﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.000
آنچه که در سريال
: گذشت "The Last Kingdom"

00:00:01.140 --> 00:00:03.300
من "اوترِد"، پسر "اوترِد" هستم.

00:00:03.860 --> 00:00:08.020
"گيزِلا"ـي من در زمان زايمان
به‌وسيله پسر تازه به‌دنيا آمده‌مان کشته شد

00:00:08.100 --> 00:00:10.060
سلامتي شاه، رو به زوال است.

00:00:10.140 --> 00:00:12.860
وقت کمي براي شاه آلفرد باقي مانده

00:00:12.940 --> 00:00:15.740
و دشمنانش به هواخواهي قدرت،
به پا خواسته‌اند.

00:00:15.820 --> 00:00:19.300
چيزي که من مي‌خوام،
خيانت شما به آلفرد است.

00:00:19.380 --> 00:00:22.340
و اما وارثش، "ادوارد"،
براي پادشاهي آماده نيست.

00:00:23.660 --> 00:00:27.100
با تهديد پادشاه و طرد شدنم از "وِسِکس"،

00:00:27.180 --> 00:00:29.780
...به سوي خانواده واقعيم گريختم

00:00:29.860 --> 00:00:31.340
من براي هميشه يک دانمارکي‌ام.

00:00:31.420 --> 00:00:34.460
و از مرداني که روزي وفادار به
"وِسِکس" بودند، افرادي خائن ساخته‌ام.

00:00:34.540 --> 00:00:37.020
من نيومدم اينجا که
درباره جنگ با آلفرد صحبت کنم.

00:00:37.580 --> 00:00:43.100
من پيشگويي به نام "اسکِيد" را از جنگجويي
دانمارکي به نام اِرل "سيگورد" دزديده‌ام.

00:00:43.180 --> 00:00:46.780
اول او به‌عنوان غنيمت من بود، ولي
ناگهان مرا در سايه جادويش قرار داد

00:00:46.860 --> 00:00:50.820
درحالي‌که دنيا در بحران قرار گرفته،
دختر آلفرد، بانوي "مرسيا"،

00:00:50.900 --> 00:00:53.700
- به‌وسيله شوهرش مورد تهديد قرار گرفته.
- مي‌خوام که کشته بشه.

00:00:53.780 --> 00:00:57.860
خيالم راحت مي‌شد اگر ميدونستم که مي‌تونم
دوباره روي کمکت حساب باز کنم.

00:00:58.620 --> 00:01:00.020
همه چيز بستگي به سرنوشت دارد.

00:01:00.100 --> 00:01:15.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:01.780 --> 00:02:04.580
تو نمي‌توني از چيزي که هستي
فرار کني، بچه خوشگل.

00:02:05.540 --> 00:02:08.020
تو خون و استخوانت براي "بِبِنبِرگ"ـه.

00:02:13.740 --> 00:02:14.740
قربان.

00:02:18.940 --> 00:02:20.740
چي شده، "اُسفِرت"؟

00:02:20.820 --> 00:02:23.420
قربان، مرا ببخشيد که اين موضوع رو نگفتم.

00:02:25.580 --> 00:02:27.660
من عاشق بانو "گيزِلا" بودم.

00:02:29.940 --> 00:02:32.720
منظورم اينه که،
نه اون عشقي که شما بهش داشتيد، ولي...

00:02:34.820 --> 00:02:37.460
ايشون هميشه با من
با مهرباني برخورد مي‌کردن، قربان.

00:02:38.180 --> 00:02:39.180
هميشه.

00:02:40.540 --> 00:02:43.040
من براي شادي روحش دعا مي‌کنم،
اگر شما مي‌پذيريد.

00:02:43.940 --> 00:02:46.660
مي‌پذيرم، "اُسفِرت".
متشکرم.

00:02:52.460 --> 00:02:54.420
تو از او يک خائن ساختي.

00:02:58.020 --> 00:02:59.580
او انتخاب خودش را کرد...

00:03:01.620 --> 00:03:03.140
و من هم انتخاب خودم را.

00:03:04.180 --> 00:03:05.580
تو هيچ انتخابي نکردي.

00:03:07.380 --> 00:03:10.740
اگر اون راهب رو نکشته بودي،
هنوزم "قسم‌خورده" آلفرد بودي.

00:03:13.900 --> 00:03:16.320
پس خوشحالم که راهب رو کشتم.

00:03:18.420 --> 00:03:20.020
من دانمارکي هستم،

00:03:38.600 --> 00:03:41.900
" سالتويک "

00:03:41.900 --> 00:03:45.700
" درويويچ "
" املاک «اَتِلفِلِد» در مرسيا "

00:03:55.940 --> 00:03:58.860
- غذاتون رو تمام کردين، بانو؟
- بله، ممنونم.

00:03:59.420 --> 00:04:01.740
مطالعه زير نور شمع به قيمت از بين رفتن
چشمانتان تموم ميشه.

00:04:01.820 --> 00:04:05.420
يک اشراف‌زاده‌اي درخواست کرده که
سه‌تا از درختاي زمين من را قطع کنه

00:04:05.500 --> 00:04:07.140
تا بتونه يک تالار بسازه.

00:04:07.220 --> 00:04:09.100
بانو،
اگر شما اين سه‌تا درخت رو بهش هديه بديد،

00:04:09.179 --> 00:04:11.900
اونم مي‌خواد شما رو به صرف شام
با همسرش دعوت کنه،

00:04:11.980 --> 00:04:13.940
بعد شروع مي‌کنه به استفاده کردن از شما...

00:04:14.020 --> 00:04:16.820
و به همه ميگه که...
شما و او بهترين دوستان هم هستيد.

00:04:17.140 --> 00:04:21.900
مگر اينکه مثل بچه آدم،
پول سه‌تا درخت شمارو بده.

00:05:13.100 --> 00:05:15.380
بانو، سروصدا نکنيد.
قصد صدمه زدن ندارم.

00:05:15.460 --> 00:05:17.660
"اَلدهِلم" هستم.
هيچکس نميدونه که اينجام.

00:05:17.740 --> 00:05:20.700
چيزايي که بايد بگم را ميگم و ميروم.
قسم مي‌خورم.

00:05:21.260 --> 00:05:22.540
الان دارم دستم رو برميدارم.

00:05:27.500 --> 00:05:30.540
اونُ مي‌خوايد نگه داريد، مشکلي نيست.
ولي خواهش مي‌کنم ازش استفاده نکنيد.

00:05:30.620 --> 00:05:33.620
پس حرف بزن.
خيلي مختصر و مفيد. بگو ديگه.

00:05:33.700 --> 00:05:37.020
بانو، شما بايد اينجارو ترک کنيد. بخاطر
جانتان هم که شده بايد از "مرسيا" بريد.

00:05:37.940 --> 00:05:40.860
- بگو چرا بايد اينجارو ترک کنم.
- شوهرتون مي‌خواد شمارو به قتل برسونه.

00:05:42.180 --> 00:05:44.500
مي‌خواد شمارو بکشه و
مرگتون رو بندازه گردن يکي ديگه.

00:05:44.580 --> 00:05:47.280
...او هرگز اينکارو -
دارم راست ميگم وگرنه چه دليلي داشت اين حرفا؟ -

00:05:47.280 --> 00:05:49.100
- بخاطر اينکه داوطلبانه راهمو بکشم برم؟
- نه.

00:05:49.180 --> 00:05:51.100
که منو بکشي و بهم وصله بچسبوني.

00:05:51.180 --> 00:05:52.160
نه، بانو.

00:05:52.240 --> 00:05:55.840
پس ديگه چه دليلي داره که اينارو گفتي؟
تو هيچوقت دوست من نبودي.

00:05:56.340 --> 00:05:57.700
تو آدم شوهرمي.

00:05:58.300 --> 00:06:00.980
همه حرف‌‌هاي شما درمورد من کاملاً درسته،
به جز اينکه من دارم دروغ ميگم.

00:06:01.060 --> 00:06:02.860
الان وقت دروغ گفتن نيست.

00:06:02.940 --> 00:06:04.620
من اينجام چون يک مرسيايي هستم.

00:06:05.620 --> 00:06:09.580
و بخاطر اينکه باور دارم بدون بانوي "مرسيا"
ما بدبخت‌تر و فقيرتر خواهيم شد

00:06:11.300 --> 00:06:12.860
تو زبان چرب و نرمي داري.

00:06:13.620 --> 00:06:15.780
من نمي‌تونم حرفات رو باور کنم،
و باور هم نخواهم کرد.

00:06:15.860 --> 00:06:17.400
شما دليلي براي باور کردن حرفام نداريد،

00:06:17.480 --> 00:06:20.040
اما به زندگيم و پروردگار قسم مي‌خورم،
که دارم راست ميگم.

00:06:22.340 --> 00:06:24.460
و اگر فرار کنم
و به پدرم بگم و طرف او را بگيرم چه؟

00:06:24.540 --> 00:06:26.140
دوباره، تقاضا مي‌کنم که اينکارو نکنيد.

00:06:26.220 --> 00:06:28.820
"مرسيا" به "وِسِکس" نياز داره.
متحدين نبايد از هم جدا شوند.

00:06:29.300 --> 00:06:32.140
و "وِسِکس" هم داره تغيير مي‌کنه.
پدرتون بسيار ضعيف شده،

00:06:32.820 --> 00:06:35.380
و اوترِد هم به‌عنوان يک خيانتکار
به شمال فرار کرده.

00:06:35.460 --> 00:06:38.940
نه، اين ديگه دروغ‌ـه. او هرگز اينکارو نمي‌کنه.
اوترِد هرگز سوگندشو نمي‌شکنه.

00:06:39.020 --> 00:06:40.780
چه دليل ديگه‌اي مي‌تونه وجود داشته باشه
تا شوهرتون جرأت کنه که شمارو بکشه؟

00:06:40.804 --> 00:06:42.304
تمام اين اتفاقات به هم متصل هستند.

00:06:45.180 --> 00:06:46.900
من بخاطر سرزمين "مرسيا" اينجا هستم.

