﻿WEBVTT

00:00:05.210 --> 00:00:12.210
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:17.581 --> 00:00:19.514
‫آنچه گذشت...

00:00:20.350 --> 00:00:24.230
‫نقشه‌ی باغ بی‌گناهان رو
‫توی زیرزمین مخفی «کاپار» قایم کردم.

00:00:28.528 --> 00:00:29.404
‫وای.

00:00:29.728 --> 00:00:31.478
‫چقدر قشنگـه.

00:00:31.910 --> 00:00:32.909
‫این نقشه...

00:00:33.215 --> 00:00:36.515
‫خالیـه و هیچی توش نیست.

00:00:36.700 --> 00:00:40.500
‫«ترستیریوس» راه‌حل ماست.

00:00:40.580 --> 00:00:42.750
‫باید کاری کنیم که راهنمایی‌مون کنه.

00:00:42.830 --> 00:00:44.250
‫تو پدرم رو کُشتی!

00:00:45.630 --> 00:00:47.210
‫«سورن»، دستگیرش کن!

00:00:49.880 --> 00:00:53.390
‫خودم باید دست‌به‌کار بشم.
‫می‌خوام «رونان» رو فراری بدم.

00:00:54.930 --> 00:00:56.510
‫نمی‌ذارم زندانی‌ش کنین.

00:00:59.060 --> 00:01:00.100
‫«فریگوس پدس»!

00:01:03.230 --> 00:01:04.440
‫منو ببخش، «اِزران».

00:01:45.064 --> 00:01:58.045
«‫شاهزاده‌ی اژدها: معمای آراووس»

00:02:02.553 --> 00:02:07.149
‫کتاب هفتم: «تاریکی»
‫بخش سوم: «استخوان‌های نورانی»

00:02:37.570 --> 00:02:40.080
‫خائنان سرزمین لوکس آریا.

00:02:40.160 --> 00:02:42.250
‫امروز مجازات‌تون مشخص می‌شه.

00:02:43.660 --> 00:02:47.000
‫شما از بک خائن در مسیر خشونت پیروی کردید.

00:02:47.960 --> 00:02:51.000
‫طبق قوانین، مجازات شما مرگـه.

00:02:52.960 --> 00:02:53.970
‫ولی...

00:02:55.680 --> 00:03:00.060
‫ملکه «آمایا» و من قصد داریم
‫بهتون فرصتی دوباره بدیم.

00:03:00.140 --> 00:03:06.255
‫با بخشیدن، می‌تونیم آیندی روشنی رو
‫برای سرزمین‌مون رقم می‌زنیم.

00:03:06.390 --> 00:03:07.799
‫پس تصمیم گرفتیم...

00:03:09.980 --> 00:03:11.900
‫این افراد رو ببخشیم.

00:03:11.980 --> 00:03:14.650
‫تک‌تک شما بخشیده شدید.

00:03:17.364 --> 00:03:19.992
‫وای... باورم نمی‌شه.

00:03:20.826 --> 00:03:22.826
‫وای، خیلی ممنون. ممنونـم.

00:03:27.040 --> 00:03:31.500
‫امروز رو به‌عنوان روز
‫«عفو عمومی» نام‌گذاری می‌کنیم.

00:03:31.590 --> 00:03:36.130
‫فراموش نکنید که حالا باید اعتماد، احترام...

00:03:36.220 --> 00:03:38.470
‫و دوستی هم‌رزم‌های خودتون رو به دست بیارید.

00:03:38.550 --> 00:03:40.800
‫این‌طوریـه که پیشرفت می‌کنیم.

00:03:40.890 --> 00:03:43.140
‫دیگه اشتباه نکنید.

00:03:44.020 --> 00:03:46.648
‫فرصت سومی در کار نخواهد بود.

00:03:48.440 --> 00:03:51.980
‫درود بر ملکه‌های بخشش!

00:03:52.070 --> 00:04:03.660
‫ملکه‌های بخشش! ملکه‌های بخشش!
‫ملکه‌های بخشش!

00:04:14.920 --> 00:04:16.420
‫واقعاً زیبا بود.

00:04:17.510 --> 00:04:18.590
‫بهت افتخار می‌کنم.

00:04:19.630 --> 00:04:25.470
‫ولی بالاخره مجبوری برای
‫برادرت هم تصمیم بگیری، «جنای».

