﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:05.024 --> 00:00:10.024


00:00:10.048 --> 00:00:13.048


00:00:13.072 --> 00:00:15.072


00:00:15.083 --> 00:00:16.209
...مرگ

00:00:18.125 --> 00:00:19.167
.اجتناب ناپذیره

00:00:20.417 --> 00:00:21.542
،از یه سوراخ بیرون میای

00:00:21.626 --> 00:00:23.167
.درنهایت هم برمی‌گردی تو یه سوراخ دیگه

00:00:26.250 --> 00:00:28.459
.هیچی تو دنیا قرار نیست تا ابد بمونه

00:00:31.375 --> 00:00:33.876
،ستاره‌ها، خورشید
.همه چی قراره نابود بشه

00:00:33.959 --> 00:00:35.792
سنگ‌قبرت قراره
.تو زمین دفن بشه

00:00:35.876 --> 00:00:37.959
طوری که کسی نفهمه
.شما اصن اینجا بودین

00:00:40.250 --> 00:00:44.125
...ولی می‌دونین، مردن

00:00:44.209 --> 00:00:46.334
.یه تجربه آزادی بخشیه

00:00:49.500 --> 00:00:51.459
مرده بودن، چه خوبی‌هایی داره؟

00:01:00.709 --> 00:01:03.209
،اگه بهم یه میلیون نمی‌دادن
.صبح حتی از خواب هم بلند نمی‌شدم

00:01:08.792 --> 00:01:11.125
،خیلی زود شد دو میلیون
.بعدشم شد سه میلیون

00:01:11.209 --> 00:01:14.542
بعدش هفته‌ای یه سفر
.داشتیم که چهار میلیون بود

00:01:14.626 --> 00:01:16.667
به خاطر اینکه خلبان
،هواپیمای سم‌پاشی بودم

00:01:16.751 --> 00:01:19.626
یه حس ذاتی درمورد
.توانایی‌های هواپیمام پیدا کرده‌بودم

00:01:19.709 --> 00:01:23.209
قاچاق رو بیشتر از هر
.کاری که تاحالا کردم، دوست دارم

00:01:23.292 --> 00:01:26.500
،حس می‌کنم یه کار مقدسی بود

00:01:26.584 --> 00:01:29.417
.یه خدمت به بشریت
.اینطوری حس می‌کردم

00:01:34.959 --> 00:01:39.083
.از همه جور مواد مخدری خوشم می‌اومد

00:01:39.792 --> 00:01:41.334
می‌دونین؟

00:01:41.417 --> 00:01:44.000
ما دیگه مواد مخدر غیرقانونی
و یا فروشندگان آن‌ها را

00:01:44.083 --> 00:01:46.167
.تحمل نخواهیم‌کرد -
قاچاقچیان بار دیگر -

00:01:46.250 --> 00:01:48.375
...از روشی دیگر برای گول زدن

00:01:48.459 --> 00:01:51.000
از دادستان خواست تا اثبات
.کند که جنگ علیه مواد مخدر، تاثیرگذار بوده

00:01:51.083 --> 00:01:54.459
باید غیرقانونی می‌بودن، چون
ذهن و قلب انسان‌ها رو

00:01:54.542 --> 00:01:56.167
.آزاد می‌کردن

00:01:57.375 --> 00:01:59.167
.مواد مخدر چیزای بدی هستن

00:01:59.250 --> 00:02:01.125
.باهاشون کاری نداشته‌باشین -
می‌خوام به شما بچه‌هایی -

00:02:01.209 --> 00:02:02.959
که از مواد مخدر استفاده می‌کنن
یا بهش فکر می‌کنن

00:02:03.042 --> 00:02:04.167
.یه درسی بدم

00:02:04.667 --> 00:02:05.876
.فقط بهش بگین نه

00:02:10.250 --> 00:02:12.584
به نظرم کسی این حق
رو نداشت که

00:02:12.667 --> 00:02:15.876
که توی عزم شخصی
.یه نفر دیگه دخالت کنه

00:02:19.375 --> 00:02:22.375
...تنها راه عوض کردن قانون، اونم یه قانون بد

00:02:25.125 --> 00:02:26.375
.اینه که زیر پا بزاریش

00:02:59.209 --> 00:03:02.417
...روز 18 سپتامبر، 1977

00:03:02.500 --> 00:03:05.292
با پریدن از روی یه
...پل، تظاهر به خودکشی کردم

00:03:06.667 --> 00:03:09.042
و اونا برای دو هفته
.دنبال جسدم می‌گشتن

00:03:09.125 --> 00:03:10.959
.سالی هم عالی نقش بازی کرد

00:03:17.417 --> 00:03:19.375
می‌دونین، رسیدن به
ساحل غربی

00:03:19.459 --> 00:03:22.083
زیبا بود، یه
.ماجراجویی زیبا

00:03:22.167 --> 00:03:25.459
.و از اون مقطع به بعد، زندگی متحول شد

00:03:38.209 --> 00:03:40.500
می‌دونین کی به این
گل دست زده؟

00:03:40.584 --> 00:03:42.626
.فرمانروای جهان

00:03:48.209 --> 00:03:51.250
،من یه معلم فوق‌العاده پیدا کردم

00:03:51.334 --> 00:03:54.709
.مرشدم، سرین پا سی راوان

00:03:56.167 --> 00:03:57.209
.مهاراجه

00:04:02.542 --> 00:04:04.500
،اون فقط از یه چیز حرف می‌زد

00:04:04.584 --> 00:04:08.584
و اون تجربه علم به خود بود

00:04:10.000 --> 00:04:11.626
.تا آرامش حقیقی تو زندگیتون داشته‌باشین

00:04:13.083 --> 00:04:15.417
،اون زمان‌ها، اونا تقریبا یه جور فرقه داشتن

00:04:15.500 --> 00:04:16.626
...یه جورایی انگار

00:04:16.709 --> 00:04:18.834
.یه جورایی شبیه به یه دین شده‌بود

00:04:18.918 --> 00:04:20.334
.خیلی زیبا بود

00:04:20.417 --> 00:04:23.250
می‌دونم چیزی که داشتم دنبالش
.می‌گشتم، موضوع بزرگتری بود

00:04:23.334 --> 00:04:25.125
.نمی‌دونستم دارم دنبال چی می‌گردم

00:04:25.209 --> 00:04:26.709
ولی اگه می‌دونستم دارم
،دنبال چی می‌گردم

00:04:26.792 --> 00:04:29.250
دیگه لازم نبود بدونم دارم
.دنبال چی می‌گردم

00:04:29.334 --> 00:04:31.626
.و مهاراجه اینو بهمون نشون داد

00:04:31.709 --> 00:04:33.125
.خود درون

00:04:33.209 --> 00:04:35.709
:بهش می‌گفتن
.خدای درون، بهشت درون

00:04:37.000 --> 00:04:40.834
،مسیح هرچیزی که یاد داد
.از بین نرفته

00:04:40.858 --> 00:04:44.658
،و اگه این دفعه مردم قرار زنده بمونن
.به خاطر همون دانشه. اگه زنده‌این، به خاطر همین دانشه

00:04:48.167 --> 00:04:50.292
.من حتی ادم معتقدی هم نیستم

00:04:50.375 --> 00:04:51.500
چه غلطا؟

00:04:51.584 --> 00:04:53.834
من آدم منطقی هستم، می‌فهمین؟

00:04:56.125 --> 00:05:00.459
اون در همه چی رو
،به روم باز کرد. با اب و نمک

00:05:00.542 --> 00:05:02.459
،تنقیه می‌کردم
.اون شب‌ها لب ساحل

00:05:02.542 --> 00:05:05.667
روزه می‌گرفتم، یه جایی
،رو پیدا کردم که کلی میوه داشت

00:05:05.751 --> 00:05:07.918
خلاصه شب‌ها می‌رفتم
.و میوه می‌دزدیم

00:05:08.000 --> 00:05:10.209
،چندین ماه جز میوه
.هیچی نمی‌خوردم

00:05:10.292 --> 00:05:12.709
.وزنم شد 66 کیلو

00:05:12.792 --> 00:05:14.000
،و با قارچ نئشه می‌کردم

00:05:14.083 --> 00:05:17.709
.و کل روز با رفقا علف می‌کشیدیم و زندگی می‌کردیم

00:05:17.792 --> 00:05:21.250
،یکم ماری‌جوانا کاشتم
.چندتا گیاه داشتن در میومدن

00:05:21.334 --> 00:05:22.918
...نمی‌دونم چیکار داشتم می‌کردم، ولی

00:05:23.000 --> 00:05:25.042
.داشتم شروع می‌کردم

00:05:25.125 --> 00:05:27.667
،اگه به من بود
از هیپی بودن

00:05:27.751 --> 00:05:29.626
،و تمام روز علف کشیدن
،و گیاه پرورش دادن

00:05:29.709 --> 00:05:31.000
.کاملا راضی بودم

00:05:34.792 --> 00:05:36.417
.همم

00:05:45.042 --> 00:05:49.584
،اون زندگی دوگانه ما

00:05:50.375 --> 00:05:52.542
.گاهی ناراحت کننده‌بود

00:05:57.792 --> 00:06:00.500
.ولی خوب، فقط یه بازی بود

00:06:00.584 --> 00:06:02.709
.ازش خوشم می‌اومد. جالب بود

00:06:03.876 --> 00:06:05.876
.انگار یه مامور مخفی بودم

00:06:05.959 --> 00:06:10.375
مثل این بود که ندونین
.فردا قراره چه اتفاقی بی‌افته

00:06:10.459 --> 00:06:14.000
.اداره کلانتری می‌اومد خونمون

00:06:15.250 --> 00:06:17.959
می‌دونین، هفته اول
،همیشه می‌اومدن

00:06:18.042 --> 00:06:20.918
بعدش هرچی بیشتر
.می‌گذشت، کمتر می‌اومدن

00:06:22.042 --> 00:06:24.542
همون سوالات همیشگی
،رو ازم می‌پرسیدن

00:06:24.626 --> 00:06:26.792
و همون جواب‌های
،همیشگی رو بهشون می‌دادم

00:06:26.876 --> 00:06:29.375
تا وقتی که دیگه به
.خودشون زحمت ندادن که بیان

00:06:29.459 --> 00:06:32.292
.چون داستان من عوض نمی‌شد

00:06:33.000 --> 00:06:35.000
.صبر کردیم تا آب‌ها از اسیاب بیوفته

00:06:47.417 --> 00:06:49.500
،توی ارکانزاس، بیرون کارلای

00:06:49.584 --> 00:06:52.709
یه باجه تلفن بود
که توی روزها و زمان‌های

00:06:52.792 --> 00:06:54.751
به خصوصی، به
.زنم زنگ می‌زدم

00:06:54.834 --> 00:06:58.500
،و خیلی بامزه بود
من به اون تلفن زنگ می‌زدم

00:06:58.584 --> 00:07:00.500
،و اونم تلفن رو بر می‌داشت

00:07:00.584 --> 00:07:02.459
و شرکت مخابرات
.هیچوقت نفهمید

00:07:02.542 --> 00:07:05.500
.ما چندین ساعت مجانی حرف می‌زدیم

00:07:06.959 --> 00:07:08.167
و نقشه می‌کشیدیم

00:07:08.250 --> 00:07:10.709
،که هرجایی که بود
.هم دیگه رو ببینیم

00:07:14.209 --> 00:07:17.918
هیچوقت به بچه‌ها
.نگفتم که اون زنده است

00:07:18.000 --> 00:07:19.751
نمی‌تونستم بهشون
.اعتماد کنم که به کسی نگن

00:07:19.834 --> 00:07:21.292
.می‌دونین، چون بچه بودن

00:07:22.417 --> 00:07:25.000
...جشن شکرگزاری بود

00:07:25.083 --> 00:07:28.417
و همه خانوادم رفته‌بودن
،به شریدن توی ارکانزاس

00:07:28.500 --> 00:07:30.459
.بچه‌ها رو اونجا بردم

00:07:30.542 --> 00:07:34.876
بهشون گفتم دارم می‌رم به
.نیواورلئانز تا توت‌عنخ‌آمون رو بمونم

00:07:36.042 --> 00:07:41.542
.برای اولین بار توی آمریکا
توی کمترین زمان ممکن

00:07:41.626 --> 00:07:43.959
...رفتم به نیواورلئانز

00:07:45.083 --> 00:07:48.209
،تا به یه پرواز برسم
.و رفتم به لس‌انجلس

00:07:49.751 --> 00:07:52.167
البته تمام اون مدت نمی‌دونستم
.دارم تعقیب می‌شم یا نه

