﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:06.600
<font face="Microsoft Sans Serif" color="#ff0000">قسمت 17،نبرد برلین
آدولف هیتلر-بزرگترین داستانی که هرگزگفته نشده است!</c>

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
.
.
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:06.773 --> 00:00:10.873
آسمان بمعنی واقعی کلمه در حال فرو افتادن برروی مردم آلمان است

00:00:10.873 --> 00:00:14.173
ناوگانهای عظیم بمب افکنهای سنگین آمریکایی وبریتانیایی

00:00:14.173 --> 00:00:17.873
شهرهای آلمان را میکوبند تا ویران شود،آلمان محاصره شده است

00:00:17.873 --> 00:00:22.573
از هرمرزی دشمنان در حال حرکت بسمت قلب سرزمین میهنی هستند

00:00:25.473 --> 00:00:30.573
آنها دوبرابر نفرات ورماخت وچهاربرابر تانکهای آن هستند

00:00:31.273 --> 00:00:33.773
هیتلر میداند محاصره شده است

00:00:33.773 --> 00:00:39.673
پیرمردان،پیرزنان،و کودکان برای یک نبرد ناامیدانه علیه احتمالات ناامیدانه هستند

00:00:39.673 --> 00:00:41.473
بااینوجود درهمان زمان

00:00:41.473 --> 00:00:46.474
افرادی بطرز حیرت انگیزی در برابر شکست قطعی وفادار میمانند

00:00:47.074 --> 00:00:51.074
پسران جوانان هیتلری خودشان را برای نبرد آماده میکنند

00:00:53.874 --> 00:00:57.474
افراد معمولی هنوز ارتشهای هیتلرراتمجید میکنند

00:00:59.674 --> 00:01:04.474
این سربازان همه چیزی هستند که بین آلمان و آرماگدون می ایستند

00:01:09.473 --> 00:01:12.474
استالین ادعا میکند او شش میلیون نفر

00:01:12.474 --> 00:01:17.674
علیه کمتر از یک میلیون بقایای مسلح
دارد که رایش میتواندازهر واحدی جمع اوری کند

00:01:17.674 --> 00:01:22.674
در 19 آوریل سربازان شوروی به حومه برلین میرسند

00:01:22.674 --> 00:01:25.474
حالا این نبرد خیابانی،خانه به خانه است

00:01:25.474 --> 00:01:29.674
که هرکدام یک استحکامات طبیعی برای مدافعان از جان گذشته است

00:01:34.474 --> 00:01:36.874
تلفات فزونی میابد

00:01:36.874 --> 00:01:42.074
مقاومت شدید است ولی ارتشهای شوروی نمیتوانند حالا متوقف شوند

00:01:52.174 --> 00:01:56.575
رایش هیتلر قلبش سوراخ شده است

00:02:03.275 --> 00:02:07.975
در25آوریل یگانهای جنوبی جبهه کونیف

00:02:07.975 --> 00:02:11.775
با نیروهای ایالات متحده در رود الب مرتبط میشوند

00:02:11.775 --> 00:02:14.475
هیچ اشاره ای به تنشها اینجا نمیشود.

00:02:16.975 --> 00:02:20.375
حالا همزمان با نزدیک شدن نیروهای شوروی به مرکز برلین

00:02:20.375 --> 00:02:24.875
نبرد همه کس و همه چیز را درمیدان نبرد دربرمیگیرد.

00:03:42.976 --> 00:03:46.976
<c.yellow>هانا رایچ</c>
ولی حتی حالا هیتلر یک فرشته نگهبان دارد

00:03:46.976 --> 00:03:49.376
خلبان  جنگنده هانا رایچ

00:03:55.976 --> 00:03:59.876
تنها زنیکه مدال صلیب آهنی
درجنگ دوم جهانی گرفت

00:03:59.876 --> 00:04:02.776
او کاملا وقف هیتلر شده است.

00:04:04.476 --> 00:04:10.576
در29 آوریل
او هواپیمای سبکش را به قلب برلین خلبانی میکند

00:04:26.977 --> 00:04:29.877
در اوتر دین لیندن برزمین مینشیند

00:04:29.877 --> 00:04:35.077
او سفر خطرناکی را از میان آتش نبردبه پناهگاه هیتلر انجام میدهد

00:04:35.477 --> 00:04:37.577
جاییکه او درانتظار پایان است

00:04:37.577 --> 00:04:41.477
همراه با مقدار کمی اموال ارزشمند

00:04:42.477 --> 00:04:48.177
هانا رایچ آخرین شانس هیتلر برای فرار است
اما او ترک نمیکند

00:04:48.177 --> 00:04:51.077
او انتخاب میکند تا با سرنوشتش در برلین ملاقات کند

00:05:01.877 --> 00:05:04.877
ساختمان صدارت عظمی بزرگش حالا بشدت آسیب دیده,

00:05:04.877 --> 00:05:07.877
او برای اولین بار پذیرفت که همه چیز ازدست رفته است.

00:05:08.077 --> 00:05:12.277
او بعد بدرون راهرویی قدم گذاشت که اوا ومنشیهایش منتظر بودند.

