﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:10.750
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:05.751 --> 00:00:11.501


00:00:11.556 --> 00:00:17.556


00:00:18.071 --> 00:00:19.072
‫پیتی!

00:00:21.116 --> 00:00:23.619
‫پیتی! پیتی!

00:00:28.582 --> 00:00:31.376
‫- وایستا! وایستا!
‫- بذار برم! باید برم.

00:00:32.668 --> 00:00:35.714
‫نه! باید نجاتش ‌‌بدیم، مامان! باید نجاتش بدیم!

00:00:35.797 --> 00:00:38.634
‫- نه! دست بردار! وایستا! وایستا، عزیزم.
‫- نه! بذار برم!

00:00:40.469 --> 00:00:43.138
‫پیتی! پیتی! پیتی!

00:00:43.680 --> 00:00:45.599
‫ماود! ماود!

00:00:45.682 --> 00:00:46.683
‫کمک!

00:00:49.603 --> 00:00:51.813
‫پیتی! پیتی!

00:00:54.775 --> 00:00:56.026
‫پیتی.

00:00:58.654 --> 00:00:59.655
‫پیتی.

00:01:02.366 --> 00:01:03.617
‫پیتی.

00:01:03.700 --> 00:01:05.452
‫نترس، ماود.

00:01:06.036 --> 00:01:07.704
‫نترس. بیا بریم.

00:01:25.389 --> 00:01:29.685
‫نه، نه.
‫نه، ولم کنین! ولم کنین!

00:01:30.727 --> 00:01:32.187
‫خواهش می‌کنم. عزیزم!

00:01:32.271 --> 00:01:33.855
‫بذارین برم بچه‌م رو بیارم!

00:01:35.357 --> 00:01:37.818
‫بذارین برم بچه‌م رو بیارم!

00:01:37.901 --> 00:01:40.904
‫بچه‌م! یکی بچه‌م رو بیاره!

00:01:41.738 --> 00:01:43.740
‫دیگه می‌تونیم وایستیم، پیتی.

00:01:43.741 --> 00:01:50.741


00:02:41.742 --> 00:02:48.532


00:02:48.537 --> 00:02:53.537


00:02:53.560 --> 00:02:55.020
‫صبح بخیر.

00:02:55.103 --> 00:02:56.813
‫سلام.

00:02:59.858 --> 00:03:01.026
‫داغی.

00:03:02.903 --> 00:03:04.696
‫داشتم تو آتیش می‌دویدم.

00:03:06.949 --> 00:03:08.909
‫ورقه‌های قیر آتیش گرفته بودن.

00:03:08.992 --> 00:03:11.828
‫دوست‌دختر کوچولوم، ماود پتیت،
‫اون تو بود، کم‌کم داشت می‌سوخت.

00:03:11.912 --> 00:03:13.747
‫دویدم داخل و نجاتش دادم.

00:03:13.830 --> 00:03:15.874
‫انگار این دفعه خواب خوبی بوده.

00:03:15.958 --> 00:03:20.879
‫مطئمن نیستم که بشه بهش گفت خواب خوب،
‫ولی دیگه وقتش رسیده بود.

00:03:20.963 --> 00:03:25.175
‫آره، خب، هر چی که بوده،
‫خوب و آروم به نظر میای. اولین باره.

00:03:25.259 --> 00:03:27.427
‫آره، خب، این بالا آروم نیستم.

00:03:30.222 --> 00:03:34.226
‫یادمه 54، 55 سال پیش...

00:03:34.309 --> 00:03:39.815
‫داشتم یه کتاب کمیک دربارۀ ثور،
‫خدای اسکاندیناویاییِ رعد و برق می‌خوندم.

00:03:41.316 --> 00:03:45.779
‫پدرش، اودین،
‫صاحب تاج و تخت بود.

00:03:46.947 --> 00:03:50.367
‫اسم تخت پادشاهیش «هلیدسکاف» بود.

00:03:51.743 --> 00:03:53.787
‫و وقتی که اودین روی اون تخت می‌نشست...

00:03:53.870 --> 00:04:00.168
‫می‌تونست همه چیز رو،
‫در همه جا، در آنِ واحد ببینه.

00:04:02.296 --> 00:04:04.006
‫این بالا همچین حسی دارم.

00:04:04.965 --> 00:04:10.637
‫ماود و مادرم. سنسیا. تو.

00:04:10.721 --> 00:04:11.722
‫من؟

00:04:12.639 --> 00:04:14.099
‫یه ماه هم نشده که من رو می‌شناسی.

00:04:16.268 --> 00:04:20.053
‫اگه تو کنارم نبودی،
‫الان من؛ خودِ واقعیم نبودم که اینجا نشسته.

00:04:23.942 --> 00:04:25.193
‫هنوز داغم؟

00:04:26.236 --> 00:04:29.197
‫آره. یه‌کم از این آب بخور.

00:04:30.991 --> 00:04:32.117
‫واسه قرصته.

00:04:34.912 --> 00:04:36.371
‫من می‌رم دوش بگیرم.

00:04:38.540 --> 00:04:40.208
‫خانم شرلی ورینگ زنگ زد.

00:04:41.835 --> 00:04:44.671
‫و-ر-ی-ن-گ!

00:04:44.755 --> 00:04:45.756
‫آره.

00:04:56.725 --> 00:04:57.726
‫الو؟

00:04:57.809 --> 00:04:59.645
‫منم، تالومی.

00:04:59.728 --> 00:05:02.105
‫می‌دونستم کیه.

00:05:02.189 --> 00:05:04.399
‫قبل از اینکه تلفن زنگ بخوره می‌دونستم توئی.

00:05:04.483 --> 00:05:06.485
‫چه کمکی از دستم برمیاد، خانم ورینگ؟

00:05:07.027 --> 00:05:09.738
‫- می‌تونی بگی «بله.»
‫- بله.

00:05:09.821 --> 00:05:12.574
‫اصلاً نمی‌خوای بدونی داری
‫به چی جواب مثبت می‌دی؟

00:05:12.658 --> 00:05:13.784
‫معلومه که ‌می‌خوام...

00:05:13.867 --> 00:05:17.579
‫ولی اینکه بله رو الان بگم
‫یا بعدش فرقی نمی‌کنه.

00:05:17.663 --> 00:05:19.831
‫یه‌ذره دیوونه‌ای، مگه نه، تالومی ‌گری؟

00:05:19.915 --> 00:05:23.252
‫هستم، ولی همین دیوونگیه
‫که باعث می‌شه یه تکونی بخورم.

00:05:23.335 --> 00:05:26.046
‫خب، اگه باعث بشه‌ تکون بخوری
‫و بیای باهم ناهار بخوریم...

00:05:26.129 --> 00:05:29.424
‫به‌نظرم چای‌خونۀ مونیک
‫در خیابون هیل، جای خوبیه.

00:05:30.008 --> 00:05:32.844
‫فردا ظهر ساعت 2
‫تو خونه‌م منتظرتم.‏

00:05:36.640 --> 00:05:39.017
‫می‌شه بذاریمش برای فردا؟

00:05:39.601 --> 00:05:40.894
‫دارم داروهای جدید مصرف می‌کنم...

00:05:40.978 --> 00:05:43.021
‫و الان یه‌جورایی زمین‌گیرم کردن.

00:05:43.105 --> 00:05:45.691
‫- پس، فردا؟
‫- قطعاً.

00:05:46.191 --> 00:05:48.193
‫- ساعت یک؟
‫- میام.

00:05:48.944 --> 00:05:51.321
‫- خداحافظ، تالومی.
‫- خداحافظ، شرلی.

00:06:00.414 --> 00:06:01.915
‫خداحافظ، شرلی.

00:06:05.877 --> 00:06:07.421
‫یه لحظه بیشتر کار ندارم.

00:06:07.504 --> 00:06:09.172
‫فقط می‌خواستم یه نگاه تو آینه بندازم.

00:06:09.256 --> 00:06:10.257
‫از لباست خوشم میاد.

00:06:10.340 --> 00:06:14.720
‫واقعاً؟ اولش خیلی ازش خوشم نیومد،
‫ولی نمی‌دونم، شاید.

00:06:16.763 --> 00:06:18.140
‫خانم ورینگ چطوره؟

00:06:18.223 --> 00:06:19.600
‫به صرف چای دعوتم کرد.

00:06:20.309 --> 00:06:21.977
‫- چای؟
‫- امروز عصر.

00:06:22.561 --> 00:06:25.307
‫خیلی خب، خب، اگه خودت
‫دوست داری بری، پس…

00:06:25.314 --> 00:06:27.775
‫تو و راجر امروز عصر تا چه ساعتی بیرون می‌مونین؟

00:06:28.775 --> 00:06:29.985
‫نمی‌دونم. چرا؟

00:06:30.068 --> 00:06:34.164
‫خب، تو این فکر بودم که شاید بعد از ناهار،
‫بیایم خونه و یه‌کم خوش بگذرونیم.

00:06:34.907 --> 00:06:36.188
‫«خوش گذروندن» رو توضیح بده.

00:06:36.187 --> 00:06:38.498
‫آدم باید یه رازهایی رو
‫پیش خودش نگه داره، مگه نه؟

00:06:38.577 --> 00:06:41.330
‫خیلی خب، باشه،
‫تمام رازهات رو پیش خودت نگه دار.

