﻿WEBVTT

00:00:01.002 --> 00:00:03.421
<i>‫من اوترد پسر اوترد هستم.</i>

00:00:03.963 --> 00:00:09.052
<i>‫رانوالدر به برادرش خیانت کرد و به
‫بریدا برای حمله به افرویچ کمک کرد.</i>

00:00:09.594 --> 00:00:12.263
‫نترس برادر. اون برای نجات ما این‌جاست.

00:00:12.347 --> 00:00:16.809
<i>‫در حالی که بریدا به سیگتریگر ماموریتی
‫داد که اون جرات نداشت ردش کنه.</i>

00:00:16.893 --> 00:00:19.437
‫ما همسرت رو پیدا می‌کنیم،
‫می‌دونی که پیداش می‌کنیم.

00:00:19.520 --> 00:00:23.733
‫اگه تو اوترد رو برای من
‫بیاری جونش رو می‌بخشم.

00:00:24.317 --> 00:00:26.736
<i>‫ایدیث خبر مهمی رو داد.</i>

00:00:26.819 --> 00:00:30.156
‫خانم، متاسفانه برای نجات
‫شما از این آفت خیلی دیر شده.

00:00:30.740 --> 00:00:32.909
‫فکر می‌کنم شما تا بهار زنده نیستید.

00:00:32.992 --> 00:00:36.329
<i>‫توی وینچستر پادشاه ادوارد
‫یک عشق جدید پیدا کرد.</i>

00:00:36.913 --> 00:00:39.249
‫بانو یاگفو، با ما غذا بخورید.

00:00:39.874 --> 00:00:43.544
‫اعلیحضرت، باعث افتخار منه.

00:00:43.628 --> 00:00:45.838
<i>‫اما اتلهلم به توطئه علیه اون ادامه داد.</i>

00:00:45.922 --> 00:00:50.510
‫به بخش‌های ساکسون‌ها اطلاع بده
‫که برای کمک به اون نیرو نفرستند.

00:00:50.593 --> 00:00:52.720
‫این حرف پادشاهه، درسته؟

00:00:52.804 --> 00:00:54.514
‫اگه ازش پرسیده بشه اون
‫چنین چیزی رو انکار می‌کنه.

00:00:55.014 --> 00:00:59.310
<i>‫استیورا نتونست دست روی دست
‫بذاره و اجازه بده مردمش کشته بشن.</i>

00:00:59.394 --> 00:01:02.355
‫بریدا! تو تاوان اینو میدی!

00:01:02.438 --> 00:01:03.982
‫پس خودتو نشون بده!

00:01:04.065 --> 00:01:07.610
<i>‫حالا ما باید مخفیانه وارد شهر
‫بشیم و دخترم رو نجات بدیم.</i>

00:01:09.195 --> 00:01:10.613
<i>‫همه‌چی مقدر شده!</i>

00:01:23.835 --> 00:01:24.961
‫بریدا!

00:01:38.558 --> 00:01:39.726
‫استیورا!

00:01:40.310 --> 00:01:43.479
‫استیورا، این‌کارو نکن! اونو دور نزن!

00:01:50.361 --> 00:01:54.490
‫عزیزای من می‌بینید که
‫خدایان چطور به ما نظر کردن؟

00:01:54.574 --> 00:01:56.200
‫دیدین که کیو برای ما آوردن؟

00:01:56.284 --> 00:01:58.995
‫خدایان فراموش نمی‌کنن که
‫به اسم اونا چه کارهایی کردی.

00:01:59.078 --> 00:02:01.372
‫جلوی دهنت رو بگیر، و
‫گرنه افرادم زبونت رو میبرن.

00:02:01.456 --> 00:02:04.167
‫نه. تو با من می‌جنگی.

00:02:04.250 --> 00:02:07.879
‫تو شهر منو گرفتی و مردم منو کشتی.

00:02:07.962 --> 00:02:09.755
‫تو با من مواجه میشی.

00:02:11.381 --> 00:02:13.968
‫یا می‌خوای پشت برده‌هات مخفی بشی؟

00:02:15.428 --> 00:02:20.266
‫تو چشم‌های اوترد رو داری. شاید وقتی
‫کارم با تو تموم شد چشم‌هات رو نگه دارم.

00:02:22.268 --> 00:02:24.228
‫قضیه چیه؟

00:02:24.312 --> 00:02:27.273
‫اون داشت به بقیه برای فرار
‫کمک می‌کرد. قصد جونم رو کرده بود.

00:02:28.107 --> 00:02:30.735
‫دلیلی برای خونریزی بیشتر نیست، بریدا.

00:02:30.818 --> 00:02:33.488
‫هلا خدمتکار خوبیه، اون به درد تو می‌خوره.

00:02:34.447 --> 00:02:35.490
‫هوم.

00:02:41.245 --> 00:02:43.790
‫نظرت چیه، دختر؟

00:02:44.791 --> 00:02:46.376
‫تو به درد می‌خوری؟

00:02:52.090 --> 00:02:53.132
‫خوبه.

00:03:10.650 --> 00:03:13.569
‫بذارید مرگ اون هشداری
‫برای همه‌ی شما باشه...

00:03:13.653 --> 00:03:16.489
‫که پشت دختر دانمارکی کش باشید.

00:03:34.298 --> 00:03:35.383
‫حرکت کنید!

00:03:41.973 --> 00:03:43.141
‫یه میدان مبارزه درست کنید.

00:03:43.224 --> 00:03:44.559
‫با من بجنگ، بریدا.

00:03:48.855 --> 00:03:49.897
‫تو جنگجو نیستی

00:03:49.939 --> 00:03:51.941
‫من ملکه‌ی افرویچ هستم.

00:03:52.775 --> 00:03:54.694
‫من دختر پدرم هستم.

00:03:54.777 --> 00:03:57.238
‫شاید می‌ترسی که خدایان طرف من باشن؟

00:03:57.321 --> 00:03:59.198
‫تو هیچی از خدایان نمیدونی.

00:04:03.327 --> 00:04:04.412
‫میدان مبارزه رو درست کنید.

00:04:08.624 --> 00:04:12.336
‫این‌ کارو نکن، استیورا! نجنگ!

00:04:12.361 --> 00:04:18.618
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:05:18.402 --> 00:05:19.445
‫ما توی شهر هستیم.

00:05:27.078 --> 00:05:28.913
‫یه میدان درست کنید!

00:05:54.689 --> 00:05:56.857
‫حالا می‌دونم لمس گه چه حسی داره.

00:06:59.295 --> 00:07:00.838
‫استیورا.

00:07:00.921 --> 00:07:03.507
‫استیورا، این‌کارو نکن!

00:07:04.967 --> 00:07:07.178
‫می‌دونید که چه کار کنین، سریع باشید.

00:07:09.722 --> 00:07:11.557
‫نجنگ، استیورا!

00:07:13.225 --> 00:07:14.935
‫ما با علامت تو میایم.

