﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:10.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:30.490 --> 00:01:30.890
‫مأموریت: 42
‫دسیسه‌ مامان‌ها

00:01:30.920 --> 00:01:32.020
‫آنیا-سان.

00:01:32.470 --> 00:01:37.400
‫یه‌سر می‌‌رم بیرون خرید کنم. چیزی نمی‌خواید براتون بخرم؟

00:01:37.740 --> 00:01:41.630
‫امم... شیرینی‌های تردی که سنسه بهم داد.

00:01:41.630 --> 00:01:44.090
‫شیرینی ترد...

00:01:44.690 --> 00:01:46.440
‫یعنی کدوم مغازه می‌فروشتش؟

00:01:46.440 --> 00:01:47.560
‫نمی‌دونم.

00:01:47.560 --> 00:01:48.950
‫باشه.

00:01:49.390 --> 00:01:51.130
‫سعی می‌کنم پیداشون کنم.

00:01:51.130 --> 00:01:52.930
‫اوه، راستی!

00:01:53.340 --> 00:01:57.940
‫پسر دوم گفت می‌خواد بهم جایزه کیک بده، ولی خبری ازش نشد.

00:01:57.940 --> 00:02:00.890
‫بهترین کیک دنیا رو برات درست می‌کنم!

00:02:00.890 --> 00:02:03.900
‫عوضی. همه‌ش وعده‌ی دروغ بود.

00:02:03.900 --> 00:02:08.570
‫خب، در این صورت، براتون دنبال این کیک هم می‌گردم.

00:02:08.570 --> 00:02:09.560
‫هورا!

00:02:12.290 --> 00:02:16.230
‫خوشحالم می‌بینم آنیا-سان داره با دامیان-سان کنار میاد.

00:02:16.740 --> 00:02:21.450
‫وقتی اون‌موقع به‌خاطر چیزی که بهش یاد دادم
‫ رفت بهش مشت زد، نمی‌دونستم چه خاکی سرم بریزم.

00:02:21.450 --> 00:02:25.120
‫شاید برای همین کتک‌کاری صمیمی‌تر شدن؟

00:02:25.460 --> 00:02:27.880
‫نه، حتماً یه‌چیز دیگه‌ست.

00:02:27.880 --> 00:02:30.670
‫مطمئنم به‌خاطر سخت‌کوشی‌های اخیرِ آنیا-سانه.

00:02:31.270 --> 00:02:33.960
‫منم باید به‌عنوان مادرش سخت تلاشمو بکنم.

00:02:33.960 --> 00:02:37.580
‫اول باید برم این شیرینی و کیک‌ها رو بخرم.

00:02:37.580 --> 00:02:39.010
‫ولی باید کجا برم؟

00:02:39.010 --> 00:02:42.520
‫و ساندویچ کره‌ایِ این مغازه حرف نداره!

00:02:42.520 --> 00:02:44.350
‫اوه، می‌دونم!

00:02:44.610 --> 00:02:46.270
‫آه، فورجر-سان.

00:02:46.270 --> 00:02:48.640
‫اوه، سلام.

00:02:49.720 --> 00:02:51.010
‫می‌ری خرید؟

00:02:51.010 --> 00:02:53.300
‫ا ـ امم...

00:02:54.380 --> 00:02:57.740
‫شاید اونا این اطراف شیرینی‌فروشی بشناسن...

00:02:58.370 --> 00:02:59.600
‫می‌گم-

00:02:59.800 --> 00:03:03.150
‫چی؟! حتی نمی‌دونی کجا شیرینی بخری؟!

00:03:03.150 --> 00:03:05.620
‫هر مادری تا این حد بلده!

00:03:05.620 --> 00:03:07.250
‫چقدر مشکوک!

00:03:08.110 --> 00:03:11.120
‫نه، هیچی! ببخشیـــد!

00:03:15.090 --> 00:03:17.980
‫چیزی نمونده بود خودمو لو بدم.

00:03:17.980 --> 00:03:20.750
‫می‌خوای بریم مغازه‌ی جدیدِ خیابون لیندون خرید کنیم؟

00:03:20.750 --> 00:03:21.630
‫آره بریم!

00:03:21.630 --> 00:03:22.780
‫خیلی معروف شده.

00:03:22.780 --> 00:03:23.690
‫واقعاً؟

00:03:23.690 --> 00:03:27.930
‫نمی‌دونم بالأخره کِی می‌تونم با آدمای عادی وفق پیدا کنم.

00:03:28.910 --> 00:03:32.100
‫یعنی بقیه آدما از کجا یاد گرفتن عادی باشن؟

00:03:32.710 --> 00:03:35.310
‫شاید والدین‌شون اینا رو بهشون یاد دادن.

00:03:37.450 --> 00:03:38.820
‫ولی من...

00:03:41.180 --> 00:03:43.900
‫نه، نه! نباید امیدتو از دست بدی، یور.

00:03:43.900 --> 00:03:46.320
‫باید برای کارت سخت تلاش کنی!

00:03:46.890 --> 00:03:49.240
‫شیرینی‌های خوشمزه...

00:03:49.240 --> 00:03:51.460
‫گمون کنم توی مرکز خرید باشه.

00:03:57.160 --> 00:04:01.450
‫کم پیش میاد تنهایی مرکز خرید بیام. خیلی استرس دارم.

00:04:01.450 --> 00:04:03.880
‫مایلید وسایل آرایشیِ جدیدمون رو امتحان کنید؟

00:04:03.880 --> 00:04:06.000
‫خط‌چشم‌های جدیدمون خیلی معروفن.

00:04:06.000 --> 00:04:06.830
‫خط‌چشم؟!

00:04:06.830 --> 00:04:08.740
‫نکنه یه اسم رمز برای کور کردنه؟!

00:04:08.740 --> 00:04:10.570
‫یه سلاح مخصوص برای این‌کار دارن؟!

