﻿WEBVTT

00:00:00.947 --> 00:00:02.719
‫آنچه در «آناتومی گری» گذشت...

00:00:02.720 --> 00:00:04.377
‫اوه... من...

00:00:06.002 --> 00:00:08.006
‫من متأسفم.

00:00:08.641 --> 00:00:10.309
‫مامان! تو اینجا چکار می‌کنی؟

00:00:10.310 --> 00:00:11.810
‫جریان چیه؟ آیا حالت خوبه؟

00:00:11.811 --> 00:00:13.545
‫فقط یه مشاورهٔ کوچیک.

00:00:13.546 --> 00:00:14.813
‫سرطان سینه؟
‫من خیلی متأسفم.

00:00:16.216 --> 00:00:17.616
‫می‌خوای مگی رو برات بیارم؟

00:00:17.617 --> 00:00:19.585
‫نه.

00:00:19.586 --> 00:00:21.120
‫- من یک بچه داشتم.
‫- داشتی؟

00:00:21.121 --> 00:00:24.156
‫بدون مغز ۴۳ دقیقه زنده موند.

00:00:24.157 --> 00:00:25.424
‫و این داشت من رو می‌کشت.
‫- آیا گفتم نیای خونه؟
‫- نمی‌تونم به این ادامه بدم.

00:00:26.593 --> 00:00:29.761
‫- به چی؟ من که...
‫- نمی‌خوام بچه‌دار بشم!

00:00:30.063 --> 00:00:31.997
‫من خیلی زیاد بهت فکر می‌کنم

00:00:31.998 --> 00:00:34.333
‫و بهت می‌گم که این رو هستم...

00:00:34.334 --> 00:00:35.567
‫اگر تو هم باشی.

00:00:35.568 --> 00:00:38.036
‫حالا نظرت چیه؟

00:00:42.242 --> 00:00:45.309
‫(فرودگاه بین‌المللی سیاتل-تاکوما.)

00:00:48.281 --> 00:00:52.351
‫بعدش بهم گفت هر موقع فکرهام رو
‫کردم بهش زنگ بزنم.

00:00:52.352 --> 00:00:54.486
‫آخه کی همچین حرفی می‌زنه؟

00:00:54.487 --> 00:00:57.634
‫مامانش رو توی قسمت تحویل بار پیدا کرده.

00:00:57.635 --> 00:01:00.105
‫گذشته از همه، اون یه عوضی مغروره.

00:01:00.106 --> 00:01:02.275
‫مگی هم توی انتخاب
‫مردها سلیقهٔ خوبی نداره.

00:01:02.276 --> 00:01:03.829
‫من از اون یارو خوشم نمیاد.

00:01:03.830 --> 00:01:05.364
‫از نظر سکس که عالیه.

00:01:05.365 --> 00:01:07.499
‫شایدم بهتر باشه در مورد سکس
‫زیاد حساس نباشم.

00:01:07.500 --> 00:01:09.868
‫بایستی در مورد سکس حساس باشی.
‫تو شهوت‌برانگیز هستی.

00:01:09.869 --> 00:01:12.886
‫مجبوری این رو بگی چون اجازه دادم از
‫غذاهام بخوری و توی خونه‌ام زندگی کنی.

00:01:12.939 --> 00:01:14.339
‫آره، اما بازم حقیقت داره.

00:01:14.340 --> 00:01:16.507
‫ممنونم.

00:01:17.010 --> 00:01:18.010
‫اون هم اومد.

00:01:18.011 --> 00:01:19.511
‫همه‌چیز از هم می‌پاشه.

00:01:19.512 --> 00:01:22.347
‫یک تخم‌مرغ شکسته هرگز
‫مثل روز اولش نمی‌شه.

00:01:22.348 --> 00:01:24.516
‫شیشهٔ شکسته هرگز سالم نمی‌شه.

00:01:24.517 --> 00:01:27.093
‫۳۰ ثانیه که از اومدنش گذشت
‫شروع به صحبت از سینه‌هاش کرد.

00:01:27.118 --> 00:01:29.621
‫این چیزیه که توی ذهنشه...
‫بزرگ کردن سینه‌هاش.

00:01:29.622 --> 00:01:31.824
‫اون هم سینه‌هایی که هیچ عیبی ندارن.

00:01:31.825 --> 00:01:33.321
‫اصلاً وقتی که سوار شد به سینه‌هاش

00:01:33.346 --> 00:01:34.950
‫نگاه کن و اگر اشکالی داشتن بهم بگو.

00:01:34.951 --> 00:01:37.129
‫من سینه‌های مادر تو رو دید نمی‌زنم.

00:01:37.130 --> 00:01:39.965
‫به این «قانون دوم ترمودینامیک» گفته می‌شه.

00:01:39.966 --> 00:01:42.600
‫همینطور بهش می‌گن «زندگی».

00:01:43.703 --> 00:01:46.538
‫از دیدنت خوشحالم مردیت.

00:01:46.539 --> 00:01:48.519
‫سلام. از دیدنت خوشحالم.

00:01:48.520 --> 00:01:50.775
‫و، الکس، درسته؟

00:01:55.215 --> 00:01:57.249
‫تو بهشون چی گفتی؟

00:01:57.250 --> 00:01:58.584
‫چی؟!

00:01:58.585 --> 00:02:01.053
‫اونی که داره سینه‌هاش بزرگ می‌شه
‫که من نیستم!

00:02:01.054 --> 00:02:03.988
‫گاهی به ندرت اجزای جداگانه کنار هم جمع می‌شن

00:02:04.691 --> 00:02:07.625
‫اما همیشه از هم می‌پاشن.

00:02:09.762 --> 00:02:11.688
‫وایستا! داری می‌گی برای این همه بچه و

00:02:11.713 --> 00:02:13.565
‫قلب‌های تپندهٔ کوچولوشون
‫بودجه نداری؟

00:02:13.566 --> 00:02:14.867
‫این حرف رو نزن. نه.

00:02:14.868 --> 00:02:16.702
‫تو هر موقع چیزی می‌خوای دائم می‌گی

00:02:16.703 --> 00:02:18.770
‫«بچه‌های کوچولو موچولو»،
‫«بچه‌های کوچولو موچولو».

00:02:18.771 --> 00:02:21.340
‫اما خودت یه پزشکی که داری مثل یه
‫بچهٔ کوچولو گریه می‌کنی.

00:02:21.341 --> 00:02:23.509
‫دکتر وبر، شما بهش بگین.

00:02:23.510 --> 00:02:25.677
‫رابینز مانیتورهای جنین بی‌سیم می‌خواد

00:02:25.678 --> 00:02:28.713
‫- در حالی که اون‌هایی که داریم...
‫- به من ربطی نداره.

00:02:30.350 --> 00:02:31.850
‫لعنتی.

00:02:31.851 --> 00:02:34.219
‫بخاطر تو نیست. تقصیر منه.
‫منم ناراحتش کردم.

00:02:34.220 --> 00:02:35.287
‫نه به اندازهٔ من.

00:02:35.288 --> 00:02:37.256
‫چرا، اتفاقاً یخرده شبیه تو.

00:02:37.257 --> 00:02:38.624
‫چکار کردی؟

00:02:38.625 --> 00:02:41.032
‫من یه بیمار دارم.

00:02:44.964 --> 00:02:47.599
‫- الو.
‫- مورد داریم!

00:02:47.600 --> 00:02:50.168
‫دلوکا! مورد داریم.

00:02:54.607 --> 00:02:57.608
‫زمان تقریبی رسیدن کمتر از یک دقیقه.

00:02:57.641 --> 00:02:59.507
‫نمی‌دونستم برگشتی.

00:02:59.508 --> 00:03:01.146
‫گفتن یکی از بیمارها دچار سنکوپ شده.

00:03:01.147 --> 00:03:03.536
‫به مشاورهٔ متخصص اعصاب
‫نیاز پیدا می‌کنی.

00:03:03.561 --> 00:03:05.607
‫فقط منظورم این بود که در چه حالی؟

00:03:08.655 --> 00:03:10.122
‫کار کردن حس خوبی داره.

00:03:10.123 --> 00:03:12.457
‫اما...
‫اما قراره روز پرکاری باشه.

00:03:12.458 --> 00:03:15.359
‫امیدوارم این مورد سریع و ساده برطرف بشه.

00:03:17.730 --> 00:03:20.299
‫«السی کلچ»، ۹۵ ساله،
‫در حین کوه‌نوردی غش کرده

00:03:20.300 --> 00:03:24.320
‫اما الان جی‌سی‌اس ۱۵ هستش
‫و علائم حیاتی پایدارن.

00:03:24.321 --> 00:03:26.338
‫آروم. آروم. اون آسیب دیده.

00:03:26.339 --> 00:03:28.740
‫خواهش می‌کنم «لوئیز».
‫شلوغش نکن.

00:03:28.741 --> 00:03:31.677
‫- کوه‌نوردی؟
‫- فکر می‌کنی چطور به ۹۵ سالگی رسیدم؟

00:03:31.678 --> 00:03:33.779
‫هشیار و آگاه نسبت به افراد، مکان و زمان.

00:03:33.780 --> 00:03:35.460
‫قربان، آیا به مچ‌تون آسیب زدید؟

00:03:35.461 --> 00:03:36.907
‫نه، مشکلی نداره.

00:03:36.908 --> 00:03:40.085
‫اون هم زمین خورد.
‫اجازه نمی‌داد دستم ول بشه.

00:03:40.086 --> 00:03:43.101
‫دلیل نداره ریسک کنیم قربان. بریم.

00:03:44.791 --> 00:03:48.694
‫دورهٔ سنکوپش حداقل ۶۰ ثانیه طول کشید.

00:03:48.695 --> 00:03:51.530
‫به نظر میاد شما کلی
‫فیلم‌های پزشکی نگاه می‌کنید، قربان.

00:03:51.531 --> 00:03:53.298
‫از این حرف خوشش نمیاد.

00:03:53.299 --> 00:03:56.434
‫من یک جراح کاردیوتوراسیک هستم.

00:03:56.436 --> 00:03:58.336
‫یک، دو، سه.

