﻿WEBVTT

00:00:00.800 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:23.666 --> 00:00:24.875
‫فصل بعدی

00:00:25.708 --> 00:00:27.333
‫این چیزیِ که رو زبون مردم افتاده،

00:00:27.750 --> 00:00:32.216
‫[شهر ساکرامنتو در کالیفرنیا، سال 1994]

00:00:28.041 --> 00:00:30.791
‫همه از داستان زندگیـشون حرف می‌زنن

00:00:31.333 --> 00:00:32.181
‫ورق بزنید

00:00:32.291 --> 00:00:33.875
‫گذشته پیش‌درآمده

00:00:34.458 --> 00:00:38.125
‫انگار که فصل بعدی از همین الان نوشته شده

00:00:38.791 --> 00:00:41.875
‫انگار کلمه‌ها آماده منتظر ما هستن

00:00:43.666 --> 00:00:46.041
‫اما من مخالفم

00:00:47.166 --> 00:00:49.666
‫ما نویسنده‌های داستانِ خودمونیـم

00:00:50.250 --> 00:00:54.875
‫درسته که نمی‌تونیم طرح داستان رو کنترل کنیم،
‫اما مختاریم تصمیم بگیریم که کی باشیم

00:00:54.958 --> 00:00:58.291
‫برای من، فصل بعدی فقط به معنایِ

00:00:58.375 --> 00:01:00.583
‫پیشامدهای بی‌شماری از یک صفحه‌ی سفیده

00:01:01.333 --> 00:01:04.583
‫بدون هیچ سرآغازی. اصلا مهم نیست که تو...

00:01:06.666 --> 00:01:07.916
‫ما توی مدرسه چی بودیم

00:01:08.666 --> 00:01:12.916
‫ورزشکار، خرخون، خل‌وچل،
‫مجرم یا شاهدخت

00:01:13.000 --> 00:01:15.083
‫یا هر پیچش داستانی که مسیرمون رو از این رو به اون رو کرد

00:01:15.166 --> 00:01:19.291
‫وقتش شده ورق بزنیم و خودمون فصل بعدی رو بنویسیم

00:01:19.322 --> 00:01:25.720
<font color="#ff0000"><i>‫[برای خواهرانـمون، مهسا امینی‌ها و نیکا شاکرمی‌ها! حقتان را باز پس می‌گیریم]</i></font>

00:01:25.750 --> 00:01:27.375
‫می‌تونسته کمپرسور باشه. قطعا

00:01:29.125 --> 00:01:30.916
‫نه، نه، فقط بخاطر پروانه‌ـشه

00:01:31.666 --> 00:01:36.208
‫گفتی چقدر کار کرده؟
‫تقریبا 370 متر مربعه

00:01:39.583 --> 00:01:41.303
‫آره، یه نگاهی به سیم‌کشی می‌ندازم،

00:01:41.333 --> 00:01:44.416
‫اما ممکنه نیاز باشه یه جایگزین پیدا کنیم

00:01:44.500 --> 00:01:46.000
‫فردا 9 صبح چطوره؟

00:01:47.833 --> 00:01:49.625
‫البته. آره مشکلی نیست

00:01:50.458 --> 00:01:51.625
‫خیله‌خب باشه

00:01:52.250 --> 00:01:54.290
‫باشه. باشه بیل. آره
‫پس می‌بینمت

00:01:56.041 --> 00:01:56.958
‫مشتری جدید؟

00:01:57.041 --> 00:01:58.791
‫مدل موی جدید؟

00:02:00.166 --> 00:02:02.041
‫وای، خوشگل شدی

00:02:02.125 --> 00:02:03.765
‫با کلاه و لباس فارغ‌التحصیلی خوشگل‌تر میشی

00:02:04.500 --> 00:02:06.458
‫لعنتی، ای کاش مگی اینجا بود اینو می‌دید

00:02:06.541 --> 00:02:10.291
‫می‌دونی، خواسته‌اش همیشه همین بوده
‫که تو موفق بشی

00:02:10.375 --> 00:02:13.083
‫جشن فارغ‌التحصیلی که موفقیت نیست

00:02:13.166 --> 00:02:15.250
‫وایسا ببینم، برو بابا

00:02:15.333 --> 00:02:18.958
‫کارت عالی بود ایلانکا
‫باید جشن بگیری

00:02:19.041 --> 00:02:22.583
‫و به نظرم باید یه چندتا از قوانین رو هم زیرپا بذاری

00:02:22.666 --> 00:02:24.541
‫می‌دونی دیگه، واسه یه بار توی زندگیت. فقط...

00:02:24.625 --> 00:02:25.791
‫بیخیال تیم

00:02:31.833 --> 00:02:34.250
‫برگام! تو موفق شدی

00:02:34.333 --> 00:02:35.833
‫با قرمز شبیه گردن‌کلفتا شدی

00:02:36.791 --> 00:02:37.916
‫جوزی کجاست؟

00:02:38.000 --> 00:02:41.333
‫جا زد و منم یه‌جورایی درکش می‌کنم

00:02:41.875 --> 00:02:43.250
‫اگه نذارن بریم تو چی؟

00:02:43.333 --> 00:02:44.809
‫- یعنی...
‫- لارن، این فرصتِ ما

00:02:44.833 --> 00:02:46.875
‫برای بدست آوردن یه جشن دانشگاه واقعیـه

00:02:46.958 --> 00:02:50.791
‫یا می‌تونیم مثل دبیرستان پیش بریم
‫وقتی که از قافله عقب موندیم

00:02:50.875 --> 00:02:52.583
‫فقطم بخاطر اینکه خرخون بازی درآوردیم

00:02:52.666 --> 00:02:54.250
‫عن تو دبیرستان

00:02:54.292 --> 00:03:02.292
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:03:13.708 --> 00:03:15.833
‫وودکا لطفا

00:03:15.916 --> 00:03:18.416
‫- اینکه بارتندر نیست
‫- اشکالی نداره

00:03:18.500 --> 00:03:20.291
‫واسه اینورایی؟ یکم بچه می‌زنی

00:03:21.583 --> 00:03:22.666
‫ممنون

00:03:34.750 --> 00:03:35.833
‫عه اوناهاشن

00:03:36.791 --> 00:03:40.083
‫نمی‌دونم چرا 6 مدل عرق رام اینجاست و اصلا هیچ آبی پیدا نمیشه

00:03:40.166 --> 00:03:41.846
‫آره، نصف بطری آب‌های توی آشپزخونه رو

00:03:41.916 --> 00:03:43.291
‫به عنوان زیرسیگاری استفاده کردن

00:03:43.375 --> 00:03:46.250
‫خب... بگو ببینم آروم آروم داری پیش میری
‫یا اینکه داری ریلکس می‌کنی؟

00:03:46.333 --> 00:03:49.791
‫منتظر دوستمم. سرش گرمه

00:03:50.375 --> 00:03:52.750
‫گمونم سعی داره یه اشتباهاتی بکنه

00:03:53.500 --> 00:03:54.500
‫من برایانـم

00:03:55.583 --> 00:03:58.666
‫- ایلانکا
‫- فکر نکنم دیده باشمت

00:03:59.958 --> 00:04:02.875
‫اکثر سال رو تنهایی سر کردم

00:04:03.583 --> 00:04:04.583
‫رشته‌ات چیه؟

00:04:05.375 --> 00:04:07.208
‫- انگلیسی
‫- منم همینطور

00:04:08.250 --> 00:04:09.666
‫نه بابا

00:04:09.750 --> 00:04:11.710
‫امسال کلاس‌های مورد علاقه‌ات چیا بودن؟

00:04:13.750 --> 00:04:17.791
‫به نظرم ادبیات رمانتیک و ویکتوریایی‌ـه

00:04:21.500 --> 00:04:24.416
‫- آره، می‌دونم به نظر واقعی نمیاد
‫- واقعی به نظر نمیاد

00:04:24.500 --> 00:04:25.416
‫اما اینطور نیست

00:04:25.500 --> 00:04:27.041
‫نه می‌دونم اینطور نیست، می‌دونم

00:04:27.125 --> 00:04:29.250
‫وحشت و ماجرای عشقیِ عصرِ انگلیس ویکتوریایی

00:04:29.333 --> 00:04:32.166
‫یکی از گزینه‌های پایان‌نامه‌ی سال آخرم بود

00:04:32.250 --> 00:04:36.541
‫- یکی از گزینه‌هات؟
‫- من کشته مُرده‌ی اسکار وایلدـم
‫(شاعر، داستان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و نویسنده داستان‌های کوتاه ایرلندی)

00:04:36.625 --> 00:04:40.750
‫از آثار استیونسون هم بدم نمیاد، بدک نیستن

00:04:40.833 --> 00:04:44.041
‫من از شلی خوشم میاد
‫خودِ مری، نه شوهرش،

00:04:44.125 --> 00:04:46.958
‫مری شلی، دختر نوجوانی که
‫کتاب فرانکشتاین رو نوشت

00:04:47.041 --> 00:04:48.583
‫کارِ یه دختر نوجوون بود

00:04:48.666 --> 00:04:52.000
‫وقتی که لقب مادر وحشتِ مدرن گرفت
‫فقط 19 سالش بود

00:04:52.083 --> 00:04:56.083
‫واقعا... اولین اثر کلیدی توی ژانر
‫علمی‌تخیلی رو نوشته

00:04:56.166 --> 00:04:59.208
‫فرانکشتاین اولین اثری نیست که
‫اینطوری از علم استفاده کرده،

00:04:59.291 --> 00:05:03.541
‫اما درگیری با اخلاقیاتِ آزمایش و آزمایشگر...

00:05:06.416 --> 00:05:08.291
‫متاسفم، این...

00:05:08.875 --> 00:05:11.458
‫اصلا واسه همین من برای پایان‌نامه شکسپیر رو انتخاب کردم

00:05:12.250 --> 00:05:15.375
‫از حرف زدن راجع‌به شلی خسته نمی‌شم

00:05:15.458 --> 00:05:18.625
‫وای وای. کل ترم رو کجا بودی؟

00:05:21.875 --> 00:05:24.208
‫حالا یکم از خودت بگو

00:05:24.291 --> 00:05:25.916
‫چندتا از علاقمندی‌هات در...

00:05:29.041 --> 00:05:31.666
‫ببخشید. چی...

00:05:33.375 --> 00:05:34.625
‫بفرما، بفرمایید

00:06:11.625 --> 00:06:13.250
‫شنیدی چی گفتم ایلانکا؟

00:06:13.333 --> 00:06:16.625
‫شرمنده، من فقط...

00:06:17.958 --> 00:06:21.250
‫متاسفم، حواسم پرته فقط

00:06:22.750 --> 00:06:25.916
‫می‌تونی دوباره اسمش رو بگی؟ مثلا اسم...

