟

00:06:58.362 --> 00:07:01.465
خیلی‌خب؟ -
کیرت رو قطع می‌کنه -

00:07:01.532 --> 00:07:06.270
آره . پس وقتی روبند رو بذاری
...روی سرم و نتونم نفس بکشم

00:07:06.337 --> 00:07:08.095
فکر می‌کردی کابوس‌ـت
داشت درست از آب درمیومد

00:07:08.120 --> 00:07:09.286
آره

00:07:09.311 --> 00:07:11.632
منظورم رو بد نگیر
نه که لایق این‌کار نباشم

00:07:11.657 --> 00:07:13.644
مزخرفه رفیق

00:07:13.710 --> 00:07:15.312
تو به هیچ‌کس خیانت نکردی

00:07:15.379 --> 00:07:17.849
اون کسی‌‍ه که زد زیر قول و قرارهاش ، نه تو

00:07:17.882 --> 00:07:19.583
این بین خودش و اون شوهر دیوثشه

00:07:19.650 --> 00:07:22.419
تو هیچی بهش بدهکار نیستی
اندازه یه سر سوزن هم بهش بدهکار نیستی

00:07:23.071 --> 00:07:24.940
...خب -
تا حالا اصلاً اون یارو رو دیدی؟ -

00:07:24.965 --> 00:07:28.220
نه ، نه . اینطوری حتی بیشتر
حس نفرت‌انگیز بودن می‌کنم

00:07:28.252 --> 00:07:30.518
در ضمن اگه ذهنم رو بخونه و بفهمه چی؟

00:07:30.543 --> 00:07:32.053
نه ، نه

00:07:32.078 --> 00:07:35.522
خوندن ذهن یه نفر خیلی سخت‌تر از چیزیه
که تو فکر می‌کنی

00:07:39.403 --> 00:07:43.875
بگذریم . نکته اینجاست
که بدون اطلاع از وضعیتم

00:07:43.941 --> 00:07:46.310
نمی‌تونستی بفهمی که
چطور در برابر تسلیم شدن

00:07:46.377 --> 00:07:48.579
یا هر چیز دیگه‌ای واکنش
نشون میدادم . میدونی؟

00:07:48.645 --> 00:07:51.482
پس فقط می‌خواستم بابت طوری که
واکنش نشون دادم عذر خواهی کنم . باشه؟

00:07:51.548 --> 00:07:53.250
خیلی‌خب

00:07:56.689 --> 00:07:59.459
ممنونم «پیت» . واقعاً میگم ببین

00:08:00.382 --> 00:08:04.705
اما اگر کسی باید معذرت‌خواهی کنه
اون منم

00:08:04.730 --> 00:08:07.098
چی؟ -
...آره ، نه . من -

00:08:07.164 --> 00:08:10.567
مادربزرگ همیشه میگه من این مشکل
رو با کنترل نفس و میلم دارم

00:08:10.634 --> 00:08:12.303
احتمالاً همین چیزیه که
نمیذاره رتبه بگیرم

00:08:12.369 --> 00:08:15.772
حتی بیشتر از مهارت‌های آزمون دادن

00:08:15.907 --> 00:08:17.308
...یادگیری اون

00:08:17.374 --> 00:08:20.171
یادگیری اون استراتژیی‌های که
باید استفاده کنم

00:08:20.218 --> 00:08:25.671
مثلاً وایستادن و فکر کردن
یا مثلاً مهار احساسات

00:08:26.132 --> 00:08:28.219
لحظه‌ای که بخوای انجامش بدی
خیلی سخت‌تر میشه

00:08:28.285 --> 00:08:30.021
آره . سخته -
میدونی؟ -

00:08:30.087 --> 00:08:32.924
باید برم دست به آب

00:08:37.461 --> 00:08:39.931
هیچ‌وقت این چیزهات رو توی بار جا نذار

00:08:40.723 --> 00:08:42.269
خیلی‌خب

00:08:42.294 --> 00:08:44.101
فقط یه کوچولو از گوش‌ـت مزه کنم؟ -
از این‌کار خوشم نمیاد -

00:08:44.143 --> 00:08:46.043
زبونم رو بکنم توی گوش‌ـت؟ نه؟ -
...نه . من -

00:08:55.374 --> 00:08:57.076
لعنت بهت

00:09:02.453 --> 00:09:05.322
مشکلی واسه رانندگی نداری؟ -
هیچ مشکل ندارم -

00:09:07.291 --> 00:09:10.194
فقط یه لحظه وایسا
باید درت رو باز کنم

00:09:10.261 --> 00:09:11.664
بیا

00:09:15.366 --> 00:09:17.969
«هی «تِیلور

00:09:18.035 --> 00:09:20.437
یه لاستیک‌‌ـت پنچر شده

00:09:24.625 --> 00:09:28.145
چی؟ -
یه لاستیک‌ـت پنچر شده -

00:09:30.414 --> 00:09:33.184
آره . انگار روی میخی چیزی رفتی

00:09:35.703 --> 00:09:37.142
لعنتی

00:09:37.167 --> 00:09:38.180
هی ، کلیدها رو بده

00:09:38.205 --> 00:09:40.244
میرم صندوق عقب لاستیک یدکی
و جک رو بیارم

00:09:40.269 --> 00:09:43.951
وایسا . وایسا . کار یه میخ نبوده
این سوراخ خیلی دراز و پهنه

00:09:46.397 --> 00:09:48.099
جای برش چاقوئه -
آره . هر چی -

00:09:48.165 --> 00:09:49.500
کلیدها رو بده -
هی -

00:09:49.566 --> 00:09:51.035
چی‌کار می‌کنی؟ -
هی عوضیا -

00:09:51.102 --> 00:09:53.112
با کی حرف میزنی رفیق؟

00:09:53.137 --> 00:09:54.944
دارم با تنها عوضی‌هایی که می‌بینم
حرف میزنم

00:09:54.969 --> 00:09:56.264
ما میدونیم که تو پلیسی

00:09:56.307 --> 00:09:58.475
اون نشونی که داری می‌میری که
الان از جیب پشتی‌ـت درش‌بیاری

00:09:58.542 --> 00:10:01.676
بهت این اجازه رو نمیده که اینطوری حرف بزنی -
چند لحظه بهمون فرصت بده رفیق -

00:10:01.701 --> 00:10:03.280
«تِیلور» -
«دست‌ـت رو بکش «پیت -

00:10:04.298 --> 00:10:07.344
میشه بیای به یه چیزی نگاه بندازی؟

00:10:10.855 --> 00:10:12.889
می‌خوای بهم بگی این
از کجا پیداش شده؟

00:10:12.956 --> 00:10:15.281
واقعاً داری ما رو تهدید می‌کنی که به‌خاطر
کشیدن ماریجوانا دستگیرمون می‌کنی؟

00:10:15.306 --> 00:10:17.831
اونم تو سال 2016؟ -
وقتی تهدیدتون می‌کنم می‌فهمین -

00:10:17.856 --> 00:10:20.531
اما حالا فقط دارم می‌پرسم که چطوری
ماریجوانای شما کنار ماشین منه

00:10:20.597 --> 00:10:23.858
و شاید از اینکه چجوری لاستیکم پنچر شده
یه چیزهایی بدونید

00:10:23.883 --> 00:10:25.768
بچه‌ها -
من گیج شدم سرکار -

00:10:25.836 --> 00:10:28.872
بذار نظرم رو بهت بگم . اگه مثل «آگاتا کریستی» بخوای
ته و توی این قضیه رو دربیاری
<c.colorff8000>(نویسنده رمان‌های جنایی)</c>

00:10:28.939 --> 00:10:30.974
آخر سر برمیگردی اینجا و بهم میگی
کی این‌کار رو کرده

00:10:31.042 --> 00:10:34.945
ضمناً چرا این ماریجوانا رو نمی‌گیری
و بکنیش تو کونت؟

00:10:34.970 --> 00:10:37.710
بکنمش تو کونم؟ -
آره . درست اون تو -

00:10:37.735 --> 00:10:40.317
فقط یه لحظه فرصت بده تا
اول کیرم رو از کونت دربیارم

00:10:40.384 --> 00:10:43.820
چطوره به جاش برم با دایه‌ات حرف بزنم

00:10:43.887 --> 00:10:45.856
ببینم نظرش راجبه خرید
یه سِت جدید از تایر دور سفید واسه من چیه؟

00:10:45.922 --> 00:10:47.847
چی باعث شده فکر کنی من
بی‌سرپرست بزرگ شدم؟

00:10:47.872 --> 00:10:49.728
فقط دارم میگم که شاید درست بود

00:10:49.753 --> 00:10:52.688
بهت میگم چی‌کار کنی . نمی‌تونم با قضیه
لاستیک‌‌ـت کمکت کنم

00:10:52.720 --> 00:10:55.399
اما خوشحال میشم با
چراغ جلو شکسته‌ـت کمکت کنم

00:10:56.705 --> 00:10:58.642
«نه ، نه ، نه . «تِیلور» ، «تِیلور

00:10:58.667 --> 00:11:00.737
«نه ، نه . نه «تِیلور

00:11:00.804 --> 00:11:03.074
«بس کن «تِیلور» . «تِیلور» ، «تِیلور

00:11:08.373 --> 00:11:09.541
لعنت به تو

00:11:12.616 --> 00:11:16.069
واقعاً انتظار داری باور کنم
که با 9-8 ادامه میدی؟

00:11:16.094 --> 00:11:18.816
رو «فلاپ» یا «تِرن» شرط بندی کن
<c.colorff8000>(دور اول و دوم کارت‌های اشتراکی در بازی پوکر)</c>

00:11:19.856 --> 00:11:22.559
مزخرفه . من همه پولم رو میذارم

00:11:27.098 --> 00:11:28.799
19000دلارـه

00:11:33.737 --> 00:11:35.539
جناب؟

00:11:38.174 --> 00:11:39.609
رو می‌کنم

00:11:41.512 --> 00:11:43.780
حکم‌ـه . 10 گشنیز

00:11:46.794 --> 00:11:49.153
3تا 7 پیک . حکم برنده میشه

00:11:49.220 --> 00:11:52.733
: اولین درس پوکر
هیچ‌وقت شرط بندی نکن که فقط

00:11:52.758 --> 00:11:56.993
با دستایی که می‌تونن شکست‌ـت بدن شرط بندی بشه
مگر وقتی که بلوف باشه