00:03:59.606 --> 00:04:01.840
‫زیاد به خودت مغرور نشو.

00:04:01.841 --> 00:04:04.710
‫تو جراح «بودی». همینطور من.

00:04:04.711 --> 00:04:06.445
‫حالا اون‌ها جراح هستن.

00:04:06.446 --> 00:04:08.447
‫اون به سی‌تی از سر احتیاج داره.

00:04:08.448 --> 00:04:10.682
‫با این حال لازمه از بابت بقیهٔ
‫آسیب‌ها خیال‌مون راحت بشه.

00:04:10.683 --> 00:04:11.516
‫چیزی نیست.

00:04:11.517 --> 00:04:13.785
‫فقط یخرده سرم سبک شد.

00:04:13.786 --> 00:04:15.020
‫تو مطمئن نیستی که چیزی نباشه.

00:04:15.021 --> 00:04:18.457
‫به همون اندازه که تو می‌دونی می‌دونم.

00:04:18.458 --> 00:04:20.325
‫خوردم زمین.

00:04:20.326 --> 00:04:23.028
‫من پیرم. هیچ اشکالی نداره.

00:04:23.029 --> 00:04:28.287
‫شما به نوار قلبی و آزمایش
‫به همراه آنزیم‌های قلبی نیاز دارید.

00:04:34.340 --> 00:04:36.741
‫شنیدی که آقا چی گفتن.

00:04:43.850 --> 00:04:44.850
‫سلام.

00:04:45.451 --> 00:04:46.552
‫سلام.

00:04:46.653 --> 00:04:49.046
‫پیرس پرسید که اگر تو اعتراضی
‫نداری آیا می‌تونه اون بیمار

00:04:49.071 --> 00:04:51.723
‫آنوریسم آئورت شکمی رو که با هم
‫روش کار می‌کردید مرخص کنه یا نه.

00:04:51.724 --> 00:04:53.725
‫نه، به هیچ وجه.

00:04:53.726 --> 00:04:56.160
‫عالیه.

00:04:58.865 --> 00:05:02.304
‫آیا فرصتی پیدا کردی که
‫در موردش فکر کنی؟

00:05:02.305 --> 00:05:03.935
‫نه، نیازی نیست بهش فکر کنم.

00:05:03.936 --> 00:05:05.437
‫- می‌تونی الان مرخصش کنی.
‫- ‌نه، نه، نه.

00:05:05.438 --> 00:05:09.508
‫منظورم اون حرفی بود که
‫گفتم راجع به تو فکر می‌کنم.

00:05:09.509 --> 00:05:11.043
‫نه، در موردش فکر نکردم.

00:05:11.044 --> 00:05:13.912
‫من... من سه تا بچه دارم...

00:05:13.913 --> 00:05:15.080
‫و یک شغل.
‫من یه جراحم.

00:05:16.428 --> 00:05:18.481
‫درسته.

00:05:21.227 --> 00:05:23.427
‫عجله‌ای نیست.

00:05:28.761 --> 00:05:30.362
‫حالت چطوره؟

00:05:30.363 --> 00:05:33.131
‫من... خوبم. فقط یخرده خسته‌ام.

00:05:33.132 --> 00:05:34.766
‫درسته.

00:05:34.767 --> 00:05:38.270
‫شیمی‌درمانی به نظر من
‫خوش‌گذرونی حساب نمی‌شه.

00:05:38.271 --> 00:05:39.395
‫حتماً همینطوره.

00:05:39.396 --> 00:05:40.939
‫من با آنکولوژیستت صحبت کردم.

00:05:40.940 --> 00:05:43.809
‫اون بهم یه گزارش کامل داد
‫و اینکه شیمی‌درمانی داره جواب می‌ده.

00:05:43.810 --> 00:05:46.812
‫جواب اسکن‌های مجددت اومده
‫و پاسخ خوبی رو نشون می‌دن.

00:05:46.813 --> 00:05:48.580
‫تو بیمار ستاره‌دار اون هستی.

00:05:48.581 --> 00:05:51.983
‫و جایزه‌ام هم «ماستکتومی» هستش.
‫(جراحی برداشتن سینه.)

00:05:51.984 --> 00:05:54.886
‫عمل بازسازیت بدون نقص خواهد بود.
‫بهترین کارم رو انجام خواهم داد.

00:05:54.887 --> 00:05:57.897
‫امروز فقط می‌خوایم روی
‫کامل کردن آزمایش‌های قبل از عمل

00:05:57.922 --> 00:06:00.672
‫تمرکز کنیم و با پزشک آنکولوژیستت
‫هماهنگ بشیم.

00:06:02.095 --> 00:06:06.097
‫آیا می‌خوای... قبل از اینکه
‫ادامه بدیم مگی اینجا باشه؟

00:06:08.434 --> 00:06:11.136
‫«دایان»... هنوز بهش نگفتی؟

00:06:11.137 --> 00:06:12.371
‫این دیگه استرس بیش از حده.

00:06:12.372 --> 00:06:14.558
‫دقیقاً به همین خاطره که اون باید بدونه

00:06:14.583 --> 00:06:16.842
‫چون این ماجرا به قدر کافی
‫برای تو استرس‌زاست.

00:06:16.843 --> 00:06:18.777
‫همینجوریش امروز با هم دعوایی هستیم.

00:06:18.778 --> 00:06:20.912
‫نه، به عنوان پزشکت نمی‌تونم
‫با خیال راحت اجازه بدم

00:06:20.913 --> 00:06:22.049
‫این قضیه ادامه پیدا کنه.

00:06:22.050 --> 00:06:24.516
‫این برای هر دو تون بده.
‫برای همه بده.

00:06:24.517 --> 00:06:26.418
‫خب، فقط فعلاً نه.

00:06:26.419 --> 00:06:29.116
‫پس کی؟ جراحی‌مون فرداست.

00:06:29.117 --> 00:06:30.822
‫بعدش.

00:06:30.823 --> 00:06:34.359
‫می‌تونم اول عمل کنم و بعدش بهش بگم

00:06:34.360 --> 00:06:38.263
‫و اون موقع می‌تونم
‫بهش بگم که سرطان «داشتم».

00:06:38.264 --> 00:06:41.340
‫نه اینکه سرطان «دارم».

00:06:41.341 --> 00:06:43.677
‫این فکر زیاد خوبی نیست.

00:06:43.678 --> 00:06:46.237
‫من اینطوری می‌خوام انجامش بدم.

00:06:47.874 --> 00:06:50.775
‫آیا این مفهومه؟

00:06:52.578 --> 00:06:59.601
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:07:10.758 --> 00:07:12.826
‫آیا دکتر آوری تمام سؤالاتت رو جواب داد؟

00:07:12.827 --> 00:07:14.474
‫البته که داد.

00:07:14.475 --> 00:07:16.530
‫پس در مورد همه‌چیز صحبت کردید؟

00:07:16.531 --> 00:07:17.598
‫حتی اندازه؟

00:07:17.599 --> 00:07:20.599
‫ما در مورد هر چیزی که لازم
‫بوده بحث کردیم.

00:07:21.936 --> 00:07:24.293
‫حالا از لحاظ اندازه
‫به چه نتیجه‌ای رسیدید؟

00:07:24.294 --> 00:07:26.481
‫فقط می‌خوام آمادگیش رو داشته باشم.

00:07:26.506 --> 00:07:28.775
‫چون در ۳۰ سال گذشته
‫همیشه یک نفر رو بغل کردم.

00:07:28.776 --> 00:07:30.177
‫- این تغییر بزرگیه...
‫- مگی.

00:07:30.178 --> 00:07:32.779
‫- این یک نوسازی بزرگه.
‫- مگی.

00:07:32.780 --> 00:07:35.982
‫نمی‌خوام در این مورد باهات صبحت کنم.

00:07:36.885 --> 00:07:38.852
‫فقط... کاری نداشته باش.

00:07:38.853 --> 00:07:40.888
‫باشه.

00:07:40.889 --> 00:07:45.225
‫امیدوارم از اینکه یک آدم
‫خوشرو، خود محور و تنها که

00:07:45.226 --> 00:07:48.703
‫سینه‌های شگفت‌انگیزی داره لذت ببری.

00:07:54.068 --> 00:07:55.802
‫یک ماستکتومی ریشه‌ای تعدیل‌شدهٔ راحت.

00:07:55.803 --> 00:07:58.238
‫من بافت سینه رو خارج می‌کنم و
‫غدد لنفاوی رو دایسکت می‌کنم

00:07:58.239 --> 00:08:00.500
‫و بعد بازسازی رو به شما می‌سپرم.

00:08:00.501 --> 00:08:03.068
‫عالی به نظر می‌رسه.

00:08:03.444 --> 00:08:04.711
‫چیزی احتیاج داری؟

00:08:04.712 --> 00:08:06.647
‫آره، من امروز در خدمت شمام.

00:08:06.648 --> 00:08:09.249
‫نه، نیستی.
‫من درخواست رزیدنت نکرده بودم.

00:08:09.250 --> 00:08:12.557
‫دکتر مینیک من رو به شما اختصاص داد.

00:08:12.558 --> 00:08:13.646
‫خیلی خب... من...

00:08:13.647 --> 00:08:15.895
‫وقتی کارم اینجا تموم
‫شد با دکتر مینیک صحبت می‌کنم.

00:08:15.920 --> 00:08:18.292
‫اما، ممنونم.
‫به کسی احتیاج ندارم.

00:08:18.293 --> 00:08:19.660
‫خیلی خب، متأسفم.
‫شما آماده‌اید؟

00:08:19.661 --> 00:08:21.495
‫آره، فردا می‌بینمتون.

00:08:21.496 --> 00:08:23.930
‫خیلی ممنونم.

00:08:25.400 --> 00:08:27.134
‫این پروندهٔ دایان پیرس هستش؟

00:08:27.135 --> 00:08:29.269
‫نه، نه، نه. نگاه نکن.
‫تو توی این پرونده نیستی.

00:08:29.270 --> 00:08:31.071
‫آیا این مادر مگی هستش؟

00:08:31.072 --> 00:08:32.940
‫- ویلسون، خواهش می‌کنم.
‫- جکسون!