00:06:48.100 --> 00:06:50.660
باور کنيد، دارم حقيقت را ميگم.

00:06:51.060 --> 00:06:52.740
پس به شوهرم خيانت کرده‌اي.

00:06:54.340 --> 00:06:55.940
فقط من و شما از اين موضوع خبر داريم.

00:06:56.900 --> 00:06:58.260
من بايد طرف شوهرتون بمونم.

00:06:58.940 --> 00:07:02.140
او يک "مرسيا"ـي است
و در ميدان نبرد هم آدم بُزدلي نيست،

00:07:02.700 --> 00:07:05.100
اما شاهي نيست که من اميدش را داشتم.

00:07:06.580 --> 00:07:08.280
و نه شوهري که لياقت شمارو داشته باشه.

00:07:09.220 --> 00:07:11.040
و حالا بايد بي‌سروصدا اينجارو ترک کنم،

00:07:11.660 --> 00:07:13.380
و شما هم بايد همينکارو کنيد،

00:07:13.460 --> 00:07:15.380
بخاطر سرزمين‌‌هايي که عاشقشون هستيم.

00:07:18.940 --> 00:07:22.540
عاليجناب "اَلدهِلم"...
ازتون متشکرم.

00:07:22.620 --> 00:07:23.780
بانو.

00:07:31.340 --> 00:07:34.900
"گودريچ"، بخاطر اينکه تو و مردانت را
از رختخواب بيرون کشيدم مرا ببخش.

00:07:35.460 --> 00:07:39.780
ما به قصد دعا و نيايش، براي مدت کوتاهي به سوي
صومعه‌اي در "وينچِلکومب" ميرويم، وقط همين.

00:07:39.860 --> 00:07:41.260
مي‌خوايد براي پدرتون دعا بخونيد؟

00:07:42.180 --> 00:07:43.340
بله.

00:07:43.420 --> 00:07:46.380
بنابراين به شما اطمينان ميدم که
آبجو و غذاي فراوان برايتان سِرو شود.

00:07:46.900 --> 00:07:48.900
چيز ديگه‌اي نيست که بخوايد به ما بگيد،
بانو؟

00:07:49.740 --> 00:07:50.740
چيز ديگه‌اي نيست.

00:07:52.020 --> 00:07:53.020
متشکرم.

00:07:58.580 --> 00:08:01.340
"سَبِل"،
خودت ميدوني بايد با نامه‌‌‌ها چيکار کني.

00:08:01.420 --> 00:08:02.580
ميدانم، بانو.

00:08:03.140 --> 00:08:04.500
خدا به همراهت.

00:08:05.660 --> 00:08:07.700
پيش هيچکس نرو جز پدر "بيوکا".

00:08:08.380 --> 00:08:09.540
بله، بانو.

00:08:11.460 --> 00:08:12.940
شما قدرت و اراده يک ملکه رو داريد.

00:08:35.700 --> 00:08:39.140
تمام زندگي من به‌عنوان پادشاه بايد
در شرح وقايع تاريخي ثبت شود.

00:08:43.060 --> 00:08:45.940
پدر بيوکا، ليستي از همسران مورد قبول
براي "ادوارد" روي ميزم است.

00:08:46.020 --> 00:08:47.540
مي‌خوام که نظر شمارو هم بدونم.

00:08:48.340 --> 00:08:50.740
بله، حتماً قربان،
البته من در اين موارد تخصصي ندارم.

00:08:53.260 --> 00:08:56.020
اين‌‌ها اسامي بزرگان
و اشراف‌زادگان هستند، قربان.

00:08:56.100 --> 00:08:57.620
همه اين‌‌ها دختر دارند؟

00:08:57.700 --> 00:08:59.820
نميدونم.
تو بايد اينارو بفهمي.

00:08:59.840 --> 00:09:02.260
اشراف‌زاده‌‌‌ها همه از سرزمين‌‌هاي
"کِنت" و "ويلتانشيِر" هستند.

00:09:02.284 --> 00:09:04.284
عروس بايد از سرزمين‌‌هاي سطح پايين‌تر باشد.

00:09:04.740 --> 00:09:07.700
ما بايد تمام خرابکاري‌‌‌هاي و رفتار‌‌هاي
بچه‌گانه "ادوارد" را...

00:09:08.900 --> 00:09:10.140
خنثي کنيم.

00:09:10.220 --> 00:09:12.340
البته رفتار‌‌هايي که براي يک جوان

00:09:12.420 --> 00:09:15.820
- انتظارش ميرود، قربان.
- "وِسِکس"...

00:09:16.700 --> 00:09:18.860
"وِسِکس" بايد متحد باقي بماند.

00:09:20.340 --> 00:09:22.460
حال سرورم خوب نيست؟

00:09:24.740 --> 00:09:27.860
بخاطر صبحانه‌اي که خوردم، کمي دلم آشوب شده.

00:09:27.940 --> 00:09:29.220
لطفاً مرا ببخشيد

00:09:30.860 --> 00:09:34.660
بانو، من برم به موضوع پيدا کردن
عروس مناسب رسيدگي کنم.

00:09:34.740 --> 00:09:37.820
پدر بيوکا، خود دختر موضوع انتخاب ما نيست.

00:09:38.540 --> 00:09:40.540
موضوع اصلي، پدر اون دختر
و موضعي هست که دارد.

00:09:41.580 --> 00:09:44.700
شما "اَتِلهِلم" را انتخاب خواهيد کرد.
عاليجناب "اَتِلهِلم".

00:09:44.780 --> 00:09:46.580
او يکي از بزرگان "ويلتانشيِر" است.

00:09:47.140 --> 00:09:50.620
جيبش پُرـه،
و ارتشي با هزار سرباز يا حتي بيشتر دارد.

00:09:50.700 --> 00:09:53.940
و خوشبختانه، دخترش زيبا و سالم است.

00:09:54.700 --> 00:09:57.460
- شاه با اين انتخاب موافقت خواهد کرد.
- موافقت مي‌کند؟

00:09:58.620 --> 00:10:00.940
برو دنبال "اَتِلهِلم".

00:10:01.020 --> 00:10:03.700
اگر نياز شد مي‌توني ملاقاتش کني،
ولي خيلي "ليلي به لالاش" نذار.

00:10:16.100 --> 00:10:18.740
بيوکا.
پدر بيوکا.

00:10:20.740 --> 00:10:24.020
ببخشيد فضولي مي‌کنم.
آم، ولي نياز دارم که خيالم راحت بشه.

00:10:24.980 --> 00:10:27.300
- موضوع مربوط ميشه به "ادوارد"؟
- چه موضوعي؟

00:10:27.860 --> 00:10:30.380
آخه او ادعا مي‌کنه که ازدواج کرده.

00:10:31.260 --> 00:10:32.260
از طريق کي ازدواج کرده؟

00:10:34.340 --> 00:10:36.380
چه کسي اين مراسم رو برگزار کرده؟

00:10:37.620 --> 00:10:38.860
يک کشيش.

00:10:38.940 --> 00:10:41.580
قربان، من فکر مي‌کنم
پسرتون بازي راه انداخته.

00:10:41.660 --> 00:10:42.660
بازي در کار نيست.

00:10:42.740 --> 00:10:45.980
قربان، من نمي‌تونم چيزي که
ايشون فاش مي‌کند را ناديده بگيرم.

00:10:46.500 --> 00:10:49.860
من با "اِجوين" ازدواج کرده‌ام.

00:10:50.900 --> 00:10:53.900
من فقط مي‌تونم پيشنهاد بدم که بريم
از خود دختره مستقيماً در اين مورد بپرسيم.

00:10:53.980 --> 00:10:56.380
نه، شما نمي‌تونيد اينکارو کنيد.
او حساس و شکننده است.

00:10:56.460 --> 00:11:00.660
هيچکدوم اينا وقتي در اولين فرصت داشتي
مي‌پريدي روش نتونستن جلوتو بگيرن.

00:11:01.140 --> 00:11:02.980
همچنين اسم اون کشيش رو هم بهم ميدي

00:11:03.060 --> 00:11:05.940
يا اينکه مي‌فرستم دنبال همون فاحشه دل‌نازکت.
کدوم رو مي‌خواي؟

00:11:06.020 --> 00:11:07.740
من ديگه چيزي ندارم بگم.

00:11:08.580 --> 00:11:12.260
ادوارد، تو اون کاري رو مي‌کني که
شاه دستور ميدن.

00:11:12.340 --> 00:11:14.180
وگرنه مرا مي‌کشيد؟

00:11:14.260 --> 00:11:15.860
جلوي دهنت را بگير.

00:11:16.740 --> 00:11:18.780
و يادت باشه که تو جانشين پادشاه هستي.

00:11:18.860 --> 00:11:22.340
- و اگر نخوام که شاه بشم؟
- اين وظيفه توئه.

00:11:29.020 --> 00:11:32.740
جناب اُسقف "اِرکِنوالد"،
پادشاه آينده "وِسِکس" را

00:11:32.820 --> 00:11:34.100
تا نزديک‌ترين صومعه همراهي کنيد

00:11:34.180 --> 00:11:36.500
تا ايشون هر ساعت از شب و روز

00:11:36.580 --> 00:11:38.780
- دست به دعا برداشته...
- من مي‌خوام در قصر بمانم.

00:11:38.860 --> 00:11:40.620
تا خداوند کمکش کند تا بفهمد که...

00:11:40.700 --> 00:11:44.820
که پادشاه شدن يک سرگرمي نيست،
يک انتخاب نيست، بلکه يک وظيفه است.

00:11:49.180 --> 00:11:52.260
با مسئله زن گرفتن‌ـت کنار مياي.

00:11:53.620 --> 00:11:57.620
و هيچوقت ديگه به خودت اجازه نده اون چيزايي
که من بدست آوردم رو در معرض خطر قرار بدي.

00:12:33.180 --> 00:12:34.340
خبر‌‌هاي جديد، قربان.

00:12:37.100 --> 00:12:39.340
- قربان.
- خب؟

00:12:40.020 --> 00:12:42.580
خانه خالي بود.
هيچکس آنجا نبود.

