﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:13.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:26.375 --> 00:00:30.044
...پس

00:00:30.127 --> 00:00:33.797
،وقتی من و گلن تازه عروسی کرده بودیم

00:00:33.881 --> 00:00:39.927
،پدر مادرش بعنوان هدیه‌ی عروسی بهمون، ام

00:00:40.009 --> 00:00:43.220
یه خونه‌ی کوچیک تو پنسیلوانیا که مال خودشون
بود رو دادن

00:00:43.303 --> 00:00:45.722
،اونها از زمان عروسیشون اون خونه رو داشتن

00:00:45.805 --> 00:00:48.557
،سال عروسی بنظرم 1969 بود

00:00:48.641 --> 00:00:53.352
و الان هم تابستون‌ها رو تو یه خونه‌ی بزرگ‌تر

00:00:53.435 --> 00:00:57.187
میگذرونن که خیلی نزدیکِ
همون خونه‌ی کوچولوئه‌ست

00:00:57.270 --> 00:00:58.856
و بتظرم واسه این خونه رو دادن به ماها

00:00:58.940 --> 00:01:01.273
،که بتونن بیشتر بچه‌های گلن رو ببینن

00:01:01.357 --> 00:01:05.777
چون اینطوری ما کل تابستونمون رو
،کنار خودشون میگذرونیم

00:01:05.860 --> 00:01:12.657
،اه، که البته اصلاَ ناراحتم نمیکنه
...چون ازشون خوشم میاد، و

00:01:12.740 --> 00:01:16.659
و... نمیدونم

00:01:16.742 --> 00:01:21.955
،اما بعد از اون دوران زندگیم که زن تو بودم

00:01:22.037 --> 00:01:23.997
،بچه‌دار شدم

00:01:24.080 --> 00:01:28.792
،و کل اون افتضاح، طلاق

00:01:28.875 --> 00:01:32.211
،و درس دادن تو دبیرستان دولتی

00:01:32.294 --> 00:01:35.463
،دیگه یه ذره هم به فضای شخصیم اهمیت نمیدادم
میدونی؟

00:01:35.547 --> 00:01:38.006
،دیگه یجوری شده که که مثلاَ میگفتم
،هی، بیاید تو

00:01:38.090 --> 00:01:41.217
میدونی، هرچی میخواید بردارید

00:01:41.300 --> 00:01:43.969
پس هر تابستون پامیشدیم میرفتیم اونجا

00:01:44.051 --> 00:01:45.804
و جای خیلی قشنگی هم هست

00:01:45.887 --> 00:01:48.722
روزها فقط درخت‌های بلند تو دید بودن

00:01:48.806 --> 00:01:52.057
ام، خونه‌هایی که زمستون سرد میشن یه
،جوری خاصی‌ان

00:01:52.140 --> 00:01:54.058
چون تو تابستون همه‌جاشون رو نم میگیره

00:01:54.141 --> 00:01:57.269
،و واسه همین بازم توشون توده‌های هوای خنک هست

00:01:57.352 --> 00:01:59.771
حتی توی داغ‌ترین روزهای تابستون

00:02:02.273 --> 00:02:03.398
عاشقش بودم

00:02:03.481 --> 00:02:06.066
...و

00:02:06.149 --> 00:02:08.235
بچه‌های گلن کلی ورجه ورجه میکردن

00:02:08.318 --> 00:02:12.989
،و گلن هم عاشق این بود که ببردشون ماهیگیری

00:02:13.071 --> 00:02:14.864
و اون نزدیکی‌ها یه اسطبل نگهداری اسب بود

00:02:14.948 --> 00:02:18.491
و گلن و بچه‌ها همگی اسب کرایه میکردن و
،میرفتن سواری

00:02:18.575 --> 00:02:21.743
،و، اه، راجر و بث
،پدر مادرِ گلن

00:02:21.828 --> 00:02:26.121
تقریباَ هرشب شام میومدن پیش ما

00:02:26.204 --> 00:02:30.499
.و اوضاع خیلی آروم بود
...اه

00:02:30.583 --> 00:02:33.501
،واسم مهم نبود که خانواده گلن

00:02:33.585 --> 00:02:36.420
پدر مادرش و بچه‌هاش تو اولویت بودن
و من آخر بودم

00:02:36.503 --> 00:02:38.337
هیچ مشکلی باهاش نداشتم

00:02:38.422 --> 00:02:43.842
،فقط فکر میکردم، خب
تا جایی که راه داشته باشه همینطوری ادامه میدم

00:02:43.925 --> 00:02:46.719
...و خب

00:02:50.555 --> 00:02:52.264
...واقعاَ

00:02:52.347 --> 00:02:57.517
،هیچوقت مشکلی هم پیش نیومد

00:02:57.601 --> 00:03:01.145
،چون هیچکس مساله‌ای نداشت

00:03:01.228 --> 00:03:06.106
...من و بچه‌های گلن هیچوقت باهم مشکل نداشتیم یا

00:03:09.191 --> 00:03:12.360
همه چی ساده و آروم بود

00:03:12.444 --> 00:03:14.570
و من هم عاشق این شده بودم که تو روستا

00:03:14.654 --> 00:03:17.698
...و بین وز وزِ حشرات و صدای غورباقه‌ها بخوابم

00:03:17.781 --> 00:03:20.365
،و بعدش تو آرامش از خواب پاشم

00:03:20.449 --> 00:03:22.826
چون عادت داشتم اول از همه از خواب بیدار شم

00:03:22.909 --> 00:03:24.577
زمان خودم بود

00:03:24.660 --> 00:03:29.288
،و خب، راجر هم زیاد میومد اونجا
پدر گلن رو میگم

00:03:29.371 --> 00:03:34.042
،واقعاَ آدم دست به آچاریه، گلن ولی اینطوری نیست
پس راجر میومد خونه‌ی ما

00:03:34.124 --> 00:03:37.461
،و معمولاَ یکم با خونه‌ کوچیکه ور میرفت

00:03:37.544 --> 00:03:40.087
چون بنظرم هیچوقت فکر نمیکرد که اوضاعِ

00:03:40.170 --> 00:03:43.381
خونه‌ی ما دیگه ربطی بهش نداره

00:03:43.465 --> 00:03:46.759
...و بث، ام

00:03:46.842 --> 00:03:50.510
یجورایی ساکت بود

00:03:50.594 --> 00:03:52.512
،مثلاَ باهمدیگه حرفی نداشتن

00:03:52.596 --> 00:03:56.514
...انگار که کل رابطه‌شون

00:03:56.598 --> 00:03:58.391
یجورایی مثه رازه

00:03:58.475 --> 00:04:01.352
باهمدیگه میومدن پیش ما و با اون دوتا

00:04:01.435 --> 00:04:03.853
،لبخند آرومی که رو لباشون بود
،بقیه رو تماشا میکردن

00:04:03.936 --> 00:04:06.105
،انگار که دوتا روح هستن

00:04:06.188 --> 00:04:08.564
،تو آرامش نوه‌هاشون رو تماشا میکردن

00:04:08.648 --> 00:04:14.693
،ولی راجر وقتی تنها بود
صحبت میکرد و قصه میگفت

00:04:14.777 --> 00:04:17.153
...اه، اون

00:04:17.236 --> 00:04:19.947
...اون خیلی

00:04:20.031 --> 00:04:22.949
،غرورش یجورایی مثه آدم‌های قدیمیه

00:04:23.033 --> 00:04:24.992
،زمانی که همچین آدمی رو عوضی صدا نمیکردن

00:04:25.076 --> 00:04:26.785
زمانی که این نوع غرور
،یه فضیلت به حساب میومد، میدونی

00:04:26.868 --> 00:04:31.162
چون تو میشیگان بزرگ شده بود، و فکر میکنم

00:04:31.245 --> 00:04:33.289
خیلی جالبه با یه آدمی آشنا بشی

00:04:33.373 --> 00:04:35.499
که یه ربع قرن ازت جلوتره

00:04:35.582 --> 00:04:37.834
انگار که داری با ماشین زمان صحبت میکنی

00:04:37.918 --> 00:04:40.795
،پس میومد و کارهای اطراف خونه رو راس و ریس میکرد

00:04:40.878 --> 00:04:44.588
و من هم واسش قهوه درست میکردم و
اونم حرف میزد و کار میکرد

00:04:44.672 --> 00:04:46.715
و من هم گوش میدادم و میخندیدم

00:04:46.799 --> 00:04:50.134
آدم خیلی بامزه‌ایه

00:04:50.217 --> 00:04:52.969
و تماشاش میکردم

00:04:53.053 --> 00:04:55.012
،منظورم اینه، طرف 84سالشه

00:04:55.096 --> 00:04:57.722
،و تو تموم این سال‌ها

00:04:57.806 --> 00:05:02.809
هیچوقت نشده که از عضلات و بدنش استفاده نکنه

00:05:02.892 --> 00:05:04.977
پس میومد و کار میکرد

00:05:05.061 --> 00:05:10.188
،و، ام، بعد یه مدتی پیرهنش رو درمیاورد

00:05:10.271 --> 00:05:13.817
،و وقتی به بدن یه پیرمرد 84ساله نگاه میکنی

00:05:13.900 --> 00:05:16.026
پوست قرمز رنگش و

00:05:16.110 --> 00:05:19.904
و بدن عرقیش رو میبینی که بخاطر کار

00:05:19.987 --> 00:05:21.613
،تو اون همه سال اونطوری شده

00:05:21.697 --> 00:05:24.615
مردی که لازم نیست تو اون خونه‌ی کوچیک

00:05:24.699 --> 00:05:29.493
چیزی رو به کسی ثابت کنه

00:05:29.576 --> 00:05:32.620
خاطراتِ دورانی که تو نیروی دریایی بود

00:05:32.704 --> 00:05:34.496
و بزرگ شدنش تو مزرعه پدر مادرش
،رو واسم تعریف میکرد

