﻿WEBVTT

00:00:01.001 --> 00:00:03.295
‫من اوترد پسر اوترد هستم

00:00:03.378 --> 00:00:06.256
‫من به ساکسون‌ها کمک کردم تا
‫دانمارکی‌ها رو شکست بدن

00:00:07.299 --> 00:00:11.762
‫کنوت کشته شد اما بریدا
‫رو به سرنوشت وحشتناکش رها کردم

00:00:11.845 --> 00:00:13.347
‫من رو به والهالا بفرست

00:00:13.430 --> 00:00:14.681
‫اون هرزه‌ی کافر رو بگیرید!

00:00:14.723 --> 00:00:16.517
‫بریدا!

00:00:16.600 --> 00:00:20.938
‫وقتیکـه اتلرد داشت میمُرد، خطرات
‫جدیدی توی ایگلزبرگ قد علم کرد

00:00:21.021 --> 00:00:22.653
‫ما بانو الفوین رو به نامزدی

00:00:22.731 --> 00:00:25.564
‫جانشین درمیاریم و
رابطه‌ای برای دو سرزمین ایجاد می‌کنیم

00:00:25.651 --> 00:00:28.570
‫من نگران سرنوشت دخترم هستم

00:00:28.654 --> 00:00:30.442
‫پس چی میخوای؟

00:00:30.531 --> 00:00:34.245
‫دست کم با ازدواجش با
یه احمقِ بی‌عاطفه موافقت نکنی

00:00:34.326 --> 00:00:37.316
‫پادشاه خواستارن که بنده با
‫دختر شما ازدواج کنم

00:00:38.205 --> 00:00:39.773
‫نه، من موافقت نمیکنم

00:00:46.046 --> 00:00:49.414
‫تا وقتیـکه این موضوع فیصله پیدا کنه
‫اتلفلد رو حبس کن

00:00:50.425 --> 00:00:53.306
‫متحد غیرمنتظره‌ای نجاتـش داد

00:00:53.387 --> 00:00:55.682
‫بیا، من به مردی که ازت محافظت
می‌کنه خبر دادم

00:00:55.764 --> 00:00:57.093
‫پشت پنجره‌ست

00:00:57.182 --> 00:01:01.897
‫و من قسم خوردم تا از الفوین در مسیر
‫پر خطر پیشرو محافظت کنم

00:01:01.979 --> 00:01:03.981
‫استیورا، بچه‌ها رو سوار کن

00:01:04.064 --> 00:01:05.887
‫ما از شمال به سمت چیاستر میریم!

00:01:06.650 --> 00:01:08.406
همه‌چیز به ‫سرنوشت بستگی دارد

00:01:08.431 --> 00:01:16.431
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:47.100 --> 00:01:51.100
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:00.287 --> 00:02:02.244
‫انقدر گریه نکن! من نمیتونم تحملش کنم!

00:02:02.331 --> 00:02:03.331
‫مهربون باش

00:02:04.291 --> 00:02:05.461
‫مادرش رو میخواد

00:02:05.542 --> 00:02:07.180
‫ما بدون مادر زنده موندیم

00:02:07.711 --> 00:02:10.675
‫باید قویتـر باشی. شکرگزار باش

00:02:10.756 --> 00:02:12.958
‫بهتر از ازدواج کردن با یه پیرمرده

00:02:21.933 --> 00:02:23.017
‫توقف میکنیم؟

00:02:23.060 --> 00:02:27.198
‫نه، ادوارد و نیروهاش نهایتا نصف
‫روز بگذره میفتن دنبالمون

00:02:27.439 --> 00:02:30.140
‫برای موفق شدن باید سریعتـر حرکت کنیم

00:02:45.082 --> 00:02:47.195
‫پیغامی رو از بانو اتلفلد آوردم

00:02:48.293 --> 00:02:49.591
‫برادرت تورو فرستاده؟

00:02:49.670 --> 00:02:51.663
‫نه، اون نمیدونه که من اینجام

00:02:52.172 --> 00:02:54.633
‫اون بانو اتلفلد رو زندونی کرد
‫اما من آزادش کردم

00:02:56.259 --> 00:02:58.552
‫- چرا باید حرفت رو باور کنم؟
‫- من دروغ نمیگم

00:02:59.054 --> 00:03:00.469
‫چطوری پیدامون کردی؟

00:03:00.555 --> 00:03:04.676
‫بانو اتلفلد خودش گفت که درمورد رفتن
‫به چیاستر حرف زدی

00:03:04.768 --> 00:03:05.894
‫هیچکس دیگه‌ای نیست لرد

00:03:07.020 --> 00:03:09.106
‫- و تنهایی اومدی؟
‫- آره

00:03:09.940 --> 00:03:12.641
‫و ایشون میخواد که شما رو توی
‫ویرانه‌های خانقاه سنت میلبرگ ببینه

00:03:13.568 --> 00:03:16.818
‫سنت میلبرگ توی مسیر ونلوکاست
‫و ما هم ازش رد شدیم

00:03:16.905 --> 00:03:19.150
‫ممکنه یه حیله باشه تا مارو منحرف کنن

00:03:20.158 --> 00:03:23.287
‫من به عهدم وفا کردم
‫دیگه باور کردن یا نکردنش پای خودتونه

00:03:23.745 --> 00:03:25.728
‫- و تو کجا میری؟
‫- برام مهم نیست!

00:03:27.416 --> 00:03:28.590
‫خونواده‌ام توی فرانکیان

00:03:28.875 --> 00:03:30.312
‫اون مسیر توی خشکیـه

00:03:32.087 --> 00:03:34.122
‫کشتی‌ها تا نزدیکی چیاستر میان

00:03:34.214 --> 00:03:36.300
‫با ما بیا. بهت نشون میدیمش

00:03:36.842 --> 00:03:39.386
‫اگه دروغ بگه، حداقل
‫تحت کنترل ماست

00:03:39.469 --> 00:03:41.119
‫دیگه از تحت کنترل بودن خسته شدم

00:03:42.472 --> 00:03:43.591
‫پس تنهایی برو

00:03:48.562 --> 00:03:49.898
‫اتلفلد کِی رفت؟

00:03:50.814 --> 00:03:52.491
‫دیشب با عجله

00:03:53.066 --> 00:03:56.040
‫با نقره‌ی کم و تنها لرد الدهلم بعنوان محافظش

00:03:57.654 --> 00:03:59.716
‫پس ممکنه که به ونلوکا رسیده باشه

00:04:01.283 --> 00:04:02.807
‫باید برای دیدنش برگردیم

00:04:03.493 --> 00:04:05.676
‫نباید اینکار رو بکنیم لرد

00:04:05.954 --> 00:04:08.115
‫اگه این پیدامون کرده، پس
‫بقیه هم پیدامون میکنن

00:04:15.547 --> 00:04:16.783
‫با بچه‌ها خوبی؟

00:04:17.132 --> 00:04:18.464
نه واقعا

00:04:19.050 --> 00:04:20.561
‫بسیارعالی، مثل ما

00:04:21.094 --> 00:04:22.127
‫برمیگردیم!

00:04:38.695 --> 00:04:41.990
‫ما زمین‌های اوترد توی کوکهام رو
‫توقیف میکنیم و بچه‌هاش رو میگیریم

00:04:42.073 --> 00:04:44.535
‫بخاطر دزدیدن بچه‌ی همخونِ من
‫تقاص پس میده

00:04:44.618 --> 00:04:46.203
‫ما فکر میکنیم که بچه‌هاش باهاشن

00:04:46.286 --> 00:04:49.087
‫توی مسیر با تعداد زیادی
‫از بچه‌ها دیده شده

00:04:49.831 --> 00:04:53.547
‫اینو به کسی نگو. باید حفظ
‫ظاهر کنیم

00:04:53.627 --> 00:04:56.088
‫فکر کنم همینجوریشم اربابان
‫شک‌هایی کرده باشن

00:04:56.171 --> 00:04:58.173
‫اونا میخوان که با نامزدی من موافقت بشه

00:04:58.256 --> 00:05:00.650
‫پس بگو که باهاش موافقت شده
‫و من چنین تصمیمی گرفتم

00:05:01.218 --> 00:05:04.093
‫با کمال احترام لرد، تصمیم
‫شما اینجا حرف آخر نیست

00:05:04.179 --> 00:05:06.891
‫پادشاه، کشیش‌ها بهم میگن
‫اتاقی که

00:05:06.973 --> 00:05:09.307
‫به اتلفلد دادیم تا سوگواری کنه خالیـه

00:05:09.392 --> 00:05:13.772
‫- بنظر میرسه ایشونم ایگلزبرگ رو ترک کرده
‫- پس ایشونم برای خیانت به ما با اوترد دست به یکی کرده

