﻿WEBVTT

00:00:15.760 --> 00:00:16.880
‫دوا، نه!

00:00:20.600 --> 00:00:22.320
‫آلی، حالت خوبه؟

00:00:24.080 --> 00:00:25.200
‫چی شد؟

00:00:26.640 --> 00:00:27.640
‫آلی!

00:00:30.760 --> 00:00:33.120
‫دیگه فهمیدم کی هستم...

00:00:37.400 --> 00:00:39.680
‫پای یه دختر وسط نیست.
‫پای دوتا وسطه.

00:00:39.760 --> 00:00:41.480
‫خب، خودت یکی از اون دو دختری؟

00:00:41.560 --> 00:00:45.520
‫حس می‌کنم میشناسمشون،
‫ولی یه حسی بهم می‌گه هیچ‌‎کدومشون نیستم.

00:00:46.680 --> 00:00:50.200
‫حس می‌کنم خاطرات خودم نبوده،
‫انگار خاطرات کس دیگه‌ای بوده.

00:00:51.040 --> 00:00:53.840
‫منشأ مشکلاتت گذشته است.

00:01:01.320 --> 00:01:02.240
‫سلام.

00:01:02.320 --> 00:01:04.480
‫سلام، یهو تو مسیر طوفان شد.

00:01:04.560 --> 00:01:05.720
‫شارژ گوشیم تموم شد،

00:01:05.800 --> 00:01:08.520
‫ولی می‌شه اینجا شارژش کنم
‫که زنگ بزنم ماشین بیاد؟

00:01:08.600 --> 00:01:10.720
‫- اونجا پریز داریم.
‫- ممنون.

00:01:13.000 --> 00:01:20.000
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:34.320 --> 00:01:35.320
‫دوا؟

00:01:43.320 --> 00:01:46.920
‫- برات شکلات داغ آوردم. بیا.
‫- مرسی.

00:01:51.560 --> 00:01:53.720
‫[در حال شارژ]

00:01:55.320 --> 00:01:57.280
‫[چهره شناسایی نشد]

00:02:00.080 --> 00:02:03.000
‫[لطفا رمز عبور خود را وارد کنید]

00:02:38.280 --> 00:02:41.200
‫می‌خوام سرنوشتم رو تغییر بدم.

00:03:16.320 --> 00:03:20.520
‫[دوا]

00:03:23.280 --> 00:03:25.960
‫شرمنده‌ام که مجبور شدم
‫به زور بیارمتون اینجا.

00:03:26.040 --> 00:03:28.120
‫مطمئنم سوالات زیادی دارین.

00:03:29.760 --> 00:03:31.680
‫خودم می‌دونم باید بهتون توضیح بدم.

00:03:33.080 --> 00:03:35.400
‫جواب کل سوالاتتون
‫تو این کتاب هست.

00:03:42.440 --> 00:03:45.240
‫با این که این متن
‫چند قرن پیش نوشته شده،

00:03:45.320 --> 00:03:47.640
‫داستان معاصری رو روایت می‌کنه.

00:03:47.720 --> 00:03:52.400
‫داستانش به سال ۱۹۶۹
‫و مخزن سد تینز...

00:03:52.480 --> 00:03:53.960
‫تو همین آستوریاس برمی‌گرده.

00:03:54.040 --> 00:03:58.240
‫باربارا، خواهر پدربزرگت،
‫زن منحصر به فردی بود...

00:03:58.320 --> 00:04:01.440
‫و احتمالا از نظر مردم اون دوره
‫بیش از حد مستقل بود.

00:04:02.360 --> 00:04:06.160
‫یه روز، پدربزرگ باربارا و برادرش
‫که مارکیِ ویستا آلگره بود،

00:04:06.240 --> 00:04:10.240
‫به دیدنشون میاد.
‫خبر خیلی مهمی بهشون داد.

00:04:10.760 --> 00:04:13.200
‫دکترها بهش گفته بودن
‫به زودی از دنیا می‌ره.

00:04:13.280 --> 00:04:14.280
‫رو به موت بود.

00:04:14.360 --> 00:04:15.840
‫متأسفم بابابزرگ.

00:04:15.920 --> 00:04:18.760
‫واسه همین مارکی داستانمون
‫این‌قدر سریع به دیدنشون اومده بود،

00:04:18.840 --> 00:04:22.920
‫آخه می‌خواست ارزشمندترین گنجینه
‫خانواده‌شون رو در اختیار نوه‌هاش قرار بده.

00:04:23.000 --> 00:04:27.480
‫کتابی مملو از پیشگویی بود
‫که نسل به نسل دست به دست شده بود.

00:04:27.560 --> 00:04:30.920
‫رمز و راز دست‌یابی به دانش و ثروتی...

00:04:31.000 --> 00:04:32.920
‫که طی سال‌ها جمع کرده بودن
‫تو اون کتاب نوشته شده بود.

00:04:33.440 --> 00:04:35.400
‫ولی دست‌یابی به این اطلاعات بهایی داشت.

00:04:35.480 --> 00:04:38.720
‫مارکی ازشون خواست حتما طبق...

00:04:38.800 --> 00:04:40.200
‫نوشته‌های کتابه زندگی کنن.

00:04:40.720 --> 00:04:41.720
‫من نیستم.

00:04:42.920 --> 00:04:45.640
‫باربارا، مسیر زندگیت رو از قبل نوشتن.

00:04:46.800 --> 00:04:50.280
‫اتفاقی که امروز برات رخ می‌ده،
‫واسه همه‌مون مهمه.

00:04:50.360 --> 00:04:52.760
‫کسی حق نداره سرنوشت من رو بنویسه.
‫نه‌خیر.

00:04:53.600 --> 00:04:54.920
‫مارتین، بیا بریم.

00:04:55.880 --> 00:04:58.760
‫مارتین، تو بازیشون دخیل نشو.

00:04:58.840 --> 00:05:02.120
‫ولی پدربزگت، پدر من، فرق می‌کرد.

00:05:02.800 --> 00:05:06.000
‫مارکی پدرم رو مطیع خودش کرده
‫و اراده‌اش رو تحت کنترل درآورده بود.

00:05:06.080 --> 00:05:09.560
‫پدرم معتقد بود اگه بخواد وارث اصلی باشه،

00:05:09.640 --> 00:05:12.360
‫مجبوره با ایمان کورکورانه
‫از پیشگویی‌های کتابه پیروی کنه.

00:05:12.440 --> 00:05:15.640
‫- از پسش برنمیام.
‫- برمیای. نوشته شده دیگه.

00:05:15.720 --> 00:05:20.400
‫البته گاهی اوقات باید خیلی تلاش می‌کرد
‫تا ایمانش رو حفظ کنه.

00:05:20.480 --> 00:05:23.880
‫باربارا اصلا خبر نداشت
‫که این رویارویی با خانواده‌اش...

00:05:23.960 --> 00:05:26.120
‫به سرنوشت غم‌انگیزش ختم می‌شه.

00:05:26.200 --> 00:05:27.200
‫مارتین!

00:05:28.560 --> 00:05:30.680
‫نمی‌شه فعلا به حرف پدربزرگمون گوش بدی؟

00:05:30.760 --> 00:05:34.040
‫به حرفش گوش کن، صبر کن بمیره،
‫بعدش می‌تونی طبق خواسته خودت زندگی کنی.

00:05:34.120 --> 00:05:37.360
‫- حتی اگه خواستی، با افرن ازدواج کن.
‫- نمی‌تونم دیگه مارتین.

