﻿WEBVTT

00:00:02.233 --> 00:00:03.996
در اين دنيا

00:00:04.469 --> 00:00:09.668
آيا سرنوشت انسانها توسط
موجوديت متعالي يا قانون کنترل ميشود؟

00:00:10.575 --> 00:00:13.635
شبيه دست خداوند مي باشد
که مُردد است در مورد وقايع؟

00:00:14.679 --> 00:00:16.613
... در نهايت حقيقت

00:00:16.948 --> 00:00:20.577
آدم نميتونه کنترلي بر اون داشته باشه ...
حتي بيش از اونچيزي که مالکش هستي

00:00:24.622 --> 00:00:25.611
!هي

00:00:35.500 --> 00:00:36.296
!گاتس

00:00:44.500 --> 00:01:07.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:58.716 --> 00:02:01.310
اين در حد تو کافيه خواه تو دنبالم بيايي يا نيايي

00:02:03.888 --> 00:02:06.448
حالا تو ياد گرفتي چگونه از توانايي هات
براي جنگ استفاده کني، مگه نه؟

00:02:28.046 --> 00:02:28.876
هي

00:02:39.190 --> 00:02:40.384
من کجا هستم؟

00:02:40.692 --> 00:02:42.455
تو در غار کنار رودخونه هستي

00:02:42.727 --> 00:02:44.820
خوشبختانه ، ما توي رودخونه سقوط کرديم
و زنده مونديم

00:02:45.763 --> 00:02:46.787
رودخونه؟

00:02:47.465 --> 00:02:50.195
يالا بابا ، مگه تو چيزي به ياد نمي آري؟

00:02:50.768 --> 00:02:54.329
،ما غرق نشديم و هنوز نمرديم
!اما به نظر ميرسه تو در اين مورد نگراني

00:02:57.408 --> 00:02:58.067
!لعنتي

00:02:58.142 --> 00:03:00.702
هنوز بلند نشو ، تَب تو هنوز به طور کامل قطع نشده

00:03:05.183 --> 00:03:09.313
نميتوني منو مقصر بدوني ،
تو کاملا خيس شده بودي و سردت شده بود

00:03:13.892 --> 00:03:15.382
داري به چي نگاه ميکني؟

00:03:17.328 --> 00:03:19.125
رواني ، اين چه مفهومي ميتونه داشته باشه؟

00:03:19.464 --> 00:03:21.329
!من کسي بودم که جون تورو نجات دادم

00:03:21.566 --> 00:03:22.328
!گُه ، بسه ديگه

00:03:25.069 --> 00:03:26.058
!اوه ، اخراجم

00:03:35.547 --> 00:03:37.378
!بس کن اين چرنديات رو

00:03:37.448 --> 00:03:38.073
!تو هيستريگي ها

00:03:39.951 --> 00:03:42.146
... منظور من اين نبود که از سره راه من بري کنار براي تو، اما

00:03:42.253 --> 00:03:45.586
ولو اينکه به مهارت شمشير بازيت اضافه کرده باشي
!توي ژوليده رو من با بدبختي از رودخونه کشيدم بيرون

00:03:46.090 --> 00:03:47.751
بعدش تو حتي نميخواهي از من يه تشکر بکني

00:03:47.825 --> 00:03:49.258
لعنت به تو چاقوتو پرتاپ کردي طرف من؟

00:03:49.627 --> 00:03:53.290
!انقدر ميزدمت که چونت له بشه اگه دختر نبودي

00:03:55.533 --> 00:03:59.799
من اينو دوست ندارم ، فقط زن هايي همچون تورو
با چاقو ميزنمشون

00:04:00.672 --> 00:04:03.698
تو به طرز وحشتناکي ديوانه اي ، رواني

00:04:04.342 --> 00:04:07.004
براي چي زني مثل تو
از جنگ دوري نميکنه

00:04:10.114 --> 00:04:10.637
... هي

00:04:14.886 --> 00:04:16.285
... اين انتخاب من نبوده

00:04:17.689 --> 00:04:18.986
... دست خودم نبوده

00:04:20.992 --> 00:04:23.358
اين به انتخاب خودم نبوده که زن به اين دنيا بيآم

00:04:26.297 --> 00:04:27.958
خوب ، من متأسفم

00:04:30.568 --> 00:04:31.398
!لعنت به تو

00:04:31.469 --> 00:04:33.027
!تو زنه هرزه عوضي

00:04:33.271 --> 00:04:34.636
چرا سعي نميکني آروم باشي؟

00:04:34.806 --> 00:04:35.966
!دستتو بکش بابا

00:04:37.308 --> 00:04:38.138
... ول کن

00:04:38.476 --> 00:04:39.465
...منو...

