﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:02.509
<c.red><i>پیش از این در
"The Originals"</i></c>

00:00:02.534 --> 00:00:04.484
<i>‫وقتی طلسم تموم بشه
‫باید از هم دور بشید</i>

00:00:04.583 --> 00:00:06.538
<i>‫و به «هوپ» هم نزدیک نشید</i>

00:00:06.538 --> 00:00:09.542
<i>‫آب‌هامون به خون تبدیل شدن
‫رودخونه پر از مار شده</i>

00:00:09.542 --> 00:00:11.521
<i>‫اگه «مایکلسون»‌ها برگردن پیش هم</i>

00:00:11.521 --> 00:00:14.058
<i>‫تاریکی برپا میشه که
‫تا حالا نظیرش رو ندیدیم</i>

00:00:14.058 --> 00:00:17.012
<i>‫حالا اگه کسی بتونه باعث
‫خرابی "نيو اورلانز" بشه</i>

00:00:17.012 --> 00:00:19.083
<i>‫- اون «کلاوس مایکلسون»ـه
‫- اصلاً در مورد «کلاوس» نیست</i>

00:00:19.083 --> 00:00:21.017
<i>‫در مورد دخترشه</i>

00:00:21.017 --> 00:00:23.008
<i>‫«هوپ مایکلسون» حکم نابودی ما میشه</i>

00:00:23.008 --> 00:00:25.000
<i>«خدای من «هنری</i>

00:00:26.525 --> 00:00:27.579
<i>‫من باهات جایی نمیام</i>

00:00:27.579 --> 00:00:29.588
<i>‫ما خونواده‌ی تو هستیم</i>

00:00:29.588 --> 00:00:31.554
<i>هیچ‌کدوم‌تون برام مهم نیستین</i>

00:00:31.554 --> 00:00:34.504
<i>آلایژا مایکلسون» مرده»</i>

00:00:37.550 --> 00:00:39.504
<i>‫شاید برای بیدار کردنش
‫به کمکت نیاز داشته باشم</i>

00:00:39.504 --> 00:00:41.558
<i>‫«هوپ» در مورد یه طلسم
مخفی‌سازی و خواب ‫حرف میزد</i>

00:00:41.558 --> 00:00:42.554
<i>هِیلی»؟»</i>

00:00:44.529 --> 00:00:46.542
<i>‫اون کجاست؟</i>

00:00:46.542 --> 00:00:47.592
<i>‫خدای من</i>

00:00:47.592 --> 00:00:50.712
<i>‫مادرت رو پیدا می‌کنم و قسم می‌خورم
‫برگردونمش پیش تو</i>

00:00:58.579 --> 00:01:01.596
<i>‫"نيو اورلانز" یه بازمونده‌ست</i>

00:01:02.546 --> 00:01:04.588
<i>‫با تراژدی‌های بیشماری مواجه شده</i>

00:01:04.588 --> 00:01:07.562
<i>‫آتش ، سیل ، جنگ</i>

00:01:07.562 --> 00:01:11.525
<i>‫درصورتی‌که اگر شهری دیگر بود
‫زیر این مشکلات به زانو درمیامد</i>

00:01:11.525 --> 00:01:14.533
<i>‫ولی "نيو اورلانز" مصیبت رو به جادو بدل می‌کرد</i>

00:01:14.533 --> 00:01:20.521
<i>‫و هر سال ‫بزرگترین
رسم‌شون رو به پا میدارن</i>

00:01:21.567 --> 00:01:23.575
<i>«یعنی «ماردی گرا</i>

00:01:23.575 --> 00:01:26.554
<i>‫با وجود همه‌ی اختلافات‌مون</i>

00:01:26.554 --> 00:01:29.558
<i>‫کل شهر جشن فصل کارناوال رو
‫کنار هم جشن می‌گیرن</i>

00:01:29.558 --> 00:01:31.546
‫- «دیوید» ، از این پارچه خوشم میاد
‫- خوشت میاد؟

00:01:31.546 --> 00:01:33.512
‫به نظر منم خوبه

00:01:33.512 --> 00:01:34.562
<i>‫بیش از 80 گروه وجود داره</i>

00:01:34.562 --> 00:01:38.512
<i>‫که از چند هفته قبل تا زمان جشن
به جشن ملحق میشن</i>

00:01:38.512 --> 00:01:43.508
<i>‫هر گروه از قبلی خاص‌تر</i>

00:01:43.508 --> 00:01:46.504
<i>‫هر کسی یه کاری می‌کنه</i>

00:01:46.504 --> 00:01:50.512
<i>‫دنبال عشق بگردی
‫یا تشنه‌ی اوقات خوش باشی</i>

00:01:50.512 --> 00:01:54.500
<i>"هیچ خانمی بهتر از ‫"نيو اورلانز
در زمان «ماردی گرا» نیست</i>

00:01:54.500 --> 00:01:58.579
<i>‫البته تا وقتی که تحمل کشمکش‌ها رو داشته باشی</i>

00:01:58.579 --> 00:02:00.571
‫دقیقاً منظورت چیه؟

00:02:00.571 --> 00:02:02.538
‫«هوپ» مادرش رو با یه ورد
مخفی‌سازی طلسم کرده

00:02:02.538 --> 00:02:04.562
‫یه نفر پیداش کرده
این‌کار یه جادوگر می‌طلبیده

00:02:04.562 --> 00:02:06.542
‫پس این یعنی کار یکی از جادوگرهای من بوده؟

00:02:06.542 --> 00:02:08.525
‫فکر نکنم

00:02:08.525 --> 00:02:10.596
‫جادوگرهات همیشه ادعای معصومیت داشتن

00:02:10.596 --> 00:02:13.567
‫ولی اگه تاریخ رو در نظر بگیریم
‫شما بدترین گروه بین ما بودین

00:02:13.567 --> 00:02:15.571
‫به محض اینکه «فِرِیا» بهم گفت
‫«هِیلی» گم شده

00:02:15.571 --> 00:02:20.504
‫ده‌ها نفر از ما جادوگرها رفتیم توی خیابون‌ها
‫و طلسم ردیابی اجرا کردیم تا پیداش کنیم

00:02:20.504 --> 00:02:22.521
‫چون «هِیلی» در واقع
یکی از دوستامون بود ، خب؟

00:02:22.521 --> 00:02:25.512
‫«هِیلی» برخلاف تو
‫احترام ما رو بدست آورده

00:02:25.512 --> 00:02:28.558
‫و فقط از روی احترام به اون ‫فقط
«1بار این رو بهت میگم «کلاوس

00:02:28.558 --> 00:02:30.558
‫ما هیچ ارتباطی با

00:02:30.558 --> 00:02:32.542
‫ناپدید شدنش نداشتیم
‫این رو بهت قول میدم

00:02:32.542 --> 00:02:36.554
‫قول یه جادوگر مثل
توبه‌ی ‫گرگ می‌مونه

00:02:36.554 --> 00:02:38.554
‫تو صلح و صفا می‌خوای؟

00:02:38.554 --> 00:02:41.525
‫بی‌گناهیت رو ثابت و پیداش کن

00:02:41.525 --> 00:02:44.558
‫چرا باید گرگینه‌ها
‫آلفای خودشون رو بکشن؟

00:02:44.558 --> 00:02:46.512
‫سوال خیلی به‌جایی بود

00:02:46.512 --> 00:02:47.596
‫شاید یکی از رفقای کنار رودخونه‌تون
‫بتونه روشن‌مون کنه

00:02:47.596 --> 00:02:49.588
‫الان ما خودمون قربانی هستیم

00:02:50.592 --> 00:02:53.554
‫یه خون‌آشام «هنری» رو ‫فقط
به‌خاطر دورگه بودنش کشت

00:02:53.554 --> 00:02:58.504
‫نه . شما گرگ‌ها هم اون پسر رو ‫به
چشم مایه‌ی سرافکندگی میدیدین

00:02:58.504 --> 00:03:00.525
‫کیه که بگه همچین تنفری
‫از «هِیلی» هم نداشتین؟

00:03:00.525 --> 00:03:03.575
‫یه گرگ گناهکار ممکنه خون‌آشام‎ها رو
‫مقصر بشماره

00:03:03.575 --> 00:03:04.583
‫تا ردپای خودش رو بپوشونه

00:03:07.521 --> 00:03:10.529
‫اگه شما «هِیلی» رو ندزدیدین
‫توصیه می‌کنم گناهکار رو پیدا کنین

00:03:10.529 --> 00:03:12.567
<i>واقعاً فکر می‌کنی افراد من اینقدر احمقن؟</i>

00:03:12.567 --> 00:03:15.567
‫اونا میدونن که اگه یه تار مو
‫از سر «هِیلی» کم کنن

00:03:15.567 --> 00:03:17.529
‫به من جوابگو هستن

00:03:17.529 --> 00:03:20.546
‫خب ، تو به خون‌آشام‌ها دستور دادی
‫که با گرگ‌ها مخالفت کنن

