﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:10.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:13.540 --> 00:00:15.700
‫شما چهار نفر جلو بیاید.

00:00:19.540 --> 00:00:23.130
‫از تالار سسیل، سال اول، آنیا فورجر.

00:00:23.130 --> 00:00:25.700
‫از همان کلاس، بکی بلکبل.

00:00:26.140 --> 00:00:28.680
‫از همان کلاس، دامیان دزموند.

00:00:29.030 --> 00:00:32.050
‫از تالار والد، سال اول، بیل واتکینس.

00:00:32.670 --> 00:00:36.200
‫در حین حادثه‌ی اتوبوس‌رباییِ اخیر،

00:00:36.200 --> 00:00:39.600
‫شما چهار نفر در حل سریع این موضوع نقش به‌سزایی داشتید،

00:00:39.600 --> 00:00:43.270
‫و از آنجا که آرامش خود را حفظ، و از دیگران حمایت کردید،

00:00:43.270 --> 00:00:47.640
‫در چنین وضعیت وخیمی توانستید
‫بدون وجود تلفاتی، استقامت به‌خرج دهید.

00:00:48.120 --> 00:00:52.110
‫برای تقدیر از این شجاعت، دانایی، و قدرتِ شما...

00:00:54.780 --> 00:00:56.990
‫هر کدام، یک استلا دریافت خواهید نمود.

00:02:30.550 --> 00:02:31.910
‫مأموریت: 46
‫عصر آنیا آغاز شده

00:02:32.000 --> 00:02:35.000
‫اولین استلام! الان اشکم درمیاد!

00:02:35.000 --> 00:02:36.540
‫منم! منم!

00:02:36.900 --> 00:02:38.970
‫هه. همین انتظارم می‌رفت.

00:02:39.290 --> 00:02:42.870
‫په. من کار خاصی نکردم که بخوام یکی بگیرم.

00:02:42.870 --> 00:02:45.420
‫اصلاً هم درست نیست، دامیان-ساما!

00:02:45.420 --> 00:02:49.350
‫اون نقشه‌ی «الان خودمو قهوه‌ای می‌کنم»تون
‫باعث شد اون حادثه ختم‌به‌خیر بشه!

00:02:49.350 --> 00:02:50.430
‫ساکت شو ببینم.

00:02:50.430 --> 00:02:54.370
‫ظاهراً یکی از روزنامه‌ها می‌خواد باهامون مصاحبه کنه!

00:02:54.370 --> 00:02:57.680
‫ای وای! اگه معروف بشیم چی؟

00:02:57.680 --> 00:02:58.840
‫اوه؟

00:02:58.840 --> 00:03:02.530
‫بنا بر نگرانی‌های امنیتی، اون پیشنهاد رو رد کردیم.

00:03:02.530 --> 00:03:05.860
‫مقامات هم بهمون گفتن در رابطه باهاش صحبتی نکنیم.

00:03:05.860 --> 00:03:10.410
‫مطمئنم سرویس امنیت ملی هم
‫نمی‌خواد مرکز توجه‌ها سمت یه‌سری بچه بره.

00:03:10.410 --> 00:03:13.490
‫چی؟ ولی آرزوهای خواننده شدنم چی!

00:03:13.940 --> 00:03:19.830
‫ولی حقیقتاً همین که هیچ‌کدوم از بچه‌ها
‫توی اون وضعیت صدمه‌ای ندیدن،

00:03:20.150 --> 00:03:23.730
‫خودش یه معجزه‌ست.
‫بگیریدشون! تمام مظنونین رو بگیرید!

00:03:23.730 --> 00:03:25.620
‫تمام تک‌تیراندازها، دست نگه دارید.

00:03:25.620 --> 00:03:28.340
‫X-1، X-2، و X-3 رو به مرکز ببرید.

00:03:34.310 --> 00:03:37.700
‫الان دیگه چیزی نیست. خوب دووم آوردی، بچه.

00:03:40.070 --> 00:03:43.380
‫«بچه» صدام نزن! من یه دزموندم!

00:03:43.380 --> 00:03:45.690
‫اصلاً هم از اون ماسماسک نترسیده بودم!

00:03:46.480 --> 00:03:47.740
‫حالا می‌تونی از اتوبوس پیاده شی.

00:03:48.490 --> 00:03:50.150
‫این قلابیه.

00:03:52.990 --> 00:03:54.740
‫امنیتِ تمام گروگان‌ها رو تأیید کردیم.

00:03:54.740 --> 00:03:57.630
‫خیلی‌خب. حالا دیگه نذارید هیچ اطلاعاتی درز کنه.

00:03:59.150 --> 00:04:03.200
‫به والدین و سرپرست‌هاشون اطلاع بدید تا بیان دانش‌آموزها رو ببرن.

00:04:03.200 --> 00:04:06.540
‫چند روز دیگه دوباره برای یه‌سری پرسش‌وپاسخ می‌گیم بیان.

00:04:06.540 --> 00:04:07.840
‫اطاعت.

00:04:08.110 --> 00:04:09.650
‫اونایی که خوابگاهی‌ان هم می‌تونن برن.

00:04:09.700 --> 00:04:12.010
‫بکـــــــــــــی!

00:04:12.020 --> 00:04:13.010
‫بابا!

00:04:13.730 --> 00:04:16.970
‫بابا!
‫خداروشکر حالت خوبه!

00:04:17.810 --> 00:04:19.260
‫مامان کجاست؟

00:04:19.260 --> 00:04:22.270
‫نمی‌تونستم همچین جای خطرناکی بیارمش.

00:04:22.270 --> 00:04:23.660
‫خونه مثل چی نگرانته.

00:04:23.660 --> 00:04:26.260
‫بیا زود بریم که از نگرانی دربیاد.

