﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:10.001
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:07.101 --> 00:00:14.101


00:01:01.010 --> 00:01:09.010


00:01:09.398 --> 00:01:11.108
‫لعنت بهش.

00:01:11.198 --> 00:01:14.198
‫این وامونده انقدر باید
‫شل باشه که بتونم درش بیارم.

00:01:14.988 --> 00:01:16.328
‫لعنتی!

00:01:17.988 --> 00:01:19.908
‫- این چطوره؟
‫- بچرخونش روبه اونور. از اون طرف.

00:01:19.958 --> 00:01:22.184
‫از اون طرف‌.
‫آره. بزن تو سرش.

00:01:22.208 --> 00:01:24.828
‫حالا بکش روبه بالا.
‫به طرف بالا فشار بیار.

00:01:24.918 --> 00:01:26.918
‫همینه. دوباره. یه بار دیگه‌.

00:01:27.998 --> 00:01:29.008
‫همینه.

00:01:33.388 --> 00:01:34.678
‫این یکی شله.

00:01:36.508 --> 00:01:39.058
‫وای!
‫چی؟

00:01:39.808 --> 00:01:42.478
‫- آره. خودشه.
‫- این چیه؟

00:01:47.108 --> 00:01:48.648
‫زود باش. بازش کن.

00:01:58.578 --> 00:01:59.738
‫خب، توش که هیچی نیست.

00:02:01.158 --> 00:02:02.408
‫اون رو بازش کن.

00:02:02.498 --> 00:02:04.118
‫فکر کردم گفتی گنجه.

00:02:14.338 --> 00:02:15.588
‫می‌بینی؟

00:02:17.548 --> 00:02:19.194
‫خب پس این رو بگیر نگاهش کن.

00:02:19.218 --> 00:02:23.268
‫بعدش معلوم می‌شه که
‫چی رو گفتی «هیچی» نیست.

00:02:24.098 --> 00:02:27.898
‫12 سالگی می‌سی‌سی‌‌پی رو ترک کردم.

00:02:31.028 --> 00:02:34.778
‫به‌خاطر اون عذاب‌ها و
‫مرگ‌ها اونجا رو ترک کردم.

00:02:36.618 --> 00:02:40.658
‫اونجا رو ترک کردم ولی قبلش پای قولم وایستادم.

00:02:41.538 --> 00:02:43.118
‫مسیر رو دنبال کردم.

00:02:43.198 --> 00:02:46.628
‫تمام دستورالعمل‌های کوی‌داگ رو انجام دادم.

00:02:46.708 --> 00:02:51.498
‫گنج کوی رو پیدا کردم که
‫14 قطعه طلای دزدیده شده بود.

00:02:51.588 --> 00:02:53.668
‫پس این سکه‌ها...

00:02:55.878 --> 00:02:57.266
‫دوبلون.
‫(سکۀ طلای اسپانیا)

00:02:57.928 --> 00:03:00.968
‫اسم‌شون دوبلونه،
‫مثل گنج دزد‌ان دریایی.

00:03:01.928 --> 00:03:04.598
‫باشه. این دوبلون‌ها
‫به پول واقعی هم ارزشی دارن؟

00:03:04.678 --> 00:03:05.808
‫معلومه که دارن.

00:03:05.888 --> 00:03:08.608
‫خیلی خب، گفتی 14 تا بوده
‫ولی اینجا دوتا بیشتر نیست.

00:03:10.188 --> 00:03:14.278
‫سنسیا، اون از چیزهای زیبا خوشش میومد.

00:03:14.358 --> 00:03:16.608
‫چیزهایی مثل جواهرات، اون
‫شونۀ کوچولو که ازش خوشت میاد...

00:03:16.698 --> 00:03:20.618
‫و... شاید تقریباً صدتا
‫لباس ابریشمی هم داشت.

00:03:20.698 --> 00:03:22.898
‫معلومه که پولت رو خرج کردی
‫تا تحت تأثیر قرارش بدی.

00:03:23.328 --> 00:03:25.288
‫اسمش ارزش قائل شدنه.

00:03:26.918 --> 00:03:28.878
‫دیوونۀ اون زن بودم.

00:03:28.958 --> 00:03:32.378
‫ولی اونقدر دیوونه نبودم که اون
‫همه پول رو واسه کادو خرج کنم.

00:03:32.878 --> 00:03:35.128
‫بعد سرطان گرفت...

00:03:35.218 --> 00:03:38.928
‫و هزینه‌های درمانش زیاد بود.

00:03:39.008 --> 00:03:42.558
‫و اون وقت بود که کم‌کم سکه‌ها رو فروختم.

00:03:42.638 --> 00:03:45.138
‫با اینکه می‌دونستم این چیزی
‫نیست که کوی‌داگ می‌خواست.

00:03:45.848 --> 00:03:48.822
‫ولی یه صد سالی می‌شه که اون مرده.
‫چی می‌تونه بخواد؟

00:03:49.938 --> 00:03:53.188
‫اینکه من پول رو برای
‫نجات مردم‌مون خرج کنم.

00:03:53.278 --> 00:03:54.988
‫چی؟ یعنی سیاه‌پوست‌ها؟

00:03:56.108 --> 00:03:57.818
‫خیلی خب. 10 سالت بیشتر که نبوده.

00:03:58.608 --> 00:04:00.618
‫نه. 7، داشتم می‌رفتم تو 8 سال.

00:04:00.698 --> 00:04:03.828
‫آره. خب یه ‌بچه چه‌جوری باید
‫بتونه کارهای به این بزرگی بکنه؟

00:04:03.908 --> 00:04:08.328
‫خب، بیشتر عمرم رو صرف این
‫کردم که چه‌جوریش رو بفهمم.

00:04:08.958 --> 00:04:10.878
‫بعد سنسیا وارد زندگیم شد.

00:04:10.958 --> 00:04:13.458
‫واسه اون زن حاضر بودم هر کاری انجام بدم.

00:04:14.128 --> 00:04:17.628
‫ولی آخرش، برای سنسیا و
‫کوی‌ هیچ کاری نتونستم بکنم.

00:04:18.468 --> 00:04:21.178
‫این آخرین فرصت‌مه تا کاری
‫که قول داده بودم رو انجام بدم.

00:04:22.548 --> 00:04:23.558
‫با این دوتا.

00:04:26.268 --> 00:04:29.268
‫خیلی خب، حالا... این چیه؟
‫این چی رو باز می‌کنه؟

00:04:29.348 --> 00:04:31.438
‫هر چیزی به وقتش، ‌پرنده کوچولو.

00:04:32.858 --> 00:04:35.568
‫هر چی به وقتش.

00:04:40.948 --> 00:04:41.988
‫ممنونم.

00:04:42.068 --> 00:04:43.068
‫خواهش می‌کنم.

00:04:48.328 --> 00:04:50.288
‫و... اون رو کجا می‌بری؟

00:04:51.918 --> 00:04:53.168
‫بخورم بیهوش شم.

00:04:59.508 --> 00:05:00.878
‫دوبلون.

00:05:05.638 --> 00:05:06.718
‫بلندش کن.

00:05:07.388 --> 00:05:09.178
‫- بپا. همینه.
‫- بیا.

00:05:09.268 --> 00:05:10.268
‫همینه.

00:05:10.348 --> 00:05:12.098
‫زود باش. بیا. کمکم کنین.

00:05:13.148 --> 00:05:15.648
‫- اون رو بیار اینجا.
‫- بنداز دور گردنش.

00:05:15.728 --> 00:05:16.978
‫همینه. بلندش کنین.

00:05:18.148 --> 00:05:19.778
‫اون بشکه نفت رو بیارین.

00:05:24.118 --> 00:05:26.198
‫- نگهش دار.
‫- بی‌حرکت وایستا.

00:05:26.278 --> 00:05:27.698
‫بلند شو، پسر.

00:05:30.118 --> 00:05:32.618
‫زود باش. همینه.

00:05:36.248 --> 00:05:38.508
‫زود. برو اون بالا.

00:05:38.588 --> 00:05:40.968
‫- بگو چی می‌دونی.
‫- نمی‌تونم نفس بکشم.

00:05:41.548 --> 00:05:43.008
‫روشنش کن.

00:05:45.798 --> 00:05:47.258
‫آروم، پسر.

00:05:47.348 --> 00:05:49.848
‫فقط یه راه هست که
‫امشب جون سالم به‌در ببری...

00:05:49.928 --> 00:05:51.478
‫اینکه چیزی که مال منه رو بهم پس بدی.

00:05:52.478 --> 00:05:53.808
‫به نفعته حرف بزنی.

00:05:53.898 --> 00:05:55.938
‫نفت سفیده، پسر.

00:05:56.018 --> 00:05:57.858
‫به نفعته چیزی که می‌خواد بدونه رو بهش بگی.

00:05:57.938 --> 00:05:59.568
‫می‌گن نفت به‌شدت قابل اشتعاله.

00:06:02.318 --> 00:06:03.908
‫حرومـ...

00:06:03.988 --> 00:06:05.488
‫حواس‌تون باشه.

00:06:05.568 --> 00:06:06.778
‫حواست به رفتارت باشه، پسر.

00:06:06.868 --> 00:06:08.908
‫بگو وسایلم کجاست، پسر!

00:06:09.868 --> 00:06:11.118
‫یا کباب می‌شی.

00:06:12.248 --> 00:06:13.918
‫نه! داره می‌سوزه!

00:06:13.998 --> 00:06:16.458
‫نمی‌خوایم قبل ازینکه حرف بزنه بمیره!

00:06:16.538 --> 00:06:19.748
‫می‌خوام این کاکاسیاه تا
‫وقتی که حرف نزده، زنده بمونه.

00:06:19.838 --> 00:06:22.718
‫- بیاریدش پایین!
‫- بیاریدش پایین. بیاریدش پایین!

00:06:22.798 --> 00:06:24.548
‫گیرم افتادین.

00:08:16.118 --> 00:08:17.118
‫کمکم کن.

00:09:21.933 --> 00:09:24.032
‫[راجر: صبح بخیر]

00:09:26.568 --> 00:09:27.688
‫چی کار می‌کنی؟

00:09:27.778 --> 00:09:31.148
‫داشتم... تو این فکر بودم که...
‫این... این کاناپه...

00:09:31.238 --> 00:09:33.488
‫جای مناسبی برای خوابیدن
‫یه دختر جوون نیست.

00:09:33.568 --> 00:09:34.658
‫خیلی هم بد نیست.

00:09:34.738 --> 00:09:36.384
‫اولش که اومدی اینجا ازش خوشت نمیومد.

00:09:36.408 --> 00:09:38.048
‫آره، خب، از اون موقع تا الان
‫خیلی چیزها عوض شده.

00:09:38.498 --> 00:09:40.018
‫از منم خیلی خوشت نمیومد.

00:09:40.618 --> 00:09:43.208
‫اینجوری نیست.
‫حداقل الان دیگه نیست.

00:09:44.038 --> 00:09:46.708
‫گفتی اون پسره که قبلاً با رجی
‫کار می‌کرده می‌خواد بیاد اینجا؟

00:09:46.798 --> 00:09:48.798
‫راجر داز. آره.

00:09:48.878 --> 00:09:50.668
‫- بهش بگو بیاد.
‫- مطمئنی؟

00:09:50.758 --> 00:09:53.468
‫آره، یادم میاد کیه.
‫اون... همشهری‌مه.