00:07:52.139 --> 00:07:54.100
‫من آزادتون می‌کنم، آماده باشید.

00:08:24.755 --> 00:08:26.590
‫بیاید جلو حرومزاده‌ها!

00:08:26.674 --> 00:08:27.716
‫هاها!

00:09:16.098 --> 00:09:17.475
‫بریدا!

00:09:20.561 --> 00:09:24.732
‫نباید میومدی سراغ بچه‌های من، بریدا.

00:09:24.815 --> 00:09:27.693
در هر صورت اون کشیش کوچولو ‫از
آلتش استفاده‌ای هم نمی‌کرد.

00:09:46.378 --> 00:09:47.421
‫سیگتریگر!

00:09:49.840 --> 00:09:52.468
‫استیورا!

00:09:57.264 --> 00:09:59.850
‫چند نفر رو برای کمک به مردم نگه دارید.

00:10:02.561 --> 00:10:03.729
‫آماده باشید!

00:10:44.061 --> 00:10:46.313
‫ویبکه، قایم شو تا خودم بیام سراغت.

00:11:19.722 --> 00:11:22.016
‫برید توی جنگل! خودتون رو مخفی کنید!

00:11:23.392 --> 00:11:24.435
‫پناه بگیرید!

00:11:48.751 --> 00:11:49.793
‫ویبکه!

00:11:52.254 --> 00:11:54.631
‫ویبکه! ویبکه طاقت بیار!

00:11:54.715 --> 00:11:56.342
‫مادر! مادر!

00:12:03.265 --> 00:12:05.309
‫ویبکه، خدایان از تو محافظت می‌کنن!

00:12:10.981 --> 00:12:14.026
‫- بچه، از اون لبه بیا کنار.
‫- مادر!

00:12:14.109 --> 00:12:15.152
‫ویبکه!

00:12:15.736 --> 00:12:17.071
‫بیا پیش من.

00:12:17.654 --> 00:12:18.739
‫نرو پیش اون.

00:12:18.822 --> 00:12:21.533
‫نترس. دستت رو بده من.

00:12:21.617 --> 00:12:22.659
‫بپر بغل من!

00:12:23.243 --> 00:12:26.246
‫- ویبکه. بپر بغل من. خدایان با ما هستند.
‫- بریدا، نه!

00:12:27.247 --> 00:12:30.292
‫- دستت رو بده من.
‫- به من اعتماد کن، ما می‌تونیم.

00:12:30.376 --> 00:12:32.211
‫ما می‌تونیم، به من اعتماد کن.

00:12:32.294 --> 00:12:33.545
‫من می‌گیرمت!

00:12:35.214 --> 00:12:36.882
‫- نه!
‫- ویبکه!

00:12:38.008 --> 00:12:39.051
‫ویبکه!

00:13:51.415 --> 00:13:54.710
‫عقب نشینی کنید! عقب نشینی کنید!

00:14:13.228 --> 00:14:14.271
‫بگیریدش.

00:14:16.148 --> 00:14:19.276
‫من برادر سیگتریگر هستم.
‫من برادر سیگتریگر هستم!

00:14:20.068 --> 00:14:21.653
‫سیگتریگر، اون مجبورم کرد.

00:14:22.237 --> 00:14:23.489
‫اون مجبورم کرد!

00:15:29.930 --> 00:15:32.933
‫می‌دونستم که میای.

00:15:34.101 --> 00:15:36.228
‫تو خوب جنگیدی، استیورا.

00:15:36.311 --> 00:15:37.896
‫بریدا فرار کرد.

00:15:38.647 --> 00:15:39.982
‫چرا گذاشتی زنده بمونه؟

00:15:42.526 --> 00:15:49.157
‫بچه‌ش مرد. در سواستفاده از
‫سوگواری اون هیچ افتخاری نیست.

00:15:49.241 --> 00:15:51.535
‫اون افراد بیشتری رو پیدا
‫می‌کنه که ازش پیروی کنند.

00:15:51.618 --> 00:15:53.245
‫حالا وقتشه که این
‫قضیه رو تموم کنیم.

00:15:54.871 --> 00:15:57.708
‫ما خیلی از افرادمون رو از دست دادیم.

00:15:58.959 --> 00:16:01.628
‫- اگه تو نری دنبالش خودم میرم.
‫- من میرم.

00:16:02.838 --> 00:16:03.714
‫فینان.

00:16:03.797 --> 00:16:09.720
‫سیتریک. افرادت رو از رومکفا جمع
‫کن. جشن پیروزی بعدا گرفته میشه.

00:16:09.803 --> 00:16:11.305
‫چرا، سرورم؟

00:16:11.888 --> 00:16:13.223
‫ما باید بریم دنبال بریدا.

00:16:14.516 --> 00:16:15.684
‫همین حالا.

00:16:17.227 --> 00:16:19.521
‫سرورم، من باید باهاتون حرف بزنم...

00:16:19.604 --> 00:16:21.982
‫پدر پیرلیگ رو پیدا کن. اون پیش مردم شهره.

00:16:22.065 --> 00:16:25.193
‫بعد این‌جا بمون و مطمئن
‫شو که بقیه‌ی شهر امنه.

00:16:44.504 --> 00:16:46.590
‫برادر، من در حقت بدی کردم.

00:16:47.382 --> 00:16:48.925
‫اون ساحره منو فریب داد.

00:16:49.009 --> 00:16:50.761
‫حرف نزن.

00:16:54.014 --> 00:16:55.140
‫صبر کن! خواهش می‌کنم!

00:16:57.684 --> 00:16:59.019
‫من باهات جنگیدم!

00:16:59.102 --> 00:17:03.106
‫نه، تو دیدی که ورق برگشته
‫و فقط دنبال نجات خودت بودی.

00:17:03.190 --> 00:17:04.983
‫من جونت رو نجات دادم.

00:17:11.907 --> 00:17:12.949
‫ما برادر هستیم.

00:17:16.119 --> 00:17:17.287
‫ما همخونیم.

00:17:28.965 --> 00:17:32.302
‫به سمت جنگل برید! اون‌جا مخفی
‫بشید تا برای برگشتن امن بشه.

00:17:33.095 --> 00:17:35.972
‫این سربازا شما رو می‌برن پیش بقیه، نترسید.

00:18:06.253 --> 00:18:08.713
‫می‌خوای یه زنگوله هم بنداز گردنت، پسر.

00:18:08.797 --> 00:18:10.006
‫ببخشید.

00:18:11.383 --> 00:18:12.801
‫ببین. جسد.

00:18:14.594 --> 00:18:16.388
‫اون از این‌ طرف اومده.

00:18:28.859 --> 00:18:30.610
‫شاید بهتر باشه بقیه رو بیاریم.

00:18:52.257 --> 00:18:53.758
‫ببخشید.

00:18:54.342 --> 00:18:56.720
‫این اولین جنگته، عادیه.

00:18:57.596 --> 00:19:01.099
‫من بعد اولین نبردم کل دل و روده‌ام
‫رو توی کلاه‌خود برادرم رگنار بالا آوردم.

