﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:02.565
<c.red><i>پیش از این در
"The Originals"</i></c>

00:00:02.590 --> 00:00:06.846
<i>1000سال پیش ‫ما 3 نفر یه
عهدی ابدی بستیم . ‫همیشه و تا ابد</i>

00:00:06.846 --> 00:00:08.883
<i>‫- حالا این عهد شامل دخترم هم میشه
‫- «هوپ» مرده</i>

00:00:08.883 --> 00:00:10.367
<i>‫الان دیگه «هالو»ست</i>

00:00:10.367 --> 00:00:11.804
<i>‫گفتی یه راهی برای نجاتش هست</i>

00:00:11.804 --> 00:00:13.575
<i>‫هست . وقتی «هالو» کشته شد</i>

00:00:13.575 --> 00:00:15.867
<i>‫اونا اعضای بدنش رو جدا کردن
‫4تا استخوان ، 4تا داوطلب</i>

00:00:15.867 --> 00:00:17.808
<i>‫4تا مکان مختلف</i>

00:00:17.808 --> 00:00:18.896
<i>‫الان «هالو» رو باید اینجوری شکست داد</i>

00:00:18.896 --> 00:00:21.854
<i>‫قدرت «هالو» رو به 4تا خون‌آشام
جاودان منتقل کنیم</i>

00:00:21.854 --> 00:00:23.888
<i>‫و هر کدوم باید راه خودتون رو برید</i>

00:00:23.888 --> 00:00:26.821
<i>‫و از هم جدا بمونید
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونین هم رو ببینین</i>

00:00:26.821 --> 00:00:27.838
<i>‫هیچ‌وقت نمی‌تونین به هم نزدیک بشین</i>

00:00:27.838 --> 00:00:30.804
<i>‫این میشه پایان همیشه و تا ابدتون</i>

00:00:30.804 --> 00:00:32.892
<i>خب ، اگه با این‌کار دختر کوچولوم نجات
‫پیدا می‌کنه پس همین کار رو می‌کنیم</i>

00:00:32.892 --> 00:00:35.800
<i>‫وقتی این طلسم تموم بشه
‫باید از هم جدا بشین</i>

00:00:35.800 --> 00:00:36.892
<i>‫و به هم نزدیک نشین</i>

00:00:36.892 --> 00:00:38.854
<i>‫صدای زمزمه‌اش رو می‌شنوم</i>

00:00:38.854 --> 00:00:40.842
<i>‫من و «کرولاین» یه مدرسه درست کردیم</i>

00:00:40.842 --> 00:00:42.800
<i>‫جایی برای بچه‌هایی که تمایلات
‫فراطبیعی دارن</i>

00:00:42.800 --> 00:00:43.833
<i>‫مثل «هوپ»</i>

00:00:43.833 --> 00:00:44.879
<i>‫به نظرم این چیزیه که همیشه می‌خواست</i>

00:00:44.879 --> 00:00:46.846
<i>‫بچه‌های همسن و سالش</i>

00:00:46.846 --> 00:00:48.829
<i>‫یه زندگی عادی</i>

00:00:49.838 --> 00:00:52.850
<i>‫بیماری من همیشه وفاداری
کورکورانه‌ام ‫به برادرم بوده</i>

00:00:52.850 --> 00:00:53.862
<i>‫«هالو» خیلی قویه . حتماً سعی می‌کنه</i>

00:00:53.862 --> 00:00:55.842
<i>‫وسوسه‌اش کنه برگرده
پیش خواهر و برادراش</i>

00:00:55.842 --> 00:00:56.858
<i>‫بهم نفوذ ذهنی کن</i>

00:00:56.858 --> 00:00:59.808
<i>‫می‌تونیم قرن‌ها درام خانوادگی رو پاک کنیم</i>

00:00:59.808 --> 00:01:01.850
<i>...عهد همیشه و تا ابد
فراموش‌ـش کن</i>

00:01:05.825 --> 00:01:06.854
<i>...عهدت</i>

00:01:06.854 --> 00:01:08.862
<i>‫بیخیالش شو</i>

00:01:09.900 --> 00:01:13.000
<c.red>" 7سال بعد "</c>

00:01:13.075 --> 00:01:17.850
<i>‫در تمام سفرهام ‫فرانسه
هیچ‌وقت ناامیدم نمی‌کنه</i>

00:01:17.850 --> 00:01:20.883
‫حالا جسمم به اینجا جذب شده

00:01:20.883 --> 00:01:24.862
‫انگار که در یه مدار گیر کردم
‫و بدجور می‌خوام ازش خارج بشم

00:01:24.862 --> 00:01:30.875
‫به گمونم همه ماهواره‌هایی هستیم
‫که دور عزیزانمون می‌گردیم

00:01:30.875 --> 00:01:34.875
‫ولی اخیراً از این مدار خارج شدم

00:01:34.875 --> 00:01:38.804
‫و برای گذر زمان ‫به
آشناهای قدیمی سر میزنم

00:01:38.804 --> 00:01:40.800
‫بین خودمون بمونه . سال 1928

00:01:40.800 --> 00:01:43.888
‫من و خاندان «گاتینو» باهم مقداری
‫به مشکل خوردیم

00:01:43.888 --> 00:01:49.846
‫خیلی دوست دارم آشتی کنیم
‫پس اگه میشه برو کنار

00:01:51.867 --> 00:01:53.817
‫حتماً تعریفم رو شنیدی

00:01:53.817 --> 00:01:54.883
کلاوس احمق»؟»

00:01:54.883 --> 00:01:56.879
‫«کلاوس دیوانه»؟

00:01:56.879 --> 00:01:59.833
‫«کلاوس قاتل»؟

00:01:59.833 --> 00:02:03.850
‫نه؟ ‫هیچی؟

00:02:13.858 --> 00:02:18.804
‫خودم «کلاوس روانی» رو ترجیح میدم

00:02:18.804 --> 00:02:20.821
‫برین برای بقیه هم تعریف کنین

00:02:21.900 --> 00:02:26.000
<c.red>"The Originals"
فصل 5
قسمت 1 : جایی که قلب‌ـت را جا گذاشتی</c>

00:02:26.300 --> 00:02:29.000
<c.red>" میستیک‌فالز ، ویرجینیا "</c>

00:02:30.000 --> 00:02:45.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:02:46.312 --> 00:02:47.379
‫هی ، پول رو آوردی؟

00:02:51.354 --> 00:02:53.367
‫نمی‌پرسم از کجا آوردی

00:02:55.321 --> 00:02:59.338
‫یادت نره یکی الان
یکی بعداً

00:03:01.342 --> 00:03:03.354
در موردش مطمئنی «هنری»؟

00:03:04.367 --> 00:03:06.329
‫بله

00:03:07.388 --> 00:03:09.358
‫یه لطفی بهم بکن

00:03:09.358 --> 00:03:10.392
‫احتیاط کن

00:03:21.308 --> 00:03:23.333
<i>‫منم . پیغام بذارین</i>

00:03:25.333 --> 00:03:27.367
«سلام «لیسینا

00:03:27.367 --> 00:03:30.342
‫بعداً یکی بهت زنگ میزنه

00:03:30.342 --> 00:03:33.396
‫فقط می‌خوام بدونی که
‫کاری از دست‌ـت برنمیومد

00:03:53.317 --> 00:03:55.308
‫بیا تو

00:03:57.358 --> 00:03:59.371
‫آقای «ویلیامز» ، چی شده؟

00:03:59.371 --> 00:04:01.354
‫آقای «سالتزمن» می‌خواد ببینت‌ـت

00:04:01.354 --> 00:04:03.308
‫در مورد «هنری بنویت»ـه

00:04:05.362 --> 00:04:09.338
‫آقای «سالتزمن» به مامانم میگه؟

00:04:09.338 --> 00:04:13.358
‫بله و فکر می‌کنه بابات ‫باید
بدونه می‌خواستی چی‌کار کنی

00:04:15.333 --> 00:04:17.325
‫آره . تو پیدا کردنش موفق باشین

00:04:17.325 --> 00:04:19.388
‫وسایلت رو جمع کن «هوپ»
میری خونه

00:04:40.325 --> 00:04:42.300
خیلی‌خب بچه‌ها

00:04:42.300 --> 00:04:46.371
«اگه اینا جگرتون رو برای «ماردی گرا
‫آماده نکنن پس هیچی نمی‌کنه

00:04:46.371 --> 00:04:48.346
‫جیگرم احتمالاً قبل از اینکه خون‌آشام بشم
‫از کار افتاده

00:04:48.346 --> 00:04:50.358
‫ولی ممنون «پاپی»

00:04:52.392 --> 00:04:55.396
‫خیلی‌خب پس احتماًلا بهتر باشه
«برگردیم سر جشن «ماردی گرا

00:04:55.396 --> 00:04:58.308
‫بیخیال «وینسنت» . ردیفش می‌کنیم

00:04:58.308 --> 00:05:01.342
‫بدون هیچ مشکلی یه
7سالی ‫برگزار شده

00:05:01.342 --> 00:05:03.312
جاش» ، چون این 7 سال ناسپاسی نکردیم»