00:06:41.413 --> 00:06:42.539
‫چقدر زمان لازم داری؟

00:06:42.623 --> 00:06:44.750
‫خب، احتمالاً ناهار تا ساعت 3 تموم می‌شه.

00:06:44.833 --> 00:06:46.627
‫به‌نظرم، یکی دو ساعت بعد از اون.

00:06:46.710 --> 00:06:47.794
‫یکی دو ساعت...

00:06:50.088 --> 00:06:52.591
‫باشه. خب، فقط مراقب باش چیزیت نشه، دایی.

00:06:52.674 --> 00:06:54.635
‫در اون مورد نمی‌تونم قولی بدم.

00:07:01.141 --> 00:07:02.517
‫سلام.

00:07:07.064 --> 00:07:08.148
‫چطوری؟

00:07:08.232 --> 00:07:10.192
‫- خوبم، تو چی؟
‫- خوبم.

00:07:17.491 --> 00:07:19.243
‫- روبه‌راهی؟
‫- آره، خوبم.

00:08:02.119 --> 00:08:03.579
‫سلام، پیتی‌پاپا.

00:08:05.664 --> 00:08:11.920
‫اگه یه روز آزاد داشتی، اجاره‌ت پرداخت
‫شده بود و یه‌ذره پول تو بانک داشتی…

00:08:13.171 --> 00:08:14.256
‫چی کار می‌کردی؟

00:08:19.678 --> 00:08:24.892
‫قبل از طلوع آفتاب بیدار می‌شدیم.

00:08:28.020 --> 00:08:31.607
‫با اتوبوس می‌رفتیم دریاچۀ آلتونا.

00:08:34.151 --> 00:08:39.071
‫جوراب‌ها و کفش‌هامون رو در می‌آوردیم،
‫لب ساحل راه می‌رفتیم...

00:08:39.864 --> 00:08:41.950
‫طلوع خورشید رو تماشا می‌کردیم.

00:08:42.034 --> 00:08:43.285
‫فقط همین؟

00:08:45.746 --> 00:08:47.372
‫بعد می‌رفتیم یه موزه...

00:08:48.498 --> 00:08:51.209
‫خودمون رو در زیبایی هنر غرق می‌کردیم.

00:09:00.344 --> 00:09:01.345
‫آره.

00:09:57.317 --> 00:09:58.318
‫آقای، گری.

00:09:59.653 --> 00:10:00.654
‫صبح بخیر.

00:10:13.250 --> 00:10:15.627
‫- اسمت چیه؟
‫- هرناندز.

00:10:16.420 --> 00:10:18.088
‫از آشنایی باهات خوشحالم، آقای هرناندز.

00:10:18.171 --> 00:10:21.091
‫نه، آقای گری.
‫آقای هرناندز نه، هرناندز خالی.

00:10:21.174 --> 00:10:22.426
‫این اسم رو دوست دارم.

00:10:23.302 --> 00:10:27.264
‫- اهل همین اطرافی، هرناندز؟
‫- 40 ساله اینجام. دقیق 38 سال.

00:10:27.347 --> 00:10:31.184
‫هفت سالم بود که پدر و مادرم
‫از مزرعه‌ای در جنوب مکزیک اومدن اینجا.

00:10:31.268 --> 00:10:32.603
‫هنوزم اسپانیایی صحبت می‌کنی؟

00:10:32.686 --> 00:10:35.272
‫نه، فقط لهجه‌ش رو دارم.

00:10:36.064 --> 00:10:37.441
‫یه چند کلمه هم بلدم.

00:10:37.524 --> 00:10:39.484
‫جالبه که چه چیزهایی با آدم می‌مونن، نه؟

00:10:39.568 --> 00:10:40.861
‫آره.

00:10:41.778 --> 00:10:42.821
‫آره، جالبه.

00:11:23.362 --> 00:11:24.446
‫ببخشید.

00:11:26.114 --> 00:11:29.576
‫اون چشم‎ها رو نگاه کن،
‫چی می‌بینی؟

00:11:29.660 --> 00:11:30.661
‫نمی...

00:11:30.744 --> 00:11:34.331
‫منظورم اینه که... وقتی
‫چشم‌ها رو... نگاه می‌کنی...

00:11:35.040 --> 00:11:37.167
‫فقط بهم بگو چی می‌بینی.

00:11:42.214 --> 00:11:43.215
‫نمی‌دونم.

00:11:44.883 --> 00:11:46.510
‫مصمم بودن، شاید؟

00:11:47.594 --> 00:11:50.973
‫- اعتقاد. مبارزه طلبی.
‫- نه، نه، نه.

00:11:51.056 --> 00:11:54.351
‫یعنی آره، تو...
‫احتمالاً درست می‌گی.

00:11:54.935 --> 00:11:58.021
‫ولی منظور من این بود که…

00:11:59.648 --> 00:12:00.649
‫چه رنگی؟

00:12:01.733 --> 00:12:06.488
‫وقتی دور چشم‌هاش رو نگاه می‌کنی،
‫چه... چه رنگی رو می‌بینی؟

00:12:08.198 --> 00:12:09.199
‫آبی؟

00:12:09.283 --> 00:12:11.410
‫- آبی؟
‫- آبی.

00:12:12.536 --> 00:12:13.537
‫آبی…

00:12:15.163 --> 00:12:16.665
‫- بله، آبیه.
‫- آره.

00:12:17.332 --> 00:12:18.333
‫آبی.

00:12:19.459 --> 00:12:20.460
‫ممنون، خانم.

00:12:20.544 --> 00:12:21.545
‫خواهش می‌کنم.

00:12:23.630 --> 00:12:24.631
‫‌‌آبی‌‌.

00:12:28.510 --> 00:12:29.886
‫آبی‌‌.

00:12:32.306 --> 00:12:33.432
‫آبی‌‌.

00:12:59.291 --> 00:13:00.584
‫نگاش کن.

00:13:03.670 --> 00:13:05.380
‫همینه. بگیرش.

00:13:06.757 --> 00:13:08.342
‫بنداز. بندازش.

00:13:09.635 --> 00:13:10.636
‫یه ماهی خوب بگیر.

00:13:11.637 --> 00:13:13.305
‫بیخیال. بهتر از این‌ها می‌تونی بندازی.

00:13:23.273 --> 00:13:26.652
‫- چرا... وایستادیم؟
‫- چون رسیدیم، آقای گری.

00:13:28.445 --> 00:13:30.572
‫- اینجا کجاست؟
‫- دریاچۀ آلتونا.

00:13:30.656 --> 00:13:32.942
‫گفتین می‌خواین بیان اینجا، مگه نمی‌خواستین؟

00:13:35.035 --> 00:13:36.203
‫آره، آره، درسته.

00:14:16.159 --> 00:14:17.202
‫قشنگه.

00:14:18.912 --> 00:14:21.707
‫قشنگ‌تر از اینم دیدم، ولی همینم خوبه.

00:14:22.833 --> 00:14:23.959
‫تقریباً وقتش شده.

00:14:24.751 --> 00:14:25.919
‫می‌دونم.

00:14:26.920 --> 00:14:28.547
‫بهتره برگردی خونه.

00:14:30.465 --> 00:14:33.719
‫می‌رم ولی قبلش یه کاری دارم.

00:14:37.472 --> 00:14:38.473
‫قول می‌دم.

00:14:39.266 --> 00:14:41.059
‫زیاد طولش نده، باشه، پیتی؟

00:14:42.102 --> 00:14:43.386
‫سعیم رو می‌کنم.

00:15:11.340 --> 00:15:12.716
‫رسیدیم، آقای گری.

00:15:12.799 --> 00:15:14.259
‫دوباره برگشتیم خونه.

00:15:14.343 --> 00:15:17.262
‫مرسی، هرناندز.
‫خوشحال شدم.

00:15:17.346 --> 00:15:18.889
‫همچنین.

00:15:19.640 --> 00:15:20.641
‫این…

00:15:23.518 --> 00:15:24.853
‫این برای توئه.

00:15:24.937 --> 00:15:27.606
‫ممنون، ولی انعام نمی‌گیریم.
‫برخلاف مقرراته.

00:15:27.689 --> 00:15:29.358
‫خب، به‌عنوان انعام درنظر نگیر...

00:15:29.441 --> 00:15:34.655
‫به‌عنوان... یه لطف... یا تشکر بیشتر درنظر بگیر.

00:15:35.614 --> 00:15:40.077
‫یه مرد با قیافۀ خشن
‫و موهای سیخ‌سیخ...

00:15:40.160 --> 00:15:43.497
‫قراره... بیاد‌‌ اینجا،
‫بیاد دم در خونه‌م.

00:15:43.580 --> 00:15:44.915
‫موضوع چیه، آقای گری؟

00:15:44.998 --> 00:15:46.875
‫موضوع خاصی نیست.

00:15:46.959 --> 00:15:49.336
‫فقط وقتی اومد داخل...

00:15:49.419 --> 00:15:51.797
‫می‌خوام حدوداً پنج دقیقه صبر کنی...

00:15:51.880 --> 00:15:55.384
‫و شروع کنی به بوق زدن،
‫انگار اومدی دنبالم.

00:15:55.467 --> 00:15:58.470
‫یه‌جوری بوق بزن که انگار دنیا داره به آخر می‌رسه.

