﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:12.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:12.724 --> 00:00:14.156
‫گزارش!

00:00:14.192 --> 00:00:15.497
‫تمام بخش‌ها در حال گزارش دادنن.

00:00:15.537 --> 00:00:18.439
‫عده‌ی زیادی آسیب جزئی دیدن،
‫آسیب ساختاری بزرگی به سفینه وارد نشده.

00:00:18.464 --> 00:00:20.344
‫گوردن، چرا ما هنوز از این خراب‌ شده نرفتیم؟

00:00:20.368 --> 00:00:22.468
‫دارم روش کار می‌کنم، کاپیتان.

00:00:24.571 --> 00:00:26.642
‫دارم یه نقشه‌ی آپدیت شده از توزیع پلاسما رو

00:00:26.667 --> 00:00:28.516
‫- به کنسولت می‌فرستم.
‫- دریافت شد.

00:00:28.541 --> 00:00:30.842
‫شبیه یه اسکرین‌سیور بزرگه، مگه نه؟

00:00:30.856 --> 00:00:32.756
‫ای وای، همه سفت بشینین!

00:00:36.220 --> 00:00:38.720
‫در بخش فنی یه آسیب ساختاری بزرگ به سفینه وارد شده، قربان،

00:00:38.800 --> 00:00:40.400
‫یه جور انفجار.

00:00:40.453 --> 00:00:44.122
‫ناوبان، دارم نیروی امدادی رو به ایستگاهت می‌فرستم!

00:00:45.524 --> 00:00:46.623
‫بله، قربان!

00:00:46.648 --> 00:00:48.088
‫نیوتون، اون پایین چه خبره؟

00:00:48.112 --> 00:00:50.411
‫قربان، هر دو القاکننده‌ی فاز کوانتومی رو

00:00:50.436 --> 00:00:51.749
‫در موتور بالایی از دست دادیم!

00:00:51.774 --> 00:00:53.524
‫الان باید تمام نیروی موجود رو

00:00:53.549 --> 00:00:56.215
‫- به تعدیل‌کننده‌های محدودی بفرستم!
‫- متوجه شدم.

00:00:56.240 --> 00:00:58.362
‫آیزاک دارم دسترسی رو به ایستگاه تو منتقل می‌کنم.

00:01:00.200 --> 00:01:02.700
‫- القا‌کننده‌های فازی به ثبات رسیدن!
‫- کارِت خوب بود!

00:01:04.778 --> 00:01:07.779
‫وای خدای من! بیا کمکم کن!

00:01:16.764 --> 00:01:18.195
‫پـام!

00:01:18.220 --> 00:01:19.301
‫از نیوتون به عرشه‌ی فرماندهی!

00:01:19.326 --> 00:01:21.006
‫یکی از افرادمون زیر تیغه‌ی دیوار گیر افتاده!

00:01:21.030 --> 00:01:22.027
‫نمی‌تونیم حرکتش بدیم!

00:01:22.052 --> 00:01:23.947
‫به کمک ناوبان کِتان نیاز داریم!

00:01:23.972 --> 00:01:25.960
‫- الارا!
‫- دارم میرم.

00:01:35.928 --> 00:01:37.741
‫ناوبان، این آوار اصن تکون نمی‌خوره!

00:01:37.766 --> 00:01:39.700
‫خیلی خب، برو عقب، رئیس!

00:01:53.840 --> 00:01:55.408
‫ناوبان!

00:02:13.000 --> 00:03:26.001
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:03:28.021 --> 00:03:32.674
‫از دست دادن یک همکار چیزیه که
‫هر افسری همیشه براش آماده‌ست.

00:03:33.290 --> 00:03:36.117
‫و بسیاری از ما شخصاً
‫دردش رو احساس کرده‌ایم،

00:03:37.228 --> 00:03:39.461
‫ولی آدم هیچ‌وقت بهش عادت نمی‌کنه.

00:03:40.207 --> 00:03:42.301
‫مرگ ناوبان پِین،

00:03:42.361 --> 00:03:45.627
‫غمیه که همگی عمیقاً اون رو احساس می‌کنیم.

00:03:46.527 --> 00:03:48.527
‫و به خاطر فداکاری‌ای که به خرج داد

00:03:48.587 --> 00:03:51.087
‫تا آخر عمر مدیونش خواهیم بود.

00:03:51.339 --> 00:03:53.218
‫حالا برای خوندن مدح اون مرحوم،

00:03:53.278 --> 00:03:56.857
‫دوست ناوبان پِین
‫و افسر فرمانده‌ش،

00:03:56.928 --> 00:03:59.195
‫رئیس بخش فنی نیوتون
‫میاد بالا.

00:04:04.075 --> 00:04:05.869
‫سلام به همگی.

00:04:05.904 --> 00:04:08.304
‫ممنونم که اومدید.

00:04:08.766 --> 00:04:11.274
‫هریسن مرد خیلی خوبی بود.

00:04:11.605 --> 00:04:13.943
‫توی تابستون بعد از کلاس هشتم
‫در یه کمپ با هم آشنا شدیم

00:04:13.979 --> 00:04:15.528
‫وقتی که نزدیک بود چوب‌پنبه‌ی سرِ شرابی که

00:04:15.553 --> 00:04:18.254
‫توی گلوم گیر کرده بود
‫خفه‌م کنه و اون نجاتم داد.

00:04:19.350 --> 00:04:22.657
‫من و هریسن خیلی چیزا رو با هم پشت سر گذاشتیم.

00:04:24.217 --> 00:04:26.322
‫اون دوست صمیمیم بود.

00:04:27.243 --> 00:04:29.459
‫و بسیار به جا بود که فامیلیش پِین [= درد] بود

00:04:29.494 --> 00:04:31.961
‫چون احتمالاً موقع مرگش خیلی درد کشید.

00:04:32.135 --> 00:04:34.964
‫این حرف دقیقاً از اون جوک‌هاییه که
‫اگه خودش بود هم می‌خندید،

00:04:35.000 --> 00:04:38.015
‫یه وقت از دست من عصبانی نشین که جوک توهین‌آمیز گفته باشم.

00:04:39.538 --> 00:04:41.155
‫بگذریم...

00:04:42.507 --> 00:04:44.908
‫امیدوارم روحت در آرامش باشه، هریسن.

00:04:44.989 --> 00:04:47.374
‫تو بهترین بودی.

00:05:15.530 --> 00:05:17.040
‫الارا.

00:05:20.358 --> 00:05:22.278
‫شماها چه مدت اونجا وایساده بودین؟

00:05:22.314 --> 00:05:24.047
‫به اندازه‌ی کافی.

00:05:24.336 --> 00:05:25.836
‫پایان شبیه‌سازی.

00:05:28.446 --> 00:05:31.447
‫الارا، ما می‌دونیم بابت اتفاقی که افتاد
‫ناراحتی.

00:05:32.137 --> 00:05:34.304
‫ولی اینو هم می‌دونیم، خودتم باید بدونی،

00:05:34.714 --> 00:05:36.159
‫که تقصیر تو نبوده.

00:05:36.194 --> 00:05:37.627
‫چرا، تقصیر منه.

00:05:37.662 --> 00:05:39.686
‫ولی نتایج کالبدشکافی اینو نمیگه.

00:05:39.724 --> 00:05:41.224
‫اولین تیغه‌ی دیواری که سقوط کرد

00:05:41.249 --> 00:05:43.282
‫باعث آسیب درونی بسیار زیادی شد.

00:05:43.348 --> 00:05:45.296
‫احتمالش کمه که زنده می‌موند،

00:05:45.321 --> 00:05:48.674
‫و اگه تو می‌رفتی اون وسط،
‫احتمالاً خودتم می‌مردی.

00:05:48.967 --> 00:05:51.735
‫خب، هرگز نمی‌فهمیم اگه می‌رفتم وسط چی می‌شد
‫چون حتی تلاش هم نکردم.

00:05:52.002 --> 00:05:53.476
‫تو تلاش کردی.

00:05:53.511 --> 00:05:55.168
‫فقط دیر رسیدی.

00:05:55.193 --> 00:05:57.260
‫و ممکن بود ما رئیس بخش امنیت‌مون رو هم از دست بدیم.

00:05:57.285 --> 00:05:58.368
‫ولی ندادیم.

00:05:58.393 --> 00:06:01.084
‫چون تو تصمیم فرماندهی صحیح رو گرفتی،

00:06:01.119 --> 00:06:02.885
‫حتی با وجود اینکه تصمیم دشواری بود.

00:06:02.921 --> 00:06:05.421
‫متوجه نیستین، من خشکم زد.

00:06:05.816 --> 00:06:07.056
‫منظورت چیه؟

00:06:09.297 --> 00:06:10.860
‫داشتم می‌دویدم سمتش.

00:06:10.895 --> 00:06:12.695
‫می‌خواستم تیغه‌ی دیوارو از روش بلند کنم،

00:06:12.731 --> 00:06:14.697
‫ولی وقتی آتیش اومد جلوم،
‫من خشکم زد.

00:06:14.726 --> 00:06:16.446
‫اصلاً نمی‌دونم چرا.

00:06:16.471 --> 00:06:18.173
‫هرگز در عمرم انقدر نترسیده بودم.

00:06:18.198 --> 00:06:20.236
‫خیلی خب، خیلی خب، متوجه‌م.

00:06:20.271 --> 00:06:23.303
‫ولی داری زیادی به خودت سخت می‌گیری.

00:06:23.328 --> 00:06:31.212
‫احتمالاً زن و بچه‌ها و پدر و مادرِ
‫ناوبان پِین اوضاعشون وخیم‌تره.

00:06:32.137 --> 00:06:34.628
‫عه، سلام.
‫ما ساعت سه شبیه‌ساز رو رزرو کردیم.