00:04:26.260 --> 00:04:27.090
‫باشه!

00:04:28.530 --> 00:04:30.110
‫فعلاً!

00:04:40.130 --> 00:04:44.130
‫ترجمه، تنظیم و کارائوکه: HADAD

00:04:50.360 --> 00:04:52.300
‫چـ ـ چیه؟

00:04:54.850 --> 00:04:55.770
‫چیزی نیست.

00:04:56.100 --> 00:04:57.400
‫نمی‌خواد بترسی.

00:04:59.320 --> 00:05:01.710
‫واقعاً معرکه‌ای.

00:05:01.710 --> 00:05:03.950
‫می‌دونم کلی سربه‌سرت گذاشتم،‌ ولی...

00:05:03.950 --> 00:05:06.400
‫گمونم متأسفم... یا همچین چیزی...

00:05:06.400 --> 00:05:08.490
‫تو هم خیلی خفن بودی، پسر دوم!

00:05:09.290 --> 00:05:13.700
‫می‌خواستی به‌جام بمبم رو بگیری! شبیه قهرمان و اینا بودی.

00:05:13.700 --> 00:05:14.550
‫چی...

00:05:17.040 --> 00:05:19.790
‫خـ ـ خـ ـ خیلی هم عادیه! اصلاً چیزی نبود!

00:05:19.790 --> 00:05:23.500
‫بـ ـ بـ ـ بالأخره طبیعیه به یه دوست کمک کنی!

00:05:24.400 --> 00:05:26.060
‫دوست...

00:05:26.510 --> 00:05:27.520
‫نبرد توطئه‌های دوستی

00:05:27.550 --> 00:05:29.220
‫یدوست!

00:05:30.010 --> 00:05:34.210
‫پس انگاری آنیا بالأخره رفیق فابت شد!

00:05:34.210 --> 00:05:37.870
‫شرمنده، مامان. آنیا این نبرد رو برد.

00:05:37.870 --> 00:05:39.530
‫ها؟ چی داری می‌گی؟

00:05:39.530 --> 00:05:41.430
‫تازه، من کِی گفتم تو رفیق فابمی؟

00:05:42.130 --> 00:05:44.520
‫آنیا فردا میاد خونه‌تون!

00:05:44.810 --> 00:05:46.440
‫ها؟ چرا؟

00:05:46.680 --> 00:05:48.070
‫شوک.

00:05:48.070 --> 00:05:52.560
‫و ـ ولی دوستا می‌رن خونه‌ی دوستاشون
‫و همو به مامان‌باباشون معرفی می‌کنن،

00:05:52.560 --> 00:05:55.450
‫بعدش باهم می‌ریم تو اتاقت و درباره‌ی صلح حرف می‌زنیم.

00:05:55.450 --> 00:05:57.090
‫خوابشو ببینی یهو دعوت کنم.

00:05:57.090 --> 00:05:59.170
‫تازه این معرفی و صلح و اینا چیه می‌گی؟

00:05:59.170 --> 00:06:00.710
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

00:06:00.940 --> 00:06:04.560
‫تازه‌شم، یعنی چی؟
‫از همون اول فقط به اسم‌ورسمِ دزموندها اهمیت می‌دادی؟

00:06:04.560 --> 00:06:06.230
‫نزدیک بود گولتو بخورم.

00:06:06.230 --> 00:06:08.920
‫هیچ‌وقت قرار نیست دوستم باشی. همف.

00:06:08.920 --> 00:06:10.180
‫دوتا شوک!

00:06:12.130 --> 00:06:13.940
‫تازه، لابد الانشم فهمیدی.

00:06:14.370 --> 00:06:16.540
‫هیچ‌کس از خانواده‌م قرار نیست بیاد منو ببره.

00:06:18.130 --> 00:06:21.970
‫حتی اگه باهام صمیمی‌تر بشی،
‫قرار نیست به مامان‌بابام نزدیک شی.

00:06:26.120 --> 00:06:29.540
‫یعنی چی؟! خانواده‌ی تو هم نیومدن اینجا که!

00:06:29.540 --> 00:06:33.110
‫اگه والدین‌تون هنوز نیومدن، پلیس می‌تونه شما رو تا خونه ببره.

00:06:33.110 --> 00:06:35.740
‫می‌تونیم توی یه ماشین پلیس بریم؟ چه هیجان‌انگیر!

00:06:36.420 --> 00:06:38.490
‫آنیا-ســــــان!

00:06:38.810 --> 00:06:40.750
‫آنیا-ســــــان!

00:06:41.280 --> 00:06:43.450
‫آنیا-ســـان؟

00:06:43.700 --> 00:06:44.880
‫آنیا-سان!

00:06:44.880 --> 00:06:45.790
‫مامان!

00:06:45.790 --> 00:06:47.610
‫اوه، خداروشکر!

00:06:47.610 --> 00:06:50.400
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم و بعدش شنیدم اینجا چه اتفاقی افتاده!

00:06:50.400 --> 00:06:51.780
‫تا اینجا دوئیدید؟

00:06:51.780 --> 00:06:52.790
‫صدمه دیدی؟

00:06:52.790 --> 00:06:54.270
‫جاییت که درد نمی‌کنه؟!

00:06:54.270 --> 00:06:57.860
‫جاییت که زخم نشده یا تیر نخوردی یا له و تیکه‌تیکه نشدی؟!

00:06:58.720 --> 00:07:00.110
‫حالم خوبه...

00:07:04.400 --> 00:07:06.180
‫مامان!

00:07:08.360 --> 00:07:11.870
‫نازی نازی. الان در امانی.

00:07:11.870 --> 00:07:14.830
‫ببخشید انقدر طولش دادم که بیام نجاتت بدم.

