﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:15.001
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:07.002 --> 00:00:14.002


00:01:01.243 --> 00:01:08.744


00:01:08.778 --> 00:01:11.447
‫فکر کردم می‌ریم ماهی‌گیری
‫که گربه‌ماهی بگیریم، کوی‌داگ.

00:01:11.531 --> 00:01:12.907
‫می‌ریم، پسر.

00:01:12.991 --> 00:01:15.118
‫ولی قبلش باید به دوست‌دخترم یه سلامی بکنم.

00:01:15.201 --> 00:01:18.538
‫کدوم یکی‌شون؟ خانم شارلوت یا خانم روبی؟

00:01:19.122 --> 00:01:20.498
‫خانم مریم.

00:01:21.666 --> 00:01:24.210
‫خب، چرا باید قبل ماهی‌گیری بریم سلام کنیم؟

00:01:25.336 --> 00:01:28.047
‫خب، قول دادم بهش کمک کنم
‫که اجاره خونه‌ش رو بده.

00:01:28.131 --> 00:01:29.132
‫بیا، پسر.

00:01:42.604 --> 00:01:43.855
‫سلام!

00:02:20.016 --> 00:02:22.435
‫می‌دونی واعظ‌های کلیسا درمورد گناه چه می‌گن؟

00:02:22.518 --> 00:02:23.561
‫آره.

00:02:24.604 --> 00:02:25.897
‫خب، همینه!

00:02:28.775 --> 00:02:30.068
‫سلام، کوی‌داگ!

00:02:30.151 --> 00:02:31.736
‫سلام!

00:02:31.819 --> 00:02:35.448
‫- خیلی وقته ندیدمت.
‫- آره.

00:02:36.199 --> 00:02:38.618
‫در حالی که دستگاه تقطیرم
‫قطره‌قطره ویسکی می‌داد...

00:02:38.701 --> 00:02:41.329
‫داشتم تو ون‌کلیو درخت قطع می‌کردم.

00:02:44.123 --> 00:02:47.252
‫سنش برای این‌ وقت شب
‫اینجا بودن کم نیست، آقای مک‌کان؟

00:02:47.335 --> 00:02:50.338
‫نه، من هفت ساله‌مه. پسر بزرگی‌ام.

00:02:50.421 --> 00:02:51.589
‫که اینطور؟

00:02:51.673 --> 00:02:53.299
‫مادرش برای نگه‌داری از پدرش...

00:02:53.383 --> 00:02:56.636
‫باید می‌رفت نیواورلئان،
‫واسه همین یکی دو روز پیش منه.

00:02:56.719 --> 00:02:58.471
‫اومدی اینجا کی رو ببینی؟

00:02:58.554 --> 00:03:00.390
‫خانم مری، که کمکش کنه اجاره‌ش رو بده.

00:03:02.976 --> 00:03:04.143
‫خانم مریم.

00:03:07.188 --> 00:03:08.189
‫بله، خانم دلیا.

00:03:08.773 --> 00:03:12.026
‫آقای مک‌کان اینجاست که
‫«کمکت کنه اجاره‌ت رو بدی.»

00:03:14.570 --> 00:03:15.571
‫دارم میام.

00:03:18.366 --> 00:03:20.410
‫می‌خوای بریم یه حمومی کنی، پسر بزرگ؟

00:03:20.994 --> 00:03:22.870
‫- بله، خانم.
‫- با من بیا.

00:03:22.954 --> 00:03:25.665
‫- با خانم دلیا خوب رفتار کن، پسر.
‫- باشه.

00:03:29.294 --> 00:03:32.088
‫آره.

00:03:32.171 --> 00:03:33.881
‫چه خوشی بگذره امشب.

00:03:43.057 --> 00:03:45.143
‫- متریس.
‫- بله، خانم دی.

00:03:45.226 --> 00:03:48.438
‫می‌‌‌شه لطفاً چند تا سطل آب داغ برای وان بیاری؟

00:03:48.521 --> 00:03:50.690
‫ولی تا آخر شب هیچ‌کس حموم نمی‌کنه.

00:03:50.773 --> 00:03:52.817
‫برای این والاحضرت می‌خوام.

00:03:56.654 --> 00:03:58.031
‫خب دیگه آماده شو.

00:04:19.509 --> 00:04:21.596
‫آب به اندازۀ کافی برات گرمه، پسر بزرگ؟

00:04:23.932 --> 00:04:26.351
‫چرا وان حموم شما تو اتاق اصلی خونه‌ست؟

00:04:26.434 --> 00:04:30.480
‫خب، قبلاً طبقۀ بالا بود،
‫ولی بعد که خانم لورتا اومد اینجا...

00:04:30.563 --> 00:04:32.523
‫طبقۀ بالا دیگه جا نداشت.

00:04:32.607 --> 00:04:35.026
‫این پایین به آب گرم هم نزدیک‌تره.

00:04:36.069 --> 00:04:37.862
‫باشه.

00:04:37.946 --> 00:04:40.448
‫تو شیرین‌ترین بچۀ دنیایی.

00:04:40.531 --> 00:04:41.866
‫دلم می‌خواد با خودم ببرمت خونه‌م.

00:04:42.450 --> 00:04:43.910
‫باشه.

00:04:49.165 --> 00:04:52.502
‫هر دفعه کارت همینه حرومزاده. هر دفعه.

00:04:52.585 --> 00:04:54.337
‫بیخیال. بالاخره یکی باید ببازه دیگه.

00:04:54.420 --> 00:04:55.838
‫متقلب‌های عوضی!

00:04:56.673 --> 00:04:57.882
‫بیا اینجا، حرومزاده!

00:05:00.176 --> 00:05:03.096
‫بس کنین! جداشون کنین!
‫اینجا جای دعوا نیست!

00:05:04.555 --> 00:05:07.767
‫دیگه تو چنگ منی، حرومزاده!
‫بازم تقلب می‌کنی؟

00:05:09.894 --> 00:05:12.981
‫- کاریش نداشته باش! اون مرد منه!
‫- می‌کشمت!

00:05:19.612 --> 00:05:20.613
‫بیا اینجا، عزیزم.

00:06:34.687 --> 00:06:35.688
‫سلام، پیتی‌پاپا.

00:06:37.815 --> 00:06:39.067
‫اونجایی؟

00:06:40.276 --> 00:06:41.277
‫بیا تو.

00:06:55.249 --> 00:06:56.459
‫داری آماده می‌شی بهم شلیک کنی؟

00:06:57.335 --> 00:06:59.295
‫نه،‌‌ نه‌‌، نه، من...

00:06:59.379 --> 00:07:01.297
‫اینو واسه خودم آوردم.

00:07:07.220 --> 00:07:08.221
‫نگاش کن.

00:07:09.847 --> 00:07:13.017
‫با دوست جدیدت بیرون بودی؟

00:07:16.604 --> 00:07:17.647
‫آره.

00:07:19.941 --> 00:07:21.973
‫پس همون بهتر که به خودم شلیک کنم، نه؟

00:07:22.902 --> 00:07:27.991
‫چون تمام دار و ندار دنیام تو بودی،
‫و حالا دیگه تموم شده.

00:07:29.200 --> 00:07:30.618
‫پس، تصمیمت رو واسه مردن گرفتی؟

00:07:31.703 --> 00:07:33.997
‫کار دیگه‌‌ای که به ذهنم نمی‌رسه.

00:07:34.080 --> 00:07:36.306
‫اصلاً چرا باید حتماً یه کاری بکنی؟

00:07:37.041 --> 00:07:42.084
‫چون تو تنها زنی هستی که
‫تو تمام عمرم دوستش داشتم.

00:07:43.089 --> 00:07:45.925
‫و منم که برگشتم خونه، برنگشتم؟

00:07:47.302 --> 00:07:49.262
‫امکان نداره منو از دست بدی.

00:07:50.096 --> 00:07:53.975
‫تو همیشه تنها مرد منی.

00:07:56.978 --> 00:08:01.149
‫ولی اگه می‌خوای بمیری،
‫بذار خودم بهت شلیک کنم.

00:08:02.275 --> 00:08:05.417
‫چون بعدش بلافاصله یه گلوله
‫دیگه هم تو قلب خودم شلیک می‌کنم.

00:08:06.237 --> 00:08:07.614
‫نه. نه.

00:08:28.801 --> 00:08:30.970
‫دایی... چرا...

00:08:31.054 --> 00:08:34.015
‫چی... چرا این وقت صبح بیداری؟

00:08:34.599 --> 00:08:36.433
‫آنوین لومکس.

00:08:36.517 --> 00:08:37.518
‫کی؟

00:08:38.226 --> 00:08:43.191
‫آنوین لومکس، آرتور مینی رو به باد کتک گرفت...

00:08:43.274 --> 00:08:46.611
‫و خانم مالی اون رو با چاقو زد و کشتش.

00:08:46.694 --> 00:08:48.696
‫کابوس دیدی؟

00:08:49.364 --> 00:08:50.740
‫اولش کابوس نبود.

00:08:52.575 --> 00:08:53.826
‫من تو وان بودم.

00:08:55.036 --> 00:08:58.122
‫خانم متریس داشت آب حموم رو گرم می‌کرد.

00:08:58.206 --> 00:09:00.416
‫آب داغ داشت سرما رو از بین می‌برد.

00:09:04.128 --> 00:09:06.714
‫و همه لبخند می‌زدن و می‌خندیدن و...

00:09:09.050 --> 00:09:12.387
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت
‫اونقدر احساس امنیت کرده باشم.

00:09:14.180 --> 00:09:17.517
‫ولی طبق معمول، دوومی نداشت.

00:09:18.893 --> 00:09:20.561
‫ببخشید انقدر دیر اومدم.

00:09:20.645 --> 00:09:23.189
‫ولی سر شب که بهت زنگ زدم
‫گفتی همه چیز روبه‌راهه.

00:09:23.273 --> 00:09:24.274
‫هست.

00:09:24.357 --> 00:09:27.610
‫ویسکی واسه اینه که
‫کمکم کنه دوباره خوابم ببره.

00:09:28.111 --> 00:09:30.191
‫اگه می‌خواستی می‌تونستی خونۀ راجر بمونی.

00:09:30.238 --> 00:09:32.740
‫نه، باید اینجا بودم.
‫نباید تنهات می‌ذاشتم.

