﻿WEBVTT

00:00:04.740 --> 00:00:08.530
‫ما وقتی نتایج آزمایش رو به بیماران
‫میدیم، اغلب میگیم "عادیه"

00:00:08.570 --> 00:00:10.270
‫آبرسانی...

00:00:10.310 --> 00:00:14.790
‫و اون چیزی که دوست داری، با عجیب
‫ترین نسبت گوشت به پنیری که تا به حال دیدم!

00:00:14.840 --> 00:00:16.750
‫بهش میگن ساندویچ
‫ آملیا.

00:00:16.790 --> 00:00:18.490
‫تو خوب به نظر میرسی.

00:00:18.540 --> 00:00:20.020
‫حالت خوبه؟
‫چون اینطوری به نظر میای

00:00:20.060 --> 00:00:24.233
‫پس تو الان خدمات خودت رو داری
‫به اضافه خدماتی که از کوراسیک بهت رسیده؟

00:00:24.233 --> 00:00:26.150
‫این مقدار زیادی از بیمارانه

00:00:26.200 --> 00:00:29.110
‫و من جزوشون نیستم
‫پس برو، آزاد باش!

00:00:29.150 --> 00:00:32.290
‫آب بخور، غذا بخور،
‫ راه برو، تکرار کن!

00:00:32.330 --> 00:00:34.160
‫توی مفید بودن در دنیا موفق باشی

00:00:34.208 --> 00:00:38.747
‫ما نتایج رو بررسی و بین محدوده‌ی
‫پایین تا بالا، آنالیزشون میکنیم

00:00:38.747 --> 00:00:41.333
‫هفته‌ی اول

00:00:43.724 --> 00:00:47.090
‫اگر نتایج بیمار درون محدودمون
‫ باشه، نگران نمیشیم

00:00:47.130 --> 00:00:48.520
‫کسی کلیدهای منو ندیده؟

00:00:48.570 --> 00:00:50.090
‫اوه

00:00:50.130 --> 00:00:51.700
‫- اینجاست
‫- اوه

00:00:52.844 --> 00:00:55.639
‫- خمیر پنکیک! خوبه.
‫- کِرپه، در واقع!

00:00:55.884 --> 00:00:57.754
‫اما منظور تو این نبود!

00:00:57.778 --> 00:00:59.297
‫- متاسفم.
‫- عیب نداره!

00:00:59.321 --> 00:01:01.530
‫اینجا برای سه نفر
‫ ساخته نشده!

00:01:01.580 --> 00:01:03.555
‫هی، تو بهم ترحم کردی!

00:01:03.580 --> 00:01:06.760
‫مهمونها مهمون نمیارن! من بااینکه
‫توماشینم بزرگ شدم، اینو میدونم.

00:01:06.800 --> 00:01:09.403
‫شانس آوردی هلم آشپزیش خوبه!

00:01:10.115 --> 00:01:12.075
‫من توآزمایش واکسن
‫ پذیرفته شدم.

00:01:12.100 --> 00:01:14.496
‫اوه خدای من. واقعاً ممکنه
‫ یه روزی تموم شه!

00:01:14.521 --> 00:01:17.916
‫یعنی خب اون شاید
‫دارونما بزنه!

00:01:18.730 --> 00:01:21.120
‫درسته.
‫منظورت این نبود!

00:01:21.160 --> 00:01:22.250
‫هی!

00:01:23.470 --> 00:01:24.665
‫اما این کامل نیست

00:01:24.690 --> 00:01:27.296
‫چون اگر تاریخ چیزی
‫نشونمون داده باشه اینه که،

00:01:27.321 --> 00:01:31.480
‫عادی بودن یک‌نفر،
‫ آشفتگی کامل، یک نفر دیگه است!

00:01:31.520 --> 00:01:34.480
‫اوه، اینو ببین!
‫به سلامتی های کوچیک!

00:01:34.520 --> 00:01:37.686
‫مردم فقط یه سری خاطرات کوچیک میگن
‫به جای اینکه یه سخنرانی بزرگ و طولانی کنن!

00:01:37.711 --> 00:01:39.641
‫برات مهمه اگه
‫ دوتا کیک داشته باشیم؟

00:01:39.666 --> 00:01:42.769
‫چون مامانبزرگ آنتی یه
‫علاقه‌ای به کیک دامادی داره

00:01:42.840 --> 00:01:45.522
‫مشکلی نداری اگه
‫3تا کیک داشته باشیم؟

00:01:45.748 --> 00:01:48.402
‫چطوری میخواین این کارهارو
‫بکنین، وقتی کل دنیا بسته است؟

00:01:48.427 --> 00:01:51.153
‫مرحله تصویر سازیه!
‫بدون نفرت

00:01:51.817 --> 00:01:55.200
‫جایی رو میشناسی یه فواره
‫ کنار اقیانوس داشته باشه؟

00:01:56.107 --> 00:01:59.861
‫اوه! اینو ببین،
‫اینو ببین!

00:02:01.280 --> 00:02:03.850
‫خیلی خوشحالم که تو
‫ جای کوراسیک مسئولی

00:02:03.890 --> 00:02:05.500
‫کوراسیک، دیگه اینجا کار نمیکنه

00:02:05.550 --> 00:02:07.909
‫واییسا! واقعاً؟
‫کی اخراجش کرد؟

00:02:07.934 --> 00:02:09.659
‫هیچکس!
‫ اون از اِوری الهام گرفت

00:02:09.683 --> 00:02:12.120
‫و به مبارزه با نابرابری نژادی رفت
‫تا دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنه

00:02:12.160 --> 00:02:15.719
‫لعنتی، متنفرم که
‫مجبورم کمی برای اون مرد احترام قائل بشم

00:02:16.522 --> 00:02:19.260
‫زن 25 ساله
‫ام.وی.سی جی.اس.سی 12

00:02:19.300 --> 00:02:22.130
‫ شکستگی جمجمه داره
‫ مردمک چشم راست آرومه

00:02:22.170 --> 00:02:24.000
‫تو راه چند قسمت براکاردیا داشته

00:02:24.040 --> 00:02:25.870
‫خریدهام هنوز توی ماشینه

00:02:25.920 --> 00:02:28.315
‫و من دستمال مرطوب
‫ضد عفونی کننده پیدا کردم.

00:02:28.315 --> 00:02:29.570
‫در واقع، من..گریه کردم.

00:02:29.610 --> 00:02:31.220
‫ احتمالاً خونریزی
‫داخل جمجمه داره

00:02:31.270 --> 00:02:32.750
‫- بیاید مستقیماً ببریمش سی.تی
‫ - بابام

00:02:32.790 --> 00:02:34.050
‫اون توی راه بهم پیام داد

00:02:34.100 --> 00:02:35.710
‫میشه یکی بهش زنگ بزنه
‫و بگه من خوبم؟

00:02:35.750 --> 00:02:38.992
‫بهش بگید فقط باید مودم
‫رو از برق کشه دوباره بزنه

00:02:41.104 --> 00:02:43.284
‫لونا هربار بعد از
‫غذا خوردن تُف میکنه

00:02:43.309 --> 00:02:44.709
‫و ضربان قلبش پایین اومده

00:02:44.734 --> 00:02:47.250
‫
‫فقط کمی،
‫ اما هر ضربان مهمه

00:02:47.724 --> 00:02:49.034
‫ونل؟
‫نه!

00:02:49.630 --> 00:02:51.160
‫هریسون؟
‫نه!

00:02:51.188 --> 00:02:52.510
‫میتونم کمکتون کنم؟

00:02:52.550 --> 00:02:54.680
‫کارمن دلگادو از سی.پی.اس

00:02:54.730 --> 00:02:58.970
‫من به عنوان سرپرست قانونی
‫لونا اشتون منصوب شدم.

00:02:58.970 --> 00:03:02.496
‫و من شنیدم که اون ممکنه
‫ ریفلاکس معده داشته باشه؟

00:03:02.496 --> 00:03:05.350
‫احتمالاً، اما لونا کوچولو
‫مدتهاست که اینجا لوله گذاری شده،

00:03:05.390 --> 00:03:07.207
‫بنابراین به سختی
‫رفلکس حلقی داشته

00:03:07.207 --> 00:03:08.040
‫و توصیه شما؟

00:03:08.090 --> 00:03:11.790
‫من میخوام دستور کی.یو.بی بدم و آزمایشهایی
‫برای جلوگیری از انتروکولیت نکروزان

00:03:11.830 --> 00:03:13.960
‫و بعدش در صورت لزوم، آزمایش
‫ بلع انجام بدیم

00:03:14.010 --> 00:03:16.790
‫باشه. آزمایشها رو بگیرید
‫بهم خبر بدین چطوره

00:03:17.207 --> 00:03:19.107
‫من میرم به خارج شهر

00:03:19.930 --> 00:03:22.159
‫ما باید همه چیز رو
‫با اون هماهنگ کنیم؟

00:03:22.184 --> 00:03:26.397
‫"ما" نه! فقط من.
‫میدونی؟ دکترِ لونا!

00:03:30.685 --> 00:03:34.310
‫گوئن یتس، 51 ساله
‫ سابقه آمیلوئیدوز قلبی

00:03:34.377 --> 00:03:38.167
‫با علائم تنگی نفس
‫و اِدِم در ناحیه ران

00:03:38.200 --> 00:03:39.940
‫من سالهاست که
‫تحت درمان قلبیم

00:03:39.980 --> 00:03:41.510
‫مطمئن نیستم چرا
‫یهو بدتر شدم

00:03:41.550 --> 00:03:43.860
‫خب، رسوبات پروتئینی باعث

00:03:43.900 --> 00:03:48.250
‫ایجاد نارسایی احتقانی
‫قلب و تجمع مایعات در پاها و ریه شده

00:03:48.300 --> 00:03:51.845
‫و این باعث میشه که خون
‫شما لخته شه، پس ما باید

00:03:51.869 --> 00:03:55.570
‫یه فیلتر بذاریم تا از وارد
‫شدنش به ریه‌هات جلوگیری کنیم

00:03:55.610 --> 00:03:59.656
‫گوش کن. مطمئن باش،
‫ما هرکاری که بتونیم میکنیم!

00:03:59.656 --> 00:04:03.481
‫گوئن، متاسفم، اما ما میخوایم برای
‫ مراقبت، توی آی.سی.یو نگهت داریم

00:04:03.505 --> 00:04:05.360
‫تا وقتی یه اهدا
‫کننده قلب پیدا کنیم

00:04:05.447 --> 00:04:09.330
‫همیشه میدونستم که این
‫ احتمالش هست، اما...