00:03:20.546 --> 00:03:23.525
و اون پسر دورگه رو بکشن؟ نه

00:03:23.525 --> 00:03:27.533
‫فکر نمی‌کردم . شاید مقام سلطنتی
تو ‫همراه جنبه زناشویی‌ـت تحلیل رفته

00:03:27.533 --> 00:03:30.575
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب
آروم بگیرین

00:03:30.575 --> 00:03:34.525
‫خون‌آشام‌ها از «هِیلی» خوش‌شون میاد
‫همه ازش خوش‌شون میاد . ما کاریش نکردیم

00:03:34.525 --> 00:03:36.567
‫پس توصیه می‌کنم تلاش‌تون رو برای
‫پیدا کردنش بیشتر کنین

00:03:36.567 --> 00:03:39.550
‫چون اگه تا غروب دخترم ‫مادرش رو نبینه

00:03:39.550 --> 00:03:42.579
اون‌وقت کل گله‌تون با خشم
ناامیدی من ‫روبرو میشه

00:03:42.579 --> 00:03:45.558
‫فقط نزدیک شدن 2تا «مایکلسون» به
هم ‫باعث شد بارون به خون تبدیل بشه

00:03:45.558 --> 00:03:49.546
‫تصور کن اگه از برادر و خواهرهام
‫درخواست کمک کنم چه اتفاقی میوفته

00:03:49.546 --> 00:03:51.500
‫تجدید دیدار خانواده‌ی کوچیک‌مون

00:03:51.500 --> 00:03:53.054
‫باعث میشه آتشی جهنمی
ما رو در خودش ببلعه

00:03:53.400 --> 00:03:55.200
<c.red>"The Originals"
فصل 5
قسمت 4 : بین شیطان و دریای عمیق آبی</c>

00:03:56.200 --> 00:04:02.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:04:03.583 --> 00:04:06.554
‫می‌بینم که بهترین‌های "نيو اورلانز" رو
‫تحریک کردی

00:04:06.554 --> 00:04:08.525
‫اگه این‌ها بهترین‌های شهر باشن

00:04:08.525 --> 00:04:10.512
‫پس از آدمای متوسط ـشون هم
‫بیشتر سقوط می‌کنن

00:04:10.512 --> 00:04:13.558
‫انسان‌ها چی‌کار می‌تونن بکنن
‫که بقیه‌ی گونه‌ها نمی‌تونن؟

00:04:13.558 --> 00:04:16.517
‫اونا تعدادشون بیشتره
‫ما باید همه‌جا دید داشته باشیم

00:04:16.517 --> 00:04:18.504
‫هر کی این‌کار رو کرده
‫نمی‌تونه از من مخفی بشه

00:04:20.554 --> 00:04:23.500
‫چیه؟

00:04:23.500 --> 00:04:25.504
‫چشمان باز ، رفتار متمرکز

00:04:25.504 --> 00:04:28.525
‫میدونی ، به عنوان «کلاوس مایکلسون»
‫به نظرم رفتارت کاملاً عادیه

00:04:28.525 --> 00:04:30.596
‫اگه منظوری داری «مارسلوس» بنال

00:04:30.596 --> 00:04:32.575
‫یه شایعاتی هست که انگار دیوونه شدی

00:04:32.575 --> 00:04:35.588
‫فقط دارم اطمینان حاصل می‌کنم که یه وقت
کاری نکنی که همه پشیمون بشیم

00:04:35.588 --> 00:04:37.583
‫خب ، اگه اون بدبخت فلک‌زده‌ای
که آرزوی مرگ داره

00:04:37.583 --> 00:04:39.575
‫و مادر دخترم رو دزدیده
اون رو سالم برگردونه

00:04:39.575 --> 00:04:42.546
‫اون‌وقت کاری نمی‌کنم که همه
‫پشیمون بشیم ، نه؟

00:04:42.546 --> 00:04:45.550
‫وقتی رفتی فرانسه که «آلایژا» رو ببینی
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:04:45.550 --> 00:04:48.550
‫هیچی . اونجا نبود

00:04:48.550 --> 00:04:50.562
‫نه؟ یعنی باهم ملاقات نکردین؟

00:04:50.562 --> 00:04:51.575
‫چون تا جایی که خبر دارم

00:04:51.575 --> 00:04:54.500
‫«هوپ» داشت از غذایی رستوران
مدرسه‌شون ‫حشره درمیاورد

00:04:54.500 --> 00:04:56.575
‫انگار یادت رفته که بقیه‌ی خواهر
و برادرهام هم ‫این طلسم رو دارن

00:04:56.575 --> 00:05:00.546
«پس به‌خاطر اینه که «کول» و «ربکا
‫یه تجدید دیدار یهویی داشتن؟

00:05:00.546 --> 00:05:03.504
‫خب ، قطعاً «ربکا» که پیشت نیست . هست؟

00:05:03.504 --> 00:05:06.567
‫این شهر همچین مجازاتی که ‫باهاش
اونا رو تهدید می‌کنی رو قبول نمی‌کنن

00:05:06.567 --> 00:05:07.583
‫منم همینطور

00:05:07.583 --> 00:05:12.546
‫پس توصیه می‌کنم ‫همه‌ی اینا
رو یه انگیزه در نظر بگیری

00:05:24.500 --> 00:05:26.500
<c.color808080>‫خیابان «سِینت فیلیپ ترمه» ، پلاک 238</c>

00:05:31.529 --> 00:05:34.575
‫برادرت دیدگاه خیلی جالبی
از ‫سخنرانی انگیزشی داره

00:05:34.575 --> 00:05:36.588
‫ببین ، میدونم که شما 2تا
‫زیاد باهم جور نیستین

00:05:36.588 --> 00:05:40.538
‫ولی هر چقدرم که احمقانه به‌نظر برسه
‫تاکتیک‌های «کلاوس» همیشه جواب میدن

00:05:40.538 --> 00:05:42.596
‫فقط به بهترین وجه با بدخلقیش کنار بیا

00:05:42.596 --> 00:05:45.517
‫خب ، اگه همینطوری سربه‌سرم بذاره
‫بهش نشون میدم بدخلقی یعنی چی

00:05:45.517 --> 00:05:46.550
‫بگو ببینم باهاش ارتباط برقرار کردی؟

00:05:46.550 --> 00:05:48.525
‫برقراری ارتباط؟

00:05:48.525 --> 00:05:50.554
‫منظورت برادرزادمه یا یه مأمور مخفی؟

00:05:50.554 --> 00:05:51.579
<i>‫«فِرِیا»</i>

00:05:51.579 --> 00:05:53.554
‫میدونم که شنیدنش برات سخته

00:05:53.554 --> 00:05:55.538
‫ولی کارت‌های «آیوی» پیش‌بینی کردن
‫که برادرزاده‌ی تو

00:05:55.538 --> 00:05:57.500
‫ممکنه در واقع گرگی در لباس بره باشه

00:05:57.500 --> 00:05:58.550
<i>‫پس باید بهش سخت بگیری</i>

00:05:58.550 --> 00:05:59.592
‫اون 15 سالشه

00:05:59.592 --> 00:06:01.588
<i>‫آینده‌اش که روی کتیبه نوشته نشده</i>

00:06:01.588 --> 00:06:04.579
‫برای همین اومدم پیش‌ـش
‫تا در موردش مطمئن بشم

00:06:04.579 --> 00:06:06.579
‫موفق باشی

00:06:06.579 --> 00:06:08.521
<i>‫همچنین</i>

00:06:18.558 --> 00:06:21.521
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:06:21.521 --> 00:06:22.554
‫نه . هیچی

00:06:22.554 --> 00:06:26.583
‫نه . ‫بابات گروه‌های جستجویی
رو ‫برای گشتن همه جای این شهر فرستاده

00:06:26.583 --> 00:06:28.554
حتماً پیداش می‌کنیم

00:06:28.554 --> 00:06:30.575
...من فقط

00:06:30.575 --> 00:06:34.542
...وقتی دیدمت فکر کردم اون

00:06:34.542 --> 00:06:38.504
‫وایسا ببینم . اگه مادرم هنوز پیدا نشده
پس اینجا چی‌کار می‌کنی؟

00:06:38.504 --> 00:06:40.583
‫بسته غذایی

00:06:40.583 --> 00:06:42.588
‫گفتم بهتره یه چیزی از خونه برات بیارم

00:06:42.588 --> 00:06:48.500
‫پس این‌همه راه رو اومدی تا
‫برام شیرینی بیاری؟

00:06:48.500 --> 00:06:51.508
‫گفتم با مشکلاتی که فعلاً داریم
‫یه دوست به دردت می‌خوره