00:07:15.580 --> 00:07:17.630
‫شاید واقعاً اعصاب تانگستنی نداره.

00:07:17.630 --> 00:07:19.790
‫خیالم راحت شد که شبیه سنش رفتار می‌کنه.

00:07:20.190 --> 00:07:22.510
‫همف! چقدر سوسول.

00:07:23.290 --> 00:07:28.590
‫پسر... اصلاً فکرشو نمی‌کردم بدون تیم ضربت قضیه حل‌وفصل شه.

00:07:29.480 --> 00:07:32.670
‫انگار برای هیچ‌وپوچ تا اینجا کوبیدیم اومدیم، ها؟

00:07:33.450 --> 00:07:34.890
‫بابا هم اینجا بود!

00:07:34.890 --> 00:07:36.100
‫آخیش...

00:07:36.100 --> 00:07:40.300
‫نمی‌دونم چه‌خبر شده، ولی اگه همه‌چی مرتبه من برمی‌گردم.

00:07:40.300 --> 00:07:44.520
‫فقط کنار این افسرهای سرویس امنیت ملی بودن
‫باعث می‌شه دلدرد بگیرم.

00:07:44.520 --> 00:07:48.350
‫نمی‌خوای با دخترت یه دیدارِ احساسی داشته باشی؟

00:07:48.350 --> 00:07:52.500
‫لویدِ توی بیمارستان هم قراره تو سفرِ کاری باشه،

00:07:52.500 --> 00:07:55.430
‫پس هنوز زوده که بعد از شنیدنِ اخبار بخواد بیاد.

00:07:55.430 --> 00:07:57.200
‫اونطوری مشکوک به‌نظر میاد.

00:07:57.670 --> 00:08:01.760
‫وقتی خونه رسیدیم غذای موردعلاقه‌شو درست می‌کنم.

00:08:01.760 --> 00:08:03.410
‫که اینطور.

00:08:03.700 --> 00:08:05.870
‫همبرگر!

00:08:06.520 --> 00:08:09.930
‫راستی... تو دامیان-سان هستی، درسته؟

00:08:10.350 --> 00:08:13.090
‫ماشینِ ملیندا-سان رو تو راه اینجا دیدم،

00:08:13.790 --> 00:08:15.550
‫ولی خب ازش رد شدم.

00:08:15.790 --> 00:08:18.700
‫فکر کنم الانا دیگه برسه.

00:08:18.700 --> 00:08:19.760
‫اوه، اوناهاش.

00:08:20.770 --> 00:08:23.730
‫هم‌دست توطئه‌ی دوستیِ مامان! اون رقیبمه.

00:08:23.730 --> 00:08:24.430
‫دامیان!

00:08:24.750 --> 00:08:26.890
‫مـ ـ مادر؟

00:08:27.770 --> 00:08:30.740
‫اوه، دامیان! دامیان!

00:08:30.740 --> 00:08:33.720
‫مادر... اومدی منو ببری؟

00:08:33.720 --> 00:08:36.250
‫چی داری می‌گی؟ معلومه که اومدم!

00:08:36.250 --> 00:08:39.230
‫دیر اومدم چون تا الان هیچی درباره‌ی این نمی‌دونستم.

00:08:39.480 --> 00:08:41.070
‫لطفاً منو ببخش.

00:08:41.560 --> 00:08:44.770
‫آه، دامیان. دامیان عزیزم.

00:08:44.770 --> 00:08:46.960
‫اگه اتفاق بدی برات میفتاد، اونوقت من...

00:08:46.960 --> 00:08:50.400
‫آه، دامیان. دامیانِ نازم.

00:08:50.920 --> 00:08:53.170
‫فقط خوشحالم سالمی.

00:08:53.400 --> 00:08:56.380
‫یه‌جورایی شبیه دایی‌ـه. وویی.

00:08:56.380 --> 00:08:58.130
‫اوه، خداروشکر.

00:08:59.490 --> 00:09:02.730
‫اصلاً هم نترسیده بودم.

00:09:03.820 --> 00:09:07.940
‫الان فقط ناراحتم چون نتونستم موزه رو ببینم.

00:09:09.050 --> 00:09:11.110
‫لازم نیست خودتو سرسخت نشون بدی، عزیزم.

00:09:11.550 --> 00:09:14.040
‫مادر... امم...

00:09:14.040 --> 00:09:18.830
‫لطفاً به پدر نگو... که داشتم گریه می‌کردم.

00:09:18.830 --> 00:09:21.290
‫نمی‌خوام اون نگران شه.

00:09:23.070 --> 00:09:25.040
‫نباید اینجا میومدم.

00:09:26.350 --> 00:09:28.330
‫معلومه که بهش نمی‌گم.

00:09:28.820 --> 00:09:34.310
‫و تو هم مطمئن شو به‌هیچ‌وجه به پدرت نگی که من اینجا بودم.

00:09:34.310 --> 00:09:37.470
‫اگه فقط توی اتوبوس‌ربایی می‌مرد...

00:09:37.470 --> 00:09:38.809
‫اوه، دامیان... ‫هیچ اهمیتی بهت نمی‌دم. ‫اوه، چقدر خوشحالم که سالمی.

00:09:38.810 --> 00:09:40.190
‫نمی‌تونم قیافه‌تو تحمل کنم.

00:09:40.190 --> 00:09:40.990
‫نمی‌شد خودت برگردی خونه؟

00:09:41.070 --> 00:09:42.170
‫ببین چطوری داره خودشو
‫سرسخت نشون می‌ده. چقدر ناز.

00:09:42.200 --> 00:09:45.000
‫وقتی رسیدیم خونه، خودم یه‌چیزی برات درست می‌کنم. خیلی‌وقته گذشته.