00:04:46.551 --> 00:04:48.075
مگه بهت نميگم

00:04:51.222 --> 00:04:52.985
هي بيا اينو بپوش

00:04:53.725 --> 00:04:55.784
بيا خشک شده من پاکشون کردم

00:04:58.363 --> 00:04:59.523
چي؟

00:04:59.697 --> 00:05:00.891
تو هنوز داري گريه ميکني؟

00:05:01.265 --> 00:05:01.959
!خفه شو بابا

00:05:02.033 --> 00:05:02.897
!يالا پشتتو بکن

00:05:04.902 --> 00:05:06.597
... چقدر تأثر آوره

00:05:06.738 --> 00:05:09.673
هيچ مهم نيست چه اتفاقي براي من افتاده
من هيچوقت از تو در خواست کمک نميکردم

00:05:10.775 --> 00:05:13.107
عاليه ، اون از من بدش مي آد

00:05:14.746 --> 00:05:18.238
هي ، چرا تو نام نويس نميکني توي ليست
و با پرنده ها هر جايي که ميخواهي بري؟

00:05:18.783 --> 00:05:20.842
اين طريقه تجارت کردن با زنان هستش؟

00:05:21.252 --> 00:05:22.685
... اوضاع اونا اهميت نداره

00:05:24.922 --> 00:05:27.618
خوب ، اين به من ربطي نداره ، حدس ميزنم

00:05:29.560 --> 00:05:30.652
... گريفيد

00:05:35.233 --> 00:05:36.530
اين به خاطر گريفيده

00:05:41.506 --> 00:05:45.806
من اهل مزرعه اي کوچک از روستايي در گودي کوهستان هستم

00:05:47.679 --> 00:05:51.171
... محصول ناچيز و زمين باير

00:05:52.450 --> 00:05:57.820
با اينهمه خشک سالي مالياتها رو بالا ميبردن
و تلاش ميکردن که ما بجنگيم

00:05:59.123 --> 00:06:02.650
بيشتر اوقات ما براي سه روز و شب غذا برا خوردن نداشتيم

00:06:05.763 --> 00:06:07.890
... خيلي از مردم به خاطر قعطي زمستون مُردند

00:06:08.332 --> 00:06:12.996
روستاي ما در نزديگي مرز قرار داشت و
بيشتر اوقات درگير جنگ با مهاجمين بوديم

00:06:14.539 --> 00:06:16.200
... هر زماني که اين اتفاقات مي افتاد

00:06:16.441 --> 00:06:20.741
ما مجبور بوديم تمام مدت بشينيم و اين مناظر
رو نگاه کنيم و قادر به اعتراض کردن هم نبوديم

00:06:21.879 --> 00:06:24.074
در اونجا همين داستان سر تمام روستاهاي اطرافش مي اومد

00:06:25.049 --> 00:06:28.951
... همه رو غارت ميکردن و زندگي اونارو نابود ميکردن

00:06:29.454 --> 00:06:33.322
و من فکر ميکردم فقط اين مسئله هستش

00:06:35.293 --> 00:06:36.817
... يک روز

00:06:42.500 --> 00:06:44.229
... نجيب زاده اي از روستاي ما رد ميشد

00:06:45.169 --> 00:06:46.898
و من توسط چشماي اون جذب شدم...

00:06:48.139 --> 00:06:52.235
اون نجيب زاده قبول کرد تا من رو به عنوان
پيش خدمت خودش قبول کنه

00:06:53.211 --> 00:06:56.874
با اينکه به انجام اين کار بي ميل بودم
پدرم کارو يه سره کرد و پيشنهاد رو پذيرفت

00:06:58.816 --> 00:07:01.717
فکر کنم اون نجيب زاده به پدر گفته بود
...  که براي دختر کوچيکترش

00:07:01.786 --> 00:07:03.879
که زياد به خانواده کمک نميکنه ميخوادش....