00:19:04.519 --> 00:19:09.065
‫تو کارت خوب بود. بقیه رو جمع کن،
‫بهشون بگو بریدا به سمت شمال میره.

00:19:09.149 --> 00:19:11.151
‫- من میرم جلو.
‫- اوترد، نه.

00:19:11.234 --> 00:19:14.488
‫بریدا فرار کرد، این کار
‫تو نبود. خودت می‌دونی.

00:19:16.031 --> 00:19:17.866
‫باید از سرزنش خودت دست برداری.

00:19:18.408 --> 00:19:19.910
‫اون فرار نکرد.

00:19:21.953 --> 00:19:22.996
‫من اجازه دادم بره.

00:19:44.768 --> 00:19:45.977
‫این حقیقت داره؟

00:19:46.478 --> 00:19:50.106
‫کشیش کاملا مطمئن بود که
‫بانو اتلفرد بهار رو نمی‌بینه.

00:19:52.734 --> 00:19:55.570
‫به پادشاه خبری از خواهرش نرسیده.

00:19:58.490 --> 00:20:03.411
‫به نظر میاد که اون
‫دنبال حمایت وسکس نیست...

00:20:03.954 --> 00:20:05.747
‫قبل این‌که جانشین خودش رو معرفی کنه.

00:20:06.248 --> 00:20:08.250
‫اون فقط به تایید شورای مرسیا نیاز داره.

00:20:08.333 --> 00:20:11.127
‫همه‌ی اونا تاج و تخت رو
‫برای پسرای خودشون می‌خوان.

00:20:11.711 --> 00:20:14.923
‫هر کسی که اون اسمش رو بیاره
‫یه جنگ خونینی رو در پیش داره.

00:20:15.006 --> 00:20:16.049
‫هوم.

00:20:20.011 --> 00:20:23.348
‫مگه این‌که بخواد تاج و
‫تخت رو به بانو الفوین بده.

00:20:23.431 --> 00:20:24.599
‫دخترش؟

00:20:25.183 --> 00:20:28.562
‫واقعا فکر می‌کنی که اعضای شورا به همین
‫راحتی جاه طلبی‌های خودشون رو کنار میذارن؟

00:20:28.645 --> 00:20:32.607
‫اونا از این انتخاب خوششون
‫نمیاد، اما این انتخاب...

00:20:33.275 --> 00:20:35.443
‫باعث تداوم صلح میشه.

00:20:35.527 --> 00:20:39.614
‫این باعث اجتناب از جنگ داخلی میشه
‫که ما بعد از مرگ اتلرد شاهدش بودیم.

00:20:41.241 --> 00:20:43.702
‫اما شاید این تنها راه حل نیست.

00:20:44.286 --> 00:20:51.459
‫- تو کسی رو مد نظر داری؟
‫- کی بهتر از نوه‌ی من الفورد؟

00:20:52.419 --> 00:20:53.962
‫اون برادرزاده‌ی بانو هست.

00:20:54.045 --> 00:20:58.883
‫اون انتخاب بسیار مناسب‌تری
‫برای ادامه‌ی سلطنت خاندان اونه...

00:20:58.967 --> 00:21:03.430
‫و به اندازه‌ای جوونه که الدرمن
‫فکر می‌کنه می‌تونه روش تاثیر بذاره.

00:21:03.513 --> 00:21:04.931
‫اونا رو باید قانع کرد.

00:21:05.015 --> 00:21:07.267
‫درسته.

00:21:09.644 --> 00:21:12.355
‫ما باید با احتیاج جلو بریم.

00:21:13.523 --> 00:21:17.569
‫ببین چه‌قدر شورای نسبت به اتلفلد وفاداره.

00:21:17.652 --> 00:21:19.529
‫می‌تونم به دوستامون توی ایلزبرگ خبر بدم.

00:21:19.571 --> 00:21:22.991
‫آره. سریع انجامش بده. این قضیه
‫برای مدت زیادی مخفی نمی‌مونه.

00:21:23.074 --> 00:21:26.119
‫مخصوصا اگه اون کشیش شمشیر به دست بفهمه.

00:21:31.416 --> 00:21:32.459
‫سرورم!

00:21:33.835 --> 00:21:36.463
‫اگه بریدا از این مسیر گذشته
‫باشه،‌ چند ساعت پیش بوده.

00:21:36.546 --> 00:21:38.840
‫ما می‌تونیم سپیده دم برگردیم، سرورم.

00:21:38.923 --> 00:21:42.135
‫با نیروهای بیشتری از افرویچ می‌تونیم
‫محدوده‌ی جستجو رو گسترده‌تر کنیم.

00:21:42.218 --> 00:21:44.679
‫خیلی دیر میشه. ما باید به گشتن ادامه بدیم.

00:21:44.763 --> 00:21:46.639
‫ردشون رو گم کردیم، اوترد.

00:22:00.904 --> 00:22:02.364
‫ما به افرویچ برمی‌گردیم!

00:22:06.951 --> 00:22:08.119
‫تو پیداش می‌کنی.

00:22:09.079 --> 00:22:10.121
‫بله، پیداش می‌کنم.

00:22:15.210 --> 00:22:16.252
‫اعلیحضرت.

00:22:17.712 --> 00:22:21.424
‫از مرسیا به من خبر رسیده که
‫افراد من به سیگتریگر نرسیدند.

00:22:21.508 --> 00:22:23.676
‫اتلفلد برای افرویچ کمکی نفرستاده.

00:22:24.844 --> 00:22:27.972
‫- که این‌طور.
‫- من متوجه نمیشم.

00:22:28.056 --> 00:22:31.017
‫چرا باید خواهرم این‌قدر
‫بی‌پروایانه صلح رو به خطر بندازه؟

00:22:32.227 --> 00:22:36.648
‫شاید بانو اتلفلد کاری رو کرده که
‫وسکس باید مدت‌ها پیش انجام میداد...

00:22:36.731 --> 00:22:38.983
‫و با دشمن داخلی ارتباطش رو قطع می‌کرد.

00:22:39.901 --> 00:22:41.361
‫نه، اون این‌جوری نبود.

00:22:42.112 --> 00:22:45.782
‫و چرا خبری از پیرلیگ نشد؟

00:22:48.034 --> 00:22:51.371
‫من یه پیک به ایلزبرگ می‌فرستم.
‫یه چیزی هست که ما نمی‌دونیمش.

00:23:02.340 --> 00:23:04.551
‫بیا، باید برای اولین پیروزیت مست کنی.

00:23:04.634 --> 00:23:07.971
‫این قسمتی هست که ما معمولا
‫از قدردانی زنای محلی لذت می‌بریم.

00:23:08.054 --> 00:23:09.180
‫اگه بریدا زنی باقی گذاشته باشه.

00:23:39.752 --> 00:23:41.087
‫من کور بودم.