00:09:54.758 --> 00:09:56.098
‫خیلی خب.

00:10:12.738 --> 00:10:14.198
‫پرنده، بیا کمکم کن.

00:10:17.198 --> 00:10:18.238
‫چی کار می‌کنی؟

00:10:18.328 --> 00:10:20.594
‫- کمک لازم دارم، کمک کن بیارمش.
‫- خیلی خب. خیلی خب.

00:10:20.618 --> 00:10:22.248
‫خیلی خب. بریم.

00:10:22.328 --> 00:10:25.078
‫واسه این سنگینه که...
‫کلی پول خرد و سکه توشه.

00:10:31.168 --> 00:10:33.508
‫یا خدا.

00:10:34.798 --> 00:10:36.798
‫این همه پول رو از کجا آوردی؟

00:10:37.348 --> 00:10:39.558
‫قبل از اینکه حافظه‌م رو از دست بدم...

00:10:40.388 --> 00:10:42.638
‫چک‌های بازنشستگی‌م رو نقد می‌کردم.

00:10:42.728 --> 00:10:44.898
‫و هر چقدرش که استفاده‎م
‫نمی‌شد رو می‌ذاشتم این تو.

00:10:44.978 --> 00:10:45.978
‫چقدره؟

00:10:46.058 --> 00:10:49.398
‫نمی‌دونم.
‫چند وقتی هست بهش دست نزدم.

00:10:49.478 --> 00:10:53.818
‫پس اگه حدودی بگم... 40 تا، 50 تا.

00:10:53.898 --> 00:10:55.948
‫- 40 تا 50 تا چی؟
‫- هزار دلار.

00:10:58.738 --> 00:11:01.488
‫آهان. نباید این‌ها رو به من نشون بدی.

00:11:01.578 --> 00:11:03.118
‫از پول می‌ترسی؟

00:11:04.578 --> 00:11:06.677
‫بابام سر یه مقدار پول که بدهکار بود، کشته شد.

00:11:07.458 --> 00:11:10.588
‫و مامانم هم واسه پول یه کارهایی می‌کرد.

00:11:10.668 --> 00:11:14.338
‫منم می‌ترسم، ولی باید ادامه داد.

00:11:14.418 --> 00:11:17.798
‫و اینکه تو باید روی یه تختِ
‫درست‌وحسابی، یه خواب خوب بکنی.

00:11:17.888 --> 00:11:20.508
‫یه چند دست لباس نو
‫و یه مقدار پول‌توجیبی هم لازم داری.

00:11:20.598 --> 00:11:23.808
‫خودم باید پول این چیزها رو دربیارم.
‫تو باید پول خودت رو نگه داری.

00:11:23.888 --> 00:11:25.848
‫وقتی طلا دارم، پول می‌خوام چی کار؟

00:11:25.938 --> 00:11:28.648
‫نمی‌تونی قبض‌هات رو
‫با اون‌ سکه‌های قدیمی‌ بدی.

00:11:29.398 --> 00:11:30.768
‫معلومه که چیزی نمی‌دونی.

00:11:37.358 --> 00:11:40.408
‫خب، به هر حال باید از این
‫چمدون بی‌ریخت درشون بیاری.

00:11:40.488 --> 00:11:42.014
‫چمدون بی‌ریخت؟
‫چی می‌گی واسه خودت؟

00:11:42.038 --> 00:11:46.288
‫پوست اصل تمساحه
‫که از لوئیزیانایِ فلوریدا اومده...

00:11:46.368 --> 00:11:48.708
‫جایی که تمساح‌های خوش‌رنگ پرورش می‌دن.

00:11:48.788 --> 00:11:50.918
‫این واقعاً پوست تمساحه. دست بزن.

00:11:50.998 --> 00:11:52.208
‫لعنتی.

00:11:52.298 --> 00:11:53.814
‫از این بهترش پیدا نمی‌شه.

00:11:53.838 --> 00:11:55.878
‫آره، خب، اینجوری بالاخره یه روزی دردسر می‌شه.

00:11:56.628 --> 00:11:58.678
‫خب، می‌خوای چی کارشون کنم؟

00:11:59.928 --> 00:12:02.218
‫و حساب به نام خانم باشه؟

00:12:02.848 --> 00:12:04.138
‫نه، خانم.

00:12:04.218 --> 00:12:08.268
‫نه، یه حسابی می‌خواد که بتونه
‫با کارت ازش پول برداشت کنه.

00:12:09.018 --> 00:12:10.518
‫متوجه شدم.

00:12:10.608 --> 00:12:13.728
‫و می‌خواین این حساب جاری،
‫از حسابی که دارین، جدا باشه؟

00:12:13.818 --> 00:12:15.738
‫هر چیزی که شما فکر می‌کنین بهتره.

00:12:15.818 --> 00:12:18.238
‫- می‌خواین دسترسی آنلاین هم داشته باشه؟
‫- آره.

00:12:18.318 --> 00:12:21.908
‫فقط می‌خوام برای پولم که از تو
‫کمدم آوردم یه حساب جدید... باز کنم.

00:12:21.988 --> 00:12:26.158
‫خب، شما همین الان نزدیک به 4000 دلار
‫در حساب پس‌اندازتون دارین، آقای گری.

00:12:29.118 --> 00:12:32.498
‫ازتون ممنونم، خانم بروکس،
‫و درک‌تون می‌کنم.

00:12:32.588 --> 00:12:35.008
‫شما فکر می‌کنی رابین...

00:12:35.009 --> 00:12:37.622
‫می‌خواد با باز کردن یه
‫حساب جاری با یه‌کم موجودی...

00:12:37.628 --> 00:12:39.828
‫به حساب پس‌انداز من دسترسی پیدا کنه...

00:12:39.888 --> 00:12:42.798
‫تا بتونه از در پشتی وارد حساب من بشه‌.

00:12:42.888 --> 00:12:46.058
‫ولی سوءظن شما یه ایرادی داره.

00:12:46.558 --> 00:12:48.138
‫کمکم کن، پرنده.

00:12:56.148 --> 00:13:00.948
‫این نزدیک به 40000 دلاره.

00:13:01.028 --> 00:13:05.238
‫خب اگه پرنده می‌خواست از من دزدی کنه...

00:13:05.868 --> 00:13:09.248
‫فکر نمی‌کنی این همه
‫پول نقد رو بر‌می‌داشت و فرار می‌کرد؟

00:13:09.328 --> 00:13:11.668
‫هیچ راهی هم نبود که
‫بتونم ثابت کنم کار اون بوده.

00:13:12.578 --> 00:13:16.128
‫دیدی؟ فکر کنم حالا دیگه
‫حرف هم رو می‌فهمیم، نه؟

00:13:16.708 --> 00:13:18.628
‫- بله، درسته، آقای گری.
‫- خوبه.

00:13:18.718 --> 00:13:23.008
‫می‌خوام بیشتر این پول رو بذارم
‫توی اون حساب جاری‌ای که گفتم.

00:13:23.088 --> 00:13:25.308
‫بقیه‌ش رو می‌برم و...

00:13:25.388 --> 00:13:29.268
‫و خرج یه سری کارهای
‫به خصوص که در نظر دارم، می‌کنم.

00:13:32.558 --> 00:13:35.108
‫فقط باید این قسمت رو بکشین رو به داخل.

00:13:35.768 --> 00:13:37.167
‫انقدر آسونه که یه بچه هم می‌تونه انجامش بده.

00:13:39.068 --> 00:13:40.068
‫خیلی خب.

00:13:40.148 --> 00:13:42.108
‫ممنونم. بفرمایید.

00:13:42.658 --> 00:13:44.618
‫- برای شما.
‫- ممنون.

00:13:45.118 --> 00:13:46.714
‫هنوزم می‌خوای اون کاناپۀ قدیمی رو ببریم بیرون؟

00:13:46.738 --> 00:13:49.578
‫حتماً. این... این... خیلی هم کمک بزرگیه.

00:13:49.828 --> 00:13:50.828
‫ممنون.

00:13:53.168 --> 00:13:54.708
‫حواس‌تون به جلوی پاتون باشه.

00:13:56.458 --> 00:13:58.798
‫وایسین، وایسین، وایسین.
‫چی کار می‌کنین؟

00:13:59.378 --> 00:14:02.088
‫چی... وای خدایا.

00:14:02.178 --> 00:14:03.258
‫وای خداجون.

00:14:09.308 --> 00:14:11.058
‫شما که هنوز اینجایین. برین دیگه.

00:14:13.188 --> 00:14:14.704
‫این اولین تخت واقعیه که تو عمرم داشتم.

00:14:14.728 --> 00:14:16.728
‫این... تخت واقعی هم حساب نمی‌شه.

00:14:16.818 --> 00:14:18.124
‫- خب، برای من که واقعیه.
‫- ولی...

00:14:18.148 --> 00:14:20.238
‫زیرش سه تا تختۀ قوی داره...

00:14:20.318 --> 00:14:22.198
‫که وقتی روش می‌خوابی کمرت چیزیش نشه.

00:14:22.778 --> 00:14:24.698
‫ولی من هیچ‌وقت یه تخت واقعی نداشتم.

00:14:24.778 --> 00:14:26.158
‫تو خونۀ مامانت هم نداشتی؟

00:14:26.238 --> 00:14:27.408
‫نه، فقط یه کیسه خواب.

00:14:28.028 --> 00:14:29.038
‫خب، ازش خوشت میاد؟

00:14:30.658 --> 00:14:32.038
‫قشنگه.

00:14:32.118 --> 00:14:33.668
‫خیلی قشنگه.

00:14:34.208 --> 00:14:35.288
‫منم از لباست خوشم اومد.

00:14:35.378 --> 00:14:37.378
‫آره، آره. قشنگه، مگه نه؟

00:14:37.458 --> 00:14:39.918
‫- تخفیف خورده بود.
‫- تو این ‌کیسه‌ها چی داری؟

00:14:40.008 --> 00:14:42.918
‫یکی دو تا لباس دیگه هم گرفتم...

00:14:43.008 --> 00:14:45.508
‫- لباسی که تنم بود هم توشه.
‫- حالا واسه چی این کارها رو کردی؟

00:14:45.588 --> 00:14:47.348
‫هیچ دلیل خاصی نداره.

00:14:47.428 --> 00:14:48.888
‫- دوست پسر پیدا کردی.
‫- نه، ندارم!

00:14:48.968 --> 00:14:51.308
‫- دوست پسر داری.
‫- دلیل خاصی نداره.

00:14:52.058 --> 00:14:55.898
‫و بعدش واعظ اومد بیرون و گفت:
‫«این کلیسا مخصوص سفیدپوست‌هاست.»

00:14:55.978 --> 00:14:58.318
‫من بهش گفتم: «نمی‌خوام بیام داخل.

00:14:58.398 --> 00:15:02.358
‫فقط چون خونۀ خدای شما خیلی زیبا بود، وایستادم.»

00:15:02.438 --> 00:15:05.238
‫یادمه خیلی وقت پیش این داستان رو
‫برای من و ریجی تعریف کردین‌‌.

00:15:05.818 --> 00:15:09.658
‫اون... اون موقع دقیقاً زمانی بود
‫که داشتم حافظه‌م رو از دست می‌دادم.

