﻿WEBVTT

00:00:02.590 --> 00:00:04.990
.مردیت: درد پشت، درد چانه، تهوع

00:00:05.030 --> 00:00:06.300
مَگی: سلام. شام خوردی؟
.آملیا شام خریده

00:00:07.460 --> 00:00:08.400
.چیز خاصی نیست

00:00:08.430 --> 00:00:10.570
.فقط یکم پاستا از جای همیشگی

00:00:10.600 --> 00:00:11.570
.بشین. من برات بشقاب میارم

00:00:11.600 --> 00:00:13.140
.خودم میارم

00:00:13.170 --> 00:00:14.770
♪ ♪

00:00:14.810 --> 00:00:16.110
...این علائم در مردها

00:00:16.140 --> 00:00:18.410
.به احتمال قوی چیز خاصی نیستن

00:00:18.440 --> 00:00:19.640
...دوباره آملیا برگشته
خب این چه معنی باید بده؟

00:00:20.480 --> 00:00:22.650
...تو همۀ درها رو باز میذاری

00:00:22.680 --> 00:00:23.810
.همۀ درها، تمام اوقات

00:00:23.850 --> 00:00:25.620
چی؟ -
.هِی، کنگر فرنگی رو امتحان کن -

00:00:25.650 --> 00:00:27.980
...درهای دستشویی، کابینتها، همه چیز

00:00:28.020 --> 00:00:29.620
.همه چیز رو همیشه باز میذاری

00:00:29.650 --> 00:00:32.360
ولی در زنها تمام
.اینها علائم حملۀ قلبی هستن

00:00:32.390 --> 00:00:33.590
هِی، مر، یکم شراب میخوای؟

00:00:33.620 --> 00:00:35.330
...مگه اینکه تو... مشکلی که...

00:00:35.360 --> 00:00:36.360
.مشکلی نیست -
.خیلی خب -

00:00:36.390 --> 00:00:38.460
.تو دعوتم کردی که برگردم -
.مشکلی نیست -

00:00:38.500 --> 00:00:40.330
.فقط گهگاهی درهای باز رو ببند

00:00:40.360 --> 00:00:41.930
.مِر، اگر نظرت عوض شده فقط این رو بگو

00:00:41.970 --> 00:00:44.330
.من میتونم برم -
.نه! مشکلی نیست -

00:00:44.370 --> 00:00:47.800
بعضی وقتها علائم، چیزی رو
.که در حال رخ دادنه پنهان میکنن

00:00:47.840 --> 00:00:49.810
شما کدوم رزیدنت رو میخواین

00:00:49.840 --> 00:00:51.640
نامزد «بورسیۀ پژوهشی پرمینجر» کنین؟

00:00:51.680 --> 00:00:52.940
.من میرم بخوابم -
.منم همینطور -
.ما که تازه دوره هم نشسته بودیم

00:00:54.240 --> 00:00:55.610
.خسته ام -
.صبح زود باید برم -

00:00:55.650 --> 00:00:58.300
همه اش به این برمیگرده که
.بیماری خودش رو چطور نشون بده

00:00:58.420 --> 00:01:01.850
پِنی: «به برندۀ بورسیه فرصت یک سال پژوهش کامل

00:01:01.890 --> 00:01:04.090
.با اقامت در «مرکز پژوهشی پرمینجر» اعطا میگردد

00:01:04.120 --> 00:01:09.530
هر پزشک معالج یک نامزد را
به رئیس بخش جراحی اعلام کرده

00:01:09.560 --> 00:01:12.600
«...تا بررسی انجام شده و تصمیم گیری بر مبنای

00:01:12.630 --> 00:01:14.270
.اوه

00:01:14.300 --> 00:01:16.340
.نمیدونستم که منم شرایط درخواست رو دارم

00:01:16.370 --> 00:01:18.610
.آره. برای هر رزیدنتی و در هر مقطعی مجازه

00:01:18.640 --> 00:01:19.940
میخوای درخواست بدی؟ -
.نه -

00:01:19.970 --> 00:01:22.540
.من تازه به «گِری-اسلوان» اومدم

00:01:22.580 --> 00:01:23.910
.هنوز دستشویی ها رو به زحمت پیدا میکنم
.«کاربلد»

00:01:24.750 --> 00:01:29.250
بهتره بنویسم «مبتکرم» یا «کاربلدم»؟

00:01:29.280 --> 00:01:30.250
.بنویس هر دو تاش هستی

00:01:30.280 --> 00:01:32.550
بنویس وقتی بلند بلند
.فکر میکنی آزاردهنده میشی

00:01:32.590 --> 00:01:34.590
ادواردز: چرا انقدر جای کمی گذاشته؟

00:01:34.620 --> 00:01:36.620
.اینجا جا نمیشه که بنویسم چقدر فوق العاده ام

00:01:36.660 --> 00:01:38.390
.خیلی خب

00:01:38.430 --> 00:01:40.230
.آره، حرف نداره

00:01:40.260 --> 00:01:42.130
.دیدی؟ از همین الان برنده شدم

00:01:42.160 --> 00:01:43.900
.تو اصلاً نیازی نیست درخواست پر و پیمونی بنویسی

00:01:43.930 --> 00:01:44.860
.تو شفرد رو طرف خودت داری

00:01:44.900 --> 00:01:47.470
.آره داشتم تا اینکه تو اومدی و گرفتیش

00:01:47.500 --> 00:01:48.970
!من این کار رو نکردم -
.آره -
.قرعه کشی وِبر باعثش شد

00:01:50.300 --> 00:01:53.470
.سال دیگه که درخواست بدی شفرد هوات رو داره

00:01:53.510 --> 00:01:55.610
.و گِری. و تورِس

00:01:55.640 --> 00:01:57.080
.همه چیز برات جور میشه -
.اوهومم -
یادت میاد زمانی همه شون ازت متنفر بودن؟

00:01:58.410 --> 00:01:59.480
.کاملاً واضح

00:01:59.510 --> 00:02:01.070
.خیلی خب، من دیگه تمومم -
.منم همینطور -

00:02:01.150 --> 00:02:02.590
با شمارۀ سه ارسال کنیم؟

00:02:02.620 --> 00:02:04.930
.یک... دو... سه

00:02:04.960 --> 00:02:06.460
!من دخالت نکردم

00:02:06.490 --> 00:02:08.300
!کردی. تو آدم فضولی هستی

00:02:08.330 --> 00:02:09.960
!اون پدر اون بچه است

00:02:10.000 --> 00:02:12.370
شکایت کردن از همسر سابقش به جرم
.فریبکاری اصلاً راه پدری کردن نیست

00:02:12.400 --> 00:02:13.900
اون گستاخ اگر برگه های طلاق رو

00:02:13.910 --> 00:02:15.270
بدون اعلام اینکه حامله ست امضا نکرده بود
.الان همسر سابق کسی نبود

00:02:16.500 --> 00:02:17.340
ریچارد: «گستاخ»!؟

00:02:17.370 --> 00:02:18.940
اون «آپریل کپنر» هستش که
.داریم در موردش صحبت میکنیم

00:02:18.970 --> 00:02:21.410
کاترین: و این هم نوۀ منه که
.داریم در موردش صحبت میکنیم

00:02:21.440 --> 00:02:22.480
نوه ای که اون رو نخواهم دید

00:02:22.510 --> 00:02:24.280
مگر اینکه جکسون طلاق رو لغو کنه

00:02:24.310 --> 00:02:26.410
!و حق و حقوقات پدر بودنش رو پس بگیره

00:02:26.450 --> 00:02:27.310
.فضول

00:02:27.350 --> 00:02:29.380
!بهتره گفتن این کلمه رو تموم کنی

00:02:29.420 --> 00:02:30.650
!هِی، من هر چی رو که دلم بخواد میگم

00:02:30.690 --> 00:02:33.490
.من دارم سعی میکنم به پسرم کمک کنم

00:02:33.520 --> 00:02:35.390
.تو یک آدم فضولی، نخود هر آشی

00:02:35.420 --> 00:02:38.460
یک «مامان هلیکوپتری» هستی، به
!همه چیز کار داری، دخالت میکنی

00:02:38.490 --> 00:02:40.990
.کاترین: چیزی نداری که اینها رو میگی -
.ریچارد: همۀ اینها رو با هم داری -

00:02:41.030 --> 00:02:42.330
.و خودت هم نمیدونی چقدر زننده است

00:02:42.360 --> 00:02:43.900
کاترین: قبلاً قرار گذاشتیم «توی
.رختخواب بدو بیراه گفتن» نداریم

00:02:43.930 --> 00:02:46.100
ریچارد: نخیر، گفتیم
.صحبت کاری» توی رختخواب نداریم»

00:02:50.270 --> 00:02:52.610
.محض اطلاع، حق با منه

00:02:52.640 --> 00:02:54.440
.تو اشتباه میکنی

00:02:56.040 --> 00:02:57.110
.فضول

00:02:57.150 --> 00:02:58.710
[آه کشیدن]

00:03:00.480 --> 00:03:02.780
پِنی: هنوزم فکر میکنم برای درخواست بورسیه

00:03:02.820 --> 00:03:03.780
.بهتره تا سال دیگه صبر کنم

00:03:03.820 --> 00:03:05.490
.چرا؟ تو الانش هم شرایطش رو داری

00:03:05.520 --> 00:03:09.160
از نظر فنی بله، اما اونها همیشه
.آخرش بورسیه رو به یک سال دومی دادن

00:03:09.190 --> 00:03:10.860
.شاید هم دیگه این کار رو نکردن

00:03:10.890 --> 00:03:12.530
به نظرت باید سعی خودم رو بکنم؟

00:03:12.560 --> 00:03:15.660
ببین، اگر این چیزی که خودت
.میخوای، البته... درخواست بده

00:03:15.700 --> 00:03:16.960
...آخه

00:03:17.000 --> 00:03:19.500
.من بالاخره اینجا سر و سامون پیدا کردم

00:03:19.530 --> 00:03:20.970
.دوستهایی پیدا کردم
...من تازه

00:03:22.200 --> 00:03:23.270
.سوفیا رو ملاقات کردم

00:03:23.300 --> 00:03:26.470
.نمیخوام برای یک سال به سرتاسر کشور سفر کنم

00:03:26.510 --> 00:03:27.610
.میتونم صبر کنم

00:03:27.640 --> 00:03:29.980
.میخوام اینجا باشم

00:03:32.410 --> 00:03:34.110
.خب، من که میتونم این رو قبول کنم

00:03:34.150 --> 00:03:35.050
[خندیدن]

00:03:35.080 --> 00:03:36.850
[آژیر از دوردست]
[سرفه کردن]

00:03:36.880 --> 00:03:38.890
.پس، تو 14 سالته

00:03:38.920 --> 00:03:39.790
...اوهومم

00:03:39.820 --> 00:03:41.520
پدر و مادرت اینجان؟ کی تو رو آورد؟

00:03:41.560 --> 00:03:42.790
.با اتوبوس اومدم

00:03:42.820 --> 00:03:45.060
قراره زیاد طول بکشه؟

00:03:45.090 --> 00:03:47.130
.باید برای امتحان تاریخ برگردم

00:03:47.160 --> 00:03:49.560
.خب، چیزی نیست، فقط مثل سرما خوردگی میمونه

00:03:49.600 --> 00:03:52.970
...میدونم، اما فقط
[سرفه کردن]

00:03:53.000 --> 00:03:56.470
...موقعی که سرفه میکنم یا عطسه میکنم

00:03:56.500 --> 00:03:58.370
...دلم درد میگیره

00:03:58.410 --> 00:03:59.510
.یا بعضی وقتها که تکون میخورم

00:03:59.540 --> 00:04:01.370
.خیلی خب

00:04:01.410 --> 00:04:02.410
.بذار یک نگاهی بندازیم

00:04:02.440 --> 00:04:05.410
میشه تکیه بدی؟

00:04:05.450 --> 00:04:07.510
میشه پیراهنت رو بالا بزنی؟

00:04:09.220 --> 00:04:10.520
...در ضمن

00:04:10.550 --> 00:04:12.390
.من... من حامله ام

00:04:14.120 --> 00:04:15.860
.عجب، اصل قصه رو گذاشتی برای آخر

00:04:15.890 --> 00:04:19.230
.پزشک زایمان رو پیج کن -
.باشه -

00:04:19.260 --> 00:04:20.730
نمیفهمم. تو به هیچ کدوم از

00:04:20.760 --> 00:04:22.600
وکلای دادگاه خانواده
.که توصیه کرده بودم زنگ نزدی

00:04:22.630 --> 00:04:24.500
مامان، ,من باید برای
.عمل بازسازی بینی آماده بشم

00:04:24.530 --> 00:04:25.930
.خیلی خب. ما هم انتخابهایی داریم
.پولش اصلاً مهم نیست