00:11:57.128 --> 00:11:58.962
: درس دوم

00:11:59.029 --> 00:12:01.232
شرط بندی روی هر تعقیب
و گریز خیابونی‌ مزخرفه

00:12:01.298 --> 00:12:03.494
چون با زدن بهترین دستا
روی «ریوِر» نابود میشه

00:12:03.519 --> 00:12:06.136
اگه می‌خوای کنار بکشم
باید بیشتر شرط ببندی دوست من

00:12:06.137 --> 00:12:07.432
من دوست تو نیستم

00:12:07.457 --> 00:12:10.831
اما تا حالا کلی پول به من دادی

00:12:11.106 --> 00:12:13.144
اون رو این اطراف نگه میداری
تا بتونی هر گُهی خواستی بخوری

00:12:13.210 --> 00:12:14.710
و نگران این نباشی که
مثل سگ بزنن‌ـت؟

00:12:14.735 --> 00:12:17.656
انگار تا اینجا که جواب داده -
آره -

00:12:17.681 --> 00:12:19.868
به جز اینکه همه‌مون باید
تسمه‌هامون رو روی در بررسی کنیم

00:12:19.893 --> 00:12:22.919
اگه اینجا یه چیزی منجر به دعوا بشه چی؟

00:12:22.986 --> 00:12:24.582
موجب دعوای تن به تن بشه

00:12:24.607 --> 00:12:26.621
اون‌وقت بدجوری بدون زحمت
میزنم دهن هر بچه گدای حرومزاده‌ هندی‌

00:12:26.646 --> 00:12:29.851
که سر تا پا بوی ادویه میده
رو سرویس می‌کنم

00:12:29.876 --> 00:12:31.010
آروم باش

00:12:31.495 --> 00:12:33.553
چرا نمیری قدم بزنی «هکتور»؟
آرومت می‌کنه

00:12:33.578 --> 00:12:36.156
گور باباش . من خوبم

00:12:39.466 --> 00:12:41.668
امروز صبح تو باشگاه کمرم پیچ خورد

00:12:41.705 --> 00:12:44.097
ترجیح میدم تا بیرون همراهیت کنم

00:12:44.175 --> 00:12:45.842
اما مجبور نیستم

00:12:49.513 --> 00:12:53.713
آقای «موکِرجی» ، بابت
رفتارش معذرت می‌خوام

00:12:53.738 --> 00:12:56.416
می‌تونم بهتون قول بدم دیگه
تکرار نمیشه . باهاش صحبت می‌کنم

00:12:56.441 --> 00:12:59.656
خانم‌ها و آقایان ، بابت مزاحمتم عذر می‌خوام

00:13:05.924 --> 00:13:08.838
راجبه خیابونی صحبت نکردنت
چی بهت گفتم؟

00:13:08.863 --> 00:13:10.401
اون مادرجنده داره میره روی اعصابم

00:13:10.467 --> 00:13:13.370
این به این معنی نیست که می‌تونی
به کازینو من بی‌حرمتی کنی

00:13:13.437 --> 00:13:16.607
حق با توئه رفیق . تقصیر منه

00:13:18.717 --> 00:13:20.939
خیلی‌خب پس دیگه تمومه . بهم قول دادی

00:13:20.964 --> 00:13:25.209
تمومه؟ هیچی تموم نشده

00:13:25.234 --> 00:13:27.718
اما قول میدم بیرون از اینجا
حسابش رو برسم

00:13:27.784 --> 00:13:29.173
نه

00:13:30.254 --> 00:13:31.656
منظورت چیه نه؟

00:13:31.681 --> 00:13:34.391
منظورم اینه که هر دفعه که یه
شکست بد می‌خوری

00:13:34.458 --> 00:13:36.752
می‌خوای به یکی شلیک کنی

00:13:36.777 --> 00:13:40.664
پس می‌تونی بری با اون دوستای
دختربازت توی کوچه مخ‌زنی کنی

00:13:40.731 --> 00:13:42.466
«متأسفم «وینس

00:13:42.533 --> 00:13:45.531
من حرمت تو رو نگه میدارم
حرمت کازینوت رو هم نگه میدارم

00:13:45.556 --> 00:13:48.994
اما اگه زیادی فشار و استرس‌ـت رو نگه داری
باطنت رو فاسد می‌کنه

00:13:49.019 --> 00:13:53.821
پس میرم با اون مردیکه‌ی هندی
بازی می‌کنم تا حقوقم رو بگیرم

00:13:53.846 --> 00:13:55.779
اون که نمی‌تونه تا ابد اینجا بمونه

00:14:09.747 --> 00:14:14.265
اگه تو تا ابد اینجا بمونی چی؟

00:14:15.500 --> 00:14:21.672
اگه تو هیچ‌وقت این
اتاق رو ترک نکنی چی؟

00:14:28.111 --> 00:14:29.713
گورت رو گم کن

00:14:31.782 --> 00:14:33.193
<i>درسته که یه کله کیری زده
چراغ جلوت رو شکونده</i>

00:14:33.218 --> 00:14:35.011
اما این به این معنی نیست که
تو هم باید صورتش رو داغون کنی

00:14:35.036 --> 00:14:37.554
خبر خوب اینه که اون یارو
یه آدم به شدت مزخرفه

00:14:37.621 --> 00:14:41.915
موضوع اینه که ما هنوز نمیدونیم
با چجور ویدیو ضبط شده‌ای طرفیم

00:14:42.493 --> 00:14:45.734
پس می‌خوام که به حرف دوست خوبت گوش بدی

00:14:46.995 --> 00:14:50.593
موقع دعوا چندتا مشت تو سر خوردی . درسته؟

00:14:50.618 --> 00:14:52.840
نماینده‌ـت از انجمن پلیسان گشتی خیرخواه
بهت توصیه می‌کنه

00:14:52.865 --> 00:14:54.664
تا زمانی که ما تأیید نکنیم
که عملکردهای ذهنی‌ـت

00:14:54.671 --> 00:14:57.019
در حالت عادی بودن
هیچ اظهاریه‌ای بیان نکنی

00:14:57.044 --> 00:14:59.346
اینم میدونم که تو هم یه مشت تو سرت زدن

00:14:59.412 --> 00:15:01.782
اون سعی کرد من رو بزنه کنار
با آرنجم زدمش

00:15:01.849 --> 00:15:03.445
فرقی نمی‌کنه که کی اون رو زده

00:15:03.470 --> 00:15:05.438
تمام اهمیت این موضوع اینه که
اون نمی‌تونه مصاحبه بشه

00:15:05.463 --> 00:15:07.898
تا زمانی که از سلامتی عقلش مطمئن بشیم

00:15:08.322 --> 00:15:10.471
نه . ببین ، یدک‌کش نمی‌خوام

00:15:10.496 --> 00:15:12.926
اصلاً نمیشه بشینی پشت فرمون اون ماشین

00:15:12.992 --> 00:15:14.861
یه نفرو یه‌جور توجیه کن
تا بهت دم‌سنج بده
<c.colorff8000>(وسیله‌ای برای سنجش میزان الکل خون)</c>

00:15:14.928 --> 00:15:16.905
می‌تونم لاستیک رو عوض کنم
و ماشین رو ببرم خونه

00:15:16.930 --> 00:15:17.588
اشکالی نداره

00:15:17.631 --> 00:15:19.083
نه تنها اینکه هیچ‌کس لاستیک رو عوض نمی‌کنه

00:15:19.108 --> 00:15:22.602
بلکه هیچ‌کس حتی یه لک از سپر جلویی
اون ماشین گرون رو هم

00:15:22.669 --> 00:15:25.155
تا قبل از اینکه تمام خسارت
کاملاً ضبط بشه پاک نمی‌کنه

00:15:25.180 --> 00:15:26.739
کلیدها

00:15:36.516 --> 00:15:38.718
وقتشه بری

00:15:38.785 --> 00:15:41.028
زودباش . بچه‌ها الان بیدار میشن

00:15:41.053 --> 00:15:42.368
نمی‌خوام گیج بشن

00:15:42.393 --> 00:15:45.024
منم نمی‌خوام گیج بشن

00:15:45.091 --> 00:15:47.727
و حتماً نمی‌خوای که بیدار بشن
و درحالی‌که میدونن

00:15:47.794 --> 00:15:51.130
تو دیگه اینجا زندگی نمی‌کنی اینجا پیدات کنن

00:15:51.197 --> 00:15:53.366
و اگه می‌کردم چی؟

00:15:53.367 --> 00:15:55.435
اگه چی‌کار می‌کردی چی؟

00:15:55.502 --> 00:15:58.912
هنوزم اینجا زندگی می‌کردم دوباره

00:15:58.937 --> 00:16:02.063
داری سربه‌سرم میذاری؟

00:16:02.809 --> 00:16:06.490
فرض می‌گیرم که کار دیشب‌مون
یه‌جور ملایمت از جانب تو

00:16:06.515 --> 00:16:09.190
...درباره حست به -
کار دیشب‌مون به‌خاطر این بود که تو -

00:16:09.215 --> 00:16:11.642
بعد از اینکه من بچه‌ها رو خوابوندم
اومدی اینجا و مستم کردی

00:16:11.667 --> 00:16:12.915
خب ، 2تامون رو مست کردم

00:16:12.940 --> 00:16:15.870
واسه یه شب تسلیم دلربایی
بحث‌برانگیز تو شدم

00:16:15.895 --> 00:16:18.792
هی ، اون به من زنگ زد

00:16:18.882 --> 00:16:21.640
فکر می‌کنم هر لحظه که می‌گذره
من مغرورتر میشم

00:16:21.644 --> 00:16:22.954
فکرت رو بذار واسه بعد

00:16:36.543 --> 00:16:38.277
به پدربزرگ می‌خوام چی بگم آخه؟

00:16:38.412 --> 00:16:40.347
یا مادربزرگ؟ لعنتی

00:16:41.948 --> 00:16:45.985
چرا مجبوری هر چیزی که
نمیدونن رو بهشون بگی؟ چرا؟

00:16:46.052 --> 00:16:47.454
فکر نمی‌کنی بفهمن؟

00:16:47.521 --> 00:16:49.932
اولین سوالی که وقتی از در میرم تو
: ازم می‌پرسن اینه که

00:16:49.957 --> 00:16:52.115
"کل شب کدوم گوری بودی؟"