00:07:52.959 --> 00:07:54.834
،گری توی فرودگاه اومد دنبالم

00:07:54.918 --> 00:07:58.125
.یه قرص ال‌اس‌دی انداخت تو دهنم

00:08:00.459 --> 00:08:03.459
نشستیم تو این
اتوبوس فولکس واگن‌ـش

00:08:03.542 --> 00:08:06.334
و توی بزرگراه 1، شروع کردیم
.به رفتن به سمت شمال

00:08:06.417 --> 00:08:10.250
و به اسامی مستعاری
.فکر می‌کردیم که می‌خواستیم

00:08:10.334 --> 00:08:13.667
اسم مورد علاقمه
.من، لوکاس بود. لوکاس نوئل

00:08:13.751 --> 00:08:15.250
خلاصه الان باید یه
،فامیلی پیدا کنم

00:08:15.334 --> 00:08:16.667
.باید یه فامیلی باحال پیدا کنم

00:08:18.417 --> 00:08:22.000
،بعدش یهو
جشممون خورد به تابلو

00:08:22.083 --> 00:08:23.918
.هارمونی، توی کالیفرنیا

00:08:27.417 --> 00:08:30.959
.گفتم، عالیه
.این شد فامیلیم

00:08:31.042 --> 00:08:34.292
.خلاصه فامیلیم رو گذاشتم هارمونی
.لوکاس نوئل هارمونی

00:08:37.209 --> 00:08:39.250
،لوکاس یعنی نور
نوئل یعنی صلح، و هارمونی
[.هارمونی به معنی توازن]

00:08:39.334 --> 00:08:40.751
.نور، صلح و توازن

00:08:40.834 --> 00:08:42.667
.اسم هیپی‌ـم این بود، باشه

00:08:47.292 --> 00:08:50.375
خوب، من فقط برای
.اون آخر هفته طولانی، باهاش موندم

00:08:50.459 --> 00:08:53.209
باید برمی‌گشتم ارکانزاس

00:08:53.292 --> 00:08:55.542
تا با بچه‌هام باشم
.و طبیعی رفتار کنم

00:08:55.626 --> 00:08:59.125
و کم کم داشتم
.آماده می‌شدم که برم

00:09:01.542 --> 00:09:04.167
:یه روز، مامانم گفتمش
.داریم نقل مکان می‌کنیم به کانزاس

00:09:04.250 --> 00:09:06.083
.همینو گفت
.داریم نقل مکان می‌کنیم به کانزاس

00:09:07.918 --> 00:09:10.918
خلاصه هممون سوار
.هواپیما شدیم و رفتیم کانزاس

00:09:11.000 --> 00:09:13.667
از فرودگاه اومدیم بیرون
.و یه تاکسی گرفتیم و رفتیم یه خونه‌ای

00:09:16.667 --> 00:09:17.792
.یه عده تو این خونه بودن

00:09:17.876 --> 00:09:20.375
اونا رو نمی‌شناختم. رفتیم تو خونه

00:09:20.459 --> 00:09:22.292
رفتیم حیاط پشتیشون
،و باز یه تاکسی دیگه گرفتیم

00:09:22.375 --> 00:09:23.667
.و دوباره رفتیم فرودگاه

00:09:24.918 --> 00:09:28.125
و با لباسای متفاوت
.دوباره پرواز کردیم یه جای دیگه

00:09:28.209 --> 00:09:30.209
،وقتی دوباره فرود اومدیم
.دور گردنمون گل گذاشتن

00:09:30.292 --> 00:09:32.584
می‌دونین، وقتی از هواپیما
پیاده می‌شین. گل. می‌دونین؟

00:09:32.667 --> 00:09:34.417
.گل میدن بهتون

00:09:34.500 --> 00:09:37.083
این خودش یه نشونه
.بزرگ بود که اینجا کانزاس نیست

00:09:48.709 --> 00:09:50.792
...اونجا نشستیم، تو ساحل، و

00:09:50.876 --> 00:09:54.542
یه یارویی میاد که
.لاغره و... ریش داره

00:09:54.626 --> 00:09:56.709
یکم شبیه چارلز منسون، می‌دونین؟

00:09:56.792 --> 00:09:58.959
...و یارو مارو بغل کرد

00:10:00.083 --> 00:10:03.042
...و من
با خودم سریع گفتم

00:10:03.125 --> 00:10:05.167
که مامانم ما رو
.فروخته به این یارو

00:10:06.459 --> 00:10:08.584
تو چشماش نگاه کردم
،و اونم بهم نگاه کرد، و منم گفتم

00:10:08.667 --> 00:10:10.292
بابا! و اونم میگه
.نه، نه، نه، نه

00:10:10.375 --> 00:10:14.626
...لوکاس، من لوکاسم. و من
.تمام دنیام عوض شد، رفیق

00:10:28.959 --> 00:10:31.500
!منم دارم می‌گم، واو، زنده است

00:10:31.584 --> 00:10:32.834
!سارالی می‌گفت، زنده است

00:10:32.918 --> 00:10:35.209
!واو، این که... واو
.بابام یکی دیگه شده

00:10:35.292 --> 00:10:36.500
.از بهشت برگشته

00:10:38.209 --> 00:10:40.292
.قیافش خیلی متفاوت بود
.می‌تونین عکساشو ببینین

00:10:40.375 --> 00:10:43.250
اون گری نبود، اصلا شبیه الانش
.نبود. یعنی، اصلا شبیه نبود

00:10:43.334 --> 00:10:46.042
،متفاوت صحبت می‌کرد
.لاغر بود، هیپی شده بود

00:10:46.125 --> 00:10:47.876
شبیه یه شخصیت
،سریال چیچ و چانگ شده‌بود

00:10:47.959 --> 00:10:49.834
ولی اونقدر احمقانه نبود
می‌فهمین چی می‌گم؟

00:10:49.918 --> 00:10:51.292
،وقتی فهمیدم زنده است

00:10:51.375 --> 00:10:52.876
از لحظه‌ای که فهمیدم
.مرده، شدیدتر بود

00:10:53.459 --> 00:10:54.667
!عاشق اون موقع بودم

00:10:54.751 --> 00:10:57.751
اون سال‌ها، جزو شادترین سال‌های
...عمرم بودن. فکر نکنم

00:10:57.834 --> 00:10:59.709
که تو عمرم بیشتر از
.اون موقع شاد بوده‌باشم تاحالا

00:11:02.083 --> 00:11:03.792
.پدرم توی سال 1977 مرد

00:11:06.083 --> 00:11:09.959
لوکاس هارمونی یه شخص
.دیگه‌ای هست که منو بزرگ کرد

00:11:10.042 --> 00:11:11.417
همون شخص، ولی
،دوتا آدم متفاوت

00:11:11.500 --> 00:11:15.876
.چون توی هیزن بازیگر بود
.نقش بازی می‌کرد

00:11:15.959 --> 00:11:18.417
یادمه داشتیم از یه کوه
.توی هاوایی پایین می‌اومدیم

00:11:18.500 --> 00:11:20.667
می‌دونین، از یه
.جاده لاوایی پایین می‌اومدیم

00:11:20.751 --> 00:11:23.042
داشتیم اونقدر تند پایین
.می‌اومدیم که انگار داشتیم پرواز می‌کردیم

00:11:24.876 --> 00:11:26.834
اون یکی از خاطرات
.مورد علاقم از بابامه

00:11:28.334 --> 00:11:29.584
.خوشحال بودم

00:11:31.209 --> 00:11:33.125
بهترین زمان برای
.فراری بودن، بود

00:11:39.292 --> 00:11:42.250
،بعد از خودکشی پدرم

00:11:42.334 --> 00:11:44.167
اون موقعی، زمانی بود
که بدون یه چراغ

00:11:44.250 --> 00:11:45.876
.نمی‌تونستم جایی برم

00:11:48.459 --> 00:11:51.292
همه فکر می‌کردیم که اون
مرده، و منم می‌خواستم

00:11:51.375 --> 00:11:52.584
.درست کنار مامانم بخوابم

00:11:54.667 --> 00:11:55.959
.یعنی خوب، شیش سالم بود

00:11:57.709 --> 00:11:59.626
با خودم فکر می‌کردم

00:11:59.709 --> 00:12:01.959
خوب، چرا نمی‌خواست به
خاطر من، زنده بمونه؟

00:12:02.042 --> 00:12:05.459
یعنی، من چه ایرادی داشتم؟
چرا می‌خواست خودش رو بکشه؟

00:12:05.542 --> 00:12:08.709
من کار اشتباهی کردم؟
به اندازه کافی خوشگل نبودم؟

00:12:08.792 --> 00:12:11.584
به اندازه کافی خوب نبودم؟
به اندازه کافی باهوش نبودم؟

00:12:11.667 --> 00:12:13.250
یعنی، من چه ایرادی داشتم؟

00:12:15.292 --> 00:12:18.000
یه حفره تو قلبم
درست کرد که می‌گفت، من کی هستم؟

00:12:18.083 --> 00:12:19.375
به اندازه کافی لایق نبودم؟

00:12:21.459 --> 00:12:23.584
می‌دونین، فقط
.بابام رو می‌خواستم

00:12:30.417 --> 00:12:34.459
وقتی توی هاوایی زندگی
می‌کردیم، بچه‌ها به هیچکسی

00:12:34.542 --> 00:12:38.334
حتی دوستاشونم هم نمی‌تونستن
.بگن ما اهل ارکانزاس هستیم

00:12:38.417 --> 00:12:39.959
،بهشون بگین اهل تگزاس هستیم

00:12:40.042 --> 00:12:42.918
.چون نمیشد لهجه جنوبی رو پنهان کرد

00:12:43.000 --> 00:12:45.042
،غذای محلی می‌خوردیم

00:12:45.125 --> 00:12:46.959
.همه جا لخت می‌گشتیم

00:12:47.042 --> 00:12:50.042
عالی بود! انگار
.تو بهشت زندگی می‌کردم

00:12:52.167 --> 00:12:54.459
.جادویی‌ترین زمان تو دنیا بود

00:12:58.167 --> 00:13:00.626
.ما ماری‌جوانا پرورش می‌دادیم

00:13:00.709 --> 00:13:04.792
،چهار پنجتا نخ آویزون کرده‌بودیم

00:13:04.876 --> 00:13:07.334
که برگ‌های گنده
.ازشون آویزون بودن

00:13:07.417 --> 00:13:11.125
یه روز صبح ساعت شیش
،صدای در رو شنیدم

00:13:11.209 --> 00:13:13.125
بیرون رو نگاه کردم
.و پلیسا پشت در بودن

00:13:14.125 --> 00:13:16.417
.یه تابلو توی زمین‌ـمون داشتیم

00:13:16.500 --> 00:13:17.876
،روش نوشته‌بود
لباس‌هاتون رو در بیارین

00:13:17.959 --> 00:13:19.834
.و وارد بشین
.چون ما برهنه‌گرا بودیم

00:13:21.626 --> 00:13:25.000
اومدن تو و گفتن
.بیاین پایین، بیاین پایین

00:13:25.083 --> 00:13:27.042
.منم فقط گفتم باشه

00:13:27.125 --> 00:13:30.083
لخت مادرزاد
.از پله‌ها اومدم پایین

00:13:30.167 --> 00:13:31.375
.لخت مادرزاد

00:13:31.459 --> 00:13:34.542
کاملا لخت
.و با افتخار

00:13:34.626 --> 00:13:37.334
.جلوی همه اون پلیس‌های هاوایی

00:13:37.417 --> 00:13:39.626
نمی‌خواستم بزارم
.منو بترسونن

00:13:39.709 --> 00:13:42.209
رفت اون پایین و
:دست به کمر بهشون گفت

00:13:42.292 --> 00:13:44.542
خوب، شما پسرا چی می‌خواین؟

00:13:44.626 --> 00:13:47.000
خوب، به ما خبر دادن
که شما اینجا توی این ملک

00:13:47.083 --> 00:13:49.334
.ماری‌جوانا پرورش می‌دین، خانم

00:13:49.417 --> 00:13:51.876
قبل اینکه بهم
،دستبند بزنن

00:13:51.959 --> 00:13:56.083
بهم اجازه دادن تا
.لباس‌هام رو بپوشم

00:13:57.667 --> 00:13:59.042
.خلاصه ما رو بردن به شهر

00:13:59.125 --> 00:14:01.500
ما رو ثبت کردن
.و اثر انگشت ازمون گرفتن

00:14:01.584 --> 00:14:03.459
:پلیسه اومد و گفت
این چیه اینجا؟

00:14:03.542 --> 00:14:05.417
این یاروا از
.پشت کوه نیومده بودن

00:14:05.500 --> 00:14:06.792
.راجب به ال‌اس‌دی می‌دونستن

00:14:06.876 --> 00:14:09.667
به جلو خم شدم
...و یه دونه انداختم بالا و

00:14:09.751 --> 00:14:11.042
.یه دونه دیگه انداختم بالا

00:14:11.125 --> 00:14:13.292
.یه دونه دیگه انداختم بالا
.همشون رو از تو دستش برداشتم

