﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:04.000
آنچه که در سريال
: گذشت "The Last Kingdom"

00:00:04.140 --> 00:00:06.580
من اوترِد، پسر اوترِد هستم.

00:00:06.660 --> 00:00:09.660
"بريدا" خبر کشته شدن برادرم را بهم داد.

00:00:09.740 --> 00:00:10.900
رگنار مُرده!

00:00:10.980 --> 00:00:12.820
او در "والهالا" جشن نمي‌گيره!

00:00:12.900 --> 00:00:16.340
به جاش، زير يک خروار سنگ،
کنار درياچه‌اي نزديک "لويدِس" خوابيده!

00:00:16.940 --> 00:00:19.820
او مُرد، چون من
در نفرين "اسکِيد" باقي ماندم.

00:00:21.940 --> 00:00:23.780
مرگ سراغ همه ما‌‌ها مياد.

00:00:24.260 --> 00:00:25.340
کار اون زنه است.

00:00:25.420 --> 00:00:28.500
براي اينکه به رگنار کمک کنم
که از پل بين جهنم و "والهالا" عبور کنه،

00:00:29.060 --> 00:00:30.860
اول بايد از شر اين زن خلاص بشم.

00:00:31.420 --> 00:00:34.340
براي مبازره با سپاه "هِستِن"
خودت به يک لشکر نياز داري.

00:00:34.420 --> 00:00:36.940
پدرم براي ملحق شدن به مرسيا
در "اِيلِزبِرگ" است.

00:00:37.020 --> 00:00:41.300
پس همراه با "اَتِلفِلِد"
براي درخواست کمک، به سوي شاه آلفرد رفتم.

00:00:41.380 --> 00:00:43.940
هزار نفر سرباز بهم بده،
منم "بيِمفليوت" را بهت ميدم.

00:00:44.020 --> 00:00:45.420
من نيازي به "بيِمفليوت" ندارم.

00:00:45.500 --> 00:00:47.220
وقتي آلفرد مرا رد کرد،

00:00:47.300 --> 00:00:51.020
پسرش "ادوارد" که جانشين اوست
بهم قول سربازانش را داد.

00:00:51.100 --> 00:00:53.340
روزي را براي حمله مشخص کن
و من در آن روز آنجا خواهم بود.

00:00:53.420 --> 00:00:55.380
تو سربازانت را خواهي داشت.

00:00:55.460 --> 00:00:58.740
با اطميناني که به من داد، من نيز
"هِستِن" را به ميدان نبرد کشاندم...

00:00:58.820 --> 00:00:59.660
بدويد!

00:00:59.740 --> 00:01:02.060
و در دام خودمان، جايي که انتظار ميرفت...

00:01:02.140 --> 00:01:05.460
پادشاه و مردانش که در کمين نشسته بودند،
به سمت ارتش دشمن يورش ببرند.

00:01:05.540 --> 00:01:06.540
ما صبر مي‌کنيم.

00:01:08.300 --> 00:01:11.540
قربان، پس سپاه آلفرد کجاست؟

00:01:11.620 --> 00:01:13.460
همه‌شون دارن سلاخي ميشن!

00:01:13.540 --> 00:01:15.180
ما سر جامون مي‌مانيم.

00:01:22.220 --> 00:01:25.340
ما نمي‌تونيم کنار وايسيم
و مُردن‌شون رو تماشا کنيم!

00:01:25.420 --> 00:01:27.940
- من بهش قول دادم!
- حالا چيکار مي‌خواي بکني، پسر جان؟

00:01:28.020 --> 00:01:30.700
مي‌توني همينجور ناله کني
يا مي‌توني بالاخره يه تصميمي بگيري!

00:01:31.820 --> 00:01:32.820
چيکار مي‌کني؟

00:01:33.820 --> 00:01:35.540
همه چيز وابسته به تقدير است!

00:01:42.940 --> 00:01:45.940
عاليجناب، ما از اين بيشتر
نمي‌تونيم صبر کنيم!

00:01:47.300 --> 00:01:48.500
عاليجناب!

00:02:03.100 --> 00:02:05.540
پدر! ديگه نمي‌تونيم منتظر بشيم!

00:02:05.620 --> 00:02:06.620
نمي‌تونيم!

00:02:14.180 --> 00:02:15.660
براي وِسِکس!

00:02:15.740 --> 00:02:19.220
و براي پادشاه!

00:02:19.300 --> 00:02:20.820
براي پادشاه!

00:02:33.700 --> 00:02:36.020
ادوارد! اون ادوارد و سپاهش‌ـه!

00:02:50.900 --> 00:02:53.940
مقاومت کنيد! همه سر جاشون بمونن!

00:02:56.540 --> 00:02:58.780
داگفين! همه بايد مقاومت کنند!

00:03:04.060 --> 00:03:05.060
اون آلفردـه.

00:03:05.620 --> 00:03:06.660
زنده است.

00:03:09.220 --> 00:03:14.140
مقاومت کنيد!
همه مقاومت مي‌کنند!

00:03:18.740 --> 00:03:20.140
مقاومت کنيد!

00:03:20.220 --> 00:03:22.500
قربان، ما بخاطر اون زن اينجاييم! بگيريدش!

00:03:45.260 --> 00:03:46.900
نه!

00:04:00.900 --> 00:04:02.500
نه!

00:04:19.124 --> 00:04:46.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:04:55.848 --> 00:04:59.248
" آخرين پادشاهي "

00:05:14.420 --> 00:05:15.580
قربان!

00:05:17.460 --> 00:05:18.460
اُسفِرت.

00:05:26.300 --> 00:05:27.340
اُسفِرت؟

00:05:27.420 --> 00:05:31.300
اين‌دفعه که زنده موند، قربان. شايد دفعه بعد
شانس با‌‌هامون يار باشه،‌‌‌هان؟

00:05:31.380 --> 00:05:35.180
ديديد که داشتم مي‌جنگيدم، قربان؟ -
- آره ديدم.

00:05:35.260 --> 00:05:36.540
جلو چشمم بودي.

00:05:36.620 --> 00:05:38.420
اميدوارم کسي رو نکشته باشم.

00:05:38.500 --> 00:05:40.260
حسابي باعث آزارشون شدي.

00:05:41.660 --> 00:05:42.820
سردم‌ـه.

00:05:42.900 --> 00:05:44.940
چون زمستون‌ـه، اُسکل خان.

00:05:47.740 --> 00:05:50.100
تو امروز يک دلاور تمام‌عيار بودي، اُسفِرت.

00:05:50.660 --> 00:05:51.780
قربان، دارم مي‌ميرم؟

00:05:52.460 --> 00:05:53.620
من از مرگ نمي‌ترسم.
مُردن ممنوع‌ـه.

00:05:55.300 --> 00:05:58.260
بچه راهب، تو جرأت کن و بمير،
تا من خودم بکشمت.

00:05:59.380 --> 00:06:00.980
باشه. پس تلاشمو مي‌کنم که نميرم.

00:06:02.980 --> 00:06:06.100
تو برميگردي به املاک "اَتِلفِلِد".
اونجا استراحت مي‌کني و حالت خوب ميشه.

00:06:06.740 --> 00:06:07.860
بله، قربان.
حالا "اسکِيد" چي ميشه؟

00:06:10.540 --> 00:06:12.140
او به‌وسيله "هِستِن" ربوده شده.

00:06:14.140 --> 00:06:16.900
پس هيچي تغيير نکرده.
ما همينطور نفرين‌شده باقي مي‌مونيم.

00:06:17.580 --> 00:06:18.740
منم که نفرين شدم.

00:06:19.900 --> 00:06:21.180
همه‌مون شديم، قربان.

00:06:23.660 --> 00:06:25.400
و همينطور هم داره ادامه پيدا مي‌کنه.

00:06:27.900 --> 00:06:30.600
" بيِمفليوت "

00:06:30.600 --> 00:06:34.600
" بِنفليت "
" قلمرو فرمانروايي آنگِلياي شرقي "

00:06:40.460 --> 00:06:43.220
اوترِد آمده، عاليجناب.
همانطور که دستور فرموده بوديد.

00:06:44.460 --> 00:06:46.100
متشکرم، استياپا.

00:06:48.660 --> 00:06:51.980
فکر کنم انتقامت شامل برگرداندن آن پيشگو،
"اسکِيد" بوده باشه.

00:06:52.060 --> 00:06:53.700
دليل بودنت در اينجا، اوست؟

00:06:53.780 --> 00:06:55.900
به جاش من دژ شمارو برگردوندم، عاليجناب.