00:12:43.380 --> 00:12:45.220
بانو "اَتِلفِلِد" از اونجا رفته.

00:12:45.980 --> 00:12:49.100
هيچ خدمه يا...
يا نگهباني اونجا نبود، قربان.

00:12:53.660 --> 00:12:55.300
حتماً توسط تو...

00:12:56.300 --> 00:12:57.300
خبردار شده.

00:13:02.980 --> 00:13:06.260
قربان، شما نمي‌تونيد هر وقت دلتون خواست،
به سادگي آدم‌‌هاتون رو بکشيد.

00:13:06.340 --> 00:13:07.980
الان ديگه قرن نوزدهم‌ـه.

00:13:09.060 --> 00:13:10.180
حالا زنم کجا رفته؟

00:13:10.960 --> 00:13:13.260
ديگه براي پرسيدن اين موضوع
از يارو خيلي ديره.

00:13:13.340 --> 00:13:14.900
داري مسخره‌ام مي‌کني "اَلدهِلم"؟

00:13:14.980 --> 00:13:16.300
نخير، قربان.

00:13:17.300 --> 00:13:19.700
ولي ممکنه اين يک شانس باشه
که "اَتِلفِلِد" زنده است.

00:13:19.780 --> 00:13:20.940
شانس براي کي؟

00:13:21.580 --> 00:13:24.460
زماني که آلفرد بالاخره عازم ديار باقي بشه،

00:13:25.380 --> 00:13:27.300
ما در "وينچستر" مورد استقبال قرار مي‌گيريم.

00:13:27.380 --> 00:13:29.140
- وگرنه...
- برو پيداش کن

00:13:29.220 --> 00:13:31.060
و دخلشو بيار.

00:13:32.140 --> 00:13:35.340
پيشنهاد من اينه که،
شما بايد اون رو به حال خودش ر‌‌ها کنيد، قربان.

00:13:35.420 --> 00:13:41.100
برو پيداش کن و جا و مکانش رو به دانمارکي‌‌‌ها
لو بده، حالا هر دانمارکي که مي‌خواد باشه.

00:13:41.180 --> 00:13:43.580
بله قربان.

00:13:44.700 --> 00:13:46.300
تو چرا هنوز نمُردي؟

00:13:46.900 --> 00:13:48.540
خودت قالشو بِکَن.

00:13:56.540 --> 00:14:00.100
تو ديگه کارت تمومه، دوست من.

00:14:03.460 --> 00:14:05.780
همانطور که ممکنه بقيه‌مون هم
ديگه کارمون تموم شده باشه.

00:14:05.800 --> 00:14:07.800
" دانهولم "

00:14:08.000 --> 00:14:09.840
به‌نظرم به دو گروه تقسيم بشيم

00:14:09.900 --> 00:14:13.500
" دور‌‌هام "
" قلمروي فرمانروايي نورف‌آمبريا "

00:14:13.540 --> 00:14:15.780
ما دو گروه جداييم...

00:14:18.420 --> 00:14:19.580
اينطور به‌نظر مياد.

00:14:21.340 --> 00:14:24.580
اينطرف، ما يک سري آدماي زشت...

00:14:27.820 --> 00:14:29.020
دست و صورت نشسته...

00:14:30.620 --> 00:14:32.780
که بوي گوه ميدن...

00:14:34.460 --> 00:14:36.580
و ترتيب خوک‌‌هارو ميدن...

00:14:38.100 --> 00:14:40.540
- و بسيار کُس‌ليسن...
- کُس‌ليس؟!
(به معني قورباغه‌ليس هم هست)

00:14:40.620 --> 00:14:43.860
همنطور رومي پرست...
چون آن زمان بيشتر کليسا‌‌هاي)
(کاتوليک در روم بوده

00:14:43.880 --> 00:14:48.120
کُس‌ليس‌‌‌هايِ زشت ساکسوني!

00:14:51.220 --> 00:14:53.540
دقيقاً ما همينيم که اين گفت!

00:14:53.620 --> 00:14:54.940
ولي ما قورباغه‌ليس نميزنيم.

00:14:55.020 --> 00:14:58.980
آن‌‌ها با نبردي عظيم، مواجه شده‌اند...

00:15:00.420 --> 00:15:02.540
بسيار زيبا هستند...

00:15:05.460 --> 00:15:08.820
بسيار خوشبو هستند...

00:15:08.900 --> 00:15:11.660
- سبُک گام...
- لُپ گُلي!

00:15:11.740 --> 00:15:14.300
بله، لُپ گُلي...

00:15:14.380 --> 00:15:19.300
پسران مو طلايي دانمارکي و همونطرف‌ها!

00:15:20.740 --> 00:15:22.700
رگنار، تو بيشتر بهت مي‌خوره
نقال باشي تا جنگجو.

00:15:22.780 --> 00:15:24.460
بله، من واقعاً اين استعداد رو دارم.

00:15:25.260 --> 00:15:28.220
حالا، طناب رو بگيريد.

00:15:28.300 --> 00:15:30.420
يالا، طنابو برداريد! يالا ديگه.

00:15:30.500 --> 00:15:32.180
نگاش کن، عاشق اين کاراست.

00:15:32.260 --> 00:15:35.260
- آماده‌ايد؟
- اگر مي‌تونست، هر روز از اين بازيا مي‌کرد.

00:15:35.340 --> 00:15:37.820
کف دست‌تون تُف کردين يا نه؟

00:15:38.540 --> 00:15:40.780
زمين زير پا‌‌هاتون که مشکلي نداره؟

00:15:40.860 --> 00:15:42.460
يالا! شروعش کن ديگه، رگنار.

00:15:42.540 --> 00:15:43.900
شروع کنيم ديگه!

00:15:43.980 --> 00:15:45.460
بِکِشيد!

00:15:50.000 --> 00:15:53.300
" وينتاسيتر "

00:15:53.300 --> 00:15:57.100
" وينچستر "
" قلمرو فرمانروايي وِسِکس "

00:16:07.540 --> 00:16:10.660
ساکسوني‌‌‌ها! بِکِشيد!

00:16:10.740 --> 00:16:13.300
بِکِشيد! بِکِشيد!

00:16:13.380 --> 00:16:15.020
- تو مگه دانمارکي نيستي؟ بکش ديگه!
- آره!

00:16:15.100 --> 00:16:17.620
تو هيچوقت از اين بازي خسته نميشي.

00:16:17.700 --> 00:16:21.580
اي‌کاش تمام جنگ‌‌ها هم اينجوري بودند!

00:16:21.660 --> 00:16:25.140
بکشيد، لعنتيا!

00:16:29.020 --> 00:16:33.660
رگنار شيردل پيروز شد!

00:16:36.100 --> 00:16:41.460
او کون بيست‌تا مرد رو به هم گره زد،
درحالي‌که داشت آبجو مي‌خورد!

00:16:43.420 --> 00:16:45.540
تو خودِ زندگي هستي.

00:16:45.620 --> 00:16:47.540
رگنار!

00:16:48.540 --> 00:16:50.540
نمي‌بيني داريم بازي مي‌کنيم؟

00:16:50.620 --> 00:16:52.340
رگنار، ديده‌بان اومده.

00:16:54.699 --> 00:16:56.620
دروازه رو باز کنيد.

00:16:58.280 --> 00:16:59.300
رگنار!

00:16:59.380 --> 00:17:01.620
ديده‌بان‌‌‌هاي من بي‌دليل نميان اينجا.

00:17:03.340 --> 00:17:05.860
- چي شده؟
- قربان، سربازان و اسب‌‌‌هايشان.

00:17:06.740 --> 00:17:08.300
- جنگجو هستند.
- چندتان؟

00:17:08.380 --> 00:17:11.060
چهل - پنجاه‌تا. ولي نشناختم‌شون.

00:17:11.140 --> 00:17:14.900
تير‌‌ها و نيزه‌‌‌ها روي ديوار تا
بفهميم که اينا کي هستن و چي مي‌خوان

00:17:14.980 --> 00:17:16.580
- رو به هدف آماده باشيد.
- فينان.

00:17:16.660 --> 00:17:17.939
اهرم پشت دروازه رو بندازيد.

00:17:30.100 --> 00:17:31.300
اومدش.

00:17:39.980 --> 00:17:43.060
او آمد و من طردش خواهم کرد.

00:17:50.820 --> 00:17:52.060
دانمارکي هستن.
- همم.
- آره.

00:17:53.340 --> 00:17:54.340
قطعاً همينطوره

00:17:58.860 --> 00:18:01.340
يکي دوتاشون رو شناختم.

00:18:01.860 --> 00:18:03.460
"هِستِن" و "بلادهِر" هستند.

00:18:04.140 --> 00:18:05.580
اِرل "سيگورد"؟

00:18:06.100 --> 00:18:07.820
هيچکدوم‌شون هم دل خوشي از من ندارند.

00:18:08.980 --> 00:18:10.340
در تعجبم که آخه چرا.

00:18:13.060 --> 00:18:16.380
اِرل رگنار، من هِستِن هستم

00:18:17.180 --> 00:18:20.900
ميدونيم شما کي هستيد.
سوال اينجاست که، از ما چي مي‌خوايد؟

00:18:22.020 --> 00:18:27.900
يک سقف بالاي سر، غذا، آبجو،
يک آتش براي گرم شدن و احتمالاً مذاکره.

00:18:27.980 --> 00:18:31.060
مذاکره؟
مگه داريم باهم مي‌جنگيم؟

00:18:31.140 --> 00:18:33.980
اين که کارمون‌ـه، قربان.

00:18:34.860 --> 00:18:37.380
"گفتگو" کلمه مناسب‌تري بود.

00:18:38.460 --> 00:18:41.020
خيلي از "بيِمفليوت" دور شدي،
هِستِن.

00:18:41.100 --> 00:18:42.100
اوترِد؟

00:18:42.620 --> 00:18:45.180
باور کن،
از اينکه اينجا مي‌بينمت خيلي خوشحالم.

00:18:45.260 --> 00:18:47.140
پس حرف‌‌هايي که ميزنن، حقيقت‌ـه.