00:09:45.010 --> 00:09:46.470
‫تو گنجِ منی.

00:09:46.470 --> 00:09:48.440
‫تو نفرینِ منی.
‫دوستت دارم، دامیان.

00:09:49.770 --> 00:09:51.490
‫بهم قول بده.

00:09:55.980 --> 00:09:58.440
‫استارلایت، استارلایت!

00:09:58.440 --> 00:10:02.150
‫استارلایت آنیـــا!

00:10:02.150 --> 00:10:05.260
‫نباید فلفل سبزهاتو جدا کنی، آنیا-سان.

00:10:05.260 --> 00:10:08.530
‫استارلایت آنیا نیازی به خوردنشون نداره. مشکلی نیست.

00:10:08.530 --> 00:10:11.370
‫این چه‌جور منطقیه؟ بخورشون.

00:10:11.630 --> 00:10:13.740
‫بهت افتخار می‌کنم که یه استلا گرفتی،

00:10:13.740 --> 00:10:17.840
‫ولی برای اینکه با بی‌فکری
‫جلوی اتوبوس‌رباها وایسادی نمی‌تونم تشویقت کنم.

00:10:17.840 --> 00:10:20.830
‫درست می‌گه. نباید کارای خطرناک کنی.

00:10:20.830 --> 00:10:23.180
‫سنسه هم همینو بهم گفت.

00:10:23.180 --> 00:10:27.030
‫شنیدم از اتوبوس‌رباها درخواستِ غذا کردی.

00:10:27.310 --> 00:10:30.090
‫خـ ـ خب، آنیا گشنه‌ش بود.

00:10:30.090 --> 00:10:32.060
‫خیلی شرمنده!

00:10:32.060 --> 00:10:36.080
‫حتماً صبحونه‌ای که درست کردم به‌اندازه‌ی کافی سیرت نکرد!

00:10:38.830 --> 00:10:41.080
‫کلاسات از امروز شروع می‌شه دیگه، نه؟

00:10:41.080 --> 00:10:44.040
‫تا مدرسه می‌برمت، پس زود بخور و لباساتو عوض کن.

00:10:44.040 --> 00:10:45.110
‫باش.

00:10:45.920 --> 00:10:50.570
‫شاید خوب به‌نظر بیاد، ولی اون حادثه حتماً روش تأثیر گذاشته.

00:10:51.040 --> 00:10:53.400
‫باید مطمئن شم حواسم به اوضاع هست.

00:10:54.400 --> 00:10:57.190
‫ماشینِ بابا درب و داغونه.

00:10:57.190 --> 00:11:00.010
‫از اتوبوس، کوچولو و تنگ و تاریک‌تره.

00:11:00.010 --> 00:11:01.950
‫آه، چه کوچول.

00:11:01.950 --> 00:11:05.850
‫ماشینِ بکی اینا چه گنده و جنگول پنگولیه.

00:11:05.850 --> 00:11:06.950
‫ساکت.

00:11:07.300 --> 00:11:09.320
‫یا شایدم زیاد تأثیری نذاشته.

00:11:09.720 --> 00:11:11.810
‫آنیا و مامان اون‌روز توی ماشین پلیسا بودیم!

00:11:11.810 --> 00:11:14.090
‫تندتند می‌رفت و «قوم قوم» می‌کرد! خیلی باحال بود!

00:11:14.090 --> 00:11:17.020
‫که اینطور. پس پلیس تا خونه آوردتون.

00:11:17.640 --> 00:11:20.230
‫شرمنده خودم نتونستم بیام ببرمت.

00:11:20.230 --> 00:11:21.300
‫اشکال نداره.

00:11:21.300 --> 00:11:23.240
‫اصلاً اونجا بودی، بابا.

00:11:26.770 --> 00:11:27.890
‫بابا.

00:11:27.890 --> 00:11:28.650
‫همم؟

00:11:29.210 --> 00:11:32.690
‫خونواده‌هایی که اومدن بچه‌هاشونو بردن، باهم کنار میان؟

00:11:33.080 --> 00:11:35.860
‫همم؟ خب، باید همینطور باشه.

00:11:35.860 --> 00:11:38.560
‫بیشتر خانواده‌ها توی اون وضعیت میان بچه‌هاشونو ببرن.

00:11:38.560 --> 00:11:39.550
‫حالا چی شده؟

00:11:41.890 --> 00:11:45.600
‫حتی اگه باهام صمیمی‌تر بشی،
‫قرار نیست به مامان‌بابام نزدیک شی.

00:11:45.600 --> 00:11:46.250
‫دامیان!

00:11:46.540 --> 00:11:47.720
‫مادر...

00:11:47.720 --> 00:11:48.660
‫اوه، دامیان...

00:11:48.700 --> 00:11:50.460
‫نمی‌تونم قیافه‌تو تحمل کنم.
‫تو نفرینِ منی.

00:11:50.460 --> 00:11:51.940
‫بهم قول بده.

00:11:52.530 --> 00:11:55.580
‫خونواده‌ی پسر دوم خیلی عجیب بود.

00:11:56.850 --> 00:12:00.360
‫یعنی واقعاً اذیتش کرده که نیومدم دنبالش؟

00:12:00.360 --> 00:12:01.470
‫درسته.

00:12:01.470 --> 00:12:06.590
‫زمانی که توی یتیم‌خونه بود، مثل بقیه‌ی بچه‌ها،
‫هیچ‌کس نبود که بره دنبالش،

00:12:06.590 --> 00:12:08.330
‫حتماً زخم عمیقی براشه.

00:12:08.720 --> 00:12:11.340
‫باید قلبشو تسکین بدم، وگرنه روی مأموریت تأثیر داره.

00:12:11.340 --> 00:12:12.270
‫چیکار کنم؟!