00:16:54.928 --> 00:16:58.432
خیلی‌خب ، خیلی‌خب ، خیلی‌خب
گوش کن

00:16:58.465 --> 00:17:00.263
ما مست کردیم . درسته؟

00:17:00.288 --> 00:17:02.502
تصمیم گرفتیم که تو خونه من بخوابیم

00:17:02.569 --> 00:17:06.688
و با این چیزها بیدار میشیم
"مثلاً با آهنگ‌های "دین مارتین

00:17:06.940 --> 00:17:08.975
امروز توی دفتر انتظار دارن که بیای . درسته؟

00:17:09.042 --> 00:17:12.111
آره . امروز روز مرخصی «جولیا»ست . آره

00:17:12.178 --> 00:17:13.680
تاکسی بگیر

00:17:13.747 --> 00:17:16.281
یه ایستگاه اونور خیابون هست

00:17:16.381 --> 00:17:18.450
...فقط بهشون بگو که من...نمیدونم

00:17:19.043 --> 00:17:22.255
بگو خوابیدم تا خماریم در بره . باشه؟

00:17:22.321 --> 00:17:23.736
باشه

00:17:25.244 --> 00:17:27.902
آره ، آره ، آره . نه ، نه
میدونم که گفتی اون دفعه آخر بود

00:17:27.927 --> 00:17:31.498
یادمه اما ببین ، این وسط بهت پول میرسه

00:17:31.965 --> 00:17:33.667
نمیدونم . حداقل 10000 دلار

00:17:33.733 --> 00:17:34.982
...می‌تونم

00:17:35.007 --> 00:17:36.960
هی ، آره

00:17:40.574 --> 00:17:42.188
صبح بخیر

00:17:42.213 --> 00:17:44.210
هی -
مامان ، حدس بزن چی شده -

00:17:44.277 --> 00:17:46.079
بابا «لنس» خیلی دلش
واسمون تنگ شده بود

00:17:46.145 --> 00:17:49.298
حتی الان که می‌خواد بره سر کار
واسمون پنکیک درست کرد

00:17:49.323 --> 00:17:51.004
به نظرت این نشون محبتش نیست؟

00:17:51.029 --> 00:17:54.621
گفتم اومدم تو رو ببینم

00:17:54.853 --> 00:17:57.791
درست کردن پنکیک ایده‌ی «فِنا» بود

00:17:57.857 --> 00:18:00.326
یه‌کم می‌خوای مامان؟

00:18:00.393 --> 00:18:02.328
چطور می‌تونم بگم نه؟

00:18:02.395 --> 00:18:04.163
نمی‌تونی

00:18:04.230 --> 00:18:05.532
نبایدم بگی

00:18:06.078 --> 00:18:09.603
تو پوره کردن موزها کمک کردم -
واقعاً؟ -

00:18:09.669 --> 00:18:13.139
همینطور تو شکستن تخم‌مرغ‌ها

00:18:36.596 --> 00:18:38.598
خدای من ، به کجا چنین شتابان؟

00:18:38.665 --> 00:18:40.433
ببخشید . تاکسی منتظرمه

00:18:40.534 --> 00:18:41.735
آره . دیدمش

00:18:41.801 --> 00:18:43.603
گمونم دیشب شب فوق‌العاده‌ای داشتی

00:18:43.670 --> 00:18:46.105
شما پسرها برگشتین پیش هم -
کارلی» ، باید برم . متأسفم» -

00:18:46.172 --> 00:18:48.742
چرا اصلاً از این خونه رفتی؟ -
من نرفتم -

00:18:48.808 --> 00:18:50.844
مامانم من رو برد -
درسته اما چرا؟ -

00:18:50.910 --> 00:18:53.200
همیشه به نظر میرسید که
شماها اینجا خیلی خوشحال بودید

00:18:53.225 --> 00:18:54.605
همه‌تون پیش هم بودین

00:18:54.648 --> 00:18:57.016
نمیدونم . بهم نگفت -
هیچ‌وقت ازش نپرسیدی؟ -

00:18:57.083 --> 00:18:59.499
نه . فکر می‌کردم که علاقه‌ای
به صحبت راجع بهش نداشت ، خیلی‌خب؟

00:18:59.524 --> 00:19:01.833
...متأسفم . من -
اون‌کارـی که دیشب کردی -

00:19:01.858 --> 00:19:04.151
جیبم رو زدی
به نظرت می‌تونی بهم یاد بدی؟

00:19:04.176 --> 00:19:07.566
داشتم بهت یاد میدادم که
با چیزهای من ور نری

00:19:13.733 --> 00:19:16.121
نمی‌تونی بگی جعلیه؟

00:19:17.036 --> 00:19:19.573
وقتی بپرسه چرا یه مرد بالغ
یه شناسنامه جعلی داره

00:19:19.639 --> 00:19:21.745
چی بگم؟ بگم یه مأمور مخفی هستم؟

00:19:21.770 --> 00:19:23.577
اون یه افسر پلیس‌‍ه

00:19:23.610 --> 00:19:25.316
یه روانیه

00:19:25.341 --> 00:19:27.981
شاید مثلاً از کارت شناسایی جعلی‌ـت
واسه کار تو شرکت بیمه استفاده کردی

00:19:28.593 --> 00:19:30.617
راستش ایده بدی نیست -
ممنون -

00:19:30.684 --> 00:19:33.953
اما وقتی اسم «ماریوس جوسپوویچ» رو
...تو پایگاه داده‌ها جستجو کنه

00:19:34.059 --> 00:19:35.811
آره . حق با توئه . به‌گا میری

00:19:37.175 --> 00:19:38.982
اما این مشکل تو نیست

00:19:39.025 --> 00:19:40.403
مشکل تو اینه که به من نگفتی

00:19:40.428 --> 00:19:43.196
«که قایم کردن تو از دست «آقای موفقیت

00:19:43.262 --> 00:19:45.865
داشت خونوادم رو تو یه‌جور
موقعیت حمله از جانب

00:19:45.932 --> 00:19:49.769
یه مشت گانگستری که قبلاً پلیس بودن
و یه مشت روانی که هنوزم پلیس هستن

00:19:49.836 --> 00:19:52.138
و دنبال این هستن که تو دیه‌ی
کور کردنش رو بدی قرار میداد

00:19:52.205 --> 00:19:54.007
اون که چشمش کور نشد

00:19:57.811 --> 00:20:00.780
دیر یا زود دستشون به من میرسه ، خیلی‌خب؟

00:20:00.847 --> 00:20:04.383
میدونی ، اینکه چقدر من از دست تو
عصبانی هستم به کنار

00:20:04.450 --> 00:20:06.087
که خیلی هم عصبانی‌ام

00:20:06.112 --> 00:20:08.654
و هیچ‌وقت هم نمی‌خوام آسیبی ببینی

00:20:08.722 --> 00:20:10.990
کِیتی» ، نه . اگه سر و کله‌‍شون پیدا بشه»

00:20:11.057 --> 00:20:15.201
هر چیزی رو که بهشون کمک کنه من
رو پیدا کنن بهشون میگی . فهمیدی؟

00:20:15.526 --> 00:20:18.832
وینس» آدم خطرناکیه اما دیوونه نیست»

00:20:18.898 --> 00:20:20.262
تا وقتی که سر راهش نباشی

00:20:20.287 --> 00:20:22.643
هیچ دلیلی برای آسیب زدن
به تو یا خانواده‌ـت نداره

00:20:28.007 --> 00:20:31.340
امیدوارم که دست‌ـت به گاوصندوق برسه
داری 10000 دلار رو برام ضمانت می‌کنی

00:20:31.570 --> 00:20:33.562
حتی اگه مثل گاوصندوق‌های "آل پاچینو" باشه

00:20:33.602 --> 00:20:36.015
اگه خالی باشه چطوری می‌خوام
بهت 10000 دلار بدم؟

00:20:36.082 --> 00:20:38.484
گاوصندوق بعدی...جدی میگم

00:20:38.551 --> 00:20:40.698
10هزار دلار رو واسم تضمین کن
"یا برمیگردم به "وایت پِلِینز

00:20:40.723 --> 00:20:44.039
به نظرت عجیب نیست که
داری از یه آدم شیاد محکوم

00:20:44.064 --> 00:20:45.311
می‌خوای که قول شرافتش رو بهت بده؟

00:20:45.312 --> 00:20:47.494
نه . محکومیت تو به‌خاطر سرقت از بانک بود

00:20:48.102 --> 00:20:49.903
بهم قول بده

00:20:51.052 --> 00:20:52.621
خیلی‌خب

00:20:56.039 --> 00:20:57.441
...خب

00:20:57.466 --> 00:20:59.981
منتظر مادربزرگ می‌مونم
تا به گشت‌های روزانه‌ـش بره

00:21:00.006 --> 00:21:02.909
...میرم داخل از بابابزرگ واسه

00:21:02.976 --> 00:21:05.689
«پریستون جیمز کالینز سوم» -
و اون کیه؟ -

00:21:05.714 --> 00:21:07.813
اولین اسم توی دفترچه روزانه‌ی
دستگیری‌های دیروز

00:21:07.881 --> 00:21:10.083
خیلی‌خب ، از بابابزرگ یه وثیقه
واسه «پریستون» می‌خوام

00:21:10.149 --> 00:21:12.691
وثیقه من این چیز مزخرفه

00:21:12.716 --> 00:21:15.330
که تو باید ارزش‌ـش رو بر اساس
اطلاعات بیمه‌ایت تأیید کنی

00:21:15.355 --> 00:21:18.591
موضوع اینه که این یه چیز
ارزشمنده که به من به ارث رسیده

00:21:18.692 --> 00:21:21.494
با کلی ارزش احساسی اگه اجازه بدم
از دیدم خارج بشه

00:21:21.560 --> 00:21:23.913
راستش باید مطمئن بشم که
توی گاوصندوق قفل شده باشه

00:21:23.938 --> 00:21:26.365
صحیح -
فکر می‌کنی -

00:21:26.432 --> 00:21:29.875
اگه برچسبی که نوشته 15 دلار قیمتشه
رو بردارم بهتر نمیشه؟

00:21:29.900 --> 00:21:32.105
ببین ، بذار برش‌دارم . باشه؟

00:21:32.171 --> 00:21:35.418
خدای من -
باشه . گیریم که همه‌ـش رو میخره -

00:21:35.443 --> 00:21:37.711
گاوصندوق رو باز می‌کنه
تا چیز ارزشمند من رو بذاره داخلش

