﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:01.900
آنچه که در سريال
: گذشت "The Last Kingdom"

00:00:01.960 --> 00:00:04.080
.من اوترِد ، فرزند اوترِد هستم

00:00:05.080 --> 00:00:10.360
برادرم رگنار به‌عنوان يه جنگجو نمُرد
.بلکه در رختخواب خودش به قتل رسيد

00:00:10.440 --> 00:00:12.400
.نمي‌تونه وارد سالن اصلي خدايان بشه

00:00:13.040 --> 00:00:17.360
بخاطر تو تا ابد
.در سرماي نيفِلهِيم زندگي مي‌کنه

00:00:17.440 --> 00:00:19.760
شمشيرت رو با خون
.رگنار آغشته کن

00:00:19.840 --> 00:00:22.840
تنها در اينصورت مي‌تونه
.وارد والهالا بشه

00:00:22.920 --> 00:00:24.840
خونش در وجود کس ديگه‌اي هم هست؟

00:00:26.000 --> 00:00:27.000
تيرا؟

00:00:27.600 --> 00:00:31.680
.اسکِيد من رو شکنجه ميده
.نمي‌تونم در مقابلش مقاومت کنم

00:00:31.760 --> 00:00:34.720
سرنوشت تو سرنوشتي‌ـه
.که من برت انتخاب کنم اوترِد رگنارسون

00:00:34.800 --> 00:00:36.520
.روح تو متعلق به منه که شکنجه بدم

00:00:37.120 --> 00:00:40.240
هر چند از هِستِن پس‌ـش گرفتم

00:00:40.320 --> 00:00:42.560
.بازم نفرينش ادامه داره

00:00:42.640 --> 00:00:45.000
.اون به قلب و ذهن من حمله کرده

00:00:46.680 --> 00:00:49.400
.زنيکه براي همه سم‌ـه

00:00:49.480 --> 00:00:50.600
چطور ميشه يه طلسم رو از بين برد؟

00:00:50.680 --> 00:00:54.000
بدون اينکه زخمي بشه
.يا خوني ازش ريخته بشه بايد بکشيش

00:00:54.439 --> 00:00:56.400
.تو هم بايد همين کار رو با اسکِيد بکني

00:00:56.960 --> 00:01:01.020
در وينچستر يه انجمن سياسي
.براي ادوارد صورت گرفته

00:01:01.520 --> 00:01:04.000
ولي اون يه نفر ديگه رو دوست داشته
که ولش کرده

00:01:04.480 --> 00:01:05.960
.من با اِجوين ازدواج کردم

00:01:06.040 --> 00:01:08.600
.به همسرت رسيدگي ميشه

00:01:08.680 --> 00:01:11.480
.ـ تو اِجوين هستي
.ـ من بچه‌‌‌ها رو به اختيار مي‌گيرم

00:01:11.560 --> 00:01:14.800
بايد متعلق به کليسا باشن
.و زندگيشون رو وقف خدا بکنن

00:01:15.600 --> 00:01:18.440
ارباب سيگِبريت دشمن ادواردـه

00:01:19.000 --> 00:01:21.720
که همسر مخفيش ، اِجوين
.رو براي خودش مي‌خواسته

00:01:22.320 --> 00:01:23.960
.به يه کليسا منتقل شده

00:01:24.720 --> 00:01:28.280
کاملاً درک مي‌کنم
.اگر که نخواي به ادوارد خدمت کني

00:01:28.360 --> 00:01:34.000
تحت همين دستورات اربابان دانمارکي‌ـش
.شاهزاده اِتِلوُلد به وِسِکس برگشت

00:01:34.080 --> 00:01:35.480
.مي‌خوام با پادشاه صحبت کنم

00:01:35.760 --> 00:01:39.160
ولي خيانتش براي
.آلفرد در حال مرگ مشخص شد

00:01:39.240 --> 00:01:42.080
شکست‌‌‌هاي اِتِلوُلد
.از خود من نشأت گرفته بود

00:01:42.160 --> 00:01:45.760
برادرم ، که دوست داشتم
مگه من کيَم که جون بچه‌ـش رو بگيرم؟

00:01:45.840 --> 00:01:47.120
...جزاي اين کار

00:01:47.880 --> 00:01:49.360
.کور شدنه

00:01:53.000 --> 00:01:54.240
.همه چيز به سرنوشت بستگي داره

00:01:55.200 --> 00:02:15.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:08.840 --> 00:03:09.960
.بهم اعتماد کن

00:03:23.400 --> 00:03:26.680
من تولد دوباره
.اوترِد رگنارسون رو ديدم

00:03:28.360 --> 00:03:32.480
ديدم که پنجاه نفر شدن پونصد نفر
.و بعدش شدن پنج‌هزار نفر

00:03:32.960 --> 00:03:34.880
.که هر روز بيشتر بهش ملحق مي‌شدن

00:03:36.400 --> 00:03:42.480
و ديدم که سر آخر آلفرد شکست مي‌خوره
.و اوترِد قيام مي‌کنه

00:03:46.280 --> 00:03:47.600
.خونم رو بخور

00:04:31.400 --> 00:04:33.700
" وينتاسيتر "

00:04:33.700 --> 00:04:36.600
" وينچستر "
" قلمرو فرمانروايي وِسِکس "

00:04:37.480 --> 00:04:41.240
بايد بگم باعث افتخار من بوده
.در کنار ملکه مرسيا بودم

00:04:42.080 --> 00:04:45.280
خيلي شما رو اذيت مي‌کنه قربان که
به خانوم شما احترام ميذارن؟

00:04:45.360 --> 00:04:46.600
.اگه که قابل احترام نباشه بله

00:04:47.520 --> 00:04:51.600
يه عالمه آبجو و شراب توي
.اين عروسي هست که به نظر من تو سمتشون نرو

00:04:51.680 --> 00:04:53.760
خوشت نمياد که من لذت ببرم؟

00:04:53.840 --> 00:04:55.320
.دلم نمي‌خواد که مست بشي

00:04:56.480 --> 00:04:59.080
شايد آخر اين عروسي
.تبديل به مراسم ختم بشه

00:04:59.560 --> 00:05:01.240
.فکر هوشيارکننده کاملي‌ـه

00:05:18.560 --> 00:05:20.680
پدر بيوکا ميشه بپرسم حالش چطوره؟

00:05:22.560 --> 00:05:24.080
پادشاه حالش چطوره؟

00:05:25.080 --> 00:05:27.760
.آماده هر اتفاقي‌ـه که ممکن باشه پيش بياد

00:05:28.440 --> 00:05:31.640
آلفرد و ادوارد جفتشون
...در دعا‌‌هاي روزانه

00:05:33.440 --> 00:05:34.440
.و شبانه من هستن

00:05:36.960 --> 00:05:39.320
بايد زمان نگران‌کننده‌اي براي
.شما باشه پدر

00:05:40.720 --> 00:05:43.840
چه بلايي سر مشاور شاه مياد
وقتي ديگه شاهي نباشه؟

00:05:43.920 --> 00:05:46.640
.ـ منم آمادم
.و اينکه هيچ نفوذي نداشته باشي -

00:05:47.600 --> 00:05:49.800
.ـ منو نگران نمي‌کنه
.ـ هيچ حفاظتي نداشته باشي

00:05:52.080 --> 00:05:54.200
.من خدا رو دارمُ بس

00:05:54.280 --> 00:05:55.960
.و يه زن هم داري پدر

00:05:57.720 --> 00:05:59.320
...زنِ قدرتمند و دانمارکي‌ـتُ

00:06:00.440 --> 00:06:03.360
.فراموش نکني

00:06:05.960 --> 00:06:08.520
چرا جا نخوردم که
داري يه زن رو تهديد مي‌کني؟

00:06:09.880 --> 00:06:13.720
.پدر بيوکا ، خواهش مي‌کنم
گنا‌‌هان من روببخش

00:06:19.800 --> 00:06:21.760
.بايد تو رو با دعا‌‌هات تنها بذارم

00:06:22.680 --> 00:06:24.840
.اگه که واقعاً براي همچين چيزي اينجا اومدي

00:06:25.440 --> 00:06:30.040
بايد با چشم خوبم
.حواسم به تو باشه پدر بيوکا

00:06:38.840 --> 00:06:40.600
.ترجيح ميدم توي مسافرخونه همديگه رو ببينيم

00:06:40.680 --> 00:06:43.200
پدر بيوکا همين الانش هم
.فکر خيانت مارو تصور کرده

00:06:43.280 --> 00:06:44.800
.چون ترسيده

00:06:45.760 --> 00:06:47.520
.مثل کل وِسِکس که ترسيدن

00:06:48.840 --> 00:06:52.640
پادشاه داره مي‌ميره
.و يه بچه قراره جاش رو پر کنه

00:06:55.400 --> 00:06:57.360
چه فکري راجبه اين مسئله داري؟

00:07:00.200 --> 00:07:01.920
.ـ راجبه ادوارد؟
.ـ راجبه پادشاه شدن

00:07:04.320 --> 00:07:06.880
هدف اسقف‌‌‌ها و اعيان همينه
.که يه پادشاه انتخاب کنن

