﻿WEBVTT

00:00:17.620 --> 00:00:19.990
...آنچه در شـاهزاده اژدهـا گذشت

00:00:21.500 --> 00:00:23.620
انسان ها و الف ها به همدیگه اعتماد ندارن

00:00:23.710 --> 00:00:27.040
این تغییری نمیکنه تا وقتی که این تخمو برداریم و به زیدیا ببریمش

00:00:27.840 --> 00:00:30.170
رایلا ، ما خودمونو محدود کردیم

00:00:30.250 --> 00:00:32.130
تنها یک راه برای رهایی وجود داره

00:00:33.800 --> 00:00:36.640
یک فرقه از بهترینمون
سریعا فرستاده میشه

00:00:36.720 --> 00:00:37.600
تا شاهزاده هارو پیدا کنن.

00:00:38.180 --> 00:00:40.100
من بچه های خودمو به وظیفه میگیرم

00:00:40.180 --> 00:00:43.480
سورن و کلادیا رو
با رهبری کردن گروه امداد و نجات.

00:00:46.230 --> 00:00:48.230
گوش کن، ازت میخوام که تخمو بهم بدی.

00:00:48.310 --> 00:00:50.480
باید به جای مناسب ببرمش

00:00:50.570 --> 00:00:51.610
چی؟
چرا ؟

00:00:51.690 --> 00:00:53.690
بهم اعتماد کن‌

00:01:16.500 --> 00:01:23.250
« شــاهزاده اژدهــا »

00:01:25.350 --> 00:01:29.600
« کتاب اول : مـاه »
« بخش ششم : از میان یـخ »

00:02:31.000 --> 00:02:33.170
ازم میترسی ، کوچولوی بانمک.

00:02:37.920 --> 00:02:42.550
ممنونم، کوچولو. ولی دستام یه مشکلی دارن که تو نمیتونی از بین ببریش.

00:02:43.680 --> 00:02:45.260
موضوع چیه ؟

00:02:50.850 --> 00:02:52.770
هیچوقت یک الف رو به دام ننداخته بودم

00:02:53.270 --> 00:02:54.190
ساده‌تر از چیزی بود که فکر میکردم‌

00:03:12.370 --> 00:03:15.040
کالوم ؟ فکر کنم تنها شدیم.

00:03:16.500 --> 00:03:20.550
بالاخره ... اوه، منتظر این لحظه بودم.

00:03:20.630 --> 00:03:21.630
کالوم ؟

00:03:21.720 --> 00:03:25.300
نفست هنوز بوی کره بادوم زمینی میده.

00:03:25.390 --> 00:03:26.470
! کالوم

00:03:27.140 --> 00:03:29.770
- چیه ... چیه ؟
- ! پاشو ، رایلا گم شده

00:03:29.850 --> 00:03:31.980
اوه، نه، برداشدتش ؟

00:03:32.060 --> 00:03:33.310
تخم هنوز اینجاست

00:03:33.400 --> 00:03:35.400
باشه، خوبه.

00:03:35.480 --> 00:03:37.150
میدونی که، این هنوز دلیلی نمیشه که بتونیم بهش اعتماد کنیم.

00:03:37.230 --> 00:03:39.320
ولی من ازش خوشم میاد کالوم.

00:03:39.400 --> 00:03:42.450
هعی منم ازش خوشم میاد‌.
...ولی موضوع اینجاست که، اون یه

00:03:42.530 --> 00:03:44.410
یه الفه ؟ کی اهمیت میده ؟

00:03:44.490 --> 00:03:47.620
بنظر میرسه شاید هرچیزی که ما درباره‌ی الفا شنیدیم اشتباه بوده.

00:03:47.700 --> 00:03:50.160
نه، میخواستم بگم،
...موضوع اینه که

00:03:50.250 --> 00:03:51.830
اون همه چیزو بهمون نمیگه.

00:03:52.330 --> 00:03:53.670
میتونم احساس کنم

00:04:18.320 --> 00:04:20.690
پسرارو بصورت صلح آمیزه بهم بده
و میزارم که بری.

00:04:20.780 --> 00:04:22.150
زندانیاتو آزاد کن

00:04:22.240 --> 00:04:24.110
اونا زندانی نیستن

00:04:24.200 --> 00:04:26.320
اونا خودشون انتخاب کردن تا باهام سفر کنن

00:04:26.410 --> 00:04:29.080
چی ؟ چرا اونا باید بهت اعتماد کنن ؟

00:04:30.490 --> 00:04:34.370
! بخاطر اینکه ما در این ماجرا باهمیم
اونا الان دوستام هستن.