00:09:32.824 --> 00:09:33.825
‫متأسفم.

00:09:34.909 --> 00:09:35.952
‫نیازی به تأسف خوردن نیست.

00:09:36.744 --> 00:09:39.038
‫جوون و عاشق بودن که هیچ اشکالی نداره.

00:09:39.747 --> 00:09:40.999
‫عاشق؟

00:09:41.082 --> 00:09:43.167
‫می‌بینم که پسره چه‌جوری نگات می‌کنه.

00:09:43.251 --> 00:09:45.420
‫من و راجر خیلی کم همدیگه رو می‌شناسیم.

00:09:45.503 --> 00:09:48.840
‫ولی ساعت 4:30 صبح یه چیز دیگه می‌گه.

00:09:48.923 --> 00:09:52.010
‫نه، ما فقط...

00:09:52.093 --> 00:09:53.595
‫حالا هر چی. فقط حرف می‌زدیم.

00:09:54.345 --> 00:09:55.346
‫باهات خوب رفتار می‌کنه؟

00:09:56.431 --> 00:09:57.432
‫آره.

00:09:57.515 --> 00:10:00.640
‫خب، تو تمایل داری، اونم توانایی‌ش رو داره.

00:10:01.019 --> 00:10:02.604
‫این یکی رو جواب نمی‌دم.

00:10:02.687 --> 00:10:05.857
‫خب، یه روزی، این روز رو یادت میاد...

00:10:05.940 --> 00:10:08.276
‫و می‌بینی که نظرت عوض شده.

00:10:08.359 --> 00:10:11.529
‫خب، انقدر بزرگ هستم
‫که بدونم عشق چیه، پس…

00:10:12.405 --> 00:10:14.532
‫واقعاً؟ و کی این رو بهت یاد داده؟

00:10:15.867 --> 00:10:16.868
‫تو.

00:10:18.494 --> 00:10:22.373
‫دوستت دارم، تالومی. واقعاً.

00:10:22.957 --> 00:10:27.086
‫و شرط می‌بندم که اگه 20 سال بزرگ‌تر بودم...

00:10:27.170 --> 00:10:29.464
‫و تو 50 سال جوون‌تر بودی...

00:10:29.547 --> 00:10:33.551
‫می‌تونستم... تصور کنم که
‫می‌تونیم با هم باشیم، من و تو.

00:10:37.138 --> 00:10:40.934
‫تا حالا... تا حالا نسبت به
‫کسی همچین حسی داشتی؟

00:10:46.314 --> 00:10:51.653
‫به گمونم اولین دوست‌دخترم، ماد.

00:10:51.736 --> 00:10:54.614
‫آره و می‌دونی که به سنسیا چه حسی دارم.

00:10:54.697 --> 00:10:55.698
‫آره.

00:10:57.450 --> 00:10:58.534
‫ولی تو...

00:10:59.410 --> 00:11:00.828
‫تو...

00:11:00.912 --> 00:11:03.748
‫تو اولین زنی هستی
‫که خودم رو دوست داشته...

00:11:06.376 --> 00:11:09.420
‫من رو بی...

00:11:09.504 --> 00:11:11.214
‫بی قید و شرط؟

00:11:11.714 --> 00:11:14.133
‫آره، همون. بی قید و شرط دوست داشته.

00:11:16.052 --> 00:11:17.053
‫آره.

00:11:18.429 --> 00:11:23.017
‫و وقتی دوباره حافظه‌م رو از دست می‌دم،
‫این همون نوع عشقیه که امیدوارم یادم بمونه.

00:11:27.188 --> 00:11:30.858
‫خیلی خب، ولی تو باید
‫به‌سمت آینده‌ت حرکت کنی...

00:11:30.942 --> 00:11:34.315
‫و هر چیزی که تو دنیا برات
‫وجود داره رو به‌دست بیاری.

00:11:36.447 --> 00:11:37.865
‫جوونی خوبه.

00:11:39.075 --> 00:11:41.306
‫و پیری هم خوبی‌های خودش رو داره.

00:11:41.577 --> 00:11:44.455
‫واقعاً؟
‫کجای پیری خوبه، پیرمرد؟

00:11:44.539 --> 00:11:48.529
‫خوب، پیرها دلیل به‌وجود اومدن
‫و وجود داشتن همه چی رو می‌دونن.

00:11:48.835 --> 00:11:49.836
‫دیگه‌ چی؟

00:11:51.796 --> 00:11:56.593
‫پیرها از زندگی نمی‌ترسن،
‫چون یه پاشون لب گوره.

00:12:00.680 --> 00:12:03.808
‫ببین. باید یه‌کم ‌بخوابی.
‫فردا روز مهمیه.

00:12:03.891 --> 00:12:08.813
‫می‌خوام با چند تا آدم جدید آشنا بشی
‫و چند تا کلک قدیمی یاد بگیری.

00:12:09.522 --> 00:12:12.692
‫- می‌خوای قبل خواب یه‌کم بخوری؟
‫- نه.

00:12:12.775 --> 00:12:14.736
‫می‌دونی که نباید انقدر مشروب بخوری.

00:12:14.819 --> 00:12:17.238
‫تو هم می‌دونی که نمی‌تونی منو نجات بدی.

00:12:17.322 --> 00:12:20.116
‫بله، ولی معنیش این نیست
‫که نمی‌تونم سعی کنم.

00:12:21.576 --> 00:12:22.577
‫شب بخیر.

00:12:22.660 --> 00:12:24.829
‫شب بخیر.
‫راحت بخوابی.

00:12:24.912 --> 00:12:27.306
‫ولی نذاری پشه‌ها راحت نیشت بزنن.

00:12:29.500 --> 00:12:31.419
‫اگه بزنن، مست می‌شن.

00:12:50.772 --> 00:12:54.776
‫- تو کدوم خری هستی؟
‫- تالومی گری، با نینا کار داشتم.

00:12:54.859 --> 00:12:56.903
‫می‌دونی ساعت کوفتی چنده؟

00:12:56.986 --> 00:12:58.821
‫من... من... عذر می‌خوام...

00:12:58.905 --> 00:13:01.574
‫ولی باید چیز مهمی رو بهش بگم.

00:13:14.921 --> 00:13:16.464
‫- الو؟
‫- پاپا گری؟

00:13:17.840 --> 00:13:18.925
‫آره، خودمم.

00:13:19.008 --> 00:13:20.969
‫نینام. نینا لوید.

00:13:21.594 --> 00:13:23.471
‫چه‌جوری انقدر سریع شماره‌م رو پیدا کردی؟

00:13:23.554 --> 00:13:24.681
‫از روی تلفنم.

00:13:25.348 --> 00:13:27.725
‫چی؟ تلفنت می‌دونه کی بهت زنگ زده؟

00:13:27.809 --> 00:13:29.352
‫همۀ تلفن‌ها می‌دونن.

00:13:29.435 --> 00:13:30.436
‫چی؟ واقعاً؟

00:13:31.354 --> 00:13:36.192
‫گوش کن، درمورد آلفرد متأسفم.
‫حس می‌کنه باید ازم محافظت کنه.

00:13:36.276 --> 00:13:37.568
‫دوست پسرته؟

00:13:37.652 --> 00:13:39.112
‫نه، اصلاً. فقط...

00:13:39.195 --> 00:13:41.489
‫یکی از دوست‌های خانوادگی‌مونه،
‫برای کمک اومده.

00:13:42.407 --> 00:13:46.869
‫نیسی بهت زنگ زد که بگه من دارم
‫برای رجی یه مراسم برگزار می‌کنم؟

00:13:46.953 --> 00:13:50.832
‫آره، گفت، ولی...
‫فکر نکنم بتونم بیام.

00:13:50.915 --> 00:13:52.792
‫هنوزم سخته، می‌فهمی؟

00:13:52.875 --> 00:13:56.045
‫آره می‌فهمم.
‫مثل... مثل زخمیه که خوب نمی‌شه.

00:13:56.796 --> 00:13:57.880
‫آره.

00:13:57.964 --> 00:14:01.050
‫خب، گوش کن،
‫مراسم ساعت سه شروع می‌شه.

00:14:01.134 --> 00:14:02.760
‫اگه... اگه بشه ساعت 2:00 همدیگه رو ببینیم...

00:14:02.844 --> 00:14:05.346
‫من... قول می‌دم خیلی وقتت رو نگیرم.

00:14:05.430 --> 00:14:07.432
‫فقط می‌خوام یه‌کم پول بهت بدم.

00:14:07.515 --> 00:14:10.393
‫متوجه نمی‌شم.
‫چی... چه پولی؟

00:14:10.476 --> 00:14:13.021
‫یه پولی که برای رجی، شوهرت، پس‌انداز می‌کردم.

00:14:13.104 --> 00:14:16.441
‫انقدری هست که یکی دو ماه
‫خرج خودت و بچه‌ها رو بده.

00:14:18.943 --> 00:14:21.446
‫- گفتی ساعت 2؟
‫- آره، ساعت 2.

00:14:36.127 --> 00:14:37.730
‫می‌دونستم که اینجا در حال
‫کتاب خوندن پیدات می‌کنم.

00:14:37.754 --> 00:14:39.297
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

00:14:39.881 --> 00:14:41.799
‫می‌شه بری برنامۀ اتوبوس رو بگیری؟

00:14:44.010 --> 00:14:46.220
‫نه، گفتم که برنامۀ اتوبوس رو بگیری.

00:14:46.304 --> 00:14:47.889
‫آره، دارم همین کار رو می‌کنم، دایی.

00:14:47.972 --> 00:14:49.933
‫می‌خوای با شرکت اتوبوس‌رانی تماس بگیری؟

00:14:50.016 --> 00:14:52.060
‫نه، دارم دانلودش می‌کنم.

00:14:52.143 --> 00:14:54.604
‫- چی چی؟
‫- دانلود.

00:14:54.687 --> 00:14:57.106
‫از اینترنت. شنیدی اینترنت چیه؟

00:14:57.190 --> 00:14:59.525
‫آره، درموردش شنیده بودم،
‫ولی تا حالا ازش استفاده نکردم.

00:14:59.609 --> 00:15:01.319
‫باشه، بیا نشونت بدم.
‫می‌خوای کجا بری؟

00:15:01.402 --> 00:15:04.030
‫- می‌ریم باک‌هد.
‫- باشه.

