﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:14.556 --> 00:00:15.849
.عجب داستانیه

00:00:16.891 --> 00:00:18.560
.انقد عجیب و پشم‌ریزونه حتما واقعی نیست

00:00:19.227 --> 00:00:22.981
:این اولین چیزیه که مردم فک میکنن
.اوه، بیخیال. این نمیتونه واقعیت داشته باشه"

00:00:23.064 --> 00:00:27.694
.مال 20سال پیشه. پرونده‌های بسته‌نشده‌ی قتل 20ساله که حل نمیشن

00:00:29.946 --> 00:00:33.575
...خب، همه‌ش از جایی شروع شد که، میدونی
،از کارول بسکین

00:00:33.658 --> 00:00:37.120
که اون موقع اسمش کارول لوییس بود
.و همسر "دان لوییس" بود

00:00:39.414 --> 00:00:44.836
فک کنم حدود یک ماهی قبل از
.ناپدید شدنش، دان لوییس رو دیدم

00:00:46.254 --> 00:00:49.507
.و اون هم بهم گفت که حس میکنه زندگیش در خطره

00:00:51.051 --> 00:01:00.610
این داستان انقد پیچ و خم عجیب داره که باید چند جلد کتاب
.بنویسی درباره اتفاقای بدی که افتاد و دروغ‌هایی که گفته شده

00:01:01.352 --> 00:01:04.773
.تمامِ شواهد فرعی نشون میدن که یکی یه بلایی سر دان آورده

00:01:09.652 --> 00:01:13.073
یه عالمه داستان هست درباره اینکه
...کارول یه دستی توی این کار داشته

00:01:15.533 --> 00:01:16.785
.ولی کسی نمیتونه اثباتش کنه

00:01:33.134 --> 00:01:35.804
من واقعاً معتقدم که هر اتفاقی یه دلیلی داره

00:01:36.346 --> 00:01:39.224
همه‌چیز جوری آشکار میشه
که بهمون کمک میکنه

00:01:39.307 --> 00:01:42.435
.که به بالاترین وضعیت نفسانی خودمون برسیم

00:01:43.019 --> 00:01:47.524
من از هیچ چیزی که توی زندگیم تجربه کردم پشیمون نیستم

00:01:48.108 --> 00:01:51.736
اگه بخاطر اون... اتفاقاتی که در طول زندگیم
...رخ داد نبود

00:01:51.820 --> 00:01:56.623
.الان اینجا نبودم و این کارارو نمیکردم

00:02:07.544 --> 00:02:09.587
:گلَدیس لوییس کراس، همسر سابقِ دان
،آخرین روزی که دان رو دیدم

00:02:10.463 --> 00:02:12.590
،بهم گفت که دیگه طاقتش طاق شده

00:02:12.674 --> 00:02:14.384
،که میخاد کارول رو طلاق بده

00:02:14.717 --> 00:02:17.679
،و اینکه اون زن یکی از بدترین آدماییه که تو زندگیش دیده

00:02:17.762 --> 00:02:19.514
.و اینکه کارول خیلی خطرناکه

00:02:20.056 --> 00:02:23.893
:لیندا سانچز و گِیل رت‌بون، دخترهای دان
.اومد پیش مامان و گفت که ما از کارول دور بمونیم

00:02:23.977 --> 00:02:27.939
.دان از کارول میترسید
.ما دقیقاً نمیدونستیم چرا

00:02:28.940 --> 00:02:34.904
:وندل ویلیایمز، شریک دان
.اون بهم گفت که قراره به کارول بگه که طلاق میخاد

00:02:38.950 --> 00:02:40.518
.و ازون به بعد دیگه دان رو ندیدم

00:02:45.665 --> 00:02:52.172
من سرپرست بخش قتل در دفتر کلانتریِ
،شهرستان هیلزبرو در شهر تمپای فلوریدا بودم

00:02:52.255 --> 00:02:56.176
.که بخش در حوزه‌ی افراد بزرگسال گمشده هم فعالیت میکنه

00:02:57.927 --> 00:03:02.891
در مورد پرونده‌ی دان لوییس، تماسی که باهامون داشتن مثه بقیه
.تماس‌های افراد بزرگسال گمشده بود

00:03:05.351 --> 00:03:07.770
،در وهله‌ی اولِ تجسس برای یه فرد گمشده

00:03:07.854 --> 00:03:09.856
:با خودت فکر میکنی
،خب، اوضاع خود به خود درست میشه"

00:03:09.939 --> 00:03:12.483
".شاید یارو رفته جایی و به کسی هم خبر نداد

00:03:15.028 --> 00:03:17.989
،با این وجود، فکر میکنم بعد از یکی دو هفته بود

00:03:18.072 --> 00:03:26.456
که کاراگاهان به احتمالِ قتل یا چیز دیگه‌ای
.که اون موقع غیرقابل توجیه بود، فکر میکردن

00:03:27.332 --> 00:03:30.501
.سطلی که توش کاه ریخته باشی خیلی بدرد میخوره
.چون اونا نمیتونن ازش بیان بیرون

00:03:32.503 --> 00:03:34.589
چهارتا بچه گربه داریم که میخایم بهشون غذا بدیم

00:03:34.964 --> 00:03:38.134
،تو مال ژانویه سال 1981 با دان آشنا شدم

00:03:38.218 --> 00:03:39.844
.پس اون موقع که دیدمش 20 سالم بود

00:03:39.928 --> 00:03:41.679
و دان چند سالش بود؟

00:03:42.347 --> 00:03:44.265
.اون 22 سال از من بزرگتر بود

00:03:44.349 --> 00:03:45.391
.پس 42 سالش بود

00:03:45.975 --> 00:03:47.352
.آره، اون حسودیش میشه

00:03:48.519 --> 00:03:51.648
باید در نظر داشته باشید که
،دان لوییس متأهل بود و بچه داشت

00:03:52.023 --> 00:03:55.860
ولی ظاهراً داشت میومد به... نبراسکا بود فک کنم

00:03:58.071 --> 00:04:02.531
و یه شب یه دختر گریون که داره تو خیابون راه میره رو میبینه
<c.colorff8000>(سال 1981، 16 سال قبل از ناپدید شدن)</c>

00:04:02.533 --> 00:04:05.245
.و دان لوییس وایساد که ببینه میتونه به دختره کمک کنه

00:04:05.328 --> 00:04:08.665
.با شوهر اولم دعوا کرده بودم

00:04:09.999 --> 00:04:16.256
برای بیرون رفتن از خونه عملاً مجبور شدم یه سیب‌زمینی
.رو از توی آشپزخونه به اتاق پذیرایی پرت کنم

00:04:17.173 --> 00:04:19.467
من فک کنم مثه گربه‌هام با استرس کنار میام

00:04:19.550 --> 00:04:21.970
هی با سرعت راه میرم

00:04:22.053 --> 00:04:24.847
و یادمه که دان ماشینو کنارم پارک کرد

00:04:24.931 --> 00:04:27.809
،و ازم خواست که برم توی ماشین
.و منم گفتم نه

00:04:28.810 --> 00:04:30.996
دوباره اومد کنارم وایساد
و فک کنم بار سوم بود که

00:04:31.020 --> 00:04:34.482
.اومدم کنارم وایساد، و یه تفنگ روی صندلی جلوی ماشینش گذاشته بود

00:04:35.733 --> 00:04:37.986
:و بهم گفت
میتونی این تفنگو به سمت من نشونه بگیری"

00:04:38.069 --> 00:04:39.862
".من فقط میخام با یکی صحبت کنم

00:04:40.113 --> 00:04:42.824
،پس منم تفنگو برداشتم، گرفتم طرفش

00:04:42.907 --> 00:04:44.659
.و توی شهر چرخ زدیم و اون صحبت میکرد

00:04:48.121 --> 00:04:50.540
.و آخرش هم شب رو باهاش گذروندم

00:04:52.917 --> 00:04:55.753
،دان لوییس عملاً زن و بچه‌هاشو ول کرد

00:04:55.837 --> 00:05:00.633
.چون عاشق یه دختر بلوند جوونتر به اسم کارول شده بود

00:05:02.051 --> 00:05:04.679
.بهم گفت که با کارول آشنا شده

00:05:05.722 --> 00:05:10.518
.منم زبونم بند اومده بود. من عاشقش بودم

00:05:11.811 --> 00:05:14.355
،به دان گفتم که تا روزی که بمیرم عاشقش خواهم بود

00:05:14.856 --> 00:05:16.566
.ولی دیگه همچی بینمون تموم شده بود

00:05:18.735 --> 00:05:20.403
،اون موقه به کارول میگفت فرشته

00:05:21.154 --> 00:05:23.531
...و منم گفتم، "خب

00:05:24.449 --> 00:05:28.194
،اون یه فرشته‌س که مستقیم از جهنم فرستاده شده
".و یه روزی، اینو میفهمی

00:05:38.254 --> 00:05:42.133
:اَن مک‌کویین، دستیار اجراییِ(منشی هم میشه) دان
.اولش، به نظر میومد که رابطه‌شون واقعاً قراره جواب بود

00:05:42.216 --> 00:05:43.217
...از کارول خوشم میومد

00:05:43.426 --> 00:05:44.426
...یعنی

00:05:44.844 --> 00:05:46.763
...من واقعاً از کارول خوشم میومد

00:05:46.846 --> 00:05:47.846
...ولی

00:05:48.723 --> 00:05:51.476
.دان آدم راحتی نبود

00:05:52.018 --> 00:05:55.855
،دان میلیونر بود
مولتی میلیونر بود، خب؟

00:05:55.938 --> 00:05:58.358
.و اون خوشش نمیومد کارول پولاشو خرج کنه

00:05:58.608 --> 00:06:00.276
،کارول خیلی بلندپرواز بود

00:06:00.360 --> 00:06:02.528
میخاست که بره جایی و برای خودش کسی بشه

00:06:02.612 --> 00:06:07.033
و دلش نمیخاست که توی همون وضعیت بمونه
.و شبا توی خیابون راه بره