00:18:47.980 --> 00:18:49.900
تو ديگه "سوگندخورده" آلفرد نيستي.

00:18:52.820 --> 00:18:54.020
درسته.

00:18:55.140 --> 00:18:57.260
تو چي؟
تو هنوز "سوگندخورده" آلفرد هستي؟

00:18:57.340 --> 00:18:59.860
اون اينطور فکر مي‌کنه.

00:19:00.420 --> 00:19:04.900
و اِرل سيگورد، بلادهِر،
تو چي براي گفتن داري؟

00:19:05.660 --> 00:19:08.620
من ميگم که ما خسته و گرسنه‌ايم
و ديگه کونم درد گرفته.

00:19:09.380 --> 00:19:11.260
تو نمي‌توني ردشون کني، رگنار.

00:19:13.980 --> 00:19:16.420
چيزي نداري به من بگي، بلادهِر؟

00:19:16.500 --> 00:19:19.540
آخرين باري که من ديدمت، داشتي
واسه نجات جونت فرار مي‌کردي.

00:19:20.260 --> 00:19:24.620
آره. تو يه چيزي که براي من هست رو
ازم گرفتي. اين رو بايد حل کنيم.

00:19:24.700 --> 00:19:26.300
اون مسئله ديگه حل شده.

00:19:27.220 --> 00:19:31.260
بعداً درموردش بحث مي‌کنيم.
اين موضوع مي‌تونه با آرامش حل بشه.

00:19:31.340 --> 00:19:33.460
"بريدا" راست ميگه،
نمي‌تونيم ردشون کنيم.

00:19:36.620 --> 00:19:40.180
شمشيراتون رو دم دروازه تحويل بديد.
قدمتون روي چشم.

00:19:40.900 --> 00:19:43.660
قسم مي‌خورم، هيچ بحث و جدلي نخواهد بود.

00:19:44.900 --> 00:19:46.260
دروازه رو باز کنيد.

00:19:46.340 --> 00:19:47.820
دروازه رو باز کنيد!

00:19:47.900 --> 00:19:52.900
اونا اومدن فقط درباره يک موضوع صحبت کنند،
اونم درمورد آلفرد و جنگ‌ـه.

00:19:56.780 --> 00:19:58.940
قربان. اَتِلوُلد.

00:20:16.260 --> 00:20:19.700
اوترِد. داشتم دنبالت مي‌گشتم.

00:20:21.180 --> 00:20:23.460
اصلاً ميدوني داري چيکار مي‌کني؟

00:20:24.300 --> 00:20:26.660
- خودت ميدوني دارم چيکار مي‌کنم.
- ممم؟

00:20:27.460 --> 00:20:31.380
دارم از شانسم براي گرفتن اون چيزي که
براي منه استفاده مي‌کنم.

00:20:31.460 --> 00:20:35.940
"اَتِلوُلد"، تو فقط براي تفريح
اومدي اينجا، نه چيز ديگه

00:20:37.780 --> 00:20:41.220
جاي تو در مِي‌خانه تو "وينچستر"ـه.

00:20:41.500 --> 00:20:43.500
اصلاً فکرشم نکن که بتوني
بالاتر از اين حرفا باشي.

00:20:43.580 --> 00:20:47.100
همونقدر که تو ارباب "بِبِنبِرگ" هستي،
منم شاه وِسِکسم.

00:20:47.740 --> 00:20:49.780
جايگاه جفتمون از طريق عمو‌‌هامون غصب شده.

00:20:50.580 --> 00:20:52.420
من اين شانس رو از دست نميدم...

00:20:52.500 --> 00:20:53.700
پس شرافت‌ـت کجا رفته؟

00:20:55.380 --> 00:20:58.180
ناسلامتي تو پسر يکي از پادشا‌‌هان وِسِکسي.

00:20:58.940 --> 00:21:00.100
تو که نبايد اينجا باشي.

00:21:00.180 --> 00:21:03.980
تاج پادشاهي من دزديده شده، و به لطف تو
اين فرصت پيش اومده که اونو برگردونم.

00:21:05.900 --> 00:21:08.100
اشتباه نکن،
من و تو مثل هميم.

00:21:09.060 --> 00:21:12.380
به ظاهر خائنين "وِسِکس"،
اما به دلايل درست.

00:21:15.380 --> 00:21:18.380
ما مثل هم نيستيم و هيچوقت هم نخواهيم بود.

00:21:19.860 --> 00:21:24.180
ديگه راه برگشتي براي هيچکدوم ما نيست،
دوست من.

00:21:25.340 --> 00:21:29.180
آب ريخته رو ديگه نميشه جمع کرد.

00:21:29.220 --> 00:21:31.380
پادشا‌‌هان بر سر کار ميان
و بعدشم نابود ميشن.

00:21:32.780 --> 00:21:34.020
اونم بخاطر تو.

00:21:49.260 --> 00:21:50.260
قربان...

00:21:53.380 --> 00:21:55.820
من دارم به خانه ميروم.

00:21:56.660 --> 00:21:58.100
کاري با من ندارين؟

00:22:01.580 --> 00:22:03.580
- خوب بخوابيد، قربان.
- بچه‌‌‌هاي اوترِد.

00:22:05.740 --> 00:22:07.580
بچه‌‌‌هاشو تنها گذاشته؟

00:22:08.700 --> 00:22:10.620
نه، قربان، نه کاملاً.

00:22:11.180 --> 00:22:13.700
"مادر هيلد" از بچه‌‌‌ها نگهداري مي‌کنه.

00:22:13.780 --> 00:22:15.460
ديگه "کوکهام" جاي اونا نيست.

00:22:16.420 --> 00:22:20.620
ديگه جزء املاک اوترِد به حساب نمياد.
و ديگه متعلق به تخم و ترکه اون نميشه.

00:22:23.860 --> 00:22:25.580
بيارشون به "وينچستر"...

00:22:26.580 --> 00:22:28.860
و براشون آسايش و تحصيلات فراهم کن.

00:22:29.860 --> 00:22:31.260
و به خدا معرفي‌شون کن.

00:22:34.300 --> 00:22:36.020
خوب بخوابيد، پدر بيوکا.

00:22:36.100 --> 00:22:38.660
بله، قربان. شما هم خوب بخوابيد.

00:22:49.940 --> 00:22:52.060
بريد کنار بينم.

00:22:54.700 --> 00:22:56.780
باور نمي‌کني که آلفرد چي خواست انجام بدم.

00:22:56.860 --> 00:22:58.780
بيوکا، اين "سَبِل"ـه.

00:23:00.940 --> 00:23:03.900
از طرف "اَتِلفِلِد" خبر آورده.

00:23:08.300 --> 00:23:10.340
- پس داري ميگي جاش امنه؟
- بله.

00:23:10.420 --> 00:23:12.540
الان رفته به صومعه‌اي در "وينچِلکومب".

00:23:13.680 --> 00:23:16.140
و داره به‌وسيله گردن‌کلفت‌ترين راهبه‌‌‌هاي
"مرسيا" محافظت ميشه.

00:23:16.220 --> 00:23:18.220
شاه نبايد از اين ماجرا خبردار بشه.

00:23:19.340 --> 00:23:22.140
ولي اگر به شاه هيچي نگيم
و اين حقيقت را پيش خودمون نگه داريم،

00:23:22.220 --> 00:23:24.780
که جان "اَتِلفِلِد" در خطر است،
مي‌شود خيانت

00:23:24.860 --> 00:23:26.220
اين چيزيه که بانوي من مي‌خواد.

00:23:26.300 --> 00:23:28.420
خب اين چيزيه که اون مي‌خواد، نه من.

00:23:28.500 --> 00:23:31.940
پدر، او به دلايلي نمي‌خواد که تو اين شرايط
موجب پريشان خاطري شاه بشه.

00:23:32.020 --> 00:23:34.540
و همينطور نمي‌خواد باعث
مشکل روابط بين اين دو سرزمين باشه.

00:23:35.460 --> 00:23:39.060
من مي‌فهمم که او مي‌خواد دو سرزمين
"وِسِکس" و "مرسيا" باهم متحد بمانند.

00:23:39.820 --> 00:23:42.340
ولي نمي‌تونم تحمل کنم که
صحبت کردن درباره بيماري شاه،

00:23:42.420 --> 00:23:44.460
باعث دُم درآوردن دشمنان "وِسِکس" بشه.

00:23:44.540 --> 00:23:46.060
پدر، کمکمون مي‌کنيد يا نه؟

00:23:47.380 --> 00:23:48.900
کمکتون مي‌کنيم.

00:23:50.540 --> 00:23:53.260
چجوري؟ از چه راهي؟

00:23:53.340 --> 00:23:55.460
با اينکه تنهايي پاشم برم صومعه؟

00:23:55.540 --> 00:23:57.220
نامه ديگري هم دارم.

00:23:57.580 --> 00:24:02.100
اين نامه رو فقط زماني مي‌تونم بهتون بدم
که قبول کنيد که چيزي به پادشاه نگيد.

00:24:05.820 --> 00:24:07.500
اين يک راه‌حل‌ـه.

00:24:20.020 --> 00:24:22.420
به‌نظر مياد که هميشه،
راه‌حل‌‌ها به او ختم ميشه.

00:24:22.500 --> 00:24:23.860
چيه؟

00:24:24.580 --> 00:24:27.900
"اَتِلفِلِد" براي ما يک کشتي مهيا کرده.
آن کشتي در "تِمز" منتظر ماست.

00:24:28.540 --> 00:24:31.460
او عقيده داره که اين
امن‌ترين و سريع‌ترين راه ممکنه.

00:24:33.780 --> 00:24:34.900
اون کشتي مارو کجا مي‌بره؟

00:24:34.980 --> 00:24:38.500
مارو مي‌بره به شمال، عزيزم. به سوي "راه‌حل".

00:24:54.860 --> 00:24:57.580
مهمونات چطورن؟
همون دانمارکي‌‌‌هاي لُپ گُلي.

00:24:57.660 --> 00:25:01.500
دارن غذا‌‌هامو مي‌خورن و آبجو‌‌هامو مي‌نوشن.