00:08:32.941 --> 00:08:34.808
‫سلام.

00:08:34.809 --> 00:08:36.176
‫جریان چیه؟

00:08:36.177 --> 00:08:39.079
‫چرا پروندهٔ مادرم از من مخفی
‫نگه‌داشته می‌شه؟ من یه پزشکم.

00:08:39.080 --> 00:08:41.014
‫بله، اما اون درخواست حریم خصوصی کرده.

00:08:41.015 --> 00:08:43.350
‫من دخترشم.

00:08:43.351 --> 00:08:45.019
‫اون نمی‌تونه با این حقیقت
‫کنار بیاد که شاید منم

00:08:45.044 --> 00:08:46.520
‫در مورد بزرگ کردن سینه‌هاش
‫نظری داشته باشم.

00:08:46.521 --> 00:08:48.155
‫اون اضطراب داره چون قرار بره زیر عمل.

00:08:48.156 --> 00:08:51.424
‫جکسون،‌ حالا دیگه تو داری بهم
‫می‌گی مامانم چه احساسی داره؟

00:08:51.425 --> 00:08:53.461
‫اینجا چه خبره؟ به منم بگین.

00:08:53.962 --> 00:08:56.537
‫دیدی دفعهٔ پیش که اینجا
‫بود چه اتفاقی افتاد.

00:08:56.562 --> 00:08:59.166
‫فکر می‌کردم واقعاً
‫می‌تونیم مسئله رو حل کنیم.

00:08:59.167 --> 00:09:01.001
‫می‌خواستم باهاش صحبت کنم
‫و سعی هم کردم

00:09:01.002 --> 00:09:03.936
‫اما اون دائم از لحظهٔ اول
‫من رو کنار می‌زد.

00:09:04.672 --> 00:09:06.139
‫چرا داره این کار رو می‌کنه؟

00:09:06.140 --> 00:09:08.175
‫می‌دونی... راستش...
‫راستش نمی‌تونم بگم.

00:09:08.176 --> 00:09:09.869
‫آیا از بزرگ کردن
‫سینه‌هاش خجالت می‌کشه؟

00:09:09.894 --> 00:09:11.685
‫اگه اینطوره پس چرا این کار رو می‌کنه؟

00:09:11.686 --> 00:09:13.981
‫اون ترسیده... از جراحی‌اش ترسیده.

00:09:13.982 --> 00:09:17.234
‫اون به حمایت احتیاج داره.
‫احتیاج داره تو ازش حمایت کنی.

00:09:17.235 --> 00:09:19.152
‫پس داری می‌گی رفتارم غیرمنتظره‌ست.

00:09:19.153 --> 00:09:20.988
‫منظورم این نیست.

00:09:20.989 --> 00:09:23.991
‫خیلی خب. سعی خودم رو می‌کنم.

00:09:23.992 --> 00:09:27.027
‫کاری بهش نمی‌گیرم.
‫سعی خودم رو می‌کنم.

00:09:27.028 --> 00:09:29.370
‫ممنونم.

00:09:29.530 --> 00:09:31.648
‫فقط بهم بگو آیا قراره
‫سینه‌هاش خیلی خیلی بزرگ بشه؟

00:09:31.673 --> 00:09:33.657
‫مگی، خواهش می‌کنم.
‫فقط بهم اعتماد کن.

00:09:34.902 --> 00:09:37.837
‫خیلی خب. ممنون.

00:09:38.273 --> 00:09:39.306
‫نه، نه، نه، چیزی نگو.

00:09:39.307 --> 00:09:40.874
‫لازم که نیست مقررات «هیپا» رو بهت یادآوری کنم؟
‫(قانون مربوط به بیمه‌های درمانی و حقوق بیمار.)

00:09:40.875 --> 00:09:43.810
‫چیزی برای مطرح کردن وجود نداره.

00:09:43.811 --> 00:09:45.879
‫درسته. متأسفم.

00:09:45.880 --> 00:09:49.149
‫تو دیگه می‌دونی.
‫حدس می‌زنم بتونم ازت استفاده کنم.

00:09:49.150 --> 00:09:51.551
‫- فقط به شرطی که بتونی...
‫- می‌تونم.

00:09:51.552 --> 00:09:55.055
‫خیلی خب. پس راه بیوفت.
‫برای عمل آماده شو.

00:09:55.056 --> 00:09:57.923
‫لطفاً در رو ببند.

00:10:05.600 --> 00:10:08.502
‫ما روز در میون می‌ریم کوه‌نوردی.

00:10:08.503 --> 00:10:11.271
‫نمی‌دونم چرا امروز انقدر سست شدم.

00:10:11.272 --> 00:10:15.418
‫انگشت‌های من رو فشار بده السی.
‫با تمام قدرت.

00:10:16.010 --> 00:10:17.744
‫- خیلی خوبه.
‫- ببخشید...

00:10:17.745 --> 00:10:21.247
‫آیا شما دکتر کلچ معروف هستید؟

00:10:21.916 --> 00:10:24.184
‫من یکی‌شون هستم، آره.

00:10:24.185 --> 00:10:26.352
‫شما... همینطوره.

00:10:28.356 --> 00:10:31.391
‫شما با دکتر «راون» کار کردید.

00:10:31.392 --> 00:10:33.818
‫خدایا، به خاطرم نیار.

00:10:33.819 --> 00:10:36.596
‫شما کمک کردید که دستگاه
‫بایپس قلبی-ریوی تولید بشه.

00:10:36.597 --> 00:10:39.933
‫اون یک آدم خودستا و سرکش بود.

00:10:39.934 --> 00:10:42.035
‫- این حقیقت داره.
‫- درسته.

00:10:42.036 --> 00:10:44.110
‫پس آیا زمانی که اون برای
‫اولین بار یک بچه رو

00:10:44.135 --> 00:10:46.273
‫به جریان خون مادرش وصل
‫کرد، شما هم اونجا بودید؟

00:10:46.274 --> 00:10:47.708
‫خیلی خب، همگی اینجا تمرکز کنیم.

00:10:47.709 --> 00:10:50.410
‫- «آیا من اونجا بودم»؟
‫- آره.

00:10:50.411 --> 00:10:53.646
‫بیشترش رو خودم انجام دادم.

00:10:55.950 --> 00:10:57.910
‫دلوکا، اون رو به سی‌تی ببر.

00:10:57.911 --> 00:10:59.753
‫- و وقتی تموم شد من رو پیج کن.
‫- خیلی خب.

00:10:59.754 --> 00:11:04.424
‫دکتر کلچ، خوشحال می‌شم اتاق انتظار
‫رو بهتون نشون بدم.

00:11:04.425 --> 00:11:07.260
‫نخیر. من کنار همسرم می‌مونم.

00:11:07.261 --> 00:11:09.796
‫بس کن.
‫تو که از مغز سر در نمیاری.

00:11:09.797 --> 00:11:12.466
‫به اندازهٔ کافی می‌دونم!

00:11:12.467 --> 00:11:15.102
‫دکتر کلچ، دنبالم بیاید.

00:11:15.103 --> 00:11:17.603
‫بله.

00:11:25.747 --> 00:11:29.081
‫می‌شه لطفاً وقتی جواب آزمایش‌هاش
‫اومد من رو پیج کنی؟

00:11:38.092 --> 00:11:39.760
‫فقط تمومش کن.

00:11:39.761 --> 00:11:40.816
‫چی رو تموم کنم؟
‫اینکه وانمود می‌کنی پزشکیم.

00:11:41.996 --> 00:11:43.196
‫ما واقعاً پزشکیم.
‫من شوهرتم.

00:11:44.265 --> 00:11:45.732
‫نمی‌تونی جلوی چشم همه ازم مخفی بشی

00:11:45.733 --> 00:11:48.135
‫و این حقیقت رو که مدتیه با
‫هم حرف نزدیم نادیده بگیری.

00:11:48.136 --> 00:11:49.669
‫- و اینکه ما با هم...
‫- من سر کارم. داریم کار می‌کنیم.

00:11:49.670 --> 00:11:52.172
‫داری طوری نقش بازی می‌کنی
‫انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده!

00:11:52.173 --> 00:11:53.673
‫تو من رو طرد کردی.

00:11:53.674 --> 00:11:55.876
‫از خونه فرار کردی!

00:11:55.877 --> 00:11:56.943
‫از شوهرت.
‫تو متأهلی. ما ازدواج کردیم!

00:11:58.247 --> 00:12:00.662
‫- می‌دونم!
‫- ما سوگند خوردیم...

00:12:00.663 --> 00:12:02.516
‫«در خوبی و بدی.»

00:12:02.517 --> 00:12:04.151
‫آملیا، تو...

00:12:04.452 --> 00:12:05.545
‫داری فرار می‌کنی.

00:12:05.570 --> 00:12:08.221
‫اینطور رفتار کردن راه نگهداشتن
‫زندگی مشترک نیست.

00:12:08.222 --> 00:12:10.557
‫برای همین لازمه همین
‫الان این رو بهم بگی که

00:12:10.558 --> 00:12:13.819
‫آیا اصلاً قرار به خونه برگردی که
‫که بتونیم این مسئله رو حل کنیم...

00:12:13.820 --> 00:12:15.987
‫یا نه؟

00:12:22.570 --> 00:12:24.603
‫عالیه.

00:12:27.341 --> 00:12:29.843
‫لازمه تصمیمت رو بگیری که چی می‌خوای.

00:12:29.844 --> 00:12:32.077
‫چون من می‌دونم.

00:12:33.014 --> 00:12:36.248
‫من می‌دونم چی می‌خوام.

00:12:37.218 --> 00:12:38.878
‫و زمانی می‌رسه که...

00:12:38.879 --> 00:12:41.513
‫تو هم نیاز پیدا می‌کنی این رو مشخص کنی.

00:12:42.069 --> 00:12:44.536
‫خودت رو جمع و جور کن.

00:12:54.745 --> 00:12:57.256
‫پس شما اولش با این موضوع که

00:12:57.257 --> 00:12:59.618
‫اون می‌خواد جراح بشه موافق نبودید؟

00:12:59.619 --> 00:13:03.050
‫- چرا بودم.
‫- نه نبود.