00:05:34.579 --> 00:05:39.083
ولی واسش مهم نبود که داره اون قصه‌ها رو
واسه من تعریف میکنه

00:05:39.166 --> 00:05:40.333
فقط داشت معاشرت میکرد

00:05:40.417 --> 00:05:43.794
هیچوقت زیاد بهم نگاه نمیکرد

00:05:43.877 --> 00:05:45.420
ولی من بهش زل میزدم

00:05:45.504 --> 00:05:50.507
،چون میتونستم
چون اون بهم نگاه نمیکرد

00:05:50.590 --> 00:05:55.136
،یه روز اومده بود که تخته‌های ایوون رو تعمیر کنه

00:05:55.218 --> 00:05:59.555
یه کامیون کوچیک داره و با همون میاد

00:05:59.638 --> 00:06:01.681
من صدای ماشین رو میشنیدم که داره
از تپه میاد

00:06:01.764 --> 00:06:05.101
خونه‌ی ما بالای یه تپه‌ی کوچولوئه و

00:06:05.184 --> 00:06:08.436
بین خونه ما و اونها فقط جنگل‌ـه

00:06:08.519 --> 00:06:11.396
،واسه همین هروقت میاد
،صدای موتور کامیون رو میشنوم

00:06:11.479 --> 00:06:17.192
صدای دنده عوض کردنش رو وقتی داره میاد
بالا میشنوم

00:06:17.275 --> 00:06:21.653
اون روز صبح بودش و گلن هم بچه‌ها رو بُرده بود دریاچه

00:06:21.737 --> 00:06:24.989
و من هم تنها بودم و داشتم رو چمن‌
،حموم آفتاب میگرفتم

00:06:25.072 --> 00:06:26.531
،که خیلی احمقانه‌ست

00:06:26.614 --> 00:06:29.200
ولی فقط دلم میخواست نور آفتاب رو روی پوستم
حس کنم

00:06:29.283 --> 00:06:32.243
و تنها هم بودم، پس کی به کیه؟

00:06:32.326 --> 00:06:37.538
و روی اون صندلی دراز کشیده بودم و
همون یه بیکینی‌ای تنم بود که

00:06:37.621 --> 00:06:41.958
تو کل عمرم واسه خودم خریده بودم

00:06:42.041 --> 00:06:46.461
،و پاهام رو... کاملاَ باز کرده بودم

00:06:46.544 --> 00:06:48.921
،چون میخواستم آفتاب داخل رون‌های پام بتابه

00:06:49.005 --> 00:06:53.549
و اینکه تو جنگل باشی

00:06:53.632 --> 00:06:56.509
،و بذاری نور خورشید بهت بتابه خیلی حس خوبی داره

00:06:56.593 --> 00:07:01.471
اینکه مثه یه غورباقه پهن بشی و لنگ‌ها
...رو وا کنی و

00:07:01.554 --> 00:07:04.140
بذاری آفتاب بتابه

00:07:04.223 --> 00:07:07.975
و صدای کامیون رو میشنیدم که داره میاد

00:07:08.058 --> 00:07:11.603
میشنیدم که داره میاد

00:07:11.686 --> 00:07:16.272
چشمام بسته بود، و مثه همیشه لبخند زدم

00:07:19.274 --> 00:07:22.276
،و میشنیدم که داره نزدیک و نزدیک‌تر میشه

00:07:22.359 --> 00:07:27.946
،و فکر کردم، خب
،همونجایی که کامیون رو پارک میکنه

00:07:28.031 --> 00:07:29.698
،میتونه من رو همون شکلی ببینه

00:07:29.782 --> 00:07:32.033
و منم همینطور با لنگ‌های باز دراز کشیدم

00:07:32.116 --> 00:07:36.786
و بهتره که ببندمشون و مثه یه خانم دراز بکشم

00:07:36.869 --> 00:07:43.249
،و بعدش فکر کردم
اوه، خب اگه اینطوری نکنم چی؟

00:07:43.332 --> 00:07:48.543
اگه همینطور با چشم‌های بسته و پاهای باز دراز بکشم

00:07:48.627 --> 00:07:51.629
و بذارم تماشام کنه چی؟

00:07:51.712 --> 00:07:55.381
...و

00:07:55.465 --> 00:07:59.425
...فکر کردن بهش، واقعـ

00:07:59.509 --> 00:08:04.263
باعث شد قلبم تند تند بزنه

00:08:04.346 --> 00:08:10.975
...و چشم‌هامُ بسته نگه داشتم

00:08:11.059 --> 00:08:13.310
،هرچی صدای ماشینش نزدیک‌تر میشد

00:08:13.393 --> 00:08:16.813
...من هم

00:08:16.896 --> 00:08:22.483
...بیشتر

00:08:22.566 --> 00:08:23.984
اوه خدای من

00:08:26.236 --> 00:08:29.737
...فقط همونجا موندم، و، اه

00:08:29.821 --> 00:08:31.906
سعی کردم یه جوری وانمود کنم که انگار خوابیدم

00:08:31.989 --> 00:08:33.907
ولی آخه کی اونطوری میخوابه؟

00:08:33.990 --> 00:08:39.994
و صدای کامیون رو شنیدم که تو اون فضای کوچیکِ

00:08:40.078 --> 00:08:41.996
کنار خونه زد کنار

00:08:42.080 --> 00:08:45.249
...و من هم باید

00:08:45.331 --> 00:08:48.458
،به سختی نفس میکشیدم

00:08:48.542 --> 00:08:53.753
با خودم گفتم الان با همین دراز کشیدن
ارگاسم میشم

00:08:53.837 --> 00:08:58.298
و صدای جیرجیرِ باز و بسته شدن
،در ماشین رو شنیدم

00:08:58.381 --> 00:09:01.341
و صداهای پاهاش رو شنیدم که داره تو چمن‌ها میاد

00:09:01.424 --> 00:09:05.719
،یه قدم برداشت و بعد شنیدم که وایساد

00:09:05.803 --> 00:09:10.098
پس میدونستم که وایساده و داره منُ تماشا میکنه

00:09:10.181 --> 00:09:11.640
و من هم گذاشتم تماشا کنه

00:09:11.723 --> 00:09:14.101
گذاشتم تماشا کنه دیگه

00:09:14.184 --> 00:09:17.727
...و کارم خیلی

00:09:17.811 --> 00:09:21.897
خیلی کثیف بود

00:09:21.981 --> 00:09:24.023
نمیدونم، نمیدونم

00:09:24.107 --> 00:09:26.650
چرا اینها رو داری واسه من تعریف میکنی؟

00:09:26.733 --> 00:09:28.235
میدونم، میدونم، عجیبه

00:09:28.318 --> 00:09:30.027
آره -
،میدونم، میدونم -

00:09:30.111 --> 00:09:32.612
یعنی چون میگم ما الان چندساله باهم صحبت نکردیم

00:09:32.696 --> 00:09:34.990
دیگه بعدِ اینکه آلیس رفت دانشگاه

00:09:35.073 --> 00:09:36.532
...هیچ دلیلی وجود نداشت که باهم

00:09:36.615 --> 00:09:38.700
آره، به نظرم نه -
صحبت کنیم ... -

00:09:38.783 --> 00:09:40.659
درسته -
،احتمالاَ فکر میکنی ازت متنفرم -

00:09:40.742 --> 00:09:43.369
،و شایدم هنوزم بعضی‌وقت‌ها باشم
البته یه مقدار

00:09:43.452 --> 00:09:45.037
شاید منم ازت متنفر باشم، تاحالا بهش...؟

00:09:45.121 --> 00:09:48.123
.آره، خب، نمیدونم
مطمئنم که متنفری ازم

00:09:48.206 --> 00:09:50.041
ولی میشه ادامه بدم؟

00:09:50.125 --> 00:09:52.293
البته

00:09:52.375 --> 00:09:55.586
اوکی

00:09:55.669 --> 00:10:00.298
بیکینی تنت بود و با پاهای باز دراز کشیده بودی

00:10:00.381 --> 00:10:04.425
و پدرشوهر 84ساله‌ت

00:10:04.508 --> 00:10:08.469
داره لاپات رو نگاه میکنه

00:10:08.553 --> 00:10:10.179
آره، داره نگاه میکنه

00:10:10.263 --> 00:10:12.055
...و، ام

00:10:12.139 --> 00:10:16.058
...از اونجایی که حرکت نمیکرد میتونم بگم که

00:10:16.142 --> 00:10:17.475
داشت بهم نگاه میکرد

00:10:17.559 --> 00:10:19.019
حالا

00:10:19.102 --> 00:10:21.436
،حالا تنها چیزی که بهش فکر میکنم

00:10:21.520 --> 00:10:24.272
اینه که چشم‌هام رو باز نکنم، خب؟

00:10:24.355 --> 00:10:27.524
،چون اگه بهش نگاه کنی
همه چی تموم میشه

00:10:27.608 --> 00:10:29.901
تو... دیگه تمومه

00:10:29.984 --> 00:10:31.902
و نمیتونی کاری که کردی رو جبران کنی

00:10:31.985 --> 00:10:33.527
و الان دیگه پاهات رو هم نمیتونی ببندی

00:10:33.612 --> 00:10:35.821
چون قطعاَ خواب نبودی

00:10:35.905 --> 00:10:42.491
و در اونصورت گلن و بث جون و بچه‌ها
چی میگن؟

00:10:42.575 --> 00:10:46.953
و فکر کردم من مریضم

00:10:47.037 --> 00:10:49.830
فاسدم

00:10:49.914 --> 00:10:55.834
باید دست از سر این خانواده‌ی کوچیک برمیداشتم

00:10:55.918 --> 00:10:59.670
گلن آدم صاف و ساده‌ایه

00:10:59.754 --> 00:11:05.215
فقط زنش فوت کرده بود

00:11:05.300 --> 00:11:10.303
،و یکی رو میخواست که من پیدام شد

00:11:10.386 --> 00:11:15.389
یه زن سن‌بالای مطلقه‌ی بگایی

00:11:15.472 --> 00:11:20.017
که داره نصف کُس‌ش رو به پدرشوهر 84ساله‌ش
نشون میده

00:11:23.227 --> 00:11:25.396
چشمات رو باز کردی؟ -
نه -

00:11:25.479 --> 00:11:26.813
نه

00:11:26.897 --> 00:11:28.981
بسته نگهشون داشتم

00:11:29.065 --> 00:11:33.776
...و اون اونجا بود

00:11:33.859 --> 00:11:37.612
واسه یه مدت طولانی

00:11:40.073 --> 00:11:42.032
بودنش رو حس میکردم

00:11:42.115 --> 00:11:43.241
...من

00:11:47.494 --> 00:11:51.955
،شهوانی‌ترین چیزی بود که تو عمرم اتفاق افتاده بود

00:11:52.039 --> 00:11:56.499
،و بعد از نمیدونم چند دقیقه، ام

00:11:56.583 --> 00:12:00.002
،شنیدم داره چوب‌ها رو از کامیون خالی میکنه

00:12:00.086 --> 00:12:03.046
،پس وقتی اولین دسته‌ی الوار رو گذاشت رو ایوون
،من از جام پاشدم