00:06:26.000 --> 00:06:27.833
‫می‌تونی دوباره اسم واقعیش رو بگی لطفا؟

00:06:27.916 --> 00:06:30.375
‫سرطان تیروئید پاپیلاری

00:06:33.666 --> 00:06:36.083
‫درسته، سرطان تیروئید

00:06:36.666 --> 00:06:38.250
‫گفتی قابل درمانه؟

00:06:38.958 --> 00:06:41.125
‫می‌تونه باشه، باید بیشتر تحقیق کنیم

00:06:41.875 --> 00:06:45.750
‫اما نتایج بافت‌برداری نشون میده که باید
‫سریعا غده‌ی تیروئید رو برداریم

00:06:45.833 --> 00:06:48.000
‫و درمان از طریق ید رادیواکتیو رو شروع کنیم

00:06:48.083 --> 00:06:49.643
‫می‌خواید تیروئیدم رو بردارید؟

00:06:50.250 --> 00:06:53.958
‫نه، پاییز قراره به دانشگاه استنفورد برم

00:06:55.208 --> 00:06:56.666
‫استنفورد؟ من...

00:06:57.750 --> 00:06:59.625
‫اگه الان شروع کنیم، تا...

00:07:00.666 --> 00:07:02.958
‫قبل شروع ترم تموم میشه؟

00:07:03.583 --> 00:07:05.041
‫نمی‌دونم

00:07:05.125 --> 00:07:07.208
‫بهتره برای عمل تیروئیدت برنامه‌ریزی کنیم

00:07:08.125 --> 00:07:11.375
‫خب بدترین شرایط ممکن رو بهم بگو

00:07:12.958 --> 00:07:14.750
‫بدترین شرایط، فقط...

00:07:15.458 --> 00:07:16.583
‫...نشونم بده

00:07:18.208 --> 00:07:22.541
‫صحبت کردن راجع‌بهش بهترین راه برای
‫مطمئن شدن از اینه که اتفاق نمیفته، درسته؟

00:07:24.875 --> 00:07:26.125
‫شیمی‌درمانی لازمم؟

00:07:26.208 --> 00:07:27.958
‫بچه‌جون، بیا در اون مورد صحبت نکنیم

00:07:28.041 --> 00:07:31.500
‫ایلانکا از اینجا تا شیمی‌درمانی
‫کلی مرحله وجود داره

00:07:31.583 --> 00:07:35.250
‫- احتمالات به نفعمه؟
‫- اونقدر ساده نیست

00:07:35.333 --> 00:07:39.291
‫من توی کلاس 900 نفری نفر دوم بودم

00:07:40.375 --> 00:07:44.916
‫توی کلاسم هم کوچکتـر از همه بودم
‫و برای رسیدن به اینجا، یه مقطع رو جهشی خوندم

00:07:46.125 --> 00:07:50.958
‫جزو بهترین‌ها بودم

00:07:53.750 --> 00:07:54.958
‫خوش‌شانسـم

00:07:58.791 --> 00:07:59.791
‫از پسش برمیام

00:08:04.541 --> 00:08:08.000
‫- ♪ تولدت مبارک، ایلانکای عزیز ♪
‫- ♪ تولدت مبارک، ایلانکای عزیز ♪

00:08:08.083 --> 00:08:12.250
‫- ♪ تولدت مبارک، ایلانکای عزیز ♪
‫- ♪ تولدت مبارک، ایلانکای عزیز ♪

00:08:12.958 --> 00:08:14.708
‫آخه من قراره...

00:08:16.958 --> 00:08:18.625
‫آخه شمع‌ها روشن نیستن

00:08:19.291 --> 00:08:23.000
‫بیمارستان با شعله سرخوش نداره، واسه همینم...

00:08:23.083 --> 00:08:25.666
‫خیله‌خب

00:08:28.833 --> 00:08:32.333
‫- هورا
‫- تولدت مبارک بچه‌جون

00:08:33.875 --> 00:08:36.458
‫- هی تو امروز کار نداشتی؟
‫- خب...

00:08:36.541 --> 00:08:37.833
‫نه. این مهمتـره

00:08:39.208 --> 00:08:41.583
‫واسه خاطر من یه شغل دیگه رو از دست نده

00:08:42.791 --> 00:08:43.958
‫این مهمتـره

00:08:47.583 --> 00:08:48.416
‫چطوره؟

00:08:48.500 --> 00:08:53.000
‫راستشو بگم؟ دانشگاه راحت‌تر از دبیرستانـه

00:08:53.083 --> 00:08:56.541
‫منظورم اینه کصشعراش کمتره و بیشتر
‫مربوط به مسائلیـه که واقعا اهمیت داره

00:08:56.625 --> 00:08:58.705
‫- میشه بیای تیم؟
‫- آره

00:08:59.875 --> 00:09:03.791
‫خب اوضاع تو چطوره؟

00:09:03.875 --> 00:09:09.458
‫خب غذاش که آشغالـه و تنها رفیقـمم پدرخونده‌امه

00:09:10.166 --> 00:09:13.541
‫اما یه مستخدم اینجا هست که تو کفِ منه

00:09:14.625 --> 00:09:17.708
‫- بامزه هست؟
‫- نه بابا عنم می‌گیره ازش

00:09:19.041 --> 00:09:21.250
‫پس برگ برنده با منه

00:09:22.916 --> 00:09:24.916
‫ببین باید برم اما...

00:09:25.000 --> 00:09:26.833
‫- باشه
‫- ممنون که زنگ زدی

00:09:28.291 --> 00:09:31.375
‫- خیلی واسم ارزش داره
‫- تولدت مبارک و...

00:09:31.916 --> 00:09:35.083
‫متاسفانه کلا این مرحله جوابگو نبود

00:09:35.166 --> 00:09:38.046
‫تومورهای توی شُش‌هاش طوری که
‫انتظارش رو داشتیم، جواب ندادن

00:09:38.750 --> 00:09:40.791
‫پس باید دوباره انجامش بدیم؟ یه دور دیگه؟

00:09:40.875 --> 00:09:43.275
‫توی این شرایط تکرارش هیچ افاقه‌ای نمی‌کنه

00:09:43.708 --> 00:09:45.291
‫یعنی داری می‌گی...

00:09:46.708 --> 00:09:48.250
‫که سرطانش لاعلاجه؟

00:09:49.875 --> 00:09:50.875
‫بله

00:09:51.208 --> 00:09:53.541
‫

00:10:01.541 --> 00:10:02.583
‫چقدر وقت داره؟

00:10:02.666 --> 00:10:03.767
‫گفتنش سخته

00:10:03.791 --> 00:10:06.708
‫شنیدنش هم خیلی سخته دکترجون
‫یه چیزی بگو

00:10:07.416 --> 00:10:10.541
‫ترجیح می‌دم این کار رو نکنم
‫هرکسی یه‌جوره و...

00:10:10.625 --> 00:10:12.500
‫امروز 18 سالش شده

00:10:17.041 --> 00:10:18.291
‫به 19 سالگی می‌رسه؟

00:10:21.250 --> 00:10:23.416
‫آره می‌تونه، امکانش هست

00:10:24.958 --> 00:10:25.958
‫آره

00:10:27.000 --> 00:10:28.916
‫و 20 سالگی؟

00:10:33.666 --> 00:10:36.066
‫باید درمورد قدم بعدیتون صحبت کنیم

00:10:37.250 --> 00:10:40.291
‫هرچند کار خاصی نمیشه کرد
‫جز اینکه آرامشش رو فراهم کنیم

00:11:00.667 --> 00:11:02.767
‫[راه‌های درمان سرطان تیروئید]

00:11:19.430 --> 00:11:22.547
‫[مکانی برای نوجوانان لاعلاج تا طبق شرایط خود تغییر وضعیت دهند]

00:12:17.376 --> 00:12:23.141
‫[معجزه‌ی پزشکی؟]

00:12:25.833 --> 00:12:30.906
‫[جولیای 17 ساله مدعی می‌شود که سرطانش درمان شده]

00:12:33.041 --> 00:12:35.375
‫یه برنامه بخصوصه
‫که کاملا تامین شده‌ست

00:12:35.458 --> 00:12:37.250
‫یعنی همش با عقل جور درمیاد

00:12:37.333 --> 00:12:40.416
‫آسایشگاه برایت‌کلیف،
‫می‌دونی یعنی چی اصلا؟

00:12:40.500 --> 00:12:44.083
‫آره اما منحصرا برای نوجووناست

00:12:44.166 --> 00:12:45.886
‫توی دنیا نظیرش نیست

00:12:45.916 --> 00:12:47.875
‫باید کنار خونواده‌هاشون باشن ایلانکا

00:12:47.958 --> 00:12:50.083
‫طبق اینترنت که هیچ‌کدومشون
‫اصلا خونواده‌ای نداشتن

00:12:50.833 --> 00:12:53.833
‫اکثرشون فرزندخونده بودن، بچه‌های تنها

00:12:53.916 --> 00:12:57.416
‫مکانی برای نوجوانان لاعلاج تا
‫طبق شرایط خودشون تغییر وضعیت بدن

00:12:57.500 --> 00:13:00.166
‫این یعنی دیگه نه درمانی و نه آزمایشی
‫و نه چیز دیگه‌ای هست

00:13:00.250 --> 00:13:01.375
‫هیچکدومشون جواب نمیدن

00:13:08.583 --> 00:13:09.583
‫به مگی قول دادم...

00:13:10.791 --> 00:13:13.000
‫به مگی قول دادم که
‫ازت مراقبت می‌کنم

00:13:13.666 --> 00:13:14.666
‫و این کارم کردی

00:13:18.375 --> 00:13:19.625
‫خیلی خوب کارت و کردی تیم

00:13:26.666 --> 00:13:29.208
‫همونطوری که گفتم، فقط یه دوره‌ی آزمایشیـه

00:13:29.291 --> 00:13:31.875
‫مثل یه اردو

00:13:31.958 --> 00:13:33.438
‫من توی متل 6 توی شهر می‌مونم

00:13:33.500 --> 00:13:37.083
‫پس می‌دونی دیگه فقط محض اینکه شاید
‫نظرت عوض بشه، که می‌تونی...

00:13:37.166 --> 00:13:38.375
‫نظرت رو تغییر بدی.

00:13:39.041 --> 00:13:41.875
‫به خونه‌ـمون توی ساکرامنتو برگردی
‫اینو یادت بمونه

00:13:48.750 --> 00:13:50.791
‫هی ایلانکا

00:13:57.791 --> 00:13:59.041
‫هی حالت خوبه بچه‌جون؟

00:14:00.500 --> 00:14:02.125
‫آره فقط...

00:14:04.458 --> 00:14:05.458
‫رویای صادقانه دیدم

00:14:56.250 --> 00:14:59.291
‫شرمنده، حتما فکر می‌کنی خل‌وچلـم اما...

