﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:22.968 --> 00:00:25.938
فرزندخونده‌ها یه زخم کهنه دارن

00:00:25.968 --> 00:00:27.838
به والدین واقعیم فکر می‌کنم

00:00:27.868 --> 00:00:29.878
و این‌که چه کسانی هستن؟

00:00:29.908 --> 00:00:31.738
یه خانم از سان‌فرانسیسکو»

00:00:31.778 --> 00:00:33.848
«ادعا می‌کنه مادر واقعیته

00:00:33.878 --> 00:00:36.378
انگار هزاران دعام جواب گرفته بودن

00:00:36.418 --> 00:00:38.848
روحم هم خبر نداشت

00:00:38.878 --> 00:00:40.218
وقتی دنبال پدرم می‌گردم
به چی می‌رسم

00:00:40.248 --> 00:00:43.418
اون یه بچه‌باز بود -
پدرم برای اختلالش -

00:00:43.458 --> 00:00:46.588
تحت درمان پزشکی و شیمیایی

00:00:46.628 --> 00:00:48.528
قرار گرفت

00:00:48.558 --> 00:00:50.298
،من با آدم‌های زیادی مصاحبه کردم

00:00:50.328 --> 00:00:52.798
و گاهی اوقات می‌شه شر رو حس کرد

00:00:52.828 --> 00:00:55.368
فهمیدم شوهر دوم مادرم

00:00:55.398 --> 00:00:57.938
یکی از بازرس‌های پرونده‌ی زودیاک بوده

00:00:57.968 --> 00:00:59.308
می‌خواستم بدونم

00:00:59.338 --> 00:01:01.138
اداره‌ی پلیس سان‌فرانسیسکو

00:01:01.168 --> 00:01:02.978
داره سعی می‌کنه
برای روتیا لاپوشونی کنه؟

00:01:03.008 --> 00:01:05.878
وقتی طراحی پلیس به روی صفحه اومد

00:01:05.908 --> 00:01:08.808
...باعث شدم بفهمم ممکنه پدرم

00:01:10.078 --> 00:01:12.848
زودیاک قاتل بوده باشه

00:01:15.988 --> 00:01:18.218
به‌نظر می‌آید سان‌فرانسیسکو

00:01:18.258 --> 00:01:20.228
قاتلی دیوانه در دل خود دارد

00:01:20.258 --> 00:01:22.758
،از دسامبر سال گذشته
در ناحیه‌ی سان‌فرانسیسکو

00:01:22.798 --> 00:01:24.328
،پنج نفر به‌قتل رسیده‌اند

00:01:24.358 --> 00:01:27.168
،و در هر مورد، قاتل
که خودش را زودیاک قاتل می‌نامد

00:01:27.198 --> 00:01:30.898
با افتخار از قتل‌های خود از طریق
نامه‌نویسی با روزنامه‌ها گفته

00:01:30.938 --> 00:01:32.468
،در یکی از نامه‌هایش گفته

00:01:32.508 --> 00:01:34.638
«من عاشق کشتن انسان‌هام»

00:01:34.668 --> 00:01:37.978
دو ارتباط دیگر از زودیاک دریافت شده

00:01:38.008 --> 00:01:40.808
یکی از نامه‌ها با نشان زودیاک امضا

00:01:40.848 --> 00:01:42.918
و کدنویسی شده است

00:01:42.948 --> 00:01:45.478
«بیتس باید می‌مرد، بیشتر هم خواهد بود»

00:01:45.518 --> 00:01:47.448
یه روپوش سیاه زده بود

00:01:47.488 --> 00:01:49.688
فقط جای چشم‌هاش شکاف‌های کوچیکی داشت

00:01:49.718 --> 00:01:52.258
فکر نمی‌کردم قراره بمیرم

00:01:52.288 --> 00:01:54.428
اون نشان کوچک دایره‌ای

00:01:54.458 --> 00:01:55.828
،با صلیبی که وسطشه

00:01:55.858 --> 00:01:59.098
این نماد مرکز جهانه

00:01:59.128 --> 00:02:01.928
پس این احتمالاً نشان زودیاک است

00:02:03.568 --> 00:02:05.968
به‌نظر میاد او فقط

00:02:06.008 --> 00:02:08.638
برای هیجان قتل
آدم‌کشی می‌کند

00:02:08.668 --> 00:02:11.378
او یک قاتل کاملاً سنگ‌دل

00:02:11.408 --> 00:02:13.848
و بی‌رحم است

00:02:13.878 --> 00:02:16.018
،در نامه‌ها
او به ۳۷ قتل ادعا می‌کند

00:02:16.048 --> 00:02:18.018
پلیس حداقل ۶ قتل از آن‌ها را تائید کرده

00:02:18.048 --> 00:02:19.888
،سپس، چهار سال پیش
قتل‌ها

00:02:19.918 --> 00:02:22.888
به‌همراه نامه‌های زودیاک متوقف شدند

00:02:22.918 --> 00:02:25.858
همچنان مشغول دنبال کردن
،سرنخ‌های بی‌شماری هستیم

00:02:25.888 --> 00:02:27.888
،ولی در مورد مظنون

00:02:27.928 --> 00:02:30.398
نسبت به گذشته پیشرفتی نداشتیم

00:02:30.428 --> 00:02:31.898
،چهار دهه بعد

00:02:31.928 --> 00:02:34.728
جست‌و‌جو برای این قاتل سریالی
همچنان ادامه دارد

00:02:40.338 --> 00:02:42.508
چرا من

00:02:42.538 --> 00:02:46.548
به این قاتل سریالی روانی

00:02:46.578 --> 00:02:49.918
حین سفرم برای پیدا کردن پدرم
برخوردم؟

00:02:49.948 --> 00:02:52.148
...من آدمی نبودم

00:02:52.188 --> 00:02:55.148
که دنبال جواب معما بگردم

00:02:55.188 --> 00:02:56.918
من خونواده داشتم

00:02:56.958 --> 00:02:59.858
من به ۱۲۰ کارکن شرکتم تعهد داشتم

00:03:02.058 --> 00:03:04.428
ترجیح می‌دادم همین الان برم خونه

00:03:05.428 --> 00:03:08.028
پسرم و نوه‌م رو ببینم و بگم

00:03:09.368 --> 00:03:11.068
ما نبودیم»

00:03:11.598 --> 00:03:15.268
«ما اون ژن معیوب رو نداریم

00:03:15.308 --> 00:03:17.878
گری ناراحت بود بهمون بگه که

00:03:17.908 --> 00:03:20.748
فکر می‌کنه پدرش زودیاک قاتل‌ـه

00:03:21.948 --> 00:03:24.448
خیلی براش ناراحت بودم

00:03:24.478 --> 00:03:27.448
نگران بودیم چی پیدا می‌کنه

00:03:27.488 --> 00:03:30.118
چون جودی به هیچ‌کدوممون
راجع به اون

00:03:30.158 --> 00:03:32.128
هیچی نمی‌گفت

00:03:32.158 --> 00:03:35.058
برای من خیلی نامعقول بود

00:03:35.088 --> 00:03:38.698
فکر نمی‌کنم اداره‌ی پلیس سان‌فرانسیسکو

00:03:38.728 --> 00:03:41.898
می‌خواسته برای روتیا لاپوشونی کنه

00:03:41.928 --> 00:03:43.368
،چون می‌تونم بهتون اطمینان بدم

00:03:43.398 --> 00:03:45.468
اگه روتیا می‌تونسته
،اون جرم رو حل کنه

00:03:45.498 --> 00:03:47.268
حلش می‌کرده

00:03:49.808 --> 00:03:51.478
،ولی با نگاه به گذشته

00:03:51.508 --> 00:03:54.208
دفعه‌ی بعدی که گری
،به سان‌فرانسیسکو می‌اومد

00:03:54.248 --> 00:03:56.378
باید با همدیگه

00:03:56.418 --> 00:03:59.288
به اداره‌ی پلیس می‌رفتیم
،و می‌گفتیم

00:03:59.318 --> 00:04:01.718
«باید برامون شفاف‌سازی بشه»

00:04:01.748 --> 00:04:03.518
ولی این اتفاق نیفتاد

00:04:07.088 --> 00:04:09.958
زیاد از خودم می‌پرسم «چرا؟

00:04:09.998 --> 00:04:12.928
چرا وقتی برای اولین بار شک کردی

00:04:12.968 --> 00:04:16.238
،که پدرت زودیاک قاتل‌ـه
«از ماجرا دست برنداشتی؟

00:04:16.268 --> 00:04:19.268
چون هویت من بود، داستان من بود

00:04:20.538 --> 00:04:22.578
،و جدا از نتیجه

00:04:22.608 --> 00:04:24.578
باید می‌فهمیدم

00:05:36.678 --> 00:05:38.978
سال‌ها به‌دنبال پدرم گشتم

00:05:39.018 --> 00:05:41.888
قبل از این‌که شک کنم اون زودیاک قاتل‌ـه

00:05:43.258 --> 00:05:45.558
و هر چه بیشتر
،راجع به زندگیش تحقیق کردم

00:05:45.588 --> 00:05:48.458
شروع به نوشتن سفرم
برای پیدا کردنش کردم

00:05:49.458 --> 00:05:51.098
،با یه ژورنال شروع شد

00:05:51.128 --> 00:05:54.128
با یادداشت‌هایی که با کشفیات جدید
بهش اضافه می‌کردم

00:05:56.128 --> 00:05:58.938
،با گذشت زمان
،صدها صفحه نوشته بودم

00:05:59.968 --> 00:06:02.438
ولی شاید

00:06:02.478 --> 00:06:04.808
تنها ۲ یا ۳ صفحه از زودیاک قاتل
درش نوشته شده بود

00:06:08.578 --> 00:06:12.018
داستان من پیچیده‌تر از چیزی بود
که بتونم از پسش بربیام