00:05:37.440 --> 00:05:41.800
‫دارم زیر بار عفده
‫و شهوت قدرت بابابزرگ له می‌شم.

00:05:42.480 --> 00:05:44.960
‫نمی‌خوای عضو خانواده‌مون باشی؟

00:05:45.040 --> 00:05:46.880
‫به نفعته تو این کارها
‫نقشی نداشته باشی.

00:05:47.600 --> 00:05:49.920
‫تنها نیستی. من همراهتم، خب؟

00:05:50.840 --> 00:05:52.200
‫مارتین.

00:05:52.280 --> 00:05:54.480
‫من همیشه پیشت می‌مونم، قول می‌دم.

00:06:03.200 --> 00:06:04.560
‫تمومش کن!

00:06:06.400 --> 00:06:08.440
‫- نه، خواهش می‌کنم!
‫- گفتم تمومش کن!

00:06:08.520 --> 00:06:10.880
‫- مارتین، ولم کن! مارتین، خواهش می‌کنم...
‫- زود باش!

00:06:10.960 --> 00:06:14.080
‫داره دردم میاد!
‫مارتین، ولم کن!

00:06:14.160 --> 00:06:15.920
‫نه! ولم کن!

00:06:17.360 --> 00:06:21.960
‫نه، مارتین! نه! ولم کن!

00:06:22.040 --> 00:06:24.440
‫مارتین!

00:06:24.520 --> 00:06:25.760
‫[بخش تخلیه]

00:06:25.840 --> 00:06:28.960
‫نه! مارتین!

00:06:29.640 --> 00:06:30.640
‫نه!

00:06:52.920 --> 00:06:54.400
‫یعنی به قتل رسوندش؟

00:06:54.480 --> 00:06:57.560
‫تصمیم گرفت نقشی
‫که بهش داده بودن رو ایفا کنه.

00:06:57.640 --> 00:07:01.320
‫این‌ها که همه پیشگویی‌ان.
‫خودت می‌دونستی چی می‌شه.

00:07:01.840 --> 00:07:04.171
‫واسه همین فلیکس رو
‫فرستادم ازت محافظت کنه.

00:07:04.195 --> 00:07:05.840
‫مقابل چی ازم محافظت کنه؟

00:07:17.160 --> 00:07:21.240
‫مقابل تریون که نماد قدرت
‫و دانش مطلقه.

00:07:23.480 --> 00:07:26.520
‫این کتاب کل تجسم‌های
‫پیشینش رو روایت کرده...

00:07:26.600 --> 00:07:28.680
‫و نوشته قراره دوباره...

00:07:28.760 --> 00:07:30.400
‫تو جسم تو ظهور کنه.

00:07:31.000 --> 00:07:33.600
‫می‌دونستین من هم همین که تونستم،
‫از خونه‌مون زدم بیرون؟

00:07:35.080 --> 00:07:36.960
‫آبم اصلا با پدرم تو یه جوب نمی‌رفت.

00:07:37.040 --> 00:07:40.480
‫خودش مدت کوتاهی بعدش از دنیا رفت
‫و بعدش با مادرتون آشنا شدم.

00:07:41.040 --> 00:07:42.760
‫بعدش تو به دنیا اومدی دایانا.

00:07:42.840 --> 00:07:45.480
‫چند سال بعدش،
‫مارتین به دنیا اومد.

00:07:45.560 --> 00:07:47.680
‫یه سال بعدش، مادرتون از دنیا رفت.

00:07:49.600 --> 00:07:51.680
‫این کتاب همون موقع
‫به دستم رسید.

00:07:51.760 --> 00:07:53.760
‫پدرم تو وصیت‌نامه‌اش نوشته بود...

00:07:53.840 --> 00:07:56.240
‫که باید دقیقا همون موقع به دستم برسه.

00:07:56.760 --> 00:07:59.960
‫وقتی دیدم روایت مرگ مادرتون
‫و تاریخ تولد دقیق...

00:08:00.040 --> 00:08:03.040
‫جفتتون توش نوشته شده،
‫داشتم دیوانه می‌شدم.

00:08:03.120 --> 00:08:05.000
‫هدیه مسمومش همین بود.

00:08:05.720 --> 00:08:08.880
‫خوندمش و فهمیدم
‫کل مرگ‌های دردناک...

00:08:08.960 --> 00:08:11.840
‫و کل وقایع وحشتناک تاریخ خاندانمون...

00:08:11.920 --> 00:08:13.360
‫تو اون کتاب نوشته شده.

00:08:14.680 --> 00:08:16.360
‫ولی آخرین پیوندش...

00:08:17.440 --> 00:08:19.160
‫هنوز شکل نگرفته بود.

00:08:19.240 --> 00:08:23.520
‫روزی که به سن بلوغ برسی،
‫قتل‌عامی صورت می‌گیره...

00:08:23.600 --> 00:08:27.480
‫و پنج خادم تریون در جسم
‫پنج جوان احیا می‌شن...

00:08:27.560 --> 00:08:29.560
‫که بتونن تو رو ببرن پیشش.

00:08:29.640 --> 00:08:31.600
‫خب، واسه چی این مسائل رو
‫قبلا بهمون نگفته بودی؟

00:08:31.680 --> 00:08:34.800
‫سعی کردم کل مسائل مربوط
‫به این افسانه‌ها رو درک کنم...

00:08:34.880 --> 00:08:37.320
‫تا راه‌حلی واسه جلوگیری
‫از این پیشگویی پیدا کنم،

00:08:38.400 --> 00:08:42.400
‫ولی با کشف مسائل مختلف،
‫کم‌کم متوجه شدم وقوعش اجتناب‌ناپذیره.

00:08:42.480 --> 00:08:46.040
‫اگه خیلی سر اعمالتون
‫سخت‌گیری می‌کردم، عذر می‌خوام.

00:08:46.120 --> 00:08:49.360
‫حالا دلیلش رو فهمیدین.
‫من کل عمرم سعی کردم ازتون محافظت کنم.

00:08:51.560 --> 00:08:54.000
‫باورم نمی‌شه جفتتون خیال می‌کردین
‫چنین کارهایی از دستم برمیاد.

00:08:54.080 --> 00:08:56.240
‫خب، چطوری می‌خواستیم
‫چنین خیالی نکنیم؟

00:09:00.360 --> 00:09:03.720
‫«یکی از اعضای خانواده خودش
‫می‌فرستدش پیش پنج سایه...»

00:09:03.800 --> 00:09:05.920
‫«که تریون تو جسمش احیا بشه.»

00:09:06.680 --> 00:09:08.680
‫خودم شنیده بودم قبلا داشتی
‫راجع به قتل‌عامی...

00:09:09.360 --> 00:09:11.080
‫اجتناب‌ناپذیر با فلیکس حرف می‌زدی.

00:09:11.760 --> 00:09:14.160
‫خیال می‌کردم خودت کاری کرده بودی
‫که تصادف رخ بده.

00:09:14.240 --> 00:09:17.920
‫من عین پدرم نیستم.
‫جفتتون باید بهم اعتماد کنین.

00:09:19.280 --> 00:09:20.720
‫جونت خیلی در خطره.

00:09:22.840 --> 00:09:24.160
‫خب، این یعنی چی؟

00:09:27.320 --> 00:09:29.520
‫نشان فرد مستثناست.