00:12:13.070 --> 00:12:17.760
‫آه... آنیا امروز خیلی دلش می‌خواد کیک بخوره.

00:12:17.760 --> 00:12:19.640
‫جدی؟ پس خیلی‌خب!

00:12:19.640 --> 00:12:21.550
‫بیا بعد از مدرسه برات کیک بخریم!

00:12:21.550 --> 00:12:22.740
‫از اون خوباش!

00:12:22.740 --> 00:12:23.910
‫هورا!

00:12:26.140 --> 00:12:28.630
‫الان حالت بهتر شده؟

00:12:28.630 --> 00:12:29.940
‫بله، با تشکر از شما.

00:12:30.500 --> 00:12:34.550
‫ولی خب هنوز بعضی‌وقتا یادش میفتم و دست‌وپام می‌لرزه.

00:12:35.920 --> 00:12:39.350
‫اگه بخوای می‌تونم به یه روانپزشکِ خوب معرفی‌ت کنم.

00:12:40.140 --> 00:12:43.910
‫خب الان بیشتر از خودم، نگران بچه‌هام.

00:12:43.910 --> 00:12:48.320
‫اون که البته، ولی سلامتِ کسایی که
‫ از بچه‌ها حمایت می‌کنن هم مهمه.

00:12:48.580 --> 00:12:53.040
‫راستی، شنیدم توضیحاتی که دیروز
‫به والدین داده شد اونقدر جالب پیش نرفت.

00:12:53.040 --> 00:12:55.720
‫خب، سرویس امنیت ملی حضور داشت،

00:12:55.720 --> 00:12:58.290
‫پس اونقدر حس نمی‌کردم بتونیم راحت حرف بزنیم.

00:12:58.710 --> 00:13:02.410
‫ولی والدین هم کاملاً حق دارن که عصبانی و مضطرب باشی.

00:13:02.410 --> 00:13:07.260
‫به‌عنوان اساتید، ما باید تمام تلاشمونو
‫برای کمک به دانش‌آموزها توی این موقعیت بکنیم.

00:13:07.260 --> 00:13:08.720
‫درست می‌فرمایید.

00:13:10.600 --> 00:13:12.860
‫روز خوبی داشته باشید، ارباب جوان.

00:13:14.470 --> 00:13:15.560
‫هــه!

00:13:16.670 --> 00:13:19.060
‫صبحتون بخیر، دامیان-ساما!

00:13:19.060 --> 00:13:19.850
‫سلام.

00:13:20.660 --> 00:13:23.950
‫کم پیش میاد اینطوری با ماشین تا مدرسه بیاید، مگه نه؟

00:13:23.950 --> 00:13:27.050
‫خوش گذشت که بعد از این‌همه مدت با خانواده وقت بگذرونید؟

00:13:27.050 --> 00:13:28.830
‫ها؟ اوهوم...

00:13:29.810 --> 00:13:32.910
‫می‌گم، جیوز. مادر کجاست؟

00:13:33.360 --> 00:13:35.700
‫درحال‌حاضر به ویلا برگشتن.

00:13:36.240 --> 00:13:37.370
‫که اینطور.

00:13:41.090 --> 00:13:42.960
‫در جایگاهی نیستم که اینو بگم، قربان.

00:13:42.960 --> 00:13:45.550
‫پس می‌تونید این حرفم رو نادیده بگیرید.

00:13:45.930 --> 00:13:50.750
‫ولی تمام غذاهای روی میز رو مادرتون شخصاً درست کردن.

00:13:54.980 --> 00:13:56.070
‫عجب.

00:13:57.470 --> 00:14:00.090
‫خب... گمونم طبق معمول بود.

00:14:00.090 --> 00:14:01.630
‫چه خوب.

00:14:01.630 --> 00:14:05.380
‫پسر... زندگی خوابگاهی خیلی بی‌رحمه.

00:14:05.380 --> 00:14:07.190
‫صبح بخیر، دامیان-کون!

00:14:08.240 --> 00:14:09.900
‫اوه، صبح بخیر.

00:14:09.900 --> 00:14:12.090
‫وای خدا! واقعاً جواب داد!

00:14:12.090 --> 00:14:13.810
‫از کلاس 4ـه...

00:14:13.810 --> 00:14:17.620
‫خب، شما الان ناجیِ کلاس 3 و 4 به‌حساب میاید.

00:14:19.830 --> 00:14:22.670
‫وای خدا! بکی-چان! صبح بخیر!

00:14:22.670 --> 00:14:23.800
‫چی شده؟

00:14:23.800 --> 00:14:27.050
‫نقشه‌ی درخواستِ کمکت محشر بود، بکی-چان!

00:14:27.050 --> 00:14:29.850
‫آه... خب، گمونم اینم می‌شه گفت.

00:14:30.750 --> 00:14:33.690
‫وای خدا! آنیا-ساما!

00:14:33.690 --> 00:14:34.730
‫ساما؟!

00:14:34.730 --> 00:14:38.810
‫واقعاً خیلی خفن جلوی اون آدم‌بدا وایسادین، آنیا-ساما!

00:14:38.810 --> 00:14:42.700
‫تچ، تچ، تچ. بهم بگید «دابل استارلایت آنیا.»

00:14:42.700 --> 00:14:45.600
‫دابل استارلایت آنیا-ساما!

00:14:45.600 --> 00:14:47.210
‫زود یاد می‌گیرید.

00:14:49.110 --> 00:14:52.150
‫سـ ـ سلام، فورجر، صبح بخیر.

00:14:52.150 --> 00:14:53.120
‫صبح بخیر.

00:14:53.440 --> 00:14:55.070
‫صبح بخیر، آنیا-چان.

