﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:01.500
<c.red><i>?آنچه که در سريال
: گذشت "The Last Kingdom"</i></c>

00:00:01.561 --> 00:00:05.824
<i>«من «اوترِد» هستم پسرِ «اوترِد
بَرده‌اي به نام «گوترِد» را آزاد کردم</i>

00:00:05.825 --> 00:00:08.514
<i>و شاهد به تخت نشستنش
به عنوان پادشاه «کامبرلند» بودم</i>

00:00:09.735 --> 00:00:14.322
<i>درحالي‌که فرماندهي سپاهيانش را
به‌عهده داشتم عاشق خواهرش شدم</i>

00:00:14.323 --> 00:00:17.158
<i>مي‌خوام هم‌شأن «سيگفريد» بهم نگاه بشه</i>

00:00:17.159 --> 00:00:19.785
<i>مي‌خوام با خواهر شما ازدواج کنم</i>

00:00:19.786 --> 00:00:23.247
<i>طوري رفتار مي‌کنه که انگار اون پادشاهه</i>

00:00:23.248 --> 00:00:25.124
<i>براي شکست دادن «کيارتانِ» ظالم</i>

00:00:25.125 --> 00:00:28.836
<i>«اتحادي با برادرها يعني «اريک» و «سيگفريد
شکل گرفت</i>

00:00:28.837 --> 00:00:31.088
<i>زمين‌هاي «کيارتان» از آنِ شما خواهد بود</i>

00:00:31.089 --> 00:00:32.798
<i>به سلامتي صلح</i>

00:00:32.799 --> 00:00:36.010
<i>اما مشاوران «گوترِد» مرا به چشم
يک تهديد نگاه مي‌کردند</i>

00:00:36.011 --> 00:00:39.069
<i>و خواستار حضور مرداني مسيحي در سپاه بودند</i>

00:00:39.070 --> 00:00:42.842
<i>اون فکر مي‌کنه از همه ما بالاتره</i>

00:00:42.843 --> 00:00:46.531
<i>بنابراين يک معامله مخفيانه
با عموي من ترتيب داده شد</i>

00:00:46.532 --> 00:00:48.175
<i>200تا نيزه‌دار</i>

00:00:48.176 --> 00:00:52.443
<i>در ازاي آن سرِ «آزبِرت» رو مي‌خوام</i>

00:00:52.444 --> 00:00:53.653
<i>چي‌کار مي‌کنيد؟</i>

00:00:53.654 --> 00:00:57.114
<i>گوترِد» از خودش رحم نشان داد»
ولي با اينحال به من خيانت کرد</i>

00:00:57.115 --> 00:01:00.284
<i>اوترِد» ، تو به همراه «هاليگ» بَرده خواهيد شد»</i>

00:01:00.285 --> 00:01:04.534
<i>شاه «آلفرد» برادرم «رگنار» را
براي نجاتم آزاد کرد</i>

00:01:07.125 --> 00:01:08.288
<i>ولي اون دير رسيد</i>

00:01:10.796 --> 00:01:13.076
<i>حالا ديگه مال مني</i>

00:01:13.131 --> 00:01:15.107
<i>همه چيز به سرنوشت بستگي دارد</i>

00:01:42.900 --> 00:01:49.900
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:52.900 --> 00:01:56.900
<c.red>"The Last Kingdom"
فصل 2 : قسمت 3</c>

00:01:58.100 --> 00:02:03.400
<c.red>" درياي شمال "</c>

00:02:24.536 --> 00:02:27.218
پارو بزنيد حرومزاده‌ها

00:02:31.342 --> 00:02:36.443
پارو بزنيد . بايد پرواز کنيم . پارو بزنيد

00:02:47.601 --> 00:02:49.651
انگار از قبر به بيرون نگاه مي‌کنم

00:02:51.480 --> 00:02:56.567
قسم مي‌خورم که اين سرنوشت ما نخواهد بود

00:02:56.568 --> 00:03:01.781
فکر مي‌کني اين پدرسوخته‌ها به خودشون زحمت ميدن
که برات قبر بکنن؟

00:03:01.782 --> 00:03:05.003
سرنوشت ما اينه که همراه اين نخاله‌ها
ما رو از کشتي بيرون بندازن

00:03:05.004 --> 00:03:06.369
«يه چيزي بهت بگم «فينان

00:03:06.370 --> 00:03:10.331
من اينقدر بدشانسم که حتي اگه
زنده هم از کشتي بيرون بندازنم مي‌ميرم

00:03:10.332 --> 00:03:11.697
چون شنا بلد نيستم

00:03:13.168 --> 00:03:14.938
«هرگز تسليم نشو «هاليگ

00:03:14.939 --> 00:03:16.570
اون عقب صداتون درنياد

00:03:16.571 --> 00:03:18.470
هرگز به خواست کسي تن نده

00:03:19.466 --> 00:03:21.970
حق نداري حرف بزني بَرده

00:03:24.179 --> 00:03:25.346
پارو بزن

00:03:25.347 --> 00:03:28.520
بله آقا . پارو ميزنيم

00:03:28.521 --> 00:03:29.716
...و

00:03:29.717 --> 00:03:32.355
پارو ميزنيم . پارو ميزنيم

00:03:32.489 --> 00:03:36.416
پارو ميزنيم . پارو ميزنيم

00:03:37.262 --> 00:03:40.867
پارو ميزنيم . پارو ميزنيم

00:03:47.619 --> 00:03:52.779
آزبِرت» ، يک روز اون پدرسوخته»
رو مي‌کشم و لذتش رو مي‌برم

00:04:14.500 --> 00:04:17.500
<c.red>" اِفِرويچ "</c>

00:04:17.500 --> 00:04:22.000
<c.red>" يورک "
" قلمرو نورف‌آمبريا "</c>

00:04:22.195 --> 00:04:25.764
به قولش عمل کرد
طبق وعده 200تا نيزه‌دار فرستاده

00:04:26.658 --> 00:04:28.050
اينطور به‌نظر ميرسه

00:04:35.083 --> 00:04:38.210
همين فردا هم مي‌تونيم
دانهولم» را محاصره کنيم»

00:04:38.211 --> 00:04:41.547
«با سپاهيان متشکل از «گوترِد
اِلفريچ» ، برادرها»

00:04:41.548 --> 00:04:44.340
به سوي «دانهولم» مي‌تازيم

00:04:44.342 --> 00:04:46.833
به «کيارتان» تعدادمان را نشان ميديم

00:04:46.834 --> 00:04:48.318
محاصره‌اش مي‌کنيم

00:04:49.910 --> 00:04:56.729
بعد هم آب ، غذا و نهايتاً جانش را مي‌گيريم

00:04:56.730 --> 00:04:57.944
اون چطور مُرد؟

00:05:00.255 --> 00:05:01.569
چه کسي؟

00:05:01.570 --> 00:05:05.529
اوترِد» سرورم» -
اسمش «آزبِرت»‌ـه -

00:05:05.530 --> 00:05:07.740
از ترس خودش رو خراب کرد؟

00:05:07.741 --> 00:05:11.118
براي بخشش به التماس افتاد؟
مي‌خوام بدونم

00:05:11.119 --> 00:05:12.789
اوترِد» هرگز التماس نمي‌کنه»

00:05:13.872 --> 00:05:15.915
ملکه شماست؟ -
نه -

00:05:15.916 --> 00:05:18.063
لرد «اِلفريچ» ، ايشون زبان گزنده‌اي دارند

00:05:18.064 --> 00:05:20.252
ديگه چيزي نخواهد گفت

00:05:20.253 --> 00:05:21.758
مي‌خوام خودم ببينم

00:05:23.214 --> 00:05:25.758
سَر برادرزاده‌ام کجاست؟

00:05:25.759 --> 00:05:29.053
جايي که هميشه بوده
روي شانه‌هايش

00:05:29.054 --> 00:05:32.056
خاطرجمع باشيد که
اوترِد» با مُرده هيچ فرقي نداره»

00:05:32.057 --> 00:05:34.574
با مُرده هيچ فرقي نداره؟

00:05:36.603 --> 00:05:38.260
پس هنوز زنده است؟

00:05:40.056 --> 00:05:47.377
«براي محاصره «دانهولم» در ازاي سر «آزبِرت
توافق کرديم 200تا نيزه‌دار به شما بدم

00:05:47.739 --> 00:05:51.056
معامله همين بود -
سرورم ، اون الان در يک کشتي بَرده است -

00:05:51.057 --> 00:05:55.289
در حقيقت «آزبِرت» سرنوشتي
بسيار بدتر از مرگ نصيبش شد

00:05:55.290 --> 00:05:59.044
«بايد درک کنيد که «اوترِد
جان من را نجات داده بود

00:06:00.460 --> 00:06:02.087
دوستم بود

00:06:03.338 --> 00:06:04.784
دوست‌تان؟ -
بله -

00:06:04.785 --> 00:06:06.932
سرورم ، قسم مي‌خورم
ديگه حتي اسمش را هم نخواهيد شنيد