00:06:34.653 --> 00:06:36.173
‫شماها کِی کارتون تموم میشه؟

00:06:36.197 --> 00:06:37.682
‫فقط یه دقیقه صبر کنین، باشه؟

00:06:37.909 --> 00:06:39.308
‫- عه، باشه. نه، عیب نداره.
‫- آره.

00:06:39.333 --> 00:06:41.045
‫اصن آدم واسه چی نوبت می‌گیره؟

00:06:44.756 --> 00:06:48.238
‫الارا، ممکنه برات مفید باشه
‫که در این باره صحبت کنی.

00:06:48.263 --> 00:06:50.173
‫اجرای دوباره‌ی برنامه.

00:06:51.303 --> 00:06:52.943
‫من فکر نمی‌کنم این راه موثری باشه برای...

00:06:52.967 --> 00:06:54.967
‫برین بیرون. لطفاً.

00:07:09.160 --> 00:07:11.192
‫من زود اومدم؟

00:07:19.149 --> 00:07:21.564
‫برای یه نامه‌ی تسلیت
‫یه کم کوتاهه.

00:07:21.599 --> 00:07:23.855
‫می‌دونم. من توی اینجور چیزا خیلی افتضاحم.

00:07:23.880 --> 00:07:25.236
‫نمی‌خوام خیلی کلی به نظر بیاد،

00:07:25.260 --> 00:07:27.660
‫ولی طرفو به زحمت می‌شناختم،
‫واسه همین چیزی ندارم بگم.

00:07:27.684 --> 00:07:29.091
‫آره، ولی ببین چجوری شورع کردی:

00:07:29.116 --> 00:07:31.267
‫"آقا و خانم پِین عزیز،
‫بنده عمیقاً متاسفم

00:07:31.292 --> 00:07:32.525
‫"بابت عزیز از دست رفته‌تون.

00:07:32.630 --> 00:07:34.741
‫پسرتون خیلی آدم توپی بود."

00:07:34.766 --> 00:07:36.399
‫این... اینی که نوشتی خیلی بده.

00:07:36.424 --> 00:07:37.724
‫من نویسنده‌ی خوبی نیستم، خب؟

00:07:37.749 --> 00:07:39.215
‫آره، خب، چطوره بگی،

00:07:39.265 --> 00:07:41.891
‫"پسرتون مرد شجاع و موفقی بود،"

00:07:41.916 --> 00:07:43.715
‫و بعد برو پرونده‌شو ببین

00:07:43.740 --> 00:07:45.339
‫و رزومه‌شو جمله کن و بنویس.

00:07:45.364 --> 00:07:47.164
‫گوردن، محظ رضای خدا،
‫این یارو در راه انجام وظیفه

00:07:47.188 --> 00:07:48.223
‫زندگی‌شو از دست داده.

00:07:48.248 --> 00:07:50.038
‫باشه، همون بنویس "آدم توپی بود."

00:07:50.144 --> 00:07:51.461
‫جداً آدم توپی بود.

00:07:51.496 --> 00:07:53.627
‫از خودم که در نیاوردم.

00:07:53.652 --> 00:07:54.831
‫بیا تو.

00:07:57.474 --> 00:07:59.035
‫کاپیتان، می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟

00:07:59.070 --> 00:08:00.227
‫خصوصی؟

00:08:00.252 --> 00:08:02.833
‫آره، حتماً. گوردن، می‌تونی...

00:08:02.858 --> 00:08:04.322
‫برم از کلی بخوام نامه رو برات بنویسه؟

00:08:04.346 --> 00:08:05.986
‫آره، بهش بگو
‫یه طرح کلی بنویسه

00:08:06.011 --> 00:08:07.291
‫بعدش من جاهای خالی‌شو پر می‌کنم.

00:08:07.315 --> 00:08:08.830
‫- رفتم.
‫- ممنون.

00:08:09.412 --> 00:08:10.445
‫ببخشید، ناوبان.

00:08:10.470 --> 00:08:11.669
‫چی می‌خوای بگی؟

00:08:13.555 --> 00:08:14.843
‫کاپیتان، من تمایل دارم

00:08:14.868 --> 00:08:16.268
‫استعفانامه‌ی رسمی‌مو تقدیم کنم.

00:08:17.200 --> 00:08:18.353
‫چی؟

00:08:18.378 --> 00:08:21.472
‫بنده شایستگی و شرایط لازم برای
‫پُست ریاست بخش امنیتیِ

00:08:21.497 --> 00:08:23.797
‫اورویل و یا هیچ سفینه‌ی ستاره‌ای دیگه‌ای رو ندارم.

00:08:24.317 --> 00:08:26.128
‫متوجه‌م احساس گناه می‌کنی

00:08:26.153 --> 00:08:27.873
‫- به خاطرِ...
‫- ناوبان پِین مُرد

00:08:27.897 --> 00:08:29.511
‫چون من اونقدر می‌ترسیدم که نتونستم کارمو انجام بدم.

00:08:29.656 --> 00:08:32.390
‫نخیر، اون مُرد چون در یه موقعیت بحرانی،

00:08:32.418 --> 00:08:34.218
‫اتفاقاتی میفته که نمیشه کنترلشون کرد.

00:08:34.273 --> 00:08:35.939
‫پِین می‌دونست پوشیدن این یونیفرم
‫چه خطراتی داره،

00:08:35.964 --> 00:08:38.124
‫- همونطور که همه‌مون می‌دونیم.
‫- کاپیتان، من می‌تونستم

00:08:38.148 --> 00:08:39.330
‫اون آوار رو با یه دست جا به جا کنم.

00:08:39.726 --> 00:08:41.059
‫ولی نکردم.

00:08:41.266 --> 00:08:43.266
‫چون ترسیده بودم.

00:08:43.402 --> 00:08:46.870
‫هریسن مُرد چون من ترسیده بودم.

00:08:48.289 --> 00:08:49.774
‫به نظر میاد همه فکر می‌کنن

00:08:49.809 --> 00:08:52.598
‫شجاع بودن
‫یعنی از چیزی نترسی.

00:08:52.685 --> 00:08:54.285
‫اونطور که من می‌بینم،

00:08:54.354 --> 00:08:56.855
‫اگه از چیزی نترسی
‫چیزی وجود نداره که بخوای به خاطرش شجاع باشی.

00:08:57.388 --> 00:08:59.808
‫اینو به پدر و مادر هریسن بگین.

00:09:01.190 --> 00:09:02.731
‫می‌دونی، من یادمه

00:09:02.756 --> 00:09:06.524
‫اون روزی رو که اومدم سوارِ
‫سفینه‌ی اورویل شدم و تو رو ملاقات کردم،

00:09:07.221 --> 00:09:08.789
‫خیلی بهت شک داشتم.

00:09:08.814 --> 00:09:10.447
‫با خودم فکر کردم،

00:09:10.670 --> 00:09:13.191
‫"اون خیلی جوونه. بی‌تجربه‌ست.

00:09:13.216 --> 00:09:15.096
‫"امکان نداره حتی بتونه یه دپارتمان رو بگردونه،

00:09:15.120 --> 00:09:16.817
‫چه برسه به بخش امنیت رو."

00:09:16.937 --> 00:09:19.571
‫الان شیش‌ماه از اون موقع گذشته،
‫و بزار اینو بهت بگم:

00:09:19.946 --> 00:09:22.017
‫اگه یه ماکلِنِ عصبانی جلوم باشه

00:09:22.042 --> 00:09:23.556
‫که می‌خواد منو بکشه،

00:09:23.581 --> 00:09:27.450
‫تنها کسی که می‌خوام بین من و اون باشه
‫تویی.

00:09:27.747 --> 00:09:29.508
‫من استعفاتو قبول نمی‌کنم.

00:09:29.533 --> 00:09:32.167
‫- کاپیتان، متوجه نیستین...
‫- الارا.

00:09:32.265 --> 00:09:35.333
‫اتفاقی که برات افتاد
‫ممکن بود برای هر کسی بیفته،

00:09:36.161 --> 00:09:37.916
‫و برای خیلیامون افتاده.

00:09:37.941 --> 00:09:41.044
‫ولی اگه قرار باشه این ماجرا
‫واقعاً انقدر از درون اذیتت کنه،

00:09:41.069 --> 00:09:44.522
‫من توصیه می‌کنم یه کم کاوش روان‌شناسی داشته باشی.

00:09:44.924 --> 00:09:47.358
‫ببین چرا از آتیش ترسیدی.

00:09:47.540 --> 00:09:48.693
‫با دکتر فین صحبت کن.

00:09:48.718 --> 00:09:50.206
‫با پدر و مادرت صحبت کن.

00:09:50.231 --> 00:09:51.897
‫شاید اونا بتونن چیزی بهت بگن.

00:09:51.978 --> 00:09:53.465
‫هر چقدر لازم داشتی مرخصی بگیر،

00:09:53.490 --> 00:09:55.790
‫ولی هنوز رئیس بخش امنیتمی.

00:09:56.255 --> 00:09:57.515
‫کس دیگه‌ای رو نمی‌خوام.

00:09:57.540 --> 00:09:59.073
‫شنیدی؟

00:09:59.258 --> 00:10:00.854
‫بله، کاپیتان.

00:10:01.060 --> 00:10:02.581
‫مرخصی.

00:10:08.601 --> 00:10:11.760
‫وای عزیزم، من خیلی متاسفم
‫این اتفاق افتاده.

00:10:11.904 --> 00:10:13.820
‫- ممنون،
‫- آخه قضیه اینه که

00:10:13.845 --> 00:10:15.745
‫خودت می‌دونستی چنین خطری وجود داره

00:10:15.770 --> 00:10:18.421
‫وقتی تصمیم گرفتی
‫دنبال چنین کار جسمانی‌ای بری.