00:04:27.170 --> 00:04:29.570
بچۀ من یک وکیل لازم داره و من
.میخوام بهترینش رو برات بگیرم

00:04:29.600 --> 00:04:31.340
.اوه، من دیگه در این مورد صحبتی ندارم

00:04:31.370 --> 00:04:32.610
رینولدز» رو به سختی میشه ازش وقت گرفت»

00:04:32.640 --> 00:04:34.670
اما تو یک «آوری» هستی و
.یک تماس تلفنی کفایت میکنه

00:04:34.710 --> 00:04:36.210
.هنوز مطمئن نیستم بخوام مثل آوری ها برخورد کنم

00:04:36.240 --> 00:04:39.050
.اوه، البته، تو باید بخوای مثل آوری ها عمل کنی -
!مادر -

00:04:39.080 --> 00:04:42.020
.قدرت دست آپریله... تمام قدرت

00:04:42.050 --> 00:04:44.920
.تو» هم بهتره یک مقدار قدرت داشته باشی»

00:04:47.460 --> 00:04:49.560
«مَگی: پس قراره توی «اُوِربروک
یک عمل برداشت اعضاء انجام بشه؟

00:04:49.590 --> 00:04:51.420
.اُوِن: بله، قلب و کبد
.اوضاع بیمار داره بحرانی میشه

00:04:51.460 --> 00:04:54.290
واقعاً خوشحالم... نه بخاطر
.بیمار، بلکه بخاطر برداشت اعضاء

00:04:54.330 --> 00:04:57.400
این بهانۀ بی نقصی برای
.پیچوندن جلسۀ بودجۀ بیلی هستش

00:04:57.430 --> 00:04:58.570
.مِردیت: من میخوام جلسۀ بودجۀ بیلی رو بپیچونم
.اُوِن: به نظرم خودمون انجامش میدیم

00:04:59.830 --> 00:05:01.270
.مِردیت: اوه، خواهش میکنم اُون. جلسۀ بودجه است

00:05:01.300 --> 00:05:03.470
خیلی خب، باشه. تا 10 دقیقۀ
.دیگه توی محوطۀ آمبولانس میبینمتون

00:05:03.500 --> 00:05:06.310
.دلوکا خنک کننده ها رو میاره

00:05:06.340 --> 00:05:08.980
ما... چکار میکنی؟

00:05:09.010 --> 00:05:10.880
دلوکا هم میاد؟

00:05:10.910 --> 00:05:13.210
[آژیر]

00:05:13.250 --> 00:05:14.810
.متأسفم

00:05:14.850 --> 00:05:16.120
.باید مشاوره رو تموم میکردم
تو اینجا چکار میکنی؟

00:05:17.290 --> 00:05:19.450
پیِرس ازم خواست توی عمل احیای
.قلب کنار گِری حضور داشته باشم

00:05:19.490 --> 00:05:21.590
«عمل احیای قلب مال «منه
.و تو باعث تأخیرمون شدی

00:05:21.620 --> 00:05:22.720
.در اولین فرصت خودم رو رسوندم اینجا

00:05:22.760 --> 00:05:24.590
اُوِن: پِیرس چی شد؟ -
.ناتان: جلسۀ بودجه داشت -

00:05:24.630 --> 00:05:26.090
.مِردیت: اون نمیخواست با دلوکا باشه
پس چرا دلوکا اینجا نیست؟

00:05:26.960 --> 00:05:29.500
پس چرا من اینجام؟ -
.خیلی خب -

00:05:29.530 --> 00:05:31.230
.همه چی روبراهه. راه بیوفت

00:05:31.270 --> 00:05:32.400
[روشن شدن موتور]
[آه کشیدن] -
[آه کشیدن] -

00:05:33.910 --> 00:05:37.640
چند وقته که درد داری؟ -
...از ساعت 6 صبح -

00:05:37.670 --> 00:05:38.910
دکترت کیه؟

00:05:38.940 --> 00:05:40.810
شما دیگه؟

00:05:42.980 --> 00:05:45.080
اصلاً تحت مراقبتهای دوران بارداری نبودی؟

00:05:47.720 --> 00:05:50.420
[آه کشیدن]

00:05:52.150 --> 00:05:53.650
!خدای من

00:05:53.690 --> 00:05:54.550
!اون مامانمه

00:05:54.590 --> 00:05:56.590
!اون اینجا چکار میکنه؟ شما بهش زنگ زدین؟

00:05:56.620 --> 00:05:58.160
...نه، نه، اما -
.اون نباید بفهمه -

00:05:58.190 --> 00:05:59.860
چی؟ -
.اون نمیدونه من حامله ام -

00:05:59.890 --> 00:06:02.200
!حق ندارین بهش بگین. خواهش میکنم -
.نمیگم -

00:06:02.230 --> 00:06:05.100
.قول بده -
.باشه، من... قول میدم -

00:06:05.130 --> 00:06:07.970
♪

00:06:10.710 --> 00:06:18.140
زیرنویس از بابک
ترجمه شده از زیرنویس -
Caio
برای درک بهتر، زیرنویس به)
فارسی روان ترجمه شده و معادلهای
(محاوره ای فارسی در آن بکار رفته است

00:06:24.420 --> 00:06:25.390
[آه کشیدن]

00:06:25.420 --> 00:06:27.220
جِنی، من میتونم کمکت کنم
.تا با مادرت صحبت کنی

00:06:27.260 --> 00:06:29.360
.نه، نمیتونی. اون هول میکنه

00:06:29.390 --> 00:06:32.160
.تو الان شش ماهه هستی
.خودش به زودی متوجه میشه

00:06:32.200 --> 00:06:33.930
چرا بهش نگیم تا اون هم بتونه کمکت کنه؟

00:06:33.970 --> 00:06:35.700
«.چون «ما از این کارها نمیکنیم

00:06:35.730 --> 00:06:38.370
این جمله ایه که وقتی یادم میره
.ظرفها رو بشورم بهم میگه

00:06:38.400 --> 00:06:39.600
.یا وقتی نمرۀ «ب» میگیرم

00:06:39.640 --> 00:06:42.070
«ما از این کارها نمیکنیم، جِنی»

00:06:42.110 --> 00:06:44.610
.من اصلاً قرار نیست حتی دوست پسر داشته باشم

00:06:44.640 --> 00:06:47.380
...بخاطر همین این مسئله
[سرفه کردن]

00:06:47.410 --> 00:06:49.010
.اوه

00:06:49.050 --> 00:06:50.610
...دکتر کِپنر، ایشون

00:06:50.650 --> 00:06:51.850
جنیفر؟

00:06:51.880 --> 00:06:53.550
تو اینجا چکار میکنی؟

00:06:53.580 --> 00:06:54.750
دوباره تلفنم رو ردیابی کردی؟

00:06:54.790 --> 00:06:56.420
.بله، دوباره این کار رو کردم

00:06:56.450 --> 00:06:58.220
.مامان، این خیلی توهین آمیزه

00:06:58.260 --> 00:07:00.260
من پول تلفن رو میدم
.پس باید بدونم کجاست

00:07:00.290 --> 00:07:01.090
.همینطور تو

00:07:01.130 --> 00:07:02.690
.الان وسط زمان مدرسه است

00:07:02.730 --> 00:07:04.290
چرا حتی این موقع هم من رو دنبال میکنی؟

00:07:04.330 --> 00:07:06.360
تو هم الان توی مدرسه نیستی، مگه نه؟

00:07:06.400 --> 00:07:09.270
.ما از این کارها نمیکنیم، جِنی

00:07:09.300 --> 00:07:11.600
.سلام. جِنی، درسته؟ من دکتر رابینز هستم

00:07:11.640 --> 00:07:13.070
...شنیدم که یک کوچولوی
.آپریل: درد کوچولوی شکم

00:07:14.110 --> 00:07:17.040
.و دکتر رابینز پزشک شکم هستن

00:07:17.080 --> 00:07:18.180
...به همین خاطر

00:07:18.210 --> 00:07:20.540
ما جِنی رو میبریم به سی-تی اسکن
.تا از نزدیک یک نگاهی بندازیم

00:07:20.580 --> 00:07:22.280
و به محض اینکه نتایج بدست
.اومد شما رو در جریان میذاریم

00:07:22.310 --> 00:07:23.480
باشه؟
[بدون صدا:]
!متشکرم

00:07:24.320 --> 00:07:26.980
ادواردز: سلام، حدس بزن کی قراره توی عمل

00:07:27.020 --> 00:07:28.750
.تحریک عمقی مغز شفرد بهتون ملحق بشه

00:07:28.790 --> 00:07:29.990
میشه من رو راه بندازی؟

00:07:30.020 --> 00:07:32.460
نکنه میخوای قبل از جلسۀ
امشب یکم توی چشم شفرد باشی؟

00:07:32.490 --> 00:07:34.290
من باد زیر بالهای اون (شفرد) هستم

00:07:34.330 --> 00:07:36.330
.و لازمه مطمئن بشم این رو یادشه

00:07:36.360 --> 00:07:37.590
.خب، من هواتو دارم -
.خانمها -

00:07:37.630 --> 00:07:39.760
.بیاین بریم

00:07:39.800 --> 00:07:40.830
.هِی، هِی، وایستا، وایستا
.بذار من جلو برم

00:07:42.000 --> 00:07:43.770
[آه کشیدن، نیشخند]

00:07:46.370 --> 00:07:48.870
[نواختن موسیقی آرام با گیتار]

00:07:53.380 --> 00:07:54.680
.خیلی قشنگه

00:07:54.710 --> 00:07:56.480
.اوه
[نیشخند]

00:07:56.510 --> 00:07:59.450
.نه، برای این دست نزنین
.این... این مزخرف بود

00:07:59.480 --> 00:08:02.920
...دکتر بِلیک و دکتر شفرد و

00:08:02.950 --> 00:08:04.520
ایشون کی هستن؟

00:08:04.560 --> 00:08:05.990
.چهرۀ تو رو قبلاً ندیده بودم
.چهرۀ قشنگیه

00:08:07.190 --> 00:08:09.130
.این دکتر ادواردزه

00:08:09.160 --> 00:08:10.190
!خدایا

00:08:10.230 --> 00:08:12.500
چرا همۀ دکترهای این
بیمارستان اینقدر جذابن؟

00:08:12.530 --> 00:08:13.700
.خب... جدی میگم

00:08:13.730 --> 00:08:15.500
به نظر... به نظر این
.جزو شرایط استخدام اینجاست

00:08:15.530 --> 00:08:16.500
.بیا در مورد مغزت صحبت کنیم
.ادواردز، وقت کاره

00:08:17.900 --> 00:08:19.600
.کایل دیاز»، 34 ساله»

00:08:19.640 --> 00:08:23.270
دو سال پیش مبتلا به «اسکرولوز چندگانه
.عودت کننده-بهبود یابنده» تشخیص داده شد

00:08:23.310 --> 00:08:24.710
.اخیراً علائم تشدید شدن
چطور تو این همه در مورد من میدونی

00:08:25.910 --> 00:08:27.040
و من حتی تو رو هنوز ندیده بودم؟

00:08:27.080 --> 00:08:30.380
.علائم شامل لرزش مداوم دست راست هستن

00:08:30.420 --> 00:08:31.380
آره، این لرزش لعنتی

00:08:31.420 --> 00:08:34.480
درست زمانی که درگیر یک
.تورِ 13-شهری بودم پیداش شد

00:08:34.520 --> 00:08:37.050
.تنها دفعه ای بود که زمان بندی بدی داشتم

00:08:37.090 --> 00:08:38.720
.برای این مرخصی خیلی دعا کردم

00:08:38.760 --> 00:08:40.520
...آخه، این -
.خیلی برات مهمه -

00:08:40.560 --> 00:08:42.530
آره، برای من خیلی مهمه. چون
.من نوازندۀ مراسم آغازین هستم

00:08:42.560 --> 00:08:45.500
تماشاچی ها برای دیدن من نمیان، اما
[نیشخند]

00:08:45.530 --> 00:08:47.400
.قسم میخورم موقع رفتن اسم من رو بخاطر بسپرن

00:08:47.430 --> 00:08:50.130
.و من باید عالی باشم، اما نمیتونم

00:08:50.170 --> 00:08:52.870
.نه با این... دست لَق و پَق

00:08:52.900 --> 00:08:55.410
ثابت شده که تحریک عمقی مغز

00:08:55.440 --> 00:08:57.370
به کاهش لرزشهای غیر قابل
.کنترل مثل ما تو کمک میکنه

00:08:57.410 --> 00:08:59.910
پس وقتی بهوش بیام شاید بتونم
.بهت نشون بدم که واقعاً چطور مینوازم

00:08:59.940 --> 00:09:01.850
[نیشخند]