00:07:06.960 --> 00:07:07.960
.آره

00:07:08.880 --> 00:07:11.760
با اين وجود بازم آلفرد ازمون
.درخواست مي‌کنه که به‌عنوان پادشاه منسوبش کنيم

00:07:16.360 --> 00:07:18.800
سربازا‌‌‌ها ميگن که اوترِد الان
زير دِين ادوارد قرار داره

00:07:20.800 --> 00:07:23.760
اينکه اوترِد آماده ميشه
...و براي ادوارد سوگند مي‌خوره

00:07:23.840 --> 00:07:26.320
پس بايد به بقيه افراد بگيم
!که غير اين حرف‌‌‌ها رو بگن

00:07:30.320 --> 00:07:31.840
اگه لازم باشه پول ميدم

00:07:31.920 --> 00:07:34.720
ولي ما نمي‌تونيم اجازه بديم
.شهرت ادوارد زياد بشه

00:07:37.640 --> 00:07:38.640
ما؟

00:07:40.920 --> 00:07:42.760
من تو باهم يک‌نظر داريم يا نه؟

00:07:44.840 --> 00:07:50.720
آماده هستيم که وارد عمل بشيم يا نه؟
جنگ‌طلبي با ادوارد از همينجا شروع يا نه؟

00:07:50.800 --> 00:07:51.960
آره

00:07:53.280 --> 00:07:56.280
.شزوع ميشه ، ادوارد نبايد برنده بشه

00:07:59.080 --> 00:08:03.000
.پس واقعيت‌هاي ماجرا ‌اين‌هاست

00:08:04.800 --> 00:08:09.600
اوترِد به خاطر از دست دادن زمين‌‌‌هاش
. و ثروتش و تبعديش ، آلفرد رو مقصر ميدونه

00:08:10.520 --> 00:08:15.000
آلفرد پاش لب گورـه ، بخاطر همين اوترِد
.تصميم به انتقام گرفتن از ادوارد داره

00:08:16.640 --> 00:08:19.520
اوترِد رگنارسون که مي‌خوايم
اينطوري شناخته بشه

00:08:19.600 --> 00:08:22.040
.وِسِکس رو براي دانمارکي‌‌‌ها مي‌خواد

00:08:24.920 --> 00:08:27.840
اين خبر رو بايد افراد ما
تکرار بکنن ، و تکرار بکنن و تکرار بکنن

00:08:27.920 --> 00:08:29.759
.تا اينکه به حقيقت تبديل بشه

00:08:32.640 --> 00:08:36.400
اون‌وقت به اوترِد اجازه داده نميشه
.که با ادوارد متحد بشه

00:08:37.720 --> 00:08:39.480
.ـ اصلاً
.ـ فهميدم

00:08:40.520 --> 00:08:44.400
فعلاً من و تو مقابل اين بچه هستيم
.اونم فقط بخاطر اينکه پادشاه زنده‌ست

00:08:45.800 --> 00:08:49.880
هر چه زودتر بميره
.ترس و شک‌‌‌ها زيادتر ميشه

00:08:51.400 --> 00:08:55.320
مردم دوست ندارن که سرنوشتشون
.بيفته دست يه بچه

00:08:55.760 --> 00:08:58.240
.بايد آماده باشيم

00:09:00.400 --> 00:09:01.960
.و نبايد رحمي داشته باشيم

00:09:09.300 --> 00:09:16.500
" کوکهام "
" املاک اوترِد در وِسِکس "

00:09:17.960 --> 00:09:21.800
نظرت اينه که به کوکهام بريم
انگار نه انگار که اصلاً از اينجا نرفتيم؟

00:09:21.880 --> 00:09:23.680
.ـ آره
.ـ مستقيماً به سالن اصلي؟

00:09:23.760 --> 00:09:26.200
.ـ آره
.ـ و اگه يه ارباب جديد اونجا بود چي؟

00:09:26.760 --> 00:09:29.600
.ـ ازش درخواست مي‌کنيم که بره دوست من
.ـ اينکارو مي‌تونم بکنم

00:09:32.520 --> 00:09:34.720
عروسي چيزي هست و ما خبر نداريم قربان؟

00:09:36.000 --> 00:09:39.360
ما زندگيمون رو به خطر ننداختيم
.که يه جنده رو بکني

00:09:39.440 --> 00:09:42.840
ـ برنامه داري که با کيرت بکشيش؟
.ـ برنامه‌ام اينه که بچه‌‌‌هام رو ببينم

00:09:42.920 --> 00:09:45.720
.قربان...شما من رو يادت نيست

00:09:45.800 --> 00:09:48.480
.تو رو يادمه ، تو ادويني
.که با ميلدوين ازدواج کردي

00:09:48.560 --> 00:09:52.320
قربان بيشتر از نصف آذوقه زمستونمون
.از غلات و حيوون‌‌‌ها برداشتن

00:09:52.400 --> 00:09:55.920
ميگن که براي ارتش آلفردـه
.ولي مطمئناً ما گشنگي مي‌کشيم

00:09:56.000 --> 00:09:58.440
ـ کي اينکارو کرده؟
.ـ توي سالن اصلي هستن قربان

00:09:59.640 --> 00:10:01.440
!آلفرد همچين دستوري نداده

00:10:01.520 --> 00:10:04.400
.کنار وايسين
.نمي‌خوام کسي بميره يا خوني ريخته بشه

00:10:07.600 --> 00:10:10.320
!گفتن برين کنار! حالا

00:10:12.640 --> 00:10:15.320
.ممنونم
.نبايد صدام رو بلند مي‌کردم

00:10:20.800 --> 00:10:21.800
اوترِد؟

00:10:22.680 --> 00:10:25.920
براي چي داري مزاحمت ايجاد مي‌کني؟

00:10:26.000 --> 00:10:27.320
.اينجا خونه منه

00:10:31.480 --> 00:10:35.040
.ما طبق حقوق کاري پادشاه اينجا اومديم

00:10:35.120 --> 00:10:37.680
.دارين از دهن گداگشنه‌‌‌ها غذا رو ميدزدين

00:10:38.000 --> 00:10:40.080
.ارتش رو بايد سير کنن

00:10:40.160 --> 00:10:41.520
.ظاهراً کشيش‌‌‌ها هم بايد سير بشن

00:10:42.920 --> 00:10:44.520
.شانس آوردي به دست‌ـت نخورد

00:10:44.600 --> 00:10:46.880
.امروز با‌‌هاتون همکاري نمي‌کنيم

00:10:51.880 --> 00:10:53.160
اين ديگه چيه؟

00:10:53.720 --> 00:10:56.320
خب ، خودت ميدوني ديگه چيه

00:10:57.800 --> 00:10:58.800
.بيارينش پايين

00:11:00.520 --> 00:11:03.440
بيارنيش پايين
.وگرنه شما رو قرباني اسکِيد مي‌کنم

00:11:07.520 --> 00:11:09.280
.هر کاري تو بگي من انجام نميدم

00:11:10.880 --> 00:11:11.720
.نمي‌تونم

00:11:11.800 --> 00:11:14.120
قربان ، فکر کن يه تيکه چوب‌ـه
.چيز خاصي نيست

00:11:14.200 --> 00:11:16.000
.اون يه صليب مقدس‌ـه

00:11:16.080 --> 00:11:18.520
.اسقف اِرکِنوالد ، از من به تو گفتن ببند دهنتُ

00:11:18.600 --> 00:11:19.920
. و بيارش پايين

00:11:20.000 --> 00:11:22.520
.يا من...من خودم ميارمش پايين

00:11:22.600 --> 00:11:24.080
.تو هيچ‌کاري نکن

00:11:27.280 --> 00:11:31.240
ميدونم دنبال ايني که يه دليل
پيدا کني تا من رو بکشي