00:21:37.736 --> 00:21:40.221
چطور می‌خوایم وقتی اون درست اونجا وایستاده
گاوصندوق رو خالی کنیم؟

00:21:40.246 --> 00:21:43.016
لازم نیست خالیش کنیم
فقط کافیه جعبه پول رو عوض کنیم

00:21:43.082 --> 00:21:44.776
اما حتی اگه موقعی که داری برمیدارش هم
تو رو نبینه

00:21:44.801 --> 00:21:46.076
چطور می‌خواد نفهمه که اون جعبه دزدیده شده؟

00:21:46.081 --> 00:21:48.187
چون که می‌خوام جاشون رو عوض کنم . ببین

00:21:48.254 --> 00:21:49.939
یعنی متوجه تفاوت‌‍شون نمیشه؟

00:21:49.964 --> 00:21:52.013
نه . حواس‌ـش کاملاً پرت میشه -
به چی؟ -

00:21:52.038 --> 00:21:53.271
به زنی که حمله قلبی بهش دست میده
و افتاده رو زمین

00:21:53.296 --> 00:21:54.799
لعنتی

00:21:54.994 --> 00:21:58.231
تو همیشه از این راه پول درمیاوردی ، خیلی‌خب؟

00:22:15.982 --> 00:22:18.284
«فرانک وینزلو» از بخش شمال «منهتن»

00:22:18.763 --> 00:22:21.466
پلیس موادمخدر و فساد اجرایی

00:22:23.116 --> 00:22:24.985
دقیقاً چطوری قراره کمکت کنم؟

00:22:25.010 --> 00:22:26.915
ماریوس جوسپوویک»؟»

00:22:27.226 --> 00:22:29.681
باید دقیق‌تر از این بگی

00:22:29.706 --> 00:22:32.631
اسمش تو یه تحقیقات اومده

00:22:32.766 --> 00:22:36.076
موادمخدر یا فساد؟ -
نگران نباش . اون یه مظنون نیست -

00:22:36.101 --> 00:22:38.871
فقط یه شریک سابق شناخته شده
با چندتا آدم مهمه

00:22:38.896 --> 00:22:41.975
کاراگاه ، اگر یکی از زندانی‌های
آزاد شده مشروطم در یه جرمی دست باشه

00:22:42.041 --> 00:22:43.776
...آیین‌نامه امر می‌کنه که -
نه ، نه ، نه -

00:22:43.777 --> 00:22:45.912
من نمیگم اون درش دست داشته

00:22:45.979 --> 00:22:47.947
پس چی دارین میگین؟

00:22:50.616 --> 00:22:53.552
فکر می‌کنم من و شما
یه راه اشتباه رو در پیش گرفتیم

00:22:53.619 --> 00:22:56.472
پس با گفتن ماجرای خودم ادامه میدم

00:22:56.497 --> 00:22:59.625
من برای یه مدت به حکم سازمان
دور فرستاده شدم

00:22:59.692 --> 00:23:02.428
توی حکم نوشته بود که باعث پراکندن
اختلاف و دشمنی میشم

00:23:05.652 --> 00:23:07.582
شنیدم که شما تکاور دریایی بودید

00:23:07.858 --> 00:23:09.180
نه

00:23:09.205 --> 00:23:11.052
ببخشید؟

00:23:11.116 --> 00:23:15.541
آره ، نه . همچین چیزی
به عنوان یه تکاور سابق . آره

00:23:15.608 --> 00:23:18.903
انگار نصف آدمای توی جوخه‌ی من تکاور هستن

00:23:18.928 --> 00:23:21.492
اونا به محض اینکه
وظیفه تمام وقتشون رو رها کنن ملحق میشن

00:23:21.517 --> 00:23:24.247
تا حالا به انجام این‌کار فکر نکردی؟

00:23:24.272 --> 00:23:25.818
درباره‌‌ـش‌‍ فکر کردم

00:23:25.819 --> 00:23:30.116
حتی یه دوره نیمساله در جهت
گرفتن مدرک فوق‌دیپلم در سیستم عدالت جنایی

00:23:30.141 --> 00:23:31.943
در «جامعه‌ی داچس» رو گذروندم

00:23:32.325 --> 00:23:35.261
کاشف به عمل اومد که توی
خدمات اجتماعی دست بهتری دارم

00:23:35.632 --> 00:23:38.164
نکته‌ی حائز اهمیت اینه که
ما تو یه جبهه هستیم

00:23:38.231 --> 00:23:40.466
واقعاً؟ اون‌وقت چه جبهه‌ای؟

00:23:42.635 --> 00:23:43.702
اجرای قانون؟

00:23:46.778 --> 00:23:49.330
نه . اینجاست که باید باهاتون مخالفت کنم

00:23:49.355 --> 00:23:50.844
چطور مگه؟

00:23:50.910 --> 00:23:52.946
من اینجا رو واسه اجرای قانون
جای خوبی نمیدونم رفیق

00:23:53.012 --> 00:23:54.914
من برای توانمند کردن اینجا هستم

00:23:54.981 --> 00:24:00.053
می‌خوای به اون کلاهبردارهای سابق که مایه
ننگ هستن توان چه کاری رو دقیقاً بدی؟

00:24:00.119 --> 00:24:02.255
تا بهترین خودشون باشن

00:24:05.124 --> 00:24:07.218
تنها چیزی که نیاز دارم
آدرس جاییه که زندگی می‌کنه

00:24:07.243 --> 00:24:08.635
بذار نظرم رو بهتون بگم کاراگاه

00:24:08.660 --> 00:24:10.363
از آقای «جوسپوویچ» سوال دارین؟

00:24:10.429 --> 00:24:12.899
بنویسیدشون . حتماً سوالا رو به دستش میرسونم

00:24:12.966 --> 00:24:16.169
واسه هر کاری غیر این
باید با مجوز برگردین

00:24:16.235 --> 00:24:19.205
حتماً داری شوخی می‌کنی

00:24:19.272 --> 00:24:21.033
مدیتِیشِن می‌کنی؟

00:24:21.151 --> 00:24:22.485
نه

00:24:22.510 --> 00:24:23.912
خجالت‌آورـه

00:24:43.062 --> 00:24:46.532
<i>دوست تو چون با ماشین پسرخاله‌اش رو</i>
زیر گرفته متهم شده

00:24:46.599 --> 00:24:50.303
امیدوارم که این سوالم از نظرت اشکال نداشته باشه
اما فقط از روی کنجکاوی می‌پرسم

00:24:50.369 --> 00:24:53.660
شما 2تا چطوری باهم آشنا شدید؟
شما و آقای «کالینز»؟

00:24:53.685 --> 00:24:58.311
من تو یه کلوب آقایون متشخص
توی «اورلاندو» کار می‌کردم

00:24:58.385 --> 00:25:00.621
به عنوان یه پیشخدمت . خیلی ممنون

00:25:00.679 --> 00:25:01.790
بگذریم . مطبوعات امنیتی بودن

00:25:01.815 --> 00:25:03.682
مطمئن می‌شدن که هیچ‌کس به دخترها
دست هم نمیزنه . از اینجور چیزها

00:25:03.749 --> 00:25:06.385
اون تنها پسر اونجا بود که
همیشه می‌تونستم باهاش حرف بزنم

00:25:34.329 --> 00:25:36.412
...متأسفم . من فقط

00:25:36.437 --> 00:25:38.706
بعد از اون حمله قلبی بعضی وقتا

00:25:39.134 --> 00:25:42.567
حس می‌کنم که انگار انگشت‌هام
مال کس دیگه‌ای هستن

00:25:45.491 --> 00:25:47.904
...قبول نمی‌کنم کسب و کار من -
نیم ساعت وقت بده -

00:25:47.929 --> 00:25:50.264
...این احمقانه‌‍ست . من...من

00:25:54.367 --> 00:25:56.035
10هزار دلار رو بهت میدم
راجبه این موضوع متأسفم

00:25:56.040 --> 00:25:58.210
دیگه هیچ‌جوری دستمون به ماشین نمیرسه؟

00:25:58.210 --> 00:26:01.380
«توی بخش خودروهای توقیفیـه «کِیتی
بخش خودروهای توقیفی

00:26:01.440 --> 00:26:03.610
اطرافشُ سیم خاردار کشیدن
دوربین‌های امنیتی کار گذاشتن

00:26:03.680 --> 00:26:06.010
یه عالمه پلیس ریخته اونجا -
پس داری میزنی به چاک؟ -

00:26:08.380 --> 00:26:10.290
کیف وسایل ضروریت اون توئه ، آره؟

00:26:10.350 --> 00:26:12.836
بندازش توی صندوق عقب ماشینم
همین الان تا ایستگاه قطار میرسونمت

00:26:12.860 --> 00:26:15.420
دیگه داری به چی فکر می‌کنی؟

00:26:15.490 --> 00:26:17.090
خودت گفتی اینجا لو رفتی

00:26:17.160 --> 00:26:20.600
پس نمی‌تونی بری شهر
خب ، می‌خوای چی‌کار کنی؟

00:26:20.660 --> 00:26:23.100
میری غرب . جنوب

00:26:23.170 --> 00:26:24.969
همیشه شانس میاری

00:26:25.000 --> 00:26:26.900
پس چی به سر «ادی» میاد؟

00:26:26.970 --> 00:26:30.910
دیگه شرایطتش بدتر از الان که نمیشه

00:26:33.310 --> 00:26:36.040
گفتی این بابا «وینس» ازش خوش‌ـش اومده

00:26:36.110 --> 00:26:37.380
همه ازش خوش‌ـشون اومده -
«ماریوس» -

00:26:37.450 --> 00:26:38.510
‍«کِیتی»

00:26:43.890 --> 00:26:45.990
چندبار فهمیدی که از صفر شروع کردی؟

00:26:47.020 --> 00:26:49.360
نمیدونم . 5بار

00:26:50.660 --> 00:26:52.430
البته اگر اون 2 هفته‌ایُ که
وقتی 17سالم بود داشتم

00:26:52.430 --> 00:26:54.960
به «تونیکا» فرار می‌کردم
ر نظر بگیری میشه 6بار

00:27:02.440 --> 00:27:05.210
برات اون 10هزارتا رو جور می‌کنم -
باشه -

00:27:08.480 --> 00:27:11.480
نتونستی برش‌گردونی ، نه؟ -
ببخشید -

00:27:13.620 --> 00:27:16.420
تقصیر تو نیست -
همه‌مون گاهی وقتا یه چیزهاییُ یادمون میره -