00:05:03.312 --> 00:05:04.371
‫بذار بهت یادآوری کنم
‫لحظات موفقیت

00:05:04.371 --> 00:05:09.308
‫همواره لحظاتی دردناک در پی دارن
مگه اینکه هوشیار باشیم

00:05:09.308 --> 00:05:11.342
‫ممنون آقای ضدحال

00:05:11.342 --> 00:05:13.392
«خب «فِرِیا» ، برای جشن «ماردی گرا
‫چی داری؟

00:05:13.392 --> 00:05:16.338
‫جادوگرها روی بستنی مخلوط ـشون
‫در «شهر مرده‌ها» کار می‌کنن

00:05:16.338 --> 00:05:19.321
‫گرگینه‌های کنار رودخونه چی؟

00:05:19.321 --> 00:05:20.375
جاش»؟»

00:05:20.375 --> 00:05:22.350
‫بله؟

00:05:22.350 --> 00:05:26.358
‫اینجاست که باید بگی ‫خون‌آشام‌ها
به هیچ‌کدوم‌شون نزدیک نمیشن

00:05:26.358 --> 00:05:31.379
‫آره . راستش شاید بهتر باشه
یه‌جورایی بهشون انگیزه بدیم

00:05:31.379 --> 00:05:35.342
7سال صلح و رفاه کافی نیست؟

00:05:35.342 --> 00:05:38.371
خب ، هست ولی همیشه می‌تونیم از
‫انگشترهای روز بیشتری استفاده کنیم

00:05:38.371 --> 00:05:40.342
‫می‌خوای مذاکره کنی «جاش»؟

00:05:44.300 --> 00:05:45.842
‫- «مارسل»
‫- میدونی چیه؟

00:05:45.842 --> 00:05:48.800
‫اول از همه خوندنش حرکت بی‌ادبانه‌ای بود
...و دوماً

00:05:48.800 --> 00:05:49.842
جاش» ، نمیدونم چندبار بهت گفتم که»

00:05:49.842 --> 00:05:52.821
‫توی این شهر هر چی می‌گذره
‫دیگه به «مارسل جرارد» ربطی نداره

00:05:52.821 --> 00:05:55.808
‫باشه؟ بچه‌ها ، همیشه منظورم همینه

00:05:55.808 --> 00:05:57.862
‫«مارسل» یعنی «ربکا»
«ربکا» یعنی «کول» و «آلایژا»

00:05:57.862 --> 00:05:59.842
‫و حتی الان نمی‌خوام در مورد
‫«کلاوس» حرف بزنم

00:05:59.842 --> 00:06:00.896
‫چون ظاهراً عقلش رو از دست داده

00:06:00.896 --> 00:06:03.867
‫بیخیال . نمیدونیم شایعات حقیقت دارن یا نه

00:06:03.867 --> 00:06:05.800
این رو میدونم که باید
اطمینان حاصل کنیم که

00:06:05.800 --> 00:06:06.829
‫تا جای ممکن از این شهر دور باشن

00:06:06.829 --> 00:06:08.867
‫و «فِرِیا» ، اگه آقای ضدحال یعنی اینکه

00:06:08.867 --> 00:06:11.854
‫به همه یادآوری کنم جادویی که
‫اون 4 نفر درون‌شون نگه میدارن

00:06:11.854 --> 00:06:13.825
‫و فقط 2 نفرشون یه‌جا کنار هم باشن
‫مثل یه بمب ساعتی می‌مونه

00:06:13.825 --> 00:06:14.838
‫پس آقای ضدحال می‌مونم

00:06:14.938 --> 00:06:15.979
‫آروم باش ، خب؟

00:06:15.979 --> 00:06:18.912
‫«مارسل» نیویورک‌ـه . «آلایژا»...

00:06:20.933 --> 00:06:22.912
‫توی فراموشی‌آباده

00:06:22.912 --> 00:06:25.929
‫صحیح و «کلاوس» هم این روزها
‫هر جا که «کلاوس» باشه هست

00:06:25.929 --> 00:06:26.950
‫مشکلی نداریم

00:06:26.950 --> 00:06:32.938
دِکلِن» اینا رو فرستاد که»
تا قرار فردات آروم نگه‌ـت داره

00:06:38.946 --> 00:06:41.946
‫به خدا اگه با اون پسر
ازدواج نکنی ‫من می‌کنم

00:06:41.946 --> 00:06:43.925
‫راه نرفته می‌خوای بدویی

00:06:43.925 --> 00:06:44.983
‫اون انسانه

00:06:44.983 --> 00:06:46.929
‫زندگی به اندازه کافی پیچیده‌ست

00:06:48.950 --> 00:06:52.975
‫از مدرسه «هوپ»ـه
‫همونطور که گفتم

00:06:54.938 --> 00:06:56.929
‫الو؟

00:07:06.979 --> 00:07:09.958
‫تا بعد رفیق

00:07:19.908 --> 00:07:21.954
‫جایی میری؟

00:07:21.954 --> 00:07:23.988
‫خونه

00:07:23.988 --> 00:07:28.925
‫معلق شدم

00:07:29.971 --> 00:07:31.979
‫«هوپ مارشال» معلق شده؟

00:07:35.958 --> 00:07:37.950
‫ایول

00:07:54.962 --> 00:07:56.917
‫ببخشید که تو دردسر انداختمت

00:07:56.917 --> 00:07:57.988
‫گفتم احتیاط کن

00:07:57.988 --> 00:08:01.921
‫کدوم بخش پریدن از یه برج احتیاطه؟

00:08:01.921 --> 00:08:03.946
‫باید مطمئن می‌شدم جواب میده

00:08:03.946 --> 00:08:05.967
‫اگه فقط به خودم صدمه میزدم
‫بعدش خوب می‌شدم

00:08:05.967 --> 00:08:09.954
‫صحیح چون هیچکی تا حالا
‫با آرامش از قرص خواب‌آور نمرده

00:08:09.954 --> 00:08:12.983
‫من کسی نیستم که اتفاقات
‫به‌صورت عادی برام رخ بدن

00:08:12.983 --> 00:08:15.962
تا حالا گرگینه‌ای دیدی که عضله‌ای
‫نداشته باشه و از «ای‌ای کامینگز»نقل‌قول کنه؟

00:08:18.900 --> 00:08:20.950
‫از الان مطمئنم که قوی‌تر میشم

00:08:20.950 --> 00:08:23.967
‫میدونی چقدر خوب میشه که
‫همه‌ی عالم تحقیرت کنن؟

00:08:23.967 --> 00:08:26.917
‫چی شده اینطور فکر می‌کنی؟

00:08:26.917 --> 00:08:28.921
‫تو الان دیگه دورگه‌ای

00:08:28.921 --> 00:08:29.983
‫می‌تونی از خودت دفاع کنی

00:08:29.983 --> 00:08:32.925
‫ولی اونا فقط واسه اینکه
‫متفاوتی ازت متنفرن

00:08:32.925 --> 00:08:36.975
‫فکر نمی‌کنم خوب در موردش
«فکر کرده باشی «هنری

00:08:36.975 --> 00:08:38.975
‫درک نمی‌کنی

00:08:38.975 --> 00:08:40.942
‫واقعاً؟

00:08:40.942 --> 00:08:43.958
‫من؟ من درک نمی‌کنم؟

00:08:43.958 --> 00:08:45.954
‫فرق داره

00:08:45.954 --> 00:08:48.950
‫هیچ‌کدوم از شاگردها نمیدونن که
‫تو دختر «کلاوس مایکلسون» هستی

00:08:48.950 --> 00:08:51.962
‫نمیدونم چرا «لیسینا» بهت گفته
‫من و تو اصلاً دوست هم نیستیم

00:08:51.962 --> 00:08:52.983
‫مادرت آلفامونه

00:08:52.983 --> 00:08:54.983
‫همه‌ی «گرگ‌های هلالی» میدونن

00:08:54.983 --> 00:08:56.983
‫بقیه‌ی شاگردها هم می‌فهمن
وقتی که بپرسن

00:08:56.983 --> 00:09:01.946
‫چطوری از یه شیرجه از بالای یه کتابخونه
‫جون سالم به در بردی

00:09:03.983 --> 00:09:07.950
‫بابات به‌خاطر اینکه باعث تعلیقت شدم
‫که من رو نمی‌کشه ، نه؟

