﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:10.001 --> 00:00:16.001
یک یهودی آلمانی متولد شهر  :Anne Frank*
فرانکفورت بود که پس از مرگش به واسطهٔ چاپ
.دفترچهٔ خاطرات روزانه‌اش شهرت جهانی پیدا کرد
،كشورهاى بالكان:‌ (يوگسلاوى سابق‌*
بلغارستان‌، آلبانى‌، يونان‌ و بخش
(‌ اروپايى‌ تركيه‌

00:00:16.160 --> 00:00:22.030
در دفترچۀ خاطراتش در  *"Anne Frank"
:6ژوئن،سالِ 1944نوشت

00:00:22.120 --> 00:00:26.159
،آیا آزادی ای که مدتها منتظرش هستیم"
،آزادی ای که هنوز هم خیلی خوب هستش

00:00:26.240 --> 00:00:29.630
آزادی ای که شبیه به داستان های باورنکردنی
"هستش،فرامیرسه و حقیقی میشه؟

00:00:29.720 --> 00:00:33.554
آیا میشه امسال یعنی سالِ 1944"
"در جنگ پیروز شد؟

00:00:33.640 --> 00:00:37.838
،ما هنوز نمیدونیم که این اتفاق میفته یا نه"
".اما همگی امید داریم

00:00:37.920 --> 00:00:43.916
حالا بیشتر از همیشه باید این شرایطِ"
سخت رو تحمل کنیم و مصمم باشیم و
".ایستادگی کنیم و از ترس فریاد نزنیم

00:00:44.000 --> 00:00:50.394
مردمِ هلند به مدتِ 4سال تحتِ سلطۀ
.آلمان ها زندگی کردند

00:01:48.800 --> 00:01:52.315
،در 10می،سالِ 1940،بدونِ اعلامِ جنگ

00:01:52.440 --> 00:01:56.035
.آلمان به هلندِ بی طرف حمله کرد

00:01:56.120 --> 00:01:59.715
ارتشِ چترباز و زرهی آلمان،ارتشِ هلند رو
،که در صلح بود و سلاح های جدیدی نداشت

00:01:59.800 --> 00:02:01.836
.مغلوب کرد

00:02:11.280 --> 00:02:13.475
هیتلر با استفاده از جاده های
،بسیار خوبِ هلند

00:02:13.560 --> 00:02:16.552
ستون های نظامیِ خود را در امتدادِ
،دشت و صحرایِ هموارِ هلند

00:02:16.640 --> 00:02:19.359
،قبل ازینکه متفقین بتونند برای نجات بیان
.حرکت داد

00:02:21.240 --> 00:02:26.030
،هنگامِ ظهر و زمانِ ناهار در تاریخِ 14می
50تا از هواپیماهای آلمان به بندرِ
.در هلند،حمله کردند  "Rotterdam"

00:02:27.040 --> 00:02:31.352
در 15دقیقه،شروع به شلیک کردند که
،مرکزِ شهر رو نابود کرد و

00:02:31.440 --> 00:02:34.716
.باعثِ ایجادِ ترس و وحشت میانِ مردم شد

00:02:37.880 --> 00:02:41.759
تسلیم شد و  "Rotterdam" بندر
،فقط چند ساعت بعد

00:02:41.840 --> 00:02:45.913
هلند تصمیم گرفت تا برای نجاتِ
.دیگر شهرها،تسلیم بشه

00:02:48.200 --> 00:02:52.990
به  "Rotterdam" اون شب،وقتی بندرِ
آتش کشیده شد،مردمِ هلند بدونِ
.رهبر و فرمانده بودند

00:02:56.240 --> 00:02:59.038
ملکه به همراهِ هیئتِ دولتش،به انگلیس
،فرار کرده بود تا

00:02:59.120 --> 00:03:01.315
حکومت رو در تبعید کنترل کنه و
.به کارش ادامه بده

00:03:01.400 --> 00:03:05.518
،به خاطرِ ترس از سلطه و حکومتِ نازی ها
،بیشتر از 300هلندی که عمدتا یهودی بودند

00:03:05.640 --> 00:03:07.471
.ترجیح دادند که خودکشی کنند

00:03:07.560 --> 00:03:11.075
مردم هاج و واج و حیران و وحشت زده
.شده بودند

00:03:13.760 --> 00:03:19.357
هلند از زمانِ ناپلئون به بعد در
.جنگی درگیر نشده بود

00:03:19.440 --> 00:03:22.910
،ما کاملا بهت زده شده بودیم

00:03:23.040 --> 00:03:25.190
و از لحاظِ روحیه نیز خیلی ضعیف
.بودیم

00:03:26.360 --> 00:03:30.672
... ما خونده بودیم که هیتلر چی گفته و

00:03:38.400 --> 00:03:44.316
و میدونستم که درموردِ یهودیان
.چه اعلام کرده و چی گفته

00:03:45.640 --> 00:03:48.393
من واقعا میدونستم با یهودیان
.چیکار میکنه

00:03:49.480 --> 00:03:54.315
.اون مارو میکشت،من مطمئن بودم

00:03:54.400 --> 00:03:59.110
ما از خطراتِ موجود زیاد آگاه سازی
نشده بودیم و تمامِ چیزایی که
.میگفتند رو باور نداشتیم

00:03:59.200 --> 00:04:03.830
،که از همه بزرگتره  "Eddy" برادرم

00:04:03.920 --> 00:04:07.276
،در زمانی که جنگ شروع شده بود

00:04:07.360 --> 00:04:09.078
،اومد خونمون

00:04:09.160 --> 00:04:13.950
:و گفت
"با من بیاید،بیاید ازینجا فرار کنیم"

00:04:14.040 --> 00:04:18.477
:و من یادمه که مادرم گفت
"فرار؟برای چی؟"

00:04:18.560 --> 00:04:21.358
من منتظرِ شخصی هستم که لباس های"
"شسته شده رو میاره

00:04:21.440 --> 00:04:23.431
"از چی باید فرار کنم؟"

00:04:23.520 --> 00:04:27.877
،شاید آلمان ها دشمنِ ما بودند اما

00:04:27.960 --> 00:04:31.236
اونا حداقل در اون زمان،مارو دشمنِ
،خودشون نمیدونستند

00:04:31.320 --> 00:04:36.792
،به خاطر اینکه ما کارکنانِ هتل بودیم

00:04:36.920 --> 00:04:40.959
،و تا زمانی که کاری به کارشون نداشتیم

00:04:41.040 --> 00:04:43.474
.همه چیز رو قبول میکردند

00:04:43.560 --> 00:04:46.757
،شرایط در هتل مثلِ همیشه بود
،مثلا دربان همانطور که

00:04:46.840 --> 00:04:50.355
امروز اینکارو میکنه و سالها قبل هم
همینکارو میکرده،در رو روی هرکسی
.باز میکرد

00:04:50.440 --> 00:04:53.750
،منظورم اینه که شرایط عادی بود
پیشخدمت و کسی که چمدان هارو
،حمل میکرد وظایفِ خودش رو انجام میداد

00:04:53.840 --> 00:04:56.149
...سرایدار کارِ خودش رو میکرد و

00:04:56.240 --> 00:05:01.633
تمامِ افراد،از رتبۀ بالا گرفته تا رتبه و مقامِ
پایین،وظایفِ مربوط به خودشون رو انجام
.میدادند

00:05:05.640 --> 00:05:08.393
،آلمان یک سرپرستِ جدید رو تحمیل کرد

00:05:08.480 --> 00:05:10.152
سرپرستی که در رأسش فرماندارِ
،آلمانی بود که

00:05:10.240 --> 00:05:14.552
شخصا پاسخگوی هیتلر بود و این
اختیار و قدرت رو داشت که بدون‌ راى و
.صلاحديد مردم‌ به‌ امر خود حكومت‌ کنه‌

00:05:16.000 --> 00:05:21.120
حکمرانِ عالی رتبۀ هلند،دکتر
،بود که  "Arthur Seyss-Inquart"

00:05:21.200 --> 00:05:23.077
.یک وکیلِ اتریشی(وین) بود

00:05:23.200 --> 00:05:28.513
وی در تنظیم کردن و همچنین ترتیب دادنِ
،محلق شدنِ اتریش و آلمان در سالِ 1938
.کمک هایی رو انجام داده بود

00:05:28.640 --> 00:05:32.155
در  "Hall of Knights" وی در ساختمانِ
در هلند،افسرانِ  "Hague" شهرِ
آلمان رو مخاطب قرار داد و
.سخنرانی کرد

00:05:32.240 --> 00:05:35.516
12تن از کارمندانِ عالی رتبۀ دولتِ
هلند نیز در این سخنرانی حضور
.داشتند

00:05:37.217 --> 00:05:39.517
...اگرچه 5.000نفر از ارتشِ آلمان و

00:05:40.118 --> 00:05:46.238
،سربازانِ هلندی کشته شده اند

00:05:46.239 --> 00:05:50.349
در قلب های ما هیچگونه خصومتی
.با هلندیها وجود نداره

00:05:50.440 --> 00:05:52.635
،وی سعی کرد تا با بیانِ اینکه

00:05:52.760 --> 00:05:55.593
مَسلک و ایدئولوژیِ حزبِ نازی به
هلندی ها تحمیل نمیشه،به آنها
.قوتِ قلب بده

00:05:55.680 --> 00:05:58.399
آلمان هیچگونه طرح های سلطه گرایانه ای
.بر هلند نداشت

00:06:03.080 --> 00:06:06.834
،دستگاهِ قضایی و قانون های هلند
تا اطلاعات بیشتر در قدرت باقی
.میمونند

00:06:06.920 --> 00:06:08.592
،شفاف سازی کرد که  "Seyss-Inquart"

00:06:08.720 --> 00:06:12.998
کشور توسطِ کارمندانِ دولتِ هلند
.اداره میشه

00:06:13.120 --> 00:06:16.032
هرکسی که دوست داشت میتونست
.استعفا بده

00:06:16.120 --> 00:06:18.236
.تعدادِ کمی این کار رو کردند

00:06:22.360 --> 00:06:26.478
وی از مردمِ آلمانی-هلندی خواستارِ
.همکاری و مشارکت بود

00:06:49.400 --> 00:06:51.630
به عنوانِ یک کارِ مسالمت آمیز و صلح
،جویانه

00:06:51.720 --> 00:06:55.679
هیتلر دستورِ آزادیِ زندانیانِ هلندی
.رو صادر کرد

00:06:59.240 --> 00:07:01.708
.مردم مقداری به آرامش رسیدند

00:07:01.800 --> 00:07:04.678
آلمان ها قول دادند تا اصول و سطحِ
،زندگی حفظ بشه

00:07:04.760 --> 00:07:06.671
.و مشکلاتِ بیکاری نیز برطرف بشه

00:07:06.760 --> 00:07:09.320
این تصرف و اشغال شدن،شاید
پس از تمامِ مشکلات و سختی هایی
.که به وجود اومد،زیاد هم بد نباشه

00:07:17.840 --> 00:07:21.355
،"Seyss-Inquart" فرماندارِ آلمانی

00:07:21.440 --> 00:07:27.151
خودش شخصا بچه هایی که توسط قطار
،برای تعطیلات به اتریش رفتند رو
.همراهی کرد