00:14:55.070 --> 00:14:57.570
‫بابت حرفای بدی که درباره‌ت زدم شرمنده.

00:14:57.860 --> 00:14:59.380
‫می‌گم، اون بمب ترسناک بود؟

00:14:59.410 --> 00:15:01.170
‫چطوری آدم‌بدا رو قانع کردی بس کنن؟

00:15:01.170 --> 00:15:03.970
‫صبح بخیر، فورجر-سان. بیا باهم بریم کلاس.

00:15:03.970 --> 00:15:05.520
‫می‌خوای باهام ناهار بخوری؟

00:15:05.520 --> 00:15:09.210
‫هه. عصر آنیا آغاز شده.

00:15:10.100 --> 00:15:11.080
‫چیکار کنم؟

00:15:11.080 --> 00:15:15.010
‫آنیا انقدر محبوبه که ممکنه آخرش صدتا دوست پیدا کنه.

00:15:15.810 --> 00:15:20.730
‫انقدر دوست پیدا می‌کنم که آخرسر ممکنه دنیا رو فتح کنم!

00:15:20.730 --> 00:15:23.500
‫په! ببینین اون احمق چطوری پررو شده.

00:15:23.500 --> 00:15:25.480
‫عه‌وا؟ نکنه حسودی می‌کنی؟

00:15:25.480 --> 00:15:26.430
‫به کی؟!

00:15:26.430 --> 00:15:28.930
‫حالا همه می‌فهمن آنیا-چان چقدر دلبره،

00:15:28.930 --> 00:15:32.070
‫و ممکنه آخرش اونو ازت بقاپن.

00:15:32.070 --> 00:15:33.070
‫لرز

00:15:36.110 --> 00:15:38.000
‫عه. واسه چی لرزم گرفته؟

00:15:38.000 --> 00:15:41.030
‫اینطوری نیست که یه‌ذره هم برای اون فسقلی احساسی داشته باشم.

00:15:41.830 --> 00:15:44.080
‫په. هیچم قانع‌شون نکرد.

00:15:44.080 --> 00:15:47.170
‫فقط یه رعیتِ شکموـه که واسه غذا به پاشون افتاده بود.

00:15:47.170 --> 00:15:50.470
‫حتی خودمم نمی‌فهمم اتوبوس‌رباها چرا به‌خاطرش تسلیم شدن.

00:15:51.260 --> 00:15:54.970
‫وای! معرکه‌ست که به‌عنوان یه رعیت می‌تونی به آکادمی ایدن بیای.

00:15:54.970 --> 00:15:59.180
‫حتماً خیلی پوست‌کلفتی.
‫الکی نیست تونستی جلوی اون آدم‌بدا وایسی.

00:15:59.450 --> 00:16:03.710
‫موندم اگه منم یه رعیت بشم،
‫می‌تونم به‌اندازه‌ی آنیا-ساما قوی باشم؟

00:16:03.710 --> 00:16:05.890
‫رازِ رعیت بودنت رو بهمون بگو!

00:16:05.890 --> 00:16:08.060
‫اصلاً رعیت‌ها چی می‌خورن؟

00:16:11.950 --> 00:16:13.370
‫نوش جان!

00:16:14.110 --> 00:16:17.790
‫یه‌چیز خیلی سوخته و سیاه، و یه‌چیز خیلی سفت و بی‌نمک.

00:16:17.790 --> 00:16:19.440
‫همیشه یه‌چیزی تو همین مایه‌هاست.

00:16:19.440 --> 00:16:20.230
‫عـــه!

00:16:20.230 --> 00:16:21.430
‫پرام ریخت!

00:16:21.430 --> 00:16:24.710
‫پس رعیت‌ها هرروز از این‌چیزا می‌خورن تا شکم‌هاشونو قوی کنن؟

00:16:24.710 --> 00:16:27.220
‫پس الکی نیست انقدر قوی شده.

00:16:27.530 --> 00:16:31.360
‫همف! لابد انقدر فقیری که مامان‌بابات برات غذا می‌پزن.

00:16:31.360 --> 00:16:33.970
‫خیلی ضایع‌ست، مگه نه، دامیان-ساما؟

00:16:33.970 --> 00:16:37.460
‫ها؟ بـ ـ به‌نظر من که اشکالی نداره.

00:16:37.460 --> 00:16:39.520
‫غذای مادر خوشمزه بود.

00:16:39.940 --> 00:16:41.640
‫عــه؟

00:16:41.640 --> 00:16:44.770
‫دامیان-ساما، جدیداً خیلی باهاش مهربون شدین.

00:16:44.770 --> 00:16:47.200
‫هیچم مهربون نیستم! خیلی هم بدجنسم!

00:16:49.420 --> 00:16:52.990
‫تو رو خدا به پدر نگو گریه می‌کردم.

00:16:52.990 --> 00:16:54.530
‫آه، پسر دومِ نازم.

00:16:54.530 --> 00:16:57.190
‫ولی من از بچه‌های ضعیفی که گریه می‌کنن متنفرم.

00:16:57.190 --> 00:17:00.560
‫همه می‌گن اگه مثل آنیا-ساما باشی، قوی می‌شی.

00:17:00.560 --> 00:17:01.600
‫هوم، هوم.

00:17:01.600 --> 00:17:03.180
‫رعیت‌ها، هورا!

00:17:03.610 --> 00:17:06.280
‫ای بابا! منم می‌خوام یه پسر قوی باشم!

00:17:06.780 --> 00:17:10.250
‫اومدم خونه‌ی آنیا-سان که یاد بگیرم چطوری یه رعیت باشم.

00:17:10.250 --> 00:17:11.970
‫با بابام!

00:17:11.970 --> 00:17:14.210
‫پسر دوم رو به شما می‌سپرم، خیلی ممنون و تشکرات.