00:09:29.600 --> 00:09:31.440
‫فردی که این نشان رو داشته باشه،

00:09:31.520 --> 00:09:34.280
‫در آخرین احیای تریون رو باز می‌کنه.

00:09:36.680 --> 00:09:37.760
‫آلماست.

00:09:47.160 --> 00:09:49.920
‫[نیکو: گند زدی.
‫نصف شهر دارن دنبالت می‌گردن.]

00:09:50.000 --> 00:09:51.320
‫[پیام جدید از تام و بابا]

00:09:55.840 --> 00:09:59.200
‫[باید کمکم کنی.]

00:10:02.880 --> 00:10:07.200
‫[نیکو: فهمیدی کی هستی؟ کجایی؟]

00:10:11.160 --> 00:10:13.000
‫[دارم میام دنبالت.]

00:10:30.600 --> 00:10:32.680
‫جسد پدربزرگتون رو تمیز کردیم.

00:10:33.960 --> 00:10:36.160
‫اگه آماده‌این، می‌تونین بیاین ببینینش.

00:10:40.520 --> 00:10:44.520
‫شرمنده که اذیتتون می‌کنم،
‫ولی باید بیاین و هویت جسد رو تأیید کنین.

00:11:23.720 --> 00:11:27.440
‫- نمی‌خوام کس دیگه‌ای بمیره.
‫- هنوز تموم نشده.

00:11:27.520 --> 00:11:28.760
‫هنوز کار داریم.

00:11:28.840 --> 00:11:31.280
‫تا وقتی سایه‌ها زنده باشن،
‫جون مارتین در خطره.

00:11:31.360 --> 00:11:32.760
‫همه‌شون بیگناهن.

00:11:35.680 --> 00:11:38.080
‫حاضر نیستم بابت مرگشون
‫عذاب وجدان بگیرم.

00:11:42.080 --> 00:11:44.680
‫اگه سه نفر دیگه رو بکشیم،
‫همه‌چی تموم می‌شه.

00:11:45.720 --> 00:11:47.720
‫کسی نمی‌فهمه چی شده.

00:11:56.160 --> 00:11:58.400
‫هر کاری لازمه واسه محافظت از پسرم بکن.

00:12:11.960 --> 00:12:13.880
‫- الو؟
‫- سلام تام، منم، برونو.

00:12:14.560 --> 00:12:16.800
‫- سلام برونو، پیش آلی هستی؟
‫- نه.

00:12:18.120 --> 00:12:20.120
‫چی شده؟ صدات عجیب شده.

00:12:20.880 --> 00:12:23.520
‫- پدربزرگم امشب از دنیا رفت.
‫- وایستا ببینم، چی؟

00:12:26.200 --> 00:12:28.440
‫برادران، بیدار شوید.

00:12:33.240 --> 00:12:36.960
‫برادران، بیدار شوید.

00:13:10.640 --> 00:13:13.080
‫زمستان طولانی مدتی داشتیم برادران.

00:13:18.120 --> 00:13:20.600
‫زمستان طولانی مدتی داشتیم برادران.

00:13:33.120 --> 00:13:34.720
‫اومدن سراغ مارتین.

00:13:34.800 --> 00:13:36.840
‫با خودشون بردنش
‫و گوشیش رو جواب نمی‌ده.

00:13:36.920 --> 00:13:39.760
‫ده‌تا پیغام براش گذاشتم، ولی خبری نشده.
‫باید ببینمت.

00:13:39.840 --> 00:13:41.320
‫ببین، وایستا ببینم، خب؟
‫یه لحظه وایستا.

00:13:41.400 --> 00:13:43.800
‫لوکیشنم رو برات می‌فرستم.
‫برونو،

00:13:43.880 --> 00:13:45.998
‫گمون کنم کسی رو بشناسم
‫که کمکی از دست بربیاد.

00:13:46.022 --> 00:13:46.720
‫کیه؟

00:13:49.320 --> 00:13:52.080
‫اوناهاش! اونجاست!

00:14:24.280 --> 00:14:26.880
‫چون خیال می‌کردم با دوایی،
‫بهش حسودیم می‌شد.

00:14:28.040 --> 00:14:30.120
‫خب، حالا می‌دونی که نبودم.

00:14:30.200 --> 00:14:32.000
‫چرا چیزی نگفته بودی؟

00:14:34.320 --> 00:14:36.520
‫آخه نمی‌دونستم هنوز هم
‫ازم خوشت میاد یا نه.

00:14:36.600 --> 00:14:40.120
‫نمی‌دونم اون موقع چه حسی داشتم،
‫ولی از حس الانم آگاهم.

00:15:01.440 --> 00:15:03.680
‫خواهش می‌کنم، داری می‌ترسونیم.
‫می‌شه آروم‌تر بری؟

00:15:06.440 --> 00:15:09.080
‫پس با دیدن جاده
‫خاطراتت رو به یاد آوردی.

00:15:10.040 --> 00:15:13.160
‫من با دیدن آتش عید یوحنای قدیس
‫خاطراتم رو به یاد آوردم.

00:15:21.160 --> 00:15:23.160
‫می‌تونی پشت دراز بکشی.

00:15:23.240 --> 00:15:25.960
‫اگه جاده رو نبینی،
‫راحت‌تر می‌گذره.

00:15:41.760 --> 00:15:43.720
‫نمی‌خوای ازم سوالی بپرسی؟

00:15:43.800 --> 00:15:44.800
‫[تصادف اتوبوس در آرگوموسو]

00:15:44.880 --> 00:15:46.240
‫دوا؟

00:15:47.160 --> 00:15:49.880
‫تو کی هستی؟
‫می‌خوام راستش رو بگی.

00:15:49.960 --> 00:15:52.880
‫من هم عین خودتم، مستثنائم.

00:15:53.480 --> 00:15:54.800
‫تو خبر داشتی.

00:15:55.520 --> 00:15:57.760
‫همون موقع که تو بیمارستان
‫همدیگه رو دیده بودیم، خبر داشتی.

00:15:57.840 --> 00:16:03.040
‫نه، اون موقع مطمئن نبودم.
‫خیال می‌کردم سایه‌ای تسخیرت کرده.

00:16:03.120 --> 00:16:06.840
‫واسه همین داشتم راجع به همه‌تون
‫تحقیق می‌کردم، ولی بالاخره پیدات کردم.

00:16:07.440 --> 00:16:10.760
‫گمون کنم حالا اینجایی،
‫بهتر باشه کمی نصحیتت کنم، مگه نه؟

00:16:22.560 --> 00:16:24.000
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

00:16:25.800 --> 00:16:26.920
‫بهم اعتماد کن.

00:16:32.200 --> 00:16:36.600
‫[شادروان سیتو کاموندو اوریا]

00:16:40.840 --> 00:16:43.240
‫[شادروان تلما پریتو گالان]

00:16:50.080 --> 00:16:54.000
‫آوردمت اینجا که بفهمی
‫دوا از نظر همه مرده و دفن شده.

00:16:54.080 --> 00:16:58.440
‫دیگه سعی نکن دوا باشی،
‫وگرنه سر از تیمارستان درمیاری.

00:16:58.520 --> 00:17:03.240
‫- پس باید چیکار کنم؟
‫- دروغ بگو. کاری کن همه خیال کنن آلی هستی.

00:17:03.320 --> 00:17:04.800
‫ولی هنوز همین حوالیه.

00:17:04.880 --> 00:17:09.320
‫چون خودت احضارش می‌کنی.
‫اگه فراموشش کنی، غیبش می‌زنه.