00:25:04.460 --> 00:25:06.760
هنوز درخواست همکاري در جنگ ازت نکردن؟

00:25:10.260 --> 00:25:12.540
اونا هم دارن ميگن که آلفرد در آستانه مرگ‌ـه،

00:25:13.820 --> 00:25:16.020
و بخاطر همينه که داره
پسرشو آماده تاج‌گذاري مي‌کنه.

00:25:18.140 --> 00:25:19.220
درسته.

00:25:20.500 --> 00:25:21.940
پسرش يک بچه است

00:25:22.900 --> 00:25:24.940
و آلفرد هم بدون فرمانده مونده.

00:25:25.020 --> 00:25:27.500
باز هم، درسته.

00:25:34.900 --> 00:25:37.180
پدربزرگمون بيشتر اوقات
درمورد "وِسِکس" صحبت مي‌کرد،

00:25:38.260 --> 00:25:43.420
درمورد ثروتمندي و حاصلخيزي زمين‌‌هاش،
از "تِمز" بگير تا دريا.

00:25:44.980 --> 00:25:47.460
- بهشتِ رو زمينه.
- آره.

00:25:47.540 --> 00:25:49.900
آره، ميگفت "بهشت رو زمين‌ـه".

00:25:52.780 --> 00:25:54.580
چقدر به خودش افتخار مي‌کرد

00:25:55.460 --> 00:26:00.100
اگر ما باهم با لشکري عظيم به اونجا ميرفتيم
و اون سرزمين رو مي‌گرفتيم؟

00:26:08.180 --> 00:26:11.500
بدون شک به خودش مي‌باليد.

00:26:13.660 --> 00:26:14.660
تو...

00:26:16.580 --> 00:26:18.140
تو اين رو امکان‌پذير کردي.

00:26:19.180 --> 00:26:20.740
با تنها گذاشتن آلفرد...

00:26:22.420 --> 00:26:25.660
با ترک کردن "وِسِکس"
اين موضوع رو امکان‌پذير کردي.

00:26:27.140 --> 00:26:30.340
بدون شک، اين تقديرـه.

00:26:40.700 --> 00:26:42.620
تو حاضري من رو بکُشي، بچه خوشگل؟

00:26:44.380 --> 00:26:45.700
و آدم‌‌هايي مثل من رو؟

00:26:56.860 --> 00:26:59.060
- تنهامون بذار.
- قربان، نمي‌تونم.

00:27:00.700 --> 00:27:02.540
"بريدا" از تخم آويزونم مي‌کنه.

00:27:17.260 --> 00:27:21.260
حالتون خوب شده، قربان. خوشحالم.

00:27:21.820 --> 00:27:24.540
تو چي از جونم مي‌خواي؟
زندگيمو؟

00:27:25.860 --> 00:27:28.420
بله، مي‌خوام بخشي از زندگيت باشم.

00:27:29.300 --> 00:27:31.420
مي‌خوام با تو و در کنارت زندگي کنم.

00:27:32.700 --> 00:27:34.660
تو هيچوقت از دست من خلاص نميشي.

00:27:35.580 --> 00:27:36.580
قبولش کن.

00:27:38.740 --> 00:27:39.940
بپذيرم.

00:27:43.500 --> 00:27:45.780
چه بر سر "وِسِکس" و "آلفرد" مياد؟

00:27:46.340 --> 00:27:50.980
سلطنت آلفرد با خودش مي‌ميره،

00:27:51.060 --> 00:27:53.300
خدا و مردمش هم با خودش مي‌ميرند.

00:27:54.180 --> 00:27:57.020
"وِسِکس" هم تنها تبديل به يک سرود ميشه.

00:27:57.580 --> 00:27:59.620
دانمارکي‌‌‌ها حکومت خواهند کرد.

00:28:00.900 --> 00:28:03.940
اما تو، اوترِد رگنارسون...

00:28:05.980 --> 00:28:07.460
تو الان اون چيزي هستي که بايد باشي.

00:28:09.340 --> 00:28:11.060
اون تويي که بايد حکومت کني...

00:28:12.020 --> 00:28:15.340
بخاطر "ساکسون"‌‌ها هم که شده،
تو بايد جاي آلفرد رو بگيري.

00:28:15.420 --> 00:28:17.460
فقط تويي که مي‌توني قبايل رو باهم متحد کني.

00:28:18.620 --> 00:28:21.260
هر چه که آلفرد آرزوش رو داشته
مي‌تونه براي تو بشه.

00:28:22.740 --> 00:28:25.380
براي ما، سرورم...

00:28:28.140 --> 00:28:29.300
پادشاه من.

00:28:32.860 --> 00:28:35.980
چيزي که من مي‌خوام اينه که ملکه تو بشم.

00:28:44.300 --> 00:28:46.780
و اگر بخواي، اين دل مي‌تونه براي تو بشه.

00:28:54.900 --> 00:28:56.900
اون براي منه.
بايد برش‌گردوني.

00:28:58.540 --> 00:29:01.500
- تو ولش کردي که جون خودتو نجات بدي.
- اون مال منه.

00:29:02.380 --> 00:29:04.740
اگر بخاطرش قرار باشه بکشمت،
پس اينکارو خواهم کرد.

00:29:04.820 --> 00:29:06.060
همينجا.

00:29:09.580 --> 00:29:12.900
تو مهمان برادرمي،
پس اندفعه رو بيخيالت ميشم.

00:29:14.060 --> 00:29:17.440
ولي يکدفعه ديگه منو تهديد کن،
تا دل و روده‌تو بدم خوک‌‌ها بخورن.

00:29:26.380 --> 00:29:29.380
قربان حرکت نکن،
وگرنه گلوتو پاره مي‌کنم.

00:29:29.460 --> 00:29:30.900
دروغ نميگم.

00:29:30.980 --> 00:29:32.100
"اسکِيد" مال منه.

00:29:33.380 --> 00:29:35.860
هيچ‌کاري نکنيد.
خواهش مي‌کنم.

00:29:37.220 --> 00:29:38.420
تو متوجه نيستي.

00:29:39.580 --> 00:29:41.220
اون زني نيست که بخواي مال خودت کنيش.

00:29:42.780 --> 00:29:45.380
اون کسي‌ـه که بخشي از وجودت رو
مال خودش مي‌کنه.

00:29:46.340 --> 00:29:48.140
خونش ميشه خون تو.

00:29:50.820 --> 00:29:53.020
ما دوباره باهم صحبت مي‌کنيم، مطمئنم.

00:29:58.180 --> 00:29:59.460
ممنونم، سرورم.

00:30:09.420 --> 00:30:11.480
تو براي مني تا "بکشمت".

00:30:19.900 --> 00:30:23.420
رگنار، من بهت قول ميدم که
صلح و آرامش رو نگه ميدارم،

00:30:24.020 --> 00:30:25.700
ولي مي‌خوام با اوترِد نبرد کنم.

00:30:26.620 --> 00:30:28.860
اون پيشگوي من رو غصب کرده.

00:30:28.940 --> 00:30:31.060
آبروي منو برده.
مي‌خوام دل و روده‌شو بريزم بيرون...

00:30:31.140 --> 00:30:33.140
الان وقتش نيست.

00:30:35.660 --> 00:30:39.620
من نبرد امتيازي با چوب‌دستي رو هم
قبول مي‌کنم. جايزش هم "اسکِيد" باشه.

00:30:41.300 --> 00:30:42.580
بلادهِر...

00:30:44.660 --> 00:30:45.940
الان وقتش نيست.

00:30:47.300 --> 00:30:48.660
جوابم "نه" هست.

00:31:10.580 --> 00:31:14.740
من از لحظه لحظه رو آب بودن بيزارم.

00:31:14.820 --> 00:31:17.860
اگر خدا مي‌خواست که من از طريق دريا
مسافرت کنم، پس من رو ماهي مي‌آفريد.

00:31:18.420 --> 00:31:19.860
يا يک دانمارکي مي‌آفريد.

00:31:22.180 --> 00:31:25.500
فقط دعا مي‌کنم که الکي جونمون رو
توي اين طوفان به خطر ننداخته باشيم.

00:31:25.580 --> 00:31:26.940
اينکه طوفان نيست.

00:31:29.460 --> 00:31:31.780
من و مادرم وقتي با کشتي به اينجا اومديم

00:31:31.860 --> 00:31:34.220
بخاطر توفان،
نصف خدمه کشتي تو دريا ناپديد شده بودن.

00:31:34.740 --> 00:31:38.220
موج‌‌هايي به اندازه يک انبار غله بود که همه‌شونو
جارو مي‌کرد و به کام مرگ مي‌کشوند.

00:31:38.980 --> 00:31:40.900
من دوست ندارم از اين داستان‌‌ها بشنوم.

00:31:42.500 --> 00:31:45.820
طوفان واقعي که با‌‌هاش مواجه ميشي
در "دانهولم" خواهد بود.

00:31:59.260 --> 00:32:00.700
و من برميگردم به جنوب

00:32:00.780 --> 00:32:03.700
و سربازان و کشتي‌‌‌هاي "بلادهِر" رو
به رود "اوزه" مي‌فرستم.

00:32:03.780 --> 00:32:07.620
و شما هم مياييد
و باهم به "مرسيا" حمله مي‌کنيم،

00:32:08.300 --> 00:32:10.020
به "وِسِکس" حمله مي‌کنيم...

00:32:10.100 --> 00:32:13.380
و آلفرد را مي‌کشيم...

00:32:16.820 --> 00:32:18.700
من "اَتِلفِلِد" خوشگله رو پيدا مي‌کنم...

00:32:19.980 --> 00:32:23.380
و نوبتي مي‌کُنيمش.

00:32:23.460 --> 00:32:27.500
نقره‌‌‌هامونو مي‌شمريم.
از شمال به جنوب ميريم،

00:32:27.580 --> 00:32:31.700
از شرق به غرب ميريم،
و هر چه که سر راهمون باشه رو چپاول مي‌کنيم.