00:12:03.129 --> 00:12:05.381
،یه حوله دور پاهام کشیدم

00:12:05.463 --> 00:12:07.507
،پاشدم، واسش قهوه درست کردم

00:12:07.590 --> 00:12:09.508
و مثه همیشه
کار کردنش رو نگاه کردم

00:12:09.591 --> 00:12:12.010
،اونم واسم داستان تعریف کرد، ولی ایندفعه
،وقتی باهام حرف میزد

00:12:12.094 --> 00:12:15.971
درست تو صورتم نگاه میکرد و
ازم سوال میپرسید

00:12:16.054 --> 00:12:20.766
...و منم حرف میزدم و اون گوش میداد و

00:12:20.849 --> 00:12:23.600
و خیلی هم خوب گوش میداد

00:12:25.686 --> 00:12:28.020
...تنها چیزی که
تنها چیزی که اتفاق افتاد همین بود؟

00:12:29.897 --> 00:12:32.857
اون روز آره

00:12:32.941 --> 00:12:37.610
.منظورم اینه چیز دیگه‌ای نبود
،اون... رفت

00:12:37.694 --> 00:12:40.070
،و من حتی جرئت نکردم خودارضایی کنم

00:12:40.153 --> 00:12:42.488
چون میدونستم دیگه اینطوری شورش درمیاد

00:12:43.990 --> 00:12:45.615
چی شد بعدش؟

00:12:45.699 --> 00:12:47.075
اوکی

00:12:47.158 --> 00:12:51.995
پس... چند روزی ندیدمش

00:12:52.078 --> 00:12:53.871
اون و بث واسه شام نمی‌اومدن

00:12:53.955 --> 00:12:55.664
نمی‌اومد چیزی رو تعمیر کنه

00:12:55.747 --> 00:12:59.499
،ارتباط نداشتن باهاشون عجیب بود

00:12:59.582 --> 00:13:02.252
،و من یجورایی ترسیدم
...با اینکه من

00:13:02.335 --> 00:13:05.087
منظورم اینه، چی شد بود مگه؟
اتفاقی نیفتاده بود که

00:13:05.170 --> 00:13:08.797
ولی نمیتونستم به چیز دیگه‌ای فکر کنم

00:13:08.880 --> 00:13:10.966
من و گلن و بچه‌ها داشتیم زندگیمون رو میکردیم

00:13:11.049 --> 00:13:15.428
و... من چندمایل ازش دورم

00:13:15.510 --> 00:13:17.053
یه روز تو آشپزخونه نشسته بودم

00:13:17.137 --> 00:13:20.222
و گلن رو تماشا میکردم که داشت غذای
،مورد علاقه‌ش رو درست میکرد

00:13:20.305 --> 00:13:23.515
و همه‌ش از پنجره زُل میزدم به اون صندلی تاشو
که روش دراز کشیده بودم

00:13:27.810 --> 00:13:33.731
پس بنظرم دو روز گذشته بود که
راجر به خونه زنگ زد

00:13:33.814 --> 00:13:36.108
،من گوشی رو برداشتم و گفت
"سلام، سارا"

00:13:36.191 --> 00:13:40.736
،منم سلام دادم
و قلبم داشت به سینه‌م میکوبید

00:13:40.819 --> 00:13:45.406
،داشت میکوبید و من سلام دادم، ام

00:13:45.489 --> 00:13:48.073
تو این فکر بودم که فردا یه سر بیام اونجا"
و روکوبی که تویِ

00:13:48.158 --> 00:13:51.201
،اتاق نهارخوری هست رو رنگ کنم
پوست پوست شده

00:13:51.285 --> 00:13:54.536
"پس موردی نداری ساعت یازده صبح بیام؟

00:13:54.619 --> 00:13:55.996
...و ببین، قضیه اینه

00:13:56.079 --> 00:13:58.873
قضیه اینه که هیچوقت اینکارو نمیکرد

00:13:58.956 --> 00:14:00.915
،هیچوقت ازقبل زنگ نمیرد
فقط پامیشد میومد

00:14:00.999 --> 00:14:02.750
هیچوقت اونکارو نکرده بود

00:14:02.833 --> 00:14:05.169
،پس گفتم، "آره، حتماَ راجر
"میبینمت

00:14:05.252 --> 00:14:10.338
،تلفن رو گذاشتم و گلن گفت
"چی میگفت؟"

00:14:10.422 --> 00:14:14.133
،منم حرف‌هاش رو بهش گفتم

00:14:14.216 --> 00:14:17.343
دقیقاَ همونایی که گفته بود رو

00:14:17.427 --> 00:14:19.719
و داشتم بهش دروغ میگفتم

00:14:19.802 --> 00:14:22.096
منظورم اینه، هیچوقت بهش دروغ نگفته بودم

00:14:22.180 --> 00:14:24.890
هیچوقت به هیچکدوم از مردهایی که میشناسم
دروغ نگفته بودم

00:14:24.973 --> 00:14:26.640
به من که نگفتی -
،و الان نشستم -

00:14:26.724 --> 00:14:28.850
و به گلن دقیقاَ حرف‌هایی که باباش زده بود
،رو میگفتم

00:14:28.934 --> 00:14:30.977
و یه دروغ بزرگ بود

00:14:31.061 --> 00:14:35.022
،و گلن یه شونه‌ای بالا انداخت و گفت، اوکی
،و منم فکر کردم

00:14:35.105 --> 00:14:39.066
پسر، بدترین قسمت دروغ گفتن

00:14:39.149 --> 00:14:42.151
موقعیه که یکی که عاشقشی دروغت
رو قبول میکنه

00:14:42.234 --> 00:14:43.527
آره

00:14:52.200 --> 00:14:54.493
پس باباش اومد خونه

00:14:56.161 --> 00:14:57.661
خب، اوه، خدای من

00:14:57.745 --> 00:15:00.121
،اون شب، من به گلن گفتم

00:15:00.205 --> 00:15:03.082
،خب، اولش، میدونی
واسه خودم حساب کردم

00:15:03.165 --> 00:15:07.210
،چقدر باید از تماس بگذره که بعدش

00:15:07.293 --> 00:15:10.878
دهنم رو باز کنم و به گلن پیشنهاد بدم بچه‌ها
،رو برداره ببره دریاچه

00:15:10.961 --> 00:15:12.880
و با خودم گفتم آخه یعنی چی؟

00:15:12.963 --> 00:15:14.215
اهم

00:15:14.298 --> 00:15:17.342
بیخیال... چه غلطی میکنی؟

00:15:17.425 --> 00:15:19.551
میدونی، واقعاَ قراره اینکار رو بکنم؟

00:15:19.634 --> 00:15:23.095
چون گلن رو از سر باز کردن
شوخی بردار نیست

00:15:23.178 --> 00:15:24.763
آره

00:15:24.846 --> 00:15:27.014
،و به خودم گفتم
تو که کاری نکردی

00:15:27.098 --> 00:15:29.724
هیچ اتفاقی نیفتاده

00:15:29.808 --> 00:15:31.934
واسه همین تصمیم گرفتم برعکس عمل کنم
،و به گلن گفتم

00:15:32.017 --> 00:15:33.560
هی، فردا چیکاره‌ای؟"

00:15:33.643 --> 00:15:35.103
"همگی بریم شهر؟

00:15:35.186 --> 00:15:36.938
،و اون گفت، "نه

00:15:37.021 --> 00:15:40.606
واسه خودم و بچه‌ها اسب کرایه کردم
"و ساعتش از فردا 7صبح شروع میشه