00:04:09.354 --> 00:04:11.060
‫وای!

00:04:11.100 --> 00:04:13.962
‫کسی هست که بخوای خبرش کنیم؟

00:04:14.320 --> 00:04:16.828
‫شوهرم ماه اکتبر درگذشت،

00:04:16.852 --> 00:04:18.940
‫و ما جز همدیگه هیچ
‫خانواده دیگه‌ای نداشتیم

00:04:18.980 --> 00:04:20.753
‫من یک سگ گرفتم،

00:04:20.777 --> 00:04:23.160
‫تا کنارم باشه،
‫اسمشو گذاشتم ژوپیتر،

00:04:23.200 --> 00:04:25.378
‫اما اون شب اون از خونه رفت
‫بیرون. میدونی توی طوفان بزرگ؟

00:04:25.402 --> 00:04:27.210
‫رعدوبرق بدجوری ترسوندش..

00:04:27.250 --> 00:04:30.770
‫سعی کردم پیداش کنم، اما خیلی
‫احساس ضعف کردم، میدونی؟

00:04:30.820 --> 00:04:32.950
‫به گمونم الان میدونیم چرا

00:04:34.870 --> 00:04:36.097
‫ممنونم

00:04:36.121 --> 00:04:38.987
‫مطمئنم مریضهای دیگه‌ای
‫هم دارید که باید بهشون سر بزنید

00:04:44.310 --> 00:04:47.050
‫هی
‫ اورتیز پیش باباشه

00:04:47.090 --> 00:04:49.100
‫آقای نیکلز، من دکتر شپردم

00:04:49.140 --> 00:04:51.840
‫من یکی از جراحانی هستم که
‫قراره از دخترتون مراقبت کنه

00:04:51.880 --> 00:04:53.800
‫وایسا وایسا
‫اسکایلر جراحی لازم داره؟

00:04:53.840 --> 00:04:56.670
‫آسیب دیدگی اسکایلر در اثر تصادف
‫ باعث تورم مغزی شده

00:04:56.710 --> 00:05:00.410
‫ممکنه لازم بشه بخشی از جمجمه‌ش
‫رو برداریم تا فشارش کاهش پیدا کنه

00:05:00.460 --> 00:05:02.546
‫و از مغزش در برابر هر
‫گونه آسیب دائمی محافظت کنه

00:05:02.571 --> 00:05:03.499
‫اوه خدای من.

00:05:03.532 --> 00:05:05.609
‫اما اگه این کار رو بکنیم
‫به صورت موقتیه

00:05:05.634 --> 00:05:08.244
‫ما اون بخش از جمجمه رو
‫ داخل شکمش قرار میدیم

00:05:08.269 --> 00:05:10.977
‫و بعد از کاهش تورم
‫ برش میگردونیم سر جاش

00:05:11.080 --> 00:05:12.820
‫متوجهم که قبولِ این، کار سختیه.

00:05:12.860 --> 00:05:15.250
‫اما دکتر شپرد بارها
‫این کار رو انجام داده

00:05:15.300 --> 00:05:18.080
‫لطفاً
‫شما باید نجاتش بدین!

00:05:18.130 --> 00:05:20.870
‫ اون دختر کوچولومه
‫باید نجاتش بدین!

00:05:20.910 --> 00:05:23.865
‫ما به‌محض اینکه بتونیم
‫خبرتون میکنیم

00:05:28.610 --> 00:05:30.270
‫نگران نباش

00:05:34.320 --> 00:05:35.580
‫اوه

00:05:35.620 --> 00:05:37.970
‫بله، من ازت دوری میکنم.

00:05:38.020 --> 00:05:40.280
‫کاری که خیلی از مردم میکنن!

00:05:40.320 --> 00:05:42.926
‫دوری کردن یه کار
‫ عادیه

00:05:42.926 --> 00:05:44.890
‫اون معقوله.. اون..مثل..

00:05:44.940 --> 00:05:47.070
‫تزریق یه ماده ناشناخته به خودته

00:05:47.110 --> 00:05:48.460
‫اوه
‫ سلام

00:05:48.500 --> 00:05:50.850
‫اشمیت
‫ لیوای

00:05:50.900 --> 00:05:53.030
‫اسم من لیوای اشمیته

00:05:53.070 --> 00:05:54.640
‫من دکتر مُیسون پُست هستم.

00:05:54.665 --> 00:05:56.585
‫من ناظر آزمایشات واکسنی ساحل
‫غربی در کویمبی هستم

00:05:56.640 --> 00:06:00.819
‫و، متاسفم بابت شوخی کوچکی که
‫درمورد واکسن کردم

00:06:00.819 --> 00:06:02.904
‫اوه فکر نکنم
‫روم تاثیری گذاشته باشه

00:06:02.904 --> 00:06:04.702
‫- امروز چه حسی داری؟
‫- حالت تهوع.

00:06:04.727 --> 00:06:08.390
‫گرچه تمام مقاله‌هایی که
‫درمورد واکسن بود رو خوندم... دوبار!

00:06:08.432 --> 00:06:10.817
‫و، بله، میدونم که تحقیقاتی
‫برای چندین دهه وجود داشته،

00:06:10.841 --> 00:06:12.952
‫اما نمیتونم احساسی
‫جز تنهایی داشته باشم

00:06:13.010 --> 00:06:16.751
‫منظورم این بود که احساس بیماری
‫میکنی؟ چون در این صورت نمیتونیم واکسن بزنیم

00:06:16.751 --> 00:06:17.840
‫اوه اون.

00:06:17.880 --> 00:06:21.298
‫اوه... نه
‫ همه چی خوب!

00:06:21.323 --> 00:06:25.093
‫هی، دکتر اشمیت، داوطلبان
‫آزمایش، اغلب اضطراب دارند.

00:06:25.118 --> 00:06:28.179
‫تو تنها نیستی.
‫من تمام مراحل کنارت خواهم بود

00:06:28.442 --> 00:06:31.641
‫حالا، بازوت رو برام شُل کن!

00:06:42.470 --> 00:06:44.210
‫اینم از این

00:06:44.260 --> 00:06:45.430
‫کارت عالی بود.

00:06:45.470 --> 00:06:47.260
‫حالا من فقط باید نمیرم

00:06:47.300 --> 00:06:50.350
‫آره خوب،
‫چنین اتفاقی نمیافته

00:06:50.390 --> 00:06:52.954
‫ میخوای برای
‫طرفدارهات دست تکون بدی؟

00:07:03.120 --> 00:07:06.051
‫آناتومی گری
‫قسمت 16 فصل 17

00:07:06.676 --> 00:07:10.263
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:07:10.809 --> 00:07:13.437
‫این قسمت
‫«من هنوز ایستادم»

00:07:14.017 --> 00:07:15.685
‫هفته‌ی دوم

00:07:16.290 --> 00:07:18.460
‫هوو
حاضری؟

00:07:21.803 --> 00:07:23.723
‫- آه آ
‫-اوه باشه

00:07:23.748 --> 00:07:25.928
‫- سلام!
‫- سلام!

00:07:25.991 --> 00:07:28.081
‫توپ رو سمت
‫مهمونها پرت نکن!

00:07:28.106 --> 00:07:30.806
‫- ببخشید
‫- اوه نه چیزی نشد عزیزم

00:07:31.080 --> 00:07:35.000
‫فکر کنم کلاست الان شروع
‫شه، پس چرا نمیری تو؟ باشه؟

00:07:35.596 --> 00:07:37.040
‫واا

00:07:37.065 --> 00:07:38.675
‫آه

00:07:38.700 --> 00:07:40.270
‫اوه، باشه، باشه

00:07:40.295 --> 00:07:41.955
‫صبر کن، چی لازم داری؟

00:07:41.980 --> 00:07:45.465
‫یک ماشین زمان.
‫و برگردم به سه ماه پیش!

00:07:47.060 --> 00:07:48.280
‫صحبت کن

00:07:48.320 --> 00:07:50.410
‫- راجع‌به چی؟
‫- هر چیزی.

00:07:50.450 --> 00:07:52.743
‫باشه. باشه.

00:07:52.768 --> 00:07:55.370
‫آم، هنوز هیچ جایگزینی
‫برای جکسون ندارم.

00:07:55.410 --> 00:07:57.280
‫آم...

00:07:57.330 --> 00:08:00.720
‫اوه، جویی توی
‫زیست شناسی 20 گرفت

00:08:00.770 --> 00:08:02.990
‫- هوم!
‫- فکر کنم قراره دکتر بشه!

00:08:03.030 --> 00:08:06.820
‫ تومور بن نیاز
‫به درمان دیگه‌ای نداره

00:08:06.860 --> 00:08:07.758
‫بابام..

00:08:07.783 --> 00:08:09.403
‫وایسا، چه توموری؟

00:08:09.428 --> 00:08:12.428
‫آره، خب ما یک توده پیدا کردیم،
‫و اون یک جراحی ارکیکتومی کرد

00:08:12.453 --> 00:08:17.122
‫آسیب‌شناسی نشون داد سرطانه، اما به موقع
‫متوجه شدیم، پس اون کاملاً خوبه

00:08:17.300 --> 00:08:20.130
‫بدون جلسات، بدون شیمی درمانی!

00:08:20.180 --> 00:08:22.790
‫و من هنوز استرس
‫از دست دادن شوهرم رو دارم و

00:08:22.830 --> 00:08:25.660
‫و نتونستم راجع بهش
‫فکر کنم یا حرف بزنم

00:08:25.700 --> 00:08:27.450
‫برای همینه که تو تازه
‫ الان داری میشنویش!

00:08:27.490 --> 00:08:29.450
‫من متاسفم.

00:08:29.490 --> 00:08:30.540
‫اصلاً فکر نمیکردم
‫ممنون

00:08:31.840 --> 00:08:34.514
‫و اگه من نخوام درمورد این صحبت کنم
‫و تو نخوای در مورد خودت صحبت کنی

00:08:34.539 --> 00:08:36.479
‫ پس شاید بهتر باشه یه بچه
‫دیگه بیاریم اینجا، یا چیزی!

00:08:36.503 --> 00:08:38.328
‫زولا!