00:17:09.400 --> 00:17:11.600
‫- می‌خواست من رو بکشه.
‫- نه.

00:17:11.680 --> 00:17:15.200
‫- سعی داشت برگرده تو جسمش.
‫- نمی‌دونی ممکنه چه بلایی سرم بیاره.

00:17:15.280 --> 00:17:16.760
‫نترس.

00:17:17.480 --> 00:17:19.240
‫نظرت چیه نیکوی واقعی رو نشونت بدم؟

00:17:25.520 --> 00:17:26.560
‫اونجاست.

00:17:28.120 --> 00:17:29.120
‫می‌بینیش؟

00:17:30.000 --> 00:17:32.320
‫اصلا ازش نترس.

00:17:37.880 --> 00:17:38.960
‫ناپدیدش کن.

00:17:39.040 --> 00:17:42.680
‫ولی نمی‌تونه بلایی سرم بیاره.
‫باید همین رو بفهمی.

00:17:58.760 --> 00:18:00.760
‫حالا به آلما فکر کن.

00:18:00.840 --> 00:18:01.880
‫از پسش برنمیام.

00:18:01.960 --> 00:18:04.680
‫صرفا می‌خوام کمکت کنم.
‫راحت باش.

00:18:21.320 --> 00:18:23.640
‫فرار نکن. مقاومت کن.

00:18:24.240 --> 00:18:27.080
‫باید بفهمی که خودت داری احضارش می‌کنی.

00:18:27.760 --> 00:18:31.320
‫- خیال می‌کردم لاراست.
‫- آخه نمی‌دونستی خودت کی هستی.

00:18:33.160 --> 00:18:35.920
‫ولی حالا که می‌دونی،
‫می‌تونی ناپدیدش کنی.

00:18:39.920 --> 00:18:41.360
‫مرگش رو تصور کن.

00:18:44.080 --> 00:18:46.360
‫جسدش رو تو اون دره تصور کن.

00:18:46.440 --> 00:18:48.040
‫- از پسش برنمیام.
‫- مجبوری.

00:18:50.280 --> 00:18:53.400
‫تصور کن ضربان قلبش
‫کم‌کم متوقف می‌شه.

00:18:55.960 --> 00:18:58.560
‫به حالش قبل از این که
‫جسمش رو تصاحب کنی فکر کن.

00:18:58.640 --> 00:19:01.160
‫- منصفانه نیست.
‫- فکر کن دیگه دوا.

00:19:17.800 --> 00:19:19.800
‫همیشه خیلی زود یاد می‌گرفتی.

00:19:20.600 --> 00:19:23.200
‫نمی‌تونم این شکلی زندگی کنم
‫و به همه دروغ بگم.

00:19:23.280 --> 00:19:25.880
‫خب، تو زندگی سابقت که دروغ می‌گفتی
‫و کارت بدک نبود.

00:19:28.440 --> 00:19:30.560
‫من دیگه اون دوا نیستم.

00:19:36.600 --> 00:19:38.680
‫با همدیگه خیلی بهمون خوش می‌گذشت.

00:19:40.320 --> 00:19:42.160
‫بیا با هم فرار کنیم.

00:19:42.240 --> 00:19:45.400
‫می‌تونی هر کسی که می‌خوای باشی، نمی‌فهمی؟

00:19:45.480 --> 00:19:47.680
‫ما اصلا به این اجسام وابسته نیستیم.

00:19:47.760 --> 00:19:52.080
‫جفتمون می‌تونیم تا ابد
‫هر کی می‌خوایم باشیم.

00:19:52.160 --> 00:19:55.440
‫ما رهاییم. از هر انسانی رهاتریم.

00:19:56.440 --> 00:19:59.360
‫- هیچ محدودیتی نداریم.
‫- نه!

00:19:59.440 --> 00:20:03.400
‫دوا! می‌خوای تا آخر عمرت فراتر کنی؟

00:20:06.560 --> 00:20:09.160
‫چهار بار از اینجا رد شدیم،
‫ولی هیچی دستگیرمون نشد.

00:20:09.240 --> 00:20:10.640
‫دیگه نمی‌دونم کجا رو بگردم.

00:20:20.960 --> 00:20:23.080
‫چی شده؟ چیکار می‌کنی؟

00:20:26.680 --> 00:20:27.680
‫ببخشید.

00:20:33.560 --> 00:20:37.080
‫خیلی خسته‌ام.
‫خیلی وقته که خسته و داغونم.

00:20:40.280 --> 00:20:42.920
‫دیگه نمی‌دونم. نمی‌دونم.

00:20:48.440 --> 00:20:52.160
‫انگار اون تصادف کوفتی
‫همه‌چی رو ازمون گرفت.

00:20:56.280 --> 00:20:57.720
‫حتی هویتمون رو هم ازمون گرفت.

00:21:07.560 --> 00:21:11.240
‫ممکنه آدم بعد از تغییر
‫کل چیزهای اطرافش، عین سابق بمونه؟

00:21:14.480 --> 00:21:16.320
‫من یادم نمیاد قبلا چه آدمی بودم.

00:21:18.240 --> 00:21:21.480
‫یادم نمیاد لارا هم قبل از بیماریش
‫چه آدمی بود.

00:21:22.560 --> 00:21:26.080
‫وقتی بهش فکر می‌کنم، چیزی جز...

00:21:27.880 --> 00:21:29.880
‫چهره مریضش رو تصور نمی‌کنم رومان.

00:21:31.160 --> 00:21:33.560
‫وحشت و غم چشمش رو تصور می‌کنم.

00:21:35.480 --> 00:21:37.200
‫احساس خشم شدیدی بهم دست می‌ده.

00:21:41.920 --> 00:21:44.000
‫چند وقته که می‌خواستم
‫کسی رو مقصر بدونم.

00:21:44.840 --> 00:21:48.120
‫من هم عین همون والدینی‌ام
‫که کارلوس رو مقصر می‌دونن.

00:21:49.960 --> 00:21:51.760
‫نمی‌دونم چه‌جور آدمی شدم.

00:21:55.800 --> 00:21:58.600
‫حتی دیگه حس نمی‌کنم آلی دخترمون باشه.

00:21:59.440 --> 00:22:01.400
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

00:22:45.080 --> 00:22:47.480
‫[پیغام صوتی از طرف مامان]

00:22:49.160 --> 00:22:53.720
‫سلام دوا، خیلی نگرانم.
‫همین الان باهام تماس گرفتن...

00:22:54.880 --> 00:22:58.160
‫و گفتن تصادف کردی.

00:22:59.280 --> 00:23:01.956
‫عزیز دلم، خودم می‌دونم
‫حتما تجربه وحشتناکی بوده،

00:23:01.980 --> 00:23:05.000
‫ولی خواهش می‌کنم اگه پیغامم رو
‫می‌شنوی، بهم زنگ بزن.

00:23:07.920 --> 00:23:10.360
‫بهم بگو حالت خوبه.
‫التماست می‌کنم.

00:23:11.440 --> 00:23:15.200
‫دوا، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم عزیز دلم.
‫خیلی زیاد دوستت دارم.

00:23:28.640 --> 00:23:32.960
‫واسه چی اومدی اینجا؟
‫والدینت تماس گرفته بودن، خیلی نگرانن.

00:23:35.360 --> 00:23:37.080
‫می‌شه یه دقیقه بیام تو؟

00:23:43.160 --> 00:23:44.160
‫بفرما.