00:07:39.240 --> 00:07:42.038
برای جنبش و حزبِ سوسیالیستِ ملیِ
،"NSB" هلند یا

00:07:42.120 --> 00:07:46.636
این یک لحظۀ شاد بود،چراکه دورهم
جمع شدند و به این نتیجه رسیدند تا از
.آلمانها استقبال کنند

00:07:46.720 --> 00:07:50.156
سالها بود که افرادش رو در  "NSB"
،در هلند  "Lunteren " منطقۀ

00:07:50.280 --> 00:07:54.273
،برای مخالفت با رژیم جمع میکرد
اما الان،برای اولین بار،بجای مخالفت
،با رژیم

00:07:54.360 --> 00:07:56.396
همین افراد مانندِ دلاوران و جنگجویانِ
.این حزب بودند

00:07:59.480 --> 00:08:02.995
چهار برابر شد  "NSB" تعدادِ افرادِ حزبِ
.و به 80.000نفر رسید

00:08:03.120 --> 00:08:05.998
اگرچه هنوز فقط 1درصد از کلِ جمعیت
.عضو بودند

00:08:07.480 --> 00:08:11.712
هم به دلیلِ  "NSB" ،مانند حزبِ نازیِ هیتلر
،شرایطِ بد و رکودِ اقتصادی

00:08:11.800 --> 00:08:16.430
ترس از بلشويك و قول و وعدۀ اروپایی
.شکوفا به وجود آمد

00:08:19.560 --> 00:08:24.714
این حزب خواستارِ نظم و ترتیب و
.انضباط‌ و اطاعت‌ كامل بود

00:08:33.120 --> 00:08:34.917
میهن پرستی در سبک و روشِ این
،حزب وجود داشت و

00:08:35.000 --> 00:08:37.992
،از آداب و رسومِ کهن تمجید میکردند و

00:08:38.120 --> 00:08:43.069
به وطنشون افتخار میکردند و
.قولِ احترامی جهانی رو میدادند

00:08:56.680 --> 00:08:58.193
،ادای احترام به پرچمِ هلند

00:08:58.280 --> 00:09:01.352
و خواندنِ سرودِ ملی،قسمتی از
.آیین و رسومِ این حزب بود

00:09:01.440 --> 00:09:04.512
تمامِ مراجعات و توصیه نامه ها به
،خانوادۀ پادشاهیِ هلند و ملکه

00:09:04.600 --> 00:09:07.478
.حذف شدند

00:09:22.640 --> 00:09:24.790
که رهبرِ حزبِ  "Anton Mussert"
،بود  "NSB"

00:09:24.880 --> 00:09:28.634
یک مهندس بود که سابقه ای درخشان
.به عنوانِ کارمندِ کشور داشت

00:09:28.720 --> 00:09:30.119
،وی این لحظه رو فرصتی میدونست برای

00:09:30.200 --> 00:09:33.237
دوباره احیا کردنِ هلند به عنوانِ یک
.قدرتِ برتر

00:09:34.480 --> 00:09:37.233
رفتار میکرد  "Mussolini" مثلِ  "Musser"
.و در واقع وی را الگویِ خود قرار داده بود

00:09:37.320 --> 00:09:40.630
از نظر وی) هیتلر ناجی ای بود که)
برای حفظ کردن و نجاتِ اروپا فرستاده
.شده بود

00:09:40.681 --> 00:09:45.301
!هموطنانِ من

00:09:45.322 --> 00:09:47.602
،ما به خودمان و عقایدمان در سالهای

00:09:47.653 --> 00:09:54.103
1931،33،35،37،39وفادار بوده ایم و
،از خودگذشتگی هایی داشته ایم

00:09:54.874 --> 00:09:58.714
.و در ادامه نیز همینطور خواهیم بود

00:09:58.825 --> 00:10:00.715
،ما باید به عقاید و هدفمان وفادار باشیم و

00:10:01.166 --> 00:10:06.586
به مردم و وطنمون عشق بورزیم و
.پایبند باشیم

00:10:08.967 --> 00:10:10.967
آلمان و دولتش به چندین بخش و شاخه
،تقسیم میشه

00:10:11.178 --> 00:10:15.018
،و ما میتونیم قوی ترین بخشش باشیم

00:10:15.019 --> 00:10:21.009
،اما اگه ثابت کنیم که مقاوم و قوی هستیم

00:10:21.370 --> 00:10:24.010
اونوقت مردمِ هلند نیز میتونند
.پیشروی کنند

00:10:32.600 --> 00:10:36.275
یک بمب افکنِ آلمانی در فاصلۀ کمی
از بالایِ جمعیت عبور کرد،جمعیتی
که به این بمب افکن ادای احترام
.میکردند

00:10:37.440 --> 00:10:39.396
،تنها 6هفته از

00:10:39.480 --> 00:10:43.678
بمباران و به آتش کشیدنِ بندرِ
توسط هواپیماهایِ  "Rotterdam"
.آلمان میگذشت

00:10:52.289 --> 00:10:56.829
آیا با آلمان در جنگ هستید؟آره یا نه؟
.نه

00:10:57.980 --> 00:11:03.630
آیا با انگلیس هم پیمان هستید؟آره یا نه؟
.نه

00:11:20.240 --> 00:11:22.435
.اما در هلند دو دستگی ایجاد شد

00:11:23.360 --> 00:11:25.920
اتفاقی خیلی عجیب رخ داد،در تولدِ
،"Bernhard" شاهزاده

00:11:26.000 --> 00:11:29.754
،که تنها یک هفته بعد از سقوط فرانسه بود
،هزاران هلندیِ معمولی

00:11:29.840 --> 00:11:32.274
خودجوش تظاهرات کردند و نافرمانیِ
.خودشون رو نشون دادند

00:11:34.960 --> 00:11:37.838
سربازان به مردمی که سرود خاندان‌ ارانژ
نام‌ خانواده‌ى سلطنتى‌ هلند)،میخواندند)
،ادای احترام کردند

00:11:37.960 --> 00:11:43.751
و در بنایِ یادبودِ ملی در هلند،گلِ میخک
،بود را  "Bernhard" که گلِ موردِ علاقۀ
.قرار دادند

00:11:51.960 --> 00:11:54.872
برخی از مردم هیچ دلیلی برای مخالفت
.نمیدیدند

00:11:54.960 --> 00:11:57.713
یک سازمانِ سیاسی که مورد تاییدِ
،آلمان بود و

00:11:57.800 --> 00:11:59.631
،اتحادیۀ هلند نام داشت
،تشکیل داده شد تا

00:11:59.720 --> 00:12:02.518
وطن پرستان رو در زمینۀ وفاداری به
.دولت و قدرت،متحد کنند

00:12:02.600 --> 00:12:04.830
با وجودِ اینکه بقیۀ حزب ها آزادیِ
،بیان نداشتند و محدود بودند

00:12:04.920 --> 00:12:08.469
این یک فرصت و چارۀ محترم برای
.بود  "NSB " حزبِ

00:12:08.600 --> 00:12:11.717
.15درصد از جمعیت،پیوستند

00:12:15.880 --> 00:12:18.314
.هلند یک کشور مذهبی بود

00:12:18.400 --> 00:12:22.029
برخلافِ ادعای هیتلر که مبنی بر
،نجات دادنِ مسیحیتِ غرب بود

00:12:22.120 --> 00:12:26.955
حزبِ نازی با کلیساها مخالف بود
و دلیلش هم این بود که به نظر اونا
جایگاهِ انسان رو فراتر از خداوند قرار
.میداد

00:12:27.040 --> 00:12:31.033
در برخی از کلیساها،افراد فرقه و دینِ
.خود را انکار میکردند

00:12:37.440 --> 00:12:41.149
همۀ افراد باید اثر انگشت میدادند و
ازشون عکس گرفته میشد و نامشان
.ثبت میگشت

00:12:41.280 --> 00:12:43.589
،دولتِ هلند اعلام کرده بود که

00:12:43.680 --> 00:12:45.432
کارمندانِ دولت به خاطر مردم تا
،جایِ ممکن

00:12:45.520 --> 00:12:48.876
.سرکار بمونند و کار کنند

00:12:48.960 --> 00:12:53.511
حالا این کارمندان بطورِ منظم برایِ
تمامِ مردم،کارتِ شناسایی صادر
.میکردند

00:12:56.640 --> 00:12:59.950
آلمانها یک پرسشنامۀ نژادی رو
.معرفی و ارائه کردند

00:13:03.040 --> 00:13:05.759
پس از مدتِ کوتاهی بعد از
،اشغالِ هلند

00:13:05.840 --> 00:13:09.037
2نفر از پلیسِ امنیتِ آلمان نزد من آمدند
،و از من پرسیدند

00:13:09.120 --> 00:13:11.839
"آیا در شهرداریِ شما،یهودی وجود داره؟"

00:13:11.920 --> 00:13:16.072
منم بهشون گفتم که در بخشِ من
.هیچ شخصِ یهودی ای وجود نداره

00:13:16.160 --> 00:13:19.072
،اما این اولین اشتباهِ من بود

00:13:22.320 --> 00:13:26.472
،به خاطر اینکه با جواب دادن به اون سوال
.در واقع من تبعیضِ نژادی رو پذیرفته بودم

00:13:26.560 --> 00:13:29.199
.ما باید فرمی رو پُر میکردیم

00:13:29.280 --> 00:13:32.238
یک بخش ازین فرم مربوط به این بود
که آیا پدربزرگ یا مادر بزرگی یهودی
.داریم یا نه

00:13:32.320 --> 00:13:34.390
.من نداشتم پس گفتم که نه

00:13:35.120 --> 00:13:37.918
،بعدش رفتیم خونه و متوجه نشدیم که

00:13:38.000 --> 00:13:40.594
در واقع ما با این کارمون در گیرانداختن و
،تحتِ فشار قرار دادنِ یهودیان موثر بودیم

00:13:40.680 --> 00:13:42.796
،و اونارو آسیب پذیر کردیم

00:13:42.880 --> 00:13:44.598
،و در موقعیتی قرارشون دادیم که

00:13:44.680 --> 00:13:47.672
بعدها منتقل میشدند و با گاز کشته
.میشدند

00:13:47.760 --> 00:13:49.830
.ما متوجه این موضوع نبودیم

00:13:49.920 --> 00:13:54.948
،بعد از یک سال شرکت در امور سیاسی

00:13:55.040 --> 00:13:59.397
بیشتر اضطراب پیدا میکردیم که اون
اعلامیه ها واقعا چه معنی ای
.داشتند

00:13:59.520 --> 00:14:03.832
:اما اولین صحبت و سوال این بود
سن؟آدرس؟

00:14:03.920 --> 00:14:07.276
آیا پدربزرگ و مادربزرگت یهودی هستند؟
.نه
.خیلی خُب

00:14:08.280 --> 00:14:10.999
،همانطور که ملاحظه میکنید
.این کار یک فرآیند و پروسۀ خاص بود

00:14:11.120 --> 00:14:19.073
قدم به قدم،پروسۀ نفوذِ نازی ها در
.جامعه صورت میگرفت

00:14:22.240 --> 00:14:25.437
تمامِ یهودیان از دفاتر و اداراتِ عمومی
.برکنار شدند

00:14:25.520 --> 00:14:29.115
آلمانها شروع به جداسازیِ یهودیان
.از دیگر هلندی ها کردند