00:11:31.600 --> 00:11:33.960
.و من هم هر طور بخواي آماده ميشم

00:11:34.760 --> 00:11:38.040
من احمق نيستم
.ولي نمي‌تونم ايمانم رو انکار کنم

00:11:38.800 --> 00:11:41.040
.پادشاه خبردار ميشه
...خداوند مي‌فهمه

00:11:41.120 --> 00:11:45.040
پادشاه خودش به من صد دفعه گفته
.اينجا سالن کافراست

00:11:48.000 --> 00:11:49.320
.مياريش پايين

00:11:49.400 --> 00:11:51.360
.اون صليب منه قربان

00:11:52.160 --> 00:11:56.360
کار منه ، من اونجا گذاشتمش
.و همونجا هم مي‌مونه

00:11:57.000 --> 00:12:00.360
مگر اينکه دوباره بخواي
.پادشاه کوکهام بشي

00:12:01.320 --> 00:12:02.880
.قصد توهين نداشتم

00:12:10.800 --> 00:12:12.520
حالا مي‌تونيم غذا بخوريم؟

00:12:16.640 --> 00:12:18.140
.شايد بخواي برش‌داري

00:12:20.800 --> 00:12:24.320
وقتي که رفتي نصف چيزايي
.رو که آوردي با خودت مي‌بري

00:12:24.880 --> 00:12:29.000
متوجه هستم که ارتش بايد سير بشه
.ولي دهکده من نبايد گشنه بمونه

00:12:29.560 --> 00:12:31.000
.پادشاه موافقت نمي‌کنه

00:12:31.080 --> 00:12:32.880
...پادشاه يه روح‌ـه

00:12:34.240 --> 00:12:35.440
.چيزي بيش نيست

00:12:37.640 --> 00:12:41.280
قربان ميشه بيشتر خصوصي صحبت کنيم؟

00:12:43.440 --> 00:12:47.040
.ـ خوب شد که شما رو ديدم قربان
.ـ شما هم همينطور ، راهبه اعظم

00:12:47.120 --> 00:12:50.120
ـ لازم بود بياي اينجا؟
.ـ اومدم که بچه‌‌‌هام رو ببينم

00:12:52.160 --> 00:12:54.200
عکس‌العملي نشون ندي ، عصباني نشو
حال بچه‌هات خوبه

00:12:54.680 --> 00:12:57.000
.اينجا نيستن ، توي وينچسترن

00:12:58.000 --> 00:12:59.000
با تيرا؟

00:13:00.120 --> 00:13:02.000
.تحت مراقبت پادشاهن ، مراقبت خوب

00:13:02.080 --> 00:13:04.160
ـ پادشاه؟
.ـ خدا شاهده حالشون خوبه

00:13:04.240 --> 00:13:06.640
نميشه راهبه‌‌‌ها و کشيش‌‌‌ها
.ازشون مراقبت کنن

00:13:06.720 --> 00:13:09.840
.خوشحال و خوب بودن
.تو نبودي من خودم ديدم‌شون

00:13:09.920 --> 00:13:12.440
اگه آلفرد رو به مرگ نبود تا الان خودم کشته بودمش

00:13:12.520 --> 00:13:15.280
ـ اينکارو کرده تا منو تحقير کنه؟
.ـ نه اينکارو نکرده

00:13:15.360 --> 00:13:18.040
مسيحي شدن؟ غسلشون دادن؟

00:13:18.120 --> 00:13:20.320
...ـ آسيبي بهشون نميزنه
!ـ حق نداره

00:13:21.000 --> 00:13:23.840
.اينکارو کرده تا من و زنم رو تحقير کنه

00:13:25.080 --> 00:13:27.320
.قربان شما هم بايد غذا بخوري

00:13:28.000 --> 00:13:29.080
.بعداً مي‌خورم

00:13:29.160 --> 00:13:31.680
.ـ بايد الان غذا بخوري عشقم
.ـ گفتم بعداً

00:13:33.480 --> 00:13:34.640
.هر جور ميلت‌ـه

00:13:38.320 --> 00:13:39.920
حالا ديگه زن تو شده؟

00:13:41.640 --> 00:13:44.200
.ـ يه مرد نياز به يه زن داره
.ـ جاي گيزِلا رو با اين پر کردي؟

00:13:45.280 --> 00:13:47.600
.که شرط مي‌بندم ربطي به راهبه اعظم نداره

00:13:48.160 --> 00:13:49.760
.من به‌عنوان يه دوست صحبت مي‌کنم

00:13:52.360 --> 00:13:55.760
خوبه که مي‌بينم حالت خوبه
.ًدر واقع شدي مثل قبلا

00:13:58.400 --> 00:14:00.320
...هيلد

00:14:03.200 --> 00:14:04.760
.من نبودم

00:14:12.680 --> 00:14:15.680
.مي‌خوام بچه‌‌‌هام رو در وينچستر ببينم

00:14:17.640 --> 00:14:18.640
مي‌توني کمکم کني؟

00:14:19.760 --> 00:14:23.400
بله ، مي‌تونم کمک کنم
.البته که مي‌تونم

00:14:24.280 --> 00:14:27.280
ولي اسقف اِرکِنوالد از ملاقات‌ـت
.در وِسِکس صحبت مي‌کنه

00:14:28.000 --> 00:14:29.400
.حواس‌شون به تو هست

00:14:31.600 --> 00:14:32.720
.ظاهراً لاغر شدي

00:14:33.720 --> 00:14:35.040
.بايد غذا بخوري عشقم

00:14:39.480 --> 00:14:40.680
.ـ فينان
.ـ قربان؟

00:14:41.800 --> 00:14:44.320
به کشيش‌‌‌ها بگو
.نصف چيزايي که برداشتن رو بذارن سر جاش

00:14:44.400 --> 00:14:47.000
برشون‌گردون پيش آلفرد
.خودت با‌‌هاشون برو

00:14:47.360 --> 00:14:50.840
.ـ کل راه به سمت وينچستر؟
.ـ خودم ميام دنبالت و پيدات مي‌کنم

00:14:50.920 --> 00:14:53.440
ـ اسکِيد پس چي؟
.ـ کنار خودم مي‌مونه

00:14:55.320 --> 00:14:58.240
.توي وينچستر پيدات مي‌کنم
.بايد مخفي برم اونجا

00:14:58.320 --> 00:15:00.720
و اگه آلفرد خواست منو اسير بگيره چي؟

00:15:00.800 --> 00:15:05.280
.تو رو فقط تحت‌نظر مي‌گيره ، چيز خاص ديگه‌اي نيست
.جز زن و آبجو چيز ديگه‌اي که نمي‌خواي

00:15:06.120 --> 00:15:07.240
.مي‌تونم اينکارو بکنم

00:15:08.600 --> 00:15:10.520
!همه ما‌‌ها به يه زن خوب نياز داريم

00:15:23.640 --> 00:15:24.760
!پدر بيوکا

00:15:27.400 --> 00:15:32.840
پدر ، ميگن که دوست شما اوترِد
.قسم خورده از آلفرد انتقام بگيره

00:15:33.520 --> 00:15:36.000
.ـ انتقام؟ براي چي؟
.ـ بخاطر اينکه تبعيد شده

00:15:36.080 --> 00:15:39.360
و ميگن بايد آلفرد بميره
.تا ادوارد رو بکشه

00:15:39.440 --> 00:15:41.400
با عقل جور درنمياد ، کي اين حرف‌‌‌ها رو گفته؟

00:15:41.480 --> 00:15:45.240
براي من که با عقل جور درمياد
.براي آدمايي که اينجا هستن هم همينطوره

00:15:46.160 --> 00:15:49.720
اوترِد شونه به شونه
.با ادوارد جنگيده ، خودتون اونجا بودنين قربان

00:15:49.800 --> 00:15:51.800
بودم ، پس براي چي اوترِد اينجا نيست؟

00:15:52.360 --> 00:15:54.160
چرا هنوزم مجرم شناخته ميشه؟

00:15:55.240 --> 00:15:58.160
چرا اوترِد داره بخاطر کشته شدن
دانمارکي‌‌‌ها مجازات ميشه؟

00:15:58.560 --> 00:16:00.920
.بخاطر کشتن دانمارکي‌‌‌هاي مجازات نميشه

00:16:02.160 --> 00:16:05.240
.ـ اوترِد جون شاه رو تهديد کرده
ـ و قصد ادامه به تهديد داره؟