00:10:18.582 --> 00:10:21.333
‫- می‌دونم.
‫- شاید این یه نشونه باشه.

00:10:21.741 --> 00:10:22.934
‫منظورت چیه؟

00:10:22.959 --> 00:10:24.983
‫منظورم اینه که شاید وقتشه بیای خونه

00:10:25.008 --> 00:10:26.320
‫- و مدرکتو بگیری.
‫- وای خدا.

00:10:26.345 --> 00:10:27.985
‫بابا، دوباره این حرفو پیش نکش، باشه؟
‫خواهش می‌کنم.

00:10:28.009 --> 00:10:30.643
‫- الان نه.
‫- فقط میگم امکانش هست.

00:10:30.694 --> 00:10:32.014
‫فقط چون یه کم هوشت کمه

00:10:32.039 --> 00:10:33.319
‫دلیل نمیشه نتونی موفق بشی

00:10:33.344 --> 00:10:34.605
‫اگه به اندازه‌ی کافی
‫سخت تلاش کنی.

00:10:34.630 --> 00:10:36.618
‫خیلی از کسانی که کمبود ذهنی دارن

00:10:36.643 --> 00:10:38.520
‫اینجا یه جایی برای خودشون پیدا می‌کنن.

00:10:38.555 --> 00:10:40.429
‫- زیباییِ سیاره‌ی زِلِیا همینه.
‫- می‌دونین چیه؟

00:10:40.453 --> 00:10:41.755
‫میشه فقط یه بار یه مکالمه داشته باشیم

00:10:41.779 --> 00:10:43.059
‫و شماها به من حمله نکنین
‫چون تصمیم گرفتم

00:10:43.084 --> 00:10:44.139
‫به ناوگان ملحق شم؟ لطفاً؟

00:10:44.164 --> 00:10:46.244
‫ما فقط خوبیتو می‌خوایم،

00:10:46.269 --> 00:10:48.736
‫و احساس می‌کنیم کار کردن در ارتش پایین‌تر از شأن تو باشه.

00:10:48.932 --> 00:10:50.843
‫هر پدر و مادری باشه
‫همین حرفو به بچه‌ش میگه.

00:10:50.868 --> 00:10:52.167
‫هر پدر و مادری که توی زِلِیا باشه.

00:10:52.475 --> 00:10:54.108
‫متوجه‌این سیاره‌هایی هستن

00:10:54.133 --> 00:10:56.366
‫که در اونجا شغل نظامی داشتن
‫کار بسیار آبرومندانه‌ایه.

00:10:56.620 --> 00:10:58.453
‫انسان‌ها با دید بسیار محترمانه‌ای بهش نگاه می‌کنن.

00:10:58.478 --> 00:10:59.677
‫بله که انسان‌ها اینجورین.

00:10:59.702 --> 00:11:01.173
‫اونا جنگل‌نشینای کهکشانن.

00:11:01.198 --> 00:11:03.242
‫بابا، میشه لطفاً واسه یه ثانیه
‫حرف نزنی؟

00:11:03.267 --> 00:11:05.401
‫واسه این زنگ نزدم.

00:11:06.328 --> 00:11:09.117
‫می‌خوام بدونم چرا
‫از اون آتیش ترسیدم.

00:11:09.152 --> 00:11:10.752
‫چیزی هست که به فکرتون برسه،

00:11:10.787 --> 00:11:12.147
‫اتفاقی هست که ممکن باشه افتاده باشه،

00:11:12.171 --> 00:11:13.445
‫مثلاً وقتی من بچه بودم؟

00:11:13.549 --> 00:11:15.549
‫در واقع، آره هست.

00:11:16.760 --> 00:11:18.460
‫اواخر شب بود.

00:11:18.689 --> 00:11:21.701
‫پدرت در دانشگاه توی یه سمپوزیوم بود،

00:11:21.726 --> 00:11:25.473
‫و من وقتی تو توی بغلم بودی
‫در اتاق نشیمن خوابم برد.

00:11:25.873 --> 00:11:28.117
‫کمتر از هشت ماهت بود.

00:11:28.226 --> 00:11:29.937
‫آتیش توی آشپزخونه شروع شد

00:11:29.962 --> 00:11:32.256
‫و بعد اومد توی اتاق نشیمن.

00:11:32.854 --> 00:11:34.654
‫بعداً بهمون گفتن به خاطرِ

00:11:34.698 --> 00:11:37.265
‫نوسان جریان ژنراتور برق بوده.

00:11:37.854 --> 00:11:40.187
‫من از گریه‌ی تو بیدار شدم.

00:11:40.492 --> 00:11:45.086
‫انگار که تو داشتی سر من جیغ می‌زدی
‫در خطریم.

00:11:45.572 --> 00:11:47.722
‫شعله‌های آتیش محاصره‌مون کرده بود.

00:11:47.833 --> 00:11:50.658
‫من از پنجره اومدم بیرون
‫و هر دومونو نجات دادم.

00:11:51.119 --> 00:11:54.687
‫و قبل از این به فکرت نرسید
‫اینو برام تعریف کنی؟

00:11:54.865 --> 00:11:57.732
‫راستشو بخوای،
‫تمام این ماجرا اونقدر منو ناراحت کرد،

00:11:57.768 --> 00:12:00.168
‫که دلم نمی‌خواست درباره‌ش صحبت کنم.

00:12:00.203 --> 00:12:01.803
‫تو هم کوچولو بودی.

00:12:01.831 --> 00:12:03.351
‫اصن یادت نمی‌اومد چنین اتفاقی افتاده،

00:12:03.375 --> 00:12:05.475
‫پس واسه چی باید تعریف می‌کردم؟

00:12:05.781 --> 00:12:08.354
‫بیا به یه بحثمون قائله بده:

00:12:08.418 --> 00:12:10.418
‫به نظر میاد من وزن اضافه کرده باشم؟

00:12:39.676 --> 00:12:40.742
‫صبر کن!

00:13:04.716 --> 00:13:05.816
‫کاپیتان.

00:13:05.841 --> 00:13:07.955
‫ازتون می‌خوام همین الان منو از خدمت معاف کنید.

00:13:08.169 --> 00:13:09.809
‫الارا، ما که صحبت کردیم.
‫فکر کردم...

00:13:09.833 --> 00:13:11.043
‫فقط بهم اعتماد کنید، من حالم خوب نیست

00:13:11.068 --> 00:13:12.434
‫و وقتی رسیدیم به پایگاه مرزی بعدی اتحادیه

00:13:12.472 --> 00:13:14.552
‫میرم خودمو معرفی می‌کنم
‫برای انجام درمان روان‌پزشکی.

00:13:14.576 --> 00:13:15.584
‫ولی تا اون موقع،

00:13:15.609 --> 00:13:16.993
‫باید در درمانگاه محبوس بشم.

00:13:17.018 --> 00:13:18.138
‫صبر کن.

00:13:18.162 --> 00:13:20.276
‫چرا فکر می‌کنی حالت خوب نیست؟

00:13:20.974 --> 00:13:22.773
‫الان یه دلقک رو توی عرشه‌ی سه دیدم.

00:13:23.517 --> 00:13:24.788
‫چی؟

00:13:24.824 --> 00:13:26.657
‫- دلقک؟
‫- اوهوم.

00:13:26.692 --> 00:13:28.738
‫یه دلقک واقعی؟

00:13:28.763 --> 00:13:31.723
‫آره! و وقتی توی راهرو
‫دویدم دنبالش، غیب شد.

00:13:31.748 --> 00:13:33.334
‫واضحه که دارم عقلمو از دست میدم.

00:13:33.359 --> 00:13:34.802
‫من از دلقکا خوشم نمیاد.

00:13:34.827 --> 00:13:36.393
‫دلقک چیه؟

00:13:36.442 --> 00:13:38.184
‫کسی که یه عالمه موی فرفری قرمز داره و
‫صورتشو کلی آرایش می‌کنه.

00:13:38.209 --> 00:13:39.504
‫کفشای مسخره‌وار گنده هم پاش می‌کنه.

00:13:39.529 --> 00:13:40.929
‫خیلی هم وحشتناکه.

00:13:41.033 --> 00:13:42.633
‫واو، داری مامانمو توصیف می‌کنی.

00:13:42.658 --> 00:13:44.191
‫دلقکه صحبت کرد؟

00:13:44.216 --> 00:13:45.553
‫- نه.
‫-دلقکه...

00:13:45.578 --> 00:13:46.648
‫دلقک سیرک بود

00:13:46.673 --> 00:13:48.005
‫یا دلقک دوره‌گرد؟

00:13:48.054 --> 00:13:49.088
‫چه فرقی دارن؟

00:13:49.113 --> 00:13:50.513
‫دلقکای دوره‌گرد خطرناک‌ترین‌هائن،

00:13:50.537 --> 00:13:51.502
‫چون گشنه‌شونه.

00:13:51.527 --> 00:13:54.061
‫کاپیتان، من واقعاً باید برم به درمانگاه.

00:13:54.086 --> 00:13:56.851
‫می‌دونی، معمولاً وقتی کسی اونقدر حضور ذهن داره

00:13:56.876 --> 00:13:58.676
‫که از خودش بپرسه
‫داره دیوونه میشه یا نه،

00:13:58.701 --> 00:14:00.067
‫نشون میده دیوونه نیست.

00:14:00.564 --> 00:14:01.792
‫منظورتون چیه؟

00:14:01.827 --> 00:14:04.385
‫منظورم اینه که بیا بریم گزارشات امنیتی رو چک کنیم.