00:15:42.983 --> 00:15:44.818
...از بین

00:15:44.901 --> 00:15:48.237
...پس تنها کاری که کردم این بود که

00:15:48.320 --> 00:15:50.655
،سرم رو تکون دادم و گفتم حتماَ

00:15:50.738 --> 00:15:55.325
،و فردا صبح، اونها رفتن و ساعت داشت یازده میشد

00:15:55.408 --> 00:15:58.618
.و نمیدونستم چیکار کنم
...چیکار کنم؟ چیکار

00:15:58.701 --> 00:16:03.663
بیکینی رو بپوشم و همونطوری دراز بکشم؟

00:16:03.746 --> 00:16:05.164
...نمیدونم، چیکار

00:16:05.248 --> 00:16:07.500
نمیخوام کاری بکنم

00:16:07.583 --> 00:16:10.460
،نمیخوام هیچکدومِ اینا اتفاق بیفتن
،ولی همزمان

00:16:10.544 --> 00:16:13.295
،حس میکردم باید تا تهش برم

00:16:13.379 --> 00:16:15.380
چون اون زنگ زده بود و گفته بود داره میاد

00:16:15.463 --> 00:16:17.507
،و هیچوقت اینکارو نمیکنه
...پس

00:16:17.590 --> 00:16:22.634
بنظر میومد دلش میخواد دوباره اون قضیه
اتفاق بیفته

00:16:22.717 --> 00:16:25.262
...پس بیکینی کهنه‌م رو پوشیدم و بعدش

00:16:25.345 --> 00:16:28.012
اوه، هوراس، بدترین قسمتش اینجا بود

00:16:28.097 --> 00:16:29.639
بدترین افکار به ذهنم رسیدن

00:16:29.722 --> 00:16:31.432
چی؟

00:16:31.516 --> 00:16:36.602
،فکر کردم شاید وقتی اول که من رو اونطوری دید

00:16:36.685 --> 00:16:38.520
خوشش نیومده باشه

00:16:38.603 --> 00:16:42.398
مثلاَ فکر کرده باشه کار چندش
و شرم‌آوریه

00:16:42.481 --> 00:16:43.857
و فکر کرده باشه کار افتضاحیه

00:16:43.940 --> 00:16:45.649
و دلیل اینکه وایساده بود هم

00:16:45.732 --> 00:16:47.609
این بوده که فکر میکرده من خوابم

00:16:47.693 --> 00:16:49.068
نمیخواسته بیدارم کنه

00:16:49.152 --> 00:16:51.279
،چون نمیخواسته احساس خجالت بکنم

00:16:51.362 --> 00:16:54.030
و دلیل اینکه به خونه زنگ زد هم

00:16:54.114 --> 00:16:57.074
این بوده که بدونم داره میاد

00:16:57.158 --> 00:16:58.908
،که یدفعه اون اتفاق تکرار نشه

00:16:58.992 --> 00:17:01.785
چون اون یه مرد نجیب‌ـه
و من یه فاحشه‌م

00:17:01.869 --> 00:17:06.414
و صدای کامیون رو میشنیدم و حسابی هم
،ترسیده بودم، دویدم طبقه بالا

00:17:06.497 --> 00:17:07.706
و لباس‌هام رو عوض کردم

00:17:07.789 --> 00:17:09.541
...بدجور ترسیده بودم، من

00:17:09.624 --> 00:17:12.376
،رسماَ داشتم فکر میکردم چیکار کنم
زنی که نمیخواد با پیرمرد پایین تپه

00:17:12.459 --> 00:17:15.086
،که شوهرش رو بدنیا آورده بریزه روی هم

00:17:15.170 --> 00:17:18.713
چی باید تنش کنه؟

00:17:20.423 --> 00:17:22.592
بعدش اومد تو خونه

00:17:22.674 --> 00:17:24.426
و طبقه پایین وایساد

00:17:24.509 --> 00:17:27.386
،و صداش رو میشنیدم که میگه
سلام؟

00:17:27.469 --> 00:17:31.889
و من طبقه بالا با شرت و سوتین وایساده بودم

00:17:31.972 --> 00:17:34.223
"!و داد زدم، "سلام، راجر

00:17:34.307 --> 00:17:36.267
،و اونم داد زد و گفت
میخوام کار رو این پایین"

00:17:36.350 --> 00:17:37.934
"شروع کنم

00:17:38.018 --> 00:17:40.936
،منم داد زدم
"باشه، حتماَ"

00:17:41.020 --> 00:17:45.607
و شنیدم که کار رو شروع کرد

00:17:45.689 --> 00:17:48.358
...و من

00:17:48.442 --> 00:17:53.986
با لباس زیرم وایساده بودم و
،به صدای کارش گوش میکردم

00:17:54.070 --> 00:17:58.281
که قوطی رنگ رو باز میکنه
و بهَمش میزنه

00:17:58.364 --> 00:18:00.116
...و

00:18:00.200 --> 00:18:04.744
هرچی خون توی بدنم بود

00:18:04.827 --> 00:18:10.497
...همون لحظه رفت لای پاهام و

00:18:14.417 --> 00:18:20.213
،روی تخت دراز کشیدم
...و خونه حسابی قدیمی و کوچیکه، پس

00:18:20.296 --> 00:18:24.924
دیوارها و زمین نازک هستن

00:18:25.007 --> 00:18:27.759
،وقتی دراز کشیدم
،یه صدایی درومد

00:18:27.842 --> 00:18:32.845
،و اون تو اتاق پایینی من بود

00:18:32.929 --> 00:18:38.308
،و وقتی صدای غژغژِ تخت درومد

00:18:38.391 --> 00:18:41.976
شنیدم که قلم‌مو وایساد و بعدش
،دوباره شروع به کار کرد

00:18:42.060 --> 00:18:47.522
...و من هم داشتم دستم رو

00:18:50.691 --> 00:18:55.027
...همه‌جای بدنم میمالیدم و ...

00:18:55.110 --> 00:18:59.738
،منظورم اینه، اون مثلاَ 3متر باهام فاصله داشت

00:18:59.821 --> 00:19:01.781
،بصورت عمودی

00:19:01.864 --> 00:19:04.367
و من هم مثه یه زن کثیف داشتم با خود ورمیرفتم

00:19:04.450 --> 00:19:06.826
،و صدای کار کردنش رو میشنیدم

00:19:06.910 --> 00:19:10.287
،ولی خیلی آروم

00:19:10.371 --> 00:19:15.040
...پس قلبم داشت سریع میزد و یه صدایی درآوردم

00:19:15.123 --> 00:19:19.793
یه صدای ناله‌مانند درآوردم

00:19:19.876 --> 00:19:23.754
و بعدش، قلم‌مو وایساد

00:19:23.837 --> 00:19:26.382
و بعدش دوباره شروع به کار کرد

00:19:26.465 --> 00:19:27.675
...و بعدش فقط

00:19:27.757 --> 00:19:29.676
،یذره صدام رو بالاتر بردم

00:19:29.758 --> 00:19:32.843
،و شنیدم که قلم‌مو رو گذاشته زمین و وایساده

00:19:32.927 --> 00:19:38.515
،قلبم داشت حسابی میزد
منم وایسادم، منظورم اینه یخ بستم

00:19:38.598 --> 00:19:43.601
شنیدم یه صندلی از کنار میز کشید بیرون
،و روش نشست

00:19:43.685 --> 00:19:45.769
چون صدای جیرجیرِ چوب قدیمی صندلی رو شنیدم

00:19:45.852 --> 00:19:50.481
...که روش نشسته، و، ام

00:19:50.564 --> 00:19:56.568
و بعدش، یه صدای خش‌خش لباس شنیدم و
،دیگه هیچی

00:19:56.652 --> 00:20:00.445
،و میدونستم که روی صندلی نشسته

00:20:00.529 --> 00:20:04.657
،و تکون نمیخوره
و فقط همین رو میدونستم

00:20:04.740 --> 00:20:06.449
...پس قلبم -
معامله‌ش رو درآورده بود؟ -

00:20:06.533 --> 00:20:08.867
...من

00:20:08.951 --> 00:20:11.077
،شروع کردم به خودم ور رفتن

00:20:11.160 --> 00:20:16.373
و صدام رو بردم بالا

00:20:16.456 --> 00:20:18.499
،که صدای اون رو نشنوم

00:20:18.582 --> 00:20:21.334
،و فرض کردم اونم داره همینکارو میکنه

00:20:21.418 --> 00:20:23.961
،ولی البته
نمیدونم، نمیدونم

00:20:24.044 --> 00:20:26.755
...اصلاَ نمیدونم داره

00:20:26.838 --> 00:20:29.214
منظورم اینه، فقط میدونم که
داره حدس میزنه که من اون بالا چیکار میکنم

00:20:29.298 --> 00:20:31.216
،و مرد بیچاره اون پایین نشسته و کاملاَ شُکه شده

00:20:31.300 --> 00:20:35.051
یا اصلاَ نمیدونه بالا چه خبره

00:20:35.135 --> 00:20:38.137
و همه این افکار داشتن دیوونه‌م میکردن

00:20:38.220 --> 00:20:42.265
من کامل مشغول خودارضایی بودم
و یدفعه مثه چی ارضا شدم

