﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.000
آنچه که در سريال
: گذشت "The Last Kingdom"

00:00:01.140 --> 00:00:03.900
من اوترِد، پسر اوترِد هستم.

00:00:03.980 --> 00:00:06.540
شاه آلفرد هر روز در حال ضعيف‌تر شدن بوده،

00:00:07.580 --> 00:00:10.620
و همين باعث آسيب‌پذير شدن "وِسِکس"
.در برابر دشمنان داخلي که دارد، شده است

00:00:10.700 --> 00:00:13.100
- "اِتِلوُلد" اونجاست؟
- آن‌ها از شمال به جنوب

00:00:13.180 --> 00:00:16.140
به‌عنوان سپاهي متحد، لشکرکشي خواهند کرد.

00:00:16.220 --> 00:00:18.540
من هم، در حال حاضر،
به‌عنوان يک تهديد ديده مي‌شوم.

00:00:18.620 --> 00:00:21.980
ولي من سوگند ياد کرده‌ام که
از دختر آلفرد، "اَتِلفِلِد" محافظت کنم.

00:00:22.060 --> 00:00:23.940
شوهرتون قصد داره که شمارو به قتل برسونه.

00:00:24.020 --> 00:00:26.220
من ديگه اينجارو ترک مي‌کنم،
و شما هم بايد همينکارو کنيد.

00:00:26.300 --> 00:00:29.660
درواقع، جفت "اَتِلرِد" و "هِستِن"
به دنبال مرگ "اَتِلفِلِد" هستند.

00:00:30.580 --> 00:00:33.580
نجات جان "اَتِلفِلِد"
به قيمت گزافي براي من تمام شد.

00:00:33.660 --> 00:00:35.260
"اسکِيد" به جاي "اَتِلفِلِد".

00:00:36.180 --> 00:00:39.380
تو يک بار ديگه نفرين ميشي،
اوترِد اهل بِبِنبِرگ.

00:00:39.460 --> 00:00:42.300
داشتم درمورد "رگنار" فکر مي‌کردم
و اينکه مي‌خواد من رو بکشه.

00:00:42.380 --> 00:00:43.420
من بايد زودتر بکشمش.

00:00:44.140 --> 00:00:47.260
برادرم مرا به‌عنوان يک خائن طرد کرد.

00:00:47.340 --> 00:00:48.740
و خائن بودن من حقيقت دارد.

00:00:48.820 --> 00:00:50.740
تو ديگه برادر من نيستي!

00:00:50.820 --> 00:00:52.740
من با ترک کردن او، بهش خيانت کردم.

00:00:52.820 --> 00:00:54.900
و او را در ميان آدم‌‌هاي بي‌شرافت ر‌‌ها کردم.

00:00:58.580 --> 00:01:00.300
همه چيز وابسته به تقدير است.

00:01:20.180 --> 00:01:21.180
مُرده!

00:01:22.860 --> 00:01:23.860
اون مُرده!

00:01:24.620 --> 00:01:27.580
"آلفرد" مُرده! اون مُرده!

00:01:28.620 --> 00:01:30.060
آلفرد مُرده!

00:01:30.140 --> 00:01:33.780
ديگه اون ساکسوني پست وجود نداره!
اون مُرده!

00:01:33.860 --> 00:01:35.500
آلفرد مُرده!

00:01:35.580 --> 00:01:37.820
"جَکدا" حقيقت داره؟
چطوري اين خبر به گوش‌ـت رسيد؟

00:01:37.900 --> 00:01:40.500
تو تمام کشور دارن اين خبر رو ميگن.
اون مُرده!

00:01:40.580 --> 00:01:43.380
آلفرد ديگه جون از کونش در رفته.

00:01:44.580 --> 00:01:46.060
"رگنار"، آلفرد مُرده!

00:01:46.820 --> 00:01:48.340
ساکسونيِ عن ديگه رفت به درک!

00:01:49.540 --> 00:01:50.620
رگنار!

00:01:54.900 --> 00:01:56.020
رگنار؟

00:01:58.540 --> 00:01:59.540
رگنار؟

00:02:12.940 --> 00:02:13.940
رگنار.

00:02:15.140 --> 00:02:16.500
رگنار.

00:02:33.380 --> 00:02:35.260
بگيرش. دست‌ـت رو ببند.

00:02:35.340 --> 00:02:37.940
رگنار. رگنار،
انگشتات رو گره کن و اين رو بگير.

00:02:38.780 --> 00:02:40.220
رگنار، بگيرش.

00:02:43.940 --> 00:02:46.780
رگنار، بگيرش ديگه!
نه!

00:02:46.860 --> 00:02:48.780
نه، رگنار، نه!

00:02:48.860 --> 00:02:50.940
نه! نه!

00:02:51.660 --> 00:02:55.060
نه!

00:02:55.140 --> 00:02:57.380
پس، ديگه مُرد.
خب اين خبر خوبيه.

00:02:57.980 --> 00:02:59.980
نه! نه!

00:03:00.820 --> 00:03:02.940
رگنار! رگنار!

00:03:03.020 --> 00:03:05.380
رگنار، نه!

00:03:07.660 --> 00:03:08.820
حرکت کنيد. بريد کنار!

00:03:11.620 --> 00:03:13.980
رگنار، نه. نه.

00:03:21.780 --> 00:03:22.780
کي؟
کي اينکارو کرده؟

00:03:26.780 --> 00:03:27.860
کاره فاحشه است؟

00:03:29.700 --> 00:03:30.820
مي‌پرسم.

00:03:41.660 --> 00:03:45.940
رگنار رگنارسون،
تنها مَرد بين شما‌‌ها، مُرده!

00:03:46.020 --> 00:03:48.220
چه کسي اين کارو کرده؟

00:03:49.980 --> 00:03:52.460
همه‌تون بُزدليد!

00:03:52.540 --> 00:03:54.660
بايد وقتي که خواب بود مي‌کشتينش؟

00:03:54.740 --> 00:03:57.340
بريدا، کار اون زنه بوده.

00:03:58.180 --> 00:03:59.860
چاقو تو دست زنه بود.

00:03:59.940 --> 00:04:01.860
شمشير رگنار تو شکمش فرو رفته بود.

00:04:01.940 --> 00:04:04.460
براي چي بايد زنه رو مي‌کشته؟
اونا فقط مي‌خواستن يه توله بيارن.

00:04:04.540 --> 00:04:06.320
چرا اون زن بايد رگنارو مي‌کشته؟
رو چه حسابي؟

00:04:06.400 --> 00:04:08.200
شايد خودت اون کسي بودي که کُشتيش.

00:04:08.740 --> 00:04:13.140
شوهرش داشته يه زمين ديگه رو شخم ميزده،
بنابراين اين زنيکه ديوانه جُفتشون رو مي‌کشه.

00:04:16.020 --> 00:04:17.420
بلادهِر، نه.

00:04:24.260 --> 00:04:25.820
اينجوري کار درست نميشه.

00:04:25.900 --> 00:04:27.500
او رهبرتون بود!

00:04:27.580 --> 00:04:30.420
داشت بهتون ثروت ميداد!
ازتون مراقبت مي‌کرد!

00:04:30.680 --> 00:04:31.900
ما همينطوري پيش ميريم.

00:04:31.980 --> 00:04:34.300
- هيچي عوض نشده.
- اتفاقاً همه‌چي عوض شده.

00:04:34.380 --> 00:04:36.460
ما پيش ميريم.

00:04:38.540 --> 00:04:39.660
شما...

00:04:39.740 --> 00:04:41.380
شما ديگه رهبري نداريد.

00:04:41.460 --> 00:04:43.020
پس من بايد رهبري کنم.

00:04:44.140 --> 00:04:45.500
با بلادهِر.

00:04:47.780 --> 00:04:50.660
ما رگنار رو دفن مي‌کنيم، و بعد راه ميفتيم.

00:04:52.100 --> 00:04:55.140
همينکارو کنيد، و اين رو هم ساکت نگه داريد.

00:05:00.060 --> 00:05:01.260
ولش کنيد.

00:05:13.180 --> 00:05:15.660
با اينکه خيلي نمي‌شناختمش،
ولي مرد خوبي بود.

00:05:16.420 --> 00:05:17.620
يک جنگجوي شجاع.

00:05:25.055 --> 00:05:55.055
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:06:01.179 --> 00:06:04.879
" آخرين پادشاهي "

00:06:04.900 --> 00:06:07.800
" سالتويک "

00:06:07.800 --> 00:06:11.600
" درويويچ "
" املاک «اِتِلفِلِد» در مرسيا "

00:06:13.180 --> 00:06:14.580
مي‌خواي ديگه بچه خوبي بشي؟

00:06:24.060 --> 00:06:26.460
يجوري با‌‌هاش صحبت مي‌کني
که انگار حرفت رو مي‌فهمه.

00:06:29.580 --> 00:06:31.580
او کلماتي که ميگم رو نمي‌فهمه، ولي...

00:06:32.340 --> 00:06:34.260
ولي مي‌فهمه که من دوستشم.

00:06:34.340 --> 00:06:35.960
کسي که مي‌تونه بهش اعتماد کنه.

00:06:39.500 --> 00:06:42.980
براي همين، در زمان جنگ،
ترديد و تأمل رو ميذاره کنار.

00:06:43.060 --> 00:06:45.220
اين رفتاري‌ـه که با همه‌ي مردانت انجام ميدي؟

00:06:45.300 --> 00:06:48.020
حس اعتمادشون رو بدست مياري
و ازشون مي‌خواي که ازت پيروي کنن؟

00:06:48.980 --> 00:06:51.580
اين موضوع نه بازي‌ـه و نه استراتژي.