00:08:40.637 --> 00:08:43.023
‫سلام، گوئن
‫حالت چطوره؟

00:08:47.279 --> 00:08:48.849
‫چه خبره؟

00:08:48.874 --> 00:08:50.924
‫پیجت رو گرفتم، هلم.
‫چی شده؟

00:08:50.949 --> 00:08:52.689
‫من وادارش کردم
‫ این کار رو بکنه

00:08:52.910 --> 00:08:56.077
‫میخواستم... با مردی که
‫باهاش ازدواج میکنی آشنا بشم

00:08:57.910 --> 00:08:59.870
‫وینستون اندوگو
‫باعث خوشبختیمه

00:08:59.910 --> 00:09:02.570
‫من گوئن دولین!
‫حالا، بهم بگو

00:09:02.610 --> 00:09:05.503
‫یه داداش مجرد خیلی خیلی بزرگتر نداری؟

00:09:06.480 --> 00:09:08.050
‫متاسفانه نه

00:09:08.090 --> 00:09:09.758
‫من عاشق عروسیم

00:09:10.660 --> 00:09:11.620
‫تاریخش معلومه؟
‫داریم روش کار میکنیم

00:09:12.970 --> 00:09:15.082
‫تو خیلی عروس قشنگی میشی

00:09:15.107 --> 00:09:17.150
‫قول بدین عکسهاش رو نشونم بدین

00:09:17.190 --> 00:09:19.020
‫البته اگر
‫اینقدر دووم بیارم.

00:09:19.060 --> 00:09:21.519
‫البته.
‫ و ممنونم.

00:09:22.370 --> 00:09:25.370
‫هلم، هیچکسی رو
‫جز موارد کاری پیج نکن!

00:09:30.330 --> 00:09:33.510
‫بدون تب، بدون لرز.
‫حالت تهوع؟

00:09:33.560 --> 00:09:36.117
‫نه بیشتر از سطح طبیعی
‫حالت تهوعم

00:09:36.117 --> 00:09:38.703
‫پس من اینو نه برداشت میکنم!

00:09:39.560 --> 00:09:41.560
‫باشه.
‫ همین بود

00:09:41.610 --> 00:09:43.650
‫بهتره قبل از معاینه بعدی
‫یکم سوپ ماتزوبال بخوری!

00:09:43.691 --> 00:09:45.511
‫ این باعث میشه واکسن
‫بیشتر اثر بذاره؟

00:09:45.570 --> 00:09:48.034
‫- خب، دفعه‌ی پیش گفتی این کمک میکنه، معدت آروم شه.
‫- من گفتم؟

00:09:48.058 --> 00:09:52.258
‫- خدایا من خیلی حرف میزنم
‫- آره،چیزهایی که برام جالبه یادم میمونه

00:09:52.660 --> 00:09:57.388
‫هوم، نمیدونم چرا اینقدر
‫عصبی بودم. این هیچی نیست

00:09:58.190 --> 00:10:02.260
‫اوه، اما اگه موارد دیگه هم بخوای
‫محصولات مارتی دلی با مرغ هست

00:10:02.285 --> 00:10:04.771
‫اوه منظورم سوپ نبود.

00:10:06.356 --> 00:10:07.590
‫اوه

00:10:08.083 --> 00:10:10.393
‫هفته‌ی بعد میبینمت

00:10:19.990 --> 00:10:22.650
‫هی! سلام
‫ چطوری؟

00:10:22.690 --> 00:10:24.080
‫آم... عالی!

00:10:24.130 --> 00:10:26.633
‫اوه، یا خوبم
‫بد نیستم

00:10:26.658 --> 00:10:29.379
‫هیچ عوارض جانبی
 از واکسن یا...؟

00:10:29.379 --> 00:10:30.830
‫اوه

00:10:30.870 --> 00:10:33.270
‫نه
‫همه چیز خوبه

00:10:33.310 --> 00:10:37.710
‫اما من باید برگردم
 پیش مریضم پس..

00:10:37.750 --> 00:10:39.490
‫خدافظ.

00:10:39.530 --> 00:10:40.800
‫هی، اوه...

00:10:40.840 --> 00:10:43.320
‫ما جدا شدیم یا...؟

00:10:43.977 --> 00:10:45.962
‫کی باید جدا میشدیم؟

00:10:45.987 --> 00:10:50.263
‫لیوای بیخیال، تو گفتی میخوای من یه‌کم
‫جا برات درست کنم، و منم کردم و تو فقط..

00:10:50.287 --> 00:10:53.168
‫ازم دور شدی و همش
‫ از من دوری میکنی

00:10:53.200 --> 00:10:57.740
‫- دوری نمیکنم
‫- اما میخوای آدمهای دیگه‌ای رو هم ببینی یا ... ؟

00:10:58.640 --> 00:11:00.080
‫نمیدونم.

00:11:00.120 --> 00:11:02.380
‫خب، من نمیخوام!

00:11:02.430 --> 00:11:05.790
‫باشه؟ من تو رو میخوام، لیوای!
‫ و فقط تو!

00:11:07.430 --> 00:11:12.380
‫پس وقتی تونستی سر دربیاری..
‫میدونی که کجا می‌تونی پیدام کنی

00:11:13.520 --> 00:11:14.920
‫چندتا خبر خوب

00:11:14.960 --> 00:11:17.766
‫نتایج لونا نشون میده که این فقط
‫یه ریفلاکس خفیفه

00:11:17.791 --> 00:11:20.400
‫پس ما همچنان نظارتش میکنیم،
‫به طور ایستاده تغذیه‌اش میکنیم

00:11:20.440 --> 00:11:22.400
‫حجم کمتر، دفعات بیشتر!

00:11:22.450 --> 00:11:23.930
‫ فرمولهای غلیظ شده رو امتحان میکنیم
‫تا ببینیم چطور میشه

00:11:23.970 --> 00:11:25.190
‫میخوای جوابش رو بدی؟
‫آره متاسفم،

00:11:25.989 --> 00:11:30.248
‫هیچ یک از شما علاقه‌ای به
‫یه بچه 9 ماهه از حومه‌ی شهر دارید؟

00:11:30.273 --> 00:11:33.150
‫شوخی کردم،متاسفانه پرورشگاه
‫به مشکل خورده، پس من باید برم

00:11:33.200 --> 00:11:34.250
‫چیزی رو لازمه امضا کنم؟

00:11:34.275 --> 00:11:37.488
‫- آخرین مدارک رو از پرستارها بگیرین
‫- مممنون

00:11:37.770 --> 00:11:42.030
‫نمیتونم بهتون بگم که چقدر خوبه که به خاطر
‫ شما دو نفر دیگه لازم نیست، درمورد لونا فکر کنم.

00:11:42.869 --> 00:11:45.640
‫تو سرپرستشی
‫شاید بتونی یه ذره بهش فکر کنی

00:11:45.690 --> 00:11:49.000
‫خوب، اون یه مددکار اجتماعیه
‫ نه پدر و مادرش!

00:11:54.060 --> 00:11:55.840
‫سلام

00:11:57.480 --> 00:11:59.350
‫- هنوز بهوش نیومده؟
‫- نه

00:11:59.400 --> 00:12:01.180
‫دو روزه که
‫جمجمش رو نبستیم

00:12:01.220 --> 00:12:03.110
‫فشار داخل جمجمه پایینه

00:12:03.135 --> 00:12:06.559
‫تو اسکنش هیچ آسیب مغزی آنوکسیکی
‫مشاهده نمیشه. هیچی!

00:12:06.893 --> 00:12:11.272
‫اگر ظرف چند روز آینده به‌هوش نیاد
‫مجبوریم تراکیستومی رو در نظر بگیریم

00:12:11.489 --> 00:12:13.075
‫و من مجبورم به باباش زنگ بزنم

00:12:13.100 --> 00:12:16.020
‫مجبور نیستی زنگ بزنی
‫اون همین بیرونه

00:12:28.263 --> 00:12:29.833
‫آقای نیکولز؟

00:12:29.990 --> 00:12:31.684
‫هی، سلام

00:12:31.709 --> 00:12:33.586
‫ایرادی نداره اگه ما...؟

00:12:33.729 --> 00:12:36.599
‫اسکای به‌هوش اومد؟

00:12:36.599 --> 00:12:38.300
‫اوه...

00:12:38.350 --> 00:12:40.918
‫وضعیتش تغییری نکرده

00:12:40.943 --> 00:12:43.830
‫ممکنه لازم باشه براش
‫تریک و پِگ انجام بدیم

00:12:43.880 --> 00:12:47.310
‫که بهش امکان کنترل طولانی مدت راه
‫هوایی، و دریافت مواد مغذی رو میده.

00:12:47.360 --> 00:12:50.144
‫پس شما فکر نمیکنید که
‫اون فعلاً به‌هوش بیاد؟

00:12:51.348 --> 00:12:53.528
‫میدونی، وقتی اسکای بچه بود
‫من همیشه سرکار بودم

00:12:53.553 --> 00:12:55.213
‫ساعتهای طولانی،
‫ مسافرتهای زیاد.

00:12:55.238 --> 00:12:58.194
‫من تازه داشتم از نردبون
‫شغلی بالا میرفتم، میدونی؟

00:12:58.209 --> 00:13:00.812
‫خیلی چیزها رو
‫از دست دادم

00:13:00.837 --> 00:13:04.404
‫این تعادل سختیه!
‫زندگی شغلی و خانوادگی

00:13:04.429 --> 00:13:09.803
‫یه بار، من خیلی عجله داشتم که از آخرین
‫ شب نمایش استعداد دبیرستانش، که اونم توش شرکت داشت، برگردیم؛

00:13:09.896 --> 00:13:13.410
‫یادمه که توی اون مهمونی،
‫ یکی از دوستهاش اومد و بهش گفت،

00:13:13.435 --> 00:13:14.730
‫"اون مرد کیه؟"

00:13:14.780 --> 00:13:16.690
‫میدونی، این یه جورایی بهم بر خورد

00:13:16.730 --> 00:13:19.841
‫و فکر کردم، خدایا، من الان خیلی
‫ چیزها رو از دست دادم..

00:13:19.970 --> 00:13:23.480
‫اما بعد کرونا شد و
‫اسکایلر برگشت پیش من!