00:23:44.760 --> 00:23:45.760
‫مرسی.

00:23:50.520 --> 00:23:52.080
‫خب، چی شد که اومدی اینجا؟

00:23:56.040 --> 00:23:57.440
‫خاطراتم رو به یاد آوردم...

00:23:58.600 --> 00:24:00.400
‫و باید باهات صحبت می‌کردم.

00:24:00.480 --> 00:24:01.560
‫دوا...

00:24:04.360 --> 00:24:06.360
‫دوا قدرت و شجاعتت رو تحسین می‌کرد،

00:24:07.360 --> 00:24:09.040
‫ولی همیشه ازت می‌ترسید،

00:24:09.560 --> 00:24:11.520
‫می‌ترسید ناراحتت کنه.

00:24:13.520 --> 00:24:15.760
‫واسه همین مسائلی رو که باید بهت می‌گفت،
‫اصلا به زبون نیاورد.

00:24:16.840 --> 00:24:18.000
‫خب، تو از کجا می‌دونی؟

00:24:18.080 --> 00:24:21.760
‫می‌دونم تک و تنها بودی
‫و کسی رو نداشتی.

00:24:21.840 --> 00:24:23.840
‫می‌دونم نمی‌خواستی
‫دختر داشته باشی...

00:24:23.920 --> 00:24:26.760
‫و مجبور بودی خیلی چیزها رو
‫واسه ادامه زندگیت فدا کنی.

00:24:27.680 --> 00:24:28.680
‫ولی...

00:24:30.560 --> 00:24:32.240
‫اصلا نتونست این حرف‌ها رو بهت بزنه.

00:24:33.760 --> 00:24:34.960
‫چه فرقی می‌کنه؟

00:24:36.280 --> 00:24:37.480
‫دوا رو کشتن.

00:24:38.400 --> 00:24:40.400
‫راستش، مجبور شدم دو بار
‫هویتش رو تأیید کنم.

00:24:41.320 --> 00:24:42.640
‫اول جسدش بود.

00:24:43.280 --> 00:24:45.440
‫آخه اگه لباس‌هاش رو هم
‫نشونم می‌دادن،

00:24:45.520 --> 00:24:48.080
‫می‌خواستم باور کنم اشتباه گرفتن.

00:24:48.160 --> 00:24:49.240
‫طاقتش رو نداشتم.

00:24:50.240 --> 00:24:52.080
‫بعدش سرش رو...

00:24:52.760 --> 00:24:54.120
‫تو سینی‌ای فلزی نشونم دادن.

00:24:57.400 --> 00:24:58.720
‫آبمون اصلا تو یه جوب نمی‌رفت.

00:25:00.320 --> 00:25:01.600
‫دوا آدم سرسختی بود.

00:25:03.280 --> 00:25:06.240
‫دفعات زیادی پیش می‌اومد
‫که نمی‌خواستم تو زندگیم نقشی داشته باشه.

00:25:06.320 --> 00:25:09.200
‫واسه همین وقتی اون اتفاق افتاد،
‫شرمگین شده بودم.

00:25:09.280 --> 00:25:11.160
‫خیال می‌کردم شاید تقصیر خودم بوده.

00:25:15.000 --> 00:25:16.440
‫من اصلا مادر خوبی نبودم.

00:25:20.040 --> 00:25:21.320
‫می‌خوای مسئله‌ای رو بهت بگم؟

00:25:22.280 --> 00:25:24.680
‫اون روز که از بیمارستان
‫باهام تماس گرفتن...

00:25:24.760 --> 00:25:26.960
‫و رفتم اونجا
‫و داشتم تخت‌ها رو می‌گشتم...

00:25:27.040 --> 00:25:29.200
‫و جنازه‌های داغون رو می‌دیدم،

00:25:29.280 --> 00:25:31.160
‫یه برانکارد دیگه هم آوردن...

00:25:31.240 --> 00:25:32.680
‫و حسی بهم غلبه کرده بود.

00:25:32.760 --> 00:25:33.760
‫دوا، عزیز دلم!

00:25:36.920 --> 00:25:39.040
‫یه لحظه خیال کرده بودم تو دوایی.

00:25:42.120 --> 00:25:44.960
‫مدتی طول کشید که بفهمم
‫در واقع آلی هستی.

00:25:45.040 --> 00:25:46.428
‫اولین روزی که خودت و مادرت...

00:25:46.452 --> 00:25:49.000
‫یه سر اومده بودین اینجا هم
‫چنین حسی بهم دست داده بود.

00:25:49.080 --> 00:25:51.920
‫حس عجیبی بهم دست داده بود
‫که قراره دوا رو ببینم.

00:25:54.640 --> 00:25:56.680
‫کلی حرف دارم که بهش بزنم.

00:25:58.280 --> 00:25:59.640
‫ولی الان دیگه خیلی دیر شده.

00:26:01.840 --> 00:26:02.920
‫خب، خیلی هم دیر نشده.

00:26:08.760 --> 00:26:09.760
‫مامان،

00:26:11.240 --> 00:26:13.480
‫خودم می‌دونم، آخه من دوام.

00:26:23.920 --> 00:26:27.280
‫به نظرت بامزه است؟
‫اومدی مسخره‌ام کنی؟

00:26:27.880 --> 00:26:32.000
‫این شکلی یادش رو گرامی می‌داری؟
‫میای اینجا که با دروغ‌هاش اذیتم کنی؟

00:26:32.080 --> 00:26:35.000
‫ببین، هر سوالی که فقط دوا
‫جوابش رو می‌دونه ازم بپرس.

00:26:35.080 --> 00:26:36.280
‫دیوانه شدی.

00:26:36.360 --> 00:26:39.480
‫مامان، خودمم، به جون خودت!
‫خیلی دوستت دارم! من دخترتم!

00:26:39.560 --> 00:26:41.440
‫دوا اصلا چنین حرفی نمی‌زنه!
‫خودت خوب می‌دونی!

00:26:42.040 --> 00:26:45.320
‫توانایی ابراز احساسات نداشت.
‫شیاد بود و همه رو به بازی می‌گرفت.

00:26:45.400 --> 00:26:48.480
‫خودت که بهتر از همه می‌دونی،
‫دائم ازت سواستفاده می‌کرد.

00:26:48.560 --> 00:26:51.880
‫این‌قدر تحت کنترلش بودی که بعد از مرگش
‫هم داره ازت سواستفاده می‌کنه.

00:26:52.600 --> 00:26:56.800
‫اون‌وقت می‌خوای رستگارش کنی؟
‫خیال می‌کنی خبر ندارم چیکار کرده؟

00:27:03.360 --> 00:27:05.800
‫بیا. بگیرش.

00:27:05.880 --> 00:27:09.040
‫دیگه قایم کردنشون دلیلی نداره،
‫عواقبی نداره.

00:27:09.120 --> 00:27:11.760
‫ولی به نظرم مادرت حق داره
‫بدونه چی شده بود.

00:27:11.840 --> 00:27:14.680
‫ولی مامان، گوش کن دیگه!
‫واقعا خودمم، منم، دوا!

00:27:14.760 --> 00:27:16.200
‫بس کن!

00:27:16.840 --> 00:27:18.960
‫من دیگه دختری ندارم!

00:27:19.600 --> 00:27:23.000
‫- کاملا دیوانه شدی. باید بری دکتر.
‫- جریان چیه؟

00:27:29.760 --> 00:27:32.960
‫انصافا؟ پس واقعا خیلی عوضی‌ای.