00:14:29.200 --> 00:14:32.476
یهودیان حقِ حضور در پارک ها،رستوران ها
.و کافی شاپ هارو نداشتند

00:14:38.760 --> 00:14:42.958
،با پیراهنهایی سیاه  "NSB" در آمستردام،افرادِ
،به مناطقِ طبقۀ کارگر میرفتند و

00:14:43.040 --> 00:14:47.511
و یهودیان رو از میخانه ها و رستورانها
بیرون میاوردند و در خیابانها به شدت
.میزدنشون

00:14:53.320 --> 00:14:56.039
گروهایِ دفاع کنندۀ یهودی نیز به مخالفت
.و مقاومت می پرداختند

00:14:56.120 --> 00:14:59.749
در این درگیریها یکی از افرادِ نازی-هلندی
کشته شد و یکی از افرادِ  (NSB)
(گشتاپو (پليس‌ مخفى‌ آلمان‌ هيتلرى
.زخمی شد

00:15:04.120 --> 00:15:07.157
برای تلافی،آلمانها 400جوانِ یهودی رو
،گرفتند و

00:15:07.240 --> 00:15:09.834
،بدونِ ترتیب در خیابان زدنشون

00:15:09.920 --> 00:15:15.119
که به پایگاهِ  "Mauthausen" و به پایگاهِ
.مرگ معروف بود،فرستادند
پایگاهِ آلمان در جنگِ جهانی  :Mauthausen
.در شمالِ اتریش

00:15:16.880 --> 00:15:21.192
یکی از مسئولینِ تمیزکنندۀ خیابان که
"Piet Nak" عضوِ حزبِ کمونیست بود و
نام داشت،دستورات و اصولِ حزبش
،رو اجرا کرد و

00:15:21.280 --> 00:15:25.910
در خیابان قرار گرفت و ساکنانِ آمستردام
.رو به اعتراض و مخالفت فراخواند

00:15:30.080 --> 00:15:33.959
چیزی که من و خیلی از مردم رو عصبانی
،و ناراحت کرد

00:15:34.040 --> 00:15:36.349
،این بود که ما سرشار از تنفر بودیم

00:15:36.440 --> 00:15:39.079
ما هیچوقت چیزی مثلِ اون رو در
،آمستردام ندیده بودیم

00:15:39.160 --> 00:15:41.674
خیلی از مردم فقط به خاطر
اینکه یهودی بودند باهاشون
،برخورد میشد

00:15:41.760 --> 00:15:46.038
.زن،مرد،بچه،هیچ استثنایی وجود نداشت

00:15:46.120 --> 00:15:49.237
مردم دستگیر میشدند و به شدت کتک
.میخوردند

00:15:49.320 --> 00:15:53.791
،وضعیت اینطوری بود
اگر یک وقت شخصی رو در آب ببینی
که داره غرق میشه،چیکار میکنی؟

00:15:54.680 --> 00:15:56.955
.مطمئنا میپری تو آب و نجاتش میدی

00:15:57.040 --> 00:16:01.158
واست هم مهم نیست که آب تمیز باشه
یا کثیف،خیلی خشمگین هستی و فقط
.میخوای نجات بدی

00:16:01.240 --> 00:16:03.800
ما هیچکاری نمیتونستیم در مورد یهودیان
.بکنیم مگر اینکه اعتصاب و تظاهرات کنیم

00:16:03.880 --> 00:16:08.192
من نمیدونستم که چه راه های دیگه ای
برای دفاع از یهودیان وجود داشت،به نظرم
.راهِ دیگه ای نبود

00:16:17.880 --> 00:16:20.713
،هزاران نفر در صفهایی فشرده و منظم

00:16:20.800 --> 00:16:23.155
،در خیابانهای آمستردام راه پیمایی کردند

00:16:23.240 --> 00:16:26.630
.و آلمانها نیز با تانکها دورشون حلقه زدند

00:16:29.080 --> 00:16:32.868
،تظاهرات کنندگان مسلح نبودند

00:16:32.960 --> 00:16:36.191
اما سلاحشون راه پیمایی و شعار دادن
.بود

00:16:36.280 --> 00:16:42.071
در  "Rozengracht" بنابراین آنها تا خیابانِ
آمستردام پیش رفتند و سرودِ انقلابی
.خوندند

00:16:43.400 --> 00:16:45.755
،در روزِ دومِ اعتصاب و تظاهرات

00:16:45.840 --> 00:16:48.832
،ما در سازمانِ تمیزکنندۀ شهر
.ملاقاتی ترتیب دادیم

00:16:51.320 --> 00:16:55.074
رئیس ازمون خواست تا در عصرِ روزِ
،دوم شروع به کار کردن کنیم

00:16:55.200 --> 00:17:00.877
اما ما قبلش تصمیم گرفته بودیم که
.فقط در روزِ سوم به کار برگردیم

00:17:05.360 --> 00:17:06.679
،اتوبوس برقی هایی که

00:17:06.760 --> 00:17:11.629
،شروعِ اعتصاب و تظاهرات رو رقم زده بودند
.پایانِ آن هم رقم زدند

00:17:11.720 --> 00:17:15.838
،آلمان ها 9نفر رو کشتند
ادامۀ اعتصاب و تظاهرات به معنیِ
.خشونتِ زیاد و کشته شدن بود

00:17:15.920 --> 00:17:19.435
،اما برای 48ساعت،کارگران،مغازه داران
،تاجران

00:17:19.520 --> 00:17:22.557
برای دفاع از یهودیان یک اعتراض و
.اعتصابِ منحصر به فرد رو ترتیب دادند

00:17:26.960 --> 00:17:29.110
،نظر شخصیِ من این هستش که

00:17:29.200 --> 00:17:36.231
باید خودمون رو جای یهودیانِ آمستردام
.میذاشتیم و شرایطشون رو درک میکردیم

00:17:36.320 --> 00:17:38.959
اونا احساس میکردند که به حالِ خودشون
،رها شده اند،هیچ کسی رو نداشتند

00:17:39.040 --> 00:17:42.191
،اما به خاطر این اعتراضاتی که انجام میدادیم
،خیلی از یهودیان

00:17:42.280 --> 00:17:44.236
،نمیشه گفت خیلی

00:17:44.320 --> 00:17:47.357
اما اگه از من بپرسی که آیا اعتراضاتمون
:تاثیری هم داشت،من میگم

00:17:47.440 --> 00:17:49.431
اگر فقط یک یهودی در اتاقِ اعدام بوسیلۀ
،گازِ سمی

00:17:49.520 --> 00:17:52.717
احساس کنه که کارگرانِ آمستردام
،تنهاشون نذاشتند

00:17:52.880 --> 00:17:54.916
.اونوقت اعتراضاتمون برای هیچی نبوده

00:17:56.520 --> 00:17:59.114
آلمان ها که با چنین مخالفتهایِ
،دلیرانه ای روبرو شده بودند

00:17:59.200 --> 00:18:02.351
.دیگه مهربانی و لطف کردن رو بیخیال شدند

00:18:02.440 --> 00:18:05.637
شهردارهای 3تا از شهرها که با اعتصاب
،کنندگان مدارا میکردند

00:18:05.720 --> 00:18:08.188
.جایگزین شدند  (NSB) با افرادِ نازی-هلندی

00:18:08.280 --> 00:18:11.716
اگرچه اجازه نداشتند که  ،NSB رهبرانِ
،دولتی تشکیل بدند

00:18:11.800 --> 00:18:15.190
اما حالا در پست هایی وابسته به قدرت
.منصوب شده بودند

00:18:15.320 --> 00:18:19.029
"Rost van Tonningen "،رئیسِ بانکِ هلند
.بود

00:18:19.160 --> 00:18:24.029
همسر من در سالِ 1936،به حزبِ
.پیوست  NSB

00:18:24.120 --> 00:18:26.554
،وی خیلی به کارهایی که هیتلر

00:18:26.640 --> 00:18:29.916
.در آلمان میکرد علاقه مند بود

00:18:30.000 --> 00:18:36.189
اما در هلند شرایط نسبت به آلمان
.کاملا متفاوت بود

00:18:36.280 --> 00:18:39.192
،در هلند فقرِ خیلی زیادی وجود داشت و

00:18:39.280 --> 00:18:41.430
،ساختمان سازی و آپارتمانی وجود نداشت

00:18:41.520 --> 00:18:46.753
،سه چهارمِ مردم بیکار بودند

00:18:46.840 --> 00:18:49.149
،و وضعیتِ پوشاکشون نیز خیلی بد بود

00:18:49.240 --> 00:18:53.756
.بنابراین شرایط در هلند خیلی خوب نبود

00:18:53.880 --> 00:18:57.668
،بپیوندم  NSB قبل ازینکه من به حزبِ
.عضوِ جنبش های جوانان بودم

00:18:57.760 --> 00:19:01.275
،با جنبشِ جوانان  NSB تنها تفاوتِ حزبِ

00:19:01.360 --> 00:19:03.749
این بود که جنبشِ جوانان،جنبشی
.سیاسی نبود

00:19:04.280 --> 00:19:12.119
قصد داشت تا بچه هایی  Jeugdstorm
که از خانواده هایی فقیر بودند رو دورِ
،هم جمع کنه

00:19:12.440 --> 00:19:18.515
و بهشون این ایده و آرمان رو بده که
برای دیگران در کارهایِ گروهی شرکت
.کنند

00:19:18.600 --> 00:19:23.355
مطمئنا به جنبش های جوانان در آلمان
.نیز توجه داشتیم

00:19:23.440 --> 00:19:26.955
اما کاملا متفاوت بود،بدلیلِ اینکه یک آلمانی
،شخصیتی آلمانی داره و

00:19:27.040 --> 00:19:29.918
یک هلندی هم شخصیت و خصوصیاتی
.هلندی داره

00:19:30.000 --> 00:19:32.992
بنابراین ازونجایی که آرمانها و ایده هایی
،داشتیم

00:19:33.080 --> 00:19:36.516
،و خطرِ بلشویک رو حس میکردیم

00:19:36.600 --> 00:19:39.239
و هدفمون هم این بود که سخت
کار کنیم تا این حزب و جنبش رو
،گسترش بدیم

00:19:39.320 --> 00:19:46.158
،سعی کردیم تا  NSB در حربِ

00:19:46.240 --> 00:19:48.595
،به اروپا به عنوانِ

00:19:48.680 --> 00:19:54.869
یک اروپایِ واحد و متحد که از چندین
،کشور تشکیل شده و با هم کار میکنند
.کمک کنیم

00:19:57.160 --> 00:19:59.674
بنامِ  NSB یکی دیگه از افرادِ
، "Woudenberg"

00:19:59.800 --> 00:20:01.870
.مسئولِ اتحادیۀ کارگری و داد و ستد شد

00:20:01.960 --> 00:20:08.991
به نظر من پدرم بر اساس اصلی
،مذهبی زندگی و کار میکرد