00:15:11.788 --> 00:15:15.998
‫خب رابین بهم گفت که
‫زیاد با رجی کار می‌کردی.

00:15:16.878 --> 00:15:19.388
‫هر وقت که از دستش بر میومد بهم کار می‌داد.
‫همیشه ممنونش بودم.

00:15:19.390 --> 00:15:20.459
‫هر کمکی به دردم می‌خوره.

00:15:20.548 --> 00:15:22.928
‫می‌دونین، چون دانشگاه می‌رم.
‫یا دارم سعی می‌کنم برم.

00:15:22.933 --> 00:15:23.919
‫هر وقت که می‌تونم کلاس می‌رم.

00:15:24.008 --> 00:15:25.838
‫آره، مؤسسۀ هنر.

00:15:25.928 --> 00:15:27.718
‫پس... تو هنرمندی.

00:15:27.798 --> 00:15:28.798
‫خب، طراحی بازی.

00:15:29.388 --> 00:15:30.388
‫بازی‌های ویدئویی.

00:15:30.468 --> 00:15:32.968
‫می‌دونی نجار بودن هم ایرادی نداره‌ها.

00:15:33.058 --> 00:15:35.114
‫آره، ولی...
‫ولی نمی‌خواد نجاری شغلش باشه.

00:15:35.138 --> 00:15:36.808
‫خب، می‌خوای چی کار کنی؟

00:15:36.898 --> 00:15:37.978
‫همین الان گفت دیگه.

00:15:38.058 --> 00:15:41.068
‫نه، گفت تو دانشگاه داره یاد می‌گیره که چی‌ کار کنه.

00:15:41.148 --> 00:15:42.834
‫با زندگیت واقعاً می‌خوای چی کار کنی؟

00:15:42.858 --> 00:15:45.068
‫منظورم اینه که 10 یا 20 سال
‫دیگه‌ خودت رو کجا می‌بینی؟

00:15:45.148 --> 00:15:46.818
‫این سؤال خیلی منصفانه‌ای نیست.

00:15:46.908 --> 00:15:48.818
‫منصفانه نبودنش، اهمیتش رو که کم نمی‌کنه.

00:15:48.908 --> 00:15:51.738
‫باشه، خب اگه انقدر مهمه، چطور...

00:15:51.828 --> 00:15:53.468
‫هیچ‌وقت از من همچین سؤالی نمی‌پرسی؟

00:15:53.498 --> 00:15:58.128
‫گوش کن، دختر. همه می‌دونن که دخترها
‫می‌تونن هر چیزی که انتخاب می‌کنن، باشن.

00:15:58.288 --> 00:16:00.878
‫ولی مردها نعمتِ اینجوری انتخاب کردن رو ندارن.

00:16:00.958 --> 00:16:03.518
‫اون... اون... باید دست به کار بشه
‫و یه چیز مفید از خودش بسازه...

00:16:03.548 --> 00:16:06.008
‫و کاری که تو این دنیا لازمه رو انجام بده.

00:16:06.088 --> 00:16:07.928
‫شاید در دنیای تو اینجوری باشه.
‫ولی توی این دنیا...

00:16:08.008 --> 00:16:09.798
‫زن‌ها هم به اندازۀ مردها مسئولیت دارن.

00:16:09.888 --> 00:16:13.768
‫الان زن‌ها شرکت‌های بین‌المللی رو اداره می‌کنن،
‫برای کابینه انتخاب می‌شن...

00:16:13.848 --> 00:16:17.688
‫واسه تغییرات در ژنوم‌ها جایزۀ نوبل می‌برن.

00:16:17.768 --> 00:16:19.398
‫حتی ممکنه یه روزی برن مریخ.

00:16:20.268 --> 00:16:23.124
‫خب، درمورد خودم، 10-20 سال دیگه من هنوز
‫روی زمینم و سعی می‌کنم از زندگی سر دربیارم.

00:16:23.148 --> 00:16:25.478
‫ولی دارم روش کار می‌کنم، آقای گری.

00:16:25.988 --> 00:16:30.377
‫و درمورد نجاری، ازش خوشم میاد،
‫ولی کاریه که توش روابط عمومی مهمه.

00:16:30.448 --> 00:16:32.600
‫رجی راحت با مردم ارتباط برقرار می‌کرد.

00:16:33.448 --> 00:16:35.538
‫آخرین بار کی رجی رو دیدی؟

00:16:36.248 --> 00:16:37.908
‫موقعی که کار خونۀ نیسی رو تموم کردیم.

00:16:37.998 --> 00:16:39.618
‫تو اون کار دیگه‌ کی باهاتون بود؟

00:16:39.708 --> 00:16:40.708
‫فقط من و خودش.

00:16:42.088 --> 00:16:44.418
‫‌به‌نظر از چیزی ناراحت یا نگران نبود؟

00:16:44.498 --> 00:16:46.338
‫نه. همون رجی همیشگی بود.

00:16:50.008 --> 00:16:51.508
‫دستمزد اون کار رو بهت داد؟

00:16:51.598 --> 00:16:53.364
‫چرا ازش همچین سؤالی می‌پرسی آخه؟

00:16:53.388 --> 00:16:54.598
‫راستش... نه، آقا، نداد.

00:16:54.678 --> 00:16:58.228
‫ولی فکر کردم با اتفاقی که براش افتاده
‫احتمالاً اصلاً فرصتش رو پیدا نکرده.

00:16:58.308 --> 00:16:59.438
‫دیدی؟

00:17:00.058 --> 00:17:03.098
‫- واسه اون کار چقدر بهت بدهکاره؟
‫- نه، نه، نه، آقای گری. آخه یعنی...

00:17:04.148 --> 00:17:05.778
‫من واسه پول نیومدم اینجا.

00:17:13.328 --> 00:17:16.368
‫حرف اشتباهی زدم؟
‫انگار یه چیز اشتباهی گفتم.

00:17:16.448 --> 00:17:18.998
‫چی؟ نه.
‫چیز اشتباهی وجود نداره.

00:17:19.078 --> 00:17:20.078
‫منظورت چیه؟

00:17:20.168 --> 00:17:24.166
‫خب، مگه حرف زدن درمورد
‫به قتل رسیدن یه آدم راه درستی هم داره؟

00:17:24.588 --> 00:17:26.048
‫نه، به گمونم نه.

00:17:29.668 --> 00:17:31.258
‫چرا پول رو نگرفتی؟

00:17:32.338 --> 00:17:33.508
‫به‌خاطر همون چیزی که گفتم.

00:17:34.008 --> 00:17:35.928
‫اومدم اینجا چون از خودش خوشم میاد.

00:17:42.808 --> 00:17:43.858
‫این واسه چی بود؟

00:17:44.358 --> 00:17:45.768
‫نمی‌دونم. همینجوری.

00:17:47.068 --> 00:17:48.358
‫حالا خیلی‌ هم بزرگش نکن.

00:17:54.028 --> 00:17:57.868
‫تا حالا شده نگران از دست دادن
‫همسرت یا خانواده‌ت باشی؟

00:18:00.078 --> 00:18:02.708
‫یه حرفی دارم و نمی‌دونم…

00:18:04.328 --> 00:18:06.588
‫نمی‌دونم به‌جز تو به کی حرفم رو بزنم، دایی.

00:18:07.748 --> 00:18:10.338
‫درمورد…

00:18:11.128 --> 00:18:12.838
‫من و نیناست.

00:18:14.178 --> 00:18:16.098
‫خب، نینا...

00:18:17.468 --> 00:18:20.928
‫نینا قبلاً یه دوست پسر داشته
‫که واسه کشتن یکی افتاده زندان.

00:18:21.428 --> 00:18:23.438
‫حالا آزاد شده و...

00:18:24.478 --> 00:18:26.518
‫چند وقتیه که با هم حرف می‌زنن.

00:18:26.608 --> 00:18:28.818
‫و من به نینا گفتم که کاری به کارش نداشته باشه.

00:18:29.988 --> 00:18:31.528
‫ولی گوش نمی‌ده.

00:18:32.528 --> 00:18:36.278
‫واسه همین فکر می‌کنم باید
‫وسایل‌‌مون رو جمع کنیم...

00:18:36.368 --> 00:18:38.948
‫و بریم تگزاس زندگی کنیم.

00:18:39.038 --> 00:18:41.498
‫اونجا دوست و آشنا داریم و…

00:18:42.458 --> 00:18:44.918
‫غیر از این... اگه اون پسره از آتلانتا خارج بشه...

00:18:44.998 --> 00:18:47.248
‫شرایط آزادی مشروطش رو نقض کرده، پس...

00:18:51.048 --> 00:18:52.048
‫گوشت هنوز با منه، دایی؟

00:19:02.348 --> 00:19:03.768
‫خوب طولش دادی.

00:19:04.308 --> 00:19:06.858
‫- فقط داشتیم حرف می‌زدیم.
‫- راجع‌به چی؟

00:19:06.938 --> 00:19:08.244
‫اینکه می‌خواد منو ببره سینما.

00:19:08.268 --> 00:19:09.954
‫ولی بهش گفتم قبلش باید با تو صحبت کنم.

00:19:09.978 --> 00:19:13.028
‫- چرا؟ اجازه‌ت که دست من نیست.
‫- خب نمی‌خوای بدونی؟

00:19:13.778 --> 00:19:14.988
‫ازش خوشم میاد.

00:19:15.068 --> 00:19:17.278
‫آره، پسر خوبیه. یه‌کم بی‌مزه‌ست.

00:19:18.698 --> 00:19:22.158
‫ولی از اینکه خواستی پول رو
‫بهش بدی خیلی ممنون بود.

00:19:22.248 --> 00:19:23.908
‫گفتم که ازش خوشم میاد.

00:19:23.998 --> 00:19:27.418
‫آره. خب، خیلی سؤال راجع‌به
‫رجی داشتی که ازش پرسیدی...

00:19:27.498 --> 00:19:29.434
‫و دلیل اصلیِ اینکه می‌خواستی
‫بیاد اینجا هم همین بود.

00:19:29.458 --> 00:19:32.258
‫خب دوست رجی بوده.
‫کلی دوست و آشنای مشترک داریم.

00:19:32.338 --> 00:19:34.018
‫یعنی نمی‌تونم چند تا سؤال ازش بپرسم؟

00:19:34.048 --> 00:19:35.258
‫موضوع اون نیست.

00:19:37.388 --> 00:19:38.388
‫من نگران خودتم.

00:19:39.388 --> 00:19:41.218
‫خب، نگران من نباش.

00:19:41.308 --> 00:19:43.678
‫وقتی آدم به یه سنی می‌رسه،
‫دیگه‌ از چیزی نمی‌ترسه.

00:19:43.768 --> 00:19:46.898
‫آره، ولی اگه چیزی برای فهمیدن نمونده باشه، چی؟

00:19:46.978 --> 00:19:49.188
‫اگه همین زمان کمی که برات مونده رو...

00:19:49.268 --> 00:19:51.148
‫دنبال جواب‌هایی بگردی که اصلاً وجود ندارن، چی؟

00:19:55.608 --> 00:19:57.988
‫خب، خوابت چطوره؟

00:19:58.488 --> 00:19:59.698
‫خب...

00:20:00.908 --> 00:20:02.238
‫راستش خیلی نمی‌خوابم.