00:13:03.317 --> 00:13:05.869
‫من وسط‌های دورهٔ رزیدنسی‌ام بودم

00:13:05.870 --> 00:13:07.304
‫که لوئیز بهم گفت:

00:13:07.305 --> 00:13:11.696
‫«السی، حرفهٔ جراحی برات
‫هیچ دوستی نمیاره.»

00:13:11.697 --> 00:13:15.179
‫«لازمه به یه کار دیگه فکر کنی.»

00:13:15.180 --> 00:13:17.848
‫داشتم سعی می‌کردم ازت مراقبت کنم!

00:13:17.849 --> 00:13:19.650
‫اما این کار رو نکردی، مگه نه؟

00:13:19.651 --> 00:13:21.151
‫همینطوره.

00:13:21.152 --> 00:13:22.720
‫خوبه. چون می‌دونستید که چی می‌خواید.

00:13:22.721 --> 00:13:25.155
‫این آدم خوب درک می‌کنه.

00:13:25.156 --> 00:13:27.911
‫اون قدیم‌ها شرایط متفاوت بوده.

00:13:27.912 --> 00:13:30.260
‫همینطوره. همینطوره.

00:13:30.261 --> 00:13:33.297
‫خیلی خب، اجازه بدید
‫آقا و خانم کلچ یکم راحت باشن.

00:13:33.298 --> 00:13:36.166
‫بچه‌ها، اون‌ها برای تفریح شما نیومدن.
‫وقت رفتنه.

00:13:36.167 --> 00:13:38.869
‫بذار بمونن. وگرنه چطور می‌خوان
‫چیزی یاد بگیرن؟

00:13:38.870 --> 00:13:41.063
‫اون‌ها کلی کار دارن که باید انجام بدن.

00:13:41.088 --> 00:13:42.873
‫اینجا بیمارستان آزموشیه، درسته؟

00:13:42.874 --> 00:13:44.675
‫پس بهشون آموزش بدید.

00:13:44.676 --> 00:13:48.244
‫اشکالی نداره. برگردید.

00:13:51.349 --> 00:13:55.052
‫از چهره‌هاتون می‌فهمم که خبرهای بدی دارید.

00:13:55.053 --> 00:13:58.554
‫پس راحت بهم بگید اوضاع چقدر بده.

00:14:00.191 --> 00:14:02.960
‫شما یک خونریزی مغزی دارید.

00:14:02.961 --> 00:14:08.231
‫یک حفرهٔ حاد روی
‫هماتوم ساب‌دورال مزمن.

00:14:09.401 --> 00:14:11.901
‫خدای من.

00:14:12.249 --> 00:14:15.350
‫السی، خونریزی فقط رفته رفته
‫توسعه پیدا می‌کنه.

00:14:15.993 --> 00:14:18.642
‫از الان به بعد هر لحظه می‌تونه
‫به یه فاجعه تبدیل بشه.

00:14:18.643 --> 00:14:24.814
‫الان می‌تونم جراحی کرانیوتومی انجام
‫بدم و فشار رو از روی هماتوم بردارم.

00:14:25.296 --> 00:14:29.265
‫فقط با این شانس که شاید
‫بهم زمان بیشتری بده؟

00:14:30.155 --> 00:14:33.390
‫بله، به نظر دکتر شفرد این
‫فکر خوبی نیست.

00:14:33.391 --> 00:14:35.159
‫اون چنین چیزی نگفت.

00:14:35.160 --> 00:14:38.195
‫اون نگفت: «میخوام» یا «لازمه که»
‫این کار رو بکنم.

00:14:38.196 --> 00:14:40.763
‫گفت «می‌تونم» این کار رو بکنم.

00:14:42.100 --> 00:14:44.434
‫این چیزیه که وقتی
‫می‌خوایم دست خالی

00:14:44.435 --> 00:14:48.003
‫با بیمارمون روبرو نشیم می‌گیم.

00:14:54.952 --> 00:14:57.381
‫متأسفم بچه‌ها، کلاس درس تمومه.

00:14:57.382 --> 00:15:00.383
‫متوجه شدید دوستان؟

00:15:08.359 --> 00:15:10.088
‫سلام. اوضاع از چه قراره؟

00:15:10.089 --> 00:15:11.295
‫سینه‌ها.

00:15:11.296 --> 00:15:13.063
‫باید با این ماجرا کنار بیای.

00:15:13.064 --> 00:15:14.731
‫مامانم می‌خواد سینه‌هاش
‫مثل توپ بسکتبال بشه.

00:15:14.732 --> 00:15:15.766
‫خودت باهاش کنار بیا.

00:15:15.767 --> 00:15:17.439
‫بازم ماجرای سینه‌های مامان؟

00:15:17.440 --> 00:15:18.936
‫تموم شدنی نیست.

00:15:18.937 --> 00:15:21.939
‫چه دلیلی برای این کار داره
‫که بدنش رو اینطوری دست‌کاری کنه؟

00:15:21.940 --> 00:15:23.774
‫آیا مطمئنی که می‌خوای این رو بدونی؟

00:15:23.775 --> 00:15:26.743
‫مامانم تا وقتی ۱۰ ساله نشده بودم
‫اجازه نمی‌داد گوش‌هام رو سوراخ کنم.

00:15:26.744 --> 00:15:29.379
‫می‌گفت خودارضایی باعث
‫گریه کردن حضرت مسیح می‌شه.

00:15:29.380 --> 00:15:31.815
‫می‌گفت لاک ناخن مال فاحشه‌هاست.

00:15:31.816 --> 00:15:34.049
‫حالا خودش می‌خواد سینه‌هاش مثل
‫رقاصه‌ها بشه؟

00:15:34.074 --> 00:15:35.643
‫بله، دلیل می‌خوام.

00:15:38.089 --> 00:15:39.818
‫دلایل اون...

00:15:39.819 --> 00:15:41.725
‫در مورد سکس هستن.

00:15:41.726 --> 00:15:42.860
‫چرا باید چنین چیزی رو بگی؟

00:15:42.861 --> 00:15:44.930
‫خب، شاید اون فقط می‌خواد...

00:15:46.231 --> 00:15:47.664
‫پیراهن‌هاش قشنگ‌تر به تنش بشینن.

00:15:47.665 --> 00:15:50.067
‫خیلی خب، حالا...
‫این تقریباً قابل درکه.

00:15:50.068 --> 00:15:52.435
‫تا موقعیت سکس بیشتری گیرش بیاد.

00:15:53.838 --> 00:15:56.443
‫من دارم ازتون مشاوره می‌خوام.

00:15:56.444 --> 00:15:58.825
‫باشه، باشه.
‫متأسفم. متأسفم. متأسفم.

00:15:59.844 --> 00:16:02.712
‫خیلی خب. دوباره بهم بگو.

00:16:04.015 --> 00:16:08.485
‫آیا من... آیا انتظار می‌ره که
‫راحت این اتفاق وحشتناک رو قبول کنم؟

00:16:08.486 --> 00:16:11.954
‫آیا انتظار می‌ره که راحت
‫همراه بشم؟ کوتاه بیام؟

00:16:12.423 --> 00:16:16.392
‫آیا باید تصمیم بگیرم که از مادر
‫سینه‌بزرگم حمایت کنم؟

00:16:19.864 --> 00:16:22.332
‫نه، حق با توئه.
‫تو واقعاً نیاز به یک دلیل داری.

00:16:22.333 --> 00:16:24.308
‫واقعاً نیاز دارم.

00:16:24.309 --> 00:16:29.445
‫اون نمی‌تونه انتظار داشته باشه
‫همینطوری کورکورانه باهاش همراه بشی.

00:16:33.723 --> 00:16:36.512
‫بایستی ازش علت درخواست کنی.

00:16:40.966 --> 00:16:42.519
‫توصیهٔ بدی بود.

00:16:42.520 --> 00:16:43.954
‫واقعاً؟

00:16:43.955 --> 00:16:45.689
‫اون هیچ توضیحی به تو بدهکار نیست

00:16:45.690 --> 00:16:48.325
‫و تو حقی نداری که
‫بهش بگی با سینه‌هاش چکار کنه.

00:16:48.326 --> 00:16:50.561
‫نه... من... نمی‌گم...

00:16:50.562 --> 00:16:52.496
‫بدن خودشه. سینه‌های خودشه.

00:16:52.497 --> 00:16:55.232
‫اون مجبور نیست تصمیم‌هاش رو
‫برای هر کسی توجیه کنه.

00:16:55.233 --> 00:16:57.691
‫منظورم اینه که با هیچ
‫درخواستی پیشش نرو.

00:16:57.692 --> 00:16:59.746
‫فقط... حمایتت رو بهش بده.

00:17:09.581 --> 00:17:11.515
‫می‌خوام بدونم با ریچارد وبر چکار کردی.

00:17:11.516 --> 00:17:12.716
‫هیچی.

00:17:12.717 --> 00:17:14.318
‫پس کار بدی بوده.
‫خیلی بد بوده؟

00:17:14.319 --> 00:17:16.420
‫خیلی خب، هیس!

00:17:16.421 --> 00:17:19.556
‫من الیزا مینیک رو بوسیدم
‫و اون هم مچ‌ام رو گفت.

00:17:19.557 --> 00:17:21.892
‫اوهوم، اوهوم.

00:17:21.893 --> 00:17:23.760
‫«اوهوم» که چی؟

00:17:23.761 --> 00:17:25.195
‫می‌فهمم چرا از دستت عصبانیه.

00:17:25.196 --> 00:17:27.138
‫این از کاری که من کردم
‫به مراتب بدتر بوده.

00:17:27.163 --> 00:17:28.865
‫آخه چطور ممکنه؟ تو شغلش رو گرفتی.

00:17:28.866 --> 00:17:31.268
‫و توی هم دهانت رو توی دهان کسی
‫گذاشتی که شغلش رو ازش گرفت.

00:17:31.269 --> 00:17:32.936
‫ببین. کار من یک تصمیم‌گیری کاری بود.