00:14:05.738 --> 00:14:09.657
‫گزارشات عرشه‌ی سه رو بگرد،
‫از زمان فهرست‌شده‌ی 468.2 شروع کن...

00:14:09.682 --> 00:14:11.515
‫سی دقیقه‌ی گذشته.

00:14:16.128 --> 00:14:17.408
‫من نمی‌خوام نگاه کنم.

00:14:17.433 --> 00:14:19.510
‫- چی می‌بینین؟
‫- دلقکو دیدم.

00:14:20.480 --> 00:14:22.746
‫لعنت، بابا! نه! بیخیال.

00:14:22.781 --> 00:14:24.246
‫باورم نمیشه.

00:14:25.918 --> 00:14:27.417
‫برو به تصاویر قسمت چهار عرشه‌ی سه.

00:14:27.453 --> 00:14:28.941
‫زمان فهرست‌شده متوالی باشه.

00:14:31.637 --> 00:14:33.343
‫این غیر ممکنه.
‫در اون قسمت راهرو

00:14:33.368 --> 00:14:34.634
‫هیچ خروجی دیگه‌ای نیست.

00:14:34.716 --> 00:14:36.451
‫یهو... ناپدید شد.

00:14:36.965 --> 00:14:38.251
‫پس واقعی بود.

00:14:38.276 --> 00:14:40.890
‫می‌تونه یه جور شکل حیات بیگانه باشه؟

00:14:40.946 --> 00:14:43.413
‫اسکن‌های داخلی نشون میدن که به راستی

00:14:43.438 --> 00:14:45.972
‫یک انسان بیگانه اون موقع در عرشه‌ی سه بوده.

00:14:46.212 --> 00:14:47.912
‫الان چی؟

00:14:48.196 --> 00:14:49.439
‫خیر.

00:14:49.475 --> 00:14:52.124
‫امکانش هست که اون
‫یه جوری خودشو از اسکن‌ها مخفی کرده باشه؟

00:14:52.149 --> 00:14:53.882
‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست.

00:14:54.424 --> 00:14:55.836
‫چند تیم میشیم.

00:14:55.861 --> 00:14:58.302
‫آیزاک، در عرشه بمون و به اسکن ادامه بده.

00:14:58.327 --> 00:14:59.893
‫تمام اسلحه‌ها رو روی حالت بی‌هوش‌کننده قرار بدین.

00:14:59.918 --> 00:15:01.439
‫دلقکه رو زنده می‌خوایم.

00:15:01.514 --> 00:15:02.946
‫- کاپیتان؟
‫- هان؟

00:15:02.971 --> 00:15:04.771
‫فکر می‌کنم لازم باشه به همه گوشزد کنیم
‫حواسشون جمع باشه

00:15:04.795 --> 00:15:06.145
‫یه وقت یه ظرف پای به سمتشون پرت نشه.

00:15:06.212 --> 00:15:08.202
‫در این لحظه، هر چیزی ممکنه، پس آره.

00:15:08.227 --> 00:15:11.696
‫مراقب پای، بطری سِلتزِر، و عروسک بادکنکی باشین.

00:15:11.964 --> 00:15:13.387
‫بسیار خب، بیاین بریم.

00:15:18.070 --> 00:15:19.552
‫انبار محموله رو چک کنین.

00:15:19.577 --> 00:15:22.118
‫من و ستوان
‫فرودگاه شاتل‌ها رو می‌گردیم.

00:15:40.318 --> 00:15:41.845
‫چراغا روشن.

00:15:50.589 --> 00:15:52.489
‫دلقک؟

00:15:54.610 --> 00:15:56.343
‫من طبقه‌ی بالایی رو چک می‌کنم.

00:15:56.368 --> 00:15:57.701
‫بسیار خب.

00:17:31.495 --> 00:17:32.961
‫پوزش می‌خوام، کاپیتان.

00:17:32.996 --> 00:17:34.236
‫وقتی اسلحه‌مو برداشت،

00:17:34.271 --> 00:17:35.844
‫تنظیمش رو گذاشت روی حالت کشتن.

00:17:35.869 --> 00:17:37.199
‫من وقت نداشتم بیارمش پایین.

00:17:37.234 --> 00:17:39.134
‫عیب نداره،
‫بهتره که دلقکه مُرد تا اینکه تو بمیری.

00:17:39.169 --> 00:17:40.936
‫آیزاک، اسکن‌ها هنوز اونو به عنوان انسان شناسایی می‌کنن؟

00:17:40.971 --> 00:17:42.473
‫- بله، کاپیتان.
‫- دارم بهتون میگم،

00:17:42.498 --> 00:17:44.292
‫این موجود هیچ‌چیزش انسانی نبود.

00:17:44.317 --> 00:17:46.157
‫اگه انسان بود باید می‌تونستم
‫مثه یه شاخه‌ی خشک بشکنمش،

00:17:46.181 --> 00:17:47.625
‫ولی اون قوی بود.

00:17:47.812 --> 00:17:49.111
‫با اون دندون‌های نیشش...

00:17:49.246 --> 00:17:51.473
‫- دلقک خون‌آشام.
‫- خفه‌شو.

00:17:51.537 --> 00:17:54.501
‫کاپیتان، من توصیه می‌کنم
‫سفینه رو در حالت هشدار زرد قرار بدیم.

00:17:54.526 --> 00:17:57.219
‫تا وقتی بفهمیم اینجا چه خبره،
‫این ایده‌ی خوبیه.

00:17:57.569 --> 00:17:59.121
‫بسیار خب، به خدمه خبر بده.

00:17:59.156 --> 00:18:00.796
‫کار دیگه‌ای نیست که الان از دستمون بربیاد،

00:18:00.820 --> 00:18:03.331
‫ولی در این حین،
‫همگی حواستونو جمع کنین.

00:18:03.713 --> 00:18:04.912
‫واسه چی؟

00:18:04.994 --> 00:18:06.961
‫دلقک‌های بیشتر.

00:18:08.832 --> 00:18:11.998
‫ای کاش می‌تونستم اون موجود لعنتی رو زنده دستگیر کنم.

00:18:12.064 --> 00:18:14.012
‫راستشو بخوای، تقریباً خوشحالم که نکردی.

00:18:14.037 --> 00:18:16.358
‫نمی‌دونم دلم می‌خواست از نزدیک ببینمش یا نه.

00:18:16.399 --> 00:18:19.100
‫کلی، چه اتفاق کوفتی‌ای داره میفته؟

00:18:19.868 --> 00:18:21.301
‫نمی‌دونم.

00:18:21.326 --> 00:18:22.686
‫حس ششمم بهم میگه

00:18:22.722 --> 00:18:24.402
‫با یه موجود بیگانه طرفیم،

00:18:24.426 --> 00:18:26.645
‫ولی اسکن‌ها که دروغ نمیگن.

00:18:27.263 --> 00:18:29.561
‫ببین، من میرم دوش بگیرم و لباس عوض کنم،

00:18:29.586 --> 00:18:31.306
‫ولی حسشو داری بریم تالار غذاخوری
‫یه نوشیدنی بزنیم؟

00:18:31.330 --> 00:18:33.372
‫آره، یه نوشیدنی الان خیلی می‌چسبه.

00:18:33.483 --> 00:18:35.483
‫باشه. بیست دقیقه‌ی دیگه اونجا می‌بینمت.

00:18:40.931 --> 00:18:42.230
‫الارا!

00:18:44.067 --> 00:18:46.368
‫الارا، کمکم کن!

00:18:50.826 --> 00:18:52.120
‫

00:18:55.329 --> 00:18:56.654
‫این دیگه چی بود؟

00:18:56.679 --> 00:18:58.611
‫نمی‌دونم.

00:19:01.084 --> 00:19:02.684
‫تونستی اسکنش کنی؟

00:19:02.719 --> 00:19:04.085
‫خیر، قربان.
‫فقط داشتم تلاش می‌کردم

00:19:04.121 --> 00:19:05.721
‫فرمانده رو زنده از اونجا بکشم بالا.

00:19:05.745 --> 00:19:07.701
‫اد، چیزی که دیدیم مثه نگاه کردن
‫به ابدیت بود.

00:19:07.726 --> 00:19:08.857
‫غیر ممکنه.

00:19:08.892 --> 00:19:10.192
‫تک تک قوانین فیزیک رو نقض می‌کنه.

00:19:10.712 --> 00:19:12.027
‫خب، اگه غیر ممکنه،

00:19:12.062 --> 00:19:13.895
‫پس واقعاً وجود نداره.

00:19:14.240 --> 00:19:15.773
‫و اگه واقعاً اتفاقی نمیفته...

00:19:15.931 --> 00:19:18.098
‫ینی ما یه مشکلی داریم.

00:19:20.193 --> 00:19:21.326
‫هر دوتون دیدینش.

00:19:21.351 --> 00:19:22.545
‫هم دیدیم، هم احساس کردیم.

00:19:22.570 --> 00:19:24.065
‫نزدیک بود قورتمون هم بده.

00:19:24.090 --> 00:19:26.500
‫دکتر، این چیزا امکان نداره واقعی باشن.

00:19:26.525 --> 00:19:29.208
‫امکانش هست چیزی که باهاش طرفیم
‫یه جور...

00:19:29.408 --> 00:19:30.745
‫جنون جمعی باشه؟

00:19:30.781 --> 00:19:32.647
‫یا یه جور ویروس مغزی؟

00:19:32.683 --> 00:19:35.047
‫ممکنه یکی توی غذاسازها پیوت گذاشته باشه؟

00:19:35.072 --> 00:19:36.605
‫شاید همه‌مون کلی ماده‌ی مخدر مصرف کردیم.

00:19:36.820 --> 00:19:38.553
‫خب، همه‌تون دلقکه رو دیدین.