00:13:23.520 --> 00:13:27.091
‫و من فکر کردم که
‫خب، این خوبه میدونی؟

00:13:27.115 --> 00:13:30.435
‫فرصتی پیدا کردم
‫تا دخترم رو بشناسم

00:13:33.661 --> 00:13:39.610
‫من برای اون عمل
‫ رضایت میدم

00:13:40.720 --> 00:13:45.450
‫ فقط مطمئن شید که
‫ هیچ دردی نمیکشه، باشه؟

00:13:53.541 --> 00:13:55.499
‫هفته‌ی سوم

00:13:55.524 --> 00:13:57.754
‫تا دیروقت؟

00:13:57.754 --> 00:13:59.860
‫- ساعت سه صبح زنگ زدن
‫- اوه

00:13:59.910 --> 00:14:03.690
‫رفیقمون هر دو تاندونش رو وقتی از
‫پله‌های زیرزمینش افتاده پاره کرده

00:14:03.740 --> 00:14:06.041
‫دیوانگیه که فکر کنیم همه‌ی ما..

00:14:06.066 --> 00:14:09.845
‫اساساً داریم فقط با یک
‫جفت چوب کبریت راه میریم!

00:14:10.266 --> 00:14:11.750
‫اوه

00:14:11.790 --> 00:14:12.880
‫همه چیز خوبه؟

00:14:12.920 --> 00:14:17.710
‫بازم کارهای اداری برای لونا
‫مامور خدمات اجتماعیش فقط.. خیلی..

00:14:17.742 --> 00:14:19.105
‫و قبل از اینکه بگیش

00:14:19.138 --> 00:14:22.760
‫من میدونم که اون کار واقعاً سختی داره،
‫اما لیاقت لونا بیشتره!

00:14:22.800 --> 00:14:26.200
‫اون فقط یکی از موارد
‫چک‌لیست نیست!

00:14:26.240 --> 00:14:28.810
‫باشه
‫پس چرا منتظری؟

00:14:28.850 --> 00:14:32.030
‫اوه ببخشید. قراره وانمود کنیم که
‫تو نمیخوای به فرزندی قبولش کنی؟

00:14:32.070 --> 00:14:35.250
‫باشه.
‫ از ذهنم گذشته!

00:14:35.290 --> 00:14:37.047
‫که فقط..

00:14:37.071 --> 00:14:40.809
‫دیوانگیه! چون من هیچوقت تصور
‫نکردم که خودم بخوام این کار رو بکنم،

00:14:40.833 --> 00:14:42.340
‫به تنهایی!

00:14:42.390 --> 00:14:44.130
‫شاید بخاطر همه گیریه

00:14:44.170 --> 00:14:48.137
‫یا این حقیقت که من واقعاً با
‫مادر لونا ارتباط برقرار کردم!

00:14:48.137 --> 00:14:51.804
‫- یا...؟
‫- یا شاید واسه اینه که لونا فقط..

00:14:51.828 --> 00:14:54.050
‫اون خیلی بی‌نقصه

00:14:54.090 --> 00:14:56.880
‫و من کاملاً
‫عاشقش شدم

00:14:56.920 --> 00:15:00.190
‫آه... این حس خیلی خوبیه، نه؟

00:15:00.230 --> 00:15:01.530
‫چی؟

00:15:01.580 --> 00:15:03.903
بچه داشتن

00:15:06.044 --> 00:15:10.201
‫فکر کنم دیگه میتونی پرسیدن اینکه
‫میتونی انجامش بدی یا نه، رو تمومش کنی، جو!

00:15:10.226 --> 00:15:13.602
‫به نظرم تو الانشم میتونی

00:15:16.900 --> 00:15:19.600
‫باشه. خب گوش کن

00:15:19.640 --> 00:15:22.990
‫اوه، خب تو نیوزیلند،
‫ کرونا تقریباً از بین رفته

00:15:23.030 --> 00:15:24.990
‫بنابراین، ما یک خونه‌ی بزرگ
‫اجاره میکنیم..

00:15:25.040 --> 00:15:28.080
‫و از مادربزرگت میخوایم
‫که 20 ساعت توی هواپیما ماسک بزنه

00:15:28.130 --> 00:15:30.411
‫ و وقتی رسیدیم اونجا
‫قرنطینه کنیم؟

00:15:30.489 --> 00:15:36.060
‫باشه، پس هنوز خیلی عالی نیست..
‫اما داریم بهش میرسیم؟

00:15:36.440 --> 00:15:37.880
‫خیلی خب ببین، من متنفرم که

00:15:37.920 --> 00:15:42.010
‫ الان این همه‌گیری دستمون رو بسته،..
‫اما ما دوتا آدم خیلی باهوشیم

00:15:42.050 --> 00:15:46.490
‫و ما هر دو عاشق معماییم
‫بنابراین ما اینم حل میکنیم

00:15:46.540 --> 00:15:48.727
‫یا شاید فقط باید
‫صبر کنیم، میدونی؟

00:15:48.751 --> 00:15:51.800
‫تا وقتی که همه چیز
‫یه‌ذره بیشتر باز بشه!

00:15:51.850 --> 00:15:54.189
‫صبر کن، چی، مثلاً یه سال؟

00:15:54.214 --> 00:15:56.998
‫ یعنی سرد شدی؟
‫چون من فکر کردم تو همه جوره هستی!

00:15:56.998 --> 00:16:00.250
‫نه، من بودم،
‫من هستم!

00:16:00.290 --> 00:16:02.575
‫میدونی، من فقط میخوام
‫حس کنم کار درستیه!

00:16:02.599 --> 00:16:05.284
‫و نه اینکه مثل یه جور سازش بزرگ!

00:16:05.284 --> 00:16:06.545
‫سازش بزرگ!

00:16:06.608 --> 00:16:08.590
‫لحنش به نظر اومد
‫من..

00:16:12.480 --> 00:16:14.170
‫اوه خدای من.
‫ باید برم

00:16:14.220 --> 00:16:17.143
‫ما یک اهدا کننده قلب داریم
‫ برای گوئن!

00:16:22.989 --> 00:16:24.539
‫هی! فکر میکردم
‫امروز تعطیلی!

00:16:24.564 --> 00:16:27.069
‫نوار مغزی اسکایلر دائماً
‫ فعالیت مغزیش رو درحال کاهش نشون میده

00:16:27.135 --> 00:16:27.865
‫لعنت!

00:16:27.890 --> 00:16:30.322
‫- من واقعاً امیدوار بودم که اون بتونه موفق بشه
‫- خوب، هنوزم ممکنه بتونه!

00:16:30.355 --> 00:16:33.080
‫من ام.آر.آی سریالی رو شروع کردم
‫تا ببینم هیچ الگویی قابل تشخیصه

00:16:33.105 --> 00:16:37.615
‫و حتی ممکنه تحریک تالامیک
‫اولتراسونیک رو اضافه کنم؛ مطمئن نیستم.

00:16:38.202 --> 00:16:41.215
‫آملیا، بعضی از بیمارها..
‫فقط دیگه به هوش نمیان

00:16:41.240 --> 00:16:45.963
‫او بچه‌ی یه نفره اوون، و منم الان
‫مامان شدم، پس نمیتونم تسلیم شم!

00:16:51.886 --> 00:16:54.780
‫- امروز اوضاعت چطوره؟
‫- نمیخوام بگم..

00:16:54.820 --> 00:16:56.300
‫من باهات لاس زدم
‫و متاسفم

00:16:56.350 --> 00:16:58.960
‫اما من یه پسر بزرگم.
‫ میتونیم ادامه بدیم.

00:16:59.000 --> 00:17:00.960
‫موضوع این نیست!

00:17:01.630 --> 00:17:03.904
‫ من متوجه شدم...

00:17:03.929 --> 00:17:07.180
‫پشت گردنم
‫ حساسیت داده

00:17:07.230 --> 00:17:10.193
‫و تو قراره یهنگاهی
‫بهش بیندازی اما..

00:17:10.217 --> 00:17:15.230
‫این فقط کمی
‫حس.. صمیمیت میده!

00:17:15.852 --> 00:17:18.502
‫ببین اگه نمیخوای من نگاهش کنم
‫ به خودت بستگی داره، اما..

00:17:18.527 --> 00:17:21.177
‫زندگی میلیونها نفره
‫ که در خطره

00:17:29.200 --> 00:17:31.420
‫- متز
‫-ساکشن

00:17:31.460 --> 00:17:32.940
‫باورم نمیشه این
‫اتفاق افتاده

00:17:32.965 --> 00:17:35.275
‫منم هنوز نمیتونم باورش کنم

00:17:35.330 --> 00:17:37.640
‫گوئن خیلی خوش شانسه

00:17:37.680 --> 00:17:38.940
‫من خیلی دوستش دارم

00:17:38.990 --> 00:17:42.046
‫اون مثل یک مادره،
‫ میدونی؟

00:17:42.046 --> 00:17:44.426
‫اما فقط بخشهای خوبش!
‫مثلاً اون باهوشه،

00:17:44.450 --> 00:17:46.566
‫و نصیحت های خوبی میکنه،

00:17:46.566 --> 00:17:50.419
‫ اما هیچوقت نمیگه رنگ رژ لبت
‫پوستت رو سبز نشون میده!

00:17:50.444 --> 00:17:52.870
‫اندام داره میاد

00:17:52.920 --> 00:17:56.367
‫آماده برای قلب اهدایی

00:18:02.790 --> 00:18:05.930
‫اوه
‫اوه خدای من.

00:18:05.970 --> 00:18:07.450
‫- اوه خدا
‫- میدونم.

00:18:09.500 --> 00:18:12.883
‫خونه‌ی تو خیلی آرومه

00:18:12.883 --> 00:18:15.886
‫میتونم صدای
فکر کردن خودمو بشنوم

00:18:15.886 --> 00:18:18.097
‫آره؟

00:18:18.097 --> 00:18:19.770
‫به چی فکر میکنی؟

00:18:19.810 --> 00:18:23.770
‫آم..
‫اعصاب و ام.آر.آی عملکردی

00:18:23.820 --> 00:18:26.019
‫و ذرت بو داده.

00:18:26.043 --> 00:18:28.080
‫تو چی؟

00:18:28.120 --> 00:18:30.644
‫آه، هیچی

00:18:32.260 --> 00:18:35.197
‫راجع به استخونهاست
‫مگه نه؟

00:18:36.684 --> 00:18:40.164
‫راستش داشتم فکر میکردم...

00:18:40.548 --> 00:18:43.331
‫چی میشه اگه الان
‫باردارت کرده باشم؟

00:18:46.208 --> 00:18:51.320
‫فکر میکنم زندگی تو خونه‌ی مردیت
‫در این چند ماه گذشته، خرابم کرده

00:18:51.360 --> 00:18:54.060
‫من عاشق بابا بودنم

00:18:54.110 --> 00:18:56.552
‫فکر میکنم بیشتر میخوام

00:18:56.720 --> 00:18:59.263
‫بچه‌ی بیشتر؟

00:18:59.263 --> 00:19:01.200
‫- مثلاً برای خودمون؟
‫- آره!