00:15:04.948 --> 00:15:07.700
‫همینه، همین. پلاک 44.

00:15:09.744 --> 00:15:11.579
‫هیچ چیزش عوض نشده.

00:15:12.580 --> 00:15:14.290
‫حالا فقط باید امیدوار باشیم که هنوز اینجا باشه.

00:15:14.374 --> 00:15:17.252
‫- خیلی خب. خب، بیا دیگه.
‫- دارم میام. دارم میام.

00:15:23.466 --> 00:15:26.094
‫ببخشیدها. باید ورزش کنی.

00:15:26.177 --> 00:15:27.804
‫این همه پله رو بیام؟

00:15:27.887 --> 00:15:29.055
‫از پسش برمیاری.

00:15:29.138 --> 00:15:30.139
‫لعنت.

00:15:32.016 --> 00:15:33.142
‫بیا.

00:15:35.186 --> 00:15:36.187
‫نگاش کن.

00:15:38.314 --> 00:15:40.817
‫- بچه.
‫- انجامش دادی.

00:15:40.900 --> 00:15:42.694
‫- پاهام درد می‌کنه.
‫- می‌دونستم می‌تونی.

00:15:43.569 --> 00:15:44.779
‫بله، می‌دونستم.

00:15:45.655 --> 00:15:47.782
‫اومدیم آقای آبراموویتز رو ببینیم.

00:15:48.491 --> 00:15:50.660
‫- قرار ملاقات دارین؟
‫- نه.

00:15:51.202 --> 00:15:53.246
‫با آقای آبراموویتز چه کاری دارین؟

00:15:53.329 --> 00:15:54.914
‫هنوز وکالت می‌کنه، مگه نه؟

00:15:54.998 --> 00:15:57.351
‫بله، می‌کنن، ولی نمی‌تونین همینجوری
‫سرتون رو بندازین بیاین داخل...

00:15:57.375 --> 00:16:01.212
‫- مویشه! مویشه! اونجایی؟
‫- آقا. لطفاً. آقا، به پلیس زنگ می‌زنم‌ها.

00:16:01.296 --> 00:16:02.797
‫- موی...
‫- مشکلی هست؟

00:16:02.880 --> 00:16:04.173
‫جونیور؟

00:16:04.882 --> 00:16:06.259
‫آقای گری؟

00:16:06.342 --> 00:16:07.760
‫بابات کجاست؟

00:16:07.844 --> 00:16:10.513
‫تقریباً 15 سال پیش فوت شد.

00:16:10.597 --> 00:16:12.098
‫جوون بود.

00:16:12.181 --> 00:16:14.392
‫ما... خب، 69 سالگی فوت کرد.

00:16:14.475 --> 00:16:15.643
‫بیا بغلم.

00:16:15.727 --> 00:16:20.356
‫باورم نمی‌شه خودتی.
‫این واقعاً یه سورپرایز خوشاینده.

00:16:21.190 --> 00:16:22.191
‫به‌نظر سرحالی.

00:16:26.821 --> 00:16:31.367
‫و اون زن که براش باغبونی می‌کردم،
‫بهم تهمت زد که ازش دزدی کردم.

00:16:31.451 --> 00:16:33.077
‫دستگیر شدم و انداختنم زندان.

00:16:33.161 --> 00:16:36.581
‫از طرف دادگاه... یکی از اون
‫وکیل‌های عمومی بهم دادن.

00:16:36.664 --> 00:16:39.334
‫و اون حرومزاده می‌خواست جرم رو گردن بگیرم.

00:16:39.417 --> 00:16:41.002
‫به قاضی هم گفته بود.

00:16:41.085 --> 00:16:42.545
‫آره. خب، آقای گری خوش‌شانس بودن که...

00:16:42.629 --> 00:16:46.049
‫پدر من برای پروندۀ اختلاسِ
‫عموم؛ اشمول اونجا بود.

00:16:46.132 --> 00:16:48.426
‫شنید که آقای گری داره با وکیلش بحث می‌‌کنه.

00:16:48.509 --> 00:16:49.969
‫جرالد واتس.

00:16:50.053 --> 00:16:53.139
‫آره.
‫آقای واتس.

00:16:53.222 --> 00:16:56.059
‫پدرم از آقای گری پرسید که
‫می‌خواد وکیلش رو عوض کنه یا نه؟

00:16:56.142 --> 00:16:57.226
‫ولی عموت چی؟

00:16:57.310 --> 00:16:59.395
‫اشمول؟ اختلاس کار خودش بود.

00:16:59.479 --> 00:17:01.839
‫فقط باید سر مبلغ جریمه به توافق می‌رسیدن.

00:17:02.231 --> 00:17:04.359
‫پس... فکر می‌کردن چی دزدیدی؟

00:17:04.441 --> 00:17:08.696
‫- یه مجسمه از...
‫- می‌گفتن ساختۀ «دگا»ست.

00:17:08.780 --> 00:17:12.867
‫ولی مویشۀ پدر 10 ماه روی پرونده کار کرد.

00:17:12.950 --> 00:17:17.372
‫بالاخره کاری کرد که یکی از خواهرزاده‌های
‫زنه به اسم سیدی هولمن اعتراف کرد...

00:17:17.455 --> 00:17:19.207
‫که مجسمه رو اون دزدیده...

00:17:19.290 --> 00:17:21.417
‫- چی؟
‫- و می‌خواسته مخفیانه بفروشه.

00:17:22.459 --> 00:17:24.045
‫پس دختره افتاد زندان؟

00:17:24.128 --> 00:17:27.006
‫نه. نه، پدرم فقط راضیش کرد
‫که شکایتش رو پس بگیره.

00:17:27.090 --> 00:17:28.466
‫ولی گناهکار بوده که.

00:17:28.549 --> 00:17:32.679
‫خب، احتمال محکوم شدن بعضی افراد،
‫حتی احتمال محکومیت بعضی از مجرم‌ها خیلی کمه...

00:17:32.762 --> 00:17:34.389
‫چه برسه به اینکه بیفتن زندان.

00:17:35.390 --> 00:17:37.600
‫خب، چه کاری از دستم برمیاد؟

00:17:39.686 --> 00:17:41.187
‫می‌تونی برام یه وصیت‌نامه تنظیم کنی؟

00:17:41.271 --> 00:17:43.356
‫البته. خیلی وارث داری؟

00:17:43.439 --> 00:17:47.973
‫یه چند تایی، ولی می‌خوام رابین مسئول
‫این باشه که چه چیزی، چه زمانی به کی برسه.

00:17:48.236 --> 00:17:49.862
‫صبر کن. من؟

00:17:50.363 --> 00:17:51.364
‫نه.

00:17:51.447 --> 00:17:53.116
‫مبلغ قابل توجهیه؟

00:17:53.700 --> 00:17:56.577
‫هست، ولی بابات ازش خبر داشت.

00:17:59.205 --> 00:18:00.707
‫روال کاریه من اینه که...

00:18:00.790 --> 00:18:04.836
‫زمان تنظیم وصیت‌نامه درمورد جزئیات،
‫تنها با وصیت‌کننده صحبت کنم.

00:18:04.919 --> 00:18:06.045
‫مطمئنم که درک می‌کنین.

00:18:09.173 --> 00:18:10.842
‫آره، بیرون منتظر می‌مونم.

00:18:17.223 --> 00:18:19.309
‫این خانم جوون باهات چه نسبتی داره؟

00:18:26.065 --> 00:18:28.526
‫زمانی که خیلی خیلی لازم داشتم...

00:18:28.610 --> 00:18:33.948
‫یکی ازم نگه‌‎داری کنه،
‫رابین وارد زندگیم شد.

00:18:34.032 --> 00:18:36.242
‫حال و روزم خیلی بد بود، مو.

00:18:37.368 --> 00:18:40.204
‫منو از یه چاه خیلی خیلی عمیق بیرون کشید.

00:18:41.831 --> 00:18:44.042
‫و من... یه‌جورایی به فرزندخوندگی قبولش کردم.

00:18:46.336 --> 00:18:52.529
‫ولی انقدر به رابین اعتماد دارم که جونم رو بدم دستش،
‫خیلی بیشتر از چیزی که به فک و فامیل خودم اعتماد دارم.

00:18:52.675 --> 00:18:57.178
‫احساست نسبت به این دختر رو درک می‌کنم،
‫ولی بقیه هم مثل شما همینطور فکر می‌کنن؟

00:18:57.180 --> 00:18:58.306
‫منظورم خانواده‌تونه؟

00:18:58.389 --> 00:19:00.676
‫احتمال اینکه دعوای حقوقی راه بندازن چقدره؟

00:19:01.517 --> 00:19:03.311
‫صد درصد.

00:19:05.772 --> 00:19:10.026
‫یه خواهرزاده دارم که یه پسر بی‌سروپا داره.

00:19:10.109 --> 00:19:14.364
‫یه برادرزاده دیگه‌ داشتم که کشته شد...

00:19:14.447 --> 00:19:19.118
‫دو تا بچه ازش مونده، و البته زنش
‫که خیلی درموردش مطمئن نیستم.

00:19:20.203 --> 00:19:24.832
‫ولی می‌دونم هر چیزی براشون بذارم رو به باد می‌‎دن.

00:19:25.458 --> 00:19:27.043
‫مطمئنی؟

00:19:27.126 --> 00:19:29.379
‫بله، اون‌ها نمی‌دونن با این همه پول چی کار کن.

00:19:29.462 --> 00:19:33.716
‫پس، یه سری دستورالعمل خاص به رابین می‌دم...

00:19:33.800 --> 00:19:36.844
‫ولی بازم حتماً می‌گن که عقلم سر جاش نبوده.

00:19:38.680 --> 00:19:40.181
‫به‌نظر من که عقلت سرجاشه.

00:19:41.182 --> 00:19:44.560
‫و می‌شه یه مبلغی رو به‌عنوان امانت
‫درنظر گرفت که دادگاه رو راضی کنه...

00:19:44.644 --> 00:19:47.230
‫البته اگه از طرف خانواده‌
‫انتظاری وجود نداشته باشه.

00:19:47.313 --> 00:19:48.648
‫خوبه! منم همین رو می‌خوام.