00:06:12.048 --> 00:06:13.788
،پس
،وقتی پیش یکی از دوست‌هام رفتم

00:06:13.818 --> 00:06:16.188
دنبال یه متخصص قاتل سریالی گشتم
،تا کمکم کنه

00:06:16.218 --> 00:06:19.628
،اون گفت
«پسر، نویسنده‌ای رو که می‌خوای دارم»

00:06:29.668 --> 00:06:31.268
من بیش از ۲۰ ساله

00:06:31.298 --> 00:06:33.868
که ژورنالیست تحقیقاتی‌ام

00:06:33.908 --> 00:06:36.778
و نویسنده‌ی چندین کتاب پرفروش
جرائم حقیقی‌ام

00:06:38.938 --> 00:06:41.548
،به‌عنوان نویسنده‌ی جرائم تحقیقی
آدم‌های زیادی

00:06:41.578 --> 00:06:44.948
بهت نزدیک می‌شن
تا برات چندتا داستان بگن

00:06:45.848 --> 00:06:49.288
وقتی گری استوارت اومد پیشم
و بهم گفت فکر می‌کنه که

00:06:49.318 --> 00:06:52.158
،پدرش زودیاک قاتل‌ـه
اصلاً باورش نکردم

00:06:52.958 --> 00:06:55.658
چون هر کی از راه می‌رسه

00:06:55.688 --> 00:06:57.058
پا می‌شه میاد

00:06:57.098 --> 00:07:00.098
،و ادعا می‌کنه پدرش زودیاک قاتل بوده

00:07:00.128 --> 00:07:03.238
یا فلانی بوده، یا این بوده

00:07:03.268 --> 00:07:05.968
.این پرونده ۵۰ سالشه
،آخه

00:07:06.768 --> 00:07:09.908
هیچ‌کی باور نداره حل‌شدنی باشه

00:07:09.938 --> 00:07:12.948
،ولی وقتی دست‌نوشته رو خوندم
...با خودم گفتم

00:07:12.978 --> 00:07:14.308
شاید بد نمی‌گه

00:07:15.348 --> 00:07:18.018
،ولی اگه کتابش رو نوشتم

00:07:18.048 --> 00:07:20.688
،و معلوم شد حقیقی نبوده

00:07:20.718 --> 00:07:22.618
اون‌وقت اعتبارم خراب می‌شه

00:07:24.858 --> 00:07:27.928
،ولی جدا از زودیاک قاتل

00:07:27.958 --> 00:07:30.858
مسائل دیگه‌ای هم بودن
که من رو مجذوب این پروژه کردن

00:07:30.898 --> 00:07:33.328
،داستان عاشقانه‌ی بستنی بود

00:07:33.368 --> 00:07:36.838
،فرار جودی و ون به نیواورلئان
،رها کردن گری

00:07:36.868 --> 00:07:39.368
داستان فرزندخوندگی گری

00:07:39.408 --> 00:07:40.938
،رها شدنش توی راه‌پله

00:07:40.968 --> 00:07:43.708
بعدش فرزندخونده‌ی
این والدین فوق‌العاده شدن

00:07:43.738 --> 00:07:46.648
بعدش ماجرای گری برای پیدا کردن پدرش

00:07:48.048 --> 00:07:50.048
اون‌قدری داستانش غنی بود

00:07:50.078 --> 00:07:52.318
که نمی‌شد جلوی نوشتنش مقاومت کرد

00:07:55.018 --> 00:07:57.058
وقتی سوزان
،برای نوشتن کتاب کمکم کرد

00:07:57.088 --> 00:07:58.818
اون تحقیقات رو

00:07:58.858 --> 00:08:00.528
،یه سطح دیگه‌ای برد
به جایی رسیدیم

00:08:00.558 --> 00:08:02.188
که حتی خوابش رو نمی‌دیدم

00:08:04.028 --> 00:08:05.898
،قبل از این‌که با گری آشنا بشم
اون سال‌ها

00:08:05.928 --> 00:08:07.728
،راجع به پدرش تحقیق کرده بود

00:08:07.768 --> 00:08:09.868
ولی باید بیشتر تحقیق می‌کردیم

00:08:09.898 --> 00:08:11.538
برای همین به سان‌فرانسیسکو رفتیم

00:08:11.568 --> 00:08:14.368
تا زندگی ارل ون بست جونیور رو
،بازآفرینی کنیم

00:08:14.408 --> 00:08:16.738
و رد زودیاک رو بگیریم

00:08:19.908 --> 00:08:21.878
پس بعد از گذروندن ۹۰ روز

00:08:21.908 --> 00:08:24.018
،در بیمارستان ایالتی آتاسکادرو

00:08:24.048 --> 00:08:26.588
و ۳ سال در زندان سان کوئنتین

00:08:28.618 --> 00:08:30.818
پدرم به سان‌فرانسیسکو برگشت

00:08:30.858 --> 00:08:32.088
و برای سومین بار ازدواج کرد

00:08:34.228 --> 00:08:35.858
ادیث کاس

00:08:35.888 --> 00:08:39.568
مددکار اجتماعیش از سان کوئنتین بود

00:08:39.598 --> 00:08:42.398
...فکر می‌کنم اون ازدواج بخشی از

00:08:42.438 --> 00:08:44.198
تلاشش برای درمان شدن

00:08:44.238 --> 00:08:46.238
از هر شری که داشت بود

00:08:48.238 --> 00:08:50.878
،با باردار شدن ادیث
کاملاً مطمئنم

00:08:50.908 --> 00:08:53.448
اون هیچی از گذشته‌ی پدرم نمی‌دونسته

00:08:53.478 --> 00:08:55.948
از این‌که ون یه پسر دیگه داشته

00:08:55.978 --> 00:08:58.078
که رهاش کرده

00:08:59.118 --> 00:09:00.888
،قبل از مرگش

00:09:00.918 --> 00:09:03.588
بهترین دوست پدرم ویلیام لوموس
بهم گفت

00:09:03.618 --> 00:09:06.958
ون از داشتن یه بچه‌ی دیگه
وحشت داشت

00:09:06.988 --> 00:09:08.958
،با زایمان ادیث

00:09:08.988 --> 00:09:11.058
،ون بیکار شده بود

00:09:11.098 --> 00:09:13.268
،حالا با یه بچه‌ی گریان توی خونه

00:09:13.298 --> 00:09:15.798
ون شروع به مصرف مواد کرد

00:09:15.828 --> 00:09:18.938
و توی تابستون عشق
یه راه فرار پیدا کرده بود

00:09:22.678 --> 00:09:24.278
،در سال ۱۹۶۷

00:09:24.308 --> 00:09:26.038
سان‌فرانسیسکو در حال دگرگون شدن بود

00:09:32.973 --> 00:09:35.042
مردم از سراسر کشور

00:09:35.075 --> 00:09:38.078
مجذوب عشق آزاد شده بودن

00:09:38.111 --> 00:09:41.148
سکس، مواد، ضد فرهنگ

00:09:45.118 --> 00:09:47.387
پدرم دل رو زد به دریا

00:09:47.420 --> 00:09:50.257
و با افراد ناباب می‌گشت

00:09:54.123 --> 00:09:56.993
،رابرت بوسولی
یکی از اعضای به‌اصطلاح

00:09:57.023 --> 00:09:58.853
خونواده‌ی هیپی» چارلز منسون»

00:09:58.893 --> 00:10:01.963
به‌دلیل قتل یک موزیسین
به ضرب چاقو در سال گذشته

00:10:01.993 --> 00:10:04.063
محکوم به مرگ در اتاق گاز در کالیفرنیا شد

00:10:06.363 --> 00:10:11.163
[من با ون موقع آزمون‌گیری برای باندی به‌نام]
[اورکسترا که می‌خواستم سرهم کنم آشنا شدم]

00:10:11.563 --> 00:10:16.563
[ما از نواختن باهاش لذت می‌بردیم]
[به‌نظر می‌اومد اونم از نواختن با ما لذت ببره]

00:10:16.563 --> 00:10:21.863
[ولی باند هیچ پولی درنمی‌آورد]
[چون هنوز اجراها رو شروع نکرده بودیم]

00:10:22.363 --> 00:10:27.863
[اون گروه رو ترک کرد]
[چون از اول هدفش پول بود]