00:20:02.328 --> 00:20:04.868
‫یعنی... خاطره‌هام رو تو خواب می‌بینم...

00:20:04.958 --> 00:20:07.708
‫و... نمی‌تونم جلوشون رو هم بگیرم.

00:20:07.788 --> 00:20:12.168
‫این برای بعضی از بیمارها پیش میاد.
‫من... واقعاً عذر می‌خوام.

00:20:12.248 --> 00:20:13.708
‫لازم به معذرت‌خواهی نیست.

00:20:13.798 --> 00:20:17.128
‫در عوضش، من... خیلی هم
‫خوش‌شانسم که عقل و هوشم برگشته.

00:20:20.508 --> 00:20:22.348
‫تا کی دووم میاره؟

00:20:22.848 --> 00:20:25.138
‫سرزندگی شما باورنکردنیه، آقای گری.

00:20:25.228 --> 00:20:27.518
‫درمان به سرعت آتیشی که...

00:20:28.518 --> 00:20:30.898
‫به علف خشک زده، عمل می‌کنه.

00:20:30.978 --> 00:20:34.028
‫و ذهن‌تون... ذهن‌تون کاملاً سرزنده‌ست...

00:20:34.108 --> 00:20:37.398
‫سرزنده‌تر از تمام بیمارهایی که دیدم.

00:20:38.448 --> 00:20:44.038
‫ولی اینو هم می‌دونین که یه همچین آتیشی
‫راهی جز ترک کردن زمین سوخته نداره.

00:20:45.368 --> 00:20:49.118
‫پس نمی‌تونم بهتون بگم که چقدر دووم میاره.

00:20:49.208 --> 00:20:52.377
‫ولی می‌تونم بگم که درخشان‌ترین نور در آسمون می‌شه.

00:20:56.378 --> 00:21:02.138
‫یه مردی به اسم کوی‌داگ بود
‫که در بزرگ کردن من کمک کرد.

00:21:02.798 --> 00:21:04.058
‫یه روزی گفت…

00:21:05.558 --> 00:21:09.638
‫گناه مسیر طولانی‌ایه...

00:21:09.728 --> 00:21:15.068
‫که از مرکز جهنم به بالاترین قسمت بهشت می‌ره...

00:21:15.148 --> 00:21:17.398
‫و این گناه‌هامون هستن که...

00:21:17.488 --> 00:21:21.108
‫مکان ما در اون مسیر رو تعیین می‌کنن.

00:21:22.448 --> 00:21:26.748
‫ولی هیچ کسی کاملاً خوب یا بد نیست...

00:21:26.828 --> 00:21:29.538
‫به‌جز خدا و شیطان.

00:21:30.328 --> 00:21:31.418
‫آره.

00:21:32.708 --> 00:21:36.498
‫کوی‌داگ از یه مرد سفیدپوست یه چیزی دزدید.

00:21:37.798 --> 00:21:39.258
‫و وقتی گرفتنش...

00:21:40.088 --> 00:21:41.638
‫بدون محاکمه مجازاتش کردن.

00:21:44.218 --> 00:21:45.758
‫و سوزوندش.

00:21:46.678 --> 00:21:50.848
‫طناب دور گردنش بود و
‫زیر پاهاش آتیش روشن کرده بودن.

00:21:50.938 --> 00:21:54.268
‫وقتی مرد سفیدپوست بهش نزدیک شد،
‫بشکه رو با لگد انداخت...

00:21:54.358 --> 00:21:58.266
‫خودش رو دار زد، اون‌ مردها رو هم آتیش زد.

00:22:03.818 --> 00:22:05.078
‫و اون...

00:22:06.618 --> 00:22:08.266
‫این قدرت رو به شما منتقل کرده.

00:22:13.538 --> 00:22:14.788
‫می‌شه یه چیزی ازت بپرسم، شیطان؟

00:22:14.878 --> 00:22:17.128
‫بله، البته، تالومی.

00:22:25.258 --> 00:22:26.888
‫امکان داره...

00:22:27.468 --> 00:22:31.938
‫زمانی که پیر و ضعیف شدم...

00:22:32.018 --> 00:22:35.398
‫از چیزی که می‌دونستم انقدر ترسیده باشم...

00:22:36.268 --> 00:22:38.356
‫که همینجوری فراموشش کرده باشم؟

00:22:40.358 --> 00:22:42.398
‫فقط اینو می‌تونم بهتون بگم که...

00:22:42.488 --> 00:22:46.266
‫اگه من چیزهایی که شما می‌دونین رو می‌دونستم...

00:22:47.278 --> 00:22:49.600
‫قطعاً با تمام سرعت از حقیقت فرار می‌کردم.

00:22:52.958 --> 00:22:54.498
‫ممنون که توافق‌نامه رو امضاء کردین.

00:22:57.248 --> 00:22:58.248
‫من ممنونم.

00:23:00.958 --> 00:23:02.048
‫خیلی خب.

00:23:21.318 --> 00:23:22.858
‫- هی.
‫- هی.

00:23:23.738 --> 00:23:25.198
‫خب، چه خبر؟

00:23:25.698 --> 00:23:28.328
‫همه چی مثل کون یه بچۀ چاق صافه(روبه‌‌راهه).

00:23:28.329 --> 00:23:29.198
‫چی؟

00:23:29.378 --> 00:23:34.378


00:23:34.458 --> 00:23:35.933
‫مطمئنی الان می‌تونی این کار رو بکنی؟

00:23:36.458 --> 00:23:37.958
‫کل صبح پیش دکتر بودی.

00:23:38.038 --> 00:23:39.564
‫فکر می‌کردم شاید خسته یا بی‌حال باشی.

00:23:39.588 --> 00:23:41.798
‫فرصت بی‌حال بودن ندارم.

00:23:42.298 --> 00:23:43.838
‫خیلی کار مونده که باید بکنم.

00:23:44.378 --> 00:23:46.218
‫تازه برای این لحظه‌شماری هم می‌کنم.

00:23:46.298 --> 00:23:48.218
‫بیشتر از 20 ساله این مرد رو ندیدم.

00:23:48.798 --> 00:23:50.258
‫ببین این یکی رو چقدر تمیز کردم.

00:23:51.968 --> 00:23:52.968
‫مواظب باش.

00:23:53.058 --> 00:23:55.228
‫واقعاً هیچ‌وقت هیچ کدوم از
‫این‌ها رو به سنسی نشون ندادی؟

00:23:55.308 --> 00:23:57.933
‫- حتی یه دونه‌شون رو هم نه.
‫- چرا؟

00:23:59.018 --> 00:24:04.778
‫سنسیا یکی از زیباترین و پاک‌ترین
‫انسان‌هایی بود که تو عمرم دیدم.

00:24:05.488 --> 00:24:08.488
‫ولی در عین حال زن خوش‌اشتهایی هم بود.

00:24:09.448 --> 00:24:13.038
‫اگه از گنج خبردار می‌شد، دیگه
‫هیچی نمی‌تونست جلوش رو بگیره.

00:24:13.118 --> 00:24:15.158
‫یعنی می‌گی که سکه‌ها رو می‌دزدید.

00:24:15.248 --> 00:24:18.918
‫نه، نه. اون همه رو خرج خودش نمی‌کرد.
‫همه جا خرج‌شون می‌کرد.

00:24:19.418 --> 00:24:22.723
‫خرج دوست‌هاش، خانواده‌ش، خاطرخواه‌هاش.

00:24:23.838 --> 00:24:25.838
‫وایسا. یعنی دوست‌پسر؟

00:24:26.588 --> 00:24:28.178
‫خاطرخواه که همیشه هم مرد نیست.

00:24:28.258 --> 00:24:31.008
‫چی؟ اینطوری بود؟

00:24:31.508 --> 00:24:33.058
‫و تو هم راحت قبول کردی؟

00:24:33.558 --> 00:24:35.848
‫من سنسیا رو قبول کردم.

00:24:38.138 --> 00:24:39.268
‫خودت چطور؟

00:24:39.808 --> 00:24:41.648
‫اشتهای خاصی نداری؟

00:24:44.028 --> 00:24:45.488
‫یه بار اشتباه کردم.

00:24:45.568 --> 00:24:47.648
‫با یکی از دوست‌های سنسیا، اسمش لالی بود.

00:24:47.738 --> 00:24:50.868
‫- یه چیزی مثل انتقام.
‫- یه چیز پیش‌بینی نشده.

00:24:51.618 --> 00:24:55.788
‫سنسیا آخر هفته رو رفته بود خارج از شهر.
‫لالی گفت می‌شه برام شام درست کنه یا نه؟

00:24:55.868 --> 00:24:57.538
‫منو برد خونۀ خودش.

00:24:58.288 --> 00:25:02.168
‫فقط یه بار اتفاق افتاد
‫ولی به‌خاطرش از خودم متنفر شدم.

00:25:03.298 --> 00:25:07.218
‫سنسی در عرض یه ثانیه از بوی لباسم فهمید چی شده.
‫بیرونم کرد.

00:25:08.048 --> 00:25:12.098
‫یه ساعت بعد اومد دنبالم و
‫گفت اگه با هم نباشیم می‌میره.

00:25:13.258 --> 00:25:17.058
‫دیگه‌ هیچ‌وقت به هیچ زنی نگاه هم نکردم.
‫هیچ‌وقت.

00:25:18.308 --> 00:25:20.648
‫سنسی هم همین کار رو برات کرد؟

00:25:31.568 --> 00:25:32.818
‫وای.

00:25:33.658 --> 00:25:35.538
‫- خیلی مجلله، نه؟
‫- آره.

00:25:35.618 --> 00:25:36.618
‫چرا درگوشی حرف می‌زنی؟

00:25:36.628 --> 00:25:38.600
‫نمی‌دونم.
‫اینجا باعث می‌شه درگوشی حرف بزنم.

00:25:39.788 --> 00:25:43.748
‫تالومی. ماشاالله.
‫دوست قدیمی ‌من، تالومی. چطوری؟

00:25:43.838 --> 00:25:45.838
‫سیّد. تو چطوری دوست من؟

00:25:45.918 --> 00:25:48.258
‫خدا بزرگه. الحمدلله.

00:25:49.258 --> 00:25:51.698
‫- و ایشون کی هستن؟
‫- ایشون رابینه. بهم کمک می‌کنه.

00:25:51.758 --> 00:25:52.758
‫- رابین.
‫- آره.

00:25:52.838 --> 00:25:53.904
‫- از عتیقه‌های من خوشت میاد؟
‫- آره.

00:25:53.928 --> 00:25:57.428
‫این مجسمۀ سنگ مرمر،
‫امپراتور بزرگ روم، «هادریان»ـه.

00:25:57.518 --> 00:26:00.598
‫خیلی سال پیش،
‫درست قبل از مرگش یه شعر سروده بود.

00:26:00.688 --> 00:26:02.018
‫پدرم اون شعر رو کامل حفظ بود.

00:26:02.648 --> 00:26:05.478
‫«دوست کوچک، شیرین و زودگذر...

00:26:05.568 --> 00:26:08.318
‫ای که دوست جسم من و روح آن هستی...

00:26:08.398 --> 00:26:11.698
‫اکنون هدف، سفر به کجاست...

00:26:11.778 --> 00:26:14.658
‫ای روح کوچک عریان و بی‌حس...