00:15:58.553 --> 00:16:00.055
‫یه‌جوری که انگار روز قیامته، باشه؟

00:16:00.138 --> 00:16:02.724
‫- فقط همین؟ فقط می‌خواین همین کار رو بکنم؟
‫- بله، آقا. فقط همین.

00:16:02.808 --> 00:16:05.143
‫اگه لطف کنی و این کار رو برام انجام بدی...

00:16:05.227 --> 00:16:06.728
‫یه پیرمرد رو خوشحال می‌کنی.

00:16:09.565 --> 00:16:11.024
‫براتون انجامش می‌دم، آقای گری.

00:16:12.818 --> 00:16:14.069
‫لازم نیست بهم پول بدین.

00:16:17.698 --> 00:16:20.075
‫ممنون. ممنون، هرناندز.

00:16:20.158 --> 00:16:22.953
‫خیلی لطف داری.
‫خیلی ممنونم.

00:16:23.036 --> 00:16:24.037
‫خواهش می‌کنم، آقا.

00:16:24.121 --> 00:16:25.747
‫- شب خوبی داشته باشی.
‫- شما هم همینطور.

00:17:48.538 --> 00:17:51.625
‫2 به علاوۀ 9 می‌شه 11.

00:17:56.880 --> 00:18:00.050
‫2 به علاوۀ 9 می‌شه 11.

00:18:08.850 --> 00:18:09.851
‫رابین.

00:18:12.479 --> 00:18:16.733
‫اینجا نشستم و...
‫منتظر حقیقت هستم.

00:18:17.401 --> 00:18:20.487
‫حتی با وجود اینکه الان همه چیز رو یادم میاد...

00:18:21.488 --> 00:18:24.491
‫نمی‌دونم واقعاً چه اتفاقی افتاده.

00:18:25.075 --> 00:18:27.536
‫و یه مرد باید حقیقت رو بدونه.

00:18:27.619 --> 00:18:31.665
‫می‌دونم که من احتیاج دارم بدونم،
‫تا بتونم با توجه به حقیقت عمل کنم.

00:18:39.047 --> 00:18:42.386
‫بابت... اتفاقی که قراره امروز
‫اینجا بیفته، معذرت می‌خوام.

00:18:44.803 --> 00:18:46.942
‫ولی باید اوضاع رو راست‌وریس کنم.

00:18:48.765 --> 00:18:51.386
‫اون حرومزاده باید تقاص
‫کاری که کرده رو بده.

00:18:55.314 --> 00:18:57.608
‫می‌دونم این چیزی نیست که تو می‌خواستی‌‌..‌‌.

00:19:00.235 --> 00:19:01.486
‫ولی راه دیگه‌‌ای وجود نداره.

00:19:04.948 --> 00:19:08.243
‫خودشه. حقیقت در جسم یه مرد.

00:19:10.621 --> 00:19:12.539
‫می‌دونم خونه‌ای، پیرمرد.

00:19:13.123 --> 00:19:14.833
‫دوستت دارم، رابین.

00:19:22.758 --> 00:19:25.552
‫- کیه؟
‫- خودت خوب می‌دونی کیه.

00:19:26.553 --> 00:19:28.138
‫در لعنتی رو باز کن!

00:19:28.889 --> 00:19:30.265
‫بیا داخل. بازه.

00:19:42.319 --> 00:19:44.029
‫بشین، آقای گالا.

00:20:02.798 --> 00:20:07.928
‫وقتی بچه بودم، در شهر بردتِ ایالت می‌سی‌سی‌پی
‫زندگی می‌کردیم، پیرمردها به ما بچه‌‌ها می‌گفتن...

00:20:08.011 --> 00:20:10.639
‫از شیشه‌ای که درش باز شده مشروب نخوریم.

00:20:10.722 --> 00:20:12.432
‫واقعاً؟ چرا؟

00:20:12.516 --> 00:20:14.560
‫خب، اون زمان، اگه کسی دشمن داشت...

00:20:14.643 --> 00:20:16.812
‫تو یه چشم‌به‌هم‌زدن یه‌کم
‫سم می‌ریخت توی نوشیدنیش.

00:20:16.895 --> 00:20:18.981
‫آره، ولی خودتم داری از همون شیشه می‌خوری.

00:20:19.064 --> 00:20:20.357
‫دیدی که بخورم؟

00:20:24.027 --> 00:20:26.446
‫به نفعته دست از مسخره‌بازی برداری، پیرمرد.

00:20:26.530 --> 00:20:28.642
‫احتمال اینکه اتفاقی به خودت صدمه بزنی، زیاده.

00:20:28.657 --> 00:20:33.275
‫دیدی؟ اینم یه دلیل دیگه که ممکنه
‫تو اون شیشه سم وجود داشته باشه.

00:20:33.704 --> 00:20:35.831
‫همونطور که خودت می‌گی من پیرم.

00:20:35.914 --> 00:20:39.164
‫شاید فقط برای تسکین دردهام
‫حاضر باشم قید زندگیم رو بزنم.

00:20:40.669 --> 00:20:42.671
‫داری می‎گی توی این ویسکی چیزی ریختی؟

00:20:42.754 --> 00:20:44.506
‫تو برادرزاده‌م رو کشتی؟

00:21:04.443 --> 00:21:06.445
‫نمی‌خوام مسمومت کنم، آلفرد.

00:21:07.654 --> 00:21:08.822
‫به نفعته نکنی.

00:21:14.828 --> 00:21:17.205
‫می‌بینم که به سکه‌های طلام نگاه می‌کنی.

00:21:17.998 --> 00:21:19.374
‫تو فکر اینی که ازم بگیری‌شون؟

00:21:19.458 --> 00:21:21.084
‫فقط فکر نمی‌کنم.

00:21:21.168 --> 00:21:24.129
‫غیر از اون، اصلاً به چه درد تو می‌خورن؟

00:21:24.796 --> 00:21:25.881
‫می‌خوای چی کار کنی؟

00:21:25.964 --> 00:21:28.050
‫بری وگاس، عشق و حال کنی، کاکاسیاه؟

00:21:28.133 --> 00:21:30.886
‫انقدر پیری که راست هم نمی‌تونی بکنی.

00:21:32.387 --> 00:21:36.058
‫در واقع، نینا بهم گفت حتی
‫بیرون هم نمی‌تونی بری...

00:21:36.141 --> 00:21:38.143
‫چون اگه بری یه زنی هست
‫که ازت دزدی می‌کنه.

00:21:38.227 --> 00:21:39.603
‫هر دفعه که می‌ری همین کار رو می‌کنه.

00:21:39.686 --> 00:21:40.854
‫فکرش رو بکن.

00:21:41.855 --> 00:21:43.523
‫یه مرد گنده از یه هرزه می‌ترسه.

00:21:43.607 --> 00:21:46.176
‫این کاکاسیاه رو باید شلّاقی‌ش کرد.

00:21:47.319 --> 00:21:50.280
‫اگه این سکه‌ها رو داشتی چی کار می‌کردی؟

00:21:50.364 --> 00:21:54.386
‫می‌بردم‌شون پیش یه جواهرساز یهودی.
‫اگه واقعاً طلا باشن، به وزن طلاشون می‌فروختم‌شون.

00:21:54.910 --> 00:21:57.287
‫دقیقاً همون حرفی که
‫انتظار دارم یه احمق بزنه.

00:21:57.371 --> 00:21:59.456
‫- به کی می‌گی احمق؟
‫- تو.

00:22:01.208 --> 00:22:03.126
‫این دوبلون‌ها رو نگاه کن.

00:22:03.210 --> 00:22:06.296
‫قدیمی‌ان. خیلی قدیمی.

00:22:06.880 --> 00:22:10.342
‫سکه‌های اصیل آمریکایی.
‫کلکسیونی حساب می‌شن.

00:22:11.134 --> 00:22:15.498
‫یکی از این‌ها واسه یه کلکسیونر
‫بیشتر از 40000 دلار ارزش داره.

00:22:16.890 --> 00:22:20.266
‫ولی طلای خالی‌شون 4000 دلار می‌ارزه.

00:22:21.478 --> 00:22:22.563
‫خیلی خب.

00:22:23.939 --> 00:22:26.742
‫خب، بدشون به من،
‫من واسه فروختن‌شون یه کلکسیونر پیدا می‌کنم.

00:22:28.860 --> 00:22:33.907
‫می‌تونم ترتیبی بدم که هر ماه
‫یکی از این‌ها به دستت برسه...

00:22:33.991 --> 00:22:36.617
‫یا معادل ارزش‌شون پول نقد بگیری، به مدت یه سال.

00:22:36.618 --> 00:22:41.331
‫می‌تونم این کار رو بکنم.
‫فقط باید به سؤال‌های من جواب بدی.

00:22:41.415 --> 00:22:43.917
‫- فکر می‌کردم که جواب رو می‌دونی.
‫- می‌دونم.

00:22:45.377 --> 00:22:47.254
‫ولی می‌خوام از دهن خودت بشنوم.

00:22:48.672 --> 00:22:50.924
‫اونوقت چرا باید همچین غلطی بکنم؟

00:22:51.008 --> 00:22:53.260
‫به همون دلیلی که تن لشت رو آوردی اینجا.

00:22:54.094 --> 00:22:55.137
‫واسه پول.

00:22:56.638 --> 00:23:01.101
‫ماهی دو سکه،
‫یا معادل نقدی‌شون واسه یه سال.