00:04:27.770 --> 00:04:30.940
‫- «کریم» رو هم می‌بخشی؟
‫- نه.

00:04:31.810 --> 00:04:35.940
‫درستـه که ارتش «کریم» خیانت کرد،
‫ولی رهبرشون اون بود.

00:04:37.070 --> 00:04:41.410
‫وقتی هزار اِلف خائن رو بخشیدم...

00:04:41.490 --> 00:04:45.120
‫پس باید تقصیر رو هزار برابر بیشتر
‫به گردن «کریم» بندازم.

00:04:47.500 --> 00:04:49.460
‫ولی اون برادر توئـه.

00:04:49.540 --> 00:04:51.540
‫بله. می‌دونم.

00:04:51.620 --> 00:04:54.420
‫برادری که می‌خواست همه‌چیزم رو ازم بگیره.

00:04:54.500 --> 00:04:55.744
‫از ما بگیره.

00:04:57.010 --> 00:05:00.220
‫چطوری باید ببخشمش؟

00:05:00.300 --> 00:05:02.010
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمش!

00:05:04.720 --> 00:05:07.350
‫«کالوم» هم به من خیانت کرد
‫و هم به مردم کاتولیس.

00:05:07.430 --> 00:05:09.730
‫نمی‌ذارم قِسر در بره.

00:05:09.810 --> 00:05:12.060
‫«کوروِس»، می‌خوام ردّشون رو بزنی.

00:05:12.150 --> 00:05:14.940
‫ما از مقصدشون باخبریـم، جناب پادشاه.

00:05:15.900 --> 00:05:17.190
‫سیلوِرگروو.

00:05:17.280 --> 00:05:20.990
‫بله. واسه همینـه که می‌خوام
‫زودتر برید اونجا و دستگیرشون کنین.

00:05:22.530 --> 00:05:23.570
‫امر امرِ شماست.

00:05:31.365 --> 00:05:33.245
‫الان حوصله ندارم، «زیم».

00:05:43.020 --> 00:05:44.020
‫شاه «اِزران».

00:05:45.970 --> 00:05:47.260
‫می‌شه صحبت کنیم؟

00:05:56.060 --> 00:05:59.110
‫اسب‌های تک‌شاخ رازهای زیادی داشتن.

00:05:59.190 --> 00:06:03.110
‫و قدیمی‌ترین رازشون باغ بی‌گناهان بود.

00:06:03.200 --> 00:06:06.200
‫مکانی زیبا که از دید عوام مخفی بود...

00:06:06.280 --> 00:06:09.580
‫و اسب‌های تک‌شاخ توش در آرامش زندگی می‌کردن.

00:06:09.660 --> 00:06:12.330
‫به نظر جای دوست‌داشتنی‌ایـه.

00:06:16.710 --> 00:06:19.922
‫- همم.
‫- چی شده، «تری»؟

00:06:20.146 --> 00:06:22.050
‫الان باید به یه پل رسیده باشیم.

00:06:22.130 --> 00:06:25.890
‫پلی که کنار یه درختـه
‫و زیرش یه رودخونه‌ی رنگین‌کمونیـه.

00:06:25.970 --> 00:06:27.350
‫پل بزرگی هم هست.

00:06:27.430 --> 00:06:29.260
‫خودت ببین.

00:06:34.890 --> 00:06:37.020
‫راست می‌گی‌ها.

00:06:46.990 --> 00:06:49.780
‫اینا شبیه ردّپای هوف‌هاست.

00:06:58.080 --> 00:06:59.340
‫یادم اومد!

00:07:03.590 --> 00:07:04.590
‫عع...

00:07:06.090 --> 00:07:07.180
‫«کلادیا»، مراقب باش!

00:07:16.270 --> 00:07:18.900
‫آره! درخته همون پُلـه!

00:07:23.360 --> 00:07:24.741
‫ممماچ بهت!

00:07:25.360 --> 00:07:26.860
‫بیاین. خیلی آسونـه!

00:07:32.120 --> 00:07:34.750
‫«کلادیا»، فکر کنم من بلد نیستم.

00:07:34.830 --> 00:07:37.500
‫باید اول بدویی بعد بپری روش، «تری».

00:07:37.580 --> 00:07:40.500
‫بدو بعدش بپر!