00:04:34.460 --> 00:04:37.170
! دوست ؟ تو پدرشونو کشتی

00:04:37.250 --> 00:04:39.170
من کسیو نکشتم

00:04:39.250 --> 00:04:41.670
رهبرت انجام داد.
فرقش چیه ؟

00:04:52.640 --> 00:04:54.560
صبرکن، اونا نمیدونن، مگه نه ؟

00:05:03.820 --> 00:05:05.450
وقتی بفهمن ازت متنفر میشن.

00:05:05.530 --> 00:05:06.700
! خفه شو

00:05:28.970 --> 00:05:33.680
پیروزیتو مزه کن الف.
دفعه بدی خیلی خوش شانس نیستی.

00:05:33.770 --> 00:05:35.600
! به بچهای داخل گودال بگو

00:05:41.150 --> 00:05:45.440
خب، میدونستی یجورایی تو خواب حرف میزنی؟

00:05:46.200 --> 00:05:48.450
رویای چیو داشتی میدیدی ؟

00:05:48.530 --> 00:05:49.660
...آهـ

00:05:49.740 --> 00:05:53.040
یادم نمیاد، چرا ؟ منکه، مثلا
اسم کسیرو بلند نگفتم که، نه ؟

00:05:53.120 --> 00:05:56.040
...نه ولی داشتی یچیزی درباره کره بادوم زمینی میگفتی

00:05:56.120 --> 00:05:57.580
ساندویچ.

00:05:57.660 --> 00:05:59.170
بعله. حالا یادم میاد.

00:05:59.250 --> 00:06:01.000
من یه رویا درمورد ساندویچ داشتم

00:06:01.670 --> 00:06:05.300
! بنظر میرسید خیلی درمورد ساندویچ اشتیاق داشتی

00:06:07.050 --> 00:06:10.300
میدونی چیه ؟ چند سال دیگه
وقتی که بزرگتر شدی رفیق

00:06:10.390 --> 00:06:14.010
میشینیم و صحبتای عاشقانه درمورد ساندویچـا میکنیم.

00:06:19.440 --> 00:06:21.020
! برید، برید، برید
باید حرکت کنیم.

00:06:21.110 --> 00:06:23.070
چه خبر شده ؟ کجا بودی ؟

00:06:23.150 --> 00:06:24.820
باید اول یچیزی بخوریم.

00:06:24.900 --> 00:06:27.400
ببین بیت چقدر بدخلق شده الان

00:06:27.490 --> 00:06:29.240
! آهـ، وقتی نمونده

00:06:29.320 --> 00:06:30.740
باید همین الان راه بیافتیم

00:06:30.820 --> 00:06:33.160
رایلا چرا ؟
... حداقل باید توضیح بدی که

00:06:33.240 --> 00:06:36.160
من مجبور نیستم چیزی رو بهت توضیح بدم.
! بزنید بریم

00:06:37.410 --> 00:06:38.460
! خیلی خب، خیلی خب

00:07:02.060 --> 00:07:04.190
من عاشقه دیدارهای اینجا هستم.

00:07:04.270 --> 00:07:07.360
یه تمرین پای خوب دارم با بالا اومدن این همه پله.

00:07:08.030 --> 00:07:11.200
مسائل مهمی داریم که باید درموردش بحث کنیم.
تلاش و تمرکز کن.

00:07:11.280 --> 00:07:12.490
مشکلی نیست.

00:07:12.570 --> 00:07:15.120
توجه منو به خودت جلب کردی.

00:07:15.950 --> 00:07:19.330
این عصر، تو و خواهرت برای یه ماموریت میرید.

00:07:19.410 --> 00:07:21.210
جستجو برای شاهزاده‌ ها

00:07:21.290 --> 00:07:25.380
اوه، آره.
راه خوبی برای سوزوندنه.
« منظورش اینه که کار راحتیه »

00:07:25.460 --> 00:07:29.300
نتیجه ماموریت شما برای آینده پادشاهیمون مهم و بحرانیه.

00:07:29.380 --> 00:07:31.470
داریمش، پیداشون میکنیم.

00:07:32.380 --> 00:07:33.970
مطمئنم که میکنی.

00:07:34.050 --> 00:07:37.970
ولی در این موقعیت یذره نکات دقیقی وجود داره.