00:17:32.937 --> 00:17:34.905
‫اما تو شخصی‌اش کردی.

00:17:34.906 --> 00:17:37.174
‫این اصلاً با عقل جور در نمیاد.
‫گوش کن...

00:17:37.175 --> 00:17:38.375
‫این ربطی به ریچارد نداره.

00:17:38.376 --> 00:17:40.944
‫می‌گن «رفیق‌ها به معشوقه‌های
‫احتمالی اولویت دارن.».

00:17:40.945 --> 00:17:43.380
‫منم بودم باهات صحبت نمی‌کردم.

00:17:43.381 --> 00:17:47.784
‫این کار غیرحرفه‌ای و ناامید کننده بوده.

00:17:47.785 --> 00:17:49.353
‫می‌دونی چیه؟
‫تو احساس گناه می‌کنی.

00:17:49.354 --> 00:17:50.420
‫می‌دونی کار اشتباهی کردی

00:17:50.421 --> 00:17:52.522
‫و الان فقط می‌خوای کاری کنی
‫حس بهتری داشته باشی.

00:17:52.523 --> 00:17:55.157
‫اگر اینطوری شب راحت‌تر می‌خوابی
‫اشکال نداره.

00:17:56.594 --> 00:17:59.463
‫لوئیز، بذار صحبت کنه.

00:17:59.464 --> 00:18:00.731
‫من...

00:18:00.732 --> 00:18:03.513
‫من تمام چیز‌هایی که لازم داشتم
‫رو شنیدم الس.

00:18:03.514 --> 00:18:06.436
‫یک جراحی موفق قطعاً می‌تونه
‫زمان بیشتری برای شما بخره.

00:18:06.437 --> 00:18:08.572
‫اما همونطور که می‌دونید، میزان جابجایی

00:18:08.573 --> 00:18:10.641
‫و در کنار اون، سن شما و مصرف آسپرین

00:18:10.642 --> 00:18:12.280
‫نشونه‌های پیش آگهی بدی هستن.

00:18:12.305 --> 00:18:14.144
‫جراحی براتون ریسک بالایی داره.

00:18:14.145 --> 00:18:15.145
‫خیلی بالا.
‫پس دیگه حل شد.

00:18:16.614 --> 00:18:17.914
‫جراحی بی جراحی.

00:18:17.915 --> 00:18:20.550
‫- چیزی حل نشده.
‫- اما اون الان گفت که...

00:18:20.551 --> 00:18:24.054
‫می‌دونم، اما اگر هیچ کاری هم
‫نکنیم من بازم می‌میرم.

00:18:24.055 --> 00:18:26.790
‫اما بهتر از اینه که من امشب
‫تنها از اینجا خارج بشم.

00:18:26.791 --> 00:18:29.493
‫می‌شه بهم گوش کنی؟

00:18:29.494 --> 00:18:32.461
‫تو این عمل رو انجام نمی‌دی.

00:18:32.664 --> 00:18:34.631
‫- می‌شه من رو ببخشی لوئیز؟
‫- الس...

00:18:34.632 --> 00:18:38.534
‫من مایلم به تنهایی با پزشکم صحبت کنم.

00:18:40.004 --> 00:18:41.271
‫دکتر کلچ.

00:18:41.272 --> 00:18:44.288
‫چطور بریم با هم یک فنجون قهوه بخوریم؟

00:18:44.289 --> 00:18:46.289
‫خیلی خب.

00:18:49.013 --> 00:18:51.181
‫داشتید می‌گفتید.

00:18:51.182 --> 00:18:53.650
‫السی اون رو به انجام عمل متقاعد می‌کنه.

00:18:53.651 --> 00:18:55.345
‫اون کله شقه.

00:18:55.346 --> 00:18:58.048
‫لازمه همین الان با
‫رئیس اون دختر صحبت کنم.

00:18:58.049 --> 00:18:59.650
‫لازمه رئیسش مواظب اون باشه.

00:18:59.651 --> 00:19:01.952
‫اون رئیس بخش اعصاب هستش.

00:19:01.953 --> 00:19:04.788
‫خودش رئیسه و
‫بی‌اندازه هم کله شقه.

00:19:04.789 --> 00:19:09.226
‫دکتر کلچ. من دکتر شفرد رو
‫خیلی خوب می‌شناسم

00:19:09.227 --> 00:19:10.961
‫و شما می‌تونید بهش اعتماد کنید.

00:19:10.962 --> 00:19:12.396
‫اون رو نمی‌شه به هیچ‌کاری که

00:19:12.397 --> 00:19:15.199
‫خودش نخواسته باشه انجام بده متقاعد کرد.

00:19:15.200 --> 00:19:16.667
‫خیلی خب، بیاید.

00:19:21.311 --> 00:19:22.539
‫بیاید.

00:19:22.540 --> 00:19:24.174
‫دکتر کلچ.

00:19:24.175 --> 00:19:26.577
‫من نگرانم که شما از این
‫عمل جون سالم به در نبرید.

00:19:26.578 --> 00:19:31.480
‫فقط با در نظر گرفتن سن شما
‫این می‌تونه شما رو بکشه.

00:19:32.007 --> 00:19:34.549
‫یا شاید بهم زمان بیشتری بده.

00:19:34.550 --> 00:19:37.102
‫من زمان بیشتری لازم دارم.

00:19:37.103 --> 00:19:41.857
‫به زمان احتیاج دارم که کمکش کنم
‫یاد بگیره چطور تنها زندگی کنه.

00:19:42.727 --> 00:19:46.829
‫در ضمن، زمان می‌خوام که
‫بیشتر در کنارش باشم.

00:19:46.942 --> 00:19:52.034
‫آیا باورت می‌شه ۶۰ سال هم کافی نیست؟

00:20:02.547 --> 00:20:05.973
‫می‌تونم جواب «نه» رو قبول کنم.

00:20:08.853 --> 00:20:10.087
‫شروع نکن.

00:20:10.088 --> 00:20:12.089
‫راستش این رو به جواب ندادن ترجیح می‌دم.

00:20:12.090 --> 00:20:13.624
‫چرا همیشه مجبوری این طوری رفتار کنی؟

00:20:13.625 --> 00:20:16.293
‫چرا همیشه مجبوری همه چیز
‫رو به شوخی و خنده بگیری؟

00:20:16.294 --> 00:20:18.362
‫آیا جدی هستی، یا جدی نیستی؟

00:20:18.363 --> 00:20:19.363
‫معلومه که هستم.
‫چون من شوخی نمی‌کنم.

00:20:20.465 --> 00:20:21.975
‫این موضوع برای من بامزه نیست.

00:20:22.000 --> 00:20:23.233
‫تو دائم بهم فشار میاری

00:20:23.234 --> 00:20:25.135
‫اما بهم چیزی نمی‌دی که
‫بتونه بهم کمک کنه.

00:20:25.136 --> 00:20:29.640
‫ای بابا! ما که چند ماه همینطوری
‫با همدیگه در ارتباط بودیم.

00:20:29.641 --> 00:20:32.408
‫من حس می‌کنم تو رو نمی‌شناسم.

00:20:32.577 --> 00:20:36.079
‫و تمام کسانی که می‌شناسم‌شون
‫و تو رو می‌شناسن...

00:20:36.080 --> 00:20:37.881
‫از تو خوششون نمیاد.

00:20:37.882 --> 00:20:39.799
‫تو هم همینجور راجع به موضوع شوخی می‌کنی

00:20:39.824 --> 00:20:41.885
‫انگار که یه جورایی برات مهم نیست.

00:20:41.886 --> 00:20:43.320
‫این حقیقت نداره.
‫وظیفهٔ من نیست که انتخاب کنم.

00:20:44.722 --> 00:20:47.424
‫بلکه وظیفهٔ توئه که بهم یک دلیل بدی.

00:20:47.425 --> 00:20:50.826
‫باشه. دلیل می‌خوای؟

00:20:54.632 --> 00:20:57.166
‫بله.

00:20:57.602 --> 00:20:59.836
‫خیلی خب. یه عالمه...
‫یه عالمه دلیل وجود داره

00:20:59.837 --> 00:21:03.906
‫که از من خوشت بیاد... در واقع.

00:21:04.575 --> 00:21:07.043
‫یکی رو نام ببر.

00:21:09.480 --> 00:21:11.881
‫من باید برم.

00:21:15.586 --> 00:21:16.987
‫فکر می‌کردم جراحی رو انجام نمی‌دی.
‫من چنین چیزی نگفتم.

00:21:17.989 --> 00:21:19.256
‫گفتی به نظرت این فکر بدیه.

00:21:19.457 --> 00:21:21.758
‫و منم عملاً خیال لوئیز رو
‫راحت کردم که تو این کار رو نمی‌کنی.

00:21:21.759 --> 00:21:23.427
‫چرا چنین کاری کردی؟
‫اون بیمار منه.

00:21:23.428 --> 00:21:24.995
‫فکر کردم تصمیمت رو گرفتی یا

00:21:24.996 --> 00:21:27.597
‫اینکه لااقل قبل از اینکه نظرت عوض
‫بشه با لوئیز مشورت می‌کنی.

00:21:27.598 --> 00:21:30.467
‫خیلی خب، کافیه!
‫تمومش کن آون!

00:21:30.468 --> 00:21:32.654
‫بیشتر از این دیگه نه!

00:21:35.506 --> 00:21:38.189
‫تمام آزمایش‌های قبل از عملت
‫اومدن و عالی به نظر میان.

00:21:38.214 --> 00:21:40.777
‫بنابراین فقط دو تا نکته قبل
‫از اینکه ببریمت خونه تا

00:21:40.778 --> 00:21:42.879
‫بتونی خوب به اندازهٔ کافی
‫استراحت کنی.

00:21:42.880 --> 00:21:45.067
‫اول اینکه... بعد از نیمه‌شب
‫چیزی نخوری. باشه؟

00:21:45.068 --> 00:21:46.159
‫باشه.

00:21:46.160 --> 00:21:48.685
‫و دوم... به مگی می‌گیم.

00:21:50.295 --> 00:21:52.556
‫نه. بهت که گفتم...