00:27:16.480 --> 00:27:19.990
نه . کل رمز ترکیبی از تاریخ تولد دخترهاست

00:27:20.060 --> 00:27:21.760
تاریخی که رمز رو انتخاب کردیم یادمه

00:27:21.820 --> 00:27:23.090
محاله یادم بره

00:27:23.160 --> 00:27:25.430
...خب ، شاید ترتیب ارقامُ یادت

00:27:25.490 --> 00:27:28.300
یادم نرفته

00:27:32.940 --> 00:27:35.170
شاید تصادفاً تنظیم مجدد شده

00:27:35.240 --> 00:27:38.370
بابابزرگ ، این یه قفل پیچه‌ایِ سه‌گردونه‌دار ـه

00:27:38.440 --> 00:27:44.310
برای تنظیم مجددش باید کاتالوگش از سمتِ
سازنده و کلید تغییر رمز رو داشته باشی

00:27:44.380 --> 00:27:46.950
از این گاوصندوق‌ها توی
کارهای بیمه‌ایت دیدی؟

00:27:47.020 --> 00:27:48.280
همیشه...آره

00:27:48.350 --> 00:27:51.820
ممکنه بتونی رمز یکیشون رو بشکونی؟

00:27:55.560 --> 00:27:58.390
<i>«الو؟ «اِی.جِی -</i>
ماریوس»؟» -

00:27:58.460 --> 00:28:01.160
بهم گفت صحبت بی‌واسطه برامون خیلی خطریه

00:28:01.230 --> 00:28:03.100
نه . برای اون زنگ نمیزنم

00:28:03.170 --> 00:28:05.870
<i>واسه شغل اصلیت بهت زنگ میزنم</i>

00:28:05.970 --> 00:28:07.570
چقدر زود می‌تونی برسی «بریج‌پورت»؟

00:28:07.640 --> 00:28:11.069
این‌وقتِ روز یه ساعت و ربع
اگر دست بجنبونم یه‌کم زودتر هم میشه

00:28:11.070 --> 00:28:12.440
نگاه . یه گله آدم به ردیف دنبال من هستن

00:28:12.510 --> 00:28:16.410
طرف 4:30 یا 5:00 میره خونه

00:28:16.480 --> 00:28:19.680
فلزآلاتش مدل «اکسلیسور» سری 500 ـه

00:28:19.750 --> 00:28:21.450
10هزار دلار توش براته

00:28:21.520 --> 00:28:25.490
بعلاوه‌ی هر چی از اون
ترکیه‌ای نصیبم میشه؟

00:28:25.550 --> 00:28:27.990
گفتمت که ربطی به اون نداره

00:28:28.020 --> 00:28:29.690
<i>خیلی‌خب ، پایه‌ام</i>

00:28:29.760 --> 00:28:31.660
<i>همینطور یهویی؟</i>

00:28:31.730 --> 00:28:34.160
10هزار دلار بهم می‌ماسه . چرا پایه نباشم؟

00:28:34.230 --> 00:28:36.730
<i>خب ، راستش بعد از اتفاقاتی
که با «چارلی» افتاد</i>

00:28:36.800 --> 00:28:39.230
...در عجبم که پیشنهادمُ قبول می‌کنی ولی

00:28:39.300 --> 00:28:41.600
به‌خاطر «چارلی» وارد نقشه شدم

00:28:41.670 --> 00:28:44.310
منظورمُ که می‌گیری
منظورمُ که می‌گیری

00:28:44.370 --> 00:28:47.040
دروغ نمیگم . دو دل بودم

00:28:47.110 --> 00:28:49.510
تصمیمُ گرفتم‌ اگر اون تو رو مقصر نمیدونه

00:28:49.580 --> 00:28:51.250
منم نمی‌تونم مقصر بدونمت

00:28:51.310 --> 00:28:53.150
<i>ممنونم «اِی.جِی» . دست‌ـت درد نکنه</i>

00:28:53.220 --> 00:28:55.350
«توی «دفتر ضمانت برنهارت
در خیابون «گُلد» هستم

00:28:55.420 --> 00:28:57.020
نزدیکای ساختمان‌ دادگسترى ـه ، خب؟

00:28:57.090 --> 00:28:59.790
<i>خیلی‌خب ، لازمه چیزیُ بدونم؟</i>

00:28:59.850 --> 00:29:02.490
آره . اسمم «پیت مورفی» ـه

00:29:02.560 --> 00:29:04.260
یه کاراگاه بیمه ـم

00:29:04.330 --> 00:29:05.490
و آشنایی‌مون هم این شکلی بوده

00:29:05.560 --> 00:29:08.900
گمونم نقشه‌مون می‌گیره
چیز دیگه‌ای هم هست؟

00:29:09.030 --> 00:29:12.030
تا حالا مجبور شدی خودت رو بزنی به مریضی؟

00:29:15.040 --> 00:29:17.040
" خاله «کارلی» ، چرت زدن مال بچه‌هاست "

00:29:17.110 --> 00:29:20.310
ممنون که اعصابش رو ریختی به‌هم

00:29:20.380 --> 00:29:24.550
لنس» دیشب اینجا بود» -
منظورت اینه که مثلاً -

00:29:24.610 --> 00:29:25.800
اومده بود به اینجا یه سر بزنه؟

00:29:25.810 --> 00:29:28.050
منظورم اینه که دیشب رو تو خونه خوابید

00:29:28.120 --> 00:29:31.720
خدای بزرگ...«جولیا» ، دربارش صحبت کردیم

00:29:31.790 --> 00:29:35.420
چرا بیخیال اون قسمتش که خواهر 16 سالم
بهم نصیحت می‌کنه با یکی سکس کنم نشیم؟

00:29:35.490 --> 00:29:37.790
اگر نمی‌خوای دربارش صحبت کنی
چرا بهم راجبش گفتی؟

00:29:37.860 --> 00:29:40.830
الن» امروز صبح دیدش که داره میره»
شاید یه اشاره‌ای بهش بکنه

00:29:40.900 --> 00:29:43.830
باهاش سکس کردی؟ -
«کارلی» -

00:29:43.900 --> 00:29:46.570
وادارش کردی ماجرا رو فیصله بده؟ -
در این مورد حرف نمیزنم -

00:29:46.630 --> 00:29:49.440
فقط در تلاشم مطمئن بشم شما در امانید

00:29:49.500 --> 00:29:53.110
...میدونی ، این عکس‌های ترسناک رو درباره

00:29:53.180 --> 00:29:55.110
لنس» باکیش نیست»

00:29:55.180 --> 00:29:57.910
خدای بزرگ ، امیدوارم حالش خوب باشه

00:29:57.980 --> 00:30:00.550
هنوزم اون فاحشه‌ی خیالی
تریشا» رو تصور می‌کنه؟»

00:30:00.620 --> 00:30:02.320
نمیدونم

00:30:02.380 --> 00:30:04.750
شاید

00:30:04.820 --> 00:30:07.490
مدام از این پیام‌ها دریافت می‌کنه
و سعی می‌کنه ازم قایمشون کنه

00:30:07.560 --> 00:30:10.690
پیت» و «تِیلور» دیشب حسابی ترکوندن»

00:30:10.760 --> 00:30:12.030
چرا؟ چیا شنیدی؟

00:30:12.090 --> 00:30:13.560
فقط اینکه «پیت» دیشب تو خونه نخوابید

00:30:13.630 --> 00:30:15.230
شاید با یه دختر رفته بوده خونه خالی

00:30:15.300 --> 00:30:16.460
یه‌جورایی تو دل برو ـه

00:30:16.530 --> 00:30:18.700
مثل اینکه پسرخاله‌مونه

00:30:18.770 --> 00:30:22.270
اونجور آدمی که فکرش رو می‌کردی
از آب در اومد؟

00:30:23.740 --> 00:30:26.570
وقتی بزرگسالیش رو تصور می‌کردم

00:30:26.640 --> 00:30:29.410
فرض نمی‌کردم که سال‌های نوجوونیشُ

00:30:29.480 --> 00:30:31.310
تنهایی با خاله «مگیِ» خُل و چِل بگذرونه

00:30:31.380 --> 00:30:34.380
خاله «مگی» خُل و چِل بود؟

00:30:34.450 --> 00:30:37.396
سخته بگم . از آخرین‌باری که
...سعی کردم سر از رابطه‌ی

00:30:37.420 --> 00:30:39.750
چجوری سر از رابطه‌شون درآوردی؟

00:30:39.820 --> 00:30:42.560
کلی وقت صرف سر درآوردن از رابطه‌ی

00:30:42.620 --> 00:30:44.619
مامان و بابا کردم ولی از اونجایی
که هیچ‌کسی توی این خونواده

00:30:44.630 --> 00:30:49.060
لام تا کام درباره هیچی حرف نمیزنه
نمیشه راه به جایی برد

00:30:50.970 --> 00:30:54.100
درست بعد از اینکه مامان و بابا

00:30:56.400 --> 00:31:00.440
این نامه‌ها رو پیدا کردم

00:31:00.510 --> 00:31:03.210
راستش "پیدا کردم" که غلطه

00:31:03.280 --> 00:31:05.710
از تو آشغالدونی درشون آوردم

00:31:05.780 --> 00:31:07.656
حتما وقتی «آدری» خرت و پرت‌های مامانُ
به‌هم ریخته بود پیداشون کرده بوده

00:31:07.680 --> 00:31:10.020
جولیا» ، نامه‌ها درباره چی بودن؟»

00:31:10.150 --> 00:31:13.390
«معلوم شد که بعد از رفتن خاله «مگی

00:31:13.460 --> 00:31:17.860
...اون و مامان بازم چند وقت
چند ماه در ارتباط بودن

00:31:19.990 --> 00:31:22.260
باورم نمیشه الان داری اینا رو بهم میگی

00:31:22.330 --> 00:31:24.170
اونقدرا هم موضوع مهمی نیستن

00:31:24.200 --> 00:31:27.000
گویا فقط نامه‌هایی که «مگی» نوشته
رو دارم ، نه نامه‌هایی که مامان رو فرستاده