00:26:14.738 --> 00:26:18.489
‫حالا که پیر و کهنه شدی
‫دیگر قادر به بذله‌گویی نیستی؟»

00:26:19.868 --> 00:26:21.038
‫خودشه.

00:26:21.668 --> 00:26:23.828
‫یه نگاهی بنداز و هر سؤالی داشتی ازم بپرس.

00:26:23.918 --> 00:26:25.168
‫ممنونم.‏

00:26:25.248 --> 00:26:26.918
‫خانواده‌ت چطورن؟

00:26:27.498 --> 00:26:30.798
‫پسرهام رفتن دانشگاه، و فاطمه هم
‫در آینده مسئول این فروشگاه می‌شه.‏

00:26:30.878 --> 00:26:31.968
‫پدرت چطور؟

00:26:33.218 --> 00:26:36.178
‫پدرم، سه سال پیش مرد.‏

00:26:36.888 --> 00:26:38.968
‫جعفر، چه مرد خوبی بود.‏

00:26:39.058 --> 00:26:40.848
‫بله، همینطوره.‏

00:26:42.478 --> 00:26:44.268
‫یکی از کمیاب‌ترین آثاری که دارم.‏

00:26:44.808 --> 00:26:47.228
‫قرن‌ها پیش در آفریقای مرکزی ساخته شده.‏

00:26:47.818 --> 00:26:50.068
‫سال‌ها، کارشناس‌ها امتناع می‌کردن که باور کنن...‏

00:26:50.148 --> 00:26:52.988
‫آفریقایی‌ها مهارت خلق چنین آثار بی‌نقصی رو داشتن.‏

00:26:53.488 --> 00:26:54.928
‫ولی مشخصه، به شدت در اشتباه بودن.‏

00:26:54.948 --> 00:26:55.988
‫مشخصه.‏

00:26:56.738 --> 00:26:59.538
‫سید، هنوز از اون چای‌خونه‌ت استفاده می‌کنی؟

00:26:59.618 --> 00:27:01.328
‫معلومه. بیاین.‏

00:27:04.208 --> 00:27:06.208
‫‏- ممنونم.‏
‫‏- خواهش می‌کنم.‏

00:27:06.288 --> 00:27:09.048
‫رابین براش سؤاله ما چطور باهم آشنا شدیم.‏

00:27:09.878 --> 00:27:10.878
‫من 14 سالم بود.‏

00:27:10.958 --> 00:27:14.258
‫یه سیاه‌پوست رو دیدم که وارد فروشگاه شد...‏

00:27:14.338 --> 00:27:18.098
‫کنارش موندم، تا یه وقت چیزی ندزده.‏

00:27:18.678 --> 00:27:20.888
‫جوون و نادون بودم.‏

00:27:20.968 --> 00:27:24.478
‫تالومی درمورد یه حلقۀ سلتی
‫که از نقره ساخته شده بود ازم پرسید.‏

00:27:24.558 --> 00:27:27.308
‫گمونم اون موقع 700 دلار می‌فروختیمش.‏

00:27:27.978 --> 00:27:30.858
‫می‌خواستم یه چیز خوشگل واسه سنسیا بخرم.‏

00:27:30.938 --> 00:27:34.198
‫اون زمان، مدت زیادی بود که مریض بود.‏

00:27:34.278 --> 00:27:39.578
‫و جعفر، پدر سید، ازم پرسید چقدر پول دارم.‏

00:27:39.658 --> 00:27:43.288
‫بهش گفتم 87 دلار.‏

00:27:43.788 --> 00:27:46.368
‫گفت اینو به عنوان پیش‌پرداخت بهش بدم...‏

00:27:46.458 --> 00:27:49.288
‫و بقیه‌ش رو می‌تونم ماه دیگه که برگشتم بهش بدم.

00:27:49.378 --> 00:27:51.838
‫‏- وای.‏
‫‏- گذاشتش توی یه جعبۀ خوشگل.‏

00:27:51.918 --> 00:27:54.838
‫وای، سنسیا خیلی خوشحال شد.‏

00:27:55.928 --> 00:27:57.928
‫وقتی آقای گری رفت،‏
‫از پدرم پرسیدم...‏

00:27:58.008 --> 00:28:00.598
‫چرا به یه سیاه‌پوستی که تا به حال
‫ندیده بودش، اعتماد کرد.‏

00:28:00.678 --> 00:28:05.558
‫بهم گفت: «نمی‌شه از رنگ پوست، نوع پوشش...

00:28:05.638 --> 00:28:07.688
‫یا ملیت و یا خدای یک‌نفر، اونو شناخت.

00:28:07.768 --> 00:28:10.478
‫فقط می‌شه از چیزی که
‫توی قلبش داره، شناختش.»‏

00:28:10.568 --> 00:28:13.188
‫جعفر. چه مرد خوبی بود.‏

00:28:13.988 --> 00:28:18.108
‫بعدش هر ماه برگشتم اینجا،‏
‫تا این که حسابم تسویه شد.‏

00:28:18.778 --> 00:28:21.528
‫چی شد که اومدی اینجا، دوست قدیمی؟
‫فقط اومدی حالم رو بپرسی؟

00:28:21.618 --> 00:28:23.288
‫سکه رو نشونش بده، رابین.‏

00:28:30.418 --> 00:28:32.628
‫‏- می‌خوای امروز بفروشیش؟
‫‏- نه، نه، نه.‏

00:28:32.708 --> 00:28:34.208
‫فعلاً فقط قیمتش رو می‌خوام.‏

00:28:35.008 --> 00:28:36.298
‫یه چند لحظه.

00:28:41.138 --> 00:28:46.138
‫می‌دونی، آقای تالومی هر از گاهی
‫از این سکه‌ها میاره اینجا.‏

00:28:46.888 --> 00:28:48.898
‫این کتاب رو واسه همین داریم.‏

00:28:49.848 --> 00:28:50.938
‫بذار ببینم.‏

00:28:58.948 --> 00:29:03.658
‫سنت‏-گادنز. دو عقاب.‏

00:29:03.738 --> 00:29:06.828
‫سال 1932. وضعیتش هم خوبه.‏

00:29:06.908 --> 00:29:09.208
‫قیمتش می‌شه 50 هزارتا.‏

00:29:10.328 --> 00:29:13.168
‫وایستا، 50 هزارتا واسه اینا؟

00:29:13.248 --> 00:29:16.718
‫هرکدوم 50 هزارتا. بله.‏
‫یه برآورد کلی داشتم.‏

00:29:16.798 --> 00:29:18.508
‫همونطور که پدرم همیشه به تالومی می‌گفت...‏

00:29:19.178 --> 00:29:22.798
‫واسه اینطور عتیقه‌ها خریدارهای
‫بهتری وجود داره. با سود بیشتر.‏

00:29:23.308 --> 00:29:26.218
‫ولی باز تالومی هیچ‌وقت
‫به کس دیگه‌ای اعتماد نکرد.‏

00:29:26.308 --> 00:29:27.928
‫هنوزم همونم.‏

00:29:28.018 --> 00:29:30.148
‫از کمکت خیلی ممنونم.
‫بله، آقا.

00:29:34.978 --> 00:29:36.438
‫چی می‌خونی؟

00:29:37.148 --> 00:29:39.738
‫یه کتاب درمورد ستاره شناسی.‏

00:29:39.818 --> 00:29:42.738
‫‏- واسه مدرک درسی؟
‫‏- نه.‏

00:29:43.238 --> 00:29:47.408
‫می‌دونستی بیشتر از یک میلیون زمین
‫داخل خورشید جا می‌شه؟

00:29:47.498 --> 00:29:49.958
‫‏- لعنتی. چه گنده‌ست.‏
‫‏- نه؟

00:29:50.038 --> 00:29:54.128
‫و دوران قدیم، مردم
‫فکر می‌کردن خورشید خداست.‏

00:29:54.208 --> 00:29:55.458
‫احتمالاً هنوزم هست.‏

00:29:57.008 --> 00:29:58.258
‫آره.‏

00:30:00.798 --> 00:30:02.428
‫چی ذهنت رو مشغول کرده؟

00:30:02.508 --> 00:30:06.308
‫تمام چیزهایی که می‌دونستم.‏..
‫همه هم‌زمان.‏

00:30:07.558 --> 00:30:09.178
‫آره، به‌نظر کلی کار داری.‏

00:30:09.268 --> 00:30:10.638
‫البته.‏

00:30:11.308 --> 00:30:16.018
‫ولی چند روزی بیشتر وقت ندارم
‫تا به کارهام برسم.‏

00:30:19.608 --> 00:30:22.238
‫اذیتت نمی‌کنه...‏

00:30:23.028 --> 00:30:26.948
‫وقتی می‌دونی همه‌چی دوباره
‫قراره مثل قبل بشه؟

00:30:31.578 --> 00:30:33.788
‫با این موضوع کنار اومدم.‏

00:30:36.288 --> 00:30:37.668
‫تو رو اذیت می‌کنه؟

00:30:38.258 --> 00:30:39.508
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

00:30:44.718 --> 00:30:46.048
‫می‌دونی...‏

00:30:46.138 --> 00:30:50.348
‫بابام هرشب با اراذل و اوباش می‌پلکید.‏

00:30:51.058 --> 00:30:54.478
‫و یه روز، دیگه برنگشت خونه.‏

00:30:56.268 --> 00:30:58.148
‫من و مامانم دفنش کردیم.‏

00:30:59.148 --> 00:31:01.818
‫و بعد مامانم معتاد شد...‏

00:31:03.318 --> 00:31:04.948
‫منم سعی کردم کمکش کنم.‏

00:31:05.658 --> 00:31:07.828
‫تقریباً هر روز...‏

00:31:09.328 --> 00:31:12.078
‫بهم قول می‌داد که ترک می‌کنه.‏

00:31:12.158 --> 00:31:15.918
‫ولی یه روز صبح که بیدار شدم،‏ مرده بود.‏

00:31:29.638 --> 00:31:30.768
‫گوش کن.‏

00:31:33.178 --> 00:31:34.768
‫شیطان بهم گفت...‏

00:31:37.108 --> 00:31:41.478
‫که برمی‌گردم به حالت قبل.‏
‫نه اینکه بمیرم.‏

00:31:41.568 --> 00:31:43.398
‫گفت ممکنه بدتر هم بشه.‏

00:31:43.488 --> 00:31:48.158
‫اگه اون دارو رو تزریق نمی‌کردم،‏
‫الان باهم حرف نمی‌زدیم.‏

00:31:49.028 --> 00:31:50.698
‫متوجه حرفم نمی‌شی.‏

00:31:50.788 --> 00:31:51.998
‫باشه.‏

00:31:53.248 --> 00:31:57.128
‫پس، کاری کن متوجه بشم.‏

00:31:57.958 --> 00:31:59.128
‫من...‏

00:32:00.208 --> 00:32:04.218
‫بعد از مرگ مامانم خوشحال بودم.‏

00:32:06.588 --> 00:32:10.638
‫می‌دونستم که ترتیب این رو داده که
‫بعد مرگش خونۀ خاله نیسی زندگی کنم.