00:16:06.040 --> 00:16:10.280
اوترِد از بِبِنبِرگ جرأت اين رو نداره
.که نه به آلفرد و نه به ادوارد آسيب بزنه

00:16:12.800 --> 00:16:14.920
پس اوترِد رگنارسون چي پدر؟

00:16:17.880 --> 00:16:21.240
رؤسا دارن از سرزمين‌‌‌ها
.براي جشن به اينجا ميان

00:16:21.800 --> 00:16:26.160
.اين حرف‌‌‌ها رو از کونت درنيار
.بخاطر همين از همين حالا ، کونت رو ببند

00:16:55.080 --> 00:16:56.400
.شام توي قابلمه‌ست

00:17:05.240 --> 00:17:07.720
.اونطرف کثيف شده ، خاکي‌ـه

00:17:08.920 --> 00:17:09.920
کجا؟

00:17:11.319 --> 00:17:12.319
.اونطرف در

00:17:16.480 --> 00:17:19.240
داري راجبه يه چيزي
.بزرگتر از کثيفي فکر مي‌کني

00:17:21.320 --> 00:17:24.800
خدا منو ببخشه ، ولي دلم مي‌خواد
.آلفرد چشماش رو ببنده و بميره

00:17:25.720 --> 00:17:28.360
، هر چي زودتر مرگش رو معطل کنه
.ترس مردم رو هم بيشتر مي‌کنه

00:17:29.320 --> 00:17:30.880
.پس بايد خودش زندگيش رو تموم کنه

00:17:32.160 --> 00:17:34.240
.بايد يه شمشير به قلبش بزنه

00:17:34.800 --> 00:17:35.880
.اون شاه‌ـه

00:17:37.280 --> 00:17:38.960
.يه شمشير دانمارکي بايد اين کارو رو بکنه

00:17:40.400 --> 00:17:44.760
آلفرد دو دستي به زندگي چسبيده چون براي
اتفاقي که به محض اينکه بميره پيش مياد مي‌ترسه

00:17:46.680 --> 00:17:50.280
.اتفاقي که ميفته سرنوشت‌ـه
.همه‌مون مي‌ميريم ، بيوکا

00:17:55.560 --> 00:17:58.040
.مهم اينه چطور زندگي کنيم

00:18:01.720 --> 00:18:07.000
اگه دانمارکي‌‌‌ها به وِسِکس بيان
.تو رو به‌عنوان يه دانمارکي مي‌شناسن

00:18:08.560 --> 00:18:11.040
.مي‌ترسم که نتونم ازت مراقبت کنم

00:18:11.120 --> 00:18:12.840
.خدايان تصميم مي‌گيرن چه اتفاقي بيفته

00:18:13.560 --> 00:18:14.560
.خدا

00:18:15.680 --> 00:18:16.880
.منم همينو گفتم

00:18:21.600 --> 00:18:23.640
.افراد من هنوزم آزادن

00:18:23.720 --> 00:18:26.760
با تو به وينچستر ميرن
.تا ازت مراقبت کنن

00:18:27.320 --> 00:18:30.760
.من سرباز دارم
.وِسِکس هم سرزمين راهزن‌‌‌ها که نيست

00:18:30.840 --> 00:18:32.640
کشيش‌‌‌ها و رؤسا به کنار

00:18:32.720 --> 00:18:36.120
نبايد پيشنهاد سرباز رو رد کنين ، اسقف اِرکِنوالد

00:18:39.280 --> 00:18:42.400
قصد شما همينه که در کوکهام بمونين؟

00:18:42.480 --> 00:18:46.120
نه نيست ، قصد ارباب من اينه
.که بر وينچستر حکمراني کنن

00:18:46.200 --> 00:18:47.200
راست ميگه قربان؟

00:18:48.960 --> 00:18:50.360
.کارم به خودم مربوطه

00:18:50.920 --> 00:18:53.480
ـ بچه‌‌‌هات چي؟
.ـ ديگه مسيحي هستن

00:18:54.400 --> 00:18:56.040
.مطمئن ميشم که ازشون مراقبت کنن

00:18:56.600 --> 00:18:57.720
.اگه اين کار تو رو خوشحال مي‌کنه

00:18:57.800 --> 00:19:01.360
.زنم رو به مرسيا ميارم قربان
.اونجا شما رو مي‌بينم

00:19:08.920 --> 00:19:12.000
چه اتفاقي داره ميفته؟ چرا نمُرده؟

00:19:13.000 --> 00:19:15.320
زنيکه خوشگل‌ـه و قدرت داره اُسفِرت

00:19:16.040 --> 00:19:18.440
خيلي از مرد‌‌‌ها هستن
.که به آبروي خودشون باور دارن

00:19:18.520 --> 00:19:20.880
.اون شيطان‌ـه
.اوترِد قول داد که بکشتش

00:19:20.960 --> 00:19:23.960
واسه‌اش دعا کن
بهش نياز پيدا مي‌کنه

00:19:39.080 --> 00:19:40.960
.من و تو باهم مي‌تونيم همه چيز باشيم

00:19:45.320 --> 00:19:48.520
.ـ ازت مي‌خوام به من باور داشته باشي اوترِد
.ـ دارم

00:19:50.160 --> 00:19:54.080
مثل من که به تو باور دارم
.بهترين بهترين جنگجو هستي

00:19:56.560 --> 00:19:57.800
.تو پادشاهي

00:20:00.440 --> 00:20:01.920
.پس تو هم ملکه من هستي

00:20:16.080 --> 00:20:18.760
.من متعلق به تو و تو متعلق به من هستي

00:20:19.680 --> 00:20:22.320
.تا دوسِت داشته باشم ، تا راهنماييت کنم

00:20:24.040 --> 00:20:25.360
.تا مال تو باشم

00:20:33.160 --> 00:20:34.640
.من تو رو دارم

00:22:22.480 --> 00:22:26.520
.با خودم گفتم به آتيش نياز داري ، قربان
.يه غذاي گرم که بخوري

00:22:43.440 --> 00:22:44.600
ديدي؟

00:22:49.480 --> 00:22:50.480
.ديدم

00:22:52.680 --> 00:22:55.440
.به کاري که کردم افتخار نمي‌کنم

00:22:55.520 --> 00:22:57.680
.ولي لازم بود قربان

00:23:00.120 --> 00:23:03.160
اون از جانب شيطان بود
.و حالا شما از شرش خلاص شدين

00:23:06.120 --> 00:23:07.240
چرا اينجايي؟

00:23:08.240 --> 00:23:09.640
.نمي‌تونستم برم قربان

00:23:11.120 --> 00:23:13.800
مي‌ترسيدي که نتونم خودم رو از
نفرينم آزاد کنم؟

00:23:15.680 --> 00:23:16.680
.مي‌ترسيدم

00:23:21.720 --> 00:23:24.000
.بخاطر بانو گيزِلا من اينجا موندم قربان

00:23:25.480 --> 00:23:29.240
اين سالن مال ايشونه
.و کسي مهربون‌تر و شريف‌تر از ايشون نبود

00:23:33.080 --> 00:23:35.520
.کاملاً بانو گيزِلا رو نمي‌شناختي

00:23:54.960 --> 00:23:59.080
...مقدمات ازدواج پدر بيوکا

00:24:00.600 --> 00:24:01.680
به کجا رسيده؟

00:24:02.600 --> 00:24:06.400
.فراهم و کامل شده
مهمون‌‌‌ها دارن ميرسن

00:24:06.480 --> 00:24:10.040
و مشروب‌خونه‌‌‌ها وينچستر
.شب و روز داشتن مشروب درست مي‌کردن

00:24:10.600 --> 00:24:14.600
همونطور که خواستين کوتاه‌ترين
.مراسم ميشه

00:24:16.800 --> 00:24:20.360
.ـ راحتين قربان؟
.ـ نيستم ولي خوبه

00:24:20.960 --> 00:24:23.080
دانمارکي‌‌‌ها هنوزم چادر زدن؟

00:24:23.640 --> 00:24:26.680
.حرکت نکردن
.از رودخونه اوزه هنوز حرکت نکردن

00:24:27.040 --> 00:24:28.600
.حواسمون بهشون هست

00:24:29.000 --> 00:24:32.040
شکست خونين مو و هِستِن
.ضعيفشون کرده

00:24:34.360 --> 00:24:35.360
...اِتِلوُلد

00:24:36.640 --> 00:24:38.000
اون چطور قربان؟

00:24:39.040 --> 00:24:42.960
.فقط براي بخشش اينجا نيومده
.اونم بايد تحت‌نظر باشه