00:04:10.570 --> 00:04:13.050
‫نه. باید عادی رفتار کنم!

00:04:13.050 --> 00:04:13.550
‫می‌گم...

00:04:14.620 --> 00:04:17.980
‫من دنبال شیرینی می‌گردم، نه سلاح.

00:04:17.980 --> 00:04:20.430
‫شیرینی‌فروشی طبقه‌ی پایینه.

00:04:20.430 --> 00:04:22.610
‫خـ ـ خیلی ممنون!

00:04:23.040 --> 00:04:24.270
‫سلاح؟

00:04:24.520 --> 00:04:29.710
‫شایعاتشو شنیده بودم، ولی مرکز خرید واقعاً جای وحشتناکیه!

00:04:29.710 --> 00:04:32.700
‫برای من، مثل ساختمونی پُر از تله می‌مونه.

00:04:33.320 --> 00:04:36.410
‫باید زودتر چیزی که براش اومدمو بگیرم و فرار کنم!

00:04:37.930 --> 00:04:41.510
‫نولا، یکم سریع‌تر برو.

00:04:41.510 --> 00:04:45.340
‫خب، خانم... چون این‌همه وسیله خریدید،

00:04:45.340 --> 00:04:47.050
‫اصلاً نمی‌تونم جلومو ببینم...

00:04:47.050 --> 00:04:50.460
‫برو کنار. من جلو میفتم...

00:04:53.740 --> 00:04:54.550
‫خانم!

00:04:54.550 --> 00:04:55.310
‫ای وای.

00:05:05.850 --> 00:05:07.640
‫صدمه‌ای ندیدید؟

00:05:08.080 --> 00:05:10.280
‫شگفت‌انگیز بود!

00:05:10.560 --> 00:05:13.220
‫کارت حرف نداشت! یهو فیو فیو فیو همه رو گرفتی!

00:05:13.220 --> 00:05:15.750
‫هیچ آدم عادی‌ای نمی‌تونه اونطوری حرکت کنه!
‫لعنتی.

00:05:15.750 --> 00:05:18.330
‫خانم، حالتون خوبه؟
‫عزیزم، نکنه ورزشکار هستی؟

00:05:18.330 --> 00:05:19.440
‫اهل همین شهری؟!

00:05:19.440 --> 00:05:23.580
‫امم... من فقط یه زن خونه‌دارم که برای خریدن شیرینی اومده...

00:05:24.860 --> 00:05:26.230
‫الان وقتت خالیه؟

00:05:26.230 --> 00:05:29.150
‫اگه مشکلی نداری، می‌شه یه‌مدت وقتتو بهم بدی؟

00:05:29.150 --> 00:05:31.490
‫خب، ولی باید برم شیرینی بخرم...

00:05:31.490 --> 00:05:35.780
‫شیرینی؟ از بین اونا می‌تونی هرچندتا دلت می‌خواد برداری.

00:05:35.780 --> 00:05:38.220
‫عه؟ همه‌ی اینا؟

00:05:38.220 --> 00:05:40.280
‫به‌عنوان تشکر برای اینکه کمکم کردی.

00:05:40.280 --> 00:05:41.910
‫باشه؟ پس لطفاً...

00:05:41.910 --> 00:05:42.660
‫عه؟

00:05:42.660 --> 00:05:47.230
‫بانوی محترم و مهربون، لطفاً درخواستِ خانم رو قبول کنید.

00:05:47.670 --> 00:05:50.420
‫ما هم قطعاً تمام و کمال لطف‌تون رو جبران می‌کنیم.

00:05:52.220 --> 00:05:53.040
‫هه؟

00:05:55.820 --> 00:05:56.650
‫هــــه؟!

00:05:57.250 --> 00:05:58.610
‫می‌گم... هه؟!

00:05:58.610 --> 00:06:00.090
‫چرا من این‌شکلی لباس پوشیدم؟!

00:06:00.090 --> 00:06:01.780
‫خیلی بهت میاد.

00:06:01.780 --> 00:06:03.460
‫اوه، ملیندا-سان.

00:06:03.760 --> 00:06:05.320
‫این خانم کیه؟

00:06:05.320 --> 00:06:06.580
‫یار کمکی‌مونه؟

00:06:06.580 --> 00:06:07.610
‫درسته.

00:06:07.610 --> 00:06:08.430
‫چی؟!

00:06:08.430 --> 00:06:10.500
‫هدیه آوردیم.

00:06:10.500 --> 00:06:13.170
‫اینجا انجمن بانوان وطن‌پرست هستش.

00:06:13.170 --> 00:06:16.090
‫یه مجمع هستیم که فعالیت‌های مختلفی باهم انجام می‌دیم،

00:06:16.090 --> 00:06:19.170
‫از جمله همین لیگ والیبالِ مامان‌ها.

00:06:19.660 --> 00:06:22.830
‫ما همه مادرهایی هستیم که توی برلین زندگی می‌کنیم.

00:06:22.830 --> 00:06:25.380
‫هیچ‌وقت نمی‌تونیم تیم محله‌ی شمالی رو شکست بدیم.

00:06:25.380 --> 00:06:26.590
‫لطفاً کمک‌مون کن!

00:06:26.590 --> 00:06:28.630
‫تو تا حالا والیبال بازی کردی؟

00:06:28.630 --> 00:06:30.340
‫عه... نه.

00:06:30.340 --> 00:06:32.290
‫اوه، چه عجیب!

00:06:32.290 --> 00:06:35.440
‫مـ ـ مردم معمولاً والیبال بازی می‌کنن؟

00:06:35.440 --> 00:06:38.740
‫والیبال این روزها خیلی بین مامان‌ها محبوب شده.

00:06:39.350 --> 00:06:41.690
‫پس والیبال عادیه.