00:06:07.825 --> 00:06:09.243
دفترچه خاطرات کارول رو دارم

00:06:09.369 --> 00:06:10.578
همچی اینجاس

00:06:11.829 --> 00:06:12.997
!عصر بخیر، دنیا

00:06:13.331 --> 00:06:16.167
،به فصل ششم از داستان کارول خوش آمدید

00:06:16.834 --> 00:06:17.919
...خب، امشب

00:06:18.336 --> 00:06:23.800
امروز اتفاقی توی صندوق نامه‌ها
.دفترچه خاطرات کارول رو پیدا کردیم

00:06:23.883 --> 00:06:27.929
،دان گفت که دوس داره بخاطر مَردی که واقعاً هست عاشقش باشن"

00:06:28.012 --> 00:06:30.348
،و اگه زنا میدونستن اون پولداره

00:06:30.431 --> 00:06:33.768
"هیچوقت نمیفهمید که اونو بخاطر خودش دوست دارن یا پولش

00:06:34.811 --> 00:06:36.938
.دان از هیچی شروع کرد

00:06:38.564 --> 00:06:42.485
امکان نداشت به دان نگاه کنی
و حتی برای یه لحظه فکر کنی

00:06:42.568 --> 00:06:45.571
.که همچین ثروتی داره

00:06:47.824 --> 00:06:50.034
.هیچوقت دان رو نمیدیدی که تیپ رسمی و درست حسابی بزنه

00:06:50.118 --> 00:06:51.994
...شلوار لی آبی و تی‌شرتش رو داشت

00:06:53.538 --> 00:06:56.416
...ولی یه اسکناس 500 دلاری توی جیبش داشت

00:06:57.083 --> 00:06:59.001
!فقط چون میتونست

00:07:01.379 --> 00:07:03.423
،اون دست خیلی خوبی داشت
اصطلاح به معنای کسی که کارش توی)
(پرورش گیاهان خوبه

00:07:03.506 --> 00:07:05.007
،استعداد توی پول درآوردن

00:07:05.091 --> 00:07:09.846
.چون عملاً به هرچی که دست میزد براش پولساز میشد

00:07:12.223 --> 00:07:15.685
،من حدود 10، 15 سالی برای دان کار میکردم

00:07:15.768 --> 00:07:17.437
.ولی از خیلی قبلتر میشناختمش

00:07:18.855 --> 00:07:21.315
و باید دان رو بشناسی
که بتونی خونه‌هاش رو هم بشناسی

00:07:22.775 --> 00:07:26.112
.خوشش میومد چیزاشو قایم کنه
.مثلا پول قایم میکرد، پول زیر خاک دفن میکرد

00:07:26.195 --> 00:07:29.031
.میدونی، شمش طلا قایم میکرد و دفن میکرد

00:07:29.115 --> 00:07:31.409
دان لوییس نمیخاست که مردم بدونن اون چیا داره

00:07:31.492 --> 00:07:32.743
و ثروتش چقدره

00:07:32.827 --> 00:07:36.038
...ولی منکه میگم ثروت دان لوییس احتمالاً

00:07:37.123 --> 00:07:39.500
.20میلیون دلاری بود؟ شاید یکم بیشتر

00:07:39.625 --> 00:07:45.214
.وفک میکنم ثروتش چیزی حدودای 7 یا 7.5 میلیون دلار بود

00:07:45.298 --> 00:07:46.507
:جوزف فریتز، وکیلِ دان
،فک نمیکنم کسی واقعاً میدونست

00:07:46.591 --> 00:07:49.093
.ولی من میدونم حداقل 5، شاید حتی 10 میلیون داشت

00:07:49.927 --> 00:07:51.053
به عنوان وکیلش میشناختمش

00:07:51.137 --> 00:07:52.472
میدونستم که چیکار میکنه

00:07:52.555 --> 00:07:54.182
خیلی کارایی که میکرد رو میدونستم

00:07:55.475 --> 00:07:57.977
.دان وقتی با کارول آشنا شد پول داشت

00:07:58.436 --> 00:08:00.521
.کارول تقریباً هیچی نداشت

00:08:00.646 --> 00:08:02.064
دان چیزی داشت که کارول نداشت

00:08:03.065 --> 00:08:05.735
بهت خوش گذشت؟ بهت خوش گذشت؟

00:08:08.321 --> 00:08:12.074
وقتی بزرگ میشدم
مامان بابام آدمای معمولی و ساده‌ای بودن

00:08:12.158 --> 00:08:14.160
معمولاً تو خونه‌های سیار زندگی میکردیم

00:08:21.042 --> 00:08:24.879
وقتی که نووجون شدم تازه فهمیدم چقدر فقیر بودیم

00:08:31.594 --> 00:08:38.208
وقتی 14 سالم بود توسط سه مَرد که اونورِ خیابون
.زندگی میکردن به زور چاقو بهم تجاوز کردن

00:08:41.562 --> 00:08:44.690
خونواده‌ی من مسیحی بنیادگرا بود

00:08:44.774 --> 00:08:48.653
که معتقد بودن اگه یه زنی در همچین عملی نقش داشته

00:08:48.736 --> 00:08:50.988
حتماً یجورایی خودش خواسته و باعثش شده

00:08:52.823 --> 00:08:54.575
.خب من در 15 سالگی خونه رو ترک کردم

00:08:56.035 --> 00:08:59.580
وقتی 17 سالم بود با مایکل ازدواج کردم

00:09:00.289 --> 00:09:03.751
،اون پدرِ جِیمی بود
.و به شدت هم آدم پرخاشگر و سوءاستفاده‌گری بود

00:09:04.544 --> 00:09:09.674
و فکر کردن به اینکه اون رو ترک کنم
و تنهایی یه بچه رو بزرگ کنم وحشتناک بود

00:09:11.133 --> 00:09:14.095
،وقتی دان رو دیدم 20 سالم بود

00:09:14.512 --> 00:09:17.181
.و وقتی شوهرم رو ترک کردم 24

00:09:19.392 --> 00:09:22.019
،دان شیفته‌ی حیوونا بود

00:09:22.103 --> 00:09:23.646
.پس ما تیم خیلی خوبی بودیم

00:09:24.355 --> 00:09:26.857
:جِمی مورداک، دخترِ کارول
فک کنم بیشتر یه کلکسیونر حیوانات بود

00:09:27.358 --> 00:09:31.904
.از داشتن چند گونه مختلف حیووان خوشش میومد

00:09:33.531 --> 00:09:34.574
میبینی؟

00:09:34.740 --> 00:09:37.060
با بقیه گربه‌ها خوب کنار میاد

00:09:37.118 --> 00:09:38.661
فقط از آدما خوشش نمیاد

00:09:41.539 --> 00:09:45.960
.اونا اولش کارشونو با رفتن به مزایده‌های حیوانات وحشی شروع کردن

00:09:47.587 --> 00:09:54.010
ما اولش در سال 1992 تو یه مزایده با خرید یه گربه دم‌کوتاه
.که قرار بود توسط تاکسیدرمی‌کارها کشته بشه شروع کردیم

00:09:54.510 --> 00:09:58.598
.سال بعدش 56 عدد دُم‌کوتاه و سیاهگوش از یه مزرعه خز خریدیم
(مکانی که حیوونارو تو قفس نگه میدارن برای استفاده از پشمشون)

00:09:58.681 --> 00:10:00.850
.سال بعدش، 28 تا دُم‌کوتاه و سیاهگوش

00:10:00.933 --> 00:10:03.311
.سالِ بعدش 22 تای دیگه

00:10:03.394 --> 00:10:05.146
و تا اون موقع که ما داشتیم این کارو میکردیم

00:10:05.229 --> 00:10:08.774
.دیگه توی امریکا مزرعه خزی نبود که گربه‌های دم‌کوتاه و سیاهگوشارو بکشه

00:10:10.610 --> 00:10:13.946
<i>.اسمش "حیوانات وحشی در ناز و نعمت"ـه</i>

00:10:15.573 --> 00:10:18.993
<i>،مهمان‌ها در منطقه‌ی حفاظت‌شده گشت و گذار می‌کنند
.کلی عکس می‌گیرند</i>

00:10:19.076 --> 00:10:20.536
<i>و حتی به گربه‌ها غذا میدن</i>

00:10:21.120 --> 00:10:24.040
...وقتی که اونا پروژه‌ی "حیوانات وحشی در ناز و نعمت" رو شروع کردن

00:10:24.915 --> 00:10:31.881
.برای سالها، گربه‌های بزرگ رو میخریدن، میفروختن و پرورش میدادن

00:10:31.964 --> 00:10:34.425
،دوست دارم بهت یادآوری کنم کارول

00:10:34.508 --> 00:10:37.470
که تو کسی هستی که 94 هزار دلار خرج کردی

00:10:37.553 --> 00:10:40.306
که حیوون بخری و اون به اصطلاح پناهگاه‌ـت رو پُر کنی

00:10:40.389 --> 00:10:42.099
،تو هنوزم اونارو توی ساختمونت داریشون

00:10:42.183 --> 00:10:45.728
هنوزم روشون برچسبِ "نجات‌داده‌شده" زدی و هنوزم داری سر مردم کلاه میذاری

00:10:50.191 --> 00:10:54.945
.من توی سال 1995 به دان و کارول اولین ببرشون رو فروختم

00:10:56.530 --> 00:10:59.575
،با هواپیمای شخصیشون اومدن توی شهر شلبی‌ویل

00:11:00.451 --> 00:11:03.496
،و اینجوری با اونا آشنا شدم
.به نظر آدمای خوبی میومدن

00:11:05.414 --> 00:11:09.627
بهشون یه بجه ببر فوق‌العاده که اسمش "اسکرپی" بود رو فروختم

00:11:17.218 --> 00:11:21.013
این ویدیوییه که کارول اون زمانا ساخت

00:11:21.097 --> 00:11:24.308
آخرین باری که دیدمش احتمالاً 1996 بود

00:11:24.392 --> 00:11:26.644
مطمئنم قراره باهاش حال کنید

00:11:28.104 --> 00:11:30.564
.اسم‌هامون دان و کارول لوییس‌ـه

00:11:30.815 --> 00:11:33.776
واقعاً از حیوانات وحشی که داریم لذت بردیم

00:11:33.859 --> 00:11:38.155
در طول این ویدیو، بهتون نشون میدیم که چجوری
،اونارو از مادرشون میگیریم