00:15:00.500 --> 00:15:01.875
‫من شما رو می‌شناسم؟

00:15:01.958 --> 00:15:07.458
‫آره گمونم.
‫به فرنکلین‌های رفتی، درسته؟

00:15:07.541 --> 00:15:10.083
‫یا توی جنرال‌سیاتل بستری بودی؟

00:15:11.041 --> 00:15:13.000
‫نه، من اهل ساکرامنتوام

00:15:13.583 --> 00:15:14.708
‫عجیبه

00:15:15.791 --> 00:15:17.333
‫نه، تا حالا اونجا نبودم

00:15:17.416 --> 00:15:19.541
‫برای چی اومدی اینجا؟

00:15:19.625 --> 00:15:23.666
‫سرطان تیروئید پاپیلاری
‫با متاستازهای سرطانی ریه،

00:15:23.750 --> 00:15:24.750
‫پس...

00:15:25.541 --> 00:15:26.958
‫گمونم سرطان تیروئید

00:15:27.708 --> 00:15:30.000
‫منم گمونم سرطان خون

00:15:31.583 --> 00:15:33.250
‫از آشنایی باهات خوشحالم

00:15:34.875 --> 00:15:37.250
‫باید سرطان تیروئید صدات کنم؟

00:15:37.916 --> 00:15:40.541
‫شرمنده، من ایلانکام

00:15:41.958 --> 00:15:43.291
‫همه‌چیز مرتبه عزیزدلم؟

00:15:43.875 --> 00:15:47.541
‫آره خوبم. ایشون... سرطان خونـه

00:15:49.500 --> 00:15:51.875
‫کوین هستم، از آشنایی باهاتون خوشحالم

00:15:51.958 --> 00:15:53.500
‫از آشنایی باهات خوشحالم کوین. منم تیم‌ام

00:15:54.791 --> 00:15:58.083
‫خب بریم داخل ببینیم چه خبره؟

00:15:58.166 --> 00:15:59.416
‫آره

00:16:01.125 --> 00:16:02.875
‫خب، می‌بینمت

00:16:03.916 --> 00:16:05.083
‫شاید

00:16:05.166 --> 00:16:08.833
‫یعنی آره، اینجام، حداقل واسه یه مدت کوتاهی

00:16:10.541 --> 00:16:12.833
‫- ایلانکا درسته؟
‫- بعله

00:16:12.916 --> 00:16:14.250
‫به برایت‌کلیف خوش اومدید

00:16:14.333 --> 00:16:17.333
‫من مارک، یکی از پرستارهای کارآموزم
‫دکتر داخل منتظرتونه

00:16:17.416 --> 00:16:19.583
‫بیاید، من کیف‌هاتون رو میارم

00:16:19.666 --> 00:16:21.186
‫- ممنونم
‫- خواهش، مسیر چطور بود؟

00:16:21.708 --> 00:16:22.541
‫زیبا

00:16:22.625 --> 00:16:24.265
‫یه جاهاییش بدجوره

00:16:27.500 --> 00:16:28.740
‫مطمئنی حالت خوبه؟

00:16:30.125 --> 00:16:32.791
‫آره آره، چیزی نیست

00:16:42.291 --> 00:16:43.708
‫وای، اینجا چقدر قدمت داره؟

00:16:43.791 --> 00:16:45.875
‫خب خودِ این ساختمون سال...

00:16:45.958 --> 00:16:47.041
‫1901‏ ساخته شده

00:16:47.750 --> 00:16:52.125
‫درسته، مالک اینجا هم...

00:16:52.208 --> 00:16:53.458
‫استنلی اسکار فریلن بوده

00:16:54.250 --> 00:16:57.041
‫درسته، به همراه خانمشون ورا

00:16:57.125 --> 00:17:00.125
‫چندسالی دست این و اون چرخیده

00:17:00.208 --> 00:17:03.000
‫تا اینکه سال 1966، دکتر استنتون خریدتش

00:17:03.083 --> 00:17:05.541
‫اما قبلش توی دوران رکود بزرگ اقتصادی مرکز بازپروری بوده...

00:17:05.625 --> 00:17:07.184
‫...و یک گروه مذهبی

00:17:07.208 --> 00:17:09.166
‫به اسم پاراگون در دهه‌ی 40 اینجا زندگی می‌کردن

00:17:09.250 --> 00:17:11.958
‫واسه همینم نهاد این فرقه بوده

00:17:12.041 --> 00:17:14.875
‫- از این خبر نداشتم
‫- بله و همچنین...

00:17:19.125 --> 00:17:20.125
‫کی...

00:17:21.250 --> 00:17:22.250
‫چی؟

00:17:24.708 --> 00:17:25.750
‫یکی...

00:17:27.500 --> 00:17:29.333
‫یکی...

00:17:41.875 --> 00:17:42.916
‫بیدار شدی که

00:17:43.000 --> 00:17:44.583
‫خوش برگشتی خانم پالک

00:17:45.208 --> 00:17:46.625
‫حالت خوبه عزیزدلم

00:17:46.708 --> 00:17:48.148
‫فقط از حال رفتی

00:17:48.708 --> 00:17:51.000
‫برای یکی با شرایط شما کاملا طبیعیـه

00:17:51.708 --> 00:17:54.833
‫فکر کردم یکی و دیدم، یه پیرزن...

00:17:54.916 --> 00:17:58.458
‫من دختر معصومی نیستم
‫اما کلمه‌ی پیر خیلی تنده

00:17:58.541 --> 00:17:59.916
‫شما نه، یکی...

00:18:01.666 --> 00:18:02.958
‫بیخیال

00:18:04.791 --> 00:18:06.583
‫من دکتر جورجینا استنتون هستم

00:18:07.166 --> 00:18:08.500
‫به برایت‌کلیف خوش اومدید

00:18:16.375 --> 00:18:17.958
‫شرمنده بابت اتفاقی که افتاد دکتر

00:18:18.833 --> 00:18:20.458
‫- اتفاق؟
‫- وقتی که بیهوش شدی

00:18:21.333 --> 00:18:23.666
‫بلندت کرد و به سمت در دوید،

00:18:24.708 --> 00:18:26.583
‫حرکتی که کاملا درک می‌کنم

00:18:27.250 --> 00:18:28.791
‫منطقی نیست

00:18:28.875 --> 00:18:30.833
‫اصلا با عقل جور درنمیاد که اینجا بذاریدش

00:18:32.291 --> 00:18:33.750
‫که وقتی مریضه اینجا بذاریدش

00:18:34.458 --> 00:18:36.875
‫باور کنید، می‌دونم

00:18:37.750 --> 00:18:40.208
‫دقیقا وقتی پسرم جولیان رو
‫از دست دادم، چنین احساسی داشتم

00:18:42.416 --> 00:18:45.208
‫اگه خودم چنین تجربه‌ای نمی‌داشتم
‫هرگز نمی‌تونستم با خونواده‌هایی

00:18:45.291 --> 00:18:46.708
‫با شرایط شما صحبت کنم

00:18:47.500 --> 00:18:50.000
‫شرمنده، من نفهمیده بودم

00:18:50.625 --> 00:18:55.250
‫وقتی که از سرطان یا هر نوع بیماری لاعلاجی
‫صحبت می‌کنیم

00:18:56.583 --> 00:18:58.125
‫واقعا یه چیزی رو درک نکردم

00:18:59.416 --> 00:19:03.666
‫ببینید از چه زبانی استفاده می‌کنیم،
‫زبانِ مبارزه

00:19:03.750 --> 00:19:05.166
‫ما قراره با این چیز بجنگیم

00:19:05.875 --> 00:19:07.916
‫قراره با تموم قوا باهاش بجنگیم

00:19:08.708 --> 00:19:10.375
‫و برای این جنگ شجاع باشیم

00:19:11.375 --> 00:19:12.875
‫و بعدش مردم می‌گن...

00:19:13.958 --> 00:19:15.916
‫اونا توی نبرد باختن

00:19:17.333 --> 00:19:18.583
‫خیلی وارونه‌ست

00:19:19.500 --> 00:19:24.500
‫درک می‌کنم. حرف از جنگیدن زدن،
‫فعالانه‌ست و با تموم وجود

00:19:25.458 --> 00:19:26.833
‫به قسمت سختش نگاه نکنید

00:19:27.625 --> 00:19:31.125
‫به تموم این تسلیحات بُرنده و براقی که
‫برای امتحان کردنتـون توسعه دادیم، نگاه کنید

00:19:32.750 --> 00:19:34.541
‫برایت‌کلیف با نبردها کاری نداره

00:19:36.458 --> 00:19:40.166
‫کل هدفش اجازه ندادن برای ترکِ میدون نبرده

00:19:42.166 --> 00:19:45.916
‫تا به جای جنگیدن، روی زندگی کردن تمرکز کنیم

00:19:47.125 --> 00:19:51.875
‫اینجا موضوع جنگیدن و قطعا باخت یک نبرد نیست

00:19:53.416 --> 00:19:56.875
‫اینجا هر روز جدید یک بُرد محسوب میشه

00:20:02.083 --> 00:20:04.583
‫اگه مایل باشید، من و شما
‫بیشتر می‌تونیم صحبت کنیم تیم

00:20:05.916 --> 00:20:08.625
‫شاید وقتی که ایلانکا یه دوری این اطراف می‌زنه

00:20:11.833 --> 00:20:13.250
‫کار خوبیه

00:20:15.833 --> 00:20:16.833
‫خب اینجا خوابگاهه

00:20:16.916 --> 00:20:18.458
‫دخترونه یا پسرونه؟

00:20:18.541 --> 00:20:21.166
‫هردو، البته که پسرها و دخترها
‫توی یه اتاق نیستن

00:20:21.250 --> 00:20:23.541
‫اما نیازی به قرنطینه کردنشون هم نیست

00:20:24.125 --> 00:20:27.375
‫این عزیزان دارن با چیزی فراتر از
‫تجربیات باقیِ مردم سروکله می‌زنن

00:20:28.041 --> 00:20:31.041
‫حداقل کاری که از دستم برمیاد
‫اینه که مثل آدم بزرگا باهاشون برخورد کنم

00:20:34.041 --> 00:20:35.041
‫ایشون اسپنس هستن

00:20:35.083 --> 00:20:37.958
‫اسپنس برای این بعدازظهر شما راهنمای مایید

00:20:38.041 --> 00:20:40.833
‫من پنجمین نفر بودم
‫بقیه چی شدن؟

00:20:44.916 --> 00:20:46.583
‫بهش بچسب و گم نشو

00:20:46.666 --> 00:20:49.208
‫اینجا مثل یه هزارتو میمونه،
‫بیشتر شبیه وگاسه

00:20:49.291 --> 00:20:50.684
‫نمی‌خوان که از ساعت خبر داشته باشی

00:20:50.708 --> 00:20:52.108
‫و نمی‌خوان که از اینجا خارج بشی

00:20:52.583 --> 00:20:56.500
‫بیمارهای سابق برایت‌کلیف،
‫کلاس 66، همشون از پیشمون رفتن

00:20:57.041 --> 00:20:58.041
‫مثل سریال «هل دادن دیزی»

00:20:59.166 --> 00:21:00.791
‫البته بستگی داره با کی هم‌صحبت بشی

00:21:00.875 --> 00:21:02.875
‫کسی که این اطراف رو بهم نشون داد،
‫دیگه اینجا نیست