00:06:51.508 --> 00:06:53.508
‫ممنون ولی راحتم

00:06:55.504 --> 00:06:57.504
...ممکنه اشتباه باشه ولی

00:06:57.504 --> 00:07:00.521
‫به نظرم اینجاست که
باید دعوتم کنی بیام تو

00:07:00.521 --> 00:07:03.517
‫آره ، آره

00:07:05.529 --> 00:07:07.500
‫آره

00:07:15.558 --> 00:07:18.554
‫طلسم‌های ردیابی به 12 زبان باستانی؟

00:07:18.554 --> 00:07:21.546
‫فکر می‌کردم خارج از محیط
کلاس ‫اجازه اجرای جادو نداری

00:07:21.546 --> 00:07:22.592
‫حسابی از آموزش‌هام عقب مونده بودم

00:07:22.592 --> 00:07:24.583
‫نمی‌خوام برای اون دوره تعلیقیم
‫از درس‌ها عقب بمونم

00:07:24.583 --> 00:07:26.592
‫نمراتم رو حفظ کنم

00:07:33.500 --> 00:07:35.529
‫باید برگردم سر کار عمه «فِرِیا»

00:07:35.529 --> 00:07:39.512
‫باشه . باشه . می‌تونم بعد از 11 ساعت

00:07:39.512 --> 00:07:44.567
‫رانندگی عذاب‌آور برای دیدن
تنها برادر‌زاده‌ام ‫بذارم و برم

00:07:44.567 --> 00:07:46.588
...یا

00:07:46.588 --> 00:07:48.592
‫می‌تونیم گرم بگیریم

00:07:48.592 --> 00:07:52.508
‫لبخند به رو بیاریم

00:07:52.508 --> 00:07:56.588
‫و در مورد اون پسر خوشتیپی که ‫هفته
پیش توی اتاقت قایم کرده بودی بگی

00:07:59.575 --> 00:08:03.588
‫اصلاً در نظر گرفتی که این ممکنه
‫یه تله باشه؟

00:08:03.588 --> 00:08:07.529
‫می‌تونم 30تا خون‌آشام رو تا
‫5 دقیقه دیگه بیارم اینجا

00:08:07.529 --> 00:08:09.592
‫اگه خودت نذاری نمی‌تونم کمکت کنم

00:08:09.592 --> 00:08:13.562
‫اگه کمکت ارزیابی روانشناختی می‌طلبه
‫بذار برات ساده‌اش کنم

00:08:13.562 --> 00:08:15.562
‫روانی که یه مأموریت داره
‫وقتی برای چرت و پرت گفتن نداره

00:08:15.562 --> 00:08:17.504
‫ببین ، می‌خوای امروز خونریزی به پا کنی؟

00:08:17.504 --> 00:08:18.550
‫برو ته صف . «هِیلی» برای منم اهمیت داره

00:08:18.550 --> 00:08:20.533
‫پس با بقیه هر رفتاری می‌کنی بکن
‫ولی جلوی من مواظب لحن‌ـت باش

00:08:21.588 --> 00:08:23.588
‫رسیدیم

00:08:28.546 --> 00:08:29.588
‫وایسا

00:08:29.588 --> 00:08:33.571
‫چی می‌شنوی؟

00:08:33.571 --> 00:08:35.575
‫هیچیِ هیچی

00:08:48.554 --> 00:08:50.546
‫«کلاوس»

00:09:06.571 --> 00:09:09.538
‫قاتل‌الذئب و شاه‌پسند

00:09:09.538 --> 00:09:11.596
‫اون اینجا بوده

00:09:15.700 --> 00:09:17.600
<c.red>" دورگه‌ی کثیف عجیب‌الخلقه "</c>

00:09:28.896 --> 00:09:30.896
خب ، کدومشه؟

00:09:30.896 --> 00:09:33.879
‫اون پسر سکسی که الماس عرق می‌کنه

00:09:35.833 --> 00:09:36.896
‫خیلی‌خب

00:09:39.862 --> 00:09:41.817
‫هی ، هی

00:09:41.817 --> 00:09:43.817
‫برو . برو

00:09:45.817 --> 00:09:47.817
‫ایول

00:09:54.896 --> 00:09:57.879
خدایا ، ‫به راه رفتن ادامه بده

00:09:58.892 --> 00:10:01.879
‫وایسا . نمی‌خوای تو هم سلام بدی؟

00:10:01.879 --> 00:10:04.800
‫نه . کاملاً مطمئنم که غرورش شکسته نمیشه

00:10:07.888 --> 00:10:09.846
...هی ، خب

00:10:09.846 --> 00:10:12.804
‫اون چیزهایی که در موردشون مطالعه می‌کردی

00:10:12.804 --> 00:10:17.879
‫کیمیاگری شبه‌جزیره «آیبرین»؟
‫جادوی خاورمیانه؟

00:10:17.879 --> 00:10:19.867
‫دارم جادوهای منطقه‌ای با فرض اینکه

00:10:19.867 --> 00:10:25.838
‫به وضعیت اجتماعی-سیاسی و اقتصادی
‫مربوط میشن رو آزمایش می‌کنم

00:10:25.838 --> 00:10:31.842
‫خب ، دقیقاً مفهوم اجتماعی-سیاسیِ
‫شکستن طلسم‌های مخفی‌سازی قدرتمند چیه؟

00:10:34.850 --> 00:10:37.854
‫می‌خوای چی بگم؟ ‫مادرم گم شده

00:10:39.800 --> 00:10:41.804
‫سعی کردن برای تنهایی شکستنِ
‫همه‌ی طلسم‌های احتمالی

00:10:41.804 --> 00:10:44.850
‫در اون کتاب‌ها هزاران سال طول می‌کشه

00:10:44.850 --> 00:10:48.804
‫دقیقاً برای همینه که نمی‌خواستم بهت بگم

00:10:48.804 --> 00:10:49.875
‫و حدس بزن چیه؟

00:10:49.875 --> 00:10:51.875
‫تو و جادوگرها به هیچ‌جا نرسیدین

00:10:51.875 --> 00:10:53.875
‫من از یه راه دیگه امتحان می‌کنم

00:10:53.875 --> 00:10:55.892
‫خیلی‌خب

00:10:55.892 --> 00:10:59.858
‫من اونی هستم که ‫طلسم مخفی‌سازی
رو روی مادرم ‫اجرا کردم

00:10:59.858 --> 00:11:04.846
‫شاید بتونم راهی پیدا کنم که بدون
‫بودن کنار مادرم طلسمش رو بردارم

00:11:04.846 --> 00:11:11.800
‫و اینکه در تاریخ جادوگری ‫تا حالا
این‌کار انجام نشده تو رو منصرف نمی‌کنه؟

00:11:11.800 --> 00:11:12.896
‫نمی‌تونم دست روی دست بذارم
و کاری نکنم

00:11:16.871 --> 00:11:18.875
‫باشه پس

00:11:20.838 --> 00:11:22.871
‫بریم سر کار

00:11:24.833 --> 00:11:26.833
‫چرا «مارسل» ما رو برای قدم زدن
کنار رودخونه فرستاد

00:11:26.833 --> 00:11:28.808
‫که وقت‌مون رو حروم کنیم؟

00:11:28.808 --> 00:11:32.833
‫خب ، از لحاظ فنی ‫وقتی
جاودان باشی وقت‌ـت حروم نمیشه

00:11:32.833 --> 00:11:33.879
«خودت میدونی منظورم چی بود «جاش

00:11:35.842 --> 00:11:37.825
‫اینطوری یاد «پاپی» رو گرامی میداریم؟

00:11:37.825 --> 00:11:41.808
‫خیلی‌خب ببین ، «مارسل» می‌خواد
‫«کلاوس» هر چه سریع‌تر از شهر بره

00:11:41.808 --> 00:11:42.892
‫با پیدا کردن «هِیلی» «کلاوس» میره

00:11:42.892 --> 00:11:45.854
‫بهم اعتماد کن ، خب؟

00:11:45.854 --> 00:11:47.896
‫رفتن «کلاوس» به نفع همه‌ست

00:11:47.896 --> 00:11:49.850
‫منطقیه

00:11:49.850 --> 00:11:53.850
‫ولی وقتی چیزی که به صلاح همه‌ست
‫به صلاح خون‌آشام‌ها نباشه چی؟

00:11:57.821 --> 00:11:59.808
‫میرم کنار رودخونه

00:12:02.896 --> 00:12:04.800
«جاشوا»

00:12:04.800 --> 00:12:06.883
‫من رو باش که فکر می‌کردم دوستیم

00:12:06.883 --> 00:12:10.804
‫خیلی‌خب ، باشه
موقع بدگویی از تو مچم رو گرفتی

00:12:10.804 --> 00:12:13.883
‫بدگویی می‌کردم ولی کاری که
گفتی رو هم می‌کردم

00:12:13.883 --> 00:12:17.817
‫پس به نظرم همدیگه رو خنثی می‌کنن ، نه؟

00:12:25.825 --> 00:12:28.879
یه وضعیت گروگانگیری

00:12:28.879 --> 00:12:30.821
‫چه خلاقانه

00:12:30.821 --> 00:12:34.804
‫می‌تونی اسمش رو گروگانگیری بذاری
من اسمش رو میذارم انگیزه‌دهی ملایم