00:05:13.855 --> 00:05:17.524
‫میگن خواهر شما ایدیف کسی بود که
‫نقشه‌ی آزادیش رو کشید

00:05:17.609 --> 00:05:20.560
‫پس همه این خائن‌ها باید مجازات بشن

00:05:22.405 --> 00:05:24.783
‫پوزش میطلبم لرد
‫فقط از روی درموندگی دارم حرف میزنم

00:05:24.866 --> 00:05:29.621
‫اتلفلد عزاداره و نمیدونه که داره چیکار میکنه
‫مردانت رو بفرست تا ردش رو بزنن

00:05:29.704 --> 00:05:32.750
‫- بذارید من با نگهبانان مرسیا...
‫- نه، مردان کنریک پیداشون میکنن

00:05:32.833 --> 00:05:35.002
‫بهتره که تو اینجا بمونی
‫و اطمینان خاطر کنی

00:05:35.085 --> 00:05:37.043
‫که همه‌چیز همونطوری که باید
‫پیش بره

00:05:37.128 --> 00:05:39.866
‫باید عجله کنن
‫تهدید تفرقه واقعیـه

00:05:41.424 --> 00:05:44.929
لادکا الان آرومه اما بارگرد
‫داره اربابان رو تحریک میکنه

00:05:45.011 --> 00:05:47.183
‫بر ضد وصلت و بر ضد وسکس

00:05:47.848 --> 00:05:50.855
‫اگه اربابان بفهمن که بانو اتلفلد و الفوین
‫گمشده‌ان چی؟

00:05:50.934 --> 00:05:54.395
‫خبردار نمیشن چون همه فراری‌ها
‫رو پیدا میکنیم

00:05:55.313 --> 00:05:57.441
‫- من نخواستم
‫- یکمی بو گرفته

00:05:57.524 --> 00:05:59.730
‫این نون انقدری بو گرفته که
‫من حالم داره بد میشه!

00:05:59.818 --> 00:06:02.029
‫نون تازه‌تر رو برای بچه‌ها نگه دارید

00:06:03.530 --> 00:06:05.303
‫نیروهای من معده‌ی سگ دارن

00:06:06.366 --> 00:06:07.615
‫واقعا راست میگه

00:06:07.701 --> 00:06:12.644
‫- درواقع، من یه بار یه سگ خوردم
‫- همیشه میگفتم که واق واق میکنی!

00:06:13.582 --> 00:06:15.760
‫تو از آوازه‌ات مهربونتـری لرد

00:06:16.459 --> 00:06:20.098
‫- بانو اتلفلد خوش شانسـه که شما بهش خدمت میکنی
‫- من بهش خدمت نمیکنم

00:06:20.589 --> 00:06:22.110
‫بلکه بهش احترام میذارم

00:06:23.675 --> 00:06:26.669
‫من هیچوقت نخواستم که بهش بی‌احترامی
‫کنم، فقط از برادرم محافظت میکردم

00:06:27.762 --> 00:06:29.610
‫و اونم ازت محافظت میکرد؟

00:06:30.390 --> 00:06:31.898
‫خودت جوابش رو میدونی

00:06:40.650 --> 00:06:43.621
‫- نه! نه! پدر!
‫- لرد!

00:06:44.446 --> 00:06:47.346
‫برگردید! جلو نیاید! جاده بسته‌ست!

00:06:49.910 --> 00:06:50.953
‫ولکن!

00:06:51.453 --> 00:06:52.575
‫- برو کنار!
‫- همونجا وایسید!

00:07:14.184 --> 00:07:15.307
‫جلو نیاید!

00:07:15.352 --> 00:07:18.371
‫لرد جلو نیاید! بیماریـه
‫دارن از بیماری میمیرن!

00:07:31.451 --> 00:07:32.759
‫لطف بود لرد

00:07:35.580 --> 00:07:36.943
‫دست کی رو دست زد؟

00:07:41.795 --> 00:07:43.069
‫ولش کن

00:07:43.171 --> 00:07:44.715
‫سرورم، با لامسه پخش میشه

00:07:44.798 --> 00:07:47.472
‫نه، هواست که پخشش میکنه
‫شما هم دارید؟

00:07:47.550 --> 00:07:48.702
‫- نه!
‫- نه!

00:07:48.802 --> 00:07:50.119
‫برید!

00:07:51.054 --> 00:07:53.354
‫و حیوانات، باید
‫اسب‌ها رو بکشیم

00:07:54.265 --> 00:07:55.735
‫پدر اگه تنفسش کرده باشم چی؟

00:07:55.809 --> 00:07:58.059
‫اهمیتی نداره. فقط گناهکاران دچارش میشن

00:07:58.144 --> 00:08:00.482
‫درست نیست. پدرت راست میگه
‫توی هواست

00:08:00.563 --> 00:08:03.898
‫- میتونه ما رو بگیره، هرکدوم از ما
‫- باید به ایگلزبرگ برگردیم

00:08:03.984 --> 00:08:06.293
‫- اگه توی اون سرزمین بیماری وجود داره...
‫- ما نمیتونیم برگردیم

00:08:06.319 --> 00:08:09.578
‫ما نمیتونیم در مقابل نگهبان‌های مرسیا یا
‫نیروهای ادوارد از خودمون دفاع کنیم

00:08:09.656 --> 00:08:11.611
‫مُردن توی جنگ بهتر از
‫خفه شدن توی خونـه

00:08:11.700 --> 00:08:16.121
‫ما از سرزمین ونلوکا رد میشیم،
‫مسیر رو ترک میکنیم و از هوای مریض دوری میکنیم

00:08:16.204 --> 00:08:18.300
‫بچه‌ها با پای پیاده دووم نمیارن

00:08:18.999 --> 00:08:21.380
‫پس ترکـشون میکنیم...
‫یه جای امن و بعد...

00:08:21.459 --> 00:08:23.045
‫من بچه‌ها رو ترک نمیکنم!

00:08:23.128 --> 00:08:24.972
‫اما لرد...

00:08:26.006 --> 00:08:28.184
‫من بدون اعتراض ازت پیروی کردم لرد،

00:08:28.258 --> 00:08:30.511
‫اما این بلا رو به سر کسایی که
‫بهت وفادار بودن نیار

00:08:30.552 --> 00:08:33.927
‫ما چاره دیگه نداریم فینان
‫باید نقشه رو عوض کنیم

00:08:34.014 --> 00:08:39.412
‫ما اسب‌ها رو یه جای امن میذاریم
‫با پای پیاده از ونلوکا عبور میکنیم

00:08:40.729 --> 00:08:42.881
‫مریض نمیشیم، بهم اعتماد کن

00:08:46.901 --> 00:08:48.216
‫باشه؟

00:08:49.362 --> 00:08:52.704
‫به ونلوکا میریم! اتلفلد
‫رو پیدا میکنیم و به چیاستر میریم

00:08:55.243 --> 00:08:57.213
‫بیاید یه جایی رو پیدا کنیم تا
‫اسب‌ها رو مخفی کنیم

00:08:57.237 --> 00:08:59.289
<font color="#2ef13d">‫«ونلوکا»</font>

00:08:59.313 --> 00:09:00.237
<font color="#2ef13d">‫«ماچ ونلاک»
‫«پادشاهی مرسیا، ویرانه‌های خانقاه سنت میلبور»</font>

00:09:00.248 --> 00:09:03.559
‫- اینجا سنت میلبورگه؟
‫- آره، به نشانه اعتماد کن

00:09:09.924 --> 00:09:11.690
‫باید قبل از تاریکی شب از
‫جاده خارج بشیم

00:09:12.552 --> 00:09:14.686
‫نه، من اینجا میمونم تا دخترم بیاد

00:09:17.223 --> 00:09:20.060
‫الدهلم، اگه نیروهای ادوارد
‫بچه‌ام رو گرفته باشن چی؟

00:09:20.143 --> 00:09:23.561
‫اگه همین لحظه یه جایی زندونی شده
‫باشه بدون اینکه بدونه من کجا هستم چی؟

00:09:23.646 --> 00:09:25.275
‫بانو خودتون رو عذاب ندید

00:09:25.356 --> 00:09:27.693
‫اوترد نجاتش داده و
‫مارو پیدا میکنه

00:09:27.776 --> 00:09:28.980
‫هیچوقت ناامیدتون نکرده

00:09:29.944 --> 00:09:31.826
‫و همچنان احساس شکست میکنم

00:09:33.323 --> 00:09:36.493
‫دختر الفرد مثل یه قانون‌شکن
‫توی کشور خودش قدم میذاره!