00:19:48.731 --> 00:19:54.028
‫خیلی خب. واسه یه مورد دیگه هم کمکت رو لازم دارم.

00:20:24.642 --> 00:20:26.728
‫هنوزم عین قدیم‌هاست.

00:20:37.989 --> 00:20:41.909
‫چیزی که تو این صندوقه کلاً مربوطه به توئه.

00:20:42.702 --> 00:20:44.621
‫آقایون، کلیدهاتون لطفاً.

00:20:50.084 --> 00:20:52.503
‫کوی‌داگ، گنج رو پیدا کرد.

00:21:06.768 --> 00:21:08.436
‫براشر دوبلون.

00:21:09.854 --> 00:21:11.397
‫پرونده‌های پدرم نشون می‌ده...

00:21:11.481 --> 00:21:14.233
‫که آقای گری به دولت اعلام کردن
‫این سکه در اختیارشونه.

00:21:14.317 --> 00:21:15.440
‫به عنوان دارایی خودشون ثبتش کردن.

00:21:15.443 --> 00:21:17.695
‫با اینکه ما توصیه کردیم این کار رو نکنن،
‫مالیاتش رو پرداخت کردن.

00:21:17.779 --> 00:21:19.322
‫ارزش فعلی؟

00:21:19.405 --> 00:21:20.782
‫17.29 میلیون.

00:21:21.407 --> 00:21:22.909
‫- دلار؟
‫- بله.

00:21:22.992 --> 00:21:25.495
‫و در یه صندوق دیگه هفت سکۀ دیگه
‫هم هست که ارزش کمتری دارن...

00:21:25.578 --> 00:21:26.829
‫و در اون صندوق هم با همین کلیدها باز می‌شه.

00:21:26.913 --> 00:21:28.623
‫فعلاً با اون‌ها کاری نداریم.

00:21:28.706 --> 00:21:32.293
‫فعلاً می‌خوایم با نقد کردن این یکی شروع کنیم...

00:21:32.377 --> 00:21:36.714
‫و تبدیلش کنیم به یه حساب امانت
‫که قراره رابین اداره‌ش کنه.

00:21:36.798 --> 00:21:40.093
‫- نه، نه، نه. باید درموردش صحبت کنیم.
‫- نگران نباش. نگرانش نباش.

00:21:40.176 --> 00:21:43.012
‫- نگران نباشم؟ نظر من مهم نیست؟
‫- البته که مهمه.

00:21:43.096 --> 00:21:44.597
‫پس ممنون، ولی نه ممنون.

00:21:44.681 --> 00:21:47.517
‫چرا از اون می‌پرسی؟
‫ببین، فعلاً که قرار نیست کاری بکنی.

00:21:47.600 --> 00:21:49.936
‫آره، ولی اگه بعداً هم نظرم عوض نشه چی؟

00:21:50.019 --> 00:21:51.896
‫با اینکه ممکنه آقای گری خیلی ناامید بشن...

00:21:51.980 --> 00:21:54.357
‫ولی بهتون اطمینان می‌دم که حساب امانت
‫در اختیار آدم مطمئنی قرار می‌گیره.

00:21:54.440 --> 00:21:55.650
‫یعنی... چطوری؟

00:21:55.733 --> 00:21:59.529
‫خوب، اگه شما تصدی رو قبول نکنین،
‫مسئولیت در اختیار من قرار می‌گیره.

00:21:59.612 --> 00:22:01.990
‫اگه قبول نکنه.

00:22:07.287 --> 00:22:09.953
‫این کار با کاری که الان داری با
‫پول‌های توی چمدون تمساحی من...

00:22:09.956 --> 00:22:11.332
‫انجام می‌دی چه فرقی داره؟

00:22:11.416 --> 00:22:13.459
‫اون پول تو بانکه،
‫و کارتش هم دست خودته.

00:22:13.543 --> 00:22:16.629
‫ببین، می‌دونم پول زیادیه.

00:22:17.255 --> 00:22:19.548
‫ثروت حساب می‌شه.
‫نمی‌تونم با این همه پول سر و کله بزنم.

00:22:19.549 --> 00:22:20.883
‫ولی همه چی رو تو وصیت‌نامه نوشتم.

00:22:20.967 --> 00:22:24.137
‫هر کاری که باید بکنی نوشته شده.
‫اصلاً انگار خودم کنارتم.

00:22:24.220 --> 00:22:25.513
‫آره، ولی نیستی که.

00:22:33.229 --> 00:22:35.398
‫ببین، هر کسی به سهم خودش می‌رسه.

00:22:35.481 --> 00:22:38.484
‫به تو هم یه سهم می‌رسه،
‫به اضافۀ حقوق بابت نوشتن چک‌های ماهیانه.

00:22:38.568 --> 00:22:41.571
‫شرلی رینگ، دوست‌های بیلی،
‫به همه‌شون سهم می‌رسه.

00:22:41.654 --> 00:22:44.449
‫این شکلیه که انگار تو داری به همه رسیدگی می‌کنی.

00:22:44.532 --> 00:22:46.117
‫چطور ازم انتظار داری این همه کار رو بکنم؟

00:22:46.200 --> 00:22:49.370
‫حتی نمی‌تونستم یه کلمه از حرف‌های
‫وکیل رو کامل متوجه بشم.

00:22:49.454 --> 00:22:52.534
‫تو باهوش‌تر از همۀ اون آدم‌هایی.
‫غیر از اون، مویشه همه چی رو می‌دونه.

00:22:52.582 --> 00:22:54.083
‫و قراره من همینجوری بهش اعتماد کنم؟

00:22:54.167 --> 00:22:56.461
‫اگه اعتماد نداشتی، از یه وکیل دیگه نظر می‌خوای.
‫یا حتی دو تا وکیل دیگه.

00:22:56.544 --> 00:22:58.344
‫گوش نمی‌دی چی می‌گم.
‫من پول رو نمی‌خوام.

00:22:58.421 --> 00:22:59.672
‫هیچ کدوم از این چیزها رو نمی‌خوام.

00:22:59.756 --> 00:23:01.567
‫خب دلت هم نمی‌خواست بیای
‫تو خونه‌ای که بوی گند می‌ده...

00:23:01.591 --> 00:23:03.092
‫و حشره از سر و روش بالا می‌ره...

00:23:03.176 --> 00:23:06.471
‫و با یه پیرمردی دیوونه‌ای که فرق بین
‫سر و تهش رو نمی‌دونست، هم‌صحبت بشی...

00:23:06.554 --> 00:23:07.555
‫ولی اومدی.

00:23:07.639 --> 00:23:09.783
‫و این کار رو کردی چون تنها کسی
‫بودی که می‌تونست این کار رو بکنه.

00:23:09.807 --> 00:23:12.310
‫این کار رو کردم، چون مجبور بودم.
‫جای دیگه‌ای برای رفتن نداشتم.

00:23:12.393 --> 00:23:14.938
‫و اینجا رو تر و تمیز کردم،
‫چون نمی‌خواستم تو کثافت زندگی کنم.

00:23:15.021 --> 00:23:16.781
‫این کار رو نکردم چون قدیسی چیزی‌ام...

00:23:16.856 --> 00:23:18.483
‫و همینطور... دائم...

00:23:18.566 --> 00:23:20.920
‫- دائم... دائم چی؟
‫- من رو جوری می‌بینی که نیستم.

00:23:20.944 --> 00:23:23.237
‫- همون جوری که هستی می‌بینمت!
‫- نه، نمی‌بینی!

00:23:23.321 --> 00:23:25.406
‫هر کاری کردم به تو ربط داشته.

00:23:25.490 --> 00:23:27.408
‫ربطی به من و احساساتم نداشته.

00:23:27.492 --> 00:23:29.369
‫چون اگه تو... اگه واقعاً منو می‌دیدی...

00:23:29.452 --> 00:23:32.205
‫می‌دیدی که 17 سالمه و آماده نیستم.

00:23:32.288 --> 00:23:34.207
‫داری همون کاری رو با من
‫می‌کنی که کوی‌داگ با تو کرد.

00:23:34.290 --> 00:23:36.876
‫- واسه همین می‌دونم چه حسی داری.
‫- پس چرا داری مجبورم می‌کنی این کارو بکنم؟

00:23:36.960 --> 00:23:39.796
‫تو آزادی هر کاری دلت می‌خواد بکنی، خب؟

00:23:39.879 --> 00:23:42.257
‫فقط ازت می‌خوام که بهش فکر کنی.

00:23:42.340 --> 00:23:47.417
‫فقط بهش فکر کن، فقط شاید... فقط شاید
‫من می‌دونم دارم درمورد چی حرف می‌زنم.

00:23:52.171 --> 00:23:58.171
‫«کاری از بهادر و صاحب»

00:24:01.498 --> 00:24:03.319
‫چه‌خبر؟ بیاین تو.‏

00:24:08.790 --> 00:24:09.791
‫مامان.‏

00:24:13.503 --> 00:24:15.089
‫‏- رابین!‏
‫‏- رابین!‏

00:24:15.114 --> 00:24:16.599
‫‏- سلام!‏
‫‏- سلام.‏

00:24:16.624 --> 00:24:18.876
‫‏- سلام، پیتی‌پاپا. بیلی.‏
‫‏- ببخشید.‏

00:24:18.901 --> 00:24:19.985
‫رابین.‏

00:24:21.001 --> 00:24:22.211
‫نینا اینجاست؟

00:24:22.236 --> 00:24:23.946
‫یه‌کم دیرتر می‌رسه.‏

00:24:24.102 --> 00:24:26.910
‫خب، همه قراره همینجا
‫توی هال جمع بشن؟

00:24:26.935 --> 00:24:30.597
‫خب، جمعیت مثل دفعه قبل زیاد نیست،‏
‫پس با خودم گفتم همینجا خوبه.‏