00:05:13.177 --> 00:05:16.577
<c.colorffff80>صدای منشی هیتلر ترودل یونگه</c>
"ناگهان در بازشد ،هیتلر بیرون آمد

00:05:16.577 --> 00:05:18.677
او کفت همه چیز ازدست رفته است

00:05:18.677 --> 00:05:20.677
وسایلتان را جمع کنید وبروید

00:05:20.677 --> 00:05:25.777
شما مجبورید بروید وطی یکساعت،آخرین هواپیما شما را بیرون میبرد

00:05:28.977 --> 00:05:34.278
پس ازلحظه ای سکوت اوابراون ،قدم جلو گذاشت وبسمت او رفت

00:05:34.278 --> 00:05:38.278
دستش را گرفت وگفت اما تومیدانی من با تو میمانم

00:05:41.278 --> 00:05:46.178
هیتلر لبخندزدمنظورم اینه که سعی کرد لبخندبزند و لبهایش رابوسید

00:05:46.178 --> 00:05:50.178
دراین لحظه همه گفتیم ما هم میمانیم

00:05:50.178 --> 00:05:56.078
اوا بسمت من آمد مرا بغل کردوگفت:سعی کن خانه بروی ،سعی کن ازینجا خارج شوی

00:05:56.278 --> 00:05:59.428
و اگر موفق شدی،اگر به باواریا بازگشتی

00:05:59.428 --> 00:06:02.178
سلام مرا به همه برسان

00:06:02.578 --> 00:06:09.678
و او بسیار غمگین بود ومن فکر میکنم او سعی کرد درآن لحظه بسیار شجاع باشد

00:06:13.078 --> 00:06:17.478
هیتلر میدانست چه اتفاقی برا ی موسولینی افتاده ،او عکسها رادیده بود

00:06:17.478 --> 00:06:24.578
و او بسیار بسیار وحشتزده بود اگر اسیر شود همان سرنوشت را داشته باشد

00:07:20.806 --> 00:07:23.323
<c.yellow>آخرین تصویر شناخته شده از آدولف هیتلر</c>

00:07:39.599 --> 00:07:42.728
گزیده ای از آخرین خواسته ووصیتنامه آدولف هیتلر

00:07:44.079 --> 00:07:50.979
بعدازشش سال نبرد،علیرغم همه به عقب برگشتنها که در تاریخ پایین میرود

00:07:50.979 --> 00:07:56.280
همچنانکه باشکوهترین و شجاعانه ترین تجلی خواسته مردم برای زندگی کردن است

00:07:56.280 --> 00:08:02.480
من نمیتوانم خودم را ازین شهر که پایتخت این رایش است جداکنم

00:08:02.680 --> 00:08:06.980
چون قوای ما بسیار کمتر ازین است که اجازه  هرگونه مقاومت بیشتری

00:08:06.980 --> 00:08:08.780
علیه تهاجمات دشمنان دهد

00:08:08.780 --> 00:08:14.780
من میخواهم بااین سرنوشت که میلیونهاتن دیگر
مسولیتشان را قبول کرده اند ،سهیم شوم

00:08:14.780 --> 00:08:18.180
باستثنای اینکه من باید دراین شهر بمانم

00:08:18.180 --> 00:08:24.480
بنابراین من نمیخواهم بدست دشمنانی بیفتم که برای
لذت بردن

00:08:24.480 --> 00:08:30.780
توده های سرشار ازنفرت خواستارنمایش جدیدترویج شده توسط یهودیان هستند،

00:08:30.780 --> 00:08:34.280
من بنابراین تصمیم گرفتم در برلین باقی بمانم

00:08:34.280 --> 00:08:40.680
و آنجا مرگ خود را درآخرین لحظات انتخاب کنم،زمانیکه من باور کنم

00:08:40.680 --> 00:08:45.780
کرسی پیشوا/صدراعظم نمیتواند دیگر دفاع شود

00:08:46.080 --> 00:08:49.180
من با قلبی شاد میمیرم

00:08:49.180 --> 00:08:54.580
با آگاهی از اعمال بی اندازه و دستاوردهای سربازانمان در جبهه

00:08:54.580 --> 00:08:58.580
از زنان درخانه،دستاوردهای کارگرانمان

00:08:58.580 --> 00:09:05.180
از همکاری،بیهمتا درتاریخ،از جوانانمان که نام مرا به دوش میکشند

00:09:05.980 --> 00:09:12.281
بدون گفتارسپری میشود که من به آنها از ته قلبم فکر میکنم

00:09:46.232 --> 00:09:54.232
درحال مبارزه تاآخر،هیتلر فیلد مارشال هرمان گورینگ و رئیس اس اس هاینریش هیملر را بعنوان خیانتکاردرتلاش برای مذاکره با متفقین بدون اطلاعش ،متهم میکند.

00:09:54.955 --> 00:10:01.553
او انها را از سمتهایشان خلع میکند و رهبری رایش سوم را به فرمانده نیروی دریایی کارل دونیتز میسپارد.