00:07:43.250 --> 00:07:45.380
‫من و «کالوم» قبلاً به اردک‌ها نون می‌دادیم.

00:07:45.470 --> 00:07:49.833
‫اردک‌ها بهم می‌گفتن توت دوست دارن،
‫ولی «کالوم»باورم نمی‌کرد.

00:08:09.450 --> 00:08:12.450
‫می‌دونم الان ناراحت‌کننده‌ست، «اِزران»...

00:08:12.530 --> 00:08:16.870
‫ولی تو و «کالوم» با هم قهر نیستین.

00:08:17.540 --> 00:08:19.250
‫بالاخره یه‌روز با هم کنار میاین.

00:08:20.380 --> 00:08:21.880
‫ناسلامتی برادریـن.

00:08:32.050 --> 00:08:36.220
‫حق داری ناراحت یا عصبانی باشی.

00:08:36.310 --> 00:08:39.560
‫ولی بهتره فعلاً بهش فکر نکنی.

00:08:39.640 --> 00:08:42.940
‫تو پادشاه کاتولیس هستی و مردم بهت نیاز دارن.

00:08:44.480 --> 00:08:47.110
‫حق با توئـه. باید مراقب مردمم باشم.

00:08:48.280 --> 00:08:52.070
‫می‌خوام بهت یه مکان مخفی توی دورِن نشون بدم.

00:09:02.333 --> 00:09:03.544
‫چی شده؟

00:09:03.630 --> 00:09:09.760
‫خانم ملکه، می‌خوام درباره‌ی
‫زندانی دیگه‌تون صحبت کنم...

00:09:09.840 --> 00:09:12.930
‫- «میانا».
‫- همونی که با «کریم» بهم خیانت کرد؟

00:09:13.010 --> 00:09:15.350
‫همونی که بذر خورشید رو دزدید؟

00:09:15.430 --> 00:09:18.640
‫شاید اون از شماها باشه، ولی برای من مهم نیست.

00:09:18.730 --> 00:09:20.520
‫بخششی در کار نیست.

00:09:21.350 --> 00:09:22.520
‫متوجهـم.

00:09:23.150 --> 00:09:27.280
‫ولی ملکه «جنای»، شرایط یکم عوض شده.

00:09:27.940 --> 00:09:30.530
‫شرایط؟ چه شرایطی؟

00:09:30.610 --> 00:09:33.570
‫«میانا» به نگهبان‌ها گفته که...

00:09:34.780 --> 00:09:36.490
‫بارداره.

00:10:19.959 --> 00:10:22.629
‫پس رودخونه‌ی رنگین‌کمونی اینـه.

00:10:29.750 --> 00:10:33.220
‫تصور کنین با حضور
‫اسب‌های تک‌شاخ اینجا چه شکلی بوده.

00:10:33.300 --> 00:10:35.640
‫چه حیف که الان منقرض شدن.

00:10:35.720 --> 00:10:37.800
‫واقعاً زیباست...

00:10:37.804 --> 00:10:39.097
‫ولی ما برای کار دیگه‌ای اومدیم.

00:10:39.140 --> 00:10:43.560
‫برات یه زحمت دارم، «ترستیریوس» عزیز.

00:10:43.640 --> 00:10:45.560
‫زحمت؟

00:10:45.650 --> 00:10:46.860
‫برای ساختن سنگ کهن...

00:10:46.940 --> 00:10:50.400
‫من و «کلادیا» اینجا
‫دنبال مواد لازمش می‌گردیم...

00:10:50.480 --> 00:10:55.780
‫ولی ازت می‌خوام برگردی جنگل
‫و چیز مهم دیگه‌ای رو پیدا کنی.

00:10:55.860 --> 00:10:57.570
‫عع... حالا چی هست؟

00:10:57.907 --> 00:11:00.494
‫دوتا پَر از شیمِرکروها.

00:11:00.580 --> 00:11:03.120
‫یه پَر بزرگ و یه پَر کوچیک.

00:11:03.200 --> 00:11:05.370
‫دوتا پَر؟ همین؟

00:11:05.460 --> 00:11:07.080
‫بله. همین.

00:11:07.170 --> 00:11:09.290
‫خب خیالم راحت شد!

00:11:09.380 --> 00:11:12.632
‫فکر کردم ازم می‌خوای
‫یه چیز عجیب یا چندش پیدا کنم.