00:09:01.880 --> 00:09:03.710
...برنامه اینه که

00:09:03.750 --> 00:09:06.250
تو رو در زمان عمل هشیار نگه داریم

00:09:06.280 --> 00:09:08.850
تا با کمک تصاویر ام-آر-آی
.محل مورد نظر رو پیدا کنیم

00:09:08.890 --> 00:09:11.560
.پِنی: اوهومم -
آملیا: بلیک؟ -

00:09:11.590 --> 00:09:15.530
نه، به نظرم اومد از «میکرو
رکوردینگهای حین جراحی» استفاده کنیم

00:09:15.560 --> 00:09:16.790
تا موقعیت دقیق نوکلئوس رو مشخص کنیم

00:09:16.830 --> 00:09:20.260
دقیقاً. چطور میخوایم
بفهمیم که کارمون درست بوده؟

00:09:20.300 --> 00:09:23.830
با خواستن از بیمار که مهارتهای حرکتی ظریفی رو

00:09:23.870 --> 00:09:25.570
.در زمانی که الکترودها رو اتصال میدیم اجرا کنه

00:09:25.600 --> 00:09:27.400
.در مورد کایل، اون باید گیتار بزنه

00:09:27.440 --> 00:09:29.510
...صبر کن. من
[نیشخند]

00:09:29.540 --> 00:09:31.370
یعنی قراره در حالی که شما مغزم رو

00:09:31.410 --> 00:09:34.540
سیخ میزنین، گیتار بزنم؟

00:09:34.580 --> 00:09:36.510
اینطوری وقتی لرزشها رو
.از بین بردیم متوجه میشیم

00:09:36.550 --> 00:09:38.680
.خب این غیر ممکنه

00:09:38.720 --> 00:09:39.920
.نه، امکان پذیره
.هشیار میمونی و میتونی گیتار بزنی

00:09:41.320 --> 00:09:41.850
.نه، برای تو میگم

00:09:41.860 --> 00:09:43.750
احتمالاً نمیدونی وقتی خانمها
...صدای نواختن من رو میشنون

00:09:43.790 --> 00:09:44.720
.چه اتفاقی براشون میوفته

00:09:44.760 --> 00:09:47.290
.دستهات یخورده به لرزش میوفتن

00:09:47.330 --> 00:09:48.790
.منم سعی میکنم اینطوری نشه

00:09:48.830 --> 00:09:51.430
.من و بِلیک عمل رو انجام میدیم

00:09:51.460 --> 00:09:52.560
.ادواردز میخوام تو کنار کایل باشی

00:09:52.600 --> 00:09:54.970
من... بِلیک دستیار میشه؟

00:09:55.000 --> 00:09:56.630
میخوام مراقب لرزش دستش باشی

00:09:56.670 --> 00:09:57.930
.و وقتی که بهش رسیدیم بهمون بگی

00:10:00.610 --> 00:10:02.140
...خب

00:10:02.170 --> 00:10:04.840
!چه ملاقات اولی قراره بشه

00:10:05.680 --> 00:10:07.580
[آه کشیدن]

00:10:07.610 --> 00:10:10.110
[صدای نامفهوم زن از بلندگو]

00:10:22.290 --> 00:10:23.730
واقعاً مادرش خبر نداره؟
.نع

00:10:24.900 --> 00:10:27.930
کلی کار میبره که این همه
.مدت موضوع رو مخفی نگهداری

00:10:27.970 --> 00:10:29.570
.آره، درسته

00:10:29.600 --> 00:10:31.670
.خیلی سخته که چیزی رو سربسته نگه داری

00:10:31.700 --> 00:10:33.440
[باز و بسته شدن در]

00:10:37.310 --> 00:10:39.780
آیا ما یه جورایی موظف نیستیم
به مادرش بگیم که حامله است؟

00:10:39.810 --> 00:10:41.140
...اگر اون بچه در خطر باشه

00:10:41.180 --> 00:10:43.250
.قانوناً موظفیم که این کار رو نکنیم

00:10:43.280 --> 00:10:44.280
.مگر اینکه خود بیمار بهمون اجازه بده

00:10:44.320 --> 00:10:46.200
اگر اون دختر من بود دلم
.میخواست قانون رو میشکستین

00:10:46.210 --> 00:10:47.150
[بوق زدن رایانه]
!اوه، وارِن
اینجا چی میبینی؟

00:10:48.550 --> 00:10:49.920
.خون توی حفرۀ کوچک

00:10:49.950 --> 00:10:51.920
آیا آنوریسمه؟

00:10:51.960 --> 00:10:53.760
.آره. آنوریسم شریان طحالی

00:10:53.790 --> 00:10:54.930
چه خطراتی داره؟

00:10:54.960 --> 00:10:57.490
اگر بترکه میتونه فوراً
.باعث خونریزی شدید بشه

00:10:57.530 --> 00:10:59.160
ممکنه بیمار و نوزاد
.هر دو از خونریزی تلف بشن

00:10:59.200 --> 00:11:01.360
[نفس عمیق]
حالا میتونیم به مادرش بگیم؟

00:11:01.400 --> 00:11:04.430
.آریزونا: نه -
.آپریل: بله -

00:11:06.740 --> 00:11:07.970
.ریچارد: اوهومم

00:11:08.010 --> 00:11:09.940
اون اسم توئه که اونجاست؟

00:11:09.970 --> 00:11:11.860
[آه کشیدن]
.به نظر همین طوره

00:11:11.930 --> 00:11:15.000
.روده برداری همراه با دکتر وِبر

00:11:15.040 --> 00:11:16.670
.میگن (دکتر وبِر) آدم خوبیه

00:11:16.710 --> 00:11:18.270
.خوش سیما هم هست

00:11:18.310 --> 00:11:20.210
.بعضی مردها اگه بودن گل میفرستادن

00:11:20.240 --> 00:11:22.940
.اما یک رودۀ نکروتیک چندش آور هم خوبه

00:11:22.980 --> 00:11:25.380
.عمل پیچیده ایه

00:11:25.410 --> 00:11:27.580
.بهمون وقت برای صحبت کردن میده

00:11:27.620 --> 00:11:30.550
...و چون در محیط کار هستیم

00:11:30.590 --> 00:11:34.220
.هیچ موضوعی خارج از قواعد نخواهد بود

00:11:34.460 --> 00:11:37.290
.توی اتاق ضدعفونی میبینمت دکتر آوری

00:11:37.330 --> 00:11:38.790
.هر قدر بخوای میتونی غرغر کنی

00:11:38.830 --> 00:11:41.430
.اما به این معنی نیست که مجبورم گوش بدم

00:11:41.460 --> 00:11:43.430
[بوق ماشینها]

00:11:43.470 --> 00:11:45.270
[آه کشیدن]

00:11:49.940 --> 00:11:51.940
[آه کشیدن]

00:11:51.970 --> 00:11:55.110
تو چه کسی رو برای این
قضیۀ پرمینجر در نظر داری؟

00:11:55.140 --> 00:11:57.410
با اینکه با ادواردز کار نمیکنم

00:11:57.450 --> 00:11:58.910
.ولی کریستینا واقعاً ازش خوشش میومد

00:11:58.950 --> 00:12:00.820
.آملیا هم دوستش داره -
چرا حرکت نمیکنیم؟ -

00:12:00.850 --> 00:12:03.420
.ترافیک پل -
.آملیا برگشته پیش ما -

00:12:03.450 --> 00:12:04.450
میدونستی؟ -
.نه -
.در مورد تو سؤال میکرد

00:12:05.950 --> 00:12:07.590
.خب میتونی بهش بگی من الکلی نیستم

00:12:07.620 --> 00:12:08.660
.البته اگه این چیزیه که اون بابتش نگرانه
.به نظرم اون نگران این نیست

00:12:09.930 --> 00:12:12.090
.خودش الکلیه. از همین نگرانه

00:12:12.130 --> 00:12:14.430
[آه کشیدن]

00:12:14.460 --> 00:12:16.300
شفرد؟

00:12:16.330 --> 00:12:17.430
شفرد الکلیه؟
.خودم یک بار براش نوشیدنی خریدم

00:12:18.870 --> 00:12:19.830
کِی؟

00:12:19.870 --> 00:12:21.500
.چند ماه پیش

00:12:21.540 --> 00:12:22.470
.من خبر نداشتم

00:12:22.500 --> 00:12:24.410
.تو این کار رو کردی -
چی؟ -

00:12:24.440 --> 00:12:26.240
!تو این کار رو باهاش کردی؟ -
.چکار کردم؟ من که خبر نداشتم -

00:12:26.270 --> 00:12:27.170
.ازش پرسیدم، اون هم گفت آره
.بهم نگفت قبلاً الکلی بوده

00:12:28.380 --> 00:12:29.510
.کار تو بوده -
!وایستا! صبر کن -
.فعلاً کاری داریم که باید انجام بدیم

00:12:30.980 --> 00:12:33.980
بعداً شما دو تا میتونین
.همدیگه رو لت و پار کنین

00:12:36.350 --> 00:12:39.150
یک حباب توی سرخرگ من وجود داره؟

00:12:39.190 --> 00:12:41.020
آیا به بچه آسیبی زدم؟ -
.نه، نه -

00:12:41.060 --> 00:12:43.290
انقدر بزرگه که حتی یک عطسه
.میتونه باعث خونریزیش بشه

00:12:43.330 --> 00:12:45.430
بله، خبر خوب اینه که خونریزی متوقف شده

00:12:45.460 --> 00:12:49.160
.اما آنوریسم طحالی میتونه هر لحظه بترکه

00:12:49.200 --> 00:12:51.330
.آره، که خیلی هم خطرناک میتونه باشه

00:12:51.370 --> 00:12:52.830
.هم برای تو و هم برای بچه ات

00:12:52.870 --> 00:12:55.100
.اوه، خدا، خدا

00:12:55.140 --> 00:12:56.970
.آپریل: جِنی، گوش کن، من میتونم درستش کنم

00:12:57.010 --> 00:12:59.640
میتونم عملت کنم و اطمینان
.حاصل کنم که خونریزی نمیکنه

00:12:59.670 --> 00:13:01.840
جراحی؟

00:13:01.880 --> 00:13:04.040
اگه جراحی کنیم مامانم
.حتماً موضوع رو متوجه میشه

00:13:04.080 --> 00:13:05.050
.شاید بهتر هم همین باشه

00:13:05.080 --> 00:13:06.570
...یعنی آیا تو کمک مادرت رو نمیخوای و

00:13:06.620 --> 00:13:07.690
!نه

00:13:07.930 --> 00:13:11.600
اون یا خودم رو طرد میکنه یا
.مجبورم میکنه بچه ام رو سقط کنم

00:13:11.630 --> 00:13:14.730
نمیشه فقط چند تا قرص بهم بدین
تا وضعیت همینطوری باقی بمونه؟

00:13:14.760 --> 00:13:16.300
.میتونیم بهش یکم زمان بدیم

00:13:16.330 --> 00:13:18.230
.تو رو تحت نظر میگیریم

00:13:18.270 --> 00:13:21.070
و احتمالش هم هست که
.مشکل خود به خود حل بشه

00:13:21.100 --> 00:13:23.140
.پس همین کار رو بکنیم. صبر میکنیم

00:13:23.170 --> 00:13:25.270
جِنی، اگر همین حالا یک کاری براش بکنیم

00:13:25.310 --> 00:13:26.610
.خیلی خیلی خطرش کمتره

00:13:26.640 --> 00:13:28.340
به نظرم اگر به مادرت تمام جزئیات رو بگیم

00:13:28.380 --> 00:13:29.980
...اون هم... تصمیم میگیره -
.گفتی میتونیم صبر کنیم -

00:13:30.010 --> 00:13:31.780
.میخوام صبر کنم

00:13:31.810 --> 00:13:33.350
.خیلی خب

00:13:33.380 --> 00:13:35.650
.پس صبر میکنیم

00:13:38.350 --> 00:13:40.360
.جراحی گزینۀ بهتری هستش

00:13:40.390 --> 00:13:42.320
تنها دلیلی که اون میخواد صبر کنه اینه که

00:13:42.360 --> 00:13:44.460
.نمیخواد به مادرش بگه حامله است

00:13:44.490 --> 00:13:47.300
اون این حق رو داره که هر موقع
.آمادگیش رو داشت به مادرش بگه

00:13:47.330 --> 00:13:49.330
!اون فقط 14 سالشه

00:13:49.370 --> 00:13:51.930
اون برای گرفتن این تصمیم
.به کمک مادرش احتیاج داره

00:13:51.970 --> 00:13:54.800
تو داری مثل یک مادر فکر
.میکنی چون خودت داری مادر میشی

00:13:54.840 --> 00:13:56.000
.اما اینطور نیست
.تو مادر اون نیستی

00:13:57.140 --> 00:13:58.870
.ما «پزشک» اون هستیم

00:13:58.910 --> 00:14:00.440
اگر در مورد «سوفیا» بود چی؟

00:14:00.480 --> 00:14:02.340
.آپریل! نمیتونیم

00:14:02.380 --> 00:14:05.350
میتونیم بهش از خونریزی طحالی
.بگیم، اما در مورد حاملگی نه