00:14:13.375 --> 00:14:15.167
و هر سه تاش رو
.اینطوری گذاشتم تو ذهنم

00:14:15.250 --> 00:14:16.334
...گفتش

00:14:16.417 --> 00:14:18.250
بهم نگاه کرد. می‌دونست
چیکار کرده بودم، می‌دونین؟

00:14:18.334 --> 00:14:21.000
!گفتش، واو

00:14:21.083 --> 00:14:24.250
...نمی‌دونستم قراره

00:14:25.626 --> 00:14:28.167
با اون اثر انگشت‌ها
بفهمن من کیم یا نه، می‌دونین؟

00:14:28.250 --> 00:14:30.209
،با خودم گفتم
.بهتره از اینجا بریم

00:14:30.292 --> 00:14:32.167
،می‌دونین
.نمی‌تونیم ریسک کنیم

00:14:33.417 --> 00:14:35.542
،یه جرم کوچولو بود

00:14:35.626 --> 00:14:37.876
.ولی اون فراری بود

00:14:37.959 --> 00:14:41.250
خلاصه مجبور شدیم
.از جزیره بریم

00:14:41.334 --> 00:14:43.709
،برای من، وقتی می‌خواستیم بریم
.خیلی ضدحال بزرگی بود

00:14:43.792 --> 00:14:45.542
فقط می‌خواستم اونجا
،بمونیم. یعنی خوب، لعنت بهش

00:14:45.626 --> 00:14:48.250
می‌خواستم بزرگ بشم و
یاد بگیرم چجوری موج‌سواری کنم، می‌دونین؟

00:14:48.334 --> 00:14:49.584
!با خودم می‌گفتم، ایول

00:14:51.375 --> 00:14:53.626
،خلاصه گفتم، ببینین
.شماها باید برگردین ارکانزاس

00:14:53.709 --> 00:14:55.125
.بچه‌ها باید برن مدرسه

00:14:55.209 --> 00:14:57.250
.سال‌ها بود که خونه نرفته‌بودن

00:14:57.334 --> 00:14:58.375
منم می‌رم

00:14:58.459 --> 00:15:00.250
و هرکاری که باید رو می‌کنم
تا تو و بچه‌ها

00:15:00.334 --> 00:15:01.918
.بتونین برگردین

00:15:03.000 --> 00:15:04.459
.من آس‌وپاسم. یک قرون پول ندارم

00:15:04.542 --> 00:15:07.167
ولی بعدش مهاراجه زنگ زد و گفت
اونا می‌خوان که بیای

00:15:07.250 --> 00:15:08.959
به میامی و روی
.هواپیماهاش کار کنی

00:15:10.375 --> 00:15:12.709
یا خدا، یعنی خوب، جان من؟

00:15:12.792 --> 00:15:17.000
خلاصه، رفتم و
.یه هواپیمای 707 رو تعمیر کردم

00:15:19.083 --> 00:15:21.083
فکر کنم بهم
.حدود 100 دلار در هفته حقوق می‌دادن

00:15:25.918 --> 00:15:30.292
دنبال مهاراجه می‌رفتم
،کل اروپا، امریکای جنوبی

00:15:30.918 --> 00:15:32.334
.ایالات متحده

00:15:33.417 --> 00:15:36.542
من و لوکاس توی
.فرودگاه بین‌المللی میامی هم رو ملاقات کردیم

00:15:36.626 --> 00:15:40.959
اومد و ازم پرسید که کسی رو
می‌شناسم که خلبان برای یه ماموریت

00:15:41.834 --> 00:15:43.959
.نیاز داره یا نه

00:15:44.042 --> 00:15:47.209
.منم گفتم، خوب اره
.فکر کنم بشناسم

00:15:48.584 --> 00:15:51.375
اونو با چند نفر از
،دوستان، در ارتباط قرار دادم

00:15:51.459 --> 00:15:54.125
،و از اون مقطع به بعد
.با لوک پرواز می‌کردم

00:16:00.584 --> 00:16:02.709
اولین سفرم
از طرف این

00:16:02.792 --> 00:16:05.375
کار‌افرین‌های اهل
.اتلانتا، جورجیا استخدام شدم

00:16:05.459 --> 00:16:07.876
.بچه‌های بیست و خورده‌ای ساله

00:16:13.167 --> 00:16:15.709
چندتا سفر دیگه هم بعد
.اون انجام دادم

00:16:17.459 --> 00:16:21.042
اون موقع بود که تصمیم گرفتم
هرکاری بتونم انجام بدم

00:16:21.125 --> 00:16:22.751
تا مطمئن بشم
مواد مخدر برای

00:16:22.834 --> 00:16:24.083
.هرکسی که بخواد، دردسترس باشه

00:16:27.083 --> 00:16:32.334
گری مثل یه اژدها
پرواز می‌کنه. حتی یه بارم یادم نمیاد

00:16:32.417 --> 00:16:34.918
.که تو هوا چرخ نمی‌زد

00:16:36.209 --> 00:16:39.500
.تو آسمون همه کار می‌کردیم

00:16:39.584 --> 00:16:41.042
،وقتی تو کسب‌وکار قاچاقی

00:16:41.125 --> 00:16:44.834
برای من، خیلی
.کار رضایت‌بخشی بود

00:16:44.918 --> 00:16:46.667
.به خاطر درامدی که داشتم، نبود

00:16:46.751 --> 00:16:48.751
.به خاطر کاری بود که می‌کردم

00:16:50.000 --> 00:16:52.167
سازمان مبارزه با موادمخدر
.آمریکا همه جا بودن. همیشه همینطور بود

00:17:06.375 --> 00:17:09.375
ما با یه تهاجم واقعی
رو به رو هستیم. هر روز در جریان‌ـه

00:17:09.459 --> 00:17:11.292
.و ما باید جلوش رو بگیریم

00:17:11.375 --> 00:17:13.709
.هیچوقت برای دستگیر شدن، نگران نبودم

00:17:13.792 --> 00:17:15.709
.به نظرم عادیه
،بیشتر مجرما

00:17:15.792 --> 00:17:17.667
هیچوقت فکر نمی‌کنن
.که ممکنه دستگیر بشن

00:17:20.375 --> 00:17:21.542
خلبان هواپیماهای سم‌پاشی

00:17:21.626 --> 00:17:24.667
بهترین دوره آموزشی
.برای اون کار بود

00:17:24.751 --> 00:17:27.792
حمل کردن بارهای سنگین
،روی باندهای خراب

00:17:27.876 --> 00:17:30.209
.توی تمام شرایط آب‌وهوایی

00:17:30.292 --> 00:17:32.000
به اضافه اینکه من چهار
.سال توی نیروی دریایی بودم

00:17:32.083 --> 00:17:34.584
همه چی رو درمورد رادار

00:17:34.667 --> 00:17:36.375
.و نحوه گریز ازش، می‌دونستم

00:17:36.459 --> 00:17:38.250
حتی یه ردیاب رادار
کوچولو هم ساختم

00:17:38.334 --> 00:17:40.500
که می‌تونستم با دستم نگهش دارم
و بفهمم رادار کجا

00:17:40.584 --> 00:17:43.334
خیلی قوی هستش تا
.بشه از داخلش مسیریابی کرد

00:17:43.417 --> 00:17:49.792
پرواز می‌کردین و میشد خود
.سازمان مبارزه با مواد مخدر رو عملا دید

00:17:49.876 --> 00:17:51.584
می‌تونستم درست روی
.سطح آب پرواز کنم

00:17:51.667 --> 00:17:54.334
و می‌دونستم که تا اون ارتفاع
از اب رو نمی‌تونستن ببینن. یعنی می‌رفتم پایین

00:17:54.417 --> 00:17:56.751
و میرینی به همشون و اونا
.مجبورن دوباره از اول شروع کنن

00:17:56.834 --> 00:17:59.709
چون جایی نرفتی که
.اونا فکر می‌کردن قراره بری

00:18:02.959 --> 00:18:05.000
ما چجوری مردمی هستیم

00:18:05.083 --> 00:18:08.000
اگه درست در دل خودمون

00:18:08.083 --> 00:18:10.459
یه امپراتوری نامرئی و بی‌قانون رو تحمل کنیم؟

00:18:10.542 --> 00:18:12.959
رئیس جمهور ریگان قول داده
تا جبهه جدیدی بر علیه

00:18:13.042 --> 00:18:15.417
.مواد مخدر به وجود بیاره -
.تا با مواد مخدر مبارزه کنه -

00:18:15.500 --> 00:18:16.834
.جنگ علیه مواد مخدر

00:18:16.918 --> 00:18:20.042
،اگه میخوای بجنگی
.باید یه طرف مقابلی هم باشه

00:18:26.250 --> 00:18:29.292
،جوری که من به قضیه نگاه می‌کردم
.من تو طرف مقابل بودم

00:18:33.792 --> 00:18:37.626
،بعد از زندگی توی هاوایی
،برگشتن به هیزن

00:18:37.709 --> 00:18:40.626
.مثل یه دنیای کاملا متفاوت بود

00:18:43.918 --> 00:18:45.959
به همه گفتم که

00:18:46.042 --> 00:18:48.500
می‌خواستم یه جای
،دیگه زندگی کنم

00:18:48.584 --> 00:18:51.751
و یه زندگی جدید رو
...اونجا شروع کنم و

00:18:51.834 --> 00:18:55.375
.عملی نشد

00:18:55.459 --> 00:19:00.918
هیزن هیچوقت جایی
.نبود که می‌خواستم توش باشم

00:19:01.000 --> 00:19:04.292
اون موقع حس می‌کردی که
.به یه چشم دیگه بهت نگاه می‌کنن

00:19:05.792 --> 00:19:08.083
می‌دونین، برای یه مدت
.طولانی، یه زندگی دوگانه بود

00:19:08.167 --> 00:19:13.334
زندگی عادی با بچه‌ها
و مدرسه، و بعدش

00:19:13.417 --> 00:19:17.584
.عاشق یه قاچاقچی بودن
،شرایط پیچیده میشه

00:19:17.667 --> 00:19:20.834
و ذهن شما باید
.خودش رو بین این دوتا عوض کنه

00:19:20.918 --> 00:19:22.959
توی سنین پایین
.یاد گرفتم که دروغ بگم

00:19:23.042 --> 00:19:25.709
شاید به این خاطر
،باشه که اون مرگش رو جعل کرد

00:19:25.792 --> 00:19:27.334
و به منم گفتن که

00:19:27.417 --> 00:19:29.751
چیزی نگم یا به
.کسی نگم که زنده‌است

00:19:29.834 --> 00:19:32.751
،یعنی خوب، بهش فکر کنین
،به عنوان یه بچه پنج ساله

00:19:32.834 --> 00:19:34.250
پذیرش این موضوع که
اگه مردم بفهمن

00:19:34.334 --> 00:19:36.083
،که پدرم زنده است
ما رو از هم جدا می‌کنن

00:19:36.167 --> 00:19:38.334
و می‌فرستنمون زندان، می‌دونین؟
قرار بود منو از

00:19:38.417 --> 00:19:39.918
پدرومادرم جدا کنن و
اونا رو می‌برن زندان

00:19:40.000 --> 00:19:41.584
اگه به کسی می‌گفتم
.که اون زنده است

00:19:41.667 --> 00:19:43.459
این بار خیلی سنگینی
.هستش که روی دوش یه بچه بزاری

00:19:43.542 --> 00:19:47.000
ولی من خوشم می‌اومد. یعنی، مثل
یه جور کار جاسوسی می‌مونه، می‌دونین؟

00:19:47.083 --> 00:19:49.250
حس خوبی داشت که به
،بقیه نگیم که اون زنده است

00:19:49.334 --> 00:19:50.709
و اینکه من می‌دونستمش
.ولی هیچکس دیگه‌ای نمی‌دونست

00:19:50.792 --> 00:19:52.375
یه برتری بود برای من
.نسبت به بقیه

00:19:53.125 --> 00:19:55.125
.اون راز من بود. قدرتم

00:19:59.459 --> 00:20:01.542
بیشتر افرادی که
،قاچاقچی مواد میشن

00:20:01.626 --> 00:20:03.375
،بعد از یکی دوتا سفر
به اندازه کافی پول در میارن

00:20:03.459 --> 00:20:06.250
تا یه کسب‌وکار دیگه‌ای
.رو شروغ کنن

00:20:06.334 --> 00:20:11.334
ولی من خانوادم رو از
.دست داده‌بودم. من راستش... مرده بودم