00:12:34.804 --> 00:12:36.888
...خب

00:12:36.888 --> 00:12:40.850
کالِت» عزیز ، لطف کن»
و هم‌اتاقی جدیدت رو

00:12:40.850 --> 00:12:42.812
‫با یه طلسم مانع زندانی کن

00:12:42.812 --> 00:12:44.846
‫اصلاً دلم نمی‌خواد کسی شما رو
‫ازم بدزده

00:12:46.883 --> 00:12:49.817
‫برای تو جادو نمی‌کنم

00:12:51.812 --> 00:12:54.488
‫«جاش» ، بهش بگو جریان چیه

00:12:55.896 --> 00:12:59.808
‫اصلاً بذار جای تو خودم بگم

00:12:59.808 --> 00:13:01.821
‫اگه کاری که میگم رو نکنی
‫همه‌ی کسایی که برات عزیزن رو

00:13:01.821 --> 00:13:03.838
‫شکار می‌کنم و بعدش
‫خون ، تیکه‌تیکه شدن

00:13:03.838 --> 00:13:06.871
‫ناله ، مرگ و من برنده میشم

00:13:09.829 --> 00:13:10.842
‫عدالت رو برقرار کنم؟

00:13:45.875 --> 00:13:47.817
‫قطعاً «هِیلی» اینجا بوده

00:13:47.817 --> 00:13:51.821
‫نمی‌تونم حس کنم کی اون رو دزدیده ولی...

00:13:51.821 --> 00:13:54.896
‫ترس داره از دیوار میریزه

00:13:56.850 --> 00:14:00.808
قطعاً مطمئنی که ‫هیچ‌کدوم
از دوستات این‌کار رو نکردن؟

00:14:00.808 --> 00:14:02.829
قطعاًمطمئنم . تو چی؟

00:14:02.829 --> 00:14:05.825
7سال پیش می‌گفتم 100 درصد

00:14:05.825 --> 00:14:09.825
‫ولی الان انگار بیشتر بهم احترام میذارن
‫تا وفادارم باشن

00:14:09.825 --> 00:14:11.879
‫بذار یه چیزی بهت بگم «مارسل»

00:14:11.879 --> 00:14:16.842
‫وقتی این شهر با دموکراسی اداره میشه
بیشتر خوشم میاد تا با سلطنت

00:14:16.842 --> 00:14:18.821
‫راستش رو بخوای جای خالی هیچ‌کدوم‌تون
‫احساس نشد

00:14:20.842 --> 00:14:21.862
‫اون «کالِت» رو دزدید

00:14:21.862 --> 00:14:22.879
‫- چی؟
‫- «کلاوس»

00:14:24.804 --> 00:14:25.850
‫اون از هر گروه یه عضو دزدیده

00:14:25.850 --> 00:14:27.846
‫«کالِت» ، «دیوید»

00:14:27.846 --> 00:14:28.883
‫که یکی از گرگ‌های «لیسینا»ست

00:14:28.883 --> 00:14:30.850
‫اون خون‌آشامی که «روسو» رو اداره می‌کنه

00:14:30.850 --> 00:14:31.854
‫«جاش»؟

00:14:33.817 --> 00:14:36.871
‫گفت اگه «هِیلی» رو تا غروب تحویل ندیم
‫اونا رو سلاخی می‌کنه

00:14:47.308 --> 00:14:48.879
‫همیشه و همیشه

00:14:49.379 --> 00:14:51.821
‫بارها و بارها همین داستانه

00:14:51.821 --> 00:14:53.804
‫بهشون اعتماد می‌کنم و ایمان میارم

00:14:53.804 --> 00:14:55.838
‫براشون جادو می‌کنم

00:14:55.838 --> 00:14:58.829
‫ولی آخرش بازم اتفاق همیشگی میوفته

00:14:58.829 --> 00:15:01.858
‫و تنها چیزی که الان میدونم ‫اینه
که باید «کالِت» رو برگردونم

00:15:01.858 --> 00:15:03.829
‫داری اجازه میدی خشمت
‫منطقت رو تحت‌الشعاع قرار بده

00:15:03.829 --> 00:15:05.825
‫ببین ، متوجه‌ام

00:15:05.825 --> 00:15:06.896
‫جادوگرها جادو می‌کنن

00:15:06.896 --> 00:15:08.875
‫از شهر محافظت می‌کنن
‫صلح رو نگه میدارن

00:15:08.875 --> 00:15:10.858
‫ولی کی هوای ما رو داره؟

00:15:10.858 --> 00:15:13.804
‫همه میدونیم اوضاع چطوری پیش میره

00:15:13.804 --> 00:15:15.821
‫ولی این دلیل نمیشه که
‫جون اونا رو تو خطر بندازیم

00:15:15.821 --> 00:15:17.825
‫اگه سعی کنیم نجات‌شون بدیم
‫«کلاوس» همه‌شون رو می‌کشه

00:15:17.825 --> 00:15:18.862
‫خودت این رو خوب میدونی

00:15:18.862 --> 00:15:21.812
‫مسئله همینه
‫این رو نمیدونم

00:15:21.812 --> 00:15:25.850
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم پیش‌بینی کنم
‫اون مرد چه کاری انجام میده

00:15:25.850 --> 00:15:27.825
‫وقتی پای جنگ وسط باشه

00:15:27.825 --> 00:15:30.883
‫هیچ استراتژی به بزرگی ‫استراتژی
کلاس مایکلسون» وجود نداره»

00:15:30.883 --> 00:15:32.838
‫ولی اون به برادرش به عنوان
‫همکارش نیاز داره

00:15:32.838 --> 00:15:34.838
‫باید «آلایژا» رو داشته باشه
‫تا افسارش رو به‌دست بگیره

00:15:36.846 --> 00:15:38.854
‫باید «کالِت» رو برگردونم

00:15:38.854 --> 00:15:42.842
‫پس بذار از کارت‌ها راهنمایی بخوایم

00:15:42.842 --> 00:15:46.838
‫اگه «کلاوس» پا از گلیمش درازتر کنه
‫ما قبل از همه می‌فهمیم

00:15:59.317 --> 00:16:00.388
‫آزادش کن

00:16:02.392 --> 00:16:04.342
‫- همین حالا
‫- متأسفانه «جاش»

00:16:04.342 --> 00:16:06.342
‫اینجا خیلی مفیدترـه

00:16:06.342 --> 00:16:07.396
‫من این رو باید به افرادم بگم؟

00:16:07.396 --> 00:16:09.342
‫همین الانشم فکر می‌کنن
‫دارم از تو دستور می‌گیرم

00:16:09.342 --> 00:16:11.388
‫افرادت «مارسل»

00:16:11.388 --> 00:16:13.342
‫کلماتی که روی دیوار اون
خونه نوشته شده بودن

00:16:13.342 --> 00:16:15.325
‫به اندازه من شامل حال تو هم میشن

00:16:15.325 --> 00:16:17.379
‫عجیب‌الخلقه ، دورگه

00:16:17.379 --> 00:16:20.325
‫شاید برای همینه که خون‌آشام‌ها
‫به حرفات اهمیتی نمیدن

00:16:20.325 --> 00:16:23.317
‫یا هنوز وانمود می‌کنی یکی از اونایی؟

00:16:23.317 --> 00:16:25.312
‫اون کلمات همچنین شامل حال

00:16:25.312 --> 00:16:26.383
‫دخترت هم میشن یا شاید این رو
‫فراموش کردی؟

00:16:26.383 --> 00:16:30.354
‫همه‌ی اینا ‫به‌خاطر دخترمه

00:16:33.338 --> 00:16:36.354
‫اونا «هِیلی» رو به زور بردن

00:16:36.354 --> 00:16:40.396
‫مثل یه حیوون بستنش
‫چون اون فرق داشت

00:16:40.396 --> 00:16:43.317
‫چون ازش می‌ترسیدن
‫راستش این زبون اوناست

00:16:43.317 --> 00:16:45.350
‫ترس

00:16:45.350 --> 00:16:47.300
‫حالا گوش می‌کنن

00:16:47.300 --> 00:16:50.312
جاش» ، تو رو از اینجا بیرون میارم»
باشه؟ قول میدم

00:16:50.312 --> 00:16:51.392
‫چه احساسی

00:16:51.392 --> 00:16:53.342
‫کارِت رو بکن و پیغام بعدی من رو برسون

00:17:02.354 --> 00:17:04.321
‫قشنگه

00:17:05.354 --> 00:17:10.308
‫البته از لحاظ ‫"شب تنهایی
اینجا نیا" و ترسناک

00:17:10.308 --> 00:17:12.392
‫دوقلوهای «سالتزمن» 2 سال پیش
‫اینجا رو پیدا کردن

00:17:12.392 --> 00:17:15.321
‫کاملاً مطمئنم اینجا لونه‌ی
‫"دختر بدجنس" شرورشون بود