00:10:31.893 --> 00:10:35.563
ویلیام لوموس بهم گفت ون همچنین

00:10:35.593 --> 00:10:36.963
،با آنتون لوی

00:10:36.993 --> 00:10:39.193
موسس کلیسای شیطان رابطه داشته

00:10:39.533 --> 00:10:41.603
دروازه‌های جهنم را بگشایید

00:10:43.073 --> 00:10:45.903
،به گفته‌ی ویلیام

00:10:45.933 --> 00:10:48.843
پدرم مجذوب ماورا بود

00:10:49.073 --> 00:10:51.743
درود بر شیطان -
درود بر شیطان -

00:10:53.086 --> 00:10:54.454
طبق گفته‌ی ویلیام

00:10:54.487 --> 00:10:55.956
ون با آنتون لوی

00:10:55.989 --> 00:10:57.725
در کالج شهر سان‌فرانسیسکو ملاقات کرد

00:10:57.758 --> 00:11:00.050
جایی که هر دو در رشته‌ی
جرم شناسی تحصیل کردند

00:11:00.100 --> 00:11:02.529
آنتون هم موزیسین توانایی بود

00:11:02.562 --> 00:11:05.200
و هر دو از عشق نواختن ارگ
با هم صمیمی شدن

00:11:05.250 --> 00:11:07.041
،وقتی ون از زندان آزاد شد

00:11:07.071 --> 00:11:09.001
بیشتر و بیشتر شیفته‌ی

00:11:09.041 --> 00:11:11.911
اصول شیطانی آنتون لوی شد

00:11:14.881 --> 00:11:18.911
اگه بخوایم از ون
،ارزیابی روانشناسی کنیم

00:11:18.951 --> 00:11:20.881
از نفرت مادرش

00:11:20.921 --> 00:11:23.421
،تا رها شدن توسط پدرش

00:11:24.121 --> 00:11:26.021
و با رشدش

00:11:26.051 --> 00:11:28.591
با همسرانش خشن شد

00:11:30.561 --> 00:11:33.161
مشخصه که خشم ون
،در حال جمع شدن بوده

00:11:33.201 --> 00:11:35.701
که در نهایت به ناچار منجر به قتل می‌شه

00:12:09.971 --> 00:12:12.131
ویراستار عزیز، این قتل

00:12:12.171 --> 00:12:14.901
دو نوجوان در کریسمس گذشته
در دریاچه‌ی هرمان

00:12:14.941 --> 00:12:16.971
و دختری در روز چهارم جولای

00:12:17.011 --> 00:12:19.311
در نزدیکی زمین گلف در والیوست

00:12:20.911 --> 00:12:23.881
،برای اثبات قتلشون
حقایقی رو می‌گم

00:12:23.911 --> 00:12:26.151
که فقط من و پلیس می‌دونیم

00:12:28.397 --> 00:12:30.097
کریسمس

00:12:30.127 --> 00:12:32.267
،یک، اسم برند مهمات

00:12:32.297 --> 00:12:33.867
سوپر اکس

00:12:33.897 --> 00:12:36.867
دو، ۱۰ تیر شلیک شد

00:12:36.907 --> 00:12:39.107
سه، پسر پشت به زمین

00:12:39.137 --> 00:12:40.877
و پاهاش توی ماشین بودن

00:12:40.907 --> 00:12:43.877
،چهار، دختر سمت راستش بود
پاهاش رو به غرب

00:12:45.647 --> 00:12:47.617
چهارم جولای

00:12:47.647 --> 00:12:50.887
یک، دختر شلوار کرباسی طرح‌دار داشت

00:12:50.917 --> 00:12:54.117
دو، به زانوهای پسر هم شلیک شده بود

00:12:54.157 --> 00:12:57.057
سه، اسم برند مهمات وسترن بود

00:12:59.597 --> 00:13:01.657
این هم بخشی از رمزنوشته‌ست

00:13:02.867 --> 00:13:04.197
ازت می‌خوام این رمزنوشته رو

00:13:04.227 --> 00:13:06.127
توی صفحه‌ی اول روزنامه‌ت چاپ کنی

00:13:06.167 --> 00:13:08.837
هویت من در این رمزنوشته وجود داره

00:13:08.867 --> 00:13:10.737
،اگر این رمزنوشته رو چاپ نکنی

00:13:10.767 --> 00:13:13.877
شب جمعه به کشتار می‌افتم

00:13:13.907 --> 00:13:16.407
تا این‌که در طول آخرهفته ۱۲ نفر رو بکشم

00:13:29.927 --> 00:13:32.187
با رسیدن اولین نامه‌ی زودیاک

00:13:32.227 --> 00:13:35.057
برامون یه اتفاق کاملاً تازه بود

00:13:35.097 --> 00:13:39.167
به‌نظر نمی‌اومد رمزنوشته
اصلاً معنی داشته باشه

00:13:39.197 --> 00:13:40.867
می‌دونین، حروف و شکل بود

00:13:40.897 --> 00:13:45.367
با دایره و مثلث

00:13:45.407 --> 00:13:49.207
نویسنده داشت تهدید به
قتل انسان‌های بیشتری می‌کرد

00:13:49.237 --> 00:13:51.407
توی اتاق اخبار سروصدا شده بود

00:13:51.447 --> 00:13:53.047
که چاپش کنیم یا نکنیم؟

00:13:53.077 --> 00:13:56.017
به مردم بگیم و خطر وحشت رو بپذیریم؟

00:13:58.617 --> 00:14:01.217
،در نهایت
تصمیم به چاپ گرفته شد

00:14:03.657 --> 00:14:06.427
نویسنده 3 نامه‌ی یکسان

00:14:06.457 --> 00:14:08.557
،به سن‌فرانسیسکو کرونیکل

00:14:08.597 --> 00:14:10.197
،بازرس سان‌فرانسیسکو

00:14:10.227 --> 00:14:11.797
و ولیهوتایمز فرستاد

00:14:13.897 --> 00:14:16.367
هر کدوم از روزنامه‌ها

00:14:16.397 --> 00:14:19.707
یک بخش از رمزنوشته رو دریافت کرده بودن

00:14:19.737 --> 00:14:23.147
و اون خواستار چاپ شدن رمزنوشته‌ها

00:14:23.177 --> 00:14:25.477
،در روز جمعه تاریخ ۱ آگوست شده بود

00:14:25.507 --> 00:14:27.447
که تاریخ مهمیه

00:14:27.477 --> 00:14:28.817
در واقع

00:14:28.847 --> 00:14:31.547
هفت سال

00:14:31.587 --> 00:14:34.757
بعد از آغاز
داستان عاشقانه‌ی بستنی بود

00:14:34.787 --> 00:14:38.827
که پال اوری
در سان‌فرانسیسکو کرونیکل نوشته بود

00:14:38.857 --> 00:14:40.827
توی نامه‌ها، نویسنده مسئولیت

00:14:40.857 --> 00:14:42.927
یک جفت قتل رو که در ۶ ماه گذشته

00:14:42.967 --> 00:14:45.697
در کالیفرنیای شمالی انجام شده بودن
به عهده گرفت

00:14:47.967 --> 00:14:51.337
اتفاقات اون شب رو
به‌صورت خلاصه تشریح کرده بود

00:14:51.367 --> 00:14:53.337
یک جفت قتل

00:14:53.377 --> 00:14:57.147
یه دختر ۱۶ ساله
و یه پسر ۱۷ ساله

00:14:57.177 --> 00:14:58.847
بتی لو جنسن و دیوید فریدی

00:14:58.877 --> 00:15:02.447
توی ماشینشون بودن
که زودیاک شروع به شلیک می‌کنه

00:15:02.477 --> 00:15:04.147
به سر دیوید شلیک شد

00:15:04.187 --> 00:15:06.687
بتی لو ۵ بار به کمرش شلیک شد

00:15:06.717 --> 00:15:08.787
موقعی که داشته سعی می‌کرده
فرار کنه

00:15:10.627 --> 00:15:12.257
شش ماه بعد، زودیاک

00:15:12.287 --> 00:15:13.697
،به یه زوج دیگه حمله کرد

00:15:13.727 --> 00:15:15.827
دارلین فرین
،و مایکل مژو

00:15:15.857 --> 00:15:17.867
توی پارک بلو راک اسپرینگس

00:15:18.327 --> 00:15:21.137
...اون دارلین رو کشت و

00:15:21.167 --> 00:15:23.807
مایکل مژو زنده موند

00:15:25.737 --> 00:15:27.437
،پلیس مظنونی نداشت

00:15:27.477 --> 00:15:30.647
پس به‌صورت عمومی از قاتل
،درخواست کردن نامه‌ای دیگه بفرسته

00:15:30.677 --> 00:15:33.577
به امید این‌که اطلاعات بیشتر
منجر به دستگیریش بشه

00:15:35.917 --> 00:15:38.187
نامه‌ی بعدی

00:15:38.217 --> 00:15:40.787
با سلام تازه‌ای شروع شد

00:15:40.817 --> 00:15:43.387
«خود زودیاک صحبت می‌کنه»

00:15:43.427 --> 00:15:47.397
،خود زودیاک
مثلاً خداست

00:15:47.427 --> 00:15:49.557
اولین نشونه‌های

00:15:49.597 --> 00:15:51.967
خودبزرگ‌پنداری زودیاک رو می‌بینیم

00:15:58.037 --> 00:16:00.677
خود زودیاک صحبت می‌کنه

00:16:00.707 --> 00:16:02.747
در جوابتون برای گرفتن جزئیات بیشتر

00:16:02.777 --> 00:16:05.807
برای اوقاع خوشی که در ولیهو داشتم

00:16:05.847 --> 00:16:08.747
باید بگم بسیار خوشحال می‌شم
تا اطلاعات بیشتری در اختیارتون بذارم

00:16:11.117 --> 00:16:12.987
راستی، آیا پلیس

00:16:13.017 --> 00:16:15.557
با کدها خوش می‌گذرونه؟

00:16:19.527 --> 00:16:22.397
شخصاً شروعی براش نداشتیم

00:16:22.427 --> 00:16:25.727
چون هیچ‌کدوم از اعضای ما
چیزی از رمزنوشته نمی‌دونن

00:16:25.767 --> 00:16:27.897
هرچند، نسخه‌هایی ازش

00:16:27.937 --> 00:16:31.007
برای متخصصین خاص این زمینه فرستادیم

00:16:31.037 --> 00:16:34.737
...و پیش‌بینی می‌کنیم اگر

00:16:35.777 --> 00:16:38.277
...اگر یک رمزنوشته‌ی

00:16:38.307 --> 00:16:41.617
منطقی باشه، می‌تونیم حلش کنیم

00:16:41.647 --> 00:16:45.087
نمی‌دونم رمزنوشته چه ربطی
به پدرم داشت

00:16:45.117 --> 00:16:46.957
و این دقیقاً

00:16:46.987 --> 00:16:50.427
مثل باقی کشفیاتمه

00:16:50.457 --> 00:16:53.457
،برای واشنگتن دی‌سی نامه نوشتم
و درخواست کردم

00:16:53.497 --> 00:16:55.527
سوابق نظامی پدربزرگم رو بگیرم

00:16:55.557 --> 00:16:57.897
فقط برای این‌که سعی کنم چیزی بفهمم

00:16:59.997 --> 00:17:03.637
می‌دونستم که پدربزرگم
،از روحانی‌های نیروی دریایی بود