00:31:27.030 --> 00:31:29.270
انگار اکثراً مامان در تلاش بوده
یه کاری کنه «مگی» برگرده

00:31:29.300 --> 00:31:30.540
و با «آدری» آشتی‌شون بده

00:31:30.610 --> 00:31:32.066
اگر از من می‌پرسی خیلی تأسف‌برانگیزه

00:31:32.070 --> 00:31:34.340
حالا هر چی . هنوزم می‌خوام
اون نامه‌ها رو بخونم

00:31:54.760 --> 00:31:57.199
یه لطفی در حق جفتمون کن

00:31:57.200 --> 00:31:59.200
مطمئن شو «آدری» نمی‌بینتـشون

00:31:59.270 --> 00:32:00.470
باشه . اطاعت

00:32:04.010 --> 00:32:08.610
سلام ، باز منم
ازت می‌خوام باهام تماس بگیری

00:32:08.680 --> 00:32:17.750
بگم که کاملاً متوجهم که تأخیر
...به‌خاطر شرایطیـه که خارج از

00:32:17.820 --> 00:32:19.290
خارج از کنترل کسی‌ ـه

00:32:19.350 --> 00:32:21.790
ولی هنوز خیلی دیگه می‌تونم به این‌کار ادامه بدم

00:32:21.860 --> 00:32:23.230
این آقای درجا زن

00:32:23.260 --> 00:32:25.230
داره از «پیتر» دزدی می‌کنه
تا پول «پائول» رو بده

00:32:25.290 --> 00:32:26.930
...پس راهی برای

00:32:26.990 --> 00:32:29.760
<i>با عرض تأسف ظرفیت صندوق پستِ صوت
 تکمیل شده</i>

00:32:36.800 --> 00:32:38.970
نوه‌ام میگه این‌کار برات مثل آب‌خوردنه

00:32:39.040 --> 00:32:41.410
میگه می‌تونی سه سوته رمزشُ بشکونی

00:32:41.480 --> 00:32:45.580
خب آقا ، علیرغم اینکه قمپز
...در کردن تو ذات من نیست

00:32:45.650 --> 00:32:48.980
بو لاکلی»؟» -
آتو» ، خیلی وقته» -

00:32:49.050 --> 00:32:50.950
آره . اوضاع روبراهـه؟

00:32:51.020 --> 00:32:53.590
مشکلی نیست . فقط می‌خوام
پیت» همراهم بیاد»

00:32:53.660 --> 00:32:56.620
بو» ، چند وقته داره از زمین»
و آسمون برام می‌باره

00:32:56.690 --> 00:32:59.306
اگر اتفاقی برای «تِیلور» افتاده
می‌خوام همین الان بهم بگی

00:32:59.330 --> 00:33:01.650
نه . به جون خودم اتفاق خاصی نیست
تِیلور» چیزیش نیست»

00:33:01.700 --> 00:33:06.770
«ازم خواست بیام اینجا و «پیت
رو بردارم و برش‌گردونم کلانتری

00:33:06.830 --> 00:33:09.640
بو» ، الان اینجا مشغول یه کاری هستیم»

00:33:09.700 --> 00:33:13.280
آره . چرا وقتی کارش تموم شد نبریش؟

00:33:13.340 --> 00:33:16.280
آره . میدونی ، فکر نکنم بشه صبر کرد

00:33:16.340 --> 00:33:17.850
باشه

00:33:19.010 --> 00:33:20.280
باشه

00:33:46.370 --> 00:33:48.110
باشه «کری راسل» . به اسرارتون برسید

00:33:48.180 --> 00:33:49.380
حتی نمی‌خوام بدونم چی به چیه

00:33:51.310 --> 00:33:53.319
گوش کن . یادته دیشب درباره چی حرف زدیم؟

00:33:53.320 --> 00:33:54.880
وضعت؟

00:33:54.950 --> 00:33:56.850
آره

00:33:56.920 --> 00:33:58.550
منم گیر وضع خودم افتادم

00:33:58.620 --> 00:34:00.890
و می‌خواستم دیشب بهت بگم

00:34:00.960 --> 00:34:03.830
...ولی میدونی ، اون توی شرایطِ بغرنجیـه و من

00:34:03.890 --> 00:34:08.530
بگذریم . تلفنش توی ماشین کوفتیـمـه ، خب؟

00:34:08.600 --> 00:34:10.800
...و اگر دست کسی بهش برسه

00:34:10.870 --> 00:34:13.106
ببین ، باز منُ اون تو سوال جواب می‌کنن ، خب؟

00:34:13.130 --> 00:34:15.340
و «بو» گفت اگر دم پرِ بخش
خودروهای توقیفی برم

00:34:15.370 --> 00:34:18.010
دمار از روزگارم درمیاره
و دهنم سرویس میشه

00:34:18.070 --> 00:34:19.970
از هیچ‌کدوم از این آدما هم نمی‌تونم
درخواست کنم برن بیارنش

00:34:20.040 --> 00:34:22.086
چون خودش و شوهر ایکبیریشُ می‌شناسن

00:34:22.110 --> 00:34:23.780
و می‌فهمن تلفنِ اونه

00:34:23.850 --> 00:34:26.150
چون شبیه اینه که مالِ یه
خوش‌خیالِ خدا زده‌ی لعنتیـه

00:34:26.210 --> 00:34:30.590
می‌خوای برم سراغ ماشینت
و تلفنِ‌ دوست‌دختر رو برات کش برم؟

00:34:30.650 --> 00:34:32.490
باهاش مشکلی داری؟

00:34:34.690 --> 00:34:35.960
نه

00:35:44.236 --> 00:35:49.236
دیشب بالاخره به «پیت» گفتم چه اتفاقی افتاد "
" اینکه چرا رفتیم

00:35:51.830 --> 00:35:54.000
" دیشب بالاخره به «پیت» گفتم "

00:36:04.350 --> 00:36:05.449
سلام

00:36:05.450 --> 00:36:06.710
اوضاع در چه حاله؟

00:36:06.780 --> 00:36:09.980
گاومون 3قلو زاییده -
ناموساً؟ -

00:36:10.050 --> 00:36:12.920
این گاوصندوقِ عتیقه‌ی تخمی خیلی بیشتر
از اونی که فکرش رو می‌کردیم امنه

00:36:12.990 --> 00:36:15.290
...صبر کن . صبر کن . شاید

00:36:15.360 --> 00:36:17.020
بله

00:36:17.090 --> 00:36:19.160
نگاهش کن . آماده؟

00:36:23.470 --> 00:36:26.070
چی شده؟ -
چی؟ -

00:36:26.130 --> 00:36:27.670
لعنت بهش

00:36:36.240 --> 00:36:39.150
خدای من

00:36:42.150 --> 00:36:44.120
یارو گفت بیارمت . منم دارم می‌برمت

00:36:44.190 --> 00:36:46.490
حرفم اینه که رفیق
اگر دارم با کله میفتم تو چاه

00:36:46.550 --> 00:36:48.490
یه خبری اخطاری چیزی بدی جونت نمیاد بالا که

00:36:55.560 --> 00:36:57.230
هی رفیق ، در رو نبند

00:36:57.300 --> 00:37:00.400
خانمُ می‌بری جایی؟ -
نه . خانم همینجا می‌مونه -

00:37:00.500 --> 00:37:01.646
وینس» می‌خواد دُکی رو بیارم»

00:37:01.670 --> 00:37:02.840
کسی صدمه دیده؟

00:37:05.710 --> 00:37:08.256
این خانمِ همسایه گاهی وقتا
یه کارهایی برام انجام میده

00:37:08.280 --> 00:37:10.240
مثلاً وقتایی که دلت سکس می‌کشه؟

00:37:10.310 --> 00:37:11.850
رفیق ، طرف 75 سالشه

00:37:11.910 --> 00:37:14.120
وقتایی که باید تا دیروقت بیرون باشم
یه سر به «هاش پاپی» میزنه

00:37:14.180 --> 00:37:16.980
بگذریم . خبرِ تماس گرفتنِ دیروزت
از روی سقف اونم بعد از اینکه

00:37:17.050 --> 00:37:20.190
با اَجی مجی لاترجی کردن طناباییُ که باهاش
بسته بودمت رو باز کردیُ به گوشم رسونده

00:37:20.250 --> 00:37:23.190
«اون به تو گفته و تو هم به «وینس
دست مریزاد

00:37:23.260 --> 00:37:25.406
شد همونایی که فکر می‌کردم
اهل سوسه اومدن نیستن

00:37:25.430 --> 00:37:27.976
چه گوهی می‌خوری احمق جون؟
یارو قبضای من رو پرداخت می‌کنه

00:37:28.000 --> 00:37:31.600
تو فقط غذام رو می‌لُمبونی
مستراحمُ به لجن می‌کشی . بیخیال

00:37:33.940 --> 00:37:37.070
دست بردار رفیق . گفتمت که
هاش پاپی» رو نمیارم»

00:37:37.140 --> 00:37:39.516
میدونید از آخرین‌باری که
اینجا خرابی کرده کِی بوده؟

00:37:39.540 --> 00:37:42.840
ولی پهن کردن بالشتک ادرار باعث میشه
فکر کنه ازش می‌خواین گُل‌منگلیش کنه

00:37:42.910 --> 00:37:46.550
...ببین «وینس» ، داشتم به «ریچارد» می‌گفتم که -
حرفتُ نگه دار -

00:37:47.195 --> 00:37:51.550
میدونی ، مسئولیت واحد
تثبیت امنیتِ این محله

00:37:51.620 --> 00:37:57.020
رو در «براونزویل» عین
آکادمی دادن به من

00:37:57.090 --> 00:37:59.290
قضیه به روزهای «کلات آپاچی»‌ برمیگرده

00:37:59.360 --> 00:38:01.560
یادتونه؟

00:38:01.630 --> 00:38:04.730
نه بابا . هیچ‌کدومتون یادتون نیست
دهن همه‌تون هنوز بوی شیر میده

00:38:04.800 --> 00:38:11.110
بگذریم . آمار قتل توی
این شهر 4 برابر الان بود

00:38:12.770 --> 00:38:15.940
یه شب در حال پاسداری با
افسر تمرینیِ عملیات میدانیم

00:38:16.010 --> 00:38:21.350
یه آدم سختگیرِ کبودِ
به اسم «لانی چرچیل» بودم

00:38:21.420 --> 00:38:26.250
به «لانی» می‌خورد برادر بزرگتر
ماروین‌هاگلر» باشه»
<c.colorff8000>(بوکسور آمریکایی)</c>