00:06:55.980 --> 00:06:58.580
پيروزي قاطعانه‌اي بود.
ازت متشکرم.

00:06:59.180 --> 00:07:01.140
تمام ترسم اين بود که
نخوايد وارد اون نبرد بشيد.

00:07:01.220 --> 00:07:03.340
خيلي وسوسه شده بودم که
کمي بيشتر منتظر بمانم.

00:07:03.420 --> 00:07:07.140
مي‌تونستم پيروزي اين نبرد را بدون تو ببينم.
مي‌تونست آنطور که لايقش هستي اتفاق بيوفته.

00:07:11.660 --> 00:07:14.660
ادوارد بود که دستور حمله رو داد.
اين جنگ نياز به فردي مثل ادوارد داشت.

00:07:15.500 --> 00:07:16.740
يه تشکر بهش بدهکاري.

00:07:17.940 --> 00:07:19.260
او شجاعانه جنگيد.

00:07:23.740 --> 00:07:25.740
اگر جاي پدرش بودم، بهش افتخار مي‌کردم.

00:07:32.260 --> 00:07:36.340
وقتي با "اسکِيد" صحبت مي‌کردم، پيش‌بيني کرد
که من نمي‌تونم تابستان بعدي را ببينم.

00:07:37.660 --> 00:07:39.780
"اسکِيد" ترس آدمارو شکار مي‌کنه، قربان.

00:07:39.860 --> 00:07:41.660
با اينحال، ميدونم که حرفش حقيقت داره.

00:07:42.700 --> 00:07:45.940
مي‌فهمم که بدنم داره روز به روز ضعيف‌تر ميشه.

00:07:46.020 --> 00:07:48.980
در چند ماه آينده،
يا حتي هفته‌‌‌هاي آينده، رفتني هستم،

00:07:49.740 --> 00:07:51.580
و "ادوارد" بايد پادشاه بشه.

00:07:52.780 --> 00:07:54.060
او خودش رو ديگه ثابت کرده.

00:07:54.140 --> 00:07:55.940
او ثابت کرده که شجاعت داره...

00:07:57.100 --> 00:07:59.500
اما او ثابت کرده که مي‌تونه
مورد کنترل ديگران هم قرار بگيره.

00:07:59.580 --> 00:08:02.540
تو براي مقصود خودت ازش استفاده کردي.

00:08:02.620 --> 00:08:05.120
نه قربان، او فهميد که راهي وجود داره
که بتونه دشمن را ضعيف کنه.

00:08:05.200 --> 00:08:08.320
لشکرکشي دانمارکي‌‌‌ها متوقف شد.
آن‌‌ها ديگه در اين زمستان حمله نخواهند کرد.

00:08:10.220 --> 00:08:11.780
شما حاضري که کار پسرت رو بي‌ارزش کني،

00:08:11.804 --> 00:08:14.004
فقط بخاطر اينکه من رو
به استفاده کردن از او متهم کني!

00:08:18.580 --> 00:08:22.260
به هر دليلي، به‌نظر مياد که
تونستي نظر ادوارد رو به خودت جلب کني.

00:08:22.340 --> 00:08:23.620
او سر قولش ايستاد.

00:08:24.160 --> 00:08:25.100
درسته.

00:08:25.179 --> 00:08:28.780
تمام چيزي که من ازت مي‌خوام،
اينه که کاري که برات کرد رو فراموش نکني.

00:08:29.340 --> 00:08:30.740
هرگز فراموش نخواهم کرد.

00:08:31.860 --> 00:08:36.060
اينم فراموش نمي‌کنم که پدرش،
هر چي که داشتم و نداشتم رو ازم گرفت.

00:08:36.140 --> 00:08:40.060
تو آزادي هر جا که دوست داري بري جز "وِسِکس"،
و بهتره که "بِبِنبِرگ"رو انتخاب کني.

00:08:40.740 --> 00:08:43.740
ولي اون سرزمين از قبل هم بهت دورتر شده.

00:08:47.780 --> 00:08:49.460
همينطور سرزمين انگلستان، عاليجناب.

00:08:53.060 --> 00:08:55.420
دانمارکي‌‌‌ها هرگز
دست از سر اين کرانه‌‌‌ها برنميدارند.

00:08:56.340 --> 00:08:57.340
هرگز.

00:09:00.980 --> 00:09:03.340
من به املاک بانو "اَتِلفِلِد" خواهم رفت.

00:09:04.140 --> 00:09:06.020
فکر مي‌کنم او همچنان در خطرـه.

00:09:08.460 --> 00:09:09.940
اعلاحضرت.

00:09:35.020 --> 00:09:37.100
"کنوت" را برام بيار. بايد اينو ببينه.

00:09:45.800 --> 00:09:48.600
" هانستَنِستون "

00:09:48.600 --> 00:09:52.800
" هانستَنتون "
" قلمرو فرمانروايي آنگلياي شرقي "

00:09:58.380 --> 00:10:00.660
"هِستِن" شبيه شکست‌خورده‌‌‌هاست.

00:10:00.740 --> 00:10:02.660
شبيه عن شده.

00:10:02.740 --> 00:10:04.540
زن منم با خودش آورده.

00:10:20.300 --> 00:10:22.380
- ارباب هِستِن، دوست من.
- کنوت.

00:10:27.060 --> 00:10:29.620
کيرتو يه جا ديگه فرو کن، بلادهِر.

00:10:29.700 --> 00:10:32.060
زنه واسه منه، ازتم اشتباهي سر نميزنه.

00:10:34.340 --> 00:10:35.340
چه اتفاقي افتاده؟

00:10:35.380 --> 00:10:38.660
نسبت به دفعه قبل که من رو ديدي،
همه چيزم رو از دست دادم.

00:10:39.380 --> 00:10:41.180
تو بيشتر از نصف سربازاتو از دست دادي.

00:10:41.260 --> 00:10:42.940
- و سرباز خودم، داگفين.
- چطوري؟

00:10:43.020 --> 00:10:47.100
دليلش اينه که آلفرد زنده است.
شبانه با هزاران نفر سرباز بهم حمله کرد.

00:10:47.180 --> 00:10:49.420
- زنده است؟
- و اوترِد هم با‌‌هاش‌ـه.

00:10:49.500 --> 00:10:50.740
کي ميگه آلفرد زنده است؟

00:10:50.820 --> 00:10:52.300
من ميگم.

00:10:52.380 --> 00:10:55.300
ديدم که سوار بر اسبش بود
و مثل هميشه قدرتمند.

00:10:55.380 --> 00:10:57.100
اينا همه دري‌وري‌ـه.
محال‌ـه همچين چيزي.

00:10:57.180 --> 00:10:58.540
اون زنده است!

00:11:00.260 --> 00:11:01.860
و نصف آدماي من ديگه زنده نيستن!

00:11:01.940 --> 00:11:05.300
اگر اوترِد با آلفردـه، پس ديگه همه چيز تموم‌ـه.

00:11:05.380 --> 00:11:09.580
هيچي تموم نشده. هيچي تموم نشده!
ما هنوزم قدرتمنديم!

00:11:09.660 --> 00:11:12.100
- چجوري تونستي با "اسکِيد" بياي؟
- "اسکِيد" مهم نيست.

00:11:12.180 --> 00:11:13.620
هِستِن مي‌تونست جان اوترِد رو بگيره،
ولي نگرفت.

00:11:13.700 --> 00:11:14.980
دهنتو ببند!
راست ميگم ديگه.

00:11:16.620 --> 00:11:18.020
برامون مهم نيست.

00:11:18.100 --> 00:11:20.580
او مي‌تونست به راحتي
اوترِد و شاهزاده خانوم رو بکشه،

00:11:20.660 --> 00:11:22.660
ولي به جاش مرا درخواست کرد.

00:11:22.740 --> 00:11:24.980
اين با کيرش فکر مي‌کنه.

00:11:25.060 --> 00:11:26.980
خوشت اومد؟

00:11:27.060 --> 00:11:28.940
دلم واسه زبان تند و تيزش تنگ شده بود.

00:11:29.020 --> 00:11:31.660
اون مال منه. من ديگه حاضر نيستم
بيشتر از اين چيزي رو از دست بدم.

00:11:31.740 --> 00:11:34.020
ما قرار بود سپاهي واحد باشيم.

00:11:34.580 --> 00:11:35.700
هِستِن، برو استراحت کن.

00:11:35.780 --> 00:11:39.460
بعدش سه‌تايي ميشينيم
فکر مي‌کنيم که بايد چيکار کنيم.

00:11:39.540 --> 00:11:41.060
يک شوراي جنگ راه ميندازيم.