00:06:42.130 --> 00:06:45.890
‫خـ ـ خیلی‌خب. تلاشمو می‌کنم!

00:06:46.220 --> 00:06:48.380
‫واقعاً؟! ممنون!

00:06:48.380 --> 00:06:50.470
‫اینکه تجربه‌ی بازی نداره مشکل‌ساز نمی‌شه؟

00:06:50.470 --> 00:06:53.360
‫اون ورزشکار فوق‌العاده‌ایه!

00:06:53.360 --> 00:06:55.720
‫باشه، من قوانین پایه رو بهت توضیح می‌دم.

00:06:55.720 --> 00:06:56.620
‫باشه!

00:06:56.620 --> 00:06:58.410
‫راستی، اسمت چیه؟

00:06:58.410 --> 00:07:00.170
‫یـ ـ یور فورجر.

00:07:03.880 --> 00:07:05.390
‫میاد سمت تو، یور-چان.

00:07:05.390 --> 00:07:06.280
‫چشم!

00:07:06.280 --> 00:07:08.200
‫پس باید قبل از اینکه توپ به زمین بخوره...

00:07:08.200 --> 00:07:10.270
‫روی هوا به سمت حریف برش گردونم، نه؟

00:07:13.480 --> 00:07:15.910
‫عجب دریافتی! وایسا، چقدر بالاست!

00:07:18.260 --> 00:07:19.110
‫عه؟

00:07:22.390 --> 00:07:23.530
‫موفق شدم!

00:07:24.000 --> 00:07:26.000
‫همینطوری درست بود؟!

00:07:27.450 --> 00:07:30.200
‫ای وای. انگار اونطوری درست نبود.

00:07:30.200 --> 00:07:31.800
‫محشر بود، یور-چان!

00:07:31.800 --> 00:07:33.940
‫تو واقعاً بی‌نظیری!

00:07:34.230 --> 00:07:38.770
‫ولی برخلافِ قوانینه که دوبار پشت‌هم توپ رو لمس کنی.

00:07:38.770 --> 00:07:39.940
‫حواست باشه!

00:07:39.940 --> 00:07:41.340
‫شرمنده.

00:07:41.640 --> 00:07:44.160
‫فقط یه‌بار... فقط یه‌بار...

00:07:47.210 --> 00:07:48.060
‫اینجا!

00:07:49.770 --> 00:07:51.730
‫این دفعه درست بود، مگه نه؟!

00:07:52.100 --> 00:07:53.810
‫از قبل هم بیشتر ترسیدن!

00:07:53.810 --> 00:07:56.690
‫شاید مشکل اصلی قدرت ضربه‌هاست تا قوانین.

00:07:58.150 --> 00:07:59.890
‫آروم باش، یور-چان.

00:07:59.890 --> 00:08:02.540
‫نباید والیبال رو تنهایی بازی کنی.

00:08:02.540 --> 00:08:04.420
‫اونم برخلاف قوانین بود.

00:08:04.420 --> 00:08:09.210
‫ببخشید! فکر کردم بی‌ادبیه که بذارم کسی بهم کمک کنه.

00:08:09.210 --> 00:08:11.250
‫اولین‌باره تو یه ورزش تیمی شرکت می‌کنی؟

00:08:12.000 --> 00:08:14.980
‫شرمنده. می‌دونم بهت گفتم یار کمکی،

00:08:15.250 --> 00:08:18.640
‫ولی لازم نیست نگران چیزی باشی. فقط خوش بگذرون.

00:08:18.640 --> 00:08:22.840
‫فقط می‌خواستم یه‌ذره همراهت تفریح کنم.

00:08:23.290 --> 00:08:27.390
‫خـ ـ خیلی‌خب! تلاشمو می‌کنم که خوش بگذرونم!

00:08:43.820 --> 00:08:48.840
‫خب، بازی رو باختیم، ولی خوش گذشت!

00:08:49.240 --> 00:08:51.320
‫ممنون، یور-چان.

00:08:51.320 --> 00:08:54.640
‫نه. فقط لای دست‌وپای بقیه بودم...

00:08:54.640 --> 00:08:56.230
‫چی داری می‌گی؟

00:08:56.230 --> 00:08:59.920
‫نزدیک بود اشکِ دخترای محله‌ی شمالی در بیاد.
‫منظره‌ی بی‌نظیری بود!

00:08:59.920 --> 00:09:02.410
‫من چای رز ایمراتریس می‌خوام.

00:09:02.410 --> 00:09:03.130
‫منم همون.

00:09:03.130 --> 00:09:04.660
‫یور-چان، تو چی می‌خوری؟
‫متوجه شدم.

00:09:04.660 --> 00:09:08.540
‫پـ ـ پس منم همون چایِ نمی‌دونم چی‌چی.

00:09:08.540 --> 00:09:10.750
‫هرچیزی دوست داری سفارش بده.

00:09:10.750 --> 00:09:13.010
‫نکنه از اونایی هستی که نظر دیگران براش مهمه؟

00:09:13.010 --> 00:09:15.240
‫عه؟ نه، اصلاً...

00:09:17.850 --> 00:09:20.700
‫می‌گم، تو ازدواج کردی؟

00:09:20.700 --> 00:09:22.530
‫بله، کردم...

00:09:22.530 --> 00:09:23.670
‫بچه‌ای هم داری؟

00:09:23.670 --> 00:09:25.570
‫یـ ـ یه دختر...

00:09:25.950 --> 00:09:27.880
‫البته مادرخونده‌ش هستم.

00:09:27.880 --> 00:09:30.870
‫خب، پس بگو چرا همه‌ش انقدر نگرانی.

00:09:30.870 --> 00:09:32.460
‫حتماً خیلی برات سخته.

00:09:32.460 --> 00:09:35.860
‫اوه، نه. اتفاقاً هرروز خیلی خوش می‌گذره.

00:09:35.860 --> 00:09:36.970
‫فقط...