00:38:26.320 --> 00:38:27.990
خب؟

00:38:28.060 --> 00:38:30.136
پس یه شب اون بیرون بودیم
از بی‌سیم خبر دادن که

00:38:30.160 --> 00:38:31.830
داره از یه بقالی دزدی میشه

00:38:31.890 --> 00:38:33.430
پس سمت اون بقالی راه اُفتادیم

00:38:33.490 --> 00:38:36.300
به محض اینکه سارق از مغازه زد بیرون

00:38:36.360 --> 00:38:39.900
خب؟ قبل از اینکه حتی بتونیم
...به محل توقف برسیم

00:38:41.500 --> 00:38:43.270
به سمتمون یه شلیک کرد

00:38:43.340 --> 00:38:45.110
چی شده؟ میدونین؟

00:38:45.170 --> 00:38:47.910
فقط یه گلوله زد
یعنی اصلاً گلولهِ طرفمون هم نیومد

00:38:47.980 --> 00:38:50.650
علیرغم اینکه فکر هم نکنم
قصد تیراندازی به ما رو داشت

00:38:50.710 --> 00:38:53.680
بگذریم . یه نگاه به «لانی» انداخت

00:38:53.750 --> 00:38:55.720
و عملاً رید تو خودش

00:38:55.780 --> 00:39:00.150
یعنی جوری تفنگُ انداخت اون سمت
که انگار داشت تیراندازی می‌کرد

00:39:03.220 --> 00:39:06.090
معلوم شد که این آقای سارق یه بچه بوده

00:39:06.160 --> 00:39:11.630
و چندبار که هشدار سرقت از منازل داشتیم
دستگیرش کرده بودیم

00:39:11.670 --> 00:39:16.170
تا می‌خورد مرگوندیمش
و با یه اخطار ولش کردیم

00:39:16.240 --> 00:39:19.740
تخم داری باز یه کاری کن"
"که توی این خیابون بگیریمت

00:39:19.810 --> 00:39:22.280
میدونین ، یه همچین اراجیفی

00:39:24.350 --> 00:39:26.210
این یکی فرق می‌کرد

00:39:26.280 --> 00:39:30.890
حالا این پسره اسمش «تِرَنس» بود

00:39:30.950 --> 00:39:33.390
بیشتر از 17 سالش نمیزد

00:39:33.450 --> 00:39:38.990
از اون بچه تخس‌هایی که وقتی
می‌ترسه لبخند میزنه . میدونین؟

00:39:39.060 --> 00:39:42.659
حتی وقتی داری چپ و راستش
هم می‌کنی می‌خنده

00:39:42.660 --> 00:39:45.000
بدترین چیز ممکنه

00:39:45.070 --> 00:39:49.200
با این چشمای بزرگ قهوه‌ای
عینِ «بامبی» نگاهت می‌کنه

00:39:49.270 --> 00:39:52.040
پسر

00:39:53.680 --> 00:39:55.840
بگذریم . جای رفتن به کلانتری

00:39:55.910 --> 00:39:58.250
و ثبت تخلف پسرِ توی دفتر
لانی» ازم خواست تا»

00:39:58.310 --> 00:40:02.820
یکی از اون خیابون‌های شهرِ
متروکه‌ی «گرندمستر فلش» برم

00:40:02.880 --> 00:40:06.450
میدونین ، با اون پنچره‌های شکسته
با مقواهای کنارشون

00:40:06.520 --> 00:40:09.390
«باد روزنامه‌ها رو مثل «تامبل‌وید
این سمت و اون سمت می‌برد

00:40:09.460 --> 00:40:12.990
بوی گند شاش و مستراح میومد

00:40:13.060 --> 00:40:15.630
پس «لانی» پسرِ‌ رو از تو
صندوق عقب آورد بیرون

00:40:15.700 --> 00:40:17.430
از پشت انداختش روی زمین

00:40:17.500 --> 00:40:22.370
و دستاش رو گذاشت
بین 2تا آجر سیمانی

00:40:22.440 --> 00:40:25.370
و بهم گفت "بپر روش

00:40:25.440 --> 00:40:27.810
با جفت پاهات و نهایت توانت

00:40:27.880 --> 00:40:29.610
"جوری بپر که بیای پشت آرنجش

00:40:29.680 --> 00:40:31.980
خب؟

00:40:32.050 --> 00:40:38.190
حالا اگر آرنج یکیُ این شکلی بشکونی
عمراً که باز مثل روز اولش بشه

00:40:38.250 --> 00:40:41.160
حتی ممکنه سرخرگشُ هم قطع کنی . درسته؟

00:40:41.220 --> 00:40:43.220
و پسره ممکن بود کل دستش رو
هم از دست بده

00:40:43.290 --> 00:40:47.090
حالا «تِرَنس» این رو میدونست
و ترس برش‌داشته بود

00:40:47.160 --> 00:40:51.130
داشت می‌خندید و با اون چشم‌های بزرگِ
ناراحتش نگاهم می‌کرد

00:40:51.200 --> 00:40:54.840
و منم این رو میدونستم . درست؟
پس من «لانی» رو کشیدم کنار

00:40:54.900 --> 00:40:56.870
و درگوشی بهش گفتم

00:40:56.940 --> 00:41:00.670
لانی» ، این فقط یه بچه‌ست . باشه؟» "

00:41:00.740 --> 00:41:03.010
حالا یه غلطی کرده ، خب؟

00:41:03.080 --> 00:41:04.749
" به نظرم به اندازه‌ی کافی ترسیده

00:41:04.750 --> 00:41:07.750
و از این حرفا

00:41:07.820 --> 00:41:10.990
لانی» برگشت درِگوشی جوابم داد»

00:41:11.050 --> 00:41:14.490
می‌خوای یه درس درست حسابی"
به این بچه داده باشی؟

00:41:14.560 --> 00:41:17.220
می‌خوای یه لطفی در حقش کرده باشی؟

00:41:17.290 --> 00:41:20.060
"یه درسی بهش بده که باهاش ما رو به یاد بیاره

00:41:22.060 --> 00:41:25.600
خب ، من...میدونید؟

00:41:25.670 --> 00:41:29.540
ایکی ثانیه «لانی» فهمید که
من همچین کاریُ نمی‌کنم

00:41:29.600 --> 00:41:31.769
و نمی‌تونه هم مجابم کنه

00:41:31.770 --> 00:41:34.240
بدون که چیزی بگه
بچهِ رو برداشت

00:41:34.310 --> 00:41:36.340
انداختش تو صندوق عقب

00:41:36.410 --> 00:41:38.680
و رفتیم کلانتری برای ثبت تخلف

00:41:38.780 --> 00:41:41.050
قصه‌ی ما به سر رسید ، خب؟

00:41:42.650 --> 00:41:47.789
7-8سال بعد درباره یه کاراگاهِ

00:41:47.790 --> 00:41:50.260
«که توی یکی آپارتمان‌هاى ارزان‌قیمت‌ «براونزویل

00:41:50.320 --> 00:41:53.830
در یورش به محل موادسازی
تیر خورده بود شنیدم ، خب؟

00:41:53.900 --> 00:41:56.200
تیراندازِ آب شده بود رفته بود تو زمین

00:41:56.260 --> 00:41:59.930
حالا هر بار که یه پلیس کُشته می‌شد
اوضاع رو قاراش‌میش می‌کرد

00:42:00.000 --> 00:42:03.040
ولی اون روزها هر چند هفته
افرادُ از دست میدادیم

00:42:03.100 --> 00:42:07.140
واسه همین خیلی برام مهم نبود

00:42:07.210 --> 00:42:09.440
تا وقتی که اسم تیراندازِ رو شنیدم

00:42:12.310 --> 00:42:17.080
فردا صبحش رفتم در رو باز کردم

00:42:17.150 --> 00:42:19.850
«کیه؟ «لانی

00:42:19.920 --> 00:42:22.590
همین فکرُ هم می‌کردم
باشه . باشه"

00:42:22.660 --> 00:42:25.060
«میدونم . در جریانم . میریم محله‌ی «كوئینز

00:42:25.130 --> 00:42:27.360
به مراسم احیای پلیسِ فقید میریم

00:42:27.430 --> 00:42:28.730
"به نشان احترام به مراسم تدفینش میریم

00:42:28.830 --> 00:42:30.870
حق با اون بود
حداقل کاری که می‌تونستیم بکنیم این بود

00:42:30.930 --> 00:42:33.470
باشه . متوجهم

00:42:33.530 --> 00:42:38.040
«ولی جای رفتن به «کوئینز» رفتیم «جرسی

00:42:39.510 --> 00:42:43.580
وارد بزرگراه شد
و سر از «سیکوکس» درآورد

00:42:43.640 --> 00:42:45.849
حالا اولِ کار اضطرابم کم شده بود

00:42:45.850 --> 00:42:47.550
چون که...میدونین؟

00:42:47.610 --> 00:42:51.490
واقعاً نمی‌خواستم با اون بیوه‌ی سوگوار

00:42:51.550 --> 00:42:56.320
و بچه‌های گریانش که آب‌بینی‌شون روی
کراواتشون افتاده بود مواجه بشم

00:42:56.390 --> 00:42:58.460
و تمام این اراجیفا

00:42:58.530 --> 00:43:02.100
ولی بعدش «لانی» پیچید یه جاده‌ی دیگه

00:43:02.160 --> 00:43:05.470
و به سمت «مدولند» حرکت کرد
<c.colorff8000>(رودی» در نیوجرسی»)</c>

00:43:05.530 --> 00:43:11.110
اون‌موقع هنوزم کاملاً
هول نکرده بودم

00:43:13.070 --> 00:43:16.780
ولی میدونستم چندتا جسد اونجا دفنه

00:43:16.880 --> 00:43:19.450
ولی به این فکر بودم که
یعنی بیخیال"

00:43:19.510 --> 00:43:22.980
لانی» هر چقدرم کفری باشه محاله بخواد»

00:43:23.050 --> 00:43:30.390
فقط به‌خاطر اینکه به یه بچه‌ی کوچولو
یه خورده ترحم نشون دادم فرمونمُ ببره