00:09:07.950 --> 00:09:09.967
‫نمیدونم

00:09:09.967 --> 00:09:11.938
‫نمی‌خواد زحمت پدر بودن به خودش بده

00:09:14.921 --> 00:09:16.933
‫هیچ‌وقت اینطوری حس نکردم

00:09:16.933 --> 00:09:21.929
‫اشتباه برداشت نکن
‫داستان‌های بد زیادی هست

00:09:21.929 --> 00:09:23.967
‫ولی هر گهگداری

00:09:23.967 --> 00:09:27.925
‫می‌تونی روی کسی یه
...تغییر جزئی ایجاد کنی و

00:09:27.925 --> 00:09:31.917
‫به گمونم از همون اول به همین خاطر
‫دکتر شدم

00:09:31.917 --> 00:09:33.929
‫خیلی دلم می‌خواد ببوسمت

00:09:33.929 --> 00:09:35.933
...خب ، 5 روز دیگه هر چقدر که بخوای

00:09:37.908 --> 00:09:39.950
‫لعنتی ، رفتی

00:09:39.950 --> 00:09:41.904
‫یه لحظه

00:09:41.904 --> 00:09:44.942
‫این چطوره؟

00:09:46.929 --> 00:09:48.912
‫عالیه

00:09:48.912 --> 00:09:50.967
‫گوش کن

00:09:50.967 --> 00:09:54.958
‫از برنامه ازم خواستن که
‫یه دوره دیگه هم باشم

00:09:56.983 --> 00:09:59.912
‫- یه 6 ماه دیگه؟
‫- آره

00:09:59.912 --> 00:10:03.962
‫ولی فکر کردم شاید این‌بار بخوای
‫بیای پیشم

00:10:03.962 --> 00:10:07.904
‫عاشق آدمای اینجا میشی
‫و «لبنان» خیلی قشنگه

00:10:07.904 --> 00:10:10.925
‫آره ولی میدونی که
‫تا وقتی نفهمم چطور

00:10:10.925 --> 00:10:11.988
‫خونواده‌ام رو پیش هم برگردونم
‫نمی‌تونم برم جایی

00:10:11.988 --> 00:10:16.921
‫و این کاریه که هنوز بعد از گذشت
7سال ‫نتونستی انجام بدی

00:10:16.921 --> 00:10:20.933
‫چون حتی امتحان نکردم که ‫جادوی
سیاهی که داخل‌شونه رو خنثی کنم

00:10:20.933 --> 00:10:21.988
‫مگه اینکه اونا یه‌جا باشن

00:10:21.988 --> 00:10:25.946
‫و اگه اونا یه‌جا باشن ‫اون جادو
دوباره وارد بدن «هوپ» میشه

00:10:25.946 --> 00:10:28.992
‫و احتمالاً اون و اونا
و کل شهر رو نابود می‌کنه

00:10:28.992 --> 00:10:32.900
‫برای همین نمیدونم
‫یه‌جورایی سخته

00:10:32.900 --> 00:10:34.971
‫آره ولی لازم نیست حتماً
توی «نيو اورلانز» باشی

00:10:34.971 --> 00:10:36.962
‫تا بفهمی چطور میشه این‌کار رو کرد ، نه؟

00:10:39.983 --> 00:10:41.988
‫باهات یه معامله‌ای می‌کنم

00:10:41.988 --> 00:10:44.958
‫به ازای هر سالی که
روی این وقت میذاری

00:10:44.958 --> 00:10:47.925
‫یه ماه توی «لبنان» باهام می‌گذرونی

00:10:53.700 --> 00:10:56.200
<c.red>" نیویورک "</c>

00:10:58.921 --> 00:11:01.925
‫«مارسل» ، اینقدر من رو تو خماری نذار

00:11:01.925 --> 00:11:04.904
‫ارزش‌ـش رو داره . ‫باور کن

00:11:06.946 --> 00:11:07.996
‫این چیه؟

00:11:07.996 --> 00:11:12.929
‫اسمش رو گذاشتم "4تا شیء و یک سوال"

00:11:12.929 --> 00:11:14.921
‫شیء اول

00:11:15.979 --> 00:11:18.917
‫این رو یادمه

00:11:18.917 --> 00:11:21.950
‫و بگم که خیلی زشت بود

00:11:21.950 --> 00:11:26.958
‫بله ولی چشمات می‌گفت "برام بخر"
‫برای همین بعدش رفتم و خریدمش

00:11:26.958 --> 00:11:27.988
‫بعدی

00:11:31.917 --> 00:11:32.983
‫خونه‌ای که طراحی کردی

00:11:32.983 --> 00:11:34.908
‫برای تو

00:11:34.908 --> 00:11:35.983
‫برای ما

00:11:35.983 --> 00:11:37.958
‫حالا هر جا که دوست داشته باشی
‫می‌تونیم بسازیمش

00:11:37.958 --> 00:11:39.938
...شاید دقیقاً همون نباشه ولی

00:11:39.938 --> 00:11:40.975
‫قشنگه

00:11:42.900 --> 00:11:43.925
‫شمشیرم

00:11:43.925 --> 00:11:46.938
‫تو بچگی بهت گفتم که
‫یه روزی باهات ازدواج می‌کنم

00:11:46.938 --> 00:11:48.933
‫درست بعد از اولین دوئل‌مون . یادته؟

00:11:48.933 --> 00:11:52.900
‫و منم گفتم هیچ‌وقت با مردی که نتونه
‫شکستم بده ازدواج نمی‌کنم

00:11:52.900 --> 00:11:53.958
‫مسئله اینه

00:11:53.958 --> 00:11:55.996
‫از این چند سال اخیر یه چیزی یاد گرفتم

00:11:55.996 --> 00:11:57.938
‫نمی‌خوام شکست‌ـت بدم

00:11:57.938 --> 00:12:00.933
‫نمی‌خوام ازت بهتر یا بدتر باشم

00:12:00.933 --> 00:12:02.483
‫می‌خوام باهات یکی باشم

00:12:03.933 --> 00:12:08.950
‫و لحظه‌ای که این رو فهمیدم
‫رفتم این رو ‫پیدا کنم

00:12:08.950 --> 00:12:11.396
‫چهارمین شیء

00:12:13.988 --> 00:12:16.988
‫که باعث میشه سوالم رو بپرسم

00:12:20.929 --> 00:12:22.908
«ربکا مایکلسون»

00:12:22.908 --> 00:12:23.971
‫به ظرافت تور

00:12:23.971 --> 00:12:27.942
‫برازنده مثل خانه‌ای خوب

00:12:27.942 --> 00:12:29.967
‫سرسخت مثل فولاد آب‌دیده

00:12:31.950 --> 00:12:33.938
‫و عشق زندگی‌های من

00:12:35.912 --> 00:12:36.975
‫با من ازدواج می‌کنی؟

00:12:40.917 --> 00:12:42.996
‫پیش خودم گفتم که تا این جای کار
...حسابی داغون شدی . برای همین

00:12:42.996 --> 00:12:44.979
‫پس این بخش رو ساده‌اش می‌کنم

00:12:46.971 --> 00:12:51.488
‫اگه بگی بله
یا اگه بگی نه

00:12:53.954 --> 00:12:56.954
‫باید تصمیم خیلی راحتی باشه

00:12:58.938 --> 00:12:59.979
‫باید باشه

00:13:02.938 --> 00:13:04.938
...ولی

00:13:06.946 --> 00:13:09.938
‫لطفاً بحث خونواده رو پیش نکش

00:13:15.300 --> 00:13:19.800
<c.red>" ماناسک ، فرانسه "</c>

00:13:40.933 --> 00:13:44.962
‫ممنون ‫. ممنون

00:13:47.912 --> 00:13:48.946
‫یه آهنگ قدیمی مورد علاقه‌ام

00:13:50.933 --> 00:13:55.900
‫هر چقدرم تلاش کنم نمی‌تونم در برابر
‫قطعه‌ای آشنا مقاومت کنم

00:14:15.404 --> 00:14:17.496
‫بدجور عاشق «وایل» هستم

00:14:22.475 --> 00:14:25.421
‫با دقت می‌نوازی

00:14:25.421 --> 00:14:27.417
‫آره . من رو از دردسر دور نگه میداره

00:14:27.417 --> 00:14:28.458
‫ولی بیشتر «مالر» رو می‌پسندم

00:14:28.458 --> 00:14:30.454
مالر»؟»

00:14:30.454 --> 00:14:32.412
‫قطعاً باعث میشه همه فرار کنن

00:14:32.412 --> 00:14:34.425
‫خب پس با اون تو یه چیز تفاهم داریم

00:14:34.425 --> 00:14:35.471
‫چطور مگه؟

00:14:35.471 --> 00:14:38.412
‫زود عصبی میشم

00:14:38.412 --> 00:14:40.488
‫جالبه

00:14:40.488 --> 00:14:42.442
‫راستش با نگاه کردن بهت
‫نتونستم تشخیص بدم

00:14:42.442 --> 00:14:45.425
‫نتونستی؟

00:14:45.425 --> 00:14:48.421
‫و بیشتر آدما از این استنتاج
‫اینقدر ناامید نمی‌شدن

00:14:49.479 --> 00:14:52.483
‫خب ، راستش رو بخوای
‫شنیدن این حرف بهم تسلی داد

00:14:52.483 --> 00:14:55.483
‫اخیراً احساس می‌کنم همه چیز
برام تکراری شده

00:14:55.483 --> 00:14:57.442
‫فقط کار و کار

00:14:57.442 --> 00:15:01.467
‫مسئله‌ی امروزی دوست من ‫فقط
برای تأمین خونواده‌ات کار کنی

00:15:01.467 --> 00:15:03.404
اون‌وقت وقتی برای صرف کردن با اونا نداری

00:15:03.404 --> 00:15:07.488
‫خونواده‌ی من ‫هر
کدوم یه گوشه دنیان

00:15:07.488 --> 00:15:12.429
‫یه دختر دارم که 7 ساله ندیدمش
5ساله کلاً باهاش حرف نزدم