00:20:11.417 --> 00:20:14.292
و هیچ مسئولیتی به
،کسی نداشتم

00:20:14.375 --> 00:20:18.500
پس می‌دونین، برام مهم نبود
.که هر روز برم

00:20:24.292 --> 00:20:27.417
لوک بیشتر از هرکسی که تاحالا دیدم

00:20:27.500 --> 00:20:29.667
.خطر می‌کرد

00:20:29.751 --> 00:20:33.959
من حدود 20 یا 30 ساعت
تجربه پرواز خصوصی داشتم

00:20:34.042 --> 00:20:35.751
.وقتی با لوک آشنا شدم

00:20:35.834 --> 00:20:37.709
بعدش واقعا یاد گرفتم
.که چطور پرواز کنم

00:20:44.500 --> 00:20:45.500
،به عنوان یه کمک خلبان

00:20:45.584 --> 00:20:49.250
من باید بسته‌ها رو
می‌نداختم توی اقیانوس

00:20:49.334 --> 00:20:53.125
جایی که افراد ما با قایق
.میومدن و جمع‌آوریشون می‌کردن

00:20:56.834 --> 00:20:58.542
.واقعا علف دوست دارم

00:20:58.626 --> 00:21:00.292
چون هرچی علف بیشتری
،می‌تونستم بیارم

00:21:00.375 --> 00:21:02.334
احتمال روشنگری

00:21:02.417 --> 00:21:04.125
و صلح جهانی و این چیزا
بیشتر میشد. می‌فهمین چی می‌گم؟

00:21:04.209 --> 00:21:07.292
.این سهم مشارکت معنوی من بود

00:21:07.375 --> 00:21:10.167
من به کارم توی کسب‌وکار
،ماری‌جوانا ادامه می‌دادم

00:21:10.250 --> 00:21:13.000
ولی سازمان مبارزه با
.مواد مخدر گند زد بهش

00:21:16.584 --> 00:21:18.375
امروز، اعلام می‌کنم که

00:21:18.459 --> 00:21:23.417
موفقیت‌آمیزترین تلاش برای ممنوعیت
.ماری‌جوانا در سطح بین‌المللی رو به انجام رسید

00:21:24.209 --> 00:21:26.375
.با اسم رمزی عملیات تیبران

00:21:30.042 --> 00:21:31.918
عملیات تیتبران عملا

00:21:32.000 --> 00:21:34.876
تمام علف‌های توی کلمبیا
.رو مصادره کرد

00:21:37.792 --> 00:21:39.542
مقامات فدرال امروز درمورد

00:21:39.626 --> 00:21:41.125
...جدیدترین مصادره مواد مخدر خود صحبت کردند

00:21:41.209 --> 00:21:44.042
یکی از مهم‌ترین قدم‌های
برداشته‌شده در تاریخ

00:21:44.125 --> 00:21:46.125
.در برابر مشکل مواد مخدر

00:21:46.209 --> 00:21:48.709
نتایج کار تیم
.عملیاتی ما، فوق‌العاده است

00:21:48.792 --> 00:21:51.751
دستگیری‌های مربوط به مواد مخدر
.تا 40%، افزایش داشته‌اند

00:21:51.834 --> 00:21:55.042
مقدار ماری‌جوانا مصادره شده
.تا 80، افزایش یافته‌است

00:21:55.125 --> 00:21:57.709
این برنامه برای اولین
بار در تاریخ

00:21:57.792 --> 00:22:00.000
مبارزه با مواد مخدر

00:22:00.083 --> 00:22:02.626
به ما اجازه میده تا تعداد
مامورین، مامورین فدرال

00:22:02.709 --> 00:22:04.834
که در زمینه مواد مخدر
.کار می‌کنند، رو افزایش بدیم

00:22:04.918 --> 00:22:08.209
ده‌تا کشتی، پنجاه‌تا هواپیما
.و 500 نفر آدم

00:22:08.292 --> 00:22:10.000
.همه چی توی کلمبیا تخته شد

00:22:10.083 --> 00:22:12.167
.ما داریم به قاچاقچیان ضربه می‌زنیم

00:22:12.250 --> 00:22:14.459
،درسته که وقتی یه جا رو می‌بندیم

00:22:14.542 --> 00:22:16.250
.اونا می‌تونن برن یه جای دیگه

00:22:16.334 --> 00:22:18.334
.ولی یه چیز تغییر کرده

00:22:18.417 --> 00:22:20.125
.این ماییم که منتظر اونا هستیم

00:22:30.250 --> 00:22:32.000
،دفعاتی بود که پرواز می‌کردیم

00:22:32.083 --> 00:22:34.709
،و بعدش برمی‌گشتیم به جزایر

00:22:34.792 --> 00:22:39.125
و اوضاع اونطوری که
.انتظار می‌رفت، نمی‌بود

00:22:40.751 --> 00:22:45.667
پس مجبور می‌شدیم تا
.یه جای دیگه فرود بیایم و باهاش کنار بیایم

00:22:47.709 --> 00:22:50.375
موقع برگشت از کلمبیا، موتور
.سمت راستم رو از دست دادم

00:22:51.990 --> 00:22:54.990
توی ایالات متحده، اگه یه موتور رو
.از دست بدی، هرجایی می‌تونی یه جایی برای فرود پیدا کنی

00:22:55.292 --> 00:22:57.292
ولی اگه 500 مایل
،تو ناکجا آبادی

00:22:57.375 --> 00:22:59.083
.احتمالا زنده نمی‌مونی

00:23:00.584 --> 00:23:04.209
حدود 20 مایل تا بیمینی فاصله داریم. گفتم
.سعی می‌کنم تا به بیمینی برسیم

00:23:04.233 --> 00:23:06.041
.آموزش‌هات اینجا به کارت میان

00:23:06.042 --> 00:23:08.500
.خیلی روی زمان حال متمرکز میشی

00:23:09.542 --> 00:23:11.292
.همه چی ساکن می‌شه

00:23:12.792 --> 00:23:14.876
.گفتم، گور باباش
.دماغه هواپیما رو کشیدم بالا

00:23:14.959 --> 00:23:17.792
.موتور رو تخت گاز کردم

00:23:17.876 --> 00:23:20.125
،اینطوری پیچیدم، می‌دونین
،و موتور رو خاموش کردم

00:23:20.209 --> 00:23:21.709
.و به سمت زمین شیرجه رفتم

00:23:21.792 --> 00:23:23.375
.یعنی داشتم اینطوری می‌رفتم پایین

00:23:23.459 --> 00:23:26.459
و بعدش به اندازه کافی
...سرعت گرفتم که دوباره رفتیم به سمت بالا

00:23:26.542 --> 00:23:29.083
.درست به سمت باند فرود

00:23:32.751 --> 00:23:38.500
.همه مجرمای توی جزیره اونجا پیداشون شد
.منم هواپیما و همه چیزم رو از دست داده‌بودم

00:23:38.524 --> 00:23:40.524
.حسابی به گا رفتم

00:23:41.584 --> 00:23:42.834
.اون موقع بود که با جورج آشنا شدم

00:23:44.542 --> 00:23:46.876
.جورج مورالز اهل بوگوتا هستش

00:23:46.959 --> 00:23:48.959
اون توی مسابقات قایق سرعتی

00:23:49.042 --> 00:23:50.959
.قهرمان جهان شده‌بود

00:23:53.292 --> 00:23:54.667
قهرمان دو باره جهان

00:23:54.751 --> 00:23:57.500
،و رکورددار میامی تا نیویورک
.جوج مورالز

00:23:58.751 --> 00:24:01.918
حدود 90% احتمال
،داره که برگردیم

00:24:02.000 --> 00:24:05.292
دوباره مسابقه بدیم و
.یه رکورد جدید به جا بزاریم

00:24:08.209 --> 00:24:11.292
،اون یه مرسدس داشت
،جواهرات باکلاس استفاده می‌کرد

00:24:11.375 --> 00:24:14.626
.لباسای گرون قیمت می‌پوشید
.عملا یه مجرم بود

00:24:15.626 --> 00:24:17.042
.خیلی براش احترام قائل بودم

00:24:17.125 --> 00:24:19.709
حسابی تو کار فروش
کوکایین و ماری‌جوانا بود

00:24:19.792 --> 00:24:22.417
.و تو کار قاچاق هم بود
می‌فهمین چی می‌گم؟

00:24:22.500 --> 00:24:25.876
من رو برد خونش و ما
.خیلی خوب با هم بُر خوردیم

00:24:25.959 --> 00:24:29.500
،بهش گفتم، من بارم رو از دست دادم
.و می‌خوام دوباره پسش بگیرم، اگه می‌خوای کمک کنی

00:24:29.584 --> 00:24:31.417
.گفت نمی‌تونه، همین الانش هم دیگه رفته‌بود

00:24:31.500 --> 00:24:34.500
کاری نیست که بتونه درموردش
...انجام بده و بعدش پرسید که دلم می‌خواد

00:24:34.584 --> 00:24:36.584
.تا براش پرواز کنم
.منم گفتم، حتما

00:24:46.209 --> 00:24:47.584
.خیلی کوکایین بود

00:24:47.667 --> 00:24:49.584
،فقط برای خود جورج
.احتمالا 50 تا سفر طول کشید

00:24:50.500 --> 00:24:51.959
...یه سیاست خوب

00:24:53.375 --> 00:24:55.000
.اینه که یاد بگیری چجوری نامرئی بشی

00:24:56.709 --> 00:24:59.417
من پنج‌تا پاسپورت
.توی صندوق امانات مختلف داشتم

00:24:59.500 --> 00:25:01.000
.توی بانک‌های مختلف

00:25:01.083 --> 00:25:02.709
،اگه یه مشکلی برام پیش میومد

00:25:02.792 --> 00:25:05.000
می‌دونین، کلی مسئله ایجاد میشد و منم

00:25:05.083 --> 00:25:06.751
یکی از اونا رو میزاشتم
،توی صندوق امانات

00:25:06.834 --> 00:25:07.918
،و یه دونه جدید برمی‌داشتم

00:25:08.000 --> 00:25:10.709
و هر چیزی که تو
.جیبم می‌بود، منم همون شخص می‌بودم

00:25:12.751 --> 00:25:15.292
برنی تاملینسون
،از لونک ارکانزاس

00:25:15.375 --> 00:25:18.417
.اون بهترین دوستم بود
،توی یه تصادف هوایی کشته‌شد

00:25:18.500 --> 00:25:21.584
.و زنش بهم مدارک تولدش رو داد

00:25:21.667 --> 00:25:24.417
و بعدش هم برادر زنم
،تراویس لیندر متیوز

00:25:24.500 --> 00:25:28.292
اون هم فوت کرد و منم
.هویت و پاسپورتش رو گرفتم

00:25:28.375 --> 00:25:30.626
هندرسون، فکر کنم
.جف هندرسون بود

00:25:30.709 --> 00:25:33.500
آدمای زیادی منو با
.اون اسم نمی‌شناختن

00:25:33.584 --> 00:25:36.834
،استیون گرگوری پاپ
.یه متخصص کایروپراکتیک بود

00:25:41.125 --> 00:25:43.334
چجوری تبدیل به یه
متخصص کایروپراکتیک شدی؟

00:25:43.417 --> 00:25:45.500
.با تمرین

00:25:49.500 --> 00:25:52.292
.از قاچاق کوکایین خیلی لذت می‌بردم

00:25:52.375 --> 00:25:55.709
با تلاش کمتر می‌شد
.کلی پول بیشتر به جیب زد

00:25:56.417 --> 00:25:58.209
به ما 4 هزار برای هر کیلو می‌دادن

00:25:58.292 --> 00:25:59.626
و با اون هواپیمام

00:25:59.709 --> 00:26:00.834
،حدود 300 کیلو می‌آوردم

00:26:00.918 --> 00:26:03.334
پس کلش میشد یک و
.یک چهارم میلیون دلار

00:26:03.417 --> 00:26:05.667
یه هواپیمای بزرگتر گرفتم
،که 500 کیلو حمل می‌کرد

00:26:05.751 --> 00:26:09.250
پس ما هم هر سفر
.حدود 2 میلیون در می‌آوردیم

00:26:09.334 --> 00:26:11.459
.منم یه حساب قرض‌الحسنه درست کردم

00:26:11.542 --> 00:26:13.751
با خودم فکر می‌کردم
،که اگه مردم

00:26:13.834 --> 00:26:15.125
.این حساب برای بچه‌هام می‌مونه

00:26:17.959 --> 00:26:22.417
حدودا توی سال 1981
.برای لوکاس شروع به کار کردم

00:26:22.500 --> 00:26:24.500
واقعا اونو با اسم
گری نمی‌شناسی، نه؟

00:26:24.584 --> 00:26:26.250
.نه، به عنوان گری، اونو نمی‌شناسم

00:26:26.334 --> 00:26:27.918
اونو رو با اسم
.لوکاس هارمونی ملاقات کردم

00:26:29.709 --> 00:26:32.959
هممون علف می‌کشیدیم و
،اون میومد و میگفت، اد

00:26:33.042 --> 00:26:34.584
تو یکی از معدود افرادی هستی که می‌شناسم

00:26:34.667 --> 00:26:37.042
که می‌تونه نئشه کنه
.و بازم کارشو انجام بده

00:26:37.125 --> 00:26:38.751
،بعدش گفت
.اد، می‌خوام استخدامت کنم

00:26:39.542 --> 00:26:40.667
.من همه کاری می‌کردم

00:26:40.751 --> 00:26:43.209
،یخچالش رو پر نگه می‌داشتم
،همه‌ی قبض‌هاش رو پرداخت می‌کردم