00:27:51.960 --> 00:27:56.040
‫دیگه اصلا سعی نکن دوا باشی،
‫وگرنه سر از تیمارستان درمیاری.

00:28:00.000 --> 00:28:01.040
‫آلی!

00:28:10.240 --> 00:28:11.640
‫[تماس از طرف برونو]

00:28:12.720 --> 00:28:14.280
‫بیاد باهاش صحبت کنم.

00:28:14.360 --> 00:28:16.200
‫من که بهت گفتم نمی‌شه.

00:28:16.280 --> 00:28:19.040
‫دایانا، نباید برونو رو این شکلی اذیت کنم.
‫به خاطر خودشه که الان زنده‌ام.

00:28:19.120 --> 00:28:21.680
‫نفسش بند اومده بود.
‫ولی احیا شد و افرن مرد.

00:28:21.760 --> 00:28:23.840
‫اگه برونو سایه باشه، می‌فهمم.
‫بذار باهاش صحبت کنم.

00:28:23.920 --> 00:28:27.160
‫نمی‌فهمی مارتین! گولت می‌زنه.
‫شرمنده‌ام، ولی نباید ببینیش.

00:28:27.240 --> 00:28:31.000
‫خودم می‌دونم ترسیدی،
‫ولی پدربزرگش به خاطر ما مرد.

00:28:31.080 --> 00:28:33.080
‫- بذار باهاش صحبت کنم.
‫- ریسک نمی‌کنم.

00:28:33.160 --> 00:28:35.800
‫تو هم عین بابایی.
‫جفتتون می‌خواین کنترلم کنین.

00:28:36.400 --> 00:28:37.240
‫مارتین!

00:28:37.320 --> 00:28:39.440
‫مارتین، الان نمی‌فهمی، خب؟

00:28:40.240 --> 00:28:42.800
‫می‌تونستی جواب تماس خودمون
‫یا تام رو بدی.

00:28:44.640 --> 00:28:46.400
‫بدجوری نگرانمون کرده بودی آلی.

00:28:49.680 --> 00:28:52.800
‫باید مدتی تنها می‌بودم.
‫دیگه تکرار نمی‌شه.

00:28:57.120 --> 00:28:58.560
‫فهمیدم کی هستم.

00:29:00.360 --> 00:29:02.920
‫تصادفه رو مجددا مرور کردم
‫و خاطراتم رو به یاد آوردم.

00:29:04.160 --> 00:29:07.240
‫واقعا شرمنده‌ام که بهتون دروغ گفتم،
‫ولی درک شرایطم از توانتون خارجه.

00:29:07.320 --> 00:29:09.200
‫اگه می‌گفتم، خیال می‌کردین دیوانه شدم.

00:29:11.080 --> 00:29:12.680
‫باید مدتی تنها می‌بودم.

00:29:22.200 --> 00:29:23.480
‫من...

00:29:23.560 --> 00:29:26.880
‫آلما، اگه نمی‌خوای مسئله‌ای رو بهمون بگی،
‫مجبور نیستی بگی.

00:29:28.040 --> 00:29:29.720
‫حالا که فهمیدی کی هستی،

00:29:29.800 --> 00:29:32.240
‫زندگیت رو ادامه می‌دی.

00:29:32.320 --> 00:29:33.640
‫ما هم ادامه می‌دیم.

00:29:36.040 --> 00:29:37.040
‫ببین من رو.

00:29:37.960 --> 00:29:38.960
‫ببین من رو.

00:29:40.680 --> 00:29:43.760
‫ما خیلی دوستت داریم.
‫خودت می‌دونی راست می‌گم.

00:30:11.480 --> 00:30:13.480
‫دیدی؟ خیلی خوشگل می‌شی.

00:30:18.600 --> 00:30:21.440
‫خب، خوشم میاد، ولی مطمئن نیستم.

00:30:22.160 --> 00:30:23.440
‫پس چه آدمی هستی؟

00:30:23.520 --> 00:30:26.200
‫- چه بدونم، ولی بیشتر به خودت میاد.
‫- پس خودم چه آدمی هستم؟

00:30:27.120 --> 00:30:29.520
‫- قوی و شجاعی.
‫- روانی‌ام.

00:30:29.600 --> 00:30:30.600
‫روانی هم هستی.

00:30:32.760 --> 00:30:35.520
‫خب، به نظرم تو دختری...

00:30:36.240 --> 00:30:40.600
‫زیبا، فهمیده و جذابی.

00:30:40.680 --> 00:30:43.040
‫آها، باشه، آخه خیلی جذابم.

00:30:43.120 --> 00:30:45.840
‫نمی‌فهمم واسه چی با این همه جذابیت،
‫اصلا اعتماد به نفس نداری.

00:30:45.920 --> 00:30:49.440
‫شاید چون خواهر دوقلوی همسانی دارم
‫که تو کل کارها ازم بهتر عمل می‌کنه.

00:30:49.520 --> 00:30:53.240
‫اگه لارا این‌قدر ازت بهتره،
‫پس واسه چی تو رو بیشتر دوست دارم؟

00:30:53.320 --> 00:30:54.880
‫واسه چی؟ چه بدونم.

00:30:56.240 --> 00:30:58.760
‫من بارها بهت گفتم، ولی نمی‌فهمی.

00:31:01.880 --> 00:31:02.960
‫چی رو نمی‌فهمم؟

00:31:04.360 --> 00:31:05.760
‫هیچی، ولش کن.

00:31:12.200 --> 00:31:13.280
‫دوا؟

00:31:13.360 --> 00:31:18.080
‫مادرم همیشه می‌گه بهتره آدم
‫بابت کاری که دلش می‌خواد پشیمون بشه...

00:31:18.840 --> 00:31:20.960
‫تا بخواد بگه ای کاش عملیش کرده بود.

00:31:21.560 --> 00:31:24.000
‫ولی ببین خود عوضیش
‫با این کارها به کجا رسیده.

00:31:24.080 --> 00:31:25.560
‫متوجه منظورت نمی‌شم دوا.

00:31:45.880 --> 00:31:46.880
‫از کی تا حالا؟

00:31:48.200 --> 00:31:49.200
‫از اول.

00:31:50.320 --> 00:31:51.720
‫از وقتی باهات آشنا شدم.

00:31:52.360 --> 00:31:55.280
‫چه‌جور آدمی جعبه اسرار هدیه می‌ده؟

00:31:55.880 --> 00:31:57.600
‫دختری که خودش کلی راز داره.

00:31:58.760 --> 00:32:02.360
‫- چه بدونم، خیال می‌کردم شاید خودت...
‫- دوا، اِم...

00:32:09.080 --> 00:32:11.280
‫خب، وقتی گفته بودی
‫از تام خوشت میاد چی؟

00:32:11.360 --> 00:32:12.440
‫چه بدونم.

00:32:13.520 --> 00:32:16.880
‫با بقیه پسرها فرق داره.
‫چه بدونم. از تام نمی‌ترسم.

00:32:19.560 --> 00:32:22.560
‫ولش کن. چیزی نگفتم.
‫صرفا دارم دیوانه می‌شم.

00:32:24.080 --> 00:32:26.280
‫مشکلمون همینه که چیز خاصی نگفتی.