00:14:05.380 --> 00:14:07.350
.اون اینطوری خودش و بچه رو به خطر میندازه

00:14:07.380 --> 00:14:08.980
.بیمار خودِ جنی هستش

00:14:09.020 --> 00:14:10.550
.و اونه که حرف آخر رو میزنه

00:14:10.590 --> 00:14:13.290
.ختم کلام

00:14:23.070 --> 00:14:25.760
.امروز تا همینجاش هم روی اعصابم بوده

00:14:25.780 --> 00:14:28.290
.بیمارهای گِری و تورِس رو بازدید کردم

00:14:28.310 --> 00:14:30.010
.نکات بعد از عملی رو هم که گفته بودن انجام دادم

00:14:30.040 --> 00:14:33.050
.مغز خوشگل و نابغۀ من دیگه داغ کرده

00:14:33.080 --> 00:14:34.010
.میخوام این بورسیه رو بدست بیارم

00:14:34.050 --> 00:14:36.820
.مغز خوشگل و نابغۀ من داره حروم میشه

00:14:36.850 --> 00:14:38.680
من باید دستهای یک موزیسین خوشتیپ رو بگیریم

00:14:38.720 --> 00:14:40.490
.در حالی که بِلیک توی عمل مغزش دستیاری میکنه

00:14:40.520 --> 00:14:42.050
اوه، وایستا، واسۀ کمک؟

00:14:42.090 --> 00:14:44.060
.نه، نه، این حرفو نزن

00:14:44.090 --> 00:14:45.620
.اون جذابه، ولی از نوع زننده اش

00:14:45.660 --> 00:14:47.330
.توی صورتت ضایع بازی درمیاره

00:14:47.360 --> 00:14:49.460
.همه ش با چشمهاش داره ترتیب آدم رو میده

00:14:49.500 --> 00:14:51.860
.اون اصلاً به تیپ من نمیخوره
.فقط یک مورد حاشیه ایه

00:14:51.900 --> 00:14:54.230
.اوه، خدایا، خیلی وقته که سکس نکردم

00:14:54.270 --> 00:14:56.540
.اوه، من امروز صبح سکس داشتم

00:14:58.610 --> 00:14:59.770
.فکر کردم میخوایم با هم در میون بذاریم

00:14:59.810 --> 00:15:04.240
نکته اینجاست که شفرد امروز
باید ببینه که «من» جلوش میدرخشم

00:15:04.280 --> 00:15:06.810
.ولی بِلیک هم با درخشش تمام اونجاست

00:15:06.850 --> 00:15:08.350
[آه کشیدن]
.میدونستم

00:15:08.380 --> 00:15:10.750
تو از این که شفرد بلیک رو زیر
.بال و پر خودش گرفته خیلی ناراحتی

00:15:10.780 --> 00:15:12.420
!چون اون «بال و پر» مال منه

00:15:12.450 --> 00:15:15.320
مگه چند وقته که بِلیک اومده توی
بخش اعصاب؟ فقط یکی دو هفته؟

00:15:15.360 --> 00:15:17.490
و حالا باید بجای من بره سر عمل؟

00:15:17.520 --> 00:15:18.490
واقعاً؟

00:15:18.530 --> 00:15:20.330
احتمالاً بِلیک حتی نمیتونه
.چیدن یک آنوریسم رو انجام بده

00:15:20.360 --> 00:15:21.360
...استفانی -
.نه -
.خودمونیم، اون از دانشگاه «دیلارد» اومده

00:15:29.400 --> 00:15:30.900
[جریان آب]

00:15:30.940 --> 00:15:32.740
،ریچارد: خیلی خب، گوش کن
...میدونم که تو نمیخوای، اما

00:15:32.770 --> 00:15:34.160
.نه، «تو» گوش کن

00:15:34.210 --> 00:15:36.880
،اون نشست اون طرف میز
،توی چشمهای پسر من نگاه کرد

00:15:36.910 --> 00:15:39.380
و کلمه ای هم در مورد حاملگی دم نزد

00:15:39.410 --> 00:15:41.900
و با پسرم طوری رفتار کرد که
انگار اون مسبب مشکلات بوده

00:15:41.910 --> 00:15:42.850
.در حالی که اون پدر بچه است
خب، شاید اینها درست باشه

00:15:43.820 --> 00:15:45.450
.ولی ما باید توی این ماجرا کمکشون کنیم

00:15:45.490 --> 00:15:47.790
بجز جنگیدن مگه چه گزینۀ دیگه ای داریم؟

00:15:47.820 --> 00:15:48.950
ریچارد: لابد شکایت قانونی؟

00:15:48.990 --> 00:15:52.300
کاترین: اگر جکسون پرونده ای درست کنه
که در اون آپریل فریبکاری کرده باشه

00:15:52.310 --> 00:15:54.590
شانس این رو داره که
.حضانت کامل بچه رو بگیره

00:15:54.630 --> 00:15:57.360
اگر آپریل میخواد کثیف
.مبارزه کنه، جکسون هم میتونه

00:15:57.400 --> 00:15:59.370
.کاترین: این موضوع در مورد نوۀ منه -
ریچارد: اوه، جداً؟ -

00:15:59.400 --> 00:16:01.200
.ریچارد: چون من هیچ نوه ای نمیبینم

00:16:01.210 --> 00:16:03.000
تنها چیزی که میبینم دو تا
.بچه ان که توی دردسر افتادن

00:16:03.010 --> 00:16:05.490
.کاترین: اونها بچه های «تو» نیستن

00:16:05.500 --> 00:16:07.510
.شاید بهتر باشه نظرت رو پیش خودت نگهداری

00:16:08.080 --> 00:16:11.310
.مفهومه

00:16:11.340 --> 00:16:13.410
.ولی تو همسر منی

00:16:13.450 --> 00:16:15.880
و به نظرم باید بتونم وقتی
داری تصمیم اشتباهی میگیری بهت بگم

00:16:15.920 --> 00:16:18.580
.و این مورد هم خیلی اشتباهه

00:16:19.820 --> 00:16:23.420
[باز شدن در]

00:16:23.460 --> 00:16:25.960
ناتان: باورم نمیشه یک ساعت
.توی ترافیک مونده بودیم

00:16:25.990 --> 00:16:27.490
.مِردیت: آروم باش. بالاخره رسیدیم

00:16:27.530 --> 00:16:29.400
اُوِن: دارن چکار میکنن؟
از همین الان دارن قلب رو احیا میکنن؟

00:16:29.430 --> 00:16:32.300
.ناتان: نه، نه، هانت. یک مشکلی هست

00:16:32.330 --> 00:16:33.200
هِی، دارین با قلب ما چکار میکنین؟

00:16:33.230 --> 00:16:34.800
.حدود دو دقیقۀ پیش بود که از کار افتاد

00:16:34.840 --> 00:16:35.800
شما از گِری-اسلوان هستین؟
چی داری میگی؟ -
.لیدوکائین -

00:16:36.870 --> 00:16:38.100
.دچار فیبریلاسیون بطنی شده... و آریتمی

00:16:38.140 --> 00:16:40.340
برای پرفیوژن اعضای دیگه داریم سعی
.میکنیم قلب رو در حال تپش نگهداریم

00:16:40.370 --> 00:16:41.310
.خیلی خب، برین کنار. بذارین ببینم

00:16:41.340 --> 00:16:43.980
!گفته بودی این یک قلب سالمه

00:16:44.010 --> 00:16:45.510
.اون دچار «هایپر کالِمی» شد

00:16:45.550 --> 00:16:46.650
.سعی کردیم با انسولین روندش رو معکوس کنیم
پس چرا هنوز توی فیبریلاسیونه؟

00:16:47.680 --> 00:16:48.910
.خیلی خب، هانت. بذار کارم رو بکنم
.روی 20 شارژ کنید
.پزشک زن: شارژ شد

00:16:49.590 --> 00:16:51.420
.مردیت: اگر قلب نباشه، کبد هم نداریم

00:16:51.450 --> 00:16:53.190
اُون: هر کدوم بدون اون یکی بدرد
.نمیخوره. مجبورن یکی دیگه رو تخصیص بدن

00:16:53.220 --> 00:16:54.620
ریگز؟ -
!برید کنار -

00:16:54.650 --> 00:16:56.390
[بوق ممتد دستگاه]
[ناله کردن]

00:16:57.690 --> 00:17:00.860
!زود باش! زود باش کوچولو

00:17:00.890 --> 00:17:03.560
[بوق آرام دستگاه]

00:17:09.500 --> 00:17:12.100
.از دست رفت

00:17:12.140 --> 00:17:13.310
.قلب از کار افتاد. متأسفم

00:17:17.480 --> 00:17:19.250
[افتادن جعبه ها]

00:17:22.320 --> 00:17:25.120
آملیا: باید محاسبات رو با
.کمک ام-آر-آی انجام بدیم

00:17:25.150 --> 00:17:27.120
.لازم دارم یک نفر به قاب سر کایل نظارت کنه

00:17:27.150 --> 00:17:28.120
.بلیک: من میتونم -
.ادواردز: من میتونم -
.بِلیک، تو

00:17:32.430 --> 00:17:34.860
.دوست داشتم منم توی کار باشم و دستیاری کنم

00:17:34.900 --> 00:17:36.960
.تو رو کنار کایل لازم دارم
.اون ازت خوشش میاد

00:17:37.000 --> 00:17:38.530
.به نظر اون من براش یک چالشم

00:17:38.570 --> 00:17:39.400
.درسته

00:17:39.430 --> 00:17:41.570
.پس به چالش بکشش. اینطوری آرومتر میشه

00:17:41.600 --> 00:17:43.170
[آه کشیدن]

00:17:43.200 --> 00:17:45.240
[کلیک کردن موس]

00:17:48.340 --> 00:17:51.120
.پس مراسم انتخاب نامزد بورسیه پرمینجر امشبه

00:17:51.140 --> 00:17:52.040
.ادواردز

00:17:52.080 --> 00:17:55.580
قرار نیست در مورد یک توصیۀ
.محرمانه با تو صحبت کنم

00:17:55.620 --> 00:17:57.550
.میدونم. من هم چیزی نخواستم

00:17:59.890 --> 00:18:03.660
فقط امیدوارم موقعی که کسی رو توصیه میکنی

00:18:03.690 --> 00:18:05.060
.تاریخچۀ برجسته ای که داشتیم رو یادت باشه -
!ادواردز -
!چیزی نخواستم

00:18:06.130 --> 00:18:07.990
[کلیک کردن موس]

00:18:08.030 --> 00:18:09.700
.ادواردز، به من نگاه کن

00:18:09.730 --> 00:18:12.430
من و تو اجازه نداریم در مورد

00:18:12.470 --> 00:18:15.370
اینکه آیا امشب من از ویژگهای خوب تو

00:18:15.400 --> 00:18:18.040
.توی گوش بِیلی میخونم یا نه صحبت کنیم

00:18:18.070 --> 00:18:19.670
...انجام این کار

00:18:19.710 --> 00:18:24.180
غیر حرفه ای و غیر اخلاقیه
.و اصلاً هم جالب نیست

00:18:24.210 --> 00:18:27.250
به همین خاطر... من در
.این مورد اصلاً صحبتی ندارم

00:18:27.280 --> 00:18:29.550
مفهومه؟ -
.مفهومه -

00:18:29.580 --> 00:18:30.550
.خیلی خب

00:18:30.580 --> 00:18:33.190
♪

00:18:36.620 --> 00:18:39.960
«.گفت: «اون از دیلارد اومده
.همچین که انگار اونجا دانشکدۀ جوشکاریه