00:26:43.292 --> 00:26:44.876
،ماشینش رو می‌شستم
.کارهای باغبانی رو انجام میدادم

00:26:44.959 --> 00:26:47.083
...دوشنبه، چهارشنبه و جمعه

00:26:47.167 --> 00:26:50.459
براش به اندازه چهار پاکت آب هویج
.و دو پاکت آب سیب درست می‌کردم

00:26:50.542 --> 00:26:52.292
...خدمتکار داشتن

00:26:52.375 --> 00:26:53.834
.ولی جارو کشیدن من رو دوست داشتن

00:26:53.918 --> 00:26:56.417
،در اصل مدیر املاکش بودم

00:26:56.500 --> 00:26:58.626
.ولی می‌دونستم جریان از چه قراره

00:26:58.709 --> 00:27:02.375
.و یجورایی جالب بود

00:27:06.209 --> 00:27:08.751
.لوکاس توی کوکنات گرو یه خونه خرید

00:27:13.792 --> 00:27:15.709
،خونه‌ی پرزرق و برقی نبود

00:27:15.792 --> 00:27:18.375
.یه خونه‌ی معمولی بود

00:27:18.459 --> 00:27:21.751
...ولی چون لوکاس پول زیادی در می‌آورد

00:27:21.834 --> 00:27:25.542
،و کوکایین زیادی این وسط بود

00:27:25.626 --> 00:27:28.542
.چند جای مخفی می‌خواست

00:27:28.626 --> 00:27:32.375
.تو جاهای مخفی پول و کوکایین بود

00:27:32.459 --> 00:27:36.167
.توی اتاق پذیرایی 20 هزار دلار پیدا کردم

00:27:36.250 --> 00:27:37.959
...احتمالا هیچ‌وقت متوجه نمی‌شد

00:27:38.042 --> 00:27:40.709
.‏20 هزار دلار گم کرده

00:27:40.792 --> 00:27:44.125
تا جایی که دست‌هامون کثیف می‌شد
.پول می‌شمردیم

00:27:44.209 --> 00:27:46.751
می‌دونی؟

00:27:46.834 --> 00:27:49.125
!پول دست‌هات رو کثیف کنه

00:27:52.417 --> 00:27:53.626
.یه چیزی بگم

00:27:53.709 --> 00:27:55.542
...به نظر من نگه داشتن پول

00:27:55.626 --> 00:27:57.500
.سخت‌تر از چیزیه که مردم فکر می‌کنن

00:27:57.584 --> 00:28:00.250
.مردم پول درمیارن
.پول درآوردن آسونه

00:28:00.334 --> 00:28:02.250
.ولی نگه داشتنش سخته

00:28:07.125 --> 00:28:10.751
،زیاد سکس کرد

00:28:10.834 --> 00:28:14.209
،به نظر من لوکاس زیاد سکس کرد چون

00:28:14.292 --> 00:28:18.125
وقتی ارضا میشی
.حس سرخوشی بهت دست میده

00:28:18.209 --> 00:28:20.584
یه بار دو نیمه شب
،اونجا نشسته بودم

00:28:20.667 --> 00:28:23.042
.و یه یارویی اومد پایین

00:28:23.125 --> 00:28:25.083
تنها چیزی که پوشیده بود
...یه دستمال سر بود

00:28:25.167 --> 00:28:27.667
.که یه پر بزرگ از دستمال سرش بیرون زده بود

00:28:27.751 --> 00:28:30.292
".و گفت من از "شعرای یمانی اومدم
[ستارۀ آلفای کلب اکبر که پرنورترین ستارۀ شبه]

00:28:31.626 --> 00:28:34.167
بعد گفت "راستی لوکاس
".می‌خواد باهات حرف بزنه"

00:28:34.250 --> 00:28:37.459
.رفتم طبقه دوم که چندتا اتاق خواب داشت

00:28:38.500 --> 00:28:41.125
...و زن این یارو روی لوکاس بود

00:28:41.209 --> 00:28:44.125
و سکس معقدی داشتن
...بعد لوکاس گفت

00:28:44.209 --> 00:28:46.417
".برو مغازه و این رو بخر"

00:28:46.500 --> 00:28:49.250
...و اون زنی که روی لوکاس بود

00:28:49.334 --> 00:28:51.209
".برگشت گفت "سلام، من سوزانم

00:28:53.083 --> 00:28:54.417
،یکی دو سال بعد

00:28:54.500 --> 00:28:58.000
.مادر زنم شد

00:29:01.167 --> 00:29:02.417
،وقت شیفت کاری که ‌رسید

00:29:02.500 --> 00:29:04.459
،می‌خواستن کوکایین حمل کنن

00:29:04.542 --> 00:29:06.792
.من گفتم "نُچ
،قبلا تجربه کردم

00:29:06.876 --> 00:29:09.000
".و من نیستم

00:29:11.500 --> 00:29:14.250
وقتی شروع به معامله با
،همچین پول‌هایی می‌کنی

00:29:14.334 --> 00:29:17.167
،به همه چیز شش‌تا صفر اضافه می‌کنی

00:29:17.250 --> 00:29:20.083
.که شامل حمل علف هم می‌شد

00:29:20.167 --> 00:29:21.417
.مردم کارهای متفاوتی می‌کنن

00:29:21.500 --> 00:29:25.459
اسلحه حمل می‌کنن و
.کارهای احمقانه انجام میدن

00:29:28.626 --> 00:29:30.834
.رون واکر از اون آدم‌‌ها بود

00:29:30.918 --> 00:29:32.626
.و من خیلی دوستش دارم

00:29:33.459 --> 00:29:35.042
...با من به جاهایی اومد

00:29:36.042 --> 00:29:37.626
.که هیچ‌کس دیگه‌ای نمیومد

00:29:38.834 --> 00:29:41.626
روزی که رون استعفا داد
،روز ناراحت‌کننده‌ای بود

00:29:42.500 --> 00:29:44.167
.ولی من به تصمیمش احترام گذاشتم

00:29:45.584 --> 00:29:48.751
.می‌دونست چه خطرهایی داره

00:29:48.834 --> 00:29:52.751
...بیشتر افرادی که توی کار حمل کوکایین‌اند

00:29:52.834 --> 00:29:55.125
یا زخمی میشن و می‌میرن
.یا توی زندان می‌میرن

00:29:56.209 --> 00:29:58.375
،فقط دوتا سفر رفتم

00:29:58.459 --> 00:30:00.250
.بعدش یه کمک خلبان استخدام کردم

00:30:01.459 --> 00:30:02.709
.ریچارد هیلی

00:30:02.792 --> 00:30:05.876
،ریچارد از اون آدم‌های سنگین وزن بود
.تقریبا 136 کیلو بود

00:30:05.959 --> 00:30:08.542
.هواپیما کوچیک بود
،و وقتی سوار هواپیما می‌شد

00:30:08.626 --> 00:30:12.667
.تموم صندلی جلو رو می‌گرفت

00:30:12.751 --> 00:30:15.167
هیچ‌وقت نمی‌تونست فرمان هواپیما
...رو کامل بچرخونه

00:30:15.250 --> 00:30:16.459
،چون شکمش مانع می‌شد

00:30:16.542 --> 00:30:18.292
.باید صندلی رو میداد عقب

00:30:18.375 --> 00:30:20.209
.ولی واقعا خلبان خوبی بود

00:30:23.876 --> 00:30:26.417
،گری یه قاچاقچی بین‌المللی مواد مخدر شد

00:30:26.500 --> 00:30:29.209
.و میلیون‌ها دلار به دست آورد

00:30:30.876 --> 00:30:33.751
...دخترش پالی و همسر سابقش

00:30:33.834 --> 00:30:35.834
.تموم مدت فکر می‌کردن مرده

00:30:38.959 --> 00:30:40.959
.مامانم یه بیوه‌زن بود
.بابام مرده بود

00:30:41.042 --> 00:30:44.042
.یه مادر مجرد بود
...میومد مدرسه دنبالم

00:30:44.125 --> 00:30:47.375
و هفته‌ای دو یا سه بار
.میرفتیم به رستوران وندی

00:30:47.459 --> 00:30:49.751
،فقط چیزبرگر با سس خردل سفارش می‌دادیم

00:30:49.834 --> 00:30:52.125
چون این تنها چیزی بود
.که همیشه توی رستوان وندی می‌گرفتم

00:30:52.209 --> 00:30:54.417
،و آدم‌هایی که کنار ما می‌نشستن

00:30:54.500 --> 00:30:56.626
،توی رستوران وندی یه جورایی لباس می‌پوشیدن
.مثلا با کت و شلوار بودن

00:30:57.959 --> 00:31:00.959
به بهونه‌ی سرفه کردن من
.سر صحبت رو باز می‌کردن

00:31:01.042 --> 00:31:03.125
"چند وقته دخترتون مریضه؟"

00:31:03.209 --> 00:31:04.459
"حال دخترت خوبه؟"