00:23:42.088 --> 00:23:45.383
‫من دروازه رو باز کردم و اجازه
‫دادم گرگ‌ها به میان مردمم بیان.

00:23:45.467 --> 00:23:50.430
‫تو ما رو به پیروزی رسوندی. افرویچ
‫به حالت قبل برگشته، استیورا در امانه.

00:23:51.389 --> 00:23:54.767
‫همه‌ی اونا به من خیانت کردند. نه
‫فقط اونی که من بهش می‌گفتم برادر.

00:23:54.851 --> 00:23:59.355
‫من ضعیف بودم. وقتی مسیحی‌ها
‫مردمم رو مسموم می‌کردن ساکت موندم.

00:24:02.650 --> 00:24:03.818
‫منم مثل تو عصبانی هستم.

00:24:06.029 --> 00:24:09.199
‫- اما حقیقت...
‫- حقیقت؟ هیچ حقیقتی نبود.

00:24:10.033 --> 00:24:11.951
‫همه‌اش حقه و نیرنگ بود.

00:24:13.203 --> 00:24:16.956
‫حرفای مسیحی‌ها مثل خدایی که
‫وانمود می‌کنن عاشقشن دروغینه.

00:24:17.040 --> 00:24:18.750
‫و من با اعتماد به اونا حماقت کردم.

00:24:19.417 --> 00:24:20.585
‫فکر می‌کنم اشتباه می‌کنی.

00:24:20.668 --> 00:24:25.006
‫چرا؟ چرا از اونا دفاع می‌کنی؟ اگه
‫بریدا مرسیای مسیحی رو تهدید می‌کرد...

00:24:25.089 --> 00:24:27.592
‫فکر می‌کنی ادوارد دست روی دست میذاشت؟

00:24:29.344 --> 00:24:33.389
‫اما وقتی که دانمارکی‌ها مورد
‫حمله قرار گرفتن اون علیه ما شد.

00:24:34.307 --> 00:24:38.645
‫اوترد، ما فقط کافرهایی هستیم
‫که قربانی میشیم، نه بیشتر.

00:24:38.728 --> 00:24:42.357
‫پیرلیگ گفت که ادوارد افرادی رو
‫برای کمک به تو به مرسیا فرستاد.

00:24:42.440 --> 00:24:44.692
‫تو برای اونا چند تا جنگ رو برنده شدی؟

00:24:44.776 --> 00:24:46.194
‫این‌جوری جوابت رو میدن؟

00:24:46.903 --> 00:24:50.281
‫اونا بهت بی‌احترامی کردن.
‫اونا دخترت رو ول کردن.

00:24:50.949 --> 00:24:52.575
‫اونا مثل تو سر قولشون نیستن.

00:24:53.326 --> 00:24:55.411
‫اونا از تو حمایت نکردند.

00:24:58.998 --> 00:25:01.251
‫به من قسم وفاداری بخور.

00:25:03.419 --> 00:25:04.671
‫کنار همنوع خودت بمون.

00:25:11.052 --> 00:25:12.095
‫هوم؟

00:25:18.768 --> 00:25:20.228
‫جای من توی رومکفا هست.

00:25:27.652 --> 00:25:28.695
‫هوم.

00:26:06.107 --> 00:26:07.817
‫پدر، سیگتریگر...

00:26:10.361 --> 00:26:13.990
‫به‌خاطر خیانت برادرش
‫الان توی وضع خوبی نیست.

00:26:14.991 --> 00:26:18.411
‫غرور اون جریحه دار شده،
‫اون برای بهبود به زمان نیاز داره.

00:26:18.494 --> 00:26:21.706
‫فقط غرورش نیست، می‌دونم
‫که تو هم متوجهش شدی.

00:26:24.125 --> 00:26:26.377
‫اون به راهنمایی تو نیاز داره،
‫اون به حرفت گوش می‌کنه.

00:26:29.631 --> 00:26:30.673
‫می‌مونی؟

00:26:38.953 --> 00:26:45.752
[جاده‌ی ایلزبرگ - اردوگاه اتلفلد]

00:26:49.400 --> 00:26:52.028
‫اینو بنوش. به خوابت کمک می‌کنه، بانو.

00:26:52.862 --> 00:26:54.113
‫تو یکم تب داری.

00:26:54.655 --> 00:26:57.700
‫من نباید تا ملاقات پدر بندیکت بخوابم.

00:26:58.493 --> 00:27:02.330
‫مادرم هیچ وقت به من اجازه نمیداد
‫که بدون یه کشیش به خونه سفر کنم.

00:27:02.413 --> 00:27:04.916
‫عزیزم بندیکت این‌جاست.

00:27:05.541 --> 00:27:08.795
‫بانو باید امشب استراحت کنه.
‫اون به‌خاطر سفر ضعیف شده.

00:27:09.629 --> 00:27:13.841
‫اون با عنایت خدا خوب
‫میشه، نه معجون‌های تو.

00:27:18.096 --> 00:27:20.848
‫کمکم می‌کنی ردام رو بپوشم ایدیث؟

00:27:32.235 --> 00:27:35.738
‫آیین شفابخشی حالت رو خوب می‌کنه.

00:27:37.949 --> 00:27:42.036
‫"و حواری به آن‌ها گفت آیا
‫در میان شما مریضی هست؟

00:27:42.620 --> 00:27:45.456
‫بگذارید که او کشیش‌های
‫کلیسا را فرا بخواند.

00:27:46.791 --> 00:27:51.129
‫بگذارید که آنها برای او دعا کنند،
‫با روغن مقدس او را مسح نمایند،

00:27:51.212 --> 00:27:54.507
‫به نام خداوند بزرگ."

00:27:55.508 --> 00:27:56.551
‫خدا رو شکر.

00:28:51.397 --> 00:28:53.357
‫دوستان ما در مرسیا پیام فرستادند.

00:28:53.983 --> 00:28:57.361
‫اونا گفتند که بانو اتلفلد
‫بین الدرمن متحدینی داره،

00:28:57.445 --> 00:29:01.073
‫اما افرادی که از موفقیت‌های
‫اون کینه به دل گرفتن بیشترند.

00:29:01.157 --> 00:29:04.160
‫پس اونا وقتی زمانش برسه الفورد
‫رو به عنوان لرد انتخاب می‌کنن؟

00:29:04.243 --> 00:29:07.288
‫فکر می‌کنم بیشتر اونا
‫توسط طمع‌شون هدایت میشن.

00:29:07.371 --> 00:29:08.414
‫هوم.

00:29:10.124 --> 00:29:12.210
‫تو باید بلافاصله این‌جا رو ترک کنی.

00:29:12.293 --> 00:29:13.961
‫مطمئن شو که شورا...

00:29:15.129 --> 00:29:16.589
‫احترام کافی رو دریافت کنه.

00:29:17.548 --> 00:29:19.759
‫اگه بانو قبل از این‌که من
‫به الدرمن برسم برگرده چی؟

00:29:19.842 --> 00:29:22.470
‫نباید این اتفاق بیفته. تو باید
‫قبل اون به ایلزبرگ برسی.