00:09:37.600 --> 00:09:40.720
‫به‌عنوان یه مادر و یه همسر...

00:09:40.720 --> 00:09:43.980
‫خیلی وقتا هست که نمی‌دونم چی عادیه و چی نیست.

00:09:45.220 --> 00:09:47.200
‫عزیزم، ما همه همینیم.

00:09:47.200 --> 00:09:51.100
‫من بچه‌هام مال خودمن، و بازم نمی‌دونم
‫چطور باید باهاشون ارتباط بگیرم.

00:09:51.100 --> 00:09:54.920
‫واسه همین دور هم جمع می‌شیم
‫ و درمورد چیزای مختلف حرف می‌زنیم.

00:09:54.920 --> 00:09:57.360
‫هرروز داریم اطلاعات جمع می‌کنیم.

00:09:57.940 --> 00:10:00.830
‫پس ندونستن عادیه.

00:10:01.370 --> 00:10:04.110
‫اگه خواستی، می‌تونی دوباره بهمون سر بزنی.

00:10:04.110 --> 00:10:07.120
‫انجمن کوچیک‌مون خیلی مهمون‌نوازه.

00:10:07.120 --> 00:10:08.900
‫مـ ـ مطمئنید؟

00:10:08.900 --> 00:10:10.180
‫البته.

00:10:10.180 --> 00:10:12.690
‫خیلی ممنونم! هرچقدر بتونم ازتون یاد می‌گیرم!

00:10:12.690 --> 00:10:14.340
‫یواش، دختر.

00:10:15.090 --> 00:10:18.600
‫حرف از یاد گرفتن شد، ببین چی می‌گم، ملیندا-سان.

00:10:18.600 --> 00:10:21.650
‫بچه‌م برای دفعه‌ی چهارم تونیتو گرفت.

00:10:21.650 --> 00:10:22.790
‫ای بابا.

00:10:22.790 --> 00:10:24.620
‫تـ ـ تونیتو؟

00:10:24.620 --> 00:10:26.000
‫از آکادمی ایدن؟

00:10:26.000 --> 00:10:30.220
‫اوه، نکنه دخترِ تو هم اونجاست؟ سال چندمیه؟

00:10:30.220 --> 00:10:32.180
‫سال اولی.

00:10:32.180 --> 00:10:35.530
‫عه‌وا! پس هم‌سن پسرِ ملیندا-سانه.

00:10:35.530 --> 00:10:36.540
‫کدوم کلاس؟

00:10:36.540 --> 00:10:38.530
‫امم... کلاس 3.

00:10:38.530 --> 00:10:41.320
‫فورجر... فورجر...

00:10:42.530 --> 00:10:44.320
‫اوه، خدا جون.

00:10:44.320 --> 00:10:47.030
‫حتماً دستِ سرنوشته.

00:10:47.030 --> 00:10:50.790
‫راستش، الان یادم اومد هنوز درست خودمو معرفی نکردم.

00:10:51.140 --> 00:10:52.340
‫معذرت می‌خوام.

00:10:52.740 --> 00:10:55.190
‫من ملیندا هستم.

00:10:55.190 --> 00:10:56.630
‫ملیندا...

00:10:57.740 --> 00:10:59.410
‫دزموند.

00:11:01.930 --> 00:11:04.800
‫با مادرِ دامیان-کون آشنا شدید؟

00:11:05.040 --> 00:11:06.530
‫درسته.

00:11:06.530 --> 00:11:08.860
‫برحسب اتفاق توی مرکز خرید کمکش کردم.

00:11:08.860 --> 00:11:10.320
‫مامانِ پسر دوم!

00:11:10.320 --> 00:11:13.720
‫واقعاً جالبه که اتفاقی همسرِ نخست‌وزیر سابق رو دیدید.

00:11:13.720 --> 00:11:14.230
‫عه؟!

00:11:14.550 --> 00:11:16.330
‫یعنی آدم مهمی بود؟!

00:11:16.330 --> 00:11:18.650
‫عه... یعنی نمی‌دونستید؟

00:11:18.650 --> 00:11:21.220
‫اوه، خیلی بی‌ادب بودم...

00:11:22.200 --> 00:11:23.900
‫چیزی بهتون گفت؟

00:11:24.730 --> 00:11:26.490
‫ملیندا دزموند...

00:11:27.630 --> 00:11:29.620
‫مادرِ دامیان.

00:11:29.620 --> 00:11:30.790
‫که یعنی...

00:11:31.280 --> 00:11:33.360
‫همسرِ رهبر حزب اتحاد ملی،

00:11:33.360 --> 00:11:35.260
‫دونووان دزموند.

00:11:35.700 --> 00:11:38.040
‫حالا یادم اومد، یور-چان.

00:11:38.330 --> 00:11:40.050
‫آنیا فورجر.

00:11:40.050 --> 00:11:44.020
‫همون دختربچه‌ای که توی روزِ
‫ مراسم بازگشایی مدرسه با پسرم دعوا کرد.

00:11:44.020 --> 00:11:46.500
‫شـ ـ شـ ـ شما مادر دامیان-سان هستید؟!

00:11:46.500 --> 00:11:48.730
‫اوه، خدا جون! خیلی شرمنده‌م!

00:11:48.730 --> 00:11:50.370
‫تقصیر آنیا-سان نبود.

00:11:50.370 --> 00:11:53.130
‫من بودم که همچین چیز شرم‌آوری بهش یاد دادم...

00:11:53.130 --> 00:11:54.240
‫یور-چان.

00:11:55.300 --> 00:11:57.570
‫اشکالی نداره! اصلاً اشکالی نداره!

00:11:57.570 --> 00:11:59.380
‫جدی می‌گم، مشکلی نداره!