00:17:14.210 --> 00:17:15.260
‫هوم.
‫واق.

00:17:15.840 --> 00:17:17.750
‫به فکرمم نرسیده بود...

00:17:17.750 --> 00:17:20.210
‫نقشه B، توطئه‌ی دوستی...

00:17:21.020 --> 00:17:24.360
‫آنیا فقط به فکر رفتن به خونه‌ی پسر دوم بود.

00:17:24.360 --> 00:17:27.320
‫از همون اولش باید به خونه‌ی خودمون دعوتش می‌کردم.

00:17:27.320 --> 00:17:31.080
‫آره... این الان برعکس نقشه B حساب می‌شه.

00:17:31.580 --> 00:17:32.810
‫بهش می‌گم...

00:17:33.320 --> 00:17:35.270
‫B نقشه

00:17:35.280 --> 00:17:36.660
‫B نقشه.

00:17:37.390 --> 00:17:39.860
‫خوردن اینجور چیزا ترسناک نیست؟

00:17:39.860 --> 00:17:43.030
‫هه. من هرروز جوری غذا می‌خورم که آماده‌ی مردن باشم.

00:17:43.850 --> 00:17:47.290
‫آنیا به پسر دوم نشون می‌ده چقدر خونواده‌ش قویه.

00:17:47.290 --> 00:17:51.890
‫اگه هرروز سخت تمرین کنید،
‫بچه‌ای می‌شید که هیچ‌وقت گریه نمی‌کنه.

00:17:51.890 --> 00:17:53.450
‫چه خـفـن!

00:17:53.450 --> 00:17:56.250
‫دروغگو. خودت داشتی مثل چی گریه می‌کردی.

00:17:56.250 --> 00:17:59.160
‫دیگه چی؟ معمولاً دیگه چیکار می‌کنی؟

00:17:59.530 --> 00:18:03.710
‫همم... مثل یه شیطان درس می‌خونم.

00:18:03.710 --> 00:18:04.660
‫بابام مجبورم می‌کنه.

00:18:04.660 --> 00:18:06.270
‫مشقاتو انجام دادی؟!

00:18:06.270 --> 00:18:07.350
‫اییی!

00:18:07.350 --> 00:18:09.860
‫خب، این عادیه...

00:18:10.390 --> 00:18:15.510
‫تازه، وقتی سوپرمارکت می‌ریم خرید،
‫ آنیا مجبوره چیزای سنگین حمل کنه.

00:18:15.510 --> 00:18:17.630
‫آنیا اون خوراکی‌ها رو میاره.

00:18:17.630 --> 00:18:19.620
‫تا حساب نکردیم نخوری‌شونا.

00:18:19.620 --> 00:18:22.890
‫عجب. پس اینطوری این‌همه زور داری.

00:18:22.890 --> 00:18:25.450
‫وایسا، تنهایی می‌ری خرید؟ چه خفن!

00:18:25.840 --> 00:18:30.270
‫امم... تازه، مسواکم به‌اندازه 100 کیلوگرم وزن داره!

00:18:30.270 --> 00:18:31.280
‫عه؟!

00:18:31.280 --> 00:18:34.130
‫آبِ حموم حدوداً 100 درجه‌ست!

00:18:34.130 --> 00:18:35.530
‫خدایی؟!

00:18:35.530 --> 00:18:38.430
‫تازه، هرروز با یه هیولای سفید می‌جنگم.

00:18:38.430 --> 00:18:42.220
‫ای وای! آنیا-چان باز داره اغراق می‌کنه!

00:18:42.220 --> 00:18:44.300
‫دوباره قراره دروغگو صداش کنن.

00:18:44.780 --> 00:18:46.750
‫خـ ـ خب، می‌دونین...

00:18:46.750 --> 00:18:50.390
‫رازِ اصلی توی قدرت آنیا-چان، تمریناتِ مادرشه.

00:18:50.390 --> 00:18:52.450
‫مادرش خیلی قویه.

00:18:52.450 --> 00:18:54.870
‫منم داره تمرین می‌ده.

00:18:55.530 --> 00:18:56.530
‫عــه.

00:18:57.090 --> 00:19:00.340
‫می‌خواد محبوبیتِ آنیا رو به مامان بده.

00:19:00.340 --> 00:19:01.440
‫چطور تونستی، بکی؟

00:19:01.440 --> 00:19:04.340
‫تو هم یه جاسوسی که می‌خواد توی توطئه‌ی دوستی مداخله کنه؟

00:19:05.240 --> 00:19:09.880
‫اگه ما هم به خونه‌ی فورجر-سان بریم،
‫به‌نظرت ما هم تمرین می‌ده؟

00:19:09.880 --> 00:19:13.420
‫نخیرم. اگه بیاید خونه‌مون هیچم قوی نمی‌شید.

00:19:13.420 --> 00:19:15.220
‫عه، چرا...

00:19:15.220 --> 00:19:20.240
‫امم، آه... الان گردنِ مامانم شکسته، پس داره استراحت می‌کنه.

00:19:20.240 --> 00:19:21.030
‫عه؟

00:19:21.030 --> 00:19:22.720
‫گردنش شکسته و زنده مونده؟

00:19:22.720 --> 00:19:24.410
‫مامانای رعیت حرف ندارن!

00:19:24.410 --> 00:19:25.680
‫امیدوارم زود خوب شه.

00:19:26.000 --> 00:19:28.040
‫آنیا عوضش تمرین‌تون می‌ده.

00:19:28.040 --> 00:19:29.610
‫اینطوری مشت می‌زنید.

00:19:29.610 --> 00:19:30.790
‫اینطوری؟

00:19:30.790 --> 00:19:33.140
‫این واقعاً آموزنده‌ست، فورجر-سان!