00:06:06.933 --> 00:06:10.815
شايد بهتره 1بار ديگه با «کيارتان» متحد بشم

00:06:10.816 --> 00:06:15.537
شايد در کاري که شما بسيار عامدانه
از انجامش سر باز زديد موفق‌تر عمل کنه

00:06:15.538 --> 00:06:17.601
تنها درخواستِ من
يک سرِ بي‌جانِ ناقابل بود

00:06:17.602 --> 00:06:19.492
سرورم ، ممکنه خواهش کنم
استراحت بفرماييد؟

00:06:19.493 --> 00:06:21.585
اِيدِن» ، چند روز در راه بوديم؟»

00:06:21.586 --> 00:06:23.774
6روز سرورم -
پس بهتره استراحت کنيد -

00:06:23.775 --> 00:06:26.776
6روز براي هيچ

00:06:26.777 --> 00:06:31.187
سرورم ، استراحت کنيد
غذا بخوريد . بنوشيد

00:06:31.188 --> 00:06:35.868
حتماً کاري هست که بتونيم انجام بديم
تا به توافق برسيم

00:06:40.006 --> 00:06:46.518
لرد «اِلفريچ» ، بايد تابه‌حال متوجه شده باشيد
که برادر من عقل درست‌حسابي نداره

00:06:49.676 --> 00:06:51.772
به نفع شماست
که کاري به کارش نداشته باشيد

00:06:51.845 --> 00:06:55.450
خواهرم طبعِ شوخ و زبان تندي دارند

00:06:57.650 --> 00:06:59.279
فردا از اينجا ميريم -
لرد ، خواهش مي‌کنم -

00:06:59.280 --> 00:07:00.951
کار ما اينجا تمومه

00:07:02.100 --> 00:07:05.737
«خدانگهدار لرد «اِلفريچ
از آشنايي با شما بسي خوشبخت شدم

00:07:05.738 --> 00:07:07.863
از راه طولاني به «بِبِنبِرگ» لذت ببر

00:07:07.864 --> 00:07:11.094
«گوترِد» ، با نجات «اوترِد»

00:07:11.095 --> 00:07:14.314
چيزي که الان عايدت شده هرج و مرجي است
که خودت باعثش شدي

00:07:15.878 --> 00:07:17.639
هرج و مرج

00:07:17.640 --> 00:07:21.255
اگر «اِلفريچ» با ما نباشه
پس شرايط تغيير کرده

00:07:21.256 --> 00:07:23.642
«ما در محاصره «دانهولم
نقشي نخواهيم داشت

00:07:23.643 --> 00:07:27.509
اريک» ، ما بايد اونجا را محاصره کنيم»
ما قراري باهم داريم . نقشه کشيديم

00:07:27.510 --> 00:07:29.708
از الان ديگه اون نقشه به برادرها
ربطي نداره

00:07:29.709 --> 00:07:32.834
و اين يعني بايد دوباره براي کسب ثروت بجنگيم

00:07:32.835 --> 00:07:35.179
سيگفريد» ، ما صلح کرديم»

00:07:35.180 --> 00:07:36.690
صلح کرديم

00:07:41.673 --> 00:07:44.752
سرورم ، ما به يک متحد نياز داريم

00:07:45.342 --> 00:07:47.634
بايد خواهرتان را پيشکش کنيد

00:07:51.835 --> 00:07:54.137
اسب‌ها حاضرند؟

00:07:54.138 --> 00:07:55.450
بله بانو

00:07:55.451 --> 00:07:58.525
سيتريک» ، من تو رو انتخاب کردم»
چون که به لرد «اوترِد» وفادار هستي

00:07:58.526 --> 00:07:59.796
هميشه وفادار هستم بانو

00:07:59.797 --> 00:08:02.537
وقتي «هيلد» برگشت اين پيغام را بهش بده

00:08:03.612 --> 00:08:04.830
ميدونم که برميگرده

00:08:07.030 --> 00:08:11.042
کِي برميگرديد بانو؟ -
فقط ميدونم که ديگه نبايد اينجا بمونم -

00:08:19.100 --> 00:08:21.800
<c.red>" وينتاسيستر "</c>

00:08:21.800 --> 00:08:26.000
<c.red>" وينچستر "
" قلمرو وِسکس "</c>

00:08:32.877 --> 00:08:38.400
ما در «وِسکس» هستيم و در شمال
مرسيا» متحد ما قرار داره»

00:08:38.401 --> 00:08:40.349
و شرق چطور؟

00:08:40.350 --> 00:08:44.070
«دينلو» که شمال آن «نورف‌آمبريا»
و «کامبرلند» قرار گرفته

00:08:44.071 --> 00:08:47.342
جايي که کافران حکومت مي‌کنند
و برادران مسيحي ما را تهديد مي‌کنند

00:08:47.343 --> 00:08:49.729
و آنطرف ديوار بزرگ پادشاهي «آلبا» قرار داره

00:08:49.730 --> 00:08:52.126
که سرد و بـِکر‌ـه

00:08:52.127 --> 00:08:53.543
خوبه

00:08:53.544 --> 00:08:57.358
و به سرزمين‌هاي جنوب ديوار چي ميگيم؟

00:08:57.359 --> 00:08:59.411
يک روز به نام انگليس خوانده خواهد شد

00:08:59.412 --> 00:09:04.143
اَتِلفِلد» ، تصرف اين زمين‌ها»
مستلزم صرفِ هزينه‌ي گزافِ

00:09:04.144 --> 00:09:09.031
جاني و مالي خواهد بود
براي نگه داشتنش حتي بيشتر هم بايد هزينه کرد

00:09:09.032 --> 00:09:11.428
بنابراين اتحادهايي بايد شکل بگيرند

00:09:12.888 --> 00:09:14.458
وصلت‌هايي بايد صورت بگيرد

00:09:15.629 --> 00:09:17.139
من بايد ازدواج کنم؟

00:09:17.140 --> 00:09:19.484
وقتي يک مورد مناسب پيدا شد

00:09:21.976 --> 00:09:24.036
من حاضرم وظيفه‌ام را انجام بدم

00:09:33.409 --> 00:09:36.347
سوزوندن يک دهکده يک قشنگي خاصي داره

00:09:36.348 --> 00:09:39.142
مثل همون حرفي که زدي . هرج و مرج

00:09:50.710 --> 00:09:53.001
...«مي‌خوام به اسم «سيگفريد

00:09:55.056 --> 00:09:57.254
اربابِ هرج و مرج» شناخته بشم»

00:10:04.196 --> 00:10:05.904
زودباش . بجنب

00:10:42.445 --> 00:10:45.675
خواهر «هيلد» و همراهان

00:10:45.676 --> 00:10:47.728
چي مي‌خوايد؟

00:10:47.729 --> 00:10:50.855
به فرمان «آلفرد» از «وِسکس» به اينجا اومديم

00:10:50.856 --> 00:10:53.096
مي‌خوام شاه «گوترِد» را ببينم

00:10:53.097 --> 00:10:54.711
تو دانمارکي هستي

00:10:54.712 --> 00:10:57.422
من ارل «رگنار رگنارسون» هستم

00:10:57.423 --> 00:11:01.705
ايشون هم «استياپا»ـي سلحشور
از افراد «آلفرد» هستند

00:11:03.137 --> 00:11:05.969
آلفرد» خدمت شاه «گوترِد» سلام رساندند»

00:11:05.970 --> 00:11:10.733
«و خواهر «گوترِد» بانو «گيزِلا
ايشون اينجا هستند؟

00:11:10.734 --> 00:11:12.037
مي‌خوام ببينم‌شون

00:11:12.038 --> 00:11:14.686
اينجا نيستند . شهر را ترک کردند

00:11:14.687 --> 00:11:17.238
به کدام مقصد؟ -
هنوز بي‌خبرم -

00:11:17.239 --> 00:11:19.343
ولي خواهم فهميد

00:11:21.473 --> 00:11:25.034
شما برادرش هستيد؟
برادر «اوترِد» هستيد

00:11:25.076 --> 00:11:27.786
ايشون «گوترِد» هستن

00:11:27.787 --> 00:11:29.329
بله سرورم

00:11:29.330 --> 00:11:33.083
آلفرد» براي چي شما را فرستاده؟» -
«براي پيدا کردن «اوترِد -

00:11:33.084 --> 00:11:36.753
آلفرد» به «اوترِد» دِيني داره»
و نمي‌خواد آسيبي بهش برسه

00:11:36.754 --> 00:11:37.949
اوترِد» گم شده»