00:19:01.240 --> 00:19:08.189
‫منظورم اینه که نه همین
‫فردا، اما... در نهایت..

00:19:09.640 --> 00:19:12.170
‫باشه.
‫الان منم ذرت بو داده میخوام.

00:19:12.599 --> 00:19:13.780
‫لینک!

00:19:13.820 --> 00:19:16.906
‫فقط تکون نخور،
‫ الان برمیگردم!

00:19:26.123 --> 00:19:27.076
‫هفته‌ی چهارم

00:19:27.100 --> 00:19:29.450
‫سلام؟!

00:19:30.378 --> 00:19:33.320
‫ هی
‫جعبه‌ی بخیه!

00:19:33.360 --> 00:19:36.632
‫اینجوری میتونی..
‫مهارتت رو برگردونی،

00:19:36.656 --> 00:19:37.580
‫بین تمرینهات

00:19:37.630 --> 00:19:40.150
‫-اوهوم
‫- داری چی میخونی؟

00:19:40.612 --> 00:19:42.181
‫آیندم رو

00:19:42.181 --> 00:19:45.005
‫مه مغزی، نوروپاتی، ضعف..

00:19:45.029 --> 00:19:48.850
‫این فقط برخی از هدایای زیادیه که
‫برای همیشه به دلیل کرونا گرفتارش شدم.

00:19:48.850 --> 00:19:52.221
‫یا فقط میتونی خوب شی!
‫اونجا اطلاعات کمی موجوده

00:19:52.245 --> 00:19:54.498
‫اطلاعاتی که موجوده، وحشتناکه!

00:19:54.498 --> 00:19:56.225
‫آره؛ به نظر دوره بهبودیش
‫ میتونه طولانی،

00:19:56.249 --> 00:19:58.963
‫دردناک و کسل کننده باشه،
‫اما تنها چیزی که نمیتونه باشه

00:19:58.987 --> 00:20:01.605
‫اینه که رو تو اثر بذاره!
‫ پس پاشو.

00:20:01.629 --> 00:20:03.555
‫نه. یالا، بیا یه قدمی بزنیم

00:20:03.555 --> 00:20:04.740
‫اصلاً حسش رو ندارم

00:20:04.790 --> 00:20:07.736
‫ این طرزفکر تو رو
‫برنمی‌گردونه به اتاق عمل و من..

00:20:07.760 --> 00:20:09.483
‫دیگه نمیتونم هیچ جراح
‫دیگه‌ای رو از دست بدم، پس پاشو!

00:20:09.508 --> 00:20:11.365
‫بیلی، من ممکنه هیچوقت برنگردم.

00:20:11.389 --> 00:20:14.620
‫من نمیتونم جراحی کنم،
‫ اگه نتونم روی پاهایم وایسم!

00:20:14.670 --> 00:20:18.387
‫من به سختی میتونم بچه‌هام رو بغل کنم
‫بدون اینکه حس کنم، تو یه مسابقه‌ی دو شرکت کردم!

00:20:18.412 --> 00:20:20.136
‫خیلی خب
‫حداقل میتونی استراحت کنی

00:20:20.136 --> 00:20:21.792
‫این تنها کاریه که میکنم

00:20:21.816 --> 00:20:24.179
‫ و من میدونم نیت همه خوبه

00:20:24.179 --> 00:20:26.130
‫اما من جعبه‌ی بخیه نمیخوام

00:20:26.154 --> 00:20:30.271
‫و اینکه همه دورم باشن و
‫و هر پنج دقیقه حالم رو بپرسن!

00:20:30.271 --> 00:20:32.940
‫چیزی که من میخوام
‫اینه که زندگیم برگرده

00:20:45.728 --> 00:20:48.028
‫هنوز هیچ فعالیتی!

00:20:50.220 --> 00:20:53.880
‫سلام،
‫نفهمیدم رفتی!

00:20:53.920 --> 00:20:56.697
‫آره، اسکایلر فقط...
‫هیچی

00:20:56.722 --> 00:20:58.682
‫خوب، میخوای
‫صبح بخیر بگی؟

00:20:58.885 --> 00:21:01.145
‫من و اسکات الان
‫یکم مربا خوردیم

00:21:05.705 --> 00:21:07.185
‫هی لینک
‫وایسا

00:21:08.720 --> 00:21:11.110
‫چرا؟ اون عاشق اینه

00:21:11.160 --> 00:21:13.522
‫اما فقط
‫وایسا

00:21:14.242 --> 00:21:16.448
‫باشه. دوباره شروع کن.

00:21:28.830 --> 00:21:31.691
‫گوئن، تو یک ستاره‌ی راکی

00:21:31.716 --> 00:21:33.584
‫ اِکوی حجم تخلیه، عالی!

00:21:33.584 --> 00:21:36.089
‫تجمع مایعات در ریه‌ت
‫تقریباً برطرف شده

00:21:36.114 --> 00:21:39.632
‫و آزمایشهات هیچ اثری
‫از پس زدن اندام نداره

00:21:39.632 --> 00:21:42.593
‫خب همینجوری ادامه بدی
‫رفتی خونه

00:21:43.427 --> 00:21:45.190
‫مشکل چیه؟

00:21:45.661 --> 00:21:48.110
‫خوب، شما همه خیلی خوشحالید،
‫متنفرم که بهتون بگم

00:21:48.150 --> 00:21:52.770
‫من با سردرد بیدار شدم،
‫ و داره بدتر میشه. من دوتا میبینم!

00:21:52.770 --> 00:21:54.590
‫پیوند میتونه باعث
‫سکته های بعد از عمل بشه

00:21:54.630 --> 00:21:57.745
‫یا ممکنه فقط یه..
‫سردرد باشه!

00:21:57.800 --> 00:21:59.985
‫آره برای اطمینان
‫عصب شناس رو خبر میکنیم

00:21:59.985 --> 00:22:01.249
‫همینجا منتظر باش گوئن

00:22:01.274 --> 00:22:04.184
‫باشه عزیزم
‫ممنون

00:22:08.820 --> 00:22:10.560
‫- هی
‫- باشه.

00:22:10.610 --> 00:22:13.541
‫ما میدونیم، بخشهای مختلف مغز چیزهای
‫مختلفی رو پردازش میکنن، درسته؟

00:22:13.541 --> 00:22:18.254
‫مسائل ریاضی، احساسات، ارتباط فضایی و، و
‫همانطور که تو اسکایلر مشاهده کردیم، موسیقی

00:22:18.254 --> 00:22:20.130
‫بنابراین میتونیم
‫یک گام جلوتر برداریم.

00:22:20.130 --> 00:22:23.078
‫اولین کاری که لازمه بکنیم جدا
‫کردن قسمتهای مشخصی از مغزشه،

00:22:23.078 --> 00:22:25.636
‫یک تمایز واضح!

00:22:25.636 --> 00:22:28.710
‫باشه. اسکایلر،
‫سلام. من دکتر شپردم!

00:22:28.760 --> 00:22:31.642
‫من میخوام برات
‫کمی موسیقی پخش کنم

00:22:38.500 --> 00:22:40.120
‫عالیه

00:22:40.160 --> 00:22:44.078
‫باشه. حالا میخوام اتاق‌خوابت
‫رو در خونه تصور کنی

00:22:44.102 --> 00:22:46.564
‫و خودت رو تصور
‫کنی که میری داخلش!

00:22:46.564 --> 00:22:49.552
‫ما میدونیم که اون میتونه صداتو بشنوه،
‫اما این به بیدار شدنش کمکی نمیکنه!

00:22:49.600 --> 00:22:52.413
‫شاید نه، اما
‫ اینو ببین

00:22:52.413 --> 00:22:56.500
‫فقط صبر کن.
‫من میخوام ازت چندتا سوال بپرسم.

00:22:56.500 --> 00:23:01.220
‫اگر جوابت "بله" بود
‫میخوام به موسیقی فکر کنی

00:23:01.270 --> 00:23:06.580
‫اگر جوابت "نه" بود، میخوام
‫ به اتاق خوابت فکر کنی

00:23:06.620 --> 00:23:11.410
‫حالا
‫آیا اسم تو میشله؟

00:23:15.320 --> 00:23:18.020
‫آیا اسم تو اسکایلره؟

00:23:19.850 --> 00:23:22.640
‫وای. آملیا، این...

00:23:22.680 --> 00:23:24.380
‫وای.
‫این خارق‌العاده‌ست

00:23:24.420 --> 00:23:27.340
‫آره، بد نیست!

00:23:31.345 --> 00:23:32.380
‫پیجت رو گرفتم.
‫چی شده؟

00:23:33.860 --> 00:23:36.123
‫اون بعد از تغذیه آبی شد.
‫احتمالاً راه تنفسیش گرفته

00:23:36.123 --> 00:23:37.240
‫الان داخلی؟

00:23:37.265 --> 00:23:40.044
‫نه هنوز، ردیاب
‫ کربن‌دی‌اکسید رو حاضر کن

00:23:40.044 --> 00:23:41.712
‫من داخلم
‫تنفس رو شروع کن

00:23:41.712 --> 00:23:43.570
‫- باشه، ویلسون ردیاب کربن‌دی‌اکسید
‫- چی؟

00:23:43.610 --> 00:23:45.270
‫- ردیاب کربن‌دی‌اکسید
‫- متاسفم

00:23:51.190 --> 00:23:52.750
‫ضربانش هنوز ضعیفه

00:23:52.800 --> 00:23:54.706
‫باید ماساژ قلبی بدیم
‫یه واحد اپی آماده باشه

00:23:54.731 --> 00:23:57.301
‫- چرا اپی نمیزنی؟
‫- هیسس لطفاً

00:23:58.110 --> 00:24:00.590
‫- هیز!
‫- صبر کن

00:24:00.630 --> 00:24:03.590
‫بیا، بیا. بیاا.

00:24:06.825 --> 00:24:08.485
‫گرفتیمش

00:24:08.510 --> 00:24:10.290
‫اوه، لونا، مارو ترسوندی!

00:24:10.340 --> 00:24:13.565
‫باشه براش سرم مایعات شروع کنید من
‫عکس قفسه سینه، و سطح اکسیژن رو میخوام.

00:24:13.589 --> 00:24:15.380
‫تغذیه داخلی رو متوقف میکنیم

00:24:16.497 --> 00:24:17.780
‫ویلسون؟

00:24:17.820 --> 00:24:20.910
‫من مامانشم.
‫ من میخوام..