00:15:16.433 --> 00:15:18.417
‫یه مشکلاتی داشتیم

00:15:20.446 --> 00:15:22.488
‫انگار بدجور پشیمونی

00:15:25.408 --> 00:15:27.442
‫و حالا شدی مثل برادرم

00:15:31.467 --> 00:15:33.454
‫اون راهنمای من بود

00:15:39.417 --> 00:15:41.438
‫با فعل گذشته گفتی

00:15:41.438 --> 00:15:45.400
‫ترکم کرده

00:15:47.438 --> 00:15:50.404
‫الان فهمیدم که چقدر دور شده

00:16:05.467 --> 00:16:08.400
‫نگفتی "بله"

00:16:08.400 --> 00:16:10.446
‫"نه" نگفتم

00:16:10.446 --> 00:16:13.404
‫متأسفم ولی تو خواستگاریم ترکوندم

00:16:13.404 --> 00:16:14.429
‫منتظر پیشنهاد بهتری
‫از کس دیگه‌ای هستی؟

00:16:14.429 --> 00:16:15.467
‫لطفاً مسئله رو به خودت ربط نده

00:16:15.467 --> 00:16:18.400
‫به من مربوط میشه . به ما

00:16:18.400 --> 00:16:19.475
‫آخه چقدر باید زندگی‌مون رو به‌خاطر

00:16:19.475 --> 00:16:21.496
‫- خونواده‌ات متوقت کنیم
‫- ببین کی داره حرف میزنه

00:16:21.496 --> 00:16:23.467
‫تو همونی هستی که پنهان‌کاری می‌کنه

00:16:23.467 --> 00:16:25.442
‫- ببخشید؟
‫- دیدم که به

00:16:25.442 --> 00:16:27.429
‫نوکر کوچولوت «جاش» پیام فرستادی

00:16:27.429 --> 00:16:31.404
‫تو 7 سال در سفری ولی هیچ‌وقت
نيو اورلانز» باارزشت رو بیخیال نشدی»

00:16:38.417 --> 00:16:40.462
‫- «کلاوس» بازم شروع کرد
‫- ایول . وقتی «کلاوس» این

00:16:40.462 --> 00:16:43.288
‫قوانین رو رعایت نمی‌کنه
‫چه فایده‌ای دارن؟

00:16:47.417 --> 00:16:48.421
‫اون خون‌ـه؟

00:16:50.479 --> 00:16:52.488
‫گوشیم کجاست؟

00:17:02.450 --> 00:17:03.488
‫قاطی نکن

00:17:03.488 --> 00:17:06.421
نیک» ، تو این‌دفعه زیادی پیش رفتی»

00:17:06.421 --> 00:17:10.417
‫همین چند لحظه پیش داخل خونی که ‫از شیر
آب مثل یه شاهرگ میریخت بیرون ‫حمام کردم

00:17:10.417 --> 00:17:12.429
‫بله . انگار داره تشدید میشه

00:17:12.429 --> 00:17:14.496
<i>‫هر چی هست زیادی مقدسه</i>

00:17:14.496 --> 00:17:16.442
‫زیادی موندی

00:17:16.442 --> 00:17:18.408
‫درخواست خاصی دارین؟

00:17:21.462 --> 00:17:23.412
‫چه شکلیه؟

00:17:26.417 --> 00:17:27.492
‫خوشحال

00:17:27.492 --> 00:17:30.400
‫به‌نظر خوشحاله

00:17:30.400 --> 00:17:31.479
‫باهاش حرف زدی؟

00:17:31.479 --> 00:17:34.425
‫تا حالا جرأت نکرده بودم

00:17:37.408 --> 00:17:42.404
«دل منم براش تنگ شده «نیک
ولی باید همین حالا از اونجا بری

00:17:49.438 --> 00:17:52.438
‫میشه سرم داد بزنی بره؟

00:17:52.438 --> 00:17:56.458
7ساعت ‫سکوت شدید
خودش مجازات بزرگیه

00:17:56.458 --> 00:18:01.412
‫تنها هدف فرستادنت به مدرسه
«و گذاشتن اسمت «هوپ مارشال

00:18:01.412 --> 00:18:04.450
‫این بود که توجه کسی رو به خودت
‫جلب نکنی ‫تا در امان باشی

00:18:04.450 --> 00:18:07.433
‫چرا؟ چرا این‌کار رو کردی؟

00:18:07.433 --> 00:18:09.475
‫اون پول رو اصلاً واسه چی
‫لازم داشتی؟

00:18:09.475 --> 00:18:11.417
‫به خودم مربوطه

00:18:11.417 --> 00:18:12.467
‫و فروختن خون‌ـت به من مربوطه

00:18:12.467 --> 00:18:14.442
‫- تو حق نداشتی
‫- خیلی دورویی

00:18:14.442 --> 00:18:16.471
‫تو همونی هستی که یادم دادی
‫"بدن خودم ، تصمیم خودم"

00:18:16.471 --> 00:18:18.458
‫خب ، خون خودمه . تصمیمشم با منه

00:18:18.458 --> 00:18:21.425
‫تو که مثل بقیه نیستی «هوپ»

00:18:21.425 --> 00:18:25.429
‫اصلاً میدونی چی‌کار کردی؟

00:18:25.429 --> 00:18:26.467
‫«هنری» اومد سراغم

00:18:26.467 --> 00:18:28.412
‫و باید بهش نه می‌گفتی

00:18:30.408 --> 00:18:33.404
‫«هوپ» ، «هنری» بچه‌ای بود که
‫با خودش کلنجار میرفت تا با جمع جور بشه

00:18:33.404 --> 00:18:36.492
‫و حالا یکی از 3تا دورگه‌ی دنیا میشه

00:18:36.492 --> 00:18:39.471
‫و به چشم همه‌ی مردم شهر
‫یه تهدید دیده میشه

00:18:39.471 --> 00:18:41.471
‫اصلاً نمیدونی چی‌کار کردی

00:18:41.471 --> 00:18:43.458
‫بدون قبول مسئولیت چیزی

00:18:43.458 --> 00:18:45.488
‫- نمی‌تونی چیزی به‌وجود بیاری
‫- می‌خوای چی‌کار کنی؟

00:18:45.488 --> 00:18:48.429
‫تنبیهم کنی؟ زندانیم کنی؟

00:18:48.429 --> 00:18:50.454
‫یه ورد می‌خونم و بیرون میام
‫من یه جادوگرم

00:18:50.454 --> 00:18:53.467
‫منم مادرتم . این یعنی فردا

00:18:53.467 --> 00:18:56.467
‫مجبورم گندی که بالا آوردی رو
قبل از ‫اینکه بدتر بشه جمعش کنم

00:19:04.450 --> 00:19:06.496
‫خیلی‌خب ، تو چی گفتی؟

00:19:06.496 --> 00:19:09.400
‫یه لحظه وایسا
داری وسایلت رو جمع می‌کنی؟

00:19:09.400 --> 00:19:12.404
‫دارم مرتب‌شون می‌کنم

00:19:12.404 --> 00:19:14.442
‫گفتم نمیدونم

00:19:14.442 --> 00:19:16.475
‫ولی «کیلین» به انتظار من 6 سال

00:19:16.475 --> 00:19:20.433
‫توی اون شهر منتظرم موند
‫حقشه که برم

00:19:20.433 --> 00:19:22.488
خودمم خیلی دوست دارم برم

00:19:22.488 --> 00:19:24.492
ولی حالا که «هوپ» خودش رو
...تو دردسر انداخته من

00:19:24.492 --> 00:19:26.492
‫یه لحظه وایسا . چجور دردسری؟

00:19:26.492 --> 00:19:29.412
«به یکی از «گرگینه‌های هلالی
‫توی مدرسه‌اش کمک می‌کرد

00:19:29.412 --> 00:19:33.471
‫بدجور جلب توجه کرده
پس یه‌کم از خون‌ـش بهش داده

00:19:33.471 --> 00:19:35.412
...برای همین اون

00:19:35.412 --> 00:19:36.492
‫یه دورگه شده؟

00:19:36.492 --> 00:19:39.421
وینس» ، خودش میدونه کار»
‫اشتباهی کرده ، خب؟

00:19:39.421 --> 00:19:41.408
‫نه ، نه ، نه ، نه ، نه

00:19:41.408 --> 00:19:44.417
‫نه خانم «پم» . «فِرِیا» ، تو جایی نمیری

00:19:44.417 --> 00:19:47.479
‫باید به «کیلین» زنگ بزنی ‫و بهش
بگی که زود بیاد اینجا ، خب؟