00:23:04.021 --> 00:23:06.356
‫حواست رو جمع کن، پسرم.
‫شوخی‌بردار نیست.

00:23:21.830 --> 00:23:22.831
‫آره.

00:23:24.249 --> 00:23:27.164
‫آره، برادرزادۀ کوچولوی بی‌نوات رو من کشتم.

00:23:28.170 --> 00:23:32.049
‫به سرش شلیک کردم
‫چون می‌خواست زن من رو ببره.

00:23:32.966 --> 00:23:34.468
‫حالا تو خونه‌ش زندگی می‌کنم.

00:23:35.510 --> 00:23:37.971
‫زنش با منه، زن خودم.

00:23:39.348 --> 00:23:41.767
‫ماشینش زیر پامه.

00:23:41.850 --> 00:23:43.727
‫تو تختش می‌خوابم.

00:23:44.895 --> 00:23:48.386
‫بچۀ اون و بچۀ خودم،
‫هر دوشون من رو بابا صدا می‌کنن.

00:23:50.817 --> 00:23:52.569
‫چـ... چی؟

00:23:52.653 --> 00:23:54.363
‫کی منو تو اون کوچه دیده؟

00:23:54.446 --> 00:23:56.365
‫تفنگت رو دربیار، پسر!
‫روش اسلحه بکش!

00:23:56.448 --> 00:23:59.159
‫آهای! اینجا رو نگاه کن.
‫کی منو تو اون کوچه دیده؟

00:23:59.785 --> 00:24:02.454
‫روزنامه‌ها هیچی درمورد شاهد ننوشته بودن.

00:24:03.580 --> 00:24:07.542
‫به شیطان اعتقاد داری، آقای گالا؟

00:24:11.838 --> 00:24:13.173
‫شیطانت دقیقاً همینجا دست منه.

00:24:13.257 --> 00:24:15.842
‫آره. الانم این سکه‌ها رو می‌برم.

00:24:15.926 --> 00:24:19.930
‫و فکر می‌کنم که دلم می‌خواد با نینا بمونم، خب؟

00:24:20.013 --> 00:24:23.517
‫و بعدش بهم می‌گی که
‫اون شب کی من رو دیده.

00:24:23.600 --> 00:24:26.270
‫به تو هیچ کوفتی نمی‌گم.

00:24:26.353 --> 00:24:27.729
‫حا‌‌‌لا...

00:24:27.813 --> 00:24:31.149
‫اگه اون پول رو بهم ندی و چیزی
‫که می‌خوام بدونم رو بهم نگی...

00:24:31.233 --> 00:24:33.735
‫خفه‌ت می‌کنم، پیرمرد خرفت.

00:24:33.819 --> 00:24:36.363
‫و بعد اون رابین پرفیس‌وافاده رو انقدر می‌زنم تا...

00:24:36.446 --> 00:24:38.907
‫تا جای تمام سکه‌های طلات و رازهات رو لو بده.

00:24:38.991 --> 00:24:40.534
‫رابین، نه!

00:24:44.246 --> 00:24:46.498
‫وای، پسر.

00:24:46.582 --> 00:24:49.793
‫- نسبت به یه پیرمرد قوی‌ای.
‫- واسه همین هنوز زنده‌ام.

00:24:49.876 --> 00:24:51.753
‫آره، فکر می‌کنی می‌تونی از پس من بربیای؟

00:24:51.837 --> 00:24:54.506
‫از اون مطمئن نیستم،
‫ولی مطمئنم که می‌تونم یه گلوله حرومت کنم.

00:24:54.590 --> 00:24:56.800
‫وایسا... صبر کن، پیرمرد.

00:24:56.883 --> 00:24:58.927
‫سنسیا با این به شوهرش شلیک کرد.

00:25:00.053 --> 00:25:01.346
‫آهای! آهای...

00:25:01.430 --> 00:25:02.556
‫چی؟

00:25:02.639 --> 00:25:04.516
‫مادر...

00:25:18.030 --> 00:25:19.781
‫نمی‌تونستم بذارم با رابین کاری داشته باشه.

00:25:19.865 --> 00:25:22.159
‫بگیرش، پسر! قبل از اینکه فرار کنه بگیرش!

00:25:22.242 --> 00:25:23.243
‫زود باش!

00:25:25.245 --> 00:25:26.997
‫نه، نه، نه.

00:25:35.964 --> 00:25:37.174
‫وای، خدا.

00:25:49.478 --> 00:25:50.479
‫مامان؟

00:25:54.107 --> 00:25:55.525
‫نباید بذاری با رابین کاری داشته باشه.

00:25:55.609 --> 00:25:56.944
‫سنسیا؟

00:25:57.527 --> 00:25:59.863
‫اینم لنگۀ همون مردهاییه که من رو آتیش زدن.

00:26:01.615 --> 00:26:04.993
‫نه، پیتی. نه! می‌تونیم بریم شنا کنیم.

00:26:07.913 --> 00:26:10.249
‫جلوی دعواشون رو بگیرین.

00:26:10.332 --> 00:26:11.792
‫دایی، تو همیشه بهم می‌گفتی...

00:26:13.627 --> 00:26:15.754
‫خانواده همه چیز آدمه.

00:26:15.837 --> 00:26:17.881
‫- زود باش، عزیزم.
‫- بگیرش، پسر.

00:26:26.390 --> 00:26:27.558
‫هی!

00:26:27.641 --> 00:26:30.143
‫- لعنتی...
‫- یکی کمک کنه! به‌نظر یه چیزیش شده.

00:26:33.939 --> 00:26:34.940
‫لعنتی!

00:26:38.443 --> 00:26:39.444
‫وای، خدا.

00:26:39.528 --> 00:26:42.531
‫- داستان چیه؟
‫- یکی... کمکم کنه.

00:26:42.614 --> 00:26:45.117
‫- یکی کمکم کنه.
‫- هی، زنگ بزن آمبولانس بیاد!

00:26:46.785 --> 00:26:48.870
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- می‌خوام کمکت کنم.

00:26:48.954 --> 00:26:50.622
‫ول کن. این واسه منه، مرد. بدش من...

00:26:50.706 --> 00:26:53.500
‫- می‌خوام برات کمک بیارم! دست بردار!
‫- می‌کشمت.

00:26:53.584 --> 00:26:54.585
‫ول کن! بذار برم!

00:26:54.668 --> 00:26:57.588
‫بده! بذار برم! بذار برم!

00:26:57.671 --> 00:27:01.216
‫آهای! تو... تو!
‫آهای تو... از اون مرد دور شو، دزد!

00:27:02.342 --> 00:27:04.052
‫گم شو!

00:27:04.136 --> 00:27:06.263
‫- زنگ می‌زنم آمبولانس بیاد.
‫- لعنت به تو!

00:27:06.346 --> 00:27:08.807
‫وای، خدا.

00:27:08.891 --> 00:27:12.019
‫بهت رسیدم. گرفتمت.

00:27:13.562 --> 00:27:15.689
‫گرفتـ... گرفتمش، رجی.

00:27:15.772 --> 00:27:17.983
‫من... اون تقاص پس می‌ده.

00:27:18.066 --> 00:27:19.610
‫آره. فرار...

00:27:20.444 --> 00:27:21.445
‫فرار کن.

00:27:21.528 --> 00:27:23.864
‫فرار... فرار کن.
‫آره، فرار کن.

00:27:23.947 --> 00:27:28.285
‫- لطفاً کمکم کنین. من...
‫- من این... این... حرومزاده رو گرفتم.

00:27:30.954 --> 00:27:33.916
‫اون... اون... تقاص کارش رو پس می‌ده.
‫اون... تقاص پس می‌ده.

00:27:36.176 --> 00:27:41.176
‫«کاری از بهادر و صاحب»
‫«30nama.com»

00:27:43.775 --> 00:27:44.818
‫مراقب باش، پسر!‏

00:27:45.440 --> 00:27:46.566
‫کوی؟

00:27:46.591 --> 00:27:48.472
‫‏- دیگه تمومه، پیتی.‏
‫‏- سلاح رو بنداز زمین.‏

00:27:48.497 --> 00:27:51.642
‫‏- تمومه.‏
‫‏- این با من. آقای گری.‏

00:27:51.667 --> 00:27:54.436
‫آقای گری، لطفاً اون اسلحه رو بیارین پایین.‏

00:27:55.664 --> 00:27:57.147
‫همین الان بیارینش پایین.‏‎

00:27:58.649 --> 00:27:59.805
‫متوجه می‌شین؟

00:28:03.408 --> 00:28:06.622
‫حواسم بهتون هست، آقای گری. حواسم هست.‏

00:28:09.627 --> 00:28:12.322
‫دارمت. دارمت.‏

00:28:14.498 --> 00:28:15.499
‫دارمت.‏

00:28:16.500 --> 00:28:17.584
‫‏- چیزی نداره.
‫‏- دارمت.‏

00:28:20.574 --> 00:28:23.827
‫وای، خدا. خدایا. وای، خدا.‏

00:28:24.888 --> 00:28:26.264
‫خدایا کمکم کن.‏

00:28:28.410 --> 00:28:29.870
‫دارمت، آقای گری.‏

00:28:30.575 --> 00:28:33.934
‫با من بیاین. خب؟
‫با من بیاین.‏

00:28:34.810 --> 00:28:35.936
‫با من بیاین.‏

00:28:36.478 --> 00:28:38.188
‫این حق رو دارین که سکوت کنین.‏

00:28:38.272 --> 00:28:41.191
‫هر حرفی که بزنین می‌تونه در دادگاه
‫علیه شما مورد استفاده قرار بگیره.‏