00:09:37.327 --> 00:09:41.908
‫پدرتون هم مدتی خارج از سرزمین زندگی کرده
‫نجات پیدا کرد و بعدش پیشرفت کرد

00:09:42.332 --> 00:09:44.717
‫دیر یا زود به ایگلزبرگ برمیگردیم

00:09:46.294 --> 00:09:47.610
‫مطمئن نیستم که بتونیم

00:09:49.672 --> 00:09:53.218
‫میترسم توی مسیری قدم گذاشته باشم که
‫هیچ راهی برای برگشت نمونده باشه

00:09:54.761 --> 00:09:57.975
‫- الدهلم، اونا ممکنه من رو عفو کنن اما من...
‫- متوجه‌ام بانو

00:09:59.724 --> 00:10:00.767
‫متوجه‌ام

00:10:06.231 --> 00:10:07.274
‫طول نمیکشه

00:10:08.942 --> 00:10:11.204
‫باید قوی باشی، به برادرت فکر کن

00:10:16.324 --> 00:10:19.786
‫- کی اجازه داده که به تالار پادشاه بیاید؟
‫- من به اجازه نیازی ندارم

00:10:19.869 --> 00:10:22.793
‫فقط دارم به پسرم نشون میدم وقتیـکه
‫لرد بشه کجا به خواب ابدی میره

00:10:22.872 --> 00:10:25.542
انجام اینکار احمقانه‌ست بارگرد

00:10:25.625 --> 00:10:28.110
مثل داشتن آرزوی از دست دادن
یه بچه دیگه می‌مونه

00:10:28.753 --> 00:10:31.570
‫چرا باید از عروسکِ ادوارد بترسم...

00:10:32.423 --> 00:10:35.334
‫وقتیـکه قدرت‌های بزرگتری
‫رو در سمت خودم دارم؟

00:10:35.415 --> 00:10:36.415
‫کی؟

00:10:36.426 --> 00:10:37.598
‫قدرت‌هات کیان؟

00:10:37.679 --> 00:10:40.307
‫جز خودِ خدا هیچکس

00:10:40.390 --> 00:10:42.330
‫یه دلیلی داره که ما از کشت‌وکشتار زنده موندیم

00:10:42.725 --> 00:10:46.107
‫خدا میخواد که ما توی
‫مرسیا اشتباهات رو اصلاح کنیم

00:10:47.021 --> 00:10:50.188
‫با این وجود، من با
‫بچه ازدواج میکنم،

00:10:50.275 --> 00:10:51.948
‫و من جانشین تختِ پادشاهی میشم

00:10:52.026 --> 00:10:55.590
‫اگه انقدر مطمئنی، پس چرا
‫هنوز انجام نشده؟

00:10:58.533 --> 00:11:01.847
‫فکر میکنم پادشاه چیزی رو پنهون میکنه
‫و به ما دروغ میگه

00:11:03.121 --> 00:11:06.623
‫پس ما منتظر زمان مناسب میمونیم

00:11:25.928 --> 00:11:28.388
‫- جمعیت داره بیشتر میشه
‫- بله فرمانده

00:11:28.471 --> 00:11:30.306
‫خبر مرگ اتلرد پخش میشه

00:11:30.389 --> 00:11:32.015
‫روستایی‌های مضطرب به دنبال محافظت

00:11:32.098 --> 00:11:36.018
‫موضوع جدیتـری وجود داره. 12 نفر
‫رو برای رفتن برام پیدا کن فورا

00:11:37.227 --> 00:11:40.354
‫اگه کاری از وسکس برنمیاد، خودمون
‫فراری‌ها رو پیدا میکنیم

00:11:48.401 --> 00:11:50.986
‫این همه آدم توی جاده، حتما
‫یکیشون اونارو دیده

00:11:51.069 --> 00:11:52.737
‫به زودی پیداشون میکنیم فرمانده

00:11:55.030 --> 00:11:56.072
‫لرد لادکا

00:11:58.908 --> 00:12:01.201
خبرایی شنیدم. مریضی اومده

00:12:01.284 --> 00:12:04.244
‫- داره سرتاسر مرسیا پخش میشه
‫- ممنون. بریم

00:12:13.876 --> 00:12:15.502
‫- خبری نشد؟
‫- هنوز نه

00:12:15.585 --> 00:12:18.129
‫- ممکنه که به شمال رفته باشن و نه جنوب؟
‫- امکان داره

00:12:18.212 --> 00:12:19.755
‫دنبالشون بگردید

00:12:19.838 --> 00:12:23.257
‫وقتمون داره تموم میشه پادشاه
‫بقیه دارن تحریک میشن

00:12:24.675 --> 00:12:26.968
‫پدر پیورلیگ، تدارکات
‫چطور پیش میره؟

00:12:27.051 --> 00:12:29.219
‫منو ببخشید اما باید تموم مراسمات
‫رو به تاخیر بندازیم

00:12:29.303 --> 00:12:32.638
میگن که مریضی داره میاد
‫مردم دارن روستاهاشون رو ترک میکنن

00:12:32.721 --> 00:12:35.306
‫بدتر از هر متجاوز دانمارکی تاخت و تاز میکنه

00:12:35.598 --> 00:12:37.433
‫ما باید از ایگلزبرگ محافظت کنیم

00:12:58.197 --> 00:12:59.239
‫دروازه رو ببندید!

00:12:59.531 --> 00:13:01.198
‫نمیتونیم مریض‌ها رو رها کنیم!

00:13:01.949 --> 00:13:04.451
‫داریم روی پخش شدن تب ریسک میکنیم
‫باید دروازه‌ها رو ببندیم!

00:13:04.534 --> 00:13:05.786
‫مخالفت کن سرورم

00:13:05.870 --> 00:13:09.168
‫نه حق با لادکاست
‫مردم بیشتر مسبب دردسر میشن

00:13:09.251 --> 00:13:11.547
‫ما وظیفه داریم که از همه ساکسون‌ها
‫محافظت کنیم

00:13:11.631 --> 00:13:14.136
‫وقتیـکه مردم به دنبال پناهگاه هستن،
‫نمیتونیم دروازه‌ها رو ببندیم!

00:13:14.219 --> 00:13:16.223
‫ما باید از شهر محافظت کنیم باگرد

00:13:16.307 --> 00:13:18.770
‫اربابان دیگه اگه اینجا بودن، موافقت میکردن
‫خودتم اینو میدونی

00:13:19.939 --> 00:13:22.986
‫امیدوارم پاداشتون ارزش انجام دادن
‫دستوراتش رو داشته باشه

00:13:25.616 --> 00:13:28.372
‫شاید بهتره که باز بذاریمشون
‫مشخصه که مردم ترسیده‌ان

00:13:28.455 --> 00:13:30.250
‫مردمِ ترسیده بقیه رو میترسونن

00:13:30.918 --> 00:13:35.218
اگه ‫در این مورد با من مخالفت کنی
ویتان میگه که شما به دنبال چیره شدن بر مایید

00:13:36.053 --> 00:13:39.560
‫در ضمن، فعلا بارگرد کسی رو نداره
‫که براش بجنگن

00:13:40.353 --> 00:13:42.816
آزادمردان حاضر و آماده رو
‫در اختیارش نگذارید

00:13:49.746 --> 00:13:50.746
‫موافقم

00:13:51.039 --> 00:13:52.181
‫دروازه‌ها رو ببندید!

00:13:52.290 --> 00:13:53.625
‫دروازه‌ها رو ببندید!

00:13:53.708 --> 00:13:56.083
‫- دروازه‌ها رو ببندید!
‫- دروازه‌ها بسته شدن!

00:14:33.006 --> 00:14:35.089
<font color="#2ef13d">«وینتانچستر»</font>

00:14:35.548 --> 00:14:39.673
<font color="#2ef13d">«وینچستر»
«پادشاهی وسکس»</font>

00:14:42.924 --> 00:14:44.005
‫کجاست؟

00:14:44.092 --> 00:14:47.387
‫بانو السویت کجاست؟ و کی کمکش کرده؟

00:14:47.470 --> 00:14:48.761
‫کی به ما خیانت کرده؟

00:15:15.706 --> 00:15:16.876
‫دست از سر قورباغه‌ها بردار!

00:15:40.106 --> 00:15:42.001
‫با مخالفت کردنـم با نامزدی اشتباه کردم؟

00:15:43.484 --> 00:15:44.525
‫نه

00:15:45.649 --> 00:15:47.065
‫شما سعی دارید که ازش محافظت کنید

00:15:49.022 --> 00:15:51.853
‫شاید بهتر بود با متانت
‫همش رو قبول میکردم

00:15:52.936 --> 00:15:55.018
‫منم توی بچگی ازدواج کردم و زنده موندم

00:15:55.809 --> 00:15:58.474
‫بانو، شوهر شما می‌خواست شما بمیرید

00:16:00.722 --> 00:16:02.596
‫شاید این کاریه که شوهران وفادار انجام میدن

00:16:03.637 --> 00:16:06.385
‫شاید این چیزیه که باید الفوین رو
‫براش آماده میکردم

00:16:26.039 --> 00:16:27.080
‫عجله کنید!