00:19:38.715 --> 00:19:39.988
‫حد اقل روی مانیتور که دیدین.

00:19:40.203 --> 00:19:41.790
‫ولی تا الان، فقط دو نفرتون

00:19:41.825 --> 00:19:44.049
‫تجربه‌ی مستقیم شخصی داشتین.

00:19:46.778 --> 00:19:49.898
‫یه تمساح توی انبار محموله‌ی سفینه‌ست.

00:19:50.040 --> 00:19:52.000
‫من موفق شدم با یه صندلی له‌ش کنم.

00:19:52.168 --> 00:19:53.513
‫از کجا اومد؟

00:19:53.673 --> 00:19:54.888
‫نمی‌دونم.

00:19:54.913 --> 00:19:56.864
‫در هر صورت، الان له شده.

00:19:57.338 --> 00:19:59.941
‫- دکتر؟
‫- بسیار خب، یه اسکن مغزی از هر کدومتون می‌گیرم،

00:19:59.977 --> 00:20:02.224
‫فقط محض احتیاط.

00:20:03.013 --> 00:20:04.829
‫کتت رو در بیار و دراز بکش.

00:20:04.854 --> 00:20:06.854
‫حدود بیست دقیقه طول می‌کشه.

00:20:10.003 --> 00:20:11.171
‫خب؟

00:20:11.196 --> 00:20:12.763
‫- راحتی؟
‫- بله.

00:20:12.788 --> 00:20:13.987
‫خوبه.

00:20:15.726 --> 00:20:17.496
‫خدمه‌ت کجائن؟

00:20:17.643 --> 00:20:19.294
‫همه رفتن ناهار.

00:20:19.679 --> 00:20:20.945
‫همه با هم؟

00:20:20.970 --> 00:20:22.736
‫اگه شرایط اضطراری پیش بیاد چی؟

00:20:27.644 --> 00:20:29.623
‫- دکتر؟
‫- بله؟

00:20:29.744 --> 00:20:31.373
‫واسه چی دست و پامو بستی؟

00:20:31.454 --> 00:20:34.155
‫اسکن مغز نیازمند درجه‌ی بالایی از دقت و ظرافته.

00:20:34.214 --> 00:20:36.788
‫با کوچکترین حرکتی
‫به راحتی به هم می‌خوره.

00:20:36.868 --> 00:20:38.703
‫فقط می‌خوام مطمئن شم بی‌حرکت دراز می‌کشی.

00:20:38.728 --> 00:20:41.032
‫حرکت نمی‌کنم، لازم نیست دست و پامو ببندی.

00:20:41.057 --> 00:20:43.891
‫کدوممون یه دکتره؟

00:20:48.325 --> 00:20:50.678
‫داری فکر می‌کنی چرا نمی‌تونی بشکنیشون، درسته؟

00:20:50.703 --> 00:20:52.160
‫الارا کِتانِ ابر قدرتمند

00:20:52.195 --> 00:20:54.329
‫نمی‌تونه اونا رو بشکنه.

00:20:54.447 --> 00:20:57.065
‫دادم فقط به خاطر تو
‫مقاوتشونو چهار برابر کنن.

00:20:57.100 --> 00:20:58.148
‫چرا؟

00:20:58.173 --> 00:20:59.646
‫- الان برمی‌گردم.
‫- چی؟

00:20:59.671 --> 00:21:01.205
‫فقط باید برم وسایلمو بیارم.

00:21:01.230 --> 00:21:02.429
‫چی؟

00:21:08.286 --> 00:21:09.419
‫سلام، ناوبان.

00:21:09.444 --> 00:21:11.172
‫عه، پرستار پارک.

00:21:11.197 --> 00:21:12.602
‫می‌تونی دست و پامو باز کنی؟

00:21:12.627 --> 00:21:13.847
‫چرا به تخت بسته شدی؟

00:21:13.872 --> 00:21:15.045
‫دکتر فین گفت باید برای

00:21:15.070 --> 00:21:16.133
‫اسکن مغز به تخت بسته شم.

00:21:16.158 --> 00:21:17.453
‫این حرف اصلاً منطقی نیست.

00:21:17.478 --> 00:21:19.703
‫یه جای کار می‌لنگه. بیا دستامو باز کن.

00:21:21.866 --> 00:21:23.866
‫- من... متوجه نمیشم.
‫- چیه؟

00:21:23.901 --> 00:21:25.452
‫حتماً دکتر رمز رو عوض کرده.

00:21:25.512 --> 00:21:27.136
‫چرا باید چنین کاری...

00:21:27.412 --> 00:21:28.487
‫کلر!

00:21:28.512 --> 00:21:30.511
‫وای خدای من، داری چیکار می‌کنی؟

00:21:34.185 --> 00:21:35.947
‫جراحی.

00:21:40.226 --> 00:21:42.100
‫کلر، چه مرگت شده؟

00:21:42.125 --> 00:21:44.160
‫من درک می‌کنم چه احساسی داری.

00:21:44.185 --> 00:21:46.123
‫هیشکی دوست نداره بره دکتر.

00:21:46.424 --> 00:21:48.124
‫ولی من اومدم حالتو بهتر کنم.

00:21:48.159 --> 00:21:49.338
‫چی؟ داری چیکار می‌کنی؟

00:21:49.363 --> 00:21:51.331
‫بهترین راه برای دست‌یابی به نتایج دقیق

00:21:51.356 --> 00:21:52.895
‫در معاینه‌ی مغز

00:21:52.920 --> 00:21:56.641
‫اینه که از شکم وارد شی،
‫از وسط قفسه‌ی سینه بری بالا،

00:21:56.666 --> 00:21:58.306
‫- و از پایه‌ی مغز بگذری.
‫- نه.

00:21:58.330 --> 00:21:59.879
‫نه، کلر، این کارِت دیوانه‌واره.

00:21:59.904 --> 00:22:01.064
‫یه اتفاقی برات افتاده.

00:22:01.089 --> 00:22:03.422
‫فقط یه ثانیه فکر کن.

00:22:05.481 --> 00:22:06.814
‫کمک!

00:22:07.243 --> 00:22:09.043
‫یکی کمکم کنه!

00:22:16.559 --> 00:22:17.758
‫از الارا به بورتِس.

00:22:17.801 --> 00:22:20.135
‫بلافاصله درخواست مامور امنیتی دارم.

00:22:24.094 --> 00:22:25.994
‫یه بار دیگه ازت می‌پرسم.

00:22:26.029 --> 00:22:27.661
‫چرا پرستار پارک رو کشتی؟

00:22:27.737 --> 00:22:29.370
‫چرا تلاش کردی الارا رو بکشی؟

00:22:30.279 --> 00:22:31.976
‫چرا که نه؟

00:22:33.843 --> 00:22:36.644
‫ببین، دکتر فین،
‫واضحه که توی خودت نیستی.

00:22:36.720 --> 00:22:38.566
‫ولی اگه می‌خوای یه روزی از این سلول بری بیرون،

00:22:38.590 --> 00:22:40.230
‫باید بهمون بگی اینجا چه خبره.

00:22:40.255 --> 00:22:42.095
‫پیش از اینکه دست به قتل بزنی
‫اتفاقی برات افتاد

00:22:42.119 --> 00:22:43.232
‫که بتونی به یاد بیاری؟

00:22:43.313 --> 00:22:45.310
‫چیز عجیبی دیدی؟
‫چیزیو دیدی

00:22:45.335 --> 00:22:48.469
‫- یا احساس کردی که غیر طبیعی باشه؟
‫- گشنمه.

00:22:50.614 --> 00:22:53.021
‫یکی برام پیتزا میاره؟

00:22:53.334 --> 00:22:54.862
‫چجور پیتزایی؟

00:22:54.887 --> 00:22:56.353
‫نخیر، پیتزا بهش نمیدیم.

00:22:56.675 --> 00:22:57.955
‫بسیار خب.
‫چطور هر وقت

00:22:57.979 --> 00:23:01.554
‫- آماده بودی صحبت کنی، خبرمون کنی.
‫- کاپیتان.

00:23:04.904 --> 00:23:06.645
‫تا حالا شده توی اقامتگاهت بشینی

00:23:06.670 --> 00:23:08.616
‫و از پنجره به بیرون نگاه کنی؟

00:23:08.685 --> 00:23:10.649
‫تا حالا شده دست نگه داری

00:23:10.674 --> 00:23:13.004
‫و تاریکی اون بیرون رو تماشا کنی؟

00:23:14.977 --> 00:23:17.678
‫توی فضا
‫خیلی خیلی تاریکه.

00:23:19.449 --> 00:23:21.749
‫به نظر خالی میاد.

00:23:24.354 --> 00:23:27.755
‫ولی در سایه‌های بی‌کران
‫چیزای وحشتناکی

00:23:27.791 --> 00:23:30.149
‫برامون کمین کردن.

00:23:31.027 --> 00:23:32.994
‫تو نمی‌تونی ببینیشون،

00:23:33.977 --> 00:23:35.563
‫ولی اونا اونجائن.

00:23:35.599 --> 00:23:37.499
‫اگه می‌خوای ما رو بترسونی،

00:23:37.534 --> 00:23:38.733
‫شکست خوردی.

00:23:38.768 --> 00:23:40.335
‫درباره‌ی چی داری حرف می‌زنی؟

00:23:44.366 --> 00:23:46.975
‫فکرشم نمی‌تونی بکنی...

00:23:53.743 --> 00:23:55.743
‫چه چیزی داره میاد سراغتون.

00:24:15.138 --> 00:24:17.105
‫خیلی خب، من جواب می‌خوام،
‫همین الانم می‌خوام.