00:21:02.958 --> 00:21:05.000
‫اما اسمش رو گذاشته بود گشت ارواح

00:21:05.083 --> 00:21:06.458
‫به ارواح اعتقاد داری تازه‌وارد؟

00:21:06.541 --> 00:21:08.125
‫مهمه مگه؟

00:21:08.208 --> 00:21:09.958
‫گمونم به جاه‌طلبیِ شغلیت بستگی داره

00:21:10.500 --> 00:21:12.125
‫خودم که امیدوارم

00:21:12.208 --> 00:21:15.083
‫روح خبیث ترم‌اولی باشم
‫البته بعد اینکه اذیت کردنِ

00:21:15.166 --> 00:21:16.416
‫دیگران رو فراموش کردیم

00:21:19.291 --> 00:21:20.291
‫داری میای؟

00:21:21.708 --> 00:21:22.708
‫آره

00:21:26.708 --> 00:21:30.625
‫درمان‌های گروهی اینجا انجام میشن
‫درواقع چند تا درمان هست

00:21:31.291 --> 00:21:35.000
‫اینا دارن یه «ایجی» جدید به
‫اسم یوگا انجام میدن

00:21:35.083 --> 00:21:36.833
‫که به زبون هندی یعنی کصشر

00:21:37.458 --> 00:21:42.208
‫اون ناتسکیه مبتلا به سرطان تخمدان
‫و اونم سندرا مبتلا به سرطان غدد لنفاویه

00:21:43.041 --> 00:21:45.416
‫حالا که حرف کصشر شد،
‫ساندرا یه جورایی خل‌وچل می‌زنه

00:21:45.500 --> 00:21:48.083
‫و اگه درمورد کلاه‌گیسش حرف بزنی عجیب‌وغریب میشه

00:21:48.166 --> 00:21:50.541
‫قضاوت نمی‌کنم، هرچیزی که تو این مسیر جواب باشه

00:21:50.625 --> 00:21:52.125
‫همه‌ـمون باید زهرمون رو بنوشیم

00:21:57.875 --> 00:22:00.416
‫اینـم زهرِ منه

00:22:00.500 --> 00:22:02.916
‫آره، کتابخونه حریف قَدَریه

00:22:03.000 --> 00:22:04.958
‫همه‌چیز از یه کتابخونه‌ی محلی
‫قبل از اینکه تخته بشه

00:22:05.041 --> 00:22:07.375
‫به اینجا اهدا شد،
‫پس یه جور کتابخونه‌ی درست درمونه،

00:22:07.458 --> 00:22:08.875
‫درست به سختیِ جهت‌یابیش

00:22:08.958 --> 00:22:10.838
‫برگه‌دان و همه‌چیزم داره

00:22:11.416 --> 00:22:12.896
‫اما صبر کن تا مرحله بعدی رو ببینی

00:22:17.708 --> 00:22:19.458
‫امش، دختر تازه‌واردمونه

00:22:20.333 --> 00:22:21.750
‫سلام علکم

00:22:21.833 --> 00:22:22.958
‫تومور مغزی داره

00:22:23.041 --> 00:22:24.375
‫خیر باشه

00:22:24.458 --> 00:22:25.833
‫- من ایلانکام
‫- لعنتی

00:22:26.458 --> 00:22:31.791
‫سلام ایلانکا، عمیقا خوشحالم که
‫دیگه تازه‌وارد اینجا نیستم

00:22:32.708 --> 00:22:35.208
‫خوش اومدی، امروز روز خفنیِ واسه من

00:22:35.291 --> 00:22:37.583
‫- امش اینجا...
‫- دوماه میشه

00:22:37.666 --> 00:22:39.666
‫...دوماهی میشه که هست و به نظرم...

00:22:39.750 --> 00:22:41.541
‫دو ماه راجع‌به تازه‌واردیم دستم انداختن

00:22:41.625 --> 00:22:44.625
‫- بیگاریِ مداوم
‫- هیچم بیگاری نداریم اینجا

00:22:44.708 --> 00:22:45.625
‫بیگاری نداریم

00:22:45.708 --> 00:22:47.208
‫اما همش حرفشو می‌کشه وسط،

00:22:47.291 --> 00:22:49.726
‫همش ازمون درمورد شروع بیگاری می‌پرسه
‫و ما هم همش بهش می‌گیم

00:22:49.750 --> 00:22:51.101
‫- که اینجا دانشگاه نیست
‫- آخه خب...

00:22:51.125 --> 00:22:53.392
‫من فرصت دانشگاه رفتن نخواهم داشت
‫فکر نکنم خواسته زیادی باشه

00:22:53.416 --> 00:22:55.136
‫حداقل می‌تونستم یکم بیگاری بکشم

00:22:55.708 --> 00:22:57.434
‫اصلا نمی‌فهمم چرا نمی‌تونی
‫باهام موافق باشی رفیق

00:22:57.458 --> 00:22:59.333
‫تو که با بیکینی ندیدیش

00:22:59.416 --> 00:23:01.166
‫خب لیدیا مال تو

00:23:02.208 --> 00:23:06.708
‫آسانسورهاتون قدیمی‌ان، اینارو
‫فقط توی فیلم‌ها دیدم

00:23:06.791 --> 00:23:07.875
‫فقط همین یکیه

00:23:07.958 --> 00:23:10.291
‫عه دلت سواری می‌خواد؟
‫فقط... دکمه‌ی بی رو بزن

00:23:10.375 --> 00:23:11.916
‫داداش گفتم بیگاری نداریم

00:23:12.958 --> 00:23:14.166
‫سواری خوبه

00:23:14.250 --> 00:23:16.583
‫- توی زیرزمین چیه؟
‫- وای پسر، جرئت داری اینکار رو بکن

00:23:16.666 --> 00:23:17.666
‫نه، گوش نکن

00:23:17.750 --> 00:23:19.226
‫- رفیق، بالاخره به بیگاری رسیدیم
‫- خفه‌خون بگیر

00:23:19.250 --> 00:23:23.541
‫شروع کن. من سه مرحله شیمی درمانی شدم
‫ترسوندنم کار آسونی نیست

00:23:25.500 --> 00:23:27.375
‫نه، صبر کن. این کار رو نکن، نکن

00:23:27.458 --> 00:23:29.250
‫واقعا اونجا نرو

00:23:29.333 --> 00:23:31.166
‫- نرو
‫- سردخونه‌ست اونجا

00:23:36.916 --> 00:23:38.416
‫گمونم به اینش فکر نکردم

00:23:38.500 --> 00:23:40.020
‫معقوله، نه؟

00:23:40.250 --> 00:23:43.000
‫درکل اگه جات بودم، از آسانسور
‫دوری می‌کردم. تسخیر شده‌ست

00:23:43.625 --> 00:23:46.708
‫شبا خودش روشن خاموش میشه
‫و بالا و پایین می‌کنه

00:23:46.791 --> 00:23:48.083
‫سیم‌کشیش مشکل داره

00:23:48.166 --> 00:23:49.791
‫قدیمیه اما اگه جات بودم سمتش نمی‌رفتم

00:23:55.666 --> 00:23:57.166
‫می‌دونی چیه؟ الان می‌فهمم

00:23:57.250 --> 00:23:59.083
‫اینجا جای مناسبی واسه بیگاری نیست

00:23:59.166 --> 00:24:00.541
‫- آره
‫- بدجنسیه

00:24:01.208 --> 00:24:02.833
‫یادم بنداز از همه تشکر کنم

00:24:02.916 --> 00:24:04.333
‫اوهوم

00:24:19.208 --> 00:24:20.728
‫قشنگه. ادامه بده

00:24:22.083 --> 00:24:23.166
‫تو نوشتیش؟

00:24:24.333 --> 00:24:25.666
‫آره خودم نوشتم

00:24:25.750 --> 00:24:27.541
‫- تو جدیدی؟
‫- من ایلانکام

00:24:27.625 --> 00:24:29.458
‫چر‌ی‌ام. از آشنایی باهات خوشحالم

00:24:30.125 --> 00:24:32.041
‫خیله‌خب، من چیز زیادی درمورد موسیقی نمی‌دونم

00:24:32.125 --> 00:24:34.250
‫اما تقریبا مطمئنم که خودش ننوشتدش

00:24:36.458 --> 00:24:39.541
‫- اون چری‌ـه. باید مراقب باشی
‫- آره مراقب باش

00:24:40.375 --> 00:24:42.291
‫یه بار بهم گفت که مهماندار بوده

00:24:42.375 --> 00:24:44.791
‫و من برای بیشتر از یک روز حرفش رو باور کردم

00:24:45.583 --> 00:24:48.541
‫ما چیز زیادی درمورد چری نمی‌دونیم
‫داستانش همش عوض میشه

00:24:48.625 --> 00:24:51.916
‫تنها چیزی که می‌تونم بااطمینان
‫درموردش بگم، روزیِ که به اینجا اومد

00:24:52.000 --> 00:24:56.291
‫با کامیون اومد و مادربزرگشم سوار بنتلی بود

00:24:56.791 --> 00:24:59.791
‫هرچیزی که تا حالا ازش شنیدم
‫در بهترین حالت ممکن، اغراق شده بوده

00:25:01.958 --> 00:25:05.333
‫بفرمایید. اینجا برای شما و آنیاست

00:25:05.416 --> 00:25:07.216
‫قرار بود برای آشنایی اینجا باشه

00:25:07.250 --> 00:25:10.666
‫و درواقع، فکر کنم قرار بود خودش
‫اطراف رو بهت نشون بده

00:25:11.416 --> 00:25:14.791
‫اما خب، آنیاست دیگه

00:25:14.875 --> 00:25:18.583
‫ساعت 7 توی هنرستان، وقتِ شامه
‫اگه حس‌وحالش رو داشتی

00:25:18.666 --> 00:25:20.333
‫درغیراین‌صورت، واست میارن

00:25:20.416 --> 00:25:21.791
‫از لگنت استفاده نکن

00:25:21.875 --> 00:25:23.875
‫به دلایلی توی هر اتاقی هستن

00:25:23.958 --> 00:25:26.142
‫و واقعا نیازی به استفاده ازش نیست
‫مگر اینکه واقعا...

00:25:26.166 --> 00:25:27.208
‫بیا بریم

00:25:27.291 --> 00:25:29.251
‫حرفم اینه که احتمالا دکوری‌ان

00:25:38.208 --> 00:25:39.208
‫بفرمایید

00:25:42.208 --> 00:25:44.083
‫خب گمونم تصمیمت رو گرفتی نه؟

00:25:44.708 --> 00:25:46.750
‫گمونم بتونیم کیف‌ها رو بذاریم توی ماشین

00:25:46.833 --> 00:25:48.513
‫و کل شب تا خونه برونیم
‫و صبح برسیم

00:25:49.500 --> 00:25:50.916
‫دکتر استنتون چطوره؟

00:25:55.833 --> 00:25:58.416
‫خب راستشو بگم عالیه

00:26:04.708 --> 00:26:06.428
‫راستش یکمی منو یاد مگی انداخت

00:26:08.041 --> 00:26:10.500
‫باید می‌رسوندمت دانشگاه، نه اینجا

00:26:11.083 --> 00:26:13.125
‫خب اونقدرام بد نیست

00:26:13.833 --> 00:26:18.000
‫جدا حس‌وحال آیوی‌لیگ رو داره

00:26:18.083 --> 00:26:20.333
‫اینطوری فکر کن اگه کمکی می‌کنه

00:27:12.125 --> 00:27:13.250
‫این چه کوفتیه؟

00:27:29.500 --> 00:27:31.708
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:27:33.250 --> 00:27:34.375
‫ببخشید، یه...