00:07:38.060 --> 00:07:40.060
روحمم خبر نداره نکات دقیق چی هستن.

00:07:41.480 --> 00:07:42.900
با دقت گوش کن

00:07:42.980 --> 00:07:47.440
باید با خبری برگردی که در اون شاهزاده ها مردن.

00:07:47.520 --> 00:07:48.780
صبرکن

00:07:48.860 --> 00:07:50.740
معذرت میخوام ؟

00:07:51.650 --> 00:07:55.070
فکر کنم سرم برعکس بود،
مسائل و باهم قاطی کردم.

00:07:55.160 --> 00:07:56.410
میتونی دوباره تکرارش کنی ؟

00:07:56.490 --> 00:08:03.000
باید با خبرای وحشتناکی برگردی که در اون هردو شاهزاده مردن.

00:08:08.380 --> 00:08:10.550
صبرکن ، این مسیر خیلی ساده‌‌ست.

00:08:11.170 --> 00:08:14.260
نه ، نیست‌.
دقیقا یکم ساده‌ست.

00:08:14.340 --> 00:08:17.510
نه، خیلی فرسوده و مسطح و نرمه‌‌

00:08:18.350 --> 00:08:21.430
دیر یا زود،
میخوایم از دست کسی فرار کنیم.

00:08:24.270 --> 00:08:28.230
باید از اونجا بریم بالا.
زمین سفتتر برامون امنتره‌.

00:08:28.320 --> 00:08:29.530
سفتر، بهتر.

00:08:29.610 --> 00:08:32.110
- وحشتناک بنظر میرسه.
- دقیقا.

00:08:32.190 --> 00:08:33.610
این به اندازه کافی سفت هست‌.

00:08:34.200 --> 00:08:36.990
نظری در این باره داری که این تخم چقدر سنگینه ؟

00:08:37.070 --> 00:08:38.740
آهـ، نه، ندارم.

00:08:38.830 --> 00:08:40.830
چون بهم اعتماد نمیکنی که بیارمش.

00:08:40.910 --> 00:08:42.540
خب، باید بهت اعتماد کنیم ؟

00:08:42.620 --> 00:08:44.330
تاحالا واقعیتو درباره همه چیز بهمون گفتی ؟

00:08:44.410 --> 00:08:48.710
خیلی خب، به حمل کردن تخم بسیار سنگین ادامه بدید.

00:08:49.550 --> 00:08:52.970
ولی نق زدنو بس کنید.
بالاخره از این راه میریم.

00:08:57.050 --> 00:08:58.260
خب صبر کن

00:08:58.350 --> 00:09:01.390
...اگه با اخباری برگردیم که در اون شاهزاده‌ ها مردن

00:09:01.890 --> 00:09:03.640
به این معنی نیست که شکست خوردیم ؟

00:09:04.390 --> 00:09:07.650
جنگ بعدی سرنوشت انسانیت رو مشخص میکنه.

00:09:07.730 --> 00:09:10.570
تاریخ به یک نقطه سرگردون تبدیل میشه.

00:09:10.650 --> 00:09:13.570
پس تو داری میگی
مسائل میتونن به هردو صورت باشند ؟

00:09:13.650 --> 00:09:15.030
دقیقا

00:09:15.110 --> 00:09:16.860
مثل یک الاکلنگ

00:09:18.570 --> 00:09:19.580
بله‌.

00:09:19.660 --> 00:09:22.410
تاریخ شبیه یک ... الاکلنگه.

00:09:23.830 --> 00:09:26.580
اگه به اندازه کافی قوی باشیم که تصمیمات درستو بگیریم،

00:09:26.670 --> 00:09:28.960
انسان‌ها شاید به زیدیا برگردن

00:09:29.040 --> 00:09:33.420
و سرزمین های جادویی بزرگی که به درستی برای خودمون هستند رو پس بگیرن.

00:09:33.510 --> 00:09:36.130
... ولی اگه توسط یک بچه شاه هدایت بشیم

00:09:36.220 --> 00:09:38.550
تصمیمات بدی میگیره ؟

00:09:38.640 --> 00:09:41.510
! تصمیمات ضعیفی میگیره

00:09:41.600 --> 00:09:43.850
... تاریخ مسیر اشتباهی رو بیان میکنه

00:09:43.930 --> 00:09:47.020
و نیروهای زیدیا نه تنها کاتیلوس،

00:09:47.100 --> 00:09:49.100
! بلکه پنج قلمروی پادشاهی رو نابود میکنن

00:09:49.190 --> 00:09:53.360
خیلی خب، پس قراره من با خبرایی برگردم که درش اونا مردن.