00:19:47.479 --> 00:19:49.400
‫چون تو نمی‌تونی جایی بری

00:19:49.400 --> 00:19:50.467
‫من و تو یه تیم هستیم ، خب؟

00:19:50.467 --> 00:19:52.400
‫- میدونم
‫- ما چسبی هستیم که شهر رو نگه داشته

00:19:52.400 --> 00:19:53.488
‫- و تو نمی‌تونی همینطوری بذاری بری
‫- بیخیال

00:19:53.488 --> 00:19:57.438
‫«هوپ» یه اشتباه
ساده کرد . ‫حل میشه

00:19:57.438 --> 00:20:00.475
‫و بعلاوه فقط 2تا اتفاقه

00:20:00.475 --> 00:20:03.979
‫همه میدونن که سومی اتفاق بدی
...به همراه داره پس

00:20:10.488 --> 00:20:14.400
‫مسئله‌ی دیگه‌ای هست که بخوای بگی؟

00:20:18.467 --> 00:20:20.488
‫«هوپ» میاد به «محله»

00:20:20.488 --> 00:20:24.433
‫- واقعاً؟
فقط تا وقتی که اوضاع آروم بشه -

00:20:24.433 --> 00:20:27.462
‫ببین ، جای نگرانی نیست
‫بهم اعتماد کن

00:20:38.412 --> 00:20:40.958
‫«هوپ» میاد خونه

00:20:42.404 --> 00:20:43.496
‫یه دورگه درست کرده

00:20:49.496 --> 00:20:51.471
1 ، 2 ، 3

00:20:52.479 --> 00:20:54.404
‫آره

00:21:09.421 --> 00:21:13.467
دِکلِن» ، خیلی متأسفم»
‫نفهمیدم تویی

00:21:13.467 --> 00:21:16.475
‫پس من رو قال میذاری
‫و میزنی لت و پارم می‌کنی

00:21:16.475 --> 00:21:19.450
‫و قرارمون رو یادم رفت

00:21:19.450 --> 00:21:20.467
‫خیلی متأسفم

00:21:20.467 --> 00:21:22.488
‫یه مشکلی برای «هوپ» پیش اومد

00:21:22.488 --> 00:21:24.483
‫حالش خوبه؟

00:21:24.483 --> 00:21:26.496
‫آره ولی پیچیده‌ست

00:21:26.496 --> 00:21:31.408
‫ببین ، میدونم که چه حسی به
‫اون کلمه داری

00:21:31.408 --> 00:21:35.471
‫ولی به عنوان دوست‌پسرت
‫و طرفدار بزرگ دخترت

00:21:35.471 --> 00:21:38.400
‫خیلی دوست دارم کمک کنم

00:21:38.400 --> 00:21:41.479
‫کاش می‌تونستی «دِکلِن»

00:21:41.479 --> 00:21:46.400
‫مسئله اینه که الان ‫به نظرم
هوپ» به همه توجه‌ام نیاز داره»

00:21:46.400 --> 00:21:49.475
...که یعنی شاید من و تو یه‌کم آروم‌تر

00:21:49.475 --> 00:21:52.417
‫باشه . جمله‌ات رو تموم نکن
حقم بیشتر از ایناست

00:21:52.417 --> 00:21:54.408
‫بیخیال . من یه سرآشپزم
‫تو هم یه مشتری عالی

00:21:54.408 --> 00:21:55.488
‫نمی‌تونی باهام به‌هم بزنی

00:21:55.488 --> 00:21:59.400
‫خب ، تا وقتی با کسی زوج نباشی
‫نمیشه باهاش به‌هم زد

00:21:59.400 --> 00:22:01.412
‫خب ، یه نصف زوج خیلی متعهد بود

00:22:01.412 --> 00:22:04.483
‫متأسفم . اگه می‌خوای به‌هم بزنی
باید مثل یه آدم متمدن این‌کار رو بکنی

00:22:04.483 --> 00:22:07.412
«توی بار با «بوربِن

00:22:12.462 --> 00:22:14.446
‫حتماً بیا

00:22:17.496 --> 00:22:20.400
<i>‫برادرزاده‌ی بی‌عرضه‌ام حالش چطوره؟</i>

00:22:20.400 --> 00:22:23.408
‫بد نیستم . «دِوینا» چطوره؟

00:22:23.408 --> 00:22:26.438
<i>‫همسر عزیز من الان داره
‫پاپایا می‌لمبونه</i>

00:22:26.438 --> 00:22:28.404
‫راستش «بلیز» این‌وقت سال زیباست

00:22:28.404 --> 00:22:29.417
‫باید بیای

00:22:29.417 --> 00:22:32.450
‫خیلی دوست دارم ولی ‫زندونی شدم

00:22:32.450 --> 00:22:33.450
<i>‫زندونی؟</i>

00:22:33.450 --> 00:22:36.425
<i>‫نمیشه که یه جادوگرو زندونی کرد
‫برادرزاده‌ام که جای خود داره</i>

00:22:36.425 --> 00:22:37.450
‫منم همین رو گفتم

00:22:37.450 --> 00:22:39.421
‫ولی به‌نظر مامانم خنده‌دار نبود

00:22:39.421 --> 00:22:42.408
‫خب ، مطمئنم تا «ماردی گرا» آروم میشه

00:22:42.408 --> 00:22:47.446
‫اون‌موقع فکر نمی‌کردم مسئله چندان
‫مهمی باشه

00:22:47.446 --> 00:22:49.488
‫ولی حالا که باعث مشکلات زیادی شده

00:22:49.488 --> 00:22:51.446
‫حس بدی دارم

00:22:51.446 --> 00:22:53.442
<i>‫عزیزم ، نمیشه هر وقت که
یه مشکل پیش بیاد</i>

00:22:53.442 --> 00:22:55.400
<i>‫اینقدر ناراحت بشی</i>

00:22:55.400 --> 00:22:57.425
<i>‫هیچ‌وقت نمی‌تونی لحظه‌ای لذت ببری</i>

00:22:57.425 --> 00:23:01.462
<i>‫و من یکی به نظرم تو روحیه‌ی
‫کارآفرینی خوبی از خودت نشون دادی</i>

00:23:01.462 --> 00:23:03.475
‫آره . خودمم

00:23:03.475 --> 00:23:05.454
‫دلال خون همسایه‌تون

00:23:05.454 --> 00:23:08.425
<i>‫مطمئنم که تا الان فهمیدی
‫بهترین اعضا متفاوت‌ترینن</i>

00:23:08.425 --> 00:23:10.412
‫مثل بابام؟

00:23:10.412 --> 00:23:12.408
<i>‫منظورم خودم بود</i>

00:23:12.408 --> 00:23:15.404
<i>نیکلاوس» همتایی نداره»</i>

00:23:15.404 --> 00:23:16.475
‫اخیراً ندیدیش؟

00:23:16.475 --> 00:23:18.471
<i>‫خب ، به لطف تو نه</i>

00:23:18.471 --> 00:23:20.442
<i>‫نگران نباش</i>

00:23:20.442 --> 00:23:23.458
<i>‫دیر یا زود یه اتفاقی تو «نيو اورلانز» میوفته</i>

00:23:23.458 --> 00:23:27.462
<i>‫یه بحرانی چیزی ما رو پیش هم برمیگردونه</i>

00:23:30.450 --> 00:23:33.412
‫خیلی‌خب

00:23:33.412 --> 00:23:35.479
<i>‫«هوپ» به خودش افتخار می‌کنه؟</i>

00:23:35.479 --> 00:23:38.450
‫«هنری» اصلاً خونه نمیاد
‫و هی تهدیدمون می‌کنن

00:23:38.450 --> 00:23:39.492
‫خون‌آشام‌ها هیچ‌وقت بهش اعتماد نمی‌کنن

00:23:39.492 --> 00:23:41.479
‫و چقدر طول می‌کشه تا گله
‫بهش پشت کنه؟

00:23:41.479 --> 00:23:44.400
‫گله بهش عادت می‌کنه

00:23:44.400 --> 00:23:46.417
‫«هنری» لازم نیست از چیزی بترسه

00:23:46.417 --> 00:23:49.462
‫اونقدر آلفا بودی که الان
دیگه ‫نمیدونی شرایط چطوریه؟

00:23:51.408 --> 00:23:53.450
‫دخترت با این‌کارـش شده هدف متحرک

00:23:53.450 --> 00:23:56.450
‫اگه همکاری کنیم ‫می‌تونیم
خسارت رو محدود کنیم

00:23:56.450 --> 00:23:59.462
‫برای 10 سال من تنها
خونواده‌ی این پسر بودم

00:23:59.462 --> 00:24:02.488
‫با اعتماد کردن به آدم نادرست
‫ناامیدش نمی‌کنم

00:24:02.488 --> 00:24:04.412
‫حالا می‌خواد آلفا باشه یا کس دیگه

00:24:04.412 --> 00:24:06.488
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی
‫قسم می‌خورم

00:24:06.488 --> 00:24:09.442
‫یه چیز رو بهم بگو

00:24:09.442 --> 00:24:13.446
‫به عنوان یه «گرگ هلالی» اومدی
‫یا یه «مایکلسون»؟

00:24:13.446 --> 00:24:15.479
‫به عنوان یه مادر اومدم

00:24:15.479 --> 00:24:18.996
‫بچه‌ی من گند زده
‫این رو نمی‌تونم کاریش کنم

00:24:21.412 --> 00:24:24.496
‫ولی می‌تونم سعی کنم
‫جبرانش کنم

00:24:28.467 --> 00:24:32.404
‫اگه برادر عوضی من ‫به
گوشی کوفتیش جواب نده

00:24:32.404 --> 00:24:33.429
...قسم می‌خورم دل و روده‌اش رو

00:24:33.429 --> 00:24:36.442
‫نمی‌خوام بشنومش ، ‫خب؟
نمی‌خوام چیز دیگه‌ای بشنوم

00:24:36.442 --> 00:24:40.471
‫تا اینکه جواب "بله" بدی
‫توی سالن شهر ساعت 3:45 امروز