00:20:42.348 --> 00:20:45.975
...من

00:20:46.059 --> 00:20:48.477
،شاید صدام بلند بوده

00:20:48.561 --> 00:20:51.146
شایدم اصلاَ هیچ صدایی درنیاورده باشم

00:20:51.229 --> 00:20:55.524
،اصلاَ نمیتونستم بگم
،ولی خدای من، هوراس

00:20:55.607 --> 00:20:58.568
آبم مثه چی اومد

00:20:58.651 --> 00:21:04.821
،و صدای اون رو میشنیدم که، ام، اه

00:21:04.904 --> 00:21:08.490
از رو صندلی پاشد و بعدش
،برگشت سر کار

00:21:08.574 --> 00:21:12.785
بعدش من هم لباسام رو تنم کردم
،و رفتم دستشویی

00:21:12.868 --> 00:21:15.412
،آب رو باز کردم، میدونی
،سعی کردم طبیعی رفتار کنم

00:21:15.495 --> 00:21:17.538
،سعی کردم طبیعی باشم، صدای بلند
قدم، صدا، صدا

00:21:17.621 --> 00:21:19.206
و مثلاَ، اه، اه

00:21:19.290 --> 00:21:20.582
میدونی، رفتم طبقه پایین

00:21:20.665 --> 00:21:25.168
،و، ام، باهم حرف زدیم

00:21:25.252 --> 00:21:27.795
به همدیگه گوش دادیم

00:21:27.878 --> 00:21:30.464
...ام

00:21:30.547 --> 00:21:32.256
،پیرهنش رو درآورد

00:21:32.340 --> 00:21:34.007
منم به کار کردنش نگاه کردم

00:21:34.090 --> 00:21:36.051
وقتی کارش تموم شد، رفت

00:21:36.134 --> 00:21:40.136
این واسه... سه ماه پیش بود

00:21:42.180 --> 00:21:43.806
یا خدا

00:21:47.016 --> 00:21:49.017
پس کلاَ سکس کردید یا نه؟

00:21:53.020 --> 00:21:56.606
منظورم اینه، هوراس

00:21:56.689 --> 00:21:59.066
...اوه، میدونی چقدر

00:21:59.149 --> 00:22:02.401
چقدر وحشتناک میشه اگه گلن

00:22:02.485 --> 00:22:04.820
...و بث و بچه‌ها بفهمن

00:22:04.903 --> 00:22:08.697
،و از اون بدتر، یعنی میگم
دیگه میشه آخر زندگیم

00:22:08.781 --> 00:22:12.283
بنظر میاد دارید سکس میکنید

00:22:12.367 --> 00:22:14.743
اوه، لعنتی

00:22:14.826 --> 00:22:17.203
نمیدونم. نمیدونم
نمیدونم باید چیکار کنم

00:22:17.286 --> 00:22:20.497
...نمیتونم دست برداردم و

00:22:22.873 --> 00:22:25.834
اگه دست برندارم

00:22:25.917 --> 00:22:29.836
بعدش صدمه‌ی بزرگی به این آدمها وارد میشه

00:22:29.919 --> 00:22:31.713
فقط میخوام بمیرم

00:22:34.297 --> 00:22:38.092
یک شب دیگه تا خود صبح کلی گریه کردم

00:22:38.175 --> 00:22:42.178
...و با خودم فکر کردم

00:22:42.261 --> 00:22:45.472
احساس میکردم روی یک تخت
پر از چنگال زنگ‌زده دراز کشیدم

00:22:45.555 --> 00:22:48.849
اوه سارا -
و به تو فکر میکردم هوراس -

00:22:48.932 --> 00:22:52.267
به اون وقتی که از ماجرای تو و رزماری خبردار شدم فکر میکردم

00:22:52.351 --> 00:22:54.269
...و اینکه چقدر ازت متنفر شدم و چطور

00:22:54.353 --> 00:22:57.313
و چطور تونستی اینکار رو با این خانواده بکنی

00:22:57.397 --> 00:22:59.980
با بچه‌ها و من و خودت

00:23:00.064 --> 00:23:04.192
و بعد به خودم میگفتم
!خدای بزرگ

00:23:04.275 --> 00:23:09.028
اون یارو 21 سالش بود و من 32 سالم بود
و من باهاش ازدواج کردم

00:23:09.112 --> 00:23:11.072
یعنی یه کاری کردم باهام ازدواج کنه

00:23:11.155 --> 00:23:13.490
راضی کردن آدمی توی اون سن و سال
به انجام دادن یه کارهایی کار سختی نیست

00:23:13.573 --> 00:23:17.909
هنوز عادت داره به حرف‌های مادرش گوش بده

00:23:17.992 --> 00:23:22.079
و باز فکر میکردم که
این موضوع برای تو چه وجهه‌ای داره؟

00:23:22.162 --> 00:23:27.458
چون تا حالا به این فکر نکرده بودم که

00:23:27.542 --> 00:23:29.334
برای تو ممکنه چه وجهه‌ای داشته باشه؟

00:23:31.627 --> 00:23:34.712
پس تو فکر میکنی من میتونم کمکت کنم

00:23:34.796 --> 00:23:36.840
چون خودم هم وقتی بهت خیانت کردم
همین مسیر رو طی کردم؟

00:23:36.922 --> 00:23:39.006
آره

00:23:39.090 --> 00:23:40.425
عجب

00:23:40.508 --> 00:23:42.134
...خب این

00:23:49.556 --> 00:23:51.265
میشه یه دقیقه بهم فرصت بدی؟

00:23:53.809 --> 00:23:55.309
برمیگردم پیشت

00:23:58.000 --> 00:24:18.476
<font color="#ff8000">جـواد</font> و <font color="#008080">مـیـلاد</font> تـــرجــمه از
<font color="#ff8000">Jimmy Darmody</font> & <font color="#008080">Milad eMJey</font>
<font color="red">©</font> TvWorld.info

00:24:44.133 --> 00:24:45.551
خب

00:24:45.634 --> 00:24:47.218
رفتی جق بزنی؟

00:24:47.302 --> 00:24:49.012
هه -
!هه هه -

00:24:49.095 --> 00:24:51.013
خب حالا ذهنم خالی شد -
خب -

00:24:51.096 --> 00:24:55.683
آره -
و متاسفم -

00:24:55.766 --> 00:24:57.976
چیزی نیست، چیزی نیست

00:25:01.020 --> 00:25:03.396
خب تو وضعیت خیلی شخمی داری

00:25:03.480 --> 00:25:05.815
آره همینطوره -
و میدونم چه حسی داره -

00:25:05.899 --> 00:25:07.649
...آره میدونی. برای همین

00:25:07.733 --> 00:25:12.277
خب، ببین سارا

00:25:12.360 --> 00:25:15.154
...خب بگم که

00:25:15.237 --> 00:25:17.197
چقدر مسخره ‌ست که تا حالا دربارش حرف نزدیم

00:25:17.280 --> 00:25:18.615
همینطوره

00:25:21.325 --> 00:25:25.786
خب بزار سریع قال قضیه رو بکنیم، باشه؟

00:25:25.870 --> 00:25:28.663
اگه به اینکارت با یارو ادامه بدی

00:25:28.747 --> 00:25:32.040
و منم قرار نیست برات فتوا بدم

00:25:32.123 --> 00:25:36.126
منظورم اینه که مردم هرکاری دلشون بخواد انجام میدم

00:25:36.210 --> 00:25:40.546
اما تو دو راه جلوی پات داری

00:25:40.630 --> 00:25:43.882
بس کنی و فراموشش کنی

00:25:43.965 --> 00:25:49.051
یا به کارت ادامه بدی
و بدونی که بقیه هم قراره خبردار بشن

00:25:49.134 --> 00:25:51.678
خدای من -
بیخیال شو سارا -

00:25:51.762 --> 00:25:53.221
چاره‌ی دیگه‌ای نداری

00:25:53.304 --> 00:25:55.890
خودت هم میدونی

00:25:55.973 --> 00:25:59.391
اگه مدام به این یارو بدی
یکی بلاخره خبردار میشه

00:25:59.475 --> 00:26:02.811
و بعدش قراره خیلی‌ها خبردار بشن

00:26:02.895 --> 00:26:05.687
و تمام تصوراتِ بدی که توی ذهنت داری

00:26:05.771 --> 00:26:07.648
روی سرت خراب میشه

00:26:07.731 --> 00:26:09.815
پس اگه به اینکارت ادامه بدی

00:26:09.899 --> 00:26:13.527
و بازهم میگم که هرکاری دلت میخواد رو بکن

00:26:13.610 --> 00:26:16.194
تمام اون اتفاقات بد قراره روی سرت خراب شه

00:26:16.277 --> 00:26:18.821
پس قراره با این وضعیت کنار بیای

00:26:18.905 --> 00:26:20.990
و یه راهی پیدا کنی که باهاش کنار بیای

00:26:21.073 --> 00:26:24.200
یا دست برداری

00:26:24.283 --> 00:26:26.493
این جز انتخاب‌هام نبود

00:26:26.576 --> 00:26:28.327
آره میدونم

00:26:28.410 --> 00:26:30.371
چنین انتخابی وجود نداره
تو نمیتونی از اینکار دست بکشی

00:26:30.454 --> 00:26:31.956
نه -
میدونم -

00:26:32.038 --> 00:26:35.040
خب اون آدم خوشگلیه و بوی خوبی میده

00:26:35.123 --> 00:26:37.458
آره آره باشه باشه -
...من، من -

00:26:37.543 --> 00:26:41.670
میدونم چیزی که تو داری میگی حقیقت داره

00:26:41.753 --> 00:26:44.421
میدونم که باید چیکار کنم

00:26:44.505 --> 00:26:46.297
ولی نمیتونم

00:26:46.381 --> 00:26:50.217
ازت نمیخوام بهم بگی باید چیکار کنی

00:26:50.300 --> 00:26:54.637
داری ازم میپرسی

00:26:54.720 --> 00:26:57.514
که چطور خودت رو بکشی؟

00:26:59.431 --> 00:27:00.724
!یا خدا

00:27:03.685 --> 00:27:04.978
من این احساسات رو یادم میاد

00:27:05.060 --> 00:27:07.186
...احساسات خیلی

00:27:07.270 --> 00:27:09.272
احساسات خیلی مزخرفی بود

00:27:13.440 --> 00:27:16.026
تو داری کاری میکنی که

00:27:16.109 --> 00:27:19.194
من کاری میکردم که

00:27:19.278 --> 00:27:22.071
که واقعا آخر خط هرچیزی بود

00:27:22.154 --> 00:27:24.365
و به انجام دادنش ادامه میدادم

00:27:24.448 --> 00:27:25.783
آره

00:27:28.534 --> 00:27:30.243
هیچوقت به کشتن خودم فکر نکردم

00:27:30.327 --> 00:27:34.413
ولی مدام تصور میکردم قراره بلایی سرم بیاد

00:27:34.496 --> 00:27:39.834
مثلا یک کامیون بزنه بهم یا از روی صخره بیفتم پایین

00:27:39.917 --> 00:27:41.793
احساس مزخرفیه

00:27:45.921 --> 00:27:48.590
...ولی خب

00:27:48.673 --> 00:27:53.634
...با خواهرت آشنا شدم

00:27:53.718 --> 00:27:55.885
از همون موقع که باهم قرار میذاشتیم

00:27:55.970 --> 00:27:59.138
حدودا یک ماه بود که قرار میذاشتیم
قبل از اینکه باهم ازدواج کنیم