00:24:31.806 --> 00:24:33.349
‫‏- غذا آماده کردی؟
‫‏- اونجاست.‏

00:24:35.746 --> 00:24:37.437
‫چی شدی، پیتی‌پاپا؟

00:24:38.215 --> 00:24:41.774
‫یعنی، اون زوال عقل سابق رو نداری...‏

00:24:41.858 --> 00:24:45.069
‫ولی، اون مردی که قبلش بودی هم نیستی.‏

00:24:45.094 --> 00:24:46.095
‫نیستم؟

00:24:46.120 --> 00:24:47.205
‫نه.‏

00:24:47.728 --> 00:24:49.449
‫‏- سلام!‏
‫‏- مامانی!‏

00:24:49.474 --> 00:24:51.738
‫وای، خدا! چه خوشگل شدین!‏

00:24:51.766 --> 00:24:52.809
‫چی شده؟

00:24:52.834 --> 00:24:55.214
‫آرتی عروسکم رو برداشت
‫و موهاش رو کشید.‏

00:24:55.239 --> 00:24:57.081
‫آرتور، خواهرت داره راست می‌گه؟

00:24:57.106 --> 00:24:59.667
‫آره، ولی اونم تفنگ منو پرت کرد روی زمین.‏

00:24:59.751 --> 00:25:00.877
‫‏- نه، نه.‏
‫‏- خیلی خب. خب.‏

00:25:00.960 --> 00:25:02.211
‫‏- بسه. هی.‏
‫‏- راست می‌گم.‏

00:25:02.236 --> 00:25:04.130
‫فکر کنم تنها راه واسه
‫اینکه ببینیم حق با کیه...‏

00:25:04.155 --> 00:25:06.783
‫اینه که یه مسابقۀ بستنی خوری بذاریم، ها؟

00:25:06.925 --> 00:25:08.551
‫‏- آره.‏
‫‏- من می‌برم‌شون مغازه.‏

00:25:08.576 --> 00:25:10.327
‫‏- براشون بستنی بخرم.‏
‫‏- ممنون، رابین.‏

00:25:12.055 --> 00:25:13.473
‫تو نمیای؟

00:25:13.556 --> 00:25:16.601
‫نه، عزیزم. باید اینجا بمونم
‫با پاپا گری حرف بزنم.‏‎

00:25:16.626 --> 00:25:18.795
‫‏- لطفاً.‏‎
‫‏- بعدش قراره همه با هم غذا بخوریم. باشه؟

00:25:18.820 --> 00:25:19.821
‫باشه!‏

00:25:20.905 --> 00:25:22.059
‫چه بچه‌های خوشگلی.‏

00:25:22.084 --> 00:25:23.866
‫آره. قلب منن.‏

00:25:24.817 --> 00:25:26.653
‫اشکالی نداره بریم اونجا حرف بزنیم؟

00:25:26.736 --> 00:25:28.821
‫‏- نه، بفرمایین.‏
‫‏- خیلی خب.‏

00:25:28.905 --> 00:25:29.906
‫بیا.‏

00:25:45.380 --> 00:25:46.547
‫می‌دونم چه حسی داری...‏

00:25:47.340 --> 00:25:50.301
‫آخرین‌باری که توی این اتاق بودیم،‏
‫فرقی با جهنم نداشت.‏

00:25:51.344 --> 00:25:54.305
‫‏- آره.‏
‫‏- بیا. بشین. بیا.‏

00:26:03.314 --> 00:26:07.402
‫درضمن اون روز اولین‌باری هم بود
‫که ما دوتا همدیگه رو دیدیم.‏‏

00:26:08.324 --> 00:26:11.202
‫آره، نه اینکه نمی‌خواستم شما رو ببینم،‏
‫فقط...‏

00:26:12.198 --> 00:26:14.617
‫رجی دلش نمی‌خواست بیام خونۀ شما.‏

00:26:15.362 --> 00:26:18.031
‫می‌گفت دلش نمی‌خواد شما رو
‫توی اون وضعیت ببینم.‏

00:26:19.414 --> 00:26:21.082
‫‏- خودم متوجه شدم.‏
‫‏- بله.‏

00:26:22.623 --> 00:26:24.852
‫با این حال حس می‌کنم
‫شما رو کامل می‌شناسم.‏

00:26:24.877 --> 00:26:29.090
‫شما تا این حد تو قلب رجی جا داشتین.‏
‫همه‌چیز رو درمورد شما به من می‌گفت.‏

00:26:30.826 --> 00:26:34.042
‫همۀ چیزهایی که توی این سال‌ها بهش یاد دادین.‏

00:26:35.299 --> 00:26:37.009
‫اون هنوزم...‏

00:26:37.974 --> 00:26:41.878
‫یعنی، تا قبل مرگش اون کتاب‌هایی که
‫توی بچگی از شما گرفته بود رو داشت.‏

00:26:43.646 --> 00:26:45.619
‫می‌گفت هروقت شما می‌اومدین پیشش...‏

00:26:45.644 --> 00:26:48.188
‫اون کتاب‌ها رو به شما می‌داد
‫و شما براش می‌خوندین.‏

00:26:48.276 --> 00:26:52.322
‫تا این که اونقدری بزرگ شد که
‫مجبورش کنم خودش برام کتاب بخونه.‏

00:26:54.360 --> 00:26:56.737
‫آره، قلب خیلی مهربونی داشت.‏

00:26:58.453 --> 00:26:59.454
‫آره.‏

00:27:05.418 --> 00:27:08.922
‫این، 5 هزار دلاره.‏

00:27:09.387 --> 00:27:11.825
‫واسه تو و بچه‌هاست.‏

00:27:13.849 --> 00:27:16.596
‫رجی عاشق بچه‌هاش بود.‏

00:27:17.365 --> 00:27:20.732
‫آخرین جمله‌ای که بهم گفت
‫این بود که تولد لاتیشاست.‏

00:27:20.767 --> 00:27:23.722
‫و باید زود بره خونه
‫تا به جشن برسه.‏

00:27:25.593 --> 00:27:26.928
‫آره.‏

00:27:28.830 --> 00:27:32.153
‫ببین، می‌دونم اینجا بودن برات سخته...‏

00:27:34.177 --> 00:27:37.325
‫ولی خیلی ممنون می‌شم اگه...‏

00:27:37.350 --> 00:27:40.078
‫بمونی و به حرف‌هایی که
‫می‌خوام بزنم، گوش کنی.‏

00:27:40.996 --> 00:27:46.292
‫همونقدر که مربوط به رجیه،‏
‫به تو و بچه‌ها هم مربوطه.‏

00:27:48.215 --> 00:27:49.963
‫ولی اگه نمی‌تونی، درک می‌کنم.‏

00:27:50.046 --> 00:27:51.839
‫نه، می... می‌مونم.‏

00:27:54.865 --> 00:27:55.866
‫ممنونم.‏

00:27:56.342 --> 00:27:57.553
‫نه، منم که ممنونم.‏

00:27:59.055 --> 00:28:01.224
‫‏- متشکرم.‏
‫‏- بله.‏

00:28:04.094 --> 00:28:06.126
‫گمونم بهتره دیگه بری پیش نیسی.‏

00:28:07.533 --> 00:28:08.700
‫ممنون.‏

00:28:18.978 --> 00:28:20.897
‫یه بستنی کاملاً شکلاتی خریدم.‏

00:28:20.922 --> 00:28:23.162
‫‏- من شکلات دوست دارم.‏
‫‏- کی شکلات دوست داره؟

00:28:23.187 --> 00:28:24.747
‫‏- من.‏
‫‏- من نه.‏

00:28:24.772 --> 00:28:27.208
‫خب، اگه تو خوشت نمیاد
‫پس خودم همش رو می‌خورم.‏

00:28:27.233 --> 00:28:28.876
‫همش رو خودت تنها می‌خوری؟

00:28:28.901 --> 00:28:29.944
‫‏- آره.‏
‫‏- دیوونه بازیه.‏

00:28:29.969 --> 00:28:32.463
‫‏- اینو بده به مادرت.‏
‫‏- قراره دل‌درد بگیرم.‏

00:28:32.488 --> 00:28:33.614
‫خیلی دیر کردم؟

00:28:34.299 --> 00:28:36.134
‫نه. هنوز شروع هم نشده.‏

00:28:39.266 --> 00:28:41.101
‫می‌خوای با هم یه قدمی بزنیم؟

00:28:41.126 --> 00:28:42.198
‫‏- حتماً.‏
‫‏- بریم.‏

00:28:46.957 --> 00:28:48.708
‫می‌دونی که پاپا گری مریضه، آره؟

00:28:50.035 --> 00:28:52.246
‫فکر کردم با داروی جدید حالش بهتر شده.‏

00:28:53.109 --> 00:28:55.194
‫خب، موقتاً حالش بهتر شده.‏

00:28:55.278 --> 00:28:56.946
‫هیچ‌کاری از دکترها بر نمیاد؟

00:28:57.739 --> 00:29:00.864
‫نه، ولی از قبل اطلاع داشتیم درمان موقتیه، پس...‏

00:29:03.161 --> 00:29:04.329
‫به‌نظر منصفانه نمیاد.‏

00:29:04.354 --> 00:29:06.231
‫خب، زندگی هیچ‌وقت منصفانه نیست.‏

00:29:08.648 --> 00:29:10.147
‫فقط، واقعیه.‏

00:29:11.252 --> 00:29:15.256
‫مردم عذاب می‌کشن، می‌میرن، آخر سر هم
‫هیچ‌کس براش مهم نیست.‏

00:29:19.489 --> 00:29:20.657
‫مادرم سرطان داشت.‏

00:29:21.992 --> 00:29:25.996
‫اونقدر وضعش بد بود که حتی بعضی‌وقت‌ها
‫اگه نفس آدم بهش می‌خورد از درد گریه می‌کرد.‏

00:29:28.361 --> 00:29:31.199
‫پدرم توی اتاق راه می‌رفت،‏
‫اونم بهش نگاه می‌کرد...‏

00:29:32.112 --> 00:29:34.823
‫می‌ترسید نکنه بهش دست بزنه
‫یا داد و فریاد کنه.‏

00:29:37.475 --> 00:29:40.448
‫یه روز، با دست بهش اشاره کرد بیاد نزدیکش.‏

00:29:41.352 --> 00:29:44.188
‫و وقتی پدرم رفت نزدیکش،‏
‫التماسش کرد که اونو بکشه.‏

00:29:45.995 --> 00:29:47.038
‫التماس می‌کرد.‏

00:29:47.789 --> 00:29:49.248
‫دیدی؟ چقدر وحشتناکه.‏

00:29:50.430 --> 00:29:52.835
‫کنار آدمی هستی که
‫توی دنیا از همه بیشتر دوستش داری...‏