00:11:12.896 --> 00:11:14.573
‫طبق معمول.

00:11:15.840 --> 00:11:19.760
‫خوشگل‌ترین و گوگولی‌ترین
‫پَرهای جنگل رو بیار، «تری».

00:11:19.850 --> 00:11:23.310
‫وقتی کارِمون تموم شد، می‌ریم توی باغ می‌چرخیم.

00:11:23.390 --> 00:11:25.600
‫حله. عین آب‌خوردنـه.

00:11:25.690 --> 00:11:28.980
‫چشم به هم بزنین، برگشتم.

00:11:38.110 --> 00:11:40.450
‫بیا بریم، «کلادیا». باید شروع کنیم.

00:11:53.380 --> 00:11:56.880
‫درباره‌ی جنگ جادوگرها چقدر می‌دونی؟

00:11:56.970 --> 00:11:58.720
‫فقط چیزایی که معلمم بهم یاد داد.

00:11:58.800 --> 00:12:00.470
‫وقتی انسان‌ها از زِیدیا اخراج شدن...

00:12:00.550 --> 00:12:04.890
‫فهمیدن توی نیمه‌ی غربی قاره هیچ جادویی نیست.

00:12:04.970 --> 00:12:07.270
‫این کل ماجرا نیست.

00:12:07.350 --> 00:12:11.150
‫- منظورت چیـه؟
‫- نیمه‌ی غربی هم جادو داشت.

00:12:11.230 --> 00:12:15.400
‫تا قبل‌از جنگ جادوگرها،
‫اون سرزمین هم مثل زِیدیا...

00:12:15.490 --> 00:12:19.160
‫پر از زندگی، حاصل‌خیزی و جادو بود.

00:12:21.280 --> 00:12:22.580
‫توی این سرزمین‌...

00:12:22.660 --> 00:12:26.620
‫فقط انسان‌هایی به قدرت رسیدن
‫که می‌تونستن از جادوش استفاده کنن.

00:12:27.960 --> 00:12:29.830
‫این جادوگرها کم‌کم
‫به ارباب‌های جنگ تبدیل شدن.

00:12:32.790 --> 00:12:36.130
‫این ارباب‌ها جنگ‌های خونین به راه انداختن...

00:12:36.210 --> 00:12:38.220
‫تا سرزمین‌های اطراف‌شون رو تصاحب کنن.

00:12:39.340 --> 00:12:43.220
‫سربازهاشون جادوی همه‌ی
‫سرزمین‌ها رو تخلیه می‌کردن.

00:12:45.470 --> 00:12:48.730
‫و موجودات جادویی رو هم شکار می‌کردن.

00:12:50.270 --> 00:12:54.650
‫به‌محض این‌که یه جادوگر به قدرت می‌رسید،
‫یکی دیگه سریع نابودش می‌کرد.

00:12:54.730 --> 00:12:57.030
‫یه چرخه‌ی وحشتناک از خشونت بود.

00:12:58.570 --> 00:13:02.320
‫جنگ‌ها زمانی تموم شدن
‫که دیگه هدفی برای جنگیدن نمونده بود.

00:13:03.200 --> 00:13:07.200
‫تمام منابع جادویی مصرف یا نابود شده بود...

00:13:07.290 --> 00:13:10.210
‫در نتیجه جادو از نیمه‌ی غربی حذف شد.

00:13:13.080 --> 00:13:16.130
‫چرا من اینو نمی‌دونستم؟

00:13:16.210 --> 00:13:21.220
‫تاریخ همیشه حقایق تلخ خودش رو مخفی می‌کنه.

00:13:21.300 --> 00:13:24.140
‫حالا چرا داری اینا رو به من می‌گی؟

00:13:24.220 --> 00:13:27.640
‫بعداز جنگ جادوگرها، یه‌سری چیزا مخفی موند.

00:13:27.720 --> 00:13:32.020
‫چیزی که می‌خوام نشونت بدم،
‫قرن‌هاست توی دورِن مخفی مونده.

00:13:44.490 --> 00:13:47.330
‫- باز تو فکری.
‫- آره.

00:13:47.410 --> 00:13:49.330
‫دلم برای «تری» می‌سوزه.

00:13:49.410 --> 00:13:52.920
‫بهش گفتی باغ خیلی... خوشگلـه.