00:12:00.760 --> 00:12:05.200
‫همسرمم فقط بر این فرض گرفت که
‫یه جنگ و دعوا بین بچه‌هاست،

00:12:05.200 --> 00:12:06.400
‫پس نمی‌خواد نگرانش باشی!

00:12:06.400 --> 00:12:07.460
‫ها؟ ولی...

00:12:07.460 --> 00:12:09.660
‫دارم می‌گم، مشکلی نداره.

00:12:09.660 --> 00:12:12.800
‫اصلاً مهم نیست.

00:12:13.770 --> 00:12:17.940
‫دزموندها واقعاً توی کار بچه‌هاشون دخالتی نمی‌کنن.

00:12:17.940 --> 00:12:21.400
‫اتفاقاً جفت بچه‌هاشون نابغه‌ان، حتماً بزرگ کردنشون راحته.

00:12:21.400 --> 00:12:23.030
‫خیلی حسودیم می‌شه!

00:12:23.030 --> 00:12:24.560
‫کـ ـ که اینطور...

00:12:24.560 --> 00:12:26.880
‫گمونم کلی روش برای بزرگ کردن بچه‌ها هست.

00:12:26.880 --> 00:12:28.400
‫مهمتر از همه،

00:12:28.400 --> 00:12:33.880
‫الان که می‌دونم تو مادرِ اون بچه‌ی شیطونی،
‫بیشتر بهت علاقه‌مند شدم.

00:12:34.920 --> 00:12:37.300
‫واقعاً خیلی خوش‌شانسی.

00:12:37.300 --> 00:12:42.300
‫ملیندا-سان خیلی کم پیش میاد کسی رو به انجمن‌مون دعوت کنه.

00:12:42.300 --> 00:12:47.470
‫تقریباً همه‌مون قبل از اینکه ملیندا-سان ‫ بانوی اول بشه، باهاش دوست بودیم.
‫بانوی اول: لقب همسر فرماندار / رئیس‌جمهور

00:12:47.470 --> 00:12:50.580
‫اوه، بس کنین. این برای خیلی‌وقت پیش بود.

00:12:50.580 --> 00:12:52.320
‫بانوی اول؟

00:12:52.630 --> 00:12:55.410
‫تا وقتی توی همه‌چیز اول نباشم راضی نمی‌شم.

00:12:55.860 --> 00:12:58.330
‫من اولین زنی هستم که پا به این دنیا گذاشته!

00:12:58.330 --> 00:12:59.480
‫اوه خدا.

00:12:59.480 --> 00:13:02.840
‫یعنی می‌گی بدون اینکه از مقامِ ملیندا خبر داشته باشی باهاش اومدی؟

00:13:02.840 --> 00:13:04.520
‫همچین حدسی می‌زدم.

00:13:05.780 --> 00:13:08.210
‫واسه همینم برای دعوت کردنش تردید نکردم.

00:13:08.210 --> 00:13:11.480
‫وقتی گفتم یادم رفت که خودمو معرفی کنم، دروغ گفتم.

00:13:11.810 --> 00:13:13.920
‫فقط نمی‌خواستم بگم.

00:13:13.920 --> 00:13:15.260
‫بابتش متأسفم.

00:13:15.260 --> 00:13:16.580
‫ملیندا-سان...

00:13:16.580 --> 00:13:20.100
‫حالا که می‌دونی کی هستم، می‌تونی پیشم عادی رفتار کنی؟

00:13:20.100 --> 00:13:22.030
‫ها؟ البته.

00:13:22.030 --> 00:13:25.580
‫اشکالی نداره که بخواید نفر اول باشید!

00:13:26.410 --> 00:13:29.360
‫ممنونم. این باعث خوشحالیم می‌شه.

00:13:29.840 --> 00:13:34.670
‫به‌خاطر مقامی که دارم، دوستای زیادی نیستن
‫ که بتونم کنارشون راحت باشم.

00:13:34.670 --> 00:13:38.170
‫ناخودآگاه دوباره دعوتت کردم،

00:13:38.530 --> 00:13:43.370
‫ولی اگه بنا به هر دلیلِ سیاسی‌ای برات سخته، مجبورت نمی‌کنم.

00:13:43.370 --> 00:13:48.730
‫ولی اگه امکانش بود، امیدوارم بتونیم
‫باهم دوست بمونیم، یور-چان.

00:13:51.250 --> 00:13:53.650
‫خب، چطوره دیگه جمع‌وجور کنیم؟

00:13:53.650 --> 00:13:55.100
‫من می‌رسونمت.

00:13:57.350 --> 00:13:59.570
‫درمورد چیزی که یکم پیش گفتم...

00:13:59.940 --> 00:14:01.240
‫درمورد دامیان.

00:14:01.240 --> 00:14:02.390
‫ها؟ بله؟

00:14:02.390 --> 00:14:04.330
‫طبق چیزی که خدمتکارمون بهم گفت،

00:14:04.330 --> 00:14:07.830
‫ظاهراً خیلی داره از دورانِ مدرسه‌ش لذت می‌بره.

00:14:08.270 --> 00:14:13.160
‫شاید کم‌کم داره با... آنیا-چان‌تون کنار میاد، مگه نه؟

00:14:13.160 --> 00:14:18.130
‫بله همینطوره! آنیا-سان هم از دامیان-سان زیاد تعریف می‌کنه.

00:14:19.090 --> 00:14:21.870
‫که اینطور. چقدر خوب.

00:14:22.930 --> 00:14:24.570
‫امیدوارم از این به بعد هم...

00:14:25.560 --> 00:14:27.190
‫بتونن باهم کنار بیان.

00:14:28.180 --> 00:14:29.980
‫اینطوری بود.

00:14:29.980 --> 00:14:33.240
‫خب، بالأخره خانواده‌ی نخست‌وزیرِ سابقن دیگه.

00:14:33.240 --> 00:14:35.740
‫مطمئنم وضعیت پیچیده‌ای دارن.