00:11:41.140 --> 00:11:42.180
منظورت چهارتاييمون‌ـه؟

00:11:42.260 --> 00:11:45.460
"اِتِلوُلد" ، يک کلمه ديگه حرف بزني،
سرتو ميزنم.

00:11:45.540 --> 00:11:46.780
بسيارخب.

00:11:48.060 --> 00:11:49.780
يک کلمه ديگه هم حرف نميزنم.

00:12:04.000 --> 00:12:06.800
" سالتويک "

00:12:06.800 --> 00:12:10.600
" درويويچ "
" املاک «اِتِلفِلِد» در مرسيا "

00:12:42.900 --> 00:12:44.500
اشتها نداري؟

00:12:46.100 --> 00:12:48.100
حسي براي جشن گرفتن ندارم.

00:12:48.180 --> 00:12:50.020
اون چيه تو دست‌ـت؟

00:12:50.700 --> 00:12:53.500
چکش "تور"ـه؟
"تور" پسر "اودين")
(از خدايان مردم اسکانديناوي

00:12:53.620 --> 00:12:54.620
آره.

00:12:55.540 --> 00:12:56.860
از طرف "رگنار بي‌باک" بوده.

00:12:57.860 --> 00:12:58.860
درموردش بهت گفته بودم؟

00:12:59.860 --> 00:13:01.020
يکي‌دوباري برام گفتي.

00:13:04.860 --> 00:13:06.460
الان ديگه پدر و پسر...

00:13:07.660 --> 00:13:09.420
باهم در "والهالا" هستند.

00:13:09.500 --> 00:13:11.780
اين چيزيه که شما‌‌ها باور دارين، درسته؟

00:13:14.740 --> 00:13:15.980
بايد برم پيش رگنار.

00:13:16.580 --> 00:13:18.060
آدمام همينجا مي‌مونن.

00:13:23.140 --> 00:13:26.820
اوترِد، ميدونم براي کمک به من
چه چيز‌‌هايي رو قرباني کردي.

00:13:28.100 --> 00:13:29.700
ميدونم چه هزينه‌‌‌هايي برات داشته.

00:13:30.220 --> 00:13:32.220
انتخاب خودم بوده، بانو.

00:13:33.300 --> 00:13:35.500
اينا چيزايي بودن
که خودم خواستم انجامشون بدم.

00:13:39.580 --> 00:13:41.780
ازت مي‌خوام که مرسيا رو خونه خودت بدوني،

00:13:41.860 --> 00:13:43.460
و با مردانت همينجا زندگي کني.

00:13:46.020 --> 00:13:47.620
مي‌تونم زميني را هم به نامت بزنم...

00:13:47.700 --> 00:13:50.300
متشکرم بانوي من، ولي خواهش مي‌کنم
بيشتر از اين چيزي نگيد.

00:13:56.540 --> 00:13:58.340
زنداني‌‌‌هايي که اسير شدن را کجا مي‌بريد؟

00:13:58.420 --> 00:14:00.620
مي‌برن‌شون به تالار
تا به دستور من بهشون غذا داده بشه.

00:14:01.260 --> 00:14:03.220
بيايد به ما ملحق بشيد، بانو "اَتِلفِلِد"...

00:14:03.300 --> 00:14:06.180
زبونتو نگهدار "داگفين"،
وگرنه ميام مي‌بُرمش!

00:14:07.380 --> 00:14:10.900
دوست ندارم دشمنام ديوار به ديوار من باشن.

00:14:12.180 --> 00:14:13.740
ديگه تنهات ميذارم تا استراحت کني.

00:14:25.100 --> 00:14:26.660
حال "اُسفِرت" چطوره؟

00:14:27.220 --> 00:14:30.060
خوابيده.
همونطور که ما الان بايد خواب باشيم.

00:14:34.020 --> 00:14:37.940
به محض اينکه حالش خوب شد، بايد
دوباره تلاش کنيم که "اسکِيد" رو برگردونيم.

00:14:38.020 --> 00:14:38.860
دوباره؟

00:14:38.940 --> 00:14:42.300
قربان، تا وقتي که او آزاده،
شما هم نفرين‌شده باقي مي‌مونيد.

00:14:42.380 --> 00:14:44.980
الان "اسکِيد" با دانمارکي‌‌‌هاست.
اينجوري دست ما بهش نميرسه.

00:14:47.020 --> 00:14:49.220
ما قرار نيست به قيمت جونمون،
اِسکيد رو دنبال کنيم.

00:14:49.420 --> 00:14:51.680
مرگ وقتي بخواد مارو پيدا کنه،
کاري به اين حرفا نداره.

00:14:53.740 --> 00:14:56.540
- سيتريک، چيزي هست که بخواي بگي؟
- نه، چيزي نيست که بخواد بگه.

00:14:56.620 --> 00:14:58.740
به جز اينکه، اين همه کشت و کشتار بسه‌مون‌ـه.

00:14:58.820 --> 00:15:01.100
تو يه جنگجويي.
هميشه در معرض مرگي.

00:15:06.220 --> 00:15:09.540
تصميم دارم که برم سر خاک رگنار.
بايد کمکش کنم که به آرامش برسه.

00:15:09.620 --> 00:15:12.300
تنها ارواح رو
در کنار قبر رگنار پيدا خواهي کرد.

00:15:20.100 --> 00:15:22.700
به مراقبت از "اَتِلفِلِد" ادامه ميديد
و استراحت مي‌کنيد.

00:15:27.780 --> 00:15:29.240
هر کس که داره به اوترِد خدمت مي‌کنه،

00:15:29.264 --> 00:15:31.764
نمي‌تونه استراحت کنه
تا وقتي که "اسکِيد" بازگردانده بشه.

00:15:32.220 --> 00:15:34.540
سيتريک، تو هم مستي و هم خسته.

00:15:34.620 --> 00:15:36.300
آره، من خسته‌ام...

00:15:36.900 --> 00:15:39.740
از اينکه به شمال لشکرکشي مي‌کنيم
و بعد به سمت جنوب و همه بهم ميگن خائن،

00:15:39.820 --> 00:15:41.260
از اينکه همسرم را ر‌‌ها کردم!

00:15:41.340 --> 00:15:42.380
بخاطر چي؟

00:15:43.020 --> 00:15:45.140
- پس برو.
- اوترِد بيخيال شو.

00:15:45.220 --> 00:15:47.700
اگر از خدمت کردن به من ناراحتي،
مي‌توني اينجارو ترک کني!

00:15:47.780 --> 00:15:49.260
من برات جنگيدم!

00:15:50.260 --> 00:15:52.100
تو مي‌جنگي چون از اين کار لذت مي‌بري.

00:15:52.180 --> 00:15:53.700
به همين سادگي عذرم رو مي‌خواي؟

00:15:53.780 --> 00:15:55.260
مي‌خواي بمون، مي‌خواي برو،
اصلاً برام مهم نيست.

00:15:55.340 --> 00:16:00.140
از اين حرفش منظوري نداره. خيلي هم
اهميت ميده. حالا، بيايد بگيريم بشينيم.

00:16:01.780 --> 00:16:05.060
يا بمون يا برو "سيتريک کيارتانسون".
تصميم با خودت‌ـه.

00:16:06.060 --> 00:16:07.060
تصميم بگير!

00:16:10.340 --> 00:16:13.900
"اگه مي‌خواي ميدون نبرد راه بندازيم، "اوترِد
.اهل بِبِنبِرگ"، پس بيا همينکارو کنيم"

00:16:13.980 --> 00:16:15.480
نخير، خبري از ميدون نبرد نخواهد بود،

00:16:15.504 --> 00:16:18.404
هيچ مبارزه‌اي هم در کار نخواهد بود،
فقط مي‌گيريم مي‌خوابيم!

00:16:18.580 --> 00:16:19.780
فقط خواب!

00:16:22.340 --> 00:16:23.340
يا خدا!

00:16:24.180 --> 00:16:26.980
برو زنداني‌‌‌هارو برگردون سر جاشون،
بغل خوک‌‌‌ها.

00:16:27.060 --> 00:16:28.140
سيتريک!

00:16:31.180 --> 00:16:32.860
من با روشن شدن هوا، اينجارو ترک مي‌کنم...

00:16:34.020 --> 00:16:35.580
بعدش وقتي برگشتم.

00:16:35.660 --> 00:16:37.260
و تو هنوز اينجا بودي...

00:16:39.140 --> 00:16:40.780
اون‌وقت‌ـه که مي‌کشمت.

00:16:54.339 --> 00:16:55.339
آخه چرا؟

00:16:58.139 --> 00:16:59.859
اوترِد همه‌مونو نفرين کرده!