00:24:20.960 --> 00:24:24.171
‫من میخوام مامانش باشم

00:24:33.880 --> 00:24:34.880
‫هفته‌ی پنجم

00:24:34.952 --> 00:24:38.230
‫من یک هفته روی گوئن
‫ آزمایشهات عصبی انجام دادم

00:24:38.280 --> 00:24:41.240
‫کاملاً طبیعیه
‫من حتی سی.تی و ام.آر.آی هم گرفتم

00:24:41.280 --> 00:24:43.670
‫هیچ اثری از اِدِم یا لخته نیست

00:24:43.720 --> 00:24:47.630
‫من نمیتونم هیچ دلیلی برای
‫سردردهاش پیدا کنم، متاسفم.

00:24:48.312 --> 00:24:52.831
‫و متنفرم که بعد از مشاوره میرم؛
‫اما من قراره یه پدر رو خیلی خوشحال کنم

00:24:54.680 --> 00:24:57.442
‫من نمیخوام مدام به
‫گوئن بگم که صبر کنه، اما

00:24:57.466 --> 00:25:00.170
‫ما واقعاً دیگه
‫آزمایشهامون تموم شده

00:25:00.680 --> 00:25:03.654
‫خوبیش اینه که
‫به نظر براش مهم نیست

00:25:03.679 --> 00:25:05.960
‫نه، نیست

00:25:06.472 --> 00:25:08.347
‫هست؟

00:25:09.842 --> 00:25:12.928
‫اون به نظر عالی میرسه
‫چرا نمیری باهاش قرار بذاری؟

00:25:12.928 --> 00:25:15.792
‫اسم اونم تِیرین ‍ه

00:25:15.817 --> 00:25:18.934
‫و به همون اندازه که جذابه، فکر نکنم
‫ بتونم با خودم عشق بازی کنم

00:25:19.010 --> 00:25:20.951
‫هی، گوئن

00:25:21.490 --> 00:25:29.370
‫خوب، تصویربرداری مغزیت و آزمایش
‫های عصبیت هیچ اختلالی رو نشون نداده

00:25:29.410 --> 00:25:31.613
‫سردردهای تو یه رازه!

00:25:31.613 --> 00:25:34.550
‫شاید خودش همینجوری
‫ چند روز دیگه حل شه؟

00:25:34.590 --> 00:25:38.080
‫یک عارضه نادر در برخی
‫از بیماران پیوندی وجود داره

00:25:38.120 --> 00:25:41.479
‫به نام "دیسپلیشیای حاد مرزی"

00:25:41.479 --> 00:25:42.440
‫-هان؟
‫-آروم، هلم.

00:25:42.465 --> 00:25:45.919
‫اون هیچ خطری برای زندگی نداره
‫و براش یه تست ساده وجود داره

00:25:47.220 --> 00:25:52.740
‫بیماران مبتلا به این بیماری در حرکت
‫بازوی چپشون ضعف دارند.

00:25:52.790 --> 00:25:55.920
‫پس کاری که میخوام انجام بدم اینه
‫که بازوهات رو بالا بیارم...

00:25:55.960 --> 00:26:00.350
‫و میخوام سعی کنی
‫رو هوا نگهشون داری، باشه؟

00:26:01.140 --> 00:26:04.229
‫اوه خوب، به نظر میاد
‫ مقصر رو پیدا کردیم.

00:26:04.229 --> 00:26:07.320
‫دکتر وبر، من فکر کنم
‫اون ضعف سمت راست بود.

00:26:07.370 --> 00:26:09.800
‫اوه، اوه، بله، بله.

00:26:09.850 --> 00:26:11.670
‫البته. حق با شماست،
‫ بله

00:26:14.710 --> 00:26:16.034
‫صبر کن. گوئن؟

00:26:16.058 --> 00:26:17.760
‫تو الکی میگی؟

00:26:19.290 --> 00:26:21.705
‫من آماده‌ی رفتن نیستم.

00:26:24.134 --> 00:26:25.910
‫گوئن

00:26:25.950 --> 00:26:28.575
‫تو نجات پیدا کردی

00:26:28.599 --> 00:26:30.952
‫تو یه معجزه‌ای!

00:26:30.976 --> 00:26:32.040
‫معجزه رو بپذیر

00:26:32.090 --> 00:26:34.635
‫اما من اینجا دوستهایی دارم.

00:26:36.260 --> 00:26:37.790
‫پرستارها و دکترها

00:26:37.830 --> 00:26:42.400
‫شما از زندگیتون برام میگید و
‫وقتی من حرف میزنم حوصلتون سرنمیره

00:26:43.310 --> 00:26:45.620
‫من خیلی با مردم خوب نیستم.

00:26:45.660 --> 00:26:49.650
‫شوهرم بود..
‫ من نه!

00:26:50.630 --> 00:26:52.580
‫من بامزه نیستم
‫من اجتماعی نیستم

00:26:52.630 --> 00:26:56.490
‫من اونقدرها جالب نیستم

00:26:57.200 --> 00:27:01.787
‫و الان دیگه حتی سگم
‫ندارم که برم خونه!

00:27:04.210 --> 00:27:06.363
‫من متاسفم...

00:27:06.387 --> 00:27:09.971
‫که وقتتون رو تلف کردم،
‫من متاسفم.

00:27:19.960 --> 00:27:23.058
‫عکس قفسه سینه هنوز گرفتگی
‫ راه تنفسی رو نشون میده

00:27:23.179 --> 00:27:26.874
‫ما بازم بهش آنتی‌بیوتیک میدیم و
‫اگه بتونیم تا هفته دیگه لوله رو خارج می‌کنیم

00:27:26.874 --> 00:27:28.270
‫احتمالاً باید با
‫کارمن تماس بگیری

00:27:28.320 --> 00:27:29.803
‫آه

00:27:29.827 --> 00:27:31.733
‫اون میتونه منتظر بمونه

00:27:31.733 --> 00:27:35.890
‫اگه یکی از والدین یا سرپرستین ازم
‫عصبانی نشه، روزم شب نمیشه

00:27:35.930 --> 00:27:40.159
‫قطعاً وقتی تو قیم قانونیش بشی
‫من انکار میکنم که این حرف رو زدم

00:27:40.159 --> 00:27:43.720
‫اگه به حدی زنده بمونه تا
‫ کارهای اداریش انجام بشه

00:27:45.940 --> 00:27:48.470
‫دوباره کل شب رو اینجا بودی؟

00:27:48.510 --> 00:27:52.730
‫اگر ایست قلبی میکردم و یه لوله
‫توی گلوم بود..

00:27:52.787 --> 00:27:54.787
‫نمیخواستم تنها بمونم

00:27:54.820 --> 00:27:57.260
‫هوم

00:28:16.190 --> 00:28:18.370
‫ما به منبع سردردهای
‫گوئن رسیدیم.

00:28:18.410 --> 00:28:20.370
‫معلوم شد الکی میگفته

00:28:20.410 --> 00:28:23.890
‫چون نمیخواسته بره خونه

00:28:23.940 --> 00:28:27.850
‫این همه وقت صرف پیدا کردن
‫راه حل کردیم و همش اتلاف وقت بوده

00:28:27.900 --> 00:28:29.860
‫- خیلی ناامیدکننده است، نه؟
‫- این یعنی چی؟

00:28:29.900 --> 00:28:31.877
‫تو واقعاً نمیدونی؟

00:28:33.900 --> 00:28:36.820
‫من نگفتم که نمیخوام ازدواج کنم.

00:28:36.860 --> 00:28:40.510
‫منظورم این بود که میخوام
‫احساس خوبی داشته باشه

00:28:40.510 --> 00:28:42.870
‫آره، شنیدم
‫بلند و واضح.

00:28:42.910 --> 00:28:47.768
‫اما ببین، من، آم..
‫باید برم برای عمل

00:28:47.768 --> 00:28:50.312
‫این میتونه صبر کنه

00:28:50.312 --> 00:28:52.481
‫واضحه

00:28:59.280 --> 00:29:02.020
‫یادتون باشه
‫سوالات بله و خیر بپرسید

00:29:05.850 --> 00:29:07.280
‫شما باید درست
‫اینجا بشینید

00:29:07.330 --> 00:29:10.110
‫خیلی خب ممنون

00:29:10.160 --> 00:29:13.114
‫و بعد با این میکروفون
‫صحبت میکنید.

00:29:13.138 --> 00:29:14.461
‫باشه.

00:29:20.674 --> 00:29:23.260
‫سلام عزیزم.

00:29:23.679 --> 00:29:27.349
‫من باباتم
‫صدام رو میشنوی؟

00:29:37.149 --> 00:29:39.444
‫هرچقدر زمان بخوای داری

00:29:43.100 --> 00:29:47.035
‫میدونی اندازه‌ی رفت و
‫برگشت تا ماه دوستت دارم، آره؟

00:29:48.696 --> 00:29:51.181
‫می دونم تو هم داری

00:29:56.555 --> 00:29:58.555
‫هفته‌ی ششم

00:30:01.930 --> 00:30:03.790
‫هی!

00:30:03.814 --> 00:30:05.834
‫- تو با دوچرخه میای سرکار
‫- نه

00:30:05.858 --> 00:30:07.650
‫آم، گاهی وقتها

00:30:07.690 --> 00:30:11.310
‫این معمولاً.. من..
‫این.. این ورزشه

00:30:11.310 --> 00:30:12.830
‫وای.

00:30:13.270 --> 00:30:17.065
‫- میدونم که باید یه ماشین بخرم من فقط..
‫- نه، نه، عوضش صورتت واقعاً خیلی نازه

00:30:17.065 --> 00:30:18.584
‫موهات رو کوتاه کردی؟

00:30:18.609 --> 00:30:21.505
‫- آره
‫- دوستش دارم

00:30:22.154 --> 00:30:24.740
‫- خب، میخوای از اینجا بریم؟
‫- اوه، الان؟

00:30:24.740 --> 00:30:26.313
‫اوه، نه، ببخشید
‫منظورم بعداً بود،

00:30:26.337 --> 00:30:28.315
‫دوست داری همدیگرو ببینیم؟ مثلاً..

00:30:28.339 --> 00:30:31.290
‫جایی بیرون از بیمارستان؟
‫مثل خونه‌ی من؟ امشب؟

00:30:31.290 --> 00:30:32.372
‫آم...