00:24:43.040 --> 00:24:44.080
.بايد بميره

00:24:47.960 --> 00:24:51.360
هر چند براي تغيير مکان از مسافرخونه
.به قصر دير شده

00:24:51.440 --> 00:24:54.480
باعث ميشه اوقات نامناسبي براي روز داشته باشيم

00:24:54.560 --> 00:24:57.280
بخاطر اين بود که با يه فاحشه مشروب‌خونه
سکس کنين؟

00:25:00.920 --> 00:25:02.600
.اِلفِلِد ، تو برو داخل قصر

00:25:07.720 --> 00:25:10.480
.بخاطر اين بود که غذا بخورم ، چيز ديگه‌اي نبوده

00:25:11.040 --> 00:25:12.120
.بله ، قربان

00:25:12.520 --> 00:25:15.040
اگه مردم داشتن شايعه‌سازي مي‌کردن
.اشتباه مي‌گفتن

00:25:15.120 --> 00:25:20.120
همونطور که اميدوارم راجبه اينکه ادوارد
.يه جنده و بچه داره اشتباه بکنن

00:25:28.760 --> 00:25:30.160
.قربان ، صبحتون‌بخير

00:25:31.040 --> 00:25:32.960
موقعي که شما با پادشاه صحبت مي‌کنين

00:25:33.040 --> 00:25:36.440
به اين اميد بودم که يکمي
.با بانو اِلفِلِد وقت بگذرونم

00:25:38.160 --> 00:25:40.960
با تمام احترام ميگم که
.به نظرم من الان مناسب نيست

00:25:45.640 --> 00:25:49.440
شنيدم که تو بچه حرومزاده داري

00:25:50.000 --> 00:25:51.240
راسته؟

00:25:51.320 --> 00:25:57.840
فکر کردم باهم توافق کرديم شايعات مشروب‌خونه
.توي خود مشروب‌خونه بمونه ، قربان

00:26:03.520 --> 00:26:06.600
قربان ، شايد بهتر باشه
.شما بانو اِلفِلِد رو به اتاقش راهنمايي کني

00:26:07.760 --> 00:26:08.760
.البته

00:26:13.920 --> 00:26:17.200
خودتون اونجا نمونين...قربان

00:26:25.640 --> 00:26:26.920
سرباز‌‌‌ها مي‌تونن ما رو تنها بذارن

00:26:28.760 --> 00:26:30.160
.تنهامون بذارين

00:26:30.240 --> 00:26:32.280
!آره ، شما‌‌ها! برين بيرون

00:26:33.480 --> 00:26:36.080
جز بي‌عقلي چيزي
.زير اون کلاهشون نيست

00:26:37.720 --> 00:26:40.240
.ـ اَتِلهِلم
.ـ قربان

00:26:42.320 --> 00:26:45.320
بايد بگم ظاهرتون
.امروز صبح بهتر شده

00:26:46.640 --> 00:26:47.520
.ممنونم

00:26:47.600 --> 00:26:50.840
.پادشاه امروز کار زياد دارن
.بايد خلاصه توضيح بديم

00:26:51.040 --> 00:26:54.280
شما رو فراخوندن که راجبه
.قدرت ادوارد و اِلفِلِد صحبت کنيم

00:26:54.840 --> 00:26:56.040
قدرت ، بانوي من؟

00:26:56.120 --> 00:26:58.800
.قدرت پادشاهي به محض اينکه ادوارد پادشاه بشه

00:26:58.880 --> 00:27:01.960
.به نظرم تأييديه اسقف‌‌‌ها رو ميگين
مطمئن شدين راجبش؟

00:27:02.040 --> 00:27:04.360
اگه ممکنه پادشاه در حال حاضر
.مي‌خواد صحبت کنه

00:27:09.680 --> 00:27:10.840
.اوترِد

00:27:11.320 --> 00:27:13.240
.يه آدم پست ، و مجرم

00:27:13.320 --> 00:27:15.600
.ـ يه جنگجو
ـ يه کافر ، مطمئنين؟

00:27:15.680 --> 00:27:18.440
.مسيحي زاده شده و غسل‌تعميد داده شده

00:27:18.520 --> 00:27:20.560
ـ راست‌ـه؟
.ـ حقيقت داره

00:27:20.640 --> 00:27:23.120
.ـ يه مجرم‌ـه
.ـ اگه ممکنه که شاه صحبت کنه

00:27:27.560 --> 00:27:29.920
.اوترِد مردي‌ـه که سر حرفش مي‌مونه

00:27:31.520 --> 00:27:35.320
به محض اينکه ادوارد پادشاه بشه
.بايد اون رو به خدمت خودش دربياره

00:27:35.400 --> 00:27:36.880
.ممکنه کار نادرستي نباشه

00:27:37.600 --> 00:27:42.560
قربان ، اونطور که به من گفتن همون
.مردي‌ـه که چاقو روي گلوي شما گذاشته

00:27:42.640 --> 00:27:43.640
.گذاشت

00:27:43.800 --> 00:27:46.560
و تا وقتي که من زنده باشم
.مجرم باقي مي‌مونه

00:27:46.640 --> 00:27:52.240
هر چند به محض اينکه بميرم
بايد به ادوارد سوگند بخوره

00:27:52.320 --> 00:27:55.640
.دارم ميگم که سر حرف خودش مي‌مونه

00:27:55.720 --> 00:27:56.960
.شنيدم قربان

00:27:58.240 --> 00:27:59.120
.خوبه

00:27:59.200 --> 00:28:02.880
شايد دلتون بخواد به کار‌‌هاي
.سر صبحتون برسين قربان

00:28:04.320 --> 00:28:06.920
.يه نکته براي شفاف‌سازي عرض کنم

00:28:08.200 --> 00:28:12.200
اوترِد مجرم هست يا نيست؟

00:28:12.280 --> 00:28:14.880
.ـ خيلي هم مجرم‌ـه
.ـ مجرم‌ـه

00:28:14.960 --> 00:28:18.520
اگه امروز در خاک وِسِکس پيداش بشه
.مجازات ميشه

00:28:18.600 --> 00:28:21.040
ولي ادوارد پادشاه که بشه
.بايد يه راه ديگه رو انتخاب کنه

00:28:21.120 --> 00:28:22.400
.يا شايدم نکنه

00:28:23.480 --> 00:28:28.200
جداي از اين‌‌ها
.اوترِد به نفع خودش کار مي‌کنه

00:28:29.000 --> 00:28:32.080
.ـ هيچکدوم‌مون نبايد اين حقيقت رو يادمون بره
.ـ اشتباه نکن

00:28:32.160 --> 00:28:34.480
ادوارد به راهنمايي يه
.جنگجو نياز داره

00:28:38.560 --> 00:28:42.240
.ـ پادشاه خسته هستن
.ـ پادشاه بچه نيست

00:28:47.720 --> 00:28:50.020
.بايد برم سر کار خودم

00:28:50.800 --> 00:28:54.840
.قربان ، بانوي من ، بخاطر اعتمادتون ممنونم

00:29:01.560 --> 00:29:07.200
اگه همچين مجرمي رو خيلي باارزش حساب مي‌کني
چرا ازش عذرخواهي نمي‌کني؟

00:29:09.240 --> 00:29:10.480
بيوکا ، ميشه ما رو تنها بذاري؟

00:29:12.200 --> 00:29:13.200
.بله ، قربان

00:29:21.320 --> 00:29:24.040
.بدنم ضعيف شده ولي ذهنم که کار مي‌کنه

00:29:24.120 --> 00:29:25.920
.ميدونم خودم قربان ، مي‌فهمم

00:29:26.000 --> 00:29:28.160
پس چرا ازم سوال مي‌کني؟ چرا بهم شک داري؟

00:29:28.240 --> 00:29:29.800
...بهت شک ندارم ، امکان نداره

00:29:29.880 --> 00:29:32.320
.ادوارد به يه جنگجو در کنار خودش نياز داره

00:29:32.400 --> 00:29:34.880
استياپا رو داره که خداپرست‌ـه

00:29:34.960 --> 00:29:36.160
.به اوترِد نياز پيدا مي‌کنه

00:29:39.400 --> 00:29:42.400
به يه مرد نياز داره که بلد باشه
چه زماني و چطور مبارزه کنه