00:27:59.221 --> 00:28:01.015
باورم نمیشه اینقدر سریع ازدواج کردیم

00:28:01.097 --> 00:28:02.849
آره، احمقانه بود

00:28:02.932 --> 00:28:04.516
...نمیدونم، این فقط
نمیدونم

00:28:04.600 --> 00:28:08.603
...خب

00:28:08.686 --> 00:28:11.021
...یادت میاد

00:28:11.104 --> 00:28:13.064
اون روزی که با خانوادت شام خوردم؟

00:28:13.147 --> 00:28:15.106
معلومه

00:28:15.189 --> 00:28:17.775
میخوای از اون موقع حرف بزنم؟
البته -

00:28:19.901 --> 00:28:24.237
خب اولین باری که دیدمش سر اون میز شام بود

00:28:24.321 --> 00:28:26.197
و یادم رفته، دلیلش رو یادم نمیاد

00:28:26.281 --> 00:28:29.533
...ولی ازش پرسیدم که چرا
وقتی از دبیرستان فارغ التحصیل شد

00:28:29.617 --> 00:28:32.910
"تو به شوخی گفتی "اون هم‌سن توئه هوراس

00:28:32.994 --> 00:28:36.788
آره، آره
اینو یادم میاد

00:28:36.872 --> 00:28:38.456
اذیت نمیشی دربارش حرف بزنم؟

00:28:38.539 --> 00:28:41.123
نه، بیشتر کمکم میکنه

00:28:41.207 --> 00:28:43.084
...تو منو بخشیدی یا

00:28:43.167 --> 00:28:45.710
.نه
نه، هیچوقت نبخشیدمت

00:28:45.794 --> 00:28:47.337
برای چند سال از دستت شاکی بودم

00:28:47.420 --> 00:28:49.088
چرا باید بخاطر اینکه
خواهرم رو گاییدی ببخشمت؟

00:28:49.171 --> 00:28:52.131
برای اینکه خانواده رو به گند کشیدی؟
برای اینکه اینکارو با بچه‌ها کردی؟

00:28:52.214 --> 00:28:53.924
فقط دیگه شاکی بنظر نمیرسی

00:28:54.008 --> 00:28:56.676
نیستم، فقط از ذهنم پاک شده

00:28:56.760 --> 00:28:58.927
یجورایی ناراحت کننده ـست

00:29:01.055 --> 00:29:02.680
نه، از دستت شاکی بودم

00:29:02.764 --> 00:29:04.681
هر روز حس و حال بدم رو با خودم راه میبردم

00:29:04.765 --> 00:29:09.935
و به کاری که کردی فکر میکردم

00:29:10.019 --> 00:29:12.728
و میگفتم یه روز یه چیزی میشه

00:29:12.811 --> 00:29:17.230
یه موج از مهربونی وجودم رو بگیره

00:29:17.314 --> 00:29:19.858
یا بتونم از یک زاویه‌ی دیگه به این ماجرا نگاه کنم

00:29:19.941 --> 00:29:22.943
تا بتونم ببخشمت و احساس خوبی داشته باشم
ولی در عوض

00:29:23.027 --> 00:29:26.571
چیزی که اتفاق افتاد این بود که
احساساتم به مرور زمان از بین رفتن

00:29:26.655 --> 00:29:32.240
به مرور زمان تاریک شدند

00:29:32.324 --> 00:29:35.118
خودشون از بین میرن
و لازم نیست کاری براش بکنی

00:29:35.201 --> 00:29:37.120
مثل فرسایش میمونه، خودش از بین میره

00:29:37.203 --> 00:29:39.537
یجورایی ناراحت کننده ـست -
آره -

00:29:39.621 --> 00:29:43.749
بهرحال، من هیچ احساسی نسبت بهش ندارم هوراس

00:29:43.832 --> 00:29:49.211
اما نکته‌ای که باقی میمونه اینه که
کنجکاوم بدونم تو چطور باهاش کنار اومدی

00:29:53.171 --> 00:29:54.547
خب

00:29:54.631 --> 00:29:57.008
خب رزمری

00:30:01.052 --> 00:30:03.345
میدونی برای بار اول که باهاش آشنا شدم
اونقدری بهش فکر نمیکردم

00:30:03.428 --> 00:30:05.972
موضوع خاصی نبود
اون فقط خواهر تو بود

00:30:09.391 --> 00:30:12.768
...و بعد

00:30:12.851 --> 00:30:14.937
!کیر توش

00:30:15.020 --> 00:30:17.146
خب؟

00:30:17.229 --> 00:30:21.941
خب بعد ما ازدواج کردیم

00:30:22.024 --> 00:30:26.276
و یک روز که توی سرکار بودی

00:30:26.360 --> 00:30:30.279
و من خونه بودم، اون اومد تا یه چیزی بگیره

00:30:30.363 --> 00:30:35.741
یادم نمیاد چی بود ولی
خب ما ترتیب هم رو دادیم

00:30:35.825 --> 00:30:37.451
همش همین بود؟

00:30:37.535 --> 00:30:39.577
آره، مثل داستان تو اونقدری باحال نیست

00:30:39.661 --> 00:30:41.578
...ولی خب

00:30:41.662 --> 00:30:43.371
شاید بود، درست یادم نمیاد

00:30:46.082 --> 00:30:48.875
بهرحال، وقتی متوجه شدیم که

00:30:48.959 --> 00:30:52.545
که دوست داریم همدیگه رو بکنیم
و به کسی هم چیزی نگیم

00:30:52.628 --> 00:30:55.295
خیلی بیشتر انجامش دادیم

00:30:55.379 --> 00:30:58.173
و بعد از یه مدت اصلا نمیشد بیخیال هم بشیم

00:30:58.256 --> 00:30:59.799
وای خدای من

00:30:59.882 --> 00:31:01.551
آره، خیلی سکس داشتیم

00:31:01.634 --> 00:31:03.593
خیل زیاد

00:31:03.677 --> 00:31:06.303
و بعد بدترین

00:31:06.387 --> 00:31:10.014
بدترینِ بدترینِ بدترین احساسات

00:31:10.098 --> 00:31:12.015
توی تمام دنیای کیری شروع شد

00:31:12.100 --> 00:31:14.434
آره

00:31:14.517 --> 00:31:18.770
کنار تو دراز میکشیدم

00:31:18.854 --> 00:31:23.023
و پیش خودم فکر میکردم
اگه اون متوجه بشه چی میشه؟

00:31:23.107 --> 00:31:26.025
مثل سگ ترسیده بودم، اگه اون بفهمه چی میشه؟

00:31:26.109 --> 00:31:28.609
و بعدش ماجرای تخمی بچه‌ها
با تولدشون شروع شد

00:31:28.694 --> 00:31:30.778
...هوراس

00:31:30.862 --> 00:31:33.155
خب، نمیشد کار بدتری از این انجام بدم

00:31:33.238 --> 00:31:34.948
نمیشد کار بدتری انجام داد

00:31:35.031 --> 00:31:38.033
بدترین کاری بود که میتونستم انجام بدم

00:31:38.117 --> 00:31:39.743
ولی مدام انجامش میدادم

00:31:39.826 --> 00:31:41.910
آره

00:31:41.994 --> 00:31:44.370
و هرروز، تک‌تک روزها

00:31:44.454 --> 00:31:47.414
به این فکر میکردم که
اصلا دلم نمیخواد اون روز زنده باشم

00:31:47.497 --> 00:31:49.373
میخوام همه چیز تموم بشه

00:31:49.457 --> 00:31:52.001
نه فقط من، میخواستم همه باهم بمیرن

00:31:52.084 --> 00:31:53.793
!یا پیغمبر

00:31:53.877 --> 00:31:57.421
خب میخواستم همه توی مسئله‌ی وجود نداشتن

00:31:57.504 --> 00:31:59.255
دخیل باشن

00:31:59.338 --> 00:32:01.966
بهترین راهی که میشد از این مسئله راحت بشم بود

00:32:02.049 --> 00:32:05.010
یاد 11 سپتامبر افتادم که هواپیماها به اون ساختمون برخورد کردن

00:32:05.093 --> 00:32:08.012
و توی اخبار میگفتن واشنگتن به آتش کشیده شده

00:32:08.095 --> 00:32:09.846
و بعدش

00:32:09.929 --> 00:32:11.097
یادته همه میگفت بازم قراره این اتفاق بیفته؟

00:32:11.181 --> 00:32:12.514
آره

00:32:12.598 --> 00:32:14.849
فکر میکردم که شاید این خودش باشه

00:32:14.932 --> 00:32:18.018
شاید هواپیماها بتونن ما رو از بین ببرن
و ماجرا تموم بشه

00:32:18.101 --> 00:32:20.895
اوه... خیلی وحشتناکه

00:32:20.978 --> 00:32:22.729
وحشتناکه

00:32:22.812 --> 00:32:26.356
خب من ترجیح دادم این اتفاق بیفته
تا اینکه بقیه متوجه بشن

00:32:26.440 --> 00:32:29.067
چه اتفاقی افتاده

00:32:30.818 --> 00:32:33.360
میتونستم متوجه شدنت رو توی ذهنم به تصویر بکشم

00:32:33.444 --> 00:32:36.362
چشمام رو میبستم
و چهره‌ت رو تصور میکردم

00:32:36.446 --> 00:32:39.490
و تمام تنفر توی چشمات رو میدیدم

00:32:39.574 --> 00:32:42.951
که هیچوقت نمیتونستم ازش خلاص بشم

00:32:43.035 --> 00:32:46.661
و مدام خواهرت رو میگاییدم

00:32:46.745 --> 00:32:48.537
و تو درهرصورتی ازم متنفر میشدی

00:32:48.622 --> 00:32:51.372
چی؟ -
تو ازم متنفر بودی -

00:32:51.456 --> 00:32:54.918
هوراس، تو فکر میکنی قبل از اینکه
از هم جدا شدیم ازت متنفر بودم؟