00:07:04.222 --> 00:07:06.349
خانوادم منو به اون تحويل دادن
به ازاي دريات غذاي ماهيانه

00:07:07.158 --> 00:07:08.090
... هرچند که

00:07:27.545 --> 00:07:29.479
... اين عجيب نبود کاري رو که توي راه انجام داد

00:07:30.314 --> 00:07:31.212
... اين نميتونست حقيقت داشته باشه

00:07:31.282 --> 00:07:33.045
... اون اشراف زاده شروع کرد به تجاوز به من ...

00:07:33.151 --> 00:07:36.609
نجات و محبت به يک دختر از يه خانواده بدبخت
بايد يک خيال باطل باشه

00:07:47.665 --> 00:07:49.030
... هيچ انتخاب ديگه اي نبود

00:07:49.367 --> 00:07:51.995
...فقط بايد اون کارو انجام ميدادم...

00:07:52.470 --> 00:07:56.600
هميشه فکر ميکردم اينطوري ميشه صورت واقعي زندگي رو ديد

00:08:05.449 --> 00:08:09.647
چه کسي اينجوري ميتونست فکر کنه که اون
نجيب زاده تورو انتخاب بکنه توسط خداوند؟

00:08:11.856 --> 00:08:15.485
اون نگاهي رباني داشت و اون دقايق روحاني بود

00:08:16.460 --> 00:08:21.625
خداوند از روي بخشندگي يه فرشته براي دختر ضعيفي
چون من فرستاده بود

00:08:22.400 --> 00:08:25.028
من واقعا توي اون لحظه باورش کردم

00:08:26.003 --> 00:08:31.737
اما ، اون چيزي که اون فرشته به به جاي
کمک دست من داد قابل پيشبيني نبود

00:08:33.544 --> 00:08:36.843
اگر چيزي ميخواهي که از زندگيت محافظت کنه
!اين شمشيرو بگير

00:08:59.904 --> 00:09:01.428
من به شدت ترسيده بودم

00:09:03.374 --> 00:09:06.002
... به هر حال من اونو با شمشيرم زخمي کردم

00:09:06.777 --> 00:09:09.803
... يا اون ناگهان خودشو بر چوب آويخت ...

00:09:11.182 --> 00:09:14.709
هر کدام که اتفاق افتاد ، من اون مردو دوست داشتم

00:09:23.728 --> 00:09:27.721
اون غريبه فقط با تکان داد آروم سر و دانسته تأييدش کرد

00:09:29.700 --> 00:09:35.195
اين واقعيتي بود که اون به من نشون داد
براي دست کمک واقعي

00:09:36.173 --> 00:09:38.573
گريفيس، ما همه چيزه اطرافشو پاک کرديم

00:09:42.713 --> 00:09:43.975
... هي ، وايسا

00:09:46.284 --> 00:09:48.445
چه چيزي از اون کار تصور کنم؟

00:09:51.522 --> 00:09:52.921
هر کاري که خودت دوست داري

00:09:55.259 --> 00:09:56.283
... من ميخوام

00:09:58.262 --> 00:09:59.923
!لطفاً منو با خودت ببر

00:10:00.564 --> 00:10:03.089
راه نداره ، منو مسخره نکن

00:10:03.301 --> 00:10:05.701
!ما فقط يه جمعيت ناچيزي هستيم

00:10:05.870 --> 00:10:09.271
!ما براي جنگ کردن دارائي هاي دولتي با فرمان ارتش کار ميکنيم

00:10:09.440 --> 00:10:12.705
پس اين خيلي مسخره هستش که ما
! يه دختر بچه رو همراه خودمو ببريم

00:10:13.044 --> 00:10:16.673
لطفاً ، من استفاده کردن از شمشير رو ياد خواهم گرفت
!اگر تو درخواست کني

00:10:16.914 --> 00:10:17.778
... پس لطفاً

00:10:18.149 --> 00:10:20.344
اوه پسر ، اون جِديه

00:10:20.851 --> 00:10:22.614
ميدوني آخر کارت مرگه؟

00:10:27.425 --> 00:10:28.483
....من بهت گفتم

00:10:28.826 --> 00:10:30.350
هر چيزي باشه من دوست دارم

00:10:30.494 --> 00:10:33.190
اين به خودت بستگي داره که دنبال من بيايي يا نيايي

00:10:34.031 --> 00:10:36.465
حالا من ياد گرفتم منظور از جنگ کردن چيه ، اينطور نيست؟