00:32:31.780 --> 00:32:34.620
و وسطش يهو ميفتيم به جون هم
و شروع مي‌کنيم به جنگيدن

00:32:34.700 --> 00:32:36.260
و تمام نقشه‌‌‌ها، نقش بر آب ميشه.

00:32:36.340 --> 00:32:38.820
بجنگيم؟
چه دليلي داره که بجنگيم؟

00:32:39.540 --> 00:32:40.700
اين اتفاق خواهد افتاد.

00:32:40.780 --> 00:32:43.460
حتماً اين اتفاق ميوفته.

00:32:43.540 --> 00:32:45.140
چرا؟ چون تو ميگي؟

00:32:45.220 --> 00:32:47.500
به دليل اينکه همه شما‌‌ها به اشتباه فکر مي‌کنيد

00:32:47.580 --> 00:32:49.500
که بر ديگري برتري داريد
و دانمارکي‌تر هستيد

00:32:51.380 --> 00:32:53.140
فقط يک رهبر مي‌تونه وجود داشته باشه.

00:32:53.340 --> 00:32:56.620
من رهبري مي‌کنم.
من هم کشتي دارم و هم سرباز.

00:32:56.700 --> 00:32:58.740
بعدشم با استراحت کردن تو قلعه
تنبل بار نيومدم...

00:32:58.820 --> 00:33:00.580
داري به من ميگي تنبل بلادهِر؟

00:33:00.660 --> 00:33:04.220
دارم ازت مي‌خوام که بهم ملحق بشي، رگنار،
همانطور که "هِستِن" بهم ملحق شده.

00:33:04.300 --> 00:33:06.580
من کِي به تو ملحق شدم؟

00:33:07.460 --> 00:33:10.340
من بهت سوگند وفاداري نخوردم.
فقط بهت غذا دادم.

00:33:10.420 --> 00:33:12.500
- فکر مي‌کني تو بايد رهبري کني؟
- آره.

00:33:13.140 --> 00:33:15.020
- چرا که نه؟
- پس فتوحات‌ـت رو نام ببر.

00:33:15.100 --> 00:33:19.340
اين حرف رو کسي داره ميگه که نصف سپاهش رو
در مقابل يک شاه مريض‌احوال از دست داده.

00:33:19.420 --> 00:33:21.140
خب ديگه، اين چرت و پرتارو تموم کنيد.

00:33:21.220 --> 00:33:23.860
حتماً بعدشم مي‌خوايد راجبه
اندازه کيرِتون باهم کل‌کل کنيد.

00:33:24.420 --> 00:33:27.300
- فقط يک رهبر مي‌تونه وجود داشته باشه.
- و اون هم بايد تو باشي، رگنار.

00:33:28.860 --> 00:33:30.380
چرا؟ چون برادرت‌ـه؟

00:33:31.580 --> 00:33:34.380
چون رگنار تنها کسي‌ـه که
همه‌مون بهش اعتماد داريم.

00:33:36.540 --> 00:33:37.540
تنها مرد مورد اعتماد.

00:33:39.300 --> 00:33:41.660
تو به من اعتماد نداري، دانمارکي‌کُش؟

00:33:41.740 --> 00:33:43.180
نه مي‌شناسمت و نه ازت خوشم مياد.

00:33:45.900 --> 00:33:47.980
ولي، بالاخره تو پسردايي رگناري ديگه.

00:33:48.540 --> 00:33:51.660
مهم نيست که چه کسي رهبرـه، مهم اينه که
چگونه ثروت‌‌هاي بدست آمده، تقسيم ميشن.

00:33:51.740 --> 00:33:54.880
ما تا وقتي که اون ثروت‌‌هارو بدست نياورديم،
درموردشون صحبت نمي‌کنيم.

00:33:55.900 --> 00:33:58.819
حرف اوترِد اينه که
ما همه بايد تبديل به يک لشکر بشيم.

00:33:59.860 --> 00:34:03.180
من اينجا آدم به اين حد احمق نمي‌بينم
که بخواد با اين حرف مخالف باشه.

00:34:04.380 --> 00:34:05.980
شما همه‌تون من رو مي‌شناسيد.

00:34:07.020 --> 00:34:09.860
شما، پدر و پدربزرگم را مي‌شناسيد.

00:34:09.940 --> 00:34:14.140
و اين را بهتون ميگم که باعث افتخارم‌ـه که
سپاه بزرگ بعدي را فرماندهي کنم،

00:34:15.020 --> 00:34:17.900
ولي فقط زماني اينکارو مي‌کنم که
همه‌تون موافق باشيد.

00:34:18.779 --> 00:34:21.500
در مقابل اعتماد شما،
من هم بهتون قول ميدم.

00:34:21.580 --> 00:34:24.940
که اگر آلفرد شکست بخوره،
که حتماً مي‌خوره...

00:34:25.020 --> 00:34:27.259
نقره‌‌‌هاي زيادي بدست خواهد آمد...

00:34:28.180 --> 00:34:29.739
ولي بيشتر از آن...

00:34:31.339 --> 00:34:35.660
در اين دنيا و در زندگي بعدي،
عزت و شرفي بزرگ بدست مياريد.

00:34:37.580 --> 00:34:40.940
بنابراين، کي با منه؟

00:34:42.100 --> 00:34:43.100
بلادهِر؟

00:34:50.460 --> 00:34:52.780
بله. من با تو هستم.

00:34:54.260 --> 00:34:56.580
قسم مي‌خورم.
که برات مي‌جنگم.

00:35:00.540 --> 00:35:01.900
هِستِن؟

00:35:07.100 --> 00:35:09.780
من بحثي ندارم.
من هم ازت پيروي مي‌کنم.

00:35:11.420 --> 00:35:16.420
و من، پسردايي،
خودت ميدوني که هميشه پشت‌ـتم.

00:35:16.500 --> 00:35:17.580
من هم همينطور.

00:35:18.640 --> 00:35:22.620
من کسي هستم که تمام ساکسوني‌‌‌هايي که
از آلفرد کينه و عُقده دارند را مي‌شناسم.

00:35:22.700 --> 00:35:24.220
و تعدادشون هم خيلي زياده.

00:35:25.100 --> 00:35:26.420
شما به من احتياج داريد.

00:35:27.340 --> 00:35:28.820
پس فقط اوترِد مي‌مونه.

00:35:33.180 --> 00:35:35.420
بدون شک، شمشير من متعلق به برادرم است.

00:35:39.340 --> 00:35:40.860
پس ديگه همه چيز رديف‌ـه.

00:35:41.860 --> 00:35:44.980
پادشاهي "وِسِکس" يا تسليم مي‌شود.

00:35:48.660 --> 00:35:50.180
يا سوزانده خواهد شد!

00:36:03.960 --> 00:36:06.060
ما نمي‌تونيم بريم
و مقابل سربازان "وِسِکس" بايستيم.

00:36:06.140 --> 00:36:08.140
- ساکت باش.
- آن‌‌ها مردم ما هستن.

00:36:08.220 --> 00:36:10.940
- فينان، اونا دوستامونن.
- "اُسفِرت" ساکت شو.

00:36:31.660 --> 00:36:32.860
حالا شمشيرم رو بيار.

00:36:46.220 --> 00:36:47.860
- اگر اجازه بديد...
- تنهامون بذار.

00:36:49.820 --> 00:36:51.620
بانوي من.
سرورم.

00:36:52.900 --> 00:36:57.140
سرورم، چرا داريد اينکارو با خودتون مي‌کنيد؟
الان که دوره صلح و آرامش‌ـه.

00:36:57.220 --> 00:36:58.980
الان دوره شک و ترديده، عزيز من.

00:36:59.900 --> 00:37:02.100
شک و ترديد، تمام انگلستان رو آلوده کرده.

00:37:02.980 --> 00:37:06.420
من بايد اين را حمل کنم تا شايد بتوان
صفحه ترازو را به نفع خودمون سنگين‌تر کنيم.

00:37:06.660 --> 00:37:08.540
و با کمک پروردگار، اين کارم مي‌کنم.

00:37:14.300 --> 00:37:17.020
من بايد بدونم که تواناييشو دارم.
و حتماً دارم.

00:37:19.300 --> 00:37:20.300
تواناييشو دارم.

00:37:21.860 --> 00:37:23.580
دعا مي‌کنم که اين حرفا اشتباه باشه...

00:37:25.820 --> 00:37:28.380
ولي من تنها ميدونم که شما

00:37:28.460 --> 00:37:32.780
ضربه محکمي تو دهن
افراد سُست‌ايمان و کافران خواهيد زد.

00:37:36.020 --> 00:37:37.020
آلفرد...

00:37:40.860 --> 00:37:42.620
تو هيچوقت مرا ترک نخواهي کرد.

00:37:55.860 --> 00:37:59.020
بيوکا، از صبح تا حالا
يک کلمه هم حرف نزدي.

00:37:59.100 --> 00:38:00.340
چرا، زدم.

00:38:02.260 --> 00:38:04.260
راستش ذهنم خيلي مشغول‌ـه.

00:38:10.620 --> 00:38:11.620
راجبه "دانهولم"...

00:38:12.700 --> 00:38:14.760
من نبايد تو رو دوباره
به همچين جايي برميگرداندم.

00:38:17.700 --> 00:38:21.060
من نگرانم که خاطرات بد اونجا اذيت‌ـت کنه.

00:38:22.100 --> 00:38:23.700
اون زندگي ديگري بود، بيوکا.

00:38:24.420 --> 00:38:25.980
من الان ديگه فرق کردم.

00:38:27.140 --> 00:38:28.380
من هميشه با توئم.

00:38:31.140 --> 00:38:32.140
سواران.

00:38:33.020 --> 00:38:34.300
ما بايد خودمونو پنهان کنيم.

00:38:46.740 --> 00:38:47.860
اون "هِستِن"ـه.

00:38:49.140 --> 00:38:52.900
او اين همه راه از "بيِمفليوت"
اومده شمال که چيکار کنه؟

00:38:56.180 --> 00:38:59.060
- چي شده؟
- فکر کنم، چندتا بازرگان دارن ميان.