00:27:38.125 --> 00:27:39.125
‫من ایلانکام

00:27:42.583 --> 00:27:43.791
‫سرطان تیروئید دارم

00:27:43.875 --> 00:27:46.916
‫با متاستاز شش

00:27:47.708 --> 00:27:49.875
‫- تو آنیایی، آره؟
‫- آره

00:27:51.500 --> 00:27:53.208
‫همشون رو قراره بخونی؟

00:27:54.333 --> 00:27:55.208
‫آره

00:27:55.291 --> 00:27:57.625
‫قرار بود پاییز دانشگاهم رو شروع کنم

00:27:58.250 --> 00:27:59.916
‫سعی دارم از برنامه درسیم عقب نمونم

00:28:00.666 --> 00:28:01.958
‫لعنتی

00:28:02.958 --> 00:28:04.708
‫خب یه...

00:28:04.791 --> 00:28:08.000
‫با گچ یه جور علامت‌های عجیب‌وغریب
‫زیر تختم کشیده شده

00:28:08.083 --> 00:28:11.250
‫- عه؟
‫- دلیلش... رو می‌دونی؟

00:28:08.083 --> 00:28:11.250
خب؟ -
میدونی، آه... میدونی دلیلش چیه؟

00:28:11.333 --> 00:28:13.625
گمونم مال ریچل باشه

00:28:15.333 --> 00:28:16.458
ریچل؟

00:28:16.541 --> 00:28:17.541
هم اتاقیم ریچل

00:28:18.666 --> 00:28:20.333
خیلی گیر این مذهب ویکایی شده بودش
(ویکا یک دین بت پرستی مدرن است)

00:28:21.791 --> 00:28:23.041
آخرای عمرش

00:28:23.750 --> 00:28:26.416
خب، همه‌مون لازمه یه چیزی لازم داریم دیگه نه؟

00:28:26.500 --> 00:28:27.541
آره

00:28:30.208 --> 00:28:32.083
واس من که ده گرم مورفین لازمه

00:28:32.708 --> 00:28:33.868
خب، می... می‌فهمم

00:28:33.916 --> 00:28:39.791
دقیقاً مثل ویکا نیستش ولی
یه چیزی راجع بهش جادوییه

00:28:40.458 --> 00:28:43.958
آره، ولی هرچی که بود واسه ریچل کارساز نبوده
چون هرزه خانم مرده

00:28:44.666 --> 00:28:47.750
ولی، هی، چرا نذاری همونجا بمونن؟
دو برابر بیشتر ریسک کن

00:28:48.333 --> 00:28:50.416
اینجوری میتونی نتیجه کاملا متفاوتی بگیری

00:28:52.958 --> 00:28:55.708
خب، از آشناییت... خوشحال شدم

00:29:13.000 --> 00:29:15.416
...آه، خودم برم آشپزخونه یا

00:29:15.500 --> 00:29:17.791
نه. خودشون میارن
مخصوص تو آماده شده

00:29:17.875 --> 00:29:19.958
راجع بهش قبلاً با دکترت حرف زدن

00:29:20.041 --> 00:29:21.641
ولی اگه بخوای می‌تونی منو رو عوض کنی؟

00:29:21.708 --> 00:29:23.625
رسماً با هم دیگه آشنا نشدیم. اسمم ساندرا هستش

00:29:23.708 --> 00:29:25.375
ایلانکا. از آشنایت خوشوقتم

00:29:25.458 --> 00:29:27.291
..از، آه

00:29:28.125 --> 00:29:30.041
از موهات خوشم میاد -
ممنون -

00:29:30.125 --> 00:29:31.666
موهای تو هم خوبن، یعنی، عالی به نظر میرسی

00:29:31.750 --> 00:29:33.291
من ناتسوکی ام. خوش اومدی

00:29:33.375 --> 00:29:34.934
چندوقته اینجا بودید؟

00:29:34.958 --> 00:29:36.708
من چهار ماه -
پنج -

00:29:36.791 --> 00:29:37.708
سه -
سه -

00:29:37.791 --> 00:29:41.333
‫63 روز، 17 ساعت و 11 دقیقه

00:29:41.416 --> 00:29:42.750
دیگه درحد دقیقه نمی‌دونی

00:29:42.833 --> 00:29:44.791
ساندرا و آنیا اینجا ارشدهای ما هستن

00:29:44.875 --> 00:29:46.333
...شما دوتا تقریبا یه

00:29:46.416 --> 00:29:48.791
شش ماهی اینجا بودید نه؟ -
آره تقریباً شش ماه

00:29:48.875 --> 00:29:51.458
بیشتر از شش ماه
راستش، همین تازگی اضافه خوردم

00:29:51.541 --> 00:29:53.291
آ دوگانه‌ام رو هم گرفتم. خداجون

00:29:53.375 --> 00:29:54.500
آره، منم باید اینکار بکنم

00:29:54.583 --> 00:29:57.291
آ دوگانه؟ -
آزمایش دوگانه -

00:29:58.041 --> 00:30:00.083
هنوزم دارم می‌میرم. تایید شده‌ست

00:30:00.166 --> 00:30:02.708
بیمه هزینه آسایشگاه رو هر
شش ماه یه بار پرداخت می‌کنه

00:30:02.791 --> 00:30:05.625
پس اگه بعد از ماه شش باز هم اینجا موندی
باید دوباره آزمایش بدی

00:30:05.708 --> 00:30:07.083
اینجا آسایشگاهه؟

00:30:07.166 --> 00:30:09.500
پدر مادرم بهم گفتن اینجا مدرسه شبانه روزیه

00:30:09.583 --> 00:30:11.458
بالا بیایی پایین بری اخراجت نمی‌کنن

00:30:11.541 --> 00:30:13.333
دکتر استانتون بیرونمون نمیکنه

00:30:13.416 --> 00:30:15.416
چون یه سردخونه تو زیرزمینش داره

00:30:15.500 --> 00:30:16.958
به این معنی نیستش که یه
کسب و کار حساب نمیشه

00:30:17.041 --> 00:30:19.708
خب، خودت چطور از اینجا سر درآوردی؟

00:30:20.500 --> 00:30:22.833
یه جورایی خودم برایت‌کلیف رو پیدا کردم

00:30:23.541 --> 00:30:26.833
خودم اَپلای کردم، با
استنتون تلفنی مصاحبه کردم

00:30:26.916 --> 00:30:29.375
و گفتش که یه جای خالی دارن

00:30:29.458 --> 00:30:31.017
گمونم اون جای خالی ریچل بودش

00:30:31.041 --> 00:30:32.601
هوم. نتونستم با ریچل زیاد آشنا بشم

00:30:33.208 --> 00:30:36.208
تا تو بیایی اینجا کاملا رو مود یه
هرزه‌ی بدخلق تمام عیار رفته بودش

00:30:36.791 --> 00:30:38.166
و تمام اون جریان جادوگری و این چیزها؟

00:30:39.250 --> 00:30:41.851
حتی اگه سرطان هم نمی‌کشتتش
یکی یه جورایی سر به نیستش می‌کرد

00:30:41.875 --> 00:30:44.250
گمونم خدا بابت کارهای
جادوگری و ایناهاش می‌بخشتش

00:30:44.333 --> 00:30:46.791
خدای من، باباجان ریچل یه ویکن بودش

00:30:46.875 --> 00:30:49.625
اگه یه کافر بودش
منم دربست میرم جهنم

00:30:49.708 --> 00:30:52.083
آخرسر فقط خدا میدونه
که تو دل یکی چی می‌گذره

00:30:52.166 --> 00:30:55.875
و دوست دارم باور کنم که از نظر اون اعتقادات
تو خیلی پرمحبت‌تر چیزی هستش که خودت رو می‌کنی

00:30:55.958 --> 00:30:57.416
عه٫ نه بابا؟ -
وای نه -

00:30:57.500 --> 00:31:00.375
ریچل هم آخر آخرها حسابی فاز دم‌مرگی‌ها رو گرفته بود

00:31:00.458 --> 00:31:02.958
بیشتر کصشعرهایی که می‌گفتش رو بهتون نگفتم

00:31:03.041 --> 00:31:07.083
می‌گفتش که یه‌چیزی مثل
یه سایه زنده تعقیبش می‌کنه

00:31:07.625 --> 00:31:09.750
و هروقت که برمی‌گشت پشت
سرش رو ببینه، غیبش می‌زد

00:31:09.833 --> 00:31:11.500
نمی‌تونی منو بترسونی،آنیا

00:31:11.583 --> 00:31:14.142
یه شب قبل اینکه بمیره
دوان دوان اومدش تو اتاق‌مون

00:31:14.166 --> 00:31:15.625
موندم چطور اصلاً تونسته بود بدوئه

00:31:15.708 --> 00:31:18.208
اون روزها حال و وضعش واقعاً خراب بودش

00:31:18.791 --> 00:31:20.458
گفتش که اون‌بار تقریباً گرفته بودتش

00:31:20.541 --> 00:31:23.875
که می‌تونست انگشتاش رو روی لباسش حس کنه

00:31:25.666 --> 00:31:27.000
که تا این حد نزدیکش شده بودش

00:31:28.000 --> 00:31:29.791
و بعدش زار زار گریه کردش

00:31:29.875 --> 00:31:33.750
و گفتش که میدونه نمی‌تونه ازش فرار کنه

00:31:35.125 --> 00:31:36.250
نه برای بار دوم

00:31:37.541 --> 00:31:38.666
و روز بعدش مرد

00:31:39.208 --> 00:31:41.083
چرا همیشه اینکار رو می‌کنی؟ -
چیکار؟ -

00:31:41.166 --> 00:31:42.583
بدون این داستان هم مرگش
به اندازه کافی ترسناکه

00:31:43.166 --> 00:31:46.046
تو چیزی واسه ترسیدن نداری، نه؟
آخه به هرحال خدا رو سمتت داری دیگه