00:14:35.740 --> 00:14:37.830
‫باید سخت باشه.

00:14:37.830 --> 00:14:39.500
‫اوه! آنیا-سان!

00:14:39.500 --> 00:14:45.410
‫ملیندا-سان یه‌سری از این
‫شیرینی و کیک و بیسکویت و پشمک‌ها رو بهم داد.

00:14:46.080 --> 00:14:47.410
‫پشمک؟

00:14:47.410 --> 00:14:48.910
‫ملیندا دزموند...

00:14:49.170 --> 00:14:51.120
‫همسرِ رهبر حزب اتحاد ملی.

00:14:51.450 --> 00:14:54.700
‫خب البته، اونم یکی از اهدافیه که وایز تحت نظر داره.

00:14:54.700 --> 00:14:59.020
‫درست مثل شوهرش، ملیندا هم
‫ ارتباطاتِ محدود و انگشت‌شماری رو حفظ می‌کنه.

00:14:59.020 --> 00:15:02.610
‫از زمانی که حزب‌شون قدرتشو از دست داد،
‫خودشو دیگه درگیر سیاست نمی‌کنه،

00:15:02.610 --> 00:15:05.660
‫و طبق تحقیقات وایز، سوابقِ قابل توجهی ازش وجود نداره.

00:15:06.010 --> 00:15:09.880
‫علاوه بر اون، به‌نظر میاد تا حدی
‫ از همسر و پسرهاش دوری می‌کنه،

00:15:09.880 --> 00:15:12.300
‫از همین جهت، هدفِ پر ریسک و کم‌بهره‌ای به‌حساب میاد،

00:15:12.300 --> 00:15:14.640
‫و از لحاظ اطلاعاتی ارزش پایینی داره.

00:15:14.930 --> 00:15:19.050
‫ولی می‌تونیم این دیدار رو فقط «تصادفی» ببینیم؟

00:15:19.560 --> 00:15:22.770
‫اگه این دیدار عمدی بوده باشه چی...

00:15:23.190 --> 00:15:25.400
‫یا خودِ یور-سان ترتیبش رو داده بود؟

00:15:25.400 --> 00:15:26.890
‫شاید دلیلش برای رفتن به مرکز خرید...

00:15:26.930 --> 00:15:30.280
‫آآه! آنیا از مامان شیرینی خواسته بود،

00:15:30.280 --> 00:15:33.650
‫حتماً توی همون مرکز خرید اون خانوم‌مهمه بهش حمله کرد!

00:15:33.650 --> 00:15:34.950
‫بـ ـ بهم حمله نکرد!

00:15:34.950 --> 00:15:37.990
‫نه، چندین‌بار گذشته‌ی یور-سان رو بررسی کردم.

00:15:37.990 --> 00:15:40.420
‫با توجه به وضعیت و نوع واکنشش،
‫بعیده توش نقشی داشته باشه.

00:15:40.810 --> 00:15:44.370
‫و حتی اگه داشته باشه،
‫ درک نمی‌کنم چرا باید همه‌ی اینا رو بهم بگه.

00:15:44.650 --> 00:15:47.420
‫تنها احتمال اینه که از طرف ملیندا این نقشه چیده شده باشه.

00:15:47.420 --> 00:15:48.790
‫ولی به چه دلیلی؟

00:15:48.790 --> 00:15:51.520
‫چون یه مأمورم، می‌خوان بهم نزدیک بشن؟

00:15:51.520 --> 00:15:54.890
‫نکنه دونووان بعد از برخورد اول‌مون بهم مشکوک شده؟

00:15:55.140 --> 00:15:57.920
‫نمی‌تونم تصور کنم از همسرش برای اینکار استفاده کنه.

00:15:57.920 --> 00:16:01.690
‫نهایتاً ممکنه فقط به‌خاطر اینکه آنیا به پسرش مشت زد،
‫بخواد به فورجرها فشار بیاره.

00:16:01.690 --> 00:16:05.690
‫نه، حالا که به رابطه‌ی پدر و پسری‌شون فکر می‌کنم، اینم بعید میاد.

00:16:05.690 --> 00:16:07.410
‫ولی خطرناکه که بخوام خوش‌بین باشم...

00:16:07.440 --> 00:16:09.260
‫می‌گم، لوید-سان...

00:16:09.260 --> 00:16:10.950
‫داشتم فکر می‌کردم...

00:16:11.730 --> 00:16:15.410
‫مشکلی ندارید اگه بعضی اوقات
‫ به انجمنِ بانوان وطن‌پرست برم؟

00:16:16.110 --> 00:16:19.050
‫راستش زیاد درمورد دنیای اطرافم نمی‌دونم،

00:16:19.050 --> 00:16:23.330
‫پس این فرصت خوبیه که با کسب تجربه‌ی بیشتر
‫ به‌عنوان یه مادر، عادی‌تر وفق پیدا کنم.

00:16:23.670 --> 00:16:24.570
‫خب البته که کارهای خونه رو عقب نمیندازم.

00:16:24.580 --> 00:16:28.550
‫خیلی شک دارم که دزموندها رو بشه
‫ الگوی «عادی بودن» درنظر گرفت، ولی...

00:16:28.550 --> 00:16:30.130
‫چیکار می‌کنی، گرگ‌ومیش؟

00:16:30.130 --> 00:16:32.540
‫ناراحت می‌شه اگه بگم نه؟

00:16:32.540 --> 00:16:35.060
‫ولی از اونجایی که تمام زیروبمِ قضیه رو نمی‌دونم...

00:16:35.500 --> 00:16:36.510
‫نه.

00:16:36.790 --> 00:16:38.360
‫مشکلی نداره، یور-سان.

00:16:38.890 --> 00:16:41.520
‫نیاز نیست به خودتون فشار بیارید که بخواید عادی باشید.