00:18:39.990 --> 00:18:41.390
و تو چی گفتی؟ -
.هیچی -
.فقط ایستاده بودم

00:18:42.560 --> 00:18:43.460
!آخِی

00:18:43.500 --> 00:18:45.200
.میدونم، میدونم. حرفم رو نزدم

00:18:45.230 --> 00:18:47.430
!چرا نزدم... چرا حرفم رو نزدم؟

00:18:47.470 --> 00:18:48.630
.اوه، آروم، الان حرفت رو بزن
.باشه، باشه

00:18:49.600 --> 00:18:50.800
...من

00:18:50.840 --> 00:18:52.370
.فکر میکردم با هم دوستیم

00:18:52.410 --> 00:18:54.140
.نه، ضعیفه. کلمات بهتری بگو

00:18:54.170 --> 00:18:58.040
...میدونم اینجا میتونه خیلی رقابتی باشه

00:18:58.080 --> 00:19:00.950
.و تو بعضی وقتها مثل یک عوضی متزلزل میشی

00:19:00.980 --> 00:19:03.780
ولی تو اگه تا سر حد مرگ از این نترسی

00:19:03.820 --> 00:19:05.550
که یک نفر رقابت نزدیکی باهات داشته باشه

00:19:05.590 --> 00:19:07.820
!پشت سر من صحبت نمیکنی

00:19:07.850 --> 00:19:11.760
و شاید من از دیلارد اومده
.باشم اما الان اینجام

00:19:11.790 --> 00:19:14.060
درست پشت سرت هستم و خوب زیر نظر دارمت

00:19:14.090 --> 00:19:16.830
!و مثل یک اسب سیاه ترسناکم

00:19:16.860 --> 00:19:18.960
!کِلی: میکروفون رو بنداز و برو

00:19:19.000 --> 00:19:23.940
♪ ♪

00:19:23.970 --> 00:19:25.570
.امشب باهاش سکس میکنم

00:19:25.610 --> 00:19:27.740
[صحبت نامفهوم]
.مَگی: سلام

00:19:27.770 --> 00:19:29.510
من امشب شما آدمهای دوست داشتنی رو

00:19:29.540 --> 00:19:30.780
.برای شام به خونه مون دعوت میکنم

00:19:30.810 --> 00:19:34.150
.اوه! مثل یک... مثل یک مهمانی شام

00:19:34.180 --> 00:19:35.480
.دوباره دیگه این کار رو نمیکنیم
.فقط فست-فود. یا هر چیز دیگه ای

00:19:36.450 --> 00:19:37.620
.ساعت 8 بیاین. من خودم غذاتون رو میدم

00:19:37.650 --> 00:19:39.850
.اما امشب جلسۀ اعلام نامزد برای بورسیه پرمینجره

00:19:39.890 --> 00:19:40.820
.اشکال نداره، 8:30

00:19:40.850 --> 00:19:43.620
.بن و بِیلی ساعت 8:30 میرن خونه

00:19:43.660 --> 00:19:44.820
.منم امشب یک سکس عالی پیش رو دارم
.منم شاید امشب سکس داشته باشم

00:19:46.290 --> 00:19:48.760
.یعنی هنوز مطمئن نیستم
.ما برای این کار برنامه ریزی نمیکنیم

00:19:48.790 --> 00:19:49.800
[خندیدن]
.شماها باید بیاین

00:19:51.200 --> 00:19:52.800
آملیا تازه برگشته خونه

00:19:52.830 --> 00:19:55.600
و لازمه که مردیت و آملیا
آروم آروم با این مسئله روبرو بشن

00:19:55.640 --> 00:19:57.670
...وگرنه... خون و

00:19:57.700 --> 00:19:58.840
[آه کشیدن]

00:19:58.870 --> 00:20:00.440
از یک چیز کوچک شروع میشه

00:20:00.470 --> 00:20:02.000
و مثل یک گلولۀ برفی بزرگ و بزرگتر میشه

00:20:02.010 --> 00:20:03.880
.و به خون و خونریزی منجر میشه

00:20:03.910 --> 00:20:06.210
.این رابطه خیلی شکننده است

00:20:06.250 --> 00:20:09.180
،ولی اگه شماها اونجا باشین
.همینطوری خوب باقی میمونه

00:20:09.220 --> 00:20:10.150
!اوه

00:20:10.180 --> 00:20:11.680
پس تو میخوای میانجی باشیم؟

00:20:11.720 --> 00:20:13.620
.بله، ممنونم

00:20:13.650 --> 00:20:14.850
.اوهومم -
مثل یک سپر انسانی؟ -

00:20:14.890 --> 00:20:16.490
درست فهمیدی. حالا پس میاین دیگه؟

00:20:16.520 --> 00:20:17.660
.نه، خدای من، نه -
.سکس -

00:20:17.690 --> 00:20:19.690
♪ ♪

00:20:19.730 --> 00:20:24.300
بنابراین فعلاً صبر میکنیم تا ببینیم
.خونریزی شکم دخترتون خودش خوب میشه یا نه

00:20:24.330 --> 00:20:26.730
به نظر شما صبر کردن بهترین راه حله؟

00:20:26.770 --> 00:20:28.500
.خب، این چیزیه که خود جِنی میخواد

00:20:28.540 --> 00:20:30.900
.جنی 14 سالشه

00:20:30.940 --> 00:20:33.470
من وقتی 14 ساله بودم تابلوهای
راهنمایی و رانندگی رو میدزدیدم

00:20:33.510 --> 00:20:35.510
و از دست دوست پسر
.بدبختم کتک میخوردم

00:20:35.540 --> 00:20:39.580
پس من رو ببخشید که نمیتونم به
.تصمیم یک بچۀ 14 ساله اعتماد کنم

00:20:39.610 --> 00:20:41.410
.من دارم نظر «شما» رو میپرسم

00:20:41.450 --> 00:20:44.550
.به نظر من جراحی گزینۀ بهتریه

00:20:44.580 --> 00:20:47.350
.پس همین کار رو میکنیم

00:20:47.390 --> 00:20:49.020
...البته حتماً میدونید که با جراحی

00:20:49.060 --> 00:20:51.260
.همیشه مخاطراتی هم وجود داره

00:20:51.290 --> 00:20:54.690
جراحی کِی انجام میشه؟

00:20:54.730 --> 00:20:57.700
...امروز یا

00:20:57.730 --> 00:21:00.170
.واقعیتش، یک چیز دیگه هم هست

00:21:00.200 --> 00:21:01.530
.دکتر کپنر

00:21:01.570 --> 00:21:03.600
!چیه؟ چیه که به من نمیگین؟

00:21:03.640 --> 00:21:06.770
خطر این هم وجود داره که
.جنی نوازدش رو از دست بده

00:21:06.810 --> 00:21:08.570
چی ش رو؟

00:21:08.610 --> 00:21:10.410
.جنی حامله است

00:21:22.310 --> 00:21:23.840
چند وقته؟ -
...مامان، گوش کن -

00:21:23.870 --> 00:21:24.830
!چند وقته؟

00:21:24.870 --> 00:21:27.690
.نمیدونم. حدود شش ماه

00:21:28.750 --> 00:21:30.450
!چرا بهش گفتین؟

00:21:30.480 --> 00:21:32.040
.«به من نگاه کن، به اونها نه. به «من

00:21:32.130 --> 00:21:36.430
چند مرتبه بهت گفتم
مواظب باش، زرنگ باش؟

00:21:36.460 --> 00:21:38.000
.که آخرش مثل من نشی

00:21:38.030 --> 00:21:39.630
!چند بار؟

00:21:39.670 --> 00:21:42.300
آره، مامان، یک میلیون بار بهم گفتی که

00:21:42.340 --> 00:21:45.260
.من بزرگترین و احمقانه ترین اشتباه تو بودم

00:21:45.280 --> 00:21:48.520
!متأسفم که زندگیت رو بدجور خراب کردم

00:21:48.550 --> 00:21:49.990
!جنیفر، منظور من این نیست

00:21:50.020 --> 00:21:52.920
و همینطور متأسفم که زندگی
!خودم رو هم دارم خراب میکنم

00:21:52.960 --> 00:21:54.090
.زود باش

00:21:54.130 --> 00:21:56.330
...منتظرم که اون جمله رو بگی

00:21:56.360 --> 00:21:58.230
!«ما از این کارها نمیکنیم، جنی»

00:21:58.260 --> 00:21:59.560
.نخیر
.آریزونا: خراب کردی

00:22:00.970 --> 00:22:02.100
.اون لازم بود «تمام» خطرات رو بدونه
.نه، لازم نبود -
.چرا، لازم بود -

00:22:03.300 --> 00:22:05.700
اگر قرار بود جنی رو راضی کنه که
.تن به عمل بده، در این صورت چرا

00:22:05.700 --> 00:22:07.370
به نظرت تا الان چطور پیش رفته؟

00:22:07.400 --> 00:22:10.070
.در هر صورت خطر وجود داره -
[آه کشیدن] -

00:22:10.110 --> 00:22:11.610
ریچارد: اون طرف رو تموم کردی؟

00:22:11.640 --> 00:22:12.710
.کاترین: آه، دارم روش کار میکنم
...فقط این

00:22:13.580 --> 00:22:15.580
.ریچارد: چسبندگی های اعصاب خردکن. میفهمم

00:22:15.610 --> 00:22:17.880
.کاترین: آره

00:22:17.920 --> 00:22:18.850
.قبلاً هم توی این شرایط بودم

00:22:18.880 --> 00:22:22.260
.ریچارد: برای بستن به فضای کافی احتیاج داریم

00:22:22.290 --> 00:22:23.960
.کاترین: من دارم در مورد جکسون حرف میزنم

00:22:23.990 --> 00:22:25.090
.ریچارد: بخیِۀ حلقوی

00:22:25.130 --> 00:22:30.930
کاترین: پدر جکسون گاهی
عاشق و بخشنده و شاد بود

00:22:30.960 --> 00:22:33.870
و گاهی هم بچه و
.خودخواه و کینه توز بود

00:22:33.900 --> 00:22:36.540
وقتی رابطه مون تموم شد
.فقط میخواست اذیتم کنه

00:22:36.570 --> 00:22:38.940
به همین خاطر تنها چیز
.با اهمیت رو ازم گرفت

00:22:38.970 --> 00:22:40.570
.اون جکسون رو گرفت

00:22:40.610 --> 00:22:41.940
.اون رو با خودش به ناکجا برد

00:22:41.980 --> 00:22:43.940
فکر میکرد میتونه بچه ام رو ازم بگیره

00:22:43.980 --> 00:22:45.950
.و من هم از خیرش میگذرم

00:22:45.980 --> 00:22:47.880
بهش گفتم کسی رو که باهاش
.ازداواج کرده هنوز نشناخته

00:22:47.920 --> 00:22:50.250
من برای پسرم جنگیدم

00:22:50.280 --> 00:22:52.080
.و دست از جنگیدن هم برنمیدارم

00:22:52.120 --> 00:22:57.060
ریچارد، جنگ زشت و
بی احساس و بدجور ترسناکه

00:22:57.090 --> 00:23:01.090
ولی چیزهایی وجود دارن
.که ارزش جنگیدن رو دارن

00:23:05.700 --> 00:23:08.730
.میتونی بدون من ببندیش

00:23:12.640 --> 00:23:16.180
پنی: میتونیم تمام
.سلولهای مغزش رو مشاهده کنیم

00:23:16.210 --> 00:23:18.140
.آملیا: اوهومم

00:23:18.180 --> 00:23:22.300
پنی: دکتر شفرد، شما مثبت 10 واحد در
.هستید Z و منفی 20 واحد در جهت Y در جهت

00:23:22.310 --> 00:23:23.580
.آملیا: نزدیکم
.به صحبت کردن مشغولش کن

00:23:25.120 --> 00:23:27.790
ادواردز: کایل، تو چه نوع موسیقی ای مینوازی؟

00:23:27.820 --> 00:23:29.190
اوه، حالا میخوای با من آشنا بشی؟
.فعلاً، کارم همینه

00:23:30.190 --> 00:23:32.120
آملیا: در چه حاله ادواردز؟

00:23:32.160 --> 00:23:36.660
ادواردز: چرا سعی نمیکنی برام یک چیزی بنوازی؟

00:23:40.130 --> 00:23:41.700
[نواختن آکورد]

00:23:41.740 --> 00:23:45.100
.لرزش مداوم. بدون بهبودی

00:23:45.140 --> 00:23:46.710
کایل: به نظرت یکم ناجور نیست که

00:23:46.740 --> 00:23:49.040
داری داخل مغزم رو میبینی

00:23:49.080 --> 00:23:51.510
اما هنوز داخل خونه ام رو ندیدی؟

00:23:51.550 --> 00:23:53.780
ادواردز: تو نمیدونی کِی دست از
این حرفهات بکشی، مگه نه؟

00:23:53.810 --> 00:23:56.350
.کایل: زود باش. سرگرمم کن

00:23:56.380 --> 00:24:00.090
.خودت گفتی این جزو کارت حساب میشه

00:24:02.220 --> 00:24:04.190
ادواردز: دکتر شفرد، اون دچار
.افتادگی نیمۀ چپ صورت شد

00:24:04.220 --> 00:24:05.520
.بلیک: سیگنال دچار اغتشاش شد

00:24:05.560 --> 00:24:08.030
.آملیا: اینجا یک خونریزی کوچک دارم
حالا باید چکار کرد؟

00:24:08.060 --> 00:24:10.000
پِنی: پروب رو بکش بیرون، سرش رو ببند

00:24:10.030 --> 00:24:10.860
.و صبر کن تا خونریزی متوقف بشه

00:24:10.900 --> 00:24:14.070
ادواردز: یا اینکه میتونی با شستشو دادن
خونریزی با کمک سوزن نمونه برداری

00:24:14.100 --> 00:24:16.170
و رقیق کردن و مکش کردن تا بند اومدن
.خونریزی، اون رو همین الان کنترل کنی