00:29:52.860 --> 00:29:55.546
‫و بهترین کاری که ازت بر میاد
‫اینه که بکشیش؟

00:29:55.571 --> 00:29:56.739
‫کجای این درسته؟

00:29:57.298 --> 00:29:58.299
‫نمی‌دونم.‏

00:29:59.978 --> 00:30:02.898
‫وقتی پدرم کنار مادرم بود
‫یه چیزی درونش دیدم.‏

00:30:02.923 --> 00:30:03.924
‫چی؟

00:30:05.082 --> 00:30:06.907
‫مادرم اجازه داشت
‫هر درخواستی ازش بکنه...‏

00:30:07.341 --> 00:30:10.177
‫چون اونا، همه‌چیزِ هم بودن.‏

00:30:12.599 --> 00:30:15.858
‫باید خوش شانس باشیم که
‫همچین عشقی پیدا کنیم، اینقدر عمیق.‏

00:30:17.695 --> 00:30:20.280
‫مطمئنم که از پیدا کردن
‫همچین عشقی، بدم نمیاد.‏

00:30:22.002 --> 00:30:23.661
‫یعنی، منظورم خودمون نیست.‏

00:30:24.938 --> 00:30:26.147
‫هنوز نه.‏

00:30:27.270 --> 00:30:28.719
‫جدی نمی‌گی.‏

00:30:30.422 --> 00:30:33.751
‫انقدر حرفم احمقانه‌ست؟
‫این که من و تو باهم باشیم؟

00:30:33.835 --> 00:30:35.086
‫صبر کن.‏

00:30:39.330 --> 00:30:40.689
‫چه‌جوری منظورته؟

00:30:41.236 --> 00:30:46.222
‫مثلاً، از اون باهم بودن‌ها که
‫انقدر عاشقمی که می‌خوای منو بکشی؟

00:30:47.929 --> 00:30:49.764
‫فقط می‌خوام بدونم این رابطه چقدر جدیه.‏

00:30:51.401 --> 00:30:54.455
‫گوش کن، من ازت خوشم میاد، مهربونی.‏

00:30:54.480 --> 00:31:00.533
‫تا الان هم خیلی باهات حال کردم،‏
‫ولی کلی کار دارم که باید انجام بدم.

00:31:04.858 --> 00:31:06.318
‫به چی می‌خندی؟

00:31:09.495 --> 00:31:13.852
‫پدرم شیش بار از مادرم خواستگاری کرد
‫تا بالاخره مادرم قبول کرد.‏

00:31:16.085 --> 00:31:18.963
‫یعنی، نمی‌گم که ما هم مثل اوناییم.‏
‫محض اطلاع گفتم.‏

00:31:22.762 --> 00:31:23.846
‫احمق.‏

00:31:24.904 --> 00:31:25.988
‫بیا.‏

00:31:28.056 --> 00:31:29.474
‫خانم بارنت.‏

00:31:29.557 --> 00:31:31.017
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟

00:31:31.100 --> 00:31:33.519
‫آقای گری منو دعوت کرد.‏

00:31:33.544 --> 00:31:36.088
‫گفت شاید صحبت‌هاش برام جالب باشه.‏

00:31:37.119 --> 00:31:39.014
‫منم به اندازه بقیه انتظار اینو نداشتم.‏

00:31:40.926 --> 00:31:44.739
‫اوه، ایشون دکتر روبین هستن،‏
‫همون دکتر حافظۀ دایی.‏

00:31:45.935 --> 00:31:47.592
‫‏- از دیدن‌تون خوشحالم.‏
‫‏- حال‌تون چطوره؟

00:31:47.617 --> 00:31:48.618
‫خوبم.‏

00:31:48.643 --> 00:31:50.495
‫اسم داره. راجر.‏

00:31:50.520 --> 00:31:51.579
‫‏- راجر.‏
‫‏- راجر.‏

00:31:51.604 --> 00:31:53.164
‫بله، از دیدن‌تون خوشحالم.‏

00:31:56.258 --> 00:31:58.718
‫‏- دایی. سلام.‏
‫‏- سلام.‏

00:32:00.922 --> 00:32:02.340
‫سلام، شیطان.‏

00:32:02.423 --> 00:32:03.716
‫سلام، آقای گری. حال‌تون چطوره؟

00:32:03.800 --> 00:32:06.928
‫هر روزی که عقلم سر جاشه از لطف شماست.

00:32:08.304 --> 00:32:09.597
‫ممنون که اومدی.‏

00:32:09.681 --> 00:32:11.057
‫بله، ممنون.‏

00:32:13.101 --> 00:32:14.269
‫‏- سلام.‏
‫‏- سلام.‏

00:32:17.730 --> 00:32:20.942
‫بسیار خب، از همه ممنونم...‏

00:32:21.025 --> 00:32:24.028
‫که قدم رنجه فرمودین
‫و اینجا حاضر شدین.‏

00:32:24.053 --> 00:32:25.380
‫آخرین‌باری که اینجا بودیم...‏

00:32:25.405 --> 00:32:30.535
‫دایی من، پیتی‌پاپا، آقای تالومی گری،‏
‫وضعیت چندان جالبی نداشت.‏

00:32:30.560 --> 00:32:32.011
‫ولی الان حالش بهتره...‏

00:32:32.036 --> 00:32:35.039
‫و می‌خواد حرف‌هایی رو بهتون بگه
‫که فرصت نشد بگه.‏

00:32:35.600 --> 00:32:39.877
‫فکر می‌کنم که ما اینو بهش مدیونیم،‏
‫نه تنها به پیتی‌پاپا، بلکه به خود رجی...‏

00:32:39.902 --> 00:32:44.406
‫که به حرف‌های دایی مورد علاقه‌ش گوش کنیم،‏
‫کاری که خودش هم عاشقش بود.‏

00:32:45.341 --> 00:32:46.342
‫بفرمایین.‏

00:32:50.341 --> 00:32:52.301
‫‏- سلام به همه.‏
‫‏- سلام، آقای گری.‏

00:32:54.076 --> 00:32:56.811
‫تنها دلیلی که باعث شده
‫من الان اینجا باشم...‏

00:32:56.836 --> 00:33:00.356
‫برمی‌گرده به پسرِ خواهرزاه‌م، رجی لوید.‏

00:33:00.440 --> 00:33:01.774
‫روحش شاد.‏

00:33:02.358 --> 00:33:04.861
‫رجی، ازم مراقبت می‌کرد وقتی که...‏

00:33:04.886 --> 00:33:09.198
‫هیچ‌کس دیگه‌ای تحمل
‫بوی تعفن خونه‌م...‏

00:33:09.282 --> 00:33:11.993
‫یا بوی گند بدنم رو نداشت.‏

00:33:12.938 --> 00:33:16.581
‫اون یکی از اون مردهای سیاه‌پوست بزرگ بود...‏

00:33:16.606 --> 00:33:19.709
‫که همیشه حواسش به افراد سال‌خورده و بچه‌ها بود.‏

00:33:21.342 --> 00:33:25.757
‫مرد خوبی بود، که بیش از حد
‫توی یک خونه مونده بود.‏

00:33:27.842 --> 00:33:32.805
‫من هیچ‌وقت توی عمرم،‏
‫مثل اون نبودم.‏

00:33:35.584 --> 00:33:38.561
‫با خانمی به اسم سنسیا هاوارد ازدواج کرده بودم.‏

00:33:40.352 --> 00:33:42.790
‫آشناها می‌گفتن زن خوبی نیست.‏

00:33:42.815 --> 00:33:45.151
‫ولگرده. همش پول منو خرج می‌کنه.‏

00:33:46.561 --> 00:33:49.189
‫هیچ‌کس غیر از خودش براش مهم نبود.‏

00:33:49.405 --> 00:33:52.367
‫نه به من، نه به هیچ‌کس دیگه‌ای اهمیت نمی‌داد.‏

00:33:53.778 --> 00:33:56.245
‫نیسی، مادرت بهم گفت باید ترکش کنم...‏

00:33:56.329 --> 00:33:59.332
‫چون لیاقتم یه زنِ بهتره.‏

00:34:00.740 --> 00:34:06.756
‫ولی اون شبی که داریس هایند در خونه‌م رو زد،‏
‫مادرت اونجا نبود.‏

00:34:11.531 --> 00:34:14.034
‫سلام. سلام، خانم ورینگ.‏

00:34:14.059 --> 00:34:18.977
‫داریس یه زن جوون دلشکسته بود
‫که تازه مادرش مرده بود.‏

00:34:20.956 --> 00:34:26.045
‫مادرش، کورا پترسون،‏
‫موقع مرگ بهش گفته بود...‏

00:34:27.239 --> 00:34:30.701
‫که من پدرش هستم.‏

00:34:32.071 --> 00:34:35.116
‫یه مدتی با کورا رابطه داشتم...‏

00:34:36.181 --> 00:34:40.060
‫ولی وقتی با سنسیا آشنا شدم، ترکش کردم.‏

00:34:42.269 --> 00:34:44.680
‫ولی می‌دونستم که داریس بچۀ منه.‏

00:34:47.046 --> 00:34:48.463
‫ولی بغلش نکردم.‏

00:34:49.008 --> 00:34:52.046
‫در خونه رو باز نکردم
‫تا بهش بگم: «بفرما داخل!»‏

00:34:54.140 --> 00:34:55.348
‫بهش گفتم...‏

00:34:57.307 --> 00:35:01.895
‫‏«ببخشید ولی، حتماً مادرت اشتباه کرده.»‏

00:35:04.203 --> 00:35:07.942
‫و در رو به روش بستم.‏

00:35:10.321 --> 00:35:13.491
‫همین که داشت از پله‌ها می‌رفت پایین،‏
‫به سنسیا برخورد کرد.‏

00:35:15.626 --> 00:35:18.896
‫و همسرم، منو توی چهرۀ اون دختر می‌دید.‏

00:35:20.079 --> 00:35:22.874
‫اون دختر گریان رو در آغوش گرفت...‏

00:35:22.899 --> 00:35:24.959
‫و آوردش خونه.‏

00:35:26.507 --> 00:35:29.301
‫سنسیا عاشقش بود،‏
‫ولی من نمی‌تونستم.‏

00:35:30.965 --> 00:35:35.970
‫به‌خاطر مزاحمتی که برای زندگی ما
‫درست کرده بود، ازش کینه به دل داشتم...‏