00:17:03.667 --> 00:17:06.407
ولی وقتی سوابق نظامی به‌دستم رسید
متوجه شدم

00:17:06.437 --> 00:17:09.307
اون یه افسر اطلاعاتی هم بوده

00:17:09.337 --> 00:17:12.707
و آموزشات رسمی در کدشکنی داشته

00:17:12.747 --> 00:17:14.417
،پدربزرگ گری

00:17:14.447 --> 00:17:16.417
،ارل ون دورن سینیور

00:17:16.447 --> 00:17:18.917
یه کدشکن بود

00:17:18.947 --> 00:17:22.657
اون مهارت‌های کدشکنیش رو

00:17:22.687 --> 00:17:24.127
،به پسرش داد

00:17:24.157 --> 00:17:25.757
ون

00:17:27.997 --> 00:17:30.727
،طی تحقیقاتم
یه فیلم از پدربزرگم توی ارتش

00:17:30.767 --> 00:17:32.197
پیدا کردم

00:17:33.767 --> 00:17:35.767
خونواده می‌گه که

00:17:35.797 --> 00:17:38.267
پدربزرگم در واقع

00:17:38.307 --> 00:17:40.977
،کد می‌نوشته

00:17:41.007 --> 00:17:44.307
و از ون می‌خواسته
،کدها رو بشکنه

00:17:44.347 --> 00:17:46.507
و همیشه این کارو می‌کردن

00:17:46.547 --> 00:17:48.817
تا همدیگه رو گول بزنن

00:17:48.847 --> 00:17:50.917
و این منو شوکه کرد

00:17:50.947 --> 00:17:53.287
چون دارم فکر می‌کنم

00:17:53.317 --> 00:17:56.087
آیا این چیزی بیشتر از تصادفه؟

00:17:58.857 --> 00:18:00.797
،زودیاک گفته این کد رو بشکنین

00:18:00.827 --> 00:18:02.457
تا بفهمین من کی هستم

00:18:02.497 --> 00:18:04.967
ولی پلیس و مابقی مجریان قانون

00:18:04.997 --> 00:18:06.627
از کدها سردرگم بودن

00:18:07.967 --> 00:18:09.667
با گذشت زمان، یه معلم دبیرستان

00:18:09.697 --> 00:18:12.337
و همسرش تونستن کد رو بشکنن

00:18:14.137 --> 00:18:16.177
معتقد بودن حس خودبزرگ‌پنداری قاتل

00:18:16.207 --> 00:18:17.977
«امر می‌کنه حرف «من

00:18:18.007 --> 00:18:20.377
اولین حرف رمزنوشته باشه

00:18:20.417 --> 00:18:23.617
همین‌طور معتقد بودن
،اون از قتل حرف می‌زنه

00:18:23.647 --> 00:18:25.647
برای همین دنبال

00:18:25.687 --> 00:18:27.657
نشان‌های جفت می‌گشتن
که نشون‌دهنده‌ی

00:18:27.687 --> 00:18:30.987
دو حرف «ال» در لغات «قتل» یا «کشتن» بودن
[Kill-Killing قتل و کشتن به‌معنای]

00:18:31.027 --> 00:18:32.387
،پیام مخفی شروع شد

00:18:33.497 --> 00:18:34.827
من از کشتن انسان‌ها خوشم میاد»

00:18:34.857 --> 00:18:37.297
چون بسیار مفرحه

00:18:37.327 --> 00:18:40.837
مفرح‌تر از بازی‌های وحشی در جنگله

00:18:40.867 --> 00:18:44.707
«چون بشر خطرناک‌ترینِ حیواناته

00:18:47.377 --> 00:18:51.747
،زودیاک گفت
اگر این رمزنوشته رو بشکنین»

00:18:51.777 --> 00:18:54.177
«به هویت من می‌رسین

00:18:54.217 --> 00:18:57.887
اسمی در رمزنوشته‌ی حل‌شده نبود

00:18:57.917 --> 00:18:58.887
...فکر می‌کنم

00:18:58.917 --> 00:19:00.987
...پلیس فقط

00:19:01.017 --> 00:19:03.027
زودهنگام دست از گشتن برای یه اسم

00:19:03.057 --> 00:19:05.057
توی اون رمزنوشته برداشت

00:19:05.087 --> 00:19:07.157
چون می‌بایست

00:19:07.197 --> 00:19:10.367
جواب رو در کنار

00:19:10.397 --> 00:19:12.727
هر یک از نشان‌ها و حروف نوشت

00:19:12.767 --> 00:19:15.837
پس می‌شه راه حل به‌علاوه‌ی پازل اصلی

00:19:15.867 --> 00:19:18.567
،وقتی بهش نگاه کردم
...بلافاصله

00:19:19.467 --> 00:19:21.107
اسم پدرم رو دیدم

00:19:21.877 --> 00:19:24.077
...ای... وی

00:19:24.107 --> 00:19:28.077
...بی... ای... اس... تی

00:19:28.817 --> 00:19:30.817
...جی... آر

00:19:31.787 --> 00:19:33.157
...و

00:19:34.117 --> 00:19:36.117
این‌جا می‌افته

00:19:39.927 --> 00:19:42.857
پیدا کردن اسم پدرم توی رمزنوشته

00:19:42.897 --> 00:19:45.297
باعث شد متقاعد بشم

00:19:45.327 --> 00:19:47.697
...پدرم

00:19:47.737 --> 00:19:50.607
زودیاک قاتل بوده

00:20:14.297 --> 00:20:15.497
راهبر شهرستان ناپا

00:20:15.527 --> 00:20:17.627
چه موردی دارین؟

00:20:17.667 --> 00:20:18.967
می‌خوام گزارش یه قتل رو بدم

00:20:20.497 --> 00:20:22.837
نه، دو قتل

00:20:22.867 --> 00:20:26.267
اونا ۳.۲ کیلومتر شمال مرکز پارکن

00:20:26.307 --> 00:20:29.907
اونا سوار ماشین
والکسوگن کارمن گیای سفید بودن

00:20:29.937 --> 00:20:31.877
من کشتمشون

00:20:43.557 --> 00:20:44.987
،وقتی به صحنه رسیدم

00:20:45.027 --> 00:20:47.857
این خانم جوان رو کنار ساحل پیدا کردم

00:20:48.527 --> 00:20:50.697
از چندین جا چاقو خورده بود

00:20:51.667 --> 00:20:53.837
...و دوست‌پسرش، همراه مذکر

00:20:54.737 --> 00:20:57.107
،که از پیشش اومدم
،اون هم چاقو خورده بود

00:20:57.137 --> 00:20:58.707
و رفته بود تا کمک بگیره

00:21:01.537 --> 00:21:04.507
من و سیسی از پشت سرمون
،صدای خش‌خش شنیدیم

00:21:04.547 --> 00:21:05.777
و ازش خواستم نگاه کنه

00:21:05.807 --> 00:21:06.947
چون به اون سمت ایستاده بود

00:21:06.977 --> 00:21:08.517
منم به سمت آب ایستاده بودم

00:21:08.547 --> 00:21:10.017
،وقتی اومد بیرون

00:21:10.047 --> 00:21:12.317
«گفت «ماسک زده

00:21:12.347 --> 00:21:15.287
و جای چشمش پارگی داره
و عینک گیره‌دار زده

00:21:15.317 --> 00:21:17.257
به اون حلقه‌ها گیر بودن

00:21:18.257 --> 00:21:20.897
گفت یه محکومه که می‌خواست
به مکزیک فرار کنه

00:21:20.927 --> 00:21:22.997
و پول می‌خواد، بعدش گفت

00:21:23.027 --> 00:21:25.167
«حالا ازتون می‌خوام طناب‌پیچ بشین»