00:16:27.704 --> 00:16:29.786
‫برای امنیت خودتون، اینجا نمونید!

00:16:29.870 --> 00:16:30.911
‫دانمارکی‌ها برگشتن؟

00:16:30.994 --> 00:16:34.700
‫نه، بیماری داره پیر و جوون رو از پا درمیاره

00:16:34.783 --> 00:16:37.073
‫تا جاییکه میتونید از این
‫هوای ناپاک دوری کنید

00:16:38.073 --> 00:16:40.529
‫چند سالی بود که مریضی نداشتیم

00:16:40.613 --> 00:16:42.736
‫دنبالمون بیاید، ما به شمال میریم

00:16:43.985 --> 00:16:45.026
‫باهاشون برو

00:16:45.984 --> 00:16:48.232
‫نه، نمی‌تونم الفوین رو ببینم

00:16:48.316 --> 00:16:51.897
‫بانو حماقت نکنید. بیماری بدون در نظر
‫گرفتن جاه و مقام همه رو دچار میکنه

00:16:52.771 --> 00:16:55.228
‫ترجیح میدم حماقت کنم تا
‫اینکه بچه خودم رو رها کنم

00:16:56.227 --> 00:16:57.560
‫دوباره این رو نخواه

00:17:06.387 --> 00:17:09.052
‫سنگینتـر از اون چیزیه که بنظر میاد

00:17:10.093 --> 00:17:12.674
‫- چته تو؟
‫- بخاطر چمنزار تب کردم

00:17:12.758 --> 00:17:13.738
‫مریض نشدم!

00:17:13.757 --> 00:17:16.505
‫مریضی انقدر زود تاثیر نمیذاره فینان

00:17:16.589 --> 00:17:18.421
‫تو چیزیکه من دیدم رو
‫ندیدی سرورم

00:17:19.004 --> 00:17:21.668
‫هی! چند دفعه باید بهت بگم؟

00:17:21.752 --> 00:17:23.043
‫تو نمیتونی اینکار رو بکنی!

00:17:23.334 --> 00:17:24.382
‫حالا تو کی هستی؟

00:17:25.514 --> 00:17:26.981
‫من هیچکس نیستم

00:17:27.275 --> 00:17:30.628
‫اتلستنـه، اولین پسر ادوارد

00:17:33.270 --> 00:17:36.875
‫بچه مخفیِ ادوارد!
‫چطوری این همه مدت دووم آورده؟

00:17:36.959 --> 00:17:40.145
‫ماموریتـش اذیت کردن منـه،
‫مگه نه اتلستن؟

00:17:40.690 --> 00:17:44.085
‫بهتره امنیتش رو حفظ کنی، فینان
‫داری یه اشراف‌زاده رو حمل میکنی

00:17:44.169 --> 00:17:47.062
‫به زندگی حرومزادگی خوش اومدی پسر

00:17:54.230 --> 00:17:56.746
‫دارن جنازه‌ها رو میسوزونن
‫بوش توی هوا هست

00:17:57.207 --> 00:17:59.260
‫یعنی اینکه بیماری فقط کمی اونطرف‌تره

00:17:59.345 --> 00:18:01.314
‫بانو، چند ساعتی میشه که کسی رد نشده

00:18:01.399 --> 00:18:04.207
‫احتمالا جاده‌ها رو بستن
‫تا بیماری رو مهار کنن

00:18:04.292 --> 00:18:06.543
‫اوترد به سمت چیاستر رفته

00:18:07.670 --> 00:18:08.838
‫ما هم باید همینکار رو بکنیم

00:18:25.855 --> 00:18:28.666
‫- چقدر دیگه مونده؟
‫- اگه دوباره بپرسی، من جواب نمیدم

00:18:28.691 --> 00:18:30.652
‫درست تهِ این زمینـه

00:18:30.735 --> 00:18:33.112
‫هر لحظه دیگه باید بتونیم صلیب رو ببینیم

00:18:49.837 --> 00:18:51.923
‫ما دنبال جنگجوهایی هستیم که
‫بچه همراهشونه

00:18:51.965 --> 00:18:54.259
‫این جنگجوها بیماری رو آوردن؟

00:18:54.926 --> 00:18:56.928
‫بیماری توی این مسیره

00:18:57.011 --> 00:18:58.680
‫ما هیچ ترسی ازش نداریم!

00:18:58.763 --> 00:19:00.390
‫فقط گناهکاران رو مبتلا میکنه!

00:19:00.473 --> 00:19:01.683
‫حقیقت داره؟

00:19:03.726 --> 00:19:05.561
‫بریم، من از هوای ناپاک میرم!

00:19:06.354 --> 00:19:07.897
‫من با بیماری خطر نمیکنم

00:19:09.899 --> 00:19:13.486
‫پاداش هر کسی که بمونه رو دوبرابر میکنم!

00:19:32.171 --> 00:19:34.716
‫- دنبال چی هستی فینان؟
‫- جسد!

00:19:34.799 --> 00:19:35.842
‫

00:19:36.926 --> 00:19:39.387
‫جسد! میدونم بیماری نزدیکه

00:19:39.887 --> 00:19:41.514
‫چرا ریدی تو خودت؟

00:19:43.891 --> 00:19:46.936
‫من مردایی رو با قدرت خرس
‫وقت صبحونه دیدم...

00:19:48.229 --> 00:19:51.524
‫که توی خون غلت میزنن و تا
‫وقت شام چرک و خون پس میدن!

00:19:52.108 --> 00:19:53.359
‫ای گاو پست!

00:19:53.693 --> 00:19:56.446
‫الفوین رو از جلوی نور خورشید ببر
‫براش خوب نیست

00:19:58.156 --> 00:20:00.992
‫از بچه‌داری کردن خسته شدم
‫چند ماهه دارم اینکار رو میکنم

00:20:02.076 --> 00:20:04.370
‫بهش مثل یه آموزش همسری کردن نگاه کن

00:20:04.454 --> 00:20:08.416
‫من همسر کسی نمیشم...
‫سخت کار کردن برای پاداش کم

00:20:15.965 --> 00:20:17.839
‫بانو اتلفلد نمیاد

00:20:18.464 --> 00:20:20.963
‫بیاید بریم و منتظر هوای ناپاک
‫نمونیم که گرفتارمون کنه

00:20:21.047 --> 00:20:23.712
‫لرد من بهشون قول دادم که
‫شما رو برای دیدنش میارم

00:20:24.587 --> 00:20:26.878
‫با اسب حتما زودتر از ما رسیده

00:20:28.294 --> 00:20:31.418
‫حتما همونجوری که توافق کردیم به چیاستر
‫رفته. حرکت میکنیم

00:21:06.115 --> 00:21:08.781
‫هی! به الفوین نگاه کن

00:21:09.989 --> 00:21:13.113
‫صورتـش سرخ شده
‫مشخصه که مریض شده

00:21:13.196 --> 00:21:14.862
‫فقط به یکم استراحت نیاز داره

00:21:15.570 --> 00:21:16.611
‫هممون نیاز داریم

00:21:17.278 --> 00:21:18.736
‫- برو
‫- بذار باهاش حرف بزنم

00:21:18.819 --> 00:21:19.861
‫برو

00:21:24.069 --> 00:21:27.611
‫چقدره که توی مسیریم لرد؟
‫دو روز؟

00:21:29.153 --> 00:21:30.695
‫و هیچ اثری از نیروهای ادوارد نیست

00:21:31.445 --> 00:21:35.028
‫اونا زمین‌های این بالا رو نمیشناسن لرد
‫بچه‌ها باید استراحت کنن

00:21:37.278 --> 00:21:40.862
‫نگران نوه‌های پدرتی ازفرت؟

00:21:57.737 --> 00:21:58.946
‫اینجا جای خوبیـه

00:22:01.821 --> 00:22:03.245
‫امشب اینجا استراحت میکنیم

00:22:03.328 --> 00:22:04.961
‫میتونید الان بخوابید

00:22:15.262 --> 00:22:17.146
‫جای فراری‌ها رو پیدا کردید؟

00:22:17.230 --> 00:22:21.752
‫نه، روستایی‌ها از جاده‌هاشون رد شدن
‫اما هیچکدومشون خواهرتون رو ندیده

00:22:21.836 --> 00:22:25.772
‫اگه مریض شده باشه چی؟
‫اگه ما به خطر انداخته باشیمش چی؟