00:11:40.147 --> 00:11:42.599
از گفتنش واقعاً متأسفم

00:11:42.600 --> 00:11:45.420
از شما و «آلفرد» عذرخواهي مي‌کنم

00:11:45.421 --> 00:11:50.745
بيهوده به اينجا سفر کرديد -
لطفاً اينجا استراحت کنيد -

00:11:50.746 --> 00:11:53.812
اسم مردي که «اوترِد» را بُرد به من بگو

00:11:53.813 --> 00:11:55.631
بايد کمي فکر کنم

00:11:55.632 --> 00:11:58.166
سرورم ، لطفاً اسم بَرده‌فروش را بگيد

00:11:58.167 --> 00:12:02.440
اگر از ته دل متأسف هستيد
به من بگيد کجا پيداش کنم

00:12:04.407 --> 00:12:07.341
اوترِد» واقعاً گم شده»

00:12:26.395 --> 00:12:28.984
آب‌ها رو خالي کنيد سگ‌هاي کثيف

00:12:28.985 --> 00:12:33.350
زنجيرهامون رو باز کن
سريع‌تر کار مي‌کنيم

00:12:33.351 --> 00:12:36.964
آب‌ها رو خالي کن وگرنه ميندازمت تو آب

00:12:43.535 --> 00:12:46.856
اگه مي‌خواي زنده بموني
آب‌ها رو خالي کن

00:13:11.790 --> 00:13:14.087
دعا مي‌کنم خداوند ازش محافظت کنه بانو

00:13:37.204 --> 00:13:40.483
آزبِرت» دست از خالي کردن آب برنميداره»

00:13:53.405 --> 00:13:55.169
استراحت کن

00:13:55.170 --> 00:13:56.882
به قواي جسمانيت نياز پيدا مي‌کني

00:13:58.701 --> 00:14:00.454
من از آب خالي کردن خوشم مياد

00:14:06.086 --> 00:14:07.411
هي

00:14:16.865 --> 00:14:19.601
فکر مي‌کني از اين‌ها بهتري؟

00:14:20.928 --> 00:14:22.734
اونا مال و دارايي هستن

00:14:22.735 --> 00:14:24.646
مثل تو

00:14:24.647 --> 00:14:27.195
بايد غرورت رو کنار بذاري

00:14:27.196 --> 00:14:28.908
غرور باعث مرگت ميشه

00:14:30.768 --> 00:14:32.041
استراحت کن

00:14:39.187 --> 00:14:42.160
راست ميگه . بهتره استراحت کني

00:14:45.968 --> 00:14:48.254
من و تو داريم حروم ميشيم

00:14:48.255 --> 00:14:51.520
بايد براي فرار کردن
نيروي خودمون رو ذخيره کنيم

00:14:54.942 --> 00:14:58.987
ولي براي فرار کردن بايد به کف پامون پوست باشه
نه گوشت پوسيده

00:15:03.127 --> 00:15:04.544
پس بايد آب‌ها رو خالي کنيم

00:15:14.086 --> 00:15:16.776
<i>همه‌ي اين بدبخت‌ها يک داستان
تعريف مي‌کنند سرورم</i>

00:15:19.405 --> 00:15:22.449
از دستِ کشت و کشتار برادرها گريختند

00:15:22.450 --> 00:15:25.870
مطمئناً ما نفر بعدي هستيم -
و بايد چه کنم؟ -

00:15:27.383 --> 00:15:29.291
بجنگم؟

00:15:29.292 --> 00:15:31.346
حالا بايد عليه برادرها لشکرکشي کنم؟

00:15:31.347 --> 00:15:34.819
من در جايگاهي نيستم که به پادشاه
درمورد نحوه جنگ آموزش بدم

00:15:34.820 --> 00:15:37.353
ازت مشاوره خواستم

00:15:37.354 --> 00:15:40.388
فرمانده سپاهم رو از دست دادم

00:15:40.389 --> 00:15:43.715
پس پيشنهاد مي‌کنم بايد
اول به اندازه کافي گندم

00:15:43.716 --> 00:15:46.698
براي سير کردن شکم اين
بدبخت‌ها ذخيره کنيم

00:15:46.699 --> 00:15:51.432
و ميگم الان بيشتر از هميشه
به لرد «اِلفريچ» از «بِبِنبِرگ» نياز داريم

00:16:02.238 --> 00:16:05.960
ممنون ميشيم کمي آب به ما
و اسب‌هامون بديد

00:16:05.962 --> 00:16:07.379
بفرماييد

00:16:17.204 --> 00:16:19.206
يونس» تو هستي؟» -
بله -

00:16:19.207 --> 00:16:23.805
به من گفتند تو يک مرد جنگجو رو
از «گوترِد» پادشاه «اِفِرويچ» گرفتي

00:16:23.806 --> 00:16:25.422
به عنوان بَرده فروختيش

00:16:25.423 --> 00:16:28.446
من هر روز کلي از اين جانورها مي‌بينم
يادم نيست کدوم را ميگيد

00:16:28.447 --> 00:16:32.837
«من نيومدم اينجا که شکمت رو سفره کنم «يونس -
هنوز نه -

00:16:33.881 --> 00:16:35.684
بهت پول ميدم

00:16:35.685 --> 00:16:36.863
بگيريد

00:16:38.762 --> 00:16:40.920
نبايد به بَرده‌ها غذا بدي

00:16:40.921 --> 00:16:44.778
تو هم نبايد مثل يه سگ چاق و چله
پارس کني

00:16:50.161 --> 00:16:52.945
گفتي پول ميدي؟ -
بله . گفتم -

00:16:58.619 --> 00:17:00.224
يه جنگجوي بَرده

00:17:00.225 --> 00:17:01.935
اسمش «آزبِرت» بود

00:17:07.515 --> 00:17:09.319
يکي ديگه هم بود

00:17:09.320 --> 00:17:11.477
کوتاه‌تر بود . «ساکسون» بود

00:17:13.231 --> 00:17:16.480
"يک تاجر درياگرد به اسم "اسوِري
جفت‌شون رو برد

00:17:16.481 --> 00:17:17.592
اسوِري» الان کجاست؟»

00:17:17.629 --> 00:17:20.801
هر جايي که دريا و البته بوي نقره بکشوندش

00:17:20.802 --> 00:17:24.358
هيچ‌کس نمي‌تونه مدت زيادي
سختي پارو زدن روي کشتي را تحمل کنه

00:17:24.359 --> 00:17:28.634
براي همين هم «اسوِري» مجبوره خيلي زود
براي جايگزين کردن خدمه برگرده

00:17:28.635 --> 00:17:32.159
کِي؟ -
پاييز و زمستان که بگذره -

00:17:32.160 --> 00:17:38.364
اول بهار بعد از اولين ماه کامل
«بعدِ جشن «سيگوربلات

00:17:38.365 --> 00:17:40.982
همه براي داد و ستد توي ساحل جمع ميشن

00:17:42.130 --> 00:17:44.716
اسوِري» هم مياد . بهتون قول ميدم»

00:17:47.022 --> 00:17:49.221
و تو اين مدت کجا ميره؟

00:17:50.338 --> 00:17:53.205
کشتيِ اون عادت کرده به آب
سرسخت‌ترين درياها را بشکافه

00:17:53.206 --> 00:17:55.625
ممکنه هر جايي باشه -
يک چيزي بگو که به دردمان بخوره -

00:17:55.626 --> 00:17:57.752
من چيزي را بهتون گفتم
که ميدونم درسته

00:17:58.650 --> 00:18:02.581
تنها کاري که فعلاً ازتون برمياد
اينه که چشم به ساحل بدوزين و منتظر باشيد

00:18:15.473 --> 00:18:16.984
تکون بخورين

00:18:16.985 --> 00:18:19.111
آنگلياي شرقي»‌ـه»

00:18:21.584 --> 00:18:23.054
<i>ممکن هم هست «فرانکيا» باشه</i>

00:18:27.748 --> 00:18:29.342
آب بخور

00:18:30.334 --> 00:18:32.836
من بايد برم روي خشکي -
ميدونم -

00:18:32.837 --> 00:18:35.547
سرورم ، من بايد برم روي خشکي
ديگه نمي‌تونم تحمل کنم

00:18:35.548 --> 00:18:37.326
من بايد برم روي خشکي -
هاليگ»؟» -

00:18:37.327 --> 00:18:38.973
بايد برگردم روي خشکي -
برگرد سرجات -

00:18:39.001 --> 00:18:40.122
الان برميگرده سرجاش

00:18:40.124 --> 00:18:43.271
بهشون بگو کي هستي
بهشون بگو که نقره داري

00:18:43.272 --> 00:18:47.657
هاليگ» ، خفه‌شو» -
به‌خاطر تب داره هذيون ميگه -

00:18:47.658 --> 00:18:49.525
بسپارش به خودمان

00:18:49.526 --> 00:18:51.446
گفتم بسپارش به خودمان

00:18:53.504 --> 00:18:54.982
بَرده‌هاي بي‌مصرف

00:19:03.001 --> 00:19:04.868
«هاليگ» ، «هاليگ»