00:10:41.305 --> 00:10:42.237
.... اما

00:10:44.575 --> 00:10:48.033
اون کسي که به من شمشير و زره داد تو بودي

00:10:49.847 --> 00:10:53.078
همه چيز نسبت به اون روزي که من اون رو ديدم فرق کرده

00:10:54.151 --> 00:10:56.483
راه گذشته زندگي من کجاست،من فقط بايد همه
.... چيزو تحمل کنم و صبر کنم

00:10:56.554 --> 00:10:58.522
تا برگشت به يه زندگي جديد ، ديگه کجا من
ميتونم بجنگم براي پيروزي و اون چيزي که ميخوام

00:10:59.323 --> 00:11:03.350
البته که معبود من گريفيس

00:11:09.820 --> 00:11:10.809
... فکر کنم

00:11:11.788 --> 00:11:14.814
من هنوز توي روياهام گم شدم ....

00:11:15.926 --> 00:11:20.386
گروهي از مردم بي نام و نشون که
توي نبرد با ارتش شکست ناپذير شدن

00:11:21.165 --> 00:11:23.895
اون مثل يک معجزه توي مسير جنگ ما بود

00:11:25.469 --> 00:11:30.930
بيش از هر چيز, رهبر ما هنوز يك جوان مقدس به نظر مى رسه

00:11:31.041 --> 00:11:35.000
اون معجزه هستش درست مثل ما

00:11:35.846 --> 00:11:36.870
!معجزه

00:11:37.581 --> 00:11:41.278
براي من ، گريفيس
تجسم اون يک معجزه هستش

00:11:44.254 --> 00:11:48.190
...در حالي که من به عنوان يک سرباز در حال موفق شدن بودم

00:11:48.792 --> 00:11:53.286
شاهين ها در خدمت بي چون وچرا
به رهبري يك نجيبزاده محلي بود

00:11:54.631 --> 00:11:59.227
اون نجيب زاده مشهور و بسيار هم ثروتمند بود

00:12:00.137 --> 00:12:03.834
اما اون از شهرت و ثروتش در راه درست استفاده نمي کرد

00:12:03.974 --> 00:12:05.839
که نتيجه اين کارش براش تلخ بود

00:12:06.977 --> 00:12:11.471
اون رسماً يک بچه جوان رو از دهکده نوکر خودش کرد

00:12:12.115 --> 00:12:16.211
در حقيقت اون بچه زنداني اون نجيب زاده بود و  تفريحي براي لواط

00:12:17.754 --> 00:12:21.588
وقتي به چشمانش نگاه ميکردي بيحس ، افسرده
و وحشت زده بودند

00:12:23.527 --> 00:12:26.655
احساس دلسردي من کمرمو خم کرد

00:12:27.664 --> 00:12:31.191
ترس و کينه تمام بدن منو گرفته بود
بيم از ديدن آينده منو به هراس وا داشته بود

00:12:31.969 --> 00:12:35.132
زماني که به ياد مي آرم چه بلايي سر من اومده

00:12:39.343 --> 00:12:41.038
... اون دستي بود که منو نجات داد

00:12:42.112 --> 00:12:43.739
و اون منو توي اين مسير هُل داد ...

00:12:44.281 --> 00:12:47.876
به طور شگفت انگيزي دست اون جلوي لرزش دست منو گرفت

00:12:50.153 --> 00:12:52.348
... بعدها تماماً ما جداگانه به جنگ و کشمکش ميرفتيم

00:12:54.591 --> 00:13:00.359
اون پسر سرباز شاگرد ، چه کسي اونو براي حضور کمرنگش
داوطلب خدمت در شاهين کرده بود

00:13:01.265 --> 00:13:02.459
گريفيس

00:13:04.067 --> 00:13:04.897
اون چيه؟

00:13:05.035 --> 00:13:06.832
... متعلقات اون پسر

00:13:13.577 --> 00:13:14.566
گريفيس؟

00:13:14.945 --> 00:13:17.607
اون بايد کل شب و دنبال تو گشته باشه

00:13:21.885 --> 00:13:24.115
من اون پسرو به خوبي يادم ميآد

00:13:25.155 --> 00:13:27.953
اون بيشتر اوقات به من خيره ميشد
مثل کسي که يه قهرمان داستانو ديده