00:11:38.698 --> 00:11:41.534
...و اونارو به زندگی اجتماعی با آدما عادت میدیم

00:11:41.617 --> 00:11:44.787
،کارول بهم زنگ زده بود و درباره بزرگ کردن توله‌ی حیوونا ازم میپرسید

00:11:44.870 --> 00:11:47.206
.و گفت که میخاد یه ویدیوی "چگونه انجامش بدیم" بسازه

00:11:47.289 --> 00:11:52.628
برای اینکه ازشون یه حیوون خونگی خیلی خوب بسازیم
باید در سن خیلی کم از مادرشون گرفته بشن

00:11:53.421 --> 00:11:56.465
خیلی از مردم فک نمیکنن که کار درستیه

00:11:56.590 --> 00:11:59.385
.که حیوونای کمیاب وحشی رو به عنوان حیوون خونگی بزرگ کنیم

00:11:59.969 --> 00:12:04.432
میدونی، اون موقه ها اوایلِ دهه 90
کارول گربه پرورش میداد و میفروخت

00:12:04.515 --> 00:12:07.143
،و... این خیلی خنده‌داره

00:12:07.226 --> 00:12:10.187
چون همون آدمایی که مخالف تولید و پرورش بیشتر این حیوونا هستن

00:12:10.271 --> 00:12:12.064
.خودشون قبلاً همین کارو میکردن

00:12:12.148 --> 00:12:14.028
...من فکر میکنم در طول این ویدیو شما متوجه خواهید شد

00:12:14.066 --> 00:12:15.985
...که اینا خیلی خوشحالن

00:12:17.319 --> 00:12:18.988
!و خیلی حیوونای باحالین

00:12:21.490 --> 00:12:23.242
خیلی خب، حالا میریم جاهای دیگه رو هم بخونیم

00:12:23.325 --> 00:12:28.664
چون مطمئنم دلتون نمیخاد درباره تک‌تکِ گربه‌هایی
،که خریدن و فروختن

00:12:28.748 --> 00:12:32.125
و چنتاشون مُردن چون کارول اصلاً نمیدونست
!داره چیکار میکنه بشنوین

00:12:34.336 --> 00:12:43.679
من فک میکنم کارول بالاخره درباره فروختن و پرورش و
.پیوند زدن بین حیوونا احساس گناه کرد

00:12:46.182 --> 00:12:50.561
...کارول فقط میخاست که حیوونارو جمع‌آوری کنه و دوسشون داشته باشه

00:12:51.437 --> 00:12:53.647
.و دان بیشتر به عنوان یه بیزنس بهش نگاه میکرد

00:12:56.942 --> 00:13:02.156
من و دان احساس متفاوتی نسبت به حفاظت و پرورش حیوونا داشتیم

00:13:02.323 --> 00:13:04.658
.اون عاشق بچه ببرها بود، عاشق پرورش دادن بیشتر گربه‌ها بود

00:13:05.242 --> 00:13:07.703
...ماهی یبار میرفت کاستاریکا

00:13:07.787 --> 00:13:09.747
و هر دفه که میرفت کاستاریکا

00:13:09.830 --> 00:13:11.081
دامپزشک رو میاوردم اینجا

00:13:11.165 --> 00:13:14.335
و سریع تا جایی که میتونستم هر چندتا گربه که میشد
.رو عقیم و اخته میکردم

00:13:17.004 --> 00:13:21.425
میدونی، چیزی که تو کاستاریکا، دان رو جذب خودش میکرد
.نبودن قوانین درباره حیوانات بود

00:13:21.509 --> 00:13:25.888
،اگه گربه‌هارو می‌برد اونجا
.دیگه آزاد بود هرچقد میخاد تولید کنه

00:13:27.348 --> 00:13:30.392
این با چیزی که کارول میخاست در یک راستا بود؟

00:13:31.644 --> 00:13:34.480
.ظاهراً که نه
.درباره‌ش با هم بحث میکردن

00:13:34.563 --> 00:13:36.899
کارول نمیخاست که گربه‌هارو برداره و بره اونجا

00:13:37.900 --> 00:13:41.403
اون موقع بود که فهمیدیم دان و کارول خوب با هم کنار نمیان

00:13:43.113 --> 00:13:46.033
...دان یه دوس‌دختر هم توی کاستاریکا داشت

00:13:47.535 --> 00:13:53.457
پس فک میکنم یکی از مشکلات اصلیشون این بود که
.کارول نمیتونه تنها آدم توی زندگی دان باشه

00:13:55.000 --> 00:13:58.087
فک میکنم که کارول فک میکرد میتونه دان رو عوض کنه

00:13:58.671 --> 00:14:04.927
کارول فک میکرد که به اندازه کافی جوون و قشنگ هست
...که تمومِ چیزی باشه که دان میخاد

00:14:05.511 --> 00:14:07.888
.و همچین چیزی هیچوقت قرار نبود اتفاق بیوفته

00:14:10.224 --> 00:14:11.684
دوست‌دخترای دیگه‌ای هم داشت؟

00:14:12.393 --> 00:14:13.811
بهش مشکوک شده بودم

00:14:13.894 --> 00:14:15.020
.هیچوقت شخصاً ندیدم

00:14:15.104 --> 00:14:18.399
ولی اونقدر درباره‌ش شنیدم که میتونم بگم
احتمالاً حقیقت داره

00:14:19.149 --> 00:14:20.734
معلومه که زنارو دوست داشت

00:14:21.443 --> 00:14:24.822
.من با دو یا سه تا زن متفاوت میدیدمش

00:14:27.324 --> 00:14:31.287
.وقتی که با هم ازدواج کردیم دان 17 سالش بود و منم 14

00:14:31.912 --> 00:14:35.624
،مادر من مجبور بود مدارک رو امضا کنه
،مادر اون هم همینطور

00:14:35.708 --> 00:14:37.376
.چون دان خیلی جوون بود

00:14:38.335 --> 00:14:39.335
.زندگی خوب بود

00:14:39.920 --> 00:14:44.717
:فقط موقعی بد میشد که یکی بهم زنگ میزد و میگفت

00:14:44.800 --> 00:14:46.802
"من دان رو با فلانی و فلان دیدم"

00:14:46.886 --> 00:14:50.973
،این مشکل دان بود
.چون همیشه چشم‌چرون بود

00:14:51.056 --> 00:14:53.559
.اسمم داره، میدونی: اعتیاد جنسی

00:14:54.935 --> 00:14:58.397
اگه بابام مشکلی داشت حتماً همین بوده

00:15:00.149 --> 00:15:04.820
این نیاز مریض من چیه که دارم سعی میکنم"
با این مَرد زهرآلود رفعش کنم؟

00:15:05.946 --> 00:15:08.198
،بارها این سوال رو از خودم پرسیدم
.ولی هنوز جوابشو نمیدونم

00:15:09.783 --> 00:15:13.287
،دان تنها کسی که میشناسم
،و تنها مردیه که تاحالا عاشقش بود

00:15:13.370 --> 00:15:20.544
امیدوارم دخترم جِیمی هیچوقت خودشو توی همچین
".رابطه‌ی مریض و منحرفی پیدا نکنه

00:15:22.838 --> 00:15:25.633
.در آخر، میدونستم که صحبت از طلاق شده بوده

00:15:27.051 --> 00:15:31.388
فکر میکنم که داشت املاک و دارایی‌هاش رو جوری آماده میکرد

00:15:31.472 --> 00:15:35.059
،که بتونه بدون از دست دادن چیزی طلاق بگیره

00:15:35.142 --> 00:15:40.898
و فکر میکنم که دان فک میکرد کارول فقط
.بخاطر گرفتن پولاش باهاش بود

00:15:41.482 --> 00:15:44.693
و دان میخاست از این محافظت کنه

00:15:49.031 --> 00:15:51.867
...اگه دان لوییس از کارول طلاق گرفته بود

00:15:53.035 --> 00:15:55.204
...جوری که روشِ دان قرار بود جواب بده

00:15:55.287 --> 00:15:57.539
.کارول واقعاً چیزی براش نمیموند

00:15:58.374 --> 00:15:59.625
گربه‌هارو از دست میداد

00:15:59.708 --> 00:16:03.837
همه‌چیو از دست میداد و یه خونه و ماشین براش میموند

00:16:03.921 --> 00:16:06.006
ضربه‌ی بدی میخورد

00:16:06.090 --> 00:16:09.468
.اوه آره، پسر خوبیه
.آره، پسر خوبیه

00:16:09.551 --> 00:16:12.846
،من گوش میدادم وقتی که دان میگفت که همه پولاش مال خودشه"

00:16:12.930 --> 00:16:18.018
.و هرچی که خودش بدست آورده و توی ازدواجمون آورده مال خودشه

00:16:18.102 --> 00:16:20.521
".کاش یه راه خروج که به نفعم بود وجود داشت

00:16:20.604 --> 00:16:23.691
خب منکه میگم کارول یه راهی رو پیدا کرد، مگه نه؟

00:16:33.450 --> 00:16:36.078
،دان قیافه‌ش یکم عجیب شده بود

00:16:36.787 --> 00:16:38.414
و یه روز اومد پیشم

00:16:38.497 --> 00:16:40.666
.و یه برگه داد بهم

00:16:41.041 --> 00:16:42.918
توی یه پاکت بود، بعد گفت

00:16:43.002 --> 00:16:46.005
،بگیرش، اینو باید ببری خونه‌ت و نگهش داری"

00:16:46.088 --> 00:16:48.966
"اگه اتفاقی برام افتاد، اینو بده به پلیس

00:16:49.758 --> 00:16:53.220
.و یه کپی از حکم محدودیتی که تقاضاش رو داده بود بهم داد
حکمی از طرف دادگاه که فردی متهم به آزار رو منع)
(میکنه از نزدیک شدن به شخصی که درخواست حکم رو داد