00:19:04.869 --> 00:19:08.204
ديگه نمي‌تونم تحمل کنم -
«هاليگ» -

00:19:08.205 --> 00:19:10.175
تو يک سلحشوري

00:19:12.668 --> 00:19:15.318
تو هموني هستي که من رو
توي جنگ «اَتِندِن» همراهي کردي

00:19:16.297 --> 00:19:19.757
همون «هاليگ»ـي که شجاعانه جنگيد

00:19:19.759 --> 00:19:24.281
هموني که جون من رو از دست
جاسوس‌هاي «کيارتان» نجات داد ، مگه نه؟

00:19:25.931 --> 00:19:28.850
آره . همونم

00:19:28.851 --> 00:19:30.078
معلومه که هستي

00:19:31.270 --> 00:19:33.046
ما سلحشوريم

00:19:36.066 --> 00:19:37.663
و دوباره نوبت ما ميرسه

00:19:39.570 --> 00:19:41.655
«به من نگاه کن «هاليگ

00:19:43.699 --> 00:19:46.242
تو تا حالا از هر دستوري که بهت دادم
اطاعت کردي

00:19:46.243 --> 00:19:49.287
پس حالا يک دستور ديگه بهت ميدم

00:19:49.288 --> 00:19:50.542
بايد پارو بزني

00:19:51.705 --> 00:19:55.458
تو پارو ميزني و صبر مي‌کني
تا نوبت ما برسه

00:19:55.459 --> 00:19:58.060
و اون‌وقت باهم
يک جنگ ديگه را هم پيروز ميشيم

00:19:59.131 --> 00:20:00.440
باهم

00:20:23.796 --> 00:20:26.030
خواهشاً بگيد که خواستگارم اين نيست؟

00:20:26.032 --> 00:20:29.202
اين "چِيل وُلف"‌ـه
«ريش‌سفيدِ «مرسيا

00:20:29.203 --> 00:20:30.460
اينکه يک پاش لب گوره

00:20:35.626 --> 00:20:36.857
"لرد "چِيل وُلف

00:20:38.462 --> 00:20:41.923
حضور شما در اينجا باعث
افتخار «وِسکس» خواهد بود

00:20:41.924 --> 00:20:44.384
«آغوش ما براي خوشامد به بزرگان «مرسيا
هميشه گشوده است

00:20:44.385 --> 00:20:45.386
البته نه همه ما

00:20:45.387 --> 00:20:49.269
اميدوارم صحبت‌هاي ما براي هر دوطرف
مفيد و سازنده باشد

00:20:49.306 --> 00:20:51.381
«شمشير «آلفرد

00:20:52.309 --> 00:20:56.453
من به دليلي به اينجا اومدم
جنگ اول بِه از صلح آخر

00:20:56.454 --> 00:21:01.398
ما براي اينکه موج‌موج متجاوزين دانمارکي
...را از ريشه بخشکانيم

00:21:01.441 --> 00:21:03.569
به شمشير نياز داريم

00:21:03.570 --> 00:21:06.187
و به مرداني که آن‌ها را در صحنه نبرد
به دست بگيرند

00:21:06.188 --> 00:21:07.704
ببخشيد که سخنان‌تان را قطع کردم

00:21:07.705 --> 00:21:13.230
مرسيا» جنگجوهاي زيادي را در نبرد»
اَتِندِن» از دست داد»
ولي با کمال ميل اين‌کار را کرد

00:21:15.527 --> 00:21:17.635
حالا زمان جبران رسيده

00:21:17.636 --> 00:21:20.025
«متوجه منظورتان شدم لرد «چِيل وُلف

00:21:20.026 --> 00:21:22.819
از آنجايي که سرزمين‌هاي ما
...در حقيقت يک سرزمينِ واحد هستند

00:21:22.820 --> 00:21:24.699
نه . ما يکي نيستيم

00:21:24.700 --> 00:21:28.689
«ما «مرسيا» هستيم و شما «وِسکس

00:21:32.243 --> 00:21:34.392
بهتر نيست اول خستگي‌تان را به در کنيد؟

00:21:34.393 --> 00:21:35.423
شمشير

00:21:37.354 --> 00:21:39.355
موضوع را عوض نکن

00:21:39.356 --> 00:21:43.776
لرد «چِيل وُلف» ، بهتر نيست بشينيد؟
به‌هرحال راه طولاني را آمديد

00:21:43.777 --> 00:21:45.250
بله . راه طولاني آمدم

00:21:47.253 --> 00:21:48.808
ولي به دليلي اين‌همه راه آمدم

00:21:50.588 --> 00:21:53.270
<i>«من متوجه موقعيت فعلي «مرسيا</i>

00:21:53.271 --> 00:21:56.594
«و تجاوزهاي گاه و بيگاه «وايکينگ‌ها
به سرزمين شما هستم

00:21:56.595 --> 00:21:59.542
ما خودمان هم در مرزهاي شمالي
با همين مشکل روبرو هستيم

00:21:59.543 --> 00:22:02.588
اوترِد» چطوره؟»

00:22:03.508 --> 00:22:06.001
اون مي‌تونه نيروها را رهبري کنه

00:22:06.002 --> 00:22:09.131
اون را بفرست طرف مرزهاي ما
با سرزمين دانمارکي‌ها

00:22:09.132 --> 00:22:13.210
اوترِد» به همراه 50 مرد جنگي»
اين چيزيه که من را راضي مي‌کنه

00:22:15.538 --> 00:22:20.285
«سرورم ، «اوترِد» آخرين‌بار در «نورف‌آمبريا
سرزمين مادريش ديده شده

00:22:20.286 --> 00:22:21.904
نورف‌آمبريا»؟»

00:22:22.926 --> 00:22:27.786
مي‌توني به سرزمين‌هاي دورافتاده شمال
سرباز بفرستي ولي به همسايه‌ات کمک نمي‌کني؟

00:22:29.440 --> 00:22:31.693
«لرد «چِيل وُلف

00:22:31.694 --> 00:22:35.554
راه‌حل معضل کنوني به نظر من
يک پيمان بين 2تا سرزمين‌ـه

00:22:35.555 --> 00:22:39.381
راه‌حل شمشيرـه و سرباز

00:22:39.906 --> 00:22:42.711
«يک پيمان دائمي بين «وِسکس» و «مرسيا

00:22:42.712 --> 00:22:46.217
به تعبيري اتحاد سرورم -
نه . شمشير -

00:22:46.218 --> 00:22:49.347
چندبار ديگه بايد حرفم را تکرار کنم؟

00:22:49.349 --> 00:22:52.436
چندبار ديگه مي‌خواي به حرفم بي‌توجهي کني؟

00:22:52.437 --> 00:22:54.585
«لرد «چِيل وُلف
شما اصلاً نامه‌هاي من را مطالعه کرديد؟

00:22:57.132 --> 00:22:58.498
لرد «چِيل وُلف»؟

00:22:58.499 --> 00:23:01.190
بله . معلومه که نامه‌هات را خوندم

00:23:04.269 --> 00:23:07.837
تو يک نريان مي‌خواي؟ -
همسري براي دخترمان سرورم -

00:23:07.838 --> 00:23:10.435
و من برات يک اسم دارم

00:23:12.241 --> 00:23:14.348
توي همين نامه‌اي‌ـه که دستم‌ـه

00:23:14.349 --> 00:23:18.845
يک مرد خوب و خداپرست
«از تبار مردانِ «مرسيا

00:23:18.846 --> 00:23:21.537
درست مثل همسرت

00:23:23.541 --> 00:23:27.223
ولي پيش از هر چيزي مي‌خوام تضمين بکني

00:23:27.287 --> 00:23:31.877
که «مرسيا» به يک سرزمين الحاقي
در حاشيه‌ي پادشاهي «وِسکس» تبديل نخواهد شد

00:23:33.078 --> 00:23:35.038
مثل يک عموزاده بدبخت

00:23:35.039 --> 00:23:36.697
مرسيا» خودش پادشاه دارد»

00:23:36.699 --> 00:23:38.836
سرورم ، شايد بهتره قبل از اون

00:23:38.838 --> 00:23:40.756
نگران الحاقِ خاک‌تان
به سرزمين دانمارکي‌ها باشيد

00:23:40.757 --> 00:23:47.309
و اون‌وقت کي بود که با تأسيس اين
به‌اصطلاح "سرزمين دانمارکي‌ها" موافقت کرد؟