00:20:09.080 --> 00:20:12.675
،اما اصلی که اسمش خدا

00:20:12.760 --> 00:20:15.035
.یا دیگر دین ها نبود

00:20:15.120 --> 00:20:19.875
پدر من فردی مشهور بود که برخی
.ازش متنفر بودند

00:20:19.960 --> 00:20:24.033
این امکان برای من وجود داشت
،که به آلمان و به

00:20:24.160 --> 00:20:28.153
موسسۀ آمورشیِ ملیِ وابسته
.به سوسیالیست برم

00:20:28.240 --> 00:20:33.360
اون یک آموزشگاه و مدرسه ای مثلِ
.بود  "Eton" مدرسۀ

00:20:33.440 --> 00:20:39.356
،یونیفورم میپوشیدیم و احساس میکردیم که

00:20:39.440 --> 00:20:42.989
یک گروهی برگزیده هستیم که
.از دیگران بهتره

00:20:43.080 --> 00:20:47.039
،و وقتی هم که آدم این حس رو داشته باشه
.احساسِ خوشحالی میکنه

00:20:47.120 --> 00:20:53.468
و برای مدتِ کوتاهی من طبقِ نظریاتِ
،تحصیل میکردم  SS گروهِ

00:20:53.560 --> 00:20:57.917
،که مبنی بر حکومتِ عالیِ آلمانی بود
،و به خاطرِ اون دلیلی وجود نداشت که

00:20:58.000 --> 00:21:03.028
.به هلند و مدارسش فکر کنم

00:21:03.120 --> 00:21:09.036
من میدونستم که در اونجا یه کاری باید
.به اتمام برسه و جنگ پیروزی داشته باشته

00:21:09.160 --> 00:21:12.789
،وقتی که به سنِ مربوطه میرسیدم
،باید سرباز میشدم

00:21:12.880 --> 00:21:19.558
تا بجنگم،بنابراین میتونستیم اون کشورِ
کوچیک رو رها کنیم و

00:21:19.640 --> 00:21:25.715
به جای جدیدی،یعنی دولتِ عالیِ
.آلمان بیایم

00:21:29.320 --> 00:21:31.550
.ماهِ ژوئن،سالِ 1941

00:21:31.640 --> 00:21:36.077
خواستارِ کمک به آلمان برایِ  NSB
.حمله به روسیه شد

00:21:36.160 --> 00:21:39.630
مردمِ هلند رو وادار کرد تا  "Mussert"
،با هیتلر بر ضدِ

00:21:39.720 --> 00:21:43.554
.استالین و چرچیل متحد بشند

00:22:08.160 --> 00:22:11.994
،اولش صدای خش خشِ رادیو میومد بعدش
.رادیویِ ارانژ شروع میشد

00:22:12.080 --> 00:22:13.991
،در تاریکی میشستیم

00:22:14.080 --> 00:22:17.197
نورِ خیلی کمی داشتیم،فقط یک شمع یا
.چیزِ دیگه

00:22:17.280 --> 00:22:18.599
.بعدش شروع به گوش دادن میکردیم

00:22:22.360 --> 00:22:25.033
هزاران نفر خطرِ بازداشت شدن رو
،به جون میخریدند تا

00:22:25.120 --> 00:22:27.680
،به برنامه های رادیویِ هلند از لندن
،گوش کنند

00:22:27.800 --> 00:22:29.631
برنامه هایی که تنها منبعِ خبریِ
.مورد اعتمادشون بود

00:22:29.720 --> 00:22:35.113
برنامه های رادیو از وطن پرستان میخواست
... رو در دیوارها و  "V" و  "OZO" تا عبارتِ
،نقاشی کنند

00:22:35.200 --> 00:22:37.270
عباراتی که به معنی پیروزیِ ارانژ و
.موفقیت بودند

00:22:37.360 --> 00:22:40.511
ژزف‌ گوبلز (وزير تبليغات‌ آلمان‌ هيتلرى) در
پاسخ به این اتفاقات از روشی استفاده
،کرد که زیاد قانع کننده نبود

00:22:40.600 --> 00:22:43.478
به معنیِ  "V" وی بیان کرد که
.پیروزیِ آلمان در تمامِ لشگرهاست

00:22:43.560 --> 00:22:47.758
در اوایلِ سالِ 1941،ما تصمیم گرفتیم
.که یک کابارۀ سیاسی راه بندازیم

00:22:47.840 --> 00:22:51.799
،ما در لندن،تمامِ فروشگاه های گرامافون رو

00:22:51.880 --> 00:22:54.235
.برای صفحه های مربوط به گرامافون گشتیم

00:22:54.320 --> 00:22:57.357
،ما از آهنگِ این صفحه ها استفاده کردیم

00:22:57.440 --> 00:22:59.431
و سخنان و عباراتِ جدید به این
،آهنگ ها اضافه کردیم

00:22:59.520 --> 00:23:02.239
بنابراین هر شخصِ هلندی میتونست
،این آهنگ هارو پخش کنه و

00:23:02.400 --> 00:23:06.871
اونوقت افرادِ دیگه میدونستند که اون
.شخص این آهنگ رو از رادیو شنیده

00:23:45.400 --> 00:23:49.632
دو تا پسر بودند که با قایق به
.انگلیس اومده بودند

00:23:49.720 --> 00:23:51.915
،اونا به من معرفی شده بودند

00:23:52.000 --> 00:23:55.436
و بعدش ناگهانی متوجه شدند که من
.کی هستم

00:23:55.520 --> 00:24:01.993
،بعدش خیلی عجیب به من نگاه کردند و

00:24:02.080 --> 00:24:08.155
:گفتند
آیا تو همونی هستی که صداش"
"پخش میشد؟

00:24:08.240 --> 00:24:14.315
منم گفتم:آره
"بعدش اونا گفتند:"میتونم لمست کنم؟

00:24:14.400 --> 00:24:17.392
.منم گفتم:حتما
...اونا

00:24:17.480 --> 00:24:20.756
،یه اتفاقِ خیلی عجیبی افتاد

00:24:20.880 --> 00:24:24.759
،ناگهان من متوجه شدم که

00:24:24.880 --> 00:24:27.872
،صدای من

00:24:28.000 --> 00:24:34.872
و تمامِ کاری که میخواستیم باهاش انجام
بدیم،چقدر در کشورِ اشغال شدۀ هلند
.تاثیر گذار بوده

00:24:40.640 --> 00:24:44.269
به ظاهر،به نظر میرسید که زندگی در
.هلند بطور معمولی ادامه داشت

00:24:44.360 --> 00:24:46.510
،"Seyss-Inquart" تحتِ حمایتِ

00:24:46.600 --> 00:24:49.637
،رهبر ارکستر و بسیار معروفِ هلندی
،"Willem Mengelberg"

00:24:49.720 --> 00:24:55.556
هنوز هم نمایش هایی بسیار خیره کننده
رو در تالارِ کنسرتِ آمستردام یعنی
.اجرا میکرد  "Concertgebouw"

00:25:06.560 --> 00:25:11.680
اما آلمانها مدام کشوری که تحتِ
.کنترلشون بود رو مستحکم میکردند

00:25:11.800 --> 00:25:15.110
تا سالِ 1942،آلمان ها شروع به تقویت
.کردنِ ساحل کردند

00:25:15.240 --> 00:25:20.109
اونا استراحتگاه هایی که مردم دو سالِ
،پیش در اونجا به تعطیلات و تفریح میپرداختند
.تخلیه نمودند

00:25:20.200 --> 00:25:26.150
آلمان ها بیشتر و بیشتر کارگران رو
.برایِ کارِ اجباری به خدمت گرفتند

00:25:26.760 --> 00:25:30.389
اونایی که مقاومت میکردند،زندانی و
.کشته میشدند

00:25:36.000 --> 00:25:39.117
هیج نشانه ای از پیروزیِ
.متفقین وجود نداشت

00:25:39.240 --> 00:25:43.074
هیچ نشونه ای نبود که بگه هلند
.دوباره کی آزاد میشه

00:25:52.680 --> 00:25:57.037
قول های آلمان مبنی بر اینکه ایدئولوژیِ
خود را به هلندی ها تحمیل نمیکنه،فراموش
.شد

00:25:57.120 --> 00:26:00.430
،تمامِ هنرمندان،نویسندگان،نقاشان

00:26:00.520 --> 00:26:03.592
مجبور بودند تا به انجمنِ فرهنگیِ
.تحتِ کنترلِ نازی بپیوندند

00:26:03.680 --> 00:26:08.231
فقط آهنگ هایی که توسط اشخاصِ
سانسورکننده مورد بررسی و تایید
.قرار میگرفت،پخش میشد

00:26:26.800 --> 00:26:32.511
آهنگسازانِ یهودی از کار ممنوع شدند و
بازیگران و نوازندگانی که اصلیتی یهودی
.داشتند از کار برکنار گشتند

00:26:33.840 --> 00:26:37.037
یواش یواش،مقاومت و
،ایستادگی سازماندهی شد

00:26:37.120 --> 00:26:40.351
سلاح ها و مواد منفجره برای خرابکاری و

00:26:40.440 --> 00:26:44.752
مطبوعاتِ زیرزمینی با ریسکِ بسیار
.بالایی چاپ و پخش میشدند

00:26:47.640 --> 00:26:50.234
ازونجایی که دولت در جایِ دیگه بود)
(و اصلا اقدامی نسبت به اتفاقات نمیکرد

00:26:50.320 --> 00:26:52.595
به همین دلیل همین مبارزان و مخالفان
.به دفاع از مردم برخاستند

00:27:00.240 --> 00:27:03.357
اعلامیه های غیرقانونی،از مردم
،میخواست تا در

00:27:03.440 --> 00:27:06.591
مراسم های ورزشیِ آریایی که توسط
.آلمان اجرا میشدند،شرکت نکنند

00:27:10.160 --> 00:27:14.199
اما به جز افرادی که مقاومت میکردند و
عضو گروه ها بودند،مردم میخواستند که
.از جنگ فرار کنند و درگیرش نشند

00:27:25.960 --> 00:27:29.953
نیروهایی که مقاومت میکردند از مردم
میخواستند تا به رادیوهایی که تحتِ
،کنترلِ آلمان بود،گوش نکنند

00:27:30.040 --> 00:27:32.998
رادیوهایی که آهنگ های پاپ و
.تبلیغات پخش میکردند

00:27:33.080 --> 00:27:35.753
،"Eddy Christiani " هنرمندانِ معروف مانندِ

00:27:35.880 --> 00:27:39.395
مونده بودند که به مقاومت علیه
آلمان بپردازند یا اینکه همکاری
.کنند

00:27:39.480 --> 00:27:43.155
باید زندگی میکردیم،بنابراین
،گوش دادن به آهنگ

00:27:43.240 --> 00:27:47.153
،میدونم شاید همکاری با دشمن باشه

00:27:47.240 --> 00:27:51.677
اما اگه اینطوری باشه،بعدش کلِ مردمِ
،هلند با دشمن همکاری کردند

00:27:51.760 --> 00:27:55.753
به خاطر اینکه نمیتونستیم به رادیویی
.غیر از رادیوی آلمان گوش بدیم

00:27:55.840 --> 00:27:59.469
منظورم رو متوجه میشید؟
،و شاید برخی میگفتند که

00:27:59.560 --> 00:28:03.917
،من آهنگ های آلمانی رو دوست ندارم"
من هیچوقت در طولِ جنگ به آهنگ گوش
"،نمیدم

00:28:04.000 --> 00:28:09.393
اما اگه برای یک هفته در منزل بودند
،و سکوتِ کامل همه جارو دربر میگرفت و

00:28:09.480 --> 00:28:11.277
،چیزی نمیشنیدند

00:28:11.360 --> 00:28:16.832
بعدش یک لحظه رادیو رو روشن میکردند
،و به آهنگ گوش میدادند