00:24:17.130 --> 00:24:18.930
‫توی این سفینه چه اتفاق کوفتی‌ای داره میفته؟

00:24:18.955 --> 00:24:20.955
‫در اسکن‌ها خبری از پیچابی که

00:24:20.980 --> 00:24:22.626
‫فرمانده گرِیسن با اون مواجه شد نیست،

00:24:22.651 --> 00:24:24.358
‫و هیچ چیز غیر عادی‌ای هم

00:24:24.383 --> 00:24:26.003
‫در داخل و یا اطراف درمانگاه ثبت نشده.

00:24:26.028 --> 00:24:27.112
‫این کافی نیست.

00:24:27.137 --> 00:24:29.304
‫توی این سفینه دلقک و گودال بی‌انتها داریم،

00:24:29.329 --> 00:24:31.249
‫و افسر ارشد پزشکی‌مون
‫عقلشو از دست داده.

00:24:31.273 --> 00:24:33.865
‫اگه همه‌مون توی اون توفان پلاسمایی مُرده باشیم

00:24:33.890 --> 00:24:35.960
‫و الان در یه جور برزخ قرار داشته باشیم چی؟

00:24:35.985 --> 00:24:37.658
‫از کجا باید بدونیم توی برزخ هستیم یا نه؟

00:24:37.683 --> 00:24:39.177
‫اصن برزخ چجوریه؟

00:24:39.202 --> 00:24:40.935
‫- تا حالا ازدواج کردی؟
‫- نه.

00:24:40.960 --> 00:24:42.827
‫- مثه ازدواجه.
‫- صبر کنین.

00:24:42.852 --> 00:24:44.752
‫آیزاک، خودِ توفان پلاسمایی چی؟

00:24:44.777 --> 00:24:46.618
‫امکانش هست روی ما و یا سفینه

00:24:46.643 --> 00:24:48.017
‫به طریقی تاثیر گذاشته باشه؟

00:24:48.042 --> 00:24:49.508
‫چگونه، فرمانده؟

00:24:49.889 --> 00:24:51.296
‫مطمئن نیستم.

00:24:51.321 --> 00:24:53.361
‫اینی که میگم ممکنه به نظر بیاد دارم از کونم صحبت می‌کنم.

00:24:53.425 --> 00:24:55.421
‫پس لطفاً تلاش کنید خوب واژه‌ها رو تلفظ کنید.

00:24:55.607 --> 00:24:58.546
‫نه، این یه اصطلا... بیخیال.

00:24:58.780 --> 00:25:00.812
‫امکانش هست آسیبی که به سفینه وارد شده

00:25:00.837 --> 00:25:02.372
‫بیشتر از آسیب ساختاری بوده باشه؟

00:25:02.678 --> 00:25:03.825
‫امکانش هست توفان...

00:25:03.850 --> 00:25:05.049
‫مرز بین واقعیت

00:25:05.074 --> 00:25:07.274
‫و یه چیز دیگه، شاید مثلاً افکار رو،

00:25:07.464 --> 00:25:08.810
‫کمرنگ کرده باشه؟

00:25:08.835 --> 00:25:10.678
‫ممکنه کونت حرف حساب زده باشه.

00:25:10.703 --> 00:25:12.671
‫فرضیه‌ی جالبیه.

00:25:12.696 --> 00:25:14.562
‫تصور می‌کنم غیر ممکن نباشه.

00:25:14.587 --> 00:25:17.042
‫قبل از اینکه دلقکه و گودال بی‌انتها رو ببینین

00:25:17.067 --> 00:25:19.033
‫کسی داشت بهشون فکر می‌کرد؟

00:25:20.610 --> 00:25:22.604
‫کاپیتان.

00:25:23.597 --> 00:25:25.440
‫این از کجا اومد؟

00:25:35.398 --> 00:25:36.851
‫وای خدای من.

00:25:36.933 --> 00:25:38.767
‫ممکن نیست اینا واقعی باشن.

00:25:40.090 --> 00:25:42.423
‫بندازینش کنار!

00:25:42.459 --> 00:25:44.392
‫بندازینش کنار! بندازینش کنار!

00:25:44.427 --> 00:25:45.667
‫بندازینش کنار!

00:25:55.918 --> 00:25:57.863
‫چی شد؟

00:26:02.836 --> 00:26:05.506
‫آیزاک، چقدر برای سفینه خطرناکه

00:26:05.531 --> 00:26:06.997
‫اگه دوباره وارد توفان بشیم؟

00:26:07.022 --> 00:26:08.927
‫ریسک قابل توجهی داره.

00:26:08.952 --> 00:26:10.585
‫در حال حاضر
‫این تنها سر نخمونه.

00:26:10.610 --> 00:26:12.490
‫و ممکنه راهنمایی‌مون کنه
‫اینا چه اتفاقی داره می‌افته.

00:26:12.514 --> 00:26:14.474
‫اون توفان تقریباً عرشه‌ی فنی رو
‫با خاک یکسان کرد.

00:26:14.499 --> 00:26:16.886
‫شاید بتونیم به طریقی
‫سپرهای منحرف‌کننده رو تقویت کنیم.

00:26:16.911 --> 00:26:19.451
‫اطلاعات گزارشات اسکنر می‌تونه
‫بهمون طول فرکانسِ

00:26:19.476 --> 00:26:20.782
‫بارهای پلاسما رو بده.

00:26:20.807 --> 00:26:22.207
‫می‌تونیم منحرف‌کننده‌ها رو جوری تعدیل کنیم

00:26:22.232 --> 00:26:23.698
‫که حفاظت بهتری برامون فراهم کنن.

00:26:23.723 --> 00:26:25.557
‫اگر چه، خیلی دوام نمیاره.

00:26:25.588 --> 00:26:27.788
‫خدمه‌مون دارن تلاش می‌کنن همدیگه رو به قتل برسونن.

00:26:27.813 --> 00:26:28.941
‫خیلی خب، بریم انجامش بدیم.

00:26:28.966 --> 00:26:30.686
‫الارا، تو و گوردن به بخش فنی گزارش بدین

00:26:30.711 --> 00:26:32.791
‫و به رئیس نیوتون کمک کنین
‫سپرهای منحرف‌کننده رو تعدیل کنه.

00:26:32.815 --> 00:26:34.814
‫جان، مسیرمونو به سمت توفان پلاسمایی
‫تنظیم کن.

00:26:34.839 --> 00:26:37.478
‫پیش‌ران کوانتومی رو تا حد ممکن به کار بگیر
‫طوری که سفینه تیکه‌‌پاره نشه.

00:26:37.503 --> 00:26:38.584
‫حتماً، کاپیتان.

00:26:38.609 --> 00:26:42.158
‫از این لحظه به بعد، می‌خوام همه
‫همیشه با خودشون اسلحه حمل کنن.

00:26:42.311 --> 00:26:44.205
‫بسیار خب. بیاین شروع کنیم.

00:26:47.554 --> 00:26:49.357
‫می‌دونی، نمی‌خوام بهت دروغ بگم.

00:26:49.587 --> 00:26:50.880
‫خیلی می‌ترسم.

00:26:50.905 --> 00:26:52.171
‫همه‌مون می‌ترسیم.

00:26:52.196 --> 00:26:53.796
‫اون عنکبوته واقعی بود.

00:26:53.836 --> 00:26:57.305
‫می‌تونستم شکم مودارشو روی صورتم احساس کنم.

00:26:57.742 --> 00:27:00.301
‫وای خدای من. اگه توی دماغم تخم گذاشته باشه

00:27:00.336 --> 00:27:02.251
‫و بعد کله‌م به خاطر یه کیسه‌ی گنده‌ی تخم
‫بزرگ بشه

00:27:02.276 --> 00:27:04.176
‫و بعد کله‌م بترکه
‫و یه عالمه بچه‌عنکبوت

00:27:04.201 --> 00:27:05.496
‫- از مغزم بیان بیرون چی؟
‫- گوردن،

00:27:05.520 --> 00:27:06.834
‫به این چیزا فکر نکن، باشه؟

00:27:06.859 --> 00:27:08.576
‫بیا فقط روی کارمون تمرکز کنیم.

00:27:09.012 --> 00:27:10.445
‫حق با توئه.
‫اگه شروع کنیم به وحشت کردن،

00:27:10.480 --> 00:27:11.546
‫توی دردسر بزرگی می‌افتیم.

00:27:11.694 --> 00:27:13.594
‫باور کن که خودم می‌دونم.

00:27:14.625 --> 00:27:16.558
‫عه، الارا، منظورم از اون لحاظ نبود.

00:27:16.583 --> 00:27:18.050
‫ببخشید.

00:27:18.261 --> 00:27:19.929
‫فقط یه کم گرخیده‌م، می‌دونی؟

00:27:19.954 --> 00:27:22.188
‫نه، عیب نداره. می‌دونم. خودمم همینم.

00:27:23.555 --> 00:27:26.089
‫می‌دونم همه اینو بهت گفتن،

00:27:26.114 --> 00:27:29.089
‫ولی می‌دونی اتفاقی که افتاد
‫تقصیر تو نبود، درسته؟

00:27:40.543 --> 00:27:42.009
‫چیکار کنیم؟!

00:27:42.045 --> 00:27:44.145
‫فرار کن!

00:27:48.725 --> 00:27:51.193
‫خیلی خب، من استعفا میدم.
‫همین الان استعفا میدم.

00:27:51.320 --> 00:27:53.053
‫دیگه نمی‌تونم اینجا کار کنم!

00:27:58.061 --> 00:28:00.094
‫گوردن!

00:28:29.385 --> 00:28:32.260
‫از کِتان به هر کسی که می‌تونه صدامو بشنوه.

00:28:32.522 --> 00:28:35.023
‫گوردن مُرده.