00:23:47.310 --> 00:23:48.832
تو

00:23:50.492 --> 00:23:53.768
«تو بودي «آلفرد

00:23:53.769 --> 00:23:58.860
و حالا اين «مرسيا» هست
که داره تاوانش را ميده

00:23:58.861 --> 00:24:00.922
شمشير چيزيه که شما مي‌خوايد سرورم؟ -
بله شمشير -

00:24:00.923 --> 00:24:02.694
پس آن‌ها را خواهيد داشت -
چه تعداد؟ -

00:24:02.731 --> 00:24:05.318
وِسکس» هرگز نمي‌تونه»
به «مرسيا» پشت کنه

00:24:05.319 --> 00:24:09.033
چنين گناهي عين اينه که به همسرم پشت کنم

00:24:10.401 --> 00:24:13.290
هيچ‌وقت همچين اتفاقي نخواهد افتاد سرورم
هيچ‌وقت

00:24:13.291 --> 00:24:14.459
اين‌کارها يعني چي؟

00:24:15.879 --> 00:24:21.460
هر بار که از شمشير و نيزه حرف ميزنم

00:24:21.461 --> 00:24:23.807
...شما باز هم از اتحاد و

00:24:29.474 --> 00:24:32.311
بگم براتون آب بيارند لرد «چِيل وُلف»؟

00:24:32.312 --> 00:24:34.075
آب مي‌خوايد؟

00:24:40.044 --> 00:24:43.225
فکر کنم به يک گودال تو زمين
بيشتر نياز داشته باشه

00:24:50.708 --> 00:24:52.324
...ايشان

00:24:52.325 --> 00:24:54.765
فوت کردند سرورم

00:25:14.091 --> 00:25:15.550
...ما

00:25:17.857 --> 00:25:21.425
عميقاً به همه شما تسليت ميگم

00:25:21.426 --> 00:25:24.304
بهتون اطمينان ميدم که
«من و کشيشان «وِسکس

00:25:24.306 --> 00:25:27.101
«براي رستگاري روح لرد «چِيل وُلف
دعا خواهيم کرد

00:25:31.943 --> 00:25:34.968
باشد که نور رحمت جاويدان
بر روح‌شان بتابد

00:25:37.223 --> 00:25:39.131
جلسه را به وقت ديگري موکول مي‌کنيم

00:25:39.132 --> 00:25:41.771
کدوم يک از شما "اِتِلرِد" هستيد؟

00:25:45.341 --> 00:25:47.541
من «اِتِلرِد» هستم بانوي من

00:25:50.474 --> 00:25:54.052
اِتِلرِد» ، اگر جسد لرد «چِيل وُلف» را»
به خانواده ايشان برسونيد

00:25:54.053 --> 00:25:56.640
لطف بزرگي به من کردي

00:25:56.641 --> 00:25:58.549
بله سرورم . اطاعت امر ميشه

00:26:15.965 --> 00:26:19.000
ارباب «اسوِري» و دوست خوب‌تان
هاکا» خبرهاي خوبي براتون دارند»

00:26:20.639 --> 00:26:23.309
ديگه تا بهار روي دريا کاري نداريم

00:26:25.157 --> 00:26:27.608
زمستان را روي خشکي سپري مي‌کنيم

00:26:29.560 --> 00:26:30.738
تو ايسلند

00:26:32.346 --> 00:26:34.516
جايي که کلي کار انتظارتان را مي‌کشه

00:26:35.331 --> 00:26:36.853
خودتان را آماده کنيد

00:26:43.939 --> 00:26:46.682
شنيدي «هاليگ»؟ خشکي

00:26:48.780 --> 00:26:50.104
مي‌ميرم براي خشکي

00:27:22.900 --> 00:27:25.300
<c.red>" بِبِنبِرگ "</c>

00:27:25.300 --> 00:27:29.200
<c.red>" بامبورگ "
" قلمرو نورف‌آمبريا "</c>

00:27:27.960 --> 00:27:34.220
«پس داري به جاي سرِ «آزبِرت
بهم عروس پيشنهاد مي‌کني

00:27:35.496 --> 00:27:37.634
ولي فکر نمي‌کني
...با توجه به حرف خودت

00:27:38.814 --> 00:27:41.067
يک چيزي اين وسط کم‌ـه؟

00:27:41.068 --> 00:27:44.076
مطمئن باشيد به‌زودي پيداش مي‌کنيم سرورم

00:27:44.077 --> 00:27:46.239
کِي اون‌وقت؟

00:27:46.240 --> 00:27:50.107
قبل از تمام شدن غذام؟
قبل از تمام شدن زمستان؟

00:27:50.108 --> 00:27:53.596
«سرورم ، ما همه جاي «نورف‌آمبريا
و «کامبرلند» چشم و گوش داريم

00:27:53.597 --> 00:27:55.749
در کنار اون
به درگاه خدا هم دعا خواهيم کرد

00:27:55.750 --> 00:27:59.911
«اون بالاخره ميره «کامبرلند
من خواهرم را خيلي خوب مي‌شناسم

00:27:59.912 --> 00:28:01.349
شايد ولي من نمي‌شناسمش

00:28:01.350 --> 00:28:05.705
ولي اين را خوب ميدونم که حتماً
خيلي به من علاقه داره

00:28:05.706 --> 00:28:07.950
که خودش را اينجوري در به در کرده

00:28:07.951 --> 00:28:11.347
سرورم ، اون اولين دختري نيست
که مجبور شده تن به ازدواج اجباري بده

00:28:11.348 --> 00:28:12.877
درسته

00:28:17.270 --> 00:28:23.627
درضمن اين هم درسته که
اون عاشق برادرزاده شما شده بود

00:28:26.029 --> 00:28:30.347
وظيفه حکم مي‌کنه که بهتون بگم
آن‌ها قرار بود ازدواج کنند

00:28:36.957 --> 00:28:39.333
اون هنوز هم عاشق «آزبِرت»‌ـه؟

00:28:39.334 --> 00:28:42.940
به‌هرحال فکر مي‌کنم دليلِ پنهان شدنش
هم همين باشه

00:28:51.888 --> 00:28:53.554
پس قبولش مي‌کنم

00:28:56.143 --> 00:28:57.269
قبول مي‌کنيد؟

00:28:57.270 --> 00:29:01.726
ولي مشروط به اينکه تا قبل از
تحويل «گيزِلا» و ازدواجش با من

00:29:01.727 --> 00:29:05.348
از حتي يک نيزه‌دار هم خبري نخواهد بود

00:29:06.278 --> 00:29:08.904
اِيدِن" پيش شما خواهد ماند"

00:29:08.905 --> 00:29:11.115
باهاش خوش‌رفتاري مي‌کنيد
به خوبي ازش پذيرايي مي‌کنيد

00:29:11.116 --> 00:29:15.077
تا زمستان تمام بشه
اين روال ادامه خواهد داشت

00:29:15.078 --> 00:29:17.288
من خيلي غذا نمي‌خورم

00:29:17.289 --> 00:29:20.608
آخرين شرطم هم اينه که از طرف من
پيامي را به «کيارتان» برسانيد

00:29:21.751 --> 00:29:24.135
به «کيارتان»؟ -
چه پيامي؟ -

00:29:24.136 --> 00:29:27.858
اينکه چطور برادرزاده‌ي من را پيدا
و سر از تنش جدا کنه

00:29:29.093 --> 00:29:32.151
چرا وقتي اطراف‌مان سگ داريم
خودمان الکي پارس کنيم؟

00:29:34.973 --> 00:29:36.407
به توافق رسيديم؟

00:29:42.939 --> 00:29:44.304
بله

00:29:46.651 --> 00:29:47.777
مشکلي نيست

00:29:55.700 --> 00:30:03.100
<c.red>" ايسلند "</c>

00:30:12.686 --> 00:30:14.452
فکر کنم واسه‌مون غذا آوردند سرورم

00:30:14.453 --> 00:30:16.385
صداش کن «آزبِرت» ، نه سرورم

00:30:40.547 --> 00:30:42.623
از سرتون هم زياده

00:30:42.624 --> 00:30:43.791
پس غُر نزنيد

00:31:10.532 --> 00:31:12.763
<i>«سرورم ، جنگجوهايي که به «مرسيا
هديه کرديد</i>

00:31:12.764 --> 00:31:14.892
<i>سرتاسر زمستان به ما خدمت کردند</i>

00:31:14.893 --> 00:31:18.519
براي همين هم ديگه از تاخت و تازهاي
بي‌امانِ دانمارکي‌ها خبري نيست

00:31:18.520 --> 00:31:20.751
از شنيدنش خوشحالم

00:31:20.752 --> 00:31:22.642
«خوب از پس‌ـش برآمدي «اِتِلرِد

00:31:23.945 --> 00:31:25.887
متشکرم سرورم

00:31:25.888 --> 00:31:28.068
و فکر کنم حالا وقت رسيدگي
به مسائل ديگه است . «اودا»؟