00:31:04.542 --> 00:31:06.042
.و همه‌ش از این سوال‌ها می‌‌پرسیدن

00:31:07.334 --> 00:31:09.292
و من می‌گفتم
.خوب میشم

00:31:09.375 --> 00:31:11.125
اولش فکر می‌کردم
...فقط آدم‌های خوبی‌اند

00:31:11.209 --> 00:31:14.834
که نگران یه بچه مریض
.توی رستوران وندی‌اند

00:31:14.918 --> 00:31:18.375
.بعدش گفتم خب، ظاهرشون هم متفاوته

00:31:22.834 --> 00:31:24.792
.الان می‌دونم کلمبیایی هستن

00:31:29.375 --> 00:31:32.626
.پابلو اسکوبار رو توی کلمبیا دیدم

00:31:32.709 --> 00:31:35.626
...وقت‌هایی که من هواپیمام رو بار میزدم

00:31:35.709 --> 00:31:37.751
.اون توی هلیکوپتر بود

00:31:37.834 --> 00:31:39.250
،خیلی زود از همدیگه خوش‌مون اومد

00:31:39.334 --> 00:31:42.417
.و یه رابطه‌ی دوستانه بین‌مون شکل گرفت

00:31:46.834 --> 00:31:48.000
.خیلی ممنون

00:31:48.083 --> 00:31:49.918
.الحق که اسطوره‌ست

00:31:50.000 --> 00:31:53.250
نه تنها به عنوان یه
،قاچاقچی تحسین‌اش می‌کنم

00:31:53.334 --> 00:31:54.417
.بلکه به عنوان یه انسان هم مورد تحسینه

00:31:54.500 --> 00:31:56.459
.تحسین برانگیزه

00:32:00.083 --> 00:32:02.167
.حتی یه بار براش یه هواپیما خریدم

00:32:04.417 --> 00:32:06.792
...یه روز نگاهم کرد و گفت

00:32:06.876 --> 00:32:10.000
،می‌دونست اهل کجام
،بچه‌هام کجان

00:32:10.792 --> 00:32:12.250
.می‌دونست خودکشی کردم

00:32:13.292 --> 00:32:14.459
بهش گفته بودی؟

00:32:14.542 --> 00:32:16.500
.نه من چیزی بهش نگفته بودم

00:32:16.584 --> 00:32:19.209
...احتمالا یکی رو استخدام کرده بود

00:32:19.292 --> 00:32:20.334
.تا درباره‌ی من تحقیق کنه

00:32:20.417 --> 00:32:22.292
.شبیه بیمه است

00:32:22.375 --> 00:32:25.083
پول میدین تا بیمه بشین، درسته؟

00:32:25.167 --> 00:32:26.459
،اون خانواده‌م رو می‌شناخت

00:32:26.542 --> 00:32:30.417
.و قطعا در مورد سالی و کلودیا می‌دونست

00:32:30.500 --> 00:32:31.918
،اگه اون هیچی در موردت نمی‌دونست

00:32:32.000 --> 00:32:34.125
.تو هم هیچ جوره نمی‌تونستی بشناسیش

00:32:35.667 --> 00:32:38.125
...یه هفته بعد از ماجرای رستوران وندی

00:32:38.209 --> 00:32:39.959
سر و کله‌ی اون کلمبیایی‌ها
.توی خونه‌مون پیدا شد

00:32:42.250 --> 00:32:44.417
...یه روز یکی اومد و در خونه‌مون رو زد

00:32:44.500 --> 00:32:46.667
.و خواست که از من و پالی عکس بگیره

00:32:46.751 --> 00:32:48.167
...مامانم یه طوری بهشون نگاه می‌کرد

00:32:48.250 --> 00:32:50.459
!که شماها کی هستین دیگه؟

00:32:52.000 --> 00:32:54.626
دقیقا بعد از اون، شب‌ها
...کنار من می‌خوابید

00:32:54.709 --> 00:32:55.834
.و یه تفنگ هم میذاشت زیر متکا

00:32:57.459 --> 00:33:00.250
...می‌دونستم پابلو به خانواده‌م سر زده

00:33:00.334 --> 00:33:02.292
...چون چندتا عکس ازشون گرفته بود

00:33:02.375 --> 00:33:03.918
.و عکس‌ها رو برام آورد

00:33:05.250 --> 00:33:06.292
.پیام این کار رو متوجه شدم

00:33:07.584 --> 00:33:09.042
...باید می‌دونست توی این دنیا

00:33:09.125 --> 00:33:11.167
.چه چیزی برای من خیلی باارزشه

00:33:12.542 --> 00:33:13.751
...من هیچ مشکلی با این موضوع نداشتم

00:33:13.834 --> 00:33:16.959
.چون امکان نداشت بخوام باهاش در بیفتم

00:33:25.667 --> 00:33:28.000
.خواستم بیام فلوریدا

00:33:30.167 --> 00:33:32.584
،بابام اینجا توی کوکنات گرو یه خونه داره

00:33:32.667 --> 00:33:33.792
.یه خونه‌ی قشنگ

00:33:34.709 --> 00:33:36.334
.اونجا اتفاق‌های عجیب و غریب زیادی رخ داد

00:33:40.250 --> 00:33:42.667
...یه تابستون، تموم تابستون رو

00:33:42.751 --> 00:33:45.000
.توی فلوریدا با اون گذروندیم

00:33:45.083 --> 00:33:48.834
اونطوری که من یادمه
.شبیه یه چهره معروف دنیای خلاف زندگی کرد

00:33:48.918 --> 00:33:51.083
،وارد که میشی یه فرش سفیده
...طبقه‌ی پایین

00:33:51.167 --> 00:33:54.083
.یه اتاقه که یه مبل سفید داره
.کاملا سفید

00:33:54.167 --> 00:33:57.751
صفحه نمایش‌هایی که
.می‌تونستی باهاش بیرون رو ببینی

00:33:57.834 --> 00:33:59.375
.و بابام که بهم آب هویج میده

00:33:59.459 --> 00:34:01.876
".بهم گفت"نریزی روی فرش

00:34:01.959 --> 00:34:03.167
،خر کیف بود

00:34:03.250 --> 00:34:05.167
.ولی بدجور نئشه بود

00:34:07.792 --> 00:34:11.959
گری این داف رو دیده بود
،و خیلی می‌خواستش

00:34:12.042 --> 00:34:14.542
گفت "قراره سکس‌مون سه نفری باشه
...و عاشق هم باشیم

00:34:14.626 --> 00:34:16.584
".و یه زندگی فوق‌العاده میشه

00:34:17.292 --> 00:34:18.792
،چون عاشق گری بودم

00:34:18.876 --> 00:34:21.334
.گفتم باشه، با این قضیه کنار میام

00:34:21.417 --> 00:34:24.792
فکر می‌کردم قراره همه‌ی
،خانواده کنار هم باشن

00:34:24.876 --> 00:34:28.083
.ولی اون فقط با سوگولیش بود

00:34:28.167 --> 00:34:30.751
،قسمت بزرگ خونه برای اونا شد

00:34:30.834 --> 00:34:35.000
من و بچه‌هام رفتیم طبقه‌ی کوچیک
،با اتاق خواب‌های کوچیک‌

00:34:35.083 --> 00:34:37.375
".من میرم، حرومزاده"

00:34:37.459 --> 00:34:40.918
.خیلی ممنون

00:34:41.000 --> 00:34:45.626
.اون موقع خیلی خودخواه شده بود

00:34:49.375 --> 00:34:51.083
...بعد از اون

00:34:53.459 --> 00:34:55.500
.اون رفت

00:34:59.083 --> 00:35:01.167
،با پرواز به همه جای دنیا

00:35:01.250 --> 00:35:02.584
.کلی ولخرجی می‌کرد

00:35:03.709 --> 00:35:05.375
.من توی نیویورک، توی شرکت تیفانی بودم

00:35:05.459 --> 00:35:08.417
یه ساعت رولکس طلا
.به قیمت 12 هزار دلار خریدم

00:35:08.500 --> 00:35:09.918
.یه بار رفتیم فرانسه

00:35:10.000 --> 00:35:11.459
.تقریبا 250 هزار دلار با خودمون بردیم

00:35:11.542 --> 00:35:13.000
.باید قبل از برگشتن‌مون خرجش می‌کردیم

00:35:13.083 --> 00:35:14.834
.صدها هزار دلار قیمت بولگاری بود
[اسم یه برند جواهراته]

00:35:14.918 --> 00:35:17.792
...با گراهام نش

00:35:17.876 --> 00:35:19.375
.کراسبی، استیلز و نش ورق بازی کردم

00:35:19.459 --> 00:35:21.209
.با سی میلیون می‌تونی دوست‌های زیادی بخری

00:35:22.042 --> 00:35:23.709
می‌دونی که منظورم چیه؟

00:35:26.459 --> 00:35:30.626
،من رو اون‌جا ترک کرد
،به سراغ ماجراجویی رفت

00:35:30.709 --> 00:35:34.876
اون افراد رو دیدم
.حالا با دوتا بچه خونه‌ام

00:35:37.584 --> 00:35:39.250
.پسر، نگرانش بودم

00:35:39.334 --> 00:35:40.959
...چون لوکاس

00:35:43.417 --> 00:35:45.334
.بدجوری با کوکایین نئشه بود

00:35:46.542 --> 00:35:48.083
.کمی از لوکاس ناامید شده بودم

00:35:48.167 --> 00:35:50.876
،حال لوکاس بدتر شده بود

00:35:50.959 --> 00:35:53.083
.و فکر می‌کردم توی فلوریدا می‌میره

00:35:57.250 --> 00:36:00.000
،چند ماه بعد از اینکه جورج رو دیدم

00:36:00.083 --> 00:36:02.083
باهام تماس گرفت
.و من رفتم پارکینگ هواپیما

00:36:04.375 --> 00:36:06.542
.کمک خلبانم، ریچارد، هم اون‌جا بود

00:36:09.918 --> 00:36:11.834
.این یارو توی پارکینگ بود

00:36:14.000 --> 00:36:16.417
.و من رو با اسم واقعیم صدا زد

00:36:19.375 --> 00:36:22.083
.هیچ‌کس اسم واقعیم رو نمی‌دونست
.هیچ‌وقت به کسی نگفته بودم

00:36:24.334 --> 00:36:26.334
"گفت "هی،گری بتزنر؟

00:36:28.167 --> 00:36:29.292
.خیلی ترسناک بود

00:36:30.626 --> 00:36:32.876
...اطلاعاتی از زندگیم می‌دونست

00:36:32.959 --> 00:36:34.876
.که من هیچ‌وقت به کسی نگفته بودم

00:36:34.959 --> 00:36:37.834
.اهل کجام، چیکار کردم و چه نوع شهروندی هستم

00:36:37.918 --> 00:36:41.542
.به یه طریقی اثر انگشتم رو داشتن

00:36:41.626 --> 00:36:45.000
.گفت فکر می‌کردم خیلی وقته زندانی

00:36:45.083 --> 00:36:48.042
،وقتی این اتفاق افتاد
.همونجا باهاش رو در رو شدم

00:36:48.125 --> 00:36:49.918
.همون‌جا جلوی ریچارد باهاش رو در رو شدم

00:36:50.000 --> 00:36:52.125
!هی، هی، هی

00:36:53.375 --> 00:36:54.334
این چه کوفتیه؟

00:36:54.417 --> 00:36:56.876
.مدارک رو به من نشون دادن

00:36:57.876 --> 00:36:59.542
.سازمان سیا

00:36:59.626 --> 00:37:01.959
.گفت از این‌جا به بعد برای ما کار می‌کنی

00:37:02.042 --> 00:37:03.626
،نمی‌تونستم در برم و گفتم

00:37:03.709 --> 00:37:05.125
.کون لقت
می‌دونی که چی میگم؟

00:37:05.209 --> 00:37:08.125
.چون من رو پیدا کرده بودن
،جورج می‌شناختش

00:37:08.209 --> 00:37:10.417
.پس اینجوری وارد ماجرا شدم

00:37:11.834 --> 00:37:14.542
.باید این معامله بدون برد رو انجام میدادی

00:37:14.626 --> 00:37:17.918
وقتی رفتم پیش جورج
.یه جورایی ترسیده بودم

00:37:18.000 --> 00:37:21.584
.اون گفت نه، نه، نه
.همه چیز درست میشه

00:37:25.834 --> 00:37:28.292
گفتم باشه، این چیه؟

00:37:30.334 --> 00:37:32.500
...یه بسته‌ به من داد

00:37:32.584 --> 00:37:33.834
.که توش یه نقشه بود

00:37:33.918 --> 00:37:36.500
دستور داد بریم به ایستگاه هوایی
....نیروی دریایی بوکا چیکا

00:37:36.584 --> 00:37:38.000
.که توی کیزه

00:37:38.083 --> 00:37:39.500
اونجا یه نفر رو می‌بینید"

00:37:39.584 --> 00:37:42.167
".و بهتون میگه باید چیکار کنید

00:37:48.083 --> 00:37:50.000
...بدون اجازه

00:37:50.083 --> 00:37:51.626
.توی پایگاه‌های هوایی فرود نمیاین

00:37:51.709 --> 00:37:54.083
.خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم

00:37:54.167 --> 00:37:56.042
من و ریچارد رفتیم اونجا
.و اون یارو رو دیدیم

00:37:56.125 --> 00:37:58.167
با چندتا جعبه هواپیما رو
...نشوندیم روی زمین

00:37:58.250 --> 00:37:59.876
،جعبه‌ها رو گذاشتیم روی هم

00:37:59.959 --> 00:38:01.792
.روی جعبه‌ها و همه چیز تور کشیدیم

00:38:03.751 --> 00:38:07.584
.بیشتر خلبان‌ها هرگز مشکوک نمیشدن

00:38:07.667 --> 00:38:09.918
.ولی من همیشه بارم رو بررسی می‌کردم

00:38:11.667 --> 00:38:13.584
...پنج‌تا مین کشتی داشتم

00:38:13.667 --> 00:38:16.292
.و احتمالا صدتا نارنجک انداز

00:38:21.334 --> 00:38:23.292
،رفتیم و در راه

00:38:23.375 --> 00:38:25.042
.نقشه رو در آوردم و نگاه کردم

00:38:25.125 --> 00:38:27.042
.یه بندر توی نیکاراگوئه بود

00:38:28.918 --> 00:38:30.542
...جنگ در نیکاراگوئه

00:38:30.626 --> 00:38:32.918
جنگ ضد انقلابه؟
جنگ مدنیه؟

00:38:33.000 --> 00:38:34.876
...چه کسایی در جنگ نیکاراگوئه بودن

00:38:34.959 --> 00:38:36.834
و چه کسایی حمایتش می‌کردن؟

00:38:36.918 --> 00:38:38.751
...سخت افزار نظامی شوروی

00:38:38.834 --> 00:38:40.375
.راهش رو به آمریکای مرکزی باز کرده

00:38:40.459 --> 00:38:45.459
امنیت ما براساس آمادگی
.برای مقابله با همه‌ی تهدیدهاست

00:38:48.584 --> 00:38:52.167
کامیون‌های نظامی آمریکا اومدن
.و بارها رو خالی کردن

00:38:52.250 --> 00:38:55.000
.من و ریچارد از سر راه کنار رفتیم

00:38:55.083 --> 00:38:57.125
.ازمون خواستن بیایم هتل

00:38:57.209 --> 00:39:01.209
،گفتیم نه ما همین‌جا کنار هواپیما می‌مونیم
.بهش سوخت میزنیم

00:39:02.918 --> 00:39:05.500
.به کسی چیزی نگفتیم و پرواز کردیم

00:39:07.167 --> 00:39:09.751
صبح روز بعدش
.صبحانه‌مون رو توی رستوران دنی خوردیم

00:39:09.834 --> 00:39:12.751
ماشینم رو بیرون پارک کردم
.و سوییچ رو داخل ماشین گذاشتم