00:28:45.815 --> 00:28:47.948
‫از کِتان به عرشه‌ی فرماندهی.
‫صدامو می‌شنوین؟

00:29:06.415 --> 00:29:08.982
‫از کِتان به بخش فنی.
‫صدامو می‌شنوین؟

00:29:11.429 --> 00:29:13.509
‫اگه کسی صدامو می‌شنوه،
‫کسی در عرشه‌ی فرماندهی نیست،

00:29:13.533 --> 00:29:15.133
‫و داریم به توفان پلاسمایی نزدیک میشیم.

00:29:15.157 --> 00:29:18.591
‫باید بدونم سپرهای منحرف‌کننده
‫آماده شدن یا نه.

00:29:20.195 --> 00:29:22.095
‫کسی صدامو می‌شنوه؟

00:29:22.844 --> 00:29:25.644
‫کسی در این سفینه هست؟

00:31:17.892 --> 00:31:19.259
‫سلام، الارا.

00:31:19.359 --> 00:31:21.227
‫عه، آیزاک.

00:31:21.713 --> 00:31:24.030
‫همه‌جای سفینه رو گشتم،
‫هیشکی اینجا نیست.

00:31:24.065 --> 00:31:25.484
‫بله. من در عرشه‌ی فرماندهی بودم،

00:31:25.509 --> 00:31:27.296
‫و یهو دیدم تنها هستم.

00:31:27.369 --> 00:31:28.668
‫اومدم به بخش فنی

00:31:28.703 --> 00:31:30.470
‫تا وضعیت سپرهای منحرف‌کننده رو تعیین کنم.

00:31:30.505 --> 00:31:32.949
‫منم همینطور. مستقیم داریم میریم توی توفان پلاسمایی،

00:31:32.974 --> 00:31:35.054
‫و بدون سپرها
‫تیکه‌پاره میشیم.

00:31:35.078 --> 00:31:37.054
‫نیروی سفینه کاملاً از شبکه خارج شده.

00:31:37.079 --> 00:31:39.643
‫اگر چه، اسکنرهای ارتباطی فعالن.

00:31:39.668 --> 00:31:41.654
‫شاید بتونیم اونقدر نیرو ازشون منتقل کنیم

00:31:41.679 --> 00:31:43.259
‫که بتونیم به گزارشات اصلی سفینه دسترسی پیدا کنیم.

00:31:43.284 --> 00:31:46.148
‫این کار ممکنه بهمون بگه چه اتفاقی
‫برای خدمه افتاده. انجامش بده.

00:31:51.066 --> 00:31:52.655
‫آیزاک، چه اتفاقی داره می‌افته؟

00:31:52.821 --> 00:31:54.542
‫چرا فقط ما هنوز اینجاییم؟

00:31:54.626 --> 00:31:57.219
‫من در این لحظه
‫چیزی بیشتر از تو نمی‌دونم.

00:31:57.386 --> 00:32:00.600
‫شاید گزارشات اسکنرها
‫راهنمایی‌مون کنن.

00:32:01.216 --> 00:32:02.984
‫این انتقال نیرو چقدر طول می‌کشه؟

00:32:03.009 --> 00:32:05.629
‫من تخمین می‌زنم تقریباً چهار دقیقه.

00:32:09.263 --> 00:32:11.019
‫من مُردن گوردن رو به چشم دیدم.

00:32:11.512 --> 00:32:14.880
‫از شنیدن این امر بسیار متاسفم، ناوبان.

00:32:16.789 --> 00:32:19.118
‫هیچ کاری از دستم برنمی‌اومد.

00:32:20.059 --> 00:32:21.466
‫نمی‌تونستم نجاتش بدم.

00:32:21.586 --> 00:32:23.114
‫ما باید گوش به زنگ باشیم

00:32:23.139 --> 00:32:25.058
‫که اگه اون موجود بیگانه برگشت غافلگیر نشیم.

00:32:26.786 --> 00:32:28.819
‫سیستم‌های کمینه آنلاین شدن.

00:32:29.807 --> 00:32:31.240
‫باید سریع کار کنیم،

00:32:31.265 --> 00:32:33.196
‫چرا که منبع تغذیه‌مون محدوده.

00:32:36.732 --> 00:32:38.899
‫من بهت نگفتم گوردن چجوری مُرد.

00:32:38.924 --> 00:32:40.483
‫فقط گفتم مُرده.

00:32:40.508 --> 00:32:42.708
‫تو از کجا می‌دونستی یه موجود بیگانه کشتش؟

00:32:42.733 --> 00:32:44.300
‫ما وقت زیادی در اختیار نداریم.

00:32:44.336 --> 00:32:45.992
‫باید تمام گزارشات اسکنرها رو بازبینی کنیم

00:32:46.017 --> 00:32:48.618
‫اگه می‌خوایم بفهمیم
‫چه اتفاقی برای خدمه افتاده.

00:32:50.756 --> 00:32:54.090
‫جواب سوالمو ندادی.
‫تو از کجا می‌دونی؟

00:32:57.129 --> 00:33:00.626
‫کار توئه، مگه نه؟
‫تو پشت تمام این ماجراهایی.

00:33:59.597 --> 00:34:01.138
‫مجبورم نکن از این استفاده کنم.

00:34:01.172 --> 00:34:03.212
‫روی حالت حد اکثر تنظیم شده،
‫و هر دومون می‌دونیم می‌تونه

00:34:03.236 --> 00:34:04.322
‫تو رو تبخیر کنه.

00:34:04.358 --> 00:34:06.591
‫من باور نمی‌کنم قصد شلیک کردن به من رو داشته باشی.

00:34:06.627 --> 00:34:07.993
‫باور کن، مادر به خطا.

00:34:08.028 --> 00:34:09.694
‫حالا بهم بگو اینجا چه خبره.

00:34:10.003 --> 00:34:12.330
‫بقیه کجان؟
‫چه اتفاقی داره برای سفینه می‌افته؟

00:34:12.366 --> 00:34:16.315
‫دختر کوچولوی ابله، تو نمی‌تونی منو متوقف کنی.

00:34:16.436 --> 00:34:20.972
‫به زودی، راهروهای این سفینه
‫با خون تو قرمز میشن.

00:34:27.456 --> 00:34:29.256
‫بدنه‌ی داخلی سفینه در معرض خطر است.

00:34:29.280 --> 00:34:30.899
‫بلافاصله سفینه را تخلیه نمایید.

00:34:32.586 --> 00:34:34.352
‫بدنه‌ی داخلی سفینه در معرض خطر است.

00:34:34.388 --> 00:34:35.954
‫بلافاصله سفینه را تخلیه نمایید.

00:34:37.884 --> 00:34:39.591
‫بدنه‌ی داخلی سفینه در معرض خطر است.

00:34:39.626 --> 00:34:42.127
‫بلافاصله سفینه را تخلیه نمایید.

00:34:49.596 --> 00:34:52.997
‫کاپیتان، باید همین الان شبیه‌سازو خاموش کنیم.

00:35:01.153 --> 00:35:02.783
‫باید همین الان متوقفش کنیم.

00:35:02.808 --> 00:35:04.165
‫آیزاک، خاموشش کن.

00:35:04.190 --> 00:35:05.402
‫متاسفانه نمی‌تونیم

00:35:05.427 --> 00:35:07.010
‫در این لحظه شبیه‌سازی رو پایان بدیم.

00:35:07.035 --> 00:35:09.259
‫آیزاک، علائم حیاتی‌شو ببین.

00:35:09.295 --> 00:35:11.100
‫مقدار آدرنالین خونش خیلی زیاده.

00:35:11.125 --> 00:35:12.724
‫آیزاک، همین الان خاموشش کن!

00:35:12.749 --> 00:35:14.115
‫متاسفم، کاپیتان.

00:35:14.140 --> 00:35:16.040
‫بنده اختیار لازم برای انجام این کارو ندارم.

00:35:16.161 --> 00:35:17.941
‫ناوبان کِتان در

00:35:17.966 --> 00:35:20.874
‫اجرای این برنامه
‫از دستورالعمل 38 استفاده کرده.

00:35:21.000 --> 00:35:22.950
‫کسی نباید با پای برهنه بره توی بخش فنی؟

00:35:22.975 --> 00:35:24.575
‫- این چه ربطی داشت به...
‫- نه، 38 رو میگه.

00:35:24.610 --> 00:35:26.243
‫عه، 38.

00:35:26.278 --> 00:35:29.331
‫صبر کن ببینم، از دستورالعمل 38 واسه این شبیه‌سازی استفاده کرده؟

00:35:29.356 --> 00:35:30.444
‫یعنی چی؟

00:35:30.469 --> 00:35:32.227
‫یه مقرره‌ست که برای بحرانی‌ترین شرایطه

00:35:32.252 --> 00:35:34.372
‫که به رئیس بخش امنیتی در یک سفینه‌ی ستاره‌ای اجازه میده

00:35:34.396 --> 00:35:36.236
‫توانایی باطل کردن تمام اختیارات دیگه رو داشته باشه.

00:35:36.261 --> 00:35:38.853
‫- از جمله اختیارات کاپیتان.
‫- واسه چی؟

00:35:38.878 --> 00:35:41.038
‫برای شرایط نادری که کاپیتان به طریقی
‫صلاحیت رهبری نداشته باشه...

00:35:41.062 --> 00:35:42.814
‫اگر تحت اثر بیگانه‌ها باشه،

00:35:42.839 --> 00:35:44.672
‫یا اگه بیش از حد مست باشه،
‫از این جور چیزا.

00:35:44.830 --> 00:35:47.559
‫اگه از این دستورالعمل به اشتباه استفاده کنن
‫می‌تونه به کارشون خاتمه بده.