00:29:42.480 --> 00:29:44.360
.چون مبارزات ادامه داره

00:29:47.040 --> 00:29:51.320
تا وقتي که دانمارکي بفهمن صلح کردن
چه سودي داره ادامه داره

00:29:54.840 --> 00:29:56.560
.تو هم بايد تنهام بذاري عزيزم

00:29:59.400 --> 00:30:00.480
.هر جور ميلت‌ـه

00:30:07.320 --> 00:30:10.680
اول از همه از اوترِد عذرخواهي
نمي‌کنم چون قبول نمي‌کنه

00:30:10.760 --> 00:30:13.680
و دوم از همه
.ادوارد بايد تصميم بگيره

00:30:15.920 --> 00:30:19.920
و مسئوليتش با توئه که ادوارد رو راهنمايي
.کني تا تصميم درستي بگيره

00:30:24.760 --> 00:30:29.960
فعلاً باهم توافق داريم که
پا به وِسِکس بذاره مجازات ميشه

00:30:34.200 --> 00:30:35.360
.قربان

00:30:44.800 --> 00:30:46.480
.فينان ، نگاه کن

00:30:53.640 --> 00:30:54.920
نبايد تحقيق کنين؟

00:30:57.400 --> 00:31:01.240
پولي ميدين قربان؟ غذايي دارين؟
.مطمئنم که خداوند شما رو مي‌بخشه

00:31:01.320 --> 00:31:05.000
ـ به سمت وينچستر سفر مي‌کنين؟
.ـ بله قربان براي عروسي

00:31:05.080 --> 00:31:06.320
.بايد شما رو اونجا ببينيم

00:31:06.400 --> 00:31:08.080
.و روزتون خوش قربان

00:31:09.520 --> 00:31:11.000
.مرتيکه ديوث

00:31:20.840 --> 00:31:26.800
پروردگارا ، به من قدرت بده و راهنماييم
.کن که کارت رو انجام بدم

00:31:38.160 --> 00:31:43.240
اگه کار درست و شايسته‌اي‌ـه
که از يه کافر کمک بگيريم

00:31:44.760 --> 00:31:49.320
اگر چه که براي خشونت باشه
...پس التماستون مي‌کنم

00:31:51.600 --> 00:31:52.920
.يه علامت بهم نشون بده

00:31:55.200 --> 00:31:56.200
.کمکم کن

00:32:02.920 --> 00:32:07.600
نمي‌خوام پسرم با راه رسم
.کافر‌‌‌ها آشنا بشه

00:32:10.720 --> 00:32:14.560
.مي‌خوام پادشاهي از جانب خدا باشه

00:32:16.560 --> 00:32:17.560
.خالص باشه

00:32:23.680 --> 00:32:26.840
قربان ، بدون کمک مگه مي‌تونين راه برين؟

00:32:29.480 --> 00:32:30.680
.تا وقتي بتونم راه ميرم

00:32:46.920 --> 00:32:48.600
.مي‌خوام تنها باشم

00:32:51.120 --> 00:32:52.400
.ًحتما

00:32:59.080 --> 00:33:00.160
.استياپا

00:33:03.840 --> 00:33:04.840
!استياپا

00:33:12.520 --> 00:33:15.800
منو مي‌شناسي استياپا؟
چرا دروازه رو باز نمي‌کنين؟

00:33:16.440 --> 00:33:19.960
.اسقف اِرکِنوالد ، مهمون دارين

00:33:20.520 --> 00:33:22.240
.با ما از کوکهام اومدن

00:33:22.320 --> 00:33:26.680
.که اوترِد موند
.مستقيماً ميره به مرسيا

00:33:26.760 --> 00:33:29.440
استياپا ، به اين اميد بود
که بچه‌‌‌هاش رو اونجا ببينه

00:33:30.800 --> 00:33:33.680
ـ راست ميگه قربان؟
ـ حرفمو باور نمي‌کني؟

00:33:33.760 --> 00:33:37.320
راست ميگه که اوترِد رگنارسون
توي کوکهام مونده

00:33:37.880 --> 00:33:39.640
.تنها چيزي که ميدونم راسته همينه

00:33:39.720 --> 00:33:41.600
.اوترِد مي‌خواد که بره به مرسيا

00:33:41.680 --> 00:33:44.080
من مي‌خوام از پادشاه
.درخواست کنم دنبال بچه‌‌‌هاش برم

00:33:44.160 --> 00:33:46.640
.حالا دروازه رو باز کن و بذار استراحت کنيم

00:33:47.560 --> 00:33:52.960
هوي داداش ، گناه ما فقط اينه
.که خسته و گشنه هستيم دوست من ، همين

00:33:58.680 --> 00:34:00.160
.دروازه رو باز کنين

00:34:20.359 --> 00:34:22.160
!وايسا! دروازه رو نگه‌دار

00:34:22.240 --> 00:34:23.399
!نگه‌دار! نگه‌دار

00:34:24.439 --> 00:34:26.200
.ما از کِنت اومديم قربان

00:34:26.280 --> 00:34:29.280
که خنده و لبخند رو بر کوچه‌‌‌هاي
.وينچستر بياريم

00:34:34.520 --> 00:34:36.680
.ـ بذار رد بشن
.ـ ممنونم ، قربان

00:34:50.280 --> 00:34:55.920
اون اِتِلوُلد همون سرباز دانمارکي‌ـه که دارم مي‌بينم؟
.ظاهراً يه چشمت رو گم کردي

00:34:56.000 --> 00:35:00.320
.به خوبي مي‌بينمت فينان
.هر چند نمي‌تونم اربابت رو ببينم

00:35:02.680 --> 00:35:04.120
اوترِد ، کجاست؟

00:35:05.600 --> 00:35:08.120
.شايد اونطرفي‌ـه که چشمت کورـه

00:35:15.160 --> 00:35:17.720
اگه افرادش اينجان
.خود اوترِد زياد دور نيست

00:35:18.760 --> 00:35:21.200
مي‌ترسم براي انتقامي که ازش صحبت کرديم
.اينجا اومده باشه

00:35:22.680 --> 00:35:24.720
.پس شايد لازم باشه پادشاه رو در جريان بذاريم

00:35:25.680 --> 00:35:29.360
اگه که قراره براي
غصب غاصب موفق بشيم

00:35:29.440 --> 00:35:31.320
.اوترِد بايد دست به شمشير بشه

00:35:34.920 --> 00:35:39.080
مي‌خوام که غلات و حيوون‌‌‌هاي
.سريعاً به انبار قصر منتقل بشه

00:35:39.160 --> 00:35:43.400
افرادت ميگن که
يه عروسي داريم ، قربان؟

00:35:43.480 --> 00:35:46.040
.بله ادوارد قراره با يه دختر خوب ازدواج کنه

00:35:46.640 --> 00:35:49.600
.من...عروسي دوست دارم

00:35:50.440 --> 00:35:54.800
آبجو پخش ميشه
.بوسيدن هم راحت ميشه

00:35:55.800 --> 00:35:57.840
.شايد يه مدت کوتاهي بمونم

00:36:00.080 --> 00:36:03.840
.مطمئنم که مي‌توني بياي فينان
.افرادت هم همينطور

00:36:05.760 --> 00:36:09.560
.فينان ، دارم ميرم تا همسرم رو پيدا کنم

00:36:10.040 --> 00:36:12.320
.حتماً زير يه بنده خداي ديگه‌ست

00:36:13.320 --> 00:36:17.040
وقتي هم ببينيش
.با پا‌‌هاش...تشخيصش ميدي

00:36:17.840 --> 00:36:19.960
.هنوزم دوستش دارم

00:36:21.040 --> 00:36:23.800
!ـ فينان
ـ يعني...اُسفِرت تو اينجايي؟

00:36:23.880 --> 00:36:28.840
.خب ما وارد وينچستر شديم
کجا ميره؟ پيش پدر بيوکا؟

00:36:29.520 --> 00:36:33.080
.آره ، خودش ما رو پيدا مي‌کنه ، مطمئن باش

00:36:33.640 --> 00:36:35.200
.و از طلسمش آزاد شده

00:36:37.880 --> 00:36:39.760
ـ مُرده؟
.ـ بدجوري مُرده

00:36:41.800 --> 00:36:44.040
پس همه ما از طلسم
.آزاد شديم بچه راهب

00:36:45.880 --> 00:36:47.560
از جانب شيطان بود ، نه؟

00:36:48.440 --> 00:36:53.880
.نه ، بيشتر از اين حرفا بود
.شيطاني بود که مجسم شده بود