00:16:56.932 --> 00:17:02.479
این دومین باریه که کارول انقدر عصبانی شده"
"که تهدید به کشتنِ من کرده

00:17:03.731 --> 00:17:05.858
من و کارول یه دعوای بزرگ راه انداختیم"

00:17:05.941 --> 00:17:08.986
.و اون بهم دستور داد که از خونه برم بیرون وگرنه منو میکشه"

00:17:09.737 --> 00:17:14.450
اون یه روولور 45. داره
"و مگنوم 357. من رو برداشته و قایم کرده

00:17:18.996 --> 00:17:24.001
.بابا هیچوقت "قانون" رو درگیر کارا نمیکرد
(پلیس)

00:17:24.418 --> 00:17:26.920
چیزی بود که همیشه مخالفش بود

00:17:27.004 --> 00:17:29.631
و حالا اینکه بابا بره همچین کاری بکنه

00:17:29.715 --> 00:17:32.926
اون برگه رو بنویسه و در حضور قاضی ارائه بده

00:17:33.510 --> 00:17:35.721
.خیلی چیز بزرگی بود، به نظر من

00:17:35.804 --> 00:17:41.518
و این چیزی نبود که دان انجام بده مگه اینکه دیگه
نمیدونست چجوری از خودش محافظت کنه

00:17:42.853 --> 00:17:44.938
.ولی درخواست محافظت ازش رو رد کردن

00:17:46.148 --> 00:17:48.442
،تعقیب کردن رو نشون نمیده
،مدرکی در مورد ضرب و شتم نداره

00:17:48.525 --> 00:17:49.610
.هیچیو نشون نمیده

00:17:49.693 --> 00:17:51.228
فقط یه مشاجره‌ی کلامی رو نشون میده

00:17:51.320 --> 00:17:53.238
و این به اندازه‌ای کافی نیست که حکم بدن براش

00:17:53.530 --> 00:17:55.616
و برای همینه که فک میکنی رد کرد درخواستشو؟

00:17:55.699 --> 00:17:57.076
.مطمئنم که بخاطر همینه

00:17:57.367 --> 00:17:59.578
...ولی مشخصاً -
از همون اولش معلوم بود رد میشه -

00:17:59.661 --> 00:18:02.498
.ولی چیزی که منو متعجب میکنه جمله‌ی "کارول تهدید کرده که منو میکشه"ـست

00:18:02.581 --> 00:18:04.500
این برای گرفتن حکم کافی نیست؟ -
نع -

00:18:04.583 --> 00:18:06.710
آزادی بیانه دیگه

00:18:06.794 --> 00:18:09.088
،ما توی این کشور جلوی آزادی بیان رو نمیگیریم

00:18:09.171 --> 00:18:11.031
.فقط بعدش که جرم اتفاق افتاد مجازات میکنیم

00:18:11.924 --> 00:18:14.468
مطمئنم که از نظر قاضی اینا فقط شایعه بوده

00:18:14.968 --> 00:18:18.388
،ولی این اتفاق توی ماه ژوئن افتاد
.و دان 2 ماه بعدش توی جولای ناپدید شد

00:18:28.649 --> 00:18:31.068
<i>یک میلیونر محلی بدون هیچ ردی ناپدید شده</i>

00:18:31.151 --> 00:18:32.986
<i>،اما آیا او فقط از اینجا رفته</i>

00:18:33.070 --> 00:18:35.364
<i>یا بلای بدتری سرش آمده؟</i>

00:18:35.781 --> 00:18:37.032
.من هیچوقت تهدیدش نکردم

00:18:37.783 --> 00:18:41.995
<i>همسرش، کارول لوییس میگوید که دان قصد داشت
ماشین به کاستاریکا حمل و نقل کند</i>

00:18:42.079 --> 00:18:44.373
دان گفت که مطمئن باش کامیون کاستاریکا رو آماده کنی

00:18:44.498 --> 00:18:47.584
چون صبح خیلی خیلی زود داشت میرفت میامی

00:18:48.544 --> 00:18:50.420
.و این آخرین چیزی بود که بهم گفت

00:18:50.504 --> 00:18:52.422
آخرین چیزی که بهم گفت این بود که

00:18:52.506 --> 00:18:54.925
ازم خواست به کنی بگم که یه کامیون رو آماده کنه

00:18:55.008 --> 00:18:59.805
چون به گفته خودش میخاست روز بعدش
صبح خیلی خیلی خیلی زود بره کاستاریکا

00:19:01.723 --> 00:19:05.185
،و این آخرین باری بود که دیدمش
.پس واقعاً نمیدونم دیگه

00:19:07.646 --> 00:19:09.481
ما داشتیم یه قفس میخاستیم

00:19:10.149 --> 00:19:12.818
و دان شروع کرد یه چیزی بهم بگه

00:19:12.901 --> 00:19:15.904
،بهم گفت "کنی، اگه بتونم این کارو انجامش بدم

00:19:15.988 --> 00:19:18.824
"زیرکانه‌ترین کاری میشه که تو عمرم انجام دادم

00:19:21.243 --> 00:19:24.163
و میدونم جمله‌ش بازم ادامه داره

00:19:24.830 --> 00:19:27.166
انگار حرفی که میخاست بزنه رو تموم نکرد

00:19:28.625 --> 00:19:32.880
و گوشیش زنگ خورد و رفت

00:19:34.173 --> 00:19:35.966
دیگه بعد از اون دوباره ندیدمش

00:19:36.049 --> 00:19:38.289
...آخرین حرفی بود که دان لوییس بهم زد

00:19:38.844 --> 00:19:40.554
،اگه بتونم این کارو انجام بدم"

00:19:40.637 --> 00:19:43.390
"زیرکانه‌ترین کاری میشه که تو عمرم انجام دادم

00:19:45.058 --> 00:19:47.769
چندتا ماشین رو داشت به کاستاریکا ارسال میکرد

00:19:48.478 --> 00:19:51.440
همچیو باید صبح دوشنبه میفرستادیم میامی

00:19:52.608 --> 00:19:56.570
و من باید مدارک ماشینارو آماده میکردم

00:19:56.653 --> 00:19:59.156
.ولی نیاز داشتم که بهم یه چیزی رو بگه

00:19:59.573 --> 00:20:02.159
.همه‌ش منتظر بودم باهام تماس بگیره
بهم زنگ نزد

00:20:02.242 --> 00:20:05.454
من بهش زنگ زدم
جواب تلفنشو نداد

00:20:05.537 --> 00:20:06.663
دوباره زدم و بازم جواب نداد

00:20:07.581 --> 00:20:11.168
کل شنبه و یکشنبه این کارو ادامه دادم

00:20:11.251 --> 00:20:12.669
ولی کسی جواب نمیداد

00:20:14.755 --> 00:20:16.757
آخرش زنگ زدم به کارول

00:20:17.758 --> 00:20:19.885
"اون گفت "فک میکنی باید به پلیس زنگ بزنم؟

00:20:20.344 --> 00:20:22.012
"و منم بهش گفتم: "تازه به فکرت رسید؟

00:20:26.141 --> 00:20:30.896
.جک دان لوییس آخرین بار در هجدهمِ ماه آگوست دیده شده بود

00:20:32.231 --> 00:20:37.361
در ساعت 1:30 ظهر روز 19ـهم، ناپدید شدنش
.توسط زنش گزارش شد

00:20:40.822 --> 00:20:44.159
...کاراگاها ملک رو پیاده و سواره گشتن

00:20:44.243 --> 00:20:46.127
.حالا داریم درباره 40 هکتار زمین حرف میزنیم

00:20:47.663 --> 00:20:52.584
ظاهراً، که هیچ‌چیزی اونجا نبود که نشون بده
.باید بیشتر از این تجسس کنن

00:20:54.044 --> 00:20:57.589
...جستجوی هوایی هم انجام دادن
.ولی چیزی پیدا نکردن

00:21:01.426 --> 00:21:05.973
بعدش، بعد از سه یا چهار روز
ونِ دان رو توی یه فرودگاه پیدا کردیم

00:21:07.516 --> 00:21:11.645
که هنوز کلید و کیفش توش بود
.ولی دان لوییس اونجا نبود

00:21:13.021 --> 00:21:14.398
و با عقل جور در نمیومد

00:21:14.940 --> 00:21:17.025
...چون با توجه به چیزایی که بمن گفت

00:21:17.109 --> 00:21:20.153
مثلاً اگه تو بخای واقعاً ناپدید بشی
،و هیشکی هم نفهمه کجایی

00:21:20.237 --> 00:21:23.073
ون‌ـت رو توی فرودگاهی که سوار
یه هواپیما شدی و رفتی ول میکنی؟

00:21:23.156 --> 00:21:25.409
تو نمیخای کسی بفهمه توی هواپیما بود

00:21:25.492 --> 00:21:28.495
چون این میشه یه سرنخ -
فک میکنی کسی از قصد اینو جاسازی کرده بود؟ -

00:21:29.746 --> 00:21:31.957
.فکر میکنم یه کس دیگه‌ای ون رو برده اونجا

00:21:32.040 --> 00:21:33.959
نمیدونم اگه جاسازی شده بود

00:21:35.419 --> 00:21:40.257
من فکر میکنم که پلیس در بخش تحقیق و تجسس
.در مورد این قضیه واقعاً ریده‌مال عمل کرد

00:21:40.340 --> 00:21:43.302
...وقتی که ون توی فرودگاه بود پلیسا بهش نگاهی نکردن

00:21:44.052 --> 00:21:46.972
"و گذاشتن که ون رو برگردونن به باغ وحش "حیوانات در ناز و نعمت

00:21:47.055 --> 00:21:51.018
،و چند روزی هم اونجا بود
.قبل از اینکه پلیسا بیان ون رو ببین