00:21:25.197 --> 00:21:27.497
دختر رو مجبور کرد منو ببنده

00:21:27.537 --> 00:21:30.567
البته اونم خیلی مضطرب بود
و منو شل بست

00:21:30.607 --> 00:21:33.677
فکر می‌کردم قراره بمیرم

00:21:33.707 --> 00:21:38.377
پیامی که کنار در قربانی نوشته شده بود

00:21:38.407 --> 00:21:42.577
تاریخ‌ قتل‌های شهرستان سولانو بودن

00:21:42.617 --> 00:21:45.147
.به‌همراه مال ما
نشون می‌دادن

00:21:45.187 --> 00:21:46.747
مثل همن

00:21:47.117 --> 00:21:50.557
خودش می‌دونه که مشکلی داره، بدون شک

00:21:50.587 --> 00:21:53.027
...اون یه انسان

00:21:53.057 --> 00:21:54.827
روانیه که مریضه

00:21:56.557 --> 00:21:58.167
این سومین زوجی بود

00:21:58.197 --> 00:21:59.897
،که زودیاک هدف گرفته بود

00:21:59.927 --> 00:22:02.397
به‌نظر می‌اومد زن‌ها رو بیشتر از مردها

00:22:02.437 --> 00:22:03.907
هدف می‌گیره

00:22:03.937 --> 00:22:05.737
،در دریاچه‌ی بریاسا

00:22:05.767 --> 00:22:07.707
اون به سیسیلیا

00:22:07.737 --> 00:22:10.947
بیشتر و خشن‌تر چاقو زده بود

00:22:10.977 --> 00:22:13.917
اون در واقع به‌دلیل
جراحت‌های چاقو می‌میره

00:22:15.217 --> 00:22:18.747
خشم بزرگش از زن‌ها

00:22:18.787 --> 00:22:21.787
...نشون می‌ده

00:22:21.817 --> 00:22:25.787
خوب مادری نشده

00:22:25.827 --> 00:22:28.257
این علائم بی‌دلیل ظاهر نمی‌شن

00:22:28.297 --> 00:22:29.897
منطقیه که فکر کنیم

00:22:29.927 --> 00:22:33.797
زودیاک شروع بسیار تروماتیکی داشته

00:22:33.837 --> 00:22:36.967
و در بچگی احساس کرده
بهش توجه نشده

00:22:36.997 --> 00:22:39.407
پس کسانی که می‌خوان

00:22:39.437 --> 00:22:42.737
،به دیگران درد تحمیل کنن
...معمولاً

00:22:42.777 --> 00:22:46.047
دردی رو به دیگران می‌دن
که به خودشون داده شده

00:22:46.077 --> 00:22:47.977
یه جور انگیزه‌ی انتقام

00:22:48.017 --> 00:22:49.947
پشت همه‌ی ایناست

00:22:56.987 --> 00:23:00.087
مهم‌ترین ارتباطم با پدرم

00:23:00.127 --> 00:23:01.797
از دریاچه‌ی بریاسا

00:23:01.827 --> 00:23:03.997
این حقیقت بود

00:23:04.027 --> 00:23:06.897
که زودیاک به بریان هارتنل گفته بود

00:23:06.927 --> 00:23:08.797
سوئیچ ماشینش رو می‌خواسته

00:23:08.837 --> 00:23:11.107
تا به مکزیک بره

00:23:11.137 --> 00:23:14.407
پدرم از اون‌جا پول درمی‌آورد

00:23:14.437 --> 00:23:18.807
حرفه‌ی پدرم دلالی آثار باستانی بود

00:23:18.847 --> 00:23:21.147
تا مکزیک سفر می‌کنه

00:23:22.877 --> 00:23:25.417
،همین‌طور فهمیدم دارلین فرین

00:23:25.447 --> 00:23:27.987
،از دومین قتل زودیاک

00:23:28.017 --> 00:23:29.817
خواهر دارلین

00:23:29.857 --> 00:23:31.687
به پلیس گفته

00:23:31.727 --> 00:23:34.657
یکی به اسم لی

00:23:34.697 --> 00:23:39.127
از مکزیک برای دارلین هدیه آورده

00:23:39.167 --> 00:23:41.967
توی دوره‌ای که با مادرم
،از خونه فرار می‌کرده

00:23:41.997 --> 00:23:45.107
«پدرم از اسم «هری لی

00:23:45.137 --> 00:23:47.067
برای نوشتن چک بی‌محل استفاده می‌کرده

00:23:48.407 --> 00:23:51.047
اینم یکی دیگه از اون تصادفاته

00:23:53.377 --> 00:23:55.377
،بعد از قتل دریاچه‌ی بریاسا

00:23:55.417 --> 00:23:58.687
،متوجه شدم در اواخر سال ۱۹۶۹

00:23:58.717 --> 00:24:02.487
ازدواج پدرم با ادیث کاس
،ناگهان تموم می‌شه

00:24:02.517 --> 00:24:04.727
ادیث بچه‌هاش رو می‌بره

00:24:04.757 --> 00:24:07.057
تا با پدرش

00:24:07.087 --> 00:24:08.897
در شهر اشتایرمارک اتریش زندگی کنه

00:24:10.727 --> 00:24:13.667
امیدوارم بودم از خواهر و برادرهای اتریشیم
جوابی بگیرم

00:24:13.697 --> 00:24:16.037
تا بفهمم چه اتفاقی برای پدرم

00:24:16.067 --> 00:24:18.067
و خونواده‌ی اتریشیش افتاده

00:24:19.007 --> 00:24:20.737
،پس با ادیث تماس گرفتم

00:24:20.777 --> 00:24:23.477
همین‌طور با خواهر و برادرهای ناتنیم
در اتریش

00:24:23.507 --> 00:24:25.577
،هیچ‌وقت نمی‌فهمم چرا رفتن

00:24:25.607 --> 00:24:27.817
ولی به وضوح گفتن

00:24:27.847 --> 00:24:29.917
هیچ کاری به کار من

00:24:29.947 --> 00:24:32.617
یا هیچ‌کسی در خونواده‌ی پدرم ندارن

00:24:48.797 --> 00:24:51.867
هر چه بیشتر
،راجع به زودیاک قاتل تحقیق کردم

00:24:51.907 --> 00:24:53.807
بیشتر غرقش شدم

00:24:55.207 --> 00:24:58.107
تحقیق با یک ورق شروع شد

00:24:58.147 --> 00:25:00.207
با گذر زمان بزرگ شد

00:25:00.247 --> 00:25:03.287
تا به هزاران هزار ورق رسید

00:25:04.887 --> 00:25:06.717
سفری بود

00:25:06.747 --> 00:25:09.387
که حالا تقریباً ۱۷ ساله ادامه داشته

00:25:11.927 --> 00:25:15.627
توی پرونده‌ی زودیاک
به خودم آموزش می‌دادم

00:25:15.657 --> 00:25:17.827
خوب و بد و زشت رو می‌شناختم

00:25:20.897 --> 00:25:23.537
...همه‌جور

00:25:23.567 --> 00:25:25.907
...فکری از سرم می‌گذشت

00:25:25.937 --> 00:25:28.107
وقتی بهم گفتن

00:25:28.137 --> 00:25:30.307
روتیا در تحقیقات پرونده‌ی زودیاک
مشارکت داشته

00:25:30.347 --> 00:25:34.317
...آیا روتیا واقعاً می‌دونسته

00:25:34.347 --> 00:25:37.287
جود گیلفورد قبل از این‌که
باهاش ازدواج کنه کی بوده؟

00:25:37.947 --> 00:25:40.817
این چیزی بیشتر از یه تصادفه

00:25:42.817 --> 00:25:45.887
ون، فکر نمی‌کنم تونسته باشه

00:25:45.927 --> 00:25:48.057
یه قاتل سریالی شده باشه

00:25:48.097 --> 00:25:50.967
،اون با مغزش کار می‌کرد
نه زور بازوش

00:25:52.467 --> 00:25:54.637
با گری، اوضاع

00:25:54.667 --> 00:25:56.567
رو به وخیم‌تر شدن رفت، تنها چون

00:25:56.597 --> 00:25:58.467
،اون شدیداً معتقده

00:25:58.507 --> 00:26:01.337
...و حتی گفته

00:26:01.377 --> 00:26:03.907
،پشت گوشی سرم داد زدم

00:26:03.947 --> 00:26:06.647
«پدرم به روتیا چی گفته؟»

00:26:09.047 --> 00:26:11.847
یه نقطه‌ی خیلی ناامید‌کننده

00:26:11.887 --> 00:26:14.857
و پایین توی رابطه‌مون

00:26:14.887 --> 00:26:16.787
فشار آوردن‌های من بود

00:26:20.157 --> 00:26:22.457
شاید بگین دوره‌ی وخیمی بوده

00:26:22.897 --> 00:26:25.627
یه چیزه که

00:26:25.667 --> 00:26:29.137
توی زندگیش
جنبه‌ی خورنده داشته

00:26:29.167 --> 00:26:32.767
که احتمالاً
تمام بزرگسالیش همراهش بوده

00:26:32.807 --> 00:26:36.377
گری استوارت مثل سگی که داره
استخون می‌جوه، دنبالش می‌کرد

00:26:36.407 --> 00:26:40.377
پس وقتی اطلاعات به‌دستش رسید

00:26:40.417 --> 00:26:42.217
شروع به دنبال کردنش کرد

00:26:42.247 --> 00:26:44.317
هرچه بیشتر می‌رفت

00:26:44.347 --> 00:26:46.517
دونه‌دونه به سرنخ‌های بیشتری می‌رسید

00:26:46.547 --> 00:26:48.587
حتی بیشتر از قبل غرقش شد

00:26:50.427 --> 00:26:52.687
،همیشه یه محقق بوده

00:26:52.727 --> 00:26:54.127
و اون فقط

00:26:54.157 --> 00:26:56.497
این ویژگی رو با خودش برداشت و رفت
تا بیشتر پیدا کنه