00:09:54.360 --> 00:09:56.530
... چیزی که متوجه نمیشم اینه که

00:09:57.200 --> 00:10:00.030
قراره چکار کنم وقتی زنده پیداشون کردیم ؟

00:10:00.120 --> 00:10:01.450
... اوه

00:10:01.530 --> 00:10:03.740
متوجه خواهی شد که کار درست رو باید انجام بدی.

00:10:04.450 --> 00:10:07.540
... کار درست، من

00:10:07.620 --> 00:10:09.210
نمیدونم که بتونم انجامش بدم

00:10:09.290 --> 00:10:14.000
اون بیرون، در جنگل،
تصادفات هر روز اتفاق می افتن.

00:10:14.090 --> 00:10:16.380
تصادفات مرگبار.

00:10:17.550 --> 00:10:18.800
پسرم

00:10:19.550 --> 00:10:23.640
این آسون نخواهد بود، ولی تو قوی هستی.

00:10:23.720 --> 00:10:26.140
حالا، به هیچکس نگو.
حتی کلادیا‌

00:10:26.810 --> 00:10:29.730
باید این بار سنگین رو تنها رو دوشت حمل کنی.

00:10:34.480 --> 00:10:38.400
این یه مسئولیتیه برای من تا تاج و تخت رو بگیرم.

00:10:38.490 --> 00:10:42.620
و روزی اون تاج و تخت متعلق به تو خواهد شد.

00:10:46.660 --> 00:10:48.080
! خیلی خب

00:10:48.160 --> 00:10:51.330
بیاید توقف کنیم و یه چیزی بخوریم.
گشنمه.

00:10:53.250 --> 00:10:54.500
... آه

00:10:55.920 --> 00:10:57.420
اوه، نه.

00:10:57.510 --> 00:10:59.260
- من غذارو ندارم.
- چی ؟

00:10:59.340 --> 00:11:03.430
تو یه وظیفه داشتی
که غذای فاسد انسانیتو حمل کنی.

00:11:03.510 --> 00:11:04.850
چجوری تونستی ولش کنی ؟

00:11:04.930 --> 00:11:06.220
! تو بهمون هجوم آوردی

00:11:06.310 --> 00:11:09.770
... سرمون داد زدی ،
و مجبورم کردی که ولش کنم.

00:11:09.850 --> 00:11:11.350
اوه ، درسته

00:11:11.440 --> 00:11:13.770
... چونکه من داد زدن سر سه چیزو یادم میاد

00:11:13.860 --> 00:11:16.610
بجنبید ، بجنببد.
بزنید بریم، بریم، بریم.

00:11:16.690 --> 00:11:20.820
و اینکه "  هرچیزی که برای بقا لازم دارید رو رها کنید. "

00:11:22.030 --> 00:11:24.870
حالا باید چکار کنیم ؟
! بدون غذاییم

00:11:25.580 --> 00:11:30.330
خب، بگمونم باید آبمیوه ماهمو باهاتون تقسیم کنم.

00:11:30.410 --> 00:11:33.540
که با مواد فوق مغذی بسته بندی شده
... و من هنوز یه عالمه ازش دارم

00:11:34.130 --> 00:11:35.540
! هنوزم یه عالمه ازش داشتم

00:11:35.630 --> 00:11:37.920
! یه نفر همشو خورده
کی سراغ وسایلم رفته ؟

00:11:38.000 --> 00:11:40.760
- ! من به خرتو پرتات دست نزدم
- ! به من نگاه نکن

00:11:40.840 --> 00:11:42.130
خب، منکه نخوردمش

00:11:42.220 --> 00:11:44.720
اگه یکی از شما ندزدیدیتش، پس کار کی بوده ؟

00:11:46.680 --> 00:11:47.560
صبر کن.

00:11:48.560 --> 00:11:50.890
... این غورباقه کوچولو هیولا

00:11:51.940 --> 00:11:54.690
! بیت اینکارو انجام نمیده
حقی نداری که مقصر بدونیش

00:11:54.770 --> 00:11:56.650
! گردن اون ننداز

00:11:56.730 --> 00:11:58.150
! نگاه کن چقدر میدرخشه

00:11:58.230 --> 00:12:01.740
خب ، بیت بستگی به احساسی که داشته باشه میدرخشه

00:12:01.820 --> 00:12:07.240
مثلا، اون یه رنگ داره وقتیکه تنهاست
یا وقتی گرسنش باشه یجور دیگه میدرخشه.