00:31:47.416 --> 00:31:49.083
ساندار، میدونی چیه؟

00:31:50.125 --> 00:31:51.916
ریچل آخرهای کار داروهای زیادی مصرف می‌کرد

00:31:52.791 --> 00:31:54.166
داروها ذهن آدم رو بهم می‌ریزن

00:31:54.250 --> 00:31:56.330
چیزهای که اینجا می‌شنوی
رو نباید راحت باور کنی

00:31:56.875 --> 00:31:59.625
یعنی مردم اینجا، روح
می‌بینن، صداهایی می‌شنون

00:31:59.708 --> 00:32:03.000
من که از وقتی اومدم
...اینجا سه چهار ورژن مختلف

00:32:03.083 --> 00:32:04.166
از اون داستان«سایه زنده» شنیدم

00:32:04.250 --> 00:32:06.125
مثل چی هذیان می‌دید

00:32:06.208 --> 00:32:08.916
رلکس کن، ساندرا. سر به سرت گذاشتن

00:32:09.000 --> 00:32:12.416
کسی اسم منو گفتش؟
ساعت ده خاموشی، دختر تازه وارد

00:32:12.500 --> 00:32:13.791
هیچ‌جا پرسه نمی‌زنی باشه؟

00:32:13.875 --> 00:32:17.541
دکتر بهتون آزادی عمل زیادی میده
ولی امنیت شانسی نیستش

00:32:17.625 --> 00:32:20.208
برای همین، یه منع رفت و آمد جدی داریم

00:32:20.291 --> 00:32:22.666
فقط یه نفر تو شیف شبانه داریم

00:32:22.750 --> 00:32:24.934
اگه از پله‌ها بیفتید پایین
ممکنه کسی متوجه نشه

00:32:24.958 --> 00:32:26.416
برو پی کارت مارک

00:32:29.208 --> 00:32:31.708
خیلی‌خب، کسی چیز دیگه‌ای نیاز داره

00:32:32.750 --> 00:32:34.041
روبه راهیم

00:32:36.833 --> 00:32:37.958
اون دیگه چی بودش؟

00:32:38.875 --> 00:32:41.583
آره، اسپنس یه‌جورایی از مارک متنفره -
چرا؟ -

00:32:42.166 --> 00:32:45.958
خب، اون جوونه خوشتیپ و بامزه‌ست
و اینکه رو به موت نیستش

00:32:46.750 --> 00:32:47.916
از چیش نباید متنفر نبود؟

00:36:21.666 --> 00:36:23.375
تو اصلاً اونو دعوتم نکردی

00:36:23.458 --> 00:36:24.375
درست بعد از تاریکی

00:36:24.458 --> 00:36:25.458
خواب بودش

00:36:26.208 --> 00:36:28.250
درضمن، زیاد ازش مطمئن نیستم

00:36:28.333 --> 00:36:30.583
هی، خب، اینو راجع به منم می‌گفتی

00:36:30.666 --> 00:36:34.125
و حقم داشتم. نصف داستانات فقط
قسمتای قدیمی«دکتر هو» هستن

00:36:34.208 --> 00:36:35.750
...ای‌کاش اینکار رو نمی‌کردی

00:36:35.833 --> 00:36:36.958
قبلاً راجع بهش بحث کردیم

00:36:37.041 --> 00:36:41.916
آره، ولی اون برای قبل از این بود که من دوتا
از بطری‌های آب‌شنگولی استنتون رو پیدا کنم

00:36:42.000 --> 00:36:44.083
ولی نباید با داروهات بخوریش

00:36:44.166 --> 00:36:46.875
نه، تو نباید با لورازپام‌ بخوریش

00:36:46.958 --> 00:36:48.125
عشق و حالم رو خراب نکن

00:36:48.208 --> 00:36:50.568
می‌خواد چیکارم کنه؟ بکشتم؟ -
آره، ممکنه -

00:36:51.000 --> 00:36:53.101
در بهترین حالت، باعث میشه تگری بزنی

00:36:53.125 --> 00:36:55.833
و تا سه روز حالت بد باشه مثل دفعه قبل

00:36:55.916 --> 00:36:57.556
فقط می‌خوام بوش کنم

00:37:00.541 --> 00:37:05.583
منم یه پیک می‌خوام
تا فقط بوش کنم

00:37:05.666 --> 00:37:07.250
منم -
منم همینطور -

00:37:08.041 --> 00:37:09.333
من که قبلاً بوش کردم

00:37:09.416 --> 00:37:11.083
تو چی، ناتسوکی؟

00:37:11.166 --> 00:37:12.666
من که دارم جون میدم تا فصل بعدی رو بشنوم

00:37:12.750 --> 00:37:14.041
درست و حسابی جمله بندی کن بابا

00:37:14.125 --> 00:37:15.208
کجا مونده بودم؟

00:37:15.875 --> 00:37:17.395
بعد از کنسرت به سمت خونه‌شون می‌رفت

00:37:17.458 --> 00:37:19.708
از این یکی خوشم نمیاد -
محض رضای خدا -

00:37:19.791 --> 00:37:21.833
ناراحت نشی، ناتسوکی
داری عالی تعریفش می‌کنی

00:37:21.916 --> 00:37:23.541
ممنونم -
مور مور کننده‌ست -

00:37:23.625 --> 00:37:24.705
داستانای تو همیشه عجیبن

00:37:24.750 --> 00:37:27.309
باهاش کنار بیا. من سه شب از
داستانای فرشته‌هات از سرگذروندم

00:37:27.333 --> 00:37:28.625
اینجاش رو حق داره، ساندرا

00:37:28.708 --> 00:37:30.583
فکر می‌کردم که از داستانای
فرشته‌هام خوشتون میاد

00:37:30.666 --> 00:37:31.916
خیلی‌خب، پس

00:37:32.000 --> 00:37:34.166
به سلامتی قبل ما و بعد ما

00:37:34.958 --> 00:37:36.666
به سلامتی خودمون و رفته‌ها

00:37:37.583 --> 00:37:40.208
به سلامتی قبل ما و بعد ما

00:37:40.291 --> 00:37:42.708
به سلامتی خودمون و رفته‌ها

00:37:42.791 --> 00:37:45.000
دیده یا نادیده، اینجا یا آنجا

00:37:45.708 --> 00:37:48.208
دیده یا نادیده، اینجا یا آنجا

00:37:55.416 --> 00:38:00.166
خیلی‌خب، کنسرت تموم شده
و رِن داره میره خونه‌شون

00:38:01.583 --> 00:38:03.083
قصد نه داشت که تا این وقت شب بمونه بیرون

00:38:04.208 --> 00:38:08.291
ولی اون موزیک عجیب از بخش هنر به گوشش رسید

00:38:09.458 --> 00:38:12.333
و انتظار نداشت که صداش از یه اتاق خالی بیاد

00:38:13.958 --> 00:38:18.625
حالا هم که داره میره خونه
صداش رو توی باد می‌شنوه

00:38:21.291 --> 00:38:23.708
یهو متوجه شد، خیابونی
که توش هستش رو نمی‌شناسه

00:38:24.458 --> 00:38:26.208
<i>خونه‌ها رو هم نمی‌شناخت</i>

00:38:27.375 --> 00:38:29.041
<i>ولی هر روز این مسیر رو می‌رفتش</i>

00:38:30.250 --> 00:38:31.833
<i>دیگه این مسیر تو ذهنش حک شده بود</i>

00:38:32.958 --> 00:38:34.416
<i>با عقل جور نمی‌گفت</i>

00:38:35.208 --> 00:38:41.083
<i>و یهو اون ملودی‌ای که خیلی براش آشنا
بود، جوری که انگار نوت به نوت میدونستش</i>

00:38:41.166 --> 00:38:42.291
<i>که قرار بود بشنوتش</i>

00:38:43.500 --> 00:38:45.708
<i>خیلی، خیلی آشناست</i>

00:38:47.541 --> 00:38:49.583
<i>ولی یهو حس می‌کنه که یکی داره نگاهش می‌کنه</i>

00:38:50.250 --> 00:38:51.375
<i>نه از تو خیابون</i>

00:38:52.041 --> 00:38:53.250
<i>خیابون خالیه</i>

00:38:53.875 --> 00:38:57.416
<i>نه. بلکه از پنجره‌ها، از همه‌شون</i>

00:38:57.500 --> 00:39:01.458
<i>هر کدوم از پنجره‌ها چهره‌ای
مثل نقاشی ازشون دیده میشه</i>

00:39:01.541 --> 00:39:03.916
<i>همگی درحال خنده، همگی درحال تماشای اون</i>

00:39:04.791 --> 00:39:07.750
<i>به ذهنش میرسه که باید فرار کنه،
از همون راهی که اومده برگرده</i>

00:39:08.375 --> 00:39:09.916
<i>ولی صدای موسیقی دوباره برگشته</i>

00:39:10.583 --> 00:39:14.666
<i>تو گوششه.  تو سرشه
و بعدش یه صدای دیگه می‌شنوه</i>

00:39:20.208 --> 00:39:21.208
گم‌شدی؟

00:39:23.291 --> 00:39:24.375
به نظر گم‌شدی

00:39:26.333 --> 00:39:27.333
...من

00:39:28.625 --> 00:39:30.708
...من نمیدونم کجام. من

00:39:31.416 --> 00:39:33.666
صدات رو نمی‌شنوم

00:39:34.416 --> 00:39:35.750
نمیدونم کجام

00:39:38.166 --> 00:39:39.166
...میشه بهم بگی کجا

00:39:39.250 --> 00:39:40.333
گم‌شدی؟

00:40:07.291 --> 00:40:08.291
<i>صبرکن</i>

00:40:10.000 --> 00:40:11.083
تنبل نباش

00:40:11.791 --> 00:40:14.625
ترسیدی؟ -
از جا پروندن مثل ترسیدن نیستش -

00:40:14.708 --> 00:40:17.458
هرکس می‌تونه پشت سر
یکی سرو صدایی راه بندازه

00:40:17.541 --> 00:40:19.583
این ترسناک نیستش، صرفا از جا پروندنه

00:40:19.666 --> 00:40:20.833
و خلاقیتی توش نیست

00:40:21.458 --> 00:40:22.458
شاید

00:40:23.125 --> 00:40:24.041
ولی وقتی همچین اتفاقی میفته

00:40:24.125 --> 00:40:25.976
...مقداری آدرنالین آزاد می‌کنه

00:41:28.250 --> 00:41:30.166
!تف‌توش

00:41:30.916 --> 00:41:34.041
بیخیال. الان سعی کردی از
کلک گربه سیاه استفاده کنی؟

00:41:34.125 --> 00:41:36.250
اینو اول داستان میارن نه آخرش

00:41:37.541 --> 00:41:38.625
راست میگی

00:41:40.166 --> 00:41:43.291
نکته‌اش اینه که به‌غیر از اون گربه خیابونی

00:41:44.250 --> 00:41:45.541
بقیه خیابون خالی بود

00:41:46.541 --> 00:41:48.291
و یادتون اون معلمه چی گفته بودش؟

00:41:49.333 --> 00:41:51.208
«باید سعی می‌کردم راجع به اون ملودی بهش هشدار بدم»

00:41:52.500 --> 00:41:55.625
وقتی که داشت راجع به اینکه چطور
بعضی از موسیقی‌ها ممکنه ذهن رو گول بزنن

00:41:56.375 --> 00:41:59.541
اینکه چطور وقتی فقط یه‌بار
بشنویش دیگه نمی‌تونی فراموشش کنی