00:06:53.500 --> 00:06:55.100
اين چيزيه که تو هستي.

00:06:56.300 --> 00:06:58.460
مردي که الهام‌بخش اعتماد به ديگران‌ـه.

00:07:07.140 --> 00:07:08.940
دوست دارم مرا ببوسي.

00:07:14.140 --> 00:07:15.300
بعدش چي؟

00:07:16.700 --> 00:07:18.860
با بوسه شروع کن و ببين به کجا‌‌ها ميرسه.

00:07:24.660 --> 00:07:27.700
- اگر ترجيح ميدي که اينکارو نکني...
- اين چيزيه که باعث خشنوديم ميشه...

00:07:29.340 --> 00:07:30.860
و بعد باعث پشيمانيم.

00:07:34.800 --> 00:07:37.620
بانو، درمورد "اريک"، شما کسي رو
انتخاب کردي که نمي‌تونستي با‌‌هاش باشي.

00:07:37.700 --> 00:07:39.000
و قضيه من هم باز همونه.

00:07:39.900 --> 00:07:41.460
من باعث نميشم که دوباره شما اذيت بشي.

00:07:42.260 --> 00:07:43.700
کيه که بخواد اين موضوع رو بفهمه؟

00:07:45.380 --> 00:07:48.540
- کي قراره که بفهمه...
- "اسکِيد". "اسکِيد" مي‌فهمه.

00:07:49.860 --> 00:07:52.420
اون فقط منتظره ببينه من به کي اهميت ميدم
تا نابودش کنه.

00:07:55.820 --> 00:07:58.020
او بايد دوباره پيدا بشه، و برگرده سر جاش.

00:07:58.780 --> 00:08:01.460
ولي من ميگم،
محال‌ـه که بتوني اونو برگردوني پيش خودت.

00:08:02.060 --> 00:08:03.740
- بايد اينکارو کنم.
- خب چجوري؟

00:08:03.820 --> 00:08:05.900
تو نمي‌توني به "بيِمفليوت" حمله کني.

00:08:06.580 --> 00:08:09.380
براي حمله به ارتش "هِستِن"،
خودت نياز به يک ارتش داري.

00:08:10.900 --> 00:08:13.860
پدرم داره به سپاه "مرسيا"
در "اِيلِزبِرگ" ملحق ميشه.

00:08:15.500 --> 00:08:18.580
من با نگهبانانم و "اَتِلرِد"
با‌‌هاش ملاقات خواهم کرد.

00:08:19.660 --> 00:08:21.380
شما آنجا امنيت‌ـت بيشتر از اينجاست.

00:08:22.060 --> 00:08:23.180
تصميم خوبي گرفتي.

00:08:23.259 --> 00:08:26.019
من به پادشاه ميگم که
"هِستِن" سعي کرده که مرا بکشه.

00:08:26.100 --> 00:08:29.740
با حمله به من،
او خود را تبديل به دشمن "وِسِکس" کرده.

00:08:30.300 --> 00:08:31.500
همراه من بيا.

00:08:32.540 --> 00:08:36.220
پدرم مي‌بخشت‌ـت، و نيرو‌‌هايش رو
در نبرد "بيِمفليوت" رهبري خواهي کرد.

00:08:36.300 --> 00:08:39.460
- من بخشش او را نمي‌خوام.
- پس از سپاهش استفاده کن.

00:08:40.620 --> 00:08:43.500
از سربازانش استفاده کن
تا بتوني "اسکِيد"رو برگردوني.

00:08:43.580 --> 00:08:46.600
من دارم بهت پيشنهادي ميدم
که بتوني با‌‌هاش به نفرينت خاتمه بدي.

00:08:47.400 --> 00:08:50.300
" وينتاسيتر "

00:08:50.300 --> 00:08:54.100
" وينچستر "
" قلمرو فرمانروايي وِسِکس "

00:09:03.740 --> 00:09:06.320
سرورم، ما آماده‌ايم...

00:09:06.980 --> 00:09:08.420
براي فصل بعدي اين داستان.

00:09:09.140 --> 00:09:12.580
بهم گفته شده که
کشور پر شده از شايعه مُردن من.

00:09:12.660 --> 00:09:15.020
پس چه ترس و وحشتي به جون دانمارکيا بيفته،

00:09:15.100 --> 00:09:17.020
وقتي دارن به "وِسِکس" و "مرسيا"
لشکرکشي مي‌کنن

00:09:17.100 --> 00:09:20.380
و شمارو در کنار "اَتِلرِد" مي‌بينن
که داريد تو چشماشون نگاه مي‌کنيد.

00:09:20.460 --> 00:09:22.100
وقتي دارم تو چشماشون نگاه مي‌کنم.

00:09:24.540 --> 00:09:25.540
آره.

00:09:52.540 --> 00:09:54.060
"استياپا"، آماده‌اي؟

00:09:54.140 --> 00:09:55.180
بله، قربان.

00:10:25.180 --> 00:10:26.180
مي‌تازيم!

00:10:26.220 --> 00:10:28.300
مردان وِسِکس...

00:10:29.660 --> 00:10:31.100
بر دشمنان مي‌تازيم!

00:11:11.820 --> 00:11:12.980
تنهامون بذاريد.

00:11:23.460 --> 00:11:25.860
بعضي از سربازاي رگنار عقيده دارن
که اين اتفاق يک نشانه است.

00:11:25.940 --> 00:11:28.820
بخاطر اينکه رگنار بدون شمشيرش مرد،
اين نبرد براي ما پيروزي نخواهد داشت.

00:11:28.900 --> 00:11:30.780
اونا ديگه الان سربازان تو هستند.

00:11:32.340 --> 00:11:34.060
خودت بايد قانعشون کني.

00:11:36.020 --> 00:11:38.260
من مانع هيچکسي
براي بازگشت به شمال نميشم.

00:11:38.340 --> 00:11:40.900
- آن‌‌ها ديگه رهبري ندارن.
- ما مي‌تونيم رهبري کنيم.

00:11:41.500 --> 00:11:42.540
من و تو.

00:11:42.620 --> 00:11:46.060
امروز صبح مي‌گفتي تو و بلادهِر رهبري مي‌کنين،
حالا من رو داري انتخاب مي‌کني؟

00:11:46.740 --> 00:11:48.820
آخه تو فکر اين نيستم
که با "بلادهِر" بخوابم.

00:11:52.580 --> 00:11:54.500
از الان به بعد،
ما ديگه از هم جدا ميشيم.

00:11:54.860 --> 00:11:57.540
بدون رگنار،
ما به‌عنوان قبيله‌‌‌هاي جدا از هم حساب ميشيم.

00:11:59.300 --> 00:12:01.620
تنهات ميذارم که عزاداريتو کني.

00:12:05.700 --> 00:12:07.580
مي‌توني مارو در "ريوِر اوزه" پيدامون کني.

00:12:07.660 --> 00:12:08.900
ما همه‌مون يک سپاهيم.

00:12:09.700 --> 00:12:12.300
يا تو يا "بلادهِر" بودين که رگنارو کشتيد.

00:12:16.140 --> 00:12:19.180
انگار نمي‌توني قبول کني که رگنار
آخرين شب رو با يک فاحشه گذرونده

00:12:19.260 --> 00:12:20.860
و اون فاحشه بوده که کُشت‌ـتش.

00:12:20.940 --> 00:12:23.380
کي ميدونه که بين يک زن و مرد چيا مي‌گذره؟

00:12:26.900 --> 00:12:29.420
رگنار براي عشق تو نه ارزش قائل مي‌شد
و نه سزاوارش بود.

00:13:25.700 --> 00:13:27.780
ما جنگجوي بزرگي رو از دست داديم.

00:13:28.780 --> 00:13:30.180
يک مرد بزرگ.

00:13:31.460 --> 00:13:33.940
من اين را از همه بيشتر ميدونم.

00:13:34.020 --> 00:13:37.540
"رگنار رگنارسون" پسردايي من بود.

00:13:37.620 --> 00:13:39.060
و من از دستش ناراحتم.

00:13:39.820 --> 00:13:42.380
بخاطر اينکه او لايق مرگ بهتري بود!

00:13:42.460 --> 00:13:45.540
او نيمه‌برهنه کشته شد. او بدون لباسي بر تن
و شمشيري در دست کشته شد!

00:13:46.740 --> 00:13:48.140
به دور از ميدان نبرد.

00:13:48.220 --> 00:13:50.220
اين مرگي‌ـه که من،
از همه بيشتر ازش مي‌ترسم.

00:13:51.820 --> 00:13:56.260
اين مرگي‌ـه که دلاور بزرگمون "بلادهِر"
از همه بيشتر ازش مي‌ترسه.

00:13:56.340 --> 00:13:59.820
اما ما آدم‌‌هايي که اينجا ايستاديم،
آدم‌‌هاي خوشبختي هستيم!

00:13:59.900 --> 00:14:02.860
- خدايان با ما هستند.
- درسته.

00:14:02.940 --> 00:14:06.300
ما شمشيري در دست داريم
و نبردي در پيشِ‌رو.

00:14:07.180 --> 00:14:10.260
سرزميني که مي‌تونيم بدست بياريم،
و سکه‌‌‌هاي نقره‌اي که بين خود تقسيم کنيم.

00:14:10.340 --> 00:14:12.780
و يک عالمه ساکسوني که بکشيم!