00:29:22.553 --> 00:29:26.849
‫من با الفورد بعد این‌که
‫خبر رو به پادشاه رسوندم میام.

00:29:43.074 --> 00:29:44.659
‫قصر در مقطع حساسی هست.

00:29:46.202 --> 00:29:51.749
‫من نباید این‌جا دیده بشم.

00:29:54.919 --> 00:29:57.088
‫هنوز زوده.

00:29:59.257 --> 00:30:02.176
‫همسر تو برای من توی
‫دربار وظایفی معین کرده.

00:30:03.427 --> 00:30:07.515
‫فکر کنم باید انرژی خودم رو
‫صرف هنر سوزن‌دوزی کنم.

00:30:07.598 --> 00:30:09.183
‫اه.

00:30:10.184 --> 00:30:12.895
‫فکر می‌کنم اون توسط یه
‫دختر روستایی متبرک شده...

00:30:12.979 --> 00:30:18.609
‫توسط... اگه اشتباه نکردم
‫کاتبرت قدیس شگفت زده شده.

00:30:19.902 --> 00:30:22.363
‫ملکه می‌خواد که بانوان وینچستر...

00:30:22.446 --> 00:30:25.491
‫یه فرشینه‌ی بزرگ به
‫افتخار اون قدیس بدوزند.

00:30:26.117 --> 00:30:27.285
‫البته که اینو می‌خواد.

00:30:28.119 --> 00:30:31.372
‫در حقیقت، فکر می‌کنم اون
‫می‌خواد منو زیر نظر بگیره.

00:30:31.956 --> 00:30:34.208
‫- من بهش رسیدگی می‌کنم.
‫- نه، نیازی به این کار نیست.

00:30:35.876 --> 00:30:38.004
‫نمی‌خوام باعث رنجش اون بشم.

00:30:46.178 --> 00:30:48.097
‫امشب برمیگردی؟

00:30:50.808 --> 00:30:52.852
‫این دستور پادشاه منه؟

00:30:54.520 --> 00:30:55.563
‫به چنین چیزی امید دارم.

00:31:03.446 --> 00:31:06.032
‫هزاران بار عذرخواهی
‫می‌کنم که بدموقع مزاحم شدم...

00:31:11.078 --> 00:31:12.121
‫لرد اتلهلم.

00:31:20.379 --> 00:31:21.422
‫خب؟

00:31:26.927 --> 00:31:29.680
‫راه آسونی برای
‫رسوندن چنین خبری نیست.

00:31:33.643 --> 00:31:36.896
‫خبرهای غم‌انگیزی از مرسیا به من رسیده.

00:31:38.606 --> 00:31:41.901
‫خواهر شما شدیدا مریضه، اعلیحضرت.

00:31:43.194 --> 00:31:45.154
‫اون تا مدت زیادی زنده نمی‌مونه.

00:31:45.237 --> 00:31:46.364
‫غیرممکنه.

00:31:47.698 --> 00:31:49.075
‫- شکی در این نیست.
‫- نه.

00:31:49.158 --> 00:31:52.745
‫چرا باید جاسوس‌های تو قبل
‫پادشاه از چنین چیزی خبردار بشن؟

00:31:52.828 --> 00:31:54.664
‫ما در گذشته دیدیم که...

00:31:54.747 --> 00:32:01.212
‫چطور موضوع جانشینی تاج و تخت
‫مرسیا می‌تونه منجر به هرج و مرج بشه.

00:32:01.295 --> 00:32:03.798
‫فکر می‌کنم بانو می‌خواد...

00:32:03.881 --> 00:32:08.427
‫تا زمانی که ممکنه موضوع
‫بیماریش مخفی بمونه.

00:32:09.678 --> 00:32:10.721
‫امکان نداره.

00:32:12.932 --> 00:32:14.308
‫من خیلی متاسفم.

00:32:18.938 --> 00:32:22.983
‫البته. این توضیح میده که
‫چرا بانو ارتش مرسیا رو...

00:32:23.067 --> 00:32:24.318
‫برای کمک به افرویچ نفرستاد.

00:32:27.613 --> 00:32:32.326
‫در هر صورت، گزارشاتی مبنی بر بازپس‌گیری
‫شهر توسط سیگتریگر به دست ما رسیده.

00:32:33.953 --> 00:32:35.246
‫خبر خوب کوچیکیه.

00:32:38.374 --> 00:32:39.792
‫ممنون، لرد اتلهلم.

00:32:46.048 --> 00:32:47.550
‫شما به مرسیا سفر می‌کنید؟

00:32:52.805 --> 00:32:55.641
‫ببخشید، من دیگه مزاحم
‫ماتم و اندوه شما نمیشم.

00:33:09.905 --> 00:33:12.116
‫- سرورم
‫- فینان، پیرلیگ رو پیدا کردی؟

00:33:12.199 --> 00:33:14.785
‫من تا شب دنبالش گشتم،
‫نشونه‌ای از اون نبود.

00:33:15.286 --> 00:33:19.331
‫- احتمالا برگشته پیش پادشاه.
‫- این کار ازش بعیده.

00:33:21.500 --> 00:33:23.669
‫اوترد، منو ببخش. ما باید با هم حرف بزنیم.

00:33:23.752 --> 00:33:26.797
‫ما میریم دنبال بریدا.
‫ما توی راه حرف میزنیم.

00:33:30.593 --> 00:33:32.470
‫در مورد بانو اتلفلد هست.

00:33:37.246 --> 00:33:42.814
[ایلزبرگ - ایلسبری - قلمروی مرسیا]

00:33:52.823 --> 00:33:54.033
‫لرد الدهلم!

00:33:56.243 --> 00:33:58.621
<i>‫اون زنده‌ست، اما قدرت جسمی نداره.</i>

00:33:58.704 --> 00:34:02.124
‫نمی‌خواد تا وقتی که مسئله حل
‫بشه وضعیتش رو کسی بفهمه.

00:34:02.208 --> 00:34:04.460
‫اون به کمک تو برای ورود به قصر نیاز داره.

00:34:39.578 --> 00:34:42.998
‫اون تا بهار زنده نمی‌مونه.

00:34:50.589 --> 00:34:52.675
‫اما اون توی رومکفا کاملا حالش خوب بود.

00:34:54.927 --> 00:34:56.554
‫باید در این مورد اشتباه کرده باشی، فینان.

00:34:56.637 --> 00:34:58.305
‫کاش اشتباه کرده بودم.

00:34:59.348 --> 00:35:00.724
‫اون وقت زیادی نداره.

00:35:15.281 --> 00:35:16.907
‫و تو این رو از من مخفی نگه داشتی؟

00:35:19.493 --> 00:35:22.997
‫ایدیث از من خواهش کرد که بذارم
‫توی نبرد پیروز بشیم و بعد اینو به تو بگم.