00:28:41.275 --> 00:28:42.943
‫حق دارین وکیل داشته باشین...‏

00:28:43.429 --> 00:28:46.438
‫‏[شش ماه بعد]‏

00:28:47.698 --> 00:28:48.782
‫آقای گری؟

00:28:50.325 --> 00:28:52.101
‫آقای گری، صدای منو می‌شنوین؟

00:28:58.187 --> 00:28:59.397
‫آقای گری.‏

00:29:00.942 --> 00:29:02.319
‫شیطان.‏

00:29:03.797 --> 00:29:05.007
‫الان توی جهنمیم؟

00:29:05.978 --> 00:29:07.146
‫حال‌تون چطوره؟

00:29:08.552 --> 00:29:11.386
‫شیطان رو شکست دادم.‏
‫کار بزرگی کردم، نه؟

00:29:12.514 --> 00:29:13.791
‫بله، درسته.‏

00:29:23.478 --> 00:29:24.896
‫حالت چطوره، پیتی؟

00:29:25.745 --> 00:29:27.003
‫کوی‌داگ.‏

00:29:27.471 --> 00:29:30.365
‫کاری که خواسته بودی رو انجام دادم...‏

00:29:30.449 --> 00:29:33.660
‫و گنج، گنج باقی موند...‏

00:29:33.744 --> 00:29:35.871
‫چون با خون تقدیس شده بود.‏

00:29:35.954 --> 00:29:38.165
‫همیشه می‌دونستم موفق می‌شی.‏

00:29:45.883 --> 00:29:47.170
‫سلام، پیرمرد.‏

00:29:49.319 --> 00:29:51.887
‫رجی! رجی!‏

00:29:51.970 --> 00:29:53.055
‫حالت چطوره؟

00:29:53.080 --> 00:29:54.623
‫اوه، رجی.‏

00:29:55.671 --> 00:29:57.601
‫رجی، خیلی شرمنده‌م.‏

00:29:57.626 --> 00:29:58.878
‫واسه چی؟

00:30:00.110 --> 00:30:02.814
‫یادم رفت واسه چی.‏

00:30:02.898 --> 00:30:05.083
‫چیزی نیست که به‌خاطرش
‫شرمنده باشی، دایی.‏

00:30:05.489 --> 00:30:07.074
‫تمام تلاشت رو کردی.‏

00:30:08.473 --> 00:30:10.341
‫گمونم راست می‌گی.‏

00:30:21.421 --> 00:30:22.839
‫تقلا نکن، دایی.‏

00:30:23.627 --> 00:30:25.003
‫من می‌تونم برات بازش کنم.‏

00:30:25.519 --> 00:30:26.854
‫رابین.‏

00:30:27.589 --> 00:30:30.342
‫اولین پرندۀ بهار.‏

00:30:35.877 --> 00:30:37.099
‫همه بایستید.‏

00:30:46.336 --> 00:30:47.442
‫لطفاً، بشینین.‏

00:30:51.396 --> 00:30:54.658
‫یادداشت‌های ارائه شده رو مطالعه کردم،‏
‫و برام کاملاً واضحه که...‏

00:30:54.683 --> 00:30:58.145
‫بعد از این جلسه می‌تونم به‌طور کامل
‫این پرونده رو حل و فصل کنم.‏

00:30:58.287 --> 00:31:00.247
‫خب، مایلم که
‫از این فرصت استفاده کنم...‏

00:31:00.330 --> 00:31:04.668
‫و اعتراض خودم رو به شواهدی که توسط
‫تیم خانم بارنت ارائه شده، بازگو کنم.‏

00:31:04.751 --> 00:31:07.462
‫خانم قاضی، در وصیت‌نامۀ آقای
‫تالومی گری به صراحت بیان شده که...‏

00:31:07.546 --> 00:31:11.550
‫اگه شکایتی علیه خواسته‌هاش طرح بشه
‫باید این شهادت برای عموم آشکار بشه.‏

00:31:11.633 --> 00:31:14.678
‫به هر حال، ما اینجاییم تا عملی بودن
‫خواسته‌های ایشون رو ثابت کنیم.‏

00:31:14.761 --> 00:31:16.889
‫لازم نیست به من بگین
‫چرا اینجاییم، خانم لین.‏

00:31:18.348 --> 00:31:22.352
‫دلیلی نمی‌بینم که درخواست آقای گری
‫نتونه وارد مدارک پرونده بشه.‏

00:31:22.436 --> 00:31:25.230
‫مهم نیست حرف خانم بارنت
‫یا وکیل‌شون چیه...‏

00:31:25.314 --> 00:31:27.521
‫فقط یک راه‌حل برای اثبات صحت...‏

00:31:27.546 --> 00:31:31.358
‫به اصطلاح خواستۀ آقای گری، وجود داره.‏

00:31:31.491 --> 00:31:34.740
‫من 33 اظهارنامه...‏

00:31:34.823 --> 00:31:36.617
‫از همسایه‌ها، دوستان...‏

00:31:36.700 --> 00:31:39.202
‫و همینطور مغازه‌دارهای اطراف
‫محلۀ آقای گری دارم.‏

00:31:39.227 --> 00:31:43.365
‫همه‌شون گفتن که
‫حداقل از شش سال پیش...‏

00:31:43.390 --> 00:31:46.668
‫آقای گری رفتاری از خودشون
‫نشون دادن که از دید قانون...‏

00:31:46.693 --> 00:31:48.795
‫زوال عقل تلقی می‌شه.‏

00:31:48.879 --> 00:31:51.894
‫مدت‌ها قبل از آشنایی‌شون با خانم بارنت.‏

00:31:51.919 --> 00:31:57.346
‫خانوادۀ آقای گری توی این مدت
‫به تمام نیازهای اون رسیدگی کردن.‏

00:31:57.429 --> 00:32:00.098
‫تنها دلیلی که باعث شد
‫خانم بارنت با ایشون آشنا بشه...‏

00:32:00.123 --> 00:32:03.310
‫این بود که هیلدا براون یک بار
‫ازش خواست مراقب آقای گری باشه.‏

00:32:03.335 --> 00:32:04.528
‫درسته.‏

00:32:04.553 --> 00:32:08.315
‫تمام دارایی تالومی گری
‫باید به خانواده‌ش برسه...‏

00:32:08.340 --> 00:32:10.303
‫به آدمایی که واقعاً
‫بهش اهمیت می‌دادن.‏

00:32:10.328 --> 00:32:12.254
‫نه به یه خانم جوان...‏

00:32:12.279 --> 00:32:15.697
‫که مشخصاً از یک پیرمرد
‫پریشان حال سوءاستفاده کرده.‏

00:32:16.657 --> 00:32:19.952
‫آقای آبراموویتز، در جواب ادعای
‫آقای مالمن چی می‌گین؟

00:32:20.035 --> 00:32:22.503
‫تالومی بهم گفت که خانواده‌ش
‫ممکنه با چنین ادعاهایی...‏

00:32:22.528 --> 00:32:24.081
‫بخوان جلوی خواسته‌ش رو بگیرن.‏‎

00:32:24.106 --> 00:32:26.869
‫من بهش پیشنهاد کردم که
‫به دیدن آنجلا لین بره تا...‏

00:32:26.894 --> 00:32:31.141
‫بتونه هر ادعایی مبنی بر اینکه
‫مشکل ذهنی داره رو رد کنه.‏

00:32:42.182 --> 00:32:44.601
‫من سه تا سیب سرخ،‏ دوتا پرتقال...‏

00:32:44.626 --> 00:32:46.703
‫و یه سوسیس دارم
‫که از فروشگاه خریدم.‏

00:32:47.521 --> 00:32:49.732
‫خب، وقتی بچه بودم...‏

00:32:49.757 --> 00:32:53.268
‫یه‌کم سوسیس با پورۀ سیب خونگی
‫بدجور سرحالم می‌آورد.‏

00:32:54.861 --> 00:32:56.738
‫من چندتا سیب دارم؟

00:32:56.822 --> 00:32:59.366
‫با شما باید حرف بزنم یا با دوربین؟

00:32:59.391 --> 00:33:00.518
‫به من بگین عالیه.‏

00:33:00.543 --> 00:33:04.588
‫خب، خودت می‌گی سه‌تا
‫پس گمونم منم باید باور کنم.‏

00:33:05.831 --> 00:33:07.291
‫امروز چه روزیه؟

00:33:07.374 --> 00:33:11.837
‫امروز 21 آپریل 2021‌ـه.‏

00:33:11.920 --> 00:33:15.048
‫سه روز بعد از تولد خواهرم جون.‏

00:33:15.799 --> 00:33:17.175
‫یادته، نیسی؟

00:33:17.259 --> 00:33:19.219
‫اسم کامل‌تون چیه؟

00:33:19.303 --> 00:33:22.180
‫من تالومی رابرتز گری هستم.