00:32:55.001 --> 00:32:57.211
ازت متنفر نبودم

00:32:57.293 --> 00:32:59.171
نبودم

00:32:59.254 --> 00:33:01.838
آره، حالا یجورایی میفهمم

00:33:01.922 --> 00:33:03.840
...بیخیال عزیزم، ما

00:33:03.924 --> 00:33:05.925
من 21 سالم بود و تو 32 سالت بود

00:33:16.182 --> 00:33:20.392
خب میدونی هوراس، جدای از تمام این مسائل

00:33:20.476 --> 00:33:22.727
تو همیشه با من خوب بودی

00:33:22.811 --> 00:33:27.940
میدونی، مثل روزهای زندگی

00:33:28.023 --> 00:33:29.857
تمام اون مدت تو باهام خوب رفتار میکردی

00:33:29.941 --> 00:33:32.734
و ای کاش بیشتر براش ارزش قائل میشدم

00:33:32.818 --> 00:33:34.610
شاید این جزئی از علت اتفاقات باشه

00:33:34.693 --> 00:33:37.654
سارا، من خواهرت رو گاییدم

00:33:37.737 --> 00:33:40.114
موضوع اینه، خب؟
اتفاقی که افتاد همینه

00:33:40.198 --> 00:33:41.865
آره

00:33:41.949 --> 00:33:43.741
لازم نیست چاله رو بیشتر برای خودمون گود کنیم

00:33:43.825 --> 00:33:46.160
نه، اون، اون خیلی مسئله رو
ساده‌تر میکنه، اینطور نیست؟

00:33:46.244 --> 00:33:49.162
خب مردم برای همین از این کارها میکنن

00:33:49.246 --> 00:33:52.206
چون بعدش لازم نیست از توی کثافت‌هاش رد بشی

00:33:52.289 --> 00:33:54.456
وگرنه که باید با این کثافت‌کاری‌ها کنار بیای

00:33:54.540 --> 00:33:57.667
و کسی نمیتونه منکر این بشه

00:33:57.750 --> 00:34:00.418
پس توی یک ازدواج نامناسب
یکی از اقوام رو میکنی و همه چیز تموم میشه؟

00:34:00.502 --> 00:34:02.128
عمل میکنه

00:34:02.212 --> 00:34:03.921
مثل بیمه آتش سوزیه

00:34:04.004 --> 00:34:05.756
و میدونی وقتی یک ساختمون از ریشه میسوزه

00:34:05.840 --> 00:34:07.132
کسی سوالی نمیپرسه

00:34:07.216 --> 00:34:08.925
و تو هم باید حسابی از ریشه بسوزونیش

00:34:09.008 --> 00:34:13.136
حتی نمیدونم چرا دارم میخندم

00:34:13.220 --> 00:34:14.929
بیخیال

00:34:15.012 --> 00:34:16.596
بیا جدی باشیم

00:34:16.680 --> 00:34:19.765
سارا، میدونی باید چیکار کنی؟

00:34:19.849 --> 00:34:21.891
میخوای حقیقت رو بدونی؟
باید بزنی به چاک

00:34:21.975 --> 00:34:24.269
باید گلن رو ترک کنی و جیم شی

00:34:24.351 --> 00:34:26.061
بهرحال الان هم با دادن به پدرش
داری همین کار رو میکنی

00:34:26.144 --> 00:34:27.562
داری میزنی به چاک -
نمیتونم اینکارو بکنم -

00:34:27.645 --> 00:34:29.188
نمیتونم، نمیتونم

00:34:29.272 --> 00:34:31.315
نه، باید باهاش روبرو شم
باید یجوری درست کنم

00:34:31.398 --> 00:34:34.024
همین یعنی روبرو شدن باهاش

00:34:34.108 --> 00:34:36.026
بزن به چاک و بعد همه چیز خود به خود درست میشه

00:34:36.110 --> 00:34:37.151
درست میشه

00:34:37.236 --> 00:34:39.028
...خب من میتونم

00:34:39.112 --> 00:34:41.280
.میتونم بیخیال بشم
میتونم بیخیال راجر بشم -

00:34:41.362 --> 00:34:43.614
یک آدم خوب همینکارو میکنه

00:34:43.698 --> 00:34:46.284
این کاریه که میخوام انجام بدم

00:34:46.366 --> 00:34:48.534
هیمنطوری دستات رو بالا نگیر و بگو

00:34:48.617 --> 00:34:50.953
من اینکار مزخرف رو انجام دادم
پس هرچی بشه، بشه

00:34:51.036 --> 00:34:54.788
باید رفتارت رو درست کنی
و برای آدم‌هایی که باهاشون زندگی میکنی

00:34:54.872 --> 00:34:56.039
آدم بهتری باشی -
باشه -

00:34:56.123 --> 00:34:57.790
سارا، این داستان رو برای خودت تعریف کن

00:34:57.874 --> 00:34:59.292
که تو تا وقتی میخواستی به اون یارو میدادی

00:34:59.374 --> 00:35:01.084
و بعد خیلی ناگهانی بیخیال میشی

00:35:01.167 --> 00:35:03.544
و هر کریسمش به اون خانواده‌ی بزرگ و شاد برمیگردی

00:35:03.627 --> 00:35:06.421
و توی جنگل خونتون جشن عید پاک میگیری
...این همون

00:35:06.504 --> 00:35:08.714
تو این آینده رو میخوای؟ -
نه، نه -

00:35:08.797 --> 00:35:12.550
باید بزنی به چاک

00:35:12.633 --> 00:35:14.718
...من نمیخوام

00:35:14.801 --> 00:35:16.761
نمیخوام دوباره طلاق بگیرم

00:35:16.845 --> 00:35:19.471
هوراس، نمیتونم تحملش کنم
مسئله‌ی ما تموم شد

00:35:19.555 --> 00:35:22.181
تو رو سرزنش نمیکنم
خودم رو سرزنش نمیکنم

00:35:22.265 --> 00:35:25.309
اتفاق افتاده
ولی اگه یه بار دیگه برای من اتفاق بیفته

00:35:25.391 --> 00:35:27.102
چه معنایی میتونه داشته باشه؟

00:35:27.185 --> 00:35:29.936
به این معناست که تو
توی ازدواج کردن ریدی

00:35:30.021 --> 00:35:32.396
مشکلی نیست، منم همینطورم

00:35:32.479 --> 00:35:34.189
این تو رو آدم بدی جلوه نمیده

00:35:34.273 --> 00:35:35.732
فقط ازدواج نکن

00:35:35.815 --> 00:35:38.609
بزن به چاک و دیگه انجامش نده

00:35:38.692 --> 00:35:40.819
مثل من تنها باش

00:35:40.903 --> 00:35:42.945
نمیتونی با این کوفتی بمونی

00:35:43.029 --> 00:35:46.740
و حقیقت رو درست جلوه ندی

00:35:46.823 --> 00:35:49.574
این دیوانگیه. این یجورایی کاتولیکه

00:35:49.658 --> 00:35:51.826
اون بچه‌ها منو دوست دارن
واقعا دوست دارن

00:35:51.910 --> 00:35:54.828
و منم دوستشون دارم
و اونها مادرشون رو از دست دادن

00:35:54.912 --> 00:35:59.081
چطور میتونم توی این شرایط سخت

00:35:59.165 --> 00:36:01.540
اونها رو تنها بذارم؟
باید آدم خیلی بدی باشم

00:36:01.624 --> 00:36:03.335
تو بچه‌های خودت رو داشتی

00:36:03.417 --> 00:36:04.793
تو بچه‌های خودت رو داشتی، باشه؟

00:36:04.877 --> 00:36:06.961
و تو بچه‌هات رو بزرگ کردی

00:36:07.045 --> 00:36:11.173
...بابای اونها

00:36:11.256 --> 00:36:14.175
خانواده رو با خاک یکی کرد

00:36:14.258 --> 00:36:18.469
تو باهاشون بودی و توی دوران بچگی‌شون
با اونها بودی، خب؟

00:36:18.552 --> 00:36:21.679
اونها بچه‌های گلن هستند، نه تو

00:36:21.763 --> 00:36:23.805
و مامانشون رو از دست دادن

00:36:23.889 --> 00:36:25.265
این بلا سرشون اومده

00:36:25.349 --> 00:36:27.642
هرکاری که براشون کردی لطفت بوده

00:36:27.725 --> 00:36:29.684
اونها باید باهات باشن، خب؟

00:36:29.768 --> 00:36:32.062
اگه ترکشون کنی، به این معنی نیست که
لطفت رو بهت برگردونن

00:36:32.145 --> 00:36:34.396
چون از پیششون رفتی دلیل نمیشه که

00:36:34.479 --> 00:36:35.521
که پیششون نبودی

00:36:38.232 --> 00:36:42.234
پسر، عجب استعدادی توی توجیه کردن
چیزهای وحشتناک داری

00:36:42.318 --> 00:36:44.486
آره

00:36:47.863 --> 00:36:49.822
نمیدونم باید چیکار کنم

00:36:49.906 --> 00:36:51.866
نه، نمیدونی

00:36:51.950 --> 00:36:54.076
وای خدا

00:37:05.750 --> 00:37:10.045
خب، باید اینکار رو بکنی

00:37:10.128 --> 00:37:13.214
تو هم ممکنه همیکن کار رو بکنی

00:37:13.297 --> 00:37:16.507
برگرد و به راجر بده

00:37:16.590 --> 00:37:21.344
و بچه‌ها و گلن رو دوست داشته باش

00:37:21.427 --> 00:37:25.471
تا جایی‌که میتونی و به بهترین شکل این‌دوتا
کار رو انجام بده