00:36:55.280 --> 00:36:58.520
همين کارو مي‌کنه

00:37:03.880 --> 00:37:06.200
.ـ آبجو و زن
.ـ و دعا

00:37:06.280 --> 00:37:09.360
.دقيقاً ، ولي اول آبجو و زن

00:37:36.960 --> 00:37:40.040
اگه مخالفي که من اينجا باشم
.پس بگو

00:37:42.320 --> 00:37:44.280
.بذار صورت‌ـت رو ببينم

00:37:44.360 --> 00:37:45.960
.تيرا

00:37:47.200 --> 00:37:48.320
.اوترِد

00:37:49.320 --> 00:37:50.920
.برو داخل ، برو داخل

00:37:56.120 --> 00:38:01.520
اوترِد...اوترِد ، خيلي خوب شد که ديدمت
.که ميدونم زنده‌اي

00:38:01.600 --> 00:38:02.840
.زنده‌ام

00:38:03.600 --> 00:38:05.080
.بالاخره زنده و سرحالم

00:38:05.800 --> 00:38:08.000
.ولي چرا اينجا اومدي؟ اونا مي‌کشن‌ـت

00:38:09.320 --> 00:38:11.240
.اومدم که بچه‌‌‌هام و تو رو ببينم

00:38:11.320 --> 00:38:15.760
.اونا مي‌کشنت
.مي‌تونستيم در مرسيا بيايم ديدنت

00:38:15.840 --> 00:38:19.360
.و من بخاطر رگنار اومدم تا نجاتش بدم

00:38:20.160 --> 00:38:22.320
...مُرده ، بيوکا بهم گفت

00:38:22.400 --> 00:38:23.560
..ـ آره ، آره
.ـ مُرده

00:38:23.640 --> 00:38:26.440
.مُرده ، مُرده
.متأسفم

00:38:28.320 --> 00:38:29.920
.ولي توي نيفِلهِيم گير افتاده

00:38:33.280 --> 00:38:37.840
.به مرگ يه جنگجو نمُرده
.اين مزيت رو ازش گرفتن

00:38:43.320 --> 00:38:47.320
.تيرا ، حالا فقط خون تو مي‌تونه نجاتش بده

00:38:50.840 --> 00:38:52.760
.يه فنجون بسه ، نه کل خونت

00:39:26.040 --> 00:39:28.400
چرا با يه چاقو اومدي سمت در؟

00:39:30.040 --> 00:39:31.880
کي اعتراض داره که تو اينجا هستي؟

00:39:33.640 --> 00:39:38.720
.بعضي‌‌‌هاي فکر مي‌کنن من متعلق به اينجا نيستم
.منو به چشم دانمارکي مي‌بينن

00:39:40.480 --> 00:39:41.680
.ولي تو همسر بيوکا هستي

00:39:42.240 --> 00:39:43.920
.بخاطر اينه که مي‌ترسن

00:39:46.040 --> 00:39:50.280
تو رفتي ، پادشاه هم مريض‌ـه
.سرباز‌‌‌ها هم دارن جمع ميشن

00:39:53.680 --> 00:39:56.640
بيوکا خبر داره...از چاقو؟

00:40:01.240 --> 00:40:03.480
.بيوکا ، خودش کار زياد داره

00:40:07.720 --> 00:40:10.000
.هر چند يه مشکل جزئي هست

00:40:10.080 --> 00:40:13.280
.ـ اُسفِرت باکره‌ست
.ـ نه ، دروغ ميگه

00:40:13.360 --> 00:40:14.560
!راست ميگم

00:40:14.640 --> 00:40:17.040
!گاهي اوقات بايد اينکارُ بکني

00:40:17.120 --> 00:40:19.280
از ديدنم جا خوردي پدر بيوکا؟

00:40:19.800 --> 00:40:21.120
کجاست؟

00:40:21.200 --> 00:40:25.160
آخرين بار با يه ساحره بود
.منظورم هم راهبه ارشد هيلد نبود

00:40:26.600 --> 00:40:28.240
براش پيغامي داري؟

00:40:28.320 --> 00:40:30.240
ميدونه که جاي بچه‌‌‌هاش امنه؟

00:40:30.320 --> 00:40:33.840
.ميدونه که گرفتن‌شون
.خيلي هم خوشحال نبود

00:40:37.080 --> 00:40:41.120
اينجاست؟ خودت ميدوني
که سرباز‌‌‌ها رو نمي‌فرستم ، اينجاست؟

00:40:43.120 --> 00:40:44.120
.اينجاست

00:40:45.200 --> 00:40:49.840
حالا تو مي‌توني به من بگي چرا اِتِلوُلد
داره آزاد توي کوچه‌‌‌هاي ونچستر چرخ ميزنه؟

00:40:49.920 --> 00:40:52.920
چون‌که‌ حالا به حق يا ناحق
.بخشيده شده

00:40:53.760 --> 00:40:56.800
.همونطور که بر اين باورم اوترِد بخشيده ميشه
.بهش بگو بياد پيش من

00:40:58.920 --> 00:41:02.720
به نظرم همين الان هم پشت
.ميز شما نشسته پدر

00:41:10.080 --> 00:41:13.880
اوترِد اينجاست ، ميدونم
کسي از افرادت هست که مست نباشه؟

00:41:13.960 --> 00:41:16.240
.بعضي‌‌‌هاشون ، اسب هم دارن

00:41:18.200 --> 00:41:21.760
خودم و خودت بايد يه سر بزنيم
.به خونه پدر بيوکا

00:41:32.040 --> 00:41:36.040
.ـ تيرا؟ تيرا؟ منم بيوکا
.ـ يه لحظه وايسا

00:41:47.000 --> 00:41:50.400
.خونريزي داري
.يا خدا چيکار کردي؟

00:41:50.480 --> 00:41:51.960
.نه ، من...من خوبم

00:41:52.040 --> 00:41:54.880
.خونريزي داري ، بايد زخمُ ببندم
.بذار يه چيزي پيدا کنم

00:41:56.200 --> 00:42:00.640
.بيوکا ، خواهشاً چيزي نگو
.اوترِد با دليل درستي اينجا اومده

00:42:01.760 --> 00:42:03.720
با دليل درست؟ کدوم دليل؟

00:42:05.920 --> 00:42:08.280
چه اتفاقي داره اينجا ميفته؟
چيکار دارين مي‌کنين؟

00:42:08.360 --> 00:42:10.160
.ـ بيوکا
.ـ دارم با‌‌هاش صحبت مي‌کنم

00:42:10.240 --> 00:42:13.840
خونم رو به اوترِد ميدم
.تا رگنار رو نجات بده

00:42:13.920 --> 00:42:15.120
.راست ميگه

00:42:16.720 --> 00:42:18.760
.اين کارت شرک‌ـه

00:42:19.720 --> 00:42:22.400
اين کار کافرانه ، مشرکانه‌ست
.کار بي‌عقلي ضدمسيحت‌ـه

00:42:22.480 --> 00:42:24.520
.ـ تو متوجه نيستي
!ـ نمي‌خوام بفهمم

00:42:24.600 --> 00:42:26.480
!ـ بيوکا
.ـ نه ، نه

00:42:27.360 --> 00:42:30.000
.ـ تيرا خواهش مي‌کنم
.ـ تو دخالت نکن

00:42:31.040 --> 00:42:31.920
.اشتباهه

00:42:32.000 --> 00:42:34.880
اگه راهي براي رگنار باشه
که والهالا رو پيدا کنه

00:42:34.960 --> 00:42:37.320
.پس من بايد اين راه رو بهش بدم

00:42:38.040 --> 00:42:39.680
.من از خداي تو غافل نشدم

00:42:39.760 --> 00:42:41.320
!چون خداي من خداست

00:42:41.400 --> 00:42:43.160
.رگنار هم‌خون منه

00:42:44.560 --> 00:42:46.720
نميشه از چيزي که مردم من
.باور دارن غافل بشي

00:42:47.280 --> 00:42:50.160
ـ من جزء مردمت نيستم؟
.ـ تو شوهر من هستي

00:42:51.240 --> 00:42:53.240
.که به همين خاطر بايد بفهمي

00:42:53.840 --> 00:42:55.800
.بيوکا ، تقريباً کارمون تموم‌ـه

00:42:55.880 --> 00:42:59.160
.ـ هيچي نگو
.ـ تقريباً تموم‌ـه

00:42:59.720 --> 00:43:03.000
.خيلي‌خب ، همينجور خون بريز توي کاسه

00:43:03.080 --> 00:43:07.360
بيرون منتظرم
.برام مهم نيست اينُ ببينم

00:43:14.680 --> 00:43:15.880
مطمئني؟
.اينجاست ، بهم اعتماد کن

00:43:17.440 --> 00:43:19.400
و با بيوکا چيکار کنيم؟

00:43:19.480 --> 00:43:22.600
.داره از يه مجرم محافظت مي‌کنه
.آلفرد تصميم مي‌گيره