00:43:30.460 --> 00:43:32.890
"اصلاً محاله

00:43:32.960 --> 00:43:35.430
ولی از جاده پیچید اونور

00:43:35.500 --> 00:43:40.100
اومد بیرون و من رو برد تویِ علف‌ها ، خب؟

00:43:40.170 --> 00:43:45.070
حالا در بعضی نقاط ارتفاع
علف‌ها از قد ما بیشتر بود

00:43:45.140 --> 00:43:47.410
پس داشتیم توی علف‌ها
به راه‌مون ادامه میدادیم

00:43:47.470 --> 00:43:52.350
که سر از ناکجاآباد درآورد

00:43:52.410 --> 00:43:55.450
و توی محوطه‌ی باز جنگل بودیم

00:43:55.520 --> 00:43:58.590
و اون‌موقع بود که دیدمشون
طرفای 12 نفر بودن

00:43:58.650 --> 00:44:00.020
بگم که یونیفورم برشون نبود

00:44:00.090 --> 00:44:03.460
ولی می‌شد گفت که همه‌شون مشغول بودن

00:44:03.520 --> 00:44:07.290
همه‌شون بیل و آهک خام داشتن

00:44:07.360 --> 00:44:12.330
و دورادورِ یه گودال مستطیل‌شکل
که تازه کنده بودنش وایستاده بودن

00:44:16.700 --> 00:44:21.410
یه ترسی وجودمُ گرفت

00:44:21.480 --> 00:44:24.410
بعدش گردنمُ تکون دادم و نگاه کردم

00:44:24.480 --> 00:44:29.380
درست لبه‌ی گودال یه مردی زانو زده بود

00:44:32.590 --> 00:44:36.360
نمیدونم چند وقت داشتن
کتک نثارش می‌کردن

00:44:36.420 --> 00:44:41.030
ولی سرش حسابی ورم کرده بود
که حتی دیدنش هم عذاب‌آور بود

00:44:41.100 --> 00:44:44.030
ولی هنوزم می‌تونستم ببینم

00:44:44.100 --> 00:44:46.400
که داره با چشمای ناراحتش نگاهم می‌کنه

00:44:46.470 --> 00:44:49.140
فقط الان انگاری داشت
از یه شکاف بهم نگاه می‌کرد

00:44:49.200 --> 00:44:51.040
چون که صورتش خیلی ورم کرده بود

00:44:51.110 --> 00:44:53.980
ولی هنوزم اون لبخند توأم با
ترس و لرز روی لبش بود

00:44:55.980 --> 00:45:00.010
فقط الان به‌خاطر خونریزی هیچ‌کدوم
از دندون‌هاشُ نمی‌تونستم ببینم

00:45:03.820 --> 00:45:07.990
و می‌تونستم نگاه اون پلیس‌ها بهم رو حس کنم

00:45:08.060 --> 00:45:11.060
نگاه زُل زده‌شون سرمُ سوراخ می‌کرد

00:45:12.630 --> 00:45:15.360
نمیدونستم «لانی» چه زهرماری
بهشون گفته بود

00:45:15.430 --> 00:45:22.270
اما «لانی» یه هفت تیر رو
محکم گذاشت توی دستم

00:45:22.340 --> 00:45:25.410
یه نگاه به این ماسماسکِ انداختم
و هیچ نواری هم روی دسته‌اش نبود

00:45:25.470 --> 00:45:26.370
چرا؟

00:45:26.440 --> 00:45:28.140
چون به محض اینکه کار تموم بشه

00:45:28.210 --> 00:45:32.510
اینم همراه اون مادرقحبه چال می‌شد

00:45:32.580 --> 00:45:36.750
و آهک خام هم تمام آثار قتل
و شتم رو پاک می‌کرد

00:45:36.820 --> 00:45:39.050
...پس

00:45:39.120 --> 00:45:42.220
بگذریم . تفنگُ گذاشت توی دستم

00:45:42.290 --> 00:45:45.030
یه نگاه به «تِرَنس» که زانو زده بود
و از ترس به خودش می‌لرزید

00:45:45.090 --> 00:45:52.770
و با صورت ورم‌کرده‌اش به این اُمید که
نمی‌کُشیمش بهمون نگاه می‌کرد انداخت

00:45:52.830 --> 00:45:56.040
و «لانی» اومد سراغ من

00:45:56.070 --> 00:46:00.170
و توی گوشم گفت

00:46:00.240 --> 00:46:03.140
خیلی‌خب مادرقحبه"

00:46:03.210 --> 00:46:04.880
خودت باعث و بانیش شدی

00:46:04.950 --> 00:46:06.410
"خودتم درستش می‌کنی

00:46:12.190 --> 00:46:13.490
وینس» ، ببین»

00:46:13.550 --> 00:46:16.820
نه . گوش کن -
«ادی» ، «ادی» ، «ادی» -

00:46:16.890 --> 00:46:20.160
بهترین کاری که می‌تونی بکنی که صدا ندی

00:46:28.900 --> 00:46:30.070
<i>الو؟</i>

00:46:30.100 --> 00:46:32.310
بله . طبق حساب و کتاب من

00:46:32.370 --> 00:46:34.740
برای اینکه مطمئنم کنی
تا موعودِ مقرر پولُ بهم میدی

00:46:34.810 --> 00:46:37.810
تا الان باید 6هزار دلار جور می‌کردی

00:46:37.880 --> 00:46:40.710
داری چی‌کار می‌کنی؟
زنگ زدی بشاشی به اعصابمون؟

00:46:40.780 --> 00:46:43.080
می‌خوای یه خورده هارت و پورت کنی؟

00:46:43.120 --> 00:46:45.890
...نه . زنگ زدم بهت چون

00:46:45.950 --> 00:46:49.520
ادی» باید الان صدای برادرش رو بشنوه»

00:46:51.230 --> 00:46:53.760
قیچی آهن‌بر رو بیار

00:46:53.830 --> 00:46:55.630
«نه ، نه ، نه . صبر کن «وینس

00:46:55.700 --> 00:46:57.630
«صبر کن . صبر کن «وینس
صبر کن . صبر کن . صبر کن

00:46:57.700 --> 00:46:59.500
نه ، نه ، نه

00:47:01.400 --> 00:47:05.140
نه ، نه ، نه
«نه ، نه ، نه . «وینس

00:47:05.210 --> 00:47:08.810
وینس» ، گفتمت که خودم ردیفش می‌کنم»

00:47:08.880 --> 00:47:10.510
ماریوس» ، هنوز صدام رو داری؟»

00:47:10.580 --> 00:47:12.810
وینس»؟ «وینس» ، گوش بده»

00:47:12.880 --> 00:47:15.720
<i>سال‌ها رو صرف کسب اعتبارِ خوش‌قولی کردی</i>

00:47:15.780 --> 00:47:17.956
<i>اگر بین مردم بپیچه که قبل از
پایان این هفته‌ی لعنتی شروع به</i>

00:47:17.980 --> 00:47:20.120
<i>بریدن انگشت‌های «ادی» کردی</i>

00:47:20.190 --> 00:47:21.590
تمام اون اعتبارها دود میشه میره هوا

00:47:21.660 --> 00:47:22.790
صدام رو می‌شنوی؟

00:47:22.860 --> 00:47:24.020
<i>وینس»؟»</i>

00:47:24.130 --> 00:47:26.790
<i>وینس» ، بهت التماس می‌کنم»</i>

00:47:26.860 --> 00:47:28.500
«خب ، سپاسگزارم «ماریوس

00:47:28.560 --> 00:47:30.130
ولی این قضیه بین من و «ادی»‌ ـه

00:47:30.200 --> 00:47:32.770
...فقط یه ثانیه

00:47:32.830 --> 00:47:34.740
<i>وینس»؟ «وینس» ، من رو می‌خوای؟»</i>

00:47:34.800 --> 00:47:36.270
من اینجام

00:47:36.340 --> 00:47:39.370
<i>«برای این‌کار خیلی دیر شده «ماریوس</i>

00:47:39.440 --> 00:47:41.440
اگر می‌خوای کمک برادرت کنی

00:47:41.510 --> 00:47:43.840
کمکش کن توجه‌ـشُ مترکز یه چیز خیالی کنه

00:47:43.910 --> 00:47:46.910
ماریوس» ، نذار این‌کار رو بکنن»

00:47:46.980 --> 00:47:51.420
«لطفاً «ماریوس

00:47:51.490 --> 00:47:52.690
لطفاً نه -
خودت باعث و بانیش شدی -

00:47:52.750 --> 00:47:54.790
لطفاً نذار این‌کار رو بکنن -
خودتم درستش می‌کنی -

00:47:54.860 --> 00:47:58.230
ماریوس» ، لطفاً . لطفاً»

00:47:59.660 --> 00:48:02.560
«لطفاً «ماریوس

00:48:02.630 --> 00:48:04.500
لطفاً بهشون بگو
لطفاً نذار این‌کار رو بکنن

00:48:04.570 --> 00:48:07.200
«ادی» ، «ادی» ، «ادی»
بهم گوش کن

00:48:07.270 --> 00:48:09.640
<i>تولد 9 سالگیتُ یادته؟</i>

00:48:09.700 --> 00:48:12.740
«بُردمت که توی پارک بازی «کُنی آیلند
سوار ترن هوایی بشی
<c.colorff8000>(واقع در «بروکلین» نیویورک‌)</c>

00:48:12.810 --> 00:48:18.280
<i>و چون کوچولو بودیم باید دزدکی از
زیر دست بلیط فروش رد می‌شدیم؟</i>

00:48:18.350 --> 00:48:20.270
و یادته وقتی می‌خواستم
بار اول بریم توی سربالایی

00:48:20.310 --> 00:48:23.080
<i>بهم چی گفتی؟</i>

00:48:23.180 --> 00:48:25.990
<i>ادی» ، بهم چی گفتی؟»</i>

00:48:26.050 --> 00:48:29.890
گفتم می‌ترسم

00:48:29.960 --> 00:48:32.260
و بهت چی گفتم؟

00:48:32.330 --> 00:48:33.530
سرمُ بذارم روی سینه‌ات

00:48:34.900 --> 00:48:36.330
چشمام رو ببندم

00:48:36.400 --> 00:48:39.370
که تو جایِ 2تاییمون بترسی

00:48:46.610 --> 00:48:47.840
«ماریوس»

00:48:49.880 --> 00:48:51.410
می‌ترسم

00:48:58.800 --> 00:49:18.800
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.