00:12:07.330 --> 00:12:09.660
یا عصبانی باشه.
! یا گرسنه عصبانی باشه

00:12:09.740 --> 00:12:12.000
... این برای وقتیه که تو خیلی گشنت باشه که عصبانی باشی

00:12:12.080 --> 00:12:14.790
! میدونم گرسنه عصبانی چه معنی‌ای میده

00:12:15.750 --> 00:12:18.420
خب این رنگ یعنی چی ؟

00:12:19.710 --> 00:12:24.260
همم، درواقع، هیچوقت ندیدم اینجوری بدرخشه.

00:12:24.340 --> 00:12:27.430
... نوعی رنگ ، قرمز مانند، رنگین کمونی
توت رنگ مانند هستش.

00:12:29.010 --> 00:12:30.060
آره، اون خورده.

00:12:32.930 --> 00:12:34.560
بگمونم اون گرسنه عصبانیه

00:12:34.640 --> 00:12:37.400
! من قطعا عصبانیم
« درهم برهم گفت »

00:13:05.380 --> 00:13:07.800
ذات واقعیت رو بهم نشـون بده.

00:13:15.140 --> 00:13:16.140
هیچی ؟

00:13:16.230 --> 00:13:18.310
تو یه آینه جادوییه لجبازی

00:13:18.400 --> 00:13:20.440
فکر میکنی من اونو امتحان نکردم ؟

00:13:20.520 --> 00:13:22.980
من هفت نوع طلسم آشکار شدنه مختلف رو اجرا کردم.

00:13:23.070 --> 00:13:24.820
همشون شکست خوردن.

00:13:24.900 --> 00:13:29.410
در آخر ، هیچ چیزی جز چهره نا امیدمو که بهم خیره شده بود رو ندیدم

00:13:29.490 --> 00:13:31.580
خب ، شاید ففط یه آینه باشه.

00:13:32.740 --> 00:13:35.580
از همه‌ی گنجینه ها و مصنوعات و آثار

00:13:35.660 --> 00:13:38.330
... محل استراحت شاه اژدها و ملکه

00:13:38.420 --> 00:13:40.750
اونا این آینرو جایی که میخوابیدن نگه میداشتن.

00:13:42.130 --> 00:13:43.420
حتما باید خیلی مهم باشه.

00:13:43.510 --> 00:13:46.420
بعد ازش سردرمیاریم.
هرچی که براش لازم بشه.

00:13:47.430 --> 00:13:50.010
شنیدی اونو، آینه ؟
درجریان قرار میدمت‌.

00:13:51.430 --> 00:13:54.100
یجورایی عجیبه که آینه این رو بهم برگردوند.

00:13:54.180 --> 00:13:56.270
مثل اینکه در جریان گذاشت منو.

00:13:57.350 --> 00:13:59.400
ما مسئله مهمی داریم که درموردش بحث کنیم

00:13:59.480 --> 00:14:00.770
مأموریتت

00:14:00.860 --> 00:14:02.860
- نجات دادن شاهزاده ها.
- بله،

00:14:02.940 --> 00:14:06.700
اما تو یه ماموریت دیگه خواهی داشت که خیلی مهم تر خواهد بود.

00:14:06.780 --> 00:14:07.740
کلادیا

00:14:08.360 --> 00:14:10.870
باید تخم اژدهارو دوباره به دست بیاری‌

00:14:10.950 --> 00:14:13.950
اونا تخم رو پیش خودشون دارن،
پس نباید مشکلی باشه.

00:14:14.040 --> 00:14:15.450
...شاهزاده ها، تخم

00:14:15.540 --> 00:14:19.040
من برای ماموریت سومیم جا دارم اگه وقتی بیرون بودیم به چیز دیگه ای احتیاج داشتی.

00:14:19.120 --> 00:14:21.130
تخم نباید تو دستای اشتباهی بیافته.

00:14:21.210 --> 00:14:23.960
خیلی قدرتمنده و خیلی خطرناک.