00:33:22.264 --> 00:33:27.060
‫تالومی، اسم پادشاه یونانی مصر بود
‫که پدر کلئوپاترا هم بود.‏

00:33:27.144 --> 00:33:30.981
‫رابرتز، اسم میانی خانوادۀ مادرم بود.‏

00:33:31.064 --> 00:33:35.235
‫و گری هم فامیلی پدرم بود،‏
‫که هیچ‌وقت نشد ببینمش.‏

00:33:35.319 --> 00:33:37.154
‫می‌دونین چرا اینجاییم، آقای گری؟

00:33:37.237 --> 00:33:39.586
‫بله، برای این که بتونم یه
‫وصیتنامۀ غیرقابل فسخ بنویسم...‏

00:33:39.611 --> 00:33:44.119
‫باید ثابت کنم که از لحاظ ذهنی
‫در صحت و سلامت هستم.‏

00:33:44.202 --> 00:33:47.164
‫مطلعین که گفتگوی ما
‫با دوربین داره ضبط می‌شه؟

00:33:47.247 --> 00:33:50.417
‫بله، اولین باره که جلوی دوربین وایستادم.‏

00:33:50.500 --> 00:33:52.002
‫وقتی بچه بودم، می‌سی‌سی‌پی زندگی می‌کردیم...‏

00:33:52.085 --> 00:33:54.680
‫بیشتر مردم حتی یه دوربین عادی هم نداشتن.

00:33:54.705 --> 00:33:57.716
‫پس، هیچ اشکالی نداره که من
‫از این ویدئو برای اثبات اینکه...‏

00:33:57.799 --> 00:34:01.595
‫شما در حال حاضر هیچ‌گونه
‫مشکل ذهنی ندارین، استفاده کنم؟

00:34:01.620 --> 00:34:02.721
‫بله، خانم.‏

00:34:02.804 --> 00:34:04.932
‫‏- پس می‌خواین یه وکالت تنظیم کنین؟
‫‏- بله، درسته.‏

00:34:04.957 --> 00:34:09.144
‫می‌خوام این وکالت رو به رابین بارنت بدم.‏

00:34:09.228 --> 00:34:11.647
‫یعنی، نه اینکه اون مالک همه‌چیز بشه...‏

00:34:11.729 --> 00:34:14.106
‫فقط این دارایی رو مدیریت کنه.‏

00:34:14.191 --> 00:34:18.070
‫و معتقدین که خانواده‌تون
‫لایق میراث شما نیستن؟

00:34:18.153 --> 00:34:19.403
‫نه، اینجوری نیست.‏

00:34:19.488 --> 00:34:21.930
‫یعنی، اونا بچه‌های خوبی هستن.‏

00:34:21.955 --> 00:34:26.327
‫فقط می‌خوام رابین کسی باشه که
‫هر ماه پول منو مدیریت کنه.‏

00:34:26.411 --> 00:34:29.664
‫و مدیریت کنه که وقتی
‫بچه‌های رجی می‌رن دانشگاه...

00:34:29.747 --> 00:34:31.041
‫براشون پول وجود داشته باشه.

00:34:31.065 --> 00:34:35.092
‫و یه مقدار پول هم برای کتاب‌های هیلیارد...

00:34:35.097 --> 00:34:37.164
‫چون وقتی بالاخره بیفته زندان،
‫اونجا باید کتاب بخونه.

00:34:37.165 --> 00:34:40.008
‫و چرا می‌خواین خانم بارنت
‫مسئول این دارایی باشه؟

00:34:40.092 --> 00:34:43.262
‫رابین از اون آدماست که هرجا هست
‫مسئولیت همه‌چی رو دستش می‌گیره.‏

00:34:43.345 --> 00:34:47.474
‫می‌دونی، قبل این سر رو بالش بذاره
‫مطمئن می‌شه که حال همه خوبه.‏

00:34:47.557 --> 00:34:50.184
‫نظم توی خون این بچه‌ست.‏

00:34:50.269 --> 00:34:53.272
‫و اون ولخرج و سبک‌سر نیست.‏

00:34:53.354 --> 00:34:56.816
‫می‌شه... چند کلمه با خودش حرف بزنم؟

00:34:56.900 --> 00:34:57.985
‫بفرمایین.‏

00:34:59.069 --> 00:35:02.489
‫رابین، می‌خوام که بدونی...‏

00:35:02.573 --> 00:35:07.119
‫به‌خاطر کسی که هستی
‫و کارهایی که کردی...‏

00:35:08.078 --> 00:35:14.918
‫مطمئنم اگه کوی اینجا بود خیلی خوشحال می‌شد
‫از اینکه دارم میراثش رو به تو می‌سپارم.‏

00:35:16.178 --> 00:35:17.379
‫تو منو نجات دادی.‏

00:35:18.059 --> 00:35:20.311
‫کمکم کردی به قولم عمل کنم.‏

00:35:21.425 --> 00:35:25.461
‫و می‌خوام بدونی که همۀ
‫اون سال‌های قبل از تو...‏

00:35:25.486 --> 00:35:27.368
‫برام معنایی نداشتن.‏

00:35:29.733 --> 00:35:31.018
‫دوستت دارم، پرنده.‏

00:35:39.109 --> 00:35:43.655
‫خب، مشخصاً این حق برای ما محفوظه
‫که همۀ این اسناد رو برسی کنیم...‏

00:35:43.680 --> 00:35:47.284
‫و تمام این مدارک توسط
‫کارشناس‌ها بررسی بشه.‏

00:35:47.367 --> 00:35:49.328
‫ولی مشکلات دیگه‌ای هم وجود داره.‏

00:35:49.411 --> 00:35:50.412
‫مثل؟

00:35:50.495 --> 00:35:52.289
‫مثل سن این خانم.‏

00:35:52.372 --> 00:35:55.208
‫‏- اون یه دختر نوجوونه.‏
‫‏- من 18 سالمه.‏

00:35:55.212 --> 00:35:58.687
‫یه دختر نوجوون، که مدرک تحصیلی‌اش
‫به‌زور با دیپلم برابری می‌کنه...‏

00:35:58.688 --> 00:36:02.174
‫که درضمن، با سلاح سرد
‫به موکلین من حمله کرده.‏

00:36:02.257 --> 00:36:05.260
‫اعتراض دارم. هیچ مدرکی وجود نداره که
‫نشون بده خانم بارنت به کسی حمله کرده.‏

00:36:05.285 --> 00:36:06.905
‫نه گزارش شده،
‫نه با پلیس تماس گرفته شده...

00:36:06.930 --> 00:36:11.356
‫اون درحال تعقیب و کتک زدن
‫یک زن با صندلی دیده شده.‏

00:36:11.381 --> 00:36:12.381
‫شایعه‌ست.‏

00:36:12.406 --> 00:36:14.645
‫و هیچ‌وقت هم برای عیادت از
‫آقای گری به آسایشگاه نرفت.‏

00:36:14.670 --> 00:36:15.662
‫ولی اون که...‏

00:36:15.687 --> 00:36:18.690
‫چون خانوادۀ تنی آقای گری
‫سرپرستی موقت گرفته بودن...‏

00:36:18.715 --> 00:36:21.843
‫و خانم بارنت رو حتی از دیدنِ
‫آقای گری هم منع کرده بودن.‏

00:36:21.868 --> 00:36:24.036
‫‏- واسه شیش ماه.‏
‫‏- حالا می‌رسیم به همین آقای وکیل.‏

00:36:24.061 --> 00:36:25.636
‫ایشون برای 6 ماه...‏

00:36:25.661 --> 00:36:28.884
‫اختیار حساب امانات آقای گری رو به دست گرفته.

00:36:28.909 --> 00:36:34.122
‫در تماس نزدیک با خانم بارنت بوده،‏
‫و به شاکی‌ها‏ تقریباً هیچی نداده...‏

00:36:34.147 --> 00:36:36.739
‫و از انتشار برنامۀ پرداختی‌ها امتناع کرده.‏

00:36:36.764 --> 00:36:39.561
‫آقای گری خودش اینو خواسته بود.‏

00:36:39.586 --> 00:36:41.772
‫‏- از کجا معلوم؟
‫‏- داری می‌گی من دروغ می‌گم؟

00:36:41.797 --> 00:36:43.927
‫‏- بیخیال.‏
‫‏- آقایون لطفاً بشینین.‏

00:36:43.952 --> 00:36:47.261
‫خانم قاضی، تمام حرف من اینه که
‫اینم از همون پرونده‌هاست...

00:36:47.286 --> 00:36:50.664
‫که یه زن جوان به‌خاطر پول
‫یه پیرمرد رو اغوا کرده.‏

00:36:50.689 --> 00:36:53.267
‫داری بهش تهمت می‌زنی.‏
‫داری به من تهمت می‌زنی.‏

00:36:53.292 --> 00:36:57.020
‫آقایون، بشینین!‏

00:36:57.104 --> 00:36:58.188
‫لطفاً، بشینین.‏

00:36:59.523 --> 00:37:01.942
‫یا به جرم برهم زدن نظم دادگاه متهم‌تون می‌کنم.