00:14:15.540 --> 00:14:18.020
ما دانمارکي‌‌‌هاي متحد هستيم!

00:14:19.580 --> 00:14:22.780
متحد!

00:15:03.140 --> 00:15:04.140
اُسفِرت.

00:15:07.100 --> 00:15:08.580
برو دنبال اوترِد.

00:15:08.660 --> 00:15:11.380
و بگو که مهمان داريم.
يک زن.

00:15:11.460 --> 00:15:12.980
چطوري مي‌توني بگي که او يک زن‌ـه؟

00:15:13.860 --> 00:15:14.980
اينم بايد سوال کني؟

00:15:18.460 --> 00:15:19.500
برو دنبال اوترِد.

00:15:32.340 --> 00:15:34.220
ميدونستم با شازده خانومتي.

00:15:36.460 --> 00:15:37.820
اتفاقي افتاده؟

00:15:39.260 --> 00:15:40.460
تو ترکش کردي.

00:15:42.460 --> 00:15:43.780
رگنار؟

00:15:43.860 --> 00:15:48.140
او سال‌‌ها منتظرت ماند تا بياي خونه
و تو فقط در عرض چند روز گذاشتي رفتي.

00:15:50.940 --> 00:15:53.260
تو بايد ميذاشتي اون زنيکه ساکسوني بميره.

00:15:53.340 --> 00:15:54.860
حالا کجاست؟ مي‌خوام برم پيشش.

00:15:54.940 --> 00:15:57.860
مُرده!
رگنار ديگه مُرده!

00:16:06.380 --> 00:16:07.980
او در ضيافت "والهالا" شرکت نمي‌کنه.

00:16:08.060 --> 00:16:12.620
به جاش، زير يک خروار سنگ،
کنار يک درياچه در "لُيديس" خوابيده!

00:16:16.300 --> 00:16:18.340
هيچ شرف و افتخاري در مرگش نبود.

00:16:19.820 --> 00:16:20.860
هيچي.

00:16:21.780 --> 00:16:24.980
او تا ابد در سرماي "نيفِلهِيم" خواهد ماند.
(نيفِلهِيم" مانند "زَمهرير" ماست")

00:16:25.060 --> 00:16:28.540
فقط بخاطر تو، اوترِد اهل "بِبِنبِرگ".

00:16:30.460 --> 00:16:31.740
تو شاهزاده رو انتخاب کردي.

00:16:33.500 --> 00:16:36.860
تو آلفرد رو انتخاب کردي
و رگنارو ترک کردي.

00:16:36.940 --> 00:16:38.020
نه، "سيتريک".

00:16:39.340 --> 00:16:40.540
بايد بکشمت...

00:16:41.940 --> 00:16:44.420
ولي مي‌خوام با دردِ مرگ رگنار زندگي کني.

00:16:46.060 --> 00:16:47.700
اون برادرت بود.

00:17:08.939 --> 00:17:10.699
اوترِد، من...

00:17:10.780 --> 00:17:13.020
برادرم مُرده.

00:17:13.100 --> 00:17:14.820
واي، خدا.

00:17:15.939 --> 00:17:17.260
کار خودش‌ـه.

00:17:18.060 --> 00:17:19.780
کار "اسکِيد" و نفرينش‌ـه.

00:17:20.580 --> 00:17:22.420
اين نفرين همينجور داره پيش ميره.

00:17:22.500 --> 00:17:24.340
فکر نمي‌کني کار زندگي باشه؟

00:17:25.660 --> 00:17:27.700
بالاخره مرگ، يک روز سراغ همه‌مون مياد.

00:17:28.580 --> 00:17:29.660
کار زنه است.

00:17:30.380 --> 00:17:31.860
بايد دوباره برگرده اينجا.

00:17:32.540 --> 00:17:34.540
ميريم به سوي آلفرد و اَتِلرِد.

00:17:34.620 --> 00:17:35.860
قراره اينکارو کنيم؟

00:17:36.460 --> 00:17:39.460
و براي اينکه بهمون لشکري بدن،
التماس مي‌کنيم.

00:17:46.700 --> 00:17:49.600
" بيِمفليوت "

00:17:49.600 --> 00:17:53.600
" بِنفليت "
" قلمرو فرمانروايي آنگِلياي شرقي "

00:18:09.340 --> 00:18:13.060
وقتي آخرين سربازان "بلادهِر"
به بالادست رود "اوزه" برسند...

00:18:14.260 --> 00:18:16.060
ما به "مرسيا" لشکرکشي مي‌کنيم...

00:18:17.220 --> 00:18:18.260
و بعدشم به "وِسِکس"...

00:18:31.060 --> 00:18:33.020
او انتظار خواهد داشت که تو رو براش بفرستم.

00:18:34.460 --> 00:18:35.740
"بلادهِر" رو ميگم.

00:18:36.580 --> 00:18:39.380
اين منم که انتخاب مي‌کنم
در کنار چه کسي بشينم.

00:18:41.380 --> 00:18:42.460
با کي بخوابم.

00:18:44.140 --> 00:18:45.380
چه کسي را بکشم.

00:18:47.060 --> 00:18:49.060
تو تابه‌حال فقط تونستي
زن‌‌هاي تصاحب‌شده رو داشته باشي.

00:18:49.660 --> 00:18:51.620
آن‌‌ها هرگز خودشون رو به تو نميدن.

00:18:52.260 --> 00:18:54.180
چه دادني باشن، و چه تصاحب کردني،

00:18:55.420 --> 00:18:57.200
من اون چيزي که مي‌خوام رو مي‌گيرم.

00:18:59.060 --> 00:19:00.700
ممکنه که جسم من رو گرفته باشي،

00:19:01.620 --> 00:19:04.220
ولي تو قدرت مرا بدست نخواهي آورد.

00:19:05.020 --> 00:19:07.140
من هزارتا آدم دارم.

00:19:08.260 --> 00:19:09.580
اين قدرت خوبيه.

00:19:10.300 --> 00:19:13.380
مردي که من انتخاب مي‌کنم،
از مرگ آلفرد سود عظيمي بدست مياره.

00:19:18.700 --> 00:19:21.620
ولي من بايد خودم رو فقط به مردي بدم که...

00:19:24.900 --> 00:19:26.260
من را بدست بياره.

00:19:28.220 --> 00:19:31.540
شايد، من فقط بايد الان ترتيبت رو بدم

00:19:32.220 --> 00:19:33.780
و همه اينا که گفتي خودشون حل بشه.

00:19:34.540 --> 00:19:35.780
اول خودت رو ثابت کن، ارباب.

00:19:37.940 --> 00:19:39.420
خودم رو به يک زن...

00:19:40.380 --> 00:19:41.380
ثابت کنم؟

00:19:42.900 --> 00:19:47.060
و من هم اجازه ميدم که خودت رو در بدنم وارد
کني و من هم قدرتم را در وجودت وارد مي‌کنم.

00:19:48.660 --> 00:19:50.220
اوترِد مياد سراغت

00:19:50.300 --> 00:19:53.540
و اگر تو کسي هستي که جاش رو مي‌گيري،
پس اول بايد بکشيش.

00:19:55.740 --> 00:19:57.340
اون‌وقت من براي تو ميشم.

00:20:07.800 --> 00:20:10.700
" اِگِلبورگ "

00:20:10.700 --> 00:20:14.600
" آيلزبوري "
" قلمرو فرمانروايي مرسيا "

00:20:19.420 --> 00:20:20.620
سواره‌نظام.

00:20:22.060 --> 00:20:23.340
نيزه‌‌‌ها به سمت ديوار‌‌ها!

00:20:27.780 --> 00:20:29.700
هيچکس عبور نمي‌کنه. هيچکس.

00:20:54.860 --> 00:20:57.540
من بايد همانجايي که ايستاده‌ايد،
بکشم‌تون قربان.

00:20:58.260 --> 00:20:59.820
مي‌توني امتحان کني، رفيق.

00:21:00.740 --> 00:21:02.900
اومدم اينجا تا شاه رو ببينم.

00:21:02.980 --> 00:21:06.620
- عزيزم، داري همراه با ياغي‌‌‌ها سواري مي‌کني
- او در وِسِکس قانون‌شکن‌ـه،

00:21:06.700 --> 00:21:08.060
نه در مرسيا.

00:21:09.260 --> 00:21:10.940
ما اينجاييم تا پدرم را ببينيم.

00:21:11.620 --> 00:21:15.620
اون چيه که بايد به شاه بگي
ولي نمي‌توني به شوهرت بگي؟

00:21:15.700 --> 00:21:19.340
مي‌خوام درباره خيانت
و خيانتکاران صحبت کنم

00:21:22.660 --> 00:21:25.380
"هِستِن" دانمارکي
به صومعه‌ي "وينچِلکومب" حمله کرد.

00:21:25.980 --> 00:21:27.740
هدفش کشتن من بود.

00:21:28.340 --> 00:21:30.940
"هِستِن" مدعي رفاقت با آلفردـه.

00:21:31.020 --> 00:21:32.300
ولي اينطور نيست.

00:21:35.300 --> 00:21:36.460
بذاريد قانونشکن رد بشه.

00:21:37.980 --> 00:21:39.100
بدون سلاح.

00:21:42.260 --> 00:21:43.500
همه‌شون.

00:21:45.100 --> 00:21:46.540
عاليجناب "اَتِلرِد"،

00:21:46.620 --> 00:21:48.860
ما هم مثل شما،
مقابل دانمارکي‌‌‌ها ايستاده‌ايم.

00:21:52.420 --> 00:21:55.700
دستوره که بي‌سلاح وارد بشي،
مرد ايرلندي.