00:21:51.226 --> 00:21:52.811
که حتی توی ون رو یه نگاهی بندازن بالاخره

00:21:53.478 --> 00:21:55.105
قشنگ چند روزی ون اونجا بودش

00:22:06.116 --> 00:22:07.576
پلیسا اومدن و باهام حرف زدن

00:22:07.659 --> 00:22:10.412
چون اثر انگشت منو توی ون‌ـش پیدا کرده بودن

00:22:11.621 --> 00:22:13.415
چهار روز قبل از اینکه ناپدید بشه

00:22:13.498 --> 00:22:16.209
دان ون‌ـش رو آورد پیشم که یکم تعمیرش کنم

00:22:16.543 --> 00:22:18.962
ولی دان میخاست منو متقاعد کنه باهاش برم کاستاریکا

00:22:19.046 --> 00:22:21.214
"گفت که "بیا تا با هم بریم کاستاریکا

00:22:21.631 --> 00:22:23.633
چرا انقد دلش میخاست بره کاستاریکا؟

00:22:24.092 --> 00:22:25.886
از اونجا خوشش میومد

00:22:29.973 --> 00:22:33.310
برنامه‌ی طولانی‌مدت‌ـش، بر اساس بازجویی‌ها

00:22:33.393 --> 00:22:38.106
،این بود که نهایتاً بیگ کت رسکیو

00:22:38.190 --> 00:22:42.986
یا همون "حیوانات وحشی در ناز و نعمت" که
.اون موقع اسمش این بود رو منتقل کنه به کاستاریکا

00:22:44.738 --> 00:22:47.741
ما در واقع، خودم و چنتا کاراگاه دیگه رو فرستادیم

00:22:47.824 --> 00:22:50.077
.و چندتا بازجویی در کاستاریکا کردیم

00:22:50.911 --> 00:22:57.250
حدود 4 یا 5 روز اونجا دنبال این بودیم که ببینیم
.اصن ارتباطی بین اونجا و این قضیه هست یا نه

00:22:58.460 --> 00:23:00.212
و از چه طریقی میرفت کاستاریکا؟

00:23:01.213 --> 00:23:04.966
با هواپیمای مسافربری از میامی میرفت

00:23:05.467 --> 00:23:07.803
ولی دان با هواپیماهای مختلفی پرواز میکرد

00:23:07.886 --> 00:23:10.806
خودش یه عالمه هواپیما داشت

00:23:13.725 --> 00:23:15.477
...ولی همه هواپیماهای خودش کوچیک بودن

00:23:16.436 --> 00:23:19.064
و با اونا نمیشد برای مسافت زیادی پرواز کرد

00:23:20.232 --> 00:23:27.072
تا جایی که از هواپیماهاش خبر دارم، غیرممکن بود با توجه به
.اندازه و مدلشون، دان بتونه از اینجا تا کاستاریکا بدون وقفه پرواز کنه

00:23:27.155 --> 00:23:29.783
.باید 4 بار برای سوخت‌گیری توقف میکردن

00:23:29.866 --> 00:23:31.410
.همچین اتفاقی نیوفتاده

00:23:32.619 --> 00:23:36.790
من باو ندارم که جک دان لوییس با هواپیما رفته به کاستاریکا

00:23:36.873 --> 00:23:42.045
هیچ مدرکی نیست که نشون بده دان ون‌ـش رو اونجا ول کرده

00:23:42.129 --> 00:23:44.172
و سوار یه هواپیما شده و یه جایی باهاش سقوط کرده

00:23:44.798 --> 00:23:48.593
هیچ گزارشی در مورد بلند شدن هواپیمایی ثبت نشده بود

00:23:48.677 --> 00:23:51.680
.هیچ پروازی گزاش نشده بود. هیچی

00:23:54.349 --> 00:23:57.060
دان همون روزی که گواهینامه خلبانی‌ـش
رو گرفت گمش کرد

00:23:57.144 --> 00:23:59.354
پس دیگه هیچوقت بطور قانونی پرواز نمیکرد

00:23:59.438 --> 00:24:02.232
،هر پروازی که انجام میداد، که پروازهای زیادیم بود

00:24:02.441 --> 00:24:05.110
،غیرقانونی بودن
.پس نه، گزارش نمیداد

00:24:06.153 --> 00:24:08.488
میرفت اون پایینا روی خلیج مکزیک

00:24:08.572 --> 00:24:12.033
پایینتر از سطحی که رادار میتونه هواپیمات رو شناسایی کنه

00:24:13.952 --> 00:24:16.079
من فکر میکردم که اون رفت

00:24:16.830 --> 00:24:19.374
که یه هواپیمای جدیدی که برای فروش بود رو ارزیابی کنه

00:24:19.458 --> 00:24:25.547
بهم گفتن که اون از 15متری روی خلیج از هواپیما پرت شده بود بیرون

00:24:26.840 --> 00:24:29.551
اگه هر جور حادثه‌ای اونجا روی خلیج براش اتفاق افتاده بود

00:24:29.634 --> 00:24:31.178
.ما هیچی پیدا نمیکردیم

00:24:36.850 --> 00:24:39.019
یه چنتا سقوطی با هواپیماهاش داشته بود

00:24:39.102 --> 00:24:42.230
و توی یکیشون خیلی صدمه دید

00:24:42.314 --> 00:24:48.069
و فک نمیکنم دیگه بعد از آخرین حادثه عقلش سر جاش بود

00:24:50.113 --> 00:24:53.950
رفتارهایی ازش میدیدم که با عقل جو در نمیومد

00:24:54.034 --> 00:24:57.621
مثلاً یه چیزایی رو از اون موقه ها که بچه بود یادش میومد

00:24:57.704 --> 00:25:00.457
ولی یادش نمیومد پنج دقیقه پیش کجا بوده

00:25:00.540 --> 00:25:03.001
و یکی از داوطلبا اومد پیشم و بهم گف

00:25:03.084 --> 00:25:05.086
به نظرش میاد آلزایمر باشه

00:25:05.962 --> 00:25:07.714
و شاید دان دیگه خودشم نمیشناسه

00:25:07.797 --> 00:25:09.674
شاید نمیدونه خونه‌ش کجاس

00:25:13.261 --> 00:25:14.554
.همه‌ش مزخرفه

00:25:15.514 --> 00:25:21.520
.حتی یه کلمه هم رو درباره زوال عقل، فراموشی یا هر چرت دیگه‌ای باور نمیکنم

00:25:22.604 --> 00:25:24.773
.نه، نه، نه
.اون دقیقا از همچی آگاه بود

00:25:24.856 --> 00:25:26.976
...کی، چی، کجا، کِی، چجوری، چرا
.همچی رو میدونست

00:25:27.025 --> 00:25:28.235
.مشکل فراموشی اصلاً نداشت

00:25:28.318 --> 00:25:30.570
<i>کارول میگه که دان مرد غیرعادی‌ای بود</i>

00:25:31.404 --> 00:25:33.240
آدم عجیب و خاص به نظرم بهتره

00:25:33.865 --> 00:25:34.950
کارول باهوشه

00:25:35.325 --> 00:25:37.077
قشنگ صحنه رو آماده کرده که بگه

00:25:37.160 --> 00:25:40.413
"دان همینجوری ناپدید شده و ما هم نمیدونیم چه اتفاقی افتاد"

00:25:40.997 --> 00:25:47.087
مطمئنم که کارول زمان زیادی رو صرف صحنه‌سازی
.برای زوال عقل و فراموشی کرده

00:25:47.170 --> 00:25:50.340
<i>بر اساس نوشته‌های داخل یک
دفترچه خاطرات که ظاهراً توسط کارول نوشته شده</i>

00:25:50.465 --> 00:25:53.802
<i>کارول بخاطر خیانت‌کاری منفور دان، حس در تنگنا بودن میکرد</i>

00:25:54.094 --> 00:25:55.637
"فایده‌ای نداره دان رو ترک کنم"

00:25:55.720 --> 00:25:57.764
".کاش یه راه خروج که به نفعم بود وجود داشت"

00:25:57.847 --> 00:25:59.516
<i>پلیس کل منطقه رو جستجو کرد</i>

00:25:59.599 --> 00:26:02.602
<i>اگه بعد از حدود یک سال و نیم تجسس
درباره‌ی تئوری‌های متعدد</i>

00:26:02.686 --> 00:26:04.437
<i>پلیس همچنان هیچ مظنونی ندارد</i>

00:26:06.189 --> 00:26:08.942
یه کسی، یه زمانی، تو یه مکانی، یه جایی

00:26:09.025 --> 00:26:11.278
.میخاست که از شر دان خلاص شه

00:26:13.530 --> 00:26:15.407
و ظاهراً که کار خودشونو هم انجام دادن

00:26:15.490 --> 00:26:18.785
.من فکر میکنم که اون کشته شد

00:26:20.078 --> 00:26:21.078
توسط؟

00:26:25.333 --> 00:26:26.585
.درباره‌ش حرفی نمیزنم

00:26:36.678 --> 00:26:38.138
تخته‌نشانم رو میخام

00:26:38.221 --> 00:26:40.265
تخته‌نشان رو میخام، مارک
داری چیکار میکنی؟

00:26:40.599 --> 00:26:42.880
"برو جلوی دوربین و بگو "برداشت دوم

00:26:43.393 --> 00:26:44.394
.برداشت دوم

00:26:45.145 --> 00:26:48.773
<i>♪ همه‌چیز خوب بود ♪
♪ به شیرینی شراب ♪</i>

00:26:48.857 --> 00:26:52.986
<i>♪ ولی یهو شوهرش رفت و ناپدید شد ♪</i>

00:26:54.738 --> 00:26:58.908
<i>♪ ولی یکمی دیوونه‌کننده شد ♪
♪ یکمی مبهم شد ♪</i>

00:26:58.992 --> 00:27:03.038
<i>♪ و پلیسا گفتن اینجا یه اشتباهی شده ♪</i>

00:27:04.497 --> 00:27:07.167
<i>♪ اووه، بیا پیشی پیشی ♪</i>

00:27:08.084 --> 00:27:10.503
،بهترین کاری که جو تاحالا کرده
:ارزششو داره درباره‌ش حرف بزنیم

00:27:10.587 --> 00:27:14.174
ـه"Here Kitty Kitty" موزیک ویدیوی
.که درباره کاروله که شوهرش رو کشته