00:31:28.069 --> 00:31:29.277
بله سرورم

00:31:31.076 --> 00:31:32.725
شيربهاي عروس

00:31:34.754 --> 00:31:36.428
...بله . خب ، ما

00:31:36.771 --> 00:31:40.543
من قبلاً به اين فکر کردم
که چه چيزي مي‌تونه مناسب باشه

00:31:41.637 --> 00:31:44.922
من 3000 قطعه نقره
براي بانو «اَتِلفِلد» پيشکش مي‌کنم

00:31:50.059 --> 00:31:53.747
ولي خب ، شايد 4000تا شايسته‌تر باشه

00:31:53.748 --> 00:31:58.686
لرد «اِتِلرِد» ، ايشان دختر پادشاه هستند
نيازي به ثروت شما ندارند

00:31:58.687 --> 00:32:03.430
نقره ارزش خودش را داره ولي در ازاي جايگاهي
: که دختر من قراره براي شما پُر کنه ناچيزه

00:32:03.431 --> 00:32:05.483
«بانوي اول «مرسيا

00:32:06.545 --> 00:32:11.783
شايد شما بتونيد به ايشان هديه‌اي بديد
که دوام بيشتري داشته باشه

00:32:11.784 --> 00:32:13.333
اصل و نسب

00:32:19.772 --> 00:32:23.936
مطمئناً ما زمين‌هايي را به ايشان
هبه خواهيم کرد

00:32:23.937 --> 00:32:25.989
«زمين‌هايي حاصلخيز در «مرسيا

00:32:27.430 --> 00:32:29.506
براي تحکيمِ بيشترِ اتحاد

00:32:31.057 --> 00:32:33.236
به نظرم بهاي عادلانه‌اي‌ـه . عاليه

00:32:36.482 --> 00:32:38.620
عاليه سرورم

00:32:38.621 --> 00:32:40.577
به سلامتي تداوم اتحاد

00:32:47.857 --> 00:32:49.551
زود باشين . خودتون را قايم کنين

00:32:53.034 --> 00:32:56.133
چه خدمتي از من ساخته‌ست
اِسوِن» پسرِ «کيارتان»‌؟»

00:32:59.141 --> 00:33:01.559
بهتره وقتم را تلف نکني

00:33:01.560 --> 00:33:04.080
خبري از نقره هم نخواهد بود

00:33:04.081 --> 00:33:07.232
فقط مي‌خوام درباره مردي بشنوم
که تو به اسم «آزبِرت» مي‌شناسي

00:33:13.800 --> 00:33:18.300
<c.red>" هوساويک "
" ايسلند "</c>

00:33:28.564 --> 00:33:30.635
«هاليگ»

00:33:59.595 --> 00:34:00.754
تکون نخور

00:34:21.019 --> 00:34:24.749
گفتم تکون نخور

00:34:46.576 --> 00:34:48.116
حرومي‌ها

00:35:05.412 --> 00:35:08.664
همينطور بيکار اونجا واينستا

00:35:08.665 --> 00:35:10.476
نمي‌بيني دارم زير هيکل اين گاو خفه ميشم

00:35:20.394 --> 00:35:23.518
بايد از هم جدا بشيم
هر کسي از يک طرف بره

00:35:29.186 --> 00:35:31.675
«هاليگ»

00:35:41.103 --> 00:35:43.171
زودباش

00:36:14.947 --> 00:36:17.456
اونجا...يک قايق اونجاست

00:36:17.561 --> 00:36:20.435
خدايا شکرت . اونجا واقعاً يک قايق‌ـه

00:36:20.436 --> 00:36:21.894
«هاليگ»

00:36:53.385 --> 00:36:55.238
«هاليگ»

00:36:55.239 --> 00:36:57.436
بدون من برو -
بندازش تو قايق -

00:36:57.437 --> 00:36:59.196
من اينجا تنهات نميذارم

00:37:15.208 --> 00:37:16.871
پارو بزنيد

00:37:19.212 --> 00:37:20.524
پارو بزنيد

00:37:23.174 --> 00:37:24.419
پارو بزنيد

00:37:27.637 --> 00:37:29.203
پارو بزنيد

00:37:33.893 --> 00:37:35.604
پارو بزنيد سرورم

00:37:37.897 --> 00:37:41.608
فقط به اين دليل زنده‌اي
که دوست دارم بدونم تو کي هستي

00:37:41.609 --> 00:37:45.028
و اينکه شايد ازت پولِ خوبي به جيب زدم

00:37:45.029 --> 00:37:46.080
پارو بزن

00:37:47.824 --> 00:37:50.670
محکم‌تر پارو بزن تا از
اين شکنجه نجاتش بدي

00:37:52.078 --> 00:37:53.161
پارو بزن

00:38:03.756 --> 00:38:07.310
پارو بزن
شايد زودتر از اين رنج خلاص بشه

00:38:09.387 --> 00:38:10.630
پارو بزن

00:38:22.734 --> 00:38:24.444
پارو بزن

00:38:28.364 --> 00:38:29.757
پارو بزن

00:38:38.124 --> 00:38:39.460
پارو بزن

00:38:49.510 --> 00:38:50.971
پارو بزن

00:39:34.555 --> 00:39:36.057
«يونس»

00:39:39.477 --> 00:39:43.104
دنبال «يونس» بَرده‌دار مي‌گردم
اينجاست؟

00:39:43.932 --> 00:39:45.983
کسي اون رو نديده؟

00:39:45.985 --> 00:39:48.852
امروز طرف حساب‌ـت منم

00:39:50.000 --> 00:39:51.513
ميدوني من کي هستم؟

00:39:52.109 --> 00:39:53.620
بله سرورم

00:39:53.634 --> 00:39:56.417
اسوِري» ، تو چيزي داري»
که من طالبش هستم

00:39:57.719 --> 00:39:59.330
بله سرورم

00:40:27.348 --> 00:40:29.924
اوترِد رگنارسون»؟»

00:40:29.925 --> 00:40:31.239
خودتي؟

00:40:32.405 --> 00:40:33.879
آره؟

00:40:36.492 --> 00:40:39.202
اين مرد رو چي صدا ميزني؟

00:40:39.203 --> 00:40:43.252
ميگه اسمش «آزبِرت»‌ـه ولي خودم شنيدم
"يکي از بَرده‌ها صداش مي‌کرد "سرورم

00:40:44.625 --> 00:40:45.783
پس خودش‌ـه

00:40:49.189 --> 00:40:51.217
چقدر منتظر اين لحظه بودم

00:40:55.109 --> 00:40:56.360
يک شمشير بهش بديد

00:40:57.583 --> 00:40:58.886
گفتم بهش شمشير بديد

00:41:13.780 --> 00:41:15.179
اِسوِن»؟»

00:41:17.408 --> 00:41:19.284
آره

00:41:19.285 --> 00:41:21.146
«خودم هستم . «اِسوِنِ يک‌چشم

00:41:22.663 --> 00:41:24.138
برش‌دار

00:41:25.458 --> 00:41:26.648
گفتم برش‌دار

00:41:33.174 --> 00:41:34.602
اون خيلي ضعيف‌ـه

00:41:38.054 --> 00:41:40.597
مي‌کشمت

00:41:40.598 --> 00:41:42.753
اوترِد» ، خوشحال ميشم تلاشت رو بکني»

00:41:44.685 --> 00:41:46.315
اون خيلي ضعيف‌ـه

00:41:55.655 --> 00:41:59.358
اسمم براي هميشه به عنوان
مردي ياد خواهد شد که

00:41:59.450 --> 00:42:02.133
جنگجوي بزرگ «اوترِد» رو کشت

00:42:27.979 --> 00:42:29.778
«اوترِد»

00:42:30.731 --> 00:42:32.108
«اوترِد»

00:42:37.021 --> 00:42:42.095
«اوترِد» ، منم «رگنار»

00:42:43.536 --> 00:42:45.218
«رگنار»

00:42:59.218 --> 00:43:01.700
فکر کردي تنهات ميذاريم؟

00:43:13.232 --> 00:43:14.769
همه‌شان رو آزاد کنيد

00:43:49.435 --> 00:43:51.010
پارو بزن

00:44:22.593 --> 00:44:23.876
هاليگ»؟»

00:44:27.580 --> 00:44:30.788
آورديمش پايين
بدنش رو پوشونديم وخاکش کرديم

00:44:33.198 --> 00:44:35.270
همراه با سپر و شمشير

00:44:36.944 --> 00:44:39.463
«براش دعا بخون «هيلد

00:44:40.111 --> 00:44:42.362
خوندم

00:44:42.363 --> 00:44:43.798
هميشه خواهم خوند

00:44:48.786 --> 00:44:50.197
نورف‌آمبريا» از هم پاشيده»