00:37:02.150 --> 00:37:03.819
‫وقت ناهاره.‏

00:37:03.902 --> 00:37:07.030
‫بریم یه استراحتی بکنیم
‫و ساعت 2:30 جلسه رو ادامه بدیم.‏

00:37:07.906 --> 00:37:09.579
‫خانم بارنت.‏

00:37:09.595 --> 00:37:11.790
‫ممکنه چند دقیقه بمونین
‫تا باهم حرف بزنیم؟

00:37:28.510 --> 00:37:30.781
‫هیلدا و پسرش رو تهدید کردی؟

00:37:35.350 --> 00:37:36.643
‫می‌خوای منو گول بزنی.‏

00:37:36.727 --> 00:37:40.647
‫‏- نه. می‌خوام درک کنم.‏
‫‏- چی رو؟

00:37:40.731 --> 00:37:42.808
‫کل این پرونده عجیبه.‏

00:37:42.879 --> 00:37:44.831
‫زوال عقلی که یه شبه خوب شد...‏

00:37:44.856 --> 00:37:47.921
‫پیرمردی که تحصیلات رسمی نداشته
‫و میلیاردها دلار سرمایه داره.‏

00:37:47.946 --> 00:37:49.798
‫خب، پاپا‌گری تا کلاس سوم درس خوند...‏

00:37:49.823 --> 00:37:52.478
‫بعد تا آخر عمرش
‫مشغول کتاب خوندن بود، پس...‏

00:37:52.503 --> 00:37:53.744
‫تو چی؟

00:37:54.870 --> 00:37:58.540
‫پدرت توی خیابون کشته شد
‫و مادرت هم تن‌فروش بود.‏

00:38:01.360 --> 00:38:06.715
‫می‌دونی، یه مرد سفیدپوست بود که،‏
‫اون موقع از مشتری‌های مادرم بود...‏

00:38:06.740 --> 00:38:10.119
‫و یه روز که مادرم نبود
‫اومد خونۀ ما.‏

00:38:10.260 --> 00:38:12.846
‫سعی کرد لباسم رو پاره کنه
‫منم یه چاقو کشیدم بیرون...‏

00:38:12.871 --> 00:38:17.386
‫قبل ازینکه آباژور رو بکوبم تو سرش،
‫اینجام رو برید.‏

00:38:17.449 --> 00:38:19.660
‫هشت بار بهش چاقو زدم.‏

00:38:19.867 --> 00:38:22.585
‫و خدا بهش رحم کرد که نمرد.‏

00:38:22.996 --> 00:38:25.874
‫ولی مادرم وقتی که منو دید...‏

00:38:25.899 --> 00:38:30.195
‫خودش رو جمع‌و‌جور کرد،‏
‫خودش بخیه‌م کرد...‏

00:38:30.220 --> 00:38:32.099
‫هرکاری ازش بر می‌اومد انجام داد.‏

00:38:34.037 --> 00:38:37.373
‫برام مهم نیست مادرم چی بود.‏
‫اون عاشقم بود.‏

00:38:38.878 --> 00:38:40.932
‫به‌نظر درست مثل آقای گری.‏

00:38:45.276 --> 00:38:48.674
‫هیچ‌وقت کسی مثل اون رو ندیدم.‏

00:38:49.841 --> 00:38:53.176
‫تمام زندگیش رو صبر کرد
‫تا بتونه کار درست رو انجام بده و...‏

00:38:53.201 --> 00:38:55.386
‫توی آخرین روزهای سلامتیش موفق شد.‏

00:38:55.973 --> 00:38:59.351
‫‏- اون آلفرد گالا رو کشت.‏
‫‏- آره، آلفرد حقش بود.‏

00:39:01.172 --> 00:39:03.730
‫شاید بهتر باشه
‫وکیلت رو خبر کنیم.‏

00:39:03.814 --> 00:39:04.815
‫چرا؟

00:39:04.898 --> 00:39:07.025
‫چون همین الان به یه حمله اعتراف کردی.‏

00:39:07.109 --> 00:39:08.819
‫که چی؟ می‌خوای منو بندازی زندان؟

00:39:08.902 --> 00:39:10.654
‫ممکنه توی جلسه
‫علیه تو تصمیم بگیرم.‏

00:39:10.679 --> 00:39:13.057
‫‏- برام مهم نیست.‏
‫‏- پول رو نمی‌خوای؟

00:39:13.082 --> 00:39:14.294
‫من چی می‌خوام؟

00:39:15.005 --> 00:39:18.620
‫من مدرک ستاره‌شناسی‌م رو می‌خوام...‏

00:39:18.645 --> 00:39:22.374
‫و می‌خوام با ایلان ماسک برم مریخ.‏

00:39:22.399 --> 00:39:24.543
‫اگه پول رو نمی‌خوای
‫پس چرا اینجایی؟

00:39:24.568 --> 00:39:26.487
‫چون عاشق پاپا‌گری هستم.‏

00:39:27.186 --> 00:39:31.061
‫و مطمئنم اون اگه بود ازم می‌خواست
‫از خودم دفاع کنم و تو دادگاه نماینده‌ش باشم.

00:39:32.503 --> 00:39:36.386
‫اگه من تصمیم بگیرم که تو باید
‫به میراث آقای گری نظارت کنی، چی؟

00:39:38.174 --> 00:39:40.634
‫از اون ویدئو که ضبط کرده خبر نداشتم.‏

00:39:43.854 --> 00:39:46.023
‫قبل از دیدن اون ویدئو...‏

00:39:46.048 --> 00:39:50.736
‫مطمئن بودم که می‌خوای
‫به نفع نیسی رأی بدی.‏

00:39:50.819 --> 00:39:56.617
‫آقای آبراموویتز هم بهم گفته بود که
‫ممکنه اونا توی دادگاه برنده بشن.‏

00:39:57.498 --> 00:40:00.334
‫پس، من از قبل با این موضوع کنار اومدم.‏

00:40:00.871 --> 00:40:03.123
‫ولی اگه به نفع تو رأی بدم چی؟

00:40:03.206 --> 00:40:08.921
‫واسه سه و نیم سال
‫باید برم کالج تا لیسانس بگیرم...‏

00:40:08.946 --> 00:40:15.344
‫بعدش هم چهار تا شیش سال
‫برای تحصیلات تکمیلی وقت می‌خوام.‏

00:40:16.111 --> 00:40:19.615
‫پس ظرف ده سال
‫من دکترام رو می‌گیرم، و...‏

00:40:19.640 --> 00:40:22.893
‫آرتی و لاتیشا هم تا اون موقع
‫تازه می‌خوان برن کالج...‏

00:40:22.918 --> 00:40:26.730
‫و هیلی هم یا واسه خودش کسی شده...‏

00:40:26.755 --> 00:40:28.315
‫یا افتاده زندان، و...‏

00:40:28.340 --> 00:40:30.509
‫خانم ورینگ هم احتمالاً مرده.‏

00:40:32.402 --> 00:40:36.198
‫پس، اگه پاپا گری اینو می‌خواسته...‏

00:40:49.666 --> 00:40:50.781
‫رابین.‏

00:40:51.546 --> 00:40:53.340
‫شما می‌تونین برین.‏

00:40:53.423 --> 00:40:54.758
‫مطمئنی مشکلی نیست؟

00:40:54.841 --> 00:40:57.636
‫آره. فامیل تنی نیستیم،‏
‫ولی اون نزدیک‌ترین کسیه که دارم.‏

00:40:58.246 --> 00:40:59.247
‫باشه.‏

00:41:03.393 --> 00:41:04.477
‫امـم...‏

00:41:04.502 --> 00:41:07.437
‫آقای مالمن گفت
‫ما می‌تونیم به تصمیم اعتراض کنیم.‏

00:41:08.044 --> 00:41:10.088
‫نمی‌خوام با تو بحث کنم، خاله نیسی.‏

00:41:10.113 --> 00:41:13.402
‫پس، اگه می‌خوای برگردی به دادگاه
‫همه‌چی پای خودت.‏

00:41:14.992 --> 00:41:17.524
‫‏- چقدر؟
‫‏- چی؟

00:41:18.156 --> 00:41:19.311
‫چقدر؟

00:41:19.336 --> 00:41:20.867
‫خیلی خب.‏

00:41:20.892 --> 00:41:24.121
‫اونقدری که برای مخارج
‫تو و نینا کافی باشه.‏

00:41:24.146 --> 00:41:27.558
‫و بچه‌ها بتونن برن کالج،‏
‫هیلی هم همینطور، اگه می‌خواد بره.‏‏

00:41:27.583 --> 00:41:29.557
‫درضمن پاپا گری ازم خواست که...‏

00:41:29.582 --> 00:41:32.563
‫برای سیاه‌پوست‌ها یه کمک هزینه
‫در نظر بگیرم، تا زندگی‌شون بهتر بشه.‏‎

00:41:32.588 --> 00:41:34.070
‫و می‌خوام به آقای آبراموویتز بگم...‏

00:41:34.095 --> 00:41:36.967
‫یه مؤسسه تأسیس کنیم
‫و بیشتر پول رو بذاریم اونجا.‏

00:41:36.992 --> 00:41:38.060
‫خب؟

00:41:38.085 --> 00:41:41.263
‫اون هم‌خون منه، رابین،‏
‫نه تو.‏

00:41:41.288 --> 00:41:43.490
‫پس چرا مثل هم‌خون باهاش رفتار نکردی؟

00:41:43.515 --> 00:41:44.943
‫فکر می‌کنی من با پاپا گری...‏

00:41:44.968 --> 00:41:46.493
‫اگه یه بار توی خونه‌ش پا می‌ذاشتی...‏

00:41:46.518 --> 00:41:48.270
‫تو ناظر دارایی‌هاش می‌شدی، نه من.‏

00:41:48.295 --> 00:41:50.981
‫خیلی جرئت داری، دختر کوچولو.