00:13:53.540 --> 00:13:57.750
‫و یه‌جای مناسب برای استراحت و تفریحـه.

00:13:57.840 --> 00:14:01.340
‫خب اینجا هم خوشگلـه و هم مناسب استراحت.

00:14:01.420 --> 00:14:02.970
‫دروغ نگفتم.

00:14:03.050 --> 00:14:05.680
‫ولی کاملاً راست هم نگفتی.

00:14:05.760 --> 00:14:08.560
‫درست عین ماجرای نقشه و اون پَرها.

00:14:09.390 --> 00:14:13.980
‫بهش نگفتیم که اسب‌های تک‌شاخ...
‫برای استراحت ابدی میان اینجا.

00:14:15.356 --> 00:14:17.690
‫اینجا قبرستون اوناست.

00:14:21.490 --> 00:14:23.990
‫«آسا رولاره»!

00:14:28.410 --> 00:14:29.410
‫چی شد؟

00:14:47.550 --> 00:14:48.850
‫وای...

00:15:05.820 --> 00:15:08.240
‫ترس نداره، «کلادیا».

00:15:08.320 --> 00:15:11.120
‫اینی که جلومون وایساده، روح نیست.

00:15:11.200 --> 00:15:15.870
‫طلسم تو فقط این قسمت از بدنش رو زنده کرده...

00:15:15.960 --> 00:15:18.460
‫مثل یه عروسک‌گردان.

00:15:19.670 --> 00:15:23.920
‫فقط یه مشت استخون قدیمیـه، نه چیز دیگه.

00:15:24.920 --> 00:15:26.130
‫آفرین.

00:15:47.660 --> 00:15:48.780
‫خب.

00:15:48.870 --> 00:15:52.330
‫استخون‌هاشون رو خمیر کردیم.

00:15:52.410 --> 00:15:54.700
‫و حالا باید خمیر رو گِرد کنیم، درستـه؟

00:15:56.290 --> 00:16:00.040
‫این سنگ کهن باید حتماً گرد باشه؟

00:16:00.130 --> 00:16:03.710
‫اگه مثلثی بشه چی؟

00:16:03.800 --> 00:16:05.946
‫یا یه سیبیل کهن بشه؟

00:16:08.090 --> 00:16:10.600
‫از سیبیلام خون می‌چکه!

00:16:10.680 --> 00:16:15.640
‫بهت میاد، «کلادیا».
‫ولی متأسفانه باید حتماً گرد باشه.

00:16:15.730 --> 00:16:17.310
‫دارم شوخی می‌کنم بابا.

00:16:17.390 --> 00:16:19.483
‫یه لبخند کهن بده ببینم.

00:16:23.400 --> 00:16:25.940
‫همه‌ش منو یاد اون می‌ندازی.

00:16:26.030 --> 00:16:29.780
‫اگه دخترم هم‌سن تو بود، همین‌طوری می‌شد.

00:16:29.860 --> 00:16:32.240
‫جداً؟ یعنی چطوری؟

00:16:32.330 --> 00:16:35.370
‫نابغه و زرنگ.

00:16:35.450 --> 00:16:37.290
‫بااراده و خاص.

00:16:37.370 --> 00:16:42.630
‫و نادون... که کارای عجیب‌غریب می‌کنه.

00:16:43.960 --> 00:16:47.220
‫فکر کنم منم باهاش دوست می‌شدم.

00:16:49.340 --> 00:16:52.970
‫خیلی خوب. بفرما. یه توپ مسخره.

00:16:53.050 --> 00:16:55.150
‫- الان خوش‌حالـی؟
‫- مسخره؟

00:16:55.600 --> 00:17:00.730
‫این گوی قدرت ماه رو مال خودش می‌کنه.

00:17:00.810 --> 00:17:01.980
‫این برات مسخره‌ست؟

00:17:02.060 --> 00:17:03.610
‫آره، یکم.

00:17:03.690 --> 00:17:06.230
‫می‌دونی چی مسخره نیست؟ سریع بگو.

00:17:37.640 --> 00:17:39.270
‫اولویت ما خورشیده، داداش.

00:17:40.685 --> 00:17:43.689
‫هنوزم توی گذشته گیر کردی.

00:17:43.770 --> 00:17:46.020
‫نگاه من به آینده‌ست، «کریم»...