00:24:40.471 --> 00:24:44.421
‫دهه‌ها منتظر موندم که
‫اوضاع خونواده‌ات درست بشه

00:24:44.421 --> 00:24:45.442
‫دیگه نمی‌تونم

00:24:47.450 --> 00:24:52.412
‫یا باهم هستیم ‫یا دیگه تمومه

00:24:52.412 --> 00:24:53.450
‫تصمیمش با خودته

00:25:10.483 --> 00:25:13.421
‫" میدانستم که فقط یه صورت زیبا نیستی

00:25:13.421 --> 00:25:15.488
یک هدیه‌ی دیگر در «موناکو» لنگر انداخته

00:25:15.488 --> 00:25:19.492
‫جای خوبی برای ماه‌عسل به‌نظر میرسید "

00:25:23.200 --> 00:25:27.500
<c.color808080>هِیلی : دخترم مثل یه غریبه‌ی کوفتی رفتار می‌کنه "
" به داداشت بگو بهم زنگ بزنه</c>

00:25:28.488 --> 00:25:30.412
‫لعنتی

00:25:38.500 --> 00:25:40.500
<c.color0080ff>" یکی رو می‌شناسم که می‌تونه پیداش کنه "</c>

00:25:40.550 --> 00:25:42.496
«سلام آقای «گاتینو

00:25:42.496 --> 00:25:44.446
‫باید زنده بذارمت که داستان رو به بقیه بگی

00:25:44.446 --> 00:25:46.454
‫ولی به نظر خودم از پس‌ـش بر اومدم

00:25:54.408 --> 00:25:57.400
‫چرا با یکی هم‌قد و قواره‌ات درنمیوفتی؟

00:25:57.400 --> 00:25:59.429
‫سلام عشقم

00:26:08.588 --> 00:26:12.529
‫حیف شد . فکر می‌کردم
تعداشون بیشتر باشه

00:26:12.529 --> 00:26:15.525
‫می‌خوای رکوردت رو بزنی؟

00:26:15.525 --> 00:26:17.579
‫در حال حاضر سعی می‌کنم
‫زیاد خودم رو دست بالا نگیرم

00:26:17.579 --> 00:26:20.529
‫که یهویی اومدی دیدنم

00:26:22.504 --> 00:26:25.521
‫چرا اومدی «کرولاین»؟

00:26:25.521 --> 00:26:27.588
‫مطمئناً مدرسه «سالواتور» برای
‫جوان و بااستعدادها

00:26:27.588 --> 00:26:29.538
‫به یه خانم مدیر نیاز داره

00:26:29.538 --> 00:26:30.562
‫بهم زنگ زدن

00:26:30.562 --> 00:26:32.567
‫ظاهراً تو دیگه گوشیت رو جواب نمیدی

00:26:32.567 --> 00:26:36.529
‫پس این‌همه راه رو به درخواست
هِیلی» اومدی؟»

00:26:36.529 --> 00:26:38.512
‫راستش به درخواست «ربکا»

00:26:38.512 --> 00:26:40.554
‫و اینکه خودمم تو فرانسه بودم

00:26:40.554 --> 00:26:41.558
‫گشت و گذار زمستانی؟

00:26:41.558 --> 00:26:43.512
‫برای کار

00:26:46.533 --> 00:26:49.567
‫نمیدونم فکر می‌کنی الان چه سالیه «کلاوس»

00:26:49.567 --> 00:26:51.567
‫ولی من یه دوقلو دارم

00:26:51.567 --> 00:26:54.529
‫ازدواج کردم و همزمان بیوه شدم

00:26:54.529 --> 00:26:56.533
‫و مسئول یه مدرسه پر از بچه هستم

00:26:56.533 --> 00:26:59.567
‫از جمله بچه تو

00:26:59.567 --> 00:27:02.517
‫میدونی ، همونی که خبری ازش نگرفتی

00:27:05.504 --> 00:27:07.592
‫چرا ازش دوری می‌کنی؟

00:27:07.592 --> 00:27:10.504
‫اون خوشگل و باهوشه

00:27:10.504 --> 00:27:11.525
‫خیلی باهوش

00:27:11.525 --> 00:27:13.571
‫شاید بیشتر از حد نیازش هم باهوش

00:27:13.571 --> 00:27:15.562
مثل پدرش -
مثل پدرش -

00:27:18.504 --> 00:27:19.583
‫ولی «هوپ»...

00:27:19.583 --> 00:27:24.583
‫اون هم همون شایعاتی که ما
‫توی این 5 سال شنیدیم رو شنیده

00:27:24.583 --> 00:27:28.579
‫اینکه کاملاً دیوونه شدی

00:27:30.571 --> 00:27:33.525
‫همونطور که می‌بینی

00:27:36.533 --> 00:27:42.533
‫با اینحال اینجا که می‌بینمت
‫به نظرم یه دیوونه‌ی عادی هستی

00:27:42.533 --> 00:27:44.542
‫لطف داری

00:27:48.533 --> 00:27:51.529
‫میدونی ، 2 نفر از همین خونواده
‫که صاحب این خونه هستن

00:27:51.529 --> 00:27:53.529
‫دیروز به دست کسی که خودش رو
‫روانی خطاب کرده

00:27:53.529 --> 00:27:56.512
‫توی یه کلوپ شبانه مردن

00:27:56.512 --> 00:27:58.529
‫و اینم از اجساد بیشتر

00:27:58.529 --> 00:28:00.542
‫می‌خوای بگی که چرا به‌صورت منظم
‫همه‌ی اعضای یه خونواده رو

00:28:00.542 --> 00:28:02.529
‫یکی یکی می‌کشی؟

00:28:02.529 --> 00:28:05.596
‫چون مرض دارم

00:28:05.596 --> 00:28:09.554
‫یا شاید برای گذران زمانه

00:28:09.554 --> 00:28:10.596
...یا شاید

00:28:10.596 --> 00:28:17.517
«فقط شاید ‫«کلاوس مایکلسون
بالاخره دیوانه شد

00:28:18.579 --> 00:28:22.583
‫یا شاید می‌خوای بقیه فکر کنن دیوانه شدی

00:28:22.583 --> 00:28:26.567
‫این خوشی که داری ‫تصادفی نیست

00:28:28.542 --> 00:28:32.521
‫تو یه لیست داری ، ‫مگه نه؟

00:28:36.542 --> 00:28:37.592
‫اینطرف...بیخیال شین

00:28:37.592 --> 00:28:40.525
‫بیخیال

00:28:44.521 --> 00:28:47.554
‫هی

00:28:47.554 --> 00:28:53.542
‫خب ، با «ربکا» در مورد خون حرف زدم
‫و «کلاوس» خیلی به «آلایژا» نزدیک شده

00:28:53.542 --> 00:28:56.508
‫پس وقتی دخترش داشته سگ‌ها رو
‫بیدار می‌کرده اونم خطر کرده

00:28:56.508 --> 00:28:57.533
‫عالی شد

00:28:57.533 --> 00:28:59.517
‫آره

00:28:59.517 --> 00:29:00.554
‫اون رو می‌بینی؟

00:29:02.533 --> 00:29:05.529
‫این شهر یهویی صفر تا صدش پر میشه

00:29:05.529 --> 00:29:08.504
‫حتی غافلگیر نشدم که این
«خون‌آشام فضول «گِرِتا سیئِنا

00:29:08.504 --> 00:29:09.579
‫دلش دعوا می‌خواد

00:29:09.579 --> 00:29:12.500
‫«فِرِیا» ، این شهر سرش درد می‌کنه
برای دعوا

00:29:12.500 --> 00:29:13.558
...و اگه ما کاری نکنیم -
‫- «وینسنت»

00:29:13.558 --> 00:29:18.546
‫میدونم که این مسئله جدیه
...باور کن ولی

00:29:18.546 --> 00:29:20.538
‫پسر ، دارم واسه زندگیم می‌جنگم

00:29:22.554 --> 00:29:25.529
‫من عاشق «کیلین» هستم

00:29:25.529 --> 00:29:29.525
‫و اگه الان نرم دیدنش از دستش میدم

00:29:29.525 --> 00:29:34.588
‫ببین ‫، گوش کن . می‌ترسم اگه برم

00:29:34.588 --> 00:29:37.550
...همه چیز به‌هم بریزه ولی

00:29:37.550 --> 00:29:39.562
‫میدونم که بدون منم از پس‌ـش برمیای

00:29:39.562 --> 00:29:41.533
‫الان فقط نیاز دارم بشنوم که

00:29:41.533 --> 00:29:48.546
‫از اینجا رفتن ازم خواهر بد ‫یا
عمه بد یا دوست بدی نمی‌سازه