00:19:33.140 --> 00:19:36.350
‫په، چه مسخره! بس کنین شماها هم.

00:19:36.600 --> 00:19:40.070
‫اگه با اون دوست شین، اسم خونواده‌هاتونو زیرسؤال می‌برین.

00:19:40.070 --> 00:19:41.730
‫آره، آره!

00:19:43.890 --> 00:19:47.600
‫پسر دوم هم می‌خواد محبوبیتِ آنیا رو بدزده...

00:19:47.600 --> 00:19:50.870
‫خب، اونقدرم اشتباه نمی‌کنی، بالأخره حسودی می‌کنه.

00:19:50.870 --> 00:19:53.040
‫آه، ولی من اونطوری نیستما.

00:19:53.420 --> 00:19:55.720
‫ازت متنفرم، پسر دوم. لاشی.

00:19:55.720 --> 00:19:59.500
‫چی گفتی؟! خب، منم خیلی ازت متنفرم!

00:19:59.500 --> 00:20:01.150
‫احمق! اسکل!

00:20:01.150 --> 00:20:03.440
‫یه بی‌ریختِ احمقِ کوتوله. نمره‌ها و دست‌خطتم مزخرفه!

00:20:03.440 --> 00:20:05.320
‫دخترک کفتارِ شکمو!

00:20:05.320 --> 00:20:07.380
‫مامانت یه گوریله!

00:20:07.380 --> 00:20:09.170
‫باباتم فقط یه شارلاتانه!

00:20:09.170 --> 00:20:12.110
‫وای، مهارت‌های فحش‌دهی‌تون پیشرفت کرده!

00:20:13.870 --> 00:20:16.320
‫آنیا کوتوله نیست...

00:20:17.640 --> 00:20:20.890
‫وای، دامیان-کون فورجر-سان رو گریه انداخت.

00:20:20.890 --> 00:20:23.630
‫یعنی دامیان-کون قوی‌تره؟

00:20:23.630 --> 00:20:26.530
‫هیچ‌کس حریفِ دزموندها نمی‌شه!

00:20:26.530 --> 00:20:29.710
‫نــــه! ولی آنیا از همه قوی‌تره!

00:20:29.710 --> 00:20:32.760
‫آنیا می‌خواد دنیا رو فتح کنه!

00:20:32.760 --> 00:20:35.750
‫چی داری می‌گی، آنیا-چان؟ آروم باش!

00:20:37.080 --> 00:20:39.020
‫نازی، نازی...

00:20:39.020 --> 00:20:40.200
‫امم، خب...

00:20:40.200 --> 00:20:43.660
‫موفق شدید، دامیان-ساما! یه پیروزیِ تمام و کمال!

00:20:47.920 --> 00:20:50.290
‫بـ ببخشید، باشه؟

00:20:50.750 --> 00:20:53.820
‫از اون کیک‌هایی که می‌خوای برات میارم، پس...

00:20:54.330 --> 00:20:55.510
‫گریه نکن.

00:20:59.940 --> 00:21:01.500
‫دامیان-ساما...

00:21:01.500 --> 00:21:02.830
‫...عذرخواهی کرد.

00:21:03.530 --> 00:21:05.340
‫نـ ـ نـ ـ نه، نکردم!

00:21:05.340 --> 00:21:07.830
‫زنگ داره می‌خوره! باید بریم به کلاس برسیم!

00:21:07.830 --> 00:21:09.460
‫عذرخواهی کرد...

00:21:09.800 --> 00:21:12.150
‫خفه شین! نکردم!

00:21:12.150 --> 00:21:17.540
‫صـ ـ صرفاً کسی که بتونه درست‌حسابی عذرخواهی کنه، قوی‌تره.

00:21:17.540 --> 00:21:19.880
‫که یعنی من بردم!

00:21:19.880 --> 00:21:21.160
‫عجب!

00:21:21.160 --> 00:21:22.530
‫چه نبوغانه!

00:21:22.940 --> 00:21:24.580
‫آنیا نباخته.

00:21:25.120 --> 00:21:25.870
‫ها؟!

00:21:25.870 --> 00:21:27.610
‫و آنیا قوی‌تره.

00:21:27.610 --> 00:21:29.920
‫چطوری آخه؟! تا الان داشتی ناله می‌کردی!

00:21:30.180 --> 00:21:34.080
‫نخیرم. خودت وقتی اومدن دنبالت داشتی گریه می‌کردی.

00:21:34.080 --> 00:21:36.620
‫جلو همه حرفشو نزدن، دهن‌لق!

00:21:36.620 --> 00:21:39.850
‫خب، خودتم انقدر زار می‌زدی که آب‌دماغت آویزون بود!

00:21:39.850 --> 00:21:44.170
‫نخیرم. و آنیا بانمکه، پس آب‌دماغ نداره.

00:21:44.170 --> 00:21:47.580
‫چی؟ الان به خودت گفتی بانمک؟ واقعاً که اسکلی!

00:21:47.580 --> 00:21:49.950
‫اسکل خودتی که منو اسکل صدا می‌کنی!

00:21:49.950 --> 00:21:52.530
‫خفه! اسکل! اسکل! اسکل!

00:21:52.530 --> 00:21:54.350
‫فقط همین کلمه رو بلدی.

00:21:54.350 --> 00:21:55.630
‫دیگه اون روی سگمو بالا آوردی! نیم‌وجبی...

00:21:55.680 --> 00:21:58.170
‫و بدین ترتیب، هردو دیر به کلاس رسیدند.

00:22:00.000 --> 00:22:10.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:10.024 --> 00:22:31.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:37.020 --> 00:23:40.020
‫مأموریت: 45
‫دردسرهای آستین ‫یه قرار معمولی