00:17:46.110 --> 00:17:50.570
‫واسه همین می‌خوام ببخشمت.

00:17:51.070 --> 00:17:54.450
‫همون بخششی که به سربازهام دادی؟

00:17:55.410 --> 00:17:58.160
‫با این کارِ فقط خودت رو ضعیف نشون دادی.

00:17:58.240 --> 00:17:59.330
‫نه.

00:17:59.410 --> 00:18:03.330
‫باید در ازای بخشش زحمت بکشن.
‫تو هم همین‌طور.

00:18:05.380 --> 00:18:07.420
‫اون‌وقت باید چی‌کار کنم؟

00:18:08.460 --> 00:18:11.840
‫- اسمت رو از روی خودت بردار.
‫- اسمم؟

00:18:11.930 --> 00:18:15.430
‫همه‌ی عناوین و مقام‌های منو ازم گرفتی.

00:18:15.510 --> 00:18:17.640
‫برداشتن اسم من به چه دردت می‌خوره؟

00:18:18.430 --> 00:18:20.430
‫اسم آدما قدرت خاصی داره.

00:18:21.480 --> 00:18:23.690
‫همیشه تابلو دروغ می‌گفتی.

00:18:24.980 --> 00:18:28.860
‫یه چیزی هست که بهم نمی‌گی، «جنای».

00:18:29.530 --> 00:18:31.740
‫قدرت یه اسم.

00:18:32.990 --> 00:18:34.110
‫آخه چرا باید...؟

00:18:34.780 --> 00:18:37.910
‫یه چیزی عوض شده.

00:18:40.996 --> 00:18:42.495
‫«میانا»...

00:18:43.580 --> 00:18:47.380
‫بچه‌ی منو بارداره، مگه نه؟

00:18:48.210 --> 00:18:52.090
‫می‌ترسی منو اعدام کنی،
‫چون از دید مردم یه پدر فداکار می شم.

00:18:52.170 --> 00:18:55.930
‫می‌خوای تاریخ رو تغییر بدی...

00:18:56.010 --> 00:18:59.390
‫ولی مطمئن باش یه‌روز
‫بچه‌م انتقام منو می‌گیره.

00:19:05.020 --> 00:19:06.440
‫دیگه کافیـه، «کریم»!

00:19:06.520 --> 00:19:10.820
‫هر چیزی به معنای دسیسه و توطئه نیست!
‫تو داداش منـی!

00:19:12.030 --> 00:19:15.660
‫چند بار باید تلاش کنم که ببخشمت؟

00:19:15.740 --> 00:19:21.580
‫هی می‌خوام بهت فرصت دوباره بدم
‫و هر دفعه پس می‌زنی.

00:19:21.660 --> 00:19:25.000
‫جز حس تنفر به من، هیچی نداری!

00:19:44.640 --> 00:19:47.350
‫اونا از سرزمین ماه میان...

00:19:47.440 --> 00:19:50.360
‫و زیر نور خورشید دَووم نمیارن.

00:19:50.440 --> 00:19:54.570
‫برای همین مجبوریم تاریکی ابدی رو برپا کنیم.

00:19:54.650 --> 00:19:55.740
‫عع....

00:19:57.450 --> 00:20:00.280
‫درود.
‫امیدوارم نترسونده باشمتون.

00:20:00.370 --> 00:20:03.290
‫- عع، برگشتی، «تری»!
‫- بلی.

00:20:03.370 --> 00:20:06.960
‫یکم زود رسیدم. امیدوارم اِشکال نداشته باشه.

00:20:08.250 --> 00:20:12.050
‫خب، داشتین چی می‌گفتین؟

00:20:12.130 --> 00:20:16.010
‫از... جادوجنبل و این چیزا می‌گفتیم.

00:20:16.090 --> 00:20:19.090
‫ببین، یه سنگ کهن جور کردیم.

00:20:19.180 --> 00:20:21.010
‫چقدر خوشگلـه.

00:20:21.100 --> 00:20:23.010
‫- چی این‌قدر نورانی‌ش کرده؟
‫- جادو دیگه.

00:20:38.700 --> 00:20:43.410
‫- اینجا دیگه کجاست؟
‫- اینجا بزرگ‌ترین راز دورِن هست.

00:20:43.490 --> 00:20:47.710
‫وای! یه غار مخفی.