00:35:23.497 --> 00:35:25.791
‫تو حواست پیش دخترت
‫بود. کار خوبی نبود که من...

00:35:25.874 --> 00:35:27.668
‫به بار مشکلاتت اضافه کنم.

00:35:30.920 --> 00:35:32.172
‫من متاسفم، اوترد.

00:35:40.805 --> 00:35:41.848
‫امکان نداره.

00:35:43.726 --> 00:35:44.602
‫امکان نداره.

00:35:44.685 --> 00:35:46.854
‫شما برای سال‌های زیادی عاشق هم بودید.

00:35:48.022 --> 00:35:51.984
‫همه‌ی ما این رو دیدیم،‌ حتی اگه
‫بانو نتونه در موردش حرف بزنه.

00:35:52.067 --> 00:35:56.988
‫می‌دونم از وقتی که اون قسم
‫خورد تو چه دردی رو تحمل می‌کنی.

00:35:59.450 --> 00:36:03.954
‫اون می‌خواد تو با اون باشی،
‫اوترد. تو باید بری پیشش.

00:36:06.873 --> 00:36:09.168
‫فکر می‌کردم یه روزی شاید...

00:36:11.754 --> 00:36:13.380
‫فکر می‌کردم زمان بیشتری...

00:36:18.926 --> 00:36:20.804
‫حرف‌های زیادی هست که باید می‌گفتم.

00:36:25.392 --> 00:36:26.685
‫هنوز زمان هست.

00:36:39.406 --> 00:36:40.866
‫ما به ایلزبرگ میریم!

00:36:40.949 --> 00:36:41.992
‫استیورا!

00:36:43.827 --> 00:36:45.788
‫پدر؟

00:36:47.665 --> 00:36:48.707
‫پدر؟

00:36:53.754 --> 00:36:55.130
‫بانو اتلفلد داره میمیره.

00:36:56.590 --> 00:36:57.883
‫خیلی متاسفم، پدر.

00:36:59.468 --> 00:37:00.511
‫من باید برم پیش اون.

00:37:02.388 --> 00:37:06.558
‫اگه دوباره مرسیا بدون رهبر
‫بشه، تو باید مراقب باشی.

00:37:08.060 --> 00:37:09.436
‫تو می‌تونی با ما بیای.

00:37:10.771 --> 00:37:13.232
‫این می‌تونه به برطرف کردن
‫شکاف بین زمین‌هات کمک کنه.

00:37:13.982 --> 00:37:17.277
‫نه، جای من این‌جا با سیگتریگر هست.

00:37:18.612 --> 00:37:19.655
‫بله، همین‌طوره.

00:38:08.245 --> 00:38:09.538
‫ما باید به حرکت ادامه بدیم.

00:38:13.584 --> 00:38:16.962
‫آخری چی؟ باید این‌جا بکشمش؟

00:38:21.175 --> 00:38:22.217
‫اه...

00:38:24.803 --> 00:38:25.846
‫اون می‌تونه با ما بیاد.

00:38:29.558 --> 00:38:31.226
‫خدایان اون رو به من تحویل دادن.

00:38:31.310 --> 00:38:32.519
‫اونا دلیلش رو به من نشون میدن.

00:38:45.908 --> 00:38:46.950
‫مادر؟

00:38:48.327 --> 00:38:49.369
‫من این‌جام.

00:38:50.704 --> 00:38:53.499
‫الفوین. اون کجاست؟

00:38:54.541 --> 00:38:57.920
‫اون بچه نباید تو رو در
‫این حالت ببینه، عزیزم.

00:38:58.462 --> 00:39:00.506
‫بذار صبر کنیم تا وقتی
‫که حالت یکم بهتر بشه.

00:39:00.589 --> 00:39:03.133
‫الفوین باید به عنوان جانشین من تعیین بشه.

00:39:04.426 --> 00:39:07.137
‫اگه اون به سلطنت برسه ازش محافظت میشه.

00:39:09.556 --> 00:39:11.225
‫من بانو الفوین رو میارم.

00:39:14.478 --> 00:39:18.774
‫اون این‌جاست.

00:39:18.857 --> 00:39:21.360
‫اون این‌جاست. بیا ببین!

00:39:25.781 --> 00:39:26.865
‫هی!

00:39:32.955 --> 00:39:33.997
‫بانو الفوین.

00:39:40.504 --> 00:39:41.547
‫مادرت.

00:39:42.714 --> 00:39:45.968
‫در مورد اینه که من چطور
‫اونو توی رومکفا شرمنده کردم؟

00:39:46.510 --> 00:39:48.512
‫در این مورد دیگه چه حرفی برای گفتن مونده؟

00:39:48.595 --> 00:39:50.514
‫بانو اتلفلد فقط می‌خواد باهات حرف بزنه.

00:39:50.556 --> 00:39:53.225
‫مادرم فقط می‌خواد منو به‌خاطر کاری که
‫اون نمی‌تونست انجامش بده سرزنش کنه.

00:39:53.308 --> 00:39:56.478
‫مادرت هر چیزی که داشته
‫رو برای مرسیا فدا کرده!

00:39:56.562 --> 00:39:59.147
‫برای محافظت از مردمش،
‫برای محافظت از تو، تنها بچه‌اش.

00:39:59.231 --> 00:40:03.068
‫تو فقط امیدش برای آینده‌ی این
‫قلمرو نیستی. تو قلب اونی، الفوین.

00:40:04.778 --> 00:40:05.988
‫اون فقط به تو فکر می‌کنه.

00:40:12.077 --> 00:40:15.872
‫بیا. اون مشتاق دیدن توئه.

00:40:26.967 --> 00:40:28.093
‫متوجهی؟

00:40:31.722 --> 00:40:36.184
‫تنها خواسته‌ی من اینه که بدونم
‫دخترم جانشین من و بانوی مرسیا میشه.

00:40:38.103 --> 00:40:40.814
‫این باعث میشه تو در امان باشی، الفوین.

00:40:42.524 --> 00:40:44.067
‫تو باید با این موافقت کنی.

00:40:46.028 --> 00:40:48.405
‫- من آماده نیستم.
‫- به من گوش کن.

00:40:49.239 --> 00:40:51.158
‫شایعه‌ی بیماری من گسترش پیدا می‌کنه.

00:40:52.409 --> 00:40:56.622
‫افرادی هستن که می‌خوان برای نفع
‫شخصی خودشون تاج و تخت رو بدست بگیرن.

00:40:56.705 --> 00:40:57.914
‫اگه اونا موفق بشن،

00:40:57.998 --> 00:41:01.168
‫اولین کاری که می‌کنن
‫راحت شدن از دست دخترمه.

00:41:01.877 --> 00:41:03.754
‫تو داری این بچه رو می‌ترسونی.

00:41:03.837 --> 00:41:06.548
‫اون باید حقیقت رو بدونه. وقتی نمونده...

00:41:09.635 --> 00:41:10.677
‫دردش میره.

00:41:12.095 --> 00:41:13.138
‫مادر.