00:37:25.554 --> 00:37:28.099
قراره همین‌کارو بکنی

00:37:28.182 --> 00:37:29.766
،خودت هم میدونی باید همینکارو بکنی

00:37:29.849 --> 00:37:30.976
پس بهتره تصمیم به انجامش بگیری

00:37:31.059 --> 00:37:33.936
آره

00:37:34.019 --> 00:37:36.020
آره

00:37:38.730 --> 00:37:40.815
اوه خدای من

00:37:40.898 --> 00:37:43.401
من چی‌ام؟

00:37:43.483 --> 00:37:46.860
تو هم مثه یه مشت آدم‌ دیگه‌ای، سارا

00:37:46.944 --> 00:37:49.988
مثه کلی آدم دیگه

00:37:51.571 --> 00:37:53.198
جوری که میشه یه ارتش

00:37:53.281 --> 00:37:56.867
با آدم‌هایی که توی موقعیت تو بودن درست کرد

00:37:56.951 --> 00:38:00.744
،یعنی رسماَ میتونی خیانت‌کارهای سراسر دنیا رو جمع کنی

00:38:00.828 --> 00:38:04.789
و باهاشون میتونی جنگ علیه آدم‌های صادق راه بندازی
و پیروز هم بشی

00:38:04.872 --> 00:38:08.250
اوه خدا، تو افتضاحی

00:38:08.333 --> 00:38:10.918
همه چی درست میشه، میدونی

00:38:11.002 --> 00:38:13.254
،درست میشه، هیچ مشکلی واست پیش نمیاد
سارا

00:38:13.337 --> 00:38:15.046
خب، نمیدونم از کجا اینطوری مطمئنی

00:38:15.130 --> 00:38:17.339
،چون
میدونی از کجا میدونم؟

00:38:17.423 --> 00:38:19.299
چون خودم مشکلی ندارم

00:38:19.383 --> 00:38:22.176
و دقیقاَ مسئله تو رو تجربه کردم و الان
هیچ مشکلی ندارم

00:38:22.260 --> 00:38:23.552
گلن چی؟

00:38:23.635 --> 00:38:25.553
،اونم چیزیش نمیشه

00:38:25.636 --> 00:38:30.056
،چون اون‌هم تو وضعیتیه که تو قبلاَ توش بودی
و الان حالت خوبه

00:38:30.140 --> 00:38:31.849
آره

00:38:31.932 --> 00:38:35.226
،و بچه‌هاش هم موردی ندارن
چون یه نگاه به بچه‌های خودمون بنداز

00:38:40.272 --> 00:38:41.897
لعنتی

00:38:46.151 --> 00:38:49.736
پسرمون چطوره؟

00:38:49.819 --> 00:38:51.487
خودم میدونم، منظورم اینه تو اینستاگرام
فالو میکنمش

00:38:51.570 --> 00:38:53.612
...پس میدونم -
آره -

00:38:53.697 --> 00:38:55.449
که عضو یه تیم لاكراس شده ...
<font color="#00ff00">[یه ورزش تقریباَ شبیه به هاکی]</font>

00:38:55.531 --> 00:38:59.075
،و با بچه‌های کلاس تاریخ طبیعیش رفته پرو

00:38:59.159 --> 00:39:01.076
ولی چطوره؟ -
...خب، من -

00:39:02.786 --> 00:39:05.537
ازم قول گرفته درباره‌ش باهات حرف نزنم

00:39:05.620 --> 00:39:08.248
اوه، اوکی

00:39:08.331 --> 00:39:10.624
...اون
میدونست داری میای اینجا که

00:39:10.708 --> 00:39:13.335
بهم بگی داری با پدرِ شوهرجدیدت سکس میکنی؟

00:39:13.419 --> 00:39:16.421
اِه -
خب، اخ، اوکی؟ -

00:39:16.504 --> 00:39:17.921
...منظورم اینه

00:39:18.005 --> 00:39:19.589
فاک، مرد

00:39:19.672 --> 00:39:21.965
،میفهمم، لیاقتش رو ندارم چیزی ازش بدونم
ولی بدجور اذیت میکنه

00:39:22.049 --> 00:39:23.716
...این

00:39:23.799 --> 00:39:25.301
...من دارم به قولی

00:39:25.385 --> 00:39:28.762
،که بهش دادم درباره اینکه
،میدونی

00:39:28.845 --> 00:39:30.096
درباره‌ش چیزی بهت نگم احترام میذارم

00:39:30.180 --> 00:39:34.057
،این رو بهش بدهکارم
،ولی بنظرم باید بدونی

00:39:34.140 --> 00:39:37.350
اوضاع زندگی پسرت محشره

00:39:41.561 --> 00:39:44.772
منظورم اینه، خودش آدم محشریه

00:39:44.855 --> 00:39:48.816
آدم دوست‌داشتنی‌ایه، هوراس

00:39:48.900 --> 00:39:52.110
...اون، اون، اون

00:39:52.194 --> 00:39:56.489
از ته دلش با همه مهربونه

00:39:56.571 --> 00:39:58.532
یه دوست دختر معرکه داره

00:39:58.615 --> 00:40:00.075
دختره معرکه‌ست

00:40:03.077 --> 00:40:05.286
و پسرمون زندگیش رو دوست داره

00:40:08.205 --> 00:40:11.748
...و، ام، اون

00:40:11.831 --> 00:40:13.666
آدم بافکریه

00:40:13.750 --> 00:40:16.919
اون... دوست‌های خوبی انتخاب میکنه

00:40:17.002 --> 00:40:19.170
،تو اوضاع سخت کارش عالیه

00:40:19.253 --> 00:40:23.839
و وضع و اوضاعش حرف نداره

00:40:23.923 --> 00:40:25.299
ممنون

00:40:25.382 --> 00:40:26.883
آره

00:40:30.010 --> 00:40:31.804
وضع من با آلیس افتضاحه

00:40:31.887 --> 00:40:33.472
همیشه از دستم عصبیه

00:40:33.555 --> 00:40:35.889
،اوه، خب، میدونی
دیگه باید یه سروسامونی به خودش بده

00:40:35.972 --> 00:40:37.598
...من اصلاَ

00:40:37.681 --> 00:40:39.934
فکر کرده تا کی میخواد هینطوری بچه بمونه؟

00:40:40.017 --> 00:40:42.936
...خب -
نه، هورا... نه -

00:40:43.019 --> 00:40:45.313
منظورم اینه، دیگه تقریباَ وکیل شده الان

00:40:45.396 --> 00:40:50.108
تو هم داری زورت رو میزنی که تو زندگیش باشی

00:40:50.191 --> 00:40:52.400
هیچکس بیشتر از این بهش بدهکار نیست

00:40:52.484 --> 00:40:54.276
شده یه بچه‌لوسِ خپل

00:40:54.361 --> 00:40:56.445
یا خدا، واو -
...خب، من -

00:40:56.529 --> 00:40:59.197
من تحملش رو ندارم

00:40:59.280 --> 00:41:02.907
.جداَ تحمل اون یکی رو ندارم
...دیگه بسّمه، من

00:41:02.990 --> 00:41:05.243
خیلی خب، اون با من

00:41:07.743 --> 00:41:09.078
...جداَ نمیدونستم

00:41:09.161 --> 00:41:10.496
،واقعاَ نمیدونستم، میدونی

00:41:10.579 --> 00:41:12.664
که با کارم دارم چه بلایی سر بچه‌ها میارم

00:41:12.747 --> 00:41:15.542
،هنوزم نمیدونی، هوراس
ولی خودت رو ببخش

00:41:15.624 --> 00:41:19.252
و، و میخوای یه چیزی رو بدونی؟

00:41:19.335 --> 00:41:24.088
،واست خوشحالم
چون فکر میکنم به آرامش رسیدی

00:41:24.171 --> 00:41:26.549
ایکاش منم بتونم همچین کاری بکنم

00:41:26.631 --> 00:41:29.134
،ولی نمیتونم، من ضعیفم
چون همیشه به یکی نیاز دارم

00:41:29.217 --> 00:41:34.303
و واسه تنها بودن باید قوی باشی
و به خودت باور داشتی باشی

00:41:34.387 --> 00:41:36.346
،و واقعاَ اینطور فکر میکنم
حس میکنم آرامش رو پیدا کردی

00:41:36.429 --> 00:41:39.181
،و داری با حقیقت زندگی میکنی
،داری صادقانه زندگی میکنی

00:41:39.265 --> 00:41:42.392
...و، و

00:41:42.475 --> 00:41:45.644
پس... بهت افتخار میکنم

00:41:47.895 --> 00:41:50.273
...من فقط

00:41:50.356 --> 00:41:52.274
واقعاَ واست خوشحالم

00:41:53.941 --> 00:41:55.526
به امید دیدار، عزیزم

00:41:55.609 --> 00:41:57.026
خداحافظ سارا، میبینمت -
مراقب خودت باش -

00:41:57.110 --> 00:41:58.319
اوکی

00:42:08.451 --> 00:42:11.287
باورم نمیشه با این جنده ازدواج کرده بودی

00:42:13.288 --> 00:42:26.288
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:42:27.172 --> 00:42:31.716
♪ به جهنم ♪

00:42:31.799 --> 00:42:38.638
♪ نمیتونم از مشکلاتم گله‌ای بکنم ♪

00:42:38.721 --> 00:42:43.183
♪ من با مسائل مشکلی ندارم ♪

00:42:45.184 --> 00:42:50.896
♪ چارپایه‌م رو به بار نزدیک میکنم ♪

00:42:52.314 --> 00:42:55.940
♪ "توی بارِ "هوراس" و "پیت ♪

00:42:59.318 --> 00:43:04.863
♪ بعضی‌وقت‌ها تعجب میکنم ♪

00:43:04.946 --> 00:43:10.659
♪ چرا خودمون رو تیکه پاره میکنیم؟ ♪

00:43:10.742 --> 00:43:16.829
♪ به زمان نیاز دارم تا فکر کنم ♪

00:43:16.913 --> 00:43:22.417
♪ یا فقط به مشروب نیاز دارم ♪

00:43:24.585 --> 00:43:29.463
♪ "توی بارِ "هوراس" و "پیت ♪

00:43:36.509 --> 00:43:40.011
♪ "هوراس" و "پیت" ♪