00:32:13.018 --> 00:32:15.058
‫توی قلبم امیدوارم بودم...‏

00:32:16.138 --> 00:32:19.108
‫ای‌کاش اینطور نبود
‫ولی امیدوار بودم بمیره...‏

00:32:19.188 --> 00:32:21.818
‫تا بتونم از اون خونه خلاص بشم.‏

00:32:24.278 --> 00:32:29.198
‫پس، من اونی‌ام که
‫باید بهش بگی «شیطان».‏

00:32:31.198 --> 00:32:32.738
‫نه. نه، دخترم.‏

00:32:34.658 --> 00:32:37.418
‫تو شیطان نیستی.‏

00:32:37.498 --> 00:32:39.538
‫منظورم اینه که...‏

00:32:40.838 --> 00:32:44.088
‫تو اولین آدم نزدیک به من هستی که...‏

00:32:45.338 --> 00:32:47.468
‫هیچ‌وقت نخواستم بمیره.

00:32:47.968 --> 00:32:50.848
‫نمی‌خوام از دستت بدم.‏

00:32:53.928 --> 00:32:56.178
‫نمی‌خوام از دستت بدم.‏

00:33:07.738 --> 00:33:09.568
‫من باز می‌کنم.

00:33:09.658 --> 00:33:10.988
‫نه، منم باهات میام.‏

00:33:19.498 --> 00:33:20.538
‫آقای گری؟

00:33:21.208 --> 00:33:22.208
‫بله؟

00:33:22.288 --> 00:33:23.958
‫من داروین اندروز هستم.‏

00:33:24.048 --> 00:33:25.298
‫کارمند دولت هستم...‏

00:33:25.378 --> 00:33:30.508
‫وظیفه‌م اینه مطمئن بشم شهروندان مسن
‫در امان هستن و از پس خودشون بر میان.‏

00:33:30.588 --> 00:33:32.848
‫ایرادی نداره بیام داخل و چندتا سؤال بپرسم؟

00:33:33.758 --> 00:33:35.018
‫البته. بفرمایین.‏

00:33:35.968 --> 00:33:36.978
‫این طرف.‏

00:33:48.948 --> 00:33:52.568
‫خب، چرا اینجایین؟

00:33:53.528 --> 00:33:57.578
‫خواهرزاده‌تون ادعا کردن که خانم رابین بارنت...‏

00:33:57.658 --> 00:34:00.748
‫از شما و خونه‌تون سوءاستفاده کردن.‏

00:34:02.128 --> 00:34:03.958
‫از من سوءاستفاده کردی، پرنده؟

00:34:04.038 --> 00:34:05.708
‫نه، دایی. نکردم.‏

00:34:06.418 --> 00:34:09.128
‫‏- خب...‏
‫‏- اینو می‌بینین، آقای گری؟

00:34:13.388 --> 00:34:16.508
‫خواهرزاده شما و پسرش...‏

00:34:17.348 --> 00:34:21.138
‫ادعا می‌کنن که خانم بارنت
‫پول شما رو دزدیده...‏

00:34:21.228 --> 00:34:23.268
‫و می‌ذاره توی فلاکت و کثافت زندگی کنین.‏

00:34:23.898 --> 00:34:25.498
‫شاید یه‌ذره گرد و خاک اینجا باشه...‏

00:34:25.518 --> 00:34:26.978
‫ولی من اسمشو نمی‌ذارم «کثافت».‏

00:34:27.528 --> 00:34:29.148
‫افسر؟ هی، هی.‏

00:34:29.238 --> 00:34:33.818
‫یادم نمیاد بهتون اجازه داده باشم
‫خونه‌م رو بگردین.‏

00:34:37.078 --> 00:34:39.698
‫چند ثانیه پیش بهتون یه میوه نشون دادم
‫آقای گری. چه میوه‌ای بود؟

00:34:39.788 --> 00:34:44.600
‫یه پرتقال تامسون با مقداری سبزی
‫در محلی که قبلاً ساقه‌ش‌ بهش وصل بوده.‏

00:34:48.168 --> 00:34:51.711
‫در مقابل ادعای اینکه این خانم
‫پول‌هاتون رو می‌دزده چه جوابی دارین؟

00:34:52.798 --> 00:34:54.508
‫تو با کسی زندگی می‌کنی، داروین؟

00:34:54.588 --> 00:34:57.388
‫منم که سؤال می‌پرسم، آقای گری.‏

00:34:57.468 --> 00:35:00.228
‫صحیح. شما از طرف دولت اینجایین.‏

00:35:01.268 --> 00:35:05.018
‫این سؤال رو ازت پرسیدم چون
‫اگه با کسی زندگی می‌کردی...‏

00:35:05.108 --> 00:35:08.528
‫و خواهرزاده‌م می‌گفت اون داره
‫پول شما رو می‌دزده...‏

00:35:08.608 --> 00:35:10.778
‫من از کجا بدونم راست می‌گه یا نه؟

00:35:11.488 --> 00:35:12.488
‫چرا باید دروغ بگه؟

00:35:12.568 --> 00:35:13.908
‫چرا من باید دروغ بگم؟

00:35:13.988 --> 00:35:16.618
‫و همچنین، چرا رابین باید دروغ بگه؟

00:35:17.328 --> 00:35:20.498
‫خواهرزاده‌تون فقط می‌خواد
‫پول و دارایی‌تون رو حفظ کنه.‏

00:35:20.578 --> 00:35:22.618
‫و اگه شما تشخیص بدین
‫من ناتوان هستم...‏

00:35:22.708 --> 00:35:27.208
‫اموال و دارایی‌م می‌رسه به خواهرزاده‌م.‏

00:35:27.288 --> 00:35:28.378
‫مگه نه؟

00:35:30.048 --> 00:35:32.298
‫ایرادی نداره یه نگاهی به
‫خونه‌تون بندازم، قربان؟

00:35:32.378 --> 00:35:34.128
‫نه. مهمون من باش.‏

00:35:34.218 --> 00:35:36.428
‫رابین، خونه رو بهشون نشون بده.‏

00:35:46.608 --> 00:35:48.938
‫‏- اسمت چیه، پسرم؟
‫‏- ریجنت.‏

00:35:49.648 --> 00:35:51.358
‫اسم منم تالومی‌ـه.‏

00:35:51.438 --> 00:35:53.278
‫معنیش می‌شه پادشاه. ریجنت هم می‌شه پادشاه.‏

00:35:53.358 --> 00:35:55.198
‫چه اتفاق جالبی، ها؟

00:35:58.738 --> 00:36:03.458
‫خب، ریجنت، تو و همکارات مسئول این محله هستین؟

00:36:03.538 --> 00:36:05.078
‫اینجا خوزۀ شماست؟

00:36:05.168 --> 00:36:08.248
‫بله. از ادارۀ پلیس منطقه 13 اومدیم.

00:36:09.918 --> 00:36:14.008
‫چیزی راجع‌به قتلی که نزدیک
‫میدون دلمار اتفاق افتاده می‌دونی؟

00:36:14.088 --> 00:36:16.008
‫بله، حدود دو هفته پیش بود.‏

00:36:16.088 --> 00:36:21.388
‫خب، اون مرد جوان،‏
‫پسرِ خواهرزاده‌م بود، رجی لوید.‏

00:36:21.468 --> 00:36:22.678
‫خیلی متاسفم.‏

00:36:23.388 --> 00:36:24.938
‫تحقیقات پلیس به کجا رسیده؟

00:36:25.018 --> 00:36:26.058
‫بالاتر از درجۀ ماست.

00:36:26.138 --> 00:36:28.518
‫کارآگاه‌ها دارن روش کار می‌کنن، قربان.‏

00:36:28.608 --> 00:36:32.068
‫حرفی به ما نمی‌زنن مگه اینکه
‫بخوان کسی رو برای بازجویی ببریم.‏

00:36:32.148 --> 00:36:33.688
‫تا حالا کسی رو بردین؟

00:36:43.538 --> 00:36:45.178
‫این خونه رو تازگی تمیز کردین؟

00:36:45.208 --> 00:36:47.498
‫خونۀ خودت تازگی تمیز شده؟

00:36:48.998 --> 00:36:51.248
‫یه گزارش برای مددکارهای اجتماعی می‌فرستم.‏

00:36:51.338 --> 00:36:56.218
‫اونا هر از گاهی برای بررسی وضعیت
‫شما و خانم بارنت، بهتون سر می‌زنن.‏

00:36:56.298 --> 00:36:58.822
‫شبیه سفیدپوست‌ها در حق‌مون بزرگی می‌کنی، داروین.‏

00:37:00.758 --> 00:37:01.758
‫بریم.‏

00:37:01.848 --> 00:37:03.008
‫روز خوبی داشته باشین.‏

00:37:04.138 --> 00:37:05.178
‫ممنون.‏

00:37:17.608 --> 00:37:18.608
‫رون سرخ شده تو راهه.‏

00:37:18.698 --> 00:37:19.858
‫خیلی ممنون، سونیا.‏

00:37:19.948 --> 00:37:23.008
‫اگه کسی بخواد بره تو این مزارع پنبۀ مدرن
‫باید قبلش خوب غذا بخوره.‏

00:37:23.028 --> 00:37:26.158
‫می‌فهمم. شایدم اوضاع ولایتِ
‫خودمون از اینجا بهتر بود.

00:37:26.248 --> 00:37:29.538
‫هال دراکر، دیشب که داشت می‌رفت به سمت
‫ماشینش، تیر خورد. فقط داشت راه می‌رفت.‏

00:37:29.618 --> 00:37:31.078
‫به همین راحتی مرد.‏

00:37:31.168 --> 00:37:33.548
‫وایستا، همون یارو که همش لباس قرمز می‌پوشید.‏

00:37:35.208 --> 00:37:36.798
‫چه خوشگل شدی، رابین خانم.‏

00:37:36.878 --> 00:37:39.377
‫پسرا دوبرابرِ قبل‌ها چش‌چرونی‌ش رو می‌کنن.‏

00:37:39.379 --> 00:37:40.428
‫مهم نیست.

00:37:40.508 --> 00:37:41.698
‫‏- لطفاً.‏
‫‏- می‌رم غذاتون رو بیارم.‏

00:37:41.718 --> 00:37:42.718
‫باشه.‏

00:37:44.008 --> 00:37:45.268
‫اینم راجع‌به نیسی بگم.‏

00:37:45.928 --> 00:37:49.138
‫از نیت قلبی نیسی خبر دارم.‏

00:37:49.228 --> 00:37:52.558
‫ولی نیسی هرچی که دارم رو ازم می‌گیره...‏

00:37:52.648 --> 00:37:55.728
‫و فکر می‌کنه این کار به صلاح خودمه.‏

00:37:56.228 --> 00:37:57.818
‫شده همچین فکری راجع‌به منم بکنی؟

00:37:57.898 --> 00:38:00.408
‫نه. یه‌ بار هم به ذهنم خطور نکرده.‏

00:38:00.488 --> 00:38:01.988
‫حتی وقتی که شونۀ سنسیا رو برداشتم؟

00:38:03.908 --> 00:38:05.658
‫اگه یه دختر جوون چیزی
‫به اون خوشگلی رو ببینه...‏

00:38:05.738 --> 00:38:08.155
‫و نخواد بهش دست بزنه،
‫خودش جرم حساب می‌شه.‏

00:38:08.156 --> 00:38:10.788
‫آره، ولی فقط بهش دست نزدم.‏
‫گذاشتمش توی جیبم.‏

00:38:10.868 --> 00:38:15.298
‫رابین، اینجور کارها اصلاً تو ذاتت نیست.