00:14:24.050 --> 00:14:29.300
... هر اتفاقی که بیافته ، هر تصادف یا مصیبتی رخ بده

00:14:29.380 --> 00:14:32.800
مهم تر از هرچیز دیگه‌ای،
! باید با تخم برگردی

00:14:32.890 --> 00:14:34.640
- فهمیدم.
- خوبه.

00:14:34.720 --> 00:14:36.310
یه سوال

00:14:36.390 --> 00:14:39.390
بزار بگیم توسط هیولاهای غول پیکر مورد حمله قرار گرفتیم

00:14:39.480 --> 00:14:41.400
...که همشون ویز ویز میکنن مثلا

00:14:43.060 --> 00:14:44.900
... و مثلا مارو به عقب و جلو میندازن ...

00:14:46.900 --> 00:14:51.070
و من مجبورم که بین نجات دادن تخم و سورن یکدوم رو انتخاب کنم...

00:14:51.570 --> 00:14:53.030
چکار باید بکنم ؟

00:14:55.740 --> 00:14:57.500
! بابا، یه شوخی بود

00:14:57.580 --> 00:14:59.330
آروم باش، دارم شوخی میکنم

00:15:01.000 --> 00:15:03.340
همه چیز مرتب خواهد شد.

00:15:03.880 --> 00:15:05.250
تخـم

00:15:06.420 --> 00:15:10.090
اکه مجبور شدی انتخاب کنی،
تخم رو انتخاب کن.

00:15:18.020 --> 00:15:22.100
رایلا، میتونی آروم باشی ؟
داره یذره سخت میشه.

00:15:23.650 --> 00:15:25.860
! رایلا ! بیخیال

00:15:25.940 --> 00:15:28.190
تو کسی بودی که مجبورمون کردی این مسیر دیوونه وار رو بریم،

00:15:28.280 --> 00:15:29.490
حداقل بزار باهات هماهنگ شیم.

00:15:29.570 --> 00:15:33.410
من فقط نیاز دارم که یه لحظه اینو بزارم زمین و نفس بکشم.

00:15:34.450 --> 00:15:36.200
یه راه حل وجود داره ، میدونی.

00:15:36.280 --> 00:15:38.080
میتونی بزاری من تخم رو حمل کنم.

00:15:40.000 --> 00:15:42.120
متوجه‌ای که میتونم همینجوری ازت بگیرمش ، درسته ؟

00:15:42.210 --> 00:15:44.960
میتونم هرموقع که بخوام ازت بگیرمش.

00:15:45.040 --> 00:15:47.300
آره، خوبه رایلا.
راهیه که اعتمادو بیشتر کنی.

00:15:47.380 --> 00:15:49.170
ولی ازت نمیگیرم،
نکته اینجاست.

00:15:49.260 --> 00:15:51.380
! اوه ، خب ، تبریک میگم بهت

00:15:51.470 --> 00:15:53.970
تو تهدیدمون نمیکنی و مجبورمون میکنی تا تخم رو بهت بدیم ؟

00:15:54.050 --> 00:15:55.260
! مستحق یک مدالی

00:15:55.350 --> 00:15:58.720
! یه قهرمانی

00:15:58.810 --> 00:16:01.600
میتونم ازت بگیرمش ! میتونم خودم تنهایی به زیدیا ببرمش...

00:16:01.690 --> 00:16:03.270
... بچه ها ، آروم باشید

00:16:03.350 --> 00:16:04.270
! یه قهرمان میشم

00:16:04.350 --> 00:16:05.810
بعد چی جلوتو گرفته ؟

00:16:05.900 --> 00:16:07.820
بخاطر اینکه از طرف تو میاد

00:16:07.900 --> 00:16:11.190
شاهزاده های انسانی،
تخم رو برمیگردونن به ملکه اژدها.

00:16:11.280 --> 00:16:12.570
این کاریه که اهمیت داره.

00:16:12.650 --> 00:16:14.990
این ممکنه به جنگ پایان بده
و دنیارو عوض کنه

00:16:16.410 --> 00:16:18.910
شماها باید دعوا کردنو تموم کنید.
! ببینید

00:16:21.410 --> 00:16:23.750
فریاداتون باعث ترک خوردن یخ شد

00:16:23.830 --> 00:16:26.750
اگه مراقب نباشیم ممکنه یه بهمنو شروع کنیم.

00:16:26.840 --> 00:16:27.960
- متوجه شدید ؟
- آهـ ، هاه.

00:16:28.040 --> 00:16:29.090
نگاه کردنی نیست

00:16:30.170 --> 00:16:32.090
خوبه ، ترک خوردن متوقف شد.