00:27:14.799 --> 00:27:17.302
،و یه زنه که قیافه‌ش شبیه کارول هستش
وقتی که جو داره میخونه

00:27:17.385 --> 00:27:20.138
!کنارش راه میره و تیکه‌های بدن رو میده به خوردِ گربه‌هاش

00:27:21.640 --> 00:27:23.433
.خیلی چیز خفنیه

00:27:23.516 --> 00:27:26.356
رو ندیدین "Here Kitty Kitty" اگه تاحالا
نمیدونین دارین چیو از دست میدین

00:27:27.437 --> 00:27:30.982
جو همه رو متقاعد کرده بود که کارول شوهرش رو کشته

00:27:31.066 --> 00:27:33.985
.و ما هم همراهیش میکردیم
و من، که تهیه‌کننده ریلیتی شو هستم؟
(تلویزیون واقع‌نما برنامه‌های آبکی تلویزیون که مثلاً درباره آدمای واقعیه)

00:27:34.069 --> 00:27:37.405
و منم میگم "عیول مرد! بدو فیلمشو بگیر" میدونی؟

00:27:37.489 --> 00:27:39.199
،خب کل دنیا براشون سواله کارول

00:27:39.282 --> 00:27:40.992
واقعاً جنازه شوهرت رو انداختی تو چرخ گوشت

00:27:41.368 --> 00:27:43.453
و دادی ببرهات بخورنش، تا هیچ مدرکی وجود نداشته باشه؟

00:27:44.245 --> 00:27:45.747
میخام یه چیزایی نشونتون بدم

00:27:46.122 --> 00:27:48.083
که قشنگ این رو براتون ثابت کنه

00:27:48.166 --> 00:27:50.835
<i>♪ ولی تو نمیتونی محکوم بشی ♪
♪ فایده‌ای نداره ♪</i>

00:27:50.919 --> 00:27:56.007
<i>♪ چون چیزی جز مدفوعِ ببر وجود نداره ♪</i>

00:27:58.051 --> 00:28:02.222
مردم خوششون میاد که یه چیز کاملاً عجیب و دیوانه‌وار رو باور کنن

00:28:02.305 --> 00:28:04.849
و برای همینم این مشکل‌ساز بوده برام

00:28:07.310 --> 00:28:10.647
این ببرها انقد معده‌شون اسیدیه

00:28:11.147 --> 00:28:14.150
که وقتی یه بوقلمونِ درسته میدی بهشون

00:28:14.234 --> 00:28:18.113
دیگه هیچ استخونی بیرون نمیاد، خب؟ دیگه نابود شده

00:28:21.199 --> 00:28:23.759
احتمالش هست که دان توسط یکی از ببرهاش کشته شده باشه؟

00:28:23.785 --> 00:28:25.078
نه -
چرا؟ -

00:28:25.870 --> 00:28:26.955
همچین اتفاقی نیوفتاده

00:28:27.038 --> 00:28:30.542
،یه جنازه‌ای باید باشه، خونی چیزی ریخته شده باشه
.فلان باشه بیسار باشه

00:28:30.625 --> 00:28:35.338
.نه. هیچ گربه‌ای اونجا نبود که بتونه 45کیلو گوشت رو بخوره

00:28:36.756 --> 00:28:39.426
.یه اسکلتی باید باشه، استخونی باید بمونه
.یه چیزی باید باقی بمونه بالاخره

00:28:40.176 --> 00:28:45.014
بچه‌های خودِ دان تقاضا کردن
.گرفته بشه DNA که از چرخ گوشت تستِ

00:28:47.308 --> 00:28:49.102
ولی کلانتری این کارو نمیکرد

00:28:49.853 --> 00:28:51.312
ما یه چرخ گوشت داشتیم

00:28:51.396 --> 00:28:55.233
اگه یه چرخ گوشت قصاب ساده رو ببینی اندازه‌ش انقدره

00:28:55.316 --> 00:28:58.778
و این تبدیل شد به یه چیز هیجان‌انگیز شد

00:28:58.862 --> 00:29:01.364
که همه میگفتن من دان رو کردم توی چرخ گوشت

00:29:01.698 --> 00:29:05.718
!من حتی دستش رو هم نمیتونستم بکنم اون تو، چه برسه به کل بدنش
<c.red>(جنده خانوم ببین چجور میخنده صد درصد خودش کشته)</c>

00:29:08.413 --> 00:29:11.332
یه تئوری دیگه هست که زیر یکی از ساختمونایی که ساختن

00:29:11.416 --> 00:29:14.586
.یه مخزن فاضلاب هست که دان رو انداختن اون تو

00:29:15.920 --> 00:29:19.424
اگه بتونیم پلیس رو متقاعد کنیم که برن اونجا

00:29:19.507 --> 00:29:21.134
و توی مخزن فاضلاب رو بگردن

00:29:21.217 --> 00:29:23.678
.بهتون قول میدم، دان اون زیره

00:29:24.262 --> 00:29:27.390
!هی کارول، این یه صدا از گذشته‌ـته

00:29:28.057 --> 00:29:31.102
!جنازه منو از اون مخزن فاضلاب تخمی بیار بیرون

00:29:32.061 --> 00:29:34.856
داخل زمین بود، کار میکرد

00:29:34.939 --> 00:29:37.817
جودی خیلی قبلتر از اینکه دان ناپدید شه به ملک نقل مکان کرده بود

00:29:37.901 --> 00:29:40.737
پس من چجوری میتونستم دان رو بندازم توی مخزن؟

00:29:46.075 --> 00:29:48.661
من فکر میکنم که آدمای زیادی هستن

00:29:48.745 --> 00:29:51.998
که دارن گمانه‌زنی میکنن
.ولی هیچ مدرکی برای اثبات حرفاشون ندارن

00:29:52.582 --> 00:29:54.959
.یه روزی، یکی یه بلایی سرش میاد

00:29:56.169 --> 00:29:57.295
...یه خدایی هم هست

00:29:58.046 --> 00:29:59.422
اسمش هم کارمائه
(ضمیر زن)

00:29:59.547 --> 00:30:01.007
.و اون هم یه حس شوخ‌طبعی مریضی داره

00:30:05.720 --> 00:30:07.555
آره، ما همه‌ی این داستانارو شنیدیم

00:30:08.389 --> 00:30:13.228
هر کاری که میتونستیم کردیم که اونارو فرو بنشونیم

00:30:13.311 --> 00:30:15.313
....ولی بعضی مواقع، از نظر قانونی

00:30:15.396 --> 00:30:17.649
.نمیتونی دقیقاً کاری که دلت میخاد رو انجام بدی

00:30:17.732 --> 00:30:19.532
.باید در محدوده‌ی قانون عمل کنی

00:30:21.945 --> 00:30:25.657
،هر کسی میتونه مظنون باشه، با این وجود

00:30:25.824 --> 00:30:27.784
مشخصاً بیشترین اطلاعاتی که میتونیم بدست بیاریم

00:30:27.867 --> 00:30:30.745
.از آدمایین که بیشترن به دان نزدیک بودن
.پس ما هم اونجارو گشتیم

00:30:31.621 --> 00:30:35.625
اَن مک‌کویین احتمالاً نزدیکترین آدمِ زنده به دان لوییس بود

00:30:35.834 --> 00:30:38.795
،اَن هوای مال و اموال و منفعت دان رو داشت
.و دان هم هوای اون رو داشت

00:30:39.254 --> 00:30:43.258
.دان با هر پنی که داشت به اَن اعتماد داشت

00:30:43.341 --> 00:30:45.218
.بدونِ اَن به هیچ جایی نمیرسید

00:30:46.594 --> 00:30:52.559
من به هر روش و مدلی که پلیسا ازم میخاستن باهاشون همکاری کردم

00:30:53.017 --> 00:30:54.727
مظنونای دیگه کیا بودن؟

00:30:54.811 --> 00:30:56.145
.فک کنم فقط من و کارول بودیم

00:30:58.898 --> 00:31:02.652
...در تجسس‌هایی مثه این، میریم سراغ

00:31:03.403 --> 00:31:05.572
شوهر یا زنِ طرف

00:31:05.655 --> 00:31:11.911
یا هر خانواده‌ی نزدیکی که هنوز زنده‌ان و میشه باهاشون حرف زد

00:31:14.080 --> 00:31:16.800
برادرِ کارول در اداره کلانتری کار میکرد

00:31:17.417 --> 00:31:21.754
و فک میکنم که یجورایی از خواهرش حمایت کرد

00:31:21.838 --> 00:31:24.924
"و مثلاً تهدیدشون کرده که "این خواهر منه، مواظب باشین چیکار میکنین

00:31:25.008 --> 00:31:27.719
...و من نمیدونم که همچین اتفاقی افتاده، ولی

00:31:30.722 --> 00:31:32.932
.مطمئنم که همینجوری واینساده اونجا و کاری نکنه

00:31:33.016 --> 00:31:34.896
برادرش توی اداره کلانتری کار میکرد

00:31:34.934 --> 00:31:39.272
ولی فک نمیکنم که اونجا زد و بند و توطئه‌ای کرده باشن

00:31:43.902 --> 00:31:46.362
...من هیچوقت واقعاً برادرمو نمیشناختم، چون

00:31:46.946 --> 00:31:50.867
اون موقه که 15 سالم بود، اونم فک کنم باید 9 سالش میبوده

00:31:52.744 --> 00:31:55.038
پس ما واقعاً رابطه‌ای با هم نداشتیم

00:31:55.246 --> 00:31:57.874
ولی خنده داره که بزرگ شد شغلش شد معاون کلانتر

00:31:57.957 --> 00:32:00.757
چون آخرین چیزیه که فکر میکردم برادر من قراره بشه

00:32:00.793 --> 00:32:03.296
.چون خیلی آدم خجالتی بود

00:32:04.130 --> 00:32:06.090
...روزی که دان ناپدید شد

00:32:07.091 --> 00:32:12.722
بازجویی‌ها نشون داد که کارول "حیوانات وحشی در ناز و نعمت" رو ترک کرده