00:38:15.378 --> 00:38:17.958
‫‏- از کجا می‌دونی؟
‫‏- می‌دونم دیگه.‏

00:38:18.048 --> 00:38:20.933
‫در زندگیت حسرت خیلی چیزها رو داشتی...‏

00:38:20.935 --> 00:38:23.755
‫انقدر که نگران می‌شی که نکنه
‫چیزی رو برداری که واسه تو نیست.

00:38:23.758 --> 00:38:26.558
‫ولی نیسی، اصلاً نمی‌دونه که
‫باید این نگرانی رو داشته باشه.

00:38:26.638 --> 00:38:28.928
‫چرا؟ چون خواسته‌هاش خیلی زیاده؟

00:38:29.018 --> 00:38:32.348
‫بعضی سیاه‌ها،‏
‫و همینطور بعضی سفیدها...‏

00:38:32.438 --> 00:38:35.938
‫بعضی چیزها رو انقدر می‌خوان که
‫دیگه نمی‌تونن جلوی خودشون رو بگیرن.

00:38:36.018 --> 00:38:38.183
‫ولی به این معنی نیست که آدم بدی‌ان.‏

00:38:38.188 --> 00:38:42.028
‫‏- چی‌؟ پس چی‌ان؟
‫‏- گرفتار شده.‏

00:38:42.108 --> 00:38:43.698
‫توی شن روان گرفتار شدن...‏

00:38:43.778 --> 00:38:45.238
‫و ما باید کمک‌شون کنیم بیان بیرون.‏

00:38:45.328 --> 00:38:47.968
‫یعنی حتی با این که لیاقتش رو ندارن
‫باید این عوضی‌ها رو دوست داشته باشیم؟

00:38:47.988 --> 00:38:50.538
‫نه. من اینو نگفتم.‏

00:38:51.828 --> 00:38:53.938
‫خب. اگه بهت بگم وضعیت هیلی
‫بدتر از این حرفاست، چی؟

00:38:53.958 --> 00:38:55.248
‫یعنی چی؟

00:38:55.338 --> 00:38:57.628
‫مثلاً، خاله نیسی واسه کار رجی و راجر...‏

00:38:57.708 --> 00:39:00.338
‫به هیلی پول داد تا ببره بده بهشون...‏

00:39:00.418 --> 00:39:02.928
‫ولی هیلی پول رو به رجی نداد.‏

00:39:03.008 --> 00:39:06.758
‫‏- یعنی، هیلی پول رجی رو دزدید؟
‫‏- آره.‏

00:39:14.558 --> 00:39:16.018
‫می‌بینی‌شون؟

00:39:16.108 --> 00:39:18.478
‫آرتی!‏ آرتی!‏

00:39:21.398 --> 00:39:23.488
‫لاتیشا. وسط خیابون چی‌کار می‌کنی؟

00:39:23.568 --> 00:39:24.858
‫نقاشی می‌کشیم.‏

00:39:24.948 --> 00:39:26.808
‫چرا وسط خیابون نقاشی می‌کشی؟

00:39:26.828 --> 00:39:28.538
‫‏- بیا.‏
‫‏- مادرتون اینجاست؟

00:39:28.618 --> 00:39:29.738
‫‏- حالش خوب نیست.‏
‫‏- نه.‏

00:39:29.828 --> 00:39:30.948
‫شما پیش نیسی هستین؟

00:39:31.038 --> 00:39:32.828
‫تا وقتی حال مامان خوب بشه.‏

00:39:33.458 --> 00:39:35.958
‫وای خدا.‏
‫می‌شه بیاری‌شون توی خونه؟

00:39:36.038 --> 00:39:37.958
‫‏- بیاین روی پله بشینین.‏
‫‏- نه.‏

00:39:38.038 --> 00:39:40.048
‫‏- باید باهاتون حرف بزنم.‏
‫‏- نه.‏

00:39:40.128 --> 00:39:41.258
‫بشینین.‏

00:39:41.338 --> 00:39:43.238
‫چه مرگ‌تون شده؟
‫دیگه بزرگ شدین!‏

00:39:43.258 --> 00:39:44.588
‫فقط داشتیم نقاشی می‌کشیدیم.‏

00:39:44.678 --> 00:39:46.468
‫وسط خیابون نقاشی می‌کشیدی؟

00:39:46.548 --> 00:39:48.098
‫‏- آره.‏
‫‏- اصلاً خنده‌دار نیست.‏

00:39:48.178 --> 00:39:51.388
‫من باهاتون شوخی ندارم.‏
‫خودتون خوب می‌دونین.‏

00:39:54.728 --> 00:39:56.938
‫چه‌خبره؟

00:39:58.228 --> 00:39:59.228
‫خب؟

00:40:00.188 --> 00:40:01.568
‫می‌ذاری بیام تو یا نه؟

00:40:01.648 --> 00:40:03.698
‫فکر کردم مددکارها بردنت.‏

00:40:03.778 --> 00:40:05.608
‫کی پشت دره، هیلیارد؟

00:40:05.698 --> 00:40:07.988
‫نیسی!‏ به این احمق بگو بذاره بیام تو.‏

00:40:08.068 --> 00:40:12.158
‫پیتی‌پاپا. چی... بیا. بیا داخل.‏

00:40:14.408 --> 00:40:15.708
‫سلام، خاله نیسی.‏

00:40:24.928 --> 00:40:26.678
‫لباس جدید خریدی؟

00:40:26.758 --> 00:40:29.138
‫شاید باید اینو به مددکارها بگیم.

00:40:29.218 --> 00:40:31.933
‫شاید منم باید وقتی که
‫فرصتش رو داشتم آلتت رو می‌بریدم.

00:40:32.308 --> 00:40:35.478
‫می‌دونستی بچه‌ها داشتن
‫وسط خیابون بازی می‌کردن؟

00:40:35.558 --> 00:40:37.478
‫هیلی، بچه‌ها تنها رفته بودن بیرون؟

00:40:37.558 --> 00:40:39.648
‫بهشون گفتم سمت خیابون نرن.‏

00:40:39.728 --> 00:40:41.778
‫برو واسه دایی‌ت آب خنک بیار.‏

00:40:46.448 --> 00:40:48.488
‫چی شده که بچه‌های رجی اومدن پیش تو؟

00:40:50.028 --> 00:40:52.078
‫انگار عوض شدی.‏

00:40:52.158 --> 00:40:55.118
‫چرا بچه‌های رجی پیش تو هستن؟

00:40:55.828 --> 00:40:58.708
‫نینا می‌خواست تنها باشه.‏
‫واسه همین بچه‌ها رو داد به من.‏

00:40:58.788 --> 00:41:00.748
‫فرستاد‌شون پیش من بمونن.‏

00:41:00.838 --> 00:41:02.498
‫واسه این‌کار چقدر داره بهت پول می‌ده؟

00:41:04.168 --> 00:41:07.798
‫رجی یه‌کم پول پس‌انداز کرده بوده.‏
‫فقط به اندازۀ خورد و خوراک‌شون بهم پول داد.

00:41:07.878 --> 00:41:09.638
‫وقتی رجی مرد، پلیس بهت زنگ زده بود؟

00:41:09.718 --> 00:41:10.718
‫به نینا زنگ زدن.‏

00:41:10.798 --> 00:41:12.808
‫انقدر ترسیده بود که خواست منم باهاش برم.‏

00:41:12.888 --> 00:41:14.518
‫خب، اونا بهت چی گفتن؟

00:41:15.058 --> 00:41:16.618
‫گفتن یکی شلیک کرده به سرش.‏

00:41:19.768 --> 00:41:21.018
‫تو نمی‌خوای چیزی بگی، پسر؟

00:41:21.108 --> 00:41:22.398
‫من دیگه پسر نیستم.‏

00:41:24.938 --> 00:41:25.938
‫گوش کن.‏

00:41:26.948 --> 00:41:30.028
‫من رفتم بانک و یه حساب جاری...‏

00:41:30.118 --> 00:41:35.498
‫واسه تو، پسرت، نینا و بچه‌هاش
‫و چند نفر دیگه باز کردم.‏

00:41:35.578 --> 00:41:40.418
‫و به رابین هم...‏
‫اسمش چی بود؟

00:41:40.498 --> 00:41:42.748
‫‏- وکالت.‏
‫‏- وکالت دادم.‏

00:41:42.838 --> 00:41:47.218
‫اون هرماه براتون یه چک 900 دلاری می‌نویسه.‏

00:41:47.298 --> 00:41:48.588
‫‏- رابین؟
‫- آره.‏

00:41:48.678 --> 00:41:51.238
‫واسه قبض‌ها و بقیۀ مخارجت کافیه.‏

00:41:51.258 --> 00:41:53.828
‫‏- یه چیزی هم واسه خودت می‌مونه.‏
‫‏- چرا خودم چک خودم رو ننویسم؟

00:41:53.848 --> 00:41:56.388
‫چون تو می‌خواستی منو
‫از خونۀ خودم پرت کنی بیرون...‏

00:41:56.468 --> 00:41:57.908
‫و بندازی توی زندان پیرمردها.‏

00:41:57.928 --> 00:41:59.558
‫دایی، قصدم کمک کردن بود.‏

00:41:59.638 --> 00:42:02.978
‫هیلی گفت دیوونه شدی.‏
‫گفت توی گند و کثافت زندگی می‌کنی.‏

00:42:03.058 --> 00:42:05.398
‫‏- اینم گفت که پول منو دزدیده؟
‫‏- من چیزی ازت ندزدیدم.‏

00:42:05.478 --> 00:42:09.028
‫من به شرلی ورینگ 50 دلار دادم، و ازش هم مطمئنم...‏

00:42:09.108 --> 00:42:10.928
‫چون خودش اومد به خونه‌م
‫و قرضش رو پس داد.‏

00:42:10.948 --> 00:42:14.028
‫‏- تو نصف بقیه‌ش رو دزدیدی.‏
‫‏- داری به من می‌گی دزد؟

00:42:14.118 --> 00:42:15.448
‫‏- جلو روت!‏
‫‏- بشین!‏

00:42:16.328 --> 00:42:17.328
‫بشین.‏

00:42:20.498 --> 00:42:22.958
‫رابین تا یه هفته دیگه بهتون زنگ می‌زنه.‏

00:42:23.038 --> 00:42:25.958
‫اگه پول رو خواستین، بگین.‏
‫اگه نخواستین...‏

00:42:27.208 --> 00:42:28.918
‫اون حتی هم‌خون ما هم نیست.‏

00:42:29.008 --> 00:42:32.138
‫فکر نمی‌کنم درست باشه از یه غریبه بخوای
‫کارهای خانوادگی‌مون رو انجام بده.‏

00:42:32.218 --> 00:42:33.758
‫حالا من شدم غریبه؟

00:42:34.428 --> 00:42:35.778
‫خونه‌ت رو تمیز کردم، برات غذا درست کردم.‏

00:42:35.779 --> 00:42:38.600
‫اونقدری که من برات کار کردم هیلی
‫تو کل عمرش برات نکرده. حالا شدم غريبه؟

00:42:38.601 --> 00:42:39.848
‫چطوره بچه‌ها رو ببری...‏

00:42:39.938 --> 00:42:42.438
‫تا مغازه و یه چیزی براشون بخری؟

00:42:46.728 --> 00:42:48.238
‫بریم.‏

00:42:48.318 --> 00:42:50.318
‫‏- یالا، بریم مغازه.‏
‫‏- باشه.‏

00:42:53.448 --> 00:42:55.028
‫‏- پسر.‏
‫‏- چیه؟

00:42:55.118 --> 00:42:58.377
‫چطوره یه سر با من بیای تا ایوون؟
‫می‌خوام باهات حرف بزنم.‏

00:43:11.338 --> 00:43:14.048
‫خب، هیلی، دزدیده بودیش؟

00:43:19.388 --> 00:43:20.518
‫آره.‏

00:43:21.598 --> 00:43:23.378
‫ولی فکر نمی‌کردم بفهمی.‏

00:43:23.398 --> 00:43:26.155
‫یعنی، اگه می‌دونستم
‫پول شمردن بلدی، نمی‌دزدیدم.‏

00:43:26.438 --> 00:43:28.228
‫‏- هیلیارد.‏
‫‏- بله؟

00:43:28.318 --> 00:43:31.608
‫واقعاً فکر می‌کنی دزدی کردن از...