00:41:51.006 --> 00:41:54.985
‫داری به من می‌گی تمام این سال‌ها
‫واسه پاپا گری چی‌کار کردم و نکردم؟

00:41:55.010 --> 00:41:56.236
‫چندین سال‌!‏

00:41:57.099 --> 00:41:59.523
‫می‌فهمی؟ نه چند هفته.‏

00:42:05.412 --> 00:42:07.998
‫‏- ببین، بابت اتفاقاتی که برات افتاد متأسفم...‏
‫‏- صحیح.‏

00:42:09.181 --> 00:42:10.307
‫واقعاً می‌گم.‏

00:42:14.004 --> 00:42:18.332
‫و شاید در حقت کم لطفی کردم.‏
‫الان متوجه این شدم، ولی...‏

00:42:19.449 --> 00:42:22.804
‫رابین، من تو رو آوردم توی خونه‌م.‏

00:42:22.888 --> 00:42:25.682
‫‏- بعدش پرتم کردی بیرون!‏
‫‏- چون می‌خواستم ازت محافظت کنم!‏

00:42:25.707 --> 00:42:27.876
‫‏- چطوری متوجه این نمی‌شی؟
‫‏- حالا هرچی.‏

00:42:27.901 --> 00:42:30.604
‫چون پاپا گری اصلاً منو نمی‌شناخت
‫ولی بازم منو توی خونه‌ش راه داد.‏

00:42:30.629 --> 00:42:33.427
‫و هیچ انتظاری از من نداشت،‏
‫و منم هیچ انتظاری ازش نداشتم.‏

00:42:38.090 --> 00:42:40.474
‫دست بردار، خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.‏

00:42:41.615 --> 00:42:43.033
‫قصدم اذیت کردنت نیست.

00:42:43.762 --> 00:42:46.891
‫فقط دارم به خواستۀ پاپا گری عمل می‌کنم.‏

00:42:47.454 --> 00:42:49.164
‫باید این کارو بکنم.‏

00:42:57.375 --> 00:42:58.835
‫دلم برات تنگ شده بود.‏

00:43:05.248 --> 00:43:06.912
‫منم باید به مبارزه ادامه بدم.‏

00:43:07.558 --> 00:43:09.977
‫‏- ولی...‏
‫‏- باید این کار رو بکنم.‏

00:43:36.044 --> 00:43:37.045
‫هی.‏

00:43:37.879 --> 00:43:40.424
‫هی، حالت خوبه؟

00:43:40.507 --> 00:43:42.217
‫آره، خوبم. ممنون.‏

00:43:46.763 --> 00:43:48.098
‫پاپا گری؟

00:43:51.016 --> 00:43:52.227
‫پاپا گری.‏

00:43:53.437 --> 00:43:54.605
‫پاپا گری.‏

00:43:55.856 --> 00:43:57.018
‫سلام.‏

00:43:59.065 --> 00:44:00.733
‫‏- پرنده؟
‫‏- آره.‏

00:44:02.487 --> 00:44:05.782
‫اولین پرندۀ بهار.‏

00:44:06.178 --> 00:44:07.513
‫آره.‏

00:44:07.784 --> 00:44:09.244
‫حالت چطوره، دایی؟

00:44:12.331 --> 00:44:14.166
‫شیطان اینجاست.‏

00:44:15.101 --> 00:44:18.795
‫دختر، بهتره قبل از اینکه تو رو هم
‫اسیر کنه، بزنی به چاک.‏

00:44:19.379 --> 00:44:21.840
‫می‌بینی منو بسته به این صندلی؟

00:44:21.924 --> 00:44:23.869
‫‏- آره.‏
‫‏- آره. اوه، نه.‏

00:44:23.908 --> 00:44:27.304
‫نه. این... تخته.‏

00:44:27.387 --> 00:44:29.806
‫‏- تخته. آره.‏
‫‏- آره.‏

00:44:29.890 --> 00:44:33.101
‫می‌خوایم تو رو برگردونیم به خونۀ قدیمی‌ت.‏

00:44:33.126 --> 00:44:34.978
‫و من ازت مراقبت می‌کنم.‏

00:44:35.003 --> 00:44:36.858
‫خانم شرلی ورینگ هم همینطور.‏

00:44:37.085 --> 00:44:38.085
‫ها؟

00:44:38.982 --> 00:44:41.818
‫و-ر-ی-ن-گ.‏

00:44:43.153 --> 00:44:47.282
‫و-ر-ی...‏

00:44:48.200 --> 00:44:51.286
‫و-ر-ی...‏

00:44:51.995 --> 00:44:56.333
‫و-ر-ی-ن...‏

00:44:57.000 --> 00:44:58.669
‫‏- گ.‏
‫‏- گ.‏

00:45:03.072 --> 00:45:05.050
‫آتیش... آتیش راه افتاده بود.‏

00:45:05.946 --> 00:45:07.364
‫یه آتیش بزرگ.‏

00:45:08.535 --> 00:45:09.953
‫تا ابد روشن می‌مونه.‏

00:45:13.424 --> 00:45:16.232
‫شیطان ازش اومد بیرون...‏

00:45:17.379 --> 00:45:19.506
‫ولی من چیزی بهش نمی‌گم.‏

00:45:23.621 --> 00:45:25.153
‫من پسر بزرگی‌ام.

00:45:27.197 --> 00:45:28.198
‫آره، درسته.‏

00:45:29.324 --> 00:45:31.410
‫ماود پتیت رو نجات دادم.‏

00:45:33.120 --> 00:45:35.080
‫رفتم داخل آتیش.‏

00:45:36.707 --> 00:45:38.584
‫آوردمش بیرون.‏

00:45:41.587 --> 00:45:44.798
‫لباس‌هامون پر از دوده شده بود.‏

00:45:46.927 --> 00:45:48.051
‫هی.‏

00:45:49.428 --> 00:45:52.472
‫ولی الان همه‌چیز مرتبه.‏

00:45:54.534 --> 00:45:55.535
‫واقعاً؟

00:45:56.310 --> 00:45:58.103
‫آره. واقعاً.‏

00:45:59.252 --> 00:46:00.587
‫همه‌چیز مرتبه.‏

00:46:03.519 --> 00:46:04.728
‫اون کتابه؟

00:46:05.332 --> 00:46:06.332
‫اوهوم.‏

00:46:08.822 --> 00:46:11.366
‫اگه دوست داری
‫یه‌ذره‌ش رو برات می‌خونم.‏

00:46:13.030 --> 00:46:14.161
‫باشه.‏

00:46:17.914 --> 00:46:22.997
‫‏«تعداد ستارگانی که در کهکشان وجود دارند
‫از تعداد دانه‌های شن در ساحل بیشتر است.‏‏

00:46:26.381 --> 00:46:28.759
‫و همه از یک مکان آمده‌اند.‏»‏

00:46:31.367 --> 00:46:33.297
‫می‌دونی اون مکان کجاست، دایی؟

00:46:43.732 --> 00:46:44.733
‫خونه.‏

00:46:47.533 --> 00:46:48.534
‫آره.‏

00:46:51.573 --> 00:46:53.158
‫گریه نکن.‏

00:46:54.743 --> 00:46:55.744
‫خونه.‏

00:47:24.439 --> 00:47:29.069
‫یه چیزی رو همیشه باید یادت باشه، پیتی،‏
‫ما از ابتدای تولد درحال مردن هستیم.‏‏

00:47:30.704 --> 00:47:34.787
‫هر نفسی که می‌کشیم یعنی
‫یه قدم نزدیک‌تر شدن به...‏

00:47:34.812 --> 00:47:36.295
‫‏ ابدیت.‏

00:47:37.381 --> 00:47:40.831
‫اگه اینو انکار کنی،‏
‫زندگی‌ت بی‌هدف می‌شه.‏

00:47:42.738 --> 00:47:47.129
‫اگه می‌خوای فرصت مرد شدن داشته باشی
‫باید زندگی رو همراه مرگ قبول کنی.‏

00:47:48.407 --> 00:47:52.259
‫ولی دلم واسه ماود تنگ شده.‏
‫اونم دیگه واسه همیشه رفته.

00:48:00.994 --> 00:48:03.377
‫صدای خنده‌ش یادته؟

00:48:04.093 --> 00:48:05.093
‫ها؟

00:48:05.757 --> 00:48:08.734
‫یادته با اون می‌اومدی اینجا
‫توی «رود تیکل»، می‌خندیدین...‏

00:48:08.759 --> 00:48:10.270
‫و آب بازی می‌کردین؟

00:48:13.457 --> 00:48:16.033
‫یه‌بار یه گربه‌ماهی خوابالو پیدا کردیم...‏

00:48:16.058 --> 00:48:19.186
‫و قبل از اینکه فرار کنه
‫کشوندیمش توی ساحل.‏

00:48:19.211 --> 00:48:22.466
‫مامان اون شب با کمک ما
‫برامون خوراک گربه‌ماهی درست کرد.‏

00:48:23.582 --> 00:48:25.667
‫جادوی زندگی همینه.‏

00:48:25.692 --> 00:48:29.212
‫تا وقتی به یاد دوستت هستی و لبخند می‌زنی...‏

00:48:31.721 --> 00:48:33.761
‫اونم یه‌جایی بهت لبخند می‌زنه.‏

00:48:34.551 --> 00:48:36.619
‫‏- جدی؟
‫‏- جدی.‏

00:48:36.620 --> 00:48:50.620
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.