00:29:48.546 --> 00:29:52.538
‫شاید برای یک‌بار هم که شده دلش رو
‫داشته باشم که خودم رو اولویت بذارم

00:29:52.538 --> 00:29:54.596
‫سلام بچه‌ها

00:29:54.596 --> 00:29:57.538
‫از جو فعلی اینجا خوشم نمیاد

00:29:59.538 --> 00:30:02.533
‫بیشتر یه خون‌آشامِ "زندگی کن و بذار
‫زندگی کنن" هستم . واسه همین قاطی نمیشم

00:30:02.533 --> 00:30:03.575
‫درک می‌کنم

00:30:03.575 --> 00:30:05.558
پاپز» ، حساب‌مون چقدر شد؟»

00:30:05.558 --> 00:30:08.504
‫بیخیال . مهمون ما . ‫عزت زیاد

00:30:08.504 --> 00:30:11.575
‫آروم بگیر ‫. بعداً در موردش حرف میزنیم

00:30:15.558 --> 00:30:17.546
‫«فِرِیا» ، مطمئن نیستم بتونیم
‫جلوی اینا رو بگیریم

00:30:17.546 --> 00:30:19.525
‫چند سال یه‌کم به تعویق انداختیمش

00:30:19.525 --> 00:30:20.596
‫ولی چطور میشه جلوی ذات بشر رو گرفت؟

00:30:20.596 --> 00:30:24.579
‫یا حتی ذات خون‌آشام ، گرگینه و جادوگر

00:30:24.579 --> 00:30:25.596
‫صحیح

00:30:27.588 --> 00:30:29.583
‫باید بری

00:30:31.571 --> 00:30:34.521
‫باید بری چون واقعاً نمیدونم

00:30:34.521 --> 00:30:36.529
‫عاقبت‌مون چطور میشه
‫و به نظرم حداقل یکی‌مون

00:30:36.529 --> 00:30:38.500
‫باید یه فرصت برای
‫خوشبختی داشته باشه

00:30:56.588 --> 00:30:59.508
‫جایی میری؟

00:30:59.508 --> 00:31:00.579
‫پول رو واسه همین می‌خواستی؟

00:31:00.579 --> 00:31:01.592
‫حالا هم اتاقم رو می‌گردی؟

00:31:01.592 --> 00:31:03.596
‫واسه لباسای کثیف

00:31:03.596 --> 00:31:05.554
‫کجا میرفتی؟

00:31:05.554 --> 00:31:07.558
‫تو اینترنت با یه پسر آشنا شدم

00:31:07.558 --> 00:31:10.538
‫اون توی یه گروه‌ـه
و توی لندن زندگی می‌کنه

00:31:10.538 --> 00:31:13.517
‫میگه 25 سالشه ولی سنش بیشتره

00:31:14.529 --> 00:31:16.588
‫می‌خواستی بابات رو ببینی

00:31:20.571 --> 00:31:24.575
‫میدونم احمقانه‌ست
‫معلومه براش مهم نیست

00:31:24.575 --> 00:31:28.508
‫ولی پیش خودم گفتم
‫شاید اگه هم رو ببینیم

00:31:28.508 --> 00:31:29.592
...حتی برای یه مدت کوتاه

00:31:29.592 --> 00:31:32.554
‫احمقانه نیست

00:31:32.554 --> 00:31:34.571
‫اون دوست‌ـت داره

00:31:34.571 --> 00:31:39.517
‫ولی میدونه اگه نزدیکت باشه
‫توی خطر میوفتی

00:31:39.517 --> 00:31:41.517
‫یه تماس تلفنی که من رو
‫به خطر نمیندازه

00:31:46.517 --> 00:31:47.562
...ببین ، من

00:31:47.562 --> 00:31:53.521
‫من خیلی ‫امیدوارم که یه روزی
رو در رو ‫حرف میزنین . امیدوارم

00:31:53.521 --> 00:31:55.517
‫ولی تا اون‌موقع...

00:31:56.579 --> 00:32:00.546
‫سعی کن اینقدر بد در موردش قضاوت نکنی

00:32:02.504 --> 00:32:05.517
‫پس من نمی‌تونم در مورد پدری که
‫پیشم نیست قضاوت کنم

00:32:05.517 --> 00:32:06.588
‫ولی تو می‌تونی در موردم قضاوت کنی؟

00:32:06.588 --> 00:32:10.558
‫من در مورد تو قضاوت نمی‌کنم
‫روی کارهات قضاوت می‌کنم

00:32:10.558 --> 00:32:12.512
‫من مادرتم

00:32:12.512 --> 00:32:14.562
‫دوست‌ـت دارم و هر کاری
هم بکنی می‌بخشمت

00:32:14.562 --> 00:32:19.508
‫ولی این ‫قرار نیست هر
کار بدی کردی ‫قبول کنم

00:32:21.550 --> 00:32:22.575
‫فقط یه کار بد کردم

00:32:22.575 --> 00:32:24.558
‫«هوپ»

00:32:24.558 --> 00:32:26.571
‫«هوپ»

00:32:31.571 --> 00:32:34.525
‫من یه اشتباه کردم

00:32:51.550 --> 00:32:54.767
«هیچ‌کس دردسر نمی‌خواد «هِیلی
‫ما فقط اون دورگه رو می‌خوایم

00:32:54.767 --> 00:32:56.712
‫«هنری» رو نمیدم دست شما

00:32:56.712 --> 00:32:58.062
‫بذار خودم حلش کنم

00:32:58.062 --> 00:33:02.042
‫یادتون نره اون دورگه یه بچه‌ست

00:33:02.042 --> 00:33:05.012
‫ولی «پاپی» فقط می‌خواست
‫از سر کار به خونه بره

00:33:05.012 --> 00:33:07.029
‫اون دوست ما بود

00:33:07.029 --> 00:33:08.083
‫اون جایی نمیره

00:33:10.042 --> 00:33:11.567
هِیلی» ، شاید چاره‌ای نداشته باشی»

00:33:11.567 --> 00:33:13.550
<i>‫حتی اون دختر رو نمی‌شناختم</i>

00:33:13.550 --> 00:33:15.500
‫نمی‌شنوم

00:33:15.500 --> 00:33:17.562
...یهو به هم خوردیم و من

00:33:17.562 --> 00:33:19.546
‫خیلی عصبی شدم

00:33:19.546 --> 00:33:20.562
...اونا می‌خوان

00:33:20.562 --> 00:33:22.533
‫اونا می‌خوان من رو بکشن ، نه؟

00:33:22.533 --> 00:33:24.500
‫«هنری» ، محض رضای خدا آروم بگیر

00:33:24.500 --> 00:33:26.579
‫بهتر شو

00:33:33.517 --> 00:33:34.558
‫خیلی‌خب

00:33:36.517 --> 00:33:37.596
‫عجیبه

00:33:37.596 --> 00:33:43.538
‫تو گفتی "بهتر شو"
‫و من واقعاً بهتر شدم

00:33:43.538 --> 00:33:49.550
‫چون خون من تو رو دورگه کرده
برای همین ‫تو بنده من شدی

00:33:49.550 --> 00:33:52.571
‫- هر کاری بگی باید بکنم؟
‫- تقریباً

00:33:52.571 --> 00:33:57.521
‫ولی نگران نباش
‫من به استقلال شخصی معتقدم

00:33:57.521 --> 00:34:00.588
‫ولی فعلاً ‫همینجا بمون

00:34:00.588 --> 00:34:03.508
<i>‫باید معقول رفتار کنیم</i>

00:34:03.508 --> 00:34:05.512
‫یعنی برگردن و به مادر «پاپی» بگن

00:34:05.512 --> 00:34:07.579
‫که قاتل دخترش آزاده
ولی حداقل ما معقول رفتار کردیم؟

00:34:07.579 --> 00:34:09.533
‫صلح پیچیده‌ست

00:34:09.533 --> 00:34:11.575
‫به‌خاطر اینکه بی‌نقص بودیم
‫صلح رو نداشتیم

00:34:11.575 --> 00:34:15.512
‫صلح داریم چون هر وقت لازم نبوده
‫زیاده‌روی کنیم نکردیم

00:34:15.512 --> 00:34:17.596
‫انتقام عدالت نیست

00:34:17.596 --> 00:34:23.512
‫واقعاً می‌خوایم یه بچه رو ‫برای
از بین بردن ترس‌مون بکشیم؟

00:34:23.512 --> 00:34:25.579
‫اون بچه نیست . یه دورگه‌ست

00:34:25.579 --> 00:34:28.533
‫با قدرتی که می‌تونه هر خون‌آشامی
‫که می‌خواد رو بکشه

00:34:28.533 --> 00:34:31.517
‫منم دورگه هستم ولی برای کسی
‫تهدیدی به حساب نمیام

00:34:31.517 --> 00:34:33.521
‫و بعد از اینکه به «هنری» یاد بدم
‫خودش رو کنترل کنه