00:35:47.584 --> 00:35:50.352
‫و قطعاً برای این تعریف نشده
‫که در چنین شرایطی به کار بره.

00:35:50.377 --> 00:35:52.607
‫اون می‌ترسیده ما تلاش کنیم
‫شبیه‌سازی رو متوقف کنیم.

00:35:56.082 --> 00:35:57.369
‫خب حالا چیکار کنیم؟

00:35:57.394 --> 00:36:01.263
‫ناوبان کِتان باید برنامه رو کامل کنه.

00:36:01.586 --> 00:36:03.386
‫بدنه‌ی داخلی سفینه در معرض خطر است.

00:36:03.410 --> 00:36:05.477
‫بلافاصله سفینه را تخلیه نمایید.

00:37:00.845 --> 00:37:03.379
‫وای خدا، نه.

00:38:06.316 --> 00:38:08.572
‫- چـ...؟
‫- الارا، حالت خوبه؟

00:38:08.705 --> 00:38:09.974
‫چـ... اینجا چه خبره؟

00:38:10.008 --> 00:38:11.271
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

00:38:11.296 --> 00:38:14.130
‫تو تونستی با موفقیت
‫شبیه‌سازی رو به پایان برسونی.

00:38:14.946 --> 00:38:17.499
‫شبیه‌سازی؟ از چی داری صحبت می‌کنی؟

00:38:17.524 --> 00:38:19.057
‫هیچ‌کدوم از اون اتفاقات واقعی نبود، الارا.

00:38:19.484 --> 00:38:20.650
‫منظورتون اینه من

00:38:20.686 --> 00:38:22.119
‫تمام این مدت توی شبیه‌ساز بودم؟

00:38:22.154 --> 00:38:23.716
‫بله، همینطوره.

00:38:23.863 --> 00:38:26.523
‫چرا؟! چرا این کارو با من کردین؟

00:38:26.558 --> 00:38:28.722
‫- ما نکردیم.
‫- خب، پس کار کی بود؟

00:38:28.747 --> 00:38:30.557
‫خودت، ناوبان.

00:38:31.136 --> 00:38:32.632
‫چی؟

00:38:38.804 --> 00:38:40.871
‫الارا، یادت میاد برگشتی به دفتر من

00:38:40.906 --> 00:38:42.226
‫بعد از اینکه با پدر و مادرت صحبت کردی؟

00:38:42.475 --> 00:38:43.640
‫نه.

00:38:43.665 --> 00:38:45.665
‫بهم گفتی از پدر و مادرت پرسیدی به جز

00:38:45.690 --> 00:38:48.391
‫ماجرای آتش‌سوزی، چیز دیگه‌ای هم
‫هست که بهت نگفتن یا نه.

00:38:48.580 --> 00:38:50.891
‫اونا گفتن نه، ولی تو حرفشونو باور نکردی.

00:38:50.916 --> 00:38:54.027
‫واسه همین اجازه خواستی
‫به آیزاک بگی یه شبیه‌ساز ایجاد کنه

00:38:54.052 --> 00:38:56.444
‫تا کمکت کنه ترس‌های دیگه‌ای که ممکنه توی

00:38:56.469 --> 00:38:58.475
‫ضمیر ناخودآگاهت باشن رو رونمایی کنه

00:38:58.590 --> 00:39:01.334
‫تا دیگه هرگز در شرایط بحرانی
‫غافلگیر نشی.

00:39:01.359 --> 00:39:02.787
‫من تلاش کردم منصرفت کنم،

00:39:02.812 --> 00:39:05.179
‫ولی تهدید کردی علیه خواست من
‫استعفا بدی.

00:39:05.344 --> 00:39:06.810
‫درخواست کردی در مقابلِ

00:39:06.835 --> 00:39:09.269
‫شرایط ترسناک متعددی قرار بگیری،

00:39:09.294 --> 00:39:12.335
‫واسه همین من برنامه‌ای بر اساسِ
‫سوالاتی که از خدمه

00:39:12.360 --> 00:39:15.127
‫پرسیده شد طراحی کردم،
‫تا بتونم تعدادی

00:39:15.152 --> 00:39:17.653
‫ترس پایه‌ای رو در برنامه قرار بدم.

00:39:17.709 --> 00:39:19.242
‫شبیه‌سازی توی راهرو شروع شد،

00:39:19.267 --> 00:39:20.684
‫درست قبل از اینکه دلقکه رو ببینی.

00:39:20.746 --> 00:39:24.214
‫ولی چجوری...

00:39:24.516 --> 00:39:25.749
‫با پاک کردن حافظه.

00:39:25.774 --> 00:39:27.407
‫اگه می‌دونستی در یه شبیه‌سازی هستی،

00:39:27.432 --> 00:39:28.926
‫ترست واقعی نمی‌بود.

00:39:29.087 --> 00:39:31.110
‫واسه همین به یه پاک کردن حافظه‌ی کوتاه مدت نیاز داشتی

00:39:31.135 --> 00:39:33.435
‫تا هر آگاهی‌ای که از درخواستی که کرده بودی داشتی
‫محو بشه.

00:39:33.792 --> 00:39:37.368
‫عمل خطرناکیه، ولی تو
‫بهم گفتی برای حفاظت از

00:39:37.393 --> 00:39:40.294
‫مواد امنیتی طبقه‌بندی‌شده ضروریه.

00:39:40.632 --> 00:39:43.277
‫باید به خاطر اینکه به یه افسر پزشکی دروغ گفتی
‫به پرونده‌ت گزارش اضافه کنم.

00:39:43.302 --> 00:39:45.936
‫صبر کنین... کی از دلقکا می‌ترسه؟

00:39:46.024 --> 00:39:47.124
‫من.

00:39:47.239 --> 00:39:48.520
‫تو واقعاً از دلقکا می‌ترسی؟

00:39:48.545 --> 00:39:50.579
‫آره. لطفاً انقدر اسمشونو نیار.

00:39:50.649 --> 00:39:53.283
‫- گودال بی‌انتها چی؟
‫- ارتفاع ترس منه.

00:39:53.325 --> 00:39:55.616
‫- اون اتفاقات توی درمانگاه چی؟
‫- اون ترس منه.

00:39:55.641 --> 00:39:56.907
‫تا سر حد مرگ از عمل جراحی می‌ترسم.

00:39:56.949 --> 00:39:58.625
‫یه بار یه ضایعه‌ی پوستی‌مو برداشتن...

00:39:58.650 --> 00:39:59.853
‫کاملاً حمله‌ی عصبی بهم دست داد.

00:39:59.878 --> 00:40:01.062
‫عنکبوتا مال من بود.

00:40:01.087 --> 00:40:02.820
‫من یه کم عنکبوت‌هراسم.

00:40:03.055 --> 00:40:04.988
‫فرمانده گرِیسن ذکر کرد

00:40:05.013 --> 00:40:08.068
‫از انزوا می‌ترسه، که بر اساس اون
‫من سفینه‌ی خالی رو طراحی کردم.

00:40:08.093 --> 00:40:10.518
‫اینجوری فقط
‫آیزاکِ دیوونه و روانی می‌مونه.

00:40:10.543 --> 00:40:12.710
‫واسه این یکی می‌تونی از بورتس تشکر کنی.

00:40:13.768 --> 00:40:16.433
‫ترس از پیروزیِ یه دشمن برتر.

00:40:16.887 --> 00:40:18.802
‫من بسیار احساس خجالت‌زدگی می‌کنم.

00:40:19.267 --> 00:40:20.537
‫می‌تونم بروم؟

00:40:20.572 --> 00:40:22.105
‫باشه.

00:40:24.360 --> 00:40:27.407
‫آیزاک، گمونم باید تشکر کنم.

00:40:27.432 --> 00:40:30.951
‫شما بهم دستور دادی، ناوبان،
‫من چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

00:40:30.976 --> 00:40:33.710
‫الارا، تو دستورالعمل 38 رو به جریان انداختی
‫تا نزاری ما

00:40:33.785 --> 00:40:35.948
‫وقتی اوضاع اون تو خیلی بد شد
‫برنامه رو قطع کنیم.

00:40:35.972 --> 00:40:37.887
‫باید به خاطر وضعیتی که ما رو توش قرار دادی

00:40:37.912 --> 00:40:39.155
‫همینجا دادگاه نظامی برات تشکیل بدم.

00:40:39.191 --> 00:40:40.511
‫ما واقعاً نگرانت بودیم.

00:40:40.535 --> 00:40:42.000
‫کاپیتان، من بسیار متاسفم.

00:40:42.025 --> 00:40:43.585
‫یادم نمیاد این کارو کرده باشم،

00:40:43.609 --> 00:40:46.427
‫ولی بازم
‫خیلی متاسفم.

00:40:46.632 --> 00:40:49.466
‫چون کسی صدمه ندید
‫ایراد نمی‌گیرم.

00:40:49.501 --> 00:40:53.343
‫و همینطور به این خاطر که
‫هر بحرانی که آیزاک به سمتت انداخت رو

00:40:53.368 --> 00:40:55.301
‫با موفقیت پشت سر گذاشتی.

00:40:55.494 --> 00:40:57.747
‫با هر موقعیت دیوانه‌واری که طرف بودی رو

00:40:57.772 --> 00:40:59.833
‫مثه یه افسر درجه‌ی یک کنار اومدی.

00:40:59.858 --> 00:41:01.918
‫نباید در ذهنت ذره‌ای شک داشته باشی

00:41:01.943 --> 00:41:04.406
‫که توانایی انجام وظیفه‌تو داری.

00:41:08.113 --> 00:41:09.546
‫فردا صبح می‌بینمتون.

00:41:49.211 --> 00:41:54.211
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.