00:21:52.557 --> 00:21:54.124
‫بعد از جراحی.

00:21:54.125 --> 00:21:57.227
‫- بعد از اینکه سرطان خارج شد.
‫- دایان، من جراحی رو انجام نمی‌دم

00:21:57.228 --> 00:21:58.922
‫مگر اینکه به مگی بگیم.

00:21:58.923 --> 00:22:01.698
‫- نمی‌تونی این کار رو بکنی.
‫- البته که می‌تونم. من پزشکت هستم.

00:22:01.699 --> 00:22:03.091
‫اما این به تو ارتباطی نداره.

00:22:03.092 --> 00:22:05.168
‫اینطوری دورهٔ درمان غیرمسؤلانه خواهد بود.

00:22:05.169 --> 00:22:07.571
‫مگی تنها سیستم حمایتی توئه.

00:22:07.572 --> 00:22:09.539
‫پس منم می‌رم سراغ یک پزشک دیگه.

00:22:09.540 --> 00:22:10.574
‫نه، نمی‌ری.

00:22:10.575 --> 00:22:13.385
‫چون اون بهت گفته من
‫بهترینم و واقعاً هم هستم.

00:22:13.410 --> 00:22:16.336
‫اون موقع بهش اعتماد کردی
‫الان هم بهش اعتماد داری.

00:22:18.750 --> 00:22:21.925
‫درک می‌کنم. اشکالی نداره
‫که ترس داشته باشی.

00:22:21.926 --> 00:22:24.995
‫مجبور نیستی بخاطر مگی بترسی.

00:22:24.996 --> 00:22:26.490
‫اون از سرطان نمی‌ترسه.

00:22:26.491 --> 00:22:28.392
‫اون فقط می‌خواد در کنارت باهاش بجنگه.

00:22:28.393 --> 00:22:31.561
‫اجازه بده اون پشتیبان تو باشه.

00:22:31.562 --> 00:22:33.597
‫بایستی چند ماه پیش بهش می‌گفتم.

00:22:33.598 --> 00:22:35.062
‫هنوزم زیاد دیر نشده.

00:22:35.063 --> 00:22:36.915
‫خیلی دیر شده.

00:22:36.916 --> 00:22:39.130
‫مامان؟

00:22:39.670 --> 00:22:41.538
‫آماده‌ای بریم خونه؟

00:22:41.539 --> 00:22:43.331
‫مگی... عزیزم...

00:22:43.332 --> 00:22:46.535
‫مامان، اشکال نداره.

00:22:46.536 --> 00:22:49.104
‫امیدوارم فردا موفق باشی.

00:22:49.912 --> 00:22:54.718
‫امیدوارم ایمپلنت‌هات همون چیزی
‫باشن که خودت می‌خوای.

00:22:54.719 --> 00:22:56.186
‫من ایمپلنت نمی‌ذارم.
‫مامان، اشکالی نداره.

00:22:57.188 --> 00:22:58.855
‫من سرطان سینه دارم.

00:22:58.856 --> 00:23:00.891
‫من سرطان سینه دارم و

00:23:00.892 --> 00:23:04.994
‫و اون‌ها فردا ماستکتومی رو انجام می‌دن.

00:23:06.364 --> 00:23:08.831
‫داری از چی صحبت می‌کنی؟

00:23:12.770 --> 00:23:15.929
‫اون از چی حرف می‌زنه؟

00:23:20.545 --> 00:23:22.792
‫بیا.

00:23:56.814 --> 00:23:59.181
‫بیا اینجا، عزیزم. بذار...

00:24:15.020 --> 00:24:17.721
‫آیا واقعاً این رو گفت؟
‫«زمان بیشتری می‌خوام کنارش باشم.»؟

00:24:17.722 --> 00:24:18.923
‫همین رو گفت.

00:24:20.759 --> 00:24:22.193
‫دلوکا، اینجا رو ساکشن کن.
‫۶۰ سال زندگی مشترک.

00:24:23.662 --> 00:24:26.464
‫- این...
‫- هیچ‌وقت کافی نیست.

00:24:26.465 --> 00:24:30.267
‫چه ۶۰ سال باشه و چه شش هفته.

00:24:30.987 --> 00:24:32.203
‫هرگز کافی نیست.

00:24:32.204 --> 00:24:34.672
‫خب، این آدم‌ها غیرعادی هستن.

00:24:34.673 --> 00:24:36.641
‫چی؟ آیا داری می‌گی دو تا آدم نمی‌تونن

00:24:36.642 --> 00:24:39.945
‫زندگی مشترک طولانی و
‫شادی داشته باشن؟

00:24:40.145 --> 00:24:43.715
‫من دارم می‌گم شاید این یه تصویر
‫ایده‌آل غیرواقعی از زندگی مشترک باشه.

00:24:43.716 --> 00:24:45.883
‫۶۰ سال از خوب، بد و زشت.

00:24:45.884 --> 00:24:48.519
‫این... یعنی همه چیز.

00:24:48.520 --> 00:24:50.954
‫چه اشکالی در خواستن چنین چیزی هست؟

00:24:52.357 --> 00:24:53.991
‫هیچی.

00:24:53.992 --> 00:24:56.661
‫هیچ اشکالی در خواستن این
‫نیست، دلوکا.

00:24:56.662 --> 00:24:58.736
‫قیچی.

00:24:58.737 --> 00:25:00.331
‫وبر ناراحت شده.

00:25:00.332 --> 00:25:02.200
‫و صادقانه بگم حق هم داره.

00:25:02.201 --> 00:25:03.835
‫بالاخره کی این ماجرا تموم می‌شه؟

00:25:03.836 --> 00:25:08.740
‫اینکه این دور و بر بچرخه و بهم اخم
‫کنه چیزی رو براش حل نمی‌کنه.

00:25:08.741 --> 00:25:10.641
‫کی شونهٔ سرد نشون دادن تموم می‌شه؟

00:25:10.642 --> 00:25:14.578
‫تموم می‌شه. بالاخره اونم برمی‌گرده.

00:25:14.980 --> 00:25:17.749
‫شفرد داره فشار رو از روی هماتوم برمی‌داره.

00:25:17.750 --> 00:25:20.317
‫براش آرزوی موفقیت می‌کنم.

00:25:20.486 --> 00:25:22.220
‫۶۰ سال آزگار.

00:25:22.221 --> 00:25:24.555
‫باورت می‌شه؟

00:25:24.556 --> 00:25:26.728
‫این رو در خودت می‌بینی؟

00:25:26.782 --> 00:25:31.027
‫وقتی می‌گم «در خودم می‌بینم»
‫یعنی در خودم می‌بینم.

00:25:31.163 --> 00:25:33.417
‫حتی با اینکه می‌دونم ۶۰ سال دیگه
‫تو چجوری خواهی بود.

00:25:33.418 --> 00:25:36.000
‫و من قراره چجوری باشم دکتر وارن؟

00:25:36.001 --> 00:25:38.169
‫ریاست‌گر.

00:25:38.170 --> 00:25:40.240
‫اون موقع بازنشسته شدی و
‫دلت لک زده برای روزهایی

00:25:40.265 --> 00:25:42.206
‫که کل یک بیمارستان رو اداره می‌کردی.

00:25:42.207 --> 00:25:46.010
‫دائم برای من و تاک و همسر بیچاره‌اش
‫رئیس‌بازی در میاری.

00:25:46.011 --> 00:25:47.712
‫خدا به داد اون زن بیچاره برسه.

00:25:47.713 --> 00:25:50.281
‫تو هم می‌شی یه آدم بیکار که
‫توی پارک قدم می‌زنه.

00:25:50.282 --> 00:25:51.611
‫من؟

00:25:51.612 --> 00:25:53.684
‫و از روی نقش خاکستری
‫موهام شناخته می‌شم.

00:25:53.685 --> 00:25:56.624
‫می‌شی یکی از اون کسانی که
‫دائم فقط یک داستان رو دوباره و دوباره

00:25:56.649 --> 00:25:59.357
‫تعریف می‌کنن و هر
‫دفعه بیشتر شلوغش می‌کنن.

00:25:59.358 --> 00:26:03.261
‫«بعد شکم یک زن رو روی
‫میز آشپزخونه پاره کردم.»

00:26:03.262 --> 00:26:06.496
‫«اونم موقعی که بیرون طوفان و بارون بود.»

00:26:07.531 --> 00:26:10.092
‫تو این رو در خودت می‌بینی؟

00:26:15.207 --> 00:26:18.941
‫به شرطی که در کنار داستان‌ها
‫پاهام رو هم بمالی.

00:26:21.280 --> 00:26:23.613
‫قبوله.

00:27:40.399 --> 00:27:45.762
‫سطح اکسیژن اشباع خون در تمام
‫شب ثابت بود.

00:27:46.889 --> 00:27:50.638
‫اون سرسخته.
‫اما مثل همیشه هم حق با اونه.

00:27:50.639 --> 00:27:53.360
‫۶۰ سال.
‫همهٔ زوج‌ها اینقدر دوام نمیارن.

00:27:53.361 --> 00:27:55.634
‫می‌خوای رازش رو بدونی؟

00:27:55.635 --> 00:27:57.742
‫همه می‌خوان راز این رو بدونن.

00:27:57.743 --> 00:28:00.610
‫اگر چنین رازی رو دارید قبولش می‌کنم.

00:28:01.051 --> 00:28:03.147
‫رازی در کار نیست.

00:28:03.148 --> 00:28:05.816
‫حدس می‌زنم، فقط شوهرش باقی موندم.

00:28:05.817 --> 00:28:10.420
‫بدون اون زندگی‌ای که کردم رو
‫هرگز تجربه نمی‌کردم.

00:28:11.823 --> 00:28:14.759
‫برای همین فقط شوهرش باقی موندم.

00:28:14.760 --> 00:28:18.095
‫اگر چیز دیگه‌ای باشه،
‫یک راز دیگه...

00:28:18.096 --> 00:28:21.965
‫اون کسیه که ازش خبر نداره.

00:28:22.534 --> 00:28:25.268
‫من هیچ چیزی نمی‌دونم.