00:13:28.292 --> 00:13:30.055
من متعجب بودم از خوشحالي اون

00:13:33.397 --> 00:13:40.394
اين بهترين روياي اون قبل از مرگش بود ،
رويايي که براش درهاي شروع واقعيت رو بست؟

00:13:42.105 --> 00:13:46.633
فکر ميکنم در روياهام من بايد قاتل اون پسر باشم

00:13:50.147 --> 00:13:53.583
قبل از اون ، من هرگز گريفيس رو انقدر غمگين نديده بودم

00:13:53.717 --> 00:13:56.811
مردي شبيه گريفيس با اون شانه هاي افسرده

00:13:57.521 --> 00:14:02.891
و بعد از لحظه اي ، گريفيس به تدريج شروع کرد به متفاوت شدن

00:14:04.161 --> 00:14:07.130
فقط چند روز بعد از گذشت اون ما برگشتيم به يک جنگ
و همون شب اون گشته شد

00:14:15.272 --> 00:14:15.966
!گريفيس

00:14:23.980 --> 00:14:26.039
!بي خيال ، داري با من شوخي ميکني

00:14:26.183 --> 00:14:28.174
... اون آدم مغروري بود

00:14:48.572 --> 00:14:49.368
... کاسکا

00:14:50.340 --> 00:14:52.137
احساس خوبيه ، نميخواهي از من لذت ببري؟

00:14:53.276 --> 00:14:55.870
... والا ، من ، هوم

00:14:56.980 --> 00:14:58.880
فکر ميکني من منجر کننده ام؟

00:14:59.082 --> 00:15:00.014
... نه

00:15:03.253 --> 00:15:04.242
... چرا

00:15:06.189 --> 00:15:08.157
براي چي تو شب گذشته اونجا بودي؟

00:15:11.528 --> 00:15:15.089
يه لحظه صبر کن ، من اشتباه کردم ، درسته؟

00:15:15.532 --> 00:15:18.763
تو اونجا بودي براي شوراي جنگ يا يه همچين چيزي ديشب

00:15:19.202 --> 00:15:19.861
... نه

00:15:20.237 --> 00:15:20.965
چي؟

00:15:23.440 --> 00:15:24.668
تو داري اشتباه ميکني

00:15:27.077 --> 00:15:28.544
چطور اينکارو تونستي با اون بکني؟

00:15:30.080 --> 00:15:31.047
براي پول

00:15:32.983 --> 00:15:35.451
براي نگهداشتن هزينه مالي بالاي ارتش

00:15:35.786 --> 00:15:40.951
سربازان ، اسب ها ، تجهيزات ، خواربار
هيچ کدومشون مجاني نيستن

00:15:41.858 --> 00:15:45.191
... اما باند شاهين با اين قضايا هنوزم در حال رُشده

00:15:45.796 --> 00:15:47.491
و منم بايد به ارتشم کمک کنم تا بزرگتر بشه

00:15:48.064 --> 00:15:51.397
اين چيزيه که من احتياج دارم
پيدا کردن جنگ هاي عالي

00:15:52.669 --> 00:15:58.767
و اون پيره مرد مجذوبه منه ، در صورتي که من مجذوبه آينده ام

00:15:59.075 --> 00:16:00.770
و اين چيزيه که منو راضي ميکنه

00:16:01.511 --> 00:16:04.036
... نه ، هنوز نه ، امکان نداره

00:16:04.614 --> 00:16:06.411
براي چي نميتوني با اونا بموني؟

00:16:06.750 --> 00:16:10.413
اگر ما به پيروزي هامون ادامه بديم ، ما ميتونيم
اون درآمد مَد نظرمونو که در روز احتياج داريم تأمين کنيم

00:16:10.520 --> 00:16:12.750
...  اين خواسته خيلي سخت و ترسناکه براي زمان ، و

00:16:14.157 --> 00:16:18.218
ما بيشتر در جنگ هستيم و ما بيشتر سرباز از دست ميديم

00:16:20.997 --> 00:16:23.557
منظورت اون پسره ، مگه نه؟

00:16:24.034 --> 00:16:25.092
نه ، نيست

00:16:25.502 --> 00:16:27.902
نتيجه کار من معقولانه هستش

00:16:28.472 --> 00:16:33.500
با رساندن کمترين احتمال در باخت بوسيله من
....هزاران سرباز من از دست رفتن توي 10 تامبارزه

00:16:33.610 --> 00:16:35.475
يا اسير اون پيره مرد پولدار شدن؟ ...