00:17:15.321 --> 00:17:18.367
‫شایدم مثل پدرشون عاشق الکلن

00:17:20.338 --> 00:17:22.317
‫خیلی‌خب

00:17:22.317 --> 00:17:23.350
‫می‌خوای مامانت رو پیدا کنی

00:17:23.350 --> 00:17:27.346
‫باید شروع کنم با ‫اینکه
چطور اون رو دزدیدن

00:17:27.346 --> 00:17:31.367
‫بهت که گفتم نمیدونم
‫یکی دنبالم کرده بوده

00:17:33.371 --> 00:17:37.325
‫یا طلسم مخفی‌سازی‌ـت
‫یه مشکلی داشته

00:17:37.325 --> 00:17:40.367
‫شاید یه مرحله رو انجام ندادی

00:17:40.367 --> 00:17:41.383
‫یه شکاف رو باز نگه داشتی

00:17:41.383 --> 00:17:44.333
‫نه . معلومه که باز نگه نداشتم

00:17:44.333 --> 00:17:46.371
‫باشه ‫. دنبالت کردن

00:17:46.371 --> 00:17:49.317
‫پس قدم به قدمی که رفتی رو دنبال می‌کنیم

00:17:49.317 --> 00:17:52.325
‫یه طلسم آزمایش بازسازی که باعث میشه
‫خون فنجان رو زیاد می‌کنه

00:17:52.325 --> 00:17:54.321
‫تا در هر کاسه بریزیم
این‌کار رو برامون می‌کنه

00:17:54.321 --> 00:17:56.396
‫میدونم روش کار چطوریه عمه «فِرِیا»

00:18:14.379 --> 00:18:15.375
‫ادامه بده

00:18:18.338 --> 00:18:19.367
‫لعنتی

00:18:19.367 --> 00:18:21.325
‫کافی نبود

00:18:21.325 --> 00:18:24.367
‫سریع‌تر از خونریزیم خوب میشه

00:18:24.367 --> 00:18:27.342
‫شاید بهتر بود طلسمی انتخاب نمی‌کردی
که شامل خونریزی من می‌شد

00:18:33.379 --> 00:18:37.329
‫که میدونستی شدنی نیست

00:18:37.329 --> 00:18:39.338
‫نمی‌خوای طلسم رو اجرا کنی

00:18:39.338 --> 00:18:40.396
‫راستش نه . نه

00:18:40.396 --> 00:18:42.379
‫- چرا؟
‫- چون جواب نمیده

00:18:44.333 --> 00:18:46.325
‫اگه احتمالش هم باشه که جواب بده

00:18:46.325 --> 00:18:48.388
‫فکر نمی‌کنی یکی از 100تا
"جادوگر قدرتمند "نيو اورلانز

00:18:48.388 --> 00:18:50.392
‫قبل تو فکرش رو می‌کردن؟

00:18:50.392 --> 00:18:54.358
‫پس چرا داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم؟

00:18:54.358 --> 00:18:56.392
‫یه چیزی هست که بهم نمیگی

00:18:59.392 --> 00:19:03.308
‫«وینسنت» و «آیوی» فکر می‌کنن
‫چیزی فهمیدن

00:19:05.329 --> 00:19:07.321
‫در مورد تو

00:19:11.362 --> 00:19:13.867
‫نامه‌های خدافظی؟

00:19:13.867 --> 00:19:16.846
‫«کلاوس» چی رو می‌خواد ثابت کنه؟

00:19:16.846 --> 00:19:18.804
‫ببین ، منم به اندازه شما از
‫روش‌هاش خوشم نمیاد ، خب؟

00:19:18.804 --> 00:19:20.838
‫ولی نباید از هدف منحرف بشیم

00:19:20.838 --> 00:19:22.817
‫یعنی سالم آوردن «هِیلی» به خونه

00:19:22.817 --> 00:19:24.800
‫چرا باید «هِیلی» برامون مهم باشه؟

00:19:24.800 --> 00:19:25.875
‫اون که یکی از ماها نیست

00:19:25.875 --> 00:19:28.804
‫ببخشید ، "ما"؟
‫ببین ، من فقط تو رو

00:19:28.804 --> 00:19:29.879
3بار تو کل عمرم دیدم ، خب؟

00:19:29.879 --> 00:19:32.838
‫پس بیخیال اینکه کی کیه

00:19:32.838 --> 00:19:37.833
‫تو شاید من رو نشناسی
‫ولی من می‌شناسمت

00:19:37.833 --> 00:19:39.875
‫تو یه اسطوره‌ی خودساخته‌ای

00:19:39.875 --> 00:19:41.896
«مارسل جرارد»

00:19:41.896 --> 00:19:45.838
‫خون‌آشامی با سم گرگینه در نیش‌ـش

00:19:45.838 --> 00:19:50.892
‫ولی شاید وفاداریت
‫مثل قبل نباشه

00:19:50.892 --> 00:19:52.892
اگه حرف گوش نکنی

00:19:52.892 --> 00:19:57.883
‫این نیش‌ها در عرض کمتر از 6 ثانیه
برای همیشه ساکت‌ـت می‌کنن

00:19:57.883 --> 00:20:02.817
‫همه‌ـش وقتی شروع شد که اون دورگه
‫یه خون‌آشام بی‌گناه رو کشت

00:20:02.817 --> 00:20:04.817
‫خون‌آشام‌ها چطور واکنش نشون دادن؟

00:20:04.817 --> 00:20:05.846
‫با کشتن اون

00:20:05.846 --> 00:20:07.804
‫اون یه تهدید بود

00:20:07.804 --> 00:20:09.808
‫اون یه بچه بود

00:20:09.808 --> 00:20:12.896
‫باید چی‌کار کنم که شما 2تا متوجه بشین؟

00:20:14.817 --> 00:20:18.821
‫اگه «جاش» به‌خاطر شما 2تا بمیره
‫هر دوـی شما رو باهاش خاک می‌کنم

00:20:21.846 --> 00:20:24.250
‫حالا برین و «هِیلی» رو پیدا کنین

00:20:37.162 --> 00:20:42.100
قبلاً داستان‌های دیوانه‌واری
‫در مورد «وینسنت گریفیت» می‌شنیدم

00:20:42.100 --> 00:20:44.154
هیچ‌وقت نمی‌تونستم بفهمم
‫چی واقعیه و چی داستان

00:20:44.154 --> 00:20:47.112
‫خب ، چیا شنیدی؟

00:20:48.183 --> 00:20:51.154
‫یه مرد قوی و تند

00:20:53.129 --> 00:20:54.183
‫یه دوست خوب

00:20:54.183 --> 00:20:57.142
‫دشمنی شرور

00:20:57.142 --> 00:21:00.117
‫یه شوهر خوب

00:21:00.117 --> 00:21:01.150
‫که زنش راهش رو گم کرد

00:21:03.167 --> 00:21:05.188
‫اون‌موقع من اینجا نبودم
‫قضاوت نمی‌کنم

00:21:05.188 --> 00:21:07.162
‫من می‌کنم

00:21:07.162 --> 00:21:10.150
‫من می‌کنم

00:21:10.150 --> 00:21:14.717
‫خلاصه اینکه ‫من هردومون
رو درگیر جادوی سیاه کردم

00:21:14.742 --> 00:21:16.220
‫من تونستم ازش خارج بشم
ولی اون نه

00:21:22.108 --> 00:21:26.183
‫من شوهر سابقم رو توی پنجمین
سالگردمون ‫به یه کلوپ لختی بردم

00:21:26.183 --> 00:21:30.138
‫باید خودم رو مقصر بدونم که
‫من رو ترک کرد که با یکی از رقاص‌ها باشه؟

00:21:30.138 --> 00:21:32.142
‫چطوری باهاش کنار اومدی؟

00:21:32.142 --> 00:21:34.133
‫چی؟ تحقیر؟ خشم؟

00:21:34.133 --> 00:21:35.175
‫غم از دست دادنش

00:21:37.188 --> 00:21:40.188
‫به دوستام گفتم که اون یه آدم احمق بود

00:21:40.188 --> 00:21:43.192
‫و اینکه من زن قوی هستم
‫که لیاقت آدم بهتری رو دارم

00:21:43.192 --> 00:21:48.133
‫ولی در حقیقت ‫طلسم‌های
انتقام خوندم

00:21:48.133 --> 00:21:50.158
‫تا 1 سال هر شب گریه کردم

00:21:50.158 --> 00:21:54.117
‫و بعدش کلاس یوگا رفتم
‫تا دوباره احساس زیبایی بکنم