00:32:12.805 --> 00:32:16.517
و با ماشین به یه مغازه نزدیکِ اونجا به اسم البرتسونز رفته

00:32:16.601 --> 00:32:18.937
.که برای گربه‌هاش یکم محصولات لبنی بخره

00:32:19.020 --> 00:32:20.480
این ساعت 3 صبحه

00:32:21.648 --> 00:32:25.944
ماشین کارول خراب شد
و اتفاقی با برادرش مواجه شده

00:32:26.027 --> 00:32:28.863
که یه معاون دیگه هم باهاش بود

00:32:28.947 --> 00:32:34.243
معاون دوم کارول رو رسوند خونه

00:32:34.953 --> 00:32:36.079
بعد از اون

00:32:36.871 --> 00:32:40.291
کارول گفت که آخرین باری که شوهرش رو دیده

00:32:40.375 --> 00:32:44.045
.یه چند ساعت بعدش بوده و دیگه اون رو ندیده

00:32:44.629 --> 00:32:46.339
و نمیدونم، ولی امیدوار بودم که

00:32:46.422 --> 00:32:49.050
کاراگاه پِی قضیه رو میگیرفتن و مطمئن میشدن

00:32:49.759 --> 00:32:53.388
که چیز غیرعادی نباشه

00:32:55.848 --> 00:32:58.518
شاید وقتی یه کلانتر اون تو داشته باشی که بگه

00:32:58.601 --> 00:33:02.939
...هی این یارو یجورایی دیوونه‌س و میدونین، فراموشی داره

00:33:03.022 --> 00:33:04.959
،و این کار همیشگی‌ـشه
...احتمالای توی

00:33:04.983 --> 00:33:08.045
شاید اون موقه اداره کلانتری دنبالش رو نگیرن و بگن

00:33:08.069 --> 00:33:10.029
"خب، بذار صبر کنیم ببینیم چی میشه"

00:33:13.741 --> 00:33:17.870
تو خونواده‌ی کارول زیاد کسی از دان خوشش نمیومد

00:33:19.122 --> 00:33:22.875
.میدونم که ورنون، بابای کارول، اصلاً نمیتونست دان رو تحمل کنه

00:33:22.959 --> 00:33:24.836
.به شدت از دان متنفر بود

00:33:25.294 --> 00:33:28.673
خب ورنون، بابای کارول میومد و با من قفس درست میکرد

00:33:30.174 --> 00:33:31.759
.قطعاً هوای دخترشو داشت

00:33:32.343 --> 00:33:37.598
،من فقط حس میکردم که کارول یه کاری کرده
...و اونا هم باید ازش محافظت میکردن

00:33:38.099 --> 00:33:40.852
.و پولارو بخورن. بیا هرچی پوله بالا بکشیم

00:33:42.937 --> 00:33:46.441
...بعد از اینکه دان ناپدید شد، کارول و ورنون، باباش از من پرسیدن

00:33:47.942 --> 00:33:50.695
"کنی، ما یه چیزیو میخایم از دفترش برداریم"

00:33:52.613 --> 00:33:54.782
و باید بگم که من از این کارا زیاد انجام میدادم

00:33:54.866 --> 00:33:56.993
.برای دان لوییس البته

00:33:57.076 --> 00:33:59.276
ولی میخاس کاری انجام بشه میرفتم و براش انجامش میدادم

00:34:02.749 --> 00:34:09.005
باهام تماس گرفتن گفتن که آژیرِ دفتر روشن شده و کارول اونجاست

00:34:09.088 --> 00:34:16.095
.اون و کنی فار، قفل در ورودی، و قفل دفتر رو شکستن

00:34:16.929 --> 00:34:21.392
،برق یدک‌کش رو قطع کردیم
آب رو قطع کردیم، اتصال به فاضلاب رو قطع کردیم

00:34:21.476 --> 00:34:23.478
پلیسا اومدن چون آژیر به صدا در اومده بوده

00:34:23.561 --> 00:34:27.482
اَن مک‌کویین اومدش
چون اونجا عملاً دفترش بود

00:34:27.565 --> 00:34:29.358
میدونی؟ برای سالها توی اونجا بوده

00:34:29.442 --> 00:34:37.533
.توی دفترم زیرِ میز، دو تا وصیت بود و 2 تا وکالت‌نامه

00:34:37.617 --> 00:34:41.412
...ولی هر سندی یا هرچی که کارول میخاست

00:34:41.496 --> 00:34:48.669
.کاری نبود که پلیسا بتونن بکنن تا جلوی زنِ مرحوم رو از برداشتن چیزی بگیرن

00:34:50.046 --> 00:34:53.925
اون روز همه‌ی وصیت‌ها و وکالت‌نامه‌ها رو از دفتر بردن بیرون

00:34:58.054 --> 00:35:01.599
من مأمور اجرای هر دوتا وصیت‌ها بودم

00:35:02.475 --> 00:35:05.394
.و اجرای وکالت‌نامه‌ها هم با من بود

00:35:06.979 --> 00:35:10.233
وکیلِ مجری این سندهای جدیدی که کارول ساخت کی بود؟

00:35:11.651 --> 00:35:12.651
.منکه نبودم

00:35:14.737 --> 00:35:18.658
وکالت‌نامه‌ی جدید کل املاک رو داد به کارول

00:35:19.951 --> 00:35:22.995
!ولی کارول، وکالت‌نامه‌ی دان رو آماده کرد

00:35:25.832 --> 00:35:28.793
.یه آدم عادی مینویسه "بعد از مرگم"... میدونی

00:35:29.460 --> 00:35:31.712
!"ولی اولین جمله نوشته، "در صورت ناپدید شدنم

00:35:33.214 --> 00:35:37.510
این یکم مشکوک نیست که وکالت‌نامه نوشته "در صورت ناپدید شدنم"؟

00:35:37.760 --> 00:35:39.220
استفاده از همچین کلمه‌ای عادیه؟

00:35:39.846 --> 00:35:45.309
من توی این 37 سال، یک بار هم ندیدم کسی نوشته باشه
"یا در صورت ناپدید شدنم"

00:35:45.935 --> 00:35:46.935
.هیچوقت ندیدم

00:35:47.520 --> 00:35:50.356
.در این مورد، این به شدت غیرعادیه

00:35:50.857 --> 00:35:52.775
...من نمیدونم کی انتظارِ

00:35:52.859 --> 00:35:54.318
،همه انتظار مرگشون رو دارن

00:35:54.402 --> 00:35:57.071
ولی کدوم آدمی انتظار ناپدید شدنش رو میکشه؟

00:35:59.448 --> 00:36:03.161
و رفتار کارول بعد از اتفاقات ناپدید شدن دان چجوری بود؟

00:36:03.578 --> 00:36:05.538
بعد از اینکه دان ناپدید شد

00:36:05.621 --> 00:36:10.001
کارول و خونواده‌ش هر کسی که برای دان کار میکرد رو اخراج کردن

00:36:11.127 --> 00:36:15.882
از شر هر چیزی که متعلق به دان بود خلاص شدن

00:36:18.050 --> 00:36:21.095
یه برگه یادداشت روی درِ یخچال چسبونده بود که نوشته بود

00:36:21.179 --> 00:36:24.473
"دیگه هیچوقت توی این خونه درباره اون مَرد حرف نزنین"

00:36:26.601 --> 00:36:28.394
یادت میاد؟ دانا بهمون گفت؟

00:36:28.477 --> 00:36:30.037
من یادم رفته بود -
خیلی خوب یادمه -

00:36:34.734 --> 00:36:36.569
ولی بعدش دارایی‌های دان چی شد؟

00:36:36.652 --> 00:36:38.196
...کاری به بیمه و اینا نداریم

00:36:38.279 --> 00:36:39.614
من هیچکاری با اونا نداشتم

00:36:39.697 --> 00:36:41.699
همه‌ی املاکش؟ همه داراییش؟

00:36:42.533 --> 00:36:43.993
همه‌ش طبق وصیتش رفت، مگه نه؟

00:36:44.702 --> 00:36:52.376
،وصیتش اجرا نمیشد چون اگه ناپدید شده باشی
.تا 5 سال نمیتونن وصیتت رو اجرا کنن

00:36:54.420 --> 00:37:04.420
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:37:04.513 --> 00:37:05.953
این آخرین چیزیه که درباره این پرونده داریم

00:37:06.015 --> 00:37:10.186
از اونجایی که لوییس 5 ساله که ناپدید شده
یک قاضی او را فوت شده اعلام کرده

00:37:10.269 --> 00:37:12.069
ولی معاونان کلانتر شهرستان هلیزبرو میگویند

00:37:12.146 --> 00:37:15.650
.که تا وقتی که مدرکی بدست بیاورند همچنان پرونده را باز خواهند گذاشت

00:37:19.237 --> 00:37:21.948
توی اون 5 سال اتفاقای زیادی افتاد

00:37:22.448 --> 00:37:24.784
خیلی چیزا جابجا شد

00:37:24.867 --> 00:37:27.703
کارول هرچی چیز خوب بود رو برای خودش برداشت

00:37:27.787 --> 00:37:30.039
.و چیزای بیخودی رو داد به بچه‌ها

00:37:30.122 --> 00:37:31.916
آخرش همه چیزای مزخرف به ما رسید

00:37:33.125 --> 00:37:39.882
اموال رو از اسمِ دان و اسم ما درمیاورد
و به اسم خودش میزد

00:37:41.342 --> 00:37:44.220
.من برای سالهای زیاد، اون یکی زنه بودم

00:37:44.512 --> 00:37:45.930
بعد از اینکه بچه‌هاش برگشتن

00:37:46.013 --> 00:37:48.766
و گفتن که با مادرشون منصفانه تسویه حساب نکرده

00:37:48.849 --> 00:37:51.495
و سعی کردن اونو بکشونن به دادگاه
،که پول بیشتری ازش بگیرن