00:34:33.521 --> 00:34:34.538
‫اونم براتون تهدیدی به حساب نمیاد

00:34:34.538 --> 00:34:38.504
‫ببینین ، هر مرگی ‫یه مصیبت بزرگه

00:34:38.504 --> 00:34:42.500
«و قلباً و عمیقاً برای «پاپی
و خانواده‌اش ناراحتم

00:34:42.500 --> 00:34:45.525
‫ولی ما دیگه دوره‌ی فکر "چشم در برابر چشم"
‫رو پشت سر گذاشتیم

00:34:45.525 --> 00:34:48.512
‫این یه امتحانه

00:34:48.512 --> 00:34:52.525
‫همه‌ی موفقیت‌هامون رو نابود نکنین

00:34:52.525 --> 00:34:54.583
‫- نمی‌تونی جدی باشی
‫- تا حالا اینقدر جدی نبودم

00:34:54.583 --> 00:34:57.542
‫تا جایی که میدونم کسایی که
‫رانده میشن به دنبال انتقام میرن

00:34:57.542 --> 00:34:59.504
‫و از اونجایی که خاطرات زیادی دارم

00:34:59.504 --> 00:35:02.579
‫مصمم شدم که تمامی دشمنامون رو
‫به‌صورت سیستماتیک نابود کنم

00:35:02.579 --> 00:35:04.529
‫و البته همراه با وارثین دشمنامون

00:35:04.529 --> 00:35:06.554
‫ولی اون لیست‌ـت بی‌پایانه

00:35:06.554 --> 00:35:08.525
‫این تنها راه برای محافظت از «آلایژا»ست

00:35:08.525 --> 00:35:09.588
‫در حالت فعلیش

00:35:09.588 --> 00:35:12.517
‫اگه یه دشمن بغلش روی صندلی پیانو
‫هم بشینه اون رو نمی‌شناسه

00:35:12.517 --> 00:35:14.504
...و

00:35:14.504 --> 00:35:16.575
‫اینطوری وقتم می‌گذره

00:35:16.575 --> 00:35:18.596
‫ولی نمیدونم چرا این دردسرها رو کشیدیم

00:35:18.596 --> 00:35:21.525
‫اینجا یه ساختمون تاریخیه

00:35:21.525 --> 00:35:25.550
‫این رو بگیرش . ‫از اینجا شروع کن

00:35:32.508 --> 00:35:35.579
‫شاید شروع کردی به دیوونگی
‫تا دشمنات رو بترسونی

00:35:35.579 --> 00:35:38.596
‫ولی حالا مطمئن نیستم که
‫اینا فیلم باشه

00:35:38.596 --> 00:35:41.579
‫این درست نیست «کلاوس»
‫حتی برای تو

00:35:44.529 --> 00:35:46.583
‫فهمیدم که بدون «آلایژا» زیاد خوب نیستم

00:35:46.583 --> 00:35:51.533
‫البته ما ‫قبلاً جدا بودیم
ولی نه اینطوری

00:35:52.575 --> 00:35:55.512
‫این بدتر از اونیه که حتی اون مرده باشه

00:35:59.521 --> 00:36:01.533
‫من برادرم رو از دست دادم

00:36:01.533 --> 00:36:04.500
‫ولی هنوز یه دختر داری

00:36:04.500 --> 00:36:05.533
‫من نباشم براش بهتره

00:36:05.533 --> 00:36:09.512
‫میدونم که ‫چه حسی داره
یه هیولا آدم رو بزرگ کنه

00:36:09.512 --> 00:36:12.508
‫خدای...بیخیال . اون مال 1000 سال پیشه

00:36:12.508 --> 00:36:16.508
‫واقعاً؟ پدر بد؟
‫یادت رفته؟ طرف مرده

00:36:16.508 --> 00:36:17.525
‫دیگه بیخیال شو

00:36:17.525 --> 00:36:21.529
‫دیگه از «مایکل» به عنوان یه بهانه
‫برای یه پدر بد بودن استفاده نکن

00:36:24.579 --> 00:36:26.554
‫اینم میدونم که چه حسی داره

00:36:26.554 --> 00:36:28.550
‫بچه‌ای باشی که دلش برای
‫پدرش تنگ شده

00:36:28.550 --> 00:36:32.554
‫شاید رو در رو نتونی ببینیش

00:36:32.554 --> 00:36:36.579
‫ولی ‫یه دستگاه باستانی
به اسم تلفن داریم

00:36:36.579 --> 00:36:38.588
‫ازش استفاده کن

00:36:38.588 --> 00:36:42.542
‫قبل از اینکه دخترت رو از دست بدی
‫و اون تو رو از دست بده

00:36:43.579 --> 00:36:45.596
...چون

00:36:45.596 --> 00:36:49.504
‫از قضا به نظرم تو کسی هستی
‫که ارزش‌ـش رو داره آدم بشناسه

00:36:54.558 --> 00:36:56.567
‫توی جلسه‌ی اولیا و مربیان بعدی می‌بینمت

00:37:06.538 --> 00:37:08.529
‫هی «دِکلِن» ، منم

00:37:09.592 --> 00:37:13.588
‫من رو نکشی ولی ‫یه
مسئله‌ای پیش اومد

00:37:13.588 --> 00:37:15.592
‫منتظر باش . یه نوشیدنی بزن

00:37:15.592 --> 00:37:18.575
‫و یه‌کم دیرتر میام

00:37:18.575 --> 00:37:23.567
‫روز سختی داشتم
و خیلی دوست دارم ببینمت

00:38:12.533 --> 00:38:14.533
<i>‫من یه بزدلم</i>

00:38:14.533 --> 00:38:16.596
<i>‫دورو هم هستم</i>

00:38:16.596 --> 00:38:20.508
‫حقیقت داره که دلم برای
...خونواده‌ام تنگ شده ولی

00:38:20.508 --> 00:38:24.554
‫به گمونم همیشه در حال فرارم

00:38:24.554 --> 00:38:28.525
‫خب ، بعضی‌وقت‌ها خوبه که
‫یه شروع نو داشته باشی

00:38:30.562 --> 00:38:33.558
‫عجیبه که یه غریبه حرف دلش رو
‫بهت بگه؟

00:38:35.567 --> 00:38:37.567
‫به گمونم یه خاصیتی دارم
‫که همه این‌کار رو می‌کنن

00:38:47.525 --> 00:38:49.521
‫به نظرم خاصیت خوبی داری

00:39:00.538 --> 00:39:02.512
‫- سلام زندونی
‫- سلام

00:39:02.512 --> 00:39:05.562
«یه خبری دارم در مورد خودم و «کیلین

00:39:05.562 --> 00:39:07.508
‫- مامانت کجاست؟
‫- خبر ندارم

00:39:07.508 --> 00:39:10.550
‫گفت چند دقیقه دیگه میاد
ولی برنگشت

00:39:10.550 --> 00:39:12.533
‫کجا رفت؟

00:39:12.533 --> 00:39:14.521
‫بیرون که زنگ بزنه

00:39:14.521 --> 00:39:16.504
‫عمه «فِرِیا»

00:39:19.592 --> 00:39:22.592
<i>...چیز جالبی که نقطه عطف داره</i>

00:39:25.562 --> 00:39:29.508
<i>‫اینه که فقط در گذشته میشه تعریفش کرد</i>

00:39:31.500 --> 00:39:34.521
<i>‫کیه که بگه چه تصمیمی باعث
...یه تصادف ماشین شد یا</i>

00:39:35.588 --> 00:39:37.550
<i>‫چه سیگاری باعث شروع سرطان شد؟</i>

00:39:45.300 --> 00:39:48.300
<c.color0080ff>" به شهرم بگو که دارم میام "</c>

00:39:49.504 --> 00:39:51.504
<i>‫و اینطوریه که ما بی‌خبر از آینده
‫پیش میریم</i>

00:39:51.504 --> 00:39:53.558
<i>‫هیچ‌وقت مطمئن نیستیم چقدر
‫به لبه پرتگاه نزدیکیم</i>

00:40:00.512 --> 00:40:02.554
‫یه نفر این رو تو خیابون پیدا کرده

00:40:05.596 --> 00:40:10.525
<i>‫تنها چیزی که به یقین میدونم ‫اینه
که اگه 4تا «مایکلسون» پیش هم بیان</i>

00:40:10.525 --> 00:40:13.533
<i>‫یه تاریکی رو آشکار می‌کنه که
‫تا حالا به عمرمون ندیدیم</i>

00:40:23.583 --> 00:40:25.529
‫بابا؟

00:40:38.504 --> 00:40:40.554
‫دنبال مادرت بودم

00:40:40.554 --> 00:40:42.550
‫آره . ما هم همینطور

00:40:42.550 --> 00:40:46.592
‫نمیدونم کجاست . ‫گم شده

00:40:52.533 --> 00:40:54.546
‫من تو راهم

00:40:56.500 --> 00:40:58.579
<i>‫نقاط عطف احتمالی زیادی هست</i>

00:41:04.583 --> 00:41:06.579
<i>‫ولی بدون ادراک</i>

00:41:06.579 --> 00:41:09.504
<i>...از کجا بدونیم در پایانِ آغاز هستیم</i>

00:41:18.562 --> 00:41:20.588
<i>‫یا شروع پایان؟</i>

00:41:24.100 --> 00:41:35.100
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:41:36.100 --> 00:41:50.100
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>