00:42:01.083 --> 00:42:06.000
...اینکه چطور دائم تو ذهن تکرار میشه، و چطور سعی کرده تا

00:42:18.791 --> 00:42:19.958
اون دیگه چه کوفتی بودش؟

00:42:24.500 --> 00:42:27.125
خب، ریدیم که، دختر تازه وارد
چطوره بهمون ملحق بشی

00:42:27.208 --> 00:42:28.208
لعنتی

00:42:28.250 --> 00:42:29.458
می‌دونستم خواب نیستی

00:42:30.041 --> 00:42:31.875
فکرکردم کسی اجازه نداره شبا بیاد بیرون

00:42:32.375 --> 00:42:33.583
اجازه نداریم

00:42:33.666 --> 00:42:36.375
پس، جریان این چیه؟

00:42:36.458 --> 00:42:38.750
یه‌جورایی یه انجمنه -
شش -

00:42:38.833 --> 00:42:39.833
شراب رو بده من

00:42:42.166 --> 00:42:43.166
یه قلوپ بخور

00:42:44.333 --> 00:42:46.000
...من... ردیفم. من

00:42:46.083 --> 00:42:48.125
یه قلوپ بخور

00:42:48.208 --> 00:42:50.458
نمی‌تونم. دارو خوردم الان

00:42:50.541 --> 00:42:54.208
استامینوفن خوردی و دیگه چی؟
هالدول؟ می‌تونی یه قلوپ بخوری

00:42:54.291 --> 00:42:57.916
دستت رو مثل ما بکن تو حنا
و شاید بتونی به انجمن‌مون ملحق بشی

00:42:58.500 --> 00:43:00.875
وگرنه بیخیالش بشو
اینجا به کسی مفتکی سواری نمیدیم

00:43:00.958 --> 00:43:03.458
بیخیال، همین الانشم اینجاست

00:43:03.541 --> 00:43:05.184
درحال حاضر
یا عضوی از انجمنه

00:43:05.208 --> 00:43:06.666
یا هم شاهدی واسه قاضی

00:43:06.750 --> 00:43:07.958
انجمن نیمه‌شب؟

00:43:09.041 --> 00:43:11.208
مطمئن نیستم از اول بهش چی می‌گفتن

00:43:11.291 --> 00:43:13.091
ولی وقتی که من اومدم اینجا اسمش این بودش

00:43:13.125 --> 00:43:16.208
...پس هر شب وارد کتابخونه می‌شید و

00:43:16.291 --> 00:43:17.375
ارواح رو تصنیف می‌کنیم

00:43:18.166 --> 00:43:20.791
داستان میگیم -
تصنیف ارواح خیلی باحال‌‌‌‌‌‌تره -

00:43:20.875 --> 00:43:24.083
وقتی که یه داستان بگی، روح
...جدیدی رو به وجود میاری چون که

00:43:24.166 --> 00:43:27.083
آخر داستان هممون همینه دیگه

00:43:28.416 --> 00:43:29.625
یه مشت داستانیم

00:43:29.708 --> 00:43:31.875
هوم. آره، حالا که حرفش پیش اومد

00:43:31.958 --> 00:43:33.638
ناتسوکی وسط یه داستان خیلی هیجان‌انگیزه

00:43:34.125 --> 00:43:36.208
سه روزه که ادامه داشته

00:43:36.291 --> 00:43:39.416
و آخرش تبدیل شد به
یه فیلم ترسناک پاپ‌کورنی

00:43:39.500 --> 00:43:40.333
ازت متنفرم

00:43:40.416 --> 00:43:43.333
راستش این انجمن فقط برای داستان‌گویی نیستش

00:43:44.250 --> 00:43:46.041
بلکه یه کار خیلی مهم‌تر هم انجام میدیم

00:43:46.125 --> 00:43:48.791
هی، هنوز هیچ شرابی نخورده

00:43:49.458 --> 00:43:52.291
هنوز یه داستان هم نگفته، پس، آره

00:43:52.958 --> 00:43:55.041
می‌خوای عضو این انجمن باشی؟ آستین‌ها رو بده بالا

00:43:55.833 --> 00:43:59.083
یه داستان بهمون بگو و این زهرمار رو رو کوفت کن

00:44:00.208 --> 00:44:03.958
همینطور که قبلاً گفتم، به کسی مفتکی سواری نمیدیم

00:44:06.041 --> 00:44:08.583
خب، راستش، شری مفتکی اینجاست

00:44:08.666 --> 00:44:10.291
منم می‌خواستم اینو بگم

00:44:11.083 --> 00:44:16.125
شری یه داستان هم نگفته
و سه ماه هم گذشته تا حالا

00:44:16.208 --> 00:44:17.458
دارم روش کار می‌کنم

00:44:17.541 --> 00:44:20.500
هنوز دارم ویرایشش می‌کنم، دنبال نقطه ضعف‌هاشم

00:44:20.583 --> 00:44:22.063
این رسماً تیکه کلامه پدرمه همیشه

00:44:23.416 --> 00:44:25.208
اون یه تهیه‌کننده معروف فیلمه

00:44:25.291 --> 00:44:27.041
شری یه تن داستان همیشه تو آستینش داره

00:44:27.916 --> 00:44:29.291
ولی هیچ‌وقت تو انجمن به اشتراک نمی‌ذارتشون

00:44:29.375 --> 00:44:32.333
همم. ولی به‌جزء شری کسی مفتکی اینجا نیستش

00:44:41.791 --> 00:44:43.041
چه نوع داستانی؟

00:44:44.000 --> 00:44:48.375
قاعده خاصی نداریم
هرچند به نظر میرسه یه تم خاصی داریم اینجا

00:44:48.458 --> 00:44:50.583
معمولاً سعی می‌کنیم در
حد مرگ هم‌دیگه رو بترسونیم

00:44:50.666 --> 00:44:51.541
نه همه‌مون

00:44:51.625 --> 00:44:53.666
خب، داستانای جالب‌مون ترسناکه دیگه

00:44:54.250 --> 00:44:55.625
گفتنشون آسونه

00:44:55.708 --> 00:44:58.916
سعی می‌کنیم کسایی رو که ترسناک‌ترین
خبر ممکن رو شنیدن رو بترسونیم

00:44:59.000 --> 00:45:00.500
ما شنونده‌های سرسختی هستیم

00:45:00.583 --> 00:45:02.750
...باشه، خب

00:45:03.416 --> 00:45:04.583
این چطوره؟

00:45:05.708 --> 00:45:08.791
داستان یه زن جوون که فهمیده داره می‌میره

00:45:08.875 --> 00:45:10.125
پرواز کن بابا

00:45:10.208 --> 00:45:12.958
حوصله سربره. سعی می‌کنیم از این کارها اینجا نکنیم
یه‌کم خود ارضا کننده هستن

00:45:13.041 --> 00:45:15.125
صبرکنید، چیزی که فکر می‌کنید نیستش

00:45:16.541 --> 00:45:17.916
اسمش جولیا جین بودش

00:45:18.541 --> 00:45:22.833
و در سال 1951 در لویستون آیداهو به دنیا اومده بودش

00:45:24.291 --> 00:45:26.416
وقتی که با نیتن آشنا شد راهنمایی می‌خوند

00:45:26.500 --> 00:45:27.958
...و

00:45:28.958 --> 00:45:30.083
از اون عشق‌هایی بودش که یهو

00:45:30.166 --> 00:45:33.708
همه ترانه‌های عاشقانه راجع به شما بودش

00:45:38.416 --> 00:45:41.250
‫1968 سالی بود که به دام عشق افتادش

00:45:42.125 --> 00:45:45.416
<i>همینطور سالی بود که فهمید سرطان تیروئید داره</i>

00:45:45.500 --> 00:45:47.500
در بهترین حالت کمتر از یه سال وقت داری

00:45:48.166 --> 00:45:51.875
<i>جولیا 17 سالش بود، و با
مادربزرگ پیرش زندگی می‌کرد</i>

00:45:51.958 --> 00:45:55.750
<i>که از بس چیزهای زیادی از سرگذرونده
بود، دیگه خودش رو نمی‌شناخت</i>

00:45:56.333 --> 00:46:00.541
<i>جراحی کرد،اما تو بدنش پخش شد،
پرتو درمانی هم کرد ولی جواب نداد</i>

00:46:00.625 --> 00:46:03.875
<i>و بالاخره دیگه هیچ گزینه‌ای نداشت</i>

00:46:04.375 --> 00:46:07.833
<i>و سر از یه آسایشگاه در آورد</i>

00:46:09.083 --> 00:46:13.500
<i>یه آسایشگاه تازه ساخت، تا
روزهای آخرش رو در اون سپری کنه</i>

00:46:16.500 --> 00:46:18.791
‫20 مه 1969

00:46:19.791 --> 00:46:22.208
‫20 مه 1969

00:46:23.708 --> 00:46:26.875
05-20-1969

00:46:27.541 --> 00:46:30.333
05-20-1969

00:46:30.416 --> 00:46:32.125
<i>غرق در اون تاریخ شده بود</i>

00:46:32.208 --> 00:46:34.333
‫20 مه 1969

00:46:34.416 --> 00:46:36.208
<i>یک‌سال بعد از تشخیص بیماریش</i>

00:46:36.958 --> 00:46:38.875
<i>تاریخی که از نظرش روز مرگش بود</i>

00:46:40.541 --> 00:46:43.458
‫20 مه 1969

00:46:44.666 --> 00:46:47.666
<i>با تمام وجودش دل‌تنگ نیتن شده بود</i>

00:46:48.458 --> 00:46:50.666
<i>گاهی وقت‌ها نصف‌شب،</i>

00:46:51.416 --> 00:46:54.791
<i>می‌تونست قسم بخوره که صدا
زدن اسمش توسط اون رو می‌شنوه</i>

00:47:56.583 --> 00:47:57.625
جولیا

00:47:58.208 --> 00:48:00.583
<i>روز بعدش، جولیا برای صبحونه نرفتش </i>

00:48:01.583 --> 00:48:05.500
<i>کل خونه رو گشتن، و هیچ‌جایی پیداش نمی‌کردن</i>

00:48:07.500 --> 00:48:09.208
!جولیا -
!جولیا -

00:48:09.291 --> 00:48:11.875
<i>یه روز که گذشت گزارشش رو به پلیس دادن</i>

00:48:12.583 --> 00:48:14.375
<i>جولیا جین یه خوابگرد بودش</i>

00:48:15.208 --> 00:48:17.168
<i>و نگران بودن که نکنه شب از خونه زده بیرون</i>

00:48:18.958 --> 00:48:22.333
<i>در بدترین حالت، بیش
از حد نزدیک تپه شده</i>

00:48:23.125 --> 00:48:24.166
<i>و افتاده تو اقیانوس</i>

00:48:25.583 --> 00:48:30.500
<i>روزها تبدیل میشن
...به هفته و بالاخره یه ماه بعدش</i>