00:37:51.519 --> 00:37:55.356
اون موقع بود که اونارو کلاً از ارث محروم کرد

00:37:55.439 --> 00:37:57.479
ولی من همچین کاری نکردم
آخه اونا بچه‌هاش بودن

00:37:57.566 --> 00:37:59.360
و یه روزی قراره حس متفاوتی نسبت بهشون داشته باشه

00:37:59.443 --> 00:38:00.945
پس من هم ارث رو دست نزدم بهش

00:38:05.366 --> 00:38:07.702
از نظرتون کدوم تئوری بیشتر با عقل جور درمیاد؟

00:38:09.537 --> 00:38:11.289
.خب، هیچ سند و مدرکی نیست

00:38:12.790 --> 00:38:15.710
...من فکر میکنم که کسی که بیشترین سود رو

00:38:15.793 --> 00:38:18.087
...از اینکه یه بلایی سر بابام بیاد می‌بره

00:38:18.629 --> 00:38:20.256
.کاروله

00:38:21.173 --> 00:38:22.174
.کارول میدونه

00:38:24.051 --> 00:38:26.387
باید از زاویه دید قانون بهش نگاه کنی

00:38:26.470 --> 00:38:30.391
یعنی، من میتونم تو این مصاحبه بشینم برات بگم
.که 37 نفر رو تو یه هفته کُشتم

00:38:30.975 --> 00:38:31.975
...خب، مشکلی نیست

00:38:33.060 --> 00:38:34.603
...ولی باید یه جنازه‌ای باشه

00:38:34.687 --> 00:38:36.897
.وگرنه حرفم قبول نیست

00:38:37.481 --> 00:38:38.733
!اوه گرفتیم

00:38:38.941 --> 00:38:41.319
زنش میگوید که بدترین قسمت، ندانستن درباره آن است

00:38:41.610 --> 00:38:44.322
.نه خاتمه‌ای و نه رستگاری‌ای برای اون نیست

00:38:44.488 --> 00:38:46.008
،هیج راهی وجود نداره که من بالاخره بتونم بگم

00:38:46.115 --> 00:38:47.908
"!دیدین! من این کارو نکردم"

00:38:49.035 --> 00:38:50.035
این اتفاق نمیوفته

00:38:51.329 --> 00:38:54.707
هیچ مدرکی توی این پرونده پیدا نمیشه

00:38:54.790 --> 00:38:57.793
.و این زن بیچاره باید همه‌ش زیر ابری از سوءظن زندگی کنه دیگه

00:38:57.877 --> 00:38:58.711
.آره

00:38:58.794 --> 00:39:00.194
خب محض تفریح، بذار ببینم

00:39:00.254 --> 00:39:01.714
...کارول غر میزنه که

00:39:01.797 --> 00:39:06.677
یه ابر سیاه از آدمایی که فکر میکنن شوهرش
.رو به خوردِ ببرها داده بالای سرشه

00:39:07.845 --> 00:39:11.057
آخه، بیا تصور کنیم که کارول اصن هیچ دستی توی اون کار نداشته

00:39:11.682 --> 00:39:13.726
و بذار بگیم که واقعاً عاشق دان بود

00:39:13.809 --> 00:39:17.021
.و به شدت عذادارِ مرگشه

00:39:17.855 --> 00:39:23.486
اینکه زندگی کنی با حرفای مردم که هی اون تهمتارو بهت میزنن

00:39:24.070 --> 00:39:28.491
خب این میتونه آزاردهنده باشه
.و میتونه یه آدم رو عوض کنه

00:39:31.827 --> 00:39:35.331
هیچ یادبودِ رسمی براش برگزار نکردین؟ -
نه -

00:39:35.414 --> 00:39:36.791
یا مراسم ختمی چیزی؟

00:39:36.874 --> 00:39:38.542
نه -
...پس هیچکس -

00:39:38.918 --> 00:39:42.129
اون روز که گواهی فوت ـش اومد رو یادمه

00:39:43.255 --> 00:39:47.051
پاکت نامه رو باز کردم و

00:39:47.134 --> 00:39:49.136
یادمه از پنجره به بیرون نگاه میکردم

00:39:49.428 --> 00:39:52.348
و آخرین چیزی باری که چیزی یادم اومد

00:39:52.431 --> 00:39:53.682
اون بیرون کاملاً تاریک و سیاه بود

00:39:53.766 --> 00:39:56.394
انگار کلاً رفته بودم تو عالم هپروت

00:39:56.477 --> 00:39:58.229
نمیدونم کجا رفتم

00:39:58.312 --> 00:40:02.233
ولی این نزدیکترین چیزی بود که به یه یادبود داشتم

00:40:03.776 --> 00:40:05.986
و آخرش پولا چی شد؟

00:40:06.070 --> 00:40:11.158
....ما که قطعاً چیزی

00:40:12.451 --> 00:40:14.745
.وبخام بگم، احتمالا 10 درصد بهمون رسید

00:40:16.080 --> 00:40:19.792
فقط دَه درصد از اموالش بهتون به ارث رسید؟

00:40:22.253 --> 00:40:23.629
بقیه‌ش کجا رفت؟

00:40:25.047 --> 00:40:26.047
کارول

00:40:31.470 --> 00:40:33.556
یک علم پولدار شدن وجود داره

00:40:34.014 --> 00:40:36.142
.و این یه علم خیلی دقیق و صحیحیه

00:40:37.309 --> 00:40:41.021
مالکیتِ پول و اموال

00:40:41.105 --> 00:40:43.983
.از انجام دادن کارایی به یه روش بخصوصی بدست میاد

00:40:44.400 --> 00:40:47.027
اونایی که کارایی رو بطور خاصی انجام میددن

00:40:47.361 --> 00:40:50.865
،چه عمداً باشه چه تصادفی

00:40:50.948 --> 00:40:52.783
.پولدار میشن

00:41:01.459 --> 00:41:06.130
...نسبت به بیشتر گربه‌بازا

00:41:07.256 --> 00:41:11.260
کارول رو بطورِ معقولانه‌ای منطقی توصیف میکنم

00:41:15.264 --> 00:41:17.641
مال روز اول نوامبر سال 2002 با هم آشنا شدیم

00:41:18.767 --> 00:41:21.812
یکمِ نوامبر 2004 با هم ازدواج کردیم

00:41:24.064 --> 00:41:27.610
.هدف شماره یک‌ـم توی زندگی اینه که میخام این زن رو خوشبختش کنم

00:41:37.077 --> 00:41:39.330
دلم میخاد که بتونم به مراسم خاکسپاریش برم

00:41:41.040 --> 00:41:42.291
.و یه سنگ قبری ببینم

00:41:44.168 --> 00:41:45.503
دلم یه خاتمه میخاد

00:41:46.462 --> 00:41:47.630
و عدالت چطور؟

00:41:48.422 --> 00:41:49.590
...اونم بد نیست

00:41:50.549 --> 00:41:53.135
ولی هیچوقت آدم حریصی نبودم

00:41:56.347 --> 00:41:57.640
...ما هممون حس میکنیم

00:41:57.932 --> 00:42:01.602
.که کارول بیشتر از اون چیزی که میگه میدونه

00:42:04.480 --> 00:42:08.067
واقعاً چیزی نیست که دلم بخاد به این آدما بگم

00:42:08.484 --> 00:42:10.402
من میدونم که تنها دلیلی که

00:42:10.486 --> 00:42:12.655
این حرفارو میزنن

00:42:12.738 --> 00:42:17.159
اینه که من رو به عنوان یه تهدید
برای امرار معاش و عزت نفسشون می‌بینن

00:42:17.535 --> 00:42:21.914
و وقتی این انگیزه‌ی محرکه‌شونه

00:42:21.997 --> 00:42:24.792
هیچ چیزی نمیتونم بگم که این رو عوض کنه

00:42:31.757 --> 00:42:35.469
ما هیچوقت حس نکردیم که به اندازه کافی درباره این پرونده تجسس شده باشه

00:42:36.887 --> 00:42:41.016
اون موقع، گفتن که کارول مظنون شماره اوله

00:42:41.100 --> 00:42:43.727
ولی تا وقتی که، همونی که این گفت
..تا وقتی که

00:42:43.811 --> 00:42:45.211
تا وقتی که یکی با مدرک بیاد جلو

00:42:46.981 --> 00:42:51.485
من نمیتونم بگم که روی یه مظنون بخصوصی
تمرکز کرده‌ایم

00:42:51.569 --> 00:42:53.362
سهل‌انگاری کردم اگه همچین حرفی بزنم

00:42:53.445 --> 00:42:58.409
چون تا الان هیچ مدرک فیزیکی وجود نداره

00:42:58.492 --> 00:43:00.869
که یه مظنونِ بخصوص رو نشونه بگیره

00:43:03.455 --> 00:43:05.332
...وقتی که درباره این قضیه شروع به حرف زدن با رسانه‌ها کردیم

00:43:07.376 --> 00:43:09.128
با مجله‌ی "مردم" مصاحبه کردیم

00:43:09.545 --> 00:43:15.426
اینساید ادیشن اومد باهامون مصاحبه کرد
میخاست که مصاحبه کنه Hard Copy و فک کنم

00:43:15.509 --> 00:43:18.971
و اون موقه بود که کارول تهدید کرد که دست برداریم

00:43:19.054 --> 00:43:21.307
گفت که "من پول دارم، و شما ندارید

00:43:21.974 --> 00:43:24.101
و اگه به مصاحبه کردنا ادامه بدین

00:43:24.476 --> 00:43:28.564
"هرچی که تو و خونوادت دارین ازتون میگیرم

00:43:31.275 --> 00:43:33.115
.بخاطر همینه که دیگه حرفی نزدیم

00:43:33.652 --> 00:43:35.696
چون از کارول بسکین میترسید؟

00:43:35.779 --> 00:43:37.281
!اوه، آره که میترسم

00:43:38.157 --> 00:43:39.199
.آره

00:43:46.290 --> 00:43:48.125
<i>من به مبارزه با کارول میرم</i>

00:43:48.959 --> 00:43:51.211
<i>چون بقیه همشون میترسن این کارو بکنن</i>

00:43:53.756 --> 00:43:55.924
<i>کارول باید جواب خیلی چیزارو بده</i>

00:43:58.260 --> 00:43:59.386
<i>روز تقاصش فرا خواهد رسید</i>