00:41:14.765 --> 00:41:16.183
‫خیلی درد داری؟

00:41:17.976 --> 00:41:19.978
‫نترس.

00:41:22.689 --> 00:41:25.150
‫می‌دونم چیزهای زیادی رو باید قربانی کنی.

00:41:27.319 --> 00:41:29.529
‫این تصمیمی بود که من هم باهاش مواجه شدم.

00:41:31.740 --> 00:41:33.700
‫من وانمود نمی‌کنم که این آسونه.

00:41:36.078 --> 00:41:37.454
‫اما تو تنها نیستی.

00:41:41.667 --> 00:41:43.126
‫من قوی میشم.

00:41:47.756 --> 00:41:51.802
‫من هر کاری بخوای می‌کنم. وقتی از
‫دنیا بری من به عنوان ملکه خدمت می‌کنم.

00:41:55.305 --> 00:41:57.057
‫شورای از تو حمایت می‌کنه.

00:41:58.475 --> 00:41:59.685
‫مطمئنم.

00:42:08.110 --> 00:42:09.528
‫بیا، الفوین.

00:42:10.445 --> 00:42:12.197
‫بیا با هم بریم کلیسا.

00:42:24.418 --> 00:42:25.711
‫مادر؟

00:42:28.046 --> 00:42:29.840
‫تو باید استراحت کنی.

00:42:49.568 --> 00:42:52.070
‫دیدن تو در این حالت
‫باعث رنجش اون میشه.

00:42:54.406 --> 00:42:56.450
‫مواجه شدن با از دست دادن یه فرزند...

00:42:57.451 --> 00:42:59.286
‫چیز وحشتناکیه.

00:43:03.457 --> 00:43:05.250
‫امیدوارم بدونی که من قدردانت هستم.

00:43:06.501 --> 00:43:11.548
‫اوه... بانو، نیازی به قدردانی نیست.

00:43:14.676 --> 00:43:17.929
‫یه لطف دیگه به من می‌کنی، لرد الدهم؟

00:43:20.348 --> 00:43:21.475
‫هر کاری که باشه انجام میدم.

00:43:23.727 --> 00:43:27.481
‫دخترم جوون و خودرای هست.

00:43:29.149 --> 00:43:30.567
‫می‌دونم که اون آماده نیست.

00:43:31.860 --> 00:43:33.487
‫تو باید راهنمای اون باشی.

00:43:35.197 --> 00:43:36.239
‫مشاورش.

00:43:38.116 --> 00:43:39.159
‫اون بهت نیاز داره.

00:43:40.327 --> 00:43:42.579
‫مرسیا به تو احتیاج داره.

00:43:45.040 --> 00:43:47.375
‫البته. مفتخر میشم.

00:43:50.587 --> 00:43:52.756
‫هیچ کسی با وفاتر از
‫تو به مرسیا خدمت نکرده.

00:43:56.635 --> 00:43:58.845
‫ما باید سریع عمل کنیم.

00:43:59.596 --> 00:44:02.182
‫من میرم دنبال الدرمن‌ها.

00:44:05.268 --> 00:44:08.355
‫ممنون، الدهلم.

00:44:38.677 --> 00:44:40.720
‫اگه این خبر غم‌انگیز حقیقت داشته باشه،

00:44:40.804 --> 00:44:44.599
‫چطور وسکس قبل از الدرمن‌های
‫مرسیا ازش خبردار شده؟

00:44:44.683 --> 00:44:48.645
‫لرد اتلهلم دوستان زیادی
‫در سراسر قلمرو داره.

00:44:52.566 --> 00:44:56.903
‫همه‌ی شما می‌دونید که بانو الفوین
‫جوان شایستگی حکومت رو نداره.

00:45:00.365 --> 00:45:03.827
‫ارباب تو راه حل دیگه‌ای رو پیشنهاد میده؟

00:45:03.910 --> 00:45:05.704
‫البته، لرد برگرد.

00:45:06.705 --> 00:45:08.498
‫یه نفری رو سراغ داره که
‫همه‌ی شما می‌تونید از اون...

00:45:09.624 --> 00:45:11.042
‫بهرمند بشید.

00:45:34.691 --> 00:45:38.361
‫نعمتی نصیب همه‌ی ما شده که می‌تونیم ورود
‫الیس و زائرینش رو به وینچستر خوش آمد بگیم.

00:45:38.445 --> 00:45:39.654
‫کاملا درسته.

00:45:39.738 --> 00:45:41.781
‫این همون زن جوان از لوس هست؟

00:45:42.449 --> 00:45:45.744
‫فرشینه اعمال کاتبرت
‫قدیس رو بازگو می‌کنه،

00:45:45.827 --> 00:45:48.079
‫قدیسی که به ملاقات اون اومد.

00:45:48.163 --> 00:45:49.914
‫خیلی جالبه.

00:45:50.957 --> 00:45:54.878
‫مهمه که مردم ببینن که تو این
‫معجزه رو تصدیق کردی، ادوارد.

00:45:56.421 --> 00:45:58.006
‫تو از کار ما راضی هستی؟

00:45:58.089 --> 00:46:01.843
‫شکوه و جلال خداوند از طریق
‫کار شما نمایانگر شده، بانوی من.

00:46:02.844 --> 00:46:05.805
‫ما خوشحال میشیم که پیشکش
‫شما رو به هولی آیل ببریم.

00:46:06.890 --> 00:46:10.894
‫- شما این رو به لیندسفارن میبرید؟
‫- با اجازه‌ی شما، اعلیحضرت.

00:46:12.395 --> 00:46:16.066
‫وقتی شنیدم که آلیس داره
‫برای زیارت به هولی آیل میره،

00:46:16.149 --> 00:46:19.235
‫می‌دونستم که تو دوست داری پیشکش
‫اونا رو با اجازه‌ی خودت متبرک کنی.

00:46:19.319 --> 00:46:21.446
‫این روی مردمت تاثیر زیادی داره.

00:46:25.575 --> 00:46:29.162
‫البته. خدا در سفرتون پشت و پناهتون باشه.

00:46:38.129 --> 00:46:41.466
‫متوجهی که نشون‌ دادن
‫تقوای خودت ممکنه به عنوان...

00:46:41.549 --> 00:46:43.927
‫ادعای وسکس بر هولی آیل تلقی بشه؟

00:46:45.512 --> 00:46:48.348
‫شاه کنستانتین لیندسفارن
‫رو برای اسکاتلند می‌خواد.

00:46:48.431 --> 00:46:51.226
‫اون ممکنه چنین چیزی رو به
‫عنوان یه اقدام تحریک آمیز ببینه.

00:46:52.394 --> 00:46:53.436
‫من نمی‌دونستم.

00:46:56.481 --> 00:46:57.565
‫تو نپرسیدی.

00:47:05.990 --> 00:47:07.242
‫بانو.

00:47:08.326 --> 00:47:10.578
‫خدا از دلت خبر داره.