00:30:32.372 --> 00:30:35.085
‫من هفته ای سه بار تست کرونا
‫میدم، و فقط میرم سرکار و خونه

00:30:35.110 --> 00:30:39.171
‫و حتی به فروشگاه
‫ موادغذایی هم نمیرم، پس آم...

00:30:39.171 --> 00:30:42.454
‫آره میدونی الان بهت پیام میدم و
‫میبینم بقیه روزت چطور پیش رفته، اما

00:30:42.478 --> 00:30:45.010
‫امیدوارم که در آخرش، منم باشم.

00:30:52.726 --> 00:30:55.687
‫ما سعی کردیم لوله رو خارج کنیم،
‫اما اون واکنش نداشت

00:30:55.687 --> 00:30:59.566
‫باریوم مصرف شده، نشون میده
‫در بلع مشکل تنفسی داره

00:30:59.566 --> 00:31:01.860
‫- اون بدتر شده.
‫- من میخوام عمل کنم.

00:31:01.860 --> 00:31:03.385
‫اون تازه کامل شده

00:31:03.478 --> 00:31:04.400
‫ما میدونیم

00:31:04.458 --> 00:31:08.950
‫یک جراحی نیاسن، میتونه به جلوگیری از ریفلاکس کمک
‫کنه، و از ریه‌هاش برای آینده محافظت کنه

00:31:08.950 --> 00:31:11.394
‫- جایی که در قسمت بالایی معده میبندم
‫- بله، من آشنام

00:31:11.419 --> 00:31:13.240
‫من از کودکانی که چنین عملی کردن
‫مراقبت کردم

00:31:13.280 --> 00:31:16.113
‫و با کمال احترام
‫من مخالفم

00:31:16.138 --> 00:31:17.810
‫وایسا، داری میگی نه؟

00:31:17.850 --> 00:31:21.364
‫من واقعاً باور دارم که
‫ شما نیت قبلیتون خیلی خوبه

00:31:21.389 --> 00:31:25.842
‫اما تا وقتی، لونا به فرزندی قبول نشه،
‫من به‌اندازه والدین حقیقیش بهش نزدیکم

00:31:25.842 --> 00:31:26.730
‫من متاسفم.

00:31:26.770 --> 00:31:30.740
‫و، دکتر ویلسون، متاسفم که
‫شنیدم درخواست شما رد شد.

00:31:30.765 --> 00:31:33.573
‫این ایده‌ی خیلی خوبی بود.

00:31:37.795 --> 00:31:39.365
‫تو رد شدی؟

00:31:39.608 --> 00:31:41.983
‫از بررسی پیشینه تاریخی قبول نشدم

00:31:42.078 --> 00:31:44.348
‫و توضیحش چیزی رو عوض نمیکنه

00:31:54.959 --> 00:31:56.139
‫هی

00:31:56.164 --> 00:31:58.458
‫غافلگیر شدم
‫تو اومدی!

00:31:58.458 --> 00:32:00.070
‫آره منم غافلگیر شدم

00:32:00.419 --> 00:32:01.420
‫بهتر به نظر میای

00:32:01.460 --> 00:32:04.911
‫من فکر میکنم کوراسیک و اوری...

00:32:04.935 --> 00:32:06.383
‫ایده درستی داشتن

00:32:06.383 --> 00:32:09.070
‫اوه، گری، نه!
‫نه، اونا هیچم..

00:32:09.120 --> 00:32:11.003
‫منظورم اینه که، آره، داشتن؛
‫اما ببین!

00:32:11.028 --> 00:32:15.142
‫اگر من جراح دیگری هم از دست بدم، ممکنه
‫ بیمارستان رو به یک درمانگاه تبدیل کنیم

00:32:15.142 --> 00:32:17.185
‫من درمورد استعفا حرفی نمیزنم

00:32:17.185 --> 00:32:19.560
‫ دارم درمورد یادگیری حرف میزنم

00:32:20.105 --> 00:32:23.275
‫و رشد کردن،
‫و بهتر شدن!

00:32:23.275 --> 00:32:24.146
‫به هر حال،

00:32:24.171 --> 00:32:27.838
‫من چند هفته گذشته رو صرف نگرانی
‫درمورد این کردم که چجوری دوباره طبیعی بشیم

00:32:27.863 --> 00:32:29.853
‫اما ببین طبیعی بودن ما رو به کجا رسونده

00:32:29.877 --> 00:32:33.618
‫تبعیض جنسی، نژادپرستی، نابرابری،
‫مراقبتهای نامرغوب!

00:32:33.618 --> 00:32:37.664
‫اتفاقاتی که تا الان افتاده؛
‫ما هیچوقت نباید بخوایم که اونها برگرده!

00:32:38.036 --> 00:32:41.103
‫باشه. من امروز با یک
‫ایده اومدم اینجا، گری!

00:32:41.128 --> 00:32:44.901
‫و تو میتونی بگی نه،
‫اما الان نمیتونی بگی نه!

00:32:44.933 --> 00:32:46.817
‫چونکه تو قراره که بخوایش!

00:32:46.850 --> 00:32:50.927
‫تو ممکنه فکر کنی که برای اینکار مناسب
‫نیستی، ممکنه فکر کنی من بیچاره شدم

00:32:50.927 --> 00:32:54.514
‫و من هستم، چون خیلی چیزها رو از دست دادم

00:32:54.514 --> 00:32:58.101
‫این بیمارستان خیلی
‫چیزهارو از دست داده، پس...

00:32:58.101 --> 00:33:00.562
‫من میخوام تو برنامه
‫رزیدنتی رو تحویل بگیری

00:33:00.562 --> 00:33:02.900
‫ریچارد وبر برنامه
‫رزیدنتی رو میچرخونه

00:33:02.925 --> 00:33:05.790
‫ریچارد وبر قرار نیست جایی بره
‫تازه اون خیلی کارها داره

00:33:05.815 --> 00:33:09.905
‫باشه؟ اون هنوز جراحی میکنه،
‫اون رئیس رئیسهاست، و

00:33:09.905 --> 00:33:13.783
‫ یک روز،.. روزی که
‫امیدوارم در آینده‌ی خیلی دور باشه

00:33:13.783 --> 00:33:18.079
‫اون کناره میگیره و ما لازم داریم
‫یه نقشه‌ای براش داشته باشم

00:33:18.079 --> 00:33:20.248
‫و ما نیاز به متحدین داریم.

00:33:20.248 --> 00:33:24.836
‫و من به کسی نیاز دارم که مثل
‫من فکر کنه پس.. نقشه‌ی من اینه

00:33:24.836 --> 00:33:28.155
‫تو.
‫تو نقشه‌ی منی!

00:33:28.155 --> 00:33:32.677
‫و بهت نیاز دارم تا گروهی تشکیل بدی
‫ که دنیای ما رو منعکس کنه، باشه؟

00:33:32.677 --> 00:33:34.290
‫و بعد کنترل این کلاس رو بگیری

00:33:34.315 --> 00:33:36.654
‫و تمام کلاسها
‫رو بعد از این انتخاب کنی، و، و..

00:33:36.678 --> 00:33:39.559
‫خودت شکلشون بدی، و خودت
‫همه چیز رو تنظیم کنی

00:33:39.559 --> 00:33:42.362
‫تو میتونی کل برنامه‌ی
‫ آموزشی رو بریزی دور، اگه بخوای..

00:33:42.387 --> 00:33:47.000
‫و دوباره بی هیچ تعصبی
‫ بازسازیشون کنی

00:33:47.040 --> 00:33:49.704
‫و میتونی مطمئن شی
‫ که این دنیا،

00:33:49.728 --> 00:33:52.405
‫به حالت عادی برنمی‌گرده!

00:33:55.893 --> 00:33:56.943
‫خب؟

00:33:57.790 --> 00:34:00.530
‫ اجازه دارم
‫که بگم بله؟

00:34:02.360 --> 00:34:04.876
‫من اینو اجازه میدم

00:34:06.240 --> 00:34:08.922
‫- شمارم رو بهت دادم درسته؟
‫- دوبار عزیزیم.

00:34:09.045 --> 00:34:12.175
‫هر وقت خواستی میتونی بهم زنگ بزنی
‫ به هر حال رزیدنتها نمیخوابن

00:34:13.330 --> 00:34:16.290
‫ژوپیتر‍!

00:34:21.210 --> 00:34:24.062
‫چجوری پیداش کردین؟
‫اون گم شده بود

00:34:24.087 --> 00:34:27.399
‫خب ما با همه پناهگاهها تماس گرفتیم
‫تا بتونیم پیداش کنیم

00:34:27.399 --> 00:34:30.402
‫دراختیار داشتن یه تیم کامل از
‫اینترنها کمکت میکنه

00:34:30.402 --> 00:34:32.379
‫این پسر وسط راه تاکوما بود.

00:34:32.404 --> 00:34:34.740
‫اوه ژوپی
‫عزیزکم!

00:34:35.240 --> 00:34:37.570
‫ دلم برات تنگ شده بود

00:34:37.610 --> 00:34:40.230
‫ممنون.
‫خیلی ممنونم.

00:34:40.270 --> 00:34:41.400
‫من کیفت رو میارم
‫باشه. تو حاضری؟

00:34:42.831 --> 00:34:43.873
‫بیا بریم.

00:34:44.750 --> 00:34:48.710
‫اوه پسر خوب! اوه سلام!
‫ بای بای، خدافظ ژوپیتر

00:34:53.890 --> 00:34:58.263
‫چجوریه که از این حس بهتری
‫نسبت به جایگزین کردن قلبش دارم؟

00:34:58.263 --> 00:35:00.390
‫مطمئن نیستم.

00:35:00.390 --> 00:35:02.017
‫اما منم همین حسو دارم.

00:35:26.708 --> 00:35:28.230
‫من ترسیده بودم

00:35:28.270 --> 00:35:31.691
‫چون دوستت دارم من فقط..

00:35:31.715 --> 00:35:34.456
‫واقعاً عادت کرده بودم
‫که تو این حس رو نداشته باشی

00:35:34.456 --> 00:35:37.460
‫من همیشه
‫این حس رو داشتم، من فقط..

00:35:37.500 --> 00:35:40.305
‫نمیدونم.
‫فقط نمیتونستم بگمش

00:35:40.305 --> 00:35:42.623
‫- چه چیزی عوض شد؟
‫- من. من عوض شدم.

00:35:42.647 --> 00:35:44.601
‫ به خاطر تو!