00:17:04.060 --> 00:17:07.780
اون زن همه‌تون رو نفرين کرده
و اوترِد هم اجازشو داده.

00:17:07.859 --> 00:17:09.060
ببند دهنتو.

00:17:10.379 --> 00:17:12.820
ترکش کن، پسر.
اين تنها شانست‌ـه.

00:17:13.379 --> 00:17:16.619
تو اول و آخر دانمارکي هستي.

00:17:16.700 --> 00:17:18.260
ساکت شو!

00:17:26.060 --> 00:17:29.060
تو قلعه تو ترک کردي و اين باعث شد که
آدم‌‌هاتم تو رو ترک کنن.

00:17:30.900 --> 00:17:31.900
يجورايي.

00:17:32.540 --> 00:17:33.940
تو افتادي در دام آلفرد.

00:17:34.020 --> 00:17:36.100
خب بهم گفته بودن که آلفرد مُرده.

00:17:36.980 --> 00:17:38.100
به‌وسيله پيغام‌رسان خودت.
اون تله از طرف اوترِد بوده.

00:17:42.020 --> 00:17:45.980
آلفرد سپاهش رو به "بيِمفليوت" فرستاد
چون‌که اوترِد ازش خواسته بوده.

00:17:47.220 --> 00:17:49.820
آلفرد به‌زودي مي‌ميره،
و اين مرگ اوترِدـه که بيشتر خواست ماست.

00:17:49.900 --> 00:17:52.540
او بايد در همان "دانهولم" مي‌مرد،
ولي رگنار آدم ضعيفي بود.

00:17:52.620 --> 00:17:56.220
اگر مي‌خوايم "وِسِکس" رو مال خود کنيم،
بايد اول از شر اين طلسم ر‌‌ها بشيم.

00:17:56.300 --> 00:17:58.340
"اوترِد" اهل "بِبِنبِرگ" بايد بميره.

00:17:59.020 --> 00:18:00.100
روز‌‌ها کوتاه شدن.

00:18:00.980 --> 00:18:04.220
ما ضعيف شده‌ايم،
و مرگ رگنار هم يجور نحسي‌ـه.

00:18:04.300 --> 00:18:05.860
براي وِسِکس بايد صبر کنيم

00:18:10.780 --> 00:18:12.900
"اِتِلوُلد"، تو بايد برگردي به وينچستر.

00:18:14.260 --> 00:18:15.620
نمي‌تونم.
من اينکارو نمي‌کنم.

00:18:18.120 --> 00:18:19.100
دليلش چيه؟

00:18:19.180 --> 00:18:22.260
وقتش رسيده که اون سپاه ساکسوني که خيلي
وقت پيش قولش رو داده بودي را تحويلمون بدي.

00:18:22.340 --> 00:18:24.060
بله، اين واسه وقتي‌ـه که آلفرد مُرده باشه.

00:18:24.540 --> 00:18:27.420
"اَتِلرِد" آماده خيانت کردن‌ـه،
همينطور خيلي ديگه از آدماي "وِسِکس"،

00:18:27.500 --> 00:18:29.540
ولي من به‌عنوان جسد هيچ کاري ازم برنمياد.

00:18:29.620 --> 00:18:30.700
آلفرد مرا مي‌کشه.

00:18:30.780 --> 00:18:33.060
- ازش درخواست بخشش کن.
- اعتنايي نمي‌کنه.

00:18:33.140 --> 00:18:34.500
پس التماسش مي‌کني!

00:18:37.340 --> 00:18:39.020
تو به من يک سپاه ساکسوني تحويل ميدي،

00:18:39.100 --> 00:18:41.700
و اگر اوترِد در وينچستر به آلفرد ملحق شده،

00:18:41.780 --> 00:18:43.020
تو او را خواهي کُشت.

00:18:43.740 --> 00:18:45.380
چجوري بکشمش؟

00:18:45.460 --> 00:18:46.940
همونجوري که رگنار رو کشتي.

00:18:48.820 --> 00:18:50.020
قربان...

00:18:55.580 --> 00:18:57.540
عمراً تخم اين کارو نداشته.

00:18:59.100 --> 00:19:01.820
عاليجناب "کنوت"،
بايد ياد بگيري جلو زبونتو بگيري.

00:19:04.220 --> 00:19:05.900
اين احمق رگنارو کشته؟

00:19:06.740 --> 00:19:08.380
"کنوت" داره شوخي مي‌کنه.

00:19:08.460 --> 00:19:09.660
درحالي‌که خواب بود.

00:19:10.300 --> 00:19:11.980
خواب نبود.

00:19:16.660 --> 00:19:18.660
بالاخره يا او بايد مي‌مرد يا من.

00:19:19.620 --> 00:19:20.660
من احمق نيستم.

00:19:22.260 --> 00:19:24.900
اين داستان را به جز افراد دور اين ميز،
کس ديگه‌اي نبايد بفهمه.

00:19:24.980 --> 00:19:26.620
تو هم در اين اتفاق دست داري؟

00:19:27.220 --> 00:19:29.100
ديگه براي من مرگش مهم نيست.

00:19:29.740 --> 00:19:31.020
بخاطر رهبري کردن، اينکارو کردي؟

00:19:31.100 --> 00:19:34.220
رگنار نبايد اجازه ميداد
که اوترِد زنده بمونه.

00:19:34.300 --> 00:19:37.380
او هرگز نبايد اجازه ميداد
که اوترِد با زن تو آنجارو ترک کنه.

00:19:38.340 --> 00:19:40.180
زني که الان براي منه.

00:19:42.260 --> 00:19:43.700
الان سربازاي رگنار براي کي ميشن؟

00:19:45.260 --> 00:19:47.660
سربازاي رگنار ديگه براي "بريدا" هستند.

00:19:48.340 --> 00:19:50.140
فقط منتظرند که "بريدا" برگرده.

00:19:52.660 --> 00:19:55.820
"اِتِلوُلد"، تو فردا اينجارو ترک مي‌کني.

00:19:58.580 --> 00:20:01.620
خب پس قراره به "وِسِکس" برم
تا تبديل به يک جنازه بشم،

00:20:01.700 --> 00:20:05.900
و از داخل قبرم سپاهي بيرون بکشم
و بزرگترين جنگجوي اين سرزمين رو بکشم.

00:20:07.180 --> 00:20:08.180
همم.

00:20:25.780 --> 00:20:27.420
آبجو مي‌خوريد، ارباب؟

00:20:29.020 --> 00:20:30.020
البته.

00:20:32.620 --> 00:20:35.940
و ممنونم که يادم انداختي
که من يک اربابم، "اُفا"...

00:20:37.900 --> 00:20:39.300
خدمتکار وفادار من.

00:20:43.340 --> 00:20:45.060
من و تو قراره به يک سفر بريم.

00:20:46.820 --> 00:20:52.380
من بايد برگردم به "وينچستر"،
تو هم قراره از رعيتي به اربابي برسي.

00:20:55.100 --> 00:20:56.180
منظورتو متوجه نميشم.

00:20:58.220 --> 00:20:59.980
البته که نميشي. چون اُسکلي.

00:21:03.660 --> 00:21:04.900
همانطور که من بودم.

00:21:07.940 --> 00:21:08.940
به‌هرحال...

00:21:10.180 --> 00:21:12.180
اين مأموريت را به انجام برسون،

00:21:13.700 --> 00:21:18.020
و پاداشت زمين و لقبت "ارباب اُفا" خواهد شد.

00:21:56.060 --> 00:21:59.220
من از اينجا ميارمت بيرون،
ولي تو هم بايد من رو ببري به اردوگاهتون.

00:22:00.900 --> 00:22:03.860
تو ديگه "سوگنده‌خورده" اوترِد نيستي، پسر؟

00:22:03.940 --> 00:22:06.300
اوترِد نفرين شده و عقلشو از دست داده.

00:22:07.140 --> 00:22:09.660
خدايان بهم رحم کرده‌اند
و اين موقعيت رو برام خواسته‌اند.

00:22:10.180 --> 00:22:11.780
با‌‌هام مياي يا نه؟

00:23:18.060 --> 00:23:19.660
ميدونستم که مياي.

00:23:38.420 --> 00:23:39.980
تو خواب همش صدام مي‌کنه.

00:23:45.060 --> 00:23:47.460
از "نيفِلهِيم".

00:23:51.740 --> 00:23:54.800
ازم درخواست مي‌کنه که بهش کمک کنم
تا بتونه از جهنم به "والهالا" بره.

00:23:57.180 --> 00:24:00.180
اگر تنها يک کار از دست من بربياد، همينه.