00:39:12.834 --> 00:39:14.500
.ازم خواسته بودن این کار رو بکنم

00:39:16.083 --> 00:39:17.834
.صبحونه رو خوردیم و رفتیم بیرون

00:39:19.667 --> 00:39:22.125
من رو ریچارد 300 هزار دلار
.توی صندوق عقب داشتیم

00:39:26.959 --> 00:39:30.751
تقریبا یه سال بعد
.جورج به مشکل خورد

00:39:30.834 --> 00:39:35.584
.و ازم خواست بهش کمک کنم

00:39:35.667 --> 00:39:38.459
من همیشه جورج رو دوست داشتم
.و بهش اعتماد داشتم

00:39:38.542 --> 00:39:40.834
توی این کار اعتماد
.یعنی همه چیز

00:39:42.334 --> 00:39:45.834
.گفت ازت میخوام این رو به کاستاریکا ببری

00:39:45.918 --> 00:39:47.751
.کسی دیگه‌ای نیست که بهش اعتماد داشته باشم

00:39:47.834 --> 00:39:49.959
.گفتم مشکلی، نداره جورج

00:39:50.042 --> 00:39:51.542
...همیشه دِینت رو ادا می‌کنی

00:39:51.626 --> 00:39:53.417
.و هیچ‌وقت رودست نمی‌زنی

00:39:55.709 --> 00:39:58.459
،هواپیما توی فورت لادردیل بارگیری شد

00:39:58.542 --> 00:40:00.709
.و درست توی باند فرودگاه نشست

00:40:00.792 --> 00:40:04.584
پشت سرم رو نگاه کردم و دو هزار پوند
.اسلحه و از این چیزا داخل هواپیما بود

00:40:08.334 --> 00:40:11.167
،به ریچارد گفتم: خدای من
.ببین داریم چیکار می‌کنیم

00:40:11.250 --> 00:40:12.918
.واقعا هر دومون نگران بودیم

00:40:15.125 --> 00:40:16.834
.و این چیزیه که اتفاق افتاد

00:40:19.167 --> 00:40:21.500
...باید به سمت جنوب بری

00:40:21.584 --> 00:40:22.959
...و از نیکاراگوئه عبور کنی

00:40:23.042 --> 00:40:25.167
.تا به کاستا ریکا برسی

00:40:26.918 --> 00:40:29.834
،خدایا، اونجا خیلی قشنگه
.شبیه رشته کوه‌های آلپه

00:40:31.083 --> 00:40:33.417
.واقعا جای خیلی قشنگیه

00:40:33.500 --> 00:40:35.542
،این مکان پایین دره بود

00:40:35.626 --> 00:40:38.042
.و تا دریا هموار بود

00:40:40.375 --> 00:40:42.125
،میام، اونجا سرازیر میشم و فرود میام

00:40:42.209 --> 00:40:44.667
وارد یه لاین دیگه میشم
.و از باند خارج میشم

00:40:44.751 --> 00:40:46.918
،پارکش کن
.هیچ موتوری روشن نیست

00:40:48.542 --> 00:40:50.292
،به سمت اون رفتم
،دستم رو دراز کردم

00:40:50.375 --> 00:40:52.500
.اون هم دستش رو به سمت من دراز کرد
.بهش دست دادم

00:40:54.667 --> 00:40:56.125
.اولین باری بود که میدیدمش

00:40:58.542 --> 00:40:59.626
.جان هال

00:40:59.709 --> 00:41:01.709
.جان هال -
.جان هال -

00:41:03.459 --> 00:41:07.250
جان هال یه میهن پرست آمریکایی
،و ضد کمونیست بود

00:41:07.334 --> 00:41:10.000
...و هر کاری از دستش برمیومد انجام می‌داد

00:41:10.083 --> 00:41:13.918
.تا کمونیست‌ها وارد آمریکا نشن

00:41:14.000 --> 00:41:15.918
...در مورد کشتی‌های شوروی در نیکاراگوئه

00:41:16.000 --> 00:41:19.334
و چیزی که حمل می‌کنند
.نگرانی‌ها زیادی وجود داره

00:41:19.417 --> 00:41:21.209
...در طی بیست سال، اتحاد جماهیر شوروی

00:41:21.292 --> 00:41:24.000
.قدرت نظامی عظیمی به دست آوردن

00:41:24.083 --> 00:41:26.334
وظیفه اینه که از آمریکا حفاظت کنیم
...و صلح رو بهبود ببخشیم

00:41:26.417 --> 00:41:28.375
.تا دوباره آمریکا قوی بشه

00:41:29.792 --> 00:41:31.667
،وقتی که من با جان هال بودم

00:41:31.751 --> 00:41:33.292
گفتم میخوای توی خالی کردن بار کمکت کنم؟

00:41:33.375 --> 00:41:36.042
.گفت نه، خودم حواسم هست
.تفنگ‌ها و چیزهای دیگه رو خالی کرد

00:41:36.125 --> 00:41:38.667
چیزهایی مثل ام16ها
،و نارنجک اندازها

00:41:38.751 --> 00:41:40.667
.و انواع تجهیزات نظامی

00:41:40.751 --> 00:41:43.667
...به نظر میرسه چند ماه اخیر

00:41:43.751 --> 00:41:45.667
سیایت‌های شما
...در آمریکای مرکزی بیشتر و بیشتر

00:41:45.751 --> 00:41:47.167
.به کار میرن

00:41:47.250 --> 00:41:49.167
...در این لحظه

00:41:49.250 --> 00:41:53.292
با مقرارات فوق‌العاده چریکی
...سازمان سیا مواجه‌ایم

00:41:53.375 --> 00:41:56.709
،و از کنتراهای ضد ساندینیستا حمایت می‌کنیم

00:41:56.792 --> 00:41:59.876
کسانی که از ترور
.ساندینیستاها حمایت می‌کنند

00:41:59.959 --> 00:42:04.125
آیا این تروریسم مورد حمایت دولت نیست؟

00:42:05.042 --> 00:42:06.876
،نه و خوشحالم که این سوال رو پرسیدین

00:42:06.959 --> 00:42:08.834
.چون میدونم خیلی از مردم اینطور فکر می‌کنن

00:42:10.209 --> 00:42:12.626
...ما عادت به قصاص قبل از جنایت نداریم

00:42:12.709 --> 00:42:15.250
پیش از آن که شواهد
...مناسبی وجود داشته باشه

00:42:15.334 --> 00:42:17.500
.و اون شواهد اون گناه رو ثابت کنن

00:42:17.584 --> 00:42:21.167
یه کامیون دیگه اومد و کاکویین رو
.توی کیسه‌های پارچه‌ای هواپیما ریختن

00:42:21.250 --> 00:42:22.918
.بار رو محکم کردیم و بلند شدیم

00:42:24.292 --> 00:42:27.542
،یه فرستنده کد داشتم که روشنش کردم

00:42:27.626 --> 00:42:29.417
.و گفتم به آمریکا برمی‌گردیم

00:42:36.709 --> 00:42:39.459
.در فرودگاه لوپا لوکای میامی فرود اومدم

00:42:43.125 --> 00:42:46.584
...توی روز روشن با 500 کیلو کوکایین

00:42:46.667 --> 00:42:48.709
.توی باند فرودگاه دور زدم

00:42:48.792 --> 00:42:50.375
.کوکایین من نبود

00:42:50.459 --> 00:42:52.334
.کوکایین جورج هم نبود

00:42:52.417 --> 00:42:54.542
...وقتی هواپیما رو روی زمین نشوندم

00:42:54.626 --> 00:42:58.292
.مامورها و پلیس‌ها رو دیدم

00:42:58.375 --> 00:42:59.918
،اصلا به من نگاه نکردن
،حتی یه کلمه حرف هم نزدن

00:43:00.000 --> 00:43:01.834
.یه جورایی پیشت‌شون رو کردن

00:43:01.918 --> 00:43:04.417
وقتی از هواپیما پیاده شدم
...با خودم 20 کیلو کوکایین برداشتم

00:43:04.500 --> 00:43:06.709
.توی هوندام گذاشتم و رفتم

00:43:12.876 --> 00:43:16.334
،بعد از تابستون که رفتیم فلوریدا

00:43:17.375 --> 00:43:18.375
...دیگه

00:43:19.792 --> 00:43:22.459
.دیگه بعد از اون هیچ‌وقت مثل قبل نشد

00:43:24.459 --> 00:43:27.626
.طوری زندگی کرد که می‌خواست

00:43:28.375 --> 00:43:30.459
.سریع و خشن دهه‌ی هشتاد

00:43:32.542 --> 00:43:35.000
.من دیگه خسته شده بودم

00:43:35.083 --> 00:43:38.375
.ترکش کردم
.و گفتم دیگه نمی‌تونم

00:43:39.792 --> 00:43:41.792
،عاشق بودم، اون عشق زندگیم بود

00:43:41.876 --> 00:43:44.876
هنوزم عشق زندگیمه
.فقط دیگه نمی‌تونم باهاش زندگی کنم

00:43:46.542 --> 00:43:50.792
.حتی برای من زیادی دیوونه‌ست

00:43:50.876 --> 00:43:54.250
.تقریبا هفت‌تا شخصیت داره

00:43:56.250 --> 00:43:59.667
دو یا سه‌تا شون فوق‌العاده‌اند
...ولی بقیه‌ی‌شون

00:43:59.751 --> 00:44:02.000
طوری‌اند که دلت نمی‌خواد
.باهاشون وقت بگذرونی

00:44:03.083 --> 00:44:04.709
،راه می‌رفت، حرف میزد

00:44:04.792 --> 00:44:07.250
...و قبل از اینکه برگرده

00:44:07.334 --> 00:44:09.083
.می‌دونستی که تغییر کرده

00:44:10.375 --> 00:44:11.959
.آخر سر تسلیم شدم

00:44:14.042 --> 00:44:17.667
.این... تقدیر‌مون بود

00:44:18.709 --> 00:44:20.334
به تقدیر اعتقاد داری؟

00:44:20.417 --> 00:44:22.375
.نه، من به احتمال اعتقاد دارم

00:44:22.459 --> 00:44:24.834
.بابا این رو بهم یاد داد
...احتمال یعنی وقتی که

00:44:24.918 --> 00:44:26.667
.احتمال داره اتفاقی رخ بده

00:44:26.751 --> 00:44:28.250
،اگه هر روز از یه مسیر برید سرکار

00:44:28.334 --> 00:44:30.542
...احتمال اینکه صاعقه به شما بخوره بیشتره

00:44:30.626 --> 00:44:31.959
.و احتمال رخ میده

00:44:32.042 --> 00:44:33.334
،وقتی زندگی بی‌خطر به نظر برسه

00:44:33.417 --> 00:44:34.792
.یه خطری سر راهه

00:44:39.834 --> 00:44:42.751
،من و ریچارد در سانتا مارتای کلمبیا بودیم

00:44:42.834 --> 00:44:44.709
.تا بار بزنیم

00:44:48.751 --> 00:44:50.792
.اتحادیه‌ی کلمبیایی از سانتا مارتا

00:44:50.876 --> 00:44:54.709
از پابلو کوکایینش رو گرفت
.و پابلو باهاش رو در رو شد

00:44:56.876 --> 00:44:58.709
،ما منتظر بودیم که بار برسه

00:44:58.792 --> 00:44:59.959
.تا هواپیما رو بار بزنیم

00:45:01.209 --> 00:45:04.042
،یه راهرو پر از گل‌ها استوایی داشت

00:45:04.125 --> 00:45:05.417
.همسرش مرده بود

00:45:05.500 --> 00:45:08.250
...ریچارد با اون توی باغ بود

00:45:09.959 --> 00:45:12.709
...فکر کنم کارکنان گفتن که

00:45:12.792 --> 00:45:14.959
.ریچارد با زن اون لاس میزده

00:45:15.042 --> 00:45:17.250
...یه رهبر شرور بزرگ

00:45:23.375 --> 00:45:25.751
کلت کالبیر 45ش رو درآورد
.و شلیک کرد توی قلبش

00:45:28.375 --> 00:45:29.751
.دقیقا کنار من ایستاده بود

00:45:31.125 --> 00:45:35.083
.تفنگ رو به سمت من هم گرفت

00:45:35.167 --> 00:45:37.167
...من نگاه کردم و با دستم

00:45:37.250 --> 00:45:38.584
...نشون دادم تفنگ رو بذار کنار

00:45:38.667 --> 00:45:41.584
و گفتم، پسر، چه مرگته؟

00:45:41.667 --> 00:45:43.083
چرا می‌خوای شلیک کنی؟

00:45:43.167 --> 00:45:44.876
بخاطر این قضیه دچار
.اختلال استرس پس از سانحه شدم

00:45:46.083 --> 00:45:47.167
.الان تعریف می‌کنم

00:45:47.250 --> 00:45:48.918
.گفتم اون دوست منه

00:45:49.000 --> 00:45:51.375
.گفتم براش یه خاکسپاری مناسب برگزار کنید
.خاکسپاری مسیحی