00:39:02.340 --> 00:39:04.620
- يک زن و يک مرد.
- قفل دروازه را دربيارين.

00:39:05.180 --> 00:39:06.540
بذار يه نگاهي بهشون بندازيم.

00:39:16.740 --> 00:39:18.900
بخشي از وجودم اميدوار بود که
او اينجا نباشه.

00:39:27.900 --> 00:39:28.900
تيرا.

00:39:30.500 --> 00:39:32.420
تيرا، اينجا چيکار مي‌کني؟

00:39:32.500 --> 00:39:34.220
از ديدنم خوشحال نشدي؟

00:39:37.340 --> 00:39:40.260
نگاش کن، چه زيبا.

00:39:43.420 --> 00:39:45.700
- و داري لبخند ميزني.
- از زندگيم خوشحالم.

00:39:45.780 --> 00:39:48.860
چي پيش خودت فکر کردي که
اين همه راه تا اينجا اومدي.

00:39:49.860 --> 00:39:52.340
- که تو رو ببينم.
- اين کشيشِ واسه چي اومده اينجا؟

00:39:52.620 --> 00:39:55.300
بريدا، مي‌بينم که مثل هميشه اوقات‌ـت تلخ‌ـه.

00:39:56.180 --> 00:39:58.780
بيوکا اصرار داشت که مرا
در اين سفر همراهي کنه.

00:39:59.340 --> 00:40:00.860
بخشي از حرفاش درسته.

00:40:01.540 --> 00:40:03.660
همچنين من اينجام که
دستور شاه رو به انجام برسونم.

00:40:03.740 --> 00:40:06.260
و به طور رسمي اوترِد رو
از "وِسِکس" تبعيد کنم

00:40:07.260 --> 00:40:09.460
چنين دستوري نيازمند يک سري ضابطه است.

00:40:10.220 --> 00:40:12.860
وقتي که "تيرا" برادرش را يک دل سير ببينه،

00:40:13.540 --> 00:40:14.820
ما از اينجا ميريم.

00:40:14.900 --> 00:40:17.860
يعني اين همه راه اومدي اينجا
تا به اوترِد چيزي بگي که خودش ميدونسته؟

00:40:17.940 --> 00:40:21.100
تا اينکه اين پسرو يک بار ديگه ببينم.
و شايدم يه اُردنگي بهش بزنم.

00:40:21.180 --> 00:40:23.340
- راست ميگه؟
- کاملاً.

00:40:23.420 --> 00:40:24.700
تيرا.

00:40:26.340 --> 00:40:27.380
خوشحالم که مي‌بينمت.

00:40:29.260 --> 00:40:31.900
بچه‌‌‌هام حالشون خوبه؟
ازشون خبر داري؟

00:40:31.980 --> 00:40:34.420
همه‌شون حالشون خوبه
و به خوبي داره ازشون مراقبت ميشه.

00:40:34.980 --> 00:40:36.500
به‌زودي ميرم دنبالشون.

00:40:38.140 --> 00:40:39.380
ديگه برو استراحت کن.

00:40:42.820 --> 00:40:44.860
با کشيش هم بعداً صحبت مي‌کنم.

00:40:49.900 --> 00:40:52.700
اين کشيشِ، باعث خوشبختي‌ـت شده؟

00:40:53.420 --> 00:40:54.460
بله، شده.

00:40:56.100 --> 00:40:57.940
من بدون او نمي‌تونم زندگي کنم.

00:40:58.900 --> 00:41:00.020
همينطور من.

00:41:03.020 --> 00:41:05.980
ما تو راه،
اِرل "هِستِنِ" دِلربا رو ديديم

00:41:06.540 --> 00:41:09.600
من اونو بخاطر ملاقات‌‌هايي که در "وينچستر"
با شاه داشت، مي‌شناسم.

00:41:09.860 --> 00:41:11.980
يعني الان همانطور که متحد آلفردـه،
متحد شما هم هست؟

00:41:12.780 --> 00:41:14.220
"هِستِن" يک دانمارکي‌ـه.

00:41:15.580 --> 00:41:16.580
درسته.

00:41:17.420 --> 00:41:18.420
همينطور اوترِد.

00:41:19.580 --> 00:41:20.780
پدر بيوکا...

00:41:22.340 --> 00:41:23.740
به "دانهولم" خوش آمدي.

00:41:26.420 --> 00:41:28.660
نميدونم چرا از ديدنت در اينجا متعجب نشدم.

00:41:30.260 --> 00:41:31.580
در کنار دوستانم.

00:41:53.660 --> 00:41:56.300
- فينان.
- پدر بيوکا.

00:41:56.380 --> 00:41:58.420
- از ديدنت خوشحالم.
- اُسفِرت.

00:41:59.300 --> 00:42:02.340
- تو همون پسر دانمارکيِ هستي که شبيه موش‌ـه.
- من "سيتريک"ـَم.

00:42:02.420 --> 00:42:07.020
"سيتريک" همسرت "کوکهام" را ترک کرده
و برگشته به همان مهمانخانه در "وينچستر".

00:42:07.820 --> 00:42:10.420
جدّي؟
حالش خوبه؟

00:42:10.500 --> 00:42:11.700
اوه، حالشم خوبه.

00:42:12.740 --> 00:42:14.420
و خيلي هم پر سروصداست.

00:42:16.340 --> 00:42:19.060
- مزاحم که نيستم؟
- پدر، راحت باش.

00:42:20.100 --> 00:42:21.340
ما ميريم بشاشيم.

00:42:30.940 --> 00:42:32.220
اين کار‌‌ها چيه؟

00:42:33.060 --> 00:42:34.980
به‌نظر مياد که داري براي جنگ آماده ميشي.

00:42:35.060 --> 00:42:36.220
ربطي به شما نداره.

00:42:37.060 --> 00:42:39.220
مي‌ترسم که به‌زودي به من ربط پيدا کنه.

00:42:45.260 --> 00:42:46.860
حرفت رو بزن و راهتو بگير و برو.

00:42:48.860 --> 00:42:50.060
خواهش مي‌کنم، بگو.

00:42:50.140 --> 00:42:52.780
من نيومدم اينجا که سرزنشت کنم
يا از کارايي که کردي نجات‌ـت بدم،

00:42:53.780 --> 00:42:55.220
و براي آلفرد هم اينجا نيومدم.

00:42:58.580 --> 00:43:01.820
من براي "اَتِلفِلِد" اينجام.
او در صومعه‌اي پنهان شده.

00:43:03.460 --> 00:43:05.460
- از دست کي پنهان شده؟
- شوهرش.

00:43:05.540 --> 00:43:07.220
نقشه ريخته که زنشو بکشه.

00:43:14.220 --> 00:43:15.780
اين ديگه جزء نگراني‌‌‌هاي من نيست.

00:43:17.300 --> 00:43:19.380
او کلي نگهبان داره، پادشاه داره،

00:43:19.780 --> 00:43:21.980
- او "استياپا" رو داره.
- ولي از اوترِد تقاضا داره.

00:43:32.900 --> 00:43:35.420
آيا "اَتِلوُلد" به اينجا تنها سفر کرده؟

00:43:36.660 --> 00:43:38.580
با "هِستِن" و "بلادهِر" اومد.

00:43:39.140 --> 00:43:41.620
قبلش هم رفته بوده ديدن "اَتِلرِد".

00:43:43.900 --> 00:43:45.780
بله. اينکارو کرده.

00:43:47.980 --> 00:43:51.580
حالا برنامه اينه که "اَتِلوُلد"
پادشاه بعدي "وِسِکس" باشه؟

00:43:58.580 --> 00:44:00.100
اگر "هِستِن" داره برميگرده به جنوب،

00:44:00.180 --> 00:44:02.700
پس به‌زودي متوجه ميشه که
"اَتِلفِلِد" کجا مخفي شده.

00:44:02.780 --> 00:44:06.460
بيوکا، من نصف زندگيمو صرف "وِسِکس" کردم.

00:44:07.980 --> 00:44:11.060
- بيشتر از اين ديگه زندگيمو نميدم.
- "اَتِلفِلِد" ميگه به پاش سوگند ياد کردي.

00:44:12.620 --> 00:44:15.460
يعني تو براي محافظتش سوگند ياد کردي
تا شوهرش بياد تهديدش کنه؟

00:44:15.540 --> 00:44:18.380
اين يک حُقه است.
کار آلفردـه.

00:44:18.460 --> 00:44:21.700
بدين‌وسيله "اَتِلفِلِد" تو رو از
سوگندي که ياد کردي آزاد مي‌کنه.

00:44:22.740 --> 00:44:23.940
بله.

00:44:25.420 --> 00:44:28.540
او ازت درخواست کمک کرده،
ولي نه بخاطر سوگندي که ياد کردي، اوترِد

00:44:28.620 --> 00:44:31.580
بلکه بخاطر اينه که تو مردي هستي که
از همه بيشتر بهش اعتماد داره.

00:44:33.020 --> 00:44:34.980
من ديگه بيشتر از اين چيزي نميگم.

00:44:36.300 --> 00:44:39.420
اگر من در "وِسِکس" مي‌موندم و از
سوگند ياد کردن به "ادوارد" پرهيز مي‌کردم،

00:44:40.220 --> 00:44:44.060
- آلفرد من رو تا حالا کشته بود.
- من بخاطر "اَتِلفِلِد" اومدم اينجا.

00:44:44.620 --> 00:44:46.780
تو آزادي که راه خودتو انتخاب کني.

00:44:47.740 --> 00:44:49.780
همانا خداوند به راه راست هدايت‌ـت کند.

00:45:17.380 --> 00:45:18.420
هيچي نگو.

00:45:18.500 --> 00:45:21.580
قربان، من ديگه از اين بيشتر
نميرينم به راهي که انتخاب کردي.

00:45:22.820 --> 00:45:26.300
من خيلي ساده به "سيتريک" ميگم که
اين ارتش بزرگ

00:45:26.380 --> 00:45:29.180
که ما فکر مي‌کنيم اينجا جمع کرديم،
هيچوقت نمي‌تونه متحد بمونه.