00:28:25.337 --> 00:28:27.905
‫چون تو هیچ‌وقت دست از
‫وراجی برنمی‌داری.

00:28:27.906 --> 00:28:30.674
‫السی!

00:28:42.560 --> 00:28:44.889
‫بسه دیگه.

00:28:44.890 --> 00:28:47.692
‫دیگه من رو از پروندهٔ مادرم بیرون نمی‌ذاری.

00:28:47.693 --> 00:28:49.527
‫می‌خوام هر چیز کوچکی رو بدونم.

00:28:49.528 --> 00:28:51.295
‫می‌خوام یک کپی از هر چارت،

00:28:51.296 --> 00:28:54.298
‫گزارش و آزمایش برام ارسال بشه.

00:28:54.299 --> 00:28:55.800
‫بدون هیچ مخفی‌کاری.

00:28:55.801 --> 00:28:58.835
‫من واقعاً می‌خواستم بهت بگم.

00:29:04.376 --> 00:29:07.258
‫چطور تونستی بذاری اونطوری
‫باهاش حرف بزنم؟

00:29:07.283 --> 00:29:08.902
‫می‌تونستی جلوم رو بگیری.

00:29:09.314 --> 00:29:12.083
‫تو چه مرگت شده؟
‫ما مثلاً با هم دوست هستیم.

00:29:12.084 --> 00:29:14.985
‫چرا فقط بهم نگفتی؟

00:29:15.887 --> 00:29:17.722
‫چرا فقط بهم نگفتی؟!

00:29:17.723 --> 00:29:22.993
‫مگی، من دوست تو هستم.
‫اما در ضمن پزشک اون هم هستم.

00:29:24.062 --> 00:29:26.529
‫برو و خوبش کن.

00:29:43.732 --> 00:29:45.558
‫می‌خوام هر دو ساعت بررسی عصبی بشه.

00:29:45.583 --> 00:29:48.096
‫با هر علامت افزایش فشار درون
‫جمجمه‌ای من رو خبر کنید.

00:29:48.097 --> 00:29:49.571
‫گرفتم.

00:29:49.572 --> 00:29:52.113
‫کارت خوب بود.

00:29:52.266 --> 00:29:53.419
‫ممنون.
‫می‌دونم من با این کار مخالف بودم

00:29:54.855 --> 00:29:56.255
‫اما به نظر میاد حق با تو بوده.

00:29:56.256 --> 00:29:59.709
‫فکر می‌کنم تو به اون زوج زمان
‫بیشتری برای با هم بودن دادی.

00:29:59.860 --> 00:30:01.193
‫برام مهم نیست...

00:30:01.194 --> 00:30:02.795
‫که تو چی فکر می‌کنی.

00:30:02.796 --> 00:30:04.867
‫آملیا، بس کن.

00:30:04.868 --> 00:30:07.443
‫تو هیچ حقی برای نظر دادن نداری.

00:30:07.444 --> 00:30:09.894
‫و مطمئناً حق نداری بهم زور بگی.

00:30:09.895 --> 00:30:11.921
‫بهت زور بگم؟

00:30:12.906 --> 00:30:15.441
‫حق نداری بهم اولتیماتوم بدی

00:30:15.442 --> 00:30:18.548
‫که چه موقع برگردم خونه و
‫فکرم رو جمع و جور کنم.

00:30:18.549 --> 00:30:19.635
‫خیلی خب.

00:30:19.636 --> 00:30:22.932
‫«در خوبی و بدی.»؟
‫همین رو گفتی؟

00:30:22.933 --> 00:30:25.217
‫پس بدون این قسمت «بدی» هستش!

00:30:25.218 --> 00:30:27.357
‫و این حق رو نداری
‫که راحت نتیجه بگیری

00:30:27.382 --> 00:30:29.121
‫که من کنترلم رو از دست دادم.

00:30:29.122 --> 00:30:31.609
‫تو... تو نیستی که باید بگه
‫من دارم اشتباه می‌کنم.

00:30:31.610 --> 00:30:34.607
‫من دیگه خسته شدم از اینکه
‫نفر داغونه باشم.

00:30:34.608 --> 00:30:35.675
‫چون اینطور نیستم.

00:30:35.676 --> 00:30:37.811
‫تو هم حداقل به اندازهٔ من داغونی.

00:30:37.812 --> 00:30:38.878
‫تو بودی که غیبت زد!

00:30:38.879 --> 00:30:41.714
‫تو داری من رو تحت فشار می‌ذاری!

00:30:41.715 --> 00:30:44.320
‫- این منصفانه نیست.
‫- جدی؟

00:30:44.321 --> 00:30:48.457
‫دوست دارم از کریستینا بپرسم چطور بخاطر
‫تو احساس تحت فشار بودن می‌کرد.

00:30:48.458 --> 00:30:50.893
‫از دست نیازهای تو، از دست
‫فکر بچه‌دار شدن تو،

00:30:50.894 --> 00:30:52.294
‫از دست چیزهایی که تو می‌خوای.
‫خیلی خب!

00:30:54.021 --> 00:30:55.130
‫بس کنید!

00:30:55.131 --> 00:30:57.398
‫اینجا نه.

00:31:01.972 --> 00:31:03.186
‫من فقط همون چیزی رو می‌خوام
‫که تو هم گفتی می‌خوای.

00:31:04.388 --> 00:31:06.609
‫- تو بهم گفتی...
‫- تو اصلاً چرا بچه می‌خوای؟

00:31:06.610 --> 00:31:07.943
‫تا حالا این رو از خودت پرسیدی؟

00:31:07.944 --> 00:31:09.912
‫- چی؟ چرا بچه می‌خوام؟
‫- بله، بله.

00:31:09.913 --> 00:31:11.614
‫به چی احتیاج داری که الان نداری

00:31:11.615 --> 00:31:13.582
‫و فکر می‌کنی یه بچه
‫می‌تونه اون رو بهت بده؟

00:31:13.583 --> 00:31:15.818
‫- من یک خانواده می‌خوام.
‫- یکی داری!

00:31:15.819 --> 00:31:17.853
‫تو و من. این می‌شه یک خانواده.

00:31:17.854 --> 00:31:21.055
‫دیگه چی؟ چی احتیاج داری؟

00:31:21.658 --> 00:31:22.978
‫این طبیعیه که آدم بخواد...

00:31:22.979 --> 00:31:26.278
‫نه، تو در مقامی نیستی
‫که بگی چی طبیعیه!

00:31:26.375 --> 00:31:28.443
‫تو نمی‌دونی.

00:31:28.444 --> 00:31:31.545
‫تو دنبال یک رویا هستی آون.

00:31:31.935 --> 00:31:34.503
‫و وقتی بچه داشته باشی...

00:31:34.504 --> 00:31:37.506
‫شاید به اون چیزی که دنبالش
‫بودی نرسی.

00:31:37.507 --> 00:31:40.142
‫به همون چیزی می‌رسی
‫که بهت داده شده.

00:31:40.510 --> 00:31:43.328
‫شاید هم فوق‌العاده باشه...

00:31:43.546 --> 00:31:47.549
‫و شاید هم دردناک و شاید هر دو.

00:31:47.550 --> 00:31:50.323
‫می‌دونم تو ترسیدی اما...

00:31:50.420 --> 00:31:53.354
‫آملیا، من فکر می‌کنم تو
‫یک مادر فوق‌العاده می‌شی.

00:31:55.311 --> 00:31:58.166
‫من قبلاً هم یک مادر فوق‌العاده بودم آون.

00:31:58.167 --> 00:32:01.129
‫«در خوبی و بدی.»

00:32:02.899 --> 00:32:05.166
‫همین رو می‌خواستی؟

00:32:06.342 --> 00:32:09.242
‫همین رو می‌خواستی؟

00:32:18.214 --> 00:32:23.372
‫یا فقط با قوانین تو بازی کنیم
‫که چی «طبیعی» هست و چی نیست؟

00:32:23.373 --> 00:32:25.795
‫اما زندگی اینطور نیست.

00:32:25.989 --> 00:32:31.492
‫این زندگی مشترکی نیست
‫که بتونه دوام بیاره.

00:34:04.833 --> 00:34:06.634
‫در چه حالی؟ حس می‌کنی بهتری؟

00:34:06.635 --> 00:34:08.602
‫یکم بیشتر...

00:34:10.739 --> 00:34:13.708
‫ساعت ۱۶ و ۲۲ دقیقه.

00:34:13.709 --> 00:34:15.509
‫ببخشید؟

00:34:15.510 --> 00:34:18.813
‫ساعت ۱۶ و ۲۲ دقیقه...

00:34:18.814 --> 00:34:21.817
‫زمان مرگش.

00:34:23.125 --> 00:34:25.900
‫که اگر خواستید یادداشت کنید.

00:34:25.901 --> 00:34:28.217
‫ساعت رو نگاه کردم.

00:35:06.697 --> 00:35:09.632
‫- باشه. خیلی خب.
‫- متوجه شدم.

00:35:14.498 --> 00:35:18.601
‫فکر می‌کنم باید در مورد چیزی که از
‫من و الیزا دیدی با هم صحبت کنیم.

00:35:18.602 --> 00:35:20.169
‫آریزونا...

00:35:20.170 --> 00:35:23.973
‫تو همیشه زندگی عاطفی فعالی داشتی.

00:35:23.974 --> 00:35:26.542
‫و اگر من نگران این می‌بودم که
‫تو داری چه کسی رو می‌بوسی

00:35:26.543 --> 00:35:29.186
‫دیگه فرصتی برای کارهای
‫دیگه نداشتم.

00:35:29.187 --> 00:35:31.714
‫باشه، تو عصبانی هستی
‫و این‌ها رو از ته دلت نگفتی.

00:35:31.715 --> 00:35:33.794
‫چرا اتفاقاً.

00:35:34.384 --> 00:35:36.601
‫نه. اینطور نیست.

00:35:36.602 --> 00:35:38.603
‫لعنتی.

00:35:38.604 --> 00:35:40.604
‫من تبدیل به یه چنین آدمی شدم.