00:44:51.747 --> 00:44:54.457
اِلفريچ» حاضر نشد»
به «گوترِد» ملحق بشه

00:44:54.458 --> 00:44:58.325
اريک» و «سيگفريد» و «کيارتان» هم»
هر کاري دل‌شون بخواد انجام ميدن

00:45:14.312 --> 00:45:16.695
نپرسيدي چطور شد که اومدم اينجا

00:45:19.233 --> 00:45:20.504
«آلفرد»

00:45:21.984 --> 00:45:23.640
آلفرد» ما رو فرستاد»

00:45:26.601 --> 00:45:32.993
«به نظرم پادشاه «وِسکس
خيلي بهت اهميت ميده

00:45:36.125 --> 00:45:38.877
تو برادرِ «اوترِد» هستي؟

00:45:38.878 --> 00:45:41.171
هستم

00:45:41.172 --> 00:45:43.894
اصلاً شبيه همديگه نيستيد

00:45:48.137 --> 00:45:49.660
اوترِد» ، بايد غذا بخوري»

00:45:53.809 --> 00:45:55.060
«فينان»

00:45:55.061 --> 00:46:00.611
مي‌خوريم بانو
اما معده‌هامون کوچيک‌ـه و پاهامون

00:46:00.612 --> 00:46:03.847
خيلي وقت‌ـه به خشکي نرسيده

00:46:03.848 --> 00:46:06.117
کمي طول مي‌کشه تا عادت کنيم

00:46:08.115 --> 00:46:09.866
تو برادرش هستي؟

00:46:09.867 --> 00:46:11.353
هستيم

00:46:14.997 --> 00:46:17.815
بهتره بگم هم‌پيمانيم

00:47:14.838 --> 00:47:16.055
بلند شو

00:47:16.056 --> 00:47:18.291
يک روز شايدم بيشتره
که اينجا خوابيدي

00:47:21.268 --> 00:47:23.025
خودم مي‌تونم

00:47:42.439 --> 00:47:44.492
لباس‌هات رو دربيار

00:48:52.092 --> 00:48:54.973
از وقتي پيدات کرديم
تو چشمام نگاه نکردي

00:48:54.974 --> 00:48:56.283
حتي 1بار

00:48:59.562 --> 00:49:01.756
از چيزي که شدم شرمسارم

00:49:29.357 --> 00:49:32.186
تو «اوترِد» پسر «اوترِد» هستي

00:49:32.187 --> 00:49:33.643
«مالک «بِبِنبِرگ

00:49:35.204 --> 00:49:37.211
وقتش رسيده که به ياد بياري کي هستي

00:49:40.718 --> 00:49:43.162
تو اين مدت شمشيرم را صيقل ميدادي؟

00:49:43.163 --> 00:49:45.208
چون ميدونستم که برميگردي

00:49:53.674 --> 00:49:55.953
از اوني که يادم مياد سنگين‌تر شده

00:49:59.805 --> 00:50:01.866
آلفرد» از کجا فهميد چي به سرم اومده؟»

00:50:03.559 --> 00:50:04.774
تو گفتي؟

00:50:06.729 --> 00:50:08.742
اين را هرگز فراموش نمي‌کنم

00:50:12.776 --> 00:50:15.987
هميشه حمايت من رو خواهي داشت

00:50:15.988 --> 00:50:18.066
چي از اين بهتر

00:50:19.241 --> 00:50:20.874
و اين

00:50:22.911 --> 00:50:24.412
اين هديه من به توئه

00:50:34.131 --> 00:50:35.675
براي محافظت‌

00:50:50.981 --> 00:50:53.185
تو اونقدر زن خوبي هستي
که حيف‌ـه فقط براي خدا باشي

00:50:56.820 --> 00:50:58.669
اوترِد» ، حالا شدي خودت»

00:51:20.844 --> 00:51:22.845
سيب‌ها اونقدر رسيدند
...که همينطوري خودشان از درخت

00:51:32.064 --> 00:51:36.010
بفرماييد برادرها . هديه‌ي خداوند

00:51:36.011 --> 00:51:38.178
سپاس مادر . واقعاً لطف کرديد

00:51:38.179 --> 00:51:40.746
گفتيد مدتي ميشه که به «کامبرلند» اومديد؟

00:51:40.747 --> 00:51:42.893
بله ولي گويا اقبال‌مان اينجا بلند نيست

00:51:44.799 --> 00:51:47.661
هيچ غريبه‌اي به اينجا پناه نياورده مادر؟

00:51:47.662 --> 00:51:52.734
غريبه‌ها؟ بله . بازرگان‌ها و آواره‌ها
اما بانويي بين‌شون نبوده

00:52:06.849 --> 00:52:08.474
اشتهاي زيادي داريد سرورم

00:52:08.475 --> 00:52:11.185
بله

00:52:11.186 --> 00:52:12.420
خوشمزه‌ست

00:52:14.314 --> 00:52:15.908
باعث خوشحاليم‌ـه

00:52:19.570 --> 00:52:21.160
...آلفرد» منتظره»

00:52:21.780 --> 00:52:23.004
که برگرديد

00:52:26.204 --> 00:52:28.284
«هنوز يه کاري اينجا مونده «استياپا

00:52:29.966 --> 00:52:33.294
در شمال -
قول دادم که به «وِسکس» برميگرديم -

00:52:34.585 --> 00:52:36.627
اما حالا که اينجاييم

00:52:36.628 --> 00:52:40.033
قول دادم که مستقيماً به «وِسکس» برميگرديم

00:52:40.034 --> 00:52:41.813
...«کيارتان» دير نميشه و «تورا»

00:52:43.440 --> 00:52:45.219
بايد صبر کنه

00:52:45.220 --> 00:52:46.485
و «گيزِلا»؟

00:52:48.515 --> 00:52:50.411
اون چي شده؟

00:52:50.412 --> 00:52:51.920
جاش امنه

00:52:52.837 --> 00:52:55.997
تو صومعه «ابچستر» منتظرت‌ـه

00:53:20.339 --> 00:53:21.923
نه -
دستگيرش کنيد -

00:53:21.924 --> 00:53:23.793
نه . نه

00:53:28.279 --> 00:53:30.694
من با شما نميام . نه

00:53:30.695 --> 00:53:33.446
نگه‌اش داريد . محکم نگه‌اش داريد

00:53:33.447 --> 00:53:36.062
کنارش به‌ايست تا عَقدش رو جاري کنيم

00:53:36.063 --> 00:53:37.522
تو همچين حقي نداري

00:53:37.523 --> 00:53:40.358
من حق هر کاري رو دارم
و تو هم بهتره آروم بگيري

00:53:40.359 --> 00:53:43.485
نماينده‌ي «اِلفريچ» ، کنارش به‌ايست

00:53:43.486 --> 00:53:46.106
همين حالا اون رو به عقد «اِلفريچ» درمياريم

00:53:46.107 --> 00:53:47.847
بدون حضورِ شوهر سروم؟

00:53:47.848 --> 00:53:50.028
من برخلاف خواستم ازدواج نمي‌کنم
...شما نمي‌تونيد

00:53:50.029 --> 00:53:51.898
روي اين دختر بيچاره دست بلند نکن

00:53:51.899 --> 00:53:54.971
به فرمان خدا به چيزي که گفتم عمل کن

00:53:54.972 --> 00:53:57.238
به نمايندگي در کنارش به‌ايست

00:53:57.239 --> 00:53:59.752
به جاي لرد «اِلفريچ» کنارش به‌ايست

00:54:02.923 --> 00:54:07.735
لازم نيست دستش را بگيري
بازوش را بگير . همين کفايت مي‌کنه

00:54:12.349 --> 00:54:14.973
من به اين‌کار تن نميدم

00:54:14.974 --> 00:54:16.343
...حاضر به ازواج با

00:54:16.344 --> 00:54:18.481
...با اختياري که به من داده شده

00:54:32.491 --> 00:54:36.433
«بدين‌وسيله بانو «گيزِلا
«از «کامبرلند» و لرد «اِلفريچ

00:54:36.434 --> 00:54:38.374
از «بِبِنبِرگ» را زن و شوهر اعلام مي‌کنم

00:54:38.375 --> 00:54:39.971
«گيزِلا» -
اوترِد»؟» -

00:54:40.502 --> 00:54:42.094
اوترِد» ، من اينجام»

00:54:45.291 --> 00:54:47.421
«اوترِد» -
همين حالا آزادش مي‌کنيد -

00:54:47.422 --> 00:54:50.006
خيلي دير رسيدي -
آزادش کن -

00:54:50.007 --> 00:54:52.137
اون ازدواج کرده
حالا ديگه به «اِلفريچ» تعلق داره

00:54:52.138 --> 00:54:54.764
«اين يه دروغ‌ـه «اوترِد -
خب پس «اِلفريچ» کجاست؟ -

00:54:54.765 --> 00:54:57.183
اگه اينجا نيست پس نمي‌تونه
ازدواج کرده باشه

00:54:57.185 --> 00:54:59.520
به نيابت احمقِ کودن

00:54:59.521 --> 00:55:02.690
اين مرد به نمايندگي از «اِلفريچ» کنارش ايستاد

00:55:02.691 --> 00:55:05.134
اوترِد» ، از نظر خداوند اون ديگه ازدواج کرده»