00:45:51.459 --> 00:45:54.459
.مراقب همه چیز باشین
.قول بدین این کار رو می‌کنید

00:45:54.542 --> 00:45:56.751
.و این آخر ماجراست
.من میرم

00:45:58.334 --> 00:46:00.500
فراموشش کردم
...و کم کم کار خودم رو شروع کردم

00:46:00.584 --> 00:46:02.000
.و سوار هواپیما شدم و پرواز کردم

00:46:08.709 --> 00:46:12.584
.تمام مسیر رو تا خونه گریه کردم
.نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم

00:46:14.918 --> 00:46:15.918
...من

00:46:18.042 --> 00:46:21.209
.یه جورایی احساس مسئولیت می‌کردم

00:46:22.375 --> 00:46:25.042
.آسیب بزرگی بهم وارد کرد

00:46:26.250 --> 00:46:30.792
همه فکر می‌کردن ریچارد
.توی سانحه هواپیما مرده

00:46:30.876 --> 00:46:34.500
،خانواده‌اش، پسرش، دخترش

00:46:34.584 --> 00:46:38.000
.و همسرش هرگز حقیقت رو نفهمیدن

00:46:41.626 --> 00:46:43.709
...دیدن کشته شدن یه آدم

00:46:44.918 --> 00:46:47.209
...آزاردهنده‌ترین

00:46:47.292 --> 00:46:50.334
.چیزی بود که توی زندگیم اتفاق افتاد

00:46:51.125 --> 00:46:52.500
اون موقع بود
.که تصمیم گرفتم استعفا بدم

00:46:56.417 --> 00:46:58.667
.شروع مجدد و ارزیابی مجدد

00:47:00.042 --> 00:47:01.751
،چیزی که توی زندگیم یاد گرفتم

00:47:01.834 --> 00:47:03.542
.اینه که به سمت جلو ادامه بدم

00:47:05.250 --> 00:47:08.459
.‏300 کیلو کوکایین عقب هواپیمام داشتم

00:47:08.542 --> 00:47:12.000
،و اگه این کوکایین مال این فروشنده مواد بود

00:47:12.083 --> 00:47:13.959
.نگه‌ش نمی‌داشتم

00:47:14.042 --> 00:47:16.000
.ولی مال پابلو بود

00:47:16.083 --> 00:47:17.876
.گفتم حالا باید این کار رو انجام بدم

00:47:22.000 --> 00:47:23.209
.آخرین کار رو

00:47:26.417 --> 00:47:27.876
.توی لِیک سیتی فرود اومدم

00:47:31.709 --> 00:47:34.375
.دو روز بدون خواب بیرون بودم

00:47:35.834 --> 00:47:38.667
.افرادم برای تخیله کوکایین اونجا بودن

00:47:39.542 --> 00:47:41.500
،کوکایین رو توی ماشین گذاشتم

00:47:41.584 --> 00:47:43.542
،و نتونستم همه‌اش رو جا کنم

00:47:43.626 --> 00:47:45.709
.واسه همین اون‌ها رفتن هتل

00:47:45.792 --> 00:47:48.834
.توی بزرگراه دیدم که ماشین رو کنار زدن

00:47:51.834 --> 00:47:53.209
.پلیس مبارزه با مواد مخدر

00:47:53.292 --> 00:47:54.709
پلیس‌ها از ماشین پریدن بیرون
...و مسلسل دست‌شون بود

00:47:54.792 --> 00:47:55.918
.که به همه سمت شلیک میکردن

00:47:58.209 --> 00:47:59.500
.من از جاده رد شدم

00:48:01.500 --> 00:48:04.667
از کنار بند رخت رد شدم
.و یه تیشرت برداشتم

00:48:04.751 --> 00:48:06.834
یه وانت بار پیدا کردم
.که سوییچ‌اش روش بود

00:48:08.542 --> 00:48:09.626
.و حرکت کردم

00:48:11.292 --> 00:48:13.459
.رفتم هتل و یه اتاق گرفتم

00:48:13.542 --> 00:48:16.042
...تقربیا 20 دقیقه بود که اونجام

00:48:16.125 --> 00:48:19.792
.یه صدایی از بیرون شنیدم

00:48:25.918 --> 00:48:27.584
...بعد یه صدایی اومد

00:48:29.417 --> 00:48:31.167
.و اسم من رو صدا کرد

00:48:31.250 --> 00:48:34.042
سه یا چهارتا اسم متفاوت گفت
.بعد اسم واقعیم رو گفت

00:48:37.500 --> 00:48:38.959
...فکر می‌کردم می‌تونم از همه چی قسر در برم

00:48:39.042 --> 00:48:40.709
،چون خیلی مغرور شده بودم

00:48:40.792 --> 00:48:43.751
فراری بودم
.و پنج‌تا کارت شناسایی داشتم

00:48:43.834 --> 00:48:45.667
...پلیس‌ها رو با دوز و کلک فریب داده بودم

00:48:45.751 --> 00:48:48.500
از جلوی چشم‌شون در رفته بودم
.و میلیون‌ها دلار کاسب شده بودم

00:48:48.584 --> 00:48:50.167
.و باهوش و زیرک بودم

00:48:50.250 --> 00:48:54.042
ولی غیرممکن بود کارهایی که من انجام دادم
...رو انجام بدی و قسر در بری

00:48:54.125 --> 00:48:57.876
.چون عامل احتمال خیلی قویه

00:49:00.667 --> 00:49:02.626
،یادمه رفتم فروشگاه مواد غذایی

00:49:02.709 --> 00:49:04.918
.و به غرفه روزنامه‌ها نگاه کردم

00:49:05.918 --> 00:49:07.083
...نوشته بود

00:49:10.083 --> 00:49:13.209
".نوشته بود "گری بتزنر توی میامی پیدا شد

00:49:18.459 --> 00:49:19.584
.درست همونجا

00:49:19.667 --> 00:49:21.459
و به مامانم نگاه ‌کردم
"!داد زدم "مامان

00:49:21.542 --> 00:49:22.834
،من در هیزن بودم

00:49:23.792 --> 00:49:26.334
ولی از طریق توانایی‌های ذهنی
...یا همچین چیزی

00:49:26.417 --> 00:49:30.834
.دیدم این اتفاق افتاد

00:49:30.918 --> 00:49:34.459
...روح ما با هم

00:49:34.542 --> 00:49:38.042
.ارتباط قوی‌ای داره

00:49:38.125 --> 00:49:41.083
،وحشت رو حس کردم

00:49:41.167 --> 00:49:42.709
حس کردم گفت
.خدایا این اتفاق نمیفته

00:49:46.417 --> 00:49:49.500
داستان قاچاقچی بین‌المللی
.مواد مخدر و اسلحه است

00:49:49.584 --> 00:49:51.209
...گری بتزنر چهل و پنج ساله

00:49:51.292 --> 00:49:53.334
.هم اکنون در زندان میامیِ فلوریداست

00:49:53.417 --> 00:49:55.792
.به همه‌شون گفته بودم پدرم مرده

00:49:55.876 --> 00:49:58.167
.بعد یه روز توی خبرها بود

00:49:58.250 --> 00:50:00.626
.با تعجب میگفتم اون زنده است
.اون زنده است

00:50:00.709 --> 00:50:03.167
.به معنای واقعی توش خوب بودم

00:50:03.250 --> 00:50:04.709
.اصل کم نیاوردم

00:50:04.792 --> 00:50:06.167
.پدرش توی تلویزیون بود

00:50:07.834 --> 00:50:08.876
چیکار می‌کرد؟

00:50:10.375 --> 00:50:12.876
.دستگیر شده بود
.ولی زنده بود

00:50:14.792 --> 00:50:16.751
...چیزی که همه در مورد گری بتزنر یادشون بود

00:50:16.834 --> 00:50:19.250
.شب ناپدید شدنش بود

00:50:19.334 --> 00:50:21.584
...گزارشات سپتامبر 1977می‌گفتن که

00:50:21.667 --> 00:50:24.375
.اون خود کشی کرده
..اون زمان اون گزارش

00:50:24.459 --> 00:50:26.250
،شک و تردیدهایی به همراه داشت

00:50:26.334 --> 00:50:29.500
ولی تقریبا به مدت ده سال
.گزارش رو درست فرض کردن

00:50:29.584 --> 00:50:32.375
توی کافی شاپ و همه جا
.در موردش حرف می‌زدن

00:50:32.459 --> 00:50:35.209
و باورش سخت بود
.که اون کسیه که می‌شناسیش

00:50:42.042 --> 00:50:45.167
.خیلی زود مردم دیگه بهش احترام نمی‌گذاشتن

00:50:46.500 --> 00:50:48.876
.برو اونجا و بذار یه عکس ازت بگیرم

00:50:50.042 --> 00:50:51.292
.اوه، همه‌ش مسخره بازی

00:50:51.375 --> 00:50:54.083
یه بار از طرف اداره‌ی پلیس
.جلوی ماشینم رو گرفتن

00:50:54.167 --> 00:50:56.334
...و... اونها

00:50:56.417 --> 00:50:59.375
یکی‌شون گفت چرا
.با پدرت تماس نمی‌گیری و زدن زیر خنده

00:51:04.000 --> 00:51:06.792
...وقتی بهت دست‌بند میزنن

00:51:06.876 --> 00:51:10.375
.احساس آسیب‌پذیر بودنت بیشتر میشه

00:51:10.459 --> 00:51:13.375
.راه فراری نیست
.تمومه

00:51:18.500 --> 00:51:20.083
.احساس ناامیدی می‌کردم

00:51:22.000 --> 00:51:24.459
،حس کردم بیچاره‌ام
.به دام افتادم

00:51:27.542 --> 00:51:29.834
.بعد همه چیز رو کنار هم قرار دادم

00:51:31.709 --> 00:51:33.250
،امشب در نیکاراگوئه

00:51:33.334 --> 00:51:35.918
دولت ساندینیستا ادعا می‌کنه
.که بنادرش تحت محاصره است

00:51:36.000 --> 00:51:37.417
...امروز صبح تنش‌ها

00:51:37.500 --> 00:51:39.250
بین نیکاراگوئه و ایالات متحده
...افزایش پیدا کرده

00:51:39.334 --> 00:51:42.125
تنش‌ها بخاطر اتهامات مربوط به
...شورشیان مورد حمایت سیا است

00:51:42.209 --> 00:51:44.792
که در حال بمباران
.بنادر نیکاراگوئه هستند

00:51:44.876 --> 00:51:47.292
من کسی بودم که
...مین‌ها رو برده بودم اونجا

00:51:47.375 --> 00:51:49.125
.که اون‌ها در بنادر نیکاراگوئه به کار بذارن

00:51:57.000 --> 00:51:59.000
.من به کاستا ریکا سلاح برده بودم

00:52:04.375 --> 00:52:06.334
.توی هواپیما کوکایین گذاشتم و برگشتم

00:52:07.334 --> 00:52:09.709
.و ارتش همه چیز رو به کار می‌بره

00:52:09.792 --> 00:52:12.667
...در  نیکاراگوئه یک مرد شریفی داریم

00:52:12.751 --> 00:52:15.667
...که با سازمان سیا قرارداد داره

00:52:15.751 --> 00:52:20.292
.در مورد تاکتیک‌ها نظامی پیشنهادهایی می‌کنه

00:52:20.375 --> 00:52:22.792
...بنابراین، جناب رییس جمهور شما میگین که

00:52:22.876 --> 00:52:26.584
سازمان سیا در نیکاراگوئه
.شورشیان کنترا رو هدایت می‌کنن

00:52:27.751 --> 00:52:30.334
...متاسفانه وقتی گفتم

00:52:30.417 --> 00:52:31.834
،سازمان سیا در نیکاراگوئه
.منظور خودم رو درست بیان نکردم

00:52:31.918 --> 00:52:34.083
.کسی این چیزها رو هدایت نمی‌کنه

00:52:38.417 --> 00:52:39.584
...نمی‌دونستم

00:52:40.542 --> 00:52:42.375
.چقدر موضوع بزرگ و مهمیه

00:52:42.459 --> 00:52:44.167
...هر چند می‌دونستم

00:52:44.250 --> 00:52:47.167
.اطلاعات زیادی دارم

00:52:49.083 --> 00:52:51.918
.آدم باارزشی بودم

00:52:51.997 --> 00:52:59.006
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.