00:24:05.060 --> 00:24:06.860
تو براي بخشش اومدي اينجا.

00:24:08.620 --> 00:24:10.500
تو سه دفعه تنهاش گذاشتي.

00:24:12.220 --> 00:24:14.340
تقديرم اينچنين بود، نه انتخابم.

00:24:23.860 --> 00:24:26.220
چيکار مي‌کني؟
اينجوري يخ ميزنيم!

00:24:27.780 --> 00:24:30.060
"نيفِلهِيم" سردتر از اون
چيزيه که تو تا حالا ديدي.

00:24:31.060 --> 00:24:33.100
اگر رگنار داره عذاب مي‌کشه،
پس ما هم بايد بکشيم.

00:24:34.100 --> 00:24:36.020
هيچ راحتي و آسودگي براي تو اينجا نيست.

00:24:41.700 --> 00:24:42.740
من دارم مي‌خوابم.

00:24:42.820 --> 00:24:44.300
با پارچه خزي که دور خودت پيچيدي؟

00:25:21.420 --> 00:25:23.060
قدرت‌ـت رو به من بده...

00:25:25.340 --> 00:25:27.340
قلب و خردت رو.

00:25:32.340 --> 00:25:33.820
عشقت را بر من عطا کن، برادر.

00:25:46.940 --> 00:25:48.940
تو هميشه عشق مرا خواهي داشت.

00:26:28.140 --> 00:26:29.140
ادوارد.

00:26:31.060 --> 00:26:34.620
امروز حسابي تر و تميز به‌نظر مياي،
به جز اين لکه.

00:26:34.700 --> 00:26:35.700
مادر، خواهش مي‌کنم.

00:26:36.300 --> 00:26:37.620
- داره نوازشت مي‌کنه.
- بسه.

00:26:43.860 --> 00:26:45.740
قربان، نمي‌خواستم مزاحمتون بشم.

00:26:50.980 --> 00:26:53.100
موضوعي هست که فکر کردم بهتره
درموردش باهم صحبت کنيم.

00:26:56.380 --> 00:26:59.860
حرفت رو بزن، ادوارد.
پادشاه صادقانه از کارت تقدير مي‌کند.

00:27:03.820 --> 00:27:05.620
من از کاري که کرديم پشيمون نيستم،

00:27:06.700 --> 00:27:08.340
قولي که به اوترِد دادم،

00:27:08.420 --> 00:27:12.140
اينکه شرافتمندانه روي حرفم وايسادم،
و به دنبال آن نبردي که پيش آمد و پيروزي...

00:27:13.180 --> 00:27:17.580
ولي اعتراف مي‌کنم که
پامو از گليمم فراتر گذاشتم.

00:27:18.140 --> 00:27:19.580
حتي در مقابل شما ايستادم.

00:27:21.100 --> 00:27:23.820
من تنبيهي که برام در نظر مي‌گيرد رو مي‌پذيرم.

00:27:23.900 --> 00:27:27.540
بدون اجازه من قول سربازانم را
به يک خائن دادي.

00:27:28.980 --> 00:27:32.060
سپاهم را به نبردي رهبري کردي
که من فرمانش را نداده بودم.

00:27:32.140 --> 00:27:34.580
اعمالت درخورِ جانشيني پادشاه نبود.

00:27:39.460 --> 00:27:41.580
آن اعمال درخورِ يک پادشاه بود.

00:28:00.940 --> 00:28:02.780
به‌زودي "وِسِکس" براي تو ميشه.

00:28:03.660 --> 00:28:06.940
الان "وِسِکس" قدرتمنده،
ولي انگلستان همچنان شکننده است.

00:28:08.100 --> 00:28:11.580
آينده انگلستان
فقط با نبرد‌‌ها و سربازان ايمن نميشه.

00:28:11.660 --> 00:28:12.940
ولي با اتحاد ميشه.

00:28:14.820 --> 00:28:17.140
ما هم بايد مثل تو
بانو "اِلفِلِد"رو ملاقات کنيم.

00:28:19.100 --> 00:28:20.180
ديگه وقتش‌ـه.

00:28:21.860 --> 00:28:25.580
اين وصلت باعث قوي‌تر شدن "وِسِکس"
و پادشاهي ميشه.

00:28:26.380 --> 00:28:27.780
پادشاهي خودت.

00:28:30.380 --> 00:28:32.220
من تمام تلاشم رو مي‌کنم، سرورم...

00:28:33.900 --> 00:28:36.940
براي "وِسِکس" و براي پادشاهم.

00:29:16.620 --> 00:29:17.940
اونارو مي‌شناسي؟

00:29:19.460 --> 00:29:20.940
شبيه دانمارکي‌‌‌ها هستند.

00:29:21.860 --> 00:29:24.220
- آره، ولي تو مي‌شناسي‌شون؟
- نه.

00:29:26.860 --> 00:29:29.220
بايد اينجارو ترک کنيم.
مي‌تونيم بعداً غذا بخوريم.

00:29:29.300 --> 00:29:30.300
کجا بريم؟

00:29:30.740 --> 00:29:33.540
به يک روستاي عن‌دوني
تو راه شهر "لِگاچِيِستِر".

00:29:38.660 --> 00:29:41.500
من نميدونم چطوري بايد به رگنار
در فرارش از "نيفِلهِيم" کمک کنيم،

00:29:42.180 --> 00:29:45.020
ولي تا تمام تلاشم رو نکنم،
به زندگيم برنميگردم.

00:29:47.380 --> 00:29:48.580
تو اين روستا چه چيزي هست؟

00:29:50.980 --> 00:29:51.980
يک پيشگو.

00:29:53.980 --> 00:29:55.180
"اِستوري"رو يادته؟

00:29:56.860 --> 00:30:00.500
- "اِستوري" آدم گوهي‌ـه.
- آره، ول قبلاً پيشگوئه "اوبا" بوده...

00:30:01.720 --> 00:30:02.940
پيشگوي يک "شمشيرزن دانمارکي".

00:30:03.020 --> 00:30:06.100
اگه کسي قرار باشه بدونه که چجوري بايد
به يک جنگجوي سرگردان دست پيدا کرد، اونه.

00:30:11.620 --> 00:30:12.620
رفتند.

00:30:15.620 --> 00:30:17.580
ما مي‌تونيم تا دو روز ديگه
به اون دهکده برسيم.

00:30:21.540 --> 00:30:22.540
باشه.

00:30:32.780 --> 00:30:35.380
يک تير ديگه بندازين، چشماتونو درميارم!

00:30:35.460 --> 00:30:37.300
ميدونم کي شما‌‌هارو فرستاده!

00:30:37.900 --> 00:30:38.900
ميدوني؟

00:30:39.900 --> 00:30:42.220
به "کنوت" بگيد وقتي که آماده شدم
خودم برميگردم!

00:30:42.300 --> 00:30:44.780
"کنوت" مي‌خواد که "دانمارکي‌کُش" کشته بشه.

00:30:47.220 --> 00:30:48.220
او با منه!

00:30:49.340 --> 00:30:50.620
تحت حفاظت منه!

00:30:51.700 --> 00:30:54.260
براي سرش به اندازه وزنش نقره جايزه ميدن.

00:30:54.340 --> 00:30:55.700
من سر خيلي کوچيکي دارم.

00:30:59.300 --> 00:31:00.300
بيايد بيرون!

00:31:08.340 --> 00:31:11.100
وقتي آماده شدم...
خودم بايد اوترِد رو بکشم.

00:31:12.620 --> 00:31:15.220
حالا تا هنوز تخماتو داري، برو.

00:31:15.300 --> 00:31:17.740
به گوش "کنوت" خواهد رسيد
که داري ازش حمايت مي‌کني.

00:31:18.380 --> 00:31:21.340
به "کنوت" بگو که من برميگردم،
و وقتي که برگشتم، سربازانم رو ميدم بهش.

00:31:22.500 --> 00:31:23.980
خودش ميدونه منظورم چيه.

00:31:24.060 --> 00:31:25.140
حالا برو.

00:31:27.420 --> 00:31:28.580
برو ديگه!

00:31:41.260 --> 00:31:42.540
تو اصلاً عوض نشدي، خانوم.

00:31:46.300 --> 00:31:47.660
بخاطر رگنار نجات‌ـت دادم.

00:32:00.220 --> 00:32:03.500
بهم گفتن که اوترِد رفته به سمت شمال،
سر خاک رگنار.

00:32:04.140 --> 00:32:05.820
تنها يا با آدماش؟

00:32:06.900 --> 00:32:07.900
تنها.