00:24:16.200 --> 00:24:17.500
.آملیا: تصمیم خوبی بود ادواردز
.سوزن نمونه برداری

00:24:18.910 --> 00:24:21.510
کایل: نمیتونم... نمیتونم
.همۀ صورتم رو حس کنم

00:24:21.540 --> 00:24:22.410
چه اتفاقی داره میوفته؟

00:24:22.440 --> 00:24:24.080
ادواردز: یک خونریزی خیلی کوچک توی مغزت داری

00:24:24.110 --> 00:24:26.410
نگران نباش... دکتر شفرد
.اون رو تحت کنترل داره

00:24:26.450 --> 00:24:28.280
.آملیا: سرنگ، بلیک. همین الان

00:24:29.550 --> 00:24:30.420
کایل: اون داره چکار میکنه؟

00:24:30.450 --> 00:24:33.490
.ادواردز: داره بداهه نوازی میکنه

00:24:33.520 --> 00:24:35.920
.اون هم برای خودش یک ستاره ست

00:24:35.960 --> 00:24:37.960
.من اینجام

00:24:41.130 --> 00:24:42.160
[نفس کشیدن به سختی]
چه اتفاقی افتاد؟

00:24:43.100 --> 00:24:45.100
بن: داشتم تست روتین شکم روش انجام میدادم

00:24:45.130 --> 00:24:46.530
.که فشارش یهو پایین افتاد

00:24:46.570 --> 00:24:49.200
.درد میکنه... خیلی زیاد

00:24:49.240 --> 00:24:49.900
.بهم بگین مشکل چیه

00:24:49.940 --> 00:24:53.110
بذار یک نگاهی بکنم، میشه؟

00:24:53.140 --> 00:24:56.080
.بِن: فشارش افتاده و هماتوکریتش روی 18 است

00:24:56.110 --> 00:24:58.380
.بهم بگین چه اتفاقی داره میوفته -
.زایمان نیست -

00:24:58.410 --> 00:25:00.280
آنوریسمت پاره شده

00:25:00.310 --> 00:25:01.610
و میدونم که نمیخواستی جراحی بشی
.ولی الان دیگه انتخاب دیگه ای نداریم

00:25:02.450 --> 00:25:03.750
.میخوایم ببریمت به اتاق عمل

00:25:03.780 --> 00:25:06.220
مامان؟ -
.اونها مواظبت هستن عزیزم -

00:25:06.250 --> 00:25:07.920
.همه چیز درست میشه

00:25:08.460 --> 00:25:09.260
[حبس نفس]

00:25:09.290 --> 00:25:11.320
♪

00:25:15.600 --> 00:25:17.200
.ناتان: حیف شد -
!اُون: متوجه نشدم -

00:25:17.230 --> 00:25:18.600
.خیلی حیف شد
.قلب رو میگم

00:25:20.130 --> 00:25:20.970
.برای بیمارت متأسفم

00:25:21.000 --> 00:25:22.800
....شاید اگه زودتر اومده بودیم اینجا

00:25:22.840 --> 00:25:24.270
.ناتان: باز هم فرقی نمیکرد
.قلب توی فیبریلاسیون بطنی بود
.صدمه دیگه وارد شده بود

00:25:25.810 --> 00:25:27.210
...اونها باید میفهمیدن -
.حق با توئه. تو درست میگی -
.اصلاً نمیتونسته تقصیر تو بوده باشه

00:25:28.180 --> 00:25:29.280
هیچ وقت تقصیر تو
...نبوده، نه در مورد آملیا
من خبر نداشتم، خیلی خب؟

00:25:30.640 --> 00:25:32.380
.اگر من باعث مشکلش شدم متأسفم

00:25:32.410 --> 00:25:34.980
...ولی اون به من چیزی نگفت -
.هر جا که تو باشی فاجعه اتفاق میوفته -

00:25:35.020 --> 00:25:36.620
.«چون تو اونجا هستی، مثل داستان «مِگان

00:25:36.650 --> 00:25:37.420
!خیلی خب، نه

00:25:37.450 --> 00:25:39.220
.اُون، من دیگه وارد این بحث نمیشم

00:25:39.250 --> 00:25:41.050
نه؟ -
.نه! خیلی خب -

00:25:42.320 --> 00:25:45.490
[بهم خوردن در ماشین]

00:25:45.530 --> 00:25:47.930
.به نظرم خودت داری خودت رو دیوونه میکنی

00:25:47.960 --> 00:25:49.300
.تقصیر اونه

00:25:49.330 --> 00:25:51.230
از یک جایی به بعد، باید
.یاد بگیری که فراموش کنی

00:25:51.260 --> 00:25:52.600
[آه کشیدن]
.آملیا خودش اون مشروب رو خورده

00:25:53.930 --> 00:25:55.470
.مهم نیست چه کسی مشروب رو بهش داده بوده

00:25:55.500 --> 00:25:57.270
.خودش باید این رو بهت بگه

00:25:57.300 --> 00:25:59.910
ریگز با خواهرت صحبت کرده بود تا
.از رفتن با اون هلیکوپتر منصرف بشه

00:25:59.940 --> 00:26:01.340
چی؟
.اون میخواسته کنار بیمارش باشه

00:26:02.640 --> 00:26:05.190
ریگز سعی کرده بجاش بره اما
.خواهرت نمیخواسته بهش اجازه بده

00:26:05.200 --> 00:26:06.350
[خندیدن]

00:26:06.380 --> 00:26:08.480
...این چیزیه که اون بهت گفته... اینکه اون -
.این چیزیه که اون بهم گفت -

00:26:08.520 --> 00:26:11.980
.مِردیت، اون هیچی حرفی با مگان نزده بود

00:26:12.020 --> 00:26:15.190
.اون اصلاً نزدیک اون هلیکوپتر هم نبوده

00:26:15.220 --> 00:26:18.790
اون یک جای دیگه داشته مخ یکی از زنهای
.رستۀ پیشتیبانی رو میزده... دوباره

00:26:18.830 --> 00:26:21.330
...به همین خاطر مگان سوار اون هلیکوپتر شد

00:26:21.360 --> 00:26:22.360
.تا از دست اون فرار کنه
.خواهرم داشت اون رو ترک میکرد

00:26:23.710 --> 00:26:27.500
وقتی گفتم ما از همچین آدمایی بیزاریم
.دقیقاً منظورم همین بود

00:26:33.500 --> 00:26:34.770
آملیا: کایل، حواست سر جاشه؟
[زیر لب صحبت کردن]

00:26:36.220 --> 00:26:39.230
.ادواردز: هِی، تو مشکلی نداری

00:26:39.250 --> 00:26:40.250
.از دست دادن تکلم طبیعیه

00:26:40.290 --> 00:26:42.060
موقتیه، خیلی خب؟

00:26:42.090 --> 00:26:44.020
.دوباره برمیگرده

00:26:44.060 --> 00:26:45.430
.دکتر شفرد تقریباً کارش تموم شده

00:26:45.460 --> 00:26:48.830
.حواست به من باشه کایل. تقریباً تمومه

00:26:50.490 --> 00:26:51.790
.وضعیتت خوبه
.آملیا: یک دقیقه بهم فرصت بده

00:26:53.070 --> 00:26:54.570
...پِنی: دکتر شفرد اونجا هیچ

00:26:54.600 --> 00:26:55.750
.ادواردز: اون گفت بهش فرصت بده

00:27:04.150 --> 00:27:07.590
.آملیا: خونریزی متوقف شده

00:27:07.620 --> 00:27:09.690
.کایل، دستت رو چک کن

00:27:09.720 --> 00:27:12.030
.خیلی خب

00:27:16.220 --> 00:27:18.190
.هیچ لرزشی نداره

00:27:18.220 --> 00:27:20.760
...خیلی خب، حالا میتونی

00:27:20.790 --> 00:27:21.830
صحبت کنی؟

00:27:26.830 --> 00:27:28.370
دلت برام تنگ میشه؟

00:27:28.400 --> 00:27:29.900
[نیشخند]

00:27:29.940 --> 00:27:31.970
.آملیا: بازگشتت مبارک کایل

00:27:32.000 --> 00:27:33.440
.من حرکتهام رو بهت نشون دادم

00:27:33.470 --> 00:27:34.970
.وقتشه تو هم مال خودت رو نشونمون بدی

00:27:35.010 --> 00:27:36.540
.ادواردز: خیلی خب، زود باش

00:27:36.580 --> 00:27:38.910
.نوبت بداهه نوازی توئه

00:27:43.180 --> 00:27:46.350
[موسیقی کلاسیک گیتار]

00:28:03.700 --> 00:28:17.050
♪ ♪

00:28:19.320 --> 00:28:21.350
♪ ♪

00:28:21.390 --> 00:28:22.650
.آپریل: تقصیر من نبود
♪ ♪

00:28:23.790 --> 00:28:25.990
.گفتن موضوع به مادرش

00:28:26.030 --> 00:28:28.090
استرس به همین راحتی باعث
.پاره شدن شریانها نمیشه

00:28:28.130 --> 00:28:30.200
.آپریل: خودت هم میدونی -
.آریزونا: آره میدونم -

00:28:30.230 --> 00:28:31.460
.باز هم باعث نمیشه کارت درست باشه
.آپریل: حس میکردم درسته

00:28:32.670 --> 00:28:33.970
.حس میکردم اون لازمه که بدونه
.انگار که کار درست همین بوده

00:28:35.170 --> 00:28:36.130
.احساست رو درک میکنم

00:28:36.170 --> 00:28:37.840
[آه کشیدن]

00:28:37.870 --> 00:28:39.440
!اینها مثل هم نیستن

00:28:39.470 --> 00:28:41.610
...من فقط میگم میدونم

00:28:41.640 --> 00:28:42.710
...چه

00:28:42.740 --> 00:28:45.940
...احساسی داشتی

00:28:45.980 --> 00:28:47.850
.در اون لحظه

00:28:47.880 --> 00:28:49.510
.میدونم

00:28:49.550 --> 00:28:58.520
♪ ♪

00:28:58.560 --> 00:29:00.660
[آه کشیدن]

00:29:00.690 --> 00:29:02.560
.برنگرد

00:29:02.600 --> 00:29:03.860
.اوه

00:29:03.900 --> 00:29:05.960
.خدا قلبت رو روشن کنه

00:29:07.500 --> 00:29:09.630
...خوشحالم که بهم در مورد

00:29:09.670 --> 00:29:11.540
.پدر جکسون گفتی

00:29:11.570 --> 00:29:14.070
.حالا میفهمی که چرا دارم این کار رو میکنم

00:29:14.110 --> 00:29:15.640
.نه حتی یک ذره

00:29:15.680 --> 00:29:17.580
.آه

00:29:17.610 --> 00:29:20.150
.داستان خیلی غمناکی بود

00:29:20.180 --> 00:29:23.250
.اما این داستان «تو» بود، نه اونها

00:29:23.280 --> 00:29:25.750
.و سعی نکن این رو داستان اونها هم بکنی

00:29:25.790 --> 00:29:27.490
.من انتخابی ندارم ریچارد

00:29:27.520 --> 00:29:30.160
...زنی که من باهاش ازدواج کردم

00:29:30.190 --> 00:29:33.190
...به شانس دوباره اعتقاد داشت

00:29:33.230 --> 00:29:36.660
...به اینکه هر چیزی امکان پذیره

00:29:36.700 --> 00:29:41.530
و اینکه همیشه لازم
.نیست نصف لیوان خالی باشه

00:29:41.570 --> 00:29:43.700
و گفتی که همسر سابقت زنی که

00:29:43.740 --> 00:29:46.500
.باهاش ازدواج کرده بود رو نمیشناخت

00:29:46.900 --> 00:29:48.900
.ولی «من» میشناسم

00:29:48.910 --> 00:29:51.350
♪ ♪

00:29:51.600 --> 00:29:53.340
اجازه میدم به سخنرانیت ادامه بدی

00:29:53.370 --> 00:29:55.070
.تنها به خاطر اینکه دستهات خیلی جادویی هستن

00:29:55.110 --> 00:29:56.340
.پایین تر

00:29:56.370 --> 00:29:59.710
.ریچارد: این شروع خوبیه

00:30:00.510 --> 00:30:03.650
♪ ♪

00:30:03.680 --> 00:30:06.520
مجبور شدیم طحالت رو دربیاریم
.تا جلوی خونریزی رو بگیریم

00:30:06.550 --> 00:30:08.150
.ولی بچه حالش خوبه

00:30:08.190 --> 00:30:10.120
.نبض جنینی خوب و خیلی قوی

00:30:10.160 --> 00:30:11.690
مامانم چی؟

00:30:11.720 --> 00:30:13.590
...منتظره که تو رو ببینه

00:30:13.630 --> 00:30:14.590
.هر وقت آمادگیش رو داشته باشی

00:30:14.630 --> 00:30:16.430
آماده ای؟

00:30:16.460 --> 00:30:17.490
.خیلی خب، وارِن

00:30:19.660 --> 00:30:20.800
[باز شدن در]