00:16:41.520 --> 00:16:43.510
‫بالأخره هر خانواده‌ای فرق می‌کنه.

00:16:43.510 --> 00:16:45.660
‫بله... درست می‌گید.

00:16:46.450 --> 00:16:49.940
‫ولی... موافقم که باید توی جامعه وفق پیدا کنید.

00:16:50.510 --> 00:16:53.390
‫درسته که به این ازدواجِ صوری عادت کردیم،

00:16:53.700 --> 00:16:56.740
‫ولی مطمئنم در خفا باید یه‌سری استرس تلنبار شده باشه.

00:16:57.360 --> 00:17:00.840
‫هرچقدر بتونید توی مکان‌هایی
‫ غیر از این خونه استراحت کنید، بهتره.

00:17:01.230 --> 00:17:05.460
‫و خب البته چیزایی مثل اینکه کسی از
‫ازدواج صوری‌مون خبردار نشه هم هست که باید مراقبش باشین.

00:17:06.220 --> 00:17:10.170
‫ولی خیلی مهمه که آدمایی رو داشته باشید که کنارشون راحتید.

00:17:10.830 --> 00:17:13.180
‫می‌دونم شما یوری-کون رو هم دارید،

00:17:13.180 --> 00:17:16.880
‫ولی مطمئنم مسائلی هست که
‫فقط می‌تونید به دوستان یا خانم‌های دیگه بگید.

00:17:17.340 --> 00:17:22.410
‫تا اینجای کار، فرصتی نداشتید که
‫با دوستاتون گپ بزنید و بیرون برید.

00:17:22.410 --> 00:17:25.540
‫فکر نکنم مشکلی باشه که از این چیزهای عادی لذت ببرید.

00:17:26.360 --> 00:17:27.600
‫لوید-سان...

00:17:27.600 --> 00:17:30.670
‫خب، راستشو بخواید، دارم از یه جنبه‌ی دیگه هم بهش نگاه می‌کنم.

00:17:30.670 --> 00:17:34.960
‫شنیدم کسایی که توی مجمعی نیستن،
‫ احتمال گزارش شدنشون بیشتره.

00:17:34.960 --> 00:17:37.450
‫پس امن‌تره اگه توی انجمنِ بانوان وطن‌پرست باشید.

00:17:37.450 --> 00:17:39.220
‫کـ ـ که اینطور...

00:17:39.220 --> 00:17:41.650
‫خوب می‌شه اگه چیزی پشتِ این قضیه نباشه.

00:17:41.650 --> 00:17:44.040
‫اینطوری ریسک گزارش شدنِ یور-سان کم می‌شه،

00:17:44.040 --> 00:17:49.120
‫و یه‌سری شایعاتی که از انجمن بانوان میاره هم
‫ ممکنه برام بدردبخور باشن.

00:17:49.520 --> 00:17:52.440
‫اگه هم ریگی تو کفششون باشه،
‫حمایتش می‌کنم و زیرنظر می‌گیرمشون.

00:17:52.480 --> 00:17:56.360
‫پس یعنی مثل رابطه‌ی شما با فرانکی-سان می‌مونه؟

00:17:56.360 --> 00:17:59.000
‫عه؟ اون... اوهوم...

00:17:59.000 --> 00:18:01.270
‫بابا موفرفری رو دوست حساب نمی‌کرد.

00:18:01.630 --> 00:18:02.800
‫طفلکی.

00:18:03.330 --> 00:18:04.660
‫مهمتر اینکه،

00:18:04.660 --> 00:18:10.980
‫هرچی بیشتر می‌شنوم... شاید رابطه‌ی خانواده‌ی دزموند
‫به حدی که تحقیقاتِ اولیه‌ی وایز می‌گفت، بد نیست.

00:18:10.980 --> 00:18:17.330
‫اگه موضوع این باشه، پس دوستیِ یور با ملیندا
‫ممکنه مسیرِ دیگه‌ای هم برای مأموریت باز کنه.

00:18:17.750 --> 00:18:21.020
‫نقشه B با آنیا و دامیان هم هست، ولی این‌یکی...

00:18:21.420 --> 00:18:23.780
‫نقشه C، دسیسه‌ی مامان‌ها.

00:18:24.710 --> 00:18:26.760
‫بسته به موقعیتِ ملیندا،

00:18:26.760 --> 00:18:29.460
‫این حتی ممکنه از نقشه B با دامیان هم سریعتر پیش بره.

00:18:29.460 --> 00:18:31.460
‫اگه نقشه C خوب پیش بره...

00:18:31.750 --> 00:18:34.170
‫آنیا می‌ره تو آشغالی!

00:18:34.410 --> 00:18:36.380
‫وضع ناجوری شده!

00:18:36.650 --> 00:18:38.240
‫آنیا و پسر دوم...

00:18:38.240 --> 00:18:40.200
‫و مامان و مامانِ پسر دوم...

00:18:40.200 --> 00:18:43.350
‫برای اینکه بفهمیم کی اول دوست می‌شه، باهم می‌جنگیم!

00:18:44.100 --> 00:18:45.910
‫که یعنی این...

00:18:46.590 --> 00:18:49.070
‫مبارزه‌ی دسیسه‌های دوستی‌ـه!

00:18:49.780 --> 00:18:54.970
‫نبردی که قادر به باخت درش نیستم، سرانجام آغاز شده.

00:18:55.780 --> 00:18:57.480
‫نمی‌تونم دست رو دست بذارم!

00:18:57.960 --> 00:19:00.350
‫بابا! آنیا می‌ره درس بخونه!

00:19:00.350 --> 00:19:01.690
‫اون چش شده؟

00:19:02.340 --> 00:19:04.810
‫به‌طور عجیبی جدیداً انگیزه گرفته.

00:19:07.300 --> 00:19:11.790
‫باید به یه‌عالمه دسیسه فکر کنم تا با پسر دوم صمیمی بشم!