00:26:57.727 --> 00:27:00.837
به‌عنوان خواهر بزرگ‌ترش
نگرانش بودم

00:27:00.867 --> 00:27:02.397
چون اون داشت

00:27:02.437 --> 00:27:04.707
چیزای زشتی پیدا می‌کرد

00:27:04.737 --> 00:27:06.667
،می‌خواستم مطمئن بشم حالش خوبه

00:27:06.707 --> 00:27:08.677
و می‌خواستم مطمئن بشم

00:27:08.707 --> 00:27:11.407
زکری حالش خوبه

00:27:11.447 --> 00:27:14.077
،توی این موقعیت بسیار سخت

00:27:14.117 --> 00:27:15.817
کمک‌هزینه‌ی شوهرم

00:27:15.847 --> 00:27:18.887
منبع قدرت عظیمی

00:27:18.917 --> 00:27:21.887
در کل پروسه بوده

00:27:21.917 --> 00:27:24.587
وقتی در به‌سوی شخصیتش باز شد

00:27:24.627 --> 00:27:26.727
گری اشتیاق داشت

00:27:26.757 --> 00:27:28.827
،نه تنها در رو باز کنه

00:27:28.857 --> 00:27:30.427
،بلکه با لگد کامل بازش کنه

00:27:30.467 --> 00:27:34.267
و تمام جزئیات رو تا درجه‌ی ان پیدا کنه

00:27:36.937 --> 00:27:39.767
خب، کی بس می‌کنی؟

00:27:42.807 --> 00:27:45.177
می‌دونم گری

00:27:45.207 --> 00:27:48.577
،از مادر زک طلاق گرفت
و قابل‌درکه

00:27:48.617 --> 00:27:50.687
چطور یه زن بتونه با اینا زندگی کنه؟

00:27:50.717 --> 00:27:53.287
...اون غرقش شده بود

00:27:53.317 --> 00:27:54.887
،هر دقیقه‌ی زندگیش رو صرف می‌کرد

00:27:54.917 --> 00:27:57.787
تا هویتش رو پیدا کنه

00:28:01.727 --> 00:28:04.027
شکی توی ذهنم نیست

00:28:04.067 --> 00:28:07.797
عزمم برای پیدا کردن پدرم

00:28:07.837 --> 00:28:10.337
روی روابط قبلیم تاثیر گذاشته

00:28:11.937 --> 00:28:14.137
اسم من کتی پرسارژی استوارته

00:28:14.777 --> 00:28:16.777
من چهارمین همسرشم

00:28:18.247 --> 00:28:21.847
من و گری ۳ سال و نیم مزدوج بودیم

00:28:22.677 --> 00:28:26.317
،با یه عشق طوفانی شروع شد

00:28:26.347 --> 00:28:31.127
و همون‌قدری که سریع شروع شد
تموم شد

00:28:31.157 --> 00:28:34.097
جست‌و‌جو برای پیدا کردن پدر گری
کل زندگیمون رو بلعیده بود

00:28:35.297 --> 00:28:37.797
،من و گری طلاق گرفتیم

00:28:37.827 --> 00:28:40.867
و جست‌و‌جو برای پدرش
نقش بزرگی در طلاقمون داشت

00:28:42.937 --> 00:28:46.707
فکر می‌کنم تمام همسران گری
محسور شده بودن

00:28:47.207 --> 00:28:50.137
قبل از این‌که ازدواج کنیم

00:28:50.177 --> 00:28:53.177
،مادر زک باهام تماس گرفت
و بهم گفت

00:28:53.207 --> 00:28:54.647
تو نمی‌شناسیش»

00:28:55.147 --> 00:28:58.147
،الان صددل عاشقی
«ولی نمی‌شناسیش

00:29:01.487 --> 00:29:02.817
خیلی غیرمنصفانه بود

00:29:02.857 --> 00:29:05.127
که انتظار داشته باشم همه‌ی اطرافیانم

00:29:05.157 --> 00:29:07.627
...هرگز عمق

00:29:08.997 --> 00:29:10.697
این تراژدی

00:29:10.727 --> 00:29:13.127
...و حس فقدان

00:29:15.837 --> 00:29:18.707
چیزی رو که کشیدم بفهمن

00:29:18.737 --> 00:29:21.237
احتمالاً موقعی فهمیدم چقدر براش مهمه

00:29:22.237 --> 00:29:24.247
شاید یک سال یا بیشتر
...بعد از ازدواجمون بود، وقتی اون

00:29:25.047 --> 00:29:27.447
،تقریباً غرق در

00:29:27.477 --> 00:29:29.047
،اگه بگین

00:29:29.077 --> 00:29:32.317
با کندن و بیشتر و بیشتر پیدا کردن شد

00:29:32.747 --> 00:29:35.387
...صحبت‌های زیادی راجع‌به

00:29:35.987 --> 00:29:38.057
این حقیقت که این مسئله

00:29:38.087 --> 00:29:40.527
داره اون رو از ما و خونواده‌مون
و بچه‌هامون می‌گیره داشتیم

00:29:42.027 --> 00:29:44.867
حالا من بهترین چیزی رو داشتم

00:29:44.897 --> 00:29:46.552
که توی زندگیم برام اتفاق افتاده بود

00:29:47.987 --> 00:29:50.322
و حدودا 12 سال

00:29:51.323 --> 00:29:52.758
کریستی

00:29:52.791 --> 00:29:54.260
دست من رو

00:29:54.293 --> 00:29:56.795
در سخت‌ترین روزهای زندگیم گرفت

00:29:58.049 --> 00:30:00.049
،اون کمکم می‌کنه بفهمم

00:30:00.779 --> 00:30:03.789
با این‌که اون سر گیرنده‌ی

00:30:03.819 --> 00:30:06.849
ناامیدی و خشمم بوده

00:30:08.989 --> 00:30:11.889
با گذشت زمان، فهمیدم چقدر براش مهمه

00:30:11.929 --> 00:30:15.029
به نتیجه برسه تا بتونه
گذشته رو پشت سر بذاره

00:30:15.059 --> 00:30:18.699
خوابش رو نمی‌دیدم این‌قدر طول بکشه

00:30:18.729 --> 00:30:21.939
،برام سخت بود
چون زمانی رو

00:30:21.969 --> 00:30:24.869
که فکر می‌کردم... آخه
،اوایل ازدواجمون بود

00:30:24.909 --> 00:30:28.079
که باید کارهای دیگه‌ای
...بجز تحقیق درباره‌ی

00:30:28.939 --> 00:30:30.479
قاتل‌های سریالی می‌کردیم

00:30:44.029 --> 00:30:45.989
تمام واحدها، ۲۱۱ در جریانه

00:30:46.029 --> 00:30:48.959
پرسیدیو هایتس. مظنون
یک مرد آفریقایی-‌آمریکایی‌ست

00:30:48.999 --> 00:30:50.969
با احتیاط نزدیک شوید

00:30:53.699 --> 00:30:55.269
وقتی باهام تماس گرفتن

00:30:55.299 --> 00:30:57.639
و توی خیابون واشنگتن به راه افتادم

00:30:57.669 --> 00:30:59.309
دیدم یه تاکسی ایستاده

00:31:00.139 --> 00:31:03.109
.همه‌جا پر از خون بود
شگفت‌انگیز بود

00:31:05.849 --> 00:31:07.979
اولین توصیفی که از ارتباطات اومد

00:31:08.019 --> 00:31:10.649
یک مرد آفریقایی-‌آمریکایی بود

00:31:10.679 --> 00:31:12.419
ولی به محض شروع صحبت

00:31:12.449 --> 00:31:15.159
با نوجوون‌هایی که زودیاک رو دیده بودن

00:31:15.189 --> 00:31:17.119
اولین حرفی
،که از دهنشون درومد

00:31:17.159 --> 00:31:18.989
«خب، یه مرد سفیدپوسته»

00:31:19.329 --> 00:31:21.799
کی گند زد؟ نمی‌دونم

00:31:23.459 --> 00:31:26.969
،مرکز رو خبردار کردم، اون‌موقع

00:31:26.999 --> 00:31:30.769
بازرس تاسکی و آرمسترانگ اومدن

00:31:30.799 --> 00:31:32.709
،صحنه رو گرفتن

00:31:32.739 --> 00:31:34.839
و شروع به انجام

00:31:34.879 --> 00:31:37.009
تحقیقات کامل کردن

00:31:38.549 --> 00:31:40.049
به‌جای حمله به

00:31:40.079 --> 00:31:41.849
،یه زوج توی منطقه‌ی عشاق

00:31:41.879 --> 00:31:45.119
به یه مرد تنها حمله می‌کنه

00:31:45.149 --> 00:31:48.289
زودیاک به سر پال استاین شلیک کرد

00:31:49.719 --> 00:31:53.229
چیزی نمونده بود زودیاک گیر بیفته

00:31:53.259 --> 00:31:55.959
،دو پلیس زودیاک رو دیده بودن

00:31:55.999 --> 00:31:58.669
ولی به‌اشتباه بهشون گفته شده بود

00:31:58.699 --> 00:32:01.839
قاتل یک سیاه‌پوسته. به‌همین دلیل

00:32:01.869 --> 00:32:04.369
زودیاک تونست فرار کنه

00:32:06.039 --> 00:32:08.039
تحت‌تعقیب‌ترین مرد سان‌فرانسیسکو

00:32:08.079 --> 00:32:10.709
خودش را زودیاک قاتل می‌نامد

00:32:10.739 --> 00:32:14.319
،با قد ۱۷۶ سانتی‌متر، ۳۰ ساله
موی قهوه‌ای مایل به قرمز

00:32:14.349 --> 00:32:15.919
این پیراهن خونین

00:32:15.949 --> 00:32:18.189
،متعلق به آخرین قربانی اوست
یک راننده‌ی تاکسی

00:32:18.219 --> 00:32:19.989
زودیاک تکه‌ی کوچکی از آن را

00:32:20.019 --> 00:32:22.759
به سان‌فرانسیسکو کرونیکل فرستاده

00:32:22.789 --> 00:32:25.889
،همراه پیراهن
نامه‌ی دست‌نوشته‌ای نیز بود

00:32:25.929 --> 00:32:28.199
:نوشته بود
«خود زودیاک صحبت می‌کند»

00:32:28.229 --> 00:32:29.899
من راننده‌ی تاکسی را کشتم»

00:32:29.929 --> 00:32:32.429
«در میان مردم منطقه‌ی بی هم او را کشتم

00:32:33.799 --> 00:32:36.939
از دیروز بعد از انتشار جدیدترین نامه

00:32:37.439 --> 00:32:40.169
افسرهای ما برخی تماس‌های تلفنی

00:32:40.209 --> 00:32:42.609
از افراد گوناگون در منطقه‌ی بی داشتن
...کسانی که احساس می‌کنن