00:21:55.780 --> 00:21:57.180
همه‌تون.

00:22:05.180 --> 00:22:07.620
خوشحالم که در امنيت مي‌بينم‌تون، بانو.

00:22:08.620 --> 00:22:09.980
عاليجناب "اَلدهِلم".

00:22:10.060 --> 00:22:11.860
بايد درمورد اينجا بودن‌تون
به شاه مشورت بدم.

00:22:20.420 --> 00:22:23.260
پدرم نبايد بويي ببره که شوهرم خائن‌ـه.

00:22:23.340 --> 00:22:25.700
ما بايد شوهرت رو بکشيم
و قال قضيه رو بکنيم

00:22:25.780 --> 00:22:28.140
و تو اين وضعيت جنگ بين "وِسِکس"
و "مرسيا" رو راه بندازيم؟

00:22:28.220 --> 00:22:31.180
بانو، دارم شوخي مي‌کنم.
شوهرتونو فردا مي‌کشيم.

00:22:31.780 --> 00:22:33.340
همينجا توقف مي‌کنيم. بايستيد!

00:22:33.420 --> 00:22:35.420
ما ميدونيم "توقف" يعني چي، گنده‌بَک.

00:22:35.500 --> 00:22:38.340
استياپا، ما هم تشنه‌ايم و هم گرسنه.

00:22:38.420 --> 00:22:40.100
شما مي‌تونيد وارد تالار بشيد، بانو.

00:22:40.180 --> 00:22:42.060
ولي ياغي‌‌‌ها نمي‌تونن.

00:22:42.140 --> 00:22:44.660
پس من اينجا
کنار ياغي‌‌‌ها ماندن رو انتخاب مي‌کنم.

00:22:46.700 --> 00:22:48.020
هر طور که مايليد.

00:22:48.100 --> 00:22:50.260
آم، خب اگه من بخوام بشاشم چي؟

00:22:58.820 --> 00:23:00.460
بايد همينجا کيرتو دربيار.

00:23:00.540 --> 00:23:03.420
اون‌وقت اگر با شمشير اشتباهش گرفتي چي؟

00:23:04.220 --> 00:23:07.420
استياپا، اگر بهمون غذا و آبجو بدي
خيلي لطف کردي.

00:23:10.100 --> 00:23:11.380
ترتيبشو ميدم.

00:23:12.140 --> 00:23:14.820
و استياپا، غذاش خوب باشه‌‌.

00:23:14.900 --> 00:23:16.660
گوشت مي‌خوام و يک عالمه آبجو!

00:23:20.780 --> 00:23:23.740
اگر اوترِد ديگه با دانمارکي‌‌‌ها نباشه،
يک موضوع جداست.

00:23:23.820 --> 00:23:27.940
ولي اگر بخواد خودش رو دوباره با "آلفرد"
و "ادوارد" همسو کنه، موضوع ديگري است.

00:23:28.660 --> 00:23:31.660
چه اتفاقي باعث تغيير جهت دادن اوترِد شده؟

00:23:32.340 --> 00:23:33.500
اوترِدـه ديگه.

00:23:34.620 --> 00:23:36.780
چه کسي اونو از شمال به جنوب فرا خونده؟

00:23:37.540 --> 00:23:40.140
- همسرم اينکارو کرده؟
- آخه چجوري، قربان؟

00:23:40.700 --> 00:23:41.820
بگو "چرا"؟

00:23:41.900 --> 00:23:43.780
چرا ازش خواسته که به کمکش بياد؟

00:23:44.540 --> 00:23:46.220
همسرم چي ميدونسته؟

00:23:46.300 --> 00:23:47.620
به‌نظرتون اصلاً مهم‌ـه اين موضوع؟

00:23:47.700 --> 00:23:49.400
اونم وقتي که دانمارکي‌‌‌ها دارن لشکرکشي مي‌کنن

00:23:49.424 --> 00:23:51.424
و ما خودمونم نميدونيم
دقيقاً کدوم طرف رو گرفتيم؟

00:23:51.540 --> 00:23:53.620
چرا، مهم‌ـه.

00:23:54.500 --> 00:23:55.940
خيلي هم مهم‌ـه!

00:23:57.220 --> 00:23:59.360
همسرم ميدونسته که از طرف من
داره خطري تهديدش مي‌کنه.

00:24:00.020 --> 00:24:01.660
فرار مي‌کنه،

00:24:03.060 --> 00:24:04.180
اوترِد رو احضار مي‌کنه...

00:24:05.340 --> 00:24:07.260
مطمئناً به اوترِد قول هم داده
که با‌‌هاش مي‌خوابه.

00:24:08.500 --> 00:24:09.780
همسرم يه چيزي ميدونسته.

00:24:12.020 --> 00:24:14.260
پس، قربان، من پيشنهاد ميدم که
ما اول شروع کنيم به اينکه

00:24:14.340 --> 00:24:16.220
ببينيم اوترِد دقيقاً چه کاري
با پدر زنتون داره.

00:24:16.300 --> 00:24:18.020
مي‌خوام تمام سربازام آماده باشند.

00:24:18.660 --> 00:24:19.820
براي چي؟

00:24:20.660 --> 00:24:24.420
اگر اين زن اومده که من رو متهم کنه،
اگه بخواد بي‌اعتبارم کنه،

00:24:24.500 --> 00:24:26.020
بايد آماده باشيم.

00:24:27.740 --> 00:24:28.860
بله، قربان.

00:24:31.500 --> 00:24:33.500
- استياپا.
- ارباب "سيگِبريت".

00:24:33.580 --> 00:24:35.860
مجمع شورا غيررسمي تشکيل شده.

00:24:36.540 --> 00:24:38.260
ياغي‌‌‌ها فرا خوانده شدند.

00:24:40.460 --> 00:24:42.260
مجمع غير رسمي شورا ديگه چيه؟

00:24:42.340 --> 00:24:44.380
تقريباً يجور شورا است، ولي خيلي رسمي نيست.

00:24:45.180 --> 00:24:46.820
احتمالاً بدون شاه برگزار ميشه.

00:25:01.300 --> 00:25:04.060
ببخشيد که تو سرما نگهت داشتم، عزيزم.

00:25:04.660 --> 00:25:06.500
تقصير پدرت بود.

00:25:06.580 --> 00:25:10.180
پس از مشورتي که کرديم،
ايشون تصميم گرفت که حضور نداشته باشد.

00:25:10.260 --> 00:25:12.700
من به جاي شاه حضور دارم.

00:25:12.780 --> 00:25:14.420
من اينجام تا به جاي شاه صحبت کنم.

00:25:14.500 --> 00:25:16.340
ما کارمون با آلفردـه.

00:25:16.420 --> 00:25:17.860
ادوارد هم همان آلفردـه.

00:25:17.940 --> 00:25:19.740
البته در اين موقعيت.

00:25:20.900 --> 00:25:24.540
ما همه مشتاقيم که ببينيم
شما چي براي گفتن داريد، عزيزم.

00:25:25.420 --> 00:25:26.420
حرف بزنيد.
دانمارکي‌‌‌ها نزديکمان هستند.

00:25:28.820 --> 00:25:32.020
بله، بخاطر همينه که ما اينجا جمع شديم.

00:25:32.100 --> 00:25:33.780
براي شکار که نيومديم.

00:25:33.860 --> 00:25:36.380
"هِستِن" هم با‌‌هاشون‌ـه.
ارتشش با آن‌‌ها متحد شده.

00:25:36.460 --> 00:25:40.580
اما "هِستِن" بود که شاه را از
لشکرکشي دانمارکي‌‌‌ها مطلع کرد

00:25:40.660 --> 00:25:42.180
معلومه که اين کار رو مي‌کنه، قربان.

00:25:42.260 --> 00:25:44.300
همچنين، "هِستِن" به شاه توصيه کرد که

00:25:44.380 --> 00:25:47.540
خودت هم در اين سپاه هستي،
اوترِد رگنارسون.

00:25:47.620 --> 00:25:49.220
که چنين نيست، پدر.

00:25:49.300 --> 00:25:50.800
اين چيزيه که داريم به وضوح مي‌بينيم.

00:25:51.500 --> 00:25:53.220
"هِستِن" به شاه خيانت کرده.

00:25:53.300 --> 00:25:54.820
او براي کشتن من به "مرسيا" اومد.

00:25:54.900 --> 00:25:56.300
اوترِد هم نجاتم داد.

00:25:56.380 --> 00:25:58.500
خدا بزرگ‌ـه. شکر!

00:25:58.580 --> 00:25:59.700
شُکر.

00:25:59.780 --> 00:26:01.860
من گيج شدم.

00:26:03.460 --> 00:26:06.540
اوترِد چجوري ميدونست که
قراره چنين اتفاقي بيوفته؟

00:26:07.580 --> 00:26:10.220
چجوري ميدونسته که بايد کجا پيدات کنه؟

00:26:10.300 --> 00:26:12.180
چه سوال خوبي پرسيديد، قربان.

00:26:12.260 --> 00:26:14.180
سوال بي‌ربطي بود.

00:26:14.260 --> 00:26:17.700
اوترِد با اين دانمارکيِ،
"هِستِن" برنامه‌ريزي کرده که

00:26:17.780 --> 00:26:20.380
بياد نجات‌ـت بده،
و از اين طريق اعتمادت را جلب کنه،

00:26:20.460 --> 00:26:22.580
- و به اين مايملک ورود پيدا کنه.
- نخير.