00:28:16.920 --> 00:28:19.878
و اصلا اهمیت نمیدادند که آلمانی بود
.یا چینی

00:28:19.960 --> 00:28:23.396
هرچی که بود بهتر از صدایِ بمب و
،هواپیما و

00:28:23.480 --> 00:28:25.118
.فریادهای آلمان ها بود

00:28:27.240 --> 00:28:30.516
مردمِ هلند این اجازه رو داشتند که
،بشینند و

00:28:30.600 --> 00:28:32.955
فقط به آهنگ گوش کنند،اجازۀ رقصیدن
.نداشتند

00:28:33.040 --> 00:28:35.998
همچنین برگزاری نمایش با گروهِ
.ارکستر ممنوع بود

00:28:36.080 --> 00:28:39.231
ترومپت‌ نواز اجازه نداشت که از صدایِ
،کمی استفاده کنه

00:28:39.400 --> 00:28:45.669
،باید از صدای بلند استفاده میکرد
مثلِ "دوك‌ الينگتون‌(جاز نواز و آهنگساز
."(امريكايى‌

00:28:45.760 --> 00:28:49.389
ترومپت‌ نواز یا ساکسوفون نواز اجازه
،نداشت که

00:28:49.480 --> 00:28:54.952
با وسایلش حرکت کنه،مثلا جلو و عقب
.بره و حرکاتِ نوسانی انجام بده

00:28:55.040 --> 00:29:01.195
یک نوتِ  ،"C" اجرایِ نوتی بلند تر از نوتِ
،که کتبیِ،ممنوع بود  "C"

00:29:01.280 --> 00:29:03.840
بدلیلِ اینکه نوتِ بلندتر مربوط میشد
،به آهنگهای سیاهپوستی

00:29:03.960 --> 00:29:07.748
و آلمانی ها هم میگفتند که آهنگِ
،سیاهپوستی،آهنگِ شیطان هستش

00:29:07.840 --> 00:29:11.992
و ما هم مانندِ آلمانها اکنون انسانهایی
،تحصیل کرده و با فرهنگ هستیم

00:29:12.120 --> 00:29:16.955
بنابراین ما مجبور بودیم که آهنگ هایی
.مناسب و با فرهنگ اجرا کنیم

00:29:17.040 --> 00:29:19.679
،در اون زمان،تعدادی افسر بودند که

00:29:19.760 --> 00:29:21.591
.دنبالِ دخترانی زیبا میگشتند

00:29:21.680 --> 00:29:25.309
امروزه هم در هتل مشتریانی هستند
.که دنبالِ دخترانی زیبا میگردند

00:29:25.400 --> 00:29:28.631
،اگر اونا دخترانی زیبا میخواستند
سریع میتونستیم واسشون پیدا
.کنیم

00:29:28.720 --> 00:29:33.077
من حتی هنوز هم میتونم واسشون
.دخترانِ زیبایی پیدا کنم اگر بخوان

00:29:33.160 --> 00:29:36.789
...اما باید بگم که،اونجا

00:29:36.920 --> 00:29:40.117
اون افسران..."شما تو زبانِ انگلسی بهش
"چی میگید؟؟؟

00:29:40.200 --> 00:29:42.430
یکی ازون افسران دفترش سمتِ میدانِ
،موزه بود

00:29:42.520 --> 00:29:47.594
،و فرماندارِ شهرِ آمستردام بود

00:29:47.720 --> 00:29:49.870
...این شخص،شخصی

00:29:49.960 --> 00:29:53.714
منظورم اینه که امروزه شما به اینجور
،"playboy" آدما میگید
.شخصی عیاش و خانم باز و بچه باز بود

00:29:53.840 --> 00:29:56.877
.در یونیفورم بود  "playboy" وی یک آلمانیِ

00:29:57.000 --> 00:30:01.790
وی در یکی از سینماهای شهر
و تئاتر شهر،دو تا جا،مخصوصِ
.خودش داشت

00:30:01.880 --> 00:30:08.228
بعدها،من چندین بار با کارتِ وی به تئاترِ
،شهر رفتم

00:30:08.320 --> 00:30:12.359
به خاطر اینکه هیچکسی اجازه
نداشت روی صندلی هایِ مخصوصِ
،وی بنشینه

00:30:12.440 --> 00:30:16.831
،اما دو تا از کارمندانِ جوان مثلِ من

00:30:18.080 --> 00:30:20.992
به دعوتِ فرماندار میتونستند
.اونجا بنشینند

00:30:21.920 --> 00:30:24.070
.پس بهمون خوش میگذشت

00:30:24.280 --> 00:30:27.477
یکی از فیلمهایی که باید در هر
،شهرِ هلند پخش میشد

00:30:27.560 --> 00:30:29.357
.بود  "Eternal Jew" فیلمِ

00:30:29.440 --> 00:30:34.468
آنها(یهودیان) همیشه مثلِ انگل روی
.زمین گسترش یافته اند

00:30:34.600 --> 00:30:36.716
.سفر اونا از آسیا شروع شد

00:30:36.800 --> 00:30:42.591
ازونجا  از طریقِ روسیه و کشورهای
.بالکان* به اروپا نفوذ کردند

00:30:42.680 --> 00:30:47.549
در اوسطِ قرنِ 18،اونا در امتدادِ اروپا
،پراکنده شدند

00:30:47.640 --> 00:30:50.598
،و در اواخرِ قرنِ 19

00:30:50.680 --> 00:30:54.150
اونا از کشتی برای نفوذ به آمریکا نیز
.استفاده کردند

00:30:57.200 --> 00:31:01.273
جایی که موش ظاهر بشه،همیشه
.مرگ و انحراف و فساد هم ایجاد میشه

00:31:01.360 --> 00:31:04.557
اونا (یهودیان) دارایی ها و غذاهای انسان رو
،نابود میکنند

00:31:04.640 --> 00:31:09.031
بیماریِ طاعون،جذام،تیفوس و وبا را
.گسترش میدهند

00:31:09.120 --> 00:31:13.636
اونا خبیث و افرادی ترسو هستند که
ترجیح میدهند بصورت گروهی
.جابجا شوند

00:31:20.240 --> 00:31:21.798
،این فیلم در آلمان ساخته شد

00:31:21.880 --> 00:31:24.440
فیلمی که بخشی از لشگرِ آماده
،بود و به خوبی طراحی شده بود

00:31:24.520 --> 00:31:27.034
.تا تنفر و ترس از یهودیان رو رواج بده

00:31:28.600 --> 00:31:31.751
(قسمت هایی از فیلم)
،همگون سازی در نسلهای دوم و سوم

00:31:31.840 --> 00:31:34.832
.به حداکثر رسیده

00:31:34.920 --> 00:31:39.357
یهودیان سعی میکنند تا ظاهرشون
.رو مثل ظاهرِ میزبانان کنند

00:31:39.440 --> 00:31:44.719
میزبانان(ساکنانِ کشوری که یهودیان
داخلش اومدند)،گاهی اوقات خودشون
،رو فریب میدند و ابله میشند و

00:31:44.840 --> 00:31:48.355
یهودیان رو با خودشون مساوی و
.هم تراز در نظر میگیرند

00:31:48.440 --> 00:31:50.635
.درست همینجاست که خطر ایجاد میشه

00:31:52.800 --> 00:31:54.870
،در هر کشورِ اشغال شده

00:31:54.960 --> 00:31:59.033
پیغامِ فیلم با استفاده از امکانات و
مطالبِ محلی و بومی،خیلی تاثیر
.گذار میشد

00:31:59.120 --> 00:32:02.795
این یهودیانی که خودشون رو شبیه به
،هلندی ها کرده اند

00:32:02.880 --> 00:32:04.996
،عواملی بیگانه و غریبه در سازمانِ

00:32:05.080 --> 00:32:08.755
مردمانِ میزبان،هستند و خواهند بود و
.فرقی هم نمیکنه که چقدر تلاش کنند

00:32:08.840 --> 00:32:11.752
آلمانها اکنون در حالِ اجرایِ
،طرح هاشون برای

00:32:11.840 --> 00:32:15.037
.نابود کردنِ تمامِ یهودیان در اروپا بودند

00:32:15.960 --> 00:32:19.396
در ابتدا مردمِ محلی و بومی باید برای
مشارکت و همکاری در این زمینه راضی
،میشدند

00:32:19.520 --> 00:32:21.511
،یا اینکه در آخر در صورتِ عدمِ رضایت
تسلیمِ خواسته های آلمان ها
.میشدند

00:32:21.600 --> 00:32:24.273
.حدودِ 140.000یهودی در هلند وجود داشت

00:32:24.360 --> 00:32:29.115
در ماهِ می،سالِ 1942،به اونا دستور دادند
تا ستارۀ حضرتِ داوود رو روی لباسشون
.(بزنند و بپوشند (تا شناسایی بشند

00:32:29.200 --> 00:32:32.192
تا پاییز اون سال،یهودیان در حالِ
،جمع آوری و فرستاده شدن به

00:32:32.280 --> 00:32:34.589
بازداشتگاه ها و اردوگاه های کارِ اجباری
.بودند

00:32:34.720 --> 00:32:37.712
،مردمِ یهودی اجازه نداشتند که به سینما

00:32:37.840 --> 00:32:40.070
.پارک یا هر چیزِ دیگه ای برند

00:32:40.160 --> 00:32:43.789
اما برادرم متوجه شد که مدتهاست
،این امکان وجود داره که

00:32:43.880 --> 00:32:47.031
یک قایق اجاره کنیم و در رودِ
.در آمستردام حرکت کنیم  "Amstel"

00:32:47.120 --> 00:32:49.793
یک روز شنبه،یه بچۀ کوچیک افتاد
،تویِ آب

00:32:49.880 --> 00:32:54.112
و برادرم سریعا پرید توی آب و اون بچه
،رو نجات داد

00:32:54.240 --> 00:32:58.756
و اون بچه،پسرِ فاشیستی بود که در
.خیابانِ ما زندگی میکرد

00:32:58.840 --> 00:33:01.593
،مادر اون بچۀ کوچک

00:33:01.680 --> 00:33:08.631
خیلی خیلی از برادرِ یهودیم که بچش
رو نجات داده بود،قدردانی و سپاسگزاری
.میکرد

00:33:08.720 --> 00:33:13.999
:وی به برادرم گفت
،اگر میتونم برات کاری انجام بدم"

00:33:14.080 --> 00:33:15.991
"به خونۀ من بیا و بهم بگو

00:33:16.080 --> 00:33:19.675
...برادرم داشت بر میگشت اما

00:33:19.760 --> 00:33:25.198
،وقتی هنوز از پله ها پایین نیامده بود
:سریع برگشت و به اون خانم گفت

00:33:25.280 --> 00:33:28.352
شما گفتید که شاید بتونید کاری برای"
"من انجام بدید

00:33:28.440 --> 00:33:31.079
میشه خواهش کنم بنویسید که"
"من فرزندِ شمارو نجات دادم؟

00:33:31.160 --> 00:33:34.516
"این تنها چیزی هستش که من میخوام"
:اون خانم هم گفت
"برات این کار رو انجام میدم"

00:33:34.600 --> 00:33:36.397
،من نامۀ اون خانم رو یادمه

00:33:36.480 --> 00:33:40.359
توش نوشته بود که پسرش توسط
،برادرِ یهودیِ من نجات یافته بود