00:55:05.135 --> 00:55:06.586
به نيابت از «اِلفريچ» ترتيبش رو هم داديد؟

00:55:06.587 --> 00:55:09.029
نه . نداده -
پس ازدواجي در کار نيست . اين يه دروغ‌ـه -

00:55:09.030 --> 00:55:12.074
اون حالا متأهل‌ـه و ديگه کاري ازت برنمياد

00:55:12.075 --> 00:55:13.993
بيوه‌اش کن -
نه -

00:55:13.994 --> 00:55:17.371
«گيزِلا» با «اِلفريچ» ازدواج کرده ، نه «اِيدِن»

00:55:17.372 --> 00:55:20.374
من خودم زن دارم . يه زن ديگه

00:55:20.375 --> 00:55:23.252
اوترِد» ، من که حوصله ام سر رفته»

00:55:23.253 --> 00:55:24.606
بيا همه‌شون رو بکشيم

00:55:41.229 --> 00:55:44.690
هر کاري دل‌تون مي‌خواد بکنيد
ولي از نظر خداوند اون زن به عقد کس ديگه دراومده

00:55:44.691 --> 00:55:46.817
1بار ديگه بگو اون ازدواج کرده

00:55:46.818 --> 00:55:48.021
اون ازدواج کرده

00:55:51.122 --> 00:55:54.033
اون چي؟ -
اون ازدواج کرده -

00:55:54.034 --> 00:55:55.451
«اوترِد»

00:55:55.452 --> 00:55:56.930
اون ازدواج کرده؟ -
بله -

00:55:58.455 --> 00:56:00.580
اون يه مرد خداست

00:56:00.582 --> 00:56:04.210
1بار ديگه اين رو بگو کشيش
تا به درک واصلت کنم

00:56:04.211 --> 00:56:08.163
تو هيچي نيستي به جز يه کافر
و اون هرزه ازدواج کرده

00:56:29.069 --> 00:56:30.191
...تو

00:56:34.282 --> 00:56:35.642
ميري پيش عموم

00:56:37.285 --> 00:56:40.230
...و وقتي از همسرش پرسيد

00:56:40.231 --> 00:56:43.516
ميگي کنار «اوترِد» از «بِبِنبِرگ» خوابيده

00:56:59.600 --> 00:57:02.300
<c.red>" وينتاسيستر "</c>

00:57:02.300 --> 00:57:06.400
<c.red>" وينچستر "
" قلمرو وِسکس "</c>

00:57:06.695 --> 00:57:08.787
مطمئنم که حال‌ـت بايد خيلي خوب باشه

00:57:09.693 --> 00:57:12.261
هر روز که مي‌گذره بهتر هم ميشم

00:57:14.606 --> 00:57:16.681
و شما سرورم؟ -
خداوند من رو در رنج قرار داده -

00:57:17.025 --> 00:57:20.510
اما مقصودي در کار هست
پس شکايتي ندارم

00:57:23.365 --> 00:57:25.534
ارل «رگنار»...اون مرد خوبيه

00:57:26.868 --> 00:57:29.253
بايد هم اون و هم «بريدا» رو آزاد کنم

00:57:31.631 --> 00:57:32.806
ممنونم سرورم

00:57:33.932 --> 00:57:37.054
براي همه چيز -
نظرت درمورد شمع‌هاي من چيه؟ -

00:57:39.596 --> 00:57:42.124
به گمونم شب‌ها کارايي بيشتري دارن

00:57:45.353 --> 00:57:47.855
دلم براي گستاخي‌هاي کودکانه‌ات
تنگ شده بود

00:57:49.427 --> 00:57:51.531
سعي دارم گذر زمان رو اندازه‌گيري کنم

00:57:51.532 --> 00:57:56.096
اميدوارم شمعي پيدا کنم که
از يک نيمروز تا نيمروز بعد دوام بياره

00:57:59.386 --> 00:58:01.846
سرورم ، چرا من رو آزاد کرديد؟

00:58:01.847 --> 00:58:05.490
چرا من رو به اينجا آورديد؟ -
اولاً نجات‌ـت دادم چون تواناييش را داشتم -

00:58:05.596 --> 00:58:07.867
ثانياً چون لياقتش رو داشتي

00:58:09.795 --> 00:58:13.590
هر چند اعتراف مي‌کنم دوست دارم
1بار ديگه در خدمتم باشي

00:58:19.054 --> 00:58:21.461
سپاسگزارم بدون شک

00:58:24.017 --> 00:58:26.143
اما بايد به راه خودم برم

00:58:26.144 --> 00:58:27.884
سرنوشت؟ -
بله . سرنوشت سرورم -

00:58:30.774 --> 00:58:32.641
تو راهب بزرگ «ايدرِد» رو کشتي

00:58:35.298 --> 00:58:38.898
با توجه به گفته‌هاي برادر «ترو» و ديگران

00:58:38.899 --> 00:58:42.203
اون يه روباه مکّار بود سرورم -
يه روباه بدون شمشير يه روباهِ مقدس‌ـه -

00:58:42.204 --> 00:58:43.464
حقش بود که بميره

00:58:43.476 --> 00:58:46.771
تو اون رو تو يک مکان مقدس کشتي
اون يک راهب بزرگ بود

00:58:48.735 --> 00:58:51.001
به‌هرحال تو به همراه ارل «رگنار» بودي

00:58:51.002 --> 00:58:53.587
مسئوليت تو با اون بود
کسي که تحت دستور من بود

00:58:53.588 --> 00:58:57.393
و اون کسي‌ـه که من براي کشته شدن
راهب بزرگ مسئول ميدونم

00:58:57.394 --> 00:58:59.218
نه

00:58:59.219 --> 00:59:01.000
نه سرورم . من اين‌کار را کردم . فقط من

00:59:01.001 --> 00:59:02.286
چرا مانعت نشد؟

00:59:02.287 --> 00:59:04.511
سرورم ، شما نمي‌تونيد «رگنار» رو
به‌خاطر اين‌کار مقصر بدونيد

00:59:04.512 --> 00:59:05.839
چرا ، مي‌تونم و ميدونم

00:59:05.840 --> 00:59:07.650
عادلانه نيست -
اون محاکمه ميشه -

00:59:07.687 --> 00:59:08.813
نه

00:59:18.947 --> 00:59:21.116
«تو جنگجوي بزرگي هستي «اوترِد

00:59:22.845 --> 00:59:24.829
تو يه «ساکسون» هستي
که دانمارکي هم هست

00:59:24.830 --> 00:59:27.864
مظهر درستي براي انگلستاني
که بايد شکل بگيره

00:59:30.374 --> 00:59:32.729
درخواست مي‌کنم که به خدمت من دربياي

00:59:36.494 --> 00:59:37.748
سرورم

00:59:39.004 --> 00:59:40.602
قبلاً بَرده بودم

00:59:42.429 --> 00:59:44.132
حالا دوست دارم يه مرد آزاد باقي بمونم

00:59:44.133 --> 00:59:46.896
براي ارل «رگنار» چه آرزوي داري؟

00:59:46.897 --> 00:59:49.510
سرورم ، خواهش مي‌کنم -
يک مرد خدا به قتل رسيده -

00:59:49.511 --> 00:59:52.232
چيزي که نميشه به راحتي ازش گذشت
يک نفر بايد پاسخگو باشه

00:59:52.233 --> 00:59:53.882
اون شخص يا تو خواهي بود

00:59:53.883 --> 00:59:55.682
«يا ارل «رگنار

00:59:57.194 --> 00:59:58.596
انتخابش با توئه

01:00:00.572 --> 01:00:02.229
«شمشيرت «اوترِد

01:00:04.242 --> 01:00:07.599
مي‌توني در خدمت من
يه مرد آزاد باقي بموني

01:00:07.600 --> 01:00:09.831
اون‌وقت «رگنار» آزاد ميشه؟

01:00:09.832 --> 01:00:12.063
بله چون لياقت آزاد بودن را بدست آورده

01:00:14.252 --> 01:00:15.602
قسم بخور

01:00:21.453 --> 01:00:24.506
...«من «اوترِد» از «بِبِنبِرگ -
طبق سنت بايد زانو بزني -

01:00:40.612 --> 01:00:45.594
من «اوترِد» از «بِبِنبِرگ» شمشيرم رو در اختيار شما
آلفرد» از «وِسکس» مي‌گذارم»

01:00:59.900 --> 01:01:08.900
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.