00:26:23.200 --> 00:26:24.560
او جاسوس‌ـه.

00:26:24.640 --> 00:26:26.120
يا يک آدمکش.

00:26:26.200 --> 00:26:27.880
نه، اون مرا نجات داده.

00:26:27.960 --> 00:26:29.920
نبايد بيشتر از اين ازتون انتظار ميداشتم.

00:26:30.000 --> 00:26:31.780
اوترِد، همه چيزش رو
...بخاطر من بخطر انداخته

00:26:31.860 --> 00:26:33.720
مطمئناً،
اين همان چيزيه که مي‌خواد تو فکر کني.

00:26:33.800 --> 00:26:36.220
ديگه به‌نظر استراتژي خيلي پيچيده‌اي مياد،
عاليجناب "اَتِلرِد".

00:26:36.300 --> 00:26:39.100
- و براي چي بايد اينکارو بکنه؟
- او اينجا در کنار ماست.

00:26:39.180 --> 00:26:40.780
و بدون هيچ نگهباني.

00:26:40.860 --> 00:26:43.380
پس بياين دنبال اصل قضيه باشيم.

00:26:47.940 --> 00:26:51.220
بياييم گوش بديم که دقيقاً
چرا اوترِد آمده اينجا.

00:27:02.140 --> 00:27:03.780
چه حرفي براي گفتن داري؟

00:27:05.220 --> 00:27:06.780
مي‌خوام با شما تنها صحبت کنم.

00:27:06.860 --> 00:27:09.940
اين يک نوع جلسه مشاوره است.
ما همه يک نفر هستيم.

00:27:10.280 --> 00:27:12.540
چيزي که مي‌خواي بگي،
قراره روي همه ما تأثير داشته باشه.

00:27:12.620 --> 00:27:15.820
اين آدما همه دوستان و هم‌پيمانان من هستند.
من چيزي براي پنهان کردن ندارم.

00:27:21.220 --> 00:27:23.060
من جان دخترت را نجات دادم.

00:27:24.220 --> 00:27:26.300
"هِستِن" قصد داشت که بدزدتش.

00:27:26.380 --> 00:27:28.940
اگر هم اين کار عملي نمي‌شد،
حتماً مي‌کشتش.

00:27:29.500 --> 00:27:31.580
و شما مدعي هستي که "هِستِن" هم
از هم‌پيمانان شماست.

00:27:31.660 --> 00:27:32.740
من همچين چيزي نگفتم.

00:27:32.820 --> 00:27:36.420
من به حرفاي "هِستِن" گوش دادم،
ولي هيچوقت کامل باورشون نکردم.

00:27:42.220 --> 00:27:46.100
تنها دليلي که الان زنده‌اي
اينه که اينجا با "اَتِلفِلِد" هستي.

00:27:50.420 --> 00:27:54.900
به من نگو که چيکار کردي.
بهمون بگو چي مي‌خواي.

00:27:56.420 --> 00:27:58.300
تو هميشه يه چيزي مي‌خواي.

00:27:59.460 --> 00:28:02.420
من هزارتا سرباز مي‌خوام.

00:28:03.500 --> 00:28:06.220
هزارتا سرباز بهم بده
تا من هم "بيِمفليوت" رو بهت بدم.

00:28:06.300 --> 00:28:08.180
من به "بيِمفليوت" نيازي ندارم.

00:28:09.020 --> 00:28:10.140
من بهت صلح و آرامش ميدم.

00:28:11.780 --> 00:28:12.900
با "هِستِن" مقابله مي‌کنم.

00:28:12.980 --> 00:28:16.300
جلوي ملحق شدنش
به اِرل "کنوت" و بلادهِر رو مي‌گيرم.

00:28:16.380 --> 00:28:17.940
ارل رگنار را فراموش نکن.

00:28:18.540 --> 00:28:19.900
برادرم مُرده، عاليجناب.

00:28:21.020 --> 00:28:23.140
اين هم ميشه به نفع شما.

00:28:23.220 --> 00:28:25.340
با "هِستِن"ـي که شکست خورده
و رگناري که از دنيا رفته،

00:28:25.420 --> 00:28:28.380
دانمارکي‌‌‌ها مي‌مانند و يک لشکر نصفه‌نيمه
که رهبري هم نداره.

00:28:28.460 --> 00:28:30.920
براي جلوگيري از يک جنگ عظيم،
شما بايد به "هِستِن" حمله کنيد.

00:28:31.660 --> 00:28:33.380
به‌نظر قابل قبول مياد، عاليجناب.

00:28:34.180 --> 00:28:36.220
تو انتظار داري که من
لشکرم را تقسيم‌بندي کنم؟

00:28:36.300 --> 00:28:38.740
- بله
هزار نفر از مردانم را به شرق بفرستم؟ -

00:28:38.820 --> 00:28:41.740
- بله.
- اين خطر بسيار جدّي براي وِسِکس‌ـه قربان.

00:28:41.820 --> 00:28:43.500
"هِستِن" در دژ خود نشسته.

00:28:43.580 --> 00:28:46.300
اين هزار نفر مي‌تونن به راحتي
پشت ديوار‌‌هاي اين دژ کشته بشن.

00:28:46.380 --> 00:28:47.580
حالا چکار مي‌خواي بکني؟
به تاراج ميريم.

00:28:49.100 --> 00:28:50.740
ما نقشه‌اي طرح‌ريزي مي‌کنيم.

00:28:50.820 --> 00:28:52.060
چرا؟

00:28:53.260 --> 00:28:55.500
چه چيزي از اوترِد رگنارسون در خطرـه؟

00:28:58.340 --> 00:29:00.420
"مرسيا" برات مهم شده؟
وِسِکس برات مهم‌ـه؟

00:29:00.500 --> 00:29:02.080
يا دليل ديگري براي اين حمله وجود داره؟

00:29:02.120 --> 00:29:03.600
انتقام، قربان.

00:29:06.220 --> 00:29:08.780
- جزئياتش رو هم مي‌خوايد بدونيد؟
- دنبال انتقامي؟

00:29:08.860 --> 00:29:11.740
- بله.
- اين مرد احمق‌ـه،

00:29:11.820 --> 00:29:14.220
و فکر مي‌کنه که ما‌‌ها هم احمقيم.

00:29:14.940 --> 00:29:19.820
تو تحت حمايت بانوي مرسيا آمدي اينجا.
من نمي‌تونم اين حمايت را ناديده بگيرم.

00:29:19.900 --> 00:29:22.460
آزادي که هر وقت استراحت کردي و آماده بودي،
اينجارو ترک کني.

00:29:23.700 --> 00:29:25.980
تو همچنان ياغي وِسِکس باقي مي‌ماني.

00:29:33.340 --> 00:29:36.140
پدر "پيِرليگ" اومديد باهم دعا بخونيم؟

00:29:36.220 --> 00:29:38.580
براي اين نيومدم.

00:29:38.660 --> 00:29:42.340
سرورم ادوارد مي‌خوان با اوترِد صحبت کنند.

00:29:42.420 --> 00:29:43.580
در رابطه با چه موضوعي؟

00:29:43.660 --> 00:29:46.220
مي‌خوام بهش اميدواري بدم، پدر.

00:29:46.300 --> 00:29:49.140
- اميدواري.
- به نصف تعداد افرادي که درخواست کرده بود.

00:29:49.220 --> 00:29:50.700
- يا بيشتر.
- آ‌‌هان.

00:29:50.780 --> 00:29:54.500
ولي فقط براي اينکه اين کار بتونه
حداقل تا بهار آرامش را برايمان فراهم کنه.

00:29:54.580 --> 00:29:56.100
ادوارد نياز به زمان داره.

00:29:56.180 --> 00:29:59.500
بيماري پدرم سايه‌اي از ابهام
بر همه چيز افکنده.

00:30:00.300 --> 00:30:01.420
و من...

00:30:01.940 --> 00:30:04.060
آمادگي لازم براي...

00:30:04.140 --> 00:30:05.260
فراهم کردن روشنايي را ندارم.

00:30:05.340 --> 00:30:07.380
زمانش که برسه همه چيز درست ميشه.

00:30:08.740 --> 00:30:12.380
به‌نظرم يک جنگ بزرگ فقط داراي يک نتيجه است،
آن هم شکست‌ـه.

00:30:12.940 --> 00:30:16.140
اما همانطور که اوترِد پيشنهاد داد،
ما مي‌تونيم با تضعيف کردن دانمارکي‌‌‌ها...

00:30:16.820 --> 00:30:18.660
ما بايد درمورد نقشه‌اش بيشتر بدونيم.

00:30:21.060 --> 00:30:22.300
مرا ببخشيد.

00:30:22.380 --> 00:30:24.400
شما کاري نکرديد که
نياز به بخشيدن باشه، سرورم.

00:30:25.020 --> 00:30:26.540
شما داراي خِرَد يک پادشاه هستيد.

00:30:27.700 --> 00:30:29.460
اوترِد رو بيارم پيشتون؟

00:30:30.020 --> 00:30:32.380
مي‌تونيم حداقل به حرفاش گوش بديم.
او خوب نقشه ميريزه.

00:30:32.460 --> 00:30:33.700
آره. همينکارو بکنيد.

00:30:34.580 --> 00:30:36.260
الان داريد ميريد که بياريدش؟

00:30:36.340 --> 00:30:37.820
بله، سرورم.