00:43:25.560 --> 00:43:26.960
!برو ، برو

00:43:35.680 --> 00:43:41.400
همينطور که بهت اجازه ميدم
...اين رسوم کافرانت رو در خونه من انجام بدي

00:43:43.320 --> 00:43:45.240
.در ازاش يه لطفي رو درخواست دارم

00:43:46.160 --> 00:43:47.160
.درخواست کن

00:43:49.160 --> 00:43:53.080
مي‌خوام که با آلفرد صحبت کني
.اگه که بتونم ترتيب يه جاي امن رو بدم

00:43:54.280 --> 00:43:56.320
چي باعث شده فکر کني با من صحبت مي‌کنه؟

00:43:57.280 --> 00:44:00.240
چون مرگش نزديک‌ـه
.و چيزايي براي صحبت هست

00:44:04.840 --> 00:44:10.120
اگه اين‌کار ببي‌آبرويي نيست
.ارباب اِتِلوُلد من رو ببخشيد
شمشيرتون رو غلاف کنين

00:44:11.080 --> 00:44:13.280
مي‌بينم که بيرون از اين
.خونه وايسادي

00:44:13.360 --> 00:44:15.520
.بايد يکم احترام از خودتون نشون بدين

00:44:15.600 --> 00:44:18.440
.ـ هر وقت که ياد گرفتين
.ـ پدر يه مجرم توي اين خونه‌ست

00:44:18.520 --> 00:44:21.040
مجرم؟ کي؟

00:44:21.120 --> 00:44:24.520
.ـ تو در جايگاهي نيستي که بپرسي
.ـ تو هم در جايگاهي نيستي که جايگاه منو بهم بگي

00:44:28.400 --> 00:44:31.640
!پدر بيوکا! پدر بيوکا

00:44:37.840 --> 00:44:38.680
چي شده؟

00:44:38.760 --> 00:44:40.880
.به نظرم مهمون‌هاي عصباني داري

00:44:40.960 --> 00:44:42.680
.خونه رو محاصره کنين ، همين الان

00:44:42.760 --> 00:44:46.080
ـ خونه رو محاصره کنن؟ براي چي؟
.ـ دارن دنبال يه مجرم مي‌گردن

00:44:46.160 --> 00:44:49.840
.مي‌خوام داخل خونه رو بگردم پدر
.قصد آزار ندارم

00:44:49.920 --> 00:44:51.560
.بخاطر آلفرد و ادواردـه

00:44:51.640 --> 00:44:53.880
به جز همسرم توقع داري
چه چيزي پيدا کني؟

00:44:53.960 --> 00:44:56.440
.ـ برو کنار ، پدر
.ـ نميرم

00:44:56.520 --> 00:44:57.680
.ما نميريم

00:44:58.840 --> 00:45:00.080
داري يه چيزي رو مخفي مي‌کني

00:45:00.160 --> 00:45:02.480
با کدوم چشمت داري نگاه مي‌کني پسر جان؟

00:45:02.560 --> 00:45:05.720
.ـ پدر قسم مي‌خورم قصد آزار نداريم
.ـ اينجا خونه منه

00:45:05.800 --> 00:45:09.520
خونه من! و بدون اجازه من کسي
.نمي‌تونه واردش بشه

00:45:09.600 --> 00:45:11.520
مشکلي هست که اينجا بشه حلش کرد؟

00:45:11.600 --> 00:45:16.000
يه مخالفت جزئي‌ـه ، همين
.که شامل رئيس کشيش‌‌‌ها ميشه

00:45:16.080 --> 00:45:18.200
براي استياپا و شاه سرباز بفرست

00:45:18.280 --> 00:45:20.880
بگو همه‌شون رو گرفتيم و اوترِد رگنارسون
.رو هم دستگير کرديم

00:45:20.960 --> 00:45:23.440
.ـ قربان
ـ فکر مي‌کنين اوترِد رگنارسون داخل خونه‌ست؟

00:45:24.000 --> 00:45:26.400
.ـ بله
.ـ خيلي احمقي

00:45:27.920 --> 00:45:28.920
بيوکا؟

00:45:31.360 --> 00:45:32.560
داخل بمون ، عزيزم

00:45:32.640 --> 00:45:34.360
.بيوکا ، داشتم گوش مي‌کردم

00:45:35.560 --> 00:45:39.600
اگه اين آدم‌‌‌ها مي‌خوان
.داخل خونه ما رو بگردن پس بايد بهشون اجازه بديم

00:45:40.000 --> 00:45:42.080
.چيزي براي مخفي کردن نداريم ، هيچي

00:45:43.320 --> 00:45:46.240
.لطفاً بفرمايين داخل اِتِلوُلد

00:45:49.640 --> 00:45:50.640
.زود باشين

00:46:23.840 --> 00:46:25.440
راضي شدين؟

00:46:27.080 --> 00:46:29.720
پرسيدم ، راضي شدين؟

00:46:31.920 --> 00:46:36.040
من صادقانه عذر مي‌خوام
.پدر بيوکا ، و بانو

00:46:37.320 --> 00:46:40.200
.اينجا بوده ، بوش رو حس مي‌کنم

00:46:43.360 --> 00:46:45.800
شما رو در عروسي مي‌بينيم قربان؟

00:46:59.640 --> 00:47:01.200
کدوم گوري‌ـه؟

00:47:18.840 --> 00:47:24.160
من موقع پذيرايي مهموني واينميسم
نه بخاطر اينکه حالم بده و خوب نيست

00:47:25.480 --> 00:47:27.200
.بلکه کار دارم

00:47:27.640 --> 00:47:28.640
.چشم ، قربان

00:47:29.720 --> 00:47:31.720
.بعد از موسيقي‌ زياد نمي‌مونم

00:47:33.600 --> 00:47:34.600
کار اشتباهي‌ـه؟

00:47:36.240 --> 00:47:37.240
.نخير ، قربان

00:47:41.240 --> 00:47:43.960
پدر بيوکا
.يه چيزي داره اذيت‌ـت مي‌کنه ، بگو

00:47:49.480 --> 00:47:50.960
.ـ ما رو تنها بذار
.ـ بله قربان

00:47:53.760 --> 00:47:54.920
...قربان

00:47:56.520 --> 00:47:59.720
امروز روز اميد و استواري‌ـه

00:48:00.640 --> 00:48:02.360
.که وِسِکس به همين نياز داره

00:48:04.400 --> 00:48:07.640
.ولي جلوي ترس بايد گرفته بشه و دور بشه

00:48:07.720 --> 00:48:09.200
ـ ترس؟
.ـ بله قربان

00:48:10.400 --> 00:48:12.600
.در هر مرد و زني و وجود داره

00:48:14.320 --> 00:48:16.160
.همسرم يه چاله مخفي براي خودش کَنده

00:48:17.240 --> 00:48:18.440
.بخاطر ترس از جونش

00:48:20.640 --> 00:48:22.400
کي تهديدش کرده؟

00:48:23.520 --> 00:48:28.120
توسط مردمي که از زندگي
.با نبود شاهشون مي‌ترسن

00:48:30.840 --> 00:48:33.120
.و ادوارد به تنهايي جوابگو نيست

00:48:35.000 --> 00:48:36.680
.خودتون اين رو ميدونين قربان

00:48:37.880 --> 00:48:42.840
که شايد بخاطر همين دعا مي‌کنين
که اوترِد برگرده

00:48:46.480 --> 00:48:49.680
اگه اينطوره قربان
.پس دعا‌‌هاي شما جواب داده شده

00:48:50.440 --> 00:48:51.440
.اون اينجاست

00:48:54.240 --> 00:48:56.160
...مي‌تونين پيداش کنين و مجازاتش کنين

00:48:58.160 --> 00:48:59.520
.يا هم که مي‌تونين با‌‌هاش صحبت کنين

00:49:52.360 --> 00:49:56.000
.همينجا بمون
.به‌زودي پادشاه مياد

00:50:10.200 --> 00:50:30.200
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.