00:35:35.995 --> 00:35:37.626
‫و احساسم رو پنهان نمی‌کردم.‏

00:35:39.283 --> 00:35:42.810
‫داریس، تا روز مرگش ازم متنفر بود.‏

00:35:44.275 --> 00:35:45.776
‫توی 42 سالگی مرد.‏

00:35:46.953 --> 00:35:48.788
‫ولی من به مراسم ختمش نرفتم...‏

00:35:49.718 --> 00:35:53.222
‫چون واسه چند سالی
‫اصلاً خبر نداشتم که مرده.‏

00:35:55.304 --> 00:35:58.182
‫شما رو نیاوردم اینجا
‫تا از مشکلات خودم براتون بگم...‏

00:35:58.220 --> 00:36:01.412
‫ولی این موضوع رو به دلیلی بهتون گفتم.‏

00:36:03.637 --> 00:36:08.228
‫بی‌عدالتی بزرگیه، اینکه من اینجا وایستادم...‏

00:36:09.461 --> 00:36:12.826
‫درحالی که رجی دیگه نفس نمی‌کشه.‏

00:36:15.028 --> 00:36:17.804
‫اون مرد خوبی بود
‫که لایق یه زندگی خوب بود.‏

00:36:18.575 --> 00:36:22.607
‫اون، لایق عشق همسر و بچه‌هاش بود.‏

00:36:24.442 --> 00:36:26.444
‫لیاقتش این سرنوشت نبود.‏

00:36:27.855 --> 00:36:29.440
‫من زندگیم رو به رجی مدیونم.‏

00:36:31.054 --> 00:36:35.424
‫و این یه بدهی سنگینه که می‌خوام
‫تمام و کمال پرداختش کنم.‏

00:36:37.223 --> 00:36:40.493
‫شما رو اینجا کشوندم،‌ تا شهادت بدم...‏

00:36:41.494 --> 00:36:47.125
‫که من، تالومی رابرتز گری،‏
‫هرکاری ازم برمیاد انجام می‌دم...‏

00:36:47.150 --> 00:36:51.962
‫تا تضمین کنم که فرزندان رجی در دنیایی که...‏

00:36:52.931 --> 00:36:58.261
‫مرگ آدم‌ها برای هیچ‌کس مهم نیست،‏
‫هیچ حسرتی نداشته باشن.‏

00:37:01.425 --> 00:37:04.804
‫اگه این بچه‌ها،‏
‫نصف مردی بشن که پدرشون بود...‏

00:37:05.794 --> 00:37:08.589
‫بعد همه افراد می‌تونن...‏

00:37:09.261 --> 00:37:11.283
‫همه می‌تونن...‏

00:37:14.777 --> 00:37:21.159
‫همه می‌تونن...‏
‫توی دنیایی زندگی کنن... که...‏

00:37:22.628 --> 00:37:27.081
‫زندگی همه... توی دنیا...‏

00:37:34.793 --> 00:37:40.803
‫می‌تونیم توی دنیایی زندگی کنیم
‫که جای بهتری واسه زندگی کردنه.‏

00:37:48.732 --> 00:37:50.845
‫از همه متشکرم. بریم سراغ غذا.‏

00:38:02.773 --> 00:38:03.774
‫حالت خوبه؟

00:38:04.405 --> 00:38:07.789
‫نه، ولی همونطوری هستم که باید باشم.‏‏

00:38:09.999 --> 00:38:12.363
‫اون دختره، داریس.‏

00:38:12.388 --> 00:38:14.045
‫دخترم، داریس؟

00:38:14.722 --> 00:38:16.349
‫دخترت، داریس.‏

00:38:17.382 --> 00:38:21.719
‫توی اون همه سال، هیچ‌وقت نخواستی
‫رابطه‌ت رو باهاش درست کنی؟‏

00:38:22.205 --> 00:38:23.429
‫حتی یه بار؟

00:38:24.868 --> 00:38:25.869
‫نه.‏

00:38:30.006 --> 00:38:31.679
‫چی شد که مرد؟

00:38:33.483 --> 00:38:34.756
‫اون...‏

00:38:36.273 --> 00:38:37.795
‫خودکشی کرد.‏

00:38:53.077 --> 00:38:54.794
‫الان ازم متنفری؟

00:38:56.585 --> 00:38:58.840
‫خودت بهتر می‌دونی متنفرم یا نه.‏

00:39:02.794 --> 00:39:05.680
‫می‌دونی، راجر تصمیم گرفته
‫رابطه‌ش رو با من جدی کنه.‏

00:39:05.705 --> 00:39:08.016
‫این که باهم باشیم و از این حرف‌ها.‏

00:39:08.041 --> 00:39:09.376
‫تو که جدی گرفتیش، مگه نه؟

00:39:10.014 --> 00:39:11.662
‫ولی شنیدنش رو دوست ندارم.

00:39:13.726 --> 00:39:15.130
‫قضیۀ پولت رو بهش گفتی؟

00:39:15.795 --> 00:39:17.066
‫کدوم پول؟

00:39:18.587 --> 00:39:21.029
‫اوه، پس تصمیمت رو گرفتی.‏

00:39:24.412 --> 00:39:26.705
‫می‌شه لطفاً الان راجع‌بهش حرف نزنیم؟

00:39:28.167 --> 00:39:30.663
‫هنوز فکر می‌کنم نظرت عوض می‌شه.

00:39:32.112 --> 00:39:33.333
‫نگاشون کن.‏

00:39:35.173 --> 00:39:36.836
‫مادرشون کجاست؟

00:39:37.341 --> 00:39:38.592
‫هی!‏

00:39:38.802 --> 00:39:40.165
‫من برم ببینم کجاست.‏

00:39:42.008 --> 00:39:43.266
‫لباس دامن‌دار پوشیدی.‏

00:39:58.483 --> 00:39:59.484
‫نینا؟

00:40:02.996 --> 00:40:05.323
‫‏- پاپا گری.‏
‫‏- تنها اینجا چی‌کار می‌کنی؟

00:40:05.406 --> 00:40:07.241
‫همه دارن غذا می‌خورن.‏

00:40:08.826 --> 00:40:10.870
‫فقط... داشتم فکر می‌کردم.‏

00:40:12.163 --> 00:40:16.668
‫ازت ممنونم که موندی.‏
‫امیدوارم چندتا حرف درست زده باشم.‏

00:40:17.899 --> 00:40:19.087
‫بیشتر از چندتا.‏

00:40:20.961 --> 00:40:24.384
‫آدم حسش می‌کنه، می‌دونی؟
‫اینکه چقدر عاشقش بودی.‏

00:40:25.245 --> 00:40:26.942
‫فقط من نبودم که انقدر دوستش داشتم.‏

00:40:27.566 --> 00:40:28.664
‫برعکس.‏

00:40:28.689 --> 00:40:29.689
‫آره.‏

00:40:29.714 --> 00:40:32.558
‫اون، خیلی عاشق تو هم بود،‏
‫امیدوارم اینو بدونی.‏

00:40:34.727 --> 00:40:35.728
‫می‌دونم.‏

00:40:36.157 --> 00:40:40.191
‫در واقع، اونقدر عاشقت بود که...‏

00:40:41.012 --> 00:40:44.313
‫وقتی فهمید یه مرد دیگه
‫به تو نظر داره...‏

00:40:45.048 --> 00:40:47.740
‫تصمیم گرفت خونه‌ش رو ببره به تگزاس.‏

00:40:50.777 --> 00:40:52.279
‫ببخشید، چی؟

00:40:52.304 --> 00:40:54.330
‫یکی از آخرین‌ چیزهایی که بهم گفت.‏

00:40:56.730 --> 00:40:58.042
‫شما چی جواب دادین؟

00:40:58.067 --> 00:41:00.169
‫فکر می‌کنی چی باید جواب می‌دادم؟

00:41:02.212 --> 00:41:03.589
‫نمی‌دونم.‏

00:41:05.503 --> 00:41:10.054
‫می‌دونی، من رفتم به جایی که
‫رجی کشته شده بود...‏

00:41:10.668 --> 00:41:13.224
‫و یه زنی رو پیدا کردم
‫که می‌گفت شاهد قتل بوده.‏

00:41:14.187 --> 00:41:20.315
‫گفت کسی که اونو کشته
‫سیاه‌پوست بوده و موهاش فِر بوده...‏

00:41:20.340 --> 00:41:22.384
‫و یه زخم بالای چشمش داشته.‏

00:41:25.492 --> 00:41:27.089
‫اسمی هم شنیده بوده؟

00:41:34.366 --> 00:41:37.707
‫ماشین رجی رو اینجا نمی‌بینم.‏

00:41:37.732 --> 00:41:39.250
‫خودت تنها اومدی اینجا؟

00:41:40.413 --> 00:41:41.418
‫نه.‏

00:41:41.443 --> 00:41:43.195
‫پس حتماً با کسی اومدی.‏

00:41:44.498 --> 00:41:45.632
‫آره.‏

00:41:46.427 --> 00:41:48.259
‫دوست خانوادگی‌ت، آلفرد؟

00:41:52.755 --> 00:41:54.057
‫من می‌رم داخل.‏

00:41:54.140 --> 00:41:55.512
‫به آلفرد گفته بودی که...‏

00:41:55.537 --> 00:41:58.645
‫رجی می‌خواد شما رو ببره به تگزاس؟

00:41:59.395 --> 00:42:01.940
‫من این موضوع رو به هیچ‌کس نگفته بودم.‏

00:42:02.615 --> 00:42:05.174
‫اون شبی که رجی کشته شد
‫آلفرد با تو بود؟

00:42:07.026 --> 00:42:10.353
‫من زن خوبی هستم، آقای گری. یه مادرم.‏

00:42:10.378 --> 00:42:14.827
‫وقتی اون گلوله خورد به سر رجی،‏
‫آلفرد پیش تو بود؟

00:42:14.852 --> 00:42:16.287
‫من زن خوبی هستم!‏

00:42:17.594 --> 00:42:19.345
‫آلفرد واسه چی رفته بوده زندان؟

00:42:20.083 --> 00:42:22.961
‫چی؟ کی اینو به شما گفته؟

00:42:22.986 --> 00:42:24.434
‫جواب سؤالم رو ندادی.‏

00:42:25.152 --> 00:42:26.818
‫از من می‌خواین چی بگم؟

00:42:26.843 --> 00:42:30.385
‫به اون گفته بودی که رجی
‫می‌خواد شما رو از اینجا ببره؟‏