00:48:50.958 --> 00:48:55.291
<i>وقتی ازش پرسیدن
...کجا بوده، جولیا گفتش که</i>

00:48:55.375 --> 00:48:56.666
من هرگز خونه رو ترک نکردم

00:48:57.375 --> 00:49:00.791
<i>بلافاصله بعد از برگشتنش،
تومورهاش شروع به کوچیک شدن کرد</i>

00:49:01.708 --> 00:49:05.958
<i>و بعدش یهویی ناپدید شدن</i>

00:49:07.708 --> 00:49:10.833
<i>شایعه شد که داره میره
وضعیت پیش‌شناختیش تغییر کرد</i>

00:49:11.583 --> 00:49:12.916
<i>دیگه قرار نبود بمیره</i>

00:49:14.083 --> 00:49:17.583
<i>ولی قبل این که آسایشگاه رو ترک کنه، یه کار دیگه داشتش</i>

00:49:20.958 --> 00:49:24.666
09-14-1970

00:49:27.833 --> 00:49:31.250
11-25-1971

00:49:33.333 --> 00:49:36.375
جولیا، دکتر می‌خواد ببینتت

00:49:37.083 --> 00:49:40.458
02-06-1989

00:49:43.250 --> 00:49:46.750
02-06-1989

00:49:47.791 --> 00:49:51.166
02-06-1989

00:49:52.750 --> 00:49:54.875
عه

00:50:01.083 --> 00:50:03.041
<i>...حرفاش به نظر خزعبل میومد </i>

00:50:05.333 --> 00:50:08.416
<i>در 14 سپتامبر 1970</i>

00:50:10.083 --> 00:50:13.875
09-14-1970

00:50:15.583 --> 00:50:18.041
<i>اون زن جوون تو تختش مرد</i>

00:50:20.250 --> 00:50:25.166
<i> ...و در 25 نوامبر ، یه سال بعدش -</i>
11-25-1971 -

00:50:26.291 --> 00:50:27.791
<i>...مرد جوون هم مرد</i>

00:50:30.750 --> 00:50:32.958
<i>...و خدمه‌ای که کمک کرده بود جولیا سوار ماشین بشه</i>

00:50:33.791 --> 00:50:38.666
<i>در 6 فوریه 1989 تو تصادف مرد</i>

00:50:38.750 --> 00:50:41.916
02-06-1989

00:50:42.583 --> 00:50:46.583
02-06-1989

00:50:46.666 --> 00:50:49.291
<i>جولیا جین بعد از اینکه
ناپدید شد مثل بقیه ادما بودش</i>

00:50:50.583 --> 00:50:54.208
دیگه تاریخ مرگ خودش رو نمی‌دونست
...ولی

00:50:56.000 --> 00:50:59.541
انگار نفرین شده بود تا تاریخ مرگ بقیه رو بدونه

00:51:05.541 --> 00:51:06.541
خب؟

00:51:08.291 --> 00:51:09.291
چه اتفاقی براش افتاد؟

00:51:11.291 --> 00:51:12.958
گفتی تو انجمن فقط داستان نمیگید

00:51:14.083 --> 00:51:17.208
گفتی کارای بیشتری می‌کنید

00:51:19.250 --> 00:51:20.250
چیه؟

00:51:20.958 --> 00:51:23.708
بهم بگو و شاید منم داستان رو تموم کردم

00:51:28.708 --> 00:51:29.750
خیلی‌خب، تازه وارد

00:51:32.791 --> 00:51:34.833
یه جواریی یه توافقی کردیم

00:51:35.583 --> 00:51:38.333
مثل یه پیمان که برمی‌گرده به روزهای اول انجمن

00:51:38.416 --> 00:51:39.458
حالا کی بوده نمیدونیم

00:51:40.333 --> 00:51:42.875
ما اینجا فقط داستان تعریف نمی‌کنیم

00:51:43.416 --> 00:51:48.083
یکی از ما که سر این میز نشسته
قراره که زودتر از همه بمیره

00:51:48.166 --> 00:51:49.286
بدم میاد وقتی اینو میگی

00:51:49.333 --> 00:51:52.333
اولین نفر از ما ک ریق رحمت رو
سر بکشه یه ماموریت بزرگ داره

00:51:52.416 --> 00:51:54.250
یه نوع وظیفه در واقع

00:51:55.125 --> 00:51:58.750
تا هرکاری از دستش برمیاد بکنه
و از اونور باهامون ارتباط بگیره

00:51:59.625 --> 00:52:01.208
به بقیه بگه که انتظار چی رو باید داشته باشن

00:52:04.333 --> 00:52:05.333
...پس

00:52:06.333 --> 00:52:07.500
کسی موفق شده؟

00:52:08.333 --> 00:52:11.750
کسی، نشونه‌ای دیده؟

00:52:12.500 --> 00:52:15.125
آره، از وجود زندگی پس از مرگ مطمئنیم

00:52:15.208 --> 00:52:16.916
چند هفته پیش اتفاق افتادش

00:52:17.000 --> 00:52:18.458
حالا دیگه از سر عادت میایم اینجا

00:52:19.166 --> 00:52:21.666
من دیدم

00:52:22.958 --> 00:52:24.000
من یه نشونه دیدم

00:52:24.083 --> 00:52:25.666
نه -
کصشعره -

00:52:25.750 --> 00:52:28.208
پس همه‌تون ایده‌ی اشتباهی
راجع بهش تمام این مدت داشتید؟

00:52:28.291 --> 00:52:29.875
چه اتفاقی پس از مرگ میفته؟

00:52:31.583 --> 00:52:33.263
حتی از جایگاه خودتون هم خبر ندارید

00:52:34.250 --> 00:52:39.875
داستان‌های زیادی راجع به اینجا هست
علی‌الخصوص این خونه

00:52:41.458 --> 00:52:44.125
داستان‌هایی راجع به کسایی که قرار بود بمیرن ولی نمردن

00:52:46.333 --> 00:52:47.958
می‌تونم از اون داستان‌ها بهتون بگم

00:52:49.500 --> 00:52:52.708
داستان‌هایی که شب‌های دیگه تعریف کنم
اگه قبول کنید بهتون ملحق بشم

00:52:54.958 --> 00:52:56.250
حتی پیمان شما رو هم قبول می‌کنم

00:53:00.000 --> 00:53:01.000
اگر من بودم

00:53:02.000 --> 00:53:03.416
اگر من اول از همه بمیرم

00:53:05.500 --> 00:53:07.291
سعی می‌کنم از پرده حائل دنیاها عبور کنم

00:53:07.375 --> 00:53:10.833
و رد میشم، فریاد می‌زنم
و اونقدر زار می‌کشم تا صدام رو بشنوید

00:53:12.416 --> 00:53:13.875
و حقیقت رو فریاد خواهم زد

00:53:15.916 --> 00:53:17.000
قول میدم

00:53:23.000 --> 00:53:24.920
لازم نیست اینقدر دارماتیکش کنی

00:53:29.666 --> 00:53:32.666
داستان خیلی خوبی بودش
از خودت درآوردیش؟

00:53:34.208 --> 00:53:35.208
آره

00:53:35.916 --> 00:53:37.750
می‌تونستی یه نویسنده بشی

00:53:39.000 --> 00:53:40.000
هنوزم می‌تونم

00:53:42.208 --> 00:53:45.083
همه‌ش هم من درآوردی نبودش، مگه نه؟

00:53:47.666 --> 00:53:48.666
منظورت چیه؟

00:53:49.083 --> 00:53:50.416
<i>مسئله اینه</i>

00:53:50.500 --> 00:53:53.333
بقیه از اینجا خوششون میاد
ولی واقعاً درکش نمی‌کنن

00:53:53.416 --> 00:53:54.625
روش وقت نمی‌ذارن

00:53:55.333 --> 00:53:57.583
زیاد به این عکس‌ها خیره نمیشن

00:53:58.708 --> 00:54:03.250
گمونم نمی‌خوان راجع بهش فکر کنن
ولی، آه، من، فرق دارم

00:54:03.333 --> 00:54:07.125
و ساعت‌ها وقت صرف خیره شدن به این عکس‌ها کردم

00:54:08.125 --> 00:54:11.791
راجع به آدمایی که توش بودن
فکر کردم و به اسماشون نگاه کردم

00:54:13.333 --> 00:54:14.958
اسم‌هایی مثل جولیا جین

00:54:18.166 --> 00:54:20.166
بالاخره چقدر از اون اون داستان درست بودش؟

00:54:20.250 --> 00:54:22.750
داستانش رو وقتی که داستم راجع به
سرطان تیروئید تحقیق می‌کردم پیدا کردم

00:54:23.375 --> 00:54:27.458
اون واقعاً مریض بودش
و اینجا در برایت‌کلیف می‌موند

00:54:27.541 --> 00:54:28.666
کلاس سال 68

00:54:28.750 --> 00:54:30.666
و گزارش‌های پلیس‌ها هم واقعی‌ـه

00:54:30.750 --> 00:54:33.083
ناپدید شدش، ولی فقط برای یه هفته

00:54:33.958 --> 00:54:35.625
و واقعاً هم برگشت

00:54:35.708 --> 00:54:38.458
و درست از اون درهای
ورودی با آرامش کامل داخل شد

00:54:39.166 --> 00:54:43.791
...و گفتش که
گفتش که بخاطر اینجا بودش

00:54:43.875 --> 00:54:46.000
که تونست چیزی رو اینجا پیدا کنه که شفاش داد

00:54:47.041 --> 00:54:49.375
تا جایی که میدونم ممکنه همین الان هم زنده باشه

00:54:50.916 --> 00:54:53.166
اینجا رو همینجور شانسی پیدا نکردی، مگه نه؟

00:54:53.958 --> 00:54:55.625
بخاطر اون داستان اینجایی؟

00:54:56.625 --> 00:54:58.958
اینجا خیلی بیشتر از اون چیزی
هستش که شماها فکرش رو می‌کنید

00:55:00.666 --> 00:55:02.625
یعنی،شاید بتونیم باهم
دیگه ار ته‌و‌توش سر در بیاریم، ولی

00:55:03.375 --> 00:55:06.875
آره، حق باتوئه. برای همین اینجام

00:55:10.708 --> 00:55:11.791
من قراره زنده بمونم

00:55:14.958 --> 00:55:15.958
آره

00:55:17.875 --> 00:55:19.916
...بهتره دیگه، آه

00:55:20.000 --> 00:55:22.041
بهتره دیگه برگردیم بالا

00:55:22.833 --> 00:55:25.125
محض احتیاط اگه پرستار
شیفت شب تصمیم بگیره گشت بزنه

00:55:26.458 --> 00:55:27.958
م.. می‌خوام یه‌کم بیشتر بمونم اینجا

00:55:29.708 --> 00:55:31.375
همونطور که خودت گفتی یه دل سیر نگاهشون کنم

00:55:32.750 --> 00:55:34.708
یه‌کم وقت با این بچه‌ها بگذرونم

00:55:35.875 --> 00:55:40.083
باشه. خب، شب‌خوش

00:55:42.291 --> 00:55:43.375
شب‌خوش، کوین

00:55:43.399 --> 00:55:51.399
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.