00:33:40.440 --> 00:33:44.353
و زیرِ نامه هم درودِ نازی یا همان
.درودِ هیتلری رو نوشته بود

00:33:44.440 --> 00:33:47.318
من یادمه که مادرم ازین کاری که
برادرم انجام داده بود خیلی عصبانی
،شده بود

00:33:47.400 --> 00:33:49.595
:مادرم برادرم رو زد و بهش گفت
"تو خیلی دیوونه هستی"

00:33:49.680 --> 00:33:53.355
چرا اینکار رو انجام دادی؟حالا"
"اونا آدرست رو میدونند

00:33:53.440 --> 00:33:55.829
"شاید فردا بیان و دستگیرمون کنند"

00:33:55.920 --> 00:33:59.435
مادرم نمیدونست که آلمان ها خودشون
.آدرسهای تمامِ یهودیان رو داشتند

00:33:59.520 --> 00:34:01.317
...و

00:34:01.400 --> 00:34:04.756
،یک روز همگیِ مارو به

00:34:04.840 --> 00:34:06.592
،محلِ نمایش بردند

00:34:06.680 --> 00:34:09.592
اونجا میزهایی بود و افراد هم داشتند
،چیزهایی مینوشتند

00:34:09.680 --> 00:34:11.716
همچنین برخی رو از کار برکنار میکردند
،و برخی هم به جاهایِ دیگه میفرستادند

00:34:11.800 --> 00:34:14.473
،خیلی وضعیتِ بدی بود،اما به هر حال

00:34:14.600 --> 00:34:19.435
اونجا یه مردی بود که بهمون
:نگاهی کرد و گفت

00:34:20.480 --> 00:34:22.198
"اینا خانوادۀ تو هستند؟"

00:34:22.280 --> 00:34:26.273
خیلی خُب،شما همگی میتونید برید"
"خونه

00:34:27.320 --> 00:34:30.869
،این اتفاق واقعا باورنکردنی بودش که

00:34:30.960 --> 00:34:34.555
دوباره میتونستیم ساعتِ 6صبح در
،خیابان قدم بزنیم و

00:34:34.640 --> 00:34:35.834
.دوباره آزاد باشیم

00:34:35.920 --> 00:34:41.677
اما برای اولین بار،حالا واقعا در امنیت
.بودیم

00:34:41.760 --> 00:34:44.957
اونا مارو گرفته بودند،اما
.فرستادنمون خونه

00:34:45.040 --> 00:34:48.874
ما وقتی برگشتیم خیلی خسته بودیم
اما نخوابیدیم،مادرم برامون قهوه درست
.کرد

00:34:48.960 --> 00:34:51.474
.ما احساسِ امنیت میکردیم

00:34:51.560 --> 00:34:54.677
میدونی چند بار اونا مارو از خونمون
به جایِ دیگه برده بودند مثلِ اینبار؟

00:34:54.760 --> 00:34:59.993
11بار باهامون این کارو کردند و هی
.میومدند دنبالمون و میبردنمون

00:35:00.080 --> 00:35:04.676
،ما دقیقا میدونستیم که چی میشه
اما بعدش اون شخص اومد و مارو
.فرستاد خونه

00:35:04.760 --> 00:35:07.593
آخرین بار گفتش که دیگه این کارا
.کافی هستش

00:35:07.680 --> 00:35:11.673
10یا 11بار شمارو فقط به خاطر
.یک بچه آوردیم اینجا

00:35:11.760 --> 00:35:15.275
حالا تمامِ خانوادۀ کوپمن باید به شهرِ
.در جنوبِ هلند برند  "Vught"

00:35:16.080 --> 00:35:18.435
تعدادِ خیلی زیادی از یهودی ها
،در واگن هایِ اجناس

00:35:18.520 --> 00:35:22.035
و  "Vught" به کمپ های موقتیِ
.فرستاده شدند  "Westerbork"

00:35:34.520 --> 00:35:37.318
نام و مدارکشون توسط کارمندان
،بررسی میشد

00:35:37.400 --> 00:35:39.675
برخی از این کارمندان،خودشون
.یهودی بودند

00:35:40.680 --> 00:35:43.877
،بعدش به شرق فرستاده شدند
از قرار معلوم میخواستند اونجا
.دوباره مستقر بشند

00:35:43.960 --> 00:35:49.239
اما در حقیقت قرار بود در بازداشتگاه های
با گاز خفه  "Auschwitz" و  "Sobibَr"
.بشند و همچنین سوزانده شوند

00:35:52.400 --> 00:35:56.234
معترضان شروع به خرابکاری و
.اعتصاب کردند

00:35:56.360 --> 00:36:01.514
،مسئولانِ راه آهن و پلیسان
تحتِ کنترلِ آلمان،عکس العملی
.نشان ندادند

00:36:01.600 --> 00:36:04.398
قطارها در وقتِ معین شده،شروع
.به حرکت کردند

00:36:07.120 --> 00:36:13.389
،از 140.000یهودیِ هلند
.105.000نفر از بین رفتند

00:36:14.960 --> 00:36:20.080
من به سکویِ سوار شدنِ قطار
،رفتم و اونجا 24نفر بودند

00:36:20.160 --> 00:36:24.199
،پیر و جوان،خانم،بچه،مرد

00:36:24.280 --> 00:36:28.239
همگی با زنجیری پولادی بهم
.وصل شده بودند

00:36:28.320 --> 00:36:32.279
و مطمئنا اونارو به آلمان میبردند
.تا با گاز خفشون کنند

00:36:32.360 --> 00:36:35.636
،4تا آلمانی با تفنگ اونجا بودند
،3تاشون در یک سمت

00:36:35.720 --> 00:36:38.518
.و یکی دیگه در سمتِ دیگۀ گروه

00:36:38.600 --> 00:36:42.229
.من تنها بودم،ساعت 12بود

00:36:42.320 --> 00:36:45.915
.ما در وسطِ شهر روی سکو بودیم

00:36:46.000 --> 00:36:49.913
چیکار میتونستم بکنم؟
،حتی اگر معجزه میشد میتونستم

00:36:50.000 --> 00:36:52.798
اون 3تا مامور رو بزنم،اون یکی
.اون سمت قرار داشت

00:36:52.880 --> 00:36:55.599
من با هفت تیری که داشتم،کاری
.نمیتونستم بکنم

00:36:55.680 --> 00:36:57.557
،حتی اگه هر 4تاشون رو میزدم

00:36:57.640 --> 00:37:02.316
با 24نفر که همشون  با زنجیر
،به هم وصل هستند

00:37:02.400 --> 00:37:04.914
در میانِ روز بعد از یک تیراندازی اونم
،در جایی که پر از آلمانی هستش

00:37:05.000 --> 00:37:08.197
چیکار میتونستم بکنم؟

00:37:08.280 --> 00:37:10.840
پس بیخیال شدم و به
.راه رفتن ادامه دادم

00:37:10.920 --> 00:37:14.549
،و اون شرایط مطمئنا خیلی سخت بودش

00:37:14.640 --> 00:37:17.393
،و اگر این تجربه رو داشتی

00:37:17.480 --> 00:37:23.749
اونوقت یک انگیزه ای ایجاد میشه تا
زندگیت رو برای حداقل شانسِ
.موجود،به خطر بندازی

00:37:23.840 --> 00:37:26.513
من برای مدتِ طولانی ای در
.موندم  "Vught"

00:37:26.600 --> 00:37:32.277
من تا آخرین یهودیِ زندانی،در
.این شهر موندم

00:37:32.360 --> 00:37:34.476
...و

00:37:34.560 --> 00:37:40.715
همون پسری که سعی  "Maurice"
،کرد مارو نجات بده

00:37:40.800 --> 00:37:43.872
،اکنون دیگه باید من رو ترک میکرد
.که خیلی وحشتناک بود

00:37:43.960 --> 00:37:47.919
پدر و مادرم بعد از چهار هفته من رو
...ترک کردند،اما وی بعد از

00:37:48.000 --> 00:37:49.911
،ما 9ماه با هم بودیم و

00:37:50.000 --> 00:37:54.915
وی مثلِ پدرم و یا همسرم که باید از
من مراقبت میکردند و نکردند،مواظبت
.کرد

00:37:55.040 --> 00:37:56.917
.البته من اون زمان شوهری نداشتم

00:37:57.000 --> 00:38:00.436
اونطوری که سعی میکرد از خواهرش
.مراقبت کنه واقعا متاثر کننده بود

00:38:00.520 --> 00:38:03.353
وی در شب کار میکرد و مقداری
.دست و پا چلفتی بود

00:38:03.440 --> 00:38:05.749
،وی سعی میکرد برای زندانی های دیگه
،چیزهایی بدوزه

00:38:05.880 --> 00:38:11.398
تا برای خواهرش مقداری غذایِ
بیشتر بگیره،غذایی که خیلی
.بد بود

00:38:11.480 --> 00:38:17.430
و بعد از 9ماه،وی مجبور بود که دیگه بره و
،من هم باید باهاش میرفتم

00:38:17.520 --> 00:38:20.956
اما این اجازه رو نداشتم،بدلیلِ اینکه
بیماریِ مخملک(یک بیماری است
.عفونی و مسری) داشتم

00:38:21.080 --> 00:38:24.356
آره،درست میگم،به انگلیسی
.میشه مخملک

00:38:24.440 --> 00:38:28.638
و این هم یکی از چیزایِ کثیفِ
،آلمانی ها بود که وقتی

00:38:28.720 --> 00:38:32.679
مریض بودیم نمیتونستیم بریم به
.اتاقِ گاز

00:38:32.760 --> 00:38:34.876
.اول باید درمان میشدیم

00:38:34.960 --> 00:38:37.474
اونا بهت تصور و خیالِ باطل میدادند
،که اتفاقی نیفتاده

00:38:37.560 --> 00:38:39.949
،چونکه مریض بودیم

00:38:40.040 --> 00:38:42.474
مارو نمیفرستادند،پس من مجبور
...بودم که

00:38:42.560 --> 00:38:44.790
برادرم که داشت میرفت
.اومد باهام خداحافظی کنه

00:38:44.880 --> 00:38:47.075
من داشتم بهش نگاه میکردم و
:به خودم میگفتم

00:38:47.160 --> 00:38:51.676
اون اصلا نباید با این لباسهای"
".بد و پاره بره

00:38:51.760 --> 00:38:57.232
وی زیاد بزرگ نبود، من هم
.یکی از کت هامو بهش دادم

00:38:57.320 --> 00:39:01.677
:بعدش به خودم گفتم
،دکمه هاش برعکس بسته میشه"
"اما کی اهمیت میده الان؟

00:39:01.800 --> 00:39:06.476
،یک جفت از پوتین هام رو هم بهش دادم

00:39:06.560 --> 00:39:13.830
بعدش وقتی داشت از پادگان میرفت
،بهش نگاه کردم

00:39:13.920 --> 00:39:16.912
.از پشت شبیه به من شده بود

00:39:17.080 --> 00:39:21.278
.و من مطمئن بودم که دیگه نمیبینمش

00:39:21.360 --> 00:39:23.430
.مطمئن بودم

00:39:24.640 --> 00:39:26.835
.ما به عنوانِ یک ملت موفق نبودیم

00:39:26.920 --> 00:39:30.435
ما برای یهودیان هیچ محیط و
،بومگاهی نساختیم

00:39:30.520 --> 00:39:36.959
البته بخشی از مردمِ هلند این کار
.رو کردند اما خیلی دیر بود