00:30:20.830 --> 00:30:29.970
♪ ♪

00:30:30.010 --> 00:30:31.140
حالش خوبه؟
.همینطوره

00:30:32.680 --> 00:30:34.340
بچه چطوره؟

00:30:34.380 --> 00:30:35.150
.حال هر جفتشون خوبه

00:30:35.180 --> 00:30:37.550
.مامان -
.حرف نزن -

00:30:37.580 --> 00:30:40.650
.گوش کن

00:30:40.690 --> 00:30:42.950
...این

00:30:42.990 --> 00:30:44.620
.ما از این کارها نمیکنیم

00:30:44.660 --> 00:30:45.190
[آه کشیدن]

00:30:45.220 --> 00:30:46.790
♪ ♪

00:30:46.820 --> 00:30:49.730
.وقتی توی دردسر میوفتی باید به من بگی

00:30:49.760 --> 00:30:52.830
.نباید وحشتزده و تنها بمونی

00:30:52.860 --> 00:30:54.230
.نه وقتی که من رو داری

00:30:54.270 --> 00:30:56.030
حرفهام رو فهمیدی؟ -
.آها -

00:30:56.070 --> 00:30:58.200
.نه وقتی که نوۀ من رو با خودت داری

00:30:58.240 --> 00:31:11.680
♪ ♪

00:31:11.720 --> 00:31:13.220
.سلام

00:31:14.900 --> 00:31:16.200
.علیک

00:31:17.690 --> 00:31:21.490
گوش کن، چیزهایی که قبلاً گفتم
...فقط از زبون آدمی بود که

00:31:21.530 --> 00:31:22.760
.پنی: احساس تزلزل میکنه

00:31:22.790 --> 00:31:25.200
.لیاقتش رو دارم

00:31:25.230 --> 00:31:26.830
.میتونستی چیزهای بدتری هم بهم بگی

00:31:26.860 --> 00:31:28.670
.گفتم... قبلاً

00:31:28.700 --> 00:31:31.000
[آه کشیدن]
.من خیلی متأسفم

00:31:34.940 --> 00:31:36.870
.جو: پزشکان معالج از جلسه شون بیرون اومدن

00:31:36.910 --> 00:31:38.780
به همین زودی؟ چیزی هم شنیدی؟

00:31:38.810 --> 00:31:39.780
.اوه، آره

00:31:39.810 --> 00:31:41.780
شندیم که پِنی هم درخواست داده

00:31:41.810 --> 00:31:44.750
.که خیلی مرموزه چون هیچی نگفته بود

00:31:44.780 --> 00:31:45.750
درخواست دادی؟ کِی؟
.امروز

00:31:46.920 --> 00:31:48.220
.مهلتش تا ظهر بود

00:31:48.250 --> 00:31:50.220
.منم تصمیم گرفتم که لااقل سعی خودم رو بکنم

00:31:50.260 --> 00:31:52.290
.حتی اگر واقعاً شانسی نداشته باشم

00:31:52.320 --> 00:31:53.620
.اوه، شانس هم داری

00:31:53.660 --> 00:31:55.960
اَلکس بهم گفت که
.اِسمت مطرح شد... خیلی زیاد

00:31:55.990 --> 00:31:59.460
.در واقع گِری هوات رو داشته

00:31:59.500 --> 00:32:00.530
.جو: و حتی شفرد -
ادواردز: شفرد؟ -

00:32:00.570 --> 00:32:02.700
.نمیفهمم چرا بهمون نگفتی

00:32:02.730 --> 00:32:04.570
.همه ش ادای آدمهای مشوق رو در میاوردی

00:32:04.600 --> 00:32:06.270
...جو: مثل... تقریباً -
.ادواردز: مثل یک مار -

00:32:06.300 --> 00:32:08.740
.من سعی نکردم چیزی رو مخفی کنم

00:32:08.770 --> 00:32:11.580
.عجب
[نیشخند]

00:32:11.610 --> 00:32:12.740
.اصلاً انتظارش رو نداشتم

00:32:14.480 --> 00:32:15.810
.خیلی خوب بازی کردی

00:32:15.850 --> 00:32:18.650
.من با هیچی بازی نمیکردم

00:32:18.680 --> 00:32:21.620
...فقط تصمیم گرفتم -
!عجب -

00:32:22.620 --> 00:32:24.720
.موفق باشی

00:32:30.430 --> 00:32:34.430
...ناتان: روز هشتم اون

00:32:34.470 --> 00:32:37.230
...فقط برای اطمینان

00:32:40.670 --> 00:32:42.740
.عذر میخوام -
.اشکالی نداره -

00:32:42.770 --> 00:32:44.410
[نفس عمیق]

00:32:44.440 --> 00:32:45.810
.رفیق، این دیگه باید تموم بشه

00:32:45.840 --> 00:32:47.480
.اوه، حق با توئه. باید تموم بشه

00:32:47.510 --> 00:32:50.250
...مگان باهام تماس گرفت
...درست قبل از اینکه

00:32:50.280 --> 00:32:51.480
[آه کشیدن]

00:32:51.520 --> 00:32:54.850
...همه چیز رو به من گفت

00:32:54.890 --> 00:32:56.590
.آره، دیگه باید بس کنی

00:32:56.620 --> 00:32:57.690
.چون من میشناسمت
.حق نداری این کار رو بکنی

00:32:58.790 --> 00:32:59.820
حق نداری به همین راحتی بیای اینجا

00:32:59.860 --> 00:33:01.430
.و وانمود کنی که آدم مهربونی هستی

00:33:01.460 --> 00:33:06.200
حق نداری وانمود کنی یک قهرمانی و
.دروغ بگی و بقیه رو احمق فرض کنی

00:33:06.230 --> 00:33:09.770
.از جمله گِری و بیلی و پیرس و آملیا

00:33:09.800 --> 00:33:11.770
حق نداری به همین راحتی
.آدمهای بیشتری رو از من دور کنی

00:33:11.800 --> 00:33:15.670
حق نداری این کار رو بکنی
.و من هم بهت این اجازه رو نمیدم

00:33:15.710 --> 00:33:16.610
♪

00:33:25.170 --> 00:33:26.740
!بنجامین وارن

00:33:26.770 --> 00:33:28.570
.میراندا بِیلی

00:33:28.610 --> 00:33:32.420
تو درخواست خودت رو برای
.بورسیه پرمینجر ارسال نکردی

00:33:32.460 --> 00:33:33.930
.نه، البته که نکردم
منظورت از «البته که نکردم» چیه؟

00:33:34.850 --> 00:33:36.460
آیا داری ازم سؤال میکنی
که چرا برای بورسیه ای که

00:33:36.520 --> 00:33:38.050
قراره من رو به سرتاسر
کشور بفرسته درخواست ندادم؟

00:33:38.090 --> 00:33:39.760
یعنی چی؟ آیا باید با کمال میل همسر و

00:33:39.790 --> 00:33:42.190
و بچه ام رو برای یک سال یا بیشتر ترک کنم؟

00:33:42.230 --> 00:33:44.430
.ولی این یک فرصت فوق العاده بود

00:33:44.460 --> 00:33:45.990
.بالاخره یک کاریش میکردیم

00:33:46.030 --> 00:33:47.330
.میدونی... انتخاب من این نیست
.نه در حال حاضر

00:33:48.160 --> 00:33:50.330
.تو رئیسی. لازمه که ما اینجا بمونیم

00:33:50.370 --> 00:33:52.000
و تو با این مسئله مشکلی نداری؟

00:33:52.040 --> 00:33:55.340
خب، بالاخره زمانی این انتخاب رو قبول میکنم

00:33:55.370 --> 00:33:57.410
...و اون موقع تو

00:33:57.440 --> 00:33:59.340
.تو هم همین کار رو در حق من میکنی

00:33:59.380 --> 00:34:01.380
مگه نه؟

00:34:08.050 --> 00:34:09.250
.بیا بریم

00:34:09.290 --> 00:34:12.220
[آه کشیدن]

00:34:12.260 --> 00:34:14.290
...حالا

00:34:14.320 --> 00:34:16.060
چه کسی رو انتخاب کردی رئیس؟

00:34:16.090 --> 00:34:18.290
داری با من شوخی میکنی؟ -
.من برنده شدم -

00:34:18.330 --> 00:34:20.960
پنج بار ایمیل رو خوندم تا
.ببینم کجاش رو درست متوجه نشدم

00:34:21.000 --> 00:34:22.200
.ولی اشتباهی در کار نبود
.من برنده شدم

00:34:23.030 --> 00:34:24.870
.بِیلی بورسیه پرمینجر رو به من داد

00:34:24.900 --> 00:34:26.640
!داری با من شوخی میکنی؟

00:34:26.670 --> 00:34:28.300
چرا همه ش همین رو تکرار میکنی؟

00:34:28.340 --> 00:34:30.140
.اوه، نه

00:34:30.170 --> 00:34:32.270
...نه... منظورم اینه که

00:34:32.310 --> 00:34:34.080
!آخ جون! تو

00:34:34.110 --> 00:34:37.250
[خندیدن]
.بیا بریم جشن بگیریم

00:34:39.650 --> 00:34:42.120
♪

00:34:43.850 --> 00:34:45.320
تو بِلیک رو توصیه کردی؟

00:34:45.360 --> 00:34:47.260
.من «تو» رو توصیه کردم

00:34:47.290 --> 00:34:49.260
...خب پس چرا کرو گفته که تو

00:34:49.290 --> 00:34:51.890
آملیا: بعد از اون
.چند نفر اسم بلیک رو گفتن

00:34:51.930 --> 00:34:54.300
.و بعدش هم نظر من رو پرسیدن -
و تو چی گفتی؟ -

00:34:54.330 --> 00:34:55.500
.قرار نیست بهت بگم که چی گفتم

00:34:55.530 --> 00:34:59.000
.من به یک سؤال پاسخ صادقانه دادم

00:34:59.040 --> 00:35:00.740
.تو زیر آب من رو زدی

00:35:00.770 --> 00:35:03.440
.من ازت «تعریف» کردم

00:35:03.470 --> 00:35:05.310
.از اونجا به بعد دیگه دست من نیست

00:35:05.340 --> 00:35:06.840
تو ماه ها بود که سعی میکردی راهی پیدا کنی

00:35:06.880 --> 00:35:08.580
تا از شر اون خلاص بشی

00:35:08.610 --> 00:35:12.280
و برای این کار کسی رو زیر پا گذاشتی که

00:35:12.320 --> 00:35:13.780
...خودت هم میدونی لیاقت بیشتری داره
کسی که کنارت بوده

00:35:15.050 --> 00:35:18.450
کسی که حتی موقعی که نمیتونستی
.کارت رو انجام بدی، قدم جلو میذاشت

00:35:18.490 --> 00:35:21.120
.ادواردز

00:35:21.160 --> 00:35:23.160
.اینجا اتاق استراحت پزشکان معالجه

00:35:36.070 --> 00:35:37.970
[بوق دستگاه]

00:35:47.680 --> 00:35:48.850
روبراهی؟

00:35:48.890 --> 00:35:51.550
.روبراهم؟ آره

00:35:51.590 --> 00:35:53.560
[آه کشیدن]

00:35:53.590 --> 00:35:56.160
.درخششی که توی چشمهات بود رو نداری

00:35:56.190 --> 00:35:57.190
.ازش خوشم میومد

00:35:57.740 --> 00:36:00.350
.حالم خوبه. چشمهام هم درخشانه

00:36:02.400 --> 00:36:07.970
خیلی خب، من در حالی که سرم باز
.بود برات یک کنسرت خصوصی اجرا کردم

00:36:08.000 --> 00:36:09.840
.به نظرم میتونی یک چیزی بهم بگی

00:36:09.870 --> 00:36:12.070
.امروز از یک دوست پا خوردم. همه ش همین

00:36:12.110 --> 00:36:13.910
همون مو قرمزه؟

00:36:13.940 --> 00:36:15.340
.اوهومم

00:36:15.380 --> 00:36:17.010
.ضدحاله

00:36:17.050 --> 00:36:18.880
.اوهومم

00:36:18.920 --> 00:36:22.020
وقتی نوازندگی رو شروع
.کردم دوستهای موسیقی دانی داشتم

00:36:22.050 --> 00:36:24.990
.و با هم میگشتیم و دور هم جمع میشدیم

00:36:25.020 --> 00:36:27.160
.با هم بزرگ شدیم

00:36:27.190 --> 00:36:30.230
بعدش شروع کردم به برنامه
.اجرا کردن و فروش کارهام

00:36:30.260 --> 00:36:32.830
طرفدار پیدا کردم و
دخترها دور و برم جمع شدن

00:36:32.860 --> 00:36:34.000
.و این فوق العاده بود

00:36:34.030 --> 00:36:35.530
.این تمام چیزهایی بود که آرزوش رو داشتیم

00:36:35.570 --> 00:36:39.670
این تمام چیزهایی بود که
.در موردش با هم صحبت کرده بودیم