00:45:29.260 --> 00:45:30.300
قبول دارم.

00:45:31.300 --> 00:45:33.740
و همينطور به "اُسفِرت" متذکر ميشم
که من نيومدم شمال

00:45:33.820 --> 00:45:36.380
تا برگردم و به جنوب لشکرکشي کنم.

00:45:36.460 --> 00:45:37.700
منم همينطور، فينان.

00:45:37.780 --> 00:45:41.100
قربان، من با شما هر جا که بريد ميام،
ولي من همسري در "وِسِکس" دارم.

00:45:42.260 --> 00:45:45.700
و آدمايي مثل "هِستِن" و "بلادهِر"
بهتر از فردي مثل "کيارتان" نيستند.

00:45:47.940 --> 00:45:52.300
اگر که شمال خانه شما به شمار مياد،
يا حق شما هست،

00:45:52.380 --> 00:45:55.180
پس چرا ما نريم دنبال "بِبِنبِرگ"؟

00:45:56.540 --> 00:45:59.620
اين دقيقاً نبردي‌ـه که ما بهش باور داريم.

00:46:02.740 --> 00:46:09.460
اوترِد... به‌عنوان دوست‌ـت
ازت تقاضا مي‌کنم که اينکارو نکن.

00:46:09.540 --> 00:46:11.060
ما بايد اينجارو ترک کنيم.

00:46:14.180 --> 00:46:15.860
و برادرم را تنها بذاريم؟

00:46:17.020 --> 00:46:18.580
چجوري مي‌تونم اينکارو کنم؟

00:46:20.460 --> 00:46:21.860
بايد بتوني.

00:46:26.340 --> 00:46:30.020
وقتي آلفرد جوان بود،
هر چي جلو راهش بود رو مي‌کرد،

00:46:30.100 --> 00:46:31.540
به خدا.

00:46:31.620 --> 00:46:37.740
اصلاً نمي‌تونست جلوي خودشو بگيره.
يا ترجيحاً، همينکارو مي‌کرد

00:46:40.020 --> 00:46:41.020
اوترِد.

00:46:42.580 --> 00:46:44.220
رفتي به "اَتِلرِد" چي گفتي؟

00:46:45.460 --> 00:46:46.940
چي؟ منظورت چيه؟

00:46:47.500 --> 00:46:50.460
تو رفتي پيش "اَتِلرِد".
اونجا درباره چي صحبت کردي؟

00:46:52.580 --> 00:46:55.500
من درمورد فرصت‌‌ها صحبت کردم.

00:46:56.860 --> 00:46:58.060
که چيکار کني؟

00:46:59.220 --> 00:47:01.340
تا خودش رو پادشاه "مرسيا" اعلام کنه،

00:47:01.420 --> 00:47:03.540
تا آلفرد عصباني بشه
و باعث جدا شدن دو سرزمين بشه.

00:47:03.620 --> 00:47:05.500
- تا به اهداف ما هم کمک کنه.
- تا زنش رو بکشه؟

00:47:16.660 --> 00:47:18.460
سعي کن امشب خوابت نبره.

00:47:19.580 --> 00:47:20.980
چون ممکنه ديگه از خواب بلند نشي.

00:47:21.540 --> 00:47:23.180
ديگه هيچ شبي نخواب.

00:47:30.400 --> 00:47:32.860
بله، ممکنه که همچين موردي رو
به "اَتِلرِد" پيشنهاد داده باشم

00:47:32.940 --> 00:47:35.260
که همسرش رو بکشه، ولي چرا که نه؟

00:47:36.020 --> 00:47:38.500
او دختر آلفردـه،
و باعث هرج و مرج بيشتري ميشه.

00:47:38.580 --> 00:47:40.340
- اصلاً چرا بايد مهم باشه؟
- مهم‌ـه.

00:47:40.420 --> 00:47:42.220
چرا؟ اون که دشمنه.

00:47:43.220 --> 00:47:47.340
يا اينکه پدر بيوکا اين همه راه رو
اومده اينجا که ازت بخواد
بري و دختر رو نجات بدي؟

00:47:47.500 --> 00:47:51.540
بعد از همه اين اتفاقات، بهترين حرکت‌ـت اينه.
که بري شاهزاده خانوم رو نجات بدي.

00:47:51.620 --> 00:47:53.860
رگنار، ازت مي‌خوام که
ميدون نبرد راه بندازي.

00:47:53.940 --> 00:47:56.020
من ديگه بسمه.

00:47:56.100 --> 00:47:58.100
- پس ديگه بهش توجه نکن.
- نمي‌تونم.

00:47:58.180 --> 00:48:00.220
من همين الان با‌‌هاش نبرد مي‌کنم و مي‌کشمش.

00:48:00.300 --> 00:48:02.780
چرا؟ چون "سنده" داره حقيقت رو ميگه؟

00:48:02.860 --> 00:48:06.820
اوترِد، ما داريم تلاش مي‌کنيم که
تبديل به يک سپاه متحد بشيم، دوست من.

00:48:06.900 --> 00:48:10.340
من پيش‌بيني مي‌کنم که عاليجناب اوترِد
مي‌خواد اين سپاه رو ترک کنه.

00:48:13.460 --> 00:48:16.300
"اَتِلفِلِد" سگ شکاريشو صدا کرده
و اونم بايد چهارنعل بدوئه...

00:48:16.380 --> 00:48:18.460
اوترِد، ارزشش را نداره.

00:48:18.540 --> 00:48:20.780
و يک دليلي براي اثباتش هست...

00:48:20.860 --> 00:48:24.300
- اثبات چي؟
- تو بين ساکسون و دانمارکي داري پاره ميشي!

00:48:24.380 --> 00:48:28.500
رگنار، رفتار برادرت به‌نظر متناقض مياد.
او با ماست يا نه؟

00:48:29.340 --> 00:48:32.580
اوترِد، خودت چي ميگي؟
جوابت چيه؟

00:48:35.580 --> 00:48:36.580
تو چي مي‌خواي بگي؟

00:48:40.180 --> 00:48:42.500
من مي‌خوام بگم
که اين سپاه هرگز دوام نمياره

00:48:43.580 --> 00:48:48.040
رگنار، دور و اطرافت رو نگاه کن. ما همه
دشمناني هستيم که بخاطر طمع دورهم جمع شديم.

00:48:48.180 --> 00:48:52.180
- هيچ پيوستگي و احترامي بينمون وجود نداره...
- ميگي هيچ پيوستگي وجود نداره؟

00:48:55.780 --> 00:48:57.020
پس من کي هستم؟

00:48:58.340 --> 00:48:59.660
تو برادرمي.

00:49:00.340 --> 00:49:04.020
اين به اندازه کافي، پيوستگي نيست؟
يا اينکه قابل مقايسه با شاهزاده خانوم نيست؟

00:49:04.100 --> 00:49:05.700
به‌نظر مياد که نيست.

00:49:07.020 --> 00:49:09.940
و تو، براي چي اومدي اينجا؟
پيامت چيه؟

00:49:10.020 --> 00:49:14.180
رگنار. رگنار!
تو دعوات فقط با منه.

00:49:15.300 --> 00:49:19.460
اوترِد يک انسان آزاده، رگنار.
خودش تصميم مي‌گيره.

00:49:20.100 --> 00:49:21.580
پس تصميم بگير.

00:49:21.660 --> 00:49:26.940
آيا در کنار ما مي‌ايستي، با ما هستي يا نه؟

00:49:29.780 --> 00:49:33.060
جوابت رو بده، دانمارکي‌کُش.
بذار همه‌مون بشنويم.

00:49:48.780 --> 00:49:49.900
من اينجارو ترک مي‌کنم.

00:49:52.940 --> 00:49:56.100
من اينجارو ترک مي‌کنم،
ولي قرار نيست که به "وِسِکس" برگردم.

00:49:57.660 --> 00:49:59.020
مرا نياز دارند.

00:49:59.100 --> 00:50:00.620
يک شاهزاده نيازت داره.

00:50:04.100 --> 00:50:06.220
تو به اندازه اين کشيش ديگه دانمارکي نيستي.

00:50:06.900 --> 00:50:09.340
تو فاحشه تاج و تخت آلفردي.

00:50:11.740 --> 00:50:13.540
واقعاً داري با من اينکارو مي‌کني؟

00:50:14.740 --> 00:50:16.140
دوباره؟

00:50:17.900 --> 00:50:20.140
- مجبورم.
- آره، البته که مجبوري.

00:50:20.220 --> 00:50:21.840
تو براش سوگند وفاداري ياد کردي.

00:50:23.220 --> 00:50:25.140
تو قول دادي.

00:50:25.700 --> 00:50:28.140
و اينکارت بخاطر شرف و آبروئه.

00:50:29.220 --> 00:50:33.180
هر چه که پدرم بهت داد،
من حالا پس مي‌گيرم.

00:50:33.260 --> 00:50:35.580
تو ديگه "اوترِد رگنارسون" نيستي.

00:50:35.660 --> 00:50:39.340
رگنار، تو نمي‌توني اينکارو کني، خواهش مي‌کنم -
- تو ديگه برادر من نيستي!

00:50:41.380 --> 00:50:43.140
من بازيچه دست تو بودم.

00:50:43.220 --> 00:50:44.380
هرگز اينطور نبوده.

00:50:47.660 --> 00:50:51.100
برو...قبل از اينکه بکُشمت.

00:50:53.100 --> 00:50:56.380
او نمي‌تونه اينجارو با "اسکِيد" ترک کنه.
رگنار، اون زن براي منه.

00:50:56.460 --> 00:50:59.460
باشه، بلادهِر.
بايد ميدون نبرد راه بندازيم.

00:51:01.820 --> 00:51:06.180
و تا پاي مرگ براي جادوگره مي‌جنگيد...

00:51:08.580 --> 00:51:12.060
- موافقم.
- قربان، قبول نکنيد.

00:51:16.020 --> 00:51:17.020
قبول‌ـه.

00:51:19.460 --> 00:51:20.460
نبرد مي‌کنيم.

00:51:26.584 --> 00:52:00.084
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.