00:16:50.070 --> 00:16:50.900
! فرار کنید

00:17:05.290 --> 00:17:08.460
- چه اتفاقی برای دستت افتاده ؟
- ! نگرانش نباش ، بدو

00:17:12.630 --> 00:17:13.800
! ما قصد نداریم درستش کنیم

00:17:13.880 --> 00:17:15.680
! این شبیه یک ... برف نامیه

00:17:17.720 --> 00:17:20.720
- کالوم داری چکار میکنی ؟
- برید پشت سرم.

00:17:26.900 --> 00:17:28.270
! آسپیـرو

00:17:56.090 --> 00:17:57.340
همگی خوبن ؟

00:18:00.010 --> 00:18:02.930
اون غورباقه سکسکه کن آبمیوه دزد کجاست ؟

00:18:07.940 --> 00:18:10.020
اونجاست ، و حالش خوبه.

00:18:10.110 --> 00:18:11.310
! همگی تونستیم

00:18:13.530 --> 00:18:14.860
من میرم تخم رو بردارم

00:18:20.370 --> 00:18:23.450
از ! حرکت نکن.
داریم میایم بگیریمت.

00:18:36.920 --> 00:18:40.970
هعی سوری خرسه. چی شده ؟
سر به زیر شدی

00:18:42.300 --> 00:18:45.680
! آو ، گریزلی، گریزلی، سوری خرسه

00:18:45.770 --> 00:18:49.140
بابا چیز عجیبی بهت نگفته ؟

00:18:49.890 --> 00:18:51.980
آره ، یجورایی گفت.

00:18:52.060 --> 00:18:54.230
چیز عجیبیم به تو گفته ؟

00:18:54.320 --> 00:18:55.480
...آهـ

00:18:55.570 --> 00:19:00.240
- نه، درکل نه. ففط یه صحبت پدرونه استاندارد.
- چی ؟

00:19:00.860 --> 00:19:03.240
اوه، خوبه بگمونم.

00:19:03.320 --> 00:19:07.160
خب ... چی بهت گفت که خیلی عحیب بوده ؟

00:19:09.330 --> 00:19:13.420
! آهـ، اون گفته که گردوها میوه های ... مورد علاقشن

00:19:14.090 --> 00:19:16.920
منظورم اینه که، چرته، درسته ؟

00:19:17.010 --> 00:19:19.800
- فکر نکنم که اونا اصلا میوه باشن.
- نیستن.

00:19:19.880 --> 00:19:21.510
خب ، این عجیبه.

00:19:21.590 --> 00:19:24.720
منظورم اینه که، سبزیجات مورد علاقش چیه ؟
بستنی ؟

00:19:29.480 --> 00:19:32.770
بهرحال ، برای ماموریتمون آماده‌ای ؟

00:19:32.850 --> 00:19:34.860
آره ، بگمونم که هستم.

00:19:34.940 --> 00:19:37.360
عالیه.
مطمئنم که نمیمیری.

00:19:37.440 --> 00:19:39.530
- چی ؟
- تو این ماموریت.

00:19:39.610 --> 00:19:44.240
منظورم اینه که، نهایتا که میمیری ، فرص میکنم.
ولی کی میدونه ؟

00:19:44.320 --> 00:19:46.120
! شاید نمیری

00:19:46.200 --> 00:19:47.620
ممنون کلادیا‌

00:20:02.380 --> 00:20:04.550
همونجا بمون ، تقریبا رسیدیم.

00:20:11.560 --> 00:20:14.480
آروم انجام بده.
به آرومی حرکتش بده.‌

00:20:19.400 --> 00:20:20.610
حالا چی ؟

00:20:22.400 --> 00:20:24.740
حالا ... میخوام تخمو بهت بسپارم.

00:20:26.240 --> 00:20:28.410
معذرت میخوام اگه قبلا یه عوضی بودم رایلا.

00:20:29.080 --> 00:20:31.250
ما خوشانسیم که تورو بعنوان دوستمون داریم.

00:20:31.330 --> 00:20:32.830
بهت اعتماد دارم

00:20:34.580 --> 00:20:38.590
... نه صبرکن. من سزاوار اعتماد تورو ندارم
نه هنوز.

00:20:38.670 --> 00:20:40.000
باید بهت حقیقتو بگم.