00:19:11.790 --> 00:19:17.070
‫امم، چیزه... خب...

00:19:24.370 --> 00:19:27.200
‫دوست، ها؟

00:19:28.620 --> 00:19:30.130
‫اوه، درسته!

00:19:30.130 --> 00:19:32.350
‫اگه ملیندا-سان آدم مهمی باشه،

00:19:32.350 --> 00:19:35.540
‫احتمالاً بهتره از مغازه‌دار هم اجازه بگیرم.

00:19:35.960 --> 00:19:38.840
‫با همسرِ نخست‌وزیر صمیمی بشی؟

00:19:38.840 --> 00:19:41.410
‫بله، من مشکلی نمی‌بینم.

00:19:41.410 --> 00:19:44.060
‫که اینطور. پس خوبه.

00:19:44.060 --> 00:19:46.610
‫البته حتی اگه بخواد محافظه‌کار باشه...

00:19:46.610 --> 00:19:49.310
‫اگه اتفاقی پیش بیاد، خب...

00:19:49.310 --> 00:19:52.660
‫به‌طور قطع هم نمی‌تونم بگم پیشنهادش می‌کنم.

00:19:54.290 --> 00:19:59.000
‫هرچی که شد، فقط مطمئن شو همسرت
‫ شک نکنه که تعصب سیاسی داری.

00:19:59.000 --> 00:20:01.750
‫اوه، فکر نکنم از این نظر مشکلی باشه.

00:20:02.060 --> 00:20:08.150
‫فکر کنم لوید-سان قبلاً دزموند-سان رو دیده و گفت آدم خوبیه.

00:20:08.150 --> 00:20:12.690
‫و گفت یه‌مقدار به حزب... اتحاد ملی... علاقه‌منده.

00:20:14.250 --> 00:20:15.300
‫عجب.

00:20:18.600 --> 00:20:23.560
‫دیشب دسیسه‌ای به ذهنم نرسید،
‫و تا به خودم بیام صبح شده بود.

00:20:24.180 --> 00:20:26.620
‫صبح بخیر، آنیا-چان!

00:20:27.950 --> 00:20:29.580
‫گوش کن، بکی.

00:20:30.350 --> 00:20:32.210
‫عــــــــــه؟!

00:20:32.210 --> 00:20:36.200
‫می‌خوای سریع‌ترین راه برای صمیمی شدن با دامیان رو بدونی؟!

00:20:36.200 --> 00:20:39.180
‫گمونم بالأخره درموردش جدی شدی، نه؟!

00:20:39.180 --> 00:20:42.830
‫می‌بینم از انتظار خسته شدی و می‌خوای وارد فاز حمله بشی!

00:20:42.830 --> 00:20:44.380
‫گوش بده، آنیا-چان.

00:20:44.680 --> 00:20:46.700
‫یه تکنیک باستانی هست...

00:20:46.700 --> 00:20:51.160
‫که اگه با یه نون توی دهنت
‫ از کنجِ دیوار رد بشی و به کسی بخوری،

00:20:51.160 --> 00:20:52.930
‫آخرش به همدیگه می‌رسین!

00:20:52.930 --> 00:20:54.960
‫سه سوته دلشو می‌بری!

00:20:54.960 --> 00:20:55.820
‫اوه.

00:20:56.180 --> 00:20:59.060
‫از بوفه‌ی مدرسه برگر یاکیسوبا خریدم!

00:20:59.530 --> 00:21:01.020
‫بیا! بذار تو دهنت!

00:21:01.440 --> 00:21:02.530
‫داره میاد!

00:21:02.530 --> 00:21:04.690
‫حواست باشه! توی عشق فقط زمان‌بندی مهمه!

00:21:04.690 --> 00:21:05.670
‫همف.

00:21:05.980 --> 00:21:06.750
‫حالا!

00:21:06.750 --> 00:21:07.190
‫اوک.

00:21:07.700 --> 00:21:10.060
‫تنه‌ی دوستی!

00:21:10.060 --> 00:21:12.490
‫نه، بهش تنه نزن، آنیا-چان! فقط آروم بهش بخور!

00:21:14.960 --> 00:21:16.060
‫چی-

00:21:16.670 --> 00:21:17.830
‫هه‌هه...

00:21:18.410 --> 00:21:22.120
‫فکر کردی وایمیسم تا بهم حمله کنی؟

00:21:22.120 --> 00:21:24.430
‫احسنت، دامیان-ساما!

00:21:24.430 --> 00:21:25.710
‫نگاش کنین.

00:21:25.980 --> 00:21:28.610
‫داره نونی که رو زمین افتاده بود رو می‌خوره؟

00:21:30.220 --> 00:21:32.490
‫اه!

00:21:33.640 --> 00:21:34.530
‫اوه.

00:21:37.930 --> 00:21:40.810
‫دامینان-ساما... یعنی، دامیان-ساما...

00:21:40.810 --> 00:21:44.010
‫مثل اینکه دارید باهاش ست می‌کنید...

00:21:44.010 --> 00:21:47.840
‫ببخشید که غذا رو حروم کردم.

00:21:51.930 --> 00:21:53.190
‫قیمه‌قیمه‌ت می‌کنم!

00:21:53.190 --> 00:21:55.300
‫نه، دامیان-ساما! اگه بزنیدش، تونیتو می‌گیرید!

00:21:55.300 --> 00:21:56.550
‫وقت عقب‌نشینیه، آنیا-چان!

00:21:56.550 --> 00:21:59.450
‫وقتی فاز حمله شکست می‌خوره، باید پا به فرار بذاری!

00:22:00.000 --> 00:22:10.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:10.024 --> 00:22:31.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:36.940 --> 00:23:39.940
‫مأموریت: 43
‫حسادتِ سفید ‫حادثه اتوبوس‌ربایی آکادمی ایدن