00:32:43.239 --> 00:32:45.249
...می‌تونن در

00:32:45.909 --> 00:32:48.079
دستگیری زودیاک مفید باشن

00:32:48.119 --> 00:32:50.719
در کل علاقه‌ی زیادی به‌وجود آورده

00:32:53.989 --> 00:32:57.419
زودیاک توجه همه‌ی مردم

00:32:57.459 --> 00:33:00.129
،منطقه‌ی بی رو جلب کرد

00:33:00.159 --> 00:33:03.599
و در یک پرونده‌ی مشهور
کلاهبرداری کرد

00:33:03.629 --> 00:33:07.029
...طغیانی که به‌وجود میاد

00:33:07.069 --> 00:33:10.599
می‌تونه تحقیقات رو مبهم کنه

00:33:12.339 --> 00:33:14.139
پرونده‌ی زودیاک

00:33:14.179 --> 00:33:16.039
از چشم مجریان قانون

00:33:16.079 --> 00:33:18.649
دارای چندین مشکل عملکردی بود

00:33:18.679 --> 00:33:21.149
چندین حوزه‌ی قضایی وجود داشت

00:33:21.179 --> 00:33:22.919
جرمی که ممکنه

00:33:22.949 --> 00:33:25.819
درست کنار مرز حوزه‌ی قضایی متفاوتی
اتفاق بیفته

00:33:25.849 --> 00:33:28.259
لزوماً منجر به

00:33:28.289 --> 00:33:30.719
کوشش منطقه‌ای نمی‌شه

00:33:30.759 --> 00:33:34.059
دلایل کاربردی
،برای نگه داشتن اطلاعات وجود داشت

00:33:34.099 --> 00:33:38.099
ولی یه غریزه
به‌سمت به‌اشتراک نذاشتن می‌ره

00:33:38.129 --> 00:33:40.429
پلیس تحقیقات رو سرهم کرد

00:33:40.469 --> 00:33:42.839
نه تنها چندین حوزه وجود داشت

00:33:42.869 --> 00:33:45.509
،که اطلاعات رو در اختیار هم نمی‌ذاشتن
بلکه وضعیتی بود

00:33:45.539 --> 00:33:48.109
که هر کاراگاهی که در کالیفرنیای شمالی بود

00:33:48.139 --> 00:33:50.439
می‌خواست خودش
پرونده‌ی زودیاک رو حل کنه

00:33:51.479 --> 00:33:54.919
یه حس غرور چرند

00:33:54.949 --> 00:33:56.919
،توی هسته‌ی ماجرا هست

00:33:56.949 --> 00:33:59.919
که می‌تونه خلاف حل شدن این پرونده

00:33:59.949 --> 00:34:01.489
عمل کنه

00:34:10.659 --> 00:34:12.799
با گشتن توی جزئیات

00:34:12.829 --> 00:34:14.699
،از قتل پال استاین

00:34:14.739 --> 00:34:18.969
چیزهای زیادی به‌چشمم اومد

00:34:19.009 --> 00:34:21.939
از فهرست راهنمای شهر پالک
متوجه شدم

00:34:21.979 --> 00:34:24.149
که پدرم

00:34:24.179 --> 00:34:27.279
،توی خیابون بوش 797 زندگی می‌کرده

00:34:27.309 --> 00:34:29.349
که دقیقاً دو بلوک

00:34:29.379 --> 00:34:32.649
با مکانی که زودیاک به تاکسی
پال استاین حمله می‌کنه فاصله داره