00:42:30.410 --> 00:42:32.845
‫‏- نه...‏
‫‏- اون چی گفت؟ باید بمونی؟

00:42:32.870 --> 00:42:34.948
‫بهت چی گفت؟
‫این که تو زن اونی؟

00:42:34.973 --> 00:42:37.965
‫این که نباید جایی بری؟
‫این که متعلق به اونی؟

00:42:38.246 --> 00:42:40.056
‫‏- خبر داشتی؟
‫‏- نه!‏

00:42:40.081 --> 00:42:41.921
‫بهش شک هم نکردی؟

00:42:46.158 --> 00:42:48.448
‫‏- ازش پرسیدم.‏
‫‏- چی جواب داد؟

00:42:51.495 --> 00:42:52.740
‫زد زیر گوشم.‏

00:42:54.847 --> 00:42:56.128
‫منو انداخت زمین.‏

00:42:57.526 --> 00:42:59.998
‫و این مردیه که می‌خوای بهش تکیه کنی؟

00:43:02.792 --> 00:43:04.836
‫اون موقع 13 سالم بود.‏

00:43:05.988 --> 00:43:08.894
‫وقتی با آلفرد آشنا شدم
‫تازه 13 سالم شده بود...‏

00:43:08.919 --> 00:43:10.838
‫و اون...‏

00:43:13.678 --> 00:43:16.222
‫به همچین آدمی چی باید بگم، ها؟

00:43:18.986 --> 00:43:21.405
‫عاشق رجی بودم. واقعاً می‌گم.‏

00:43:22.228 --> 00:43:23.558
‫عاشقش بودم، ولی...‏

00:43:24.598 --> 00:43:26.308
‫ولی با آلفرد، فقط...‏

00:43:28.043 --> 00:43:30.337
‫من... نمی‌تونم توضیح بدم.‏

00:43:36.849 --> 00:43:39.639
‫حقیقت هرچی که هست،‏
‫قسم می‌خورم من خبر نداشتم.‏

00:43:40.350 --> 00:43:42.268
‫خب، من باید چی‌کار کنم؟

00:43:43.033 --> 00:43:45.722
‫عمو کوی‌داگ بهم می‌گفت...‏

00:43:45.752 --> 00:43:48.468
‫‏«باید بذاری رودخونه مسیرش رو طی کنه.»‏

00:43:50.068 --> 00:43:51.736
‫خب، این یعنی چی؟

00:43:51.761 --> 00:43:53.179
‫نمی‌دونم.‏

00:43:53.204 --> 00:43:55.094
‫منم همینو ازش ‌می‌پرسیدم.‏

00:43:55.834 --> 00:44:00.128
‫اون گفت:‏
‫‏«ما همه توی اون رودخونه هستیم، پسر...‏

00:44:01.347 --> 00:44:03.899
‫و رودخونه دقیقاً می‌دونه که کجا می‌ره.»‏

00:44:21.597 --> 00:44:22.756
‫سلام.‏

00:44:24.040 --> 00:44:25.287
‫ممنون که اومدی.‏

00:44:25.984 --> 00:44:27.841
‫‏- حالت خوبه؟
‫‏- آره.‏

00:44:28.885 --> 00:44:31.436
‫از حرف‌هایی که زدی خوشم اومد.‏

00:44:32.257 --> 00:44:35.551
‫انگار با بعضی واقعیت‌های
‫زندگی‌ت کنار اومدی.‏

00:44:36.568 --> 00:44:38.096
‫از این مطمئن نیستم.‏

00:44:38.771 --> 00:44:42.558
‫خب، دست‌کم انگار آماده‌ای که
‫اعتراف کنی حق با من بود...‏

00:44:44.482 --> 00:44:45.873
‫تو مرد خوبی هستی.‏

00:44:46.213 --> 00:44:47.673
‫مرد خوب؟

00:44:48.815 --> 00:44:53.569
‫آره، اینجا نشستم دست‌هات رو گرفتم
‫انگار که آینده‌ای در پیش داریم...‏

00:44:53.594 --> 00:44:56.613
‫درحالی که دکترم بهم گفته
‫روز‌های زندگیم به شماره افتاده.‏

00:44:58.668 --> 00:45:01.212
‫فکر کردی زن سال‌خورده‌ای مثل من نمی‌دونه...‏

00:45:01.237 --> 00:45:03.579
‫هر لحظه ممکنه آخرین لحظۀ زندگیش باشه؟

00:45:16.882 --> 00:45:18.759
‫برو با مهمونت صحبت کن.

00:45:19.258 --> 00:45:20.334
‫زود برمی‌گردم.‏

00:45:25.779 --> 00:45:29.505
‫فکر نکنم تا حالا توی جمعی بوده باشم
‫که تنها نفر سفیدپوست باشم.‏

00:45:31.170 --> 00:45:34.861
‫سخنرانی‌ت، خیلی تأثیرگذار بود.

00:45:35.327 --> 00:45:37.454
‫به طرز دردناکی صادقانه بود.‏

00:45:37.655 --> 00:45:40.325
‫انگار برای یکی دو دقیقه هم
‫رشته کلام از دستت در رفت.‏

00:45:40.512 --> 00:45:44.245
‫آره. آره، دیگه دارم به آخر خط می‌رسم.‏

00:45:45.507 --> 00:45:49.453
‫یه سؤالی ازت دارم، تالومی.‏
‫چرا منو دعوت کردی اینجا؟

00:45:51.002 --> 00:45:55.687
‫خب، قدیمی‌ها همیشه می‌گفتن:‏
‫‏‏«باید جواب خوبی رو داد، حتی اگه از طرف شیطان باشه.»‏

00:45:57.121 --> 00:45:59.478
‫و تو داری منو قربانی می‌کنی.‏

00:46:01.391 --> 00:46:04.836
‫قربانی شدن تو، در آینده
‫میلیون‌ها زندگی رو نجات می‌ده، تالومی.‏

00:46:05.321 --> 00:46:06.530
‫جدی؟

00:46:08.173 --> 00:46:12.857
‫قبلاً فکر می‌کردم باید تمام
‫سیاه‌پوست‌های آمریکا رو نجات بدم...‏

00:46:12.882 --> 00:46:15.509
‫با چیزی که یک مرد بزرگ دزدیده بود.‏

00:46:16.277 --> 00:46:18.577
‫‏- نظرت عوض شد؟
‫‏- نه.‏

00:46:18.673 --> 00:46:20.550
‫ولی متوجه شدم که...‏

00:46:20.575 --> 00:46:27.396
‫اون ازم می‌خواست به مردم قدرت بدم.‏

00:46:27.421 --> 00:46:34.220
‫اون ثروت رو منتقل کنم،‏
‫تا جایی که همه...‏

00:46:39.501 --> 00:46:40.856
‫غنی بشن.‏

00:46:42.222 --> 00:46:43.802
‫‏- منو ببخشید.‏
‫‏- بفرمایین.‏

00:46:49.449 --> 00:46:51.955
‫‏- ببخشید.‏
‫- آلفرد گالا.‏

00:46:51.980 --> 00:46:53.868
‫چه مرگته، پیرمرد؟

00:46:53.893 --> 00:46:56.618
‫رفتم به محل قتل خواهرزاده‌م.‏

00:46:56.946 --> 00:46:58.694
‫یه خانمی بود که می‌گفت...‏

00:46:58.719 --> 00:47:04.075
‫یه مرد سیاه‌پوست با موهای فر که یه زخم
‫بالای چشمش داشت، رجی رو کشت.‏

00:47:05.219 --> 00:47:07.328
‫نگران نباش. به کسی نگفتم.‏

00:47:07.353 --> 00:47:09.414
‫پلیس هم اصلاً براش مهم نیست.‏

00:47:09.900 --> 00:47:12.061
‫خب. حالا چی می‌خوای؟

00:47:13.085 --> 00:47:15.211
‫به دوست‌دخترت یه‌کم پول دادم.‏

00:47:15.295 --> 00:47:18.089
‫بهتره یه نگاهی بهش بندازی.‏
‫بیا خونۀ من.‏

00:47:18.114 --> 00:47:19.465
‫شاید معامله‌مون شد.‏

00:47:19.838 --> 00:47:20.967
‫چه‌جور معامله‌ای؟

00:47:21.759 --> 00:47:25.513
‫می‌خوام مطئنم بشم که بچه‌های رجی
‫زندگی خوبی در آینده دارن.‏

00:47:25.992 --> 00:47:30.121
‫و یکی از لازمه‌هاش اینه که
‫تو نباید توی این خانواده باشی.‏

00:47:30.810 --> 00:47:34.480
‫نمی‌تونم بذارم مردی بزرگ‌شون کنه
‫که قاتل پدرشون بوده.‏

00:47:34.564 --> 00:47:37.775
‫‏- پسره بچۀ منه.‏
‫‏- نینا اینو بهت گفته؟

00:47:37.859 --> 00:47:41.988
‫بخشی اعظمی از ذات اون بچه
‫از خوبیِ خواهرزاده‌م نشأت می‌گیره.‏

00:47:42.572 --> 00:47:43.848
‫پیرمرد روانی.‏

00:47:46.097 --> 00:47:47.243
‫شاید این درست باشه.‏

00:47:48.167 --> 00:47:53.708
‫ولی می‌خوام یه پول خوبی بهت بدم
‫تا دست از سر نینا و بچه‌هاش برداری.‏

00:47:54.719 --> 00:47:57.664
‫‏- چقدر؟
‫‏- پنج برابر چیزی که به اون دادم.‏‎

00:47:59.422 --> 00:48:01.925
‫فکر کردی من به‌خاطر پول
‫زنم رو ول می‌کنم؟

00:48:02.008 --> 00:48:03.217
‫ول‌مون کن، کاکاسیاه.‏

00:48:04.469 --> 00:48:06.512
‫معلومه که پوله رو می‌خوای.‏

00:48:09.545 --> 00:48:13.395
‫فردا ظهر ساعت 2
‫منتظرت هستم.‏

00:48:13.396 --> 00:48:23.396
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.