00:22:25.856 --> 00:22:29.205
‫- خودش با انتخاب خودش رفت پادشاه
‫- جدی؟

00:22:31.090 --> 00:22:33.518
‫بهشون بگو گیاهان سرزمین‌های
‫اطراف رو بسوزونن

00:22:33.602 --> 00:22:35.646
‫بذارید دود هوای ناپاک رو دور کنه

00:22:36.396 --> 00:22:38.607
‫اینجوری حداقل یه کار درست و حسابی کردیم

00:22:42.486 --> 00:22:45.656
‫اردولف با 12 نفر از بهترین نیروهامون
‫از ایگلزبرگ رفته

00:22:45.739 --> 00:22:48.200
‫چرا باید وسط این مریضی جایی بره؟

00:22:48.283 --> 00:22:50.953
‫رفته تا از بانو الفوین محافظت کنه

00:22:51.036 --> 00:22:55.040
‫اون مردیه که به نامزدش وفاداره

00:22:55.124 --> 00:22:56.667
‫اون به خودش وفاداره

00:22:57.584 --> 00:23:00.170
‫و توی این هوای ناپاک فقط برای
‫ثروت اینکار رو کرده

00:23:00.254 --> 00:23:02.464
‫هرکسی که اینجا هست میتونسته
‫در این مورد به شما هشدار بده

00:23:07.595 --> 00:23:11.307
‫- اردولف رفته تا الفوین رو پیدا کنه؟
‫- آره

00:23:11.390 --> 00:23:14.185
‫تو بهم اطمینان خاطر دادی اون
‫کاری رو میکنه که ما خواستیم

00:23:14.268 --> 00:23:16.812
‫من ازش خواستم بمونه

00:23:16.896 --> 00:23:20.316
‫اون مردِ عملـه نه سیاست

00:23:20.399 --> 00:23:25.738
‫در آینده بهتر بهم توی اعتماد
‫کردن به دیگران مشاوره بده

00:23:47.885 --> 00:23:49.678
‫هی! صبح بخیر شاهدخت

00:23:55.184 --> 00:23:59.355
‫هرکسی که اسهال داره با ما نمیاد

00:26:40.516 --> 00:26:43.977
‫دروازه‌ها بسته‌ست!
‫کسی به ایگلزبرگ وارد نمیشه!

00:26:48.023 --> 00:26:50.774
‫لرد اتلهلم، این رو بهم توضیح بده

00:26:51.858 --> 00:26:55.442
‫ارباب دستور دادن که دروازه‌ها
‫بسته بمونه

00:26:56.401 --> 00:26:58.443
‫اینجا بیماری وجود داره

00:26:59.235 --> 00:27:00.610
‫با پسرم صحبت کن

00:27:01.361 --> 00:27:04.945
‫البته اما مطمئنم که ایشون نمیخواد
‫شما آسیبی بهتون برسه

00:27:06.112 --> 00:27:10.072
‫درواقع، ممکنه که آرزو کنه ای کاش
‫با همدیگه از مرسیا میرفتید

00:27:11.031 --> 00:27:17.616
‫بهش بگو من از مرداب‌های اتلنی جون سالم به
‫در بردم و از بیماری هم باکی ندارم

00:27:50.627 --> 00:27:52.511
‫لرد، باید بریم

00:28:07.122 --> 00:28:09.843
‫مطمئنید که خودشه؟

00:28:09.927 --> 00:28:11.769
‫خودم دیدمشون قربان

00:28:13.192 --> 00:28:14.858
‫چرا توی وینچستر نیست؟

00:28:17.607 --> 00:28:20.273
‫لادکا، چرا مادرم پشت دروازه مونده؟

00:28:20.773 --> 00:28:22.814
‫دستور بر روی اشراف‌زاده و رعیت اعمال میشه

00:28:22.897 --> 00:28:24.730
‫این زنِ الفرده

00:28:24.813 --> 00:28:28.936
‫بااین وجود، ما توافق کردیم که نباید بر سر
‫وارد شدن بیماری به شهر خطر کنیم

00:28:29.020 --> 00:28:31.410
‫نباید با مادر پادشاه مثل یک
‫رعیت رفتار بشه...

00:28:31.435 --> 00:28:33.893
‫اگه شما به ویتان احترام بذارید، میشه

00:28:36.559 --> 00:28:40.849
‫ایشون خون مرسیایی داره و با من برای فرستادن
‫نیرو برای کمک به شما مخالفت کرد

00:28:41.765 --> 00:28:43.848
‫اگه به مرسیا اهمیت بده، برمیگرده

00:28:43.931 --> 00:28:47.186
‫و مثل یه بینوا کشون کشون برگرده
‫غیرممکنه، بهش توضیح بدید!

00:28:50.484 --> 00:28:52.946
‫لرد، اگه برای مادرتون استثناء قائل بشید،

00:28:53.030 --> 00:28:55.951
‫بقیه به چشم مخالفت با
‫رویاهای مرسیایی بهتون نگاه میکنن

00:28:56.744 --> 00:28:59.040
‫بهشون بگو که دروازه‌ها رو باز کنن

00:29:02.337 --> 00:29:06.385
‫نمیتونم از طرف پادشاه حرف بزنم
‫اینطوری پام رو از گلیم خودم درازتر کردم

00:29:07.930 --> 00:29:09.975
‫مقام اربابان از من پایین‌تره!

00:29:11.269 --> 00:29:13.397
‫سریعا دروازه رو باز کنید!

00:29:37.438 --> 00:29:41.152
‫اجازه میده مرسیایی‌ها رنج بکشن
‫درحالیکـه خونواده خودش رو ترجیح میده

00:29:44.658 --> 00:29:46.532
‫متاسفانه حق با تو بود، باگرد

00:29:49.198 --> 00:29:51.073
‫پادشاه ادوارد به دنبال چیره شدن بر ماست

00:29:52.614 --> 00:29:53.655
‫چرا اینجایی؟

00:29:54.655 --> 00:29:56.738
‫اتفاقی برای وینچستر افتاده مادر؟

00:29:57.321 --> 00:30:01.611
‫جدای از تهدید شدن از طرف تو،
‫چیز دیگه‌ای نشده

00:30:03.735 --> 00:30:05.943
‫من دستور ندادم که شما رو زندونی کنن!

00:30:06.026 --> 00:30:07.234
‫پس چطوری این اتفاق افتاد؟

00:30:07.317 --> 00:30:09.608
‫من گفتم که برای جمع کردن مردم ولز
‫شما رو توبیخ کنن

00:30:09.692 --> 00:30:13.274
‫تحقیر شدم ادوارد، نیروهای
‫خودم با خشونت باهام رفتار میکردن

00:30:13.357 --> 00:30:16.190
‫این دستوری نبود که من دادم!

00:30:16.273 --> 00:30:19.860
‫پس کی بود؟ کی تصمیم گرفت
‫که اینطوری با من رفتار بشه؟

00:30:19.943 --> 00:30:22.571
‫نمیدونم. اشتباه شده

00:30:22.654 --> 00:30:25.908
‫اشتباه؟ یا شاید که دختره دروغ گفت؟

00:30:25.991 --> 00:30:30.287
‫اگه منظورت از دختره ملکه‌ست نه
‫الفلد شخصیت آرومی داره...

00:30:30.370 --> 00:30:32.206
‫پس کار لرد اتلهلمه

00:30:32.289 --> 00:30:35.000
‫از من متنفره و میخواد
‫که من رو خوار و خفیف کنه

00:30:35.083 --> 00:30:37.669
‫بدون اطلاع من از طرف من حرفی نمیزنه

00:30:37.753 --> 00:30:39.630
‫فکر میکنم که با برنامه‌های
‫خودش نقشه میکشه

00:30:39.713 --> 00:30:42.382
‫خب البته که شما متوجه این موضوع میشی

00:30:45.594 --> 00:30:47.679
‫دیگه دعوا کردن بسه ادوارد

00:30:48.555 --> 00:30:50.599
‫من فقط میخوام که اتلفلد رو ببینم

00:30:52.267 --> 00:30:53.810
‫اون اینجا نیست

00:30:53.894 --> 00:30:56.563
‫با اوترد رگنارسون یه جایی توی مرسیاست

00:30:57.230 --> 00:30:59.316
‫توی این بیماری رفته توی جاده؟

00:30:59.399 --> 00:31:03.153
‫انتخاب کرده که باهاش فرار کنه و
‫بیوه بودنـش رو ترک کنه

00:31:03.653 --> 00:31:06.281
‫پس اوترد مجبورش کرده

00:31:06.656 --> 00:31:07.991
‫اینطور به نظر نمیاد

00:31:08.074 --> 00:31:11.661
‫پس حتما با ناراحتی دیوونه شده
‫و این موضوع رو مردم میدونن؟