00:30:39.460 --> 00:30:41.700
بايد با‌‌هاش خصوصي صحبت کنم.
ولي کجا؟

00:30:42.540 --> 00:30:43.900
دارم درموردش فکر مي‌کنم، قربان،

00:30:43.980 --> 00:30:48.300
مي‌تونم پيشنهاد بدم که در يک جاي کاملاً آشکار
ملاقات کنيد، طوري که هيچ مخفي‌کاري نباشه؟

00:30:53.180 --> 00:30:54.940
او مرا خجالت‌زده کرد

00:30:55.020 --> 00:30:57.220
با هر نفسش داشت مرا شرمنده مي‌کرد.

00:30:57.300 --> 00:30:59.380
الان مسائل مهم‌تري وجود داره قربان.

00:31:00.180 --> 00:31:02.660
تو همينطوري داري ازش دفاع مي‌کني،
"اَلدهِلم".

00:31:04.140 --> 00:31:05.500
فکر نکن که نمي‌فهمم.

00:31:05.580 --> 00:31:08.620
نگراني من فقط مرسيا
و "اَتِلرِد" هست.

00:31:08.700 --> 00:31:10.060
هميشه اينطور بوده.

00:31:11.420 --> 00:31:12.500
چه خبر شده؟

00:31:15.700 --> 00:31:17.900
ادوارد فکر مي‌کنه که کيه؟

00:31:25.740 --> 00:31:27.820
اومدم کمي در کنار خواهرم بنشينم.

00:31:29.100 --> 00:31:30.540
خواهر ياغي‌ام.

00:31:30.620 --> 00:31:32.660
تو هر روز داري بزرگتر ميشي، ادوارد.

00:31:32.740 --> 00:31:34.020
او داره هر روز خردمندتر ميشه.

00:31:34.460 --> 00:31:36.660
به آرامي، ولي اميدوارانه.

00:31:37.500 --> 00:31:38.860
عذر مرا بپذيريد.

00:31:43.660 --> 00:31:46.820
وقتي خبر مرگ رگنار را شنيدم، متأسف شدم.

00:31:46.900 --> 00:31:49.700
او بي‌خدا بود، ولي مرد خوبي بود
و من برايش دعا مي‌کنم.

00:31:50.300 --> 00:31:51.620
آمين.

00:31:52.340 --> 00:31:55.220
او بخاطر دعا‌‌هايي که براش مي‌کنيد
ازتون تشکر نمي‌کنه، پدر.

00:31:55.300 --> 00:31:56.940
خب، اون اينجوريه ديگه.

00:31:57.820 --> 00:31:59.500
من براي تو هم دعا مي‌کنم، اوترِد.

00:31:59.580 --> 00:32:02.180
و من علي‌رغم همه کله‌خري‌‌‌هات
از اين کار دست نمي‌کشم.

00:32:03.260 --> 00:32:04.940
من چي، پدر؟

00:32:05.620 --> 00:32:07.940
اوه، ببخشيد ديگه،
تو همين الانشم متعلق به شيطاني.

00:32:08.020 --> 00:32:09.540
همم. شما هميشه درست متوجه ميشي.

00:32:11.700 --> 00:32:14.180
مي‌تونيم بريم سر اصل مطلب، پدر بيوکا؟

00:32:14.260 --> 00:32:15.900
بهتره که هر چه سريع‌تر برگرديم.

00:32:15.980 --> 00:32:18.420
بله. ادوارد اينجاست که...

00:32:19.220 --> 00:32:21.700
درمورد موضوع و درخواستي، صحبت کنه.

00:32:22.500 --> 00:32:25.980
براي ظاهرنمايي هم که شده،
بايد رفتارتان در اين جلسه مناسب باشه

00:32:26.060 --> 00:32:27.980
حتي اگر کاملاً نسبت به حرفاش
بي‌انگيزه باشيد.

00:32:33.340 --> 00:32:36.420
"هِستِن" چند...چند نفر سرباز داره؟

00:32:40.100 --> 00:32:42.140
شايد به اندازه هزار نفر.

00:32:43.100 --> 00:32:44.500
و همينطور يک دژ هم داره.

00:32:45.060 --> 00:32:46.580
دژ "بيِمفليوت".

00:32:48.860 --> 00:32:50.540
مي‌خوام بدونم که چرا

00:32:50.620 --> 00:32:53.980
تو فکر مي‌کني که مي‌توني شکستش بدي،
درصورتي‌که اين کار به‌نظر غيرممکن مياد.

00:33:01.580 --> 00:33:04.260
خب محاصره اين قلعه
نياز به 3هزار نفر آدم داره

00:33:04.340 --> 00:33:05.740
و بيشترشون هم مي‌ميرند.

00:33:06.740 --> 00:33:09.540
ولي من مي‌تونم اونو بخاطر نفرتي که
از من داره از قلعه بيرون بکشم.

00:33:09.980 --> 00:33:13.420
ما مي‌تونيم يک حمله الکي با تعداد کمي سرباز
راه بندازيم و سپس عقب‌نشيني کنيم.

00:33:13.500 --> 00:33:16.700
"هِستِن" نمي‌تونه در برابر
فرصت کشتن من مقاومت کنه.

00:33:17.300 --> 00:33:19.860
در محيط باز، و با داشتن يک سپاه،
شانس پيروزي خواهيم داشت.

00:33:20.740 --> 00:33:22.460
در اينصورت باز هم سرباز‌‌ها خواهند مُرد.

00:33:23.060 --> 00:33:24.500
جنگ‌ـه ديگه.

00:33:24.580 --> 00:33:28.140
آدما مي‌تونن در "بيِمفليوت" بميرند
يا اينجا و شهر وينچستر.

00:33:28.500 --> 00:33:29.820
اما همانطور که با شاه گفتم،

00:33:29.900 --> 00:33:32.420
شکست دادن "هِستِن"
مي‌تونه جلوي جنگ بزرگتري رو بگيره.

00:33:32.500 --> 00:33:34.820
و اين حرف اشتباه نيست، قربان.

00:33:34.900 --> 00:33:38.380
و هيچي نمي‌تونه به اندازه خبر شکست،
يک جنگجو را مأيوس کنه.

00:33:39.140 --> 00:33:41.780
اين نقشه کارسازي‌ـه،
ولي اوترِد نياز به آدم داره.

00:33:41.860 --> 00:33:42.900
يک لشکر.

00:33:44.620 --> 00:33:47.180
و من هم دوست ندارم
شيطون راحت جونمو بگيره.

00:33:47.900 --> 00:33:50.860
جنگلي انبوه اطراف "بيِمفلوت" وجود داره.

00:33:51.500 --> 00:33:52.980
جاي خوبي براي مخفي کردن يک لشکرـه.

00:33:53.060 --> 00:33:54.580
بله، سرورم.

00:33:54.660 --> 00:33:58.060
جاي خوبي براي مخفي کردن پانصد نفر
يا بيشتر؟

00:33:59.420 --> 00:34:01.100
پس بايد اين تعداد آدم رو داشته باشي.

00:34:02.860 --> 00:34:06.660
- مي‌تونيد سر قولتون بايستيد، سرورم؟
- مي‌تونم، وگرنه هيچوقت نبايد شاه صدام کنند.

00:34:08.180 --> 00:34:09.819
ادوارد، مطمئني؟

00:34:12.900 --> 00:34:15.420
روزي رو براي حمله مشخص کنيد
و من در آن روز آنجا خواهم بود.

00:34:16.540 --> 00:34:18.420
شما سرباز‌‌هاتون رو خواهيد داشت.

00:34:19.380 --> 00:34:20.980
"هِستِن" رو از قلعه بيرون بکشيد.

00:34:21.060 --> 00:34:23.739
لشکر ما در جنگل مخفي شده و منتظر مي‌مونه.

00:34:23.819 --> 00:34:25.420
من بهت قول ميدم.

00:34:26.940 --> 00:34:27.980
سوگند مي‌خورم.

00:34:44.060 --> 00:34:45.860
دروازه‌‌‌هارو باز کنيد.

00:34:58.740 --> 00:35:02.300
تو نمي‌توني چيزي که قول دادي رو
بدون تصويب از طرف شاه انجام بدي.

00:35:02.380 --> 00:35:04.980
با‌‌هاش صحبت مي‌کنم.

00:35:06.540 --> 00:35:07.940
زياد طولش نده.

00:35:08.900 --> 00:35:12.060
اگر حرفت رو رد کرد،
همينطور ازش بخواه تا قبول کنه.

00:35:13.700 --> 00:35:14.700
در حد التماس؟

00:35:16.060 --> 00:35:17.380
اگر مجبور شدي، آره.

00:35:35.540 --> 00:35:37.180
هوا سرد بود، من هم آتش روشن کردم.

00:35:38.780 --> 00:35:40.620
اميدوارم که با‌‌هاش مشکلي نداشته باشي.

00:35:40.700 --> 00:35:42.700
ما خدمتکار داريم که آتش روشن کنن ديگه.

00:35:44.100 --> 00:35:46.420
بيا. بشين.

00:35:48.900 --> 00:35:50.500
اشتها ندارم.

00:36:00.260 --> 00:36:02.540
کِي برميگردي به "وينچِلکومب"؟

00:36:02.620 --> 00:36:04.820
اوه، من قصد برگشتن ندارم.

00:36:06.180 --> 00:36:07.940
نگهبانانم را سپردم به اوترِد،

00:36:08.020 --> 00:36:12.420
و همينجا مي‌مانم تا با شوهرم
و سربازان مرسيا به جنگ برم.

00:36:15.020 --> 00:36:16.220
مي‌بينم که...

00:36:17.620 --> 00:36:21.260
به‌نظر نگران نمياي...