00:20:47.790 --> 00:20:50.540
‫توی کاتولیس از اینا ریخته.

00:20:50.630 --> 00:20:54.090
‫قطعاً چیزی که داخل غاره، مد نظرمونـه، «سورن».

00:20:54.170 --> 00:20:55.210
‫بله.

00:20:55.300 --> 00:20:59.220
‫ولی قبل‌از ورود، باید چیزی رو ببینین.

00:21:00.640 --> 00:21:01.890
‫این یه یاقوت آتشینـه.

00:21:03.890 --> 00:21:06.560
‫جادوگرهای من روشی برای افزایش حجم جادو...

00:21:06.640 --> 00:21:08.600
‫از درون اینا یاد گرفتن.

00:21:10.190 --> 00:21:11.650
‫حالا کاربردشون چیـه؟

00:21:13.020 --> 00:21:14.190
‫ملاحظه کنین.

00:21:32.130 --> 00:21:34.290
‫شگفتا!

00:21:34.380 --> 00:21:39.220
‫بعداز جنگ جادوگرها،
‫یاقوت‌های آتشین خیلی کمیاب شدن.

00:21:40.430 --> 00:21:41.430
‫دنبالم بیاین.

00:22:05.990 --> 00:22:10.750
‫یاقوت بزرگ‌تر، انفجار بیشتر...
‫اننفجار بیشتر، ویرانی بزرگ‌تر...

00:22:10.830 --> 00:22:13.420
‫هَه... شاعر شدم رفت.

00:22:13.500 --> 00:22:14.523
‫درست می‌فرمایید.

00:22:14.960 --> 00:22:18.380
‫با اینا می‌تونیم اسلحه‌ای بسازیم
‫که از انسان‌ها محافظت می‌کنه.

00:22:18.707 --> 00:22:20.297
‫حتی در برابر اژدهاها.

00:22:23.430 --> 00:22:26.810
‫ازتون ممنونـم، ملکه «آنیا».

00:22:38.110 --> 00:22:40.490
‫«میانا» بخشیده می‌شه...

00:22:40.570 --> 00:22:45.700
‫ولی باید زندگی معمولی‌ای رو سپری کنه
‫ و هیچ‌وقت دوباره به قدرت نرسه.

00:22:48.660 --> 00:22:52.660
‫آیا «کریم» هم بخشیده می‌شه؟

00:22:54.250 --> 00:22:57.130
‫نه. مجازات «کریم» مرگـه.

00:23:00.550 --> 00:23:02.380
‫برای اعدامش یه روز مشخص کنین.

00:23:07.430 --> 00:23:09.350
‫آخرین مرحله برای...

00:23:09.430 --> 00:23:12.850
‫ساخت یه سنگ کهن، یه زمانی کار سختی بود.

00:23:12.930 --> 00:23:18.110
‫سنگ کهن باید یه بار دور دنیا گردونده می‌شد.

00:23:18.190 --> 00:23:22.610
‫- فهمیدم. مثل یه ماه کوچولو.
‫- دقیقاً.

00:23:22.690 --> 00:23:25.450
‫جادوگرها سال‌های زیادی
‫از زندگی‌شون رو صرف می‌کردن...

00:23:25.530 --> 00:23:28.950
‫تا از کوهستان‌ها، دریاها و بیابون‌ها عبور کنن...

00:23:29.030 --> 00:23:33.176
‫و سفر سختی رو طی کنن که خیلی‌ها
‫توش جونشون رو از دست می‌دادن.

00:23:33.870 --> 00:23:35.580
‫ولی با جادوی من...

00:23:37.420 --> 00:23:40.050
‫«پوتنشیا فوگای»

00:23:48.850 --> 00:23:52.640
‫تا فردا صبح یه بار کامل دور دنیا می‌چرخه.

00:23:52.720 --> 00:23:55.560
‫و سنگ کهن آماده می‌شه.

00:23:55.640 --> 00:23:59.360
‫وای. پس پَر بزرگ واسه این بود.

00:23:59.440 --> 00:24:01.070
‫پَر کوچیکه چی شد؟

00:24:01.150 --> 00:24:04.360
‫صبر داشته باش، «ترستیریوس» عزیز.

00:24:05.150 --> 00:24:07.570
‫حالا پرواز کن.

00:24:19.713 --> 00:24:26.713
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.