00:21:57.158 --> 00:21:59.183
خدای من

00:21:59.183 --> 00:22:01.125
‫چیه؟

00:22:01.125 --> 00:22:05.154
‫این خیال که تک به تک لحظات
‫این حس رو داشتی که

00:22:05.154 --> 00:22:09.129
...چیزی جز

00:22:09.129 --> 00:22:12.104
‫یه زن زیبایی

00:22:14.154 --> 00:22:19.112
‫این چهره ‫فانی‌ـه

00:22:19.112 --> 00:22:22.133
‫این به کمی مراقبت شخصی نیاز داشت

00:22:22.133 --> 00:22:24.175
‫بیخیال خشمم شدم
‫کمی دعا کردم

00:22:24.175 --> 00:22:26.196
‫و الان تو این موقعیتم

00:22:28.108 --> 00:22:29.158
‫شروع کنیم؟

00:22:47.179 --> 00:22:51.183
‫حالا ‫برشون‌گردون

00:22:57.133 --> 00:22:59.125
‫نبرد

00:23:03.133 --> 00:23:05.125
‫مکار

00:23:08.171 --> 00:23:09.158
‫فقدان

00:23:12.100 --> 00:23:14.175
‫«کلاوس» داره غصه می‌خوره
...ناامیده ولی

00:23:14.175 --> 00:23:19.121
‫ثبات نداره . اون میدونه اگه ما
رو ‫تحت فشار بذاره ‫شورش می‌کنیم

00:23:19.121 --> 00:23:20.196
‫«هِیلی» گم میشه

00:23:20.196 --> 00:23:26.162
‫ولی «کلاوس» بازی بزرگتری انجام میده
‫«کلاوس» الان متعادله

00:23:28.179 --> 00:23:30.175
‫ولی طرف درستیه

00:23:30.175 --> 00:23:32.179
‫البته فعلاً

00:23:40.146 --> 00:23:42.167
‫جوخه‌ی جستجوت رو فرستادم اداره پلیس

00:23:42.167 --> 00:23:43.183
‫همونجایی که بهش تعلق دارن

00:23:43.183 --> 00:23:45.117
‫هیچی یادشون نمیاد

00:23:46.129 --> 00:23:49.175
‫اونا به درد می‌خوردن
‫برخلاف بقیه‌تون

00:23:49.175 --> 00:23:51.158
‫اونا اسباب‌بازی‌ـت بودن

00:23:51.158 --> 00:23:53.183
‫و به نظرم توی سیاه‌چال‌ـت به اندازه کافی
‫اسباب‌بازی داری

00:23:55.154 --> 00:23:57.142
‫نامه‌های خدافظی‌ـت به هیچ دردی نخوردن

00:23:57.142 --> 00:24:03.129
‫و حالا خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها به جای
گشتن ‫برگشتن به وضع سابق : بی‌اعتمادن

00:24:03.129 --> 00:24:05.196
‫سخنرانی انگیزشی تو بود که
‫جواب نداد ، نه نامه‌های من

00:24:05.196 --> 00:24:08.188
‫هی ببین ، نمیدونم بین تو و «آلایژا»
‫چه اتفاقی افتاده

00:24:08.188 --> 00:24:11.138
‫ولی اگه اون اینجا بود میدونست چی بگه

00:24:11.138 --> 00:24:13.133
‫ولی اون اینجا نیست
‫من اینجام

00:24:13.133 --> 00:24:16.100
‫و من میگم که روش کارِت درست نبود

00:24:16.100 --> 00:24:18.100
‫بذار اسیرهات برن

00:24:18.100 --> 00:24:23.158
‫فکر می‌کنی باید ضعیف باشم
و تسلیم دشمنم بشم

00:24:23.158 --> 00:24:27.167
‫اگه زنده نگه داشتن «هِیلی» باعث میشه
‫ضعیف باشی بله

00:24:27.167 --> 00:24:29.129
‫به خیال خودت برام سخنرانی نکن

00:24:29.129 --> 00:24:32.171
‫برای قرن‌ها اراده‌ی خیلی‌ها رو شکستم

00:24:32.171 --> 00:24:34.192
‫تا دستوراتم رو انجام بدن
‫چون اونا ازم می‌ترسیدن

00:24:34.192 --> 00:24:37.146
‫خوب میدونم چطور از این خونواده
‫محافظت کنم

00:24:37.146 --> 00:24:39.167
‫این خونواده‌ی منه
‫برای 7 سال گذشته

00:24:39.167 --> 00:24:42.108
‫هر زمان که «هوپ» بهم نیاز داشت
‫فقط کافی بود یه زنگ بزنه

00:24:42.108 --> 00:24:46.167
‫من سعی دارم جلوت رو بگیرم که
‫بزرگترین اشتباه زندگیت رو نکنی

00:24:46.167 --> 00:24:48.154
‫تا از تو در برابر خودت محافظت کنم

00:24:48.154 --> 00:24:51.121
‫تا مجبور نباشی به «هوپ» بگی
که ‫تو دلیل مرگ مادرشی

00:24:51.121 --> 00:24:55.175
‫اون میدونست ، ‫خیلی‌خب؟

00:24:55.175 --> 00:24:58.150
‫«آلایژا» میدونست کیه
و بازم بهم گفت برم

00:24:58.150 --> 00:24:59.142
‫التماس‌ـش کردم

00:25:01.138 --> 00:25:03.183
‫ولی نمی‌خواست با هیچ‌کدوم‌مون
‫کاری داشته باشه

00:25:07.154 --> 00:25:11.175
‫اون رفته «مارسلوس» ‫. رفته

00:25:13.108 --> 00:25:15.108
‫متوجه‌ام

00:25:15.108 --> 00:25:21.150
‫متوجه‌ام . ببین ، این درد رو درک می‌کنم
‫ولی باید باهاش کنار بیای ، خب؟

00:25:21.150 --> 00:25:25.158
‫نباید بذاری قضاوت‌ـت رو تحت‌تأثیر قرار بده
نه وقتی جون «هِیلی» در خطره

00:25:45.700 --> 00:25:47.300
<c.color808080>" به درخواست‌ـت "</c>

00:25:47.396 --> 00:25:50.129
‫چی تو جعبه‌ست؟

00:25:58.162 --> 00:26:00.167
‫ناقص‌ـش کردن

00:26:03.138 --> 00:26:05.112
‫یه چیزی عوض شده

00:26:06.112 --> 00:26:07.162
‫کارت مرگ

00:26:07.162 --> 00:26:08.192
‫خدای من ، نه

00:26:11.671 --> 00:26:12.512
‫«کلاوس» ، وایسا

00:26:12.612 --> 00:26:14.650
‫- دارن تحریکت می‌کنن
‫- و تقاص‌ـش رو پس میدن

00:26:14.650 --> 00:26:16.633
‫اگه اون گروگان‌ها رو بکشی
...اون‌وقت فکر می‌کنی

00:26:22.600 --> 00:26:25.642
‫«کلاوس» ، بهت میگم که الان
‫من تنها دوستی هستم که داری

00:26:25.642 --> 00:26:28.617
‫بیخیال «مارسل» . دارم دیوونه میشم

00:26:28.617 --> 00:26:30.692
‫ببین چه بلایی سر «هِیلی» آوردن

00:26:30.692 --> 00:26:33.658
‫بدون «آلایژا» حالم خوب نیست

00:26:38.646 --> 00:26:40.600
‫بذار کمکت کنم

00:26:45.696 --> 00:26:48.621
‫اگه طلسم مانع رو بشکنم
‫می‌تونیم از اینجا بریم و...

00:26:48.621 --> 00:26:50.604
‫و بعدش می‌تونه طعمه‌اش رو
‫با لذت شکار کنه

00:26:50.604 --> 00:26:51.654
‫علاقه‌ای ندارم

00:26:51.654 --> 00:26:53.679
‫مطمئنم  3تامون می‌تونیم باهاش مقابله کنیم

00:26:53.679 --> 00:26:57.654
‫این رو کسی میگه که آخرین کلماتش
‫"هی وای" میشن

00:26:57.654 --> 00:26:59.662
‫متأسفم . من نمی‌تونم اینجا
‫منتظر مردن باشم

00:27:18.600 --> 00:27:21.600
‫«کلاوس» ، ‫این‌کار رو نکن

00:27:25.650 --> 00:27:27.683
‫بهت هشدار داده بودم «کلاوس»

00:27:27.683 --> 00:27:30.642
‫همه‌ی آدمای خوبی که ازشون تغذیه کردی

00:27:30.642 --> 00:27:32.683
‫همه‌ی خون‌های بی‌گناهی که ریختی

00:27:32.683 --> 00:27:34.654
‫وقتشه تقاص پس بدی

00:27:57.646 --> 00:27:59.638
‫حال‌ـت خوبه؟

00:28:02.617 --> 00:28:04.608
‫کدوم گوری بودی؟

00:28:05.679 --> 00:28:07.692
‫گفتی جلوش رو می‌گیری

00:28:07.692 --> 00:28:09.692
‫ببین ، نمی‌خواستم هیچ‌کدوم
‫این اتفاقا بیوفته

00:28:09.692 --> 00:28:14.683
‫فقط می‌خواستی بیای به شهر
و مثل قبل مسائل رو اداره کنی

00:28:14.683 --> 00:28:20.654
‫و اون‌موقع که داشتی حالت رو می‌کردی
‫و بقیه رو ول کردی من هوات رو داشتم