00:16:36.379 --> 00:16:37.971
گوش کن ، کاسکا

00:16:38.415 --> 00:16:43.751
من هيچ احساس مسئولتي در خصوص اون زندگي هايي
که توسط فرمان من از دست رفته نميکنم

00:16:44.488 --> 00:16:50.017
... براي اينکه خود اونا انتخاب کرده بودن بيان به اين جنگ

00:16:51.061 --> 00:16:52.255
گريفيس؟

00:16:53.196 --> 00:16:55.221
... شبيه همون چيزي که من انتخاب کرده بودم

00:16:57.567 --> 00:16:59.762
... اما اگر همچين چيزي پيش مي اومد

00:17:00.470 --> 00:17:01.994
...من ميتونستم کاري براي اونا بکنم...

00:17:02.873 --> 00:17:05.569
... يه کاري من براي مرگ انجام ميدم ...

00:17:06.910 --> 00:17:08.241
!من بايد بجنگم براي بردن

00:17:08.879 --> 00:17:13.213
من بايد به پيروزي ها ادامه بدم تا به روياهام برسم
... به رويايي که اونا

00:17:13.283 --> 00:17:14.682
!براش ريسک ميکنن و زندگيشونو ميدن ...

00:17:15.185 --> 00:17:16.482
!گريفيس ، بس کن ديگه

00:17:16.920 --> 00:17:21.448
من نيمتونم از اونا درخواست کنم
براي فر ما من بميرن تا من به روياهام برسم

00:17:21.525 --> 00:17:23.152
پس اين يه روياي آغشته به خونه

00:17:23.593 --> 00:17:26.118
من متأسف نيستم يا احساس گناهي در اين رابطه نميکنم

00:17:27.797 --> 00:17:33.463
اما رويايهاي من به حقيقت نمي پيوندند مگر اينکه من
شخصيت خودمو کثيف کنم

00:17:33.970 --> 00:17:37.804
... و اگر من نتونم ، پس من با زندگي همه اونا بازي کردم

00:17:41.478 --> 00:17:42.536
بس کن

00:17:43.113 --> 00:17:44.546
اون کارو بس کن

00:17:55.959 --> 00:17:56.653
همه چي رو به راهه

00:17:57.827 --> 00:17:59.089
هيچي نيست

00:18:00.263 --> 00:18:05.291
گريفيس خيلي زود شروع کرد به بازسازي خودش در اون زمان
اون دستشو روي شونه من گذاشت

00:18:05.602 --> 00:18:08.935
و منو خيلي غمگين کرد

00:18:10.740 --> 00:18:13.607
... بيشتر مردم بايد داراي روياهاي فاسد دراز مدتي باشن

00:18:13.810 --> 00:18:17.007
اما گريفيس هنوز سعي ميکرد به اونا تحقق ببخشه ...

00:18:17.447 --> 00:18:19.847
... هر چند که ، اون داشت کاراي اجباري ميکرد

00:18:19.916 --> 00:18:22.146
... اما يه چيزي بي اندازه بر روي شونه هاش سنگسني ميکرد ...

00:18:22.385 --> 00:18:24.353
براي اينکه اون روياي بزرگ و پاکي داشت ...

00:18:25.655 --> 00:18:31.753
يه همچين کسي که همچين رويايي بزرگي داره
ناچاره تحمل چيزهاي وحشتناک هم داشته باشه

00:18:32.929 --> 00:18:34.556
اون ذاتاً قوي نبود

00:18:34.631 --> 00:18:37.395
اما حالا ، اون قوي تر از هر زماني شده

00:18:42.706 --> 00:18:45.675
من ميخوام در کنار اون باشم

00:18:46.743 --> 00:18:50.076
... اگر اون بخواد جونمم پيشکش روياهاي اون ميکنم

00:18:50.914 --> 00:18:54.281
... اگر اون ميخواد براي ساختن روياهاش بجنگه

00:18:55.352 --> 00:18:58.947
من ميخوام که شمشير اون باشم

00:19:00.090 --> 00:19:01.785
من ميخوام در کنار اون باشم

00:19:02.525 --> 00:19:06.052
من ميخوام يه چيز مهم براي اون باشم
و تا رسيدن به آرزوهاش کمکش کنم