00:36:22.340 --> 00:36:24.420
غافلگير هم نشدي، سرورم،

00:36:24.500 --> 00:36:26.900
از اينکه "هِستِن" مي‌خواست همسرت رو بکشه.

00:36:33.540 --> 00:36:35.780
الان عکس‌العملم، به اندازه کافي
برات قابل قبول بود؟

00:36:37.180 --> 00:36:38.180
خب آره.

00:36:38.860 --> 00:36:39.980
متشکرم.

00:36:40.980 --> 00:36:42.340
عزيزدلم...

00:36:42.420 --> 00:36:44.620
بهت اطمينان ميدم که
هرگز دست از تلاش برنميدارم

00:36:44.700 --> 00:36:46.900
تا بفهمم که چه اتفاقي افتاد.

00:36:48.420 --> 00:36:51.180
و کساني که مسئول اين قضيه بوده‌اند،
تقاصش را پس خواهند داد.

00:36:51.860 --> 00:36:56.020
يکي از اونا، "هِستِن" بود،
که مسئوليت مستقيم در اين حمله داشت.

00:36:56.100 --> 00:36:57.980
چرا دنبال تنبيه اون نميري؟

00:36:58.060 --> 00:36:59.820
چون اينجا بهم نياز دارن.

00:37:02.260 --> 00:37:06.220
مطمئنم که پدرم هم به دنبال مجازات
و اعمال قانون خواهد بود.

00:37:06.300 --> 00:37:07.620
ايشالا تا اون‌موقع زنده باشن.

00:37:12.340 --> 00:37:13.780
دعا مي‌کنم براش.

00:37:20.380 --> 00:37:22.340
بالاخره اشتهام برگشت.

00:37:25.220 --> 00:37:28.180
من اين خرگوش رو خودم با تير کشتم.

00:37:29.220 --> 00:37:32.220
اگر از شکار کردن خرگوش
کاراي بهتري هم داشتي، تودل‌برو مي‌شدي.

00:37:32.300 --> 00:37:33.460
هستم ديگه.

00:37:33.540 --> 00:37:37.340
آلفرد مُرده و من هم
در مقابل اين خوشگله گرفتم نشستم.

00:37:38.460 --> 00:37:40.060
من به کس ديگه‌اي تعلق دارم.

00:37:42.020 --> 00:37:43.140
او مياد سراغت.

00:37:44.140 --> 00:37:46.020
اميدوارم زودي بياد.

00:37:46.100 --> 00:37:47.860
و منم از خرگوشي خوشم مياد...

00:37:49.020 --> 00:37:50.860
که با تير خودم کشته بشه.

00:37:53.580 --> 00:37:55.780
و او بخاطر من تلافي مي‌کنه، ارباب.

00:37:57.180 --> 00:37:58.620
بخاطر همه چيزم.

00:38:02.220 --> 00:38:04.340
ديگه کي شاهد اين قول بود؟

00:38:04.420 --> 00:38:05.420
مگر مهم‌ـه؟

00:38:06.140 --> 00:38:08.180
تنها چيزي که مهم‌ـه اينه که من قول دادم.

00:38:08.260 --> 00:38:11.900
سرورم، من آنجا با بانو "اَتِلفِلِد"،
"فينان"،

00:38:11.980 --> 00:38:13.660
و اون پسره "سيتريک" و "اُسفِرت" بودم.

00:38:13.740 --> 00:38:16.380
بعضي‌‌‌هاي ديگه هم ممکنه گوش وايساده بودن.

00:38:16.460 --> 00:38:19.020
پدر، اين نقشه خوبيه.

00:38:19.100 --> 00:38:22.300
- من به اوترِد قول دادم...
- تو قول چيزي رو دادي که اصلاً براي تو نيست!

00:38:23.100 --> 00:38:25.140
- پدر...
- هيچي نگو.

00:38:33.700 --> 00:38:34.700
پدر بيوکا،

00:38:35.300 --> 00:38:38.380
به اوترِد اطلاع بده که "ادوارد"
از پشتيباني خودش صرف‌نظر کرده.

00:38:38.460 --> 00:38:41.420
- ولي من از چيزي صرف‌نظر نکردم.
- ارباب اوترِد ديگه اردوگاه رو ترک کرده.

00:38:41.500 --> 00:38:43.260
- پس پيام‌رسان بفرستيد.
- عاليجناب،

00:38:43.340 --> 00:38:45.900
"هِستِن" دشمن ماست.
حمله کردن بهش باعث برتري ما...

00:38:45.980 --> 00:38:47.980
- پيام‌رسان بفرست!
- باعث برتري منه!

00:38:48.060 --> 00:38:49.900
التماستون مي‌کنم که به حرفم گوش بديد!

00:38:54.220 --> 00:38:58.460
اگر "هِستِن" بتونه به "کنوت"
و "بلادهِر" ملحق بشه، جنگ بزرگي...

00:38:59.300 --> 00:39:00.500
در خواهد گرفت.

00:39:02.580 --> 00:39:05.620
من آمادگي چنين نبردي رو ندارم،
همينطور آماده عواقبش نيستم.

00:39:07.660 --> 00:39:09.380
من پادشاه نيستم.

00:39:10.020 --> 00:39:11.180
هنوز که نيستم.

00:39:12.460 --> 00:39:17.300
و مي‌ترسم که عواقب بعد از اين جنگ عظيم
بسيار ناگوار و چالش‌برانگيز باشه.

00:39:21.380 --> 00:39:24.300
قربان، من نه دلاورم و نه استراتژيست.

00:39:25.060 --> 00:39:27.620
ولي اگر ما بتونيم يک‌سوم
لشکري بزرگ را شکست بديم

00:39:27.700 --> 00:39:29.700
قبل از اينکه فرصت يکي شدن پيدا کنند،

00:39:30.260 --> 00:39:31.700
مطمئناً، اين چيز خوبي مي‌تونه باشه.

00:39:31.780 --> 00:39:35.100
ما بخاطر پشتيباني از اوترِد
به "بيِمفليوت" لشکرکشي نمي‌کنيم،

00:39:35.820 --> 00:39:38.060
بلکه بخاطر محافظت از
قلمرو پادشاهي اينکارو مي‌کنيم.

00:39:39.180 --> 00:39:42.420
و بخاطر تأخير انداختن در نبردي بزرگ،
و وقت خريدن براي منه.

00:39:47.220 --> 00:39:50.220
زماني که مي‌تونه
براي پادشاهي شما هم ارزشمند باشه.

00:39:52.820 --> 00:39:54.700
تو بايد اين موضوع رو
اول با من درميون ميذاشتي.

00:40:04.220 --> 00:40:05.940
ولي تو داري حقيقت رو ميگي.

00:40:07.420 --> 00:40:09.460
هنوز آماده نيستي.
و از اين آمادگي بسيار دوري.

00:40:11.340 --> 00:40:14.660
تو بي‌دليل قول دادي،
بدون اينکه بتوني رو حرفت وايسي.

00:40:19.060 --> 00:40:21.100
شايد هيچوقت هم نتوني
اين آمادگي رو بدست بياري.

00:40:28.100 --> 00:40:29.140
تنهام بذار.

00:40:29.860 --> 00:40:32.140
- پدر...
- گفتم تنهام بذار.

00:40:51.220 --> 00:40:54.740
ميشه که آدم در يک زمان هم احساس سربلندي کنه
و هم از عصبانيت حالش بد بشه؟

00:40:56.340 --> 00:40:58.860
سرورم، اين حسي‌ـه که معمولاً
آدم با تعامل با بچه‌‌‌هاش بهش ميرسه .

00:40:58.940 --> 00:41:02.220
من شک ندارم که او پسر پدرش‌ـه.

00:41:04.180 --> 00:41:06.500
او مي‌تونه آدمي بشه که
ديگران ازش تبعيت کنند، قربان.

00:41:06.580 --> 00:41:07.980
بايد بهش فرصت داده بشه.

00:41:14.980 --> 00:41:16.460
سلاح‌‌‌هاتون رو آماده کنيد!

00:41:18.020 --> 00:41:21.140
کونتونو جمع کنيد و سلاح‌‌‌هاتون آماده باشه!

00:41:21.900 --> 00:41:24.140
- سلاح‌‌‌ها آماده!
- استياپا؟

00:41:25.740 --> 00:41:28.060
قربان، داريم به "بيِفليوت" لشکرکشي مي‌کنيم.

00:41:29.340 --> 00:41:31.820
عجله کنيد! آماده بشيد. داريم راه ميوفتيم!

00:41:32.940 --> 00:41:34.900
سريع! خودتونو تکون بديد!

00:41:43.580 --> 00:41:46.420
تو اين چند هفته گذشته، سنگين‌تر شده برام.

00:41:48.300 --> 00:41:49.620
از پس‌ـش برميام.

00:42:31.620 --> 00:42:35.260
به اميد خدا،
ديگه کار جفت آلفرد و ادوارد تموم‌ـه.

00:42:38.860 --> 00:42:40.580
تو مخالفي، "اَلدهِلم"؟

00:42:41.420 --> 00:42:42.780
آن‌‌ها خداي مرا مي‌شناسند، سرورم.

00:42:43.740 --> 00:42:44.860
ولي دانمارکي‌‌‌ها نمي‌شناسن.

00:42:47.420 --> 00:42:48.420
پاينده باد پادشاه!

00:42:50.100 --> 00:42:53.620
پاينده باد پادشاه!

00:42:54.660 --> 00:42:56.700
پاينده باد پادشاه!

00:42:57.300 --> 00:43:00.860
پاينده باد پادشاه!