00:35:40.605 --> 00:35:45.743
‫آدمی شدم که طرفداری این و
‫اون رو می‌کنه و رأی‌ها رو می‌شمره.

00:35:45.744 --> 00:35:48.413
‫این زشته، تلخه، حقیره.

00:35:48.414 --> 00:35:50.415
‫این کاریه که بیلی این وسط کرده.

00:35:50.416 --> 00:35:54.013
‫من... من خیلی متأسفم.

00:35:54.117 --> 00:35:56.921
‫تو بهم گفتی که با من هستی رابینز.

00:35:56.922 --> 00:35:58.656
‫- حرفت رو باور کردم.
‫- همینطور بودم.

00:35:58.657 --> 00:36:00.224
‫همینطور هم هستم.

00:36:00.225 --> 00:36:01.726
‫من فقط...

00:36:01.727 --> 00:36:03.661
‫فقط انتظار نداشتم چنین
‫حسی پیدا کنیم.

00:36:03.662 --> 00:36:05.663
‫سعی نداشتم اینطور بشه.

00:36:05.664 --> 00:36:08.733
‫می‌دونی چیه؟
‫من به کمی زمان نیاز دارم.

00:36:08.734 --> 00:36:10.234
‫من...

00:36:10.235 --> 00:36:13.291
‫دوباره برمی‌گردم اما...

00:36:13.305 --> 00:36:15.388
‫کمی زمان احتیاج دارم.

00:36:15.389 --> 00:36:17.841
‫هر قدر لازمه زمان صرف کن.

00:36:29.997 --> 00:36:34.591
‫می‌تونم با سردخونه تماس بگیرم
‫و کاغذبازی‌هاش رو تموم کنم.

00:36:37.863 --> 00:36:40.031
‫ببین، اون ۹۵ سالش بود.

00:36:40.032 --> 00:36:42.834
‫حق با تو بود. اون‌ها بیشتر از
‫خیلی‌های دیگه زمان داشتن.

00:36:42.835 --> 00:36:44.702
‫اون‌ها زمان بیشتری می‌خواستن.

00:36:44.703 --> 00:36:46.771
‫اون زمان بیشتری می‌خواست.

00:36:46.772 --> 00:36:50.373
‫این تنها دلیل برای انجام جراحی بود.

00:36:51.543 --> 00:36:54.469
‫و ما زمان کوچولویی که داشتن
‫رو ازشون گرفتیم.

00:36:54.470 --> 00:36:57.615
‫شفرد گفت کوموربیدیتی اختلالات اون
‫باعث شد احتمالش کم باشه که...

00:36:57.616 --> 00:37:00.198
‫چرا این کار رو می‌کنیم؟

00:37:02.855 --> 00:37:05.323
‫چرا این کارها رو انجام می‌دیم؟ چرا...

00:37:05.324 --> 00:37:06.858
‫اگر نمی‌تونیم کاری رو که

00:37:06.859 --> 00:37:10.695
‫می‌گیم انجام بدیم، پس چرا...

00:37:10.696 --> 00:37:14.349
‫اگر واقعاً هیچ اختیاری نداریم

00:37:14.838 --> 00:37:19.803
‫چطور جرئت می‌کنیم بهشون بگیم می‌تونیم.

00:37:20.706 --> 00:37:22.825
‫این...

00:37:23.141 --> 00:37:25.742
‫به نظرم من عاشق جو شدم.

00:37:28.881 --> 00:37:31.681
‫احتمال زیاد همینطوره...

00:37:33.385 --> 00:37:35.653
‫کاملاً مطمئنم.

00:37:35.654 --> 00:37:38.703
‫حرف نزن.

00:37:38.704 --> 00:37:41.124
‫من بیشتر از این می‌خوام.

00:37:43.195 --> 00:37:44.195
‫از اینجا برو.

00:37:44.196 --> 00:37:46.596
‫- متأسفم.
‫- از اینجا برو.

00:37:48.367 --> 00:37:50.800
‫نه.

00:37:52.905 --> 00:37:55.305
‫اشکالی نداره.

00:38:04.750 --> 00:38:07.458
‫من دلیل خوبی ندارم.

00:38:08.120 --> 00:38:10.788
‫سعی کردم به یه دلیل خوب برسم

00:38:10.789 --> 00:38:15.012
‫برای همین با خودم گفتم:
‫«چرا من ازش خوشم میاد؟»

00:38:15.013 --> 00:38:17.448
‫و این رو نمی‌دونم.

00:38:17.729 --> 00:38:20.265
‫اولین بار که دیدمت جلوی
‫تختهٔ برنامهٔ عمل‌ها بودی

00:38:20.266 --> 00:38:21.748
‫داشتی با پیرس حرف می‌زدی و اون

00:38:21.773 --> 00:38:23.267
‫چیزی گفت که باعث شد بخندی و...

00:38:23.268 --> 00:38:27.304
‫من نمی‌تونستم از جام تکون بخورم.

00:38:28.273 --> 00:38:31.275
‫مجبور شدم صبر کنم تا تو اسم‌ات
‫رو روی تخته بنویسی

00:38:31.276 --> 00:38:33.911
‫چون... احتیاج داشتم بدونم تو کی هستی.

00:38:33.912 --> 00:38:39.368
‫بنابراین دلیل خوبی برای تو
‫ندارم که از من خوشت بیاد.

00:38:39.369 --> 00:38:42.803
‫من حتی تلاش هم نکردم بهت
‫علاقمند بشم. نمی‌خواستم.

00:38:42.804 --> 00:38:46.307
‫و مطمئناً نمی‌خوام مجبور باشم
‫تمام مدت بهت فکر کنم،

00:38:46.308 --> 00:38:49.342
‫یا سعی کنم زودتر بیام
‫تا اسم‌ات رو روی تخته ببینم،

00:38:49.343 --> 00:38:51.816
‫یا دنبال جملهٔ مناسبی باشم که
‫باعث لبخند تو بشه و

00:38:51.817 --> 00:38:54.981
‫چشم‌هات مثل همیشه اونطوری بشن.

00:38:54.982 --> 00:38:59.285
‫بگذریم، به همین خاطره که
‫خیلی زیاد شوخی می‌کنم تا

00:38:59.286 --> 00:39:02.937
‫مجبور نشم چنین حرف‌هایی رو بزنم.

00:39:02.938 --> 00:39:05.978
‫من دلیل خوبی ندارم.

00:39:05.979 --> 00:39:09.080
‫متأسفم. اما ای کاش داشتم.

00:39:15.820 --> 00:39:19.347
‫خیلی خب. حالا بایستی ازم
‫درخواست کنی شام بریم بیرون.

00:39:21.326 --> 00:39:22.992
‫می‌خوای با هم شام بریم بیرون؟

00:39:22.993 --> 00:39:25.093
‫بله.

00:39:27.198 --> 00:39:29.799
‫دکتر گری، دکتر پیرس بهتون نیاز داره.

00:39:29.800 --> 00:39:31.900
‫باشه. ببخشید.

00:39:37.508 --> 00:39:40.175
‫یک امضای دیگه هم اینجا.

00:39:42.058 --> 00:39:44.814
‫می‌دونید از کدوم برگزارکنندهٔ
‫مراسم تدفین می‌خواید استفاده کنید؟

00:39:44.815 --> 00:39:47.850
‫نه، احتمالاً کلیسامون بدونه.

00:39:48.652 --> 00:39:50.720
‫آیا مجبورم همه رو الان پر کنم؟

00:39:50.721 --> 00:39:53.337
‫می‌تونم فردا صبح این کار رو انجام بدم؟

00:39:53.338 --> 00:39:54.624
‫البته که می‌تونید.

00:39:54.625 --> 00:39:57.694
‫- همه‌چیز می‌تونه به فردا موکول بشه.
‫- خیلی خب.

00:39:57.695 --> 00:39:59.929
‫آیا کار دیگه‌ای هم هست
‫که بتونم براتون انجام بدم؟

00:39:59.930 --> 00:40:02.665
‫خب... من ماشین ندارم.

00:40:02.666 --> 00:40:06.269
‫من و السی با آمبولانس اومدیم.

00:40:06.270 --> 00:40:08.037
‫بذارید براتون تاکسی بگیرم.

00:40:08.038 --> 00:40:10.035
‫نه. مشکلی نیست. فقط...

00:40:10.036 --> 00:40:13.877
‫بهم بگید از کجا می‌تونم تاکسی بگیرم.

00:40:13.878 --> 00:40:15.879
‫من درست نمی‌دونم کجام.

00:40:15.880 --> 00:40:19.916
‫خب، از اینجا خارج شید، به سمت
‫راست برید و اون گوشه می‌بینیدش.

00:40:19.917 --> 00:40:22.313
‫ولی، دکتر کلچ، خواهش می‌کنم
‫اجازه بدید من براتون...

00:40:22.314 --> 00:40:24.254
‫نه، من...

00:40:24.255 --> 00:40:27.891
‫از حالا دیگه مجبورم خودم
‫کارهام رو راست و ریست کنم.

00:40:27.892 --> 00:40:30.560
‫من... خیلی خب.

00:40:30.561 --> 00:40:31.648
‫ممنونم.

00:40:31.649 --> 00:40:33.997
‫بفرمایید. این مال شماست.

00:40:33.998 --> 00:40:36.465
‫ممنونم.

00:41:08.933 --> 00:41:11.568
‫هر چیزی زمانی از هم می‌پاشه.

00:41:11.569 --> 00:41:14.536
‫همه‌مون همینطور می‌شیم.
‫این یک قانونه.

00:41:15.272 --> 00:41:18.240
‫این چیزیه که ما براش ساخته شدیم.

00:41:32.923 --> 00:41:36.318
‫مامانم واقعاً مریضه.

00:41:37.403 --> 00:41:41.430
‫مجبوریم با این واقعیت
‫روبرو بشیم و بپذیریمش.

00:41:49.473 --> 00:41:53.809
‫و سعی کنیم با هم متحد بمونیم...

00:41:59.783 --> 00:42:02.924
‫اون هم تا زمانی که می‌تونیم.

00:42:06.690 --> 00:42:10.690
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.