00:28:23.608 --> 00:28:25.642
‫و حالا ببین

00:28:30.638 --> 00:28:31.662
‫«جاش»

00:28:35.692 --> 00:28:37.654
...خب

00:28:37.654 --> 00:28:40.621
‫یه جادوگر دارم که باید خاکش کنم

00:28:43.662 --> 00:28:45.633
‫تو می‌تونی ترتیب اون رو بدی

00:28:54.608 --> 00:28:56.617
‫پس من نفرین شدم؟

00:28:56.617 --> 00:28:59.617
‫پیش‌بینی کردن که حکم نابودی چی باشم؟
‫خونواده‌ام؟

00:28:59.617 --> 00:29:00.667
‫"نيو اورلانز"؟

00:29:00.667 --> 00:29:02.650
‫دنیا؟

00:29:02.650 --> 00:29:07.650
‫من نمیدونم

00:29:07.650 --> 00:29:10.683
‫ولی حقته بدونی چه خبره

00:29:10.683 --> 00:29:14.617
‫و هردومون باید برای این احتمال
‫آماده باشیم که

00:29:14.617 --> 00:29:17.608
‫اونجور که می‌خوایم اوضاع پیش نره

00:29:17.608 --> 00:29:19.642
‫منظورت اینه که مادرم بمیره؟

00:29:21.612 --> 00:29:26.667
‫برای اتفاقی که هر دفعه ‫یه مصیبتی
به بار میاد تو دلت میوفته

00:29:28.696 --> 00:29:33.671
‫برای وقتی احساسات‌ـت جوری امتحان میشن
‫که حتی تصورش رو هم نمی‌تونی بکنی

00:29:33.671 --> 00:29:36.667
‫چطور کسی می‌تونه برای این آماده بشه؟

00:29:38.642 --> 00:29:42.617
‫تو هر کسی نیستی «هوپ»

00:29:42.617 --> 00:29:48.667
‫تو جادوگر فرزند ارشد «مایکلسون»ـی
با ‫مقدار ترسناکی از قدرت

00:29:48.667 --> 00:29:53.600
‫حتی بدون تاریکی که ‫خونواده‌ات
تو رو ازش دور نگه میدارن

00:29:53.600 --> 00:29:57.675
‫خب که چی؟ اونقدر حساس هستم که
‫همه می‌ترسن احساساتی و عصبی بشم؟

00:29:57.675 --> 00:30:01.617
‫خب ، وقتی آدمایی مثل من و تو
‫عصبی میشن

00:30:01.617 --> 00:30:03.696
‫روستاها می‌تونن خاکستر بشن

00:30:10.679 --> 00:30:13.696
...ببین

00:30:13.696 --> 00:30:17.662
‫میدونم چه حسی داره که خونواده‌ات

00:30:17.662 --> 00:30:23.608
‫تو رو در موقعیتی بذارن که
‫کلی تحت فشار قرار بگیری

00:30:23.608 --> 00:30:26.604
و مطمئن نیستی قدرت تحملش
رو داشته باشی

00:30:27.621 --> 00:30:29.688
‫برای تو چطور پیش رفته؟

00:30:30.696 --> 00:30:33.679
‫خوب پیش نرفته

00:30:33.679 --> 00:30:36.654
‫برای همینه که با زنی که دوست دارم نیستم

00:30:38.617 --> 00:30:41.692
‫پس چرا نمیذاری بری

00:30:41.692 --> 00:30:46.604
‫و حلش کنی و بذاری به حال خودم
‫تا سعی کنم مادرم رو پیدا کنم

00:30:46.604 --> 00:30:47.646
‫«هوپ» ، وایسا

00:30:47.646 --> 00:30:49.621
‫چرا؟ تا بتونی معطلم کنی؟

00:30:49.621 --> 00:30:51.646
‫نباید همه چیز رو تو خودت بریزی
‫وگرنه تو رو از داخل نابود می‌کنه

00:30:51.646 --> 00:30:52.692
‫- گفتم دست از سرم بردار
‫- «هوپ»

00:30:52.692 --> 00:30:55.633
‫گفتم دست از سرم بردار

00:30:57.654 --> 00:30:59.183
هوپ» ، بس کن»

00:31:04.642 --> 00:31:07.604
‫الان حاضری حرف بزنیم؟

00:31:21.696 --> 00:31:24.621
‫تو احمقی

00:31:24.621 --> 00:31:26.617
‫چرا؟

00:31:26.617 --> 00:31:29.604
‫چون گول داستانت در مورد «آلایژا» رو خوردم؟

00:31:29.604 --> 00:31:30.688
‫اصلاً حقیقت داشت؟

00:31:30.688 --> 00:31:32.688
‫تک‌تک کلماتی که گفتم

00:31:32.688 --> 00:31:35.625
‫حتی در سردترین حالت بین ما
‫اثری از برادری که

00:31:35.625 --> 00:31:39.604
‫برام عزیزه وجود داشت
‫ولی دیگه اثری ازش نیست

00:31:39.604 --> 00:31:42.683
‫کل وجودش ناآشنا بود

00:31:45.617 --> 00:31:48.671
‫به «هوپ» قول دادم مادرش رو
‫سالم پیش‌ـش برمیگردونم

00:31:48.671 --> 00:31:51.692
‫و به جاش شهر رو به‌هم ریختی

00:31:51.692 --> 00:31:53.688
‫از اول هم نقشه‌ام همین بود

00:31:53.688 --> 00:31:56.621
‫اینکه تحت فشار بذارم‌شون
‫و ببینم گروه‌ها چه واکنشی نشون میدن

00:31:59.612 --> 00:32:01.612
‫«وینسنت» و جادوگرها باهامون کار کردن

00:32:01.612 --> 00:32:03.650
‫گرگ‌ها حاضر بودن برای آلفاشون بمیرن

00:32:03.650 --> 00:32:04.696
...ولی خون‌آشام‌ها

00:32:06.629 --> 00:32:09.646
‫فقط مقاومت کردن

00:32:09.646 --> 00:32:13.608
‫اونا همیشه از طرف عجیب‌الخلقه‌ها
‫و دورگه‌هایی مثل ما تهدید می‌شدن

00:32:15.633 --> 00:32:20.671
‫یه خون‌آشام «هِیلی» رو دزدیده ‫تا
اونایی که دوستش دارن عذاب بکشن

00:32:22.696 --> 00:32:25.675
‫فعلاً زنده‌اش نگه میدارن

00:32:25.675 --> 00:32:28.638
‫این یه بازیه و دارن ازش لذت می‌برن

00:32:28.638 --> 00:32:30.633
‫آره و تو وارد بازی‌شون شدی

00:32:30.633 --> 00:32:32.642
‫شاید جواب‌هایی که می‌خواستی
رو هم گیر آوردی

00:32:32.642 --> 00:32:33.683
‫ولی «هِیلی» رو پیدا نکردی

00:32:33.683 --> 00:32:36.617
‫و الان کل شهر رو علیه خودت کردی

00:32:36.617 --> 00:32:37.679
‫چرا باید این‌کار رو می‌کردی؟

00:32:37.679 --> 00:32:41.662
‫اگه از من نترسن نمی‌تونم نجاتش بدم

00:32:43.675 --> 00:32:46.608
‫تو هم همینطور

00:32:54.638 --> 00:32:58.638
‫پادشاه لب تر کرد و همه دوان دوان اومدیم

00:32:58.638 --> 00:33:01.604
‫آره . خب ، گفت خبرهایی
در مورد «کلاوس» داره

00:33:01.604 --> 00:33:03.608
‫شخصاً دوست دارم ردیف جلویی باشم
‫که حرفاش رو گوش کنم

00:33:11.638 --> 00:33:13.617
‫خیلی‌خب

00:33:14.692 --> 00:33:17.629
‫خب ، میدونم که اکثر شماها
‫احساس می‌کنین که

00:33:17.629 --> 00:33:20.625
‫اخیراً توی تصمیماتم اشتباهاتی کردم

00:33:20.625 --> 00:33:23.617
‫احساس می‌کنین که توی گذشته زندگی می‌کردم

00:33:23.617 --> 00:33:24.671
‫در روزهایی که پادشاه بودم

00:33:24.671 --> 00:33:26.679
‫تصمیمات رو می‌گرفتم و حرفم قانون بود

00:33:26.679 --> 00:33:30.625
‫و باید اعتراف کنم درسته

00:33:32.604 --> 00:33:35.692
‫می‌خواستم با اعتماد و حُسن‌نیت
‫و رضایت شما شهر رو اداره کنم

00:33:35.692 --> 00:33:37.696
‫ولی همونطور که گفتم یه اشتباه کردم

00:33:39.675 --> 00:33:41.646
‫کنترل شما رو از دست دادم

00:33:41.646 --> 00:33:45.621
‫ولی ‫دیگه نه

00:33:47.679 --> 00:33:50.633
‫تا اینکه دوباره مطمئن بشم که همه
‫فرمانبردارم هستین