00:31:11.745 --> 00:31:13.872
‫معلومه که نه و نخواهند فهمید

00:31:13.955 --> 00:31:15.582
‫اما پدرت که میبینه

00:31:15.665 --> 00:31:20.734
‫از بالا. الفرد میبینه
‫و احساس ناامیدی میکنه

00:31:31.124 --> 00:31:33.722
<font color="#2ef13d">«پادشاهی دهیبارف»</font>

00:31:33.806 --> 00:31:37.869
<font color="#2ef13d">«ولز»</font>

00:31:53.161 --> 00:31:57.740
‫میبینم که، بانوی جنگجو از قدرتـش استفاده‌ی
‫درستی میکنه

00:31:58.572 --> 00:32:00.862
‫مردان برای شکستت از پا دراومدن

00:32:04.941 --> 00:32:06.981
‫من با انجام اینکار، بهت رضایت نمیدم

00:32:09.062 --> 00:32:10.227
‫بوی گه میدی

00:33:08.294 --> 00:33:09.335
‫یکم استراحت کن

00:33:10.251 --> 00:33:11.458
‫من به جات نگهبانی میدم

00:33:13.497 --> 00:33:16.245
‫بهم اعتماد کن. من مهارت‌های
‫جنگجویی رو یاد گرفتم

00:33:16.328 --> 00:33:19.150
‫شاید مهارت‌هاش رو داشته باشی
‫اما قلبـش رو نداری

00:33:19.648 --> 00:33:22.553
‫این زندگی برای تو نیست
‫چرا تظاهر به اینطور بودن میکنی؟

00:33:26.371 --> 00:33:29.650
‫«به مادر و پدرت احترام بذار»
‫دستور داده شده

00:33:29.733 --> 00:33:32.845
‫نیازی نیست اینکار رو بکنی که
‫بابا شاید دوستت داشته باشه

00:33:32.928 --> 00:33:34.015
به این خاطر نیست

00:33:34.516 --> 00:33:37.693
‫در ضمن خودم میدونم که چطور
‫از خودم دفاع کنم

00:33:38.278 --> 00:33:41.831
‫مدت زیادی رو تنهایی زندگی کردم
‫و چیزهایی زیادی یاد گرفتم

00:33:42.458 --> 00:33:44.799
‫متاسفم که از همدیگه دور شدیم

00:33:45.091 --> 00:33:47.181
‫الفرد از ما استفاده کرد تا
‫به پدر آسیب برسونه

00:33:48.226 --> 00:33:51.236
‫آره اما حداقل مارو به مسیر مسیحی بودن فرستاد

00:33:51.821 --> 00:33:53.155
شاید تو رو

00:33:55.114 --> 00:33:58.365
‫- کدوم کافری اون رو بهت داده؟
‫- هیچکس. خودم درستش کردم

00:33:59.282 --> 00:34:01.991
‫همونطور که گفتم، خودم چیزهای زیادی
‫رو یاد گرفتم

00:34:03.033 --> 00:34:06.201
‫خونـم روی این طلسم باعث میشه
‫که از ما توی سفرمون محافظت کنه

00:34:29.292 --> 00:34:32.543
‫با بچه‌های کوچیک دارن سفر میکنن
‫نمیتونن دور شده باشن

00:34:39.087 --> 00:34:40.546
‫الفوین میگه که گرمشه

00:34:43.589 --> 00:34:45.464
‫اینو بنوش. خنکت میکنه

00:34:51.508 --> 00:34:52.967
‫تو ندیدی که اینکار رو کردم

00:34:53.592 --> 00:34:54.679
‫نمیگم به کسی

00:34:55.892 --> 00:34:57.398
‫فکر میکنم که فقط خسته‌ست

00:35:00.033 --> 00:35:01.789
‫اسمش فینانـه، مگه نه؟

00:35:03.797 --> 00:35:07.268
‫خودشه. حرومزاده‌ی ایرلندی و
‫شجاعترین جنگجویی که توی عمرم دیدم

00:35:08.356 --> 00:35:10.029
‫به جز خودِ لرد اوترد

00:35:10.112 --> 00:35:14.086
‫دلواپسی‌هاش رو به دل نگیر
‫دیده که چطوری بیماری مردم رو از پا درآورده

00:35:14.169 --> 00:35:16.846
‫چون در جایگاهی نیستم، خیلی
‫کم کسی رو قضاوت میکنم

00:35:17.766 --> 00:35:18.854
‫ممنون ازفرت

00:35:21.028 --> 00:35:23.412
‫اگه احساس کردی حالت بدتر شد
‫به من یا ایدیف بگو

00:35:23.496 --> 00:35:24.706
‫باشه

00:35:28.501 --> 00:35:30.338
‫شما جنگجوهای واقعی هستید، نه؟

00:35:30.421 --> 00:35:31.465
‫اوهوم

00:35:32.635 --> 00:35:34.472
‫درمورد جنگجوهای واقعی نمیدونم

00:35:34.555 --> 00:35:37.227
‫صرف کردن وقت زیاد با مردان و دیده نشدن

00:35:37.312 --> 00:35:40.610
‫به عنوان یک شیء برای استفاده عجیبه

00:35:42.114 --> 00:35:43.158
‫

00:35:43.659 --> 00:35:46.790
‫- خب اگه دلخور شدی، همیشه میتونم...
‫- دلخور نشدم

00:35:50.381 --> 00:35:52.219
‫دیوارهای وینچستر رو بساز

00:35:58.983 --> 00:36:00.821
‫ردپا پیدا کردیم فرمانده

00:36:09.214 --> 00:36:12.930
‫الان یکمی استراحت کنید
‫قبل از طلوع خورشید حرکت میکنیم

00:36:29.549 --> 00:36:31.595
‫ممنون که برادرم رو نکشتی

00:36:33.140 --> 00:36:35.353
‫هیچ شرفی توی کشتن مرد خوابیده وجود نداره

00:36:38.777 --> 00:36:40.990
‫اگه بیاد سراغمون، تردید نمیکنم

00:36:41.074 --> 00:36:42.113
‫میدونم

00:36:44.024 --> 00:36:46.060
‫من تصمیم گرفتم که کدوم طرف ماجرا باشم

00:36:47.265 --> 00:36:49.467
‫چرا وقتیـکه میتونستی
‫بهمون خیانت نکردی؟

00:36:50.464 --> 00:36:53.539
‫چون خوابیدن روی زمین سرد
‫رو به قصر ترجیح میدم

00:36:53.622 --> 00:36:55.284
‫که آدماش منو به چشم یه فاحشه میبینن

00:37:03.386 --> 00:37:05.588
‫از بهشت بهت نگاه هم میکنن؟

00:37:07.167 --> 00:37:08.206
‫خدایانت؟

00:37:09.826 --> 00:37:11.364
‫قضاوتی هم میکنن؟

00:37:13.815 --> 00:37:14.857
‫نه

00:37:15.648 --> 00:37:17.273
‫بی‌ثباتتـر از این حرفان

00:37:18.148 --> 00:37:22.815
‫یا خوشحالشون میکنی یا ناراحت
‫همیشه نمیفهمی چطوری

00:37:23.857 --> 00:37:26.149
‫پس چطوری میدونی کدوم مسیر درستـه؟

00:37:27.190 --> 00:37:28.232
‫گاهی اوقات...

00:37:30.482 --> 00:37:33.774
‫فکر میکنم مسیر جنگجو بودن
‫راه رسیدنم به والهالاست

00:37:39.066 --> 00:37:40.691
‫گاهی اوقات نمیدونم

00:37:47.066 --> 00:37:48.691
‫خدای تو ازت محافظت میکنه؟

00:37:53.691 --> 00:37:55.524
‫دنبال نشونه‌های محافظت کردنش میگردم

00:37:56.691 --> 00:37:57.899
‫اما به ندرت میبینمشون

00:38:31.525 --> 00:38:34.359
‫براخفل از گوئنت حتی یکبارم لبخند نزده

00:38:35.067 --> 00:38:37.650
‫حسادت. پیروزیِ تو شکست اونـه برادر

00:38:38.234 --> 00:38:39.275
‫شاید

00:38:39.525 --> 00:38:42.275
‫شاید غنائم
‫یکم براش تحقیرکنندست

00:38:56.776 --> 00:38:58.317
‫رهودری، خیلی آشغالی

00:38:59.192 --> 00:39:00.818
‫یه زمانی جنگجوی بزرگی بود

00:39:00.901 --> 00:39:03.068
‫تو جنگجوی بزرگی هستی برادر

00:39:03.151 --> 00:39:05.359
‫حالا که جنگ تموم شده چیکار میکنی؟

00:39:06.193 --> 00:39:07.693
‫میخوام به یه سفر زیارتی برم...