00:47:11.413 --> 00:47:14.582
‫اون درد تو رو مثل درد خودش حس می‌کنه.

00:47:15.625 --> 00:47:16.793
‫من برای تو دعا می‌کنم.

00:47:17.961 --> 00:47:23.174
‫تو می‌دونی که اراده خداوند
‫در زندگیته و آرامش اون در دلته.

00:47:31.057 --> 00:47:34.644
‫الان وقتی نیست که
‫بخوای پادشاه رو دلخور کنی.

00:47:34.728 --> 00:47:35.937
‫اون به من بی‌احترامی می‌کنه.

00:47:36.020 --> 00:47:38.481
‫و تو به‌خاطر پسرت این رو تحمل می‌کنی.

00:47:39.399 --> 00:47:41.985
‫اون تنها دلیل اینه که
‫ما این‌جا جایگاهی داریم.

00:47:42.068 --> 00:47:44.738
‫من در این مورد مطلع هستم،
‫اما از صبر کردن خسته شدم...

00:47:44.821 --> 00:47:48.575
‫الفورد تا چند هفته‌ی دیگه لرد مرسیا میشه.

00:47:49.909 --> 00:47:54.205
‫وقتی بانو اتلفلد بمیره یه شورا تشکیل میشه.

00:47:54.289 --> 00:47:58.293
‫و نوه‌ی من به عنوان
‫جانشین اون برگزیده میشه.

00:48:01.838 --> 00:48:05.133
‫اون به الدرمن‌های مرسیا
‫رشوه داده. تنها توجیه ممکن همینه.

00:48:05.717 --> 00:48:07.969
‫اون چند وقت از بیماری خواهرم اطلاع داشته؟

00:48:09.637 --> 00:48:10.680
‫تو چه کار می‌کنی؟

00:48:14.767 --> 00:48:16.102
‫لرد اتلهلم.

00:48:22.317 --> 00:48:24.068
‫من به ایلزبرگ میرم.

00:48:25.570 --> 00:48:28.865
‫با خواست خدا خواهر من به
‫قدری زنده می‌مونه که ما رو ببینه.

00:48:30.658 --> 00:48:32.202
‫تصمیم عاقلانه‌ای هست، سرورم.

00:48:35.079 --> 00:48:39.292
‫فکر می‌کنم بهتره که
‫فرزندت با نماینده‌ سفر کنه،

00:48:39.375 --> 00:48:41.461
‫الفورد خیلی به عمه‌ی خودش علاقه داره.

00:48:44.923 --> 00:48:47.175
‫شاید من بتونم همراهیش کنم؟

00:48:53.139 --> 00:48:55.517
‫اون ممکنه بتونه به
‫دخترعمه‌اش الفوین دلداری بده.

00:48:57.143 --> 00:48:58.186
‫دختر بیچاره.

00:49:09.072 --> 00:49:11.741
‫تو اونو می‌بینی، سرورم. ما دیر نمی‌کنیم!

00:49:17.080 --> 00:49:20.875
‫سیگتریگیر! برادر!

00:49:22.293 --> 00:49:23.962
‫سیگتریگیر!

00:49:24.045 --> 00:49:25.213
‫سیگتریگیر!

00:49:26.089 --> 00:49:28.049
‫سیگتریگیر!

00:49:28.550 --> 00:49:29.592
‫برادر!

00:49:30.885 --> 00:49:32.220
‫سیگتریگیر!

00:49:33.179 --> 00:49:37.267
‫سیگتریگیر! برادر!

00:49:41.771 --> 00:49:45.650
‫می‌دونم آسون نیست که برادر
‫خودت رو به مرگ محکوم کنی.

00:49:48.695 --> 00:49:50.488
‫ما یه خانواده هستیم!

00:49:57.203 --> 00:49:58.705
‫تو دل رحمی.

00:50:00.373 --> 00:50:01.624
‫برای همینه که عاشقتم.

00:50:02.458 --> 00:50:05.336
‫می‌دونم که باید اقدام کنم.

00:50:06.170 --> 00:50:07.964
‫اون باید تاوان جرائمش رو بده.

00:50:12.594 --> 00:50:15.305
‫اما در کل عمرم از اون محافظت کردم.

00:50:22.145 --> 00:50:23.479
‫من نمی‌دونم که چه کار کنم.

00:50:24.314 --> 00:50:26.566
‫اون لایق بخشش تو نیست.

00:50:29.235 --> 00:50:31.279
‫شاید بتونیم بذاریم خدایان تصمیم بگیرن.

00:50:40.997 --> 00:50:42.040
‫برادر.

00:50:44.042 --> 00:50:45.668
‫برادر!

00:50:56.304 --> 00:50:57.347
‫برادر.

00:50:59.474 --> 00:51:01.267
‫ما تصمیم خودمون رو گرفتیم.

00:51:01.351 --> 00:51:05.063
‫تو می‌تونی این‌جا یه مرگ سریع رو
‫انتخاب کنی، یا می‌تونی به سرنوشت خودت...

00:51:05.146 --> 00:51:08.650
‫توی یه محاکمه‌ی عمومی اعتماد
‫کنی، اما الان باید تصمیم بگیری.

00:51:08.733 --> 00:51:13.404
‫یه محاکمه؟

00:51:13.488 --> 00:51:16.574
‫این چیزی بود که وقتی اومدی این‌جا
‫وانمود کردی که می‌خوای، مگه نه؟

00:51:16.658 --> 00:51:19.077
‫یه محاکمه برای مردمت تحت قوانین دانلا؟

00:51:28.544 --> 00:51:29.587
‫من تو رو می‌شناسم.

00:51:30.630 --> 00:51:32.674
‫می‌دونم تو عادلی.

00:51:33.633 --> 00:51:34.801
‫تو بخشنده‌ای.

00:51:37.720 --> 00:51:39.263
‫تو منو محکوم نمی‌کنی.

00:51:39.347 --> 00:51:40.390
‫انتخاب کن!

00:52:21.931 --> 00:52:23.433
‫تو اونا رو به این‌جا آوردی!

00:52:42.702 --> 00:52:46.247
‫زندانی با هر دو دستش میله رو میگیره!

00:52:46.330 --> 00:52:48.541
‫اون ۹ قدم برمیداره،

00:52:48.624 --> 00:52:51.627
‫برای ۹ شبی که اودین از
‫درخت بزرگ آویزون بود.

00:52:51.711 --> 00:52:56.716
‫اگه موفق بشه، خدایان به
‫اون لطف کردن و بخشیده میشه.

00:52:57.800 --> 00:53:00.803
‫اما اگه شکست بخوره،
‫خدایان اون رو نفرین کردند.

00:53:03.598 --> 00:53:05.683
‫و شمشیر من آماده هست!

00:53:10.688 --> 00:53:11.814
‫برادر، من...

00:53:13.274 --> 00:53:14.567
‫ما شروع می‌کنیم!

00:53:28.791 --> 00:53:32.791
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:53:45.873 --> 00:53:51.087
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