00:10:13.537 --> 00:10:14.217
<c.colorffff80>روزهای آخر</c>

00:10:17.881 --> 00:10:23.882
در 29 آوریل هیتلر تصمیم گرفت با معشوقه اش اوا براون ازدواج کند

00:10:23.882 --> 00:10:28.282
پس ازینکه عروس وداماد تایید کردند که از تبار حقیقی آریایی هستند

00:10:28.282 --> 00:10:32.682
تشریفات با گوبلز وبورمان بعنوان شاهد به پایان رسید

00:10:32.682 --> 00:10:36.882
هیتلر سند ازدواج را امضا کرد ولی زمانیکه نوبت اوا رسید,

00:10:36.882 --> 00:10:39.782
او شروع بنوشتن نام فامیلش بعنوان "براون "قبل از عبور از حرف ب

00:10:39.782 --> 00:10:44.982
او نوشت اوا هیتلر

00:10:47.582 --> 00:10:52.482
بازو در بازو آدولف هیتلر  عروسش را
به اتاق مطالعه برای مهمانی ازدواج برد

00:10:52.482 --> 00:10:52.982
ترود یونگه

00:10:52.982 --> 00:11:00.082
بعنوان ژست قدردانی برای عشقش اوا،برای قدرتش،برای وفاداریش,

00:11:00.882 --> 00:11:10.282
و من فکر میکنم او خواست تا با گرفتن ژست درتاریخ بعنوان همسرش ،جبران کند

00:11:11.482 --> 00:11:15.182
<c.yellow>سی آوریل 1945</c>
کمتر ازدو روز بعد ازازدواج در سی ام آوریل

00:11:15.182 --> 00:11:18.482
هیتلر وعروسش در اتاق مطالعه اش منزوی شدند.

00:11:18.482 --> 00:11:26.082
 ترودل یونگه: و او آنجا ایستاد.بسیار آرام بسیار خسته و بعد چرخید و من

00:11:26.082 --> 00:11:32.483
من قدری احساس انجماد کردم چون من میدانستم الان

00:11:32.483 --> 00:11:38.183
این لحظه سرنوشت ساز جایی است که ما
بزودی مرگ او وهمسرش را میبینیم

00:11:38.483 --> 00:11:40.183
آنها روی نیمکت نشستند

00:11:40.183 --> 00:11:43.183
مقابل آنان پرتره ای از مادر هیتلر بود

00:11:43.183 --> 00:11:50.083
اوا حالا یک کپسول سیانید برداشت
آنرا درون دهانش ترکاند.او در  دم جان سپرد.

00:11:51.483 --> 00:11:56.883
سپس هیتلر تفنگ را برداشت آنرا برروی گیجگاه راستش گذاشت وشلیک کرد

00:11:58.283 --> 00:12:02.083
برای عمل مطابق دستورالعملهای هیتلر،افرادش

00:12:02.083 --> 00:12:05.783
هردو جسد را در پتو پیچیدند وآنها را به بالا در سطح زمین آوردند

00:12:07.583 --> 00:12:09.783
طی وقفه ای در شلیک توپ روسها

00:12:09.783 --> 00:12:14.883
آنها اجساد را با بنزینی که جمع کرده بودند آغشتند و آنها را به آتش کشیدند

00:13:14.179 --> 00:13:16.151
نبردبین مردم و نفرت بین  آنها

00:13:17.957 --> 00:13:20.882
در حال پرورش توسط احزاب بسیار خاص ذینفع است

00:13:22.261 --> 00:13:28.261
آن یک محفل کوچک بی ریشه بین المللی است که مردم راعلیه هم برمی انگیزد ونمیخواهد که صلح باشد!

00:13:33.846 --> 00:13:37.180
آنها افرادی هستند که درخانه هیچ جا وهمه جا هستند!

00:13:37.767 --> 00:13:40.148
هیچ جا خاکی ندارند تا بران رشد کنند

00:13:43.030 --> 00:13:45.411
ولی امروز آنان دربرلین زندگی میکنند

00:13:45.754 --> 00:13:48.815
فردا بروکسل،پاریس روزبعد،بعد پراگ،وین یا لندن

00:13:53.725 --> 00:13:56.242
و آنها همه جا حس میکنند در خانه هستند

00:13:58.306 --> 00:14:02.232
آنها اشخاصی هستند که واقعا میتوان بعنوان عناصر بین المللی درنظر گرفت

00:14:02.420 --> 00:14:09.220
چون انها کسب وکارشان را همه جا انجام میدهند

00:14:14.811 --> 00:14:19.004
در لحظات آخر زندگیش ،مطمئنا،پشتش خم شده بود،ولی افکارش بمانند تلالو آذرخش درخشان باقی ماند

00:14:19.557 --> 00:14:22.857
زمانیکه تاریخ برای همیشه شاهد است چنین تراژدی عظیمی با چنین کف نفس آهنینی به انتهایش میرسد؟

00:14:22.905 --> 00:14:25.354
ژنرال لئون دگرل
(معمای آدولف هیتلر)

00:14:25.379 --> 00:15:17.679
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.::  Telegram : @bollbolljan  ::.
.::  Instagram @bollbolljan_com  ::.