00:33:50.633 --> 00:33:53.621
‫و تا اینکه «هِیلی مارشال» پیدا بشه
‫قوانین رو تغییر میدم

00:33:53.621 --> 00:33:57.617
‫اول ‫حرکات‌تون رو محدود می‌کنم

00:33:57.617 --> 00:33:58.646
‫فعلاً خبری از حلقه‌های روشنایی روز نیست

00:33:58.646 --> 00:34:01.600
‫چی؟ حق نداری این‌کار رو بکنی

00:34:01.600 --> 00:34:02.658
‫تو دیگه از ما نیستی

00:34:07.604 --> 00:34:10.679
‫درسته . ‫ما نیستیم

00:34:10.679 --> 00:34:13.679
‫ما رئیسیم

00:34:17.600 --> 00:34:19.608
‫قوانین رو بشکنین
از دستورات سرپیچی کنین

00:34:19.608 --> 00:34:21.667
‫زندانی نمیشید
‫سرتون قطع میشه

00:34:25.654 --> 00:34:27.646
‫سوالی نیست؟

00:34:43.188 --> 00:34:47.196
‫فقط من اینطوری حس می‌کنم ‫یا این
اتاق ‫کم‌کم داره معروف میشه؟

00:34:50.146 --> 00:34:54.108
‫«هنری» پرید و انگار تو هم می‌خوای بپری

00:34:56.617 --> 00:34:58.646
‫روز سختی داشتم

00:35:00.625 --> 00:35:01.658
‫مادرت؟

00:35:03.646 --> 00:35:05.654
‫اثری ازش نیست

00:35:05.654 --> 00:35:11.604
‫و طبق گفته‌ی عمه‌ام ‫کل جادوگرهای
نيو اورلانز" فکر می‌کنن که"

00:35:11.604 --> 00:35:14.658
‫اگه مادرم نیاد خونه شهر رو ذوب می‌کنم

00:35:14.658 --> 00:35:17.638
‫می‌تونی این‌کار رو بکنی؟

00:35:18.671 --> 00:35:23.629
‫شاید ‫. نمیدونم

00:35:23.629 --> 00:35:28.617
‫فکر کنم دیگه خسته شدم که
‫همه ازم می‌ترسن

00:35:28.617 --> 00:35:30.633
‫قابل درکه

00:35:35.617 --> 00:35:38.621
‫حالاست که باید بگی تو ازم نمی‌ترسی

00:35:39.683 --> 00:35:42.650
‫وحشت کردم

00:35:42.650 --> 00:35:44.662
‫ولی خطر رو دوست دارم

00:35:54.600 --> 00:35:55.646
‫دیگه باید برم

00:36:04.654 --> 00:36:08.617
‫یه ملاقات خصوصی با پسری که
‫الماس عرق می‌کنه

00:36:08.617 --> 00:36:10.604
‫ایول

00:36:12.608 --> 00:36:16.612
‫متأسفم که اونطوری از کوره درفتم

00:36:16.612 --> 00:36:19.650
‫نه . نباید متأسف باشی

00:36:19.650 --> 00:36:21.662
‫ببین ، خودت هم اینا رو نخواستی

00:36:21.662 --> 00:36:23.696
‫تو شروعش نکردی

00:36:23.696 --> 00:36:28.696
‫ولی من پایانشم ‫، مگه نه؟
حالا هر جوری که بشه؟

00:36:35.667 --> 00:36:38.612
‫خب ، حالا چی‌کار کنیم؟

00:37:32.608 --> 00:37:37.679
‫گروه ما از اولین روزهای این شهر
‫در فصل کارناوال نقشی داشته

00:37:37.679 --> 00:37:42.696
‫در هر مصیبتی رسم این جشن رو به‌جا آوردیم

00:37:42.696 --> 00:37:45.646
‫امشب به یاد «کالِت» توی خیابون حرکت می‌کنیم

00:37:45.646 --> 00:37:47.675
‫در خیابان‌هامون حملش می‌کنیم

00:37:47.675 --> 00:37:50.667
‫و فراموش نمی‌کنیم که چه اعتقاداتی داریم

00:37:50.667 --> 00:37:52.671
‫روح

00:37:52.671 --> 00:37:54.671
‫زمین

00:37:54.671 --> 00:37:56.671
‫شهر

00:37:56.671 --> 00:37:58.658
‫باهم و متحد

00:37:58.658 --> 00:38:01.642
‫باهم و متحد

00:38:01.642 --> 00:38:03.667
‫باهم و متحد

00:38:03.667 --> 00:38:07.629
‫باهم و متحد

00:38:07.629 --> 00:38:10.633
‫باهم و متحد

00:38:10.633 --> 00:38:14.617
‫باهم و متحد

00:38:48.196 --> 00:38:52.146
‫جنگ علیه مردم ما اعلان شده

00:38:52.146 --> 00:38:56.188
‫اولش خون‌آشام‌ها یه پسر
رو ‫در شروع سفرش کشتن

00:38:56.188 --> 00:39:00.146
‫و بعدش یه نفر آلفای ما رو میدزده

00:39:00.146 --> 00:39:03.142
‫و الان سرنوشت ما دست «کلاوس مایکلسون»ـه

00:39:03.142 --> 00:39:07.150
‫یه روانی که ریشه‌اش به
‫جامعه‌مون رو انکار می‌کنه

00:39:07.150 --> 00:39:10.158
‫و دوستی که کسی نمی‌تونه
جاش رو پر کنه کشت

00:39:14.117 --> 00:39:19.179
‫ما تنهاییم ‫و باید
برای جنگیدن آماده باشیم

00:39:48.633 --> 00:39:50.667
‫میدونستم برای مدت زیادی
‫بیکار نمی‌شینی

00:39:52.600 --> 00:39:54.612
‫چی می‌خوای؟

00:39:54.612 --> 00:39:57.633
‫می‌تونی راحت به مراسم «کالِت» برسی

00:39:57.633 --> 00:40:00.646
‫ولی وقتی کارِت تموم شد
‫من و «مارسل» کمکت رو می‌خوایم

00:40:00.646 --> 00:40:03.692
‫میدونیم یه خون‌آشام بود که
...‫«هِیلی» رو دزدید و با جادوی تو

00:40:03.692 --> 00:40:05.679
‫حتماً عقلت رو از دست دادی «کلاوس»

00:40:05.679 --> 00:40:08.617
‫من برات هیچ جادویی انجام نمیدم

00:40:08.617 --> 00:40:11.688
‫در واقع من باید عقلم رو از دست داده باشم
‫چون فکر می‌کردم حداقل تواناییش رو داری

00:40:11.688 --> 00:40:15.612
‫واقعاً فکر می‌کردم تواناییش
رو داری ‫که آدم بهتری باشی

00:40:18.600 --> 00:40:19.621
‫ولی بعد از این؟

00:40:23.654 --> 00:40:25.675
‫نه آقا

00:40:25.675 --> 00:40:28.662
‫جادوگرها دیگه از کمک کردنت خسته شدن

00:40:28.662 --> 00:40:30.629
‫تنها کاری که بلدی استفاده و سوءاستفاده‌ست

00:40:30.629 --> 00:40:32.621
‫جوری رفتار می‌کنی انگار مهره‌ایم

00:40:32.621 --> 00:40:36.621
‫انگار مهره‌هایی که ‫توی بازی ناتموم
و خودنابودساز خونواده‌ات هستیم

00:40:38.688 --> 00:40:40.683
‫دیگه نه

00:40:40.683 --> 00:40:42.675
‫ولی تبریک میگم

00:40:42.675 --> 00:40:45.679
‫دوباره تونستی برگردی به رأس زنجیره غذایی

00:40:45.679 --> 00:40:48.646
‫ولی بذار یه چیزی رو روشن کنم

00:40:48.646 --> 00:40:51.629
‫اگه دوباره بیای سراغ جادوگرهای من
‫جنگ به پا میشه

00:40:51.629 --> 00:40:53.642
‫و منظورم جنگ بین تو و محافل نیست

00:40:53.642 --> 00:40:55.617
‫جنگی بین من و خودت

00:40:57.633 --> 00:40:59.612
‫و امیدوارم متوجه شده باشی

00:41:17.104 --> 00:41:18.162
وینسنت» کجاست؟»

00:41:18.162 --> 00:41:20.179
تنهاییم -
هیچ‌کدوم اینا با عقل جور درنمیاد -

00:41:20.179 --> 00:41:23.133
‫«هِیلی» چی‌کار می‌تونسته بکنه که
‫حقش این باشه؟

00:41:33.158 --> 00:41:35.188
‫اون چیه؟

00:41:35.188 --> 00:41:39.117
‫یه پیغام

00:41:39.117 --> 00:41:43.133
‫از دشمن‌هایی که فکر می‌کردم
‫مدت‌ها پیش ریشه‌کن کردم

00:41:44.400 --> 00:41:54.400
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:41:55.400 --> 00:42:06.400
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>