00:39:37.040 --> 00:39:39.793
،ما در جنگِ جهانیِ اول بی طرف بودیم

00:39:39.880 --> 00:39:42.997
و فکر میکردیم که در جنگِ جهانیِ دوم
.هم باید بی طرف باشیم

00:39:43.080 --> 00:39:44.752
.اما همش افکاری پوچ و چرت و پرت بود

00:39:44.840 --> 00:39:50.278
،و بعد از اون،حسِ اعتراضی که داشتیم

00:39:50.360 --> 00:39:53.750
با کاری که باید میکردیم یکی نبود و
.در واقع کافی نبود

00:40:02.160 --> 00:40:04.230
،وقتی که جنگ آغاز شد

00:40:04.320 --> 00:40:06.072
،آلمان ها سریعا برای

00:40:06.160 --> 00:40:09.357
سرباز گیری اقدام کردند تا با آنها
.در روسیه به نبرد بپردازند

00:40:09.440 --> 00:40:12.432
در مجموع،25.000هلندی داوطلب
،شدند که

00:40:12.520 --> 00:40:17.071
به تناسبِ اندازه و تعدادش،بیشترین
گروهی بود که از یک کشور اشغال
.شده داوطلب میشدند

00:40:18.920 --> 00:40:21.559
.تنها نیمی ازین تعداد به کشور برگشتند

00:40:42.960 --> 00:40:46.077
در همین زمان،آلمان دستور داد که
،افرادِ سالم و آماده

00:40:46.160 --> 00:40:50.438
برای خدمت به دولت خودشون رو معرفی
.کنند تا در کارخانه های جنگ،کار کنند
.این افراد باید اینکار رو انجام میدادند

00:40:56.000 --> 00:40:58.468
به همین دلیل بجای اینکه افراد از
خانوادهاشون جدا بشند و
،خودشون رو معرفی کنند

00:40:58.600 --> 00:41:01.273
.هزاران نفر سعی کردند تا مخفی بشند

00:41:04.280 --> 00:41:07.989
،بررسیِ مدارک توسط پلیس
باعث شد که فرار از خدمت در
.کارخانه ها،خیلی سخت بشه

00:41:08.120 --> 00:41:10.998
یکی دیگه از مشکلات،سیستمِ
،سهمیه بندیِ غذا و مواد بود که

00:41:11.120 --> 00:41:14.715
.توسط کارمندانِ هلندیِ دولت اداره میشد

00:41:14.800 --> 00:41:19.316
یکی از وظایفشون این بود که
مراقبِ هرگونه ناهنجاری و حرکتِ
.غیرعادی باشند

00:41:19.400 --> 00:41:23.188
این کار به این خاطر بود که گروهِ
معترضان بزرگتر و منظم تر شده
،بود

00:41:23.280 --> 00:41:27.990
و مهرهایی رو جعل میکردند و دفترچه های
جیره بندی رو میدوزدیدند تا به افرادی که در
.مخفیگاه ها در حالِ افزایش بودند،غذا بدن

00:41:28.080 --> 00:41:33.552
ما سازمان های مخصوصی رو داشتیم
،که برای افراد،مخفیگاه پیدا میکردند

00:41:33.640 --> 00:41:35.995
،و این سازمان ها آدرسِ مارو هم داشتند

00:41:36.080 --> 00:41:43.156
پس وقتی اونا کسی رو داشتند که
،مجبور بود برای یکبار مخفی بشه

00:41:43.240 --> 00:41:45.993
،میدونستند که میتونند بیارنش پیشِ ما

00:41:46.080 --> 00:41:49.993
به خاطر اینکه ما همیشه دوتا جایِ
،خواب داشتیم

00:41:50.080 --> 00:41:55.473
.که مخصوصِ مواردِ اضطراری بود

00:41:55.560 --> 00:41:59.439
،و اکثرِ اوقات افرادی که میومدند
،زیاد نمیموندند

00:41:59.520 --> 00:42:02.512
گاهی برای یک هفته پیشِ ما بودند و
،در این زمان که اینجا بودند

00:42:02.600 --> 00:42:07.276
اون سازمان سعی میکرد تا یک جایِ
امن تر براشون پیدا کنه تا بتونند اونجا
.مستقر بشند

00:42:07.360 --> 00:42:10.193
،در یک اتاقِ کوچک

00:42:10.280 --> 00:42:16.913
،که فکر کنم 4یا 5یارد میشد

00:42:17.000 --> 00:42:22.870
9نفر حضور پیدا میکردند،گاهی اوقات
،11نفر میومدند

00:42:22.960 --> 00:42:29.229
.همچنین مردمِ اطراف هم بودند

00:42:31.000 --> 00:42:33.878
،هیچ کاری نمیتونستیم بکنیم

00:42:33.960 --> 00:42:38.750
در اون فضا کارایی مثلِ سیب زمینی
پوست کندن و ازین جورچیزا میتونستیم
.انجام بدیم

00:42:38.840 --> 00:42:42.469
همچنین کتاب میخوندیم،کتاب هایی
.از کتابخانه های مسیحی

00:42:42.560 --> 00:42:44.516
.من با همسرم شطرنج بازی میکردم

00:42:44.600 --> 00:42:52.518
من در مورد شطرنج بازی،کتابهایی رو
میخوندم که دوستام از آمستردام
.فرستاده بودند

00:42:52.600 --> 00:42:59.233
،اما اون وضعیت مثلِ جهنم بود

00:42:59.320 --> 00:43:05.111
فيلسوف‌ و)  "Sartre" همان جهنمی که
"Huis Clos" نويسنده‌ى فرانسوى) در
،ازش صحبت میکنه

00:43:05.240 --> 00:43:12.669
باید با افرادی هم نشین میشدیم که
،هر لحظه بیشتر و بیشتر

00:43:12.760 --> 00:43:14.990
،ازشون بیزار میشدیم

00:43:16.440 --> 00:43:19.989
.و همچنین نگرانی و دلواپسی هم داشتیم

00:43:20.080 --> 00:43:26.758
تنها راهِ رهایی ازین شرایط
.این بود که بریم بخوابیم

00:43:29.640 --> 00:43:32.074
،صبحِ زود به دفتر میرفتیم

00:43:32.160 --> 00:43:34.230
در دفتر نهادی مربوط به
،انجیل داشتیم که

00:43:34.320 --> 00:43:38.029
خیلی خوب بود،به دلیلِ اینکه پشتِ
،کتابخانۀ این نهاد

00:43:38.120 --> 00:43:41.351
موادِ منفجره و اسلحه هامون رو
.پنهان میکردیم

00:43:41.440 --> 00:43:45.274
بعدش،ساعتِ 9یا 9:30باید به
،اونجا میرفتیم،نباید دیر میکردیم

00:43:45.360 --> 00:43:48.352
،اگر دیر میکردیم

00:43:48.440 --> 00:43:51.557
این سوال و شک و تردید در گروه
:ایجاد میشد که
"اون کجاست؟چرا نیمد پس؟"

00:43:51.640 --> 00:43:57.795
بعدش در اونجا سعی میکردیم که
برنامه های هفته رو بررسی و تنظیم
.کنیم

00:43:57.880 --> 00:44:00.519
نیرویِ هواییِ انگلیس پلاستیک هایی
،رو از هوا بسمتِ پایین انداخته بود

00:44:00.600 --> 00:44:04.479
بنابراین بمب هایی پلاستیکی
،و خمیری داشتیم

00:44:04.560 --> 00:44:10.476
و وقتی هم که این بمب هارو درست
میکردیم،یک کامیونِ قشنگِ آلمانی رو
.پیدا میکردیم تا بمب هارو بذاریم توش

00:44:10.560 --> 00:44:15.680
باید در داخلِ اون بمب ها چیزایی
،رو تغییر میدادیم و از بین میبردیم

00:44:15.760 --> 00:44:19.673
.بعدش در 30دقیقه،منفجر میشد

00:44:19.800 --> 00:44:24.032
اما بدلیلِ اینکه در این زمینه تمرینی نکرده
بودیم و آموزشی ندیده بودیم،خیلی
،محکم فشار نمیدادیم

00:44:24.120 --> 00:44:27.635
.و بعد از حدودِ 1ساعت،منفجر نمیشد

00:44:27.760 --> 00:44:32.550
بنابراین به دفتر برمیگشتیم و پس از اون
،یک بمبِ دیگه میساختیم

00:44:32.640 --> 00:44:35.279
،و اینبار مقداری محکمتر فشارش میدادیم

00:44:35.400 --> 00:44:37.675
،این کار مقداری خطرناک بود

00:44:37.760 --> 00:44:42.356
،چون اگه به خاطرِ یک حرکتِ کوچیک
...ضامنش در میرفت

00:44:42.440 --> 00:44:45.955
،بعدش رو دیگه نمیگم
.اما این اتفاق نیفتاد

00:44:46.120 --> 00:44:50.671
و نیم ساعت بعد از آماده کردنِ
بمب ها،جفتشون منفجر شد و
.یه آتیش بازیِ واقعی صورت گرفت

00:44:50.760 --> 00:44:53.832
برای ادامۀ کار،به مقداری شادی هم
،نیاز داشتیم

00:44:53.960 --> 00:44:56.349
،به دلیلِ اینکه در برخی از روزها

00:44:56.440 --> 00:44:59.034
برخی از دوستانمون هیچوقت
.برنمیگشتند

00:45:01.960 --> 00:45:05.396
چندین روزنامۀ غیرقانونی در
.هلند وجود داشت

00:45:07.440 --> 00:45:11.228
یکبار آلمانها 40نفر از افرادمون
،رو زندانی کردند

00:45:11.320 --> 00:45:15.199
.فرستاده بردند  "Vught" و به بازداشتگاهِ

00:45:16.760 --> 00:45:19.797
آلمانی ها از یکی ازین افراد بازجویی
،کردند و بعدش آزادش کردند

00:45:19.880 --> 00:45:22.110
:و با این پیغام نزدِ ما فرستادنش که

00:45:22.240 --> 00:45:25.073
،اگر نشریه رو متوقف کنید"

00:45:25.200 --> 00:45:29.318
این اتفاق در اواخرِ جنگ بود،شاید)
(سالِ 1944

00:45:29.400 --> 00:45:35.350
اگر نشریه رو متوقف کنید،ما هم"
"این افراد رو نمیکشیم

00:45:47.720 --> 00:45:52.396
ما جلسه ای تشکیل دادیم و در موردِ
،این موضوع با دقت بحث کردیم

00:45:56.440 --> 00:46:00.353
بعدش به این نتیجه رسیدیم که
.باید به کارمون ادامه بدیم

00:46:08.680 --> 00:46:11.638
به محضِ اینکه برخی از دوستانمون
،کشته میشدند

00:46:11.720 --> 00:46:13.438
.امور رو جدی میگرفتیم

00:46:13.560 --> 00:46:17.269
اگر متوجه میشدیم که شخصی داره
،به نیروهای زیرزمینی نفوذ میکنه

00:46:17.360 --> 00:46:20.272
باید میکشتیمش و زندگیِ خیلی
،از افراد رو نجات میدادیم