00:32:26.360 --> 00:32:28.560
‫ببین، بسه دیگه.
‫دیگه راز محسوب نمی‌شه، خب؟

00:33:02.520 --> 00:33:05.120
‫[راننده اتوبوس تصادفی
‫تحت شرایطی غیرعادی از دنیا رفت]

00:33:11.120 --> 00:33:13.560
‫[ایمیل به توماس]

00:33:46.640 --> 00:33:48.080
‫چی شده؟

00:33:49.040 --> 00:33:50.040
‫عصبانی هستی؟

00:33:51.680 --> 00:33:53.720
‫- آره.
‫- از کارم عصبانی هستی؟

00:33:54.320 --> 00:33:56.320
‫یهو خیال کردی این‌قدر مهمی؟

00:34:07.920 --> 00:34:09.160
‫باید تنها می‌بودم.

00:34:10.560 --> 00:34:11.880
‫مشکلی ندارم.

00:34:12.840 --> 00:34:16.760
‫دیگه همه‌چی رو می‌دونم.
‫انگار همین دیروز بود.

00:34:17.600 --> 00:34:20.040
‫انگار کل وقایع چند هفته
‫بعد از تصادف محو شده...

00:34:20.120 --> 00:34:22.120
‫و همین الان دارم از اتوبوسه پیاده می‌شم.

00:34:23.320 --> 00:34:25.400
‫خب، حداقل هنوز سالم و سلامتی.

00:34:29.480 --> 00:34:31.080
‫ببخشید، امروز بهم سخت گذشته.

00:34:32.960 --> 00:34:34.120
‫اتفاقی افتاده؟

00:34:35.040 --> 00:34:36.560
‫دارم بورسیه‌ام رو از دست می‌دم.

00:34:37.960 --> 00:34:40.640
‫تموم شد. دیگه جایی نمی‌رم.

00:34:40.720 --> 00:34:43.440
‫- انصاف نیست.
‫- نه‌خیر. نه‌خیر، نیست.

00:34:44.680 --> 00:34:46.080
‫تازه، بدتر از این حرف‌ها...

00:34:47.960 --> 00:34:49.920
‫- ولش کن بابا.
‫- چی شده؟

00:34:52.640 --> 00:34:53.800
‫ببین، من خیلی بی‌شعورم.

00:34:54.560 --> 00:34:58.840
‫یه بار به ذهنم خطور کرد
‫به خواست همه تن بدم و کارلوس رو متهم کنم.

00:34:58.920 --> 00:35:00.120
‫واسه چی؟

00:35:00.200 --> 00:35:03.240
‫که غرامتش رو بگیرم
‫و از این شهر خراب‌شده برم.

00:35:07.200 --> 00:35:09.760
‫هر وقت دوا این شهر رو مسخره می‌کرد،

00:35:09.840 --> 00:35:11.560
‫همیشه می‌گفتی...

00:35:11.640 --> 00:35:13.640
‫مکان به خودی خود
‫خوب یا بد نیست.

00:35:14.680 --> 00:35:16.600
‫به همراهان آدم بستگی داره.

00:35:17.960 --> 00:35:19.880
‫با این حال، بی‌صبرانه مشتاق رفتن بودی.

00:35:20.800 --> 00:35:23.920
‫لابد اون‌قدرها هم برات اهمیت نداشتیم.

00:35:25.800 --> 00:35:26.920
‫این‌طور نیست.

00:35:32.040 --> 00:35:33.080
‫عذر می‌خوام، ولی...

00:35:36.520 --> 00:35:38.280
‫از سرسخت نشون دادن خودم خسته شدم.

00:35:50.000 --> 00:36:00.000
‫.:‌: B‌amabin.c‌om ::‌.

00:36:04.560 --> 00:36:07.920
‫نمی‌دونم از کی شروع شد
‫و سوگند می‌خورم سعی می‌کنم مقاومت کنم،

00:36:08.000 --> 00:36:11.000
‫ولی فکر تام اصلا از ذهنم بیرون نمی‌ره.
‫مدام به فکرشم.

00:36:11.640 --> 00:36:12.640
‫عاشقشم.

00:36:22.000 --> 00:36:25.520
‫از سر تا پای خودم چندشم می‌شه.

00:36:25.600 --> 00:36:28.240
‫نمی‌دونم باهات چیکار کرده،
‫ولی اصلا تقصیر خودت نبود.

00:36:28.320 --> 00:36:32.160
‫با بقیه پسرها فرق می‌کنه.
‫چه بدونم. از تام نمی‌ترسم.

00:37:24.880 --> 00:37:27.360
‫خیلی دوستت دارم آلی.
‫جدی می‌گم.

00:37:33.080 --> 00:37:34.080
‫دوا، اِم...

00:37:48.720 --> 00:37:50.920
‫فرار نکن.
‫مقاومت کن.

00:37:58.640 --> 00:38:00.120
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود آلما.

00:38:04.360 --> 00:38:07.080
‫نمی‌تونم این شکلی زندگی کنم
‫و به همه دروغ بگم.

00:38:07.160 --> 00:38:09.680
‫خب، تو زندگی سابقت که دروغ می‌گفتی
‫و کارت بدک نبود.

00:38:10.960 --> 00:38:12.080
‫خیلی دوستت دارم.

00:38:12.160 --> 00:38:14.320
‫توانایی ابراز احساسات نداشت.

00:38:14.400 --> 00:38:17.320
‫شیاد بود و همه رو به بازی می‌گرفت،
‫خودت که بهتر از هر کسی می‌دونی.

00:38:17.400 --> 00:38:18.640
‫مدام ازت سواستفاده می‌کرد.

00:38:18.720 --> 00:38:20.720
‫اگه در نهایت به هدفت برسی،

00:38:20.800 --> 00:38:23.080
‫به هر دری می‌زنی که عملی بشه.

00:38:35.360 --> 00:38:39.120
‫- آلما، تو از تام خوشت میاد؟
‫- مسخره‌بازی درنیار.

00:39:01.480 --> 00:39:02.480
‫نه.

00:39:03.840 --> 00:39:07.360
‫داره بهتر می‌شه یا نه؟
‫بذار ببینمش دیگه.

00:39:07.440 --> 00:39:09.920
‫نه. خیلی وحشتناکه، خجالت می‌کشم.

00:39:10.000 --> 00:39:12.440
‫یعنی تو سر تا پای خودم رو دیدی،
‫ولی من حق ندارم چشمت رو ببینم؟

00:39:23.360 --> 00:39:25.400
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

00:39:26.080 --> 00:39:28.160
‫- بهت که گفتم وحشتناکه.
‫- بی‌خیال.

00:39:29.440 --> 00:39:30.440
‫ببین،

00:39:31.640 --> 00:39:33.560
‫زمان از دستمون در رفت.

00:39:33.640 --> 00:39:37.200
‫ممکنه بابام بیاد و نمی‌دونم
‫اگه مچمون رو بگیره، چه واکنشی نشون می‌ده.

00:39:40.120 --> 00:39:41.560
‫جدی می‌گم، لباست رو بپوش.

00:40:14.200 --> 00:40:16.680
‫بهت یاد می‌دم چطوری با روک واقعی...

00:40:16.760 --> 00:40:18.520
‫ارتباط برقرار کنی.

00:40:19.480 --> 00:40:21.000
‫روک، صدام رو می‌شنوی؟

00:40:26.520 --> 00:40:28.720
‫خواهش می‌کنم.
‫روک، اگه صدام رو می‌شنوی،

00:40:29.760 --> 00:40:31.000
‫خودت رو نشون بده.