00:32:09.380 --> 00:32:12.020
سربازاش پيش "اَتِلفِلِد" ماندند.

00:32:12.100 --> 00:32:13.100
که اينطور.

00:32:18.420 --> 00:32:21.460
او آدمي‌ـه که نياز شديد
به راهنمايي خداوند داره.

00:32:22.340 --> 00:32:25.540
سرورم، من مي‌تونستم تا حالا هزار مرتبه
اوترِد رو براي غسل‌تعميد داخل آب کنم

00:32:25.620 --> 00:32:28.580
و اونم به جاي پيدا کردن خدا،
فقط ماهي پيدا کنه.

00:32:34.300 --> 00:32:35.780
پسرم بهش نياز داره.

00:32:37.940 --> 00:32:41.140
اين حرف باعث عذابم ميشه،
ولي حقيقت‌ـه.

00:32:43.140 --> 00:32:44.580
ادوارد به اوترِد احتياج داره.

00:32:47.660 --> 00:32:51.740
ولي او يک ياغي‌ـه. و بايد ياغي بمونه
تا وقتي که من از اين دنيا برم.

00:32:53.300 --> 00:32:54.540
اين خواست شماست، سرورم؟

00:32:54.620 --> 00:32:57.180
اين خواسته منه،
ولي مي‌تونم فقط به تو اين موضوع رو بگم.

00:32:57.780 --> 00:32:59.340
اين نمي‌تونه تبديل به دستور بشه.

00:33:01.580 --> 00:33:06.140
مطمئناً همسرم با همبستگي
بين اوترِد و ادوارد مخالف‌ـه.

00:33:08.220 --> 00:33:10.580
ولي ادوارد بايد خودش تصميم بگيره...

00:33:12.180 --> 00:33:14.380
با مشاورت شما، پدر بيوکا.

00:33:15.700 --> 00:33:17.300
بله، سرورم.

00:33:32.820 --> 00:33:34.620
تو قصد داري که سربازاتو بدي به "کنوت"؟

00:33:38.300 --> 00:33:39.300
خب سربازاي خودم هستن.

00:33:39.980 --> 00:33:41.460
مي‌خواي زن "کنوت" بشي؟

00:33:43.180 --> 00:33:44.660
به تو ربطي نداره.

00:33:45.820 --> 00:33:46.820
مي‌خواي اينکارو کني؟

00:33:49.880 --> 00:33:50.860
من بايد نجات پيدا کنم.

00:33:50.940 --> 00:33:54.060
مرد‌‌ها براي مدت زيادي از يک زن
تبعيت نمي‌کنند. آن‌‌ها احمق‌تر از اين حرفان.

00:33:54.340 --> 00:33:55.580
اما آخه "کنوت"؟

00:33:56.140 --> 00:33:57.140
اون که آدم پستي‌ـه.

00:33:57.860 --> 00:33:59.179
خب، پيشنهاد تو چيه؟

00:33:59.780 --> 00:34:02.659
که سربازامو بدم به تو
و بريم به "بِبِنبِرگ" حمله کنيم؟

00:34:03.380 --> 00:34:06.580
اين کاريه که تو هيچوقت انجامش نميدي،
چون يک ساکسوني هستي.

00:34:06.659 --> 00:34:07.859
اون آدم دروغگو و پستي‌ـه.

00:34:08.380 --> 00:34:10.739
من فقط مي‌خوام بگم که
تو لياقت‌ـت بيشتر از "کنوت"ـه.

00:34:12.219 --> 00:34:13.580
نوبت توئه بري بريني.

00:34:14.500 --> 00:34:16.600
الان عن ندارم.

00:34:16.620 --> 00:34:19.659
پس بزن بريم اين عن آقا
"اِستوري" رو پيدا کنيم.

00:34:28.060 --> 00:34:30.940
اين بار دوم‌ـه که داريم باهم
ميريم دنبال "اِستوري" مي‌گرديم.

00:34:32.340 --> 00:34:35.340
دفعه قبل تو اونو کت‌بسته
با يه شاخه تو کونش فرستادي رفت.

00:34:35.860 --> 00:34:36.860
آره، يادمه.

00:34:37.540 --> 00:34:38.580
هيچوقت فراموشش نکردم.

00:34:40.900 --> 00:34:42.179
اون‌موقع خيلي جوون بوديم.

00:34:43.140 --> 00:34:44.699
دانمارکي هم بوديم.

00:34:47.140 --> 00:34:48.620
تا اون تپه مسابقه بديم؟

00:34:48.700 --> 00:34:50.660
- چرا؟
- چرا که نه؟

00:34:51.380 --> 00:34:52.380
بچه شدي.

00:34:52.980 --> 00:34:54.340
از باختن مي‌ترسي؟

00:34:55.380 --> 00:34:56.380
برو بچه جون.

00:35:11.340 --> 00:35:16.100
هر روز صبح که از خواب پا ميشم، و هر شب که
مي‌خوام بخوابم به "گيزِلا" فکر مي‌کنم.

00:35:18.900 --> 00:35:19.980
مي‌فهمم.

00:35:30.780 --> 00:35:33.360
بايد از رگنار بخاطر جنده‌بازيايي که مي‌کرد
نفرت ميداشتم...

00:35:34.260 --> 00:35:35.420
ولي نمي‌تونم.

00:35:36.140 --> 00:35:37.220
تو عاشقش بودي.

00:35:37.940 --> 00:35:39.140
بيشتر از چيزي که خودش ميدونست.

00:35:42.980 --> 00:35:45.620
بارِ اين فکر که الان رگنار تو جهنم‌ـه رو
نمي‌تونم تحمل کنم.

00:35:55.500 --> 00:35:59.900
قسم مي‌خورم که پيشت مي‌مونم تا بالاخره
راهي براي کمک کردن بهش پيدا کنيم.

00:36:07.700 --> 00:36:09.380
يا تا وقتي که خودت منُ بکشي.

00:36:09.460 --> 00:36:11.660
پس بهتره که هر چه زودتر يه راهي پيدا کنيم

00:36:12.260 --> 00:36:14.140
چون مطمئنم که به‌زودي مي‌کشمت.

00:36:24.300 --> 00:36:25.860
نمي‌تونم ببخشمت، اوترِد...

00:36:27.860 --> 00:36:29.060
چون اينجوري نااميدش کردي.

00:36:30.980 --> 00:36:32.860
- يک بار.
- سه ‌بار.

00:36:32.940 --> 00:36:33.820
يک دفعه.

00:36:33.900 --> 00:36:37.340
من يک اشتباه کردم.
اونم يک سال خدمتم به آلفرد بود.

00:36:38.620 --> 00:36:39.900
تو تمام عمرت رو به پاش دادي.

00:36:42.220 --> 00:36:44.340
من براي دومين بار به آلفرد سوگند ياد کردم

00:36:44.420 --> 00:36:45.700
چون راه ديگه‌اي نداشتم.

00:36:46.500 --> 00:36:48.180
آدم هميشه راه ديگه‌اي هم داره.

00:36:56.620 --> 00:37:02.260
بعد از "نبرد اِتاندون"،
وقتي که رگنار اسير آلفرد شد،

00:37:02.340 --> 00:37:05.900
به‌وسيله آلفرد به شمال فرستاده شد
تا مرا از بردگي آزاد کنه.

00:37:06.460 --> 00:37:07.460
خودم اونجا بودم.

00:37:10.220 --> 00:37:11.220
رگنار نجاتم داد...

00:37:14.580 --> 00:37:16.940
و بعد باهم رفتيم براي نجات "گيزِلا"...

00:37:21.020 --> 00:37:22.460
که باعث شد من کشيشي را بکشم.

00:37:23.660 --> 00:37:24.660
چه خوب.

00:37:29.780 --> 00:37:31.780
و چون رگنار جلوي اون اتفاق را نگرفت...

00:37:33.500 --> 00:37:34.540
و به اين دليل که...

00:37:35.420 --> 00:37:39.780
من جزء نيرو‌‌هاي رگنار به حساب ميومدم،
آلفرد رگنار را مقصر دونست.

00:37:41.340 --> 00:37:44.060
و بر آن شد که رگنار را به محاکمه بکشونه
و بکشتش.

00:37:45.620 --> 00:37:48.980
و انتخابي به من داده شد که،
براي بار دوم به آلفرد سوگند ياد کنم.

00:37:49.060 --> 00:37:50.540
يا اينکه جان برادرم گرفته شود.

00:37:54.220 --> 00:37:55.500
اينو به رگنار نگفته بودي.

00:38:14.260 --> 00:38:15.460
از طرف رگنار...