00:34:33.989 --> 00:34:35.859
ولی متقاعدکننده‌ترین چیز

00:34:35.889 --> 00:34:37.459
در مورد قتل پال استاین

00:34:37.489 --> 00:34:41.499
اثر انگشت خونین باقی‌مونده
روی تاکسی بود

00:34:41.529 --> 00:34:44.799
پلیس موفق نشد یه اثر انگشت کامل

00:34:44.829 --> 00:34:46.969
،به‌دست بیاره

00:34:46.999 --> 00:34:50.169
ولی اول از همه متوجه شدم این شخص

00:34:50.199 --> 00:34:54.039
یه زخم مشخص روی انگشت اشاره‌ی
دست راستش داره

00:34:54.079 --> 00:34:57.779
که دقیقاً هم‌جهت زخم انگشت اشاره‌ی
پدر منه

00:34:59.209 --> 00:35:02.319
،با باب گرت تماس گرفتم
که متخصص اثر انگشته

00:35:02.349 --> 00:35:04.919
آقای گرت بهم گفت

00:35:04.949 --> 00:35:07.889
زخم‌ها قابل‌مقایسه نیستن

00:35:07.919 --> 00:35:10.919
ولی اون اثر انگشت زودیاک رو

00:35:10.959 --> 00:35:12.929
،روی اثر انگشت ون گذاشت

00:35:12.959 --> 00:35:14.929
و خودتون می‌تونین ببینین

00:35:14.959 --> 00:35:16.559
و تصمیم بگیرین

00:35:18.069 --> 00:35:21.439
احتمالش چقدره پدر گری استوارت

00:35:21.469 --> 00:35:25.539
می‌تونسته زخم یکسانی
با زودیاک قاتل داشته باشه؟

00:35:25.569 --> 00:35:27.009
پیام دیگری دریافت شد

00:35:27.039 --> 00:35:29.539
که با نشان زودیاک امضاء شده بود

00:35:29.579 --> 00:35:31.379
و رمزنگاری شده

00:35:31.409 --> 00:35:33.049
متخصصان هنوز موفق به رمزگشایی

00:35:33.079 --> 00:35:34.779
معنای این رمزنوشته نشده‌اند

00:35:36.719 --> 00:35:40.019
تعداد ۳۴۰ رمزنوشته

00:35:40.049 --> 00:35:42.389
پیچیده‌ترین رمزنویسی زودیاک
محسوب می‌شه

00:35:42.419 --> 00:35:44.959
و به نام ۳۴۰ شناخته می‌شه

00:35:44.989 --> 00:35:47.589
چون دارای ۳۴۰ حرفه

00:35:47.629 --> 00:35:51.099
تمام متخصصان سعی کردند
،همه‌ی ۳۴۰ حرف رو حل کنن

00:35:51.129 --> 00:35:54.099
ولی اطلاعاتی که ندیده بودن

00:35:54.139 --> 00:35:56.099
اسم پدرم بود

00:35:56.769 --> 00:35:59.539
پدرم این رمزنوشته رو ساخت

00:35:59.569 --> 00:36:02.209
تا اسمش رو بی‌نقص درونش قراره بده

00:36:02.239 --> 00:36:05.779
با استفاده از تمام ۱۷ ستون رمزنوشته

00:36:06.909 --> 00:36:07.979
به وضوح مشخصه

00:36:08.009 --> 00:36:11.749
...ای... اِی... آر... ال

00:36:11.789 --> 00:36:14.889
...وی... اِی... ان

00:36:14.919 --> 00:36:18.429
...بی... ای... اس... تی

00:36:18.459 --> 00:36:21.929
و برای اولین بار
جونیور رو کامل نوشته

00:36:21.959 --> 00:36:26.869
...جی... یو... ان...آی... او... آر

00:36:27.329 --> 00:36:30.469
«ارل ون بست جونیور»
برعکس

00:36:32.039 --> 00:36:34.639
این حقیقت که اسم پدرم

00:36:34.679 --> 00:36:36.239
،بدون نقص

00:36:36.279 --> 00:36:38.909
،با استفاده از تمام ستون‌ها نوشته شده

00:36:38.949 --> 00:36:40.809
،نه‌تنها منحصربه‌فرده

00:36:40.849 --> 00:36:43.919
بلکه فکر می‌کنم
به‌قدری نجومیه

00:36:43.949 --> 00:36:46.219
که باید خودش باشه

00:36:50.789 --> 00:36:52.289
،در سان‌فرانسیسکو
دو ارتباط دیگر

00:36:52.329 --> 00:36:54.029
از شخصی که خودش را زودیاک قاتل می‌نامد

00:36:54.059 --> 00:36:55.429
به‌دستمان رسیده

00:36:59.729 --> 00:37:02.339
خود زودیاک صحبت می‌کنه

00:37:02.369 --> 00:37:03.999
،تا پایان اکتبر

00:37:04.039 --> 00:37:06.639
من ۷ نفر رو کشتم

00:37:06.669 --> 00:37:08.979
از دست پلیس خیلی عصبانی‌ام

00:37:09.009 --> 00:37:11.109
،که درباره‌ی من دروغ می‌گه

00:37:11.139 --> 00:37:13.149
پس دیگه قتل‌هام رو به هیچ‌کس

00:37:13.179 --> 00:37:14.979
اعلام نمی‌کنم

00:37:17.549 --> 00:37:19.949
اون‌ها شبیه دزدی‌های معمولی

00:37:19.989 --> 00:37:22.859
،قتل از روی خشم
و چند تصادف ساختگی به‌نظر می‌رسن

00:37:24.359 --> 00:37:25.859
پلیس هیچ‌وقت من رو نمی‌گیره

00:37:25.889 --> 00:37:28.199
چون باهوش‌تر از اونم که دستگیر بشم

00:37:29.329 --> 00:37:30.859
،یک

00:37:30.899 --> 00:37:34.569
من فقط وقتی شبیه توصیفاتم
که کارم رو می‌کنم

00:37:34.599 --> 00:37:36.139
،دو، تا حالا

00:37:36.169 --> 00:37:38.639
هیچ اثر انگشتی به‌جا نذاشتم

00:37:38.669 --> 00:37:41.339
برعکس گفته‌های پلیس

00:37:41.379 --> 00:37:44.879
،توی قتل‌هام
محافظ شفاف‌ اثر انگشت می‌زنم

00:37:44.909 --> 00:37:47.079
فقط دو پوشش از چسب هواپیما

00:37:47.109 --> 00:37:49.979
روی اثر انگشتم لازمه

00:37:50.019 --> 00:37:52.849
بسیار غیرقابل‌توجه و مفید

00:37:56.619 --> 00:37:58.989
،پی‌نوشت
دو پلیس سوتی دادن

00:37:59.029 --> 00:38:01.829
حدود 3 دقیقه بعد از این‌که
تاکسی رو ترک کردم

00:38:01.859 --> 00:38:05.029
داشتم از تپه پایین می‌رفتم
که ماشین پلیس اومد

00:38:05.069 --> 00:38:07.899
و ازم پرسید کسی مشکوکه؟

00:38:07.929 --> 00:38:09.939
منم گفتم «بله

00:38:09.969 --> 00:38:13.191
یه نفر داشت فرار می‌کرد
«و تفنگش رو می‌چرخوند

00:38:13.224 --> 00:38:15.260
پلیس گازش رو گرفت رفت دنبالش

00:38:15.293 --> 00:38:17.896
من هم فلنگ رو بستم
و دیگه اونجا آفتابی نشدم

00:38:20.141 --> 00:38:22.451
،آهای پلیس پست
به مذاقت خوش نمیاد

00:38:22.481 --> 00:38:25.981
سوتی‌هات توی سرت زده بشن؟

00:38:26.021 --> 00:38:28.081
نامه‌ی تازه‌ا‌ی از زودیاک قاتل

00:38:28.121 --> 00:38:30.091
به سان‌فرانسیسکو کرونیکل
فرستاده شده

00:38:30.121 --> 00:38:31.921
به همراه یک نامه‌ی احوال‌پرسی بود

00:38:31.961 --> 00:38:34.121
:با مضمون
متاسفم که زودتر نامه ندادم»

00:38:34.161 --> 00:38:36.491
«تازه خودکارم رو شستم

00:38:45.041 --> 00:38:47.241
همه همیشه فکر می‌کردن
پرونده‌ی زودیاک

00:38:47.271 --> 00:38:50.111
با دست‌خط حل می‌شه

00:38:50.141 --> 00:38:53.111
و من توی تحقیقاتم
،برای پیدا کردن پدرم

00:38:53.141 --> 00:38:55.611
سند ازدواج پدرم با مادرم رو

00:38:55.651 --> 00:38:57.981
پیدا کردم

00:38:58.011 --> 00:39:01.021
و اون‌قدری حروف زودیاک رو دیده بودم
تا بدونم

00:39:01.051 --> 00:39:03.691
...وقتی به اون ورق نگاه می‌کنم

00:39:05.721 --> 00:39:07.521
قلبم ایستاد

00:39:07.561 --> 00:39:09.561
من قبلاً این دست‌خط رو دیدم

00:39:11.331 --> 00:39:13.761
بعضی‌هاش خیلی خیلی شبیهن

00:39:13.801 --> 00:39:16.471
برای همین
،با مایکل ماکشول تماس گرفتم

00:39:16.501 --> 00:39:19.071
که متخصص خط‌شناسی
،پزشکی قانونیه

00:39:20.641 --> 00:39:22.211
،به‌عنوان کارشناس مدارک

00:39:22.241 --> 00:39:25.611
حداقل به ۲۱ ویژگی متفاوت

00:39:25.641 --> 00:39:27.981
برای مقایسه‌ی دست‌خط نگاه می‌کنیم

00:39:28.011 --> 00:39:31.881
بعضی‌هاشون ارتفاع نسبی حروفن

00:39:31.921 --> 00:39:34.891
آیا شخص درشت می‌نویسه؟
کوچیک می‌نویسه؟

00:39:34.921 --> 00:39:39.121
شکسته می‌نویسن یا پیوسته؟

00:39:39.161 --> 00:39:42.731
کاملاً بزرگ می‌نویسن؟
یا بزرگ به کوچیک؟

00:39:42.761 --> 00:39:45.031
شخص چطور برای «آی» نقطه می‌ذاره؟

00:39:45.061 --> 00:39:46.501
،روی «آی» نقطه می‌ذاره

00:39:46.531 --> 00:39:48.571
یا از راست به چپ می‌ذاره؟

00:39:48.601 --> 00:39:51.301
و هیچ‌کدوم از این ویژگی‌ها

00:39:51.331 --> 00:39:54.201
نه تائید می‌کنه و نه رد می‌کنه

00:39:54.241 --> 00:39:55.971
که طرف کیه

00:39:56.011 --> 00:40:00.541
،باید تمامش رو بررسی کرد
همه‌ی نوشته‌ رو

00:40:00.581 --> 00:40:03.311
.خب، این یه مثاله
،در این سند ازدواج

00:40:03.351 --> 00:40:06.051
در بست «ای‌اس‌تی» وجود داره
[Best]

00:40:06.081 --> 00:40:08.751
،بعدش
،در بسیاری از حروف زودیاک

00:40:08.791 --> 00:40:11.191
لغت «غربی» نوشته شده. در هر نمونه
[Western غربی - est]

00:40:11.221 --> 00:40:14.731
که دومین، سومین و چهارمین حروف رو داره
[est]

00:40:14.761 --> 00:40:17.731
که خوبه، چون داری
جاهای یکسانی رو بررسی می‌کنی

00:40:18.931 --> 00:40:20.731
،وقتی مقایسه کردم

00:40:20.761 --> 00:40:22.931
فاصله‌ی بین حروف یکسان بود

00:40:22.971 --> 00:40:24.701
ارتفاع هم نسبتاً یکسانه

00:40:24.741 --> 00:40:28.341
همچنین شیب عملاً یکسانه

00:40:28.371 --> 00:40:31.171
،و در نامه‌های زودیاک

00:40:31.211 --> 00:40:35.051
،جولای وجود داره
و جولای با حرف اول بزرگ نوشته شده

00:40:35.081 --> 00:40:38.111
در سند ازدواج
دو حرف «جی» وجود داره

00:40:38.151 --> 00:40:41.151
و جالب اینه وقتی بهشون نگاه کنی
کاملاً شبیه به همن

00:40:42.091 --> 00:40:44.091
،وقتی روی هم بیفتن

00:40:44.121 --> 00:40:46.791
،گردی، مسیر بالا رفتنشون

00:40:46.821 --> 00:40:49.891
،رد شدنشون، قوس زیر

00:40:49.931 --> 00:40:51.231
یکسانن

00:40:53.131 --> 00:40:55.601
نظر من اینه احتمالش به‌شدت قویه

00:40:55.631 --> 00:40:58.131
که ارن ون بست جونیور
نامه‌های زودیاک رو نوشته باشه

00:40:58.441 --> 00:41:01.101
و کلمات «به‌شدت قوی» مترادف

00:41:01.141 --> 00:41:02.971
تقریباً مطمئنه

00:41:05.441 --> 00:41:09.111
وقتی مایک واکشول مقایسه‌های

00:41:09.151 --> 00:41:11.081
دست‌خط زودیاک و ون رو

00:41:11.111 --> 00:41:13.421
،برام فرستاد

00:41:13.451 --> 00:41:16.951
وقتی دیدمشون باورم نمی‌شد

00:41:19.161 --> 00:41:22.091
،وقتی داشتیم کتاب رو می‌نوشتیم

00:41:22.131 --> 00:41:26.061
،هر چی بیشتر جلو می‌رفتیم
بیشتر باور می‌کردم

00:41:26.101 --> 00:41:28.471
احتمالش چقدره که گری استوارت

00:41:28.501 --> 00:41:30.971
،که توی لوئیزیانا زندگی می‌کنه
فکر می‌کنه پدرش

00:41:31.001 --> 00:41:32.171
،زودیاک قاتل بوده

00:41:32.201 --> 00:41:34.441
و دست‌خطشون یکی باشه؟

00:41:34.471 --> 00:41:37.111
و زخمشون یکی باشه؟

00:41:37.141 --> 00:41:40.241
،و در مقایسه با طراحی پلیس
شبیه به هم باشن؟

00:41:40.281 --> 00:41:41.951
و هر دو توی یه مکانن

00:41:41.981 --> 00:41:44.981
،می‌دونین
همه‌چی بیش‌ازحد با هم جور بود

00:41:47.381 --> 00:41:49.421
من نمی‌تونم برای کارهای پدرم

00:41:49.451 --> 00:41:51.121
،جواب بدم

00:41:51.151 --> 00:41:54.421
و این‌که بعداً در زندگی به چی تبدیل شده

00:41:54.461 --> 00:41:57.961
بدون شک باید
احساساتم رو برای پدری

00:41:57.991 --> 00:42:01.201
که هیچ‌وقت نمی‌شناختم تقسیم کنم

00:42:01.231 --> 00:42:04.171
برای این‌که سعی کنم
...رفتار منصفانه‌ای باهاش داشته باشم

00:42:06.301 --> 00:42:08.671
...چون فکر می‌کنم تمام کسانی

00:42:08.711 --> 00:42:11.611
که ممکنه کاری توی گذشته‌شون
انجام داده باشن

00:42:11.641 --> 00:42:15.511
باید بهشون فرصت گرفتن بخشش
داده بشه

00:42:17.811 --> 00:42:20.951
برای همین، تنها قصدم

00:42:20.981 --> 00:42:23.551
و تنها هدفم پیدا کردن این مرد بود

00:42:23.575 --> 00:42:31.575
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