00:39:08.776 --> 00:39:11.651
‫و میتونی در غیاب من حاکم
‫قلعه باشی

00:39:12.151 --> 00:39:16.110
‫یه مدتی پادشاه باش. لیاقتـش
‫رو داری. دلیرانه جنگیدی

00:39:21.943 --> 00:39:22.987
‫بجنب!

00:39:34.934 --> 00:39:35.978
از ‫این طرف

00:39:54.816 --> 00:39:56.027
‫بیا اینجا هرزه!

00:40:02.585 --> 00:40:05.635
‫اینو میبینی؟ متعلق به خودِ کنوت بود

00:40:07.055 --> 00:40:10.187
‫نه نبود... آشغال دروغگو

00:40:10.271 --> 00:40:14.197
‫

00:40:16.537 --> 00:40:18.583
‫فاحشه دانمارکی رو بندازید
‫توی سایه‌چال!

00:40:35.960 --> 00:40:37.798
‫بخاطرش افراد خوبی
‫رو از دست دادیم

00:40:40.304 --> 00:40:42.518
توی پیروزی‌ها یکم بخشش داده باش

00:40:50.788 --> 00:40:52.083
‫ما اینو ذوب میکنیم

00:40:53.169 --> 00:40:55.675
‫به همه صنعتگران کشور پول میدیم تا
‫کاری که پادشاه اوفایِ حرومزاده از مرسیا

00:40:55.759 --> 00:40:59.977
قرن‌ها پیش شروع کرده بود رو تموم کنن

00:41:00.061 --> 00:41:03.528
‫مانعی میان ما و ساکسون‌ها!

00:41:05.241 --> 00:41:10.545
‫و به احترام دوست خوشمزه ما، سوگند میخورم...

00:41:10.838 --> 00:41:16.894
‫که خوک‌های ساکسون دیگه هیچوقت پاشون
‫توی سرزمین زیبای ما باز نمیشه!

00:41:21.071 --> 00:41:22.116
‫بخورید!

00:41:37.905 --> 00:41:40.369
‫پاشو هرزه!

00:41:40.453 --> 00:41:42.499
‫اینجا جای خواب نیست

00:41:43.126 --> 00:41:44.366
‫گشنته؟

00:41:47.880 --> 00:41:48.922
‫ممنون پدر

00:41:53.799 --> 00:41:57.343
‫- برید. مخفی بشید
‫- بجنبید. سریع

00:41:57.426 --> 00:41:58.510
‫بخوابید روی زمین

00:42:02.428 --> 00:42:03.470
‫

00:42:06.597 --> 00:42:09.515
‫اینو باید ندید بگیرم پدر پیورلیگ؟

00:42:12.307 --> 00:42:15.434
‫فقط ترسیده‌ان
‫هیچکدومشون مریض نیستن

00:42:15.517 --> 00:42:18.560
‫باید تنهایی باهات حرف بزنم

00:42:19.852 --> 00:42:20.895
‫بانو، لطفا...

00:42:22.354 --> 00:42:25.438
‫من نمیخوام دیگه توی نقشه‌ای برای
‫فریب دادن پادشاه درگیر بشم

00:42:28.273 --> 00:42:29.482
‫به جز این یکی

00:42:31.441 --> 00:42:33.650
‫من نگران ادوارد نیستم

00:42:34.150 --> 00:42:36.902
‫بنظر میاد بالاخره سر عقل اومده

00:42:37.860 --> 00:42:42.446
‫اما چرا دخترم از اینجا رفته؟

00:43:01.079 --> 00:43:03.546
‫تو خواهر خودت رو زندونی کردی؟

00:43:06.557 --> 00:43:10.529
‫یه اقدام موقتی بود تا آرامش
‫شهر رو حفظ کنیم

00:43:10.822 --> 00:43:15.505
‫و بعدش مردان خشنی رو فرستادی تا
‫اون و الفوین رو پیدا کنن؟

00:43:15.589 --> 00:43:17.261
دستور ‫هیچگونه خشونتی داده نشده

00:43:17.763 --> 00:43:20.941
اگه ارتش بفرستی
جنگ شروع میشه

00:43:22.112 --> 00:43:24.244
‫و حالا خواهرت در خطره

00:43:27.004 --> 00:43:30.474
‫- نگم که پسرت...
‫- پسرم توی وینچستر تحت محافظتـه

00:43:33.945 --> 00:43:36.409
‫پسر دومت آره

00:43:38.914 --> 00:43:41.670
‫پسر اولت، اتلستن...

00:43:43.006 --> 00:43:45.178
من اون رو ‫توی سالتویچ مخفی کرده بودم

00:43:45.261 --> 00:43:46.305
‫مادر...

00:43:47.099 --> 00:43:48.644
‫- من فرستادمش اونجا
‫- مادر!

00:43:50.899 --> 00:43:55.492
‫من فرستادمش اونجا، چون تهدیداتی
‫بر علیه‌ـش وجود داشت

00:43:55.826 --> 00:43:58.498
خبر داری که اوترد اون رو برده یا نه؟

00:43:59.208 --> 00:44:01.714
باور دارم که اوترد با بچه‌ها رفته

00:44:03.050 --> 00:44:07.100
‫پس در بهترین شرایط، دوتا از نوه‌های من...

00:44:07.810 --> 00:44:10.650
‫در زمان بیماری در فضای باز در حال سفرن

00:44:13.823 --> 00:44:16.579
‫چطور کار به اینجا کشیده شد، ادوارد؟

00:44:18.375 --> 00:44:21.674
‫چطور اینقدر سردرگم شدی؟

00:44:21.757 --> 00:44:24.764
شکل دادن اتحاد با مرسیا همه‌چیزه

00:44:28.104 --> 00:44:30.234
‫من قصد آسیب زدن به هیچ بچه‌ای رو نداشتم

00:44:33.825 --> 00:44:38.878
‫اما پای بچه‌ها نباید به سیاست کشیده
‫بشه ادوارد. ما اینو میدونیم

00:44:39.880 --> 00:44:41.008
‫اونایی که پاشون کشیده میشه...

00:44:42.302 --> 00:44:45.350
‫خب، ما میدونیم که به ندرت جون سالم به در میبرن

00:45:20.009 --> 00:45:21.835
‫یه مسیر واقعی

00:45:23.012 --> 00:45:27.810
‫نشونه خوبیـه. روستای بعدی که برسیم،
‫میتونیم اسب بگیریم و سریعتر حرکت کنیم

00:45:27.892 --> 00:45:31.229
‫بدون باد، بیماری نمیتونسته تا اینجای
‫شمال رسیده باشه

00:45:33.064 --> 00:45:35.149
‫میترسم که ممکنه بانو الفوین مریض شده باشه

00:45:36.108 --> 00:45:37.777
‫آره اما باید به رفتن ادامه بدیم

00:45:38.444 --> 00:45:40.600
‫- فقط بهش قوت قلب بده
‫- چطوری؟

00:45:41.739 --> 00:45:42.854
‫نمیدونم

00:45:44.951 --> 00:45:47.176
‫چیزیه که خودم توش موندم

00:45:51.249 --> 00:45:53.008
‫به راه رفتن ادامه بده

00:45:53.084 --> 00:45:54.535
‫- چیزی نمونده...
‫- اسب؟

00:45:56.671 --> 00:45:58.293
‫به سمت اون شیار برید

00:45:58.381 --> 00:45:59.423
‫بیا الفوین!

00:46:00.424 --> 00:46:01.424
‫سریعتر!

00:46:01.801 --> 00:46:02.843
‫- بیا الفوین!
‫- سریع!

00:46:04.845 --> 00:46:06.884
‫به بچه‌ها کمک کنید! به عقب نگاه نکنید

00:46:06.973 --> 00:46:09.246
‫- ادامه بدید
‫- ما نمیتونیم ازشون جلو بزنیم پدر!

00:46:20.611 --> 00:46:22.356
‫- دارن نزدیک میشن!
‫- ادامه بدید!

00:46:22.446 --> 00:46:24.281
بدوید! بجنبید!

00:46:40.214 --> 00:46:42.140
‫بیماریـه! عقب وایسید!

00:46:42.591 --> 00:46:43.596
‫عقب وایسید!

00:46:45.928 --> 00:46:46.938
‫خدای من

00:46:47.221 --> 00:46:48.485
‫میتونیم از بین‌شون شنا کنیم

00:46:49.140 --> 00:46:51.893
‫نه، ترجیح میدم باهاشون روبرو بشیم
‫و الان بمیرم

00:46:51.976 --> 00:46:54.060
‫من نمیخوام توی سه روز عرق کنم و برینم

00:46:54.145 --> 00:46:56.821
‫- من میخوام امتحان کنم، آماده مردن نیستم
‫- نه ااستیورا!