00:38:18.140 --> 00:38:19.300
و همينطور من.

00:38:24.620 --> 00:38:26.020
من هميشه عاشقت بودم.

00:38:36.340 --> 00:38:37.420
نه به‌عنوان همسر.

00:38:42.540 --> 00:38:44.060
ديگه نه مثل يک همسر.

00:38:47.300 --> 00:38:49.640
ولي تو براي هميشه به‌عنوان
پاره‌اي از زندگي من خواهي بود.

00:38:50.060 --> 00:38:52.180
و تمام ديوانگي تو، چيزايي‌ـه که ميگي.

00:38:53.220 --> 00:38:54.260
درسته.

00:39:07.000 --> 00:39:09.500
" سالهفورد "

00:39:09.500 --> 00:39:12.000
" سالفورد "
" قلمرو فرمانروايي نورف‌آمبريا "

00:39:12.180 --> 00:39:13.680
همينه؟

00:39:13.680 --> 00:39:16.160
اين جاييه که قراره "اِستوري"رو پيدا کنيم؟

00:39:16.160 --> 00:39:17.660
- دارم مي‌بينمش
‌‌‌هان؟ -
خدايان با ما هستند.

00:39:25.820 --> 00:39:27.740
اين براي همسرت‌ـه؟

00:39:54.100 --> 00:39:55.100
چي شد؟
خيلي بده.

00:39:56.620 --> 00:39:58.020
چي؟ آبجو؟

00:39:58.580 --> 00:40:00.660
همسرتو ميگم،
بچه‌‌‌هاي زيادي رو در شکم خواهد داشت...

00:40:02.020 --> 00:40:04.020
ولي هيچکدومشون زنده به‌دنيا نخواهند آمد.

00:40:06.660 --> 00:40:08.660
متأسفم، بعضي‌وقت‌‌ها خدايان بي‌رحم ميشن.

00:40:09.300 --> 00:40:11.580
راهي بايد وجود داشته باشه که شما
بتوني مشکل رو حل کني.

00:40:11.660 --> 00:40:13.700
بهت پيشنهاد مي‌کنم که يک همسر جديد پيدا کني.

00:40:25.580 --> 00:40:26.660
ازش بدم مياد.

00:40:28.500 --> 00:40:29.500
فعلاً نيازش داريم.

00:41:07.740 --> 00:41:08.780
بهم نزديک نشيد.

00:41:10.140 --> 00:41:11.220
من کلي مهارت دارم!

00:41:13.060 --> 00:41:16.020
"اِستوري"، تو فقط اينجا چندتا مرغ
و يک بُز و بو‌‌هاي گند داري.

00:41:17.380 --> 00:41:18.460
همش همين.

00:41:21.100 --> 00:41:23.500
اوترِد رگنارسون.

00:41:24.100 --> 00:41:26.140
و تو، تو را هم مي‌شناسم.

00:41:26.220 --> 00:41:27.380
اوه، يادم اومد.

00:41:28.020 --> 00:41:29.900
ما تنها دانشت را مي‌خوايم.

00:41:29.980 --> 00:41:31.540
در ازاي جونت.

00:41:32.860 --> 00:41:34.300
او آبروي من رو برد.

00:41:34.380 --> 00:41:36.140
تو عصمت من رو با يه شاخه گچي کردي.

00:41:36.220 --> 00:41:37.660
تا چند روز خون ميريدم.

00:41:37.740 --> 00:41:39.060
"اِستوري"! ما بهت پول ميديم.
نخير، نميديم!

00:41:40.780 --> 00:41:42.820
ما اذيت‌ـت نمي‌کنيم
و دستمزدت هم پرداخت مي‌کنيم.

00:41:44.140 --> 00:41:48.140
اون نزديک کون من نميشه‌‌‌ها.
فهميديد؟

00:41:49.420 --> 00:41:50.500
قسم بخوريد!

00:41:51.140 --> 00:41:53.540
اون اصلاً نزديک کونت نمياد.

00:41:57.020 --> 00:42:02.180
من از رگنار جوان خوشم ميومد
و همينطور پدرش، بي‌باک.

00:42:04.020 --> 00:42:07.340
از اينکه در سرماي "نيفِلهِيم" گُم شده،

00:42:07.420 --> 00:42:09.480
بايد بگم هيچ دلاوري حقش نيست
چنين سرنوشتي داشته باشه.

00:42:09.500 --> 00:42:10.900
پس کمکمون مي‌کني؟

00:42:11.620 --> 00:42:13.140
خب دوست دارم اينکارو کنم.

00:42:13.220 --> 00:42:16.100
ولي اين کار ميشه قدم زدن با خدايان،

00:42:16.180 --> 00:42:19.460
و درخواست يک راهکار،
شايد بار‌‌ها نياز به اين کار بشه.

00:42:20.300 --> 00:42:22.540
و هر دفعه هم نياز به پرداخت هزينه داره.

00:42:22.620 --> 00:42:24.020
ما نيومديم اينجا که جيبمونو بزني.
نخير.

00:42:26.180 --> 00:42:27.940
شما اينجاييد که رگنار جوان رو نجات بديد.

00:42:28.900 --> 00:42:29.900
درسته؟

00:42:31.020 --> 00:42:34.100
امشب يک جواب درست به ما ميدي.
يا اينکه همين امشب مي‌ميري.

00:42:34.420 --> 00:42:36.720
اين چجوري به خودش اجازه ميده که
با من اينجوري صحبت کنه؟

00:42:37.460 --> 00:42:41.300
کمکمون کن و پولت رو بگير،
ولي بايد همين امشب اينکارو کني.

00:42:46.380 --> 00:42:49.420
خب، پس،
بايد بهم اجازه بديد که خودم رو آماده کنم.

00:42:49.500 --> 00:42:50.660
حسابي شانستون زده.

00:42:51.260 --> 00:42:53.120
من تمام چيزايي که نياز هست را اينجا دارم

00:42:53.144 --> 00:42:56.644
و رگنار جوان هم از اين خوش‌شانسي
استفاده خواهد کرد.

00:42:58.860 --> 00:43:01.580
بايد يک جوجه بکشيم.

00:43:02.740 --> 00:43:05.660
ولي نه اون کوچيک‌ـه. چون اون اسم داره.

00:43:07.780 --> 00:43:09.380
خب اسمش چيه؟

00:43:10.420 --> 00:43:13.020
تعجبي نمي‌کنم اگر بفهمم که اينم مي‌کنه.

00:43:14.340 --> 00:43:15.340
اِستوري؟

00:43:27.140 --> 00:43:27.980
اوترِد؟

00:43:28.060 --> 00:43:30.620
رفته. رفته!

00:43:39.620 --> 00:43:41.980
قسم مي‌خورم که نمي‌خواستم فرار کنم.

00:43:42.060 --> 00:43:43.340
فقط از روي عادت بود.

00:43:48.540 --> 00:43:50.780
نفرين منه،
منظورش همون نفريني‌ـه که)
(باعث شد بريدا بچه‌دار نشه

00:43:50.780 --> 00:43:52.380
فکر کنم که کار کرد.

00:43:53.340 --> 00:43:54.380
درسته.

00:43:56.220 --> 00:43:59.020
به قيمت خانواده و شوهرم تمام شد.

00:44:00.020 --> 00:44:02.460
من...مي‌تونم جبرانش کنم.

00:44:02.540 --> 00:44:05.180
مي‌تونم کاري کنم که به رگنار برسي.

00:44:05.260 --> 00:44:06.860
من ازش خوشم ميومد.

00:44:08.020 --> 00:44:09.300
خواهش مي‌کنم منو نکش.

00:44:11.980 --> 00:44:13.460
نذار من رو بکشه.

00:44:14.100 --> 00:44:15.580
مي‌تونم ببينم که چقدر دوست داره بکشتم.

00:44:16.380 --> 00:44:18.660
- ميگه مي‌تونم کمکتون کنم.
- آره، شنيدم.

00:44:26.820 --> 00:44:30.060
شايد فکر کنيد که من از مرگ مي‌ترسم.
ولي اينطور نيست.

00:44:31.620 --> 00:44:35.100
فکر مي‌کنم بعضي‌وقت‌‌ها ميشه که
حتي بهش خوش‌آمد هم ميگم.

00:44:40.140 --> 00:44:41.820
ديگه داره تموم ميشه.

00:44:41.900 --> 00:44:43.660
اين چيه داري استفاده مي‌کني؟

00:44:44.460 --> 00:44:46.860
براي قدم زدن با خدايان به قارچ نياز نداري؟

00:44:46.940 --> 00:44:50.180
اوه، چرا، قارچ‌‌‌ها بسيار هم مهم‌اند.