00:20:40.670 --> 00:20:43.840
امروز صبح، اون عجله بخاطر این بود که
توسط یه نفر مورد حمله قرار گرفتم.

00:20:43.930 --> 00:20:47.050
یه انسان. باهاش مبارزه کردم،
ولی سخت بود.

00:20:47.140 --> 00:20:48.430
بخاطر این‌.

00:20:49.100 --> 00:20:51.930
- لازم نیست اینو الان توضیح بدی
- چرا لازمه.

00:20:52.020 --> 00:20:53.560
این یک دستبند از قاتلینه‌.‌

00:20:53.640 --> 00:20:55.940
یک مراسم از مون شادوو الف‌ها.

00:20:56.600 --> 00:20:59.360
... قبل اینکه ببینمت ، سوگندی یاد کردم

00:20:59.440 --> 00:21:00.780
... خودمو محدود کردم

00:21:01.690 --> 00:21:03.400
تا جون شاهزاده ازران رو بگیرم.

00:21:03.490 --> 00:21:06.200
و این دستبند هیچوقت درنمیاد تا وقتی که اون زنده باشه.

00:21:06.280 --> 00:21:10.450
فقط تنگتر و تنگتر میشه تا وقتی که دستمو از دست بدم.

00:21:10.540 --> 00:21:12.450
ولی من آمادم تا تاوانشو پرداخت کنم.

00:21:14.710 --> 00:21:19.000
ممنون که بهمون گفتی،
ولی ازت میخوایم که روی این موقعیت تمرکز کنی.

00:21:19.960 --> 00:21:21.420
یه چیز دیگه‌ایم هست‌.

00:21:23.130 --> 00:21:26.380
شبی که دیدمت،
اتفاق بدی افتاد.

00:21:26.470 --> 00:21:28.220
رایلا ، وقتی نمونده.

00:21:28.300 --> 00:21:30.930
کالوم ، باید بهت بگم.
... پادشـاه

00:21:31.890 --> 00:21:32.970
! بگـیرش

00:21:40.900 --> 00:21:44.240
- ! انداختیش
- بهت گفتم دستم بهم ریخته.

00:21:44.320 --> 00:21:45.950
! خب ، از اون یکی دستت استفاده کن

00:21:46.030 --> 00:21:48.990
! مشاجره کردنو تموم کنید
باید یکاری انجام بدیم.

00:21:50.070 --> 00:21:51.950
از، نه.
! ازران

00:21:52.740 --> 00:21:54.580
- من میرم دنبالش.
- ! نرو

00:21:55.500 --> 00:21:56.660
چی ؟ چرا ؟

00:21:56.750 --> 00:21:58.750
میگیرتش.
اون تخمو نجات میده‌.

00:21:58.830 --> 00:22:00.750
باید باورش داشته باشیم.

00:22:00.840 --> 00:22:02.750
و ما باید این بالا باشیم تا بکشیمش بیرون.

00:22:02.840 --> 00:22:05.630
- ! اون یه بچه‌ست
- اون شجاع و قویه.

00:22:05.720 --> 00:22:07.220
میتونه انجامش بده.

00:22:11.350 --> 00:22:13.180
! بیخیال، بیخیال

00:22:13.260 --> 00:22:15.600
اون خوبه.
اِز میگیرتش.

00:22:34.450 --> 00:22:36.290
اشتباه کردی

00:22:37.210 --> 00:22:38.620
اون برنمیگرده

00:22:39.870 --> 00:22:41.380
واقعا متاسفم.

00:22:42.040 --> 00:22:44.300
فکر میکردم که میتونه.

00:22:49.090 --> 00:22:52.300
! اون زنده‌ست
دستبند هنوز سفته.

00:22:52.390 --> 00:22:53.890
اِز هنوز زنده‌ست.

00:22:53.970 --> 00:22:55.470
باید اینطور باشه.

00:23:23.380 --> 00:23:24.420
ازران ؟

00:23:25.380 --> 00:23:29.380
از ... از، تو نجاتش دادی.
! تو تخم‌رو برگردوندی. تونستی

00:23:30.090 --> 00:23:33.510
لطفا ازران، باید خوب باشی‌.
یه چیزی بگو.

00:23:39.850 --> 00:23:44.610
گمون میکنم یه انگشت پای یخی گیرم اومد.

00:23:51.530 --> 00:23:52.360
اوه ، نه.

00:23:59.250 --> 00:24:01.250
یچیزی درمورده تخم اشتباهه.