00:19:06.429 --> 00:19:08.954
سابقاً ، من باور داشتم  که ميشه به آرزوهات معنا بخشيد

00:19:15.839 --> 00:19:18.467
اما تا هنگامي که تو جلوي ما ظاهر شدي

00:19:24.581 --> 00:19:29.609
يادت مي آد گريفيس اون روز بالاي اون تپه بهت چي گفت؟

00:19:30.820 --> 00:19:33.414
!من ازت ميخوام که به ما بپيوندي ، گاتس

00:19:34.057 --> 00:19:35.319
... اون جمله

00:19:35.959 --> 00:19:38.393
اون هرگز اين جمله رو به هيچ کسي نگفته بود

00:19:41.031 --> 00:19:43.090
من خيلي به خاطر اون دلخور شدم

00:19:43.667 --> 00:19:47.068
... من به تو حسادت کردم براي اينکه گريفيس اون رو به تو گفت

00:19:47.470 --> 00:19:48.767
مثل اين بود که من براش هيچي نبودم...

00:19:49.639 --> 00:19:53.507
... من خسته شدم از متقاعد کردن خودم

00:19:53.677 --> 00:19:58.011
گريفيس تنها به سربازاني مثل تو نياز داره ...
... کسيکه بتونه به شاهين نيرو ببخشه

00:19:59.482 --> 00:20:05.352
هر چند که ، مرد خونسردي همچون گريفيس حرکت حساب کرده اي
در زماني که اون اتفاق براي تو افتاد ميکنه

00:20:05.522 --> 00:20:06.546
... اين مثل اينه که

00:20:06.923 --> 00:20:07.821
... مثل اينه که ...

00:20:10.527 --> 00:20:14.657
گريفيس به تو ايمان داره
... اما من نميتونم اينو درک کنم

00:20:15.165 --> 00:20:17.292
!براي چي نتيجه اش اينجوري شده...

00:20:20.737 --> 00:20:26.334
من نميتونم اين امر که خود پرستي و غرور مرگبار توئه
که به نمايش براي  گريفيس گذاشتي فراموش کنم

00:20:27.077 --> 00:20:30.012
!برام اهميت نداره اگر توي يه جنگ بياُفتي و بميري

00:20:30.213 --> 00:20:35.549
اما ، من هرگز تورو فراموش نميکنم براي اينکه تو شاهين
!رو نابود کردي و روياي گريفيس رو

00:20:36.986 --> 00:20:41.389
و منم نميتونم تورو فراموش کنم براي ساختن و عوض کردن
!گريفيس همونطوري که اون دوست

00:20:46.463 --> 00:20:47.452
چرا؟

00:20:48.965 --> 00:20:51.593
براي چي اون تورو انتخاب کرده؟

00:20:52.235 --> 00:20:53.395
چرا تورو؟

00:20:57.640 --> 00:20:58.937
داري چکار ميکني؟

00:20:59.008 --> 00:20:59.565
!ساکت

00:21:03.646 --> 00:21:06.581
هي گوش کن ، فکر کنم اونا احتمالا تا الان مُرده باشن

00:21:06.683 --> 00:21:08.548
.. فکرشو بکن چطوري از اون پرتگاه افتادن پايين

00:21:08.918 --> 00:21:12.115
اين اصلا مهم نيست
به هر حال ما مرده يا زندشونو ميخواهيم

00:21:12.255 --> 00:21:16.214
... لُرد آدُن به ما وعده پاداش خوبي داده

00:21:17.293 --> 00:21:21.696
براي اينکه اون فرمانده ارتش مهاجم شاهين بوده
و اون زنم فرمانده هستش

00:21:22.265 --> 00:21:24.165
براي چي ما به پايين دست رودخونه نگاه نميکنيم؟

00:21:24.334 --> 00:21:27.428
جسد اونارو شايد جريان آب به اون پايين برده باشه

00:21:31.775 --> 00:21:32.400
گوش کن

00:21:33.943 --> 00:21:35.535
اين داروي کمي که براي تو گذاشتمش

00:21:36.546 --> 00:21:38.207
ما ديگه بيشتر از اين زمان براي استراحت کردن نداريم

00:21:38.515 --> 00:21:53.073
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.