00:36:39.700 --> 00:36:42.570
وقتی رفتم پیش شون

00:36:42.610 --> 00:36:44.370
.اونها دیگه نبودن

00:36:44.410 --> 00:36:45.210
.تمام دوستام رفته بودن
.توی یک چشم بهم زدن

00:36:46.160 --> 00:36:48.730
.اما معلوم شد اونها دوستای من نبودن

00:36:49.040 --> 00:36:51.710
.اونها رقبای من بودن

00:36:55.570 --> 00:36:56.990
.تو و من خیلی بهم شبیه هستیم

00:36:57.030 --> 00:36:59.330
باشه، چطور مگه؟

00:36:59.360 --> 00:37:01.160
.خب، تو باهوشی

00:37:01.190 --> 00:37:01.780
.اوهومم
.فوق العاده جذابی

00:37:03.030 --> 00:37:04.800
.گند دماغ -
[نیشخند] -

00:37:04.830 --> 00:37:06.400
.اما خوبیهایی داری که جاش رو پر میکنن

00:37:06.430 --> 00:37:10.000
الان هم اگر از من ناراحت
...نمیشی، میخوام بخوابم

00:37:10.340 --> 00:37:12.040
.چون سرم درد میکنه

00:37:12.070 --> 00:37:14.430
.من قراره از نزدیک مراقبت باشم

00:37:14.470 --> 00:37:17.030
.من که باهاش مشکلی ندارم

00:37:20.170 --> 00:37:23.340
♪

00:37:26.350 --> 00:37:28.710
[آه کشیدن]

00:37:28.750 --> 00:37:30.380
.روز مزخرفی داشتم

00:37:30.420 --> 00:37:31.980
.اوهومم، منم همینطور

00:37:32.020 --> 00:37:34.090
.متوجه شدم چرا اُوِن از ریگز بدش میاد

00:37:34.120 --> 00:37:35.150
.نمیخوام بدونم
.خیلی خب

00:37:36.190 --> 00:37:37.760
باید بدونم؟

00:37:37.790 --> 00:37:39.660
!من اومدم

00:37:39.690 --> 00:37:41.590
.معلومه

00:37:41.630 --> 00:37:43.300
واقعاً؟ باز هم کابینتها؟

00:37:43.330 --> 00:37:45.060
.متأسفم -
.باز میکنی، بعدش هم میبندی -

00:37:45.100 --> 00:37:46.270
.اصلاً چیز سختی نیست
.خیلی طاقت فرسا ست

00:37:47.500 --> 00:37:49.330
.اوه خدای من، شما به من قول دادین

00:37:49.370 --> 00:37:51.300
.من تازه شما دو تا رو زیر یک سقف پیدا کردم

00:37:51.340 --> 00:37:52.940
.هیچ وقت خواهر نداشتم
.این خیلی خوبه

00:37:52.970 --> 00:37:54.670
.اما قراره که از داخل بپوکه

00:37:54.710 --> 00:37:56.340
.خودتون میدونید، من هم میدونم

00:37:56.380 --> 00:37:58.480
.پس شروع کنید

00:37:58.510 --> 00:38:00.650
بخاطر کابینتها یک دعوای
.درست و حسابی راه بندازین

00:38:00.680 --> 00:38:02.850
اگر قراره همدیگه رو بکشین
.زودتر این کار رو بکنین

00:38:02.880 --> 00:38:04.520
من نمیتونم به تنهایی این
.خانواده رو سر پا نگهدارم

00:38:04.550 --> 00:38:06.350
[خندیدن]
.مِردیت: کسی همچین چیزی رو ازت نخواست

00:38:06.390 --> 00:38:07.790
.ما بالغیم. قراره دعوا کنیم
.خیلی زیاد

00:38:08.820 --> 00:38:10.020
.من اعصاب خرد کن هستم
.واقعاً هست

00:38:11.120 --> 00:38:13.690
.اما قصد ندارم به این زودی بندازمش بیرون

00:38:13.730 --> 00:38:15.360
پس، مشکلی نداری؟

00:38:15.400 --> 00:38:17.200
.بیخانمان نیستم

00:38:17.230 --> 00:38:19.430
.پس مشکلی ندارم -
.خوبه -

00:38:19.470 --> 00:38:22.130
.هر چند مَگی کم کم داره میره روی اعصابم

00:38:22.170 --> 00:38:23.170
.موافقم

00:38:23.200 --> 00:38:25.440
.خب، میخواستی خواهر داشته باشی

00:38:25.470 --> 00:38:27.340
.حالا هم داری

00:38:27.370 --> 00:38:28.510
.در کابینت رو ببند

00:38:28.540 --> 00:38:32.040
[نیشخند]

00:38:32.080 --> 00:38:34.680
♪

00:38:37.580 --> 00:38:39.450
.داشتم میرفتم خونۀ تو

00:38:39.490 --> 00:38:42.290
مامان، الان فرصت گوش دادن به یکی
.دیگه از سخنرانی های تو رو ندارم

00:38:42.320 --> 00:38:44.960
...نه، اومدم که بگم متأسفم

00:38:44.990 --> 00:38:46.790
...میخواستم معذرت خواهی کنم

00:38:46.830 --> 00:38:49.390
.من که شک دارم -
.نه، اجازه بده حرفم رو تموم کنم -

00:38:49.430 --> 00:38:52.830
من زیاده روی کردم، اما تو بچۀ منی

00:38:52.870 --> 00:38:54.900
و اگر کسی بخواد با تو
.در بیوفته باید حواسم باشم

00:38:54.930 --> 00:38:56.300
...من

00:38:56.340 --> 00:38:59.040
.من فقط داشتم از بچه ام محافظت میکردم

00:38:59.070 --> 00:39:01.510
میدونی که من دیگه نرّه خری ام واسۀ خودم؟ -
!حرف زشت نزن -

00:39:01.540 --> 00:39:05.580
.تا وقتی که من زنده ام تو بچۀ من خواهی بود

00:39:05.610 --> 00:39:07.850
[آه کشیدن]

00:39:07.880 --> 00:39:09.380
...اما

00:39:09.420 --> 00:39:10.680
.ولی لازمه که کوتاه بیام

00:39:10.720 --> 00:39:12.720
.بهت ریشه بدم و پر و بال بدم
(کنایه از تربیت صحیح فرزند)

00:39:12.750 --> 00:39:14.390
.تو میتونی خودت مبارزه کنی

00:39:14.420 --> 00:39:15.750
.بله، میتونم

00:39:15.790 --> 00:39:18.520
و اگر نمیخوای توی این مسئله با آپریل بجنگی

00:39:18.560 --> 00:39:19.830
.شاید راه دیگه ای هم وجود داشته باشه

00:39:19.860 --> 00:39:21.590
.میخوام بگم ما هنوز یک خانواده ایم

00:39:21.630 --> 00:39:23.230
شاید بتونی بری پیش مشاور

00:39:23.260 --> 00:39:24.760
یا اینکه من جفتتون رو بیارم
...توی یک اتاق تا با بتونیم با هم

00:39:24.800 --> 00:39:25.930
[صاف کردن گلو]
.ببخشید

00:39:27.230 --> 00:39:29.370
.من... هنوز باید یکم تمرین کنم

00:39:29.400 --> 00:39:31.440
...این -
[خندیدن] -

00:39:31.470 --> 00:39:33.170
عزیزم میخوای چکار کنی؟

00:39:33.210 --> 00:39:34.940
.من یک «آوری» هستم

00:39:34.970 --> 00:39:39.010
،یک نفر داره با بچۀ من در میوفته
.پس منم قدرتمند نشون میدم

00:39:39.050 --> 00:39:53.060
♪ ♪

00:39:53.090 --> 00:39:57.130
فردا صبح بعد از اینکه
.اومدی میام از جِنی سر میزنم

00:39:57.160 --> 00:39:58.600
♪ ♪
.خیلی خب، شب بخیر

00:39:59.430 --> 00:40:01.930
...به نظرم جکسون میخواد ازم شکایت کنه

00:40:01.970 --> 00:40:03.740
.برای حضانت بچه

00:40:03.770 --> 00:40:06.540
.حضانت کامل... از زمان تولد بچه

00:40:06.570 --> 00:40:09.270
.مادرش... ترسناکه

00:40:09.310 --> 00:40:11.940
خودم شنیدم که داشت این رو میگفت
...و من فقط میخوام

00:40:11.980 --> 00:40:15.150
...من... من... من خیلی

00:40:15.180 --> 00:40:16.280
.عصبانیم
.خیلی خیلی عصبانیم

00:40:17.520 --> 00:40:19.890
.حس میکنم دارم آتیش میگیرم

00:40:19.920 --> 00:40:21.450
.اوه، خدای من

00:40:21.490 --> 00:40:22.290
.متأسفم. دارم داد و بیداد میکنم
.ولی کسی رو ندارم که باهاش صحبت کنم

00:40:23.760 --> 00:40:25.560
.و لازمه با یک نفر صحبت کنم -
!نه -

00:40:25.590 --> 00:40:26.730
،نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
.نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
...و تو این مدت با تو خیلی زشت رفتار کردم

00:40:28.030 --> 00:40:31.160
آریزونا: تو باید با من
.صحبت کنی. اشکالی نداره

00:40:31.200 --> 00:40:34.630
...من اینجام... برای هر چیزی که بخوای، چون

00:40:34.670 --> 00:40:36.100
.با هم دوستیم
.داد بزن

00:40:37.540 --> 00:40:39.300
...و بعدش

00:40:39.340 --> 00:40:41.470
.با هم فکر میکنیم که چکار باید کرد

00:40:42.210 --> 00:40:45.010
.قبلاً فکرش رو کردم

00:40:45.040 --> 00:40:48.250
.اجازه نمیدم قربانی باشم

00:40:48.280 --> 00:40:50.450
.حق نداره این کار رو بکنه

00:40:50.520 --> 00:40:52.850
.بهش اجازه نمیدم

00:40:53.020 --> 00:40:54.790
آپریل، چکار کردی؟

00:40:54.820 --> 00:40:56.760
مردیت: وقتی که نمایش تموم میشه و

00:40:56.790 --> 00:40:58.760
از زیر نقابت بیرون میای چه اتفاقی میوفته؟

00:40:58.790 --> 00:41:00.530
♪ ♪

00:41:00.560 --> 00:41:03.000
...نمیخوام اذیتش کنم

00:41:03.030 --> 00:41:05.530
...میدونی، قدرت من در همینه. پس

00:41:05.570 --> 00:41:07.000
.پس، بزنیم برای همین
نوشیدنی میخوای؟ -
[آه کشیدن] -

00:41:08.470 --> 00:41:09.500
.سلام! دکتر آوری
.بله

00:41:10.700 --> 00:41:12.000
دکتر جکسون آوری؟
...درسته. آیا ما

00:41:13.170 --> 00:41:15.040
.براتون ابلاغیه صادر شده

00:41:15.070 --> 00:41:16.210
.شب خوبی داشته باشین دوستان

00:41:16.240 --> 00:41:18.940
مردیت: حرکت بعدی تو چیه؟

00:41:18.980 --> 00:41:23.680
آیا قویترین حرکتت رو میزنی
تا ببینی چه اتفاقی میوفته؟

00:41:23.720 --> 00:41:30.220
♪ ♪

00:41:30.260 --> 00:41:32.660
یا عقب می ایستی و صبر میکنی

00:41:32.690 --> 00:41:36.130
تا با یک ضربۀ جدی غافلگیر نشی؟

00:41:36.160 --> 00:41:41.070
♪ ♪

00:41:41.100 --> 00:41:42.330
«.من نمیخوام بجنگم»

00:41:42.370 --> 00:41:44.840
«.هر کاری که تو بخوای، همون رو انجام میدیم»

00:41:44.870 --> 00:41:47.240
.مردیت: تصمیم با توئه

00:41:47.270 --> 00:41:49.740
.اوه، نه

00:41:49.780 --> 00:41:52.680
♪ ♪

00:41:52.710 --> 00:41:55.050
.قرار منع موقت

00:41:55.080 --> 00:41:58.350
.آپریل علیه من قرار منع ثبت کرده

00:41:58.380 --> 00:41:59.380
[آه کشیدن]

00:41:59.400 --> 00:42:02.200
مردیت: هم میتونی عقب بکشی
.و هم میتونی تا آخرین نفس بجنگی

00:42:03.070 --> 00:42:05.770
حالا چکار میخوای بکنی؟

00:42:06.190 --> 00:42:10.190
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.