00:40:34.120 --> 00:40:35.480
‫منم، خواهرت،

00:40:37.480 --> 00:40:38.480
‫برتا.

00:41:00.120 --> 00:41:03.400
‫روک! روک، من رو ببخش!
‫من رو ببخش!

00:41:03.480 --> 00:41:05.080
‫بهم بگو چیکار کنم.

00:41:05.160 --> 00:41:07.560
‫چطوری کمکت کنم؟

00:41:20.080 --> 00:41:23.640
‫- تو که برادرم نیستی! کی هستی؟
‫- هوم.

00:41:24.240 --> 00:41:28.000
‫من شبیه برادری‌ام
‫که آرزو می‌کردی داشته باشی.

00:41:29.320 --> 00:41:32.880
‫سعی نکن پنهان‌کاری کنی. من که بهت گفتم،
‫کل خاطراتت رو دیدم.

00:41:33.680 --> 00:41:34.880
‫می‌دونی چیه؟

00:41:34.960 --> 00:41:37.440
‫طی چند روز اخیر،
‫به هر آدمی که نزدیک شدم،

00:41:38.760 --> 00:41:40.760
‫چنین حسی بهم دست داد.

00:41:41.360 --> 00:41:43.200
‫پیش والدین تلما،

00:41:43.760 --> 00:41:44.760
‫والدین ماتئو،

00:41:45.480 --> 00:41:46.480
‫پیش تام و مامان و بابا...

00:41:47.120 --> 00:41:48.320
‫چنین احساسی بهم دست داد.

00:41:48.960 --> 00:41:51.480
‫ظاهرا کسی از روک خوشش نمی‌اومد.

00:41:53.160 --> 00:41:55.720
‫- حتی تو هم خوشت نمی‌اومد.
‫- جلوتر نیا.

00:41:55.800 --> 00:41:58.800
‫وقتی بالاخره می‌خواستن
‫برادرت رو بکشن،

00:41:58.880 --> 00:42:01.040
‫دستش رو گرفتی و فهمیدم.

00:42:01.120 --> 00:42:03.160
‫واسه برادرت گریه نمی‌کردی.

00:42:03.240 --> 00:42:05.840
‫چون خیلی مشتاق بودی
‫بالاخره از زندگیتون محو بشه...

00:42:05.920 --> 00:42:09.280
‫عذاب وجدان داشتی و گریه می‌کردی.

00:42:09.800 --> 00:42:12.520
‫ولی الان همه‌چی تغییر می‌کنه.
‫نترس برتا.

00:42:12.600 --> 00:42:14.000
‫خواهش می‌کنم گریه نکن.

00:42:14.080 --> 00:42:16.040
‫به زودی می‌ری پیشش.

00:42:34.680 --> 00:42:36.040
‫آرورا کدومشونه؟

00:42:36.920 --> 00:42:38.440
‫همون خانمه است که شال داره.

00:42:58.880 --> 00:43:02.680
‫اومدی جواب سوالاتت رو بگیری.
‫نترس.

00:43:02.760 --> 00:43:03.760
‫آهای.

00:43:04.840 --> 00:43:05.840
‫بیا جلوتر.

00:43:08.600 --> 00:43:09.800
‫تو چشمم نگاه کن.

00:43:19.480 --> 00:43:21.160
‫تو از اون سایه‌هایی؟

00:43:21.240 --> 00:43:25.600
‫نه. من یکی از مستثناهام.

00:43:26.200 --> 00:43:29.040
‫از ورود اون سایه‌ها بهره بردم...

00:43:29.120 --> 00:43:31.280
‫و جسمم رو عوض کردم.

00:43:31.360 --> 00:43:32.560
‫عین آلی.

00:43:33.800 --> 00:43:36.880
‫پس یعنی از اون سایه‌ها نیست؟

00:43:36.960 --> 00:43:39.200
‫- نه.
‫- پس کیه؟

00:43:39.280 --> 00:43:41.160
‫یکی از افرادیه
‫که طی تصادف از دنیا رفت.

00:43:43.720 --> 00:43:45.120
‫مارتین چی؟

00:43:46.560 --> 00:43:49.680
‫اتفاقی که واسه آلما افتاده،
‫عواقب ناخواسته...

00:43:49.760 --> 00:43:52.040
‫اتفاقیه که باید اون روز رخ می‌داد.

00:43:52.120 --> 00:43:54.080
‫مارتین از همه خطرناک‌تره.

00:43:54.160 --> 00:43:57.160
‫واسه همین ما شش نفر
‫دور هم جمع شدیم.

00:43:58.080 --> 00:44:00.000
‫خیلی وقت پیش
‫از هم جدا شده بودیم.

00:44:01.280 --> 00:44:04.280
‫حالا بالاخره قراره حقیقت برملا بشه.

00:44:04.360 --> 00:44:07.360
‫آلمای واقعی چی شده؟ کجاست؟
‫چه کاری از دستم ساخته است؟

00:44:07.440 --> 00:44:12.320
‫تنها کاری که از دستت برمیاد،
‫خارج کردن کسیه که ساکن جسمش شده.

00:44:32.960 --> 00:44:35.200
‫اولین اسانس ضربان قلبش رو متوقف می‌کنه.

00:44:36.160 --> 00:44:37.160
‫بگیرش.

00:44:40.080 --> 00:44:42.800
‫دومی ضربان قلبش رو احیا می‌کنه.

00:44:43.680 --> 00:44:45.520
‫ولی در این بین لحظه‌ای پیش میاد...

00:44:45.600 --> 00:44:48.800
‫که اتصال روح و جسم فرد
‫این‌قدر ضعیف می‌شه...

00:44:48.880 --> 00:44:51.840
‫که اون یکی روح بتونه واردش بشه.

00:44:52.880 --> 00:44:54.360
‫یعنی باید بکشمش؟

00:44:54.440 --> 00:44:55.880
‫اگه بخوای کمکش کنی،

00:44:55.960 --> 00:44:58.680
‫باید کاری کنی جسمش تا پای مرگ پیش بره.

00:45:00.920 --> 00:45:02.040
‫خودم می‌دونم کار دشواریه.

00:45:02.120 --> 00:45:04.600
‫تا حالا کسی به جسمی ربوده شده برنگشته.

00:45:05.480 --> 00:45:08.640
‫آلما باید به حدی اراده زندگی داشته باشه
‫که از پس این کار بر بیاد،

00:45:08.720 --> 00:45:10.360
‫ولی کسی جز خودت نمی‌فهمه.

00:45:21.320 --> 00:45:23.400
‫[همیشه با شنیدن این آهنگ
‫یاد تو می‌افتم]

00:45:56.680 --> 00:45:58.520
‫[تام خیلی مهربونه]

00:46:16.920 --> 00:46:21.480
‫[می‌شه ازت بخوام لطفی در حقم بکنی؟]

00:46:22.320 --> 00:46:26.080
‫[دوست دارم دوباره برم جزیره دوا]

00:46:27.880 --> 00:46:31.440
‫[واسه چی؟]

00:46:31.520 --> 00:46:35.640
‫[می‌خوام باهاش خداحافظی کنم]

00:47:35.480 --> 00:47:36.480
‫دوا.

00:47:37.920 --> 00:47:41.760
‫مواظب باش. می‌خوان بکشنت.

00:47:47.960 --> 00:47:50.000
‫من ازت نمی‌ترسم.

00:47:51.440 --> 00:47:53.200
‫بذار به حال خودم باشم.

00:48:04.424 --> 00:48:18.424
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.