00:43:01.780 --> 00:43:03.500
پاينده باد پادشاه!

00:43:04.140 --> 00:43:05.580
پاينده باد پادشاه!

00:43:06.260 --> 00:43:10.060
پاينده باد پادشاه!

00:43:21.940 --> 00:43:23.820
تو با‌‌هاشون نميري، عزيزم؟

00:43:26.460 --> 00:43:28.980
جاي من در مرسيا است، سرورم.

00:43:53.700 --> 00:43:55.500
تو مرد خوش‌شانسي هستي.

00:43:56.100 --> 00:44:00.860
برميگردي پيش "هِستِن" و دقيقاً
چيزايي که اينجا ديدي رو بهش ميگي

00:44:00.940 --> 00:44:03.500
- باشه؟
- بله.

00:44:03.580 --> 00:44:04.740
خوبه.

00:44:10.540 --> 00:44:13.020
اوترِد بالاخره اومد که
مدعي صيانت تو بشه.

00:44:13.100 --> 00:44:14.620
همانطور که خودت گفته بودي.

00:44:15.460 --> 00:44:16.780
چند نفرند؟

00:44:17.460 --> 00:44:18.460
بيشتر از سي نفر نيستن.
همش همين؟

00:44:19.740 --> 00:44:21.820
سي‌تا، پنجاه‌تا.

00:44:21.900 --> 00:44:25.660
تنها کاري که مي‌تونه بکنه
اينه که يواشکي از ديوارا بالا بره.

00:44:26.940 --> 00:44:30.900
و وقتي که اينکارو کنه،
من خِرشو مي‌چسبم.

00:44:31.580 --> 00:44:33.980
- سي نفر هيچي نيست.
- خب اون ديگه ارباب جايي نيست.

00:44:34.700 --> 00:44:37.980
اون ديگه نه آدم داره،
نه پول داره و نه زمين.

00:44:38.540 --> 00:44:40.860
پس سعي کن مرا صاحب بشي، ارباب.

00:44:41.420 --> 00:44:43.500
و سعي کن که زنداني‌‌‌هارو هديه بدي به من.

00:44:44.460 --> 00:44:47.380
چند وقتي‌ـه که مردي رو نديدم
براي رحم کردن بهش، التماسم رو کنه.

00:45:26.020 --> 00:45:29.340
ارباب بزرگ، اوترِد و سپاهش.

00:45:30.860 --> 00:45:33.660
تيرانداز‌‌ها آماده باشن، بقيه هم همه به خط بشن.

00:45:33.740 --> 00:45:36.220
دانمارکي‌کُش، بايد همين امروز صبح بميره.

00:45:37.060 --> 00:45:38.220
بله، قربان.

00:45:39.900 --> 00:45:41.220
ارباب اوترِد!

00:45:41.300 --> 00:45:42.940
چه صحنه ترسناکي رو رقم زدي.

00:45:43.660 --> 00:45:45.020
تو يه بزدلي، هِستِن.

00:45:45.100 --> 00:45:46.940
رفتي تو قلعه‌ات پنهان شدي.

00:45:47.020 --> 00:45:50.420
وقتي کشيشاي "اِفِرويچ" قيام کردن،
تو هم فرار کردي؟

00:45:50.500 --> 00:45:52.940
وقتي "سيگفريد" به آلفرد حمله کرد،
تو بازم فرار کردي.

00:45:53.020 --> 00:45:55.260
تو صومعه هم بار ديگر فرار کردي.

00:45:58.140 --> 00:45:59.940
خب من زنت رو گرفتم ديگه!

00:46:00.020 --> 00:46:04.100
و تا وقتي که زنده‌ام و نفس مي‌کشم،
اون زن مال منه.

00:46:04.660 --> 00:46:07.620
با‌‌هام بجنگ!
من تو اون زمين صاف منتظرت مي‌مونم.

00:46:07.700 --> 00:46:09.140
فقط هم يک نگهبان با خودت بيار.

00:46:09.220 --> 00:46:12.140
بذار يه ميدان نبرد درست کنيم
و دوتايي باهم بجنگيم.

00:46:12.220 --> 00:46:15.100
اين چيزيه که مي‌خواي، اوترِد؟
اينکه بميري؟

00:46:15.180 --> 00:46:17.780
چيزي که من مي‌خوام
اينه که به اين ماجرا خاتمه بدم.

00:46:17.860 --> 00:46:20.980
ولي چيزي که قراره اتفاق بيوفته،
اينه که تو همينجور بزدل باقي مي‌موني.

00:46:21.060 --> 00:46:23.420
تو همينجور توي قلعه‌ات پنهان مي‌موني.

00:46:25.100 --> 00:46:28.140
سرود‌‌ها سروده مي‌شود از اين همه بزدلي.

00:46:28.220 --> 00:46:31.220
منم يکي از اونام که سروده‌‌‌هارو ميخرم.

00:46:31.300 --> 00:46:34.340
من بزدل نيستم، اي دانمارکي‌کُش!

00:46:34.420 --> 00:46:37.980
اگر مرگ چيزيه که دلت مي‌خواد
!پس بايد بهش برسي

00:46:42.140 --> 00:46:43.820
قربان، کاري که مي‌خواستيم رو کرديم.

00:47:27.740 --> 00:47:29.300
نصف روز گذشت.

00:47:32.580 --> 00:47:34.220
شايد از کشيشِ ترسيده.

00:47:36.780 --> 00:47:37.980
اينجارو ترک مي‌کنيم!

00:47:45.420 --> 00:47:46.540
قربان.

00:47:46.620 --> 00:47:48.700
قربان!

00:47:49.900 --> 00:47:51.220
ارباب!

00:47:54.940 --> 00:47:56.460
بدويد!

00:48:04.380 --> 00:48:05.380
بايستيد!

00:48:07.500 --> 00:48:08.580
دوتا خط بشيد!

00:48:15.260 --> 00:48:16.420
سپر‌‌ها بالا!

00:48:16.500 --> 00:48:18.740
محاصره‌شون کنيد!
نذاريد هيچکس فرار کنه!

00:48:19.500 --> 00:48:22.660
بعدش ميزنيم همه اين لعنتيا رو مي‌کشيم!

00:48:23.420 --> 00:48:25.380
بچرخيد!

00:48:27.700 --> 00:48:29.060
دايره بشيد!

00:48:51.460 --> 00:48:52.940
همانا خداوند از من محافظت مي‌کند.

00:48:54.260 --> 00:48:55.340
از همه ما محافظت مي‌کند.

00:49:19.340 --> 00:49:20.340
ما صبر مي‌کنيم.

00:49:28.100 --> 00:49:29.460
مقاومت مي‌کنيم!

00:49:29.540 --> 00:49:32.500
- جا بهشون نميديم که بيان جلو!
- قربان، ما ديگه جايي نداريم
که بهشون بديم.

00:49:32.580 --> 00:49:33.900
تسليم شو اوترِد،

00:49:33.980 --> 00:49:35.620
اينطوري باقي‌تون هم زنده مي‌مونن.

00:49:35.700 --> 00:49:38.260
تنها کسي که من مي‌خوام، دانمارکي‌کُش‌ـه!

00:49:38.340 --> 00:49:42.620
هِستِن، تنها چيزي که گيرت مياد، اينه که من
شمشيرم رو مي‌کنم تو اون کون پشمالوت.

00:49:44.380 --> 00:49:45.540
هر طور که طلبه‌اي.

00:49:45.620 --> 00:49:47.940
شما‌‌ها درحالي‌که رو زانو‌‌هاتون نشستيد،
مي‌ميريد!

00:49:50.140 --> 00:49:52.020
قربان، پس سپاه آلفرد کجاست؟

00:49:52.100 --> 00:49:53.220
براي چي انقدر معطل مي‌کنن؟

00:49:53.300 --> 00:49:59.940
!من سرِ اوترِد رگنارسون رو مي‌خوام

00:50:08.060 --> 00:50:09.740
محکم سر جاتون بايستيد!

00:50:37.980 --> 00:50:39.700
سيتريک! نه!

00:50:41.900 --> 00:50:43.980
يک نفر هم زنده نميذاريد!

00:50:44.060 --> 00:50:47.180
زمين رو با خون و گوشت ساکسون‌‌‌ها قرمز کنيد!

00:50:54.300 --> 00:50:55.540
سرورم؟

00:50:55.620 --> 00:50:57.180
ما همينجا مي‌مانيم.

00:50:58.980 --> 00:51:00.780
آن‌‌ها دارن سلاخي ميشن.

00:51:00.860 --> 00:51:03.100
اعلاحضرت، من بهش قول دادم.

00:51:03.180 --> 00:51:04.980
ما سر جامون مي‌مونيم.

00:51:30.500 --> 00:51:32.420
ما نمي‌تونيم همينجور اينجا وايسيم

00:51:32.500 --> 00:51:35.300
- و مُردن‌شون رو تماشا کنيم!
- اگه اوترِد بود چيکار مي‌کرد؟

00:51:35.380 --> 00:51:37.660
ميذاشت دشمناش يکي‌يکي همديگرو نابود کنند.

00:51:37.740 --> 00:51:40.140
- من بهش قول دادم!
- پس حالا مي‌خواي چيکار کني، پسر؟

00:51:40.220 --> 00:51:42.860
مي‌توني همينجور عَرعَر کني
يا مي‌توني بالاخره يه تصميمي بگيري!

00:51:44.580 --> 00:51:45.580
کدومشو انجام ميدي؟

00:51:52.504 --> 00:51:59.504
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.