00:44:50.260 --> 00:44:52.460
اين معجون براي يه چيز ديگه است.

00:44:52.540 --> 00:44:53.540
براي چيه؟

00:44:54.380 --> 00:44:57.020
اين واسه اينه که بتونم...برينم.

00:44:57.100 --> 00:44:58.500
مارو گذاشتي سر کار؟

00:44:59.620 --> 00:45:00.620
نه بابا.

00:45:12.180 --> 00:45:13.340
شايدم گذاشتم.

00:45:14.860 --> 00:45:18.020
شايدم اين سمي بود که
بتونم با‌‌هاش به زندگيم خاتمه بدم.

00:45:24.820 --> 00:45:26.820
دارم اُسکلتون مي‌کنم.

00:45:28.580 --> 00:45:30.140
ولي جداً اين کمکم مي‌کنه که بتونم برينم.

00:45:30.220 --> 00:45:35.260
يا بهمون ميگي چجوري به رگنار کمک کنيم
يا کيرتو مي‌بُرم و تا خِرخِرت مي‌کشم بيرون.

00:45:35.340 --> 00:45:37.260
من دقيقاً ميدونم که چجوري بايد کمکش کني.

00:45:37.340 --> 00:45:39.660
- پس بنال ديگه!
- و بيشتر از اينم زر نزن.

00:45:40.540 --> 00:45:41.580
بسيارخب.

00:45:59.820 --> 00:46:01.460
الهه‌ي جهنم...

00:46:03.740 --> 00:46:06.700
روح برادرت را ر‌‌ها خواهد کرد،

00:46:07.540 --> 00:46:09.820
ولي فقط در ازاي گرفتن روحي ديگر.

00:46:10.660 --> 00:46:12.700
تو بايد مردي که رگنار رو کشته را بکشي.

00:46:13.780 --> 00:46:15.500
مردي که رگنار رو تکذيب کرد.

00:46:16.140 --> 00:46:18.780
تو بايد تيغي را به خون رگنار آغشته کني،

00:46:18.860 --> 00:46:23.020
و فقط با اون تيغ مي‌توني مردي را بکشي
که رگنار را به جهنم فرستاد.

00:46:23.620 --> 00:46:28.020
فقط اين راهه که رگنار را آزاد مي‌کنه
تا در ضيافت تالار‌‌هاي "والهالا" شرکت کنه.

00:46:33.260 --> 00:46:34.260
رگنار مُرده.

00:46:35.260 --> 00:46:37.860
خونش ديگه سياه شده. حتي شايد
ديگه تبديل به خاک شده باشه.

00:46:37.940 --> 00:46:40.020
ممکنه خونش در فرد ديگري هم باشه؟

00:46:41.700 --> 00:46:42.700
"تيرا".

00:46:43.740 --> 00:46:44.820
"تيرا" کيه؟

00:46:45.420 --> 00:46:47.460
خواهر رگنار.
خواهر همخونش.

00:46:49.740 --> 00:46:51.060
پس، حل‌ـه ديگه.

00:46:55.020 --> 00:46:58.180
حالا، حقم رو بده و راحتم بذاريد.

00:46:58.260 --> 00:46:59.260
متشکرم.

00:47:04.420 --> 00:47:05.940
من يک درخواست ديگه هم دارم.

00:47:07.740 --> 00:47:08.740
پولشم ميدم.
بگو.

00:47:12.500 --> 00:47:13.980
تو چجوري يک نفرين رو از بين مي‌بري؟

00:47:14.860 --> 00:47:16.140
ميدونستم.

00:47:17.020 --> 00:47:19.540
من تاريکي رو بر روي شانه‌‌‌هات ديدم.

00:47:20.340 --> 00:47:21.340
اون تاريکي خودت‌ـه.

00:47:30.580 --> 00:47:33.380
تو چيزي نمي‌خواي بهم بدي، اوترِد؟

00:47:36.140 --> 00:47:37.140
بريدا، نه!

00:47:37.180 --> 00:47:40.460
چرا! بهم اعتماد کن!
بهش دست نزن! بهش دست نزن!

00:47:40.540 --> 00:47:42.540
بهم اعتماد کن! هيچ‌کاري نکن!

00:47:45.140 --> 00:47:46.300
کاري نداشته باش!

00:48:28.140 --> 00:48:29.140
بريدا؟

00:48:37.100 --> 00:48:40.540
من فقط کاري رو کردم که هر کسي
براي از بين بردن نفرينش بايد بکنه.

00:48:40.620 --> 00:48:43.340
تو بايد جادوگر رو بدون اينکه شکافي
روي پوستش ايجاد بشه بکشي

00:48:43.420 --> 00:48:45.780
و بدون اينکه قطره‌اي خون ازش جاري بشه.

00:48:45.860 --> 00:48:47.700
تو هم بايد همينکارو با "اسکِيد" بکني.

00:48:49.380 --> 00:48:51.500
اگر نمي‌توني، بايد اونو زن خودت بکني.

00:49:00.180 --> 00:49:01.940
اون کِي تو رو نفرين کرده بود؟

00:49:02.860 --> 00:49:05.180
خيلي وقت پيش. وقتي که جوان بوديم.

00:49:12.060 --> 00:49:13.340
او نفرينم کرد،

00:49:13.420 --> 00:49:15.980
همون‌موقع که من يک شاخه درخت کردم تو کونش.
همون روز بود.

00:49:19.940 --> 00:49:21.940
از اون‌موقع من يک جنده نازا شدم.

00:49:42.300 --> 00:49:44.100
تو ديگه نفرين خودت رو برداشتي.

00:49:44.860 --> 00:49:47.260
آره. ولي ديگه چه حاصل.

00:49:48.420 --> 00:49:49.820
چرا زودتر اينکارو نکردي؟

00:49:51.380 --> 00:49:53.060
چون قبل از همه اينا من يک دلاور بودم.

00:49:55.860 --> 00:49:56.980
چون من يک احمقم.

00:49:58.580 --> 00:49:59.700
تو احمق نيستي.

00:49:59.780 --> 00:50:02.180
ولي تو شجاع‌ترين دلاوري.

00:50:03.540 --> 00:50:06.660
قبل از اينکه به "دانهولم" بياي
من ميدونستم چجوري بايد نفرين رو از بين برد.

00:50:06.740 --> 00:50:08.260
ولي تصميم گرفتم که بهت نگم...

00:50:09.620 --> 00:50:11.420
چون ميدونستم که تو آنجا نمي‌موني.

00:50:13.020 --> 00:50:14.980
بنابراين، مي‌خواستم که زجر کشيدنت رو ببينم.

00:50:17.860 --> 00:50:20.020
من زماني عاشقت بودم، اوترِد،
ولي اون زمان ديگه گذشت.

00:50:23.020 --> 00:50:24.780
حرفت رو باور نمي‌کنم.

00:50:26.260 --> 00:50:27.860
من و تو، يکي هستيم.

00:50:38.100 --> 00:50:41.980
از آن‌وقت که روي پله
در تالار بزرگ "اِفِرويچ" دستاتو گرفتم،

00:50:42.060 --> 00:50:43.140
ما به هم گره خورديم.

00:50:48.540 --> 00:50:50.100
ممکنه که تو ديگه دوستم نداشته باشي،

00:50:50.740 --> 00:50:53.820
ازم متنفر باشي،
يا بعضي‌وقت‌‌ها حالت ازم به‌هم بخوره.

00:50:57.580 --> 00:50:59.180
ولي عشق چيزي است ابدي و ناميرا.

00:51:01.940 --> 00:51:03.500
و ادامه پيدا مي‌کنه.

00:51:05.940 --> 00:51:08.820
من "اسکِيد" رو پيدا مي‌کنم
و بايد اين نفرين رو از بين ببرم.

00:51:09.580 --> 00:51:11.260
بعدش ميرم پيش "تيرا".

00:51:13.780 --> 00:51:15.580
منم مي‌گردم ببينم چه کسي رگنارو کشته.

00:51:17.020 --> 00:51:18.940
و ديگه اون‌موقع
رگنارو مي‌فرستيم به "والهالا"؟

00:51:23.100 --> 00:51:25.580
يجورايي من تو رو
در ميدان نبرد ملاقات خواهم کرد.

00:51:26.300 --> 00:51:27.780
اون‌موقع من در کشتن‌ـت درنگ نخواهم کرد.

00:51:29.060 --> 00:51:31.220
بازم اين معني رو نميده که عاشقم نيستي.

00:51:49.744 --> 00:52:24.444
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.