00:47:11.954 --> 00:47:14.349
‫بانو الفوین رو به من بدین و
‫از جون بقیتون می‌گذرم

00:47:14.999 --> 00:47:16.375
‫اسلحه‌هاتون رو بذارید کنار

00:47:18.502 --> 00:47:20.713
‫دفعه بعدی تیر افرادم خطا نمیره

00:47:20.796 --> 00:47:22.337
‫سپر بچه‌ها بشید

00:47:28.137 --> 00:47:30.506
‫الفوین با من بیا

00:47:31.599 --> 00:47:33.354
‫وگرنه همه این آدما رو میکشم

00:47:33.434 --> 00:47:35.436
‫بعدش مادرت رو پیدا میکنم
‫و اون رو هم میکشم

00:47:37.104 --> 00:47:39.190
‫دوستانت رو نجات بده و با من بیا

00:47:41.233 --> 00:47:42.529
‫همون جایی که هست میمونه

00:47:43.069 --> 00:47:45.179
‫الفوین ما نامزد همیم

00:47:50.201 --> 00:47:51.294
‫ثابت بمون

00:47:52.912 --> 00:47:55.081
‫با جونـتون از بچه‌ها محافظت کنید

00:47:56.415 --> 00:48:00.043
‫وقتیـکه مبارزه شروع شد، خیلی تند
‫به سمت جنگل بدو مرد کوچک

00:48:02.671 --> 00:48:03.714
بعدا ازت پسش می‌گیرم

00:48:10.388 --> 00:48:12.557
‫- آماده‌ای خواهر جنگجو؟
‫- آماده‌ست

00:48:16.185 --> 00:48:20.748
‫لطفا نذار مادرم رو بکشن!

00:48:26.946 --> 00:48:28.413
‫بچه رو بگیرید!

00:48:43.504 --> 00:48:45.884
‫نه. نه، نه به دستورش گوش ندید!

00:48:45.965 --> 00:48:47.521
‫به همتون خیانت کرده!

00:48:48.342 --> 00:48:50.722
‫لرد اتلرد رو کشته!
‫خودم شاهد بودم...

00:48:50.803 --> 00:48:52.263
یه کلام از خائنِ مرسیا...

00:48:52.346 --> 00:48:54.265
‫همونطوری که به شدت روی تختش زخمی
‫افتاده بود...

00:48:54.348 --> 00:48:57.643
‫- این حرفای یه فاحشه‌ست!
‫- به کتاب مقدس قسم میخورم!

00:48:59.770 --> 00:49:03.558
‫اتلرد اجازه نداد که برادرم با
‫این بچه‌ی بیچاره ازدواج کنه

00:49:04.316 --> 00:49:05.593
‫و ایشونم کشتش

00:49:06.444 --> 00:49:07.903
‫این مردیه که شما بهش خدمت میکنید

00:49:08.654 --> 00:49:11.875
‫ازش بپرسید چرا اتلرد به
‫جنگ در تتنهال دیر رسید؟

00:49:12.324 --> 00:49:14.991
‫چون این مرد بهتون دروغ گفت!

00:49:15.077 --> 00:49:19.165
‫روزها درنگ کرد که بهتون بگه
‫دوستان مرسیاییتون مُرده‌ان!

00:49:19.248 --> 00:49:23.378
‫روزهایی که میتونستید به خونه برگردید
‫و خونواده‌تون رو نجات بدید!

00:49:23.461 --> 00:49:25.835
‫قاصدی که ادوارد برای خبر دادن دردسر

00:49:25.921 --> 00:49:28.551
‫به ما فرستاده بود رو کشت و دفنـش کرد

00:49:28.632 --> 00:49:31.504
افراد من با دروغ‌های تو گول نمیخورن

00:49:31.594 --> 00:49:32.765
‫بذار این زن حرفش رو بزنه!

00:49:37.892 --> 00:49:39.533
‫من از جنایتش مدرک دارم!

00:49:40.394 --> 00:49:43.279
‫داخل کیسه‌ای که دور گردنش
‫میندازه رو نگاه کنید!

00:49:43.939 --> 00:49:49.487
‫میتونید حلقه‌ای رو که از پادشاهتون هنگام
‫مرگش دزدیده رو داخلش ببینید

00:49:50.029 --> 00:49:51.274
‫چنین چیزی حقیقت نداره

00:49:51.363 --> 00:49:53.574
‫اگه حقیقت نداره پس اثباتش کن

00:49:54.825 --> 00:49:56.515
‫به افرادت نشون بده که چی داخلشه

00:49:58.329 --> 00:50:01.648
‫الفوین رو بگیرید وگرنه بخاطر
‫خیانت اعدامتون میکنم

00:50:04.210 --> 00:50:05.438
‫کاری که میگم رو بکنید!

00:50:06.462 --> 00:50:08.009
افراد خودت رو تهدید نکن!

00:50:09.882 --> 00:50:10.882
‫حرف زدن بسه

00:50:11.550 --> 00:50:12.735
‫اگه اون دروغ میگه...

00:50:13.636 --> 00:50:15.870
‫بهمون نشون بده که چی دور گردنته

00:50:16.889 --> 00:50:17.934
‫فورا

00:50:36.617 --> 00:50:39.707
‫مال لرد اتلردـه. مُهرش روشه!

00:50:48.003 --> 00:50:53.315
‫تو نمیتونی انکارش کنی. قبل از اینکه
‫این مردان بکشنت خودت رو نجات بده

00:50:53.634 --> 00:50:55.720
‫به فرانکیا فرار کن برادر!

00:51:01.892 --> 00:51:02.941
‫حالا دیگه جات امنـه

00:51:23.789 --> 00:51:25.166
‫برمیگرده؟

00:51:25.708 --> 00:51:27.772
‫شک دارم که دوباره زنده ببینمش

00:51:29.837 --> 00:51:31.172
دیگه به ما کاری نداره

00:52:22.765 --> 00:52:23.872
‫کی اینکار رو باهات کرده؟

00:52:25.225 --> 00:52:26.404
‫دانمارکی‌ها

00:52:27.394 --> 00:52:31.883
‫جنوب اینجا مستقر شدن... از ایرلند

00:52:33.567 --> 00:52:36.728
‫بهم گفتن که بگم قصد کشت‌وکشتار دارن

00:52:37.613 --> 00:52:40.366
‫و سرِ شما اولین سری خواهد بود
‫که جدا میکنن

00:52:45.754 --> 00:52:46.901
‫<font color="#2ef13d">«ولفرونتون»</font>

00:52:46.927 --> 00:52:47.865
‫<font color="#2ef13d">«والرتان»
‫«پادشاهی مرسیا»</font>

00:52:47.915 --> 00:52:49.792
‫قبل از اینکه به چنین چیزهایی نیاز پیدا کنی

00:52:49.875 --> 00:52:52.419
‫زمان زیادی برای کتاب خوندن و
‫بازی کردن داری

00:52:57.174 --> 00:52:58.205
‫اتلستن؟

00:53:00.678 --> 00:53:01.884
تو ‫با فینان میری

00:53:01.970 --> 00:53:03.509
‫حواست بهش هست؟ هوم؟

00:53:05.432 --> 00:53:07.347
‫شما دوتا به جاده برید و
‫اتلفلد رو پیدا کنید

00:53:07.434 --> 00:53:09.234
‫بهش بگید که الان جای بچه‌اش امنـه

00:53:09.311 --> 00:53:11.233
‫ایدیف و ازفرت تا اینجا همراهیش می‌کنن

00:53:11.313 --> 00:53:13.478
‫تا وقتیـکه ادوارد سوگند بخوره
‫که بهش آسیبی نمیرسونه

00:53:13.565 --> 00:53:16.026
‫بهش میگید که به چجور مردی
‫اعتماد کرده

00:53:16.944 --> 00:53:20.438
‫پس برای صلح میجنگیم لرد... دوباره

00:53:20.864 --> 00:53:22.659
‫نمیتونیم اجازه بدیم که برعلیه
‫همدیگه بشن

00:53:25.452 --> 00:53:26.495
‫انجامش بدیم؟

00:53:29.123 --> 00:53:30.176
‫انجامش میدیم

00:53:50.978 --> 00:53:52.356
‫متاسفانه داره بدتر میشه

00:53:54.231 --> 00:53:56.694
‫تا وقتیکه من برگردم میتونی زنده نگهش داری؟

00:53:57.276 --> 00:53:59.272
‫هرکاری که از دستمون بربیاد انجام میدیم

00:54:06.034 --> 00:54:07.146
‫مجبوریم

00:54:09.413 --> 00:54:11.058
‫اون آینده‌ست

00:54:11.100 --> 00:54:19.100
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