00:43:31.698 --> 00:43:34.176
‫کسی که متوجه نمی‌شه اشکالی نداره؟

00:43:34.568 --> 00:43:36.408
‫خب، آره.‏

00:43:37.238 --> 00:43:38.538
‫یعنی، چه فرقی می‌کنه؟

00:43:38.618 --> 00:43:41.600
‫وقتی از قضیه خبر ندارن
‫پس ناراحت هم نمی‌شن.‏

00:43:43.958 --> 00:43:45.418
‫وای خدا.‏

00:43:45.918 --> 00:43:48.998
‫چیه؟ ببخشید که پولت رو برداشتم.‏

00:43:56.008 --> 00:43:57.928
‫به‌خاطر هیلی عذر می‌خوام، دایی.‏

00:43:59.558 --> 00:44:02.808
‫هیچ‌وقت یه مردی بالا سرش نبوده که
‫درست و غلط رو یادش بده...‏

00:44:03.638 --> 00:44:06.608
‫آره. می‌شد اون مرد من باشم.‏

00:44:08.438 --> 00:44:10.228
‫تو به اندازۀ کافی مسئولیت داشتی.‏

00:44:10.318 --> 00:44:13.318
‫خب، بازم باید از پسرت مراقبت می‌کردم.

00:44:13.948 --> 00:44:15.698
‫باید از همه‌تون مراقبت می‌کردم.

00:44:19.658 --> 00:44:23.908
‫ببین، اگه یه مقدار پول بهت بدم...‏

00:44:23.998 --> 00:44:27.044
‫می‌تونی یه دورهمی کوچیک ترتیب بدی؟

00:44:27.498 --> 00:44:30.458
‫می‌دونی، اونایی که توی ختم رجی بودن.‏

00:44:30.548 --> 00:44:32.508
‫‏- می‌تونی بیاری‌شون اینجا؟
‫‏- واسه چی؟

00:44:33.128 --> 00:44:34.628
‫می‌خوام چند کلمه‌ای حرف بزنم.‏

00:44:35.468 --> 00:44:36.678
‫خب، نمی‌دونم، دایی.‏

00:44:36.758 --> 00:44:41.577
‫نمی‌دونم کدوم‌هاشون در دسترس هستن،
‫یا اصلاً می‌خوان بیان یا نه.

00:44:41.678 --> 00:44:45.598
‫‏- می‌شه تلاشت رو بکنی؟
‫‏- باشه. تلاشم رو می‌کنم.‏

00:44:49.398 --> 00:44:50.688
‫الاناست که ماشین برسه.

00:44:50.768 --> 00:44:52.148
‫‏- آماده‌ای بریم؟
‫‏- آره.

00:44:53.738 --> 00:44:54.858
‫خبرت می‌کنم.‏

00:45:07.788 --> 00:45:08.958
‫این دیگه چیه؟

00:45:09.538 --> 00:45:12.628
‫فوربز. یه مجله درمورد میلیونرها و میلیاردر.‏

00:45:12.708 --> 00:45:16.128
‫خودم می‌دونم فوربز چیه.‏
‫می‌گم واسه چی اینجاست؟

00:45:16.218 --> 00:45:18.588
‫یه مقاله در مورد ورزش‌های الکترونیکی توش هست.‏

00:45:20.048 --> 00:45:21.048
‫تو این؟

00:45:22.598 --> 00:45:23.638
‫چی هست؟

00:45:23.718 --> 00:45:26.308
‫بازی‌های رقابتی.‏
‫می‌دونی، بازی‌های ویدئویی.‏

00:45:26.388 --> 00:45:29.018
‫‏- فکر کردم بازی طراحی می‌کردی.‏
‫‏- واسه اجاره خونه‌م.‏

00:45:29.098 --> 00:45:31.358
‫ولی توی بازی کردن نسبت به
‫طراحی کردن، پول بیشتری هست.‏

00:45:31.438 --> 00:45:33.438
‫با بازی کردن می‌شه پول در آورد؟

00:45:33.528 --> 00:45:37.600
‫آخرین مسابقۀ «لیگ افسانه‌ها» از
‫مسابقۀ ‏«قهرمانی لیگ فوتبال» بیشتر بیننده داشت.‏

00:45:37.738 --> 00:45:41.908
‫فوربز می‌گه توی سال گذشته، ده‌تا گیمر
‫بیشتر از ده میلیون پول در آوردن.‏

00:45:41.988 --> 00:45:42.988
‫دلار؟

00:45:43.078 --> 00:45:45.328
‫بیشترش قراردادهای حمایت مالیه، ولی بله، آقا.

00:45:45.408 --> 00:45:47.038
‫لعنت به من.‏

00:45:47.118 --> 00:45:48.828
‫چه جالب.

00:45:52.248 --> 00:45:53.248
‫بالاخره اومد.‏

00:45:55.088 --> 00:45:56.758
‫واقعاً ازش خوشت میاد، ها؟

00:45:56.838 --> 00:46:00.718
‫بله، قربان. از سرسخت بودنش خوشم میاد.‏
‫خیلی هم خوشگله.‏

00:46:00.798 --> 00:46:04.678
‫خب، می‌دونی قبلاً آدمایی که قرار بوده
‫عاشقش باشن، بهش ضربه زدن؟

00:46:04.758 --> 00:46:06.018
‫می‌دونم.‏

00:46:14.728 --> 00:46:15.898
‫دارم مدرکم رو می‌گیرم.‏

00:46:17.818 --> 00:46:18.818
‫فارغ‌التحصیل شدی؟

00:46:18.898 --> 00:46:20.738
‫‏- آره، قبول شدم.‏
‫‏- پس تبریک می‌گم.‏

00:46:20.778 --> 00:46:23.578
‫‏- زیاد هم تعجب نکردم.‏
‫‏- به‌نظرم باید جشن بگیریم.‏

00:46:24.238 --> 00:46:27.288
‫باید اول برم پیش بیلی.‏
‫بهش قول دادم.‏

00:46:27.368 --> 00:46:28.908
‫خب، بعدش چی؟

00:46:28.998 --> 00:46:30.578
‫هرجا تو خواستی می‌ریم.‏

00:46:59.028 --> 00:47:02.068
‫‏- بیلی. بیلی!‏
‫‏- آقای گری.‏

00:47:03.448 --> 00:47:04.448
‫اینجا چی‌کار می‌کنین؟

00:47:05.488 --> 00:47:07.078
‫می‌خواستم باهات حرف بزنم.‏

00:47:07.158 --> 00:47:08.498
‫درمورد چی؟

00:47:11.118 --> 00:47:12.498
‫می‌شه یه نوشیدنی مهمونت کنم؟

00:47:12.578 --> 00:47:13.878
‫البته.‏

00:47:13.958 --> 00:47:16.708
‫نیکو، می‌شه دوتا آبجو برامون بیاری؟

00:47:23.638 --> 00:47:25.258
‫خب، کی شما رو آورد اینجا؟

00:47:26.218 --> 00:47:29.058
‫راجر داز. می‌دونی، با رابین قرار می‌ذاره.‏

00:47:29.678 --> 00:47:32.228
‫راجر. قبلاً هر از گاهی واسه رجی کار می‌کرد.‏

00:47:33.138 --> 00:47:34.348
‫بچۀ خوبیه.‏

00:47:34.438 --> 00:47:36.858
‫یعنی، به درد اون دختر می‌خوره.‏

00:47:39.648 --> 00:47:43.858
‫با پلیس درمورد رجی حرف زدم.‏

00:47:45.408 --> 00:47:49.618
‫تیر خوردن یه سیاه‌پوست وسط خیابون
‫اصلاً براشون مهم نیست.‏

00:47:50.118 --> 00:47:53.458
‫حتی اگر بدونن اون مرد سیاه
‫خلافکار نبوده.‏

00:47:53.538 --> 00:47:55.998
‫الان واسه کشته شدن لازم نیست خلافکار باشی.‏

00:47:56.078 --> 00:47:57.168
‫خودم می‌دونم.‏

00:48:00.088 --> 00:48:01.168
‫ولی...‏

00:48:02.628 --> 00:48:06.338
‫‏- ولی چی؟
‫‏- رجی قبل مردنش بهم گفت...‏

00:48:06.968 --> 00:48:09.258
‫احتمالاً مجبوره از این شهره بره.‏

00:48:09.928 --> 00:48:10.928
‫خب؟

00:48:11.018 --> 00:48:14.518
‫می‌خوام بدونم کی خواهرزاده‌م رو کشته.‏

00:48:17.808 --> 00:48:18.978
‫واسه چی؟

00:48:20.228 --> 00:48:23.108
‫اگه یکی از عزیزانت کشته بشه
‫تو چی‌کار می‌کنی؟

00:48:33.618 --> 00:48:36.958
‫یه روز، رجی یه‌ چیزی درمورد...‏

00:48:37.628 --> 00:48:39.068
‫دوست‌پسر سابق نینا بهم گفت.‏

00:48:39.128 --> 00:48:41.738
‫‏- همونی که تازه از زندان آزاد شده؟
‫‏- یعنی قبلاً اینو بهت گفته بود؟

00:48:41.758 --> 00:48:45.048
‫یه‌چیزایی بهم گفت، ولی...‏ نه خیلی.‏

00:48:45.128 --> 00:48:46.218
‫اسمش رو می‌دونی؟

00:48:46.298 --> 00:48:48.798
‫نه، نه، رجی... اسمش رو بهم نگفت.‏

00:48:50.808 --> 00:48:53.178
‫ولی گفت که محکومیتش
‫‏20 سال زندان بوده.‏

00:48:53.268 --> 00:48:55.438
‫و بعد از 12 سال آزاد شده.‏

00:48:56.688 --> 00:48:58.648
‫جالبه.‏

00:49:06.608 --> 00:49:08.238
‫می‌خواین چی‌کار کنین، آقای گری؟

00:49:14.038 --> 00:49:16.748
‫می‌خوام یه حرومزاده رو بکشم، بیلی.‏

00:49:17.830 --> 00:49:19.870
‫این کاریه که می‌خوام بکنم.‏

00:49:19.871 --> 00:49:30.871
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.