00:46:20.360 --> 00:46:25.480
این کار یک مسئولیتِ خیلی سخت
.و وحشتناک هستش

00:46:25.560 --> 00:46:29.917
،ما دستور داشتیم تا یک زوج رو بکشیم

00:46:30.000 --> 00:46:32.878
.یک زوجی که خیلی خطرناک بودند

00:46:33.000 --> 00:46:35.560
به ما دستور داده بودند که در خیابان
،بهشون شلیک کنیم

00:46:35.640 --> 00:46:39.428
وقتی که از پل عبور میکردند،باید
بهشون شلیک میکردیم و سریع
.فرار میکردیم

00:46:39.520 --> 00:46:42.956
اما نزدیکِ اون مکان،یک
.مدرسه هم وجود داشت

00:46:43.040 --> 00:46:45.634
،و خیابان هم خیلی شلوغ بود

00:46:45.720 --> 00:46:49.633
به همین خاطر به این فکر رسیدیم
،که اونارو به داخلِ مدرسه ببریم

00:46:49.720 --> 00:46:52.518
.و در زیرزمین بکشیمشون

00:46:52.600 --> 00:46:58.197
،به محضِ اینکه ما اونارو به زیرزمین بردیم
(چراغ هم روشن بود)

00:46:58.280 --> 00:47:01.238
،دیدیم که خانم باردار هستش

00:47:01.320 --> 00:47:04.153
.و به این دلیل نمیتونستیم بکشیمشون

00:47:04.240 --> 00:47:09.314
بعدش فرماندۀ گروه و من به این
،توافق رسیدیم

00:47:09.400 --> 00:47:11.834
.که بجای کشتن،باید تهدیدشون کنیم

00:47:11.920 --> 00:47:14.992
و این کار رو هم کردیم،اول مرد رو
.تهدید کردیم

00:47:15.080 --> 00:47:18.277
،خیلی سخت باهاشون برخورد نکردیم

00:47:18.360 --> 00:47:20.271
.فقط تهدیدشون کردیم

00:47:20.360 --> 00:47:26.879
بعدش خانم رو تهدید کردیم،البته با
.توجه به وضعیتش

00:47:27.000 --> 00:47:31.994
ما این خطر رو پذیرفتیم و نکشتیمشون
،و قول هایی که دادن رو پذیرفتیم

00:47:32.080 --> 00:47:36.153
که مبنی بر این بود که از عملیات های
ما خارج بشند و کاری به کارمون نداشته
،باشند و صبر کنند که تا بعد از جنگ

00:47:36.240 --> 00:47:39.152
مردم کاری که لازم بود رو باهاشون
.انجام بدند

00:47:40.920 --> 00:47:43.593
،بهارِ سالِ 1944

00:47:43.680 --> 00:47:48.117
ارتشِ دوم برایِ آزادی ای که به
.شدت طلب میشد،حرکت کرد

00:47:48.200 --> 00:47:51.158
آلمانها پوسترهایی رو به دیوارها
و دیگر مکانها نصب کردند که مبنی
،بر این  بود که حملۀ متفقین

00:47:51.280 --> 00:47:53.271
.به معنای مرگ و نابودی و ویرانی هستش

00:47:53.400 --> 00:47:58.520
مادر،این همون ارتشِ دومی هستش"
"که پدر همیشه در موردش صحبت میکرد؟

00:48:02.680 --> 00:48:04.591
،اما حمله صورت گرفت

00:48:04.680 --> 00:48:08.798
و تا پائیزِ سالِ 1944،متفقین درحالِ
.پیشروی بسمتِ شمال بودند

00:48:08.880 --> 00:48:11.269
،در 13سپتامبر،اولین شهرِ هلند

00:48:11.360 --> 00:48:14.113
که در جنوبی ترین  "Maastricht" یعنی
.نقطه قرار داره،آزاد گشت

00:48:14.200 --> 00:48:18.079
جنگجویانِ معترض و مخالفین،نازیهارو
دستگیر کردند و خانمهایی که باهاشون
.همکاری میکردند رو مجازات کردند

00:48:21.480 --> 00:48:24.392
اما وقتی قسمتِ جنوبیِ هلند
،به شادی پرداخت

00:48:24.480 --> 00:48:28.871
بقیۀ کشور هم بی صبرانه منتظرِ
.آزادی بودند

00:48:30.400 --> 00:48:33.710
،اما چند روز بعد،امیدهاشون از بین رفت

00:48:33.800 --> 00:48:36.917
"Arnhem" متفقین به شدت در
.شکست خوردند

00:48:43.320 --> 00:48:46.392
دولتِ هلند که در تبعید بود دستورِ
،یک حمله به راه آهن رو داد

00:48:46.480 --> 00:48:48.789
تا خطوطِ تدارکات رو که به ارتشِ
.آلمان میرفت،قطع کنه

00:48:48.880 --> 00:48:52.156
،افرادِ راه آهن که قبلا تردید داشتند
،حالا همکاری کردند و

00:48:52.280 --> 00:48:55.397
.تمامِ حمل و نقل رو متوقف کردند

00:48:55.520 --> 00:48:57.909
،آلمان ها هم تلافی کردند و

00:48:58.000 --> 00:49:01.754
تمامِ خطوط و تدارکاتِ سوخت و غذا رو
،که بسمتِ شهرهای غربیِ هلند بود
.قطع کردند

00:49:05.040 --> 00:49:07.031
خیلی زود مردم هم در راه آهن هایی
،که نابود و رها شده بودند

00:49:07.120 --> 00:49:11.272
شروع به جمع آوریِ خرده های
.زغال کردند

00:49:12.720 --> 00:49:17.236
مغازه ها دیگه غذا نداشتند و
قیمت ها هم در بازارِ سیاه خیلی
.افزایش یافته بود

00:49:17.320 --> 00:49:20.039
مردم با خوردنِ ریشۀ گلِ لاله زنده
.میموندند

00:49:24.320 --> 00:49:27.630
برخلافِ این محرومیت ها،معترضان
.و اعتصاب کنندگان،قوی بودند

00:49:28.800 --> 00:49:33.635
اونا از اوراقِ بهادارِ جعلی استفاده
میکردند و دستمزدشون به دلیلِ
،مقاومت زیاد شده بود

00:49:33.720 --> 00:49:36.757
،و همچنین 300.000نفر رو که باید

00:49:36.840 --> 00:49:39.559
برای کار کردن در کارخانه های آلمان
خودشون رو معرفی میکردند،مخفی
.کرده بودند

00:49:40.240 --> 00:49:43.073
.برق و گاز وجود نداشت

00:49:43.160 --> 00:49:48.917
از چوبِ خونه هایی که توسطِ
یهودیان خالی شده بود،به عنوانِ
.سوخت استفاده میکردند

00:50:03.680 --> 00:50:05.796
،وقتی که زمستان شدیدتر شد

00:50:05.880 --> 00:50:10.112
آلمانها محدودیت هارو کم کردند و
.محل‌ اطعام‌ فقرا را تشکیل دادند

00:50:28.560 --> 00:50:32.678
اما هنوز،واضح بود که خیلی از مردم
،از گرسنگی میمیرند

00:50:32.800 --> 00:50:34.836
.مگراینکه هلند آزاد میشد

00:50:36.160 --> 00:50:41.473
خواستم  "Bedell Smith" من از دوستم
درخواست کنه  "Eisenhower" تا از ژنرال
،که

00:50:41.600 --> 00:50:44.512
،میشه بصورت مجزا عملیات هارو برای

00:50:44.600 --> 00:50:48.718
آزادسازیِ هلند انجام ندهند؟

00:50:48.800 --> 00:50:51.439
،و  "Maas" چون ما فقط تا سمتِ

00:50:51.520 --> 00:50:55.274
،در شرقِ هلند  "Nijmegen" شهرِ
،پیش رفته بودیم

00:50:55.360 --> 00:51:00.753
و بقیۀ شهرها وضعیتشون در زمستان
.بدتر و بدتر میشد

00:51:00.840 --> 00:51:03.877
،و در اون زمان،خیلی سریع

00:51:03.960 --> 00:51:09.990
حملۀ  "Ardennes" آلمانها در
،متقابل انجام دادند

00:51:10.080 --> 00:51:13.436
که تمامِ امیدهایی که یک
.نفر داشت رو از بین برد

00:51:17.880 --> 00:51:20.553
.هیتلر حالا هلند رو تقریبا خالی کردش

00:51:20.680 --> 00:51:24.673
در عرضِ دو روز  "Rotterdam" فقط از
،در نوامبرِ سالِ 1944

00:51:24.760 --> 00:51:30.278
50.000شخصِ سالم و توانا جمع آوری
شدند و برای کار در کارخانه ها به
.آلمان منتقل شدند

00:51:34.160 --> 00:51:37.630
،وقتی که زنگِ در رو زدند
.دوتا آلمانی اومده بودند

00:51:37.720 --> 00:51:39.676
،هردوشون اومدند بالا

00:51:39.760 --> 00:51:43.753
یکیشون بالایِ پله ها ایستاد و
،یکی دیگه واردِ اتاق شد

00:51:43.840 --> 00:51:45.319
،وی اتاق رو یه دوری زد

00:51:45.400 --> 00:51:48.915
و دو نفری که در اتاق بودند باید
آماده میشدند و با آلمانی ها
.میرفتند

00:51:49.040 --> 00:51:52.635
و خانم هایی هم که اونجا بودند گریه
،میکردند،هر دوشون

00:51:52.760 --> 00:51:57.959
یکیشون با بچه ای که بغلش بود
گریه میکرد،اون یکی هم دامنش رو
.گرفته بود

00:51:58.040 --> 00:52:01.032
،و من قشنگ یادمه که یکی از آلمانی ها

00:52:01.120 --> 00:52:04.829
،که داخلِ اتاق بود،داشت گریه میکرد

00:52:04.920 --> 00:52:07.593
اشک از چشمانش جاری شده بود
:و گفتش

00:52:07.680 --> 00:52:11.878
من واقعا متاسف هستم که تنها نیمدم"
"و شخصِ دیگه ای همراهِ من هستش

00:52:11.960 --> 00:52:14.872
من دوست دارم که کمکتون کنم،اما"
"کاری از دستم ساخته نیست

00:52:14.960 --> 00:52:17.952
چونکه شخصِ دیگه ای همراهِ من هستش"
"که نمیشناسمش

00:52:18.040 --> 00:52:21.999
وی نمیتونست کاری کنه،خیلی
سعی کرد که اون دوتا مرد رو اونجا
،رها کنه

00:52:22.080 --> 00:52:25.231
چونکه دیدنِ این وضعیت و اون گریه ها
.براش خیلی سخت بود

00:52:31.360 --> 00:52:34.079
این اولین باری بود که میدیدم یک
.آلمانی گریه میکنه

00:52:34.160 --> 00:52:38.312
واقعا گریه میکرد و اشک از چشمانش
.جاری بود

00:52:42.880 --> 00:52:48.159
در اون زمستان،16.000مرد،زن و بچۀ
،هلندی

00:52:48.240 --> 00:52:50.196
.به خاطرِ سرما و گرسنگی کشته شدند

00:53:27.880 --> 00:53:30.952
با وجود این شرایط هنوز هم خبری از
آزادی خواهان و آزاد گران نبود و
.نیامدند

00:53:30.953 --> 00:53:45.953
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.