00:35:45.174 --> 00:35:46.721
‫نگاه کن

00:35:48.420 --> 00:35:51.483
‫من کل روزو به تو فکر میکنم

00:35:51.483 --> 00:35:53.985
‫و من میدونم که تو
‫استرس میگیری، برای همین..

00:35:53.985 --> 00:35:56.422
‫ نگرانت بودم، چون الان
‫ بخشی از این آزمایش شدی، اما..

00:35:56.422 --> 00:35:59.437
‫نمیدونم. فقط میخوام برات
‫چایی درست کنم، و ازت مراقبت کنم، و

00:35:59.461 --> 00:36:05.080
‫باهات "ارباب حلقه‌ها" نگاه کنم، بااینکه گفته
‫بودم ترجیح میدم چشمهام با چنگال از حدقه در بیاد!

00:36:07.970 --> 00:36:11.710
‫لیوای، من هیچوقت نمیخوام
‫بدون تو باشم، باشه؟

00:36:12.058 --> 00:36:13.280
‫من دوستت دارم.

00:36:13.320 --> 00:36:15.465
‫من عاشقت شدم

00:36:17.020 --> 00:36:19.980
‫وایسا، از کجا میدونستی
‫ که من امشب میام؟

00:36:20.020 --> 00:36:24.307
‫اوه نمیدونستم.. من تقریباً هر شب این
‫ شمعهارو روشن میکنم، به این امید که تو بیای

00:36:24.770 --> 00:36:28.603
‫این...
‫خیلی اصلاً شبیه تو نیست!

00:36:29.608 --> 00:36:31.438
‫این شبیه تو‌‍ه

00:36:45.668 --> 00:36:46.442
‫هی

00:36:46.466 --> 00:36:49.167
‫پیشرفت اسکایلر
‫شگفت انگیزه

00:36:49.207 --> 00:36:51.626
‫خیلی خوبه که میبینیم
‫ دوباره برگشتی به کار مورد علاقت

00:36:51.626 --> 00:36:52.880
‫ممنون

00:36:52.920 --> 00:36:55.255
‫حس میکنم مدتی
‫ازش دور بودم

00:36:55.255 --> 00:36:58.174
‫فکر میکنم خیلی از
‫ما چنین احساسی داریم.

00:36:58.174 --> 00:37:00.410
‫- من دیگه هیچ بچه‌ای نمیخوام.
‫- باشه. چی؟ تو..

00:37:00.450 --> 00:37:05.336
‫وای نه. نه خدا، نه
‫اینطوری فکر نمیکنم. اما

00:37:05.360 --> 00:37:08.420
‫- لینک میخواد.
‫- آهان.

00:37:08.460 --> 00:37:11.037
‫تو باید هیجان رو تو صورتش میدی
‫وقتی راجعبش فکر میکرد

00:37:11.037 --> 00:37:12.927
‫- یه جورایی این حسو میشناسم
‫- من نمیشناسم

00:37:12.951 --> 00:37:14.137
‫فکر میکردم بشناسم،

00:37:14.161 --> 00:37:16.903
‫همیشه فکر میکردم یه خونواده‌ با چهار پنج
‫تا بچه مثل مال خودم میخوام، اما...

00:37:16.928 --> 00:37:18.122
‫- آملیا، همه چیز مرتبه؟

00:37:18.122 --> 00:37:21.448
‫من لینک رو دوست دارم،
‫و اسکات رو دوست دارم.

00:37:21.448 --> 00:37:24.506
‫اما نمیدونم، بتونم افراد بیشتری هم دوست داشته
‫باشم بدون اینکه خودم رو از دست بدم، اوون!

00:37:24.531 --> 00:37:26.232
‫من خیلی با اسکایلر درگیر شدم،

00:37:26.256 --> 00:37:28.961
‫من دو هفته است که جلسه نرفتم.

00:37:29.000 --> 00:37:32.859
‫و نمیدونم که بتونم ذهنم رو درگیر آوردن
‫یه بچه‌ی دیگه به این دنیای نابسامان کنم.

00:37:32.884 --> 00:37:35.166
‫دنیای من به‌هم ریخته است!

00:37:42.218 --> 00:37:44.760
‫من خواهر داشتن رو
‫خیلی دوست داشتم

00:37:44.800 --> 00:37:47.590
‫و بچه هام رو بیشتر از
‫ هر چیز دیگه‌ای تو دنیا دوست دارم

00:37:47.630 --> 00:37:50.680
‫اما داشتن یک بچه‌ی دیگه

00:37:51.064 --> 00:37:53.968
‫این فقط دو برابر شدن
‫کار نیست، آملیا. این..

00:37:53.992 --> 00:37:56.399
‫غیرقابل وصفه

00:37:56.399 --> 00:37:59.120
‫این تا وقتی جفتتون نخواید نمیشه

00:38:00.862 --> 00:38:02.155
‫باشه. بیا اینو امتحان کنیم!

00:38:02.155 --> 00:38:04.282
‫من میخوام ازت بپرسم
‫آیا بازم بچه میخوای، باشه؟

00:38:04.282 --> 00:38:07.300
‫ و اگر جوابت بله است
‫به موسیقی فکر میکنی

00:38:07.350 --> 00:38:09.496
‫و اگر نه، به اتاق خواب.

00:38:13.416 --> 00:38:14.834
‫ میخوای من باهات
‫ بیام جلسه ؟

00:38:14.834 --> 00:38:17.660
‫ میتونم به تدی زنگ بزنم و
‫بهش بگم دیر میام، مشکلی نیست

00:38:17.700 --> 00:38:20.507
‫- نه، الان مجازی شده
‫- اوه،آره درسته

00:38:20.632 --> 00:38:22.695
‫اما ممنونم

00:38:23.010 --> 00:38:26.540
‫فقط باهاش صادق
‫باش، اون درک میکنه

00:38:32.513 --> 00:38:35.383
‫خدافظ

00:38:44.741 --> 00:38:47.951
‫هیچکس دوست نداره که
 جدای از دیگران باشه

00:38:48.183 --> 00:38:49.143
‫هی

00:38:52.914 --> 00:38:54.833
‫همه چیز خوبه؟

00:38:54.833 --> 00:38:57.126
‫آره عالی.

00:38:57.126 --> 00:38:58.545
‫مطمئنی؟ چون

00:38:58.545 --> 00:39:02.632
‫هلم، یا میتونی اینجا زندگی کنی، یا میتونی
‫صحبت کنی؛ اما نمیتونی جفتش رو با هم انجام بدی!

00:39:02.632 --> 00:39:05.880
‫بیمارها همیشه میپرسن:
‫«قبلاً چنین چیزی دیده بودی؟

00:39:05.930 --> 00:39:10.150
‫چقدر رایجه؟ این طبیعیه؟»

00:39:23.940 --> 00:39:29.117
‫برای مدت زیادی، ما آموختیم که فکر کنیم
‫چیز بدیه اگه عادی نباشیم

00:39:29.450 --> 00:39:35.540
‫- هی! داری برمیگردی خونه؟
‫- سر کار گیر کردم...

00:39:44.632 --> 00:39:48.761
‫شاید وقت این رسیده که در
‫مورد قوانین عادی بودن تجدید نظر کنیم.

00:39:53.500 --> 00:39:55.852
‫هیچکدوم از ایده‌های
‫تو کامل نیست

00:39:55.852 --> 00:39:59.370
‫یادت رفت یه بار بهم گفتی یا..؟

00:39:59.980 --> 00:40:04.805
‫من بالاخره فهمیدم
‫که چی اذیتم میکنه

00:40:08.680 --> 00:40:11.433
‫"کامل بودن" هیچوقت
‫جزو گزینه ها نیست چون

00:40:11.457 --> 00:40:13.561
‫مامانم نمیتونه اونجا باشه

00:40:15.538 --> 00:40:18.482
‫چیزی که مشکل داشت،
‫هیچ ارتباطی با تو نداشت

00:40:18.482 --> 00:40:21.265
‫من فقط واقعاً آرزو داشتم
‫ اون میتونست اونجا باشه

00:40:21.290 --> 00:40:23.796
‫تا بتونه با تو آشنا شه

00:40:24.458 --> 00:40:27.258
‫آره منم آرزو داشتم میشد

00:40:28.010 --> 00:40:31.811
‫ میدونی؟ مامانم بهم یاد داد
‫ که چجوری برقصم، آره؟

00:40:31.836 --> 00:40:35.782
‫و شرط میبندم انقدر میرقصید
‫ که از پا دربیاد

00:40:37.649 --> 00:40:41.240
‫باشه. پس...
‫نظر من اینه.

00:40:41.921 --> 00:40:47.028
‫ما حلقه نامزدی که مامانم بهم داده رو
‫میگیریم، و تبدیلش میکنیم به حلقه عروسیم

00:40:47.028 --> 00:40:49.906
‫و..
‫ما منتظر نمیمونیم.

00:40:49.906 --> 00:40:52.772
‫به محض تونستن مامان‌بزرگت
‫و بابام رو میاریم اینجا،

00:40:52.796 --> 00:40:54.945
‫و فقط با خونواده
‫هامون انجامش میدیم

00:40:54.945 --> 00:40:56.734
‫و بعدش یه روزی، یه زمانی

00:40:56.758 --> 00:41:01.292
‫وقتی که امن باشه،
‫یه مهمونی میگیریم که دنیا رو بترکونه

00:41:02.040 --> 00:41:03.480
‫باشه.
‫ من موافقم

00:41:04.153 --> 00:41:06.839
‫- چه آرام بخش
‫- چرا؟

00:41:10.270 --> 00:41:12.570
‫سلام، وینستون نازنینم!

00:41:12.620 --> 00:41:13.710
‫آه نانا آنته!

00:41:13.750 --> 00:41:16.010
‫سلام، نه، نه
‫تا 10 روز بغل نکنید!

00:41:17.490 --> 00:41:19.006
‫هی، اوه،

00:41:19.030 --> 00:41:22.355
‫پس،درست شنیدم که تو میخوای
‫با دختر کوچولوی من ازدواج کنی؟

00:41:22.355 --> 00:41:24.500
‫اوه بابا تمومش کن

00:41:25.233 --> 00:41:28.495
‫باورم نمیشه این کار
‫رو کردی! باورم نمیشه!

00:41:28.495 --> 00:41:29.167
‫منم نه.

00:41:29.200 --> 00:41:31.030
‫عروسک کوچولوم

00:41:31.991 --> 00:41:36.911
‫شاید وقتش رسیده
‫که در مورد همه چیز تجدید نظر کنیم